صفحه نمایش استاد - پرتال اصلی دانشگاه رازی

احسان امیری

احسان امیری

دانشیار / تربیت بدنی وعلوم ورزشی / گروه فیزیولوژی ورزشی

پایان‌نامه‌های کارشناسی‌ارشد

  1. بررسی اثر تحریک دو ناحیه ای جریان مستقیم فراجمجمه ای در طول چهار هفته تمرین مقاومتی بر تعادل، شاخصهای ادراکی و فعالیت الکترومیوگرافی عضلات در زنان جوان
    سعیده السادات موسوی 1404
  2. مقایسه آثار تحریک جریان مستقیم فراجمجمه ای تک ناحیه ای و دوناحیه ای بر عملکرد ورزشی و پاسخ های روانی-فیزیولوژیکی در یک فعالیت استقامتی
    حسنا خوش چهره وندرنی 1404
  3. بررسی آثار چهار هفته تمرینات مقاومتی با و بدون تحریک جریان مستقیم فراجمجمهای بر برخی از شاخصهای مرتبط با سلامت روان در بانوان غیر ورزشکار
    هانیه صمدی 1404
    چکیده: پیش­زمینه:   سلامت روان، یکی از ابعاد اصلی سلامت و پیش‌شرط تحقق توسعه پایدار است که بر کیفیت زندگی فردی و اجتماعی تاثیر تعیین‌کننده‌ای دارد. با این حال، شیوع فزاینده اختلالات روانی، به‌ویژه در جوامع در حال توسعه و در میان زنان، لزوم طراحی مداخلات موثر و در دسترس را دوچندان کرده است. فعالیت بدنی، از جمله تمرینات مقاومتی، به‌عنوان یک روش غیردارویی شناخته شده، نقش قابل توجهی در بهبود شاخص‌هایی مانند کیفیت زندگی، اضطراب، اعتماد به نفس و تصویر بدنی ایفا می‌کند. در کنار ورزش، فناوری‌های نوینی مانند تحریک جریان مستقیم فراجمجمه‌ای (tDCS) نیز با القای تغییرات پایدار عصبی، به بهبود عملکردهای روان‌شناختی کمک می‌کنند. پژوهش‌های پیشین نشان می‌دهند ترکیب این دو روش می‌تواند اثرات هم‌افزایی قدرتمندی ایجاد کند؛ با وجود این، اغلب پژوهش‌های پیشین به بررسی ترکیب tDCS و تمرینات هوازی پرداخته‌اند و مطالعات کمتری بر اثرات همزمان تمرینات مقاومتی و tDCS متمرکز بوده است. همچنین، اکثر این پژوهش‌ها بر روی مردان انجام شده‌اند و شواهد کافی در مورد زنان وجود ندارد. ازاین‌رو، پژوهش حاضر با هدف بررسی آثار چهار هفته تمرین مقاومتی همراه با اعمال tDCS   بر ابعاد مختلف سلامت روان در زنان جوان طراحی شده است. روش تحقیق: پژوهش حاضر از لحاظ روش‌شناسی یک پژوهش نیمه‌تجربی با طرح تحقیق بین‌گروهی به صورت دو‌سویه کور و با کنترل اثر دارونما (شَم) بود. تعداد 24 آزمودنی زن بدون سابقه تمرین ورزشی در این پژوهش شرکت کردند.   پس از مشخص شدن گروه­ها تمامی شرکت­کنندگان در یک جلسه توجیهی شرکت کردند و در همان جلسه اندازه­گیری یک تکرار بیشینه به روش برآوردی و برمبنای خطوط راهنمای ارائه شده برای برآورد یک تکرار بیشینه انجام شد. یک هفته پس از برگزاری جلس? توجیهی، در باز? زمانی 4 روز   پیش از آغاز اولین جلس? تمرینی اندازه­گیری­های مربوط به پیش­آزمون انجام شد. پس از تکمیل اندازه­گیری­ها در مرحل? پیش­آزمون، گروه "آنودال + تمرین" به مدت 4 هفته برنام? تمرینات مقاومتی را همراه با دریافت تحریک آنودال غیرتهاجمی مغز پس از اتمام هر جلسه تمرین مقاومتی انجام دادند. گروه "شَم + تمرین" به مدت 4 هفته روال مشابه با گروه اول را داشتند اما به جای دریافت تحریک آنودال، تحریک شم را دریافت نمودند. 48 ساعت پس از اتمام آخرین جلس? تمرینی، اندازه­گیری­های مربوط به پس­آزمون با روالی مشابه با پیش­آزمون انجام پذیرفت. با توجه به تعداد پرسشنامه­های مورد استفاده در این پژوهش و به­منظور پیشگیری از کسالت­بار بودن روند تکمیل پرسشنامه ها، باز? زمانی 4 روزه در قبل و پس از اعمال مداخله در نظر گرفته شده و تلاش شد که در هر روز 2 پرسشنامه و به تفکیک صبح و بعد از ظهر به شرکت­کنندگان ارائه و تکمیل گردد. میانگین مقادیر متغیرهای پژوهش در تجزیه و تحلیل آماری مورد استفاده قرار گرفت و از روش­های آماری پارامتریک تی-مستقل، آنوای دوراهه مرکب با اندازه­گیری­های تکراری و آنوای یک­راهه با اندازه­گیری­های تکراری برای تحلیل آماری داده­ها استفاده شد. یافته­ها: نتایج پژوهش حاضر نشان داد که میزان اضطراب در هر دو گروه آنودال+تمرین (011/0 = p) و شَم+تمرین (033/0 = p) بلافاصله پس از اعمال مداخله کاهش یافت، اما در گروه تحریک آنودال، این کاهش در مرحل? پیگیری چهارهفته نیز پایدار ماند (008/0 = p)، در حالی که در گروه شم، میزان اضطراب در مرحل? پیگیری مجدداً افزایش یافت (014/0 = p). در سایر متغیرها شامل کیفیت زندگی، سلامت روان، کیفیت خواب، ابعاد تصویر بدنی، اعتماد به نفس و انعطاف‌پذیری شناختی، اثر اصلی زمان معنادار بود و بهبود قابل‌توجهی نسبت به قبل از مداخله مشاهده شد (05/0 < p)، اما تفاوت معناداری بین دو گروه وجود نداشت. در متغیر خودپنداره، نه اثر گروه و نه اثر زمان معنادار نبود. نتیجه­گیری:   بر اساس نتایج پژوهش حاضر، چهار هفته تمرین مقاومتی به‌تنهایی یا در ترکیب با تحریک جریان مستقیم فراجمجمه‌ای، تاثیر مثبت و معناداری بر بهبود شاخص‌های مختلف سلامت روان در زنان غیرورزشکار داشته است. به‌طور کلی، می‌توان نتیجه گرفت که احتمالاً تمرینات مقاومتی می­تواند به‌عنوان یک مداخله موثر و در دسترس، قادر به ارتقای چندبُعدی سلامت روان در زنان غیرورزشکار باشد، اما افزودن تحریک tDCS تنها در حفظ اثرات ضداضطرابی در بلندمدت برتری دارد و در سایر حیطه‌ها اثر هم‌افزایی قابل‌توجهی ایجاد نکرد.   
  4. روندها و الگوهای اصلی در توسعه فوتبال زنان: یک مرور دامنه ای سریع و ترکیب شواهد
    طاهره قزوینه 1404
  5. آثار حاد فعالیت هوازی در شرایط هایپوکسی و نورموکسی بر فاکتورهای التهابی و پاسخهای نوروفیزیولوژیکی در مردان مبتلا به آرتریت روماتوئید
    پوریا ولیئی 1404
    پیشزمینه: آرتریت روماتوئید یک بیماری خود ایمنی سیستمیک و مزمن است که با تخریب پیشرونده‌ی مفاصل، التهاب سیستمیک پایدار و کاهش چشمگیر کیفیت زندگی همراه است. عواملی همچون اینترلوکین-? (IL-?)، پروتئین واکنشی C (CRP)و نرخ رسوب گلبول قرمز (ESR) در پاتوژنز آن نقش محوری دارند. فعالیت ورزشی به‌عنوان یک درمان مکمل توصیه می‌شود، اما پاسخ التهابی و نوروفیزیولوژیک حاد به یک جلسه فعالیت هوازی و تفاوت پاسخها در شرایط هایپوکسی نسبت به نورموکسی در مبتلایان به آرتریت روماتوئید بررسی نشده است. بنابراین، مطالعه حاضر برای نخستین بار اثر یک جلسه ?? دقیقه‌ای فعالیت هوازی با شدت متوسط را در شرایط هایپوکسی نورموباریک (??? اکسیژن، معادل ارتفاع حدود ???? متر) و شرایط نورموکسی بر شاخص‌های التهابی و پاسخ‌های نوروفیزیولوژیک این بیماران بررسی کرد.روش تحقیق: این مطالعه با طرح متقاطع کنترل شده و با ترتیب موازنه متقابل انجام شد. پس از بررسی‌های مقدماتی، ?? مرد 30-64 ساله مبتلا به آرتریت روماتوئید ساکن کرمانشاه به‌طور داوطلبانه در این پژوهش شرکت کردند. شرکتکنندهها پیش از شروع جلسات اصلی پژوهش در یک جلسه توجیهی با روند اجرای پژوهش آشنا شدند. در این جلسه، پس از ارائه توضیحات کامل درمورد روند پژوهش، فواید و مضرات احتمالی، رضایت نامه کتبی از شرکتکنندهها گرفته شد. سپس، شرکتکنندهها به طور تصادفی در دو جلسه مجزا (هایپوکسی و نورموکسی) با فاصله یک هفته بین جلسات در آزمایشگاه حضور یافتند. در هر جلسه هر شرکتکننده پس از قرارگیری در شرایط هایپوکسی یا نورموکسی استراحتی به مدت 30 دقیقه، یک فعالیت هوازی 30 دقیقه‌ای را با شدت 65-75% حداکثر ضربان قلب در همان شرایط روی چرخ کارسنج انجام داد. در هر جلسه نمونه‌گیری خونی در دو نوبت قبل و پس از فعالیت هوازی برای سنجش IL-6، CRP و ESR انجام شد. همچنین، شاخص‌های درد، درک فشار (RPE)، ضربان قلب، اشباع اکسیژن سرخرگی (SpO?) به هنگام اجرای فعالیت هوازی و کیفیت خواب (پرسشنامه گروئینگن) و بهزیستی (WBQ) در شب پس از اجرای فعالیت هوازی ارزیابی شدند. طبیعی بودن توزیع داده‌ها با آزمون شاپیرو–ویلک بررسی و متناسب با آن از آزمون t همبسته (RPE، HR، SpO2، شاخص درد، امتیاز پرسشنامه بهزیستی WBQ) یا ویلکاکسون (IL-6، CRP، ESR، کیفیت خواب) استفاده شد.یافتهها: نتایج پژوهش حاضر نشان داد که IL-6 پس از تمرین در شرایط نورموکسی به‌طور معنی‌دار کاهش یافت (p=0.011)، اما در هایپوکسی تغییر معنی‌داری نداشت. همچنین، ESR در هر دو شرایط هایپوکسی و نورموکسی به‌طور معنیدار کاهش یافت (به ترتیب: p=0.026، p=0.043). سطوح SpO? هنگام تمرین در شرایط هایپوکسی به‌طور معنیداری پایین‌تر بود (p?0.001) و میزان درک فشار در شرایط هایپوکسی نسبت به نورموکسی بهطور معنیداری بیشتر بود (p=0.019). از سوی دیگر، هیچگونه تفاوت معنیداری برای متغیرهای CRP، ضربان قلب، درد، کیفیت خواب و امتیاز پرسشنامه بهزیستی بین دو شرایط هایپوکسی و نورموکسی مشاهده نشد.نتیجهگیری: فعالیت هوازی با شدت متوسط در مردان مبتلا به آرتریت روماتوئید از نظر حس درد، کیفیت خواب و بهزیستی، چه در شرایط نورموکسی و چه هایپوکسی ایمن میباشد و مردان مبتلا به آرتریت روماتوئید میتوانند از سودمندیهای فعالیت هوازی با شدت متوسط بهرهمند شوند. با این حال، انجام فعالیت هوازی در شرایط هایپوکسی باید با احتیاط و تحت نظارت انجام شود، زیرا ممکن است بخشی از پاسخ‌های ضدالتهابی را کاهش داده و بار فیزیولوژیکی و ادراکی را افزایش دهد.کلید واژهها: هایپوکسی نورموباریک؛ ارتفاع شبیهسازی شده؛ التهاب؛ اینترلوکین-6؛ نرخ رسوب گلبول قرمز؛ پرونئین واکنشی C؛ وضعیت بهزیستی؛کیفیت خواب 
  6. اثر فعالیت بدنی حاد و تحریک آنودال قشر پیش پیشانی خلفی جانبی در شرایط هایپوکسی بر ولع مصرف غذا و برخی فاکتورهای روانشناختی مرتبط با آن در مردان چاق و دارای اضافه وزن
    محمدجواد بیگلری 1404
  7. آثار یک جلسه تمرین هوازی با شدت متوسط و تمرین تناوبی با شدت بالا بر ولع مصرف غذا، انتخاب غذایی و برخی فاکتورهای روانی مرتبط با کنترل اشتها در زنان دارای اضافه وزن و چاق
    چنور قادری 1403
       پیـش­زمیـنه و اهداف: اضافه وزن و چاقی از مهم­ترین دلایل بروز طیف گسترده­ای از بیماری‌‌ها هستند. از مهم­ترین دلایل بروز اضافه وزن و چاقی می­توان به ولع مصرف غذا، رفتارهای تکانشی و تصمیم­های با ریسک­ بالا در انتخاب و مصرف مواد غذایی اشاره نمود. از این رو، استفاده از استراتژی­های موثر در کاهش ولع مصرف غذا و افزایش کنترل و مهار درونی همواره مورد توجه بوده است. نتایج تحقیقات متعدد آثار مثبت فعالیت بدنی منظم را در کاهش ولع مصرف و افزایش مهار درونی نشان داده است. با این حال، تاکنون پژوهشی در خصوص بررسی آثار یک جلسه تمرین هوازی با شدت متوسط و تمرین تناوبی با شدت بالا بر ولع مصرف غذا، انتخاب غذایی و برخی فاکتورهای روانی مرتبط با کنترل اشتها در زنان دارای اضافه وزن و چاق انجام نشده است. از این رو، در پژوهش حاضر، آثار یک جلسه تمرین هوازی با شدت متوسط و تمرین تناوبی با شدت بالا بر ولع مصرف غذا، انتخاب غذایی و برخی فاکتورهای روانی مرتبط با کنترل اشتها در زنان دارای اضافه وزن و چاق مورد بررسی قرار گرفت.    روش تحقیـق: بدین منظور، تعداد 15 زن دارای اضافه وزن و چاق که دارای ولع مصرف غذا نیز بودند به­صورت داوطلبانه به عنوان آزمودنی در این پژوهش شرکت نمودند. آزمودنی­ها به­صورت انتساب تصادفی در سه گروه مداخله شامل 1) تمرین هوازی با شدت متوسط؛ 2) تمرین تناوبی با شدت بالا و 3) کنترل تقسیم­بندی شدند. در یک جلسه توجیهی، ویژگی­های آنتروپومتریک آزمودنی­ها اندازه­گیری شد و آزمودنی­ها با چگونگی انجام تمرینات هوازی با شدت متوسط و تمرین تناوبی با شدت بالا آشنا شدند. پس از برگزاری جلسه توجیهی و آشنایی آزمودنی­ها با کلیه مراحل پژوهش، آزمودنی­ها در سه جلسه مجزا با فاصله 7 روز بین هر جلسه در محل اجرای پژوهش حضور یافتند   و در این سه جلسه به صورت موازنه متقابل در معرض سه شرایط مختلف تمرین هوازی با شدت متوسط، تمرین تناوبی با شدت بالا و گروه کنترل قرار گرفتند. در هر سه شرایط مراحل اجرای پژوهش یکسان بود. گروه کنترل در تمام این مدت روال عادی زندگی را داشت و هیچ نوع مداخله­ای را دریافت ننمود. ولع مصرف غذا، میزان اشتها، ترجیح غذایی، تکانشگری، تصمیم‌گیری ریسک‌پذیر و انعطاف‌پذیری شناختی قبل و بعد از اعمال مداخلات در شرایط مشابه اندازه­گیری شدند. یافتـه­ها: نتایج پژوهش نشان داد که پس از اعمال مداخلات، تفاوت معنی­داری در ولع مصرف غذا در پرسشنامه 15 سوالی بین سه شرایط مداخله­ای وجود نداشت. مقیاس آنالوگ بصری ولع مصرف غذا   (مقیاس بصری 12 سوالی) در شرایط تمرین هوازی و تمرین تناوبی با شدت بالا به شکل معنی­داری کمتر از شرایط کنترل بود. همچنین، 24 ساعت پس از اعمال مداخلات، ولع مصرف غذا در شرایط تمرین تناوبی با شدت بالا به شکل معنی­داری کمتر از شرایط کنترل بود.متغیر میزان اشتها نتایج نشان داد که تفاوت معنی­داری در میزان اشتها   بین سه شرایط مداخله­ای وجود نداشت. اما درمورد ترجیح غذایی نتایج نشان داد که پس از اتمام مداخلات، ترجیح غذایی (برای غذاهای با درصد چربی و قند بالا) در شرایط تمرین تناوبی با شدت بالا به شکلی معنی­داری کمتر از شرایط کنترل بود. در مورد متغیر تکانشگری و تصمیم‌گیری ریسک‌پذیر نیز نتایج نشان داد که تفاوت معنی­داری در میزان تکانشگری و تصمیم‌گیری ریسک‌پذیر بین سه شرایط مداخله­ای وجود نداشت. با این وجود متغیر انعطاف‌پذیری شناختی در شرایط تمرین هوازی به شکلی معنی­داری بالاتر از شرایط کنترل بود.    نتیـجه­گیـری: با توجه به نتایج پژوهش حاضر می­توان چنین نتیجه­گیری نمود که تمرینات هوازی و تناوبی اثر مثبتی بر ولع مصرف غذا دارند. همچنین تمرین تناوبی با شدت بالا اثر معناداری بر ترجیح غذایی (برای غذاهای با درصد چربی و قند بالا) دارد و تمرین هوازی نیز اثر مثبتی بر انعطاف‌پذیری شناختی دارد.چنین نتایجی به لحاظ کاربردی بسیار حائز اهمیت می‌باشد، گرچه لازم به ذکر است که انجام مطالعات بیشتر جهت تایید این پروتکل و مکانیسم‌های دخیل در آن ضرورت دارد.    کلمات کلیدی: تمرین هوازی، تمرین مقاومتی، ولع مصرف غذا، تکانشگری، تصمیم­گیری ریسک پذیر، چاقی و اضافه   و ترجیح غذایی.
