صفحه نمایش استاد - پرتال اصلی دانشگاه رازی
مسعود احمدنژاد اصل گاوگانی
استادیار / دامپزشکی / گروه علوم درمانگاهی
دروس ارائه شده نیمسال جاری
| نام درس | واحد | زمان ارائه درس | ترم |
|---|---|---|---|
| بیماریهای داخلی دام های بزرگ (1) | 2 | هرهفته، سه شنبه ، 08:30-10:00 | نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1405 |
| بیماریهای متابولیک و کمبود های تغذیه | 2 | هرهفته، سه شنبه ، 14:00-16:00 | نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1405 |
| کارورزی طب بالینی دام های بزرگ (1) | 1 | هرهفته، چهارشنبه ، 11:30-13:00، هرهفته، چهارشنبه ، 14:00-15:30 | نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1405 |
| کارورزی طب بالینی دام های بزرگ (1) | 1 | هرهفته، شنبه ، 15:30-17:00، هرهفته، شنبه ، 17:00-18:30 | نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1405 |
| کارورزی طب بالینی دام های بزرگ (1) | 1 | هرهفته، يك شنبه ، 08:30-10:00، هرهفته، يك شنبه ، 14:00-15:30 | نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1405 |
رساله های دکتری
-
فراوانی بلاستوسیستیس در نشخوارکنندگان و اسب های استان کرمانشاه با استفاده از روش های مرفولوژیک و مولکولی
حانیه صفی پور 1405مقدمه و هدف:
بلاستوسیستیس ، یکی از انگلهای شایع دستگاه گوارش انسان و حیوانات اهلی و وحشی است که پراکندگی جغرافیایی گستردهای در جهان دارد. به دلیل شیوع بالا و نقش احتمالی آن در بروز اختلالات گوارشی، این انگل همواره مورد توجه پژوهشگران بوده است. مطالعات نشان میدهند که بلاستوسیستیس قادر به آلوده کردن میزبانهای مختلف بوده و این موضوع احتمال انتقال بین انسان و حیوان را مطرح میکند.
مطالعات شیوع بیماری ها ، بیانگر آن است که حیوانات اهلی میتوانند به عنوان مخزن بالقوه این انگل نقش داشته باشند ؛ هرچند نقش دقیق آنها در انتقال به انسان هنوز به طور کامل مشخص نشده است. استان کرمانشاه به دلیل فعالیتهای گسترده دامداری و تماس نزدیک انسان با حیوانات اهلی، شرایط مناسبی برای انتشار انگلهای رودهای دارد. از این رو، مطالعه حاضر با هدف بررسی وضعیت آلودگی انگل بلاستوسیستیس در دامهای اهلی این استان انجام شده است تا اطلاعات پایهای لازم برای برنامهریزیهای بهداشتی فراهم گردد.
روش تحقیق :
در این مطالعه ، تعداد ??? نمونه مدفوع از چهار گونه دام شامل اسب(?? نمونه)، گاو(??? نمونه)، گوسفند(??? نمونه) و بز (?? نمونه) بهصورت تصادفی از دامداریها و مراکز نگهداری دام از شهرستانهای مختلف استان کرمانشاه ، جمعآوری شد. نمونهها بهصورت تازه و مستقیم با توشه رکتال در گاو و اسب و با تحریک مقعد در گوسفند و بز، اخذ و در ظروف استریل حاوی محلول نگهدارنده مناسب (الکل 70 درصد) قرار داده شدند. نمونهها پس از جمعآوری در دمای 4 درجه سانتیگراد نگهداری و در کوتاهترین زمان ممکن به آزمایشگاه منتقل شدند.
بهمنظور بررسی اولیه آلودگی به انگل بلاستوسیستیس، تمامی نمونهها با استفاده از روش گسترش مرطوب و رنگآمیزی لوگل و شناورسازی به روش کلیتن لین ، تحت بررسی میکروسکوپی قرار گرفتند. مشاهده نمونهها با استفاده از میکروسکوپ نوری در بزرگنماییهای ×100 و ×400 انجام شد و نتایج بهصورت دقیق ثبت گردید.
استخراج DNA از نمونههای مورد مطالعه با استفاده از کیت و مطابق با دستورالعمل شرکت سازنده انجام شد. شناسایی مولکولی انگل بلاستوسیستیس با استفاده از واکنش زنجیرهای پلیمراز (PCR) و پرایمرهای عمومی اختصاصی این انگل بر اساس ژن SSU rRNA شامل RD5 و BhRDr صورت گرفت.
