صفحه نمایش استاد - پرتال اصلی دانشگاه رازی

فاطمه زارعی

فاطمه زارعی

استادیار / علوم / گروه زیست شناسی

پایان‌نامه‌های کارشناسی‌ارشد

  1. بررسی اثر درمانی نانوذرات نقره و نقش محافظتی ال-کارنیتین در واژینیت ناشی از Enterococcus faecalis در موش های ماده NMRI
    نورا ضیاء عیسی 1405
       Enterococcus faecalis   یکی از باکتری‌های فرصت‌طلب است که می‌تواند در ناحیه واژن کلونیزه شود و در بروز برخی عوارض تولیدمثلی و عفونی از جمله سقط خودبه‌خودی، آبسه و زایمان زودرس نقش داشته باشد. با توجه به افزایش مقاومت باکتریایی و توانایی این باکتری در ایجاد عفونت و تشکیل بیوفیلم، استفاده از ترکیبات ضدباکتریایی نوین می‌تواند در کنترل عفونت‌های ناشی از آن اهمیت داشته باشد. نانوذرات نقره به دلیل اثرات ضدباکتریایی قوی، به‌عنوان یکی از گزینه‌های بالقوه برای مقابله با E. faecalis   مطرح هستند؛ با این حال، کاربرد آن‌ها ممکن است با اثرات سمیت سلولی همراه باشد. از سوی دیگر، ال-کارنیتین به‌عنوان ترکیبی محافظت‌کننده، آنتی‌اکسیدان و کاهنده آسیب سلولی شناخته می‌شود. بنابراین، هدف از این مطالعه بررسی اثر محافظت سلولی ال-کارنیتین در برابر سمیت ناشی از نانوذرات نقره و ارزیابی اثر تجویز هم‌زمان این دو ترکیب در درمان واژینیت ناشی از E. faecalis   در موش‌های NMRI بود. در این مطالعه، واژینیت تجربی از طریق تلقیح داخل واژینال E. faecalis   در موش‌ها القا شد. برای ارزیابی اثر ضدباکتریایی نانوذرات نقره، حداقل غلظت مهارکنندگی رشد یا MIC و حداقل غلظت مهارکنندگی بیوفیلم یا MBIC   تعیین گردید. همچنین برای بررسی اثر محافظتی ال-کارنیتین در برابر سمیت سلولی نانوذرات نقره، آزمون MTT انجام شد. پس از القای عفونت، حیوانات با نانوذرات نقره، ال-کارنیتین و ترکیب هم‌زمان آن‌ها تیمار شدند. در طول دوره آزمایش، سیتولوژی واژن برای بررسی وضعیت چرخه فحلی و تغییرات سلولی پایش شد. در پایان مطالعه، موش‌ها قربانی شدند و نمونه‌های خون و بافت واژن جهت انجام بررسی‌های هماتولوژیک و هیستوپاتولوژیک جمع‌آوری گردید. نتایج نشان داد که نانوذرات نقره دارای اثر ضدباکتریایی قابل توجهی علیه سویه استاندارد و سویه بیماری‌زای E. faecalis   بودند. مقدار MIC نانوذرات نقره برای سویه استاندارد و سویه بیماری‌زا به‌ترتیب 272/7   و 464/5 میلی‌گرم بر لیتر به دست آمد. همچنین مقدار MBIC-90% برای سویه استاندارد و سویه بیماری‌زا به‌ترتیب 500   و 1000   میلی‌گرم بر لیتر تعیین شد. نتایج آزمون MTT نشان داد که ال-کارنیتین توانست اثرات سیتوتوکسیک ناشی از نانوذرات نقره را کاهش دهد و موجب افزایش زنده‌مانی سلول‌ها شود. علاوه بر این، یافته‌های سیتولوژیک، هماتولوژیک و هیستوپاتولوژیک نشان دادند که درمان ترکیبی نانوذرات نقره و ال-کارنیتین در موش‌های آلوده موجب بهبود وضعیت واژن، کاهش تغییرات التهابی و نزدیک شدن شاخص‌های مورد بررسی به وضعیت طبیعی شد. در مجموع، نتایج این پژوهش نشان داد که نانوذرات نقره دارای خاصیت ضدباکتریایی و ضدبیوفیلمی موثر علیه E. faecalis   هستند، اما استفاده از آن‌ها به‌تنهایی می‌تواند با اثرات سمی همراه باشد. تجویز هم‌زمان ال-کارنیتین با نانوذرات نقره توانست ضمن حفظ اثر ضدباکتریایی نانوذرات، اثرات نامطلوب آن‌ها را کاهش دهد و موجب بهبود واژینیت ناشی از E. faecalis   در مدل حیوانی شود. بنابراین، ترکیب نانوذرات نقره و ال-کارنیتین می‌تواند به‌عنوان یک رویکرد درمانی بالقوه برای کنترل عفونت واژینال ناشی از E. faecalis   مورد توجه قرار گیرد.   