  8. تناسب تصویر رقابت ورزشی(فوتبال) زنان: از تعصب احتمالی تا قضاوت تطبیقی
    هانیه پرنو 1403
  9. مقایسه آثار تحریک جریان مستقیم فراجمجمه ای و تحریک جریان پالسی فراجمجمه¬ای بر عملکرد بی-هوازی و پاسخ¬های نوروفیزیولوژیکی در دختران بسکتبالیست
    مستوره سلیمی 1403
    چکیده پیش زمیـنه:   تحریک جریان مستقیم فراجمجمه‌ای (tDCS) و تحریک جریان پالسی فراجمجمه‌ای از جمله روش‌های غیر تهاجمی مغز هستند که در تحقیقات مختلف به کار رفته‌اند. tDCS به عنوان یکی از متداول‌ترین تکنیک‌های تحریک غیر تهاجمی مغز، اخیراً مورد توجه خاصی در علوم ورزشی قرار گرفته است. با این حال، تحقیقات محدودی در زمینه تاثیر tDCS بر بهبود عملکرد ورزشی، شناختی و ادراکی در فعالیت‌های بی‌هوازی با ماهیت تکرار شونده انجام شده است. همچنین تحریک الکتریکی جریان پالسی فراجمجمه‌ای (tPCS) به عنوان یک روش نوین، توجه زیادی را به خود جلب کرده است. اهمیت این رویکرد زمانی بیشتر مشخص می‌شود که تحقیقات نشان داده‌اند tPCS نسبت به تحریک جریان مستقیم فراجمجمه‌ای (tDCS) قابلیت بیشتری در افزایش تحریک‌پذیری قشر مغز دارد. بنابراین، هدف این پژوهش بررسی و مقایسه تاثیرات tDC   و tPC   بر عملکرد ورزشی و پاسخ‌های ادراکی در طول و پس از شش دوره فعالیت حداکثری بی‌هوازی است.
  10. اثر یک جلسه تمرین هوازی همراه با تحریک جریان مستقیم یا جریان پالسی فراجمجمه ای بر ولع مصرف غذا، ترجیح غذایی و برخی فاکتورهای روانشناختی مرتبط با کنترل اشتها در زنان چاق و دارای اضافه وزن.
    سحر بختی 1403
       چکیده:    پیش‌زمینه: اضافه ‌وزن و چاقی به‌ عنوان یک اپیدمی جهانی مورد توجه قرار گرفته است. ولع مصرف غذا که به‌ عنوان تمایل شدید برای مصرف نوع خاصی از مواد غذایی؛ (بیشتر مواد غذایی با کالری بالا و ارزش غذایی پایین) تعریف می‌شود، به‌ عنوان یکی از اصلی‌ترین عوامل بروز چاقی و اضافه ‌وزن در نظر گرفته شده است. ولع مصرف غذا یک حالت روان‌شناختی است که با عواملی نظیر؛ تکانشگری، کنترل مهاری، تصمیم‌گیری ریسک‌پذیر و نیز انعطاف‌پذیری شناختی مرتبط است و عمدتاً در قشر پیش‌پیشانی ((PFC و ناحیه خلفی‌-جانبی پیش‌پیشانی (DLPFC) مغز کنترل می‌شود. نشان داده شده است که حتی یک جلسه فعالیت بدنی می‌تواند سبب کاهش ولع مصرف غذا شود. از سوی دیگر، نقش تحریک غیرتهاجمی مغز در کاهش ولع مصرف غذا نیز به خوبی به اثبات رسیده است و نتایج برخی فراتحلیل‌ها به خوبی این امر را نشان داده است. از این رو، در پژوهش حاضر؛ اثر یک جلسه تمرین هوازی همراه با دو نوع متفاوت از تحریک فراجمجمه‌ای مغز شامل؛ تحریک جریان مستقیم یا تحریک جریان پالسی فراجمجمه‌ای بر متغیرهای؛ ولع مصرف غذا، ترجیح غذایی، میزان اشتها، تکانشگری، تصمیم‌گیری ریسک‌پذیر، انعطاف‌پذیری شناختی و پاسخ‌های ادراکی در زنان چاق یا دارای اضافه‌ وزن مبتلا به ولع مصرف غذا به عنوان هدف اصلی مورد بررسی قرار گرفت. روش تحقیق: بدین منظور تعداد 15 آزمودنی زن چاق یا دارای اضافه وزن مبتلا به ولع مصرف غذا به صورت داوطلبانه در این پژوهش شرکت نمودند. و پس از برگزاری جلس? توجیهی و آشنایی آزمودنی‌ها با کلی? مراحل اجرای پژوهش، آزمودنی‌ها در سه جلس? مجزا با فاصله 7 روز بین هر جلسه در محل اجرای پژوهش حضور یافتند و در این سه جلسه به ‌صورت موازن? متقابل در معرض یکی از این سه شرایط مختلف بدین شرح قرار گرفتند: 1) تمرین هوازی + تحریک جریان مستقیم فراجمجمه‌ای (AE+tDCS)، 2) تمرین هوازی + تحریک جریان پالسی فراجمجمه‌ای (AE+tPCS) یا 3) تمرین هوازی + تحریک ساختگی (AE+Sham). در هر جلسه، پس از حضور آزمودنی‌ها در محل اجرای پژوهش و انجام مقدمات اولیه، به ترتیب متغیرهای؛ ولع مصرف غذا، میزان اشتها، ترجیح غذایی، تکانشگری، تصمیم‌گیری ریسک‌پذیر، انعطاف‌پذیری شناختی و پاسخ‌های ادراکی مورد اندازه‌گیری قرار گرفتند. سپس در شرایط (AE+tDCS)؛ ابتدا آزمودنی‌ها 20 دقیقه تحریک آنودال جریان مستقیم را در ناحیه   DLPFCچپ دریافت نموده و سپس به اجرای تمرین هوازی پرداختند. در شرایط(AE+tPCS)   نیز اجرای پروتکل به همین شکل بود با این تفاوت که نوع تحریک دریافتی، تحریک جریان پالسی فراجمجمه‌ای بود. و در شرایط (AE+Sham) باز هم آزمودنی‌ها به مدت 20 دقیقه تحریک شم را دریافت نموده و سپس به اجرای تمرین هوازی می‌پرداختند. بلافاصله پس از اتمام تمرین هوازی در هر جلسه، متغیرهای پژوهش مجدداً مورد اندازه‌گیری قرار می‌گرفتند. علاوه براین، میزان ولع مصرف غذا در بازه‌های زمانی 24 و 48 ساعت پس از اتمام تمرین دوباره مورد اندازه‌گیری قرار گرفت. همچنین، میزان اشتها و پاسخ‌های ادراکی نیز در فواصل زمانی 1، 2، 4، 24 و 48 ساعت پس از اتمام تمرین هوازی به صورت مجدد ثبت ‌شدند. یافته‌ها: پس از تجزیه و تحلیل داده‌ها، نتایج این پژوهش   نشان داد؛ در 24 ساعت پس از اتمام مداخلات، متغیر ولع مصرف غذا طبق پرسشنامه 15 آیتمی   (FC-15)در شرایط (AE+tDCS) و   (AE+tPCS) به شکل معنی‌داری کمتر از حالت   (AE+Sham)بود. همچنین در 48 ساعت پس از اتمام مداخلات، متغیر ولع مصرف غذا طبق پرسشنامه 15 آیتمی   (FC-15)و مقیاس بصری ولع مصرف غذا (FC-12) تنها در شرایط (AE+tDCS) به شکل معنی‌داری کمتر از شرایط sham بود. در مورد متغیر میزان اشتها تفاوت معنی‌داری بین سه شرایط مداخله‌ای وجود نداشت. اما متغیر ترجیح غذایی؛ (برای غذاهای با درصد چربی و قند بالا) در شرایط   (AE+tPCS)و (AE+tDCS) به شکل معنی‌داری کمتر از شرایط sham بود. با وجود اینکه طی این پژوهش متغیرهای تکانشگری و تصمیم‌گیری ریسک‌پذیر، تفاوت معنی‌داری را بین سه شرایط مداخله‌ای نشان ندادند. اما انعطاف‌پذیری شناختی در شرایط (AE+tDCS) و (AE+tPCS) به شکل معنی‌داری بالاتر از شرایط sham بود. نتیجه‌گیری:
  11. آثار تمرینات مختلف ورزشی بر سطوح سرمی برخی آدیپوکاین ها در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو: یک مرور ساختارمتد، متاآنالیز و متارگرسیون از مطالعات کنترل شده تصادقی
    آرزو پورکوشکی 1403
    زمینه و هدف: بهبود سطح سلول های چربی می تواند خطر ابتلا به دیابت و بیماری های قلبی عروقی را کاهش دهد، که نشان می دهد سلول های چربی یک هدف درمانی امیدوارکننده در دیابت نوع 2 (T2DM) و سایر بیماری های مرتبط هستند. با این حال، هیچ اتفاق نظری در مورد نقش تمرین‌های ورزشی مختلف بر روی آدیپوکین‌ها در دیابت نوع 2 وجود ندارد و نتایج متناقض هستند. بنابراین، این مرور سیستماتیک، متاآنالیز و متارگرسیون به بررسی اثرات انواع مختلف تمرین ورزشی بر روی برخی از غلظت های آدیپوکین‌ها در دیابت نوع دوم پرداخت. روش‌ها: یک جستجوی سیستماتیک در PubMed، Web of Science، Scopus، Embase، Google Scholar، ProQuest، Cochrane، و Clinicaltrials.gov در سپتامبر 2024 انجام شد. رزیستین، آپلین، ویسفاتین و واسپین برای بررسی اثرات تمرین ورزشی در این موردگنجانده شدند. مطالعه متاآنالیز با استفاده از مدل اثر تصادفی (روش DerSimonian-Laird) برای محاسبه تفاوت میانگین وزنی با فاصله اطمینان 95 درصد انجام شد. یافته ها: تجزیه و تحلیل 37 مطالعه (52 بازوی مداخله ، تعداد: 1811) نشان داد که تمرین ورزشی به طور قابل توجهی رزیستین (میانگین: 02/1- نانوگرم/میلی لیتر، 95% ،57/0- تا   48/1- CI: 0001/0P= ) و ویسفاتین (میانگین: 70/0- نانوگرم/میلی لیتر، 95%، 32/0- تا 07/1- CI: 0002/0P=) را به طور قابل توجهی کاهش داد. اما بر سطوح آپلین ( میانگین: 02/0 نانوگرم/میلی لیتر، 95%، 08/0 تا 04/0- CI: 55/0P=) و واسپین ( میانگین: 00/0 نانوگرم/میلی لیتر، 95%، 0/0 تا 0/0- CI: 69/0 P=) در گروه دیابتی در مقایسه با گروه کنترل تاثیر معناداری نداشت. اثرات اندکی قوی تر در تمرینات هوازی، ترکیبی و مقاومتی در مردان و بیش از 8   هفته مداخله مشاهده شد. تجزیه و تحلیل متارگرسیون نیز نشان داد که بین رزیستین و تغییرات BMI رابطه خطی معناداری وجود دارد. نتیجه:   به طور کلی، تمرین ورزشی با اثر مکمل مثبت برای بیماران مبتلا به دیابت نوع دوم، شاخص های التهابی را کاهش داد. کلیدواژه ها: تمرین ورزشی، آدیپوکین‌ها، مقاومت به انسولین، دیابت نوع 2.   
