صفحه نمایش استاد - پرتال اصلی دانشگاه رازی
حجت دارابی
دانشیار / ادبیات و علوم انسانی / تاریخ اسلام
پایاننامههای کارشناسیارشد
-
عوامل موثر بر کاهش خسارات ناشی از خشکسالی در نواحی روستایی، مطالعه موردی شهرستان دیالی، بعقوبه
سجاد قحطان کریم 1405چکیدهکشور عراق و شهرستان دیاله با خشکسالی های متعددی روبرو است. کاهش باران، احداث سدهای متعدد بر روی رودخانه های ورودی به کشور عراق و افزایش استخراج آب های زیرزمینی از جمله عواملی هستند که خشکسالی را تشدید کرده اند. با این همه اتخاذ راهکارهایی که بتواند اثرات خشکسالی در عراق را کاهش دهند از اهمیت زیادی برخوردار هستند. لذا این تحقیق با هدف عوامل موثر بر کاهش خسارات ناشی از خشکسالی در نواحی روستایی، مطالعه موردی شهرستان دیالی، بعقوبه تدین شده است. جامعه آماری مشتمل بر افراد و اهالی روستاهای بخش بعقوبه شهرستان دیالی است. نمونه با استفاده از فرمول کوکران برابر با 383 نفر از سرپرستان خانوار تعیین شده است. پایایی تحقیق با استفاده از فرمول آلفای کرونباخ برابر با میانگین 73/0 بوده است. یافت ها نشان می دهند که دولت نقش کمرنگی در مدیریت خشکسالی دارد و سازمان های بین المللی در سطح محدودی فعالیت می کنند. بیشتر اقدامات توسیط خود اهالی صورت می گیرد. اهالی تمایل زیادی به کمک به یکدیگر در مواقع بحران خشکسالی دارند و به همدیگر وام و قرض می دهند؛ همچنین تعاونی های محلی و موسسات قرض الحسنه خرد بین اهالی رواج دارد که به یکدیگر وام می دهند. افزایش قیمت های محصولات فاقیمانده از خشکسالی نیز یکی از راه هایی است که اهالی برای مقابله با خشکسالی انجام می دهند. در کنار این موارد آموزش روستاییان سبب شده تا به تدریج گیاهان مقاوم به خشکسالی گسترش یابند. همچنین استفاده از تکنیک های آبیاری همچون آبیاری قطره ای و بارانی رو به گسترش است. گسترش چاه ها و استفاده از تکنولوزی های پیشرفته استخراج آب از منابع آب زیرزمینی رو به گسترش است. یافته های استخراج شده از تحلیل عاملی نشان می دهند که 5 مولفه جبران خسارت، نهادها و سازمان ها، آموزش و ترویج، بازسازی زیرساخت ها، همدلی و سیاست گذاری نقش مهمی در مقابله با خشکسالی داشته اند. در انتها یافته ها ناشی از SWOT نشان می دهند که افزایش حضور دولت و سرمایه گذاری در امور زیر بنایی و نهاده ها در کنار محدودیت کشت برای محصولات پرآب و توافقات بین المللی با ایران و ترکیه می تواند بخش قابل توجهی از مشکلات موجود ناشی از خشکسالی را کاهش دهد.
-
الإنصاف فی الشعر الجاهلی والاسلامی: (دراسه موازنه)
هادی قزموز حمد 1404تتناول دراستی هذه دراسه اسلوب الانصاف فی شعرنا العربی وتدرس التجلیات المختصه فی ادب العرب ماقبل بزوع شمس الاسلام الحنیف، وکذلک فی ادب شعراء الادب الاموی مع انی احاول ان اکشف فیها بعض دوافع الشعراء ونزعاتهم النفسیه فی ادب شعراء الحقبتین ان شاء ربی تعالى التی خلقت من الشعراء ان یتخلقوا بالخلق السامی بعد ان نتطرق الى تاثیرات الدین المحمدی الحنیف والذی هو حدیث العهد على العرب وکذلک الحوادث الزمنیه فی هذین العصرین المتقاربین وعلى ادبهم المنصف حتى مع اعدى اعدائهم. هناک الکثیر فی ادب شعراء الانصاف من شواهد فی القصائد والقطع الشعریه المنصفه والتی یمدح وینصف فیها الشاعر خصمه وغریمه ویصفهم بالکرام والشجاعه والبطوله وغیرها من الانتصارات والانکسارات فیالوغى، کذلک نرى الانبهار والاعجاب بخصومهم واعدائهم فیقرون ویوقنون بالحقائق ویصورون وقائعهم دون تزویر او قلب للحقائق، وقد نرى فی الجو المملوء بالضغائن بین الخصوم وتعصب بعض شعرائهم فی کلا العهدین الجاهلی والاموی. ومن الشعراء نرى بعض اشعارهم مملوءه بالاخلاق والخلق الانسانیه العالیه السامیه فیقرون لعدوهم بالبطوله وقوهالجاش والعزیمه القویه والمستمیته وحسن بلائهم عند النزال فی الغزوات والمعارک الشرسه ویقرون بهزیمه قبیلتهم وابناء جلدتهم وبتراجعهم وهروبهم امام وجه الخصوم، وهولاء الشعراء لم نجدهم منحازین او مندفعین نحو دافع المبالغه والغلو فی رسم وضع اعدائهم وتصویر احوالهم بل کانوا ملتزمین بخلق العدل والانصاف وکان وصفهم فی قصائدهم ماحصل للطرفبن الخصمبن دون المیل والانحیاز والمحاباه لاحدهما بید ان هذه القصائد عرفت واشتهرت فی اشعار العرب حیث کان لهذه الاشعار اهتماما وتقدیرا واحتراما حسنا وجمیلا حتى اطلقوا علیها سمه (اشعار الانصاف) او (الاشعار المنصفات) حیث کان الشاعر یصور فی قصیدته ما آل الیه وضع ومصیر قبیلته المزری فی مقابل ماکان من شجاعه وباس شدید لخصومه.
