صفحه نمایش استاد - پرتال اصلی دانشگاه رازی
حیدر میرزایی
استادیار / کشاورزی / مهندسی منابع طبیعی
دروس ارائه شده نیمسال جاری
| نام درس | واحد | زمان ارائه درس | ترم |
|---|---|---|---|
| اکولوژی مرتع | 2 | هرهفته، دوشنبه ، 08:30-10:30 | نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1405 |
| اصلاح مراتع | 2 | هرهفته، چهارشنبه ، 08:30-10:30 | نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1405 |
| عملی اصلاح مراتع | 1 | هرهفته، چهارشنبه ، 14:00-16:00 | نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1405 |
| استفاده چند منظوره از اکوسیستم | 1 | هفته هاي فرد ، دوشنبه ، 16:00-18:00 | نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1405 |
| عملی استفاده چند منظوره از اکو سیستم | 1 | هرهفته، يك شنبه ، 14:00-16:00 | نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1405 |
| بیابان و قابلیتهای آن | 2 | هرهفته، سه شنبه ، 14:00-16:00 | نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1405 |
پایاننامههای کارشناسیارشد
-
تاثیر مبدا و وزن بذر بر روی جوانه زنی، زنده مانی و رویش نهال های بلوط ایرانی(Quercus brantii) (مطالعه موردی: مناطق چله و ویژنان در شهرستان گیلان غرب)
زهرا سهرابی تبار 1404هدف: این پژوهش به منظور ارائه راهکارهای علمی و عملی برای احیای جنگلهای زاگرس و با هدف بررسی تاثیر مبدا و وزن بذر بر روی جوانهزنی، زندهمانی و رویش نهالهای بلوط ایرانی در مناطق چله و ویژنان شهرستان گیلان غرب، به انجام رسید. روش: در این پژوهش، بذور بلوط ایرانی در سال ???? از دو مبدا مختلف در شهرستان گیلانغرب (ارتفاعات ???? متری روستای چله و ارتفاع ??? متری دهستان ویژنان) جمعآوری شد. بذرها بر اساس وزن در سه کلاسه سنگین، متوسط و سبک دستهبندی شدند. آزمایش در قالب طرح کاملاً تصادفی با کشت ?? بذر از هر تیمار در محوطه اداره منابع طبیعی شهرستان گیلان غرب در دو زمان (بلافاصله و ?? روز پس از جمعآوری) انجام شد. تجزیه و تحلیل دادهها در محیط نرم افزار ( ) و با استفاده از آزمونهای آماری تحلیل واریانس یکطرفه، t مستقل و کای-اسکوئر صورت گرفت. نتایج: نتایج این مطالعه نشان داد که وزن بذر و مبدا جغرافیایی تاثیر معناداری بر شاخص کیفیت دیکسون نهالهای بلوط ایرانی داشت. بر اساس تحلیلهای آماری، بذرهای سنگین منطقه ویژنان که بلافاصله پس از جمعآوری کشت شده بودند، بالاترین کیفیت نهال را تولید کردند. در مقابل، بذرهای سبک منطقه چله که با تاخیر ?? روزه کشت شده بودند، کمترین کیفیت را نشان دادند. همچنین مشخص گردید که وزن بذر و مبدا جغرافیایی تاثیرات متفاوت و معناداری بر جنبههای مختلف رشد و بقای نهالهای بلوط ایرانی داشتند. درحالیکه وزن بذر تاثیر محدودی بر جوانهزنی و زندهمانی اولیه نشان داد، اما بهطور چشمگیری بر شاخصهای رویشی مانند قطر یقه، ارتفاع و تعداد برگ نهال تاثیر گذاشت. بهطور خاص، بذرهای سنگین برتری واضحی در تمام مراحل رشد نهال نشان دادند. از سوی دیگر، مبدا بذر نیز تاثیرات متفاوتی داشت؛ بهطوریکه بذرهای بلوط در منطقه چله در جوانهزنی و رشد ارتفاعی عملکرد بهتری داشتند، درحالیکه بذرهای بلوط در منطقه ویژنان در شاخص کیفیت نهال برتر بودند. نتیجهگیری: با توجه به نتایج، استفاده از بذرهای سنگین و کشت بلافاصله پس از جمعآوری در منطقه ویژنان جهت تولید نهالهای با کیفیت بالاتر توصیه میشود.
-
بررسی مشخصه های فیزیکی و عناصر شیمیایی بذر بلوط های جنگل های استان کرمانشاه
رضا احمدیان 1404جنگلهای زاگرس دومین ناحیه جنگلی کشور می باشد که درختان غالب آن از جنس بلوط می باشد، به همین خاطر به این جنگلها، جنگلهای بلوط غرب گفته میشود. بخشی از جنگل های زاگرس در استان کرمانشاه می باشد که دو گونه برودار (بلوط ایرانی) و مازودار در جنگلهای استان کرمانشاه پراکنش دارند. هدف این پژوهش بررسی مشخصه های کمی و کیفی بذر بلوط های استان کرمانشاه بود. به این منظور ابتدا نمونه هایی از بذر بلوط های نقاط جنگلی استان کرمانشاه از جمله پاتاق، سرخه دیزه، سرمیل، گهواره، تازه آباد، چله گیلان غرب، ویژنان گیلان غرب و چالابه جمع آوری و به آزمایشگاه منتقل گردید. در آزمایشگاه ابتدا مشخصه های کمی بذرها مانند وزن و طول میوه کامل، طول، وزن، قطر و حجم میوه (بلور) و وزن و ضخامت پایه کاسه گونه های مذکور اندازه گیری گردیدند. در مرحله بعد پس از اندازه گیری درصد رطوبت و آفت زدگی بذرهای هر دو گونه، عناصر آهن، مس،روی، منگنز، فسفر و نیتروژن با پروتئین پوسته (فرابر) و دانه بلوط ها اندازه گیری گردیدند؛ در پایان با استفاده از برنامه های آماری تجزیه و تحلیل داده های کمی و کیفی بذرها انجام گرفت. نتایج بدست آمده نشان داد که تمامی مشخصه های کمی و کیفی بذر هر دو گونه که از نقاط مختلف استان جمع آوری شده بودند هم از لحاظ درون گونه ای و هم بین گونه ای از نظر آماری تفاوت معنی دار داشتند. کلمات کلیدی : عناصر شیمیایی ، بذر بلوط، مازودار، برودار، مشخصه های کمی
-
الگوی مکانی و اجتماع پذیری گونه های درختی و درختچه ای جنگل های زردلان ایلام
نادیا دارابی 1404 -
بررسی اثر شکل و اندازه قطعه نمونه در برآورد برخی مشخصههای کمی جنگلهای زاگرس (مطالعه موردی: جنگلهای زردلان سردسیر، ایلام)
فرزاد یادگاری 1404 -
بررسی اثر برخی از طیف های نوری بر ویژگی های فیزیولوژیکی باکتری آنتاگونیست Bacillus pumilus INR7 و اثر آن بر رشد قارچ بیمارگر گیاهی Alternaria brassicicola
احسان رضائی 1403بیمارگرهای قارچی از عوامل ایجادکنندهی خسارت در محصولهای کشاورزی میباشند. باکتریهای محرک رشد و متابولیتهای آنها بهعنوان جایگزینی امیدوارکننده برای سموم شیمایی در مدیریت بیمارگرهای گیاهی قلمداد میشوند. طیفهای نوری علاوه بر اثر مستقیم بر رشد و پاسخ به تنشها در گیاهان، روی رشد و فیزیولوژی باکتریها و قارچهای مرتبط با گیاهان نیز موثر هستند. در این پژوهش اثر طیفهای نوری کامل، قرمز، آبی، قرمز دور، یوویآ، سبز و تاریکی بر مشخصههای فیزیولوژیکی باکتری آنتاگونیست B. pumilus INR7 شامل انواع تحرکهای باکتری، رشد جمعیت، تشکیل بیوفیلم، تغییر در شدت و همچنین نوع ترکیبهای فرار آزاد شده و همچنین اثر آن بر رشد قارچ بیمارگر گیاهی A. brassicicola در شرایط آزمایشگاهی و برهمکنشآنها بررسی شد. نتایج نشان داد که طیفهای نوری دارای اثر معنیدار بر مشخصههای فیزیولوژیکی باکتری آنتاگونیست بوده، بهصورتیکه طیف نوری قرمز دارای بیشترین و تاریکی دارای کمترین اثر بر حرکت Twitching و حرکت Swimming، تاریکی دارای بیشترین اثر و یوویآ دارای کمترین اثر بر حرکت Swarming، طیف نوری سبز دارای بیشترین اثر و یوویآ دارای کمترین اثر بر رشد جمعیت، طیف نوری سبز دارای بیشترین اثر و دیگر طیفها بههمراه تاریکی دارای اثر یکسان بر تشکیل بیوفیلم و همچنین طیفهای نوری به صورت مجزا سبب تغییر در شدت و همچنین نوع ترکیبهای فرار آزاد شده توسط باکتری آنتاگونیست شدند. عکس برداری الکترون میکروسکوپی از باکتری آنتاگونیست رشد یافته در مجاورت طیف نوری و تاریکی نشان داد که طیف نوری یوویآ و تاریکی سبب چسپندگی سلولهای باکتری آنتاگونیست به یکدیگر و همچنین تشکیل بیوفیلم شدند. طیفهای نوری کامل و یوویآ نیز سبب افزایش اندازه سلولهای باکتریای نسبت به تاریکی شدهاند. طیفهای نوری همچنین بر مشخصههای فیزیولوژیکی قارچ بیمارگر A. brassicicola موثر بودند، بهطوریکه طیف نوری آبی سبب رشد و تاریکی سبب کاهش اندازه و مساحت پرگنه قارچ بیمارگر شدند. طیف های نوری کامل، یوویآ، قرمز، سبز و آبی اثری مشابه و تاریکی سبب کاهش جمعیت اسپور قارچ بیمارگر در میلیلیتر شدند. از طرف دیگر، طیف نوری یوویآ سبب افزایش و تاریکی سبب کاهش رشد پرگنه ی قارچ بیمارگر در حضور باکتری آنتاگونیست در کشت دوگانه شد. همچنین طیف نوری سبز دارای بیشترین و تاریکی داری کمترین اثر درمقایسه با طیف کامل و تاریکی در رشد قارچ بیمارگر در حضور ترکیبهای فرار باکتری آنتاگونیست شد.