  2. اثرات محافظتی و درمانی ژل حاوی نانوذرات اکسید روی مخاطی در برابر کاندیدیازیس واژن: مطالعات In vitro و in vivo با ال کارنیتین
    مهدی صالح عبدالمهدی 1405
      کاندیدیازیس یک مشکل بالینی شایع است و درمان آن به دلیل افزایش مقاومت دارویی به طور فزاینده‌ای دشوار شده است. نانوذرات اکسید روی به دلیل خواص ضد قارچی قوی خود، یک گزینه درمانی امیدوارکننده برای عفونت‌های قارچی در نظر گرفته می‌شوند. این مطالعه با هدف توسعه یک سیستم ژل حاوی نانوذرات اکسید روی برای درمان عفونت واژن انجام شد. ما اثربخشی و ایمنی این ترکیب را در یک مدل حیوانی واژینیت، با استفاده از ال-کارنیتین به عنوان یک عامل محافظ، بررسی خواهیم کرد. در این مطالعه یک ژل با استفاده از پلیمرهای مناسب تهیه و متعاقباً با نانوذرات اکسید روی بارگذاری شد. اثر مهاری ژل بر کاندیدا آلبیکنس مورد تجزیه و تحلیل قرار خواهد گرفت. برای ارزیابی ایمنی، سنجش‌های سمیت سلولی بر روی سلول‌های فیبروبلاست پوست انسان انجام خواهد شد. بار قارچی ناشی از عفونت واژن، هیستوپاتولوژی بافت و پاسخ‌های التهابی در این مطالعه ارزیابی خواهند شد. بر اساس مطالعات صورت گرفته در مدل های سایر عفونت ها، ژل حاوی نانوذرات اکسید روی می‌تواند یک رویکرد موثر و ایمن برای درمان عفونت کاندیدیایی واژن در نظر گرفته شود. افزودن ال-کارنیتین می‌تواند ایمنی و تحمل‌پذیری این درمان را افزایش دهد. نتایج حاصل از این پژوهش می تواند از پیشرفت پلتفرم‌های دارورسانی با واسطه نانوذرات برای مدیریت بیماری‌های قارچی پشتیبانی می‌کند.   
  3. بررسی الگوی مقاومت آنتی بیوتیکی ایزوله های اشریشیا کولی جدا شده از بیماران با عفونت دستگاه ادراری شهر خانقین
    فاتن داود مراد 1405
  4. سنتز زیستی کربن دات سیتریک اسید و بررسی اثر آن بر برخی از پارامتر های فیزیولوژی گیاه آویشن (Thymus vulgaris) تحت تنش کادمیوم
    مریم امیری 1405
  5. سیستماتیک و پراکنش مارهای تندرو جنس Blyth, 1860 Platycepsدر ایران با تاکید برگونه ی Platyceps najadum
    سعید بابائی 1404
       ایران به‌دلیل قرارگیری در تقاطع سه منطقه زیست‌جغرافیایی پالئارکتیک، اورینتال و اتیوپی، یکی از کانون‌های مهم تنوع زیستی خزندگان در جنوب غربی آسیا محسوب می‌شود. در این میان، مارهای جنس Platyceps از خانواده Colubridae به‌عنوان گروهی از مارهای غیرسمی، سریع‌الحرکت و اکولوژیک سازگار، نقش کلیدی در اکوسیستم‌های خشک و نیمه‌خشک ایفا می‌کنند. این پژوهش با هدف بررسی سیستماتیک، پراکنش جغرافیایی و الگوهای دیمورفیسم جنسیتی در گونه Platyceps najadum در سطح ایران انجام شد. داده‌های مورفولوژیک از ?? نمونه موزه‌ای (?? نر و ?? ماده) جمع‌آوری و ? صفت ریخت‌سنجی کلیدی شامل طول بدن بدون دم (SVL)، طول دم، ابعاد سر، و تعداد فلس‌های شکمی و زیردمی مورد تحلیل آماری قرار گرفت. نتایج آزمون‌های Welch’s t-test و Wilcoxon نشان داد که ماده‌ها از نظر SVL، طول سر، عرض سر، تعداد فلس‌های شکمی و نسبت عرض به طول سر به‌طور معنی‌داری از نرها بزرگ‌ترند (p < 0.001). در مقابل، نرها دم نسبتاً بلندتری دارند. تحلیل مولفه‌های اصلی (PCA) جداشدگی کامل جنسیتی را در فضای چندمتغیره تایید کرد که بیش از ??? از واریانس کل را دو مولفه اول تبیین نمودند. این الگوی دیمورفیسم (بزرگ‌تر بودن ماده‌ها) با فرضیه «انتخاب باروری» سازگار است، چرا که اندازه بزرگ‌تر بدن و سر در ماده‌ها ظرفیت تخم‌گذاری بیشتر و احتمالاً دسترسی به طعمه‌های بزرگ‌تر را فراهم می‌آورد. نقشه‌های پراکنش نیز تطابق چشمگیری با گزارش‌های پیشین نشان داد و حضور چهار گونه P. najadum، P. rhodorachis، P. karelini (شامل سه زیرگونه karelini، chesnii و mintonorum) و P. schmidtleri را در کمربند کوهستانی البرز و زاگرس، دشت‌های مرکزی و مناطق جنوبی تایید کرد. با وجود هم‌خوانی ریخت‌شناسی با مشخصات جهانی جنس Platyceps، فقدان داده‌های مولکولی و نمونه‌برداری در مناطق مرزی، به‌ویژه در مناطق تماس زیرگونه‌های P. karelini، همچنان چالش‌هایی برای تایید وضعیت تاکسونومیک و امکان هیبریداسیون ایجاد می‌کند. این مطالعه ضمن پر کردن بخشی از شکاف‌های دانشی درباره تنوع ریختی و بیوجغرافی Platyceps در ایران، زمینه‌ساز مطالعات آینده در حوزه‌های تکاملی، اکولوژیکی و حفاظتی این گروه مهم از خزندگان خواهد بود.
  6. بررسی تاثیر جیره حاوی یک محصول لبنی سنتی کردی (شیراز) بر عملکرد رشد بلدرچین ژاپنی
    مهدی گوهری قادر 1404
  7. بررسی اثرات درمان درون واژینال آبسیزیک اسید، بر عفونت باکتریایی القا شده با Escherichia coli و تغییرات بافت شناسی واژن در موش های صحرایی
    مهدی رک رک 1404
    تعادل و تعامل بین میکروارگانیسم‌ها برای حفظ یک محیط واژینال سالم ضروری است. لاکتوباسیل‌ها با تولید اسید لاکتیک، باکتریوسین و پراکسید هیدروژن نقش اصلی در این تعادل دارند و کاهش آن‌ها می‌تواند منجر به رشد بیش از حد باکتری‌های بیماری‌زا شود. یکی از اختلالات نسبتاً جدید در این زمینه، واژینیت هوازی (AV) است که در آن باکتری‌های هوازی مانند E. coli و S. aureus جایگزین میکروبیوتای طبیعی شده و منجر به التهاب، ترشحات غیرطبیعی، و آسیب به اپیتلیوم می‌شوند. این بیماری اغلب با واژینوز باکتریال اشتباه گرفته می‌شود و می‌تواند عوارضی جدی مانند ناباروری و زایمان زودرس به همراه داشته باشد، استفاده‌ی مزمن و مکرر از داروهای آنتی‌باکتریال، همواره با پیامدهایی چون بروز مقاومت آنتی‌بیوتیکی و اختلال در هم‌زیستی طبیعی میکروفلور واژن همراه بوده است. این اختلال در هم‌زیستی میکروبی نه‌تنها اثربخشی درمان را کاهش می‌دهد، بلکه زمینه را برای عفونت‌های ثانویه نیز فراهم می‌سازد. از این رو، توسعه و ارزیابی گزینه‌های درمانی که همزمان بر عامل پاتوژن و فرآیندهای التهابی مرتبط با (AV) اثرگذار باشند، از اهمیت بالایی برخوردار است. مداخلاتی که بتوانند هم با عامل میکروبی مقابله کرده و هم التهاب مخاط واژن را کنترل کنند، می‌توانند اثربخشی و پایداری درمان را افزایش دهند.در حالی که تاکنون درمان استاندارد و موثری برای آن تعریف نشده است.در این میان، اسید آبسیزیک (ABA) که به‌عنوان فیتوهورمون در گیاهان شناخته می‌شود، در سال‌های اخیر به‌دلیل خواص ضدالتهابی و تنظیم‌کننده ایمنی در مدل‌های حیوانی پستانداران مورد توجه قرار گرفته است.آبسیزیک اسید از طریق گیرنده‌هایی مانند PPAR-? و LANCL-2 عمل کرده و با افزایش بیان فاکتورهای ضدالتهابی و کاهش آنزیم‌های التهابی، نقش موثری در مهار آسیب‌های بافتی مرتبط با التهاب ایفا می‌کند. به همین دلیل، این ترکیب می‌تواند به‌عنوان گزینه‌ای طبیعی برای درمان بیماری‌های التهابی از جمله عفونت‌های واژینال مطرح باشد.  