-
بررسی تجربی پویایی توسعه فردی و تاثیر آن برتوسعه فردی زبان دوم در میان زبان آموزان ایرانی سطح متوسطه
سمانه کریمی 1404 -
ادغام هوش مصنوعی زایا در ارزیابی پویا: موردپژوهی چندگانه اکتشافی درباره صحت دستوری زبان آموزان سطح متوسط انگلیسی به عنوان زبان خارجی
محمدجواد قاسمی 1404چکیده پیشرفت چشمگیر هوش مصنوعی زایا (GenAI) ، که نمونه برجسته آن چتجیپیتی است، توجه فراوانی را به ظرفیتهای آن در آموزش زبان جلب کرده است. علیرغم حجم روزافزون پژوهشها درباره کاربرد هوش مصنوعی زایا در یادگیری و ارزیابی زبان، تاکنون هیچ مطالعهای ادغام آن را در چارچوب ارزیابی پویا (DA) بررسی نکرده است. این مطالعه موردپژوهی چندگان? اکتشافی، با طراحی، پیادهسازی و ارزیابی یک مدل نوین ارزیابی پویای مبتنی بر هوش مصنوعی زایا، این شکاف را برای بهبود صحت دستوری زبانآموزان انگلیسی به عنوان زبان خارجی برطرف کرده است. در یک دوره هشت هفتهای، شش زبانآموز ایرانی با مهارت زبانی سطح متوسط با یک مدل جیپیتی اختصاصی تعامل داشتند و در مواجهه با خطاهای دستوری در نوشتارشان، میانجیگری درجهبندیشده و متناسب با «منطقه تقریبی رشد» خود را دریافت کردند. دادهها از منابع گوناگونی مانند گزارش گفتگوها، پروفایل زبانآموزان و مصاحبههای نیمهساختاریافته، گردآوری شد. تحلیل میکروژنتیک برای ردیابی تغییرات رشدیِ لحظهبهلحظه در صحت دستوری و خودتنظیمی به کار گرفته شد و از تحلیل مضمونی برای شناسایی الگوهای تکرارشونده در تجربیات و ادراکات زبانآموزان استفاده گردید. نتایج تحلیل میکروژنتیکی نشان داد که هم? مشارکتکنندگان مسیر رشدیِ مثبت و پایداری را طی کردند؛ بهگونهای که کاهش پیوسته خطاهای دستوری، افت اتکا به میانجیگریِ صریح، و انتقال موفق یادگیری به تکالیف انتقالیِ پرچالشتر از نظر شناختی مشاهده شد. تحلیل مضمونی نیز حاکی از ادراکات مثبت بود؛ زبانآموزان رویکرد میانجیگرانه مدل و شکلگیری محیطی امن از نظر روانشناختی و فارغ از قضاوت را که خودمختاری آنان را تقویت میکرد، ارزشمند دانستند. این مدل پایایی تشخیصی بالایی از خود نشان داد و توانست تمامی خطاهای دستوری قاعدهمند را با دقت شناسایی کرده و میانجیگریهای متناسب با بافت ارائه دهد. در نهایت، این پژوهش یک نمونه مفهومی اعتبارسنجیشده برای ادغام هوش مصنوعی زایا و ارزیابی پویا ارائه داد و شش اصل طراحی بنیادین را به منظور هدایت فرآیند توسعه ابزارهای ارزیابی هوشمندِ آگاه از اصول آموزشی در آینده، تبیین نمود.
-
بررسی فناوری و مطالع? گونه¬شناسی دست افزارهای سنگی محوط? پیش¬ازتاریخی تاق¬بستان
فاطمه پیرخلیلی چرمهینی 1403در دورهی مس و سنگ شناخت مصنوعات سنگی از نظر تکنولوژیکی از اهمیت بالایی برخوردار است. با مطالعهی مصنوعات و دستافزار های سنگی نگاه آگاهانه تری نسبت به اقتصاد ، تجارت، مواد خام استفادهشده و تکنولوژی ساخت ابزار در دورهی مس و سنگ جدید به ما ارائه میدهد. مطالعات محدودی روی مصنوعات سنگی دورهی مس و سنگ جدید انجام شدهاست. سنت ابزارسازی در هزارهی پنجم و ششم پ. م در زاگرس را با نام سنت پسا معلفاتی میشناسند. از مهمترین ویژگیهای سنت پسا معلفاتی تولید تیغههای سنگی بلند و تیغههای داسی شکل از طریق تکنیک فشاری است، همچنین اندازهی طولی تیغهها در سنت پسا معلفاتی بیشتر میشود و این تکنولوژِی در مناطق زاگرس فراگیر بوده است. تغییر رویکرد در ساخت و استفاده از ابزارها در دورهی مس و سنگ به شیوهی معیشت، تاثیر ابزارها در اهمیت کشاورزی اشاره دارد. برای ساخت تیغههای داس از جنس سنگهای چخماق مرغوب و با ناخالصی کم استفاده می شدهاست. در کاوش سال 1394 که در محوطهی پیش از تاریخی تاق بستان انجام شد، یافتههای ابزار سنگی این محوطه که مربوط به هزارهی چهارم پ. م است، این مجموعه بهصورت جزئی مورد بررسی طبقه بندی و گونه شناسی قرار خواهد گرفت. مقایسهی گونههای ابزار شناسایی شدهی تاقبستان با محوطههای ایران و محوطههای همجوار پرداخته شود. گونههای ابزار تاقبستان براساس آزمایشات مشخص شود که چه نوعی هستند. کلیدواژهها: گونهشناسی و طبقهبندی ابزار سنگی، هزاره چهارم پ. م، مسوسنگ جدید، گودین VI، تاقبستان، کرمانشاه
