صفحه نمایش استاد - پرتال اصلی دانشگاه رازی
طیبه محمدی
استادیار / دامپزشکی / گروه علوم پایه دامپزشکی
دروس ارائه شده نیمسال جاری
| نام درس | واحد | زمان ارائه درس | ترم |
|---|---|---|---|
| بافت شناسی 2 | 1 | هرهفته، چهارشنبه ، 08:30-09:30 | نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1405 |
| عملی بافت شناسی 2 | 2 | هرهفته، سه شنبه ، 17:00-18:30، هرهفته، دوشنبه ، 14:00-15:30 | نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1405 |
| عملی بافت شناسی 2 | 2 | هرهفته، سه شنبه ، 15:30-17:00، هرهفته، دوشنبه ، 15:30-17:00 | نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1405 |
| عملی بافت شناسی 2 | 2 | هرهفته، سه شنبه ، 14:00-15:30، هرهفته، دوشنبه ، 17:00-18:30 | نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1405 |
| سلول شناسی | 1 | هفته هاي زوج ، يك شنبه ، 08:30-10:30 | نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1405 |
| آزمایشگاه سلول شناسی | 1 | هرهفته، دوشنبه ، 08:30-10:00 | نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1405 |
| آزمایشگاه سلول شناسی | 1 | هرهفته، دوشنبه ، 10:00-11:30 | نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1405 |
| مبانی و کاربردهای سلول های بنیادی | 1 | هفته هاي زوج ، چهارشنبه ، 10:30-12:30 | نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1405 |
رساله های دکتری
-
بررسی اثر نانوذرات اکسید آهن سنتز شده به روش سبز بر القای استرس اکسیداتیو، سمیت سلولی و آپوپتوز در سلولهای سرطانی ریه
فاطمه سلیمی 1405مقدمه و هدف: سرطان ریه یکی از شایعترین و مرگبارترین بدخیمیها در جهان است و محدودیتهای روشهای درمانی متداول، از جمله سمیت بالا و بروز مقاومت دارویی، ضرورت توسعه راهکارهای درمانی نوین را برجسته میسازد. در این میان، نانوذرات اکسید آهن سنتز شده به روش سبز، بهدلیل زیستسازگاری، پایداری و خواص زیستی مطلوب، مورد توجه ویژه قرار گرفتهاند. هدف از این مطالعه، سنتز سبز نانوذرات اکسید آهن با استفاده از عصاره هیدروالکلی گیاه گزنه (Urtica dioica) و بررسی اثرات سیتوتوکسیک و مکانیسمهای القای آپوپتوز در سلولهای سرطان ریه A549 بود.
روش تحقیق: نانوذرات اکسید آهن از طریق روش سنتز سبز با استفاده از عصاره گزنه تهیه شدند . بهمنظور مشخصهیابی، از تکنیکهای UV-Vis، XRD، FTIR، FESEM، DLS و اندازهگیری پتانسیل زتا استفاده شد. سپس اثرات زیستی نانوذرات بر سلولهای A549 با استفاده از آزمونهای MTT، سنجش گونههای فعال اکسیژن (ROS)، ارزیابی پتانسیل غشای میتوکندری (MMP) و اندازهگیری فعالیت آنزیم کاسپاز-3 مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: نتایج آنالیزهای طیفسنجی و میکروسکوپی، تشکیل موفق نانوذرات اکسید آهن با ساختار کریستالی مناسب و مورفولوژی عمدتاً کروی را تایید نمود . بررسیهای زیستی نشان داد که این نانوذرات دارای اثر سیتوتوکسیک وابسته به دوز بوده و موجب کاهش معنیدار زندهمانی سلولهای A549 میشوند. همچنین افزایش تولید ROS، کاهش پتانسیل غشای میتوکندری و عدم افزایش فعالیت کاسپاز-3 مشاهده گردید که نشاندهنده فعالسازی مسیرهای آپوپتوز میباشد. یافتههای حاصل از رنگآمیزیهای سلولی نیز تغییرات مورفولوژیک و هستهای مرتبط با مرگ برنامهریزیشده سلولی را تایید کرد.
نتیجهگیری: نانوذرات اکسید آهن سنتز شده به روش سبز با استفاده از عصاره گزنه، قادر به القای استرس اکسیداتیو و فعالسازی مسیرهای آپوپتوز در سلولهای سرطان ریه هستند و میتوانند بهعنوان یک گزینه امیدوارکننده در توسعه راهکارهای نوین درمان سرطان مورد توجه قرار گیرند.
کلید واژه ها: نانوذرات اکسید آهن، سنتز سبز، گزنه (Urtica dioica)، سرطان ریه، A549، استرس اکسیداتیو، آپوپتوز
-
بررسی ترمیم زخم تجربی پوست موش آزمایشگاهی بزرگ متعاقب تجویز سلول های بنیادی مزانشیمی و عصاره تشنه داری
احمدرضا قیطاسی 1404زخم به هرگونه آسیب و یا اختلال در ساختار طبیعی پوست گفته می شود که می تواند باعث از بین رفتن اتصال و یکپارچگی بافت بدن شود. به دلیل اهمیت پوست به عنوان یک ارگان حیاتی و نقشی که در جلوگیری از ورود عوامل خارجی و عفونت زا به داخل بدن دارد ، مدیریت و درمان زخم، یک موضوع جدی و مهم در پزشکی نوین است. یکی از رهیافتها در زمینهی مدیریت زخم استفاده از سلولهای بنیادی میباشد. سلولهای بنیادی هم به صورت موضعی و هم به صورت سیستمیک برای درمان زخمهای جلدی مورد استفاده قرار میگیرند. سلولهای بنیادی مزانشیمی مشتق شده از مغز استخوان با داشتن پتانسیل تکثیر و تمایز به عنوان یک کاندید مهم در مطالعات مربوط به مدیریت زخم، بررسی شدهاند. گیاه تشنه داری یکی از گیاهان بومی غرب کشور است که از گذشته توسط مردم محلی برای درمان زخمهای پوستی استفاده شده است این گیاه دارای خواص آنتی اکسیدانی ، ضد میکروبی و تعدیل کنندگی سیستم ایمنی است. در این مطالعه به بررسی اثر تجویز همزمان سلولهای بنیادی مزانشیمی و عصاره گیاه تشنه دارای در ترمیم زخم تجربی پوست در موش آزمایشگاهی بزرگ پرداخته میشود و کیفیت ترمیم زخمها در سطح ماکروسکوپی و میکروسکوپی ارزیابی خواهدشد.
-
بررسی اثر اسید سیرینجیک بر مدل رت های کولستاتیک با بستن مجرای صفراوی: مطالعات هیستوپاتولوژیک، بیوشیمیایی و مولکولی
پردیس عباسی 1404 -
ترمیم زخم تجربی پوست به کمک پیوند داربست نانوفیبر پلی لاکتیک اسید/ صمغ کتیرا/ عصاره هیدروالکلی پوست انار همراه با سلولهای بنیادی مزانشیمی
سنا میرزائی 1404
چکیده
سابقه و هدف: زخم به هرگونه آسیب و یا اختلال در ساختار طبیعی پوست گفته می شود. مدیریت و درمان زخم، یک موضوع جدی و مهم در پزشکی نوین است. یکی از رهیافتها در زمینهی مدیریت زخم استفاده از سلولهای بنیادی میباشد. سلولهای بنیادی هم به صورت موضعی و هم به صورت سیستمیک برای درمان زخمهای جلدی مورد استفاده قرار میگیرند. سلولهای بنیادی مزانشیمی مشتق شده از بند ناف جنین انسان(ژله وارتون) با داشتن پتانسیل تکثیر و تمایز به عنوان یک کاندید مهم در مطالعات مربوط به مدیریت زخم، بررسی شدهاند. انتقال سلولهای بنیادی مزانشیمی از طریق تزریق یا تجویز موضعی به طور مستقیم میتواند باعث ایجاد مرگ سریع سلولی شود. از این رو راهبردهای متفاوتی بر اساس استفاده از مواد و داربستها با هدف افزایش چسبندگی، پرولیفراسیون و تمایز سلولها به کار گرفته میشود. یکی از انواع داربستهای استفاده شده در مهندسی بافت، داربستهای نانوفیبر الکتروریسی شده هستند. این مطالعه با هدف بررسی کارایی سلولهای بنیادی مزانشیمی ژله وارتون بارگذاری شده بر داربست نانوفیبر ساخته شده از پلی لاکتیک اسید / صمغ کتیرا و عصاره پوست انار با روش الکتروریسی ، در ترمیم زخم تجربی در موش بزرگ آزمایشگاهی با کمک بافت شناسی و ایمونوهیستوشیمی انجام شد.
مواد و روشکار: پس از تهیه پودر پوست انار، عصاره هیدروالکلی پوست آن به روش خیساندن آماده شد. داربست مورد نظر در این مطالعه با کمک دستگاه الکتروریسی مستقر در آزمایشگاه بهداشت مواد غذایی دانشکده دامپزشکی دانشگاه رازی ساخته شد و عصاره پوست انار در ترکیب داربست با نسبت 25/1% استفاده شد. جهت شناسایی داربست از آزمون FTIR ومیکروسکوپ الکترونی نگاره استفاده شد. بند ناف جنین full term انسان از بیمارستان بیستون به آزمایشگاه کشت سلول منتقل شده و طبق پروتوکل آزمایشگاه مراحل جداسازی، کشت و پاساژ سلولی انجام شد. جهت سنجش سمیت سلولی داربست از آزمون MTT استفاده شد. تعداد 20 سر موش آزمایشگاهی بزرگ نر نژاد ویستار با میانگین سنی دو ماه خریداری و در قفس مخصوص با شرایط محیطی دما 3±22 درجه سانتیگراد و سیکل روشنایی(12:12) در خانه حیوانات نگهداری شد و در طول مطالعه، به آب و غذا دسترسی آزاد داشتند. پس از تطابق با شرایط محیطی، موشها با کمک کتامین/زایلازین (ketamine 80 mg/kg & xylazine 10mg/kg) بیهوش شدند. موی سطح پشتی هر موش در محل ایجاد زخمها زده و ضد عفونی شد. در سطح پشتی هر موش، زخم دایرهای به قطر 20 میلیمتر و با ضخامت کامل ایجاد شد و به طور تصادفی به پنج گروه تقسیم شدند. 1)گروه کنترل منفی 2) گروه تیمارشده با 105 سلول 3) گروه تیمارشده با داربست پلیلاکتیکاسید/صمغ کتیرا 4) گروه تیمار شده با داربست پلیلاکتیک اسید/صمغ کتیرا/عصاره انار 5) گروه تیمار شده با داربست پلیلاکتیکاسید/کتیرا/عصاره انار بارگذاری شده با 105 سلول . طول مدت تیمار 14 روز بود.. درروزهای 4، 7، 10 و 14 با کمک دوربین دیجیتال از محل زخم تصاویری اخذ شد و روند ترمیم زخم از نظر ماکروسکوپی بررسی شد. پس از 2 هفته، موشها آسان کشی شدند و نمونههای پوست از ناحیه مورد بررسی اخذ شدند و در محلول فیکساتیو قرار داده شدند. بعد از فیکس شدن بافت ، به روش معمول، مقاطع بافتی از پوست تهیه شد و پس از رنگ آمیزی عمومی و اختصاصی با میکروسکوپ نوری مطالعه و مقایسه شد. همچنین جهت مطالعه ایمونوهیستوشیمیایی نمونههای بافتی به آزمایشگاه مربوط ارسال شدند و پروتئینهای ویمنتین، CD31وki-67 مورد رنگ آمیزی و مطالعه قرارگرفتند.