در نهایت، تجزیهوتحلیل آماری دادهها انجام شد و سطح معنیداری آماری کمتر از ??/? در نظر گرفته شد.
یافته ها
طبق نتایج حاصله ، در روش میکروسکوپی شیوع کلی آلودگی ?? مورد (?/??) گزارش شد؛ بیشترین شیوع در گاو( %?/??) و کمترین در اسب (%?/?) مشاهده گردید. میزان آلودگی در گوسفند ? درصد و در بز ?/?? درصد بود. به تفکیک جنسیت، میزان آلودگی جنس نر ?8/6 و ماده ?3/11 گزارش شد . بر اساس گروه سنی،دام های کمتر از 2 سال %1/8 و بالای ? سال ?3/10 آلوده گزارش شدند.
در روش مولکولی در مجموع ?? نمونه (%?/?) مثبت تشخیص داده شدند. بیشترین شیوع در گاو (%?/??) و پس از آن در گوسفند (%?/??) و بز (%?/??) مشاهده گردید، در حالی که در اسب هیچ مورد مثبتی شناسایی نشد،که از لحاظ آماری تفاوت معناداری با روش میکروسکوپی نداشتند. به تفکیک جنسیت، شیوع انگل در جنس نر %8/6 و جنس ماده% 3/11 مثبت بودند .بر اساس گروه سنی ،شیوع انگل دام های زیر 2 سال %6/7 و بالای 2 سال% 8/10 آلوده گزارش شدند که از لحاظ جنسیت و سن نیز تفاوت آماری معناداری بین دو روش مشاهده نشد. بررسی تصادفی ?? نمونه مرفولوژیک منفی با روش مولکولی منجر به شناسایی ? مورد مثبت گردید که بیانگر حساسیت بالاتر روش مولکولی در مقایسه با روش میکروسکوپی است.
نتیجه گیری :
مطالعه نشان داد که انگل بلاستوسیستیس در نشخوارکنندگان (گاو، گوسفند و بز) شیوع بیشتری دارد، در حالی که در اسبها بسیار پایین و در روش مولکولی قابل تشخیص نبود. این یافتهها نشان میدهد که نشخوارکنندگان میتوانند مخازن بالقوه انگل باشند.همچنین، بین نوع دام وشیوع عفونت ارتباط معناداری وجود دارد،اما سن و جنسیت تاثیر معناداری بر شیوع عفونت نداشت. مقایسه روشهای میکروسکوپی و مولکولی نشان داد که روش مولکولی حساسیت و دقت بالاتری دارد و موارد با بار انگلی پایین را بهتر تشخیص میدهد، اما اختلاف معناداری بین دو روش مشاهده نشد. این نتایج بر اهمیت استفاده همزمان از روشهای مختلف برای دستیابی به نتایج دقیقتر تاکید دارد.
کلمات کلیدی
بلاستوسیستیس ، نشخوارکنندگان ، اسب ، کرمانشاه ، مرفولوژیک ، مولکولی
-
فراوانی ژیاردیا دئودالیس در نشخوارکنندگان و اسب های استان کرمانشاه با استفاده از روش های مورفولوژیک و مولکولی
آرین حاتمی 1404 -
ارزیابی اثرات سیرینجیک اسید بر سمیت کلیوی ناشی از دوکسوروبیسین در موش صحرایی
بهاره محمودی 1403استفاده وسیع از داروهای شیمیدرمانی در درمان انواع سرطانها منجر به ایجاد سمیت در ارگانهای مختلف از جمله کلیه میشود. دوکسوروبیسین از جمله این داروهاست که سمیت کلیوی آن به اثبات رسیدهاست. از آنجایی که سیرینجیک اسید، یک آنتیاکسیدان معروف و از دسته فنولیکاسیدها میباشد، در این مطالعه بر آن شدیم تا اثرات محافظتی احتمالی سیرینجیک اسید بر سمیت کلیوی ناشی از دوکسوروبیسین را مورد بررسی قرار دهیم. در این مطالعه از 35 سر موش صحرایی ویستار نر استفاده خواهد شد. حیوانات به صورت تصادفی به 5 گروه تقسیم شده و به مدت 14 روز بهصورت ذیل تحت تیمار بهروش خوراکی قرار میگیرند: کنترل منفی )سرم فیزیولوژی(، کنترل مثبت )سرم فیزیولوژِی(، کنترل مقایسهای )ویتامین C )و تیمار 1 و 2 )سیرینجیک اسید با دوزهای 50 و 100 میلیگرم بر کیلوگرم(. ضمنا تمامی گروهها بهجز کنترل منفی در روز 11م دوکسوروبیسین درونصفاقی دریافت خواهند کرد. پس از اتمام دوره درمان، حیوانات به مدت 24 ساعت پرهیز غذایی دادهشده و روز 15م آسانکشی شده و از کلیهآنها جهت آزمونهای هیستوپاتولوژی، ایمونوهیستوشیمی )سنجش شاخصهای مربوط به آپوپتوز شامل -3Caspase و 2BCl )و بیوشیمیایی )سنجش شاخصهای استرس اکسیداتیو شامل مالون دی آلدهید، سوپراکسید دیسموتاز و ظرفیت آنتی اکسیدانی تام( نمونهگیری خواهد شد.