-
تحلیل الگوهای استقراری در دشت چمچمال (بررسی موردی: دوره اشکانی و ساسانی )
میلاد یادگاری 1403غرب ایران که رشته کوههای زاگرس مرکزی بخش عمده آن را در بـر گرفتـه اسـت، شواهدی مهم از تحولات فرهنگـی اجتمـاعی را در طـول ادوار مختلـف نشان میدهد که از اوایل قرن بیستم و مخصوصاً از اواسط این قرن مورد توجه بسیاری از باستانشناسـان قـرار گرفتـه و بررسـی و کاوشهای متعددی در آن به انجام رسیده است. دشت چمچمال از وسیعترین دشتهای میانکوهی منطقهی زاگرس میباشد که در آن دو رودخانه گاماسیاب و دینور جریان دارد. جادهی بزرگ خراسان در طول مسیر شرقی-غربی دشت و به موازات رودخانه گاماسیاب در این دشت تداوم مییابد. متوسط ارتفاع دشت چمچمال از سطح دریا بین 1300 تا 1400 متر و وسعت حوزه آبریز آن تا دهانهی ورودی دینور 460 کیلومتر مربع است. این دشت در محدوه شهرستانهای صحنه و هرسین واقع شده و در طول دوران پیش از اسلام و اسلامی همواره یکی از مناطق پرجمعیت بوده است. پژوهش حاضر با تکیه بر کارهای میدانی و مطالعات کتابخانهای سعی میکند تا تاثیر عوامل محیطی و متغیرهای وابسته به آن را بر استقرارهای دوران اشکانی و ساسانی دشت چمچمال بررسی نماید. در راستای این هدف چهار عامل ارتفاع از سطح دریا، درصد شیب زمین، فاصله از منابع آب و وسعت محوطهها به عنوان متغیر جغرافیایی در نظر گرفته میشود. با تحلیلهای صورت گرفته در نرم افزار ArcMap پراکندگی محوطههای مورد نظر نسبت به این عوامل را مورد بررسی قرار میدهیم.
-
پارک باستان شناسی وتاثیر آن بر توسعه گردشگری؛ مطالعه موردی محوطه نوسنگی گنج دره کرمانشاه
سمیه عباسی 1403در دهههای اخیر، استفاده از مکانهای باستانی برای گردشگری به یک رکن کلیدی گردشگری فرهنگی تبدیل شده است، جایی که بازدیدکنندگان میتوانند گذشته را در محیطی معتبر، به عنوان بخشی از گذشته تاریخی، کشف و تجربه کنند. پارکهای باستانشناسی باید به گونهای طراحی شوند که با استفاده از فناوریهای مدرن و رسانههای اجتماعی، آثار تاریخی را به صورت تجربی ارائه کنند. پارکهای باسنانشناسی از آن جهت حائز اهمیت هستند که ارتباط مخاطب را با گذشته برقرار میکنند، برای مردم دارای جذابیت هستند. هدف از پژوهش حاضر پارک باستان شناسی و تاثیر آن بر توسعه گردشگری در محوطه نوسنگی گنج دره میباشد، از این روی پژوهش حاضر به دنبال پاسخگویی به سوالات ذیل میباشد: 1. قابلیتهای تپه گنج دره در جهت ایجاد پارک باستان شناسی چیست؟ 2. ایجاد پارک باستان شناسی در تپه گنج دره چه تاثیری در توسعه گردشگری منطقه دارد؟ 3. تاثیرات ایجاد پارک باستان شناسی درحفاظت و معرفی بیشتر تپه گنج دره چیست؟ پژوهش حاضر با گردآوری مطالب به صورت کتابخانهای و توصیفی میباشد همچنین به منظور درک بهتر از ایجاد فضای پارک باستان شناسی با استفاده از طراحی سه بعدی، طرح کلی از محوطه گنجدره به نمایش گذاشته شده است که در آن علاوه بر محوطه سایر اقدامات از جمله فضای اقامتی، کافیشاپ، محل بازی برای کودکان، موزه و ... به نمایش گذاشته شده است. محوطه باستانی گنجدره با قدمت 8200 تا 7600 سال به عنوان یکی از نخستین سکونتگاههای بشری است که در آن برای اولین بار بز اهلی شده و شواهدی مربوط به ساخت ظروف گلی و خانههای خشتی پیدا شده است. این موضوع حاکی از شرایط جغرافیایی مساعد این منطقه در دوران نوسنگی دارد. به همین منظور ایجاد پارک باستانشناسی که دارای امکانات رفاهی مناسب و امنیت کافی باشد، سبب میگردد که سالانه گردشگران داخلی و خارجی بسیاری به این منطقه سفر کنند و همین امر علاوه بر بالا رفتن صنعت گردشگری در استان و اشتغالزایی سبب حفظ و حفاظت بیشتر از محوطه و مانع از تخریب آن میشود. واژگان کلیدی
-
بررسی ظهور و تطور رفتار آیینی در دوره نوسنگی زاگرس بر اساس بقایای معماری.
مریم چراغی 1403شده تحقیق ارزیابی شوند و جمعبندی نهایی تحقیق ارائه گردد.