-
کنترل زیستی بیماری کپک خاکستری توتفرنگی با استفاده از چند جدایه¬ی باسیلوس و تهیه فرمولاسیون میکروکپسول جدایه-های منتخب.
فرزانه احمدپناه 1402چکیده اعضای جنس باسیلوس از میکروارگانیسمهای موثر و مفید در کنترل بیمارگرهای گیاهی محسوب میشوند. جدایههای باسیلوس با تولید آنتیبیوتیکها و ترکیبات فرار باعث جلوگیری از رشد میسلیوم و کاهش توان جوانهزنی قارچها میشوند. این باکتریها همچنین باعث القای مقاومت گیاه در مقابل عوامل بیمارگر میشوند. با این وجود تولید فراوردههای تجاری کارآمد و با عمر بالا، چالش همیشگی تولید عوامل بیولوژیک بوده است. هدف از این پژوهش، ارزیابی کارایی چند جدایهی باسیلوس در کنترل بیماری کپک خاکستری توتفرنگی در آزمایشگاه بود و در نهایت امکان تهیه فرمولاسیون میکروکپسول جدایههای موثر با استفاده از مواد زیست سازگار بررسی شد. جدایههای مختلف باسیلوس از کلکسیون میکروبی موسسه تحقیقاتی گیاهپزشکی کشور تهیه شدند و اثرگذاری آنها در مهار بیماری کپک خاکستری توتفرنگی با عامل Botrytis cinerea در شرایط درون شیشهای و همچنین در شرایط گلخانهای روی گیاهان توتفرنگی مایهزنی شده با بیمارگر ارزیابی شد. سپس توانایی مهارکنندگی جدایهها ارزیابی و بهترین جدایهها با بیشترین کارایی انتخاب شدند و فرمولاسیون میکروکپسول آن تهیه و ارزیابی گردید. ساختار میکروکپسول با استفاده از ترکیبات زیست سازگار آلژینات و مواد معدنی طبیعی تهیه و پس از تهیهی آن، فرآیند رهایش و ماندگاری و مقاومت در برابر شرایط محیطی موردبررسی قرار گرفت. میکروکپسول بهینه بر اساس نتایج بهدستآمده از بررسی شیمی ساختار و ارزیابی در شرایط آزمایشگاهی به مرحلهی آزمایشهای گیاهی منتقل شد. در پایان ویژگیهای میکروکپسول حاصل در کنترل بیماری کپک خاکستری توتفرنگی مورد ارزیابی قرار گرفت. کلیدواژه: پس از برداشت، رهایش تدریجی، مهار زیستی، ریزپوشانی، Botrytis cinerea
-
بررسی کارایی فرمول های برآوردکننده تراکم روش های نمونه برداری فاصله ای در یک توده آمیخته جنگل های زاگرس (مطالعه موردی: جنگل¬های زردلان سردسیر، ایلام)
مهدی کرجی 1402چکیده: آماربرداری جنگل نقش مهمی در مدیریت جنگل داشته و اطلاعاتی از پارامترهای جنگل را فراهم میآورد؛ بدون آماربرداری جنگل، به دلیل نبود اطلاعات کافی برای طرحریزی و اجرا، نمیتوان مدیریت پایداری داشت. هدف این تحقیق ارزیابی کارایی فرمولهای مختلف برآورد تراکم روشهای نمونهبرداری فاصلهای بعنوان روشهای سریع و کمهزینه برای برآورد تراکم درختان بلوط مورد آزمون قرار گرفت. با این هدف یک چندضلعی به مساحت نه هکتار در جنگلهای زردلان سردسیر استان ایلام انتخاب و توسط روش آماربرداری صددرصد بعضی از مشخصههای آنها اندازهگیری و نیز با اندازهگیری فاصله – آزیموت بین درختان نقشه مکانی آنها تهیه شد. سپس، در عرصه مورد آماربرداری در داخل نرم افزار AutoCAD تعداد 50 نقطه نمونهبرداری پیاده و در هر نقطه 6 روش نمونهبرداری فاصلهای شامل نزدیکترین فرد، نزدیکترین همسایه، مربع تی، ترکیبی، نقطه مشترک و روش چهارگوش اجرا شد. پس از بهدست آوردن فاصلههای موجود در روشهای فاصلهای، از برآوردکنندههای مختلف هر روش برای محاسبه تراکم استفاده شد. نتایج نشان داد که برآوردکنندههای Cottam و همکاران (1953) و Diggle (1975)، Cottam و Curtis (1954) و حیدری و همکاران (2007) در روش مربعی با نقطه مرکزی و فرمولهای حیدری (1402) در روش مثلثی با استفاده از معیار صحت کارایی بهتری نسبت به بقیه برآوردکنندهها داشتند. با توجه به معیار صحت قابل قبول برای کارهای پژوهشی (بین 10 ± درصد) و برای کارهای اجرایی (بین 25± درصد) برآوردکنندهها و روشهای مذکور میتوانند برای برآورد تراکم در بروربردر کارهای تحقیقاتی و اجرایی در جنگلهای مشابه مورد استفاده قرار گیرند. تابع K-رایپلی نشاندهنده الگوی مکانی کپهای برای درختان بلوط ایرانی در این پژوهش بود. چکیده: آماربرداری جنگل نقش مهمی در مدیریت جنگل داشته و اطلاعاتی از پارامترهای جنگل را فراهم میآورد؛ بدون آماربرداری جنگل، به دلیل نبود اطلاعات کافی برای طرحریزی و اجرا، نمیتوان مدیریت پایداری داشت. هدف این تحقیق ارزیابی کارایی فرمولهای مختلف برآورد تراکم روشهای نمونهبرداری فاصلهای بعنوان روشهای سریع و کمهزینه برای برآورد تراکم درختان بلوط مورد آزمون قرار گرفت. با این هدف یک چندضلعی به مساحت نه هکتار در جنگلهای زردلان سردسیر استان ایلام انتخاب و توسط روش آماربرداری صددرصد بعضی از مشخصههای آنها اندازهگیری و نیز با اندازهگیری فاصله – آزیموت بین درختان نقشه مکانی آنها تهیه شد. سپس، در عرصه مورد آماربرداری در داخل نرم افزار AutoCAD تعداد 50 نقطه نمونهبرداری پیاده و در هر نقطه 6 روش نمونهبرداری فاصلهای شامل نزدیکترین فرد، نزدیکترین همسایه، مربع تی، ترکیبی، نقطه مشترک و روش چهارگوش اجرا شد. پس از بهدست آوردن فاصلههای موجود در روشهای فاصلهای، از برآوردکنندههای مختلف هر روش برای محاسبه تراکم استفاده شد. نتایج نشان داد که برآوردکنندههای Cottam و همکاران (1953) و Diggle (1975)، Cottam و Curtis (1954) و حیدری و همکاران (2007) در روش مربعی با نقطه مرکزی و فرمولهای حیدری (1402) در روش مثلثی با استفاده از معیار صحت کارایی بهتری نسبت به بقیه برآوردکنندهها داشتند. با توجه به معیار صحت قابل قبول برای کارهای پژوهشی (بین 10 ± درصد) و برای کارهای اجرایی (بین 25± درصد) برآوردکنندهها و روشهای مذکور میتوانند برای برآورد تراکم در بروربردر کارهای تحقیقاتی و اجرایی در جنگلهای مشابه مورد استفاده قرار گیرند. تابع K-رایپلی نشاندهنده الگوی مکانی کپهای برای درختان بلوط ایرانی در این پژوهش بود.