یافتهها: ماهیت سلولهای بنیادی مزانشیمی با نتایج فلوسایتومتری و تمایز به رده سلولهای استخوانی و چربی تایید شدند. ماهیت داربست الکتروریسی شده با آزمون FTIR و تصاویر حاصل از میکروسکوپ الکترونی روبشی تایید شد. نتایج آزمون MTT هیچ سمیت سلولیای را برای داربست نشان نداد. چسبندگی و تکثیر سلولها به داربست نیز با استفاده از تصاویر حاصل از میکروسکوپ الکترونی تایید شد. بررسی روند ترمیم زخم به صورت ماکروسکوپیک نشان از بهبود موثر در گروه تیمارشده با داربست حاوی عصاره به همراه سلول نسبت به سایر گروههای درمانی بود. مطالع? هیستوپاتولوژیک و هیستومورفومتریک نمونههای اخذ شده با رنگآمیزی هماتوکسیلین-ائوزین و ماسونتریکروم نشان داد که گروه درمان شده با داربست حاوی عصاره به همراه سلول ترمیم بهتری در زمینه سنتز مجدد بافت پوششی؛ بافت جوانه گوشتی؛ تجمع کلاژن و رگزایی مجدد را نشان داده و همچنین میزان التهاب کمتری در مقایسه با سایر گروههای درمانی و گروه کنترل حاصل شد. در بررسی ایمونوهیستوشیمی و شمارش سلولی، کاهش بیان پروتئین ویمنتین در سیتوپلاسم سلولهای فیبروبلاست لایه درم، کاهش بیان مارکر ki-67 در هسته سلولهای لایه بازال اپیدرم و کاهش بیان مارکر CD31 در غشای سلولهای اندوتلیال عروقی ناحیه درم مشاهده شد.
-
تاثیر تجویز گنادوترپین کوریونیک انسانی (hCG) همراه با تجویز دوم هورمون آزادکننده ی گنادوتروپین (GnRH) در پروتکل Ovsynch بر عملکرد تولید مثلی گاوهای هلشتاین شیرده
حامد کرمی قلمه 1404کارایی ضعیف تولید مثلی در گاوهای شیری همچنان یک نگرانی عمده برای صنعت دام شیری در سراسر جهان است. در چند دههی اخیر، انتخاب ژنتیکی برای تولید شیر با کاهش کارایی تولید مثلی همراه بوده است. تلاشهای تحقیقی زیادی به منظور ابداع فناوریهایی جهت القاءِ تخمکگذاری همزمان برای تلقیح در زمان معین (TAI) در گاوهای گوشتی و شیری انجام شده است. پروتکل Ovsynch، که شامل دو تجویز هورمون آزادکنندهی گنادوتروپین (GnRH) به فاصلهی 9 روز، تجویز پروستاگلاندین F2? (PGF2?) هفت روز پس از GnRH اول، و انجام تلقیح 18-16 ساعت پس از تجویز GnRH دوم (GnRH2) است، برنامههای تولید مثلی را موثرتر ساخته است. با این حال، نرخ ضعیف تخمکگذاری در پاسخ به GnRH2 ممکن است منجر به نرخهای آبستنی پایین شود. پژوهشهای زیادی جهت بهبود نرخ تخمکگذاری با جایگزین کردن GnRH2 از جمله با گنادوتروپین کوریونیک انسانی (hCG) که موثرتر از GnRH در تحریک تخمکگذاری در گاوهای شیری است انجام شده است. با این حال گزارش شده است که این جایگزینی نرخهای تخمکگذاری و آبستنی را افزایش نداد، بنابراین hCG یک جایگزین مناسب برای GnRH2 نیست. ما فرض کردیم که درصد گاوهایی که در پاسخ به GnRH2 تخمکگذاری میکنند با تجویز همزمان hCG افزایش مییابد. بنابراین در مطالعهی حاضر اثر تجویز همزمان hCG و GnRH2 در مقایسه با تجویز جداگانهی هر یک از آنها بر عملکرد تولید مثلی گاوهای هلشتاین شیرده مورد بررسی قرار گرفت. در این مطالعه 62 راس گاو بین زایشهای دوم و پنجم که در روزهای 5 ± 50 پس از زایش خود بودند بهطور تصادفی به سه گروه GPG (Ovsynch)، GPH (مانند گروه GPG ولی تجویز hCG بهجای GnRH2) و GPG-H (مانند گروه GPG ولی تجویز hCG همزمان با GnRH2) تقسیم و 18-16 ساعت بعد از آخرین تزریق تلقیح (TAI) شدند. دامها در روزهای 1- (TAI = D 0) و 7 جهت تعیین نرخ تخمکگذاری و در روزهای 30 و 55 جهت تعیین نرخهای گیرایی و آبستنی به روش سونوگرافی معاینه شدند. نمونههای خون از ورید وداج دامها در روزهای صفر و 12 جهت سنجش غلظتهای پروژسترون خون اخذ گردید.
-
بررسی تاثیر نانوذرات اکسید روی سنتز شده سبز پوست انار بر تغییرات فاکتور های آنتی اکسیدانی و رادیکال های آزاد دررده سلول سرطانی کولورکتال
زهرا نیکوئی 1404سرطان کولورکتال[ colorectal] معضلی جهانی است. مقاومت تومور به داروها، چالش اصلی درمان است که با اختلال در سیستم اکسیداتیو/آنتیاکسیدانی مرتبط است. نانوذرات اکسید روی سنتز سبز، ZnO با تاثیر براین سیستم، اثرات ضد توموری اعمال میکنند. روش کار: تاثیر نانوذرات اکسید روی سنتز سبز را بر شاخصهای کلیدی استرس اکسیداتیو و سیستم آنتیاکسیدانی شامل مالون دیآلدئید (MDA)، سوپراکسید دیسموتاز (SOD) و گلوتاتیون(GSH ) در سلولهای سرطان کولورکتال HT-29 بررسی شد. نانوذرات اکسید روی به روش سبز با استفاده از عصاره پوست انار سنتز شدند. ترکیبات فعال زیستی عصاره با GC-MS و HPLC شناسایی شدند. نانوذرات سنتز شده با XRD، DLS، UV-Vis، FTIR، پتانسیل زتا و FE-SEM تجزیه و تحلیل شدند. تشکیل نانوذرات با ساختار کریستالی وورتزیت[ wurtzite] شش ضلعی، اندازه نانو و مورفولوژی کروی و شش ضلعی تایید شد. نتایج:نانوذرات اکسید روی سنتز شده به روش سبز با نانوذرات سنتز شده به روشهای شیمیایی بر روی HT-29 مقایسه شدند. نتایج MTT نشان داد که نانوذرات سبز، اثرات سیتوتوکسیک[ cytotoxic] قویتری اعمال نمودند. مقدار IC50 برای نانوذرات سبز، 80.28 میکروگرم بر میلیلیتر تعیین شد. سطوح نشانگرهای استرس اکسیداتیو و مولکولهای آنتیاکسیدان سنجش شد. افزایش MDA و کاهش SOD و GSH را در گروه تیمار شده با نانوذرات سبز دیده شد. نتایج AO/PI و DAPI، القای آپوپتوز را در سلولهای سرطانی تیمار شده با نانوذرات سبز تایید نمود. نتیجه گیری:نانوذرات اکسید روی سنتز شده به روش سبز با عصاره پوست انار، تاثیردرسیستم اکسیداتیو/آنتیاکسیدانی سلولهای سرطانی،احتمالا پتانسیل بالایی در بهبود درمان سرطان کولورکتال دارند.
-
مطالعه ایمونوهیستوشیمی مارکرهای -2BCl , 53P در رحم سگهای ماده اوریوهیسترکتومی شده
آراد رحمانی 1404مطالعه به منظور درک هرچه بهتر ارتباط میان یافته های بالینی ، هیستوپاتولوژیک و بیان پروتئینهای مرتبط با آپوپتوز(BCl-2,P53) در اندومتر سگهای ارجاعی به کلینیکهای سطح شهر کرمانشاه برای جراحی اوریوهیسترکتومی طراحی شده است. مجموع 25 رحم خارج شده به روش جراحی انتخابی، از سگهای ماده بین سنین 2 تا 12 سال، ابتدا مورد بررسی بالینی و هیستوپاتولوژی از جهت وجود هیدرومتر، موکومتر، پایومتر و هیپرپلازی کیستی اندومترقرار گرفته و سپس مارکرهای BCl-2و P53 با تکنیک ایمونوهیستوشیمی در بافت رحم لوکالیزه و ردیابی میشوند. از حیوانات انتخاب شده قبل از عمل جراحی نمونه خون گرفته شده و میزان هورمونهای استرادیول ، پروژسترون و فاکتورهای خونی حیوان ارزیابی میشوند.
مقادیر اندازهگیری شده در نمونههای پاتولوژیک همچنین با مقادیر اندازهگیری شده در نمونههای سالم از لحاظ بالینی، هیستولوژی بافت رحم، ایمونوهیستوشیمی مارکرهای مذکور و پارامترهای خونی 5 قلاده سگ که مورد اواریوهیسترکتومی انتخابی قرار میگیرند مقایسه خواهند شد.
