صفحه نمایش استاد - پرتال اصلی دانشگاه رازی
فرانک رنجبر
استادیار / کشاورزی / علوم و مهندسی خاک
دروس ارائه شده نیمسال جاری
| نام درس | واحد | زمان ارائه درس | ترم |
|---|---|---|---|
| خاکهای شور و سدیمی | 2 | هرهفته، سه شنبه ، 08:30-10:30 | نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1405 |
| آزمایشگاه خاکهای شور و سدیمی | 1 | هرهفته، چهارشنبه ، 14:00-16:00 | نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1405 |
| آزمایشگاه خاکهای شور و سدیمی | 1 | هرهفته، چهارشنبه ، 16:00-18:00 | نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1405 |
| زیستشناسی | 2 | هرهفته، سه شنبه ، 10:30-12:30 | نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1405 |
| آزمایشگاه رابطه آب و خاک و گیاه | 1 | هرهفته، سه شنبه ، 14:00-16:00 | نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1405 |
| آزمایشگاه رابطه آب و خاک و گیاه | 1 | هرهفته، سه شنبه ، 16:00-18:00 | نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1405 |
| خاکشناسی عمومی | 2 | هرهفته، چهارشنبه ، 10:30-12:30 | نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1405 |
| آزمایشگاه خاکشناسی عمومی | 1 | هرهفته، يك شنبه ، 14:00-16:00 | نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1405 |
| آزمایشگاه خاکشناسی عمومی | 1 | هرهفته، يك شنبه ، 16:00-18:00 | نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1405 |
| بومشناسی | 3 | هرهفته، دوشنبه ، 14:00-16:00، هفته هاي زوج ، دوشنبه ، 16:00-18:00 | نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1405 |
پایاننامههای کارشناسیارشد
-
واکنش گندم به محلولپاشی اسید هیومیک و نانوکیتوزان در شرایط دیم
مریم محمدی دوکوشکانی 1404 -
اثر کودهای آلی بر اشکال مختلف پتاسیم و خصوصیات بیولوژیک خاک
فاطمه علیخانی تیراندازه 1404چکیده رشد سریع جمعیت و نیاز روز افزون جامعه از یک سو، تولید فشرده محصولات کشاورزی در مناطق خشک و نیمهخشک و عدم استفاده از کودهای حاوی پتاسیم (K)از سویی دیگر باعث تخلیه و کاهش قابلیت دسترسی و میزان متفاوت رهاسازی پتاسیم در خاکهای ایران شده است. همچنین، کاربرد بیرویه کودهای شیمیایی و مدیریت نادرست در بخش کشاورزی، خاکهای کشور را با کمبود ماده آلی مواجه کرده است. بنابراین، در پژوهشی در طول سالهای 1403-1402 اثر کودهای آلی مختلف بر اشکال پتاسیم و فعالیتهای بیولوژیک در خاک بررسی شد. ابتدا دو نمونه خاک مختلف با فرض تفاوت مینرالوژیکی از عمق 30-0 سانتیمتری برداشت شدند. سپس، شش نوع کود آلی گاوی، مرغی، گوسفندی، کمپوست، ورمی کمپوست و میلورمفرس با سطح 5/1 درصد به نمونههای خاک اضافه شده و به مدت 60 روز در دمای 25 درجه سانتیگراد و رطوبت ظرفیت زراعی در شرایط انکوباسیون نگهداری شدند. در پایان دوره، اشکال پتاسیم، تنفس پایه (BR)، تنفس برانگیخته با سوبسترا (SIR)، کربن زیست توده میکروبی (MBC) و کسر متابولیک (qCO2) اندازهگیری شدند.
-
بررسی پتانسیل گیاه پالایی گیاهان ماشک (Vicia sp.) و شبدر (Trifolium sp.) در خاک های آلوده به سرب و کادمیوم
اباالفضل کامل لذیذ 1404 -
تاثیراسیدهیومیک و روی بر عملکرد و اجزای عملکرد نخود(Cicer arietinumL.)پاییزه (رقم منصور)
شهرام رشیدی 1403چکیده نخود زراعی (Cicer arietinum L.) بیشترین سطح زیر کشت را در بین حبوبات دارد و نه تنها یک رژیم پروتئینی ارزان را فراهم میکند، بلکه به دلیل قابلیت تثبیت نیتروژن میتواند سبب بهبود حاصلخیزی خاک شود. استان کرمانشاه از نظر سطح زیرکشت نخود جزء استانهای برتر کشور است و کشت دوم اکثر کشاورزان دیمکار استان محسوب میشود. بنابراین، انجام تحقیقات کاربردی در زمینه بهزراعی نخود از اهمیت زیادی برخوردار است. این آزمایش به صورت مزرعهای در روستای سربکوه بخش حمیل شهرستان اسلام آباد غرب به صورت کرتهای خرد شده در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی اجرا شد. زمین به 4 چهار بلوک و هر بلوک به 28 کرت تقسیم شد. کرتهای اصلی شامل شاهد (بدون مصرف سولفات روی و اسید هیومیک)، سولفات روی خاک مصرف به میزان 20 کیلوگرم در هکتار، اسید هیومیک خاک مصرف به میزان 5 کیلوگرم در هکتار و سولفات روی + اسید هیومیک خاک مصرف به ترتیب به میزان 20 و 5 کیلوگرم در هکتار و کرتهای فرعی شامل شاهد (بدون محلولپاشی)، محلولپاشی با سولفات روی با غلظت 2 در هزار به صورت یک مرحلهای (زمان غلاف دادن) و دو مرحلهای (قبل و بعد از گلدهی)، محلولپاشی با اسید هیومیک با غلظت 2 در هزار به صورت یک مرحلهای و دو مرحلهای و محلولپاشی با سولفات روی + اسید هیومیک هر دو با غلظتهای 2 در هزار به صورت یک مرحلهای و دو مرحلهای بودند. نتایج نشان داد که بیشترین مقدار وزن صد دانه مربوط به تیمار سولفات روی + اسید هیومیک خاک مصرف با میزان 1/42 گرم بود که با تیمار سولفات روی اختلاف معنیداری نداشت.مقایسه میانگین اثرات ساده تیمارهای خاک مصرف نشان داد که بیشترین میزان عملکرد بیولوژیکی در میان تیمارهای خاک مصرف در تیمار سولفات روی + اسید هیومیک با مقدار 3250 کیلوگرم در هکتار به دست آمد. مقایسه میانگین اثرات ساده تیمارهای محلولپاشی نشان داد که بیشترین عملکرد بیولوژیکی در بین تیمارهای محلولپاشی مربوط به تیمار سولفات روی + اسید هیومیک قبل و بعد از گلدهی با میانگین 3364 کیلوگرم در هکتار بود. بالاترین عملکرد دانه نیز در همین تیمار با مقدار 1431 کیلوگرم در هکتار حاصل شد. بیشترین مقدار نیتروژن دانه (3/3 درصد) مربوط به تیمار محلولپاشی با اسید هیومیک قبل و بعد از گلدهی بدون مصرف خاکی سولفات روی و اسید هیومیک بود. به طور کلی، نتایج نشان داد که تیمار محلولپاشی سولفات روی + اسید هیومیک قبل و بعد از گلدهی بیشترین تاثیر را در بین تیمارها بر عملکرد و اجزای عملکرد نخود داشت. کاربرد خاک مصرف و محلولپاشی سولفات روی و اسید هیومیک مقدار نیتروژن و پروتئین دانه را به طور معنیداری افزایش داد و بر مقدار فسفر، پتاسیم و روی دانه تاثیر معنیداری نداشت. کلید واژهها: نخود دیم، عملکرد بیولوژیکی، عملکرد دانه، اسید هیومیک، محلولپاشی
-
اثر نانوذرات سیلیس بر مقاومت مکانیکی و ویژگیهای فیزیکی خاکهای با بافت مختلف
محمدسعید حسینی 1403 -
تاثیر کاربرد گوگرد و تیوباسیلوس بر عملکرد سیب زمینی و کنترل بیماری جرب معمولی در شرایط مزرعه
شهرام عزیزی 1403 -
اثر کوهای زیستی و پتاسیم بر جوانه زنی خیار گلخانه ای رقم نگین در شرایط تنش شوری
شکوفه اسکندری 1403با توجه به نرخ افزایشی جمعیت جهان و با افزایش تقاضا در محصولات کشاورزی، کشت گلخانهای به منظور افزایش تولید در واحد سطح دارای اهمیت بسیار زیادی است. تنشهای مح?طی از قب?ل دمای ز?اد، سـرمای شـد?د، خشـکی، شوری و عناصر سنگین تاث?ر منفی بر متابول?سم گیاه دارند. شوری، یکی از شایعترین تنشهای محیطی است که رشد و نمو گیاهان را تحت شعاع قرار میدهد. بذور در مرحله کاشت تا اسقرار گیاهچه شدیدا در برابر تنشها آسیبپذیر میباشند. کودهای زیستی دارای میکرواورگانیسمهایی است که میتواند با روشهایی مانند تثبیت کردن نیتروژن، حل کردن فسفات، رها سازی یون پتاسیم و یا تامین نمودن آهن و دیگر عناصر مورد نیاز به بهبود تغذیه گیاه کمک کند. به منظور بررسی ویژگیهای بذر خیار گلخانهای (رقم نگین) در شرایط تنش شوری، آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی با سه تکرار، سه سطح پتاسیم ( (شاهد ، 100 و 200 میلیگرم بر لیتر با سولفات پتاسیم)، دو سطح کود زیستی (شاهد و باکتری باسیلوس ساتیوا (CFU/ml و سه سطح تنش شوری (شاهد، 7 و 14 دسیزیمنس بر متر با کلرید سدیم) انجام شد. بذرها در پتریدیش کشت شد و در آن تیمارها اعمال گردید و درصد جوانهزنی، سرعت جوانهزنی، میانگین جوانهزنی و شاخص قدرت بذر محاسبه گردید. افزایش غلظت پتاسیم در شوری بالا اثرات مثبت افزایشی در تمام صفات مورد بررسی ایجاد کرد. برهمکنش تیمارهای اعمال شده بر بذر خیار گلخانه ای، شاخص قدرت بذر، طول ریشهچه، وزن تر گیاهچه، وزن خشک ساقهچه و گیاهچه را افزایش داد. اما کود زیستی در آزمایشگاه تاثیر معنیداری بر صفات مورد بررسی نداشت. کلیدواژهها : محصولات گلخانه ای، سولفات پتاسیم، باکتری باسیلوس ساتیوا، کلرید سدیم، شاخص جوانهزنی
-
تبیین رفتار مسئولانه زیست محیطی سبزی کاران دهستان میان دربند
سارا نامداری 1403مقدمه: توسعه پایدار روستایی صرفاً در پرتو استفاده مناسب از منابع زیستمحیطی با زیربنای نظری و فکری و حفظ و بهبود آنها برای نسلهای بعدی امکانپذیر است. رفتار کشاورزان در برخورد با این منابع پایه نقش تعیین کنندهای در حفاظت از آنها دارد. هدف: پژوهش با هدف، مدلسازی رفتار مسئولانه زیستمحیطی سبزیکاران دهستان میاندربند از توابع شهرستان کرمانشاه بر مبنای مدل هاینز و همکاران انجام شد. روششناسی تحقیق: پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی بود که به صورت توصیفی-همبستگی انجام شد. جامعه آماری، سبزیکاران دهستان میاندربند در استان کرمانشاه به تعداد 149 تن بودند که به صورت تمام شماری دادهها از آنها گردآوری شد. به منظور گردآوری دادهها از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد. دادههای گردآوری شده با استفاده از نرمافزار WIN22 و SmartPLSWIN3 و در دو بخش توصیفی و استنباطی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
-
بررسی تنوع عملکرد میکروبی خاک در ارتباط با جزایر حاصلخیزی در جنگل های شاخه زاد بلوط زاگرس
مریم غلامی 1402جنگلهای زاگرس که بهعنوان اکوسیستمهای جنگلی نیمهخشک تقسیمبندی میشوند وسیعترین اکوسیستم جنگلی ایران به شمار میروند که 44درصد جنگلهای کشور را تشکیل داده و مهمترین رویشگاه گونههای بلوط در ایران به شمار میروند. پژوهش حاضر برای بررسی تنوع عملکرد میکروبی خاک در ارتباط با جزایر حاصلخیزی در جنگلهای شاخه زاد بلوط زاگرس انجام شد. منطقه مورد مطالعه، در استان کرمانشاه، جنگلهای شهرستان گیلان غرب منطقه دار بادام قرار داشت. بهمنظور نمونهگیری، تعداد 4 ترانسکت در منطقه مورد مطالعه با فاصلههای 50 متر در نظر گرفته شد. سپس، در راستای ترانسکها، نمونهبرداری از خاک با توجه تیمارها انجام گردید. تیمارهای مورد بررسی شامل محدوده تاج جستگروهها (جست گروههای با تعداد جستهای 1 تا 3، 3 تا10، 10 تا20 و بیشتر از 20) و فواصل مابین جستگروهها (تاج درختان به هم چسبیده (بدون فاصله)، فاصله تاج درختان 1 تا 3 متر و 3 تا 5 متر) بود. در هر کدام از تیمارهای فوق، قطعات نمونه با مشخصات ابعادی 25/0 ×25/0 متر و از عمق صفر تا 30 سانتیمتری و بهطور کاملاً تصادفی برداشت شدند. هر یک از این تیمارها، در هر ترانسکت با 4 تکرار در نظر گرفته و در مجموع تعداد 28 نمونه برای منطقه مورد مطالعه برداشت شد. نتایج نشان داد که نتایج به دست آمده از مقایسه میانگین ویژگیهای فیزیکی و شیمیایی خاک درون تاج و بیرون تاج نشان داد که میانگین ویژگیهای کربن آلی، پتاسیم و شن در درون تاج درختان بلوط بهطور معنیداری بیشتر از میانگین آنها در فضاهای بیرون تاج درختان است. ولی میانگین سایر ویژگیها از جمله واکنش شیمیایی خاک، هدایت الکتریکی، فسفر، رس، سیلت و آهک در محدوده بیرون تاج بیشتر از درون تاج بود. همچنین ویژگیهای تنفس پایه و کسر متابولیک در زیر تاج درختان بلوط بهطور معنیداری بیشتر از میانگین آنها در فضاهای بیرون تاج درختان مشاهده شد، ولی میانگین سایر ویژگیها از جمله تنفس برانگیخته، کربن زیستتوده میکروبی و بهره میکروبی در محدوده بیرون تاج بیشتر از درون تاج به دست آمد. نتایج به دست آمده از مقایسه میانگین آنزیمهای خاک درون تاج و بیرون تاج نشان داد که میانگین آنزیمهای فسفاتاز قلیایی و ساکاراز در زیر تاج درختان بلوط بهطور معنیداری بیشتر از میانگین آنها در فضاهای بیرون تاج درختان است ولی میانگین سایر آنزیمها از جمله فسفاتاز اسیدی و اوره آز در محدوده بیرون تاج بیشتر از درون تاج است.