-
بررسی رویش قطری و ارتفاعی و زنده مانی گونه های درختی و درختچه ای باغ گیاهشناسی زاگرس
فرشته عزتی پشت دربندی 1402باغهای گیاهشناسی در تمام دنیا جایی برای جمعآوری گونههای مختلف گیاهی، حفظ و نگهداری و همچنین تحقیق برروی آنهاست، به همین دلیل است که بیشتر این باغها متعلق به دانشگاهها و موسسات تحقیقاتی هستند. به عبارتی میشود تخمین زد که در سراسر دنیا بیش از 1775 باغ گیاهشناسی وجود دارد که در حفظ و پرورش گیاهان میکوشند و با بخشهای آموزشی سعی میکنند مردم و دانشجویان و علاقهمندان را با این موجودات ارزشمند بیشتر آشناکنند. باغ گیاهشناسی زاگرس شامل انواعی از گونههای درختی و درختچهای است که در سال1396در پردیس دانشگاه رازی احداث گردیده است و نهالهای گونه های آن از نقاط مختلف کشور گردآوری و در این جا غرس شدهاند و از طرف دیگر در حال حاضر استان کرمانشاه درگیر خشکسالی است ، پس اقدامات مهمی که در این زمینه میتواند صورت گیرد شناسایی گونههایی است که روبش و زندهمانی بیشتری را به شرایط موجود دارند. هدف این تحقیق، بررسی رویش قطری و ارتفاعی این نهالها و نیز زندهمانی آنها در شرایط کرمانشاه می باشد. برای این منظور ابتدا در سال 1400موقعیت مکانی تمامی نهالها در سیستم یو تی ام با استفاده از متر نواری برای فاصله و قطب نمای سونتو برای آزیموت اندازه گیری و ثبت گردیدند تا در بررسیهای سنوات بعد مورد استفاده پژوهشگران دیگر قرار گیرند. بعد با آماربرداری صد در صد و با استفاده ازکولیس قطر در محلهای یقه، کنده(40سانتیمتری) و برابر سینه(یک متر و سی سانتیمتری) تا دقت میلیمتر و با استفاده از متر نواری ارتفاع نهالهای 38 گونه درختی و درختچه ای تا دقت سانتیمتراندازهگیری و یادداشت گردیدند. در مرحله بعد در سال 1402 برای تعیین درصد زنده مانی گونهها تعداد نهالهای خشک نشده تمامی گونهها آماربرداری گردیدند. نتایج بدست آمده نشان داد که گونه های مذکور از نظر آماری رویش قطری یقه، کنده و برابر سینه و همچنین رویش ارتفاعی متفاوتی داشتند، اما از نظر زنده مانی باهم تفاوت نداشتند. نتایج این بررسی برای مدیران باغ گیاه شناسی، محققین و نیز دانشجویان رشته های منابع طبیعی مخصوصا برای پایان نامه های ارشد و دکتری و نیز امور آموزشی می تواند مورد استفاده قرار گیرد. کلید واژگان:
-
تاثیر تاج پوشش جنگل بر میزان کربن آلی و نیتروژن خاک در جنگل¬های بلوط زاگرس (مطالعه موردی: جنگل¬های چهارزبر استان کرمانشاه)
سهند ناصری 1401 -
مدلسازی تغییرات کاربری اراضی/پوشش و نیروهای محرک آن (مطالعه موردی: حوزه آبخیز روانسر در استان کرمانشاه)
مریم ویسی رحیم آبادی 1401کاربری اراضی به معنی نوع استفاده از زمین برای رفع نیازهای انسان است به عبارتی تغییر کاربری زمین هم به معنی تغییر در ساختار و عملکرد یک نوع خاص از کاربری زمین (تغییرکیفی) هم به معنی تغییر در ابعاد فضایی و وسعت آن کاربری (تغییرکمی) می باشد و دائما از اساسی ترین عواملی می باشدکه انسان از طریق آن محیط زیست را تحت تاثیر قرار می دهد. افزایش فعالیت های انسانی در استفاده از زمین و تاثیرآن برروی منابع متفاوت زیستی در دهه های گذشته، افزایش قابل توجهی را داشته است. شفاف سازی تغییرات کاربری و پوشش اراضی نه تنها برای جلوگیری از وقوع آن بلکه جهت مدیریت و برنامه ریزی یک نیاز محسوب می شود. در این پژوهش تغییرات کاربری اراضی منطقه روانسر توسط تصاویر ماهواره ای و سیستم اطلاعات جغرافیایی آشکارسازی و پیش بینی گردید. بدین منظور تصاویرسنجنده سال های 2020 ،1990،2010 ماهواره لندست تهیه گردید. تصاویر ماهواره ای از نظر خطاهای هندسی و رادیومتری مورد بررسی قرارگرفتند. به این ترتیب در منطقه مورد پژوهش شش کلاس کاربری اراضی مشخص شد و برایسالهایموردمطالعه نقشهکاربریاراضیآمادهشدند. نتایج حاصل نشان داد که به مقدار 62/31248 هکتار طی 30 سال گذشته، تغییرکاربری اراضی رخ داده است. همچنین اثرعوامل فیزیوگرافی و انسانی توسط مدل رگرسیون لجستیک بررسی شد، به نحوی که نتایج حاصل بیانگر رابطه مستقیم بین تغییرات کاربری اراضی با جهت شیب بود، درصورتی که تغییرات کاربری اراضی با عوامل درصد شیب، ارتفاع از سطح دریا، فاصله از جاده، فاصله از مناطق مسکونی و فاصله از منابع اب دارای رابطه عکس بود. جهت پیش بینی تغییرات کاربری اراضی در سال های2030 و2040 از مدل CA-Marcov که تلفیقی از مدل سلول های خودکار و زنجیره مارکوف می باشد استفاده شد، همچنین نتیجه ی اعتبارسنجی مدل نیز از مقایسه ی نقشه شبیه سازی شده سال 2020 با نقشه واقعی همان سال به دست آمد و ضریب کاپای حاصل ازاین مقایسه با مقدار49/95 درصد به معنی توانایی بالای مدل در شبیه سازی برای آینده است. کاربری اراضی به معنی نوع استفاده از زمین برای رفع نیازهای انسان است به عبارتی تغییر کاربری زمین هم به معنی تغییر در ساختار و عملکرد یک نوع خاص از کاربری زمین (تغییرکیفی) هم به معنی تغییر در ابعاد فضایی و وسعت آن کاربری (تغییرکمی) می باشد و دائما از اساسی ترین عواملی می باشدکه انسان از طریق آن محیط زیست را تحت تاثیر قرار می دهد. افزایش فعالیت های انسانی در استفاده از زمین و تاثیرآن برروی منابع متفاوت زیستی در دهه های گذشته، افزایش قابل توجهی را داشته است. شفاف سازی تغییرات کاربری و پوشش اراضی نه تنها برای جلوگیری از وقوع آن بلکه جهت مدیریت و برنامه ریزی یک نیاز محسوب می شود. در این پژوهش تغییرات کاربری اراضی منطقه روانسر توسط تصاویر ماهواره ای و سیستم اطلاعات جغرافیایی آشکارسازی و پیش بینی می شود. بدین منظور تصاویرسنجنده سال های ???? ،1990،??1? ماهواره لندست تهیه شدند. تصاویر ماهواره ای از نظر خطاهای هندسی و رادیومتری مورد بررسی قرارگرفتند. به این ترتیب در منطقه مورد پژوهش شش کلاس کاربری اراضی مشخص شدند و برایسالهایموردمطالعه نقشهکاربریاراضیآمادهشد. نتایج حاصل نشان داد که به مقدار 62/31248 هکتار طی 30 سال گذشته، تغییرکاربری اراضی رخ داده است. همچنین اثرعوامل فیزیوگرافی و انسانی توسط مدل رگرسیون لجستیک بررسی شده، به نحوی که نتایج حاصل بیانگر رابطه مستقیم بین تغییرات کاربری اراضی با جهت شیب می باشد، درصورتی که تغییرات کاربری اراضی با عوامل درصد شیب، ارتفاع از سطح دریا، فاصله از جاده، فاصله از مناطق مسکونی و فاصله از منابع اب دارای رابطه عکس می باشد. جهت پیش بینی تغییرات کاربری اراضی در سال های2030 و2040 از مدل CA-Marcov که تلفیقی از مدل سلول های خودکار و زنجیره مارکوف می باشد استفاده شد،همچنین نتیجه ی اعتبارسنجی مدل نیز از مقایسه ی نقشه شبیه سازی شده سال 2020 با نقشه واقعی همان سال به دست آمد و ضریب کاپای حاصل ازاین مقایسه با مقدار49/95 درصد به معنی توانایی بالای مدل در شبیه سازی برای آینده است.