-
مطالعه تجربی تاثیر ترکیب سلولز باکتریایی/ اسکولین بر زخم پوستی در موش صحرایی
امیر امامی نیا 1403یکی از مشکلات متداول پوست زخمهای جلدی و مسائل مربوط به ترمیم زخم است. اهمیت ترمیم زخم بـه علـت شـیوع بـالای رویـداد آن در جوامـع انسانی و دامی میباشد. مطالعه حاضر با هدف بررسی تاثیر ترکیب سلولز باکتریایی/ اسکولین بر زخمهای پوستی در مدل حیوانی رت انجام شد. 45 سر موش صحرایی نر از نژاد ویستار تهیه شد و به سه گروه تقسیم شدند (هر گروه 15 موش): گروه کنترل، گروه نانوسلولز باکتریایی و گروه ترکیبی نانوسلولز باکتریایی/اسکولین. دیسکهای نانوسلولز باکتریایی و نانوسلولز باکتریایی/ اسکولین بر روی زخم ایجاد شده در پشت گردن موش ها قرار گرفتند. در روزهای 7، 14 و 21 پس از شروع آزمایش، در هر نوبت از 5 موش در هرگروه از محل ضایعه فتوگرافهایی با دوربین دیجیتال برای ارزیابی مورفومتریک تهیه و نمونه برداری جهت بررسی تعییرات هیستوپاتولوژیک، میزان هیدروکسی پرولین، میزان گلیکوزآمینوگلیکان، پارامترهای اکسیدانی/آنتی اکسیدانی و بیان ژنهای interleukin-1? (IL-1?)، Transforming growth factor-?1 (TGF-?1)، basic fibroblast growth factor (bFGF) و vascular endothelial growth factor (VEGF) در سطح زخم انجام شد. بر اساس نتایج بدست آمده، زخم پوش نانوسلولز باکتریایی/اسکولین باعث کاهش قابل توجهی در ناحیه زخم در مقایسه با گروههای کنترل و نانوسلولز باکتریایی در طی آزمایش شد. علاوهبر این، درمان با اسکولین تعداد لنفوسیت ها را نست به گروه کنترل کاهش داد و تعداد فیبروبلاست ها را در مراحل اولیه کاهش و تعدادی فیبروسیتها را در مراحل بعدی بهبود زخم افزایش داد. پارامترهای دیگر مانند ایجاد اپیتلیوم مجدد، نظم بافتی، الیاف کلاژن با بلوغ بشتر و رگ های خونی با اندازه بزرگ، در گروه نانوسلولز باکتریایی/اسکولین در مقایسه با سایر گروهها بهبود مشخصی را نشان دادند. در گروه درمان شده با نانوسلولز باکتریایی/اسکولین در مقایسه با گروه کنترل، میزان ماده خشک، گلیکوزآمینوگلیکان و محتوای هیدروکسی پرولین در مراحل مختلف بهبود زخم به طور قابل توجهی افزایش یافتند. بررسی پارامترهای استرس اکسیداتیو نیز نشاندهنده بهبود وضعیت آنتیاکسیدانی در بافت زخم در گروه درمان شده با نانوسلولز/اسکولین بود؛ بهطوری که فعالیت آنزیمهای گلوتاتیون پراکسیداز و سوپراکسید دیسموتاز افزایش و غلظت مالون دی آلدئید کاهش یافته بود. همچنین، درمان با اسکولین بهطور قابل توجهی الگوی بیان ژنها را در مراحل مختلف بهبود و تعدیل نمود که از نظر بالینی میتواند به تسریع فرآیند بهبودی و کاهش عوارض التهابی منجر شود. نتایج این مطالعه نشان داد که ترکیب نانوسلولز باکتریایی/اسکولین در روند التیم زخم موثر است. خصوصیت این دارو در تسریع روند التیام میتواند مربوط به اثر آنها بر عروق خونی، تعدیل سیتوکین های پیش التهابی، بهبود وضعیت آنتیاکسیدانی و تولید بیشتر کلاژن و گلیکوزآمینوگلیکان باشد.
-
بررسی تاثیر نانوذرات اکسید روی سنتز شده سبز پوست انار بر تغییرات پانل تومور مارکری در سلول های سرطانی کولورکتال
پویا احمدی 1403سرطان کولورکتال (CRC) یکی از شایعترین و مرگبارترین انواع سرطان است. با وجود پیشرفتهای درمانی، محدودیتها و عوارض جانبی روشهای درمانی کنونی، ضرورت توسعه رویکردهای جدید و موثرتر را بیش از پیش آشکار ساخته است. در این میان، نانوذرات اکسید روی (ZnO ) به دلیل خواص ضد توموری قابل توجه و امکان سنتز به روشهای سازگار با محیط زیست، به عنوان یک گزینه امیدبخش در درمان سرطان مطرح شدهاند. اگرچه مطالعات متعددی به بررسی اثرات ضد توموری نانوذرات اکسید روی پرداختهاند، اما مکانیسم دقیق عمل این نانوذرات و ارتباط آن با تغییرات در بیان نشانگرهای توموری مانند آنتیژن کارسینومبریونیک (CEA) و پروتئین ویروس سارکوم موش کرستن (KRAS) هنوز به طور کامل شناخته نشده است. در این مطالعه، با هدف روشنتر نمودن اثرات همزمان نانوذرات اکسید روی سنتز شده به روش سبز بر سلولهای سرطان کولورکتال HT-29 و تغییرات در بیان این نشانگرهای توموری، تلاش شده است تا گامی در جهت شخصیسازی درمان و بهبود نتایج درمانی در بیماران مبتلا به CRC برداشته شود. همچنین، برای ارزیابی نقش روش سنتز در اثربخشی نانوذرات، نتایج حاصل از نانوذرات سنتز شده به روش سبز با نانوذرات سنتز شده به روش شیمیایی مقایسه گردید.نانوذرات روی به روش سبز و با استفاده از عصاره اتانولی پوست انار (Punica granatum) سنتز شدند. ابتدا، با استفاده از تکنیکهای کروماتوگرافی گازی- طیفسنجی جرمی (GC-MS) و کروماتوگرافی مایع با کارایی بالا (HPLC) برای شناسایی ترکیبات زیست فعال موجود در عصاره پوست انار استفاده شد. پس از سنتز، نانوذرات با استفاده از تکنیکهای از جمله پراش پرتو ایکس (XRD)، پراکندگی دینامیکی نور (DLS)، طیفسنجی فرابنفش-مرئی (UV-Vis)، طیفسنجی مادون قرمز (FTIR)، پتانسیل زتا و میکروسکوپ الکترونی روبشی (FE-SEM) مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج حاصل، تایید کننده تشکیل نانوذراتی با ساختار بلوری وورتزیت شش ضلعی، اندازه نانومتری و مورفولوژی کروی و شش ضلعی بود. در ادامه، اثر ضدتوموری نانوذرات روی سنتز شده به روش سبز، در مقایسه با نانوذرات ZnO سنتز شده به روش شیمیایی، بر روی سلولهای سرطان کولورکتال مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج آزمون MTT نشان داد که نانوذرات سنتز شده به روش سبز، اثرات سیتوتوکسیک وابسته به دوز قویتری نسبت به نانوذرات روی سنتز شده به روشهای شیمیایی بر روی سلولهای سرطان کولورکتال اعمال میکنند. مقدار IC50 برای نانوذرات سبز برابر با 80.28 میکروگرم بر میلیلیتر تعیین شد. نتایج حاصل از تکنیکهای رنگآمیزی DAPI و آکریدین اورنج/اتیدیوم بروماید نشان داد که در سلولهای سرطانی تیمار شده با نانوذرات سنتز شده به روش سبز، فرایند توقف رشد سلول های توموری به طور قابل توجهی افزایش یافته است. همچنین، آنالیز الایزا (ELISA) بیانگر کاهش معنیدار در میزان نشانگرهای زیستی تومور CEA و KRAS بود.
نتایج این پژوهش حاکی از آن است که تلفیق روشهای نوین درمانی، از جمله بکارگیری نانوذرات اکسید روی سنتز شده به روش سبز با استفاده از عصاره اتانولی پوست انار (P.G)، به همراه ارزیابی دقیق تغییرات چندین بیومارکر توموری، میتواند به دستاوردهای قابل توجهی در درمان هدفمند و موثر سرطان کولورکتال منجر شود..
کلمات کلیدی: نانو ذرات اکسید روی، سنتز سبز، سلول سرطان ,HT-29نشانگرهای زیستی توموری، الایزا، رنگآمیزی DAPI، آکریدین اورنج/اتیدیوم بروماید
-
بررسی تاثیر نانوذرات اکسید روی سنتز شده سبز پوست انار بر تغییرات فاکتور های آپوپتوز در رده سلول سرطانی کلورکتال
حسین هاتفی 1403سرطان کولورکتال یکی از جدیترین تهدیدات حوزه سلامت است که درمانهای فعلی آن با چالشهایی مانند عوارض جانبی شدید و مقاومت سلولی روبرو هستند. القای آپوپتوز، به عنوان یک رویکرد نوآورانه برای غلبه بر این موانع مطرح شده است. نانوذرات سنتز شده به روش سبز، به عنوان ابزاری امیدوارکننده در این زمینه مطرح شدهاند. این نانوذرات میتوانند با القای آپوپتوز، به طور موثر سلولهای سرطانی را از بین ببرند و در عین حال عوارض جانبی کمتری داشته باشند.
در مطالعه برون تنی حاضر، با هدف ارزیابی پتانسیل ضدتوموری و القای آپوپتوز، نانوذرات اکسید روی (ZnO ) به روش سبز با استفاده از عصاره اتانولی پوست انار (Punica granatum) سنتز شدند. ابتدا، با استفاده از تکنیکهای کروماتوگرافی گازی- طیفسنجی جرمی (GC-MS) و کروماتوگرافی مایع با کارایی بالا (HPLC) برای شناسایی ترکیبات زیست فعال موجود در عصاره پوست انار استفاده شد. سپس این نانوذرات، با استفاده از تکنیکهای از جمله پراش پرتو ایکس (XRD)، پراکندگی دینامیکی نور (DLS)، طیفسنجی فرابنفش-مرئی (UV-Vis)، طیفسنجی مادون قرمز (FTIR) و میکروسکوپ الکترونی روبشی (FE-SEM) مورد ارزیابی قرار گرفتند (شکل1-1). نتایج حاصل، تایید کننده تشکیل نانوذراتی با ساختار کریستالی وورتزیت شش ضلعی ZnO، اندازه نانومتری و مورفولوژی کروی و شش ضلعی بود(شکل1-2). در ادامه، اثر ضدتوموری و توانایی القای آپوپتوز نانوذرات اکسید روی سنتز شده به روش سبز، در مقایسه با نانوذرات روی سنتز شده با روشهای شیمیایی، بر روی سلولهای سرطانی کولورکتال HT-29 مورد بررسی قرار گرفت. نتایج آزمون MTT نشان داد که نانوذرات سنتز شده به روش سبز، اثرات سیتوتوکسیک وابسته به دوز قویتری نسبت به نانوذرات سنتز شده به روشهای شیمیایی بر روی این سلولها اعمال میکنند. مقدار IC50 برای نانوذرات سبز برابر با 80.28 میکروگرم بر میلیلیتر تعیین شد، که نشاندهنده سمیت سلولی بالاتر این نانوذرات در مقایسه با نانوذرات سنتز شده به روشهای شیمیایی است. نتایج حاصل از تکنیک رنگآمیزی آکریدین اورنج/پروپیدیوم یدید و DAPI نشان داد که در سلولهای سرطانی تیمار شده با نانوذرات اکسید روی سنتز شده به روش سبز، فرایند آپوپتوز به طور قابل توجهی افزایش یافته است. همچنین، آنالیز ایمونوسیتوشیمی (ICC)، بیانگر افزایش معنیدار پروتئین p53 و کاهش قابل توجه بیان پروتئین Bcl-2 در این سلولها بود (p ? 0.0001). این یافتهها نشان میدهند که نانوذرات سبز، در مقایسه با نانوذرات سنتز شده به روشهای شیمیایی، اثرات سیتوتوکسیک و القای آپوپتوز قویتری بر سلولهای سرطانی اعمال میکنند.