-
اثر گلوتامیک و آسپارتیک اسید بر رشد گیاه بادرنجبویه (Dracocephalum ruyschiana ) تحت تنش سرب
زهرا رمضانی 1402 -
اثر برخی مواد آلی و معدنی بر کیفیت فیزیکی خاک
احسان پروینی 1402چکیده خاکهایی که با اعمال کمترین نیرو دچار تغییرات ساختاری شده و مقاومت و پیوند ذرات آن کاهش پیدا کند را خاکهای مسئلهدار مینامند. از روشهای بهسازی این خاکها، اضافه کردن بعضی مواد اصلاحکننده است که با داشتن سطح ویژه و تخلخل بالا، واکنشپذیری بالایی داشته و ویزگیهای خاک را تحت تاثیر قرار دهند. این پژوهش بهمنظور بررسی اثرات چهار نوع ماده اصلاحکننده آلی و معدنی بر برخی ویژگیهای یک خاک لوم رسی انجام شد. آزمایش در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار در دانشگاه رازی صورت گرفت. تیمارها شامل زئولیت، بیوچار و کمپوست هر کدام در چهار سطح (0، 1، 2 و 5 درصد جرمی) و نانورس در چهار سطح ( 0، 5/. 1 و 2 درصد جرمی) بودند. پس از اضافه نمودن مواد به خاک، برای مدت 2 ماه عمل خواباندن در شرایط مرطوب و خشکشدن متوالی صورت گرفت. سپس برخی خصوصیات فیزیکی و مکانیکی خاک شامل حدود آتربرگ، هدایت هیدرولیکی اشباع، مقاومت فروروی، مقاومت فشاری و دانه بندی اندازهگیری شدند. نتایج نشان داد استفاده از سطوح مختلف اصلاح کنندهها تاثیر معنی دار بر پارامترهای اندازه گیری داشت. بیوچار در سطح 5 درصد تاثیر معنیداری بر افزایش شاخص تردی داشته و موجب افزایش این شاخص به میزان 125 درصد نسبت به شاهد گردید که نشان از دامنه رطوبتی بیشتر جهت خاکورزی است. همچنین، اضافه کردن نانورس سبب افزایش هدایت هیدرولیکی اشباع شده و در سطح دو درصد بالاترین میزان (49/7 سانتیمتر بر ساعت) بهدست آمد. بهطورکلی با افزودن مواد اصلاحکننده میتوان شاهد کاهش محدودیتهای فیزیکی و مکانیکی خاک بود. کلمات کلیدی: نانورس، زئولیت، بیوچار، کمپوست، ویژگیهای فیزیکی خاک، اصلاحکننده
-
بررسی خطر پذیری فلزات سنگین در خاک، آب و اندام¬های خوراکی برخی محصولات کشاورزی استان لرستان
لیلا دریکوندی 1402غذا، آب آشامیدنی، خاک و هوا مسیرهای اصلی قرار گرفتن در معرض فلزات کمیاب هستند. بنابراین، ارزیابی خطرات ناشی از این عناصر برای انسان مهم است. گندم، سیب زمینی و پیاز، بخشهای بسیار مهمی از رژیم غذایی ایرانیان هستند. هدف از این مطالعه، ارزیابی خطر سرطانزایی و غیر سرطانزایی کادمیوم، سرب و آرسنیک برای بزرگسالان و کودکان از طریق خاک، آب و محصولات غذایی عمده مورد مصرف در استان لرستان در غرب ایران بود. در این مطالعه، 18 نمونه گندم، 13 نمونه سیب زمینی، 10 نمونه پیاز و 10 نمونه آب برداشت شدند. با توجه به کاربری اراضی، نمونهبرداری به روش تصادفی سیستماتیک انجام گرفت. خطر سرطانزایی و غیر سرطانزایی فلزات سنگین از مسیرها و منابع مختلف محاسبه شد. نتایج نشان داد که میانگین غلظت کل کادمیوم، آرسنیک و سرب در خاک به ترتیب 26/0، 4/32 و 6/961 میلیگرم در کیلوگرم بود. میاتگین غلظت تمام فلزات در خاک، کمتر از حد بحرانی آنها بود که به وسیله وزارت محیط زیست آلمان پیشنهاد شده است. میانگین غلظت کادمیم، سرب وآرسنیک در نمونههای آب به ترتیب 016/0، 93/0 و 04/1 میکروگرم در لیتر بود. غلظت عناصر سنگین در آب آشامیدنی تمام مناطق کمتر از حدود بحرانی بود. غلظت کادمیوم درگندم، سیب زمینی و پیاز به ترتیب 03/0، 12/0 و 23/0 میلیگرم در کیلوگرم به دست آمد. میانگین غلظت کادمیم در دانههای گندم در مقایسه با استانداردهای ملی و بین المللی، کمتر بود، در حالی که میانگین غلظت کادمیم در نمونه های سیب زمینی و پیاز در مقایسه با تمام استانداردهای بررسی شده (ملی و بین المللی)، بیشتر بود. غلظت آرسنیک در نمونههای گندم، سیب زمینی و پیاز به ترتیب 19/0، 04/0 و 04/0 میلیگرم در کیلوگرم بود. میانگین غلظت سرب در دانه گندم، سیب زمینی و پیاز به ترتیب 09/0، 008/0 و 11/0 میلی گرم در کیلوگرم به دست آمد. از مقایسه این نتایج با استانداردهای ملی و بین المللی میتوان گفت که این محصولات از نظر سرب برای مصرف کننده مشکلی ندارند. مهمترین مسیر ورود عنصر کادمیم به بدن، خوردن تصادفی خاک بود. در مورد عنصر سرب، مهمترین راه ورود به بدن، در مسیر تماس پوستی با ذرات خاک مشاهده شد. شاخص خطر غیرسرطانزایی (HQ) عنصرکادمیم در مسیر خوردن تصادفی ذرات خاک، برای دختران و پسران در گروههای سنی زیر 6 سال، بیش از یک محاسبه شد و برای دختران و پسران 7-14 ساله نیز بسیار نزدیک به یک به دست آمد. شاخصHQ غیر سرطانی برای این عنصر در مسیرهای خوردن سیب زمینی، پیاز و گندم، کمتر از یک محاسبه گردید. همچنین، در مسیرهای آشامیدن آب، تماس پوستی با ذرات خاک وآب و استنشاق ذرات گرد و غبار، شاخص خطر پایینتر از یک بود. پتانسیل خطر غیر سرطانزایی آرسنیک در مسیر خوردن گندم برای همه گروههای سنی و در مسیر خوردن تصادفی خاک برای دختران و پسران زیر 6 سال، بیش از یک بود. در سایر مسیرهای مورد بررسی، شاخص خطر غیر سرطانی برای این عنصر، کمتر از یک به دست آمد. در مسیر خوردن تصادفی خاک، برای همه گروههای سنی، HQ غیر سرطانزایی برای سرب، کمتر از یک محاسبه شد، اما در مسیر تماس پوستی ذرات خاک، در همه گروه¬های سنی، بیشتر از یک بود و این خطر در مورد دختران و پسران زیر 6 سال بیشتر از دیگر گروههای سنی بود. در مسیر خوردن تصادفی ذرات خاک برای عنصر سرب در همه گروههای سنی، و برای عنصرآرسنیک در مسیر تماس پوستی با آب در همه گروههای سنی، خطرسرطانزایی بیش از محدوده قابل قبول بود. زنان 54-18 سال نیز در مسیر خوردن سیب زمینی در معرض خطر بیماریهای سرطانی از طریق ورود عنصرآرسنیک قرار داشتند. خطر سرطانزایی در دیگر مسیرها در محدوده قابل قبول پیش بینی شد. نتایج نشان داد که خطر کل غیرسرطانزایی کادمیم برای دختران و پسران زیر 14 سال، بیش از یک محاسبه شد و بیشترین خطر، مربوط به خوردن تصادفی خاک بود. شاخص خطر کل بیماریهای غیر سرطانی پیش بینی شده برای آرسنیک در همه گروههای سنی بالاتر از یک بود که مسیرهای خوردن گندم و خوردن تصادفی خاک از مهمترین مسیرهای ایجاد خطر بودند. عنصر سرب در همه گروههای سنی، شاخص خطر کل غیر سرطانزایی بالاتر از یک را نشان داد که در مورد دختران و پسران زیر 6 سال بسیار بالا محاسبه شد و این مقدار مربوط به تماس پوستی با ذرات خاک بود، زیرا کودکان بیشتر در معرض تماس با خاک قرار دارند. کلمات کلیدی: لرستان، فلزات سنگین، ارزیابی خطر، شاخص خطر غیر سرطانی، محصولات کشاورزی
-
نقش باکتریهای حل کننده فسفر و پتاسیم بر قابلیت دسترسی این عناصر در خاک
سمیرا فتاحی 1402 -
تاثیر کمپوست کود مرغی به همراه دوسویه از Azotobacter vinelandii وBacillus subtilis بر مهار بیماری مرگ گیاهچه لوبیا با عامل Rhizoctonia solani
احسان حسینی 1402 -
اثر بعضی از عوامل کلات کننده بر گیاه پالایی گیاه باقلا در یک 0خاک آلوده به کادمیوم
هانیه دوست محمدی 1402 -
تحلیل هیدرولیکی شبکه های آبیاری تحت فشار (مطالعه موردی: اراضی پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه رازی)
پویا ناصری 1402 -
اثرات متقابل بیوچار و اسید هیومیک برکاهش تنش قلیائیت در گیاه دارویی ریحان(Ocimum basilicum L.)
پردیس فیض عباسی 1402 -
Applications of Silver and Zinc Nanoparticles against Stored Grain (Wheat and Barley Seeds) fungi
میسون عبدالواحد مالک 1402مطالعه حاضر شامل جداسازی و شناسایی قارچهای مرتبط با بذر گیاهان گندم و جو بود که از محصولات کشاورزی مهم در سطح جهان محسوب میشوند، که در آن قارچهای جدا شده با روشهای سنتی و همچنین با روش PCR تشخیص داده شدند. توالی یابی و درخت فیلوژنتیک نیز برای پایش رابطه تکاملی برخی از جدایه های(ایزوله) قارچی تحت این مطالعه انجام شد. این مطالعه همچنین شامل تهیه غلظتهای مختلف نانوذرات نقره و روی به منظور آزمایش تاثیر آنها بر قارچهای ایزوله شده در شرایط آزمایشگاهی و همچنین در شرایط in vivo بود. (soil) نتایج مطالعه در حال حاضر برتری بذرهای استریل شده سطحی را نسبت به بذرهای غیر استریل شده از نظر تعداد و فراوانی قارچ های ایزوله نشان داده که شامل قارچ های: Aspergillus niger، Aspergillus terreus، Aspergillus parasiticus، Aspergillus fumigatus، Aspergiloryvuss, Aspergiloryvuss, Aspergillus. Rhizupus oryzae، Alternaria alternata و Alternaria solani. در دانه های گندم، قارچ A. niger به ترتیب در دانه های استریل و غیر استریل شده به ترتیب 28% و 37.8% بیشترین فراوانی را داشت در حالی که قارچ Rhizopus oryzae با 17% و 55.3% شایع ترین بود. مطالعه بیولوژیکی مولکولی همچنین نشان داد که ایزوله ما نزدیک به ایزوله های واقع در پاکستان (A. niger)، هند (A. terreus و A. solani)، چین و آمریکا (A. fumigatus و R. oryzae) نزدیک هستند. مطالعه ژنتیکی با استفاده از PCR، توالییابی ژن و درخت فیلوژنتیک نشان داد که ایزوبه ها با غربالگری سنتی که بر صفات فنوتیپی تکیه داشت، یکسان بودند. (A.parasiticus). با توجه به تاثیر نانوذرات طلا و نقره در صفحات (روش انتشار چاه)، مطالعه حاضر وجود اثرات متفاوتی از آنها را نشان داد، زیرا تیمار تمامی غلظتهای (5، 10 و 15) درصد تفاوت معنیداری با هر کدام نداشت. دیگر، اما مهاری ایجاد کرد که در قارچ A.niger با غلظت 15 درصد برای نانوذرات نقره به بالاتر از آن رسید که به 11.33 میلی متر رسید، اگرچه این ذرات بازدارندگی واضحی داشتند، اما کمتر از قارچ کش Difenostar باقی ماندند)، که در تمام پارامترها عملکرد بهتری نسبت به نانوذرات داشت. اثر تیمار با نانوذرات بر روی سرعت جوانهزنی دانههای گندم و جو در پلیتها متفاوت بود، بذرها در هنگام استفاده از نانوذرات نقره برای گندم و جو، سرعت جوانهزنی 100 درصد را نشان دادند، اما نانوذرات روی سرعت جوانهزنی 96.6 درصد را نشان دادند. در غلظت 15 درصد برای گندم، در حالی که بقیه غلظت ها سرعت جوانه زنی 100 درصد را برای گندم و جو نشان داد. در مورد ریشه و دمگل نیز تحت تاثیر تیمار نانوذرات فوق قرار گرفتند و بیشترین تیمار تحت تاثیر تیمار بذر جو با غلظت 5 درصد نانو نقره بود که طول ساقه آن 30 میلی متر بود. به جز تیمار نانومتر روی روی ریشه در جو که سرعت جوانه زنی قابل توجهی نسبت به مقایسه نشان داد و غلظت 5 درصد نانو نقره روی دمگل، تمامی تیمارهای بذر در آزمایش های مزرعه ای گرد و غبار و غیر را نشان دادند. دانه های گرد و غباری یک سرعت جوانه زنی واحد، که 100 درصد است. همه ضرایب نانوذرات نیز به طور قابل توجهی تاثیرگذار بودند.