-
بررسی اثر برخی عوامل اکولوژیک بر دانه های گرده منطقه سوران (شمال اسلام آباد غرب)
مهری کدیوریان 1401 -
بررسی سلامت فیزیکی خاک ماهیدشت بر پایه برخی نمایههای کیفیت خاک
شتاو خوسه 1400چکیده امروزه با توجه افزایش جمعیت و در راستای آن افزایش نیاز غذای انسان مسئله تولید محصولات و کیفیت محصولات کشاورزی یکی از مباحث مهم جهان میباشد. یکی از مسائل مهم در سلامت انسان و محصولات کشاورزی سلامت و کیفیت خاک میباشد که کیفیت خاک توانایی خاک تولید و سلامت محصول کشاورزی میتوان تعریف کرد. کیفیت خاک میتواند متاثر از ویژگیهای ذاتی خاک و عوامل مدیریتی انسانی باشد. دشت ماهیدشت در استان کرمانشاه با توجه به اهمیت تولید محصول در این منطقه و دارای موقعیت استراتژیک جغرافیای و سیاسی در کشور ایران با کاربری های مختلف کشاورزی دیم و آبی در این پژوهش مورد مطالعه برای محاسبه کیفیت خاک قرار گرفت. با توجه به این که کیفیت خاک به صورت مستقیم در آزمایشگاه بدست نمیآید در این پژوهش کیفیت خاک منطقه با استفاده از دو نمایه کیفیت خاک تجمعی و کیفیت خاک نمورو محاسبه گردید. ویژگیهای سدیم ، پتاسیم ، SAR، EC، pH، بافت ، کربن آلی ، کربنات کلسیم معادل، جرم مخصوص ظاهری و فسفر خاک برای تعیین کیفیت خاک اندازهگیری و برای انجام محاسبات کیفیت خاک با استفاده از PCA به حداقل مجموعه دادهها تبدیل گردید. سدیم کل، پتاسیم کل، شن، وزن مخصوص ظاهری، EC کربن آلی و فسفر به عنوان مجموعه کمینه موثر در PCA انتخاب شدند. وزندهی ویژگیها به دو صورت خطی و غیر خطی انجام گردید. در نهایت کیفیت خاک تجمعی با وزندهی خطی به صورت قابل اطمینانتری کیفیت خاک منطقه را نشان داد و سدیم کل مهمترین عامل موثر بر کیفیت خاک انتخاب گردید. کلید واژه: سلامت خاک، تراکم خاک، ویژگیهای فیزیکی خاک، کیفیت خاک، تجزیه به مولفههای اصلی، حداقل داده
-
ردیابی سرولوژیکی ویروس برگقاشقی باقلا در مزارع یونجه استان کرمانشاه
سمیه فتحی کاکاوندی 1400یونجه (Medicago sativa) گیاهی چندساله از خانواده باقلائیان و یک محصول علوفهای مهم در جهان است. ویروس برگقاشقی باقلا (Bean leafroll virus) باعث ایجاد خسارت و کاهش محصول 30 درصدی یا بیشتر در گیاهان خانواده باقلائیان میشود. این ویروس از مهمترین بیمارگرهای یونجه است و علاوه بر کاهش محصول در گیاهان آلوده، سبب نشانههای کوتولگی و زردی میشود. ویروس برگقاشقی باقلا از طریق شته و به صورت پایا، گردشی و غیرتکثیری منتقل میشود. با توجه به اهمیت گیاه یونجه و عدم آگاهی از وضعیت آلودگی به این ویروس در مزارع یونجه استان کرمانشاه، این پژوهش با هدف ردیابی ویروس مذکور در مزارع یونجه برخی نقاط استان صورت گرفت. از مزارع یونجه و نخود در نقاط مختلفی از استان کرمانشاه (مزارع دانشکده کشاورزی دانشگاه رازی در شهر کرمانشاه، روستای گراوند، هرسین، ماهیدشت، دینور، اسلام آباد، گیلان غرب، کنگاور، روانسر و صحنه) نمونهبرداری شد. برگهای گیاهان یونجه و نخود که دارای علائم زردی بودند انتخاب شدند و با استفاده از پادتنهای دریافتی از DSMZ (شامل IgG با کد AS-0142 و پادتن تکهمسانهای اختصاصی با کد AS-227/1) با روش تاس-الیزا مورد سنجش قرار گرفتند. از بین ??? نمونه آزمایش شده، 17 نمونه در آزمون الیزا پاسخ مثبت نشان دادند که شامل 12 نمونه یونجه (از مناطق هرسین، ماهیدشت، دینور و دانشکده کشاورزی دانشگاه رازی) و 5 نمونه نخود (از مناطق دینور و دانشکده کشاورزی دانشگاه رازی) بودند. در آزمون انتقال ویروس توسط شته سیاه باقلا، آلودگی از گیاه یونجه به گیاه باقلا انتقال یافت. در این پژوهش، ویروس برگقاشقی باقلا برای اولین بار در مزارع یونجه استان کرمانشاه ردیابی شد.
-
بررسی چالشهای بازار مبل و ارائه راهکارهای بهبود وضعیت آن با تاکید برحفظ منابع جنگلی در سطح شهر کرمانشاه
علی اجاقی 1400 -
ارزیابی فنولوژی رشد گیاه و اکولوژی جوانه زنی ماشک برگ پهنVicia narbonensis)) و ماشک خزری (Vicia hyrcanica)در شهرستان کرمانشاه
شاپور احمدی 1400چکیده اطلاع از فنولوژی و اکولوژی و نیز خصوصیات جوانهزنی بذر علفهای هرز نقش اساسی در طراحی خط مشیهای موثر در مدیریت آنها در مزارع کشاورزی دارد. علفهای هرز جنس ماشک به عنوان گونههای غالب در مزراع دیم در ایران مطرح هستند. بهمنظور ارزیابی فنولوژی رشد گیاه و اکولوژی جوانهزنی ماشک خزری و ماشک برگپهن به عنوان علفهای هرز مهم و غالب در مزارع گندم و نخود دیم، آزمایشی در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار و طی دو سال زراعی 98-1397 و 99-1398 در مزرعهای دیم واقع دربخش کوزران استان کرمانشاه اجرا شد. مزرعه محل انجام مطالعه دارای سابقه بالایی از آلودگی به هر دو گونه ماشک بود. تجربیات قبلی حکایت از این داشتند که سبز شدن این دو گونه از اوایل بهمنماه شروع شده و به تناوب تا فروردینماه در مزارع ادامه دارد. سه نقطه زمانی اوج سبز شدن هر دو گونه در سه ماه که منجر به سبز شدن این دو گونه بود یعنی بهمن، اسفند و فروردینماه هر سال انتخاب و در هر زمان اوج 15 بوته بهمنظور اندازهگیری صفات و مراحل مختلف فنولوژیکی تا پایان دوره رشد در زمینی آیش و به دور از رقابت گیاه زراعی و سایر علفهای هرز حفط شد. همچنین درصد جوانهزنی بذر هر دو گونه و نیز پاسخ آنها به عوامل مختلف شکستن خواب نیز بررسی شد. نتایج این مطالعه نشان داد که بذرها پس از برداشت دارای خواب بوده و رفع خواب به یک دوره پسرسی نیاز داشت، بطوریکه با افزایش تعداد هفتههای بعد از برداشت درصد جوانهزنی به 40% درصد رسید ولی هیچگاه در هفته چهاردهم بعد از برداشت، افزایش نیافت. نتایج تاثیر تیمارهای مختلف خوابشکنی در هر دو گونه نشان داد که درصد جوانهزنی با خراش دهی مکانیکی توسط کاغذ سمباده بیشترین افزایش را داشت. نتایج بهدستآمده در بخش مورفولوژیکی نشان داد که صفات مورد بررسی شامل وزن هزاردانه، تعداد بذر در بوته، تعداد دانه در هر غلاف و نسبت تعداد غلاف به گل در هر دو گونه روند تقریباً مشابه داشته و بوتههای استقرار یافته در بهمنماه نسبت به استقرارهای پس از آن، همواره برتر بودند. شروع تقویمی و درجه روز-رشد تجمعی هریک از مراحل فنولوژیکی در بین تاریخهای استقرار و سالهای زراعی نیز متفاوت بود و تاثیر آن بر روی ارتفاع، تعداد برگ، تعداد غلاف و ساقههای جانبی تولید شده در هر دو گونه دارای تفاوت معنیدار بود. استقرار بهمنماه از قدرت و رقابت بیشتر با گیاه زراعی و درنتیجه خسارت بیشتر به آن حکایت داشت. بهطور کلی بر اساس نتایج این مطالعه میتوان پیشنهاد کنترل و مدیریت استقرارهای زودتر این دو گونه علف هرز که از قدرت رقابت و درنتیجه خسارت بالاتری به گیاهان زراعی برخورداربوده را در برنامه مدیرت کنترل آنها در مزرعه مد نظر داشت و اینکه بوتههای دیرتر استقرار یافته نمیتوانند رقیب سرسختی در مزارع دیم منطقه محسوب گردد. از نظر کاربردی بهتر این است که گیاه زراعی را دیرتر بکاریم که با بوتههای قویتر این علفهای هرز به جهت رقابت با گیاه زراعی روبرو نباشیم. کلمات کلیدی: شکست خواب، پسرسی، غلاف، شاخه فرعی
-
ارزیابی محلهای مناسب اکوتوریسم در جنگلهای استانکرمانشاه با استفاده از GIS و AHP (مطالعهموردی: حوزه آبخیز ماهیت)
شادی جلیلیان 1400 -
تبیین مولفه های مسئولیت پذیری اجتماعی شرکت های تعاونی روستایی نسبت به محیط زیست در شهرستان کامیاران
کمال رستمی 1399 -
شناسایی قارچ¬های گرمادوست تولید کننده آمیلاز جداسازی شده از خاک وکمپوست در استان کرمانشاه