نتایج این مطالعه به وضوح نشان میدهد که سنتز سبز نانوذرات اکسید روی با استفاده از عصاره پوست انار(P.G)، پتانسیل بسیار بالاتری نسبت به نانوذرات سنتز شده به روشهای شیمیایی در القای آپوپتوز سلولی و مهار رشد سلول های توموری دارد. این یافتهها، افقهای تازهای را در حوزه نانوتکنولوژی سرطان گشوده و حاکی از آن است که نانوذرات اکسید روی سنتز شده به روش سبز، می توانند بهعنوان یک عامل درمانی امیدبخش در درمان سرطان مورد استفاده قرار گیرند.
کلمات کلیدی: آپوپتوز، BCL-2، p53، سلول سرطانی کولورکتال HT-29، نانوذرات اکسید روی، سنتز سبز، ایمونوسیتوشیمی(ICC).
-
مطالعه ایمونوهیستوشیمی مارکرهای (VEGF و-Ki67) در رحم سگهای ماده اواریوهیسترکتومی شده
محمد طبرسی 1403 -
مطالعه بافت شناسی آبشش سیاه ماهی باله بلندParacapoeta trutta (Heckel 1843) با استفاده از هیستوشیمی و میکروسکوپ الکترونی روبشی
محمدرضا نادری 1403مقدمه وهدف: آبشش اندامی است که به شدت به انواع برخوردها و تغییرات نامطلوب در محیط های خارجی و داخلی حساس است. از این رو، مطالعه بافتشناسی آبشش ماهی، فرصتی برای ارزیابی وضعیت سلامت ماهی و همچنین اطلاعاتی در موردخطرات بهداشتی احتمالی ناشی از محیط آنها را فراهم می کند. آبشش ماهی به دلیل جایگاهی که به عنوان یک اندام چند منظوره دارد، همواره محققان را مجذوب خود کرده است. در این مطالعه، آبشش سیاه ماهی باله بلند به عنوان یکی از ماهیان آب شیرین ایران مورد مطالعه میکروسکوپی قرار میگیرد.
مواد و روش کار: ? قطعه ماهی بالغ از رودخانه سیروان در محل سد داریان با کمک تور ماهیگیری چتری با قطر منافذ ?در ? صید و در فلاسکهای مخصوص پر از آب ، بلافاصله به آزمایشگاه بافت شناسی دانشکده منتقل شد. سر ماهی ها به شیوه درست از بدن جدا و سرپوش آبششها با دقت جدا شده و آبشش ها خارج شد و در فیکساتیو قرار داده شد. مورفولوژی آبشش ها با کمک استریومیکروسکوپ بررسی شد و تصاویر لازم بادوربین دیجیتال اخذ شد. جهت مطالعه با میکروسکوپ نوری، پس از اطمینان از تثبیت نمونه ها، از بخش میانی کمان اول هر آبشش (? نمونه)، نمونه ای در ابعاد ? میلی متر در ?میلی متر جدا شد و تحت پاساژ بافتی قرار گرفت. مقاطع بافتی به روش معمول هیستوتکنیک تهیه شد. سپس، مقاطع با رنگ آمیزی های عمومی و اختصاصی رنگ شد. در بخش مطالعه میکروسکوپ الکترونی روبشی نیز، دو نمونه آبشش پس از فیکس شدن به آزمایشگاه مربوط ارسال شد تا طبق پروتکل آزمایشگاه نمونهها پردازش و تصاویر میکروسکوپ الکترونی از سطح نمونهها تهیه شود.
نتایج: در هر طرف سر ماهی ? کمان آبششی در زیر سرپوش آبششی قرار دارد. هر کمان از سه قسمت شامل محور کمان در مرکز ، تیغههای آبششی در سمت محدب کمان و خار های آبششی در سمت مقعر کمان تشکیل شده بود. مطالعه بافت شناسی نشان داد که محور کمان از غضروف ، بافت همبند ، چربی و عروق خونی تشکیل شده بود و توسط بافت پوششی مطبق پوشیده شده بود. از سمت محدب کمان، تیغه های اولیه خارج شده بودند که هر کمان متشکل از بافت پوششی مطبق و مرکزی از غضروف، بافت همبند و عروق خونی بود. بافت پوششی تیغهها از سلول های تمایز نیافته، سلول های کلرید، سلول های موکوسی و سلول های پوششی کناری تشکیل شده بود. تیغههای ثانویه عمود بر تیغههای اولیه قرار داشتند و دارای محوری از بافت همبند حاوی عروق خونی بودند که توسط بافت پوششی متشکل از سلول های پوششی کناری، سلول های پیلار و سلول های تمایز نیافته پوشیده شده بودند. از سمت مقعر کمان، خارهای آبششی خارج شده بودند که برجستگیهای قله مانندی از بافت پوششی مطبق و بافت همبند بودند. در انتهای خارها، جوانههای چشایی به صورت برجستگیهای کروی تا بیضی شکلی از سطح بافت پوششی برآمده بودند. سلولهای موکوسی به فراوانی در بافت پوششی خارها قابل مشاهده بودند.
فراساختار سطحی آبشش شامل تیغه های اولیهای بود که بصورت موازی از محور کمان خارج شده بودند و به طور غالب توسط سلول های پوششی کناری با نمای سطحی اثر انگشت مانند پوشیده شده بودند. منافذ سلول های موکوسی و سلول های کلرید لابلای سلول های پوششی مشاهده شدند. عمود بر تیغه های اولیه ، تیغه های ثانویه بصورت موازی خارج شده بودند و سطحشان توسط سلول های پوششی کناری پوشیده شده بود. در قسمت انتهایی خارهای آبششیجوانه های چشایی و سلول های موکوسی به وفور دیده شدند
نتیجه گیری: ساختار میکروسکوپی آبشش سیاه ماهی باله بلند در سطح بافتی و فراساختاری مشابه آبشش سایر ماهیان استخوانی می باشد.
کلمات کلیدی: آبشش، سیاه ماهی باله بلند، بافتشناسی ، فراساختار سطحی
-
مطالعه هیستولوژی ، هیستومتری ، هیستوشیمیایی و فراساختار سطحی پوست سیاه ماهی باله بلند Paracapoeta trutta
پدرام قیاسی 1403چکیده
مقدمه و هدف: پوست یکی از اندامهای مهم در آبزیان بخصوص ماهیان استخوانی و دوزیستان محسوب میشود که بهواسطه داشتن سلولها و ساختارهای اختصاصی، علاوه بر عملکرد بدیهی محافظت در برابر عوامل محیطی، در حفظ و تنظیم تعادل اسمزی، درک حسی و ترشح برخی مواد نقش دارد. وضعیت سلامت پوست و تغییرات ساختاری آن بازتابی از سلامت ماهی و کلیدی در درک روند بیماریها و تاثیر تغییرات محیطی بر ماهی خواهد بود. از طرف دیگر پوست ماهی امروزه در صنایع دیگر نظیر پزشکی ، داروسازی ، تغذیه انسان و دام و نیز در تحقیقات سلولی و بافتی دارای کاربرد بوده و مطالعه آن مورد توجه روزافزون قرار گرفته است تا علاوهبرکاهش هزینه های ناشی از آلودگی محیط با ضایعات صنعت پرورش ماهی، از آنها در زمینههای دیگر بهره بری شود. از این رو شناخت پوست ماهی و ساختارهای آن بسیار مورد توجه است. در این مطالعه نیز پوست سیاه ماهی بالهبلند بهعنوان یکی از ماهیان بومی غرب کشور توسط میکروسکوپ نوری و همچنین فراساختار سطحی پوست بهوسیله میکروسکوپ الکترونی روبشی مورد مطالعه و بررسی قرارمیگیرد.
مواد و روشکار: در مطالعه حاضر، تعداد 5 قطعه سیاه ماهی بالهبلند از رودخانه سیروان در محل سد داریان صید شده و پس از انتقال به آزمایشگاه بافتشناسی از آنها نمونههای پوستی 1 سانتیمتر در 1 سانتیمتر از پوست سطوح پشتی و شکمی نواحی قدامی و خلفی گرفته و در ظروف حاوی محلول فیکساتیو غوطهور شدند. نمونهها پس از فیکس شدن تحت پاساژ بافتی قرار گرفته و مقاطع بافتی از آنها تهیه شد. در ادامه، مقاطع بافتی تحت رنگآمیزی عمومی و رنگآمیزیهای اختصاصی ماسونتریکروم ، پریودیکاسیدشیف و آلسینبلو قرارگرفته و توسط میکروسکوپ نوری مطالعه شدند و تصاویر لازم با کمک دوربین دیجیتال ثبت گردید. بخش هیستومتری با کمک نرم افزار Image j انجام شد و دادههای حاصل مورد آنالیز آماری قرار گرفتند. همچنین نمونههای بافتی از پوست سطوح پشتی و شکمی ماهی گرفته شد و پس از فیکس شدن و آبگیری به آزمایشگاه میکروسکوپ الکترونی ارسال شد تا نمونهها پردازش و تصاویر الکترونی از سطح آنها تهیه گردد.
نتایج: نتایج حاصل نشان داد که از دیدگاه بافتشناسی پوست سیاه ماهی بالهبلند ، شامل سه لایه ساختاری اپیدرم، درم و هیپودرم بود. لایه اپیدرم شامل بافت پوششی مطبق شاخی نشده زنده و فعال متشکل از سلولهای اپیتلیال در اشکال سهگانه استوانهای تا مکعبی بر روی غشای پایه، چندوجهی و سنگفرشی مسطح در سطح اپیدرم بود. بعلاوه، سلولهای ترشحی جامی و چماقی، مابین سلولهای اپیتلیال مشاهده شدند. درم در دو لایه سست و متراکم در زیر غشای پایه تا دستههای عضلانی گسترده بود و حاوی رگهای خونی، سلولهای رنگدانهدار و سلولهای چربی بود که فلسها را نیز در برمیگرفت. از دیدگاه هیستومتری ضخامت اپیدرم پوست سطح شکمی در هر دو ناحیه قدامی و خلفی بیشتر از سطح پشتی و این ضخامت در پوست نواحی خلفی بیشتر از نواحی قدامی بود. در شمارش سلولهای ترشحی به ترتیب نواحی
پشتی قدامی و شکمی خلفی دارای بیشترین سلول جامی و سلول چماقی بوده و از این نظر با سایر نواحی مورد مطالعه اختلاف معنی دار داشتند. (P<0.05) در مقایسهی دو جمعیت سلولی در هر ناحیه، اختلاف معنیدار(P<0.05) بهغیراز ناحیه شکمی قدامی در سه ناحیه دیگر دیده شد .