  12. مقایسه آثار تحریک دو ناحی های جریان مستقیم و جریان پالسی فراجمجمه ای بر عملکرد عضلانی و پاسخ های نوروفیزیولوژیکی در انقباض های ایزوتونیک زیربیشینه
    زهرا صیفی 1403
       پیش زمینه: در جدیدترین مطالعات انجام شده، یافته­ها حاکی از آن است که اگر تحریک جریان مستقیم فراجمجمه­ای به­صورت تحریک دوناحیه­ای هم بر روی قشر حرکتی اولیه (M1) و هم ناحیه پیش­پیشانی خلفی-جانبی (DLPFC) اعمال شود، سبب اعمال تحریک پذیری قشری نخاعی بیشتر خواهد شد. توجه به این استراتژی زمانی بیشتر اهمیت یافت که نتایج مطالعات نشان دادند استفاده از این نوع تحریک می­تواند ماندگاری بیشتری نیز داشته باشد. از سوی دیگر، نوع دیگری از تحریک الکتریکی فراجمجمه­ای به نام تحریک جریان پالسی نیز در بررسی­های اولیه با آثار مثبت بیشتری در مقایسه با تحریک جریان مستقیم همراه بوده است. لذا، باتوجه به اینکه تاکنون پژوهشی در زمینه اثرگذاری تحریک دوناحیه­ای چه به­صورت جریان مستقیم و چه به­صورت جریان پالسی بر عملکرد عضلانی در زنان انجام نپذیرفته، هدف از این پژوهش بررسی اثر تحریک فراجمجمه­ای دوناحیه­ای به­صورت جریان مستقیم یا جریان پالسی بر عملکرد عضلانی و همچنین پاسخ­های نوروفیزیولوژیکی در انقباض­های ایزوتونیک زیربیشینه در زنان سالم و فعال است. روش پژوهش: 15 آزمودنی با سابقه اجرای تمرین­های مقاومتی به­صورت منظم در این پژوهش یک طرح درون گروهی و موازن? متقابل به­صورت دو سویه­کور و با کنترل اثر دارونما (شَم) شرکت کردند. بدین منظور، در یک جلس? توجیهی پس از آشنایی آزمودنی­ها با مراحل اجرای پژوهش و اندازه­گیری ویژگی­های آنتروپومتریک، یک تکرار بیشین? آن­ها در حرکت مورد نظر اندازه­گیری شد. یک هفته پس از برگزاری جلس? توجیهی، آزمودنی­ها در سه جلس? مجزا با فاصل? یک هفته بین جلسات و به صورت تصادفی در معرض 3 شرایط مختلف 1) تحریک دوناحیه­ای جریان مستقیم فراجمجمه­ای و اجرای 3 ست تا واماندگی حرکت پرس پا؛ 2) تحریک دوناحیه­ای جریان پالسی فراجمجمه­ای و اجرای 3 ست تا واماندگی حرکت پرس پا؛ و 3) تحریک شَم و اجرای 3 ست تا واماندگی حرکت پرس پا قرار گرفتند. یافته­ها: نتایج پژوهش حاضر نشان داد که درد عضلانی در تمام شرایط، به شکل معنی­داری از ست اول به ست سوم افزایش یافت (05/0all p<) و نتایج مقایسه­های زوجی نشان داد در ست سوم اجرای حرکت پرس پا، میزان درد عضلانی در شرایط تحریک دوناحیه­ای جریان مستقیم و جریان پالسی فراجمجمه­ای به شکل معنی­داری کمتر از شرایط شَم بود (به ترتیب؛ 04/0p=؛ 03/0=p). همچنین، میزان حس لذت در تمام شرایط، از ست اول به ست سوم کاهش یافت (05/0all p<) و نتایج مقایسه­های زوجی نشان داد در ست سوم اجرای حرکت پرس پا، حس لذت در شرایط تحریک دوناحیه­ای جریان مستقیم و جریان پالسی فراجمجمه­ای به شکل معنی­داری بیشتر از شرایط شَم بود (به ترتیب؛ 01/0p=؛ 03/0=p). علاوه بر این، نتایج نشان داد که زمان عکس­العمل انتخابی در شرایط تحریک دوناحیه­ای جریان مستقیم پس از اجرای پروتکل تمرینی به شکل معنی­داری کمتر از شرایط قبل از اجرای پروتکل تمرینی بود (004/0p<) در حالیکه، در شرایط تحریک دوناحیه­ای جریان پالسی فراجمجمه­ای و شَم تفاوت معنی­داری در متغیر زمان عکس­العمل انتخابی از قبل به بعد از اجرای پروتکل تمرینی نشان نداد (05/0p>). از سوی دیگر، تفاوت معنی­داری در متغیرعملکرد مهاری، میزان درک فشار، میزان انگیختگی و عملکرد عضلانی (تعداد تکرار تا واماندگی) بین هیچ یک از شرایط تحریک مشاهده نشد (05/0p>). نتیجه­گیری:
  13. بررسی آثار شدت های مختلف تمرین مقاومتی همراه با مکمل دهی کورکومین بر سطوح استراحتی هورمونی رشد و IGF-1 مردان چاق
    میلاد پروانه 1403
  14. تاثیر هشت هفته بازی های منتخب بالشوله هایدلبرگ تحت فشار پیچیدگی تکلیف بر تبحر حرکتی دانش آموزان دختر 9 تا 11 ساله کرمانشاه
    ندا محمدویسی 1403
  15. بررسی آثار تحریک جریان پالسی فراجمجمه ای بر عملکرد ورزشی و شناختی در مردان تمرین کرده استقامتی
    هانیه نوذری 1403
  16. اثر آنی خستگی عضلات تنه در مقابل خستگی عصبی- عضلانی بر تغییرات کنترل کمری-لگنی، مکانیک فرود، تعادل و کنترل مفصل زانو در ورزشکاران نخبه شهرستان کرمانشاه
    سحر سیفعلی 1403
    چکیده مقدمه: بسیاری از آسیب­های ACL در شرایط غیرتماسی چون کاتینگ، چرخش یا فرود از یک پرش، رخ می­دهند. خستگی ممکن است منجر به تغییرات مضر در بیومکانیک اندام تحتانی در طول این فعالیت‌ها شود که می‌تواند خطر آسیب‌های غیر تماسی ACL را افزایش دهد. بنابراین هدف از مطالعه حاضر مقایسه آثار خستگی عضلات تنه و خستگی عصبی-عضلانی بر عملکرد اندام تحتانی، کنترل کمری-لگنی، مکانیک فرود، فعالیت الکتریکی فیدفورواردی عضلات عمل­کننده بر زانو در لحظه­ی فرود، توزیع فشار کف­پایی، تعادل دینامیک و سرعت عکس العمل واکنش در ورزشکاران نخبه بود. روش­ها: در این مطالعه مشاهده­ای-مقطعی 32 ورزشکار نخبه (18 تا 35 سال) دارای معیارهای ورود به مطالعه شرکت داشتند. در جلسه اول ویژگی­های دموگرافیک و ارزیابی­های baseline انجام شدند، سپس در جلسه دوم با تخصیص تصادفی تحت خستگی عصبی-عضلانی یا خستگی عضلات تنه قرار گرفتند و بلافاصله پس از وقوع خستگی (رسیدن به 80% توان پرش عمودی) پس آزمون به عمل آمد. جهت پاک شدن آثار خستگی 72 ساعت استراحت داده شد و در جلسه سوم آزمودنی­ها به صورت cross-over تحت خستگی مقابل قرار گرفتند و بلافاصله پس آزمون گرفته شد. عملکرد اندام تحتانی با چهار تست پرش تک پایی، پرش لی 3 تایی، پرش لی 6 متر در زمان و پرش لی متقاطع ، کنترل کمری لگنی با آزمون فرود جانبی از روی یک جعبه و تیلت لگن، مکانیک فرود به­وسیله­ی سیستم نمره­دهی خطای فرود- زمان واقعی و توسط دوربین فیلم­برداری و تحلیل فیلم فرود با نرم افزار Kinovea 0.9.5 و Digimizer، جهت بررسی کنترل زانو، فعالیت الکتریکی فیدفورواردی عضلات عمل­کننده بر زانو در لحظه فرود، توسط دستگاه الکترومیوگرافی، تعادل دینامیک با آزمون Y، توزیع فشار کف پایی نیز با دستگاه PT-scan، سرعت عکس العمل واکنش آزمودنی­ها نیز با استفاده از دستگاه زمان­ سنج واکنش چند انتخابی به عنوان پیامدهای مطالعه ارزیابی شدند. یافته­ها: نتایج آزمون آماریone way ANOVA نشان داد، پس از خستگی عضلات تنه و خستگی عصبی-عضلانی در نمرات تست تعادل Y، آزمون­های عملکرد اندام تحتانی، فعالیت الکتریکی فیدفورواردی عضلات عمل­کننده بر زانو در لحظه فرود، توزیع فشار کف پایی، مکانیک فرود وکنترل کمری-لگنی تفاوت معناداری وجود دارد (05/0>P). در ادامه نتایج آزمون one way ANOVA نشان داد، خستگی عضلات تنه و خستگی عصبی-عضلانی بر روی سرعت عکس العمل واکنش ورزشکاران نخبه تاثیر معناداری نداشته است(05/0<P). نتیجه­گیری: یافته­های پژوهش حاضر نشان داد که، خستگی عضلات تنه و خستگی عصبی-عضلانی بر فاکتورهای پیش­بین آسیب اندام تحتانی در ورزشکاران نخبه دارای فرود مکرر اثرگذار بوده و می­تواند ریسک فاکتوری برای وقوع آسیب­های اندام تحتانی مطرح شود. اما، تاثیر معناداری بر روی سرعت عکس العمل واکنش آزمودنی­ها نداشتند.    کلید واژگان: خستگی عضلات تنه، خستگی عصبی- عضلانی، کنترل کمری- لگنی، مکانیک فرود، تعادل، کنترل مفصل زانو، آسیب، ورزشکاران نخبه  
  17. رابطه تبحرحرکتی و خودکارآمدی دانش آموزان فعال و غیرفعال شهرستان سرپل ذهاب
    یونس محمدی 1403
    مقدمه و هدف: دانش‌آموزانی که دارای فعالیت بدنی روزانه و منظم هستند، اغلب دارای قوه همکاری، سازگاری، روحیه بالاتر، کنترل میزان هیجانات و احساسات،   روحیه نوع دوستی و فروتنی بیشتر و درضمن به لحاظ تحصیلی نیز عملکرد بهتری دارند. لذا هدف از تحقیق حاضر، رابطه تبحرحرکتی و خودکارآمدی دانش آموزان فعال و غیرفعال شهرستان سرپل ذهاب بود. روش شناسی: جامعه آماری این پژوهش نیز تمامی دانش آموزان پسر 10-6 ساله مدارس ابتدایی شهرستان سرپل ذهاب بودند. نمونه‌ها به صورت خوشه ای تصادفی ساده انتخاب و شامل دانش‌آموزان فعال(20نفر) و دانش آموزان غیرفعال(20نفر) شدند. در جلسه نخست، از آزمون مهارت حرکتی(تبحرحرکتی) برونینکز-اوزرتسکی[1] و پرسشنامه خودکارآمدی استفاده گردید. همچنین جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون آماری همبستگی پیرسون استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که میان تبحرحرکتی و خودکارآمدی دانش آموزان فعال رابطه معناداری وجود دارد(p<0/05 ،   r=0/295 ) اما میان تبحرحرکتی و خودکارآمدی دانش آموزان عیرفعال رابطه معناداری وجود ندارد(p>0/05 ، همچنین میان تبحرحرکتی و خودکارآمدی دانش آموزان فعال و غیرفعال تفاوت معناداری وجود دارد. بحث و نتیجه گیری: با توجه به نتایج بدست آمده، به مربیان و معلمان توصیه می شود که در جهت ارتقای فعالیت بدنی و افزایش تبحرحکتی نوجوانان بپردازند که سبب افزایش حس توامندی، خودباوری و خودکارآمدی نوجوان شود. [1]. Bruninks-Oseretsky   
  18. آثار سه جلسه متوالی تحریک غیرتهاجمی مغز بر عملکرد ورزشی و شناختی، پاسخ¬های روانی-فیزیولوژیکی و ریکاوری در زنان تمرین¬کرده استقامتی
    شیما شریفی مله بید 1403
    پیش زمینه: بهبود عملکرد ورزشی و تسریع روند ریکاوری متعاقب جلسه­ها یا مسابقه­های ورزشی از اصلی­ترین اولویت­های ورزشکاران و مربیان ورزشی است. این سبب استفاده از استراتژی­ها و رویکردهای نوین شده است. تحریک جریان مستقیم فراجمجمه­ای یکی از رویکردهای نسبتاً جدید در حوزه علوم ورزشی است و نتایج مطالعات گوناگون در دو دهه گذشته آثار مثبت این مداخله را بر ابعاد مختلف عملکرد ورزشی نشان داده است. با این وجود، استفاده از این روش اغلب به صورت تک جلسه­ای و دقیقاً قبل از انجام یک فعالیت ورزشی بوده است که به­صورت کاربردی و در شرایط واقعی چندان قابل اجرا نمی­باشد. بنابراین، در پژوهش حاضر با در نظر گرفتن شکاف­های پژوهشی در این زمینه و استفاده از یافته­های اخیر در خصوص اثر بخشی تحریک جریان مستقیم فراجمجمه­ای، آثار سه جلس? متوالی تحریک جریان مستقیم فراجمجمه­ای دو ناحیه­ای بر عملکرد ورزشی و شناختی، پاسخ­های روانی-فیزیولوژیکی و ریکاوری در زنان تمرین­کرده استقامتی مورد بررسی قرار گرفت. روش تحقیق: پژوهش حاضر از لحاظ روش‌شناسی یک پژوهش نیمه‌تجربی با طرح تحقیق بین‌گروهی به صورت دو‌سویه کور و با کنترل اثر دارونما (شَم) بود. تعداد 26 آزمودنی زن تمرین­کرده استقامتی در این پژوهش شرکت کردند. هر آزمودنی مجموعاً در 8 جلس? مجزا در آزمایشگاه حضور یافت. در جلس? اول اندازه­گیری­های آنتروپومتریک و آشنایی با فرآیند اجرای پژوهش انجام شد. در جلس? دوم با استفاده از آزمون آستراند ویژه بانوان توان خروجی بیشینه (PPO) اندازه­گیری شد. جلس? سوم به منظور اندازه­گیری مقادیر پایه زمان عکس­العمل انتخابی (CRT)، تست استروپ (SCWT)، توان انفجاری (SJT) و 3 کیلومتر تایم تریل (3Km TT) در نظر گرفته شد. پس از آن، آزمودنی­ها که به صورت تصادفی در گروه­های تحریک آنودال دو ناحیه­ای (نواحی M1 و DLPFC) و یا تحریک شَم تقسیم بندی شده بودند در 3 جلس? متوالی به فاصل? 24 ساعت بین هر جلسه تحریک مختص گروه خود را دریافت کردند (جلس? چهارم تا ششم). 24 ساعت پس از آخرین جلس? تحریک، در جلس? هفتم، هر آزمودنی با شدتی برابر با PPO %75 یک فعالیت استقامتی وامانده­ساز را انجام دادند و در حین اجرای فعالیت هر 3 دقیقه یک بار آمپلی­تود عضلات چهارسر ران (EMG)، میزان درک فشار (RPE)، ضربان قلب (HR)، حس درد، حس لذت و میزان انگیختگی ارزیابی و ثبت شد؛ پس از رسیدن به واماندگی زمان رسیدن به واماندگی ثبت شد و بلافاصله SJT، 3Km TT، CRT و SCWT مجدداً اندازه­گیری شد. در نهایت 24 ساعت پس از اجرای فعالیت استقامتی وامانده ساز و در جلس? آخر، شاخص­های ذهنی ریکاوری(پرسشنامه­های WBQ و TQR)، CRT، SCWT، SJT و 3Km TT اندازه­گیری و ثبت شد. میانگین مقادیر متغیرهای پژوهش در تجزیه و تحلیل آماری مورد استفاده قرار گرفت و از روش­های آماری پارامتریک تی-مستقل، آنوای دوراهه مرکب با اندازه­گیری­های تکراری و آنوای یک­راهه با اندازه­گیری­های تکراری و روش­های آماری ناپارامتریک فریدمن و من-ویتنی برای تحلیل آماری داده­ها استفاده شد. یافته­ها: نتایج پژوهش حاضر نشان داد که زمان رسیدن به واماندگی در گروه تحریک آنودال دو ناحیه­ای به شکل معنی­داری بیشتر از گروه تحریک شَم بود (P=0.004). همچنین، زمان آزمون 3 کیلومتر تایم تریل در گروه تحریک آنودال دو ناحیه­ای 24 ساعت پس از فعالیت استقامتی وامانده­ساز به شکل معنی­داری نسبت به گروه شَم کاهش یافت (P=0.039). مقادیر میانگین نمرات حاصل از پرسشنام? TQR، 24 ساعت بعد از فعالیت استقامتی وامانده­ساز در گروه تحریک آنودال دو ناحیه­ای به شکل معنی­داری نسبت به گروه تحریک شَم افزایش یافت (P=0.039). از سوی دیگر، هیچگونه تفاوت معنی­داری در هیچ­یک از متغیرهای RPE، HR، حس درد، حس لذت، میزان انگیختگی، EMG، توان انفجاری و پرسشنام? WBQ بین هیچ کدام از گروه­ها مشاهده نشد. نتیجه­گیری:
  19. تاثیر 8 هفته مکمل دهی کنسانتره پروتئین شیر بر سطح لاکتات خون ،کراتین کیناز ، لاکتات دهیدروژناز،پروتئین واکنشی -c در مردان کراس فیت کار
    سجاد یاوری 1403
  20. مقایسه اثربخشی تمرینات تناوبی با شدت بالا در آب و خشکی بر عملکرد زانو و کیفیت زندگی در مردان فوتبالیست مبتلا به سندروم درد زانو
    آرام علی عزیز 1403
  21. بررسی کیفیت زندگی، خود پنداره و دانش تغذیه ای مردان والیبالیست شهر ایلام
    پدرام رشیدی 1403
    مقدمه: توسعه و محبوبیت رشته ورزشی والیبال در میان اقشار جامعه به خصوص جوانان در چند سال اخیر که با تغییرات گسترده در قوانین مسابقه و روش تمرین همراه بوده، انجام مطالعات علمی به منظور بررسی ابعاد روانشناختی و ادراکی شخصیت ورزشکاران و عواملی نظیر کیفیت زندگی و یا خودپندار? که از مهم‌ترین عوامل متاثر از ورزش و فعالیت بدنی بوده و می‌تواند بر عملکرد بهینه ورزشکاران تاثیرگذار باشند و هم‌چنین وضعیت و میزان آگاهی ورزشکاران از دانش تغذیه‌ای را به موضوعی مهم و ضروری مبدل ساخته است. از این رو پژوهش حاضر به منظور آگاهی از سلامت عمومی ورزشکاران که می‌تواند به شناخت بهتر از شرایط جسمی، روانی و شناختی این ورزشکاران کمک نماید، بسیار حائز اهمیت است.روش تحقیق: به‌منظور اجرای این تحقیق، پس از گزینش آزمودنی‌ها بر مبنای شاخص‌های ورود و منع ورود به تحقیق، پرسشنامه‌های کیفیت زندگی، خودپنداره و دانش تغذیه‌ای توسط آنان تکمیل شد. میانگین مقادیر به دست آمده در متغیرهای پژوهش با مقادیر نرمال مقایسه شد.یافته‌ها: نتایج تحقیق حاضر نشان داد که میانگین مقادیر کیفیت زندگی در ورزشکاران والیبالیست شهر ایلام (??/??±??/??) بیشتر از مقدار معیار (??) تعیین شده برای این متغیر بود. اما این تفاوت، معنی‌دار نبود. میانگین مقادیر خود‌پنداره در مردان والیبالیست شهر ایلام (??/??±??/??) پایین‌تر از مقدار معیار (??/??) مشخص شده برای این متغیر بود اما این تفاوت نیز معنی‌دار نبود. میانگین مقادیر دانش تغذیه‌ای در ورزشکاران والیبالیست شهر ایلام (?/??±?/??) به شکل معنی‌داری پایین‌تر از مقدار معیار (??) در نظر گرفته شده برای این متغیر بود. میانگین مقادیر نگرش تغذیه‌ای در ورزشکاران والیبالیست شهر ایلام (?/??±?/??) به شکل معنی‌داری پایین‌تر از مقدار معیار (??) تعیین شده برای این متغیر بود. میانگین مقادیر عملکرد تغذیه‌ای در ورزشکاران والیبالیست شهر ایلام (?/??±?/??) به شکل معنی‌داری پایین‌تر از مقدار معیار (?) مشخص شده برای این متغیر بود (?/???p).نتیجه‌گیری: نتایج تحقیق حاضر حاکی از آن بود که مردان والیبالیست شهر ایلام در شاخص‌های خودپنداره و نیز کیفیت زندگی در وضعیت مطلوبی قرار دارند در حالیکه دارای سطح دانش، نگرش و عملکرد تغذیه‌ای بسیار پایین‌تر از مقدار معیار بودند. گرچه عوامل متعددی در کیفیت زندگی و خودپنداره نقش دارند، اما شاید بتوان کیفیت زندگی و خودپنداره مطلوب در پژوهش حاضر را به آثار مثبت جسمانی و روانی رشته والیبال نیز نسبت داد. این امر لزوم توجه به توسعه کمی و کیفی این رشته را نمایان می‌سازد. از سوی دیگر، بر مبنای نتایج پژوهش حاضر و اهمیت دانش، نگرش و عملکرد تغذیه‌ای در سلامت شخصی و حرفه‌ای ورزشکاران، ضرورت دارد اقداماتی در راستای بهبود این شاخص‌های در والیبالیست‌های شهر ایلام انجام پذیرد.