زهرا یوسف وند 1399identification of amylase producing thermophilic fungi from soil and composting inKermanshah province (West of Iran) AbstractAn investigation was carried out on the occurrence ofthermotolerantand thermophilic fungi soil samples collected from cultivated andnatural regions in Kermanshah province, municipal waste compost and mushroomcompost, 2017–19. Fungal isolates were recovered using the soil dilution platemethod on potato dextrose agar at 45 and 50 °C. Totally, 24 fungal isolateswere obtained from soil and compost. DNA extraction was carried out using aGenomic DNA Purification kit. The ITS1, 5.8S, and ITS2 (ITS) Regions wereamplified using ITS1 and ITS4 primers. Fragments about 500–700 bp wereamplified and after sequencing deposited in GenBank. Based on morphologicalcharacters and sequence data of the the internal transcribed spacer (ITS) rDNA,these fungi were identified as Aspergillus fumigatus, Aspergillusnidulans, Aspergillus niger, Aspergillusterrus, Melanocarpus albomyces*, Malbrancheacinnamomea*, Thermomyces dupontii*, Thermomyceslanuginosus*, and Thielavia arenaria*. Asterisksindicate species that are the new records for the mycobiota of Iran. Thefrequency of thermophilic and thermotolarant fungi in municipal waste compost was higher than soil(agricultural and virgin) and Aspergillus species were the most abundantfungi identified in this study. In the present study, Aspergillus fumigatuswas the most abundant among Aspergillus species isolated from soil andtwo types of compost including mushroom and municipal waste compost.This species had a favorable growth at atemperature of 45 degrees Celsius and due to its better growth in thetemperature range of 25-45 degrees, it is considered thermotolerant. In thisstudy, 24 isolates were isolated from soil (cultivated and uncultivated) andtwo types of compost (municipal waste compost and mushroom compost). Eleven isolates belonged to soil samples andnine isolates belonged to compost samples of municipal waste and four isolatesbelonged to compost samples of fungi, respectively. In order to identifyamylase-producing isolates, the obtained isolates were cultured on agar starchmedium and placed in three replications at different temperatures of 40, 45 and50 °C. After 48 to 72 hours of growth of isolates, the colony was flooded with Logolsolution. In this study, a clear halo was observed around the colony of allisolates except for two species of Thialavia arenaria and Melanocarpusalbomyces, which indicates the consume of starch by the fungus and theability to produce amylase enzyme. The maximum halo belonged to the species, Thermomycessp., Malbranchea cinnamome, Thermomyces lanuginosus andThermomyces dupontii, respectively
-
جایابی انباشتگاه پسماند شهر کرمانشاه با کاربرد فرآیند تحلیل شجره نامه ای فازی
رودابه صفری 1398چکیده مقدمه: امروزه افزایش جمعیت و گسترش شهرنشینی منجر به ناسازگاریهای مختلف اجتماعی، اقتصادی و زیستمحیطی در سراسر جهان شده است. مدیریت پسماند یکی از مهمترین مشکلات شهرها– به ویژه بزرگ-است. نامناسب بودن محلهای دفن در بسیاری از مناطق منجر به عواقب مضر زیستمحیطی شده است، بنابراین جایابی سایتها از طریق رویکردهای علمی از اهمیت ویژهای برخوردار است. در ایران بیشتر محلهای دفن پسماند به صورت سنتی انتخاب شدهاند و جایی که پسماند تولید میشود، در همانجا سوزانیده، انباشته و یا به صورت نامناسب دفن میشوند. محل دفن فعلی شهر کرمانشاه نیز به درستی جایابی نشده است، که مشکلات زیستمحیطی متعددی را بهوجود آورده است. اهداف: این پژوهش برای یافتن یک یا چند منطقهی مناسب برای محل دفن پسماند شهر کرمانشاه با استفاده از فرآیند تحلیل شجرهنامهای(AHP) و منطق فازی(FL) در محیط سیستم اطلاعات جغرافیایی(GIS) انجام شد. مواد و روشها: براساس توصیههای متخصصان، مهمترین سنجهها استخراج و در کنار استانداردهای تعریف شده توسط سازمان محیطزیست در نظر گرفته شد. علاوه براین، کمینهی مساحت مورد نیاز برای دفن پسماند 20 سال آینده بدون احتساب بازیافت و کمپوست به صورت محافظهکارانه،158 هکتار برآورد گردید. یک بافر 32 کیلومتری در پیرامون شهر به عنوان منطقه مطالعاتی در نظر گرفته شد. لایههای اطلاعاتی ازجمله زمینشناسی، خاک، کاربری سرزمین، بارش، شیب، وزش باد چیره و... با GIS محاسبه و کلیهی پیکسلها در هریک از لایهها مطابق با نتایج AHP وزندهی شد. برای یافتن مناسبترین مناطق در بافر 32 به صورت مقادیر عضویت، تمامی لایههای وزنی از طریق اپراتورهای فازی AND، OR، SUM، PRODUCT در محیط GISبرهمنشانی شدند. خروجیهای AND وGAMMA نتایج قابل قبولی را تولید نمودند. برای اینکه جایابی با حدود قانونی شهرسازگارتر باشد، یک بافر 20 کیلومتری از درون بافر 32 برش داده شد. با در نظر گرفتن گسترهای ( و نه تنها بالاترین) مقادیر عضویت، شش منطقه( با نام 1 تا 6) در خروجی گاما برای بافر 20 انتخاب، مرزبندی و ارزیابی شدند. نتایج: یافتهها GAMMA=0.9را بهترین اپراتور جایابی انباشتگاه پسماند در این مطالعه نشان داد. بر اساس سنجههای سازمان حفاظت محیطزیست، شش محدوده برگزیده بررسی و محدودههای شماره 1 و 3 از میان آنها به عنوان بهترین تشخیص داده شد. به هر روی، به دلیل برخی برتریهامحدوده شماره 3 با مساحت 1255 هکتار انتخاب شد، که بسیاری سنجهها در آن ازسطح بالایی برخوردار بودند. برخی ویژگیها با سطوح استثنایی عبارت بود از: احاطه شدن با کوههای مرتفع؛ قابلیت دسترسی از طریق تنگه، نبود منابع آب(سطحی یا زیرزمینی)، نزدیکی به شهر(10 کیلومتر)، فاصله کافی از فرودگاه، آثار باستانی، گسلها؛ زمین کشاورزی کم، قیمت پایین زمین؛ مساحت کافی (و خیلی بیشتر) برای برآورد پسماند 20 ساله شهر و غیره. با توجه به این برتریها، مطالعهی خاکها و کانیشناسی خاک منطقه نیز انجام شد، که از این نظر نیز بخوبی مناسب بود. خاکها به طورکلی جوان و بدون افق یا با کمینه افقبندی بوده، اما عمق کافی برای پوششدهی پسماند را داشتند. در بخش رس چیرگی با رسهای 2:1 از گروه اسمکتیتها و گروه ایلیت با اثر کمی از کائولینیت و کلریت و شاید پالیگورسکیت/سپیولایت بود که با کاربری انباشتگاه متناسب بود. همچنین محدوده برگزیده، پتانسیل خوبی برای قرارگیری ایستگاههای بازیافت و کمپوست فراهم میکرد که نقشهی اکتشافی آن تهیه گردید. با این همه، دو منبع عمده عدمقطعیت: 1) دیدگاه متخصصان مختلف در وزندهی سنجهها و 2) کیفیت اطلاعات پایه در مطالعه وجود داشت. در نتیجه و در مجموع، محدودههای دارای عضویت بالا در خروجی لزوماً بهترین پهنهها برای کاربری مورد نظر سرزمین (در اینجا انباشتگاه پسماند) را نشان نمیدهند. بنابراین، بیگمان نمیتوان خروجی GISرا مستقیما پذیرفت و نیاز است که مورد تحلیل و داوری دقیق متخصصان قرار گیرد. این مطالعه بر نتایج کاربردی تمرکز داشت. با این همه،برای تایید نتایج مطالعات بیشتر به کمک شمار بیشتری از متخصصان و اطلاعات پایه دقیقتر پیشنهاد میشود که در مورد نتیجه اطمینان حاصل شود. همچنین کاربست منطق فازی در ترکیب با AHP رویکرد دیگری برای انجام چنین پژوهشهایی است. کلمات کلیدی: کرمانشاه،جایابی، انباشتگاه، پسماند،GIS،AHP ،Fuzzy.