-
بررسی مولکولی اشریشیاکلی تولیدکننده وروتوکسین (VTEC) در شیر خام گله های گوسفند و بز استان کرمانشاه
محمد مجیدی نسب 1402چکیده
بررسی مولکولی اشریشیاکلی تولیدکننده وروتوکسین
(VTEC) در شیر خام گله های گوسفند و بز استان کرمانشاه
مقدمه: اشریشیاکلی تولیدکننده وروتوکسین (VTEC)، ازجمله عوامل بیماری زای مشترک بین انسان و دام بوده که میتواند طیف وسیعی از بیماریها شامل اسهال و کولیت هموراژیک تا سندرم اورمیک همولیتیک (HUS) را در انسان ایجاد کند. مخزن اصلی این سویه های بیماریزا نشخوارکنندگان، خصوصا گاوها هستند و شیرخام از جمله منابع اصلی عفونت به شمار میرود. در حال حاضر مقاومت این باکتری ها نسبت به آنتی بیوتیک های رایج و خصوصا سفالوسپورین نسل سوم به دلیل تولید آنزیم بتالاکتامازوسیع الطیف رو به افزایش است و متعاقبا مشکلات درمانی بسیاری را در جهان ایجاد کرده است. بنابراین هدف مطالعه حاضر، بررسی شیوع VTEC و ژنهای مقاومت آنتیبیوتیکی آنها در شیرخام گلههای گوسفند و بز استان کرمانشاه است.
روش کار: مجموعا 118 نمونه شیر خام گوسفند و بز جمعآوری شد. نمونهها پس از استخراج DNA به منظور شناسایی ژنهای UsPA، uidA، Stx1 و Stx2 تحت واکنش PCR قرار گرفتند. نمونههای حاوی ژن uidA و UsPA نمونههای ایکلای مثبت و نمونههایی که علاوه بر دو ژن مذکور حاوی ژن Stx1 و/یا Stx2 بودند، نمونه حاوی VTEC در نظر گرفته شده و به منظور شناسایی ژنهای مقاومت آنتی بیوتیکی belaTEM، belaSHV و belaCTX-M توسط PCR مورد بررسی قرار گرفتند.
نتایج: در نتایج حاصل از این مطالعه، در مجموع 32 نمونه از 118 نمونه شیر (27.1%) حاوی ژنهای uidA و UsPA بودند و ایکلای در نظر گرفته شدند. تمام 32 نمونه ایکلای مثبت، حاوی ژن Stx1 نیز بودند و VTEC درنظر گرفته شدند. هیچ موردی از ژن Stx2 یافت نشد. شیوع ژنهای مقاومت آنتی بیوتیکی belaSHV و belaCTX-M در میان نمونههای ایکلای مثبت، به ترتیب 90.6 و 56.2 درصد بود. هیچ نمونه حاوی ژن belaTEM یافت نشد.
نتیجه گیری: شیوع اشریشیاکلی وروتوکسیژنیک در مطالعه حاضر 27.1 درصد به دست آمد. باتوجه به یافتههای حاصل از مطالعه حاضر، شیوع سویه VTEC در شیرخام که از منابع مهم غذایی در کشور ما و دیگر مناطق میباشد بالا بوده که این مسئله نگرانیهای زیادی در زمینه انتقال این باکتری و بیماریهای همراه آن در انسان ایجاد میکند. از طرفی میزان مقاومت آنتیبیوتیکی این میکروارگانیسمها در حال افزایش است که این مسئله نیز یکی از مشکلات بسیار جدی در زمینه سلامت عمومی در سرتاسر جهان میباشد. این نتایج لزوم بررسی شیرخام و فراوردههای آن در کشور و کنترل دقیق این منبع غذایی از نظر رعایت بهداشت و عدم آلودگی نمونهها را میرساند.