  22. مقایسه اثربخشی دو رویکرد جاندا و سهرمن در اصلاح هایپرکایفوزیس،سر به جلو و فاکتور های متاثر از آن،در دانش آموزان پسر شهر ایلام
    حمیدرضا خسروی 1402
  23. تاثیر شش هفته تمرین ترکیبی با مکمل دهی خارخاسک بر هورمون رشد در ورزشکاران مرد آماتور رشته کراسفیت
    حافظ قشقائی 1402
      بسیاری از ورزشکاران رشته‌های قدرتی و ترکیبی برای تحریک عضلات به رشد، به دنبال راه‌هایی برای افزایش ترشح GH هستند. استفاده از هورمون‌های پپتیدی نظیر GH توسط سازمان جهانی مبارزه با دوپینگ از سال 1989 ممنوع شده است. درنتیجه ورزشکاران به دنبال استفاده از مکمل‌های مجازی هستند که سبب افزایش ترشح GH شوند. هدف از این پژوهش بررسی تاثیر شش هفته تمرین ترکیبی با مکمل دهی خارخاسک بر هورمون رشد در ورزشکاران مرد آماتور رشته کراسفیت است. به همین منظور 30 ورزشکار در گروه های آزمایشی (تمرین &#43; مکمل، تمرین &#43; دارونما، تمرین) قرار می گیرند و به مدت شش هفته تمرینات ترکیبی را می گذرانند. گروه تمرین&#43;مکمل پیش از آغاز هر جلسه تمرین، میزان 450 میلی‌گرم عصاره خارخاسک را به‌صورت یک کپسول ژلاتینی قبل از تمرین مصرف میکنند و گروه تمرین&#43;دارونما، نیز یک کپسول ژلاتینی حاوی 450 میلی گرم دارونما (نشاسته) با شکل و رنگ مشابه کپسول های خارخاسک را مصرف میکنند. گروه تمرین نیز، فقط در جلسات تمرینی شرکت میکنند. در پایان شش هفته تاثیرات بر روی سطح سرمی GH و افزایش قدرت ورزشکاران انداره گیری می شود.
  24. اثر حاد تحریک غیر تهاجمی مغز بر عملکردهای شناختی و اجرایی متعاقب یک وحله فعالیت استقامتی وامانده ساز در دونده های نیمه استقامت.
    مهدی اسماعیلی 1402
    چکیده تحقیقات نشان داده روش تحریک مستقیم فرا جمجمه ای که روشی غیرتهاجمی و بدون عوارض می باشد، عملکردهای شناختی و حرکتی را افزایش می دهد. در حقیقت TDCS، روشی موثر برای افزایش حافظه کاری و بهبود عملکرد مغز در شرایط خستگی می باشد که در افراد سالم و آسیب دیده، مورد تحقیق قرار گرفته است. پژوهش حاضر با هدف بررسی آثار تحریک حاد غیر تهاجمی مغز بر عملکردهای شناختی و اجرایی در یک وهله فعالیت استقامتی وامانده ساز در دونده های نیمه استقامت بود. روش پژوهش حاضر از نوع آزمایشی بود و آزمودنی های این پژوهش شامل 14 نفر دونده نیمه استقامت بزرگسال مرد بودند که بصورت در دسترس انتخاب شدند. تجزیه و تحلیل داده ها با روش آنالیز واریانس یکطرفه در سطح معنا داری (p?0.05)، و با آزمون    انجام گردید. نتایج تحقیق حاضر نشان داد که گروهی که تحریک الکتریکی دریافت نموده بودند در مرحله اکتساب نتایج، تفاوت معنی داری نسبت به گروه شم داشتند تحریک آنودال ناحی? DLPFC چپ   بصورت معنی دار سبب افزایش زمان رسیدن به واماندگی(022/0 = p)، کاهش درک فشار(027/0 = p)، کاهش حس درد(016/0 = p) و نیز با وجود اینکه در موءلفه های زیر به سطح معنی داری نرسید، ولی آثار مطلوب آن کاملاً مشخص بود مثلاً کاهش درضربان قلب(253/0 = p)، ، افزایش حس لذت(391/0 = p)، افزایش سطح انگیختگی(597/0 = p)، بهبود عملکرد هیپوفرونتالیتی(597/0 = p) (در تست شمارش معکوس)، افزایش امتیاز هماهنگی دودستی(43/0 = p) و(66/0 = F) کاهش زمان عکس العمل انتخابی(235/0 = p) و(549/1 = F) ، کاهش زمان انجام تست استروپ (235/0 = p) و(549/1 = F) در مقایسه با شرایط تحریک شم شد.   
  25. بررسی اثر احتمال پذیری و مطلوبیت ادراک شده بر مقاصد کارآفرینی دانشجویان علوم ورزشی
    بهرام میرزائی 1402
    هدف از پژوهش حاضر بررسی اثر احتمال­پذیری و مطلوبیت ادراک شده بر مقاصد کارآفرینی دانشجویان علوم ورزشی بود. روش پژوهش حاضر از نظر نوع، توصیفی_پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش حاضر کلیه دانشجویان رشته علوم ورزشی در ایران می­باشد. روش نمونه گیری بصورت تصادفی ساده و حجم نمونه آماری نیز با توجه به جدول مورگان محاسبه شد. که در نهایت 389 نفر به عنوان جامعه آماری انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده برای این تحقیق بر اساس پرسش­نامه استاندارد شاپرو و سوکول (1982) است. در پژوهش حاضر روایی صوری و محتوایی پرسشنامه‌ توسط اساتید و متخصصان مورد تایید قرار گرفت و روایی سازه آن­ها توسط تحلیل عاملی مرتبه اول مورد آزمون قرار گرفت و تایید شد. و برای سنجش پایایی از ضرایب آلفای کرونباخ استفاده شد که مقدار آن برابر 952/0 بود. در راستای تجزیه و تحلیل داده­ها از نرم افزار    و جهت طراحی مدل معادلات ساختاری و بررسی فرضیات از نرم افزار PLS3 استفاده شد که نحوه انجام آن به­طور مفصل در بخش­های گذشته شرح داده شده است. لذا بر اساس یافته­های این پژوهش احتمال­پذیری ادراک شده بر مقاصد کارآفرینی دانشجویان علوم ورزشی با ضریب تاثیر 502/0 تاثیر مثبت و معناداری داشت. همچنین مطلوبیت ادراک شده بر مقاصد کارآفرینی دانشجویان علوم ورزشی با ضریب تاثیر 445/0 تاثیر مثبت و معناداری داشت و مطلوبیت ادراک شده بر احتمال­پذیری ادراک شده دانشجویان علوم ورزشی با ضریب تاثیر 773/0 تاثیر مثبت و معناداری داشت و در نهایت مطلوبیت ادراک شده بر مقاصد کارآفرینی دانشجویان علوم ورزشی از طریق احتمال­پذیری ادراک شده با ضریب تاثیر 389/0   تاثیر مثبت و معناداری داشت. بر اساس یافته­های این پژوهش نتیجه می­گیریم برای رسیدن دانشجویان علوم ورزشی به مقاصد کارآفرینی می­بایست بر شاخص­های شناسایی شده در این پژوهش متمرکز شد.   
  26. اثر تعاملی تمرین هوازی و مکمل دهی ویتامینD بر اندوستاتین و فاکتور رشد اندوتلیال عروق رت های نر مبتلابه بیماری عروق کرونر
    مهتاب فرجی 1402
  27. تاثیر 16 هفته تمرینات موازی در خانه بر برخی شاخص های فیزیولوژیک، روانشناختی، عملکردی و پیکرسنجی زنان مبتلا به سرطان سینه در دوران همه گیری کووید-19
    نفیسه راثی بناب 1402
  28. مقایسه تاثیر مصرف یک هفته مکمل اسفناج و سوپر فود NBC بر ظرفیت آنتی اکسیدانی کل و اینتر لوکین 6 پس از وهله های تکراری تست وینگیت در مردان تمرین کرده
    محمدمهدی شیرین بیان 1402
  29. مقایسه آثار حاد روشهای تمرینی پلایومتریک، مقاومتی و تناوبی بر پاسخهای همودینامیک در مردان والیبالیست
    محمدرسول یوسف وند 1402
      چکیدههدف از انجام این پژوهش مقایسه آثار حاد روش‌های تمرینی پلایومتریک، مقاومتی و تناوبی بر پاسخ‌های همودینامیک در مردان والیبالیست بود. جامعه آماری این پژوهش مردان والیبالیست 18 تا 23 ساله شهرستان کرمانشاه بودند. حجم نمونه 15 تن از ورزشکاران مرد والیبالیست شهرستان کرمانشاه بود. در یک طرح درونگروهی، فشار خون و شاخص مچ پایی بازویی آزمودنی¬ها در سه روز مختلف با فواصل زمانی یک هفته و هر بار قبل و بعد از یک وهله فعالیت ورزشی اندازه¬گیری شد. فعالیت ورزشی که هر آزمودنی در هر یک از روزهای مراجعه انجام می¬داد شامل فعالیت مقاومتی، پلایومتریک یا تناوبی بود. تفاوت فشارخون سیستولی و دیاستولی پس از فعالیت با قبل از فعالیت به عنوان افت فشار پساتمرینی و تفاوت شاخص مچ پایی بازویی قبل و بعد از فعالیت به عنوان تغییر شاخص مچ پایی بازویی در نظر گرفته شد. یافته¬ها نشان داد که فشار خونی سیستولی و دیاستولی در هر سه شرایط فعالیت تناوبی، مقاومتی و پلایومتریک نسبت به حالت استراحتی، کاهش معنادار داشتند. با این تفاوت که، افت فشار سیستولی پس از فعالیت تناوبی به طور معناداری بیش از فعالیت مقاومتی (p=.012) و فعالیت پلایومتریک (p<.001) و پس از فعالیت مقاومتی بیش از فعالیت پلایومتریک بود (p<.001). افت فشار دیاستولی پس از فعالیت تناوبی به طور معناداری بیش از فعالیت پلایومتریک (p=.007) و پس از فعالیت مقاومتی بیش از فعالیت پلایومتریک بود (p=.023)، اما تفاوت معناداری بین دو نوع فعالیت تناوبی و مقاومتی دیده نشد (p=.199). شاخص مچ پایی بازویی پس از هیچ¬یک از انواع فعالیت تفاوت معناداری پیدا نکرد. همچنین بین میزان تغییرات این شاخص از حالت استراحت به پس از فعالیت نیز، تفاوت معنادری بین سه شرایط دیده نشد. در نتیجه¬گیری کلی می¬توان بیان کرد که یک وهله فعالیت ورزشی از نوع تناوبی، مقاومتی یا پلایومتریک می¬تواند با افت فشار خون پساتمرینی در مردان والیبالیست همراه باشد و بیشترین میزان افت به ترتیب مربوط به تمرین تناوبی، مقاومتی و سپس پلایومتریک است.