-
شناسایی ریختشناختی و مولکولی قارچهای خودروی آگاریک در منطقه دالاهو، استان کرمانشاه
صباح ضیایی 1402قارچهای کلاهکدار گروه بزرگی از قارچهای بازیدیومایکوتا را تشکیل میدهند که به آنها در اصطلاح انگلیسی Gilled mushroom میگویند. اصطلاح قارچهای آگاریک برای قارچهای راسته Agaricales استفاده میشود که بازیدیوکارپی چتری شکل و گوشتی دارند، و به طور معمول از کلاهک و پایه تشکیل شده اند. این گروه از قارچها باعث تجزیه چوبهای پوسیده و بازگشت مواد مفید به خاک میشوند، همچنین در از بین بردن درختان بیمار و ضعیف نقش دارند. گروهی از این قارچها از نظر مواد مغذی و دارویی مهم هستند و برخی نیز میتوانند باعث ایجاد بیماری، کنترل بیولوژیک و یا ایجاد مسمویت شوند. در مطالعهای که طی سالهای 1399 تا 1401 به منظور شناسایی قارچهای آگاریک شهرستان دالاهو، تعیین رویشگاه سمی و مهلک در منطقه، بررسی وجود گونههای مناسب برای کشت مصنوعی و شناسایی گونههای همزیست در ارتفاعات و دشتهای اطراف شهرستان دالاهو انجام گرفت، 104 نمونه جمعآوری شد. نمونهها براساس ویژگیهای ماکروسکوپی (شکل کلاهک،پایه، وجود یا عدم وجود فنجانک در قاعده پایه، وجود یا عدم وجود حلقه بر روی پایه، نحوه اتصال تیغه و پایه، نقش اسپوری وغیره) و خصوصیات میکروسکوپی ( شکل و نوع ریسه، وجود یا عدم وجود قوس اتصال، شکل و اندازه بازیدیوسپور، شکل و اندازه بازیدیوم، شکل و اندازه سیستیدیوم و غیره) مورد بررسی قرار گرفتند. پس از بررسی این ویژگیها نمونهها توسط دستگاه دهیدراتور خشک شدند و پس از آن به منظور حذف آفات احتمالی به مدت دو هفته در فریزر، دمای 20- درجه سانتیگراد نگهداری شدند. سپس نمونهها در کیسههای پلاستیکی زیپدار قرار داده شدند و ضمن تخصیص کد هرباریومی برای هر نمونه، یک نمونه به هرباریوم قارچهای ایران، موسسه تحقیقات گیاهپزشکی کشور ارسال شد. با هدف تکمیل شناسایی مرفولوژیکی، نمونهها به صورت مولکولی مورد بررسی قرار گرفتند. در این بررسی از ناحیه ترانویسی شونده داخل ریبوزومی ITS که شامل ITS1، ژن کد کننده 5.8S،و ITS2 است، استفاده گردید. از کل 104 نمونه جمعآوری شده 75 نمونه مورد بررسی قرار گرفتندو 29 نمونه به علت کافی نبودن تعداد نمونه حذف شدند. نمونههای مورد بررسی در مجموع به 20 جنس و 26 گونه متعلق میباشند. که در این میان پنج گونه شامل؛ Melanoleuca exscissa, Peziza varia, Suillellus luridus, Tubaria co ersa, Tulosesus impatiens برای اولین بار از کرمانشاه گزارش شدند. همچنین 5 گونه شامل؛ Coprinellus bipellis, Coprinopsis strossmayeri, Leucocalocybe mongolica, Meottomyces dissimulans, Mycena zephirus, برای فلور قارچی ایران جدید هستند.
-
اثر کودهای ریزمغذی نانو بر صفات مورفوفیزیولوژیک و عملکرد سیاهدانه Nigella sativa L.))
سارا سلگی 1402در خاکهای ایران کمبود عناصر غذایی و پایین بودن کارایی جذب آنها از عوامل مهم کاهش کمیت و کیفیت محصولات زراعی محسوب میشود. بنابراین با اعمال روش صحیح تغذیه گیاهان میتوان کارایی نهادهها را افزایش داد. بر همین اساس، به منظور بررسی اثر محلولپاشی کودهای ریزمغذی نانو بر صفات مورفوفیزیولوژیک و عملکرد سیاهدانه، یک آزمایشدر قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در سال زراعی 1401-1400 در مزرعه آموزشی و تحقیقاتی پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه رازی در استان کرمانشاه انجام گرفت. تیمارهای آزمایشی شامل محلولپاشی شش نانو کود ریزمغذی آهن و بور (دو در هزار)، روی و منگنز (5/1 در هزار)، مس و مولیبدن (یک در هزار) در مرحله ابتدای رشد طولی ساقه، محلولپاشی همین شش نانو کود ریزمغذی در مرحله ابتدای پرشدن دانه، و یک تیمار شاهد (محلولپاشی با آب) بودند. در این آزمایش، صفات مربوط به خصوصیات رشدی گیاه، عملکرد و اجزای عملکرد، صفات فیزیولوژیک، صفات بیوشیمیایی، درصد روغن سیاهدانه و عملکرد روغن اندازهگیری شدند. نتایج تجزیه واریانس نشان داد کاربرد کودهای ریزمغذی نانو در دو مرحله شاخهدهی و پر شدن دانه به طور جداگانه بر اکثرصفات (به غیر از تعداد دانه در گیاه و حداکثر کارایی فتوشیمیایی فتوسیستم P) اثر معنیداری داشت. مقایسه گروهی اثر محلولپاشی کودهای ریزمغذی نانو بین دو مرحله شاخهدهی و پر شدن دانه بر اکثر صفات (به غیر از سرعت پر شدن دانه، ارتفاع ساقه، وزن خشک گیاه، نسبت وزن کپسول، کاتالاز و سوپراکسیددیسموتاز) معنیدار گردید. محلولپاشی نانوکود آهن در مرحله شاخه دهی و پر شدن دانه (به ترتیب با 1679 و 1772 کیلوگرم در هکتار) بالاترین عملکرد دانه را در مقایسه با شاهد (1414 کیلوگرم در هکتار) تولید نمودند. همچنین، بیشترین عملکرد روغن به ترتیب با کاربرد آهن و روی ابتدا در مرحله پر شدن دانه (به ترتیب 640 و 606 کیلوگرم در هکتار) سپس در مرحله شاخهدهی (به ترتیب 569 و 561 کیلوگرم در هکتار) مشاهده شد. بیشترین پاسخ صفات مورفولوژیک و فیزیولوژیک ابتدا به کاربرد آهن سپس به محلولپاشی روی حاصل شد. به طور کلی، نتایج این آزمایش نشان داد که به نظر میرسد محلولپاشی نانوکودهای ریزمغذی به ویژه آهن و روی در افزایش عملکرد کمی و کیفی سیاهدانه موثر باشد.
-
بررسی کارایی کنسرسیوم در حذف آلاینده های نفتی خاک در منطقه نفت شهر
زهرا هژبری کرم بستی 1402 -
ارزیابی کیفیت فیزیکی بخشی از خاک¬های منطقه روانسراز نظر عملکرد گندم وذرت
امیر رضائی 1402آگاهی از کیفیت خاک، لازمه بهرهبرداری صحیح از این منبع مهم طبیعی، در راستای کشاورزی پایدار است. کیفیت خاک با اندازهگیری بعضی شاخصهای مهم تعیین میشود. اگر این شاخصها در محدوده مناسب قرار داشته باشند، عملکرد محصول به حداکثر مقدار رسیده و تخریب خاک نیز کاهش مییابد. به منظور ارزیابی کیفیت فیزیکی خاک و عملکرد بیولوژیکی ذرت و گندم، مطالعهای در سال زراعی 98-1397 در بخشی از اراضی منطقه روانسر در استان کرمانشاه انجام شد. در این راستا، در قالب یک شبکه منظم (ابعـاد 100 ×100 متر)، نمونه برداری خاک انجام و بعضی از ویژگیهای مهم فیزیکی موثر بر عملکرد محصولات زراعی از قبیل جرم مخصوص ظاهری، هدایت هیدرولیکی، کربن آلی خاک، تخلخل غیرموئینگی و مقدار رطوبت قابل دسترس خاک تعیین گردید. سپس، تغییرپذیری مکانی ویژگیهای خاک با استفاده از تکنیکهای زمین آمار و به کمک نرم افـزار ArcGIS انجام شد. در پایان فصول رشد نیز در هر نقطه نمونهبرداری، عملکرد بیولوژیکی دو محصول مورد نظر (ذرت و گندم) تعیین گردید. شاخص رتبهبندی فیزیکی خاک با حاصلضرب ارزش پنج پارامتر فیزیکی مورد بررسی تعیین و در نهایت، ارتباط عملکرد بیولوژیک با شاخص فیزیکی خاک مورد بررسی قرار گرفت. بررسی نقشههای پهنهبندی نشان داد که تغییرات هدایت هیدرولیکی اشباع بین 04/0 تا 69/1 سانتی متر بر ساعت و کربنآلی بین 26/0 تا 35/1 درصد متغیر بوده و در بخش شمال غربی مزرعه دارای بیشترین مقادیر بودند. دامنه تغییرات جرم مخصوص ظاهری خاک نیز بین 34/1 تا 66/1 گرم بر سانتی متر مکعب، تخلخل غیرموئینگی بین 25/6 تا 92/19 درصد و رطوبت قابل دسترس نیز بین 29/6 تا 93/18 درصد متغییر بود. ضرایب همبستگی بین شاخص فیزیکی خاک و عملکرد بیولوژیکی گندم و ذرت به ترتیب 82/0 و 77/0 بودند که نشاندهنده همبستگی قوی بین این شاخص و عملکرد دو محصول در منطقه مورد مطالعه است. بطورکلی، شاخص فیزیکی خاک یک ابزار مهم در ارزیابی کمی شرایط فیزیکی خاک است که با توجه به آن و بر اساس نقشههای پهنهبندی، میتوان در راستای بهبود کیفیت فیزیکی خاک در مزارع کشاورزی اقدام نمود.کلید واژه: ذرت ، زمین آمار ، کیفیت خاک، گندم
-
مقایسه کاربردهای تلفیقی انواع مختلف کود در رفع کلروز آهن درختان میوه
زینب عباسی کاروانه 1402آگاهی از وضعیت تغذیهای باغات میوه به منظور افزایش کمیت و کیفیت محصول یک امر ضروری و اجتنابناپذیر است. همچنین، مدیریت پایدار حاصلخیزی خاک یکی از مولفههای مهم مدیریت خاک در راستای کشاورزی پایدار است که ارزیابی آن از طریق سنجش ویژگیهای شیمیایی و زیستی امکانپذیر میباشد. این پژوهش با هدف بررسی تاثیر چالکودهای تلفیقی مختلف از کودهای آلی، شیمیایی و زیستی بر رفع کلروز آهن در درختان هلو و شلیل، تعادل عناصر غذایی در برگ و میوه درختان تیمار شده و برخی ویژگیهای شیمیایی و زیستی خاک انجام گرفت. پیش از اعمال تیمارهای چالکود، نمونههای خاک از دو عمق 30-0 و 60-30 سانتیمتری به صورت مرکب از باغ مورد مطالعه تهیه و ویژگیهای شیمیایی (pH، EC، ماده آلی و فسفر و پتاسیم فراهم) و زیستی (تنفس پایه، کربن زیستتوده میکروبی، تنفس ناشی از سوبسترا و کسر متابولیک) آنها تعیین شدند. این پژوهش به صورت آزمایش فاکتوریل در قالب بلوکهای کامل تصادفی در 3 بلوک و 5 تیمار اجرا شد. اواسط اسفند 1398، تیمارهای آزمایشی به صورت چالکود در یک سوم بیرونی سایهانداز درختان به این صورت اعمال شدند: کود دامی کاملاً پوسیده (A)، کود دامی + اوره + فسفات آمونیوم + کلات آهن سکوسترین (B)، کود دامی + اوره + فسفات آمونیوم + کلات آهن سکوسترین + باکتری باسیلوس (C)، کود دامی + اوره + فسفات آمونیوم + کلات آهن سکوسترین + تیوباسیلوس + گوگرد پودری (D)، کود دامی + اوره + فسفات آمونیوم + کلات آهن سکوسترین + باکتری باسیلوس + تیوباسیلوس + گوگرد پودری (E). مقادیر نیتروژن، فسفر، پتاسیم، آهن، منگنز، مس و روی در برگ و میوه درختان در سالهای 1399 و 1400 و کلروفیل برگ در سال 1400 اندازهگیری شدند. پس از برداشت میوهها در تابستان 1400، نمونههای خاک از دو عمق 30-0 و 60-30 سانتیمتر و از کنار محل چالکود با استفاده از اوگر برداشته شد. ویژگیهای شیمیایی و زیستی در خاکهای تیمار شده، اندازهگیری و با ویژگیهای خاک قبل از چالکود مقایسه شدند. نتایج نشان داد که کمترین و بیشترین مقادیر کلروفیل برگ و عناصر غذایی در برگ و میوه هلو و شلیل به ترتیب در تیمارهای A و E به دست آمدند. بر اساس آنالیز واریانس کیت-نلسون، عملکرد 1/50 و 2/43 کیلوگرم در درخت به عنوان عملکرد بحرانی برای تفکیک جامعه با عملکرد بالا (تیمارهای D و E) از جامعه با عملکرد پایین (تیمارهای A، B و C) به ترتیب در درختان هلو و شلیل به دست آمد. آهن و فسفر، محدودکنندهترین عناصر غذایی در برگ و میوه هلو و شلیل در جامعه با عملکرد پایین بودند. همچنین، نتایج نشان داد که pH خاکهای چالکود شده به طور معنیداری نسبت به خاک شاهد کاهش یافت و کمترین مقدار pH مربوط به تیمار E بود. همچنین، با افزایش عمق، مقدار pH در خاکهای چالکود شده کاهش پیدا کرد، در حالیکه در خاک شاهد افزایش یافت. مقدار EC خاکهای چالکود شده به طور معنیداری بیشتر از خاک شاهد بود. با این حال، افزایش EC در خاکهای تیمار شده به اندازهای نبود که منجر به شوری خاک شود. اثر تیمارهای چالکود بر افزایش مقدار ماده آلی خاک معنیدار بود. مقدار ماده آلی خاک در عمق 30-0 سانتیمتری، از 09/2 تا 23/2 درصد متغیر بود که بیشترین و کمترین مقدار آن به ترتیب برای خاک شاهد و تیمار E به دست آمد. دامنه این پارامتر در عمق 60-30 سانتیمتری، 90/2-69/1 درصد بود که بر خلاف لایه اول، بیشترین مقدار در تیمار E و کمترین مقدار در خاک شاهد اندازهگیری شد. مقدار فسفر فراهم خاک به طور معنیداری نسبت به شاهد افزایش پیدا کرد، در حالیکه بین مقادیر این پارامتر در خاکهای چالکود شده، تفاوت معنیداری وجود نداشت. مقدار پتاسیم فراهم در خاکهای چالکود شده به طور معنیداری نسبت به شاهد افزایش پیدا کرد و این تفاوت در عمق 60-30 سانتیمتری چشمگیرتر بود. تیمارهای چالکود به طور معنیداری تنفس پایه، تنفس ناشی از سوبسترا و کربن زیستتوده میکروبی را نسبت به شاهد افزایش دادند، در حالیکه اثر آنها بر کسر متابولیک معنیدار نبود. به طور کلی، میتوان گفت که مدیریت تلفیقی چالکود در تیمار E، بیشترین تاثیر را در بهبود کلروز آهن، تعادل تغذیهای درختان و کیفیت شیمیایی و زیستی خاک داشت.