-
بررسی تاثیر اکوسیستم جنگل بر پارامترهای هیدرولوژیکی خاک و مقایسه آن با سایر کاربری¬ها (مطالعه موردی : چهارزبر علیا-استان کرمانشاه)
عاطفه السادات حقانی 1398جنگل علاوه بر نقش اقتصادی در توسعه کشور، باعث حفاظت از محیط زیست و تنوع بیولوژیکی، کاهش آلودگی، تعدیل دما، حفاظت آب و خاک و به تبع کاهش فرسایش خاک و افزایش منابع آب میگردد. بنابراین هدف از اجرای این تحقق ارزیابی ساختار تودههای جنگلی زاگرس و ارزیابی کمی تاثیر آن و در عین حال مقایسه تاثیر کاربریهای مختلف جنگل، مرتع و کشاورزی بر مولفههای هیدرولوژی و خصوصیات فیزیکی و شیمیایی خاک در بخشی از زیرحوضه رودخانه مرگ واقع در چهارزبرعلیا در استان کرمانشاه میباشد. بر همین اساس یک منطقه که دارای اراضی جنگلی تخریبیافته (با میزان تخریب شدید، متوسط و کم) همراه با مراتع و اراضی کشاورزی انتخاب گردید و در ابتدا در منطقه مورد مطالعه سه توده جنگلی به مساحت 5/0 هکتار مشخص و مشخصات تمامی درختان در محدوده مورد نظر اندازهگیری گردید سپس در همین منطقه، روش نمونه برداری فاصلهای نزدیکترین فرد اجرا گردید. پس از آن با تقسیم منطقه مورد مطالعه به سه رده تراکمی اندازهگیری پارمترهای هیدرولوژیکی در هر محدوده تراکمی جنگل و نیز در دو کاربری کشاورزی و مرتع صورت گرفت. با ایجاد بارش در شدت 83 میلیمتر در ساعت، نمونه برداری از رواناب حاوی رسوب، به مدت زمان کلی 24 دقیقه انجام گرفت. شبیه سازی باران در هر کاربری به تعداد شش بار تکرار گردید. همچنین جهت بررسی ویژگیهای خاکشناسی هر کاربری نمونههایی از خاک سطحی (20ـ0 سانتیمتر) در کنار هر پلات جمع آوری شد. نتایج نشان داد قطعهنمونه شماره یک و دو دارای الگوی پراکنش تصادفی و قطعهنمونه شماره 3 دارای الگوی پراکنش کپهای میباشد و بر اساس معیار صحت جهت برآورد مشخصههای کمی تراکم و درصد تاجپوشش فرمول ارائه شده توسط بایت و ریپلی برای روش نزدیکترین فرد برای توده یک و جهت برآورد ارتفاع برای تودههای یک و سه نتیجه مناسبتری را ارائه میدهد. نتایج آزمایشات خاکشناسی در سه توده جنگلی نشان داد که خصوصیات فیزیکی و شیمیایی خاک در سه توده مورد بررسی تفاوت معنیداری با یکدیگر ندارند در حالی که درصد مادهآلی و نیتروژن در سه کاربری جنگل، مرتع و کشاورزی اختلاف معنیداری با یکدیگر داشتند به گونهای که میزان نیتروژن و مادهآلی موجود در خاک اراضی جنگلی و مرتعی بیش از اراضی کشاورزی بدست آمد. نتایج شبیهسازی باران نیز نشان داد زمان آستانه ظهور رواناب ، بار رسوب معلق، غلظت رسوب و ضریب رواناب در سه توده مورد بررسی تفاوت معنیداری با یکدیگر ندارند اما حجم رواناب تولید شده در بین تیمارها تفاوت معنیداری با یکدیگر دارند به گونهای که توده یک و سه از نظر آماری برابر و هر دوکمتر از توده دو بدست آمده است. اما در سه کاربری مورد بررسی حجم و ضریب رواناب و بار و غلظت رسوب در بین تیمارها تفاوت معنیداری با یکدیگر دارند به نحوی که حجم و ضریب رواناب در توده جنگلی بیشتر و بار و غلظت رسوب کمتر از دو کاربری دیگر محاسبه گردید. از طرف دیگر نتایج اندازهگیری هدر رفت مادهآلی نشان داد که که در سه توده جنگلی تفاوت معنیداری با یکدیگر ندارند اما در بین سه کاربری تفاوت معنیداری وجود دارد به گونهای که در اراضی جنگلی مادهآلی بیشتری در اثر بارندگی هدر میرود. بنابراین یکی از مهمترین خدمات و کارکردهای اکوسیستم جنگلی، ممانعت از فرسایش خاک است که باید با حفظ و جلوگیری از تخریب جنگلها و تغییر کاربریهای صورت گرفته در جهت نابودی آنها، مانع فرسایش خاک در کشور شد.