  30. ملاحظات تولید محتوا در بازاریابی دیجیتال ورزش
    میلاد امامیان زالی 1402
  31. اثر حاد تحریک جریان مستقیم فراجمجمه ای و تمرین دایره ای بر ولع مصرف مواد مخدر، تکانشگری و تصمیم گیری ریسک پذیر در زنان وابسته به مواد مخدر در دوره بازتوانی
    پروین شاهمرادیان 1402
       چکیده پیش زمیـنه و اهداف: اعتیاد به موادمخدر به عنوان یک بیماری مزمن و عودکننده که از اثرات طولانی‌مدت داروها برمغز ناشی می‌شود، تعریف می‌شود. اعتیاد به موادمخدر به طور غیرمستقیم و مستقیم عامل8/11 میلیون مرگ در سال درجهان است. براساس مطالعه بار‌جهانی بیماری، این تعداد بیشتراز مرگ‌و‌میر ناشی از سرطان است و یک پنجم کل مرگ‌و‌میرها در سراسر جهان را تشکیل می‌دهد. از این رو، علاوه بر روش­های درمان دارویی، توجه به انواع استراتژی­های غیر دارویی در این زمینه همواره مورد توجه بوده است. فعالیت بدنی و تحریک غیر تهاجمی مغز هریک به­نوعی آثار مثبتی را بر روند درمانی اعتیاد و عدم تمایل به مصرف مجدد داشته­اند اما تا کنون مطالعه­ای که به بررسی آثار همزمان این دو استراتژی بر متغیرهای مهم در بیماری اعتیاد پرداخته باشد؛ انجام نشده است. از این رو، هدف از پژوهش حاضر بررسی اثر تحریک جریان مستقیم فراجمجمه­ای و تمرین دایره­ای بر ولع مصرف مواد مخدر، تکانشگری و تصمیم­گیری ریسک­پذیر در زنان وابسته به مواد مخدر در دوره بازتوانی بود. روش­ تحقیـق: پژوهش حاضر دارای طرح تحقیق درون گروهی، موازن? متقابل، به­صورت دوسویه­کور و کنترل اثر دارونما (شَم) بود. تعداد 11 زن دارای سابقه اعتیاد که پس از مرحله پاک­سازی در حال سپری نمودن دوره بازتوانی در کمپ ترک اعتیاد بودند در این پژوهش شرکت نمودند. هر آزمودنی در فاز اجرایی پژوهش با ترتیب تصادفی و با فاصله زمانی یک هفته بین هر جلسه در معرض چهار شرایط مداخله­ای شامل 1) تحریک آنودال + تمرین؛ 2) تحریک شم + تمرین؛ 3) تحریک آنودال؛ 4) تحریک شم قرار گرفت. در شرایط 1 ابتدا 20 دقیقه تحریک آنودال مغزی به شدت 2 میلی­آمپر بر روی ناحیه DLPFC راست اعمال و سپس آزمودنی­ها برنامه تمرین دایره­ای را انجام دادند. در حالت 2، ابتدا آزمودنی­ها 20 تحریک شَم را دریافت کرده و سپس برنامه تمرین دایره­ای را انجام دادند. در حالت 3، آزمودنی­ها 20 دقیقه تحریک آنودال را مشابه شرایط 1 دریافت کرده و سپس در مدت زمان برابر با تمرین ورزشی یک ویدیو آموزشی را مشاهده نمودند. در حالت 4 نیز شرایط مشابه با حالت 3 بود با این تفاوت که آزمودنی­ها ابتدا 20 دقیقه تحریک شم دریافت کردند. متغیرهای ولع مصرف موارد، حس لذت و انگیختگی در زمان­های قبل از اعمال مداخله و 1، 2، 4، 24 و 48 ساعت بعد از اعمال مداخله اندازه­گیری شدند. متغیرهای تکانشگری و تصمیم­گیری ریسک­پذیر قبل و بعد از اعمال مداخلات اندازه­گیری شدند.   یافتـه­ها: نتایج پژوهش در ارتباط با ولع مصرف مواد نشان داد که در مقاطع زمانی 1، 2 و 4 ساعت پس از اعمال مداخلات میزان ولع مصرف در شرایط تحریک آنودال+تمرین و تحریک شم+تمرین به شکل معنی­داری کمتر از حالت تحریک شم بود. در مقطع زمانی 4 و 24 ساعت پس از تمرین میزان ولع مصرف در شرایط تحریک آنودال+تمرین به شکل معنی­داری کمتر از هر سه شرایط دیگر بود. نتایج پژوهش در خصوص تکانشگری نشان داد که پس از اعمال مداخلات میزان تکانشگری در شرایط تحریک آنودال+تمرین به شکل معنی­داری کمتر از حالت تحریک شم بود. همچنین، پس از اعمال مداخلات، امتیاز تصمیم­گیری ریسک­پذیر در شرایط تحریک آنودال+تمرین به شکل معنی داری بیشتر از شرایط تحریک شم بود. مقادیر حس لذت در حین تمرین در شرایط تحریک آنودال+تمرین؛ تحریک شم+تمرین و تحریک آنودال به شکل معنی­داری بیشتر از حالت تحریک شم بود. بلافاصله بعد از اعمال مداخله، حس لذت در شرایط تحریک آنودال+تمرین به شکل معنی­داری بیشتر از حالت تحریک آنودال و تحریک شم بود. در مقاطع زمانی 1 و 4 ساعت پس از اعمال مداخلات نیز حس لذت در شرایط تحریک آنودال+تمرین به شکل معنی­داری بیشتر از حالت تحریک شم بود. نهایتاً، میزان انگیختگی در حین و بلافاصله پس از اعمال مداخلات در شرایط تحریک آنودال+تمرین و تحریک شم+تمرین به شکل معنی­داری بیشتر از حالت تحریک شم بود. 1 ساعت پس از اعمال مداخلات، میزان انگیختگی در شرایط تحریک آنودال+تمرین به شکل معنی­داری بیشتر از حالت تحریک شم بود. در مقاطع زمانی 2 و 4 ساعت پس از اعمال مداخلات نیز میزان انگیختگی در شرایط تحریک آنودال+تمرین به شکل معنی­داری بیشاز از حالت تحریک شم و تحریک آنودال بود. نتیـجه­گیـری:
  32. اثر کوتاه مدت مکمل دهی امگا-3 بر پروتئین واکنش گر-C، آسیب ای عضلانی و آنزیم های کبدی در دختران غیر ورزشکار به دنبال فعالیت هوازی وامانده ساز
    شادی قادری 1402
      بیان شده است که فعالیت تناوبی با شدت بالا می‌تواند با تولیدگونه‌های فعال اکسیژن- نیتروژن موجب آسیب‌های ناشی از استرس اکسایشی و التهاب و درنتیجه کاهش عملکرد ورزشی گردد. هدف از انجام این تحقیق تعیین تاثیر مصرف کوتاه‌مدت مکمل امگا - 3 بر پروتئین واکنش‌گر-C، آسیب­های عضلانی و آنزیم­های کبدی به دنبال یک جلسه فعالیت تناوبی با شدت بالا در دختران دارای اضافه­وزن خواهد بود. برای انجام این کار آزمائی بالینی از بین دختران دارای اضافه­وزن دانشگاه رازی کرمانشاه پس از تکمیل فرم سلامت و رضایت‌نامه کتبی تعداد 24 زن در دامنه سنی 20 تا 25 سال به‌صورت هدفمند انتخاب و به‌صورت تصادفی در دو گروه مکمل امگا-3 (12) نفر و دارونما (12 نفر) قرار خواهند گرفت بیان شده است که فعالیت تناوبی با شدت بالا می‌تواند با تولید گونه‌های فعال اکسیژن- نیتروژن موجب آسیب‌های ناشی از استرس اکسایشی و التهاب و درنتیجه کاهش عملکرد ورزشی گردد. هدف از انجام این تحقیق تعیین تاثیر مصرف کوتاه‌مدت مکمل امگا - 3 بر پروتئین واکنش‌گر-C، آسیب­های عضلانی و آنزیم­های کبدی به دنبال یک جلسه فعالیت تناوبی با شدت بالا در دختران دارای اضافه­وزن خواهد بود. برای انجام این کار آزمائی بالینی از بین دختران دارای اضافه­وزن دانشگاه رازی کرمانشاه پس از تکمیل فرم سلامت و رضایت‌نامه کتبی تعداد 24 زن در دامنه سنی 20 تا 25 سال به‌صورت هدفمند انتخاب و به‌صورت تصادفی در دو گروه مکمل امگا-3 (12) نفر و دارونما (12 نفر) قرار خواهند گرفت. دو وهله فعالیت تناوبی با شدت بالا قبل و بعد از دو هفته مکمل­دهی انجام خواهد شد. گروه مکمل، روزانه 3 کپسول حاوی 3000 میلی­گرم اسید چرب امگا-3 و گروه دارونما روزانه 3 کپسول حاوی روغن سویا به مدت 2 هفته مصرف خواهند کرد. نمونه خونی در 4 مرحله قبل و بعد از اجرای پروتکل تمرینی فعالیت تناوبی با شدت بالا اول (پیش­آزمون 1، پس­آزمون 1) و قبل و بعد از اجرای پروتکل تمرینی فعالیت تناوبی با شدت بالا دوم (پیش­آزمون 2، پس­آزمون 2) گرفته خواهد شد.
  33. آثار دهان شویه ترکیبی کربوهیدرات – کافئین بر عملکرد ورزشی، شناختی و ادراکی در حین و پس از فعالیت استقامتی تحت شرایط خستگی ذهنی
    ایمان طالبی رسا 1402
    مقدمه: در سال های اخیر مصرف کربوهیدرات و کافئین، استفاده از انواع دهانشوییه به صورت جدی مورد توجه قرار گرفته است بنابراین هدف از پژوهش حاظر دهان¬شوییه ترکیبی کربوهیدرات – کافئین بر عملکرد ورزش، شناختی و ادراکی در حین و پس از فعالیت استقامتی تحت شرایط خستگی ذهنی بود.روش تحقیق: پژوهش حاضر دارای طرح تحقیق درون گروهی، به طور تصادفی در چهار گروه القاء صدای ذهنی + دهانشوی? ترکیبی کربوهیدرات-کافئین حین اجرای دو وامانده ساز ؛ 2( القاء ذهنی + دارونما در حین اجرای دو وامانده ساز 3 (دهانشوی? ترکیبی کربوهیدرات-کافئین در حین اجرای دو وامانده ساز) بدون القاء ذهنی(؛ 4( دارونما در حین. دو وامانده ساز)بدون القاء ذهنی(مورد بررسی قرار گرفته است.یافته¬ها: نتایج پژوهش حاضر نشان داد که زمان به وامانندگی بیشتر از شرایط Placebo و همچنین MF+Placebo بود. همچنین تفاوت معنی‌داری در EMG بین چهار شرایط مختلف مشاهده نشد. دارای RPE نیز در شرایط شرایط CCMRبه شکل-داری کمتر از شرایط MF+PLA بود.از سوی دیگر،تست استروپ در شرایط CMR به شکل معنی‌داری کمتر از شرایط Placebo و شرایط MF+Placebo و همچنین شرایط MF+ CCMR بود، اما زمان عکس العمل انتخابی در شرایط CCMR به شکل معنی‌داری کمتر از MF+Placebo و همچنین MF+ CCMR و Placebo بود. در نهایت، بهترین حس لذت و میزان لذت در شرایط CCMR به شکل معنی¬داری از چهار شرایط دیگر بود.نتیجه گیری: با توجه به نتایج موجود، به نظر می¬رسد که دهان¬شویه کربوهیدرات-کافئین می¬تواند با اثرگذاری بر مکانیسم¬های مرکزی و پیرامونی، دارای ارگوژنیک بر فعالیت استقامتی زیربیشینه در شرایط کاری ذهنی باشد.
  34. اثر چهار هفته تمرینات عصبی-عضلانی در ترکیب با تحریک جریان مستقیم فراجمجمه¬ای (tDCS) بر تعادل و میزان فعالیت الکتریکی عضلات اندام تحتانی در لحظه فرود در رزمی کاران دارای ولگوس پویای زانو
    مژده سادات مشعشعی حاجی آبادی 1402
  35. بررسی اثر تحریک الکتریکی جریان مستقیم فراجمجمه¬ای بر عملکرد استقامتی و شناختی مردان تمرین کرده با و بدون خستگی ذهنی
    آرمین امیریان 1402
       پیـش­زمیـنه: تحریک غیرتهاجمی مغز[1] (NIBS) یکی از روش‌های بدیع می‌باشد که در سالیان اخیر در ورزش مورداستفاده قرار گرفته است. NIBS در ورزش که از آن به‌عنوان دوپینگ عصبی[2] نیز نام برده می­شود، شامل اعمال مداخله در فعالیت مدارهای نورونی مناطق مختلف مغز با هدف القای آثار بهینه بر عملکرد ورزشی است. تحریک جریان مستقیم فراجمجمه­ای (tDCS) پرکاربردترین روش تحریک غیر تهاجمی مغز می‌باشد که نتایج پژوهش‌های مختلف اثرگذاری این مداخله را بر ابعاد مختلف عملکرد ورزشی نشان داده‌اند. با این وجود، مطالعات اندکی در رابطه با اثر بخشی این روش بر عملکرد استقامتی، شناختی و ادراکی در شرایط خستگی ذهنی انجام گرفته است. بنابراین، هدف از این پژوهش بررسی اثر تحریک الکتریکی جریان مستقیم فراجمجمه­ای بر عملکرد استقامتی و شناختی مردان تمرین کرده با و بدون خستگی ذهنی می‌باشد.    روش تحقیـق: پژوهش حاضر با یک طرح متقاطع با توزیع تصادفی، به‌صورت دو سویه کور و با کنترل اثر پلاسبو (شَم) انجام شد. تعداد 15 آزمودنی مرد تمرین کرده به­عنوان آزمودنی در این پژوهش شرکت نمودند. هر آزمودنی در پنج جلس? مجزا در آزمایشگاه حضور پیدا کرد. در جلسه نخست آشنایی با فرآیند تحقیق و اندازه­گیری­های پیکرسنجی و اندازه‌گیری سرعت هوازی بیشینه[3] (MAS) با استفاده از آزمون دویدن فزاینده روی تردمیل انجام شد. در جلسات دوم تا پنجم آزمودنی­ها به‌صورت تصادفی در معرض چهار شرایط مختلف شامل 1) خستگی ذهنی + tDCs + دویدن 2) خستگی ذهنی + شم ؛ 3) tDCs 4) شم قرار گرفتند. در هرجلسه، ابتدا تست استروپ و زمان عکس‌العمل انتخابی اجرا شد. سپس آزمودنی‌ها در معرض یکی از چهار شرایط ذکر شده در بالا قرار گرفتند و پس از آن به مدت 20 دقیقه تحریک آنودال ناحیه DLPFC را دریافت نمودند. پس از اتمام تحریک، آزمودنی­ها یک وهله فعالیت استقامتی زیر بیشینه را با شدت 70 درصد MAS تا زمان رسیدن به واماندگی بروی تردمیل انجام دادند. در حین اجرای فعالیت وامانده‌ساز آمپلی­تود عضلات VL، VM و RF و میزان درک فشار، حس لذت، حس درد و میزان انگیختگی اندازه­گیری شد. پس از رسیدن به واماندگی نیز زمان مورد نظر ثبت و به دنبال آن، تست استروپ و زمان عکس­العمل مجدداً اندازه­گیری شد. از روش آنوای یک‌راهه با اندازه­گیری­های تکراری برای تحلیل آماری داده­ها استفاده شد.   یافته‌ها: نتایج تحقیق حاضر نشان داد که زمان رسیدن بهواماندگی در شرایط tDCS به شکل معنی­داری بیشتر از شرایط خستگی ذهنی+ شم بود (004/0 =p) در باقی شرایط معنی دار نبود. میانگین آمپلی­تود EMG عضله VM   در شرایط tDCS به شکل معنی­داری بیشتر از شرایط خستگی ذهنی + tDCS بود (004/0 =p).   همچنین میانگین آمپلی­تود EMG عضله VM در شرایط tDCS به شکل معنی­داری بیشتر از شرایط خستگی ذهنی + شم بود (040/0 =p). میانگین میزان درک فشار در شرایط tDCS به شکل معنی­داری کمتر از شرایط خستگی ذهنی + tDCS بود (013/0 =p) و میانگین میزان درک فشار در شرایط tDCS به شکل معنی داری کمتر از شرایط خستگی ذهنی + شم بود (042/0 =p). میانگین حس لذت در شرایط tDCS به شکل معنی­داری بیشتر از شرایط خستگی ذهنی + شم بود (032/0 =p). میانگین زمان واکنش انتخابی در شرایط خستگی ذهنی + tDCS به شکل معنی­داری کمتر از شرایط خستگی ذهنی + شم   بود (030/0 =p). همچنین میانگین زمان واکنش انتخابی در شرایط tDCS به شکل معنی­داری کمتر از شرایط خستگی ذهنی + شم بود (019/0 =p).نتیـجه­گیـری:
  36. بررسی اثر یک دوره 8 هفته ای بازی های بالشوله هایدلبرگ بر فاکتورهای عملکردی و روانشناختی در پسران 13-6 ساله مبتلا به اوتیسم
    امیر احمدی صالح 1402
    هدف از انجام این پژوهش بررسی اثر یک دوره 8 هفته­ای بازی­های بالشوله هایدلبرگ بر فاکتورهای عملکردی و روان‌شناختی پسران 6-13 ساله مبتلابه اوتیسم[1] بود. متغیرهای وابسته در این تحقیق شامل تعادل ایستا، تعادل پویا، شاخص­های پیکر سنجی، مهارت­های اجتماعی، اضطراب و عادات خواب بوده است. بدین منظور تعداد 24 نفر از پسران 13-6 سال مبتلابه اوتیسم (سطح یک) مرکز روزنه همدان تحت نظارت سازمان بهزیستی که همگی دارای پرونده پزشکی بودند، شرکت کردند. پس از بررسی شرایط داوطلبان بر اساس معیارهای ورود و منع ورود به پژوهش، آزمودنی­ها و اولیای آن‌ها با روند انجام کار آشنا شدند و رضایت­نامه­های کتبی از آن‌ها اخذ شد. سپس، آزمودنی­ها به‌طور تصادفی در دو گروه 12 نفره آزمایش و گواه دسته‌بندی شدند. آزمودنی­های گروه آزمایش پیش از آغاز دوره تمرینی، در یک جلسه توجیهی و آموزشی با پروتکل تمرینی آشنا شدند   و سپس دریک   دوره 8 هفته‌ای   (دو جلسه در هفته) بازی­های بالشوله هایدلبرگ شرکت کردند. گروه گواه پس از انجام ارزیابی­ها (تکمیل پرسشنامه­ها، پیکر سنجی و اندازه‌گیری تعادل ایستا و پویا در برنامه ورزشی خاصی شرکت نکردند. پس از 8 هفته هر دو گروه آزمایش و کنترل مجددا ارزیابی شدند. مقایسه­های زوجی بیانگر بهبود تعادل پویا و ایستا (p<0.001)، کاهش معنادار وزن(p<0.083)، بهبود شاخص توده بدنی(p<0.096)،   کاهش درصد چربی بدن(p<0.001)، کاهش سطح اضطراب(p<0.001)، افزایش مهارت اجتماعی(p<0.001)، و بهبود خواب(p<0.001)   در گروه آزمایش بود. [1] Autism
  37. آثار توامان تحریک جریان مستقیم فراجمجمه ای و تمرین ورزشی بر ولع مصرف غذا و تکانشگری در زنان چاق و دارای اضافه وزن
    سحر ملک خطائی 1402
    در پژوهش حاضر، آثار تحریک جریان مستقیم فراجمجمه­ای چند جلسه­ای و فعالیت بدنی منظم بر ولع مصرف غذا، تکانشگری، تصمیم­گیری ریسک­پذیر، میزان افسردگی، خودپنداره و انعطاف­پذیری شناختی مورد بررسی قرار گرفت. روش تحقیـق: بدین منظور، تعداد 36 زن دارای اضافه وزن و چاق که دارای ولع مصرف غذا نیز بودند به­صورت داوطلبانه به عنوان آزمودنی در این پژوهش شرکت نمودند. آزمودنی­ها به­صورت انتساب تصادفی در سه گروه مداخله شامل 1) تحریک آنودال+تمرین؛ 2) تحریک شم+تمرین؛ و 3) کنترل تقسیم­بندی شدند. گروه تحریک آنودال+تمرین و گروه تحریک شم+تمرین در 5 روز متوالی و هر روز به مدت 20 دقیقه به ترتیب در معرض تحریک آنودال ناحیه هدف (DLPFC راست) در مغز و تحریک شم قرارگرفتند. پس از پایان 5 روز، هر دو گروه مداخله به مدت 4 هفته و هر هفته 3 جلسه تمرین هوازی را در چارچوب خطوط راهنمای کالج آمریکایی طب ورزشی (ACSM) انجام   دادند. گروه کنترل در تمام این مدت روال عادی زندگی را داشت و هیچ نوع مداخله­ای را دریافت ننمود. متغیرهای ولع مصرف غذا، تکانشگری، تصمیم­گیری ریسک­پذیر، افسردگی، خودپنداره و انعطاف­پذیری شناختی قبل و بعد از اعمال مداخلات در شرایط مشابه اندازه­گیری شدند. یافتـه­ها: نتایج پژوهش نشان داد که پس از اعمال مداخلات، میزان ولع مصرف غذا در گروه تحریک آنودال+تمرین و تحریک شم+تمرین به شکل معنی­داری کمتر از گروه کنترل بود. همچنین، میزان ولع مصرف غذا در گروه تحریک آنودال+تمرین به شکل معنی­داری از گروه تحریک شم+تمرین نیز کمتر بود. نتایج پژوهش نشان داد که پس از اعمال مداخلات، میزان تکانشگری در گروه تحریک آنودال+تمرین و تحریک شم+تمرین به شکل معنی­داری کمتر از گروه کنترل بود. همچنین، میزان تکانشگری در گروه تحریک آنودال+تمرین به شکل معنی­داری از گروه تحریک شم+تمرین نیز کمتر بود. نتایج پژوهش همچنین نشان داد که پس از اعمال مداخلات، امتیاز تصمیم­گیری ریسک­پذیر در گروه تحریک آنودال+تمرین به شکل معنی­داری بیشتر از گروه کنترل بود. پس از اعمال مداخلات، میزان افسردگی در گروه تحریک آنودال+تمرین و تحریک شم+تمرین نسبت به گروه کنترل کاهش معنی­داری داشت. همچنین، پس از اعمال مداخلات، خودپنداره در گروه تحریک آنودال+تمرین و تحریک شم+تمرین نسبت به گروه کنترل افزایش معنی­داری داشت. نهایتاً، پس از اعمال مداخلات، میزان انعطاف­پذیری شناختی در گروه تحریک آنودال+تمرین و تحریک شم+تمرین به شکل معنی­داری بیشتر از گروه کنترل بود. همچنین، میزان انعطاف­پذیری شناختی در گروه تحریک آنودال+تمرین به شکل معنی­داری از گروه تحریک شم+تمرین نیز بیشتر بود. نتیـجه­گیـری: با توجه به نتایج پژوهش حاضر می­توان چنین نتیجه­گیری نمود که به­کارگیری جلسات متوالی تحریک غیرتهاجمی آنودال مغزی در ناحیه DLPFC راست و تمرین استقامتی به مدت چهار هفته دارای آثار هم­افزا در کاهش ولع مصرف غذا و تعدیل متغیرهای روانشناختی مرتبط با آن می­باشد و لذا می­تواند به­عنوان یک استراتژی کارآمد در جامعه هدف مورد استفاده قرار گیرد.   
  38. آثار یک دوره مصرف جنسینگ بر عملکرد ورزشی و شناختی بانوان دانشجوی تربیت¬بدنی در شرایط هایپوکسی پس از مصرف استازولامید
    محنا ایزدی تبار 1402
    هدف از پژوهش حاضر بررسی آثار دو هفته مصرف جنسینگ بر عملکرد ورزشی و شناختی بانوان دانشجوی تربیت­بدنی در شرایط هایپوکسی پس از مصرف استازولامید بود. در شرایط هایپوکسی احتمال بروز مشکلاتی از جمله تضعیف عملکرد ورزشی و شناختی وجود دارد. از سوی دیگر ابتلا به کوه­گرفتگی حاد در ارتفاع بالاتر از 2500 متر محتمل است که در حال حاضر داروی تایید شده برای پیش­گیری از آن استازولامید می­باشد. اما، بسیاری از پژوهش­ها بیانگر اثر منفی استازولامید بر عملکرد ورزشی و شناختی هستند. یکی از مکمل­هایی که برای مقابله با خستگی بدنی و به منظور بهبود عملکرد شناختی مصرف می­شود جنسینگ است. هدف پژوهش حاضر تعیین اثر همزمان استازولامید و جنسینگ بر عملکرد ورزشی و شناختی در شرایط هایپوکسی بود. پژوهش حاضر با یک طرح متقاطع درون‌گروهی با موازنه متقابل و به صورت دوسویه کور اجرا شد. تعداد 10 بانوی دانشجوی رشته علوم ورزشی به صورت داوطلبانه در پژوهش شرکت کردند. جدای از جلسات آشنایی و اندازه­گیری­های اولیه، هر آزمودنی دوبار در آزمایشگاه حضور داشت و آزمون‌ زمان عکس العمل را در شرایط نورموکسی و هیپوکسی و تست هوازی وامانده‌ساز را در شرایط هایپوکسی انجام داد. در ابتدا، آزمودنی‌ها به صورت تصادفی در دو دسته پنج نفری آ و ب جای گرفتند.دسته آ به مدت چهارده روز جنسینگ و در آخرین روز (روز قبل از آزمون) استازولامید و در روز آزمون آخرین دوز جنسینگ و استازولامید را مصرف کرد. شرایط در دسته ب نیز به همان صورت است با   این تفاوت که به جای جنسینگ دارونما مصرف شد. فاصله بین دو شرایط برای هر آزمودنی دست­کم یک هفته بود. نتایج پژوهش حاکی از آن بود که پس از دو هفته مصرف مکمل جنسینگ، افزایش معناداری در زمان رسیدن به واماندگی (018/0=p) و کاهش معناداری در میزان درک فشار (003/0=p) حین فعالیت استقامتی در شرایط هایپوکسی وجود دارد. همچنین نشان داده شد که دو هفته مصرف جنسینگ بر تعداد ضربان قلب، اشباع اکسیژن سرخرگی و عملکرد شناختی در هیچ مقطع زمانی بین دو گروه (جنسینگ و دارونما) اثر معناداری ندارد (05/0<p).
  39. اثر ضعف کنترل کمری-لگنی بر حس عمقی، ثبات عملکردی اندام فوقانی و اختلالات حرکتی کتف در ورزشکاران رشته¬های پرتابی استان کرمانشاه.
    سیده فرشته مرادی زولهء 1402
    پرتابی استان کرمانشاه را بررسی نماییم.  
  40. اثر شش هفته تمرینات عصبی -عضلانی با ترکیب مداخلات شناختی-انگیزشی و ذهن آگاهی بر درد، عملکرد، فاکتورهای نورفیدبکی، حرکت هراسی و ناپایداری خودگزارشی در بیماران مبتلا به استئوآرتریت زانو در شهر همدان
    لیانا چهارمحالی 1402
    چکیده مقدمه: استئوآرتریت زانو، عمده‏ترین بیماری مفصلی بوده که با با پیامدهای منفی خود؛ به عنوان سومین عامل ایجاد ناتوانی در جهان ذکر شده است. به منظور بهبود کیفیت زندگی و افزایش کارایی بدنی کاهش حرکت هراسی، ناپایداری خودگزارشی، فلکشن انقباضی، خطر سقوط و افزایش توان حفظ تعادل در این پژوهش از اثربخشی 6 هفته تمرینات عصبی-عضلانی با ترکیب مداخلات شناختی-انگیزشی و ذهن آگاهی در زنان مبتلا به استئوآرتریت زانو در شهر همدان استفاده نمودیم.  روش­ها: این کارآزمایی بالینی کنترل شده تصادفی تک سویه کور که از نــوع آزمایشــی بــا طــرح پیــش آزمــون – پس آزمــون و گــروه کنتــرل می­باشــد؛ در مرکز توانبخشی ورزشی دانشکده علوم ورزشی دانشگاه بوعلی سینا در بازه زمانی بهمن ماه تا شهریور1400 انجام شد. در این پژوهش60 زن مبتلا به استئوآرتریت زانو و دارای ویژگی­های ورود به مطالعه، انتخاب و به طور تصادفی در سه گروه: (1): تمرینات عصبی-عضلانی با مداخلات شناختی انگیزشی(NM+MI[1]) (20 نفر)، (2): تمرینات عصبی-عضلانی با مداخلات ذهن آگاهی (NM+MF[2]) (20 نفر) و (3): گروه تمرینات عصبی-عضلانی (کنترل) تخصیص یافتند. قبل و پس از شش هفته مداخله، میزان درد براساس مقیاس آنالوگ بصری، عملکرد بدنی با پرسشنامه WOMAC، کیفیت زندگی با SF36،   حرکت هراسی با 17TSK-، ناپایداری زانو با مقیاس Fitzgard، ظرفیت عملکردی شامل زمان بالا و پایین رفتن از هشت پله استاندارد، پیاده­روی در 40 متر و تست Time Up and Go (TUG) با کرونومتر، الگوی راه رفتن با دستگاه Zebris، تعادل با دستگاه بایودکس، مقیاس Berg و تست تک پا، دامنه حرکتی فلکشن، حس عمقی زانو و فلکشن انقباضی زانو با گونیامتر و در آخر فاکتورهای نوروفیدبک با دستگاه Procomp infinity ارزیابی شدند. یافته­ها: مقایسه های درون گروهی این مطالعه نشان داد که هر سه گروه تمرینات NM+MI، NM+MF و NM پس از شش هفته تمرین در تمام فاکتورها (درد، عملکرد، بالا و پایین رفتن از پله-زمان پیاده روی یک مسافت 40 متری و تعادل استاتیک و داینامیک، فلکشن انقباضی، الگوی گام برداری، عوامل نروفیدبک مرتبط به درد، حس عمقی زانو، حرکت‏هراسی ) بهبودی معناداری را تجربه نمودند(05/0>p). اما پس از تعدیل پیش آزمون، مقایسه گروه ها در پس آزمون   نشان داد که گروه NM + MI در بهبودی درد، بالا و پایین رفتن از پله، 40 متر پیاده روی، نمره تعادل کلی در وضعیت چشم بسته و نوسانات قدامی-خلفی و TUG نسبت به گروه NM+ MF اثرگذاری چشمگیرتری داشتند(05/0>p)؛ با این حال گروه NM+MF تنها در بهبود کیفیت زندگی نسبت به گروه NM+MI اثرگذاری مطلوب تری داشت(05/0>p).   نتیجه­گیری: با توجه به نتایج بدست آمده از پژوهش حاضر می توان عنوان نمود که اعمال مداخلات روانشناختی در کنار تمرینات فیزیکی می تواند اثرگذاری مضاعفی را در پی داشته باشد. از مداخلات روانشناختی مورد استفاده نیز مصاحبه انگیزشی اثرگذاری بیشتری را در بهبود علایم و بخش تعهد و علاقه به ادامه درمان در بیماران مبتلا به استئوآرتریت نشان داد. کلید واژگان: ناپایداری زانو، استئوآرتریت، مصاحبه انگیزشی، ذهن آگاهی، تمرینات عصبی-عضلانی، نوروفیدبک، حرکت هراسی، فلکشن انقباضی [1] Neuromascular exercises + Motivational interview [2] Neeuromascular exercises +   Mindfulness
  41. اثر استازولامید بر عملکرد شناختی مردان دانشجو در شرایط هایپوکسی نورموباریک
    وحید سلگی 1401