-
اثر کمپوست زباله شهری وکود دامی بر رشد گیاه ریحان .ocimum basilicum L تحت تنش خشکی
انتصار کاظم جواد 1402 -
تاثیر برخی از ویژگی فیزیکی و شیمیایی خاک و کیفیت آب آبیاری بر ضریب آبگذری اشباع
فاطمه پروانه 1401 -
تاثیر چند اصلاح کننده آلی و معدنی و کیفیت آب آبیاری بر هدایت هیدرولیک اشباع یک خاک سبک بافت
فتانه مرادی 1401 -
اثرات متقابل زئولیت و اسیدسالیسیلیک درکاهش تنش قلیائیت درگیاه دارویی سیاه دانه(Nigella sativa L)
فرزانه خداوند 1401 -
اثر تیمارهای پیش کاشت بذر با سالیسیلیک اسید، هیومیک اسید و روی بر عملکرد و کیفیت ارقام گندم دوروم در شرایط دیم
مسعود محبی 1401اثر تیمارهای پیش کاشت بذر با سالیسیلیک اسید، هیومیک اسید و روی بر عملکرد و کیفیت ارقام گندم دوروم در شرایط دیم چکیده به منظور بررسی تاثیر تیمار بذر با اسید هیومیک، اسید سالیسیلیک و روی بر عملکرد و برخی صفات مربوط به ریشه گندم دوروم (Triticum durum Desf.) دو آزمایش گلدانی و مزرعه ای در پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه رازی کرمانشاه در سال زراعی 99-1398 اجرا شد. فاکتورها در هر دو آزمایش شامل اسید هیومیک، اسیدسالیسیلیک، روی، اسید سالیسیلیک+ اسید هیومیک، اسید سالیسیلیک + روی، اسیدهیومیک+ روی، اسید سالیسیلیک+ اسیدهیومیک+ روی و شاهد (عدم مصرف) بر روی ارقام گندم دوروم ساجی و ذهاب بودند. در طرح گلدانی، آزمایش از نوع فاکتوریل در قالب طرح کامل تصادفی در سه تکرار اجرا گردیده و صفات سطح برگ، وزن خشک ساقه، وزن خشک ریشه، وزن خشک کل، ارتفاع بوته، طول و تراکم ریشه اندازه گیری شدند. در طرح مزرعه ای، آزمایش از نوع فاکتوریل و در قالب طرح بلوک کاملاً تصادفی و با سه تکرار و صفات عملکرد بیولوژیک، عملکرد دانه، تعداد سنبله در متر مربع، تعداد دانه در سنبله، وزن هزار دانه، شاخص برداشت، ، میزان پروتئین دانه، ارتفاع بوته، میزان کلروفیل a ، b و کاروتنوئیدها مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج تجزیه واریانس در شرایط گلخانه نشان داد که رقم، بذرمال نمودن تیمارها و اثرات متقابل آن ها بر تمام صفات مورد مطالعه اثر معنی دار در سطح احتمال 5 درصد داشتند. در بیشتر صفات عملکردی تیمار اسید هیومیک+ اسید سالیسیلیک+ عنصر روی بالاترین مقدار را نشان داد و بیشترین میزان وزن خشک ریشه، طول، تراکم و حجم ریشه در تیمارهای اسید هیومیک و اسید سالیسیلیک مشاهده شد. در شرایط مزرعه نیز اثرات متقابل تیمارها بر اکثر صفات مورد بررسی اثر معنی داری نشان داد. در آزمایش گلخانه ای بیشترین میزان برای تمام صفات در رقم ساجی مشاهده شد. در شرایط مزرعه بر خلاف گلخانه، اکثر صفات به ویژه صفات عملکردی در رقم ذهاب مقادیر بالاتری داشتند. به طوری که تقریباً همه تیمارهای مورد بررسی بدون اختلاف معنی دار با یکدیگر، بالاترین عملکرد دانه (510 گرم) را نشان دادند. بیشترین تعداد دانه در سنبله (46) نیز در تیمارهای روی در رقم ذهاب مشاهده شد. در مجموع میتوان چنین بیان کرد که کاربرد کودهای آلی و تنظیم کننده های رشد گیاهی موجب افزایش عملکرد و اجزای عملکرد می گردد. واژه های کلیدی: رنگیزه های فتوسنتزی، وزن خشک ریشه، پروتئین دانه، ذهاب ، ساجی
-
بررسی کیفیت لایه رویین خاک در کاربریهای جنگل بلوط، مرتع و کشاورزی در منطقه ماهیدشت
منیژه مرادی 1401یکی از مسائل مورد توجه در مدیریت پایدار سرزمین برای تولید بهینه کشاورزی و حفظ منابع طبیعی، ارزیابی کیفیت خاک میباشد. استفاده از نمایههای کیفیت خاک ابزار سودمندی برای تعیین و مقایسه وضعیت خاک است. این پژوهش بهمنظور بررسی کیفیت لایه خاکزاد رویین خاک در بخشی از منطقهی ماهیدشت انجام شد. برای این منظور با توجه به ویژگیهای زمینریختشناسی منطقه و استفاده از نمایههای توپوگرافی، موقعیت 71 نقطه مشاهداتی با کاربست الگوریتم ابرمکعب لاتین مشروط (CLHS) در منطقه مورد مطالعه مشخص شد. با توجه به اهداف پژوهش، الگوی نقاط نمونهبرداری بهگونهای طراحی شد که زمینچهرهای مختلف و زمینهای کشاورزی آبی و دیم، مرتع و جنگل بلوط زاگرس را در برگیرد. تجزیه آزمایشگاهی ویژگیهای فیزیکی و شیمیایی نمونهها مطابق روشهای استاندارد انجام شد. پس از تحلیل آماری دادهها، ارزیابی کیفیت خاک بر پایهی نمایه انباشته کیفیت (IQI) و نمایه کیفیت نمورو (NQI) جداگانه بر پایه دو مجموعه کل دادهها (TDS) و کمینهی دادهها (MDS) صورت پذیرفت. انتخاب MDS به کمک تجزیه به مولفههای اصلی (PCA) انجام و از 8 نشانگر TDS 6 نشانگر شامل واکنش خاک، رسانش الکتریکی، کربن آلی، درصد اشباع، رس و سیلت انتخاب شد. در بین ویژگیهای مختلف کربنات کلسیم معادل و واکنش خاک بیشترین محدودیت را برای کیفیت خاک در منطقه داشتند. میانگین کیفیت خاک در نمایههای IQITDS، NQITDS، IQIMDS و NQIMDS بهترتیب 815/0، 760/0، 717/0 و 857/0 بود که برای همگی نمایهها بهجز IQIMDS در کلاس خوب و برای IQIMDS در کلاس متوسط بود. ضریب همبستگی میان IQITDS و IQIMDS برابر 93/0 و بین NQITDS و NQIMDS برابر با 74/0 به دست آمد که در سطح یک درصد معنیدار شد. بیشترین مقدار نمایههای کیفیت خاک بهترتیب در جنگل، مرتع و زمینهای کشاورزی با میانگین 844/0، 831/0 و 804/0 در نمایه IQITDS و میانگین 833/0، 779/0 و 744/0 در نمایه NQITDS بود. تغییر مکانی کیفیت خاک با محاسبه و برازش مدل کروی واریوگرام تجربی بر نمایههای IQITDS و NQITDS بررسی شد. با توجه به نقشههای کریجینگ معمولی، مقدار هر دو نمایه IQITDS و NQITDS در کاربری جنگل و مرتع که بیشتر در حاشیهی منطقهی مطالعاتی قرار دارند، بالاتر و در قسمتهای میانی منطقه که کاربری زمینها کشاورزی است، پایینتر بود.