  8. زالزالک (Crataegus pontica) بر قند خون در افراد مبتلا به دیابت نوع دو
    مهسا عبداله زاده 1404
  9. اثر مقادیر مختلف عصاره کهورک (prosopis farcta )، بر فراسنجه های خونی و بافت شناسی کبد در موش های صحرایی دچار هایپرکلسترولمی
    نصرت مهدوی 1404
       هدف: هدف از انجام این تحقیق بررسی اثر دوزهای مختلف عصاره ریشه گیاه کهورک بر فراسنجه‌های خونی و بافت‌شناسی کبد در موش صحرایی هایپرکلسترولمی شده می‌باشد. روش‌شناسی پژوهش: تعداد 36 سر موش صحرایی نر به 6 گروه با (6n=) تقسیم شدند. 1- گروه شاهد: به مدت 8 هفته از غذای معمولی استفاده کرد. 2- گروه کنترل: به‌مدت 8 هفته با جیره غذایی کلسترول بالا (حاوی 2 درصد کلسترول) از ابتدا تا پایان آزمایش (8 هفته) تغذیه شدند 3-گروه سوم: به مدت 4 هفته با جیره غذایی کلسترول بالا (غذای حاوی 2 درصد کلسترول) تغذیه شده و بعد از این مدت به مدت چهار هفته دیگر همراه با جیره غذایی کلسترول بالا به میزان (mg/kg 50) عصاره کهورک را دریافت نمود 4-گروه چهارم: به مدت 4 هفته با جیره غذایی کلسترول بالا (غذای حاوی 2 درصد کلسترول) تغذیه شده و بعد از این مدت به مدت چهار هفته دیگر همراه با جیره غذایی کلسترول بالا به میزان (mg/kg 100) عصاره کهورک را دریافت کرد 5- گروه پنجم: به مدت 4 هفته با جیره غذایی کلسترول بالا (غذای حاوی 2 درصد کلسترول) تغذیه شده و سپس به مدت چهار هفته دیگر همراه باجیره غذایی کلسترول بالا به میزان (mg/kg 200) عصاره کهورک را دریافت کرد.6-گروه ششم: به مدت 4 هفته با جیره غذایی کلسترول بالا (غذای حاوی 2 درصد کلسترول) تغذیه شده و بعد از این مدت به مدت چهار هفته دیگر همراه باجیره غذایی کلسترول بالا به میزان (mg/kg 400) عصاره کهورک تغذیه گردید. عصاره کهورک به‌صورت گاواژ به‌طور روزانه به موش‌های صحرایی تجویز گردید. وزن موش‌های صحرایی در ابتدا و پایان آزمایش مورد ارزیابی قرار گرفت. در پایان آزمایش بعد از بیهوشی عمیق نمونه‌های خون از همه موش‌های صحرایی گرفته شده و همچنین نمونه کبد جداو جهت آزمایشات بعدی در دمای 20- سانتیگراد در فریزر نگهداری شد. مقادیر بدست آمده در گروه‌های مختلف با نرم افزار آماری    ورژن 21 تجزیه و تحلیل شد و سطح 05/0P< درصد به‌عنوان اختلاف معنی‌دار سنجه‌ها در گروه‌های مختلف در نظر گرفته شد. یافته‌ها: در پایان آزمایش تفاوت معنی‌داری بین گروه‌ها از نظر وزن بدن مشاهده نشد (05/0<P). کلسترول کل، تری‌گلیسرید در گروه‌های دریافت‌کننده عصاره کهورک   نسبت به گروه کنترل کاهش یافت (05/0P<). HDL در تمام گروه‌های دریافت‌کننده عصاره کهورک نسبت به گروه کنترل و حتی نسبت به گروه شاهد افزایش یافت (05/0P<). ولی عصاره کهورک تاثیر معنی‌داری روی LDL پلاسمای موش‌های صحرایی نداشت (05/0<P)، اما VLDL در گروه‌های تیمار با عصاره کهورک کاهش یافت (05/0P<). هیچ اختلاف معنی‌داری از نظر گلوکز بین گروه‌های مورد آزمایش مشاهده نشد، اگرچه گروه دریافت‌‌کننده 400 میلی‌گرم در کیلوگرم عصاره کهورک میانگین گلوکز بالا را نشان داد.آنزیم کبدی آسپارتات آمینو‌ترانسفراز (AST) در گروه شاهد بیشترین مقدار را داشت (222 u/l) و مصرف دوزهای مختلف عصاره کهورک در موش‌های صحرایی هایپرکلسترولمی سبب کاهش معنی‌دار این آنزیم کبدی گردید (05/0P<). اما آلانین آمینوترانسفراز (ALT) در گروه کنترل بیشترین مقدار را دارا بود و در گروه‌های دریافت‌کننده 100، 200 و 400 میلی‌گرم در کیلوگرم عصاره کهورک این آنزیم را به طور معنی‌داری کاهش داد (05/0P<). آلبومین و پروتئین کل در گروه‌ها اختلاف معنی‌داری نداشتند. تنها گروه 3 (دوز mg/kg 50 عصاره) افزایش معنی‌داری در سطح آلبومین و نسبت به گروه‌های دیگر نشان داد (05/0P<). اوره، اسید اوریک و کراتینین به‌طور کلی تحت تاثیر دوزهای بالا تغییر معنی‌داری نداشتند، ولی اسید اوریک در گروه 6 به‌طور معنی‌داری بالاتر از گروه‌های 2 و 3 بود. مصرف عصاره کهورک در تمام سطوح به‌خصوص در دوز 200 و 400 میلی‌گرم در کیلوگرم باعث کاهش MDA شد. بیشترین ظرفیت آنتی‌اکسیدانی (TAC) در گروه 6 با میانگین 74/0 mmol/l مشاهده شد (05/0P<). گروه کنترل   (هایپرکلسترولمی بدون عصاره) کمترین مقدار TAC را داشت (45/0 mmol/l). نتیجه‌گیری: در مطالعه حاضر مصرف عصاره گیاه کهورک (Prosopis farcta