       چکیده سابقه و هدف: با توجه به اینکه در هر دو زمینه اثر ارتفاع و اثر مصرف استازولامید در ارتفاع بر عملکرد شناختی داده های ضد و نقیضی وجود دارد، هدف از پژوهش حاضر بررسی اثر مصرف استازولامید و هیپوکسی بر عملکرد شناختی است. در تحقیق حاضر فرض بر این است که ACZ با دوز پایین عملکرد شناختی را در صورت قرار گرفتن حاد در ارتفاع بالا شبیه‌سازی شده مختل نمی‌کند. بنابراین، هدف از این مطالعه بررسی تعامل بین دوز کم ACZ و عملکرد شناختی در شرایط هیپوکسی نرموباریک بود. مواد و روش­ها: 14 دانشجوی مرد دانشگاه رازی که همگی با روش نمونه­گیری هدفمند و در دسترس با توجه به اهداف تحقیق به­صورت داوطلبانه به عنوان آزمودنی در این مطالعه شرکت نمودند. در اولین مراجعه به آزمایشگاه آزمون های زمان عکس العمل به منظور آشنایی با تست انجام شد و پس از گذشت 5 دقیقه آزمون ها برای ارزیابی سطوح پایه عملکرد شناختی اجرا شد. پس از 48 ساعت (روز سوم) مصرف استازولامید یا دارونما آغاز شد (2 دوز 125 میلی گرمی در روز سوم، و 1 دوز دیگر در صبح روز بعد). در روز 4 و به فاصله دست کم 90 دقیقه از صرف صبحانه، تست های زمان عکس العمل اجرا شد و بلافاصه پس از آن ماسک ویژه دستگاه هایپوکسی روی بینی و دهان فرد فیکس شده و هایپوکسی (اکسیژن تنفسی 10 درصد) اعمال شد. نیم ساعت پس از اعمال هایپوکسی، در حالی که هنوز ماسک روی صورت فرد است و اعمال هایپوکسی ادامه دارد، انجام تست های زمان عکس العمل   تکرار شد. پس از روز 4، یک هفته دوره زدایش در نظر گرفته شده است. پس از این دوره یک هفته ای یعنی روز 12، آنهایی که در روزهای 3 و 4 استازولامید مصرف کرده بودند، به همان ترتیب دارونما مصرف می کنند و بالعکس. روند کار در روزهای 12 و 13 بجز مصرف استازولامید یا دارونما عیناً همانند روزهای 3 و 4 بود. در کلیه زمان های اندازه گیری، اشباع اکسیژن خون سرخرگی و ضربان قلب نیز با استفاده از دستگاه پالس اکسیمتر اندازه گیری و ثبت شد. از آزمون تی همبسته و ضریب همبستگی پیرسون برای آنالیز داده ها استفاده شد. سطح معناداری 05/0 P< در نظر گرفته شد. نتایج: نتایج مقایسه مصرف استازولامید و دارونما در شرایط هایپوکسی و نورموکسی نشان داد که داده های SRT، VRT به ترتیب در هر دو شرایط کاهش معناداری نشان دادند (P<0/05) و تنها در شرایط نورموکسی داده های VRT تغییر معناداری نشان نداد (P=0/100). همچنین داده های VRT (P<0/001) و SRT (P=0/013) در مقایسه شرایط هایپوکسی و نورموکسی با مصرف استازولامید هر دو داده در شرایط هایپوکسی افزایش معناداری در مقایسه با شرایط نورموکسی نشان داد. در رابطه با داده های VRT (P<0/001) و SRT (P<0/001) در مقایسه شرایط هایپوکسی و نورموکسی با مصرف دارونما هر دو داده در شرایط هایپوکسی افزایش معناداری در مقایسه با شرایط نورموکسی نشان داد. نتیجه­گیری: نتایج نشان داد که اگرچه استازولامید می‌تواند به طور موثری عملکرد شناختی را پس از قرار گرفتن در معرض ارتفاع بالا شبیه سازی شده بهبود بخشد، اما احتمالا دارای عوارض جانبی عصبی روان‌شناختی قابل‌توجهی است. بنابراین، باید با احتیاط و در موارد ضروری باید تجویز شود. واژه­های کلیدی: ارتفاع بالا،، شرایط هایپوکسی، کوه گرفتگی حاد، عملکرد شناختی
  42. تاثیر منفی ویروس کرونا بر وضعیت اقتصادی اماکن ورزشی شهر کرمانشاه با استفاده از تکنیک هوش مصنوعی
    نسیم صیدی 1401
  43. اثر هشت هفته تمرین هوازی به همراه مکمل دهی ویتامین D بر بیان ژن AMPK، PGC-1a، PTP1B وUCP-1 بافت چربی احشایی رت های چاق مبتلا به دیابت نوع 2
    کیمیا خالدی 1401
      مقدمه: دیابت نوع 2 (T2DM) یک اختلال متابولیک پیشرونده است که عمدتاً به دلیل اضافه¬وزن و چاقی ایجاد می¬شود و عوامل التهابی را در بافت چربی انباشته می¬کند. مطالعات اثربخشی ورزش و مکمل¬دهی ویتامین D را در پیشگیری، کنترل و درمان دیابت تایید کرده¬اند. درحالی که کاهش فعالیت¬بدنی و کمبود ویتامین D با افزایش چاقی، سطح گلوکز خون، غلظت انسولین و مقاومت به انسولین مرتبط است. از این رو، در این مطالعه تاثیر هشت هفته تمرین هوازی همراه با مکمل¬دهی ویتامین D بر بیان ژن‌های AMPK، PGC-1?، UCP-1 و PTP1B در بافت چربی احشایی رت‌های چاق مبتلا به دیابت نوع 2 مورد بررسی قرار گرفته شد. روش پژوهش: در این مطالعه تجربی، آزمودنی¬های تحقیق به صورت تصادفی¬سازی شده پس از غربالگری از بین 55 سر تعداد 50 سر رت صحرایی نر 2 تا 3 ماهه از نژاد ویستار با دامنه وزنی 180 تا 210 گرم انتخاب و در ابتدا به صورت تصادفی 10 سر رت برای گروه دریافت¬کننده رژیم غذایی سالم و 40 سر برای گروه دریافت¬کننده رژیم غذایی پرچرب در نظر گرفته شدند؛ پس از 2 هفته افزایش وزن در رت¬های گروه دریافت-کننده رژیم غذایی پرچرب، استرپتوزوتوسین داخل صفاقی (STZ) به این رت¬ها تزریق شد؛ پس از تایید دیابتی بودن نمونه¬ها، رت¬ها به روش تصادفی به 4 گروه (10 سر در هر گروه) تمرین هوازی + مکمل ویتامین D (AT+Vit D)، تمرین هوازی (AT)، مکمل ویتامین D (ویتامین D)، کنترل (C) تقسیم شدند. سپس رت¬های گروه¬های AT و AT+Vit D یک تمرین هوازی 8 هفته¬ای 5 روز در هفته انجام دادند. گروه¬های ویتامین D وAT+Vit D 5000 واحد بین¬المللی ویتامین D را یک بار در هفته به صورت تزریقی دریافت کردند. درحالیکه در گروه های AT و C روغن کنجد تزریق شد. 48 ساعت پس از آخرین جلسه تمرین هوازی و پس از یک شب ناشتایی نمونه¬های خونی برای اندازه¬گیری سطح گلوکز، انسولین و برای بیان ژن AMPK، PGC-1?، PTP1B وUCP-1 نمونه¬های چربی احشایی به روش جراحی باز استخراج گردید. داده‌ها با استفاده از آزمون تی زوجی، آزمون تحلیل واریانس یک طرفه (one-way ANOVA) و آزمون تعقیبی توکی در سطح معناداری 05/0P< با استفاده از نرم‌افزار    نسخه 26 تحلیل شدند.
  44. مقایسه تاثیر مصرف حاد و مزمن آب چغندر قرمز و آب هندوانه بر پویایی اکسیژن مصرفی، پویایی لاکتات و توان بیهوازی مردان سالم
    ازاده مسکینی 1401
       چکیده: هدف: در میان تمامی شیوه‌هایی که به‌منظور ارتقاء عملکرد ورزشکاران بکار برده می‌شوند، می‌توان به مداخلات تغذیه‌ای نیز اشاره کرد که علاوه بر تاثیرگذاری درشت­مغذی ها، تاثیرگذاری ریزمغذی­ها و سایر ترکیبات موجود در خوراکی­ها را نیز شامل می‌شود. نیترات رژیمی و ال سیترولین، ازجمله این مواد هستند که در برخی مواد خوراکی همچون چغندر قرمز و هندوانه وجود دارند. هدف از انجام این پژوهش مقایسه تاثیر مصرف حاد و مزمن آب چغندر قرمز و آب هندوانه بر پویایی اکسیژن مصرفی، پویایی لاکتات و توان بی‌هوازی مردان جوان می‌باشد. روش­شناسی پژوهش: در این پژوهش 40 آزمودنی مرد 19 تا 29 سال به‌صورت تصادفی ساده انتخاب و سپس در 4 گروه (10n=)، مکمل آب چغندر قرمز، مکمل آب هندوانه، دارونما و کنترل گروه‌بندی شده و به فاصله 2 هفته به اجرای پروتکل پرداختند. پس از تکمیل پرسشنامه­­ها و اندازه­گیری ویژگی‌های آنتروپومتریکی شامل قد، وزن و آنالیز ترکیب بدنی، زمان‌بندی مراجعه آزمودنی‌ها به آزمایشگاه برای شرکت در مراحل مختلف مطالعه در اختیار آن‌ها قرار گرفت. کل مطالعه برای هر فرد شامل 4 جلسه بود. یک ­آزمون VO2max در جلسه اول پس از یک­ بار مکمل دهی و یک­آزمون وینگیت در جلسه دوم پس از یک­ بار مکمل دهی. یک­آزمون VO2max در جلسه سوم و یک­آزمون وینگیت در جلسه چهارم بعد از یک هفته مکمل دهی. در تمامی جلسات مراجعه، قند خون ناشتا و اولین نمونه خونی برای تعیین لاکتات پایه از آزمودنی گرفته شد و به آزمودنی صبحانه داده شد. در جلسه اول بعد از صرف صبحانه مکمل دهی انجام گرفت و 5/1 الی 2 ساعت پس از صرف صبحانه و مکمل دهی، آزمون ورزشی فزاینده به­منظور تعیین VO2max و آستانه تبادل گاز روی ترید میل، سنجش لاکتات بی‌هوازی اجرا شد. به‌منظور بررسی پویایی لاکتات بلافاصله پس از اتمام ورزشی فزاینده و نیز در فواصل 5، 10، 30 و 60 دقیقه پس از اتمام فعالیت، اندازه‌گیری لاکتات انجام شد. در جلسه دوم   بعد از صرف صبحانه مکمل دهی انجام گرفت و 5/1 الی 2 ساعت پس از صرف صبحانه و مکمل دهی، آزمون وینگیت به‌منظور سنجش توان بی‌هوازی اجرا شد. بین اجرای آزمون ورزشی فزاینده (VO2max) و آزمون وینگیت فاصله زمانی 48 ساعته وجود داشت. پس از اجرای این مرحله، آزمودنی­ها تحت یک دوره 7 روزه مکمل­دهی قرار گرفتند و پس از این دوره مجدا مراحل اجرای آزمون­ها­ مشابه آنچه که در بالا ذکر شد انجام پذیرفت.   قابل ذکر است که به گروه دارونما، دارونما داده شد و گروه کنترل در کل طول پروتکل هیچگونه مکملی دریافت نکرد. تمامی داده‏های مطالعه در هر 4 گروه با استفاده از نرم‏‏افزار    24 آنالیز شدند و با استفاده از آزمون شاپیرو-ویلک مورد ارزیابی قرار گرفتند. در صورت نرمال بودن، داده­ها با استفاده از تحلیل واریانس مکرر با عامل بین گروهی مورد ارزیابی قرار گرفتند و در صورت معنی‌داری از آزمون LSD جهت یافتن محل تفاوت‌ها استفاده شد و سطح معنی‌داری آزمون­ها 05/0P< در نظر گرفته شد. یافته­ها: یافته­ها حاکی از بهبود شاخص­های پویایی اکسیژن مصرفی، پویایی لاکتات و توان بی­هوازی در مردان جوان در دو حالت مکمل­دهی حاد و مزمن در دو گروه آب چغندر قرمز و آب هندوانه بود (05/0P<). در مقایسه بین این دو مکمل تفاوت معناداری بین داده­های گروه مکمل آب هندوانه و آب چغندر قرمز مشاهده شد (05/0P<).
  45. اثر یک¬دوره تمرین مینی¬ترامپولین بر نیمرخ چربی و شاخص¬های پیکرسنجی در دختران دارای اضافه¬وزن 12 تا 15 ساله
    منی امیری پریان 1401
       چکیده هدف از پژوهش حاضر بررسی اثر یک­ دوره تمرین مینی­ترامپولین بر نیمرخ چربی و شاخص­های پیکرسنجی در دختران دارای اضافه­وزن 12 تا 15 ساله بود. آزمودنی­های این پژوهش 24 نفر از دختران دارای اضافه وزن شهرستان کرمانشاه (میانگین وزنی 9/3±4/64کیلوگرم با نمایه توده بدنی   5/1±5/ 24کیلوگرم بر مترمربع) بودند که به طور داوطلبانه در این پژوهش شرکت کردند. آزمودنی­ها به طور تصادفی در دوگروه شامل گروه تمرینی مینی­ترامپولین و گروه کنترل   قرار گرفتند. آزمودنی­های گروه تمرینی، پروتکل­های تمرینی را 8 هفته، هر هفته سه بار اجرا کردند. یک روز قبل و دو روز بعد از دوره تمرین نیمرخ چربی (HDL,LDL,TG,TC) و دو روز پیش و یک روز پس آخرین جلسه از دوره تمرینی، شاخص­های پیکرسنجی شامل وزن بدن، نمایه توده بدنی، درصد چربی و توده چربی بدن اندازه­گیری شدند. کاهش معناداری را در سطوح LDL، TG، TC، BMI، وزن، درصد چربی، توده چربی بدن و افزایش معنی­داری را در HDL نشان دادند. نتایج این مطالعه نشان می­دهد که تمرین مینی­ترامپولین در کاهش وزن، نیمرخ چربی و ترکیب بدنی دختران نوجوان اثر مثبت دارد. کلیدواژه: ترامپولین، شاخص توده بدنی، چربی بدن، HDL، LDL
  46. تعیین اثر مصرف حاد مکمل ترموژنیک بر پاسخ عوامل همودینامیک به آزمون وینگیت در زنان دارای اضافه وزن
    فتانه رستمی 1401
  47. اثر استازولامید بر عملکرد ورزشی مردان دانشجوی تربیت بدنی در ارتفاع شبیه سازی شده
    محمد خزائی 1401
  48. آثار تحریک الکتریکی جریان مستقیم فراجمجمه¬ای بر عملکرد ورزشی و شناختی در حین و پس از فعالیت بی¬هوازی بیشینه
    حافظ تیموری 1401
       چکیده پیش زمیـنه:   با توجه به پیشرفت و توسعه ورزش حرفه‌ای در سال‌های اخیر، ورزشکاران برای بهبود و حفظ آمادگی خود در بازه‌های زمانی طولانی‌مدت به استفاده از روش‌های جدید و موثر از جمله دوپینگ عصبی روی ‌آوردند. (tDCS) که یکی از رایج­ترین تکنیک‌های تحریک غیر تهاجمی مغز است اخیراً در حوز? علوم ورزشی مورد توجه قرار گرفته است. با این وجود   مطالعات اندکی در زمینه تاثیر تحریک tDCS بر بهبود عملکرد ورزشی، شناختی و ادراکی در فعالیت‌های بی‌هوازی صورت گرفتهاست.   بنابراین، هدف از این پژوهش بررسی آثار tDCS بر عملکرد ورزشی، شناختی و پاسخ­های ادراکی در حین و پس از فعالیت بیشینه بی‌هوازی بود. روش تحقیـق:   پژوهش حاضر دارای طرح تحقیق درون گروهی، با موازن? متقابل، به­صورت دوسویه­کور و کنترل اثر دارونما (شَم) بود. تعداد 15 آزمودنی مرد تمرین کرد? به­عنوان آزمودنی در این تحقیق شرکت نمودند. هر آزمودنی در 4 جلس? مجزا در آزمایشگاه حضور پیدا کرد. جلسه اول برای آشناسازی با فرآیند تحقیق و اندازه­گیری­های پیکرسنجی و در جلسات دوم تا چهارم آزمودنی­ها به صورت تصادفی در معرض سه شرایط مختلف شامل 1) تحریک آنودال ناحیه M1؛ 2) تحریک آنودال ناحی? DLPFC چپ؛ و 3) تحریک شَم قرار گرفتند. در هرجلسه، ابتدا تست استروپ و زمان عکس العمل انتخابی اجرا شد. سپس آزمودنی‌ها به مدت 20 دقیقه تحریک مغری را دریافت نمودند. پس از اتمام تحریک، آزمودنی‌ها تست وینگیت 30 ثانیه‌ای پایین تنه را انجام دادند. در حین اجرای تست وینگیت در هر وهله آمپلی­تود عضلات VL، VM و RF، میزان درک فشار، حس لذت و میزان انگیختگی اندازه­گیری شد. پس از اتمام پروتکل تست وینگیت، تست استروپ و زمان عکس­العمل مجددا اندازه­گیری شد.   میانگین مقادیر متغیرهای تحقیق جهت تجزیه و تحلیل مورد استفاده قرار گرفت. از روش آنوای یک راهه با اندازه­گیری­های تکراری برای تحلیل آماری داده­ها استفاده شد. یافتـه­ها: نتایج پژوهش حاضر نشان داد که مقادیر اوج توان در شرایط تحریک آنودال ناحیه DLPFC   به شکل معنی داری بیشتر از شرایط تحریک شم بود (01/0 =p). همچنین نتایج تحقیق نشان داد که آمپلی­تود EMG عضله VM در شرایط تحریک M1 و DLFPC به شکل معنی داری بیشتر از شراط تحریک شم بود (به ترتیب؛ 02/0 =p؛ 036/0 =p). مقادیر شاخص خستگی   نیز در شرایط تحریک آنودال DLFPC به شکل معنی داری بیشتر از شرایط تحریک ناحیه M1   و شم بود (026/0 =p). میانگین مقادیر RPE نیز در شرایط تحریک M1   به شکل معنی داری بیشتر از شرایط تحریک DLPFC   و شم بود (0001/0 =p). از سوی دیگر، تفاوت معنی­داری در نتایج تست شناختی استروپ بین شرایط پیش آزمون و پس آزمون در گروه تحریک dlpfc مشاهده شد (046/0 =p)، اما زمان عکس العمل انتخابی در شرایط تحریک M1 و تحریک آنودال ناحی? DLPFC به شکل معنی­داری پایین­تر از حالت شم بود(به ترتیب؛ 017/0 =p؛ 043/0 =p).در نهایت، میانگین مقادیر حس لذت در شرایط تحریک M1 و تحریک آنودال ناحی? DLPFC به شکل معنی­داری بیشتر از حالت شم بود (به ترتیب؛ 03/0 =p؛ 043/0 =p)   و میزان انگیختگی در شرایط تحریک آنودال ناحی? DLPFC و شم   به شکل معنی­داری بیشتر از حالت M1 بود (به ترتیب؛ 0001/0 =p؛ 0001/0 =p). نتیـجه­گیـری:
  49. آثار حاد دوزهای پایین و بالای تائورین بر عملکردهای بدنی و شناختی مردان 60 تا 69 سال
    رضا نسیمی 1401
    چکیده: با افزایش سن، میزان تائورین در بدن کاهش‌یافته و نیاز به این نوع مکمل در افراد سالمند در مقایسه با جوانان بیشتر احساس می­شود. پژوهش حاضر باهدف بررسی آثار حاد دوزهای پایین و بالای تائورین بر عملکردهای بدنی و شناختی مردان 60 تا 69 سال انجام شد. طرح تحقیق متقاطع (درون‌گروهی) بود و به‌صورت دوسویه کور انجام شد. بدین منظور، 15 مرد داوطلب به­صورت تصادفی در سه دسته پنج‌نفری قرار گرفتند. همه آزمودنی­ها در سه مرحله (یک هفته فاصله زمانی بین مراحل) آزمون‌های ارزیابی تعادل، استقامت عضلانی، آمادگی قلبی تنفسی و عملکرد شناختی را یک ساعت پس از مصرف مکمل یا دارونما اجرا کردند. ترتیب مصرف دارونما یا دوزهای مکمل بدین‌صورت بود که آزمودنی­های دسته اول در سه مرحله به ترتیب دارونما، دوز پایین مکمل (1 گرم تائورین) و دوز بالای مکمل (6 گرم تائورین) مصرف کردند؛ دسته دوم: دوز پایین-دوز بالا- دارونما؛ دسته سوم: دوز بالا-دارونما- دوز پایین. برای ارزیابی تعادل از آزمون بلند شدن و رفتن زمان­دار (TUG)، برای ارزیابی استقامت عضلانی از آزمون نشستن برخاستن از صندلی 30ثانیه، برای ارزیابی آمادگی قلبی تنفسی از آزمون راه رفتن 6 دقیقه­ای و برای ارزیابی عملکرد شناختی از پرسشنامه MMSE استفاده شد. یافته­ها نشان داد که پس از مصرف دوز بالای مکمل نسبت به شرایط دارونما امتیاز تعادل و استقامت عضلانی به‌طور معناداری بهتر بود (به ترتیب 023.P= و   009.P=)؛ اما بین دیگر شرایط تفاوت معناداری وجود نداشت. آمادگی قلبی تنفسی پس از مصرف دوز بالای مکمل به‌طور معناداری بهتر از شرایط دارونما و مصرف دوز پایین مکمل بود (به ترتیب 004.P= و   005.P=)) و تفاوت معناداری بین دوز پایین و دارونما وجود نداشت. به همین ترتیب، عملکرد شناختی نیز پس از مصرف دوز بالای مکمل به‌طور معناداری بهتر از شرایط دارونما و مصرف دوز پایین مکمل بود (به ترتیب 000.P= و   020.P=)) و تفاوت معناداری بین دوز پایین و دارونما وجود نداشت. در نتیجه­گیری کلی، مصرف تک‌دوز 6 گرم تائورین اثر سودمندی بر تعادل، استقامت عضلانی، آمادگی قلبی تنفسی و عملکرد شناختی مردان 60 تا 69 ساله دارد اما مصرف تک‌دوز 1 گرم این مکمل این سودمندی را ندارد.   
  50. آثار تحریک الکتریکی جریان مستقیم فراجمجمه ای بر عملکرد ورزشی و شناختی در شرایط هایپوکسی نورموباریک
    متین اعتمادی 1401
    زیر بیشین? وامانده­ساز بود.   
  51. اثر هشت هفته تمرین ترکیبی در خانه و مصرف روغن کاملینا بر مقاومت به انسولین، نیمرخ لیپیدی، کیفیت زندگی و برخی شاخص های روانشناختی در زنان مبتلا به دیابت نوع دو
    الهام سعادتی فر 1401
    دیابت نوع دو با میزان شیوع بالا یکی از اختلالاتی است که اثرات نامطلوب جسمانی و روانی را بر بیمار تحمیل کرده و در نهایت سبب کاهش قابل توجه کیفیت زندگی، مرگ و میر زودرس و تحمیل هزینه­های مختلف بر بیمار و خانواد? وی و نیز جامعه می­شود. بنابراین انجام مطالعاتی که بررسی ابعاد گوناگون این اختلال بپردازد از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است. از این رو، با توجه به اهداف در­نظر­گرفته شده برای این پژوهش، نتایج آن می­تواند به­صورت کاربردی مورد استفاده قرار گیرد. همچنین، با شیوع ویروس کرونا که عملاً سبب تغییر سبک زندگی در بسیاری از جوامع و اعمال محدودیت­هایی از جمله محدودیت حضور و فعالیت در مجموعه­های ورزشی شد، ضرورت توجه به برنامه­های تمرینی کارآمد بدون نیاز به تجهیزات ورزشی خاص در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو بیش از پیش نمایان می­گردد. لذا، نتایج پژوهش حاضر می­تواند در این زمینه نیز کاربرد داشته و مورد استفاده قرار گیرد. از سوی دیگر، اخیراً گون? خاصی از گیاه کاملینا در دانشگاه رازی کشت شده و علیرغم ارزش غذایی مطلوب روغن آن، هنوز مطالعات زیادی در زمین? میزان تاثیرگذاری این روغن به­ویژه در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو صورت نگرفته است. بنابراین، نتایج پژوهش حاضر در این زمینه نیز حائز اهمیت بوده و می­تواند به­صورت کاربردی مورد استفاده قرار گیرد.
  52. تاثیر یک دوره هشت هفته ای بازی های منتخب مونته سوری در خانه بر تبحر حرکتی،خشونت های خانگی و کیفیت زندگی کودکان همی پلژی اسپاستیک در دوران شیوع ویروس کرونا
    مهسا خالدی 1401
       مقدمه: در دوران شیوع بیماری کووید-19 مراکز مختلفی از جمله مدارس تعطیل شدند، روابط اجتماعی بشدت محدود شد و فعالیت های اوقات فراغت خارج از خانه لغو یا بسیار کاهش یافت که کلافگی و بی حوصلگی در کودکان را به دنبال داشته است. همچنین بیماری کووید 19 با تاثیر گذاشتن بر رفتار روزمره مردم، منجر به گسترش احساس اضطراب، افسردگی و پرخاشگری در بین افراد جامعه به ویژه کودکان شده است. در این دوران کودکان بخصوص کودکان دارای اختلال، که به خودی خود از محدودیت هایی برخوردار هستند در قرنطینه خانگی بوده و از محیط ها و مراکز دور بوده و مهارت های حرکتی آنان تحلیل رفته و در خانه ماندن آنها را به فردی پرخاشگر تبدیل کرده. پژوهش حاضر با هدف بررسی میزان تاثیر 8 هفته بازی های منتخب مونته سوری بر تبحر حرکتی، خشونت های خانگی و کیفیت زندگی کودکان همی پلژی اسپاستیک در دوران شیوع ویروس کرونا طراحی شد. روش تحقیق: پژوهش حاضر از نوع نیمه تجربی بود. جامعه آماری شامل کودکان 5-8 (6.42± 1.12) سال همی پلژی اسپاستیک شهرستان کرمانشاه بودند. آزمودنی ها به صورت دردسترس از مرکز بهزیستی واقع در استان کرمانشاه، ایران، انتخاب شدند. در پیش آزمون تعداد 24 نفر (گروه آزمایش 12 نفر و گروه کنترل 12 نفر) در پژوهش شرکت داشتند. پس از انتخاب نمونه ها و گروه بندی آنها در دو گروه تجربی و کنترل از طریق پیش آزمون داده های اولیه را توسط آزمون های ذکر شده طبق ترتیب ( 1- آزمون عملکرد حرکتی لینکلن اوزرتسکی 2- تکمیل پرسشنامه پرخاشگری 3- تکمیل پرسشنامه کیفیت زندگی) جمع آوری کرده و سپس انجام هشت هفته تمرینات در منزل که هر هفته شامل سه جلسه در زمان 45 دقیقه (5 دقیقه گرم کردن، 35 دقیقه انجام تمرینات و بازی ها و پس از آن 5 دقیقه سرد کردن) انجام گرفت که تمرینات طبق جدول ارائه شده (3-4) در طول هفته ها از ساده به پیشرفته متفاوت بود. این تمرینات دارای جنبه فیزیکی بوده و تقویت تبحر حرکتی این کودکان را درنظر دارد. لازم به ذکر است در ابتدای جلسات وسایل مورد نیاز بازی های مونته سوری به آزمودنی ها تحویل داده شده و طریقه استفاده از آن و نحوه اجرای تمرینات به آنها آموزش داده شد. راه ارتباطی پژوهشگر و کودکان از طریق تماس تصویری در شبکه مجازی واتس اپ بود. یافته ها: نتایج نشان داد که مداخله مبتنی بر هشت هفته بازی های منتخب مونته سوری بر تبحر حرکتی، خشونت های خانگی و کیفیت زندگی کودکان همی پلژی اسپاستیک در دوران شیوع ویروس کرونا تاثیر معناداری دارد.(P<0.05)
  53. بررسی نیمرخ ترکیب بدنی و لیپیدی، کیفیت زندگی، خود پنداره و دانش تغذیه ای کشتی گیران پهلوانی شهرکرمانشاه
    علیرضا جمشیدی 1401
    مقدمـه: کشتی پهلوانی یکی از رشته­های ورزشی کهن در ایران است که از دیرباز مورد توجه طیف گسترده­ای از ورزشکاران در بسیاری از شهرهای این دیار بوده است. علیرغم این علاقه، در سال­های گذشته یک نگاه حرفه­ای، چه در سطح مدیریت و چه در سطح برنامه­های تمرینی و پایش­های مستمر، در این رشته ورزشی حالم نبوده­است. اخیراً، با بازنگری در قوانین، تغییر در سبک برگزاری و به­روز شدن بسیاری از ابعاد این رشته ورزشی، رویکرد جدیدی در این رشته ورزشی اتخاذ گردیده است که لازمه آن انجام مطالعات گوناگون در خصوص ابعاد مختلف این رشته ورزشی است. یکی از زمینه­های تحقیقاتی در این رشته، بررسی وضعیت ورزشکاران این رشته ورزشی از نظر ویژگی­های ترکیب بدنی، روانشناختی و تغذیه­ای است. لذا، در این پژوهش که با هماهنگی با فدراسیون ورزش­های زورخانه­ای و کشتی پهلوانی ایران انجام پذیرفت، وضعیت نیم­رخ ترکیب بدنی و لیپیدی، کیفیت زندگی، خودپنداره و دانش تغذیه­ای کشتی­گیران پهلوانی شهر کرمانشاه، به­عنوان یکی از ثطب­های فعال در این رشته، مورد بررسی قرار گرفت.     
  54. آثار حاد تمرین تناوبی با شدت بالا بر شاخص های التهابی و آسیب عضلانی در مردان میانسال دارای اضافه وزن
    بهنام روح نژاد 1401
  55. تاثیر دهان شویه کربوهیدرات بر سطوح قند خون و عملکرد استقامتی و شناختی به هنگام و پس از یک وهله فعالیت استقامتی در بانوان دانشجوی تربیت بدنی
    سمیرا امینی کرم بستی 1401
  56. مطالعهمصرفخوراکیهایکمارزشبرعملکردتحصیلیوآزمونهایاستانداردآمادگیجسمانیدردانشآموزاندخترمقطعمتوسطهاولشهرستانکنگاور
    یوسف خزائی 1401
       چکیده هدف: با توجه به اهمیت آمادگی جسمانی در دانش آموزان نوجوان دختر که توسط فاکتورهای آمادگی جسمانی ارزیابی می شود (درازنشست، بارفیکس، دوی540 متر و انعطاف پذیری)   و اهمیت دانش و نگرش تغذیه ای نوجوانان دختر و روند رو به رشد مصرف خوراکی های کم ارزش در بین نوجوانان و تحقیقات اندک منابع خارجی و نبود تحقیقات داخلی در این زمینه، هدف از مطالعه حاضر بررسیارتباط بین مصرف خوراکی های کم ارزش بر قدرت، استقامت، انعطاف پذیری، شاخص توده بدنی و عملکرد تحصیلی دانش آموزان 13تا15 دختر شهرستان کنگاور است. مواد و روش‏ها: از میان 200 دانش‏آموز دختر 13 تا 15 سال شهر کنگاور به روش خوشه‏ای چند مرحله¬ای، مدارس مورد مطالعه انتخاب؛ با توجه به جدول مورگان حداقل تعداد آزمودنی‏ باید 181 باشد، که با توجه به ریزش طی فرآیند پژوهش 200 نفر انتخاب شدند و در نهایت 200 نفر آزمودنی در پژوهش حاضر شرکت کردند. میانگین و انحراف معیار سن آزمودنی‏ها 0.66±14.27 سال بود. در این پژوهش قد و وزن اندازه گیری شده و شاخص توده‏ی بدنی   با استفاده از نمودارهای رشد مخصوص کودکان در این گروه سنی وضعیت شاخص توده بدن طبقه بندی و محاسبه   گردید (NHANES–I). میانگین و انحراف معیار قد، وزن و شاخص توده‏ی بدن به ترتیب 6.41±160.63 سانتیمتر، 10.75±55.57 کیلوگرم و   kg/m23.63±21.48 بود. برای سنجش استقامت قلبی-تنفسی از آزمون 540 متر، برای سنجش استقامت و قدرت عضلانی عضلات سرشانه از بارفیکس خوابیده اصلاح شده، سنجش استقامت عضلات شکم از دراز و نشست و برای سنجش انعطاف پذیری عض?ت کمر و ناحیه خلفی(ران) از جعبه انعطاف‏پذیری استفاده شد. برای بررسی میزان بسامد مصرف مواد غذایی کم ارزش در آزمودنی‏ها از پرسشنامه‏ای که توسط محقق طراحی شد، استفاده گردید. برای سنجش میزان دانش، نگرش و رفتار تغذیه‏ای از پرسشنامه شاه محمدی (1393) استفاده گردید. برای محاسبه میانگین و انحراف استاندارد داده‏ها از آمار توصیفی، و جهت بررسی نرمال بودن داده‏