فلسهای سیاه ماهی بالهبلند از نوع سیکلوئید بود که در مطالعهی فراساختاری با استفاده از میکروسکوپ الکترونی، آرایش فلسها در سطح پوست و نیز نواحی خلفی آنها که با اپیدرم پوشیده شده قابلمشاهده بود و همچنین الگوهای اثرانگشتی ریزستیغهای سلولهای سطحی و منافذ راسی مابین آنها مشاهده شدند. ویژگیهای ساختاری سطحی فلسها شامل برجستگیهای مدور و شیارهای عرضی و آرایش آنها در نواحی قدامی، خلفی و جوانب هر فلس مشابه با فلسهای سیکلوئید در سایر گونههای همخانواده بود بااینحال غیر مرکزی بودن ناحیه فوکوس و لبههای محدب قدامی و خلفی و نیز مرکزی و کوتاه بودن کانال خط جانبی در فلسهای روی خط جانبی از ویژگیهای فلس اینگونه بود.
نتیجهگیری: در مجموع، ساختار کلی بافت پوست سیاه ماهی بالهبلند در سطوح پشتی و شکمی مشابه بود . با این حال، ضخامت پوست در سطح شکمی بیشتراز سطح پشتی بود. همچنین ، از منظر بافت شناسی، هیستوشیمی و فراساختاری مشابه سایر ماهیهای آب شیرین بود.
کلمات کلیدی: پوست، سیاه ماهی بالهبلند، بافتشناسی، بافت سنجی، فراساختار سطحی
-
ارزیابی اثرات سیرینجیک اسید بر سمیت کلیوی ناشی از دوکسوروبیسین در موش صحرایی
بهاره محمودی 1403استفاده وسیع از داروهای شیمیدرمانی در درمان انواع سرطانها منجر به ایجاد سمیت در ارگانهای مختلف از جمله کلیه میشود. دوکسوروبیسین از جمله این داروهاست که سمیت کلیوی آن به اثبات رسیدهاست. از آنجایی که سیرینجیک اسید، یک آنتیاکسیدان معروف و از دسته فنولیکاسیدها میباشد، در این مطالعه بر آن شدیم تا اثرات محافظتی احتمالی سیرینجیک اسید بر سمیت کلیوی ناشی از دوکسوروبیسین را مورد بررسی قرار دهیم. در این مطالعه از 35 سر موش صحرایی ویستار نر استفاده خواهد شد. حیوانات به صورت تصادفی به 5 گروه تقسیم شده و به مدت 14 روز بهصورت ذیل تحت تیمار بهروش خوراکی قرار میگیرند: کنترل منفی )سرم فیزیولوژی(، کنترل مثبت )سرم فیزیولوژِی(، کنترل مقایسهای )ویتامین C )و تیمار 1 و 2 )سیرینجیک اسید با دوزهای 50 و 100 میلیگرم بر کیلوگرم(. ضمنا تمامی گروهها بهجز کنترل منفی در روز 11م دوکسوروبیسین درونصفاقی دریافت خواهند کرد. پس از اتمام دوره درمان، حیوانات به مدت 24 ساعت پرهیز غذایی دادهشده و روز 15م آسانکشی شده و از کلیهآنها جهت آزمونهای هیستوپاتولوژی، ایمونوهیستوشیمی )سنجش شاخصهای مربوط به آپوپتوز شامل -3Caspase و 2BCl )و بیوشیمیایی )سنجش شاخصهای استرس اکسیداتیو شامل مالون دی آلدهید، سوپراکسید دیسموتاز و ظرفیت آنتی اکسیدانی تام( نمونهگیری خواهد شد.
-
اثر تجویز همزمان نانوذرات اکسید روی سنتز شده به روش سبز و دوکسوروبیسین بر تمایز استئوژنیک سلول¬های بنیادی مزانشیمی مغز استخوان: یک مطالعه برون تنی و محاسباتی
بابک فرزین پور 1402داروی شیمی درمانی دوکسوروبیسین (DOXO) میتواند آسیب استخوانی قابل توجهی را به بیماران سرطانی وارد کند. در حالی که مکانیسمهای مسئول پوکی استخوان ناشی از DOXO به طور کامل مشخص نشده است، شواهد نشان میدهد که DOXO ممکن است از تمایز استخوانزایی سلولهای بنیادی مزانشیمی مغز استخوان (BMSCs) از طریق مسیر سیگنالینگ MP2 جلوگیری کند.نانوذرات اکسید روی در تقویت استخوان سازی، معدنی سازی و تکثیر سلول های استئوبلاستیک موثر بوده اند. اخیراً، نانوذرات اکسید روی سنتز شده با روش سبز (ZnO ) به دلیل زیست سازگاری و زیست تخریب پذیری، پتانسیل بسیار زیادی را برای کاربردهای مختلف زیست پزشکی نشان می دهند. مطالعه حاضر به بررسی اثرات تجویز همزمان DOXO و نانوذرات اکسید روی سنتز شده با روش سبز از عصاره هیدروالکلی برگ گیاه ارغوان (Cercis siliquastrum) بر تمایز استخوانزایی سلولهای بنیادی مزانشیمی میپردازد.
در این مطالعه، ابتدا نانوذرات اکسید روی از عصاره هیدروالکلی گیاه سنتز شدند و از نظر کیفی و کمی بررسی شدند. سپس، تاثیر این نانوذرات بر تمایز استخوانزایی BMSCها در محیطهای کشت حاوی DOXO و نانوذرات اکسید روی مورد بررسی قرار گرفت.
برای این منظور، BMSCها به مدت 14 روز در محیطهای کشت حاوی 10 میکروگرم بر میلیلیتر از ZnO و 10 نانومول DOXO کشت داده شدند. تاثیر ZnO بر عملکرد استئوبلاست و تشکیل استخوان توسط سنجش فعالیت آنزیم ALP و سنجش رسوب کلسیم مورد ارزیابی قرار گرفت. رونویسی ژنهای دخیل در تمایز استخوانی سلولهای بنیادی مزانشیمی، مانند ژنهای Col1Aو ALP ، Runx2 ،BMP2 با استفاده از qRT-PCR مورد بررسی قرار گرفت.
همچنین از روش داکینگ مولکولی برای بررسی توانایی ZnO در اتصال به MPRs، یک شبیهسازی اتصال مولکولی با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی انجام شد. نرم افزار AutoDock 4.2.6 برای بررسی برهم کنش اتصال بین ZnO و جایگاه های فعال گیرنده های BMPها استفاده شد.
نتایج این مطالعه نشان داد که در گروههای BMSCs تیمار شده با نانوذرات اکسید روی، بیان ژنهای BMP-2، RUNX2، ALP و COL1A به طور قابل توجهی افزایش یافت. همچنین، رسوب کلسیم نیز در این گروهها افزایش یافت.
شبیهسازی اتصال مولکولی نشان داد، کمترین انرژی پیوند ?G) پیوند = 3.14 - و 2.32 - کیلوکالری بر مول) به ترتیب نشان دهنده تمایل نانو ذرات اکسید روی به اتصال به جایگاههای فعال گیرنده نوع BMPRII و گیرنده نوع MPRIa می باشد.
نتایج این مطالعه میتواند یکی از مکانیسمهای اصلی اثرات ترکیبی دوکسوروبیسین و نانوذرات اکسید روی در القای تمایز استخوانی را در قالب یک مطالعه برونتنی و محاسباتی تبیین کند. این یافتهها میتواند به توسعه استراتژیهای جدید برای پیشگیری از پوکی استخوان ناشی از شیمی درمانی کمک کند.
واژه های کلیدی:
دوکسوروبیسین، سلولهای بنیادی مزانشیمی مغز استخوان، نانوذرات اکسید روی، گیاه ارغوان (Cercis siliquastrum)، داکینگ مولکولی، مسیر سیگنالینگ MP2
-
مطالعه ویژگی های مورفولوژیک و مورفومتریک طبیعی اسپرم در اسب کرد
ارمغان نوروزیان 1402مطالعه حاضر به منظور بررسی مورفولوژی و مورفومتری اسپرم نریان کرد انجام شد. نمونه های منی از 10 نریان کرد جمع آوری شد. سه گسترش از هر انزال با ائوزین نیگروزین (EN(، (DQ (Quik-Diff و رز بنگال )RB )رنگآمیزی شدند. مساحت، محیط، طول و عرض سر اسپرم و همچنین طول دم و طول کل اسپرم اندازه گیری شد. پارامترهای Ellipticity، Elongation، Roughness و Regularity نیزمحاسبه شد. مورفولوژی اسپرم نیز تحت میکروسکوپ های الکترونی گذاره و نگاره مورد بررسی قرار گرفت. DQ و RB تصاویر واضح تری را برای بررسی ساختارهای اسپرم در مقایسه با روش EN ارائه کردند. طول سر، عرض سر، مساحت، و محیط در EN به طور قابل توجهی بیشتر از DQ و RB بود )0/05 ? P). عالوه بر این، تفاوت در عرض، مساحت و محیط سر بین DQ و RB معنیدار نبود )0/05? P). طول دم و طول کل اسپرم در تمام روشها به هم نزدیک بود )0/05? P). بیشترین درصد اسپرم طبیعی در روش DQ و RB به ترتیب )82/55±2/88 و 88/31±5/19( مشاهده شد. باالترین مقادیر برای Ellipticity ، Elongation و Regularity در RB یافت شد، در حالی که بیشترین مقدار برای Roughness در EN اندازه گیری شد. نقایص دم از جمله دم پیچ خورده و قطعه میانی تا خورده بیشترین فراوانی را داشتند. میکروسکوپ الکترونی گذاره دو نوع شکل سر را نشان داد: سرهایی با حاشیه قدامی گرد و سرهایی با حاشیه قدامی صاف. نتایج نشان داد که علیرغم استفاده معمول از EN برای ارزیابی مورفولوژیک اسپرم نریان، RB و DQ را میتوان برای شفافتر شدن جزئیات ساختار اسپرم از جمله آکروزوم و قطعه میانی در نظر گرفت. عالوه بر این، اسپرم نریان کرد دارای صفات مورفومتریک در محدوده نرمال تعیین شده برای نریان است، با این حال برخی از صفات بیشتر از موارد گزارش شده برای نژادهای دیگر بود. به نظر می رسد که اسپرم نریان کرد در مقایسه با سایر نژادهای اسب سر و دم بلندتری دارد.مطالعه حاضر به منظور بررسی مورفولوژی و مورفومتری اسپرم نریان کرد انجام شد. نمونه هایمنی از 10 نریان کرد جمع آوری شد. سه گسترش از هر انزال با ائوزین نیگروزین (EN)، Diff-Quik (DQ) و رز بنگال (RB)رنگآمیزی شدند. مساحت، محیط، طول و عرض سر اسپرم و همچنین طول دم و طول کل اسپرماندازه گیری شد. پارامترهای Ellipticity، Elongation، Roughness و Regularity نیزمحاسبهشد. مورفولوژی اسپرم نیز تحت میکروسکوپ های الکترونی گذاره و نگاره مورد بررسیقرار گرفت. DQ و RBتصاویر واضح تری را برای بررسی ساختارهای اسپرم در مقایسه با روش ENارائه کردند. طول سر، عرض سر، مساحت، و محیط در EN بهطور قابل توجهی بیشتر از DQ و RB بود(05/0 P ?).علاوه بر این، تفاوت در عرض، مساحت و محیط سر بین DQ و RBمعنیدار نبود (05/0P ?).طول دم و طول کل اسپرم در تمام روشها به هم نزدیک بود (05/0P ?). بیشتریندرصد اسپرم طبیعی در روش DQ و RB بهترتیب (88/2±55/82و 19/5±31/88)مشاهده شد. بالاترین مقادیر برای Ellipticity ، Elongation و Regularity در RBیافت شد، در حالی که بیشترین مقدار برای Roughness در ENاندازه گیری شد. نقایص دم از جمله دم پیچ خورده و قطعه میانی تا خورده بیشترینفراوانی را داشتند. میکروسکوپ الکترونی گذاره دو نوع شکل سر را نشان داد: سرهاییبا حاشیه قدامی گرد و سرهایی با حاشیه قدامی صاف. نتایج نشان داد که علیرغماستفاده معمول از EN برایارزیابی مورفولوژیک اسپرم نریان، RB و DQ رامیتوان برای شفافتر شدن جزئیات ساختار اسپرم از جمله آکروزوم و قطعه میانی درنظر گرفت. علاوه بر این، اسپرم نریان کرد دارای صفات مورفومتریک در محدوده نرمالتعیین شده برای نریان است، با این حال برخی از صفات بیشتر از موارد گزارش شده براینژادهای دیگر بود. به نظر می رسد که اسپرم نریان کرد در مقایسه با سایر نژادهایاسب سر و دم بلندتری دارد.