  10. بررسی تاثیر عصاره هیدروالکلی زالزالک و بریونیا بر پارامترهای خونی و بافتشناسی کبدی موشهای صحرایی دیابتی شده (دیابت نوع 1)
    نیلوفر دارایی 1404
    دیابت‌شیرین یکی از شایع‌ترین بیماری‌های غدد درون‌ریز است. عوارض زودرس، مرگ و میر، کاهش امید به زندگی و هزینه‌های مالی دیابت آن را به یک وضعیت مهم بهداشت عمومی تبدیل کرده­است. افزایش قند­خون باعث افزایش استرس اکسیداتیو و در نتیجه التهاب، فعال شدن مسیر پلی‌ال و آسیب به اندام‌های مختلف بدن از جمله کبد می‌شود که بزرگ‌ترین اندام داخلی بدن است. بنابراین بیماری کبدی یک مشکل شایع در این بیماران است. گیاهان‌دارویی دارای فواید بی‌شماری از جمله خاصیت آنتی‌اکسیدانی آنهاست که در کاهش استرس اکسیداتیو موثر است. در این تحقیق جهت بررسی اثر عصاره هیدروالکلی زالزالک و فاشرا بر درمان دیابت و همچنین اثر آن بر ساختار بافتی کبد و پارامتر­‌های خونی از 56 سر موش صحرایی نر در هشت گروه 7 تایی استفاده خواهد شد با گروه‌های: شاهد بدون دریافت دارو و درمان، گروه کنترل دیابتی که استرپتوزوتوسین دریافت می‌­کنند. گروه سالم که عصاره برگ زالزالک با دوزmg/kg   ?? دریافت میکنند. گروه سالم که عصاره برگ فاشرا با دوز mg/kg 60 دریافت می­کنند، گروه دیابتی که عصاره زالزالک با دوزmg/kg   ?? دریافت می­کنند، گروه دیابتی که عصاره برگ فاشرا با دوزmg/kg   60 دریافت می­کنند، گروه دیابتی که mg/kg   ?? از عصاره برگ زالزالک و mg/kg ??   برگ فاشرا دریافت می­کنند،گروه دیابتی که انسولین دریافت می­کنند. گروه‌های دیابتی با تزریق   mg/kg ?? استرپتوزوتوسین دیابتی خواهند شد درحالی که گروه‌های غیر دیابتی همان حجم سالین دریافت می­‌کنند. و به مدت 4 هفته گاواژ شدند و هر هفته گلوکز خون موش‌ها با گلوکومتر اندازه‌گیری شد. پس از پایان 4 هفته موش‌ها آسان کشی شدند و نمونه خون و بافتی آنها برای گرفتن تست‌های لازم گرفته شد. سپس داده‌های حاصل از سنجشهای مختلف با استفاده از نرم‌افزار‌های Graph pad prism و آزمون آماری آنالیز واریانس یک طرفه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد که مصرف ترکیبی عصاره زالزالک و بریونیا توانست سطح گلوکز خون را به طور معنادار کاهش دهد، که این امر نشان‌دهنده‌ی تاثیر مثبت گیاه در کنترل قند خون است. اگرچه افزایش سطح انسولین در گروه دریافت‌کننده عصاره مشاهده شد، اما این افزایش از نظر آماری معنادار نبود، که نشان می‌دهد مکانیسم کاهش قند خون ممکن است از طریق مسیرهای مستقل از افزایش انسولین صورت گیرد. همچنین، عصاره ترکیبی تاثیر مثبتی بر عملکرد کبد داشت، به گونه‌ای که باعث کاهش معنادار آنزیم‌های کبدی ALT و AST در مقایسه با گروه دیابتی شد، که نشان‌دهنده‌ی نقش محافظتی عصاره بر بافت کبد و کاهش آسیب‌های ناشی از دیابت است. تغییرات آنزیم ALP از نظر آماری معنادار نبود، اما روند کاهشی آن ممکن است در مطالعات طولانی‌تر اهمیت پیدا کند. پارامتر هماتوکریت نیز هرچند از نظر عددی در گروه درمان افزایش داشت، اما این تغییر معنادار نبود. همچنین سنجش مالون دی آلدهید نیز نشان داد که مصرف این عصاره توانست سطح مالون دی آلدهید را به طور معنادار کاهش دهد، که این امر نشان‌دهنده‌ی تاثیر مثبت عصاره ترکیبی گیاه زالزالک و بریونیا است. با این وجود، این نتایج مقدماتی می‌تواند زمینه‌ساز تحقیقات بیشتر در این زمینه باشد.   