واژگان کلیدی: اشریشیاکلی، ژنهای حدت، ژنهای مقاومت
-
بررسی اثرات فیلگراستیم بر بیومارکرهای خاص برای پیش بینی بقا و شاخص های استرس اکسیداتیو در آنتریت پاروویروسی سگ ها
علیرضا کهریزی 1402انتریت پاروویروس سگ (CPV) یکی از علل مهم مرگومیر در تولهسگها علیرغم درمان تهاجمی است. یکی از مکانهای حمله ویروس، مغز استخوان بوده و باعث تخریب مخزن پیشساز گرانولوسیتی و متعاقب آن ایجاد نوتروپنی و کاهش سطح ایمنی میشود. استفاده از سایتوکاینهای تحریککننده مخزن پیشساز گرانولوسیتی یکی از راههای جبران نوتروپنی متعاقب درگیری با پاروویروس است. فیلگراستیم بهعنوان یکی از مهمترین فاکتورهای تحریککننده کلنی گرانولوسیتی شناخته شده که باعث بلوغ، تکثیر و تمایز نوتروفیلها در مغز استخوان و همچنین افزایش نوتروفیلهای در گردش میگردد. از طرفی در التهابات، تولید ROS افزایشیافته و عدم تعادل بین رادیکالهای آزاد و سیستم آنتیاکسیدانی باعث افزایش تولید گیرندههای G-CSF میشود. انجام مطالعه برای روشنتر شدن اثرات استفاده از آن در شرایط بیماری واقعی ضروری به نظر میرسید. به همین منظور 20 قلاده سگ مبتلا به انتریت پاروویروسی و نوتروپنی شدید پس از تشخیص اولیه به دو گروه تقسیم شدند. یکی از گروهها (تعداد 10 سگ) تزریق زیر جلدی 10 میکروگرم در کیلوگرم وزن بدن فیلگراستیم هر 24 ساعت داشت و گروه دیگر هم حجم آن آب مقطر بهصورت زیر جلدی دریافت کردند. در این مطالعه تغییرات تعداد کل لکوسیتها (TLC)، تعداد نوتروفیلها، تغییرات پارامترهای خونی و غلظت آلبومین، کورتیزول و پروتئین واکنشی C (CRP) بهعنوان فاکتورهای پیش بینی بقا و نشانگرهای استرس اکسیداتیو که شامل، اندیس استرس اکسیداتیو (OSI)، مالوندی آلدهید (MDA) بهعنوان شاخص پراکسیداسیون چربی، سوپراکسیددیسموتاز و فعالیت آنزیم میلوپراکسیداز در سرم حیوانات موردمطالعه هر 24 ساعت به مدت 5 روز مورد ارزیابی قرار گرفت همچنین بررسی ارتباط بین نشانگرها همچنین اثر آنها بر روی روند درمان بیماران موردمطالعه قرار گرفت.
انتریت پاروویروس سگ (CPV) یکی از علل مهم مرگومیر در تولهسگها علیرغم درمان تهاجمی است. یکی از مکانهای حمله ویروس، مغز استخوان بوده و باعث تخریب مخزن پیشساز گرانولوسیتی و متعاقب آن ایجاد نوتروپنی و کاهش سطح ایمنی میشود. استفاده از سایتوکاینهای تحریککننده مخزن پیشساز گرانولوسیتی یکی از راههای جبران نوتروپنی متعاقب درگیری با پاروویروس است. فیلگراستیم بهعنوان یکی از مهمترین فاکتورهای تحریککننده کلنی گرانولوسیتی شناخته شده که باعث بلوغ، تکثیر و تمایز نوتروفیلها در مغز استخوان و همچنین افزایش نوتروفیلهای در گردش میگردد. از طرفی در التهابات، تولید ROS افزایشیافته و عدم تعادل بین رادیکالهای آزاد و سیستم آنتیاکسیدانی باعث افزایش تولید گیرندههای G-CSF میشود. انجام مطالعه برای روشنتر شدن اثرات استفاده از آن در شرایط بیماری واقعی ضروری به نظر میرسید. به همین منظور 20 قلاده سگ مبتلا به انتریت پاروویروسی و نوتروپنی شدید پس از تشخیص اولیه به دو گروه تقسیم شدند. یکی از گروهها (تعداد 10 سگ) تزریق زیر جلدی 10 میکروگرم در کیلوگرم وزن بدن فیلگراستیم هر 24 ساعت داشت و گروه دیگر هم حجم آن آب مقطر بهصورت زیر جلدی دریافت کردند. در این مطالعه تغییرات تعداد کل لکوسیتها (TLC)، تعداد نوتروفیلها، تغییرات پارامترهای خونی و غلظت آلبومین، کورتیزول و پروتئین واکنشی C (CRP) بهعنوان فاکتورهای پیش بینی بقا و نشانگرهای استرس اکسیداتیو که شامل، اندیس استرس اکسیداتیو (OSI)، مالوندی آلدهید (MDA) بهعنوان شاخص پراکسیداسیون چربی، سوپراکسیددیسموتاز و فعالیت آنزیم میلوپراکسیداز در سرم حیوانات موردمطالعه هر 24 ساعت به مدت 5 روز مورد ارزیابی قرار گرفت همچنین بررسی ارتباط بین نشانگرها همچنین اثر آنها بر روی روند درمان بیماران موردمطالعه قرار گرفت.