-
پیش بینی پتانسیل خورندگی و رسوبگذاری آب در شبکه توزیع آب چند منطقه روستایی استان کرمانشاه با کاربرد شبکه های عصبی مصنوعی
شبنم ویسی 1401آب اصلیترین عنصر برای فرآیندهای حیاتی تمام موجودات زنده و مبنای اصلی پایداری زندگی برروی کره زمین میباشد، بههمین دلیل داشتن آب سالم و بهداشتی یکی از ضروری ترین نیازهای زندگی انسان و جامعه می باشد. کیفیت آب باعث محدودیت شدید در بهرهبرداری از منابع آب می گردد. یکی از شایعترین مشکلات بهرهبرداری و نگهداری تاسیسات آبی پدیده خورندگی آب و رسوبگذاری آب است. خورندگی آب پدیدهای است که عموما در اثر تماس مواد با محیط اطراف بهوجود میآید. درحال حاضر درصد قابل توجهی از درآمد سالیانه کشورها به مسائل مربوط به خورندگی آب و رسوبگذاری آب اختصاص داده میشود که پیشبینی و برآورد آن به کنترل و کاهش هزینههای ناشی از خورندگی آب کمک زیادی میکند. کاربرد شاخصهای خورندگی آب و رسوبگذاری آب روشی غیرمستقیم در تشخیص و اندازهگیری تمایل آب به خورندگی آب و رسوبگذاری آب میباشد. بهعلت تاثیر عوامل مختلف، پتانسیل خورندگی آب و رسوبگذاری آب پدیده پیچیدهای بوده و بهراحتی قابل مدلسازی نمیباشد. در این تحقیق برای پیشبینی پتانسیل خورندگی و رسوبگذاری آب شبکه توزیع آب برخی مناطق روستایی استان کرمانشاه از روشهای فراکاوشی همچون شبکههای عصبی مصنوعی و برنامهریزی بیان ژن استفاده شد. از روش رگرسیون خطی و برنامهریزی بیان ژن معادلههایی برای برآورد شاخصهای خورندگی آب استخراج گردیدند. نتایج نشان داد که شبکههای عصبی مصنوعی قادر است شاخصهای خورندگی آب را با بالاترین همبستگی { 95/0، 91/0، 96/0، 92/0 و 99/0} و کمترین درصد خطا {20/0، 44/0، 40/0، 44/0 و 08/0} به ترتیب برای شاخصهای لانژلیه، رایزنر، تهاجمی، پوکوریوس و لارسون-اسکولد اندازهگیری کند. همچنین با استفاده از روابط خطی و غیر خطی به دست آمده توسط مدل برنامهریزی بیان ژن با دقت بالا (84/0 تا 97/0) میتوان تنها با اندازهگیری تاثیرگذارترین پارامترهای شیمیایی، شاخصهای خورندگی آب و رسوبگذاری آب را با هزینه کمتر و دقت بیشتر برآورد نمود. آب اصلیترین عنصر برای فرآیندهای حیاتی تمام موجودات زنده و مبنای اصلی پایداری زندگی برروی کره زمین میباشد، بههمین دلیل داشتن آب سالم و بهداشتی یکی از ضروری ترین نیازهای زندگی انسان و جامعه می باشد. کیفیت آب باعث محدودیت شدید در بهرهبرداری از منابع آب می گردد. یکی از شایعترین مشکلات بهرهبرداری و نگهداری تاسیسات آبی پدیده خورندگی آب و رسوبگذاری آب است. خورندگی آب پدیدهای است که عموما در اثر تماس مواد با محیط اطراف بهوجود میآید. درحال حاضر درصد قابل توجهی از درآمد سالیانه کشورها به مسائل مربوط به خورندگی آب و رسوبگذاری آب اختصاص داده میشود که پیشبینی و برآورد آن به کنترل و کاهش هزینههای ناشی از خورندگی آب کمک زیادی میکند. کاربرد شاخصهای خورندگی آب و رسوبگذاری آب روشی غیرمستقیم در تشخیص و اندازهگیری تمایل آب به خورندگی آب و رسوبگذاری آب میباشد. بهعلت تاثیر عوامل مختلف، پتانسیل خورندگی آب و رسوبگذاری آب پدیده پیچیدهای بوده و بهراحتی قابل مدلسازی نمیباشد. در این تحقیق برای پیشبینی پتانسیل خورندگی و رسوبگذاری آب شبکه توزیع آب برخی مناطق روستایی استان کرمانشاه از روشهای فراکاوشی همچون شبکههای عصبی مصنوعی و برنامهریزی بیان ژن استفاده شد. از روش رگرسیون خطی و برنامهریزی بیان ژن معادلههایی برای برآورد شاخصهای خورندگی آب استخراج گردیدند. نتایج نشان داد که شبکههای عصبی مصنوعی قادر است شاخصهای خورندگی آب را با بالاترین همبستگی { 95/0، 91/0، 96/0، 92/0 و 99/0} و کمترین درصد خطا {20/0، 44/0، 40/0، 44/0 و 08/0} به ترتیب برای شاخصهای لانژلیه، رایزنر، تهاجمی، پوکوریوس و لارسون-اسکولد اندازهگیری کند. همچنین با استفاده از روابط خطی و غیر خطی به دست آمده توسط مدل برنامهریزی بیان ژن با دقت بالا (84/0 تا 97/0) میتوان تنها با اندازهگیری تاثیرگذارترین پارامترهای شیمیایی، شاخصهای خورندگی آب و رسوبگذاری آب را با هزینه کمتر و دقت بیشتر برآورد نمود.
-
اثرات سیستم نرم کنندگی، پوسته برنج و نانو آهن بر خصوصیات فیزیکی خاک و رشد گیاه ذرت
روی بهاء محمد 1401 -
تاثیر سیستم های خاک ورزی، کود گوسفندی و نانو روی بر خصوصیات فیزیکی خاک و رشد گیاه ذرت
ثائر عامر خلیل 1401 -
بررسی اثر پستی و بلندی محلی بر پراکنش مکانی کربن آلی در لایه رویین خاک منطقه ماهیدشت
شیوا عبدالهی 1401کربن آلی خاک به دلیل نقش مهمی که بر ویژگیهای فیزیکی و شیمیایی خاک می گذارد، شاخص مهمی برای ارزیابی وضعیت حاصلخیزی خاک بوده و نیز ازشاخصهای مهم تعیین کیفیت خاک بشمار میرود. به طور کلی محتوای کربن آلی خاک تحت تاثیر عواملی چون اقلیممنطقه، پوشش گیاهی، ویژگیهای خاک، کاربری سرزمین، پستی و بلندی و نوع مدیریت قراردارد. منطقه ماهیدشت از مهمترین پهنههای کشاورزی در استانکرمانشاه و حتی باختر ایران است که در حالت طبیعی از نظر مولفههای مربوط به پستیو بلندی (متغیرهای توپوگرافیک چون ارتفاع، درصد، جهت، شکل شیب، و ...) از تغییراتچشمگیر برخوردار است. از سوی دیگر در مناطق کشاورزی عمده مانند ماهیدشت، کاربریهایمتفاوت جنگل، مرتع و کشاورزی فاریاب و دیم دیده میشود که بیگمان در پی چندین سده بهرهبرداری،بر ویژگیهای خاک و از آن میان کربن آلی اثر گذارده است. این پژوهش برای بررسی کربن آلیلایه رویین خاک در بخش گستردهای از منطقهیماهیدشت انجام شد. برای این منظور با توجه به ویژگیهای ریختشناسیمنطقه و استفاده از نقشه متغیرهای توپوگرافی، موقعیت 70 نقطه مشاهداتی با کاربستالگوریتم ابرمکعب لاتین مشروط (CLHS) در منطقه مورد مطالعه مشخص شد. با توجه به اهداف پژوهش، الگوی نقاط نمونهبرداری بهگونهای طراحی شد که زمینچهرهایمختلف و زمینهای کشاورزی آبی و دیم، مرتع و جنگل بلوط زاگرس را در برگیرد. تجزیه ویژگیهای فیزیکی و شیمیایی نمونههامطابق روشهای استاندارد انجام شد. پس از تحلیل آماری دادهها، همبستگی کربن آلیبا برخی از ویژگیهای خاک و همچنین شاخصهای پستی و بلندی بررسی شد و سپس تغییراتمکانی مقدار کربن آلی به روش زمینآمار مدل گردید.بیشترین مقدار کربنآلی بهترتیب در جنگل، مرتع و زمینهای کشاورزی با میانگین 90/1، 72/1 و 18/1 درصدبود. بین مقدار کربن آلی با برخی از شاخصهای پستی و بلندی از جمله ارتفاع، شیب،شاخص تندی و درازی شیب، موقعیت نسبی شیب، ارتفاع از سطح شبکه آبراهه، فاصله تا شبکه آبراهه، ژرفایدره و شاخص دید آسمان همبستگی معنیداریداشت که بیشترین همبستگی با شاخص ژرفای دره (53= r) بود.در نقاط مرتفع و شیبدار مقدار کربن آلی بیشتر بود. الگوی تغییر مکانی کربن آلی با محاسبه و برازش مدل کروی واریوگرام تجربی بررسی شد . وابستگی مکانی کربن آلی در منطقهیمطالعاتی متوسط بود. با توجه به نقشههای کریجینگ معمولی،مقدار کربن آلی در کاربری جنگل و مرتع که بیشتر در حاشیهی منطقهی مطالعاتی قراردارند، بالاتر و در قسمتهای میانی منطقه که کاربری زمینها کشاورزیاست، پایینتر بود. بنابراین فعالیتهایمختلف کشاورزی ازجمله استفاده از ادواتکشاورزی سنگین برای عملیات شخم، سوزاندن بقایای گیاهی و استفاده از کودهای مختلف شیمیایی نقش مهمی در کاهش مقدارکربن آلی در زمینهای کشاورزی دارد.
-
بررسی کاربرد ذرات معدنی و اسید هومیک بر انتخاب¬پذیری و پارامترهای کمیت-شدت پتاسیم در یک خاک سبک بافت
شبنم جلیلیان 1401 -
ارزیابی و پهنهبندی غلظت کل نیکل در خاک سطحی منطقه ماهیدشت
اسما افشاری 1401چکیده
-
بررسی تاثیر روشهای آموزشی حضوری و غیرحضوری بر مدیریت بقایای زراعی با استفاده از مدل فراتئوری تغییر: مورد مطالعه گندم کاران شهرستان روانسر
ناصر ناصری 1401 -
بررسی تاثیر فناوری پلاسمای سرد در افزایش ماندگاری محصول گل گاو زبان
ایوب بگوند 1401 -
اثر اسید¬های هیومیک استخراج شده از منابع آلی بر قابلیت دسترسی عناصر پر¬مصرف در یک خاک آهکی
سیمین خسروی 1400Humic acid is the active ingredient in humus, which is gray to dark brown in color. Humic acid macromolecules have a predominant aromatic characteristic and have a high content of functional groups such as phenolic, carboxyl and quinone, which leads to the surface charge and reactivity of this compound.This factorial experiment will be performed in a completely randomized design with three replications. Initially, humic acids will be extracted from five different organic sources (bovine manure, municipal waste compost, vermicompost, sheep manure, poultry manure) with 0.1 M NaOH. Extraction with distilled water will also be performed to compare the extraction with NaOH and to calculate the extraction efficiency. In the next step, the properties of the extracted humic acids such as spectroscopic absorption at different wavelengths, ash percentage, carbon content, nitrogen, hydrogen, oxygen and total sulfur with the elemental analyzer (Elemental Analyzer) and groups The factor will be determined with the FTIR device and the results will be compared. Then, a sample of surface layer calcareous soil (depth 0 to 20 cm) is prepared and after applying different concentrations of humic acids (four concentration levels, 0, 0.25, 0.5 and 1 g of humic acid per kg of soil) extracted from various sources, and will be incubated for 70 days. Finally, the availability of the three main consuming elements (nitrogen, phosphorus and potassium) will be determined at the end of the incubation period. After collecting the results, they will be analyzed using software.Keywords: humic acid, nitrogen, phosphorus, potassium
-
بررسی سلامت فیزیکی خاک ماهیدشت بر پایه برخی نمایههای کیفیت خاک