-
بررسی پراکنش سفال جی در زاگرس مرکزی
مسعود رحمتی 1403سفالها دارای اطلاعات ارزشمندی هستند که میتوانند ما را شرایط فرهنگی، اعتقادی، اجتماعی و مذهبی جامعه هدف آگاه سازند. سفال جی به نوع خاصی از سفال ساخته شده در عصر مس و سنگ اطلاق میشود. سنت سفالی جی در فرهنگی موسومبه فرهنگ حلف رواج داشته است. این فرهنگ ابتدا در حوزه بینالنهرین ایجاد شد، و سپس به مناطق دیگر انتشار پیدا کرد؛ بههمین دلیل آن را یک فرهنگ فرامنطقهای بهحساب میآورند. در جغرافیای طبیعی فرهنگ حلف، منطقه زاگرس مرکزی در مرزهای ایران امروزی، دامنه شرقی محسوب میشود. سفال نوع جی نماد و نشانه فرهنگ حلف است. این سنت سفالی بر ساخت سفالهایی با ظرافت و دقت در طراحی، کیفیت ساخت و وجود طرحهای مختلف پایهگذاری شده است. بر اساس نتایج آزمایشات پتروگرافی، بافت این نوع سفال صیقلی است و ظروف این گونه، دارای تمپر ترکیبی و حرارت کافی هستند. تعداد سفالهای زمخت در این سنت سفالی بسیار کم است. این سنت سفالی در زاگرس مرکزی به نیمه نخست مس و سنگ قدیم بازمیگردد. سفال جی سفالی است که تولید آن کاملا محلی بوده و در زاگرس مرکزی ساخته شده است و تنها عناصر سازنده آن مثل شیوه ساخت، نقوش، فرم و... از فرهنگ حلف وام گرفته شدهاند. در این عصر واردات غلات و حیوانات اهلی از بینالنهرین به زاگرس و صادرات سنگ معدن و فلز ساخته شده از زاگرس به بینالنهرین بهعنوان یک روند تجاری جریان داشته است. فرهنگ حلف از طریق این ارتباطات تجاری به زاگرس منتقل گردیده و بهطبع موجب تولید و ساخت یک افق سفالی جدید و خاص تحت عنوان جی شده است. بررسی نقوش اولیه این سفالها و همچنین شناخت فرم آنها، میتواند ما را به درک بهتری از شرایط فرهنگی و اجتماعی جامعه هدف برساند. سفال جی علیرغم خاص بودن، چندان مورد بررسی قرار نگرفته است. کلیدواژهها: سفال جی، زاگرس مرکزی، فرهگ حلف، بینالنهرین.
-
بررسی واقع گرایی اخلاقی از دیدگاه علامه طباطبایی وتامس نیگل
پرستو پروازیان 1403واقعگرایی اخلاقی دیدگاهی فلسفی است که بر وجود ارزشها و حقایق اخلاقی عینی که مستقل از باورها، احساسات یا ادراکات انسانی هستند، تاکید میکند. طبق این دیدگاه، گزارههای اخلاقی تنها بیانگر نگرشهای ذهنی یا هنجارهای فرهنگی نیستند، بلکه ادعاهایی درباره جنبههای عینی جهان هستند که میتوانند درست یا نادرست باشند. بر این اساس در این پژوهش به بررسی و مقایسه اندیشه دو متفکرِ معاصر، تامس نیگل و علامه طباطبایی، پرداخته شد. نیگل به واقعگرایی اخلاقی و تاثیر آن بر استدلال و اعمال اخلاقی پرداخته است. او تفسیرهای عینی و ذهنی ارزشها و دلایل اقدام را بررسی کرده است و چالشهایی مانند شکاکیت، تقلیلگرایی و تفاوتهای فرهنگی را مطرح کرده است. او بر این باور است ارزشها و دلایل عینی معتبر هستند و اختلافات اخلاقی واقعیت آنها را رد نمیکنند. او بر اهمیت تعادل بین ارزشهای وابسته به فاعل و فارغ از فاعل تاکید دارد و نقش استقلال و محدودیتهای وظیفهگرایی را بررسی میکند. همچنین ارتباط واقعگرایی اخلاقی با نظریه تکامل را بررسی میکند و بیان میکند فهم جامع ارزشها نیازمند شناخت ارزشهای ذاتی است که مستقل از نقش آنها در بقا هستند. در نهایت، او پیشنهاد میکند استدلال اخلاقی باید انگیزههای شخصی را با استانداردهای اخلاقی بیطرفانه ترکیب کند تا مجموعهای یکپارچهتر از الزامات اخلاقی به دست آید. طباطبایی، در نظریه اعتباریات ارزشها و وظایف اخلاقی را از منظر تاثیرات فرهنگی و اجتماعی بررسی کرده و نقش ادراکات انسانی و تاثیر جهان اطراف بر تصمیمگیریهای اخلاقی را روشن میکند. او بر اهمیت درک و تمایز بین کنشهای خوب و بد و تاثیر نمادگرایی و استعاره در شکلدهی به ارزشها و درکهای انسانی تاکید دارد. او بیان میکند برخی مفاهیم و ارزشها، اگرچه ذهنی درک میشوند، اما در تجربیات و احساسات واقعی انسانی ریشه دارند و به شرایط و حقایق واقعی مرتبط هستند. این ارزشها و حقایق اخلاقی با دستورات الهی همسو بوده و دارای واقعیت عینی فراتر از ادراک فردی انسان هستند. او معتقد است ارزشهای اخلاقی در ساختار واقعیت جای دارند که آنها را جهانی و الزامآور میسازد. هر دو متفکر، با وجود تفاوتهای رویکردشان؛ نیگل از طریق توجیه منطقی و طباطبایی از طریق چارچوبی الهیاتی و متافیزیکی بر اهمیت ارزشها و فضیلتهای اخلاقی در توسعه فردی و رفاه اجتماعی توافق دارند. آنها همچنین بر اعتبار و صدق ارزشها تاکید کرده و نسبیگرایی اخلاقی را رد میکنند. کلید واژهها:
-
گونه¬شناسی و پراکنش ظروف سفالی سه پایه عصر مفرغ در زاگرس مرکزی براساس شواهد محوطه¬های دایاآردیزی و چیابور لرستان
زهرا نقی بیرانوند 1402محوط? باستانی دایاآردیزی پلدختر به دست آمده است
-
بررسی منشاء و پراکندگی سفال موسوم به «گون? لرستان» در عصر آهن
آذر دلاوری 1402سفال از جمله فراوانترین و مهمترین مادهی فرهنگی قابل مطالعه در محوطههای باستانی است که با توجه به میزان و کمیت آن و نیز ویژگیهای خاص و منحصر به فرد، میتواند اطلاعات در خور توجهای در خصوص فرهنگ، معیشت، اقتصاد و مواردی از این دست، در اختیار پژوهشگران قرار دهد چرا که سفال و دادههای سفالی از پایداری و ماندگاری بسیاری برخوردار است. سفال علاوه بر تعیین و تکمیل گاهنگاری نسبی منطقه، تبادلات فرهنگی و حوزهی پراکنش و گستردگی فرهنگی را نیز روشن مینماید (سجادی، ????: ???). در میان صنایعدستی صنعت سفالگری از ارزش خاصی برخوردار است زیرا از اولین دستساختههای هنری بشر است. سفال یکی از خلاقیتهای ماندگار انسان از دوره نوسنگی است. هیچکدام از مصنوعات و ساختههای فکر و اندیشه انسان از نظر ارزانی و فناوری مواد اولیه در طبیعت به پای سفال نمیرسد (مهلبانی و خضریان، 1385: 36و35). سفالگری به عنوان قدیمیترین (صنعت) در ایران همواره از موضوعات مهم پژوهشهای باستانشناسی بوده است.