-
بررسی اثرات محافظتی آلفا توکوفرول بر انجماد سلول های بنیادی اسپرماتوگونی بز
الهام بشارت 1402چکیده
زمینه و هدف: سلولهای بنیادی اسپرماتوگونی (SSCs[1])تنها سلولهای بنیادی بالغی هستند که با حفظ شرایط خود نوسازی و تمایز موجب تداوم تولید اسپرم در دوران بزرگسالی میشوند. تکثیر SSCs در سیستمهای کشت میتواند منبع ارزشمندی از سلولهای زاینده را فراهم سازد. انجماد سلولها یک روش انتخابی جهت حفظ طولانی مدت ذخایر سلولی است. با این حال، انجماد، تولید گونههای اکسیژن فعال درون سلولی (ROS) را افزایش میدهد و باعث آسیب اکسیداتیو به سلولها میشود. آلفاتوکوفرول آنتی اکسیدانی قوی است که با سم زدایی از ترکیبات مضر و حذف گونههای فعال نیتروژن از بدن محافظت میکند، در نتیجه بر آن شدیم تا به بررسی اثرات محافظتی آلفاتوکوفرول بر انجماد سلولهای بنیادی اسپرماتوگونی در بز بپردازیم.
مواد و روشکار: در این مطالعه جهت جداسازی سلولهای بنیادی اسپرماتوگونی 1 سانتیمتر مکعب بافت پارانشیم بیضه بزهای نژاد بومی کشتارگاهی، در محیط کشت DMEM حاوی اسید آمینه غیرضروری و آنتی بیوتیک به قطعات کوچک تقسیم شد و پس از اعمال مراحل هضم آنزیمی و سانترفیوژ، در محیط DMEM به مدت 24 ساعت در دمای 37 درجه سانتیگراد گرمخانه گذاری شدند. سپس سلولهای بنیادی اسپرماتوگونی جدسازی شده در محیط انجماد پایه حاوی 0، 100 و 200 میلی مولار مکمل آلفاتوکوفرول منجمد شدند و در نهایت حیات سلولها و نیز میزان کاتالاز، سوپر اکسید دیسموتاز، ظرفیت آنتیاکسیدانی تام، گلوتاتیون پراکسیداز و مالون دی آلدئید مورد سنجش قرار گرفت.
نتیجهگیری: مکمل کردن محیط انجماد سلولهای بنیادی اسپرماتوگونی بز با آلفاتوکوفرول موجب افزایش بقای سلولی نسبت به گروه کنترل پس از انجماد-یخگشایی شد، از طرفی بهطور معنیداری موجب جلوگیری از کاهش میزان آنتی اکسیدانتهای کاتالاز، سوپراکسید دیسموتاز و ظرفیت آنتیاکسیدانی تام و نیز جلوگیری از افزایش مالون دی آلدئید که همگی ناشی از آثار سو انجماد میباشند، نسبت به گروه کنترل شد.
-
بررسی اثر ضد تشنجی اسکولین (Esculin) بر کیندلینگ القاء شده با پنتیلن تترازول (PTZ) در موش های سوری نر.