  11. عنوان پایاننامه: اثر هشت هفته تمرین هوازی به همراه مکملدهی ویتامین D بر بیان ژن AMPK، Phospho-AMPK alpha-1,2 و Asprosin بافت عضلانی موش های صحرایی مبتلا به دیابت نوع 2
    اسرین قربانی 1404
  12. بررسی اثر محافظتی عصاره متانولی زنجبیل بر آسیب مغزی در موش های صحرایی کلستاتیک
    حسن زارع نصیری 1404
       استرس اکسیداتیو نشانگر عدم تعادل بین تولید و ظهور انواع رادیکال های آزاد اکسیژن و توانایی سیستم بیولوژیک برای سم زدایی و یا ترمیم آثار مخرب آنها است. با توجه به اینکه بافت مغز دارای سیستم آنتی اکسیدانی بسیار ضعیفی نسبت به بقیه بافت های بدن است و همچنین به دلیل مصرف اکسیژن بالا و دارا بودن اسید های چرب غیر اشباع فراوان، بافت مغز به شدت در معرض آسیب های اکسیداتیو قرار می گیرد. آسیب کبدی کلستاتیک می تواند در نتیجه پاسخ به انواع مختلف بیماریها یا ترکیبات مخرب زیستی ایجاد شود. به طور کلی اسید های صفراوی از عمده ترین ترکیباتی هستند که در بروز آسیب ارگان ها در شرایط انسداد مجاری صفراوی نقش ایفا می کند. مطالعات نشان داده اند که بیماری های کبدی می توانند بر عملکرد مغز تاثیر بگذارند. بسیاری از مطالعات بر روی سلول‌های مغز موش کشت‌شده و مدل‌های حیوانی HE نقش مهمی از استرس اکسیداتیو را در پاتوژنز HE نشان داد.   بسیاری از مطالعات بر روی سلول‌های مغز موش کشت‌شده و مدل‌های حیوانی نقش مهمی از استرس اکسیداتیو را در بیماری زایی نشان داد. برخی از ترکیبات موجود در زنجبیل بخصوص جینجرول ها، با زدودن رادیکال های آزاد، دارای خاصیت آنتی اکسیدانی قوی می باشند. پس بنابراین در این مطالعه قصد داریم به بررسی اثرات محافظتی عصاره متانولی زنجبیل بر آسیب اکسیداتیو در مغز ایجاد شده ناشی از کلستازیس کبدی در موش های صحرایی نر پرداخته ایم.