-
مقایسه اثردرمانی سلول های بنیادی مزانشیمی استخراج شده از چادرینه با اسید هیالورونیک در استئوآرتریت تجربی در مدل حیوانی خرگوش
رضا یاوری 1402استئوآرتریت یکی از شایعترین مشکلات اسکلتی است که میلیونها نفر در سراسر جهان را درگیر نموده و شرایط زندگی را برای این افراد سخت کردهاست. روشهای بسیاری جهت القای استئوآرتریت در تحقیقات مختلف وجود داردکه به دو دستهی کلی مکانیکی و شیمیایی تقسیم میشوند. روش مکانیکی شامل روشهای جراحی میباشد. ازجمله انواع مدلهای جراحی، شامل منیسکتومی[1] جزئی یا کامل، بی ثباتسازی منیسک داخلی، پارگی منیسک، قطع رباط صلیبی قدامی (ACL)[2] ، یا قطع رباط صلیبی خلفی[3]، قطع رباط جانبی داخلی و/یا خارجی[4]، ایجاد نقیصه غضروفی[5] واستئوتومی[6] میباشد. در بین روشهای مکانیکی، قطع رباط صلیبی قدامی، یکی از روشهای رایج برای ایجاد استئوآرتریت میباشد. سلولهای بنیادی مزانشیمی [7](MSCs) سلولهای پیشساز غیر خونساز هستند که میتوانند به بافت های مختلفی ازجمله غضروف، استئوسیت و سلولهای چربی تمایز یابند. سلولهای بنیادی با همکاری هم، عوامل تغذیهای، عروقی وسرکوب کنندهی ایمنی ترشح میکنند که اثر پاراکراینی بر سلول های ساکن بافت [8](TRC) دارند. سلولهای بنیادی مزانشیمی به طور معمول از مغز استخوان به دست میآیند ولی با دانش امروزی این سلولها را میتوان از بافت های مختلفی مانند ماهیچه اسکلتی، غشای سینوویال و بافت چربی جدا کرد. به تازگی دریافته اند که استخراج کردن سلول های بنیادی از بافت چربی به دلیل تهاجم و خطر کمتر مناسب تر است. در حیوانات بالغ بافت چربی بیشتر درناحیه بازو، ران، قسمت زیر جلدی شکم، اومنتوم، وچربی اطراف اندام های احشایی مانند کلیه و کبد انباشته میشود. میزان چربی بدن به وضعیت بدنی(چاقی/لاغری) حیوان ویا انسان بستگی دارد ولی میزان اومنتوم دارای مقدار ثابتی است. همچنین میزان دسترسی به بافت اومنتوم نسبت به سایر بافت ها
-
بسته¬بندی هوشمند بر پایه نانوفیبرهای صمغ کتیرا-پکتین حاوی عصاره گل ختمی بنفش و نانوویسکر کیتین: مطالعه ویژگی¬های پلیمر بسته¬بندی و کاربرد آن¬ها در نگهداری فیله مرغ
فاطمه خزائی 1402 -
ارزیابی بافتی، ایمونوهیستوشیمیایی و فراساختاری تلوسیت ها در بافت رحم سگ
حدیث امیریان 1402 -
بافت شناسی لوز المعده قرقاول معمولی در سطح میکروسکوپ نوری و الکترونی
اسرین محمدی 1402 -
بررسی اثر اتومیدات بر میزان ترشح اشک و اندیس استرس اکسیداتیو در اشک در گربه های نر جوان بالغ
آتبین چاره جو 1402 -
بررسی فراوانی و احتمال ابتلا به آسم و آلرژی در افراد همزیست با حیوانات خانگی(سگ و گربه) :یک مطالعه ایمونولوژیک مبتنی بر پرسشنامه استاندارد آسم و آلرژی بر اساس مدل تعدیل شده ECRHS و ISAAC
محمدجواد رستمی 1402 -
بررسی تاثیر هم افزایی عصاره هیدروالکی گیاه کاکوتی کوهی و واکسن نیوکاسل در جوجه های گوشتی:یک رهیافت ایمونوهیستو هماتولوژی
حسنا فتاحیان 1402 -
ارزیابی ماکروسکوپی و میکروسکوپی آبشش سس ماهی کورا
نعمت الله رحیمی تبار 1402 -
تمایز سلول های بنیادی مزانشیمی مشتق از مغز استخوان به سلول های استخوانی با استفاده از داربست هیدروژل کیتوزان حاوی عصاره رازیانه
کوثر حیدری 1402 -
مطالعه کالبدشناختی اعصاب شبکه بازوئی در قرقاول معمولی
یاسر کیان فر 1401 -
بررسی اثرات ضدمیکروبی نانوکپسول های سنتز شده از گیاه بن سرخ (Allium remediorum) بر روی گونه های باکتریایی استاندارد و جدا شده از طیور زینتی
عرفان بیگوند 1401 -
بررسی تاثیر سینرژیسم عصاره هیدروالکی گیاه تشنه داری و واکسن نیوکاسل سویه ی لاسوتا در جوجه های گوشتی:یک رهیافت ایمونوهیستوهماتولوژی
عاطفه نیک قلب 1401 -
اثرعصاره هیدروالکلی قارچ آگاریکوس بایسپوروس بر پروماستیگوت های لیشمانیا ماژور در محیط آزمایشگاه
سارا تاب 1401 -
مورفومتری و مورفولوژی مخچه در سنجاب ایرانی: یک مطالعه استریولوژیک، ایمونوهیستوشیمی و میکروسکوپ الکترونی
معصومه نوروزی 1401 -
تاثیر ماتریکس های برون سلولی لامینین و ماتریژل بر تکثیر سلول های بنیادی اسپرماتوگونی گوسفند
ساراسادات میرقیصری 1401 -
مورفومتری و هیستومتری قلم دست و قلم پا درگوسفند سنجابی بالغ
ساجده عزیزی 1401 -
مطالعه هیستومورفومتری و هیستوشیمیایی غده آدرنال گوسفند سنجابی در فصل تولید مثل و خارج از فصل تولید مثل
وهاب جرفی 1401 -
مطالعه بافت شناسی معده خارپشت سینه سفید جنوبی (Erinaceus concolor) در سطح میکروسکوپ نوری و الکترونی یک رهیافت هیستوشیمی و ایمونو هیستوشیمی
مریم الماسی 1401 -
بررسی شیوع و ردیابی مولکولی گونه های هابرونما در هابرونمیازیس چشمی اسب های شهرستان کرمانشاه
محمدمهدی عبدالهی 1400چکیده بیماری هابرونمیازیس در اسب ها توسط گونه های انگل نماتود هابرونما بروز پیدا کرده و توسط ناقلین حشره از جمله مهمترین آنها مگس های موسکا دامستیکا و استوموکسیس کلسیترانس انتقال می یابد. اهمیت بیماری های انتشار یابنده از طریق ناقلین بندپا و کم توجهی مراکز مهم پرورش و نگهداری اسب نسبت به این بیماری و به ویژه اهمیت بهداشتی و اقتصادی آن باعث شد که برآن شویم تا با روش تشخیص قطعی از طریق ردیابی مولکولی این انگل و محاسبه شیوع گونه های آن در مراکز مهم پرورشی و سوارکاری اسب در سطح شهرستان کرمانشاه برآورد قابل استنادی را به دست آوریم. این مطالعه در یک محدوده ی 14 ماهه با تحت نظر گرفتن 41 کانون (باشگاه های سوارکاری، فارم های پرورش و اصطبل های شخصی) و جمعیتی معادل با 385 راس اسب صورت پذیرفت. از میان این جمعیت، با توجه به تاریخچه ی بیماری و چهره ی بالینی هابرونمیازیس چشمی در اسب، تعداد 28 راس اسب مشکوک شناسایی و تحت یک جامعه ی کوچکتر به نام جامعه ی هدف تعریف شده که برای شناسایی انگل اسب های مبتلا با ردیابی ژنوم هابرونما از طریق روش ریل تایم پی سی آر، تحت نمونه برداری از بافت ملتحمه ی درگیر و ناقلین محل زندگی قرار گرفتند. پس از فرآیند تست مولکولی و تحلیل داده ها به روش آماری، 75% از اسب های مشکوک مثبت اعلام شدند که 61.9% آنها را جنس نر و 38.1% را جنس ماده تشکیل می داند. همچنین از لحاظ ارتباط بیماری با سن اسب ها، فصل رخداد بیماری، نژاد و رنگ پوشش بدن، بررسی معناداری صورت گرفت که نشان دهنده ی این بود بخش اعظم مبتلایان در حدود 80.95% از نژاد اسب کرد و 42.85% را اسب هایی با صفت رنگ کرنگ تشکیل می دادند. محدوده سنی زیر 5 سال بیشترین میزان ابتلا را داشته و شیوع بیماری در فصل تابستان و پس از آن در پاییز در اوج خود بوده است. نمونه های ناقلینی که از محل زندگی موارد مشکوک تحت نمونه برداری (جامعه ی هدف) تست شدند بیانگر وجود لارو انگل هابرونما در 92.85% مکان های مشکوک هدف مطالعه بودند که در مکان های اسب های هدف هابرونما مثبت، در 100% مکان ها لاروهابرونما شناسایی شد. از لحاظ تفکیک گونه ای، در بررسی مولکولی کل نمونه های جمعیت هدف هابرونما مثبت، 92.85% گونه ی هابرونما موسکه و 7.15% هابرونما میکروستوما گزارش شد. برنامه های درمان ضد انگلی مدون و اصولی، رعایت بهداشت بستر اصطبل و جلوگیری از مکان های جذب ناقلین بندپا در اسب داری ها و نهایتاً پیشگیری و مدیریت درمانی زخم های ملتحمه ای می تواند به کاهش وقوع بیماری بیانجامد.