شتاو خوسه 1400چکیده امروزه با توجه افزایش جمعیت و در راستای آن افزایش نیاز غذای انسان مسئله تولید محصولات و کیفیت محصولات کشاورزی یکی از مباحث مهم جهان میباشد. یکی از مسائل مهم در سلامت انسان و محصولات کشاورزی سلامت و کیفیت خاک میباشد که کیفیت خاک توانایی خاک تولید و سلامت محصول کشاورزی میتوان تعریف کرد. کیفیت خاک میتواند متاثر از ویژگیهای ذاتی خاک و عوامل مدیریتی انسانی باشد. دشت ماهیدشت در استان کرمانشاه با توجه به اهمیت تولید محصول در این منطقه و دارای موقعیت استراتژیک جغرافیای و سیاسی در کشور ایران با کاربری های مختلف کشاورزی دیم و آبی در این پژوهش مورد مطالعه برای محاسبه کیفیت خاک قرار گرفت. با توجه به این که کیفیت خاک به صورت مستقیم در آزمایشگاه بدست نمیآید در این پژوهش کیفیت خاک منطقه با استفاده از دو نمایه کیفیت خاک تجمعی و کیفیت خاک نمورو محاسبه گردید. ویژگیهای سدیم ، پتاسیم ، SAR، EC، pH، بافت ، کربن آلی ، کربنات کلسیم معادل، جرم مخصوص ظاهری و فسفر خاک برای تعیین کیفیت خاک اندازهگیری و برای انجام محاسبات کیفیت خاک با استفاده از PCA به حداقل مجموعه دادهها تبدیل گردید. سدیم کل، پتاسیم کل، شن، وزن مخصوص ظاهری، EC کربن آلی و فسفر به عنوان مجموعه کمینه موثر در PCA انتخاب شدند. وزندهی ویژگیها به دو صورت خطی و غیر خطی انجام گردید. در نهایت کیفیت خاک تجمعی با وزندهی خطی به صورت قابل اطمینانتری کیفیت خاک منطقه را نشان داد و سدیم کل مهمترین عامل موثر بر کیفیت خاک انتخاب گردید. کلید واژه: سلامت خاک، تراکم خاک، ویژگیهای فیزیکی خاک، کیفیت خاک، تجزیه به مولفههای اصلی، حداقل داده
-
شناسایی و رتبهبندی ویژگی¬های سرشتی موثر بر پتانسیل تراکم¬پذیری خاک در ماهیدشت
الهام سادات دیواندر 1400امروزه کاربست بیرویه زمینهای کشاورزی به صورت کشتهای مکرر، عدم رعایت اصول مدیریتی و تناوب کشت موجب تراکم و کاهش شدید کیفیت فیزیکی خاک در بسیاری نقاط جهان شده است. ماهیدشت از قطبهای مهم کشاورزی در استان کرمانشاه است. مشاهدات صحرایی در مهر ماه 1397 نشان داد که در تمامی پهنه زمینهای کشاورزی این دشت در عمق 10-30 سانتیمتری خاک یک سخت کفه[1] از نوع کفه شخم[2] وجود دارد. مهمترین دلیل تراکم خاک در زیر لایه شخم، خاکورزی نامناسب است است، اما ویژگیهای پایه خاک که سرشت آن را از دیدگاه پتانسیل تراکمپذیری تعیین میکنند نیز اهمیت فراوان دارد. در این پژوهش،شناسایی و رتبهبندی مهمترین ویژگیهای سرشتی مرتبط با گسترش کفه شخم مد نظر قرار گرفت. به این منظور پس از مشخص کردن محدوده مطالعاتی و مختصات نقاط مشاهداتی، خاکرخهای عمیق در تمام نقاط حفر، تشریح و اطلاعات ریختشناختی و آزمایشگاهی هر افق ژنتیک، به دست آمد. هر یک از پدانهابراساس ویژگیهای ریختشناختی و دادههای آزمایشگاهی تا سطوح پایین سیستم جامع آمریکایی (ST) و سیستم پایه مرجع جهانی (WRB) ردهبندی شد. در ST ، سه رده (براساس فراوانی بهترتیب Inceptisols، Vertisols و Entisols)، سه زیررده، پنج گروه بزرگ و نه زیرگروه و در WR چهار گروه مرجع Calcisols، Cambisols، Vertisols و Leptosols شناسایی گردید. تغییرات جرم مخصوص ظاهری (BD) به عنوان معیار تراکم خاک نشانگر افزایش آن با عمق بود و ویژه در کفه شخم بسیار چشمگیر بود. بیشینه BD در لایهی رویین و آخرین لایهی خاکرخها به ترتیب 02/1 و 8/2 و میانگین BD برای همان لایهها 18/1 و 05/2 گرم بر سانتیمتر مکعب بدست آمد. میانگین جرم مخصوص ظاهری در کفه شخم در ردههای Entisols، Inceptisols و Vertisols بهترتیب2/1، 80/1 و 93/1 گرم بر سانتیمتر مکعب بود که طبق انتظار، رس فراوان دلیل جرم مخصوص ظاهری بالاتر در Vertisols بود. بیشترین BD در افقهای پدانهای Vertisols مشاهده شد که در همهی این افقها بیش از 2 گرم بر سانتیمترمکعب بود. براساس نتایج تجزیه به مولفههای اصلی (PCA)، به ترتیب پتاسیم محلول، تبادلی، کربن آلی، رس و هدایت الکتریکی بیشترین سهم واریانس در دادههای کفه شخم را داشتند، اما در لایه رویین رس، سیلت، پتاس تبادلی، محلول و EC مهمترین دلایل تغییرات بودند. [1]Hard pan [2]Plow (plough) pan
-
تغییرات جمعیت قارچ¬های مایکوریزایی خاک پس از آتش¬سوزی در جنگل¬های زاگرس
میترا کریمی نسب 1400آتش¬سوزی یک عامل اکولوژیک در جنگل به شمار می¬رود که طی آن اکثر گیاهانی که در حال رویش هستند، آسیب می بینند. آتش¬سوزی با سوزاندن پوشش گیاهی سطح خاک، می¬¬تواند موجب اثرات منفی و یا مثبت بر خصوصیات فیزیکی، شیمیایی، میکروارگانیسم¬ها و پوشش گیاهی خاک شود. قارچ¬های میکوریزا از اصلی¬ترین میکروارگانیسم¬های موجود در محیط خاک محسوب می¬شوند که رابطه همزیستی با گیاه دارند. این موجودات از اهمیت بسیاری در اکولوژی خاک برخوردارند. آتش محیط زندگی قارچ¬ها را با اثر بر ساختمان خاک، مواد غذایی در دسترس، مواد آلی و غیر آلی لایه¬های زیرین خاک و سایر اجزاء زنده که با قارچ¬ها ومخصوصاً سایر ریز موجودات در ارتباط مستقیم و یا غیر مستقیم هستند تغییر می¬دهد. اثر آتش بر قارچ¬ها به شدت متفاوت است و به عواملی مانند نوع خاک و گیاه ، فاصله زمانی بین آتش و تفاوت درشدت آتش بستگی دارد. نتایج بررسی¬های صورت گرفته نشان می¬دهد آتش سوزی که در منطقه مورد مطالعه (زیر تاج و بیرون از تاج درختان منطقه زاگرس) رخ داده است سطحی بوده و قادر به ایجاد تغییرات چندانی در فاکتورهای فیزیکی، شیمیایی و زیستی خاک نبوده است. علاوه بر این تاثیر قابل توجهی از آتش سوزی سطحی بر شاخص های مورد مطالعه (تعداد، فراوانی و چیرگی و ...) قارچ مایکوریزا دیده نشد.
-
کمپوست کردن کود مرغی با زئولیت و کاه گندم و اثر کاربرد آن بر برخی از شاخص های زیستی و شیمیایی خاک
شیوا ملکی 1400 -
جزء بندی و سینتیک آزاد سازی پتاسیم خاک تحت تاثیر کاربرد کودهای شیمیایی و آلی در کشت های مختلف
سمیرا محمدی 1400 -
غنی سازی میکروبی ورمی کمپوست به منظور بهبود شاخص های کمی و کیفی گیاه دارویی ریحان
الناز فتاحی 1400چکیده در بستر کشاورزی ارگانیک، کودهای آلی نه تنها مواد غذایی مورد نیاز گیاه را فراهم میکنند بلکه باعث بهبود ساختار فیزیکی خاک و فعالیت بیولوژیک آن نیز میشوند. هدف این پژوهش، تعیین اثربخشی ورمیکمپوست غنیسازی شده با سویههای باکتری بر عملکرد رویشی ریحان(Ocimum basilicum) و خصوصیات فیزیکی و شیمیایی خاک بود. جدایههای باکتری از نمونههای کرم و ورمیکمپوست جداسازی شدند. غربالگری جدایههای باکتری بر اساس افزایش وزن خشک ریحان و در شرایط گلخانه انجام شد. در نهایت سه جدایه 28، 54 و 56 انتخاب شدند و در کنار دو سویه مرجع B. velezensis Fol و B. pumilus INR7 در آزمایشهای بعدی به کار گرفته شدند. آزمایش در قالب طرح کاملا تصادفی اجرا شد و تیمارهای آزمایش شامل کود حیوانی پوسیده، ورمیکمپوست بدون مایه زنی و ورمیکمپوست مایه زنی شده با هر یک از سویههای باکتری بود. پس از گذشت دو ماه ریحانها برداشت شده و فاکتورهای مربوط به رشد گیاه، عناصر غذایی خاک و گیاه و ویژگیهای زیستی خاک مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج آزمایش حاکی از برتری معنیدار ورمیکمپوست تلقیح شده با جدایه باکتری 56 نسبت به سایر تیمارها است به طوریکه بیشترین عملکرد در رشد اندام هوایی و ریشه و عناصر برگ در این تیمار مشاهده شد. بیشترین عملکرد وزن تر و خشک به ترتیب با 7/30 گرم و 54/3 گرم در تیمار با جدایه 56 و کمترین مقادیر (2/13 گرم) و (48/1 گرم) مربوط به تیمار کود حیوانی پوسیده است. تاثیر تیمارهای ورمیکمپوست تلقیح شده بر مقادیر عناصر آهن، روی، مس و منگنز در برگ ریحان در سطح 1 درصد و بر مقدار نیتروژن در سطح 5 درصد معنیدار بود. اما میان مقادیر پتاسیم و فسفر برگ تفاوت معنیداری میان تیمارها مشاهده نشد. بیشترین مقادیر جذب عناصر در تیمار با جدایه 56 مشاهده شد به طوریکه غلظت آهن، مس، منگنز، روی و نیتروژن را نسبت به کود حیوانی به ترتیب 3/38، 7/27، 8/25، 6/41 درصد افزایش داد. تاثیر جدایههای باکتری بر میزان اسیدیته و همچنین عناصر ریزمغذی مس، منگنز و آهن در خاک معنادار نبود، اما بر میزان پتاسیم، نیتروژن و فسفر خاک در سطح 1 درصد و بر میزان روی در سطح 5 درصد معنیدار بود. بیشترین مقادیر عناصر خاک در تیمار با سویه 56 به دست آمد به نحوی که مقدار پتاسیم، نیتروژن، فسفر و روی را نسبت به تیمار کودحیوانی 46/39، 4/54، 3/69 و 4/45 درصد افزایش داد. همچنین، با توجه به اینکه بیشترین غلظت کربنآلی مربوط به تیمار 56 بود و بیشترین میزان رشد گیاه را نیز ایجاد کرده بود میتوان انتظار داشت که ترشحات بیشتر ریشه موجب افزایش تنفس میکروبی در خاک شده و به همین دلیل تفاوت میان تیمارها در سطح یک درصد معنیدار شده است.
-
پالایش زیستی هیدروکربن¬های نفتی با استفاده از ترکیب باکتری¬ و مخمر Candida tropicalis جدا شده از خاک منطقه نفت شهر در استان کرمانشاه
بنفشه ویسی 1400لازم به ذکر است که علاوه بر باکتریها، قارچها و مخمر ها نیز دارای توانایی متابولیک استفاده از کربن موجود در ترکیبات هیدروکربنی برای سنتز سلولی خود میباشند. در واقع متوسط میزان تجزیه هیدروکربنهای نفتی به وسیله قارچها میتواند از باکتریها بیشتر باشد. در این بررسی به منظور بررسی اثر برهمکنش باکتری و مخمر در تجزیه هیدروکربنهای موجود در نفت خام در محیط مایع M9 حاوی 2 درصد نفت خام چهار سویه باکتری که دارای بیشترین توان رشد و تحمل در محیطهای آلوده به هیدروکربن نفتی بودند، از کلکسیون میکروبهای آزمایشگاه بیولوژی دانشکده کشاورزی دانشگاه رازی استان کرمانشاه به دست آمد، که قبلا کارایی آنها در حذف آلایندههای نفتی اثبات شده بود، سویه های باکتری شامل Bacillus.thuringiensis، taphylococcus.gallinarum،Arthrobacter.citreus و aenarthrobacter.nitroguajacolisبود. همچنین باتوجه به مطالعات قبلی و توانایی مخمر Candida.catenulata در تجزیه هیدروکربنهای نفتی این گونه مخمر از دانشکده نفت و پتروشیمی دانشگاه رازی تهیه و جز تیمارهای مورد بررسی قرار گرفت. توئین 80 به میزان 10 درصد نفت خام، به عنوان سورفکتانت استفاده شد. آزمایشهای تجزیه زیستی در محیط مایع M9 حاوی 2 درصد نفت خام به عنوان تنها منبع کربن و با در نظر گرفتن فاکتورهای باکتری و مخمر و سورفکتانت در دو بازه زمانی 7 و 14 روز انجام شد. در مرحله اول آزمایش ابتدا توانایی تجزیه زیستی نفت خام توسط کشت خالص سویههای باکتری و مخمر کاندیدا کاتنولاتا در مدت زمان 7 و 14 روز مورد بررسی قرار گرفت. نتایج حاصل از تجزیه زیستی نشان داد هرکدام از جدایه های باکتریایی و مخمر کاتنولاتا قادر به حذف به ترتیب 21 ، 48، 53 ، 35 و 65 درصد نفت خام در مدت زمان 7 روز بودهاند. برای بررســی تاثیــر ســورفکتانت در تجزیــه نفت خام از بیوســورفکتانت توئین80 (1/0%)استفاده شد که به طور متوسط عملکرد جدایههای باکتری را 10% افزایش داد. به منظور بررسی اثر بر هم کنش باکتری-مخمردر محیط کشت، تلقیح همزمان هرکدام از سویه های باکتریایی و مخمر در محیط کشت انجام شد. مقدار تجزیه نفت خام در محیط حاوی کنسرسیومهای میکروبی برابر با 55،58،72 و 64 بود که به ترتیب متعلق به کنسرسیوم های + C.catenulata B.thuringiensis، S.gallinarum+C.catenulata،A.citreus + C.catenulata و P.nitroguajacolis+ C.catenulataبود. بیشترین مقدار حذف هیدروکربن در محیط مربوط به تلقیح همزمان همه چهار جدایه باکتریایی و مخمر در حضور سورفکتانت بود که برابر با 95 درصد در مدت زمان 7 روز بوداین نتایج نشان داد زمان بهینه برای تجزیه هیدروکربنهای موجود در نفت خام برابر با 7 روز است و استفاده از کنسرسیوم های میکروبی نسبت به کشت خالص آنها عملکرد بهتری در تجزیه نفت خام دارد. کلیدواژه: آلایندههای نفتی، باکتری، نفت شهر، هیدروکربن، مخمر کاندیدا کاتنولاتا