  13. کاهش اثرات تنش شوری در گندم (Triticum aestivum L. ) با استفاده از اسپری برگی سالیسیلیک اسید
    شهلا بساطی 1403
  14. اثرات تزریق داخل صفاقی متیل جاسمونات بر سردرد میگرنی القا شده با نیتروگلیسرین و تغییر در برخی شاخص های استرس اکسیداتیو در موش های صحرایی نر بالغ
    میهن اوستا 1403
    چکیده مقدمه و هدف: مطالعات قویاً نشان دهنده ویژگی های آنتی اکسیدان و ضد التهابی متیل جاسمونات می باشند. با این وجود تا کنون مطالعه ی در خصوص اثرات ضد میگرنی متیل جاسمونات صورت نگرفته است. بر همین اساس ، در تحقیق حاضر به بررسی اثرات متیل جاسمونات بر ویژگی­های رفتاری   سردرد میگرنی و همچنین تغییرات برخی عوامل درگیر در   استرس اکسیداتیو در بافت قشر و ساقه مغز به دنبال القا میگرن با نیتروگلیسرین (NTG) در موش های صحرایی پرداخته شد. مواد و روش­ها: در این بررسی از 42 سر موش صحرایی نر بالغ نژاد ویستار استفاده شد. ­موش­ها به­طور تصادفی به­ 7 گروه 6 تایی شامل گروه­های کنترل، شاهد، میگرنی، پیش­درمان و پس­درمان دوزهای 5 و 10 میلی­گرم بر کیلوگرم متیل جاسمونات تقسیم شدند. در این پژوهش از مدل القا میگرن با استفاده از نیتروگلیسیرین (NTG)(5mg/kg) استفاده شد. تزریق به­صورت یک روز در میان ( پنج بار تزریق)و به شکل   درون صفاقی صورت گرفت.   به دنبال تزریق NTG حیوانات یک سری علائم رفتاری شاخص   سردرد   میگرنی مانند بالا رفتن از قفس(climbing)، استراحت کردن (resting) و مالش بدن(grooming) و مالش سر و صورت (Facial rubbing) را نشان می‌دهند. رفتارهای درد به مدت نود دقیقه ثبت گردید. به‌منظور ثبت دقیق رفتار درد علاوه بر ثبت دستی حرکات درد با سیستم ثبت تصویر خودکار ثبت و مجدداً مورد ارزیابی قرار گرفت. پس از دوره تزریق داروها و ارزیابی رفتاری سردرد میگرنی، موش‌ها با تزریق داخل صفاقی کتامین و زایلازین   تحت بیهوشی عمیق قرار گرفتند و بافت‌های قشر و ساقه مغز جداسازی و جهت سنجش فاکتورهای مرتبط با استرس اکسیداتیو شامل کاتالاز، مالون دی آلدهید، گلوتاتیون احیا و ROS استفاده شدند. نتایج: میزان رفتارهای   grooming و   climbing در موش­های میگرنی کمتر از گروه کنترل بود درحالی­که این رفتارها در گروه­های پیش­درمان و پس­درمان هر دو دوز 5 و 10 میلی­گرم بر کیلوگرم میتل­جاسمونات نسبت به گروه میگرنی افزایش داشتند. میزان رفتارهای Facial rubbing و resting در گروه میگرنی نسبت به گروه کنترل افزایش داشتند ولی این   رفتارها در همه گروه­های تیمارشده با متیل­جاسمونات نسبت به گروه میگرنی کاهش داشتند. در بخش سنجش بیوشیمیایی، مقادیر کاتالاز و گلوتاتیون احیا در موش­های میگرنی نسبت به گروه کنترل و شاهد، کاهش داشت درحالی­که تیمار گروه­های پیش­درمان و پس­درمان با دوزهای 5 و 10 میلی­گرم بر کیلوگرم متیل­جاسمونات سبب افزایش این دو فاکتور نسبت به گروه میگرنی شد. همچنین، مقادیر مالون دی آلدهید و ROS در موش­های میگرنی نسبت به گروه کنترل و شاهد، افزایش داشت اما تیمار گروه­های پیش­درمان و پس­درمان با دوزهای 5 و 10 میلی­گرم بر کیلوگرم متیل­جاسمونات سبب کاهش این دو فاکتور نسبت به گروه میگرنی شد. نتیجه­گیری: به طور کلی نتایج تحقیق حاضر حاکی از آن است که متیل جاسمونات شدت علایم سردردهای میگرنی   و استرس اکسیداتیو را در موش­های صحرایی کاهش می­دهد.   این اثرات می­تواند   تا حدودی به­دلیل پتانسیل آنتی­اکسیدانی متیل جاسمونات باشد . کلمات کلیدی: متیل جاسمونات-میگرن-نیتروگلیسرین-موش صحرایی-استرس اکسیداتیو  
  15. بررسی اثر عصاره صمغ مصطکی (.Pistacia lentiscus L) بر بهبود حافظه فضایی و مهار تخریب حافظه ناشی از اسکوپولامین در موش صحرایی نر بالغ
    محدثه خسروی 1403
  16. بررسی اثرات تفکیکی و همزمان عصاره کهورک، روغن زیتون و امگا3 بر سطح لیپیدهای سرمی موش های صحرایی هایپرکلسترولمی.