-
ارزیابی مورفولوژیک و مورفومتریک مفاصل قلمی بندانگشتی قدامی و خلفی در گوسفند نزاد سنجابی با استفاده از سی تی اسکن و ام آر آی
سعید قادری 1400مطالعه حاضر با هدف تهیه اطلس آناتومیکی از مفاصل فتلاک قدامی و خلفی در گوسفند با استفاده از تصویربرداری رزونانس مغناطیسی و توموگرافی کامپیوتری و همچنین بررسی ویژگی های مورفومتریک این مفصل انجام شد. این مطالعه بر روی40 اندام قدامی و 40 اندام خلفی از 20 گوسفند بالغ انجام شد. تصویربرداری از نمونه ها با دستگاه سی تی اسکن و MRI در سطوح عرضی، میانی و کرونال انجام شد. سپس با استفاده از اره برقی برش های آناتومیکی متناظر در سطوح مورد نظر تهیه شد. ساختارهای آناتومیکی مختلف در تصاویر سی تی اسکن، MRI و برش های آناتومیکی معین و نامگذاری شدند. سنجش تراکم استخوان به روش جذب سنجی اشعه ایکس با انرژی دوگانه (Dual Energy X-ray Absorptiometry(DEXA) انجام شد. همچنین ویژگی های مورفومتریک شامل فاصله ی بین کندیل های متاکارپ و متاتارس، پهنای کندیل های متاکارپ و متاتارس، طول ، عرض و ارتفاع سزاموییدهای فوقانی و ضخامت کورتکس بند اول انگشتان اندازه گیر شد. طبف نتایج بدست آمده، در تصاویر حاصل از MRI T1 استخوان های متراکم، لیگامنت ها و تاندون ها شدت سیگنال کمتری داشته (Hypointense) و سیاه دیده شدند. بافت چربی، استخوان های اسفنجی و مغز استخوان با شدت سیگنال بیشتر (Hyperintense) سفید دیده شدند. اما غضروف های مفصلی و مایع سینوویال با شدت سیگنال متوسط، بصورت نواحی خاکستری مشاهده شدند. مانیکا فلکسوریا در برش های عرضی قابل تشخیص بود و تصاویر MRIبا با شدت سیگنال بالا (سفید) دیده شد. اما در تصاویر سی تی اسکن قابل تشخیص نبود. لیگامنت معلقه و انشعابات آن هم در برش های عرضی آناتومیکی مشاهده شد و هم در تصاویر MRI بصورت ساختارهای سیگنال پائین (خاکستری تیره) قابل تشخیص بود. اما در تصاویر سی تی اسکن قابل مشاهده نبود. ته کیسه های سینوویالی با شدت سیگنال بالا (High signal intensity) در هر دو مفصل فتلاک قدامی و خلفی به وضوح قابل مشاهده بودند. میزان تراکم استخوان در پای چپ بطور معناداری بیشتر از دست چپ بود (05/0 (P< همچنین تفاوت بین پای راست و چپ نیز معنادار بود. طول، عرض و ضخامت استخوان های کنجدی اندام خلفی چپ بطور معناداری بیشتر از اندام قدامی چپ بود(05/0 (P<. پهنای کندیل میانی در اندام های قدامی به طور معناداری بیشتر از اندام های خلفی بود(05/0 (P<. اطلس ارائه شده در مطالعه حاضر به عنوان مرجع پایه برای ارزیابی CT و MRI مفصل فتلاک قدامی و خلفی گوسفند می تواند به دامپزشکان در تفسیرضایعات پاتولوژیک این مفصل کمک نماید. اندام های قدامی و خلفی چپ احتمالا به دلیل تحمل وزن بیشتر، تراکم استخوانی بالاتری نسبت به اندام های قدامی و خلفی راست دارند. همچنین حجیم تر بودن استخوان های کنجدی فوقانی در اندام های قدامی و پهن تر بودن کندیل داخلی آنها نسبت به اندام خلفی در گوسفندان مورد مطالعه می تواند نشان دهنده نزدیک تر بودن مرکز ثقل بدن به اندام های قدامی باشد. کلمات کلیدی: مفصل سینویال، تصویربرداری تشخیصی، نشخوارکننده کوچک، تراکم مواد معدنی استخوان
-
بررسی مقایسه ای تغییرات بافت پوششی واژن قدامی در طی چرخه فحلی و اوایل دوره ی آبستنی در میش های نژاد سنجابی
مسعود حقی قبادی 1400هدف از این مطالعه بررسی الگوی تغییرات در سلولهای پوششی واژن و غلظتهای پروژسترون و استروژن سرم در طی چرخ? فحلی و اوایل آبستنی در میشهای سنجابی چند شکم زایش بود. میشها (n=20) که در روزهای 45 تا 60 پس از زایش خود قرار داشتند با تجویز داخل عضلانی GnRH (روز صفر)- PGF2?+ hCG (روز 7) و کارگذاری یک دستگاه داخل واژنی آزادکنند? پروژسترون (CIDR) (روزهای 7-0) همزمانسازی شدند. در روز 7، میشها به چهار قوچ بارور معرفی شدند و برای رفتار فحلی تحت نظر قرار گرفتند. به محض مشاهد? نشانیهای فحلی، میشها (n=14) بطور تصادفی به گروههای مطالعه اختصاص داده شدند: 1) گروه آبستن (n=9): به این میشها اجاز? جفتگیری داده شد، سپس جدا و در یک مکان جداگانه نگهداری شدند. 2) گروه غیر آبستن (n=5): به این میشها اجاز? جفتگیری داده نشد و بلافاصله بعد از این که در فحلی مشاهده شدند از قوچها جدا شدند. از روز نخست بروز نشانیهای فحلی (روز صفر) تا روز 20، نمونههای مخاطی روزانه از واژن قدامی تمام میشها با استفاده از یک سوآب پنبهای اخذ گردید و سه اسمیر از هر نمونه تهیه شد. اسمیرها با استفاده از رنگآمیزی گیمسا رنگآمیزی شدند و زیر میکروسکوپ نوری (عدسی x40) جهت شمارش انواع سلولها مورد مطالعه قرار گرفتند. درصد هر نوع سلول به صورت تعداد نوع سلول مربوط? شمارششده در 10 میدان میکروسکوپی تقسیم بر تعداد کل تمام انواع سلولها محاسبه گردید. نمونههای خون از ورید وداج تمام دامها جهت تعیین تغییرات در غلظتهای سرمی پروژسترون و استروژن در طی 20 روز نخست بعد از شناسایی فحلی در لولههای پلاستیکی بدون ماد? ضد انعقادی یک روز در میان با شروع از روز صفر اخذ گردیدند و ظرف یک ساعت به آزمایشگاه انتقال داده شدند. سرم بعد از سانتریفیوژ (دور 3000 در دقیقه به مدت 15 دقیقه) جدا و در دمای ?C 20- تا سنجش هورمونی به روش ELISA ذخیره گردید. تشخیص آبستنی در گروه آبستن 35 روز بعد از جفتگیری با استفاده از سونوگرافی از طریق راستروده انجام شد و میشهای آبستن (n=5) به عنوان گروه آبستن تعیین شدند، در حالی که میشهایی که آبستن نبودند، از مطالعه حذف شدند. نتایج هیچ اختلاف معنیداری را در درصد هر نوع سلول بین دو گروه در مرحلههای استروس و متاستروس نشان نداد. در این مرحلهها، بیشترین و کمترین درصد سلولها به ترتیب سلولهای سطحی و پارابازال بودند. در دایاستروس، نوتروفیلها و سلولهای شاخیشده به ترتیب در میشهای آبستن و غیر آبستن بیشتر از همه بودند. در این مرحله، درصد سلولهای سطحی یک کاهش قابل توجه را در هر دو گروه آبستن و غیر آبستن نشان داد. تعداد سلولهای بینابینی در گروه غیر آبستن کاهش یافت اما همزمان، این تعداد سلولها در گروه آبستن ثابت بود. سلولهای پارابازل کمترین جمعیت سلولی در هر دو گروه بودند. در 4 روز آخر نمونهگیری، نوتروفیلها بیشترین سلولها در گروه آبستن بودند، در حالی که سلولهای سطحی در گروه غیر آبستن بیشترین بودند. در این مرحله، نوتروفیلها یک کاهش قابل ملاحظه را در گروه غیر آبستن نشان دادند، اما تعداد سلولهای پارابازال و بینابینی بطور قابل توجهی افزایش یافتند. در روز صفر، غلظتهای سرمی پروژسترون در هر دو گروه ng/ml <1 بودند. این غلظتها سپس افزایش پیدا کردند تا به مقادیر حداکثر خود برسند. غلظتهای حداکثر پروژسترون در گروه آبستن تا روز 20 حفظ شد، اما در گروه غیر آبستن، این غلظتها از روز 16 شروع به کاهش یافتن کردند و در روز 18 تا 20 به ng/ml <1 رسیدند. بیشترین مقادیر استروژن در هر دو گروه در روز صفر مشاهده شد، سپس به pg/ml <2 رسیدند و در گروه آبستن در این سطح تا پایان دوره باقی ماندند، در حالی که در گروه غیر آبستن، مجدداً به مقادیر حداکثر در روز 18 باز گشتند. در خاتمه، نتایج مطالع? حاضر نشان داد که سلولشناسی واژنی میتواند به عنوان یک ابزار سودمند در ارزیابی ویژگیهای هورمونی و فیزیولوژیکی سیستم تولید مثلی میشها مورد استفاده قرار گیرد و بنابراین یک درک دقیقتری از فیزیولوژی چرخ? فحلی و اوایل آبستنی در میشها فراهم نماید، که میتواند جهت بهبود مدیریت تولید مثل مورد استفاده قرار گیرد.