-
مطالعه پیکرکهای Tشکل دوره نوسنگی در زاگرس
شکوفه قربانی کیا 1402یکی از یافتههایی که از کاوشهای باستانشناسی مربوط به دوره نوسنگی در زاگرس به دست آمده، پیکرکها گلی هستند، که از مسائل ادراکی بحث برانگیز این دوره می باشند. پیکرکها در گونه های حیوانی، انسانی (مسبک یا انتزاعی ) به منظور اهداف خاصی توسط انسانهای بالغ ساخته شدهاند. پیکرکهای T شکل گونهای از پیکرکهای انسانی هستند که از ویژگیهای منحصر دوره نوسنگی درهزاره هشتم و هفتم قبل از میلاد در منطقه زاگرس میباشند. این پیکرکها دارای بدنهای عمودی یا ساقهای بر روی پایهای افقی هستندکه شکل یک T برعکس را تداعی میکنند. این پیکرکها و نظیر آنها برای اهداف خاصی ( از جمله طلسم، جادو، محافطت و...) ساخته شدهاند که روش تحقیق این موضوع به صورت توصیفی – تحلیلی، با استفاده از منابع کتابخانهای انجام گرفته است. واژگان کلیدی : دوره نوسنگی، پیکرکهای T شکل، زاگرس
-
گونه شناسی و طبقه بندی سفال های دور? مفرغ و آهن تپ? همه کسی قهاوند
ناهید داوری 14021 مقدمه
-
بررسی رابطه ویژگی های شخصیتی با تخریب آثار باستانی با میانجی گری ناکامی در افراد بازدیدکننده از مراکز تاریخی شهر کرمانشاه
حمزه خردمند 1402تخریب میراث فرهنگی مهمترین و اساسیترین مصداق از وندالیسم است که امروزه کشور بهشدت با آن روبروست. این مسئله در استان کرمانشاه به دلیل تعدد آثار باستانی نیز بهوضوح روشن است. اگرچه در سطح ملی و جهانی عوامل مختلفی برای وندالیسم برشمرده شده که ریشه در مسائل جامعهشناختی، اقتصادی و رواشناختی دارند، اما هنوز این مسئله در ارتباط با میراث فرهنگی استان کرمانشاه از نقطه نظر روانشناختی موردبررسی قرار نگرفته است. هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی رابطه ویژگیهای شخصیتی با تخریب آثار باستانی با میانجیگری ناکامی توسط بازدیدکنندگان با تمرکز بر شهر کرمانشاه است. با توجه به اینکه در این پژوهش از دادههای کمی و کیفی استفادهشده است، لذا پژوهش حاضر از حیث نوع داده و نحوه گردآوری و تحلیل دادهها از نوع تحقیقات ترکیبی است. در بخش کیفی (مصاحبه نیمه ساختاریافته) با استفاده از فهرستی از وندال ها که از سازمانهای متولی (شهرداری و دادگستری) شهر کرمانشاه به روش نمونهگیری قضاوتی و هدفمند که اقدام به تخریب اموال تاریخی- فرهنگی کردهاند، جمعآوری شد. همچنین در بخش کمی (پیمایش) از پرسشنامه دموگرافیک شامل شغل، تحصیلات، جنسیت، بومی- غیربومی، درآمد، سن و پرسشنامه سنجش ویژگیهای شخصیتی (NEO-FFI) مک کری و کاستا(1985)، پرسشنامه احساس ناکامی گیلبرت و آلن(1998) و پرسشنامه محقق ساخته رفتارهای وندالیستی، استفاده شد. جامعه آماری تحقیق نیز شامل کلیه افراد بازید کننده از مناطق فرهنگی- تاریخی شهر کرمانشاه است. کل افراد بازدیدکننده 311 هزار نفر میباشند. با توجه به اینکه حجم نمونه زیاد بوده و امکان دسترسی به کلیه افراد وجود ندارد، لذا حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران و در سطح معنیداری 05/0، تعداد اعضا 384 نفر برآورد شد. در بخش مصاحبه نیمه ساختاریافته نیز افراد موردبررسی 23 نفر میباشند. دادههای حاصل از مصاحبه نیز بهوسیله نرمافزار مکس کیودا تحلیل شدند. همچنین، تحلیل دادههای حاصل از پرسشنامه به روش معادلات ساختاری و برای بررسی نقش میانجی ازآزمونسوبل و برای تعیین پایایی پرسشنامه از ضریب آلفای کرونباخ و تعیین روایی پرسشنامه از روایی محتوایی استفاده شد. نتایج مصاحبه ها نشان داد که در رفتارهای وندالیستی که منجر به تخریب آثار تاریخی میشود چهار عامل ازهمگسیختگی شخصیت، ارتباط با دوستان خرابکار، نحوه گذراندن اوقات فراغت و نوع رفتار افراد تاثیرگذار است. نتایج تحقیق نشان داد که بین روان رنجورخویی، برونگرایی با ناکامی رابطه مثبت و مستقیم وجود دارد. در مقابل، بین گشودگی نسبت به تجربه، سازگاری و وظیفهشناسی با ناکامی رابطه وجود دارد اما رابطه از نوع معکوس می باشد. همچنین، نتایج تحقیق نشان دادکه بین روان رنجورخویی و وظیفهشناسی با تخریب آثار باستانی رابطه مثبت و مستقیم وجود دارد. در مقابل بین برونگرایی، گشودگی نسبت به تجربه و سازگاری با تخریب آثار باستانی رابطه وجود دارد اما رابطه از نوع معکوس می باشد. نتایج تحقیق بیانگر آن است که ناکامی بر رابطهی بین روان رنجورخویی، برونگرایی، گشودگی نسبت به تجربه، سازگاری و وظیفهشناسی با تخریب آثار باستانی تاثیر دارد. همچنین، بین ناکامی با تخریب آثار باستانی رابطه مثبت و مستقیم وجود دارد. پیشنهاد میشود دستاندرکاران میراث فرهنگی در کرمانشاه به مسائل شخصیتی و همچنین، شناخت نیازهای افرادی که اقدام به تخریب آثار تاریخی میکنند را شناسایی و به این امر مهم بیشتر توجه نمایند.