-
بررسی وضعیت ساختار جنگل آموزشی پژوهشی دانشگاه رازی کرمانشاه در یک دوره سیزده ساله
نسیم سلیمی خواه 1398چکیدهساختارتودههایجنگلی در طول زمان در اثرآشفتگیهای انسانی یا طبیعیتغییرمیکند. بررسی اینتغییرات درارتباط باعواملمحیطی وآشفتگیها نقش مهمی در تجزیه و تحلیلپویایی و مدیریت بومسازگان دارد. به منظور درک بهتر بومسازگان جنگلی و بررسی روند پویایی آن لازم است ساختار جنگل و نظم و ترتیب اجزای آن به صورت کمی مورد بررسی قرار گیرد. جنگلهای منطقه زاگرس به عنوان یکی از گستردهترین رویشگاههای گیاهی کشور و دومین اکوسیستم مهم جنگلی ایران؛ هر چند که جایگاه چندانی از لحاظ تولید چوب صنعتی ندارند اما بواسطه نقش مهمی که در تنظیم آب و خاک و تعادل اکولوژیک منطقه دارد، در این مطالعه مورد ارزیابی قرار گرفته است که هدف این پژوهش بررسی تغییرات ساختار جنگل سرخهدیزه کرمانشاه بعد از یک دوره سیزده ساله میباشد. جهت اجرای تحقیق در منطقه مورد بررسی در قالب شبکه آماربرداری 100 متر در 100 متر تعداد 50 قطعهنمونه دایره ای شکل برداشت گردید؛ به این صورت که محل تقاطع اضلاع شبکه آماربرداری به عنوان مراکز قطعهنمونه در نظر گرفته شد و 50 نقطه نمونهبرداری (مراکز قطعهنمونه) با استفاده از ژئوپلانر و با روش نمونهبرداری دایرهای شکل پیاده گردید و مشخصه های مربوط به ساختار جنگل که در سیزده سال پیش مورد بررسی قرار گرفته بودند، جهت مقایسه اندازه گیری شدند. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل دادهها در طول دوره 13ساله نشان داد که توده بصورت یک توده خالص بلوط ایرانی باقی مانده است و الگوی پراکنش درختان توده بصورت کپه ای تغییر نکرده است. اما از نظر تراکم تعداد درختان از 4/178 اصله در هکتار در سال 1384 به 4/119 اصله در هکتار در سال 1397 کاهش یافته است یعنی بطور متوسط سالیانه 5/2 درصد از درختان کم شده است ولی سطح تاج پوشش درختان توده مورد نظر هرچند تا حدودی افزایش یافته است یعنی از 49/1676 مترمربع در هکتار در سال 1384، به 09/1767 مترمربع در هکتار در سال 1397 تغییر کرده است، اما این تغییر از نظر آماری اختلاف معنی را نشان نداد.درصد تاج پوشش درختان نیز از 77/16 درصد به 67/17 تغییر کرده است که این مشخصه نیز مانند سطح تاج درختان از نظر آماری اختلاف معنی را نشان نداد. بطور خلاصه می توان نتیجه گیری کرد که توده مورد بررسی از نظرنسبت گونههای درختی، الگوی پراکنش درختان، سطح تاج پوشش و درصد تاج پوشش نسبت به ابتدای دوره تغییر نکرده است ولی از نظر تراکم، تعداد درختان در واحد سطح کاهش یافته است که بررسیهای آماری نیز این موضوع را تایید می کند. واژگان کلیدی: ساختار- تراکم- تاجپوشش- روش نمونهبرداری دایرهای- الگوی پراکنش مکانی
-
مقایسه مشخصه های کمی جنگل سرخه دیزه در ابتدا و انتهای یک دوره 13ساله با روشهای نمونه برداری بدون قطعه نمونه
کوثر خالتی 1398چکیده:به دلیل اهمیت زیاد جنگلهای زاگرس در ایران، به ویژه از نظر حفاظت آب، خاک و تنوع زیستی، مدیریت بهینه آنها ضرورت پیدا میکند. جنگلهای زاگرس در اثر بهرهبرداریهای بیرویه در سالیان گذشته حساس و شکننده شده است و از نظر تراکم و تاجپوشش در وضعیت مطلوبی نیست. بنابراین آگاهی از وضعیت تراکم و تاجپوشش درختان جنگلهای زاگرس به عنوان مشخصههای کمی مهم در این جنگلها برای حفظ ، احیا و گسترش آنها اهمیت دارد. از این رو دسترسی به آمار و اطلاعات بههنگام در این جنگلها به منظور مدیریت و برنامهریزی آنها ضروری بهنظر میرسد. این تحقیق با هدف بررسی تغییرات برخی مشخصههای کمی یک توده طبیعی بلوط ایرانی در یک دوره آماری 13ساله در جنگل سرخهدیزه کرمانشاه انجام شد. بدین منظور در منطقه موردبررسی 50 نقطه نمونهبرداری به عنوان مراکز قطعهنمونه در نظر گرفته شد و با استفاده از نرمافزار ژئوپلانر، یک شبکه 100متر در 100متر در داخل منطقه مذکور طراحی گردید و بعد مختصات این نقاط به جی پی اس وارد و ذخیره شده و سپس در عرصه جنگل پس از پیدا کردن نقاط در داخل توده موردنظر بر روی زمین با پیاده کردن روشهای نمونهبرداری فاصلهای مربعی با نقطه مرکزی و مربعتی در هر یک از نقاط مشخصشده، مشخصات مورد نظر ( گونه، دو قطر تاج و ...) مربوط به درختان اندازهگیری و در فرمهای آماربرداری یادداشت گردیدند. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل دادهها در طول دوره 13ساله نشان داد که در روش نمونهبرداری مربعتی، تراکم و تاجپوشش درختان به ترتیب از 4/111 اصله در هکتار و 2374 مترمربع در هکتار در سال 1384 به59/109 اصله در هکتار و 86/1983 مترمربع در هکتار در سال 1397کاهش یافته است. نتایج تجزیه و تحلیل دادهها در طول دوره با استفاده از روش مربعی با نقطه مرکزی نیز نشان داد که تراکم و تاجپوشش توده به ترتیب از62/76 اصله در هکتار و 2171مترمربع در هکتار در سال 1384 به 47/42 اصله در هکتار و 99/933 مترمربع در هکتار در سال 1397 کاهش یافته است. در هر دو روش نمونهبرداری توزیع تعداد در طبقات سطحتاج در کلاسههای شش مترمربعی نسبت به سال 1384تغییر قابل ملاحظهای داشته است به طوری که از کلاس جوان کاسته شده و به کلاسهای میانسال و مسن افزوده شده است. الگوی پراکنش مکانی درختان در ابتدا و انتهای دوره، کپهای بوده و تغییر نکرده است. طبق این نتایج میتوان بیان کرد که تراکم و تاجپوشش درختان در طول این دوره 13ساله کاهش پیدا کرده است.واژگان کلیدی: جنگل- تاجپوشش- تراکم- فاصلهای- نمونهبرداری
-
توسعه مدل دو بعدی متوسط گیری شده در عمق برای جریان با استفاده شمای تنصیف زمان
اشکان منیفی 1398 -
بررسی فرمول های مختلف روش نمونه برداری نزدیکترین فرد در برآورد مشخصه های کمی توده جنگلی (مطالعه موردی میان تنگ ایلام استان ایلام)
فرزانه نعیم 1398 -
بررسی الگوی مکانی گونه گلابی وحشی در جنگل¬های زردلان سردسیر استان ایلام
رسول چراغی 1397 -
برآورد نیاز آبی وضرایب گیاهی برنج رقم عنبربو در شرایط لیسیمتری در گلخانه و مزرعه
زهرا براتی 1397این پژوهش جهت تعیین ضرایب گیاهی و نیاز آبی برنج رقم عنبر بو در مزرعهی تحقیقاتی وگلخانهی پردیس کشاورزی ومنابع طبیعی دانشگاه رازی به مدت دو سال زراعی 96 و97 اجرا گردید، لذا جهت تعیین نیاز آبی و ضریب گیاهی درشرایط مزرعه از سه عدد لایسیمتر زهکشدار به اقطار 2/1 و ارتفاع 4/1 متر، و در شرایط گلخانه از 6 عدد لایسیمتر زهکشدار به اقطار 40/0 و ارتفاع80/0 متر، با تراکم (3 نشاء در یک کپه و با فاصله 20×20 ) کشت شد. همچنین به منظور دقت در طول مراحل رشد در شرایط غیر لایسیمتری 17 عدد گلدان با تراکم و سطح مقطع مشابه با شرایط لایسیمتری در محیط گلخانه اجرا و براساس آن طول دوره رشد برنج با توجه به آن محاسبه گردید. براساس نتایج دوساله میزان کل تبخیر و تعرق پتانسیل در شرایط مزرعه با استفاده از روش پنمن مانتیث فائو محاسبه و برای سال97 -96 معادل 61/435 و در سال زراعی 97-98 معادل 65/438 میلیمتر برآورد گردید. همین پارامتر در شرایط گلخانه( به روش تشت تبخیر) در سال اول و دوم بهترتیب معادل 469و 22/476 میلیمتر برآورد شد. و با استفاده از معادله بیلان آب تبخیر – تعرق گیاه محاسبه و براساس نتایج، میزان آب مورد نیاز برنج در شرایط مزرعه در سال زراعی اول و دوم انجام پژوهش بهترتیب برابر با 16/487و 02/505 میلیمتر ودر شرایط گلخانه بهترتیب 65/555 و 43/574 میلیمتر گزارش شد. در نهایت با داشتن تبخیر - تعرق پتانسیل وتبخیر- تعرق واقعی ضریب گیاهی برای دو سال زراعی 96-97 و97-98 در شرایط مزرعه برای سه مرحلهی رشد ( ابتدایی، میانی، پایانی) به ترتیب برابر(94/0 ، 23/1، 91/0) و ( 98/0، 27/1، 99/0 )و در شرایط گلخانه ضریب گیاهی برای سال اول و دوم انجام آزمایش بهترتیب ( 99/0، 28/1، 03/1)و ( 00/1، 30/1، 07/1 ) برآورد گردید. و به طورکلی میتوان برای شرایط مزرعه مقادیر 96/0، 25/1، 95/0و برای شرایط گلخانه مقادیر 99/0، 29/1، 05/1 را جهت برنامهریزی مناسب آبیاری و اعمال مدیریت صحیح در منطقه مورد مطالعه پیشنهاد کرد. واژگان کلیدی: برنج عنبربو، نیازآبی، لایسیمتر زهکشدار، ضریب گیاهی، شرایط گلخانه و مزرعه