-
اثرات چهار نوع نانوذره بر برخی ویژگی های فیزیکی و مکانیکی خاک"
بشارت بیداری 1400 -
ارزیابی توان شبکه های عصبی مصنوعی در آشکارسازی تغییرپذیری مکانی ویژگی های معمولی خاک
سمیرا مرادی 1400شناخت و نمایش توزیع مکانی ویژگیهای خاک، پیشنیاز مدیریت پایدار سرزمین است. در این پژوهش، کارایی شبکههای عصبی مصنوعی[1](ANN) در ردهبندی برخی از ویژگیهای فیزیکی و شیمیایی خاک در کلاسهای فازی خاک از پیش تعریف شده بررسی و با نتایج تحلیل زمینآمار مقایسه گردید. کل پهنه دانشکده کشاورزی به عنوان منطقه مورد مطالعه برگزیده و 120 نمونه خاک سطحی (20- 0 سانتیمتر) در یک الگوی شبکهای منظم بهینه شده برای پوشش-تعداد گرفته شد. ویژگیهای روتین فیزیکی و شیمیایی خاک تعیین و به روش زمینآمار تجزیه و تحلیل شد. اکثر متغیرها وابستگی مکانی آشکاری را نشان دادند. دادههای سیلت و فسفر در دو زیر مجموعه جداگانه واریوگرافی شدند، زیرا تراکم الگوی نمونهبرداری برای آشکارسازی تغییرات آنها بسنده نبود. نقشههای کریجینگ الگوهای گوناگون متغیرها را در منطقه براساس فرآیندهای طبیعی یا مدیریت نشان داد. کل مجموعه داده به همراه دو زیر مجموعه آن شامل ویژگیهای بافت و شیمیایی (زین پس همگی"مجموعه داده" نامیده شدهاند) با کاربست الگوریتم "خوشهبندی فازی با مقادیر پرت" [2](FCMEx) از راه کمینهسازی تابع خطا، در 2 تا 10 کلاس فازی ردهبندی شدند. مجموعه داده شیمیایی با توان 95/1 بیشترین سرشت فازی را داشت، در حالی که مجموعه دادههای کل و بافت به ترتیب با توانهای 45/1 و 3/1 در مکانهای دوم و سوم قرار گرفتند. تعیین تعداد بهینه کلاسها در هر مجموعه با کاربست دو تابع مرتبط، منجر به 9، 8 و 8 کلاس فازی معمولی شد، که با احتساب کلاس مقادیر پرت، تعداد کلاسهای فازی به ترتیب مشابه بالا 10، 9 و 9 به دست آمد. تجزیه و تحلیل ANN با کاربست الگوریتمهای چند لایه پرسپترون[3](MLP) و تابع پایه شعاعی[4](RBF) بر روی هر سه مجموعه داده، جداگانه انجام شد. نتایج MLP به عملکرد کامل (خطای صفر) در مرحله آموزش برای هر سه مجموعه انجامید. آشکار شد که توان ANN بسیار فراتر از اندازه و گوناگونی ویژگیهای خاک بررسی شده در این مطالعه بود. افزون برآن و به رغم دادههای استانداردشده، بهنظر میرسد شباهت مقیاس اندازهگیری اکثر ویژگیها در این نتیجه موثر بود. نتایج برای مجموعه داده کل نیز در مرحله آموزش مشابه دو مورد دیگر بود. با این حال، چون شباهت و یکنواختی مقیاس در مجموعه داده کل کمتر بود، گرچه نه چندان زیاد، صحت پیشبینی هر دو الگوریتم در مرحله راستیآزمایی برای مجموعه داده کاهش یافت. اما درمقایسه، MLP عملکرد بهتری نسبت به RBF داشت زیرا اولی تنها در ردهبندی برخی نمونهها در مجموعه کل اشتباه کرد، در حالیکه دومی در جایابی نمونههای جدید در کلاسهای بافت و شیمیایی نیز خطا نشان داد. اگرچه نتایج پتانسیلهای گسترده ANN را در پیشبینی مکانی ویژگیها یا کلاسهای خاک را تایید کرد، اما روش زمینآمار نشان داد که نقش خود را در انجام وظایف مشابه در مقیاس محلی با قیمت محاسباتی ارزانتر و امکانپذیرتر حفظ میکند. از دیدگاه کاربردی، کاربست دادههای حاصل از الگوهای نمونهبرداری متراکمتر و همچنین دادههای خاکرخها در ANN، دیگر الگوریتمهای یادگیری ماشین و نیز روشهای زمینآمار برای تهیه نقشههایی با ارزش کاربردی در مقیاس مزرعه، پیشنهاد گردید. [1]. Artificial neural networks
-
تجزیه زیستی آلاینده¬های نفتی آروماتیک با استفاده از باکتری¬های جدا شده از خاک مناطق آلوده در استان کرمانشاه
فیروزه غلامی کیونانی 1399 -
بررسی تغییرات مکانی کیفیت فیزیکی خاک در یک مزرعه کلزا در منطقه بیلوار استان کرمانشاه
فاطمه مومنی 1399شناخت درست منابع خاک و مدیریت صحیح آن به منظور بهرهوری اصولی، برای فراهم ساختن زمینه پیشبرد اهداف و برنامهریزیهای کشاورزی کشور، بسیار حائز اهمیت میباشد. کیفیت خاک دارای نقش کلیدی و فاکتور اصلی در کشاورزی قلمداد میگردد. با شناخت خصوصیات فیزیکی خاک میتوان مدیریت مناسبی در جهت بهرهبرداری مناسب از خاک انجام داد و این میسر نیست مگر آنکه از تاثیر خصوصیات و کیفیت خاک بر محصول شناخت پیدا نمود. در همین راستا در سال زراعی 98 - 1397 مطالعهای در منطقه بیلوار از توابع استان کرمانشاه با عنوان تغییرات فضایی کیفیت فیزیکی خاک یک مزرعه کلزا، با هدف بررسی تاثیر کیفیت فیزیکی خاک بر عملکرد کلزا انجام شد. به همین منظور کیفیت فیزیکی )بافت خاک، جرم مخصوص ظاهری، هدایت الکتریکی، درصد رطوبت و درصد تخلخل( و شیمیایی خاک )درصد مواد آلی، pH ، درصد آهک و EC ( تعیین شد، سپس با توجه به موقعیت جغرافیایی نقاط نمونهبرداری روی نقشه و تعیین موقعیت جغرافیایی آنها با استفاده از GPS بر روی زمین، با استفاده از نرم افزار ArcGIS نقشه پهنه بندی خصوصیات خاک ترسیم گردید. در نهایت پس از برداشت محصول ارتباط بین عملکرد کلزا با شاخص فیزیکی خاک بررسی گردید. نتایج نشان داد مقادیر جرم مخصوص ظاهری از محدوده 24 / 1تا 65 / 1 گرم بر سانتیمتر مکعب در مزرعه متغیر است که با مقادیر رس و شن در ارتباط میباشد. میزان تخلخل بین 42 تا 53 درصد بود و با وزن مخصوص ظاهری همبستگی داشت. رطوبت اشباع بین 1 / 32 تا 3 / 53 درصد بود. مقایسه نقشههای پهنهبندی درصد رطوبت اشباع خاک با نقشهی تغییرات مکانی جرم مخصوص ظاهری نشان داد که بیشترین درصد رطوبت اشباع خاک در مناطقی با کمترین جرم مخصوص ظاهری قرار دارد. دامنه هدایت هیدرولیکی اشباع بین 27 / 0 تا 33 / 0 سانتیمتر بر ساعت بود که در کلاس خاکهای با هدایت هیدرولیکی اشباع کم طبقهبندی میشود. بیشترین مقدار کربن آلی در قسمت شمالی مزرعه قرار دارد و خاک منطقه با داشتن 7 / 0 تا 27 / 1 درصد کربن آلی در کلاس خاکهای با کربن آلی کم دستهبندی میشود . بین شاخص فیزیکی سلامت خاک با عملکرد کلزا همبستگی مناسبی وجود داشت و ضریب این همبستگی در لایه سطحی خاک برابر 68 / 0 بود. بهطورکلی میتوان از شاخص فیزیکی سلامت خاک، برای تعیین پتانسیل عملکرد محصولات زراعی بهره گرفت.
-
مطالعه عوامل موثر بر عملکرد دانه و علوفه ماشک تلخ در شرایط دیم و آبیاری تکمیلی
کاوه مرادی 1399به منظور مطالعه عوامل موثر بر عملکرد دانه و علوفه 16 ژنوتیپ ماشک تلخ در شرایط دیم و آبیاری تکمیلی،آزمایشاتی در مزرعه تحقیقاتی پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه رازی کرمانشاه، در طی دو سال زراعی 96 – 1395 و 97 – 1396 در قالب طرح آزمایشی بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در دو شرایط دیم و آبی انجام شد. در هر سال، تنوع از نظر صفات مورفولوژیک، عملکرد و اجزای عملکرد ارزیابی شد. نتایج تجزیه مرکب هرسال در دو شرایط دیم و آبیاری تکمیلی و همچنین تجزیه مرکب صفات در دو سال در هر دو شرایط نشان داد ژنوتیپها از نظر اغلب صفات مورد مطالعه اختلاف معنیداری داشتند. بر اساس نتایج مقایسه میانگینها، عملکرد و اجزای عملکرد مورد بررسی در تمامی ژنوتیپها با اعمال تنش کمبود آب در شرایط دیم کاهش داشتند و درصد کاهش در کل ژنوتیپها یکسان نبود. نتایج نشان داد در مکان آبی ژنوتیپ 4 با بیشترین تعداد غلاف در بوته، تعداد انه در بوته و وزن هزار دانه دارای بیشترین عملکرد دانه (4/922 کیلوگرم در هکتار) و در مکان دیم نیز ژنوتیپ 6 دارای بالاترین عملکرد دانه بود. با توجه به نتایج نمودار بای پلات در شرایط آبیاری تکمیلی و دیم، عملکرد دانه دارای همبستگی مثبت و بالایی با ارتفاع بوته، اجزای عملکرد، شاخص برداشت و همبستگی منفی با تعداد روز تا گلدهی بود. بر اساس نتایج تجزیه علیت در هر دو سال در شرایط آبی تعداد دانه در بوته و در شرایط دیم عملکرد بیولوژیک بیشترین اثر مستقیم و مثبت را بر عملکرد دانه داشت. با انجام تجزیه به عاملها، در هردو محیط سه عامل شناسایی شد که به ترتیب 62/71 و 74/71 درصد تنوع دادهها را توجیه کردند. براساس ارزیابی شاخصهای تحمل به تنش خشکی، شدت تنش (SI) برابر با 34/0 بود. عملکرد دانه در شرایط آبی همبستگی بالایی با شاخصهای SSI، TOL، MP، GMP و STI داشت اما عملکرد دانه در شرایط دیم همبستگی منفی و معنی داری با SSI و همبستگی مثبتی با GMP و STI نشان داد. بنابراین به دلیل همبستگی عملکرد دانه در دو شرایط آبی و دیم با شاخصهای GMP و STI، این دو بهعنوان بهترین شاخصها برای انتخاب و تعیین ارقام متحمل به خشکی برای 16 ژنوتیپ گاودانه بودند. ژنوتیپ 15 با بیشترین مقدار این دو شاخص به عنوان ژنوتیپ متحمل به خشکی در این پژوهش شناسایی شد. کلمات کلیدی: تجزیه علیت، خشکی، ژنوتیپهای گاودانه، عملکرد و اجزای عملکرد، نمودار بای پلات.
-
ارزیابی کارایی تلخ بیان (Sophora alopecuroides) و میاگروم (Myagrum perfoliatum) در گیاه پالایی خاک¬های آلوده به سرب و کادمیوم
سپیده چراغی 1399گیاه پالایی یکی از راههای مقرون به صرفه و سازگار با محیط زیست برای کاهش اثرات منفی کادمیوم و سرب در محیط است. مطالعه حاضر به منظور بررسی فاکتور تجمع زیستی (BF) و فاکتور انتقال (TF) کادمیوم و سرب در گیاه میاگرومMyagrum perfoliatum) ) و تلخ بیان (Sophora alopecuroides) انجام گردید. تاثیر آلودگی عناصر سرب و کادمیوم در برخی از پاسخهای رشد گیاهان و شاخصهای بیولوژیکی خاک نیز مورد بررسی قرار گرفت. نمونه خاکهای آلوده به چند نمونه فرعی تقسیم بندی شد: یک نمونه به عنوان شاهد (بدون آلودگی) و بقیه جداگانه با سه سطح کادمیم (3، 5، و 10 میلی گرم درکیلوگرم) و سه سطح سرب (100، 300 و 600 میلی گرم درکیلوگرم) آلوده شدند. آزمایش به صورت کشت گلدانی و در شرایط گلخانهای انجام گرفت. مقادیر BF کادمیوم در تمام سطوح آلودگی بیش از 1 بود که نشان دهنده پتانسیل گیاه میگروم و تلخ بیان برای جذب و تثبیت گیاهی کادمیوم است. تنها 1 TF > در گیاه میاگروم در بالاترین سطح آلودگی بدست آمد. مقادیر TF سرب بسیار کمتر از مقادیر به دست آمده برای کادمیوم بود که نشان می دهد کادمیوم در مقایسه با سرب بیشتر از ریشه به قسمتهای هوایی گیاه میاگروم و تلخ بیان منتقل می شود. سطوح بالای آلودگی سرب و کادمیوم به طور قابل توجهی بر پاسخهای رشدی میاگروم و تلخ بیان اثر نگذاشت. علاوه بر این، کاشت میاگروم و تلخ بیان ، اثرات آلودگی کادمیم و سرب را بر شاخص های بیولوژیک از جمله شدت معدنی شدن کربن (CMR)، تنفس ناشی از سوبسترا (SIR)، کربن توده زنده میکروبی (MBC) و ضریب متابولیک (qCO2) کاهش داد.