-
مطالعه ی مقایسه ای بررسی تاثیر ساخت دیجیتال چندوجهی به صورت فردی و مشارکتی بر اضطراب، تمایل به برقراری ارتباط و پیشرفت مهارت نوشتاری در زبان آموزان زبان انگلیسی به عنوان زبان خارجی
مریم امیری 1402Digital multimodal composing (DMC) refers to an integration of multiple semiotic modes using digital tools as a practice of meaning-making. DMC has recently attracted much attention in second language education. Previous research has primarily revolved around DMC processes and perceptions, with only a few empirical studies exploring DMC effects and scarce is research comparing individual and collaborative DMC. Additionally, learners' foreign language anxiety (FLA) and their willingness to communicate (WTC) are significant indicators of their language performance. However, little is known about how DMC affects FLA and WTC. This study reports the results of a mixed-methods inquiry into the effects of individual and collaborative DMC on English as a foreign language (EFL) learners' FLA and WTC. To this aim, three intact >
-
مطالعه وبررسی سبک شناسی مهرهای استوانه ای هزاره سوم تا هزاره اول پ.م گنجینه قلعه فلک الافلاک خرم آباد
ماریا نیازی 1401 -
بررسی و تحلیل الگوهای استقراری دوران پیش از تاریخ در حوض? رودخانه مهاباد، جنوب دریاچه ارومیه
محمد مصلحی 1401حوض? رودخان? مهاباد یکی از مهمترین مناطق شمالغرب ایران واقع در جنوب دریاچ? ارومیه است که با اتکاء بر بررسیهای باستانشناختی صورت گرفته سابق? سکونت انسان در آن به دور? پارینهسنگی قدیم بر میگردد. در این منطقه دشت وسیع و فراخی بهنام «دشت شهرویران» وجود دارد که جریان رودخان? مهاباد از وسط آن سبب پیدایش و شکلگیری سکونتگاههای زیادی از دور? پارینهسنگی تا عصر حاضر گشته است. رودخان? مهاباد از ارتفاعات منگور واقع در بین مهاباد – پیرانشهر سرچشمه و با عبور از مناطق کوهستانی، در وسط شهر مهاباد و پایینتر از آن وارد جلگ? وسیعی مابین مهاباد – نقده و مهاباد – میاندوآب میگردد. این جلگه در اداوار گوناگون مورد توجه گروههای مختلف انسانی بوده است. با توجه به اینکه تاکنون در ارتباط با الگوهای استقراری در منطق? مهاباد پژوهش منسجم و جامعی صورت نگرفته، هدف نوشتار حاضر بر آن است تا به «بررسی و تحلیل الگوهای استقراری دوران پیشاز تاریخ در حوض? رودخانه مهاباد واقع درجنوب دریاچه ارومیه» بپردازد. فرض بر آن است که به دلیل واقع شدن مهاباد حدفاصل مناطق کوهستانی و جلگهای میتوان نقش این منطقه را در تحولات فرهنگی جوامع پیش از تاریخ با نواحی همجوار از جمله زاگرس شمالی و مرکزی و شمال بینالنهرین از طریق یک سری گذرگاههای طبیعی مشخص ترسیم کرد. این پژوهش بهدنبال مطالعه سیر تغییر و تداوم استقرارهای پیشازتاریخ حوض? رودخان? مهاباد و عوامل دخیل در آن (محیطی و انسانی و ...) است و اینکه ساکنان منطقه چگونه با بستر محیطی خود و نیز جوامع پیرامونی در دیگر مناطق ارتباط و برهمکنش داشته است. مطالع? پیشرو به روش استقرایی – تحلیلی و بر مبنای دو روش کتابخانهای و البته بر پایه اطلاعات بهدست آمده از بررسیهای پیمایشی باستانشناسی به انجام خواهد رسید. همچنین از نرم افزار GIS برای تحلیل متغییرهای محیطی و بررسی برهمکنش انسان با محیط پیرامون در طول زمان در منطقه مورد مطالعه استفاده خواهد شد. در نتیجه در پژوهش حاضر مشخص گردید که حوض? رودخان? مهاباد با دیگر مناطق ایران از جمله شمالغرب ایران، زاگرس مرکزی، بینالنهرین و قفقاز بر همکنش فرهنگی داشته، به علاوه مشخص گردید که متغیرهای محیطی همچون منابع آب دائمی، انتخاب ارتفاع بین 1200 – 1400، شیب کمتر از 5 %، و واقع شدن در اقلیم خشک و دوران زمینشناسی کواترنری در چینش و الگوی استقرارهای پیش از تاریخ حوض? رودخانه مهاباد نقش مهم و کلیدی داشته است. کلید واژگان: حوض? رودخان? مهاباد، پیش از تاریخ، جنوب دریاچه ارومیه، الگوی استقراری