-
پهنه بندی مخاطرات جوی منطقه ای استان کرمانشاه(بارش شدید،بارش های حدی،برف سنگین ،تگرگ،خشکسالی، روزهای توام با گردوغبار، توفان های گرد و غبار، کولاک، مه گرفتگی، یخبندان، سوزباد...) و پهنه بندی باران موثر
پریسا امجدیان 1396هدف اصلی از پژوهش حاضر، پهنه بندی مخاطرات جوی و باران موثر دراستان کرمانشاه می باشد. برای این منظور از داده های سازمان هواشناسی استان کرمانشاه درمقیاس روزانه و ماهانه برای تعداد 5 ایستگاه هواشناسی سینوپتیک درمحدوده استان کرمانشاه برای یک دوره 30 ساله (1987-2016) استفاده شد.در این تحقیق تعداد 13 مخاطره جوی مهم در محدوده استان کرمانشاه مورد بررسی قرار گرفت. بطورکلی پدیده ها درقالب دو روش اصلی مورد بررسی قرار گرفت. ونقشه های فراوانی وقوع به تفکیک برای هریک از مخاطرات با بهره گیری از سامانه اطلاعات جغرافیایی (GIS) تهیه شد. در ادامه با درنظرداشتن میزان مشابهت ها و تفاوت ها، 13 مخاطره جوی یاد شده در قالب سه دسته اصلی مخاطرات دمایی ، مخاطرات مرتبط با دید و مخاطرات بارشی دسته بندی شدند و برای هر دسته نقشه پهنه بندی فضایی تهیه گردید. در نهایت با ترکیب نتایج حاصل از بررسی تمام مخاطرات ، نقشه جامع مخاطرات جوی منطقه مطالعاتی تهیه شد. یافته های تحقیق نشان داد که بخش هائی ازمرکز و جنوب استان کرمانشاه از جهت فراوانی وقوع رخدادها، جز پر مخاطره ترین مناطق محسوب می گردند، درحالی که بخش های غربی ازکمترین میزان خطرپذیری برخوردارند. الگوی فضایی وقوع مخاطرات بیانگر روند افزایشی مخاطرات مرتبط با دید ازجنوب و مرکز به طرف غرب و شرق استان بوده و در مقابل مخاطرات بارشی و مخاطرات دمایی از الگویی معکوس برخوردار بودند بطوری که ازجنوب به طرف غرب و شرق ازمیزان وقوع رخدادهای دمایی و بارش کاسته می شود. جهت برآورد باران موثر از سه روش درصدی و USDA و SCS استفاده شد . بعد از تهیه جداول باران موثر ، مقدار متوسط ماهانه و متوسط سالانه باران موثر به هر سه روش و برای هر 5 ایستگاه محاسبه شد.. بیشترین میزان متوسط باران موثر محاسبه شده در هر ایستگاه مربوط به روش USDA می باشد. در حوضه های که مقدار تبخیر وتعرق بیشتر ازمقدار بارش است ، نمی توان برروی ارقام حاصل از روش USDA برنامه ریزی و مدیریت انجام داد. زیرا یکی ازمعایب آن ، برآورد زیاد از بارش موثر است.(خالقی، 1394) و مقادیر بارش موثر محاسبه شده به روش درصدی نیز زیاد می باشد. و دقت این روش هم پائین است.(خالقی،1394) اما کمترین میزان متوسط باران موثر محاسبه شده در هر ایستگاه مربوط به روش SCS می باشد واین روش به دلیل اینکه مقدار بارندگی و تبخیر وتعرق ماهانه وعمق خاک را برای برآورد بارش موثر در نظر می گیرد نتایج رضایت بخشی تری تولید می کند. ونتایج آن به واقعیت نزدیک تر است. پس از بررسی ومقایسه مقادیر حاصل از هر یک از روش ها ، روش SCS گزینه مناسب برای برآورد بارش موثر در این حوضه تشخیص داده شد. و در نهایت در محیط ARCGIS ، نقشه پهنه بندی باران موثر به هر سه روش جهت مقاسیه انجام شد ودر بخش های شرق و غرب استان ، گیاهان نیاز آبی بیشتری نسبت به قسمت های شمالی دارند. زیرا که با توجه به نقشه پهنه بندی باران موثرمربوط به روش SCS ، مقدار بارش موثر در قسمت های شرق وغرب استان کمتر است.و در ادامه با استفاده از نرم افزار و انجام آزمون توزیع t استیودنت ، مقادیر بارش موثربه روش SCS در 3 فاصله اطمینان 90 ، 95 و 99 درصد محاسبه گردید
-
مطالعه اثرات گلازنی برروی ویژگی های کمی وکیفی و الگوی مکانی درختان درتوده جنگلی(مطالعه موردی:بخش سرشیو مریوان روستای وشکلان)
سیدجواد حسینی 1396یکی از عمده ترین استفاده های انجام شده در زاگرس شمالی گلازنی و استفاده از شاخ و برگ درختان بلوط برای تغذیه دام است. چندین قرن است که در اروپا برای کنترل و تنظیم ارتفاع درختان آنها را هرس می کنند. به این عملیات اصطلاحاً سرشاخه زنی (pollarding) گفته می شود. به منظور بررسی اثرات گلازنی برروی ویژگیهای کمی و کیفی و الگوی مکانی درختان در توده جنگلی در جنگلهای وشکلان واقع در شهرستان مریوان ، دو توده 20 هکتاری گلازنی شده وگلازنی نشده مورد تحقیق قرار گرفت. در هر توده 60 پلات 10 آری با ابعاد شبکه50 *50 به صورت سیستماتیک تصادفی برداشت گردید و مشخصههای کمی درختان (قطربرابرسینه، تراکم، تاج پوشش، ارتفاع و تراکم درختان مازودار) اندازه گیری شد. سپس مشخصههای کیفی آنها (جستدهی خوب، جستدهی متوسط، جستدهی ضعیف، تعداد درختان سالم، تعداد درختان خشک شده و تعداد موخور روی درختان) هم سنجیده و ثبت شد. موقعیت نقاط با سیستم مختصات UTM به GPS منتقل شد. خلاصه آماری درختان در دو توده مذکور نشان داد که اثر چشمگیر فاکتور گلازنی کاهش محسوس سطح تاج پوشش است به طوریکه این حجم بر اثر این فاکتور تقریبا نصف توده گلازنی است. به این دید که متوسط سطح تاج پوشش در توده دست نخورده 57/188 متر مربع است در حالیکه این مشخصه بر اثر این فاکتور (گلازنی) برابر مقدار 29/80 متر مربع و نشان از تفاوت معنیدار این مشخصه بر اثر دخالت دارد. نتایج آزمون آماری (تی مستقل) نشان داد در بین مشخصههای کمی درختان چهار مشخصه تاج پوشش، متوسط قطر برابر سینه، ارتفاع متوسط و تراکم درختان مازودار بین دو توده گلازنی شده و دست نخورده تفاوت معنیداری وجود دارد، به طوری که دو مشخصه متوسط قطر برابر سینه و ارتفاع متوسط در توده گلازنی شده بیشتر از توده دست نخورده است و مشخصههای تاج پوشش و تراکم درختان مازودار نیز بر اثر این عامل (گلازنی شده) کاهش یافته است. در بین مشخصههای کیفی نیز تمام مشخصهها در بین دو توده از تفاوت معنیداری برخوردار بودند. به طوری که از لحاظ جستدهی توده و تعداد درختان سالم گلازنی شده شرایط خیلی بهتری نسبت به توده دست خورده داشت. دو مشخصه تعداد درختان خشک شده و تعداد موخور روی درختان در توده دست نخورده نسبت به توده گلازنی شده بیشتر است. نتایج ساختار مکانی هم حاکی از آن است که اکثر مشخصه های مورد بررسی در دو منطقه دارای مدل نمایی بودند. ارتفاع متوسط و متوسط قطر در هر دو توده مورد بررسی مدل کروی را نشان دادند. نتایج ساختار مکانی مشخصههای کمی مورد بررسی نیز بر این امر دلالت داشت که تمام پارامترها در دو منطقه بجز تراکم درختان مازودار در توده گلازنی نشده که همبستگی قوی داشت دارای نسبت همبستگی 75-25 درصد بودند، بنابراین ساختار مکانی متوسط را نشان دادند. ساختار مکانی مشخصههای کیفی هم حاکی از آن است که دو متغیر تعداد درختان خشک شده در توده گلازنی شده و جستدهی خوب در توده دست نخورده دارای کلاس همبستگی قوی و بقیه متغیرهای دیگر در هر توده ساختار مکانی متوسطی داشتند.
-
بررسی عددی توزیع فشار وسرعت روی تاج سرریز اوجی
هوشیار احمدیان 1395