-
طراحی محاسباتی یک واکسن پلی تب برای یک مدل پیکورناویروس .تمرکز بر تب برفکی
علی سلطانی 1400مقدمه و هدف: بیماریتب برفکی یک بیماری شناخته شده در حیوانات اهلی و وحشی زوج سم است که شدیدا مسری می باشد. این بیماری موجب بروز زخم های دردناک در محوطه دهانی، بین دو سم و نیز نواحی بدون مو بر روی پوست مانند پستان میشود. تب برفکی توسط ویروس Foot-and-Mouth Disease از خانواده پیکورناویریده ایجاد می شود که تا کنون واکسن های مختلفی برای آن طراحی شده ولی همگی با ضعف هایی همراه بوده اند. در مطالعه حاضر، تلاش شده است تا با استفاده از تکنولوژی جدید و علم بیوانفورماتیک، یک واکسن با کارایی بیشتر، هزینه کمتر و تولید آسانتر طراحی شود. هدف پژوهش انجام شده، طراحی یک واکسن چند اپیتوپی برای ? سروتیپ مهم این ویرورس در ایران بود که کارایی بالاتری نسبت به واکسن های موجود داشته باشند.روش کار:توالی پروتئینی سروتیپ های مورد هدف از پایگاه اطلااعاتی NCBI استراج شدند. با استفاده از سرور های پیش بینی اپیتوپ NetBoLAIIpan و IEDB اپیتوپ های سلول های T کشنده و T کمکی برای BoLAهای شناسایی شده از گاو های هلشتاین ایرانی پیش بینی شدند. اپیتوپ های مشترک بین همه سروتیپ ها از نظر ویژگی های آنتی ژنسیته، آلرژنسیته، توکسیسیته و ایمونوژنسیته بررسی شدند. بهترین اپیتوپ ها نیز از نظر اتصال مولکولی با سرور ClusPro مورد بررسی قرار گرفتند. مناسب ترین اپیتوپ ها انتخاب شده و با لینکر مناسب به هم متصل شدند. توالی نهایی مجددا از نظر ویژگی های آنتی ژنسیته و ... بررسی شد. ساهتار نهایی واکسن توسط سرور Phyre2 طراحی شده و با سرور GalaxyRefine اصلاح شد. در نهایت اتصال واکسن طراحی شده با گیرنده های TLR بررسی شد. سپس جهت کلون کردن توالی پروتئینی واکسن طراحی شده در میزبان میکروبی، توالی نوکلئوتیدی واکسن تهیه و توسط سرور JCat مناسب سازی شد، که نهایتا در وکتور pET-28a(+) جایگذاری شد.یافته های پژوهش: تجزیه و تحلیل های حاصل از ابزار های بیوانفورماتیکی نشان میدهد که ساختار پروتئینی معرفی شده، به لحاظ ویژگی فیزیکی – شیمیایی دارای قابل قبول بوده و از نظر خواص ایمونولوژیکی، هم پتانسیل آنتی ژنیکی دارد و هم به لحاظ آلرژن بودن و سمیت داشتن هیچ گونه عوارض جانبی برای میزبان ایجاد نخواهد کرد. با توجه به ویژگی های ساختار دوم و سوم پروتئین، پایدار بوده و محلول می باشد. لذا در مجموع میتوان گفت قادر به ایجاد پاسح ایمنی بوده و می تواند جایگزین واکسن های موجود باشد. در عین حال، عوارض جانبی واکسنهای رایج را نیز ندارد. هر چند جهت تایید این نظر، انجام آزمایشات عملی و ایمونولوژیکی ضروری اند.
-
طراحی و ارزیابی ایمونوانفورماتیکی یک واکسن چند اپیتوپی علیه طاعون نشخوارکنندگان کوچک
کیمیا کیانی 1400 -
بررسی اثرات ضد کرمی عصاره برخی قارچ های خوراکی جمع آوری شده از استان کرمانشاه علیه لارو مرحله سوم استرونگل های اسب در محیط آزمایشگاه
رامین سلیمانی 1400
چکیدههدف: استرونگلها از انگلهای رایج در صنعت اسب بوده وسالیانه ضررهای اقتصادی فراوانی را به این صنعت وارد میکنند. داروهای ضدانگل و ضدعفونیکننده شیمیایی اثرات مناسبی روی این انگلها دارند، اما با توجه به مقاومتهای دارویی و عوارض جانبی آنها قارچهای خوراکی میتوانند جایگزین طبیعی مناسبی برای این داروها باشند.
روش پژوهش: بدین منظور ابتدا عصاره آبی_الکلی قارچهای Pleurotus eryngii، Pleurotus ostreatus، Agaricus bisporus ، Inonotus hispidus وهمچنین نمونه پرورشی از P. eryngii تهیه و تاثیر آن بر لاروهای مرحله سوم استرونگل اسب سنجیده شد. برای این آزمایش لاروها به روش برمن از کشت مدفوع اسب آلوده جداسازی گردید. عصارهها در غلظتهای 10، 25 ،50 و100 میلیگرم بر میلیلیتر در میکروپلیت با لاروها مجاور گردیده و در انکوباتور با دمای 25 درجه سانتیگراد قرارگرفتند. همچنین، از آب مقطر بهعنوان کنترل منفی و آیورمکتین با غلظت 3 نانوگرم برمیلیلیتر و اتانول 95 درصد بهعنوان کنترل مثبت استفاده شد. هر روز میزان مرگ ومیر لاروها زیر میکروسکوپ بررسی شدند.
یافتهها: عصاره تمامی قارچها دارای اثرات کشندگی معنیداری بر روی لاروهای مرحله سوم اسب بودند. به گونهای که در بسیاری از غلظتها بهتر از آیورمکتین عمل کرده ودارای تفاوت معنیدار بودند یا بهمانند آن عمل کرده و فاقد تفاوت معنیدار بودند. حتی در بعضی موارد بهمانند الکل عمل کرده فاقد تفاوت معنیدار بودند. دراین مطالعه 100 درصد لاروها در تمامی غلظتهای قارچهای مختلف در حداکثر 96 ساعت کشته شدند. در این مطالعه نشان داده شد که در اکثر عصارهها، با افزایش غلظت شاهد این بودیم که لاروهای بیشتری کشتهشدند، همچنین عصارهها با گذشت زمان اثرات کشندگی بیشتر از خود را نشان دادند.
نتیجهگیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که عصاره قارچهای P. eryngii، P. ostreatus، A. bisporus ، I. hispidus و همچنین نمونه پرورشی از P.eryngii دارای خاصیت کشندگی لارو مرحله سوم استرونگلهای اسب هستند و ممکن است جایگزین خوبی برای ضدعفونیکنندههای شیمیایی باشند.
کلمات کلیدی: قارچ، P. eryngii، P. ostreatus، A. bisporus ، I. hispidus، استرونگل، اسب، ضدانگل
-
اعتبار سنجی نشانگر زیستی (تومور مارکر) CA19.9 در تشخیص زود رس سرطان لوزالمعده در بیماران انتخابی یک مرکز آزمایشگاهی
امیرحسین سامری 1400 -
بررسی اثر ویتامین د3 و ملاتونین روی شاخص های مورفولوژیکی، بیوشیمیایی و عملکردی اسپرم اپیدیدیمی گوسفند در شرایط استرس اکسیداتیو
محسن شایسته یکتا 1400 -
ارزیابی اثرات غلظتهای مختلف ال- آرژنین بر القا کلونی زایی سلول های بنیادی اسپرماتوگونی بز در محیط آزمایشگاه
فاطمه نجفی 1400 -
بافت شناسی غده فوق کلیوی در سنجاب ایرانی. یک مطالعه هیستوشیمی و ایمونوهیستوشیمی
مهشید جانی 1400 -
تاثیر فاکتور رشد شبه انسولین -1 بر تکثیر سلولهای بنیادی اسپرماتوگونی بصورت هم کشتی با سلولهای سرتولی بز در محیط آزمایشگاهی
میلاد ترابی 1400 -
ارزیابی تاثیر غلظتهای مختلف تستوسترون بر القاء کلونی زایی بنیادی اسپرماتوگونی بز
حسین سلیمی 1400 -
بررسی اثر عصاره آبی الکلی گیاه زوفابی بر کیفیت منی منحمد یخ گشایی شده قوچ
مجتبی غلامی گزل ابدال 1400 -
اثرات سیلیمارین روی تمایز استئوژنیک سلولهای بنیادی مزانشیمی مشتق از مغز استخوان جنین گوسفند
اسحاق مروتی 1400 -
تاثیر ال-آرژنین بر القاء کلونی زایی اسپرماتوگونی گوسفند در محیط آزمایشگاه
زهرا قادری نازلیانی 1399 -
مقایسه اثر سمیت سلولی عصاره هلیله سیاه روی سلولهای سرطانی در محیط های کشت مرسوم و سه بعدی
علی بهنود 1399 -
اثرات تعدیل کنندگی کتوکونازول بر تغییرات سایتوکینی ناشی از استرس جراحی انتخاب در رت
فرشاد خمیس آبادی 1399 -
بررسی اثر عصاره دارچین بر کیفیت منی منجمد یخ گشایی شده قوچ
علی کسرائی 1399 -
تاثیر غلظت های مختلف ترهالوز بر زنده مانی سلول های بنیادی اسپرماتوگونی بز در فرآیند انجماد
محدثه احمدی 1399 -
مطالعه تجربی تاثیر ترکیب سلولز باکتریایی- پیتاسکلیدین بر زخم های پوستی در مدل حیوانی رت
نسترن پناهی 1399 -
بررسی اثر عصاره کبابه چینی(Cubba piper) روی تکثیر سلولهای سرطانی MCf-7
فرهنگ تفرجی کسمائی 1399 -
مطالعه میکروسکوپی نوری و الکترونی نگاره زبان و وردی حنجره در قرقاول
سیدمحمدپیام الیاسی 1399 -
بررسی اپیدمیولوژی بیماری تب برفکی و طاعون نشخوارکننده کوچک در استان کرمانشاه بر اساس مدل GIS طی سالهای 1397-1390
هامون کردستانی 1398 -
اثر حافظتی روغن دانه گوجه فرنگی بر روی سمیت بیضه در موش های صحرایی دیابتی شده با استرپتوزوتوسین
جاوید کرمانی 1398 -
بررسی شیوع انگل های داخلی کرمی دستگاه گوارش ماکیان بومی شهرستان کرمانشاه
سپیده گراوندی 1398 -
ارزیابی اثرات پودر گیاه تشنه داری(Scrophularia striata) بر رشد و برخی پارامترهای ایمونوهماتولوژی و بیوشیمیایی ماهی کپور معمولی (Cyprinus carpio) پس از آلودگی تجربی با باکتری آئروموناس هیدروفیلا
حسین حسینی 1397 -
ارزیابی اثرات حفاظتی و تعدیل کنندگی ایمونوهماتولوژی و بیوشیمیای عصاره هیدروالکلی تشنه داری( Scrophularia striata ) بر سیتوتوکسیتی نانو ذرات نقره در موش صحرایی
مسعود شامحمدی 1397