-
محوطه¬ها و مواد فرهنگی دوره مس¬و¬سنگ شهرستان چگنی، لرستان
مهتاب شاهوردی 1401 -
تحلیلی بر کارکرد چاله های موسوم به چاله زباله در محوطه ها ی باستانی ایران و بین النهرین
ریزین ولی مصطفی 1401 -
بررسی ساختار قبور و گونه شناسی گورآوندهای گورستان کن گمگ (کن گنبد)، ایلام
مریم نوری 1401 -
نقد برهان اختفا بر مبنای برهان صدیقین ملاصدرا
پروین محمدی 1401امروزه مسئل? اختفای الهی به عنوان دلیلی بر انکار وجود خداوند به کار میرود. مسئل? خفای الهی را اولینبار شلنبرگ به صورت برهانی مدون مطرح کرد. از نظر شلنبرگ اقتضای صفت عشق و خیرخواهی مطلق الهی خودآشکارگی خداوند و ارائ? شواهد و قرائن کافی بر وجود خود است به گونهای که هیچگونه شک و تردیدی در مورد وجود خداوند برای انسان باقی نمیماند. اما خداوند شواهد و قرائن کافی بر وجود خود ارائه نکرده است و در خفاست، بنابراین خداناباوری و الحاد معقول و سرزنشناپذیر است. شلنبرگ بر اساس این استدلال نتیجه میگیرد که خدایی وجود ندارد. اما بر اساس فلسف? اسلامی به ویژه برهان صدیقین، تصویری از ذات خداوند مورد توجه قرار گرفته شده است که در آن خداوند در نهایت ظهور است و خفای آن نیز مربوط به همین شدت و فرط ظهور است. بر اساس این تصویر خداوند حقیقتی نیست که در خفا و بطون و غیاب مطلق باشد تا لازم باشد همواره با استناد به امور ظاهر بر وجود پنهان و غایب او استدلال کرد. بلکه میتوان وجود واجب تعالی را به گونهای تصویر نمود که وجودش ظاهر بلکه در نهایت ظهور است، به گونهای که نیازی به شاهد گرفتن موجودات دیگر غیر از او، برای اثبات وجود او نیست. بر اساس برهان صدیقین ملاصدرا، حقیقت هستی مساوی با ذات لایزال خداوند است. از نظر ملاصدرا وجود حقیقی فقط از آن خداوند است و هم? موجودات تجلیات و مظاهر وجود او هستند که نسبت آنها با خداوند مثل نسبت سایه به صاحب سایه است. وقتی سایه هست، به طریق اولی صاحب سایه باید موجود باشد. پس وقتی موجوداتی در عالم هست، به طریق اولی خدا باید موجود باشد. اگر انسان توفیق یابد و موجودات را اینگونه درک کند، خدا را در تمام مظاهر هستی خواهد یافت. مطابق چنین تصویری از خداوند برهان اختفای شلنبرگ، قطع نظر از انتقادات دیگری که بر آن وارد شده است، از این حیث نیز قابل انتقاد است که کارآیی آن تنها نسبت به تصوری خاص از ذات خداوند خواهد بود و مطابق تصوری که در فلسف? اسلامی و به ویژه در برهان صدیقین از ذات خداوند ارائه میشود، برهان اختفا بلاموضوع میشود و قابلیت طرح خود را از دست میدهد
-
گونه شناسی، طبقه بندی و تحلیل سفالهای دوره ی نوسنگی جنوب غرب ایران بر اساس کاوش های محوطه رم دمه، دشت مهران
علی یاری 1400 -
استخراج و بررسی فهرست راویان منتسب به شیعه در منابع رجالی اهل سنت
ثمین محمودی 1400 -
مطالعه مقایسه ای وبررسی سبک¬شناسی و نقوش مهرهای دوره مس¬وسنگ ایران و بین¬النهرین
اکو رحیم کریم 1400 -
بررسی و تحلیل الگوهای استقراری هزاره پنجم و چهارم پ. م حوضه رودخانه بوانات ، استان فارس
حدیث پاکان 1399 -
بررسی و تحلیل الگوهای استقراری هزاره چهارم و سوم پ.م منطقه سومار
محمد احمدیان 1399 -
شناخت و تحلیل مهره¬های صدفی دور? نوسنگی تپه علی¬کش دهلران