    امیرحسین جوانمرد 1403
       با وجودی‌که کلسترول، یک ترکیب ضروری و حیاتی در تشکیل غشای سلول است، اما بالا بودن مقدار آن در خون می‌تواند به عنوان یک عامل پرخطر در بدن عمل کند. گیاه کهورک   یا جغجغه با نام علمی Prosopis farcta   از خانواده Leguminosea ، که در منابع مختلف، خواص دارویی بسیار زیادی برای آن عنوان شده است. زیتون با نام علمی Olea Europaea L. از خانواده Oleacea می‌باشد که ترکیبات بسیار مفیدی در آن شناسایی شده است. یکی دیگر از اسیدهای چرب بسیار مفید وضروری برای بدن، اسید چرب اشباع نشده امگا-3 (PUFA ?-3) می‌باشد. این پژوهش با هدف بررسی اثر عصاره گیاه کهورک توام با روغن زیتون و امگا-3 بر سطح سرمی چربی‌ها در موش صحرایی هایپرکلسترولمی شده، انجام پذیرفت. از این رو، تعداد 60 سر موش صحرایی نر به شرح زیر تقسیم شدند.- گروه شاهد: با جیره غذایی معمول نگهداری ­شد.- گروه هایپرکلسترولمی: به مدت 8 هفته جیره پرچرب (حاوی 2 درصد کلسترول) داده شد.-گروه هایپرکلسترولمی+ کهورک: ابتدا به مدت 4 هفته جیره پرچرب و در ادامه به مدت 4 هفته همراه با جیره پرچرب، عصاره گیاه کهورک به میزان   mg/kg100 خورانده شد.- گروه هایپرکلسترولمی+ روغن زیتون: ابتدا به مدت 4 هفته جیره پرچرب و در ادامه به مدت 4 هفته همراه با جیره پرچرب، روغن زیتون به میزان 5 درصد داده شد.-گروه هایپرکلسترولمی+ امگا-3: ابتدا به مدت 4 هفته جیره پر چرب و در ادامه به مدت 4 هفته همراه با جیره پرچرب، امگا-3 به میزان mg/kg 400 داده   شد.- گروه هایپرکلسترولمی+ روغن زیتون+ امگا-3: ابتدا به مدت 4 هفته جیره پرچرب و سپس به مدت 4 هفته همراه با جیره پرچرب، روغن زیتون و امگا-3 به روش ها و مقادیر فوق داده شد.- گروه هایپرکلسترولمی+ کهورک+ روغن زیتون: ابتدا به مدت 4 هفته جیره پرچرب و سپس به مدت 4 هفته همراه با جیره پرچرب، عصاره گیاه کهورک و روغن زیتون، به روش‌ها و مقادیر فوق داده شد.- گروه هایپرکلسترولمی+ کهورک+ امگا3: ابتدا به مدت 4 هفته جیره پرچرب و سپس به مدت 4 هفته همراه با جیره پرچرب، عصاره گیاه کهورک و امگا-3، به روش‌ها و مقادیر فوق داده شد.- گروه هایپرکلسترولمی+ کهورک+ روغن زیتون+ امگا3: ابتدا به مدت 4 هفته جیره پرچرب و سپس به مدت 4 هفته همراه با جیره پرچرب، عصاره گیاه کهورک، روغن زیتون و امگا-3، به روش‌ها و مقادیر فوق داده شد.- گروه هایپرکلسترولمی +آترواستاتین: ابتدا به مدت 4 هفته جیره پرچرب و سپس به مدت 4 هفته همراه با جیره پرچرب، داروی آترواستاتین به میزان mg/kg 20 داده   شد.- در پایان آزمایش حیوانات ابتدا بیهوش شده و پس از خونگیری از قلب ، آسانکشی شده و نمونه بافت آنها جدا گردید. نمونه خون پس از سانتریفوژ و جدا شدن پلاسما، برای اندازه‌گیری فاکتورهای لیپیدی، گلوکز، شاخص‌های استرس اکسیداتیو و آنزیم‌های کبدی مورد استفاده قرار گرفت. از نمونه بافت کبد نیز پس از تثبیت در فرمالین 10 درصد و انجام پاساژ بافتی، لام‌های بافتی تهیه و مورد مطالعه هیستوپاتولوژیکی قرار گرفت. نتایج به دست آمده از این مطالعه نشان داد که تغذیه با رژیم پرچرب موجب افزایش وزن بدن،   سطح پلاسمایی کلسترول کل، تری‌گلیسیرید، LDL، VLDL ،گلوکز و آنزیم کبدی آسپارتات آمینوترانسفراز می شود. همچنین در بررسی هیستوپاتولوژیکی کبد حیوانات گروه هایپرکلسترولمی، تغییرات مخرب ساختاری مانند تجمع چربی به شکل ماکرووزیکول و میکرووزیکول، استئاتوز هپاتوسیت‌ها، تورم و حبابی شدن سلول‌ها و پرخونی و التهاب در ورید مرکزی و سینوزوئیدها مشاهده گردید. درمان با عصاره گیاه کهورک، روغن زیتون امگا-3، به صورت جداگانه و یا توام توانست تمامی تغییرات و اختلالات فوق را بهبود ببخشد. از این رو استفاده از مواد وترکیبات فوق در درمان عوارض ایجاد شده در اثر هایپرکلسترولمی می‌تواند مفید و موثر واقع شود.

تاریخ به‌روزرسانی: 1405/04/31