-
مقایسه کارکرد ریزجانداران خاک در جنگل¬کاری درختان سوزنی برگ و پهن برگ (بررسی ویژه: منطقه بیستون کرمانشاه)
سحر مهرنوش 1399 -
بررسی سینتیک رها سازی و جزء بندی فسفر خاک تحت تاثیر تیمارهای مختلف شیمیایی و آلی
زهره عزیزی طهنهء 1399 -
اثر تریتیکاله فرآوری شده در جیره غذایی مرغان تخمگذار بر عملکرد و صفات کیفی تخممرغ
زینب کلوند 1398 -
تاثیر استفاده از نودل و تفاله ی خشک شده ی گوجه فرنگی در جیره غذایی مرغان تخمگذار بر عملکرد و صفات کیفی تخم مرغ
سپیده گراوند 1398 -
بررسی پتانسیل خورندگی آب و خاک در اقلیم های مختلف استان کرمانشاه
زهرا اسکندری 1398چکیده آب یکی از چالش های قرن حاضر است که می تواند منشا بسیاری از تحولات جهان قرار گیرد. با توجه به اهمیت این منبع و با توجه به اینکه ایران جزء مناطق خشک و نیمه خشک است بررسی کیفیت شیمیایی آب امری ضروری است. پدیده های خورندگی و رسوب گذاری آب و خاک بر کیفیت آب تاثیر می گذارند. سازمان بهداشت جهانی کنترل خورندگی را یک عامل مهم برای عرضه آب سالم اعلام کرده است. خوردگی خطوط لوله بسیار گسترده است و از عوامل فیزیکی، شیمیایی و بیولوژیکی آب داخل سیستم های توزیع و خاک اطراف لوله تاثیر می پذیرد. بر اساس مقیاس جهانی خوردگی در اقلیم های خشک کمتر از اقلیم مرطوب است. هدف از این مطالعه تعیین پتانسیل خورندگی و رسوب گذاری آب آشامیدنی شبکه توزیع روستایی در سال های 96-87 و پتانسیل خورندگی خاک در اقلیم های مختلف استان کرمانشاه است. رایج ترین شاخص های خورندگی و رسوب گذاری آب شامل لانژلیه، رایزنر، تهاجمی، پوکوریوس و لارسون اسکولد است که برای اقلیم های مختلف محاسبه شد. سطح بحرانی شاخص های خورندگی آب برای هر اقلیم به روش کیت-نلسون تعیین شد. گونه بندی یون های موجود در آب با نرم افزار Visual MINTEQ تعیین شد. عوامل تعیین کننده پتانسیل خورندگی خاک شامل: رطوبت، pH، بافت ، ماده آلی ، مقاومت الکتریکی، پتانسیل اکسایش-کاهش و میزان یون های سولفات و کلرید است که برای اقلیم های مختلف محاسبه شد.بر اساس ویژگی های آب در اقلیم های مختلف ، شاخص رایزنر به عنوان بهترین شاخص خورندگی و رسوب گذاری انتخاب شد. حد بحرانی شاخص رایزنر بر اساس روش آماری کیت-نلسون در اقلیم های نیمه خشک گرم، گرم و خشک، مدیترانه ای سرد، نیمه خشک سرد و مدیترانه ای مرطوب به ترتیب برابر با 6.48، 6.58، 6.88،6.71 ، 6.94 به دست آمد، بر اساس این شاخص وضعیت خورندگی در اقلیم نیمه خشک گرم و خشک و گرم ضعیف ارزیابی شد، در حالی که در سایر اقلیم ها خورندگی بیشتر شد. بر اساس گونه بندی یون ها در آب ، یون ها بیشتر به صورت گونه آزاد و سپس ترکیب با کلسیم ، منیزیم و سولفات حضور داشتند. بر اساس عوامل موثر برخورندگی خاک ، اقلیم نیمه مرطوب معتدل با داشتن بافت سنگین رسی ، میزان بالای ماده آلی و رطوبت بالا بیشترین میزان پتانسیل خورندگی ودر اقلیم های نیمه خشک گرم و خشک و گرم به دلیل بالا بودن میزان شن، مقاومت الکتریکی خاک و پتانسیل اکسایش-کاهش خاک ، پتانسیل خورندگی خاک کمتر از سایر اقلیم ها ارزیابی شد. کلید واژه: اقلیم، پتانسیل خورندگی و رسوب گذاری آب ، خورندگی خاک، گونه بندی یون ها
-
غنی¬سازی روی در گندم با کاربرد بایوچار و بایوچار فعال
پرستو ضرابی 1398چکیده غنیسازی زراعی از جمله روشهای نوین مبارزه با کمبود روی بوده که با تغییر وضعیت روی در خاک امکان استفاده از این عنصر برای گیاه را فراهم میآورد. در این راستا استفاده از کودهای آلی میتواند با تاثیر بر ویژگیهای فیزیکی و شیمیایی خاک و اثر بر چرخه عناصر غذایی باعث بهبود وضعیت خاک از نظر تغذیه روی گردد. این پژوهش به صورت طرح کاملاً تصادفی در 3 تکرار در سال زراعی 96-1397 به صورت گلدانی در گلخانه پژوهشی پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه رازی با اهداف بررسی تاثیر کودهای آلی بر غلظت روی و نسبت اسید فیتیک به روی در دانه گندم، عملکرد دانه و اشکال مختلف روی در خاک، اجرا گردید. همچنین ویژگیهای مرفولوژیک، عملکرد و اجزای عملکرد بررسی شدند. تیمارهای آلی شامل: 4 سطح کودی (0، 5/0، 1 و 5/2 درصد وزنی) از دو نوع بایوچار (چوب و کاه و کلش برنج) و بایوچار فعال (چوب و کاه و کلش برنج)، کمپوست (0 و 2 درصد وزنی) و 4 تیمار تلفیقی (کمپوست+بایوچار (چوب و کاه و کلش برنج) و کمپوست+بایوچار فعال چوب و کاه و کلش برنج) از هر تیمار در سطح یک درصد وزنی بودند. نتایج نشان داد که غلظت روی دانه در اکثر تیمارها جز تمام سطوح بایوچار کاه و کلش برنج و سطح 5/0 درصد بایوچار چوب نسبت به شاهد به طور معنیداری (P<0.05) افزایش یافت، که بیشترین میزان افزایش غلظت روی دانه مربوط به تیمار بایوچار فعال کاه و کلش برنج در سطح 5/0 درصد بود (76/59 میلیگرم بر کیلوگرم). غلظت اسید فیتیک و نسبت اسید فیتیک به روی در دانه نسبت به شاهد تاثیر معنیداری را نشان نداند اما نسبت مولی اسید فیتیک به روی در تمامی تیمارها کمتر از 25 بوده است. درصد پروتئین دانه در اکثر تیمارها نسبت به شاهد افزایش معنیداری (P<0.01) یافت. بیشترین درصد پروتئین مربوط به تیمار بایوچار چوب در سطح یک درصد بود (16/16 درصد). عملکرد دانه در تیمارهای کمپوست و تیمار تلفیقی (کمپوست+بایوچار فعال چوب) نسبت به تیمار شاهد به طور معنیداری (P<0.01) افزایش یافت. عملکرد بیولوژیک در تیمارهای بایوچار فعال چوب و کاه و کلش برنج در سطح 5/2 درصد (به ترتیب 04/1 و 85/3 درصد)، کمپوست (06/8 درصد) و تیمار تلفیقی (کمپوست+بایوچار فعال چوب) (20/24 درصد) نسبت به شاهد به طور معنیداری (P<0.01) افزایش یافت. همچنین تیمارهای آلی بر طول بوته، طول سنبله، تعداد دانه در سنبله، عملکرد کاه و کلش و شاخص برداشت تاثیر معنیدار (P<0.01) داشت. تیمارهای آلی بر اشکال شیمیایی روی خاک تاثیر داشتند که بیشترین تاثیر تیمارهای آلی بر غلظت روی پیوند یافته با اکسیدهای آهن متبلور و روی باقیمانده در ساختار کانیها بود. روابط نشان داد که بین روی کربناتی و روی پیوند یافته با اکسیدهای آهن متبلور با جذب روی دانه ( به ترتیب**40/0=r و **36/0 =r) همبستگی مثبت و معنیداری وجود دارد. کلمات کلیدی: بایوچار، بایوچار فعال، کمپوست زباله شهری، مدیریت تلفیقی، روی دانه گندم، تعیین شکلهای شیمیایی روی در فاز جامد خاک.
-
مقایسه کاربرد کودهای شیمیایی و آلی بر وضعیت تغذیه¬ای درخت سیب
سمیه زندی 1398 -
ارزیابی خطرِ ناشی از عناصر کمیاب کمپوست زباله شهری بر سلامت انسان در استان کرمانشاه
فرشته کمری 1398کمپوست زباله شهری منبع غنی از مواد آلی، عناصر پر مصرف و کم مصرفمیباشد اما یکی از مشکلاتی که ممکن است در اثر استفاده از کمپوست در خاک ایجادشود افزایش غلظت عناصر کمیاب آن در خاک و گیاه است. لذا، این پژوهش با هدف ارزیابیخطر عناصر کمیاب ناشی از کاربرد کمپوست دراراضی کشاورزی بر سلامت مصرف کننده در استان کرمانشاه انجام شد. برای این منظورتعداد 64 نمونه خاک، 30 نمونه گندم، 14 نمونه پیاز، 16 نمونه ذرت،10 نمونه سیبزمینی،16 نمونه چغندرقند، 10 نمونه تره، 15 نمونه شاهی، 32 نمونه آب و کودهای دامی بهکار رفته در شاهدای زراعی مورد مطالعه از نقاط مختلف استان جمعآوری شد. نمونهکمپوست به مدت یک سال، بهصورت ماهیانه از کارخانه بازیافت کرمانشاه برداشته شد. مقایسهکمپوست با استاندارد ملی نشان داد درصد ماده آلی نسبت به استاندارد درجه یک و دو کمتراست. نتایج نشان داد غلظت عناصر کروم، کبالت، کادمیم، سرب و نیکل در خاک کمپوستخورده در مقایسه با شاهد افزایش معنیداری در سطح یک درصد داشت. همچنین افزایش غلظت آرسنیک در گندم و شاهی کمپوستخورده در مقایسه با شاهد در سطح پنج درصدمعنیدار شد. این افرایش غلظت در پیاز، سیبزمینی، تره و ذرت در سطح یک درصد معنیداربود و در چغندرقند معنیدار نشد. غلظت سرب در پیاز، شاهی، چغندرقند و ذرت کمپوستخورده در مقایسه با شاهد افزایش یافت که این افزایش در سطح یک درصد معنیدار بوداما برای سیبزمینی و گندم اختلاف معنیداری مشاهده نشد. غلظت سرب در تره کمپوستخورده در مقایسه با شاهد کاهش نشان داد که معنیدار نبود. نتایج همچنین نشان دادکه تاثیر کمپوست بر غلظت کروم در پیاز،سیبزمینی، شاهی و چغندرقند در مقایسه با شاهد در سطح یک درصد افزایش معنیدارداشت اما غلظت کروم در ذرت و تره کمپوست خورده در مقایسه با شاهد کاهش نشان داد کهدر تره در سطح پنج درصد و برای ذرت در سطح یک درصد معنیدار بود. همچنین غلظتکروم در دانه گندم کمپوست خورده 3/322 میکروگرم بر کیلوگرم بود که در مقایسه باشاهد با میانگین 9/111 میکروگرم بر کیلوگرم افزایش معنیداری نداشت. افزایش غلظتکادمیم در تره کمپوست خورده در مقایسه با شاهد در سطح پنج درصد معنیدار شد، درحالی که این افزایش در پیاز و سیبزمینی در سطح یک درصد معنیدار بود، اما برایگندم و شاهی اختلاف معنیداری مشاهده نشد. غلظت کادمیم در ذرت و چغندرقند شاهد بیشاز نمونههای کمپوست خورده بود، که ایناختلاف غلظت برای چغندرقند در سطح یک درصد معنیدار شد اما برای ذرت معنیدارنبود. غلظت کبالت در تره و گندم کمپوست خورده در مقایسه با شاهد افزایش یافت کهاختلاف معنیداری میان آنها مشاهده نشد. غلظت نیکل در گندم کمپوست خورده نسبت بهشاهد افزایش نشان داد که معنیدار نبود اما در گیاهان سیبزمینی، تره، شاهی، ذرت و چغندرقند در سطح یک درصد معنیدار بود. غلظت نیکل درپیاز کمپوست خورده با میانگین 2/728 در مقایسه با شاهد با میانگین 1/564 میکروگرمبر کیلوگرم کاهش نشان داد که این اختلاف در سطح یک درصد معنیدار بود. نتایج همچنیننشان داد که شاخص خطر برای بیماریهای غیر سرطانی (HQ)برای عناصر آرسنیک، سرب و کبالت بیشتر از یک محاسبه شد. مهمترین مسیر ورود آرسنیکآشامیدن آب بود در حالی که بالاترین خطر برای عناصر سرب و کبالت در مسیر خوردنگندم مشاهده شد. HQ غیرسرطانی برایکودکان بیش از بزرگسالان بود. HQ سرطانی برایهمه عناصر مورد مطالعه در محدوده قابل قبول قرار داشت. شاخص خطر سرطانی برای زنانو مردان میان سال نسبت به دیگر گروههای سنی بیشتر پیشبینی شد.
-
اثر تداخل چند گونه ای علف های هرز روی تولید عدس دیم (Lens culinaris L.) در شرایط مزرعه
ناهید افندیده 1398 -
مقایسه توان گیاه پالایی برخی گیاهان در حذف هیدروکربن های نفتی کل از بعضی خاک های مناطق نفت خیز کرمانشاه
نقشینه یاری نیلاوره 1398 -
پیش بینی الگوی خاک در یک زمینچهر برگزیده در استان کرمانشاه با کاربست شبکههای عصبی مصنوعی
مستانه ویسی 1397پیش بینی الگوی خاک بااستفاده از شبکه های عصبی مصنوعی
-
تهیه نقشه پیش بینانه خاک بخشی از دشت سنجابی کرمانشاه با استفاده از رگرسیون لاجستیک
حسنا پایدار 1397 -
بازشناخت الگوی خاک یک زمینچهر نیمهخشک در استان کرمانشاه با استفاده از الگوریتم کای نزدیکترین همسایه
نوا کیانیان 1397