حافظ قادری 1398چکیده انسان همواره در حال تلاش برای بهبود کیفیت سطح زندگی و معیشت و افزایش رفاه بوده است. از زمان تولید نخستین ابزارهای سنگی تلاش برای تامین معیشت با استفاده از ابزارها دیده میشود. انسان با گذار از دورههای مختلف و ورود به عصر سنگ جدید(نوسنگی) نیازهای جدیدی مطابق با پیشرفتهایی که به خاطر نوسنگی شدن و توانایی در برهمکنش با محیط پیرامون و قابلیت تاثیرگذاری بر آن در زندگی خود احساس میکند. انسان برای رفع نیاز قدیمی خود یعنی تامین معیشت غذایی و همچنین نیازهای جدیدی که با تحول در سبک زندگی او با نوسنگی شدن ایجادشده بود، به برهمکنش و تعامل بیشتر با محیط پیرامون و موجودات آن پرداخته که تحول در شیوه زندگی انسان را در پی دارد. از نمودهای آشکار دیگر این برهمکنش علاوه بر کشاورزی و اهلی سازی میتوان به آغاز تجارت ،ابسیدین، بهصورت موضوعی فرا منطقهای اشاره کرد که بر اساس باور باستانشناسان یکی از جنبههای نوسنگی شدن است. در این راستا درزمینه چگونگی تجارت و شیوههای آن مباحث بسیاری توسط باستانشناسان مطرح گشته و نتیجه آن مقالات و گزارشهای زیادی است. درباره منشا ابسیدین خاور نزدیک در دوره نوسنگی، تقریباً همه بهطور یکسان متفقالقول هستند که از ترکیه یا آناتولی اطراف دریاچه وان و مناطق شرقی آن است. اما درباره روشهای دسترسی به این منبع برای محوطههای دور از منبع پرسشهایی مطرح است که توسط باستانشناسان مختلف برای آن فرضیات قابل قبولی ارائهشده است. دراینباره میتوان از نظریات رنفرو و همکارانش در دهه 60 و 70 میلادی و نظریه ایبانز و همکارانش در سالهای اخیر برای تحلیل الگوی انتقال و پراکنش که آنها برای ابسیدین بهعنوان نخستین مدرک تجاری استفاده میکنند بهعنوان شاهدی برای فرض مطرح شده در این نوشتار استفاده کرد. یافتههای بازنگری اخیر تپه علیکش شواهد جدیدی از نوع دیگری از تجارت اشیا و کالاها را در این دوره زمانی در اختیار قرار داده است. شواهد مورد نظر ، مبادله گونه خاصی از مهرههای تزئینی ساختهشده از صدفهای آبهای آزاد که در کنار تدفینهای دوره نوسنگی بیسفال علیکش بهدستآمده است. بر اساس تدفینهایی این محوطه این مهرهها در کنار اسکلتهای انسانی بهعنوان دستبند، گردنبند و پابند استفاده شده است. البته علاوه بر این محوطه در محوطههای دیگر ایران همانند گنج دره، گوران و نیز نمونههای مهرههای صدفی بهدستآمده است. با توجه به این یافتهها که از جنس صدفهای دریایی بوده، بحث تجارت این مهرهها و توجه به کاربری آنها پیش میآید که در این نوشتار سعی در تفسیر و تبیین این مهم هستیم. این پژوهش در چهار فصل جمعآوری گردید. در ادامه با توضیح مسائلی سعی در بیان موضوعات مرتبط با پژوهش و بررسی فرضیههای مطرح شده در باب برهمکنش در دوره نوسنگی و تطبیق این فرضیات با شیوه مورد نظر این پژوهش در چارچوبی پژوهشی ارائه شده است. واژگان کلیدی : نوسنگی، مهرههای صدفی، صدفهای خاردار، علی کش، تجارت.
-
تحلیل مایکرومورفولوژی (ریز ریخت¬شناسی) محوطه¬ی نوسنگی تپه مهتاج در دشت بهبهان
الهام فتوحی دیلانچی 1398 -
بررسی استقرارهای هزار? چهارم پ.م دامنه¬های غربی کوهستان زاگرس، مطالع? موردی: منطقه سرپل ذهاب در دور? اوروک و جمدت¬نصر
فرهاد فتاحی 1398 -
گونه شناسی و طبقه بندی سفال های مس و سنگ جدید محوطه پیش از تاریخی تاق بستان، کرمانشاه
ماندانا صدفی 1398 -
بررسی و تحلیل الگوهای استقراری هزاره ششم و پنجم پ.م منطقه سومار
سامان مصطفی پور 1398 -
بررسی و تحلیل الگوهای استقراری هزاره دوم واول پ.م. منطقه سومار
روشنک موحد 1398 -
بررسی محوطه های اوایل هلوسن غرب زاگرس مرکزی: مطالعه موردی منطقه سرپل ذهاب در دوره نوسنگی
عبدالجبار سلیمیان 1397 -
امامت و جایگاه آن با تکیه بر زیارت نامه های آل یاسین، امین الله، وارث و اربعین
پروانه زارعی تیرانی 1397 -
تحلیل و بررسی براهین توحیدی در کشف الاسرار و عده الابرار
مریم گودرزی فر 1397 -
شناخت فرآیندهای پیچیدگی¬های اقتصادی و سیاسی عصرآهن II و III غرب البرز مرکزی و غرب البرز جنوبی
شهاب آریانا 1397 -
بررسی تحلیلی و تطبیقی آیات و براهین توحیدی در تفاسیر تسنیم و المیزان
سعید امجدیان 1396 -
بررسی و مطالعه ادوات سنگی دوره نوسنگی در غرب ایران
وحیده ترابی نژاد 1396 -
بررسی توکن های دوره نوسنگی در زاگرس مرکزی
سارا فتحی 1396 -
تبیین جامعیت قرآن در روایات
مصطفی میرزائی 1396 -
بررسی قوم باستان شناسی روستاهای تنگ منصوری و نوخان در استان کرمانشاه و اهمیت آنها در تفاسیر بایتان شناسی
ناصر امینی خواه 1396 -
بررسی گذار از دوران روستانشینی جدید به آغاز شهرنشینی در دشت مهران بر اساس سفال های به دست آمده از بررسی های باستان شناسی
گیتی اسفندیاری 1396