مینا ورزیده 1402 -
بررسی فراوانی و احتمال ابتلا به آسم و آلرژی در افراد همزیست با حیوانات خانگی(سگ و گربه) :یک مطالعه ایمونولوژیک مبتنی بر پرسشنامه استاندارد آسم و آلرژی بر اساس مدل تعدیل شده ECRHS و ISAAC
محمدجواد رستمی 1402 -
بررسی فراوانی ژن های حدت fyuA، hlyA، sfa و kpsMT در اشریشیاکلی های جداشده از ادرار بیماران مراجعه کننده به بیمارستان امام رضا (ع) شهرستان کرمانشاه
احسان عبدی 1402 -
اثرات کومارین بر عملکرد تخمدان و استرس اکسیداتیو در مدل نارسایی زودرس تخمدان در موش
محمدباقر نوری 1402 -
مطالعه مولکولی و پاتولوژیک پاروویروس سگسانان در سگهای مبتلا به گاستروانتریت در شهر کرمانشاه
علی محمدی حسینی 1402چکیده
پاروویروس سگسانان یکی از عوامل مهم مرگ و میر توله سگها خصوصا در سن 6 هفتگی تا 6 ماهگی و با شیوع بالا میباشد. این ویروس شایعترین عامل بروز گاستروانتریت هموراژیک در بین جمعیت سگها است. از زمان ظهور اولیه جهانی پاروویروس سگسانان نوع 2 (CPV-2) در سال 1978، این ویروس دستخوش تکامل و جهش سریع در طی زمانی کوتاه شده است. در نتیجه، CVP-2 اصلی در اوایل دهه 80 میلادی، با سویههای تازه پدید آمده به نام های CPV-2a و CPV-2b جایگزین شده است. اخیراً سومین زیرگروه آنتی ژنی، بنام CPV-2c در چندین کشور پدید آمده است. در سالهای اخیر سویه CPV-2c نیز در ایران گزارش شده است. با توجه به اینکه مطالعه مولکولی بر روی سویههای شایع در سطح شهر کرمانشاه انجام نگرفته است، از این رو در این مطالعه تلاش شد تا سویههای شایع ویروس در بین 60 قلاده از سگهای ارجاعی به کلینیکهای دامپزشکی سطح شهر کرمانشاه تعیین شده و علاوه بر آن علائم بالینی و پیش آگهی بیماران بر اساس سویه آلوده کننده مورد بررسی و مقایسه قرار گیرد و همیچنین مطالعه پاتولوژیک بر روی تولههای تلف شده نیز انجام گرفت تا شدت بیماریزایی سویههای مختلف این ویروس نیز مقایسه شود. در این مطالعه جهت تعیین سویههای پاروویروس سگسانان از روش ARMS-PCR استفاده شد.
بر اساس نتایج حاصل از آزمایش ARMS-PCR از 60 قلاده نمونه برداری شده، 56 نمونه از نظر حضور پاروویروس سگسانان مثبت شدند. 2 قلاده از 56 قلاده (%3) سگهای بیمار سویه 2a، 29 قلاده (%52) سویه 2b و 25 قلاده (%45) به سویه 2c آلوده بودند.
در این مطالعه ارتباط معنی داری بین سویه آلوده کننده و بروز علائم بالینی خاص یافت نشد.اما از سوی دیگر عدم انجام واکسیناسیون و افزایش میزان مرگ و میر مبتلایان به پاروویروس سگسانان ارتباط معنیدار مشاهده شد (P<0.05). همچنین مواردی از شکست در واکسیناسیون و ابتلای سگها به این بیماری با سویه cpv-2c با سن بالاتر از 1 سال و با واکسیناسیون کامل مشاهده شد.
یافتههای میکروسکوپیک وجود انتریت فیبرینونکروتیک و میوکاردیت را در حیوانات تلف شده به همراه وجود گنجیدگیهای داخل هستهای، حضور ویروس در سلولهای آلوده نشان داد.
نتیجهگیری: بر اساس نتایج حاصل شده از این مطالعه سویه CPV-2b به عنوان سویه غالب در گردش در کرمانشاه شناسایی شد. همچنین مشاهده آمار بالای مبتلایان به سویه جدید CPV-2c بسیار قابل توجه میباشد. از این رو نظارت مستمر و تعیین خصوصیات مولکولی ویروس CPV-2 نه تنها برای شناسایی تغییرات احتمالی ژنتیکی و آنتی ژنی که ممکن است با اثربخشی واکسنها تداخل داشته باشد، بلکه برای درک بهتر مکانیسمهای تکامل CPV-2 و محافظت سگها در برابر این بیماری کشنده در ایران ضروری است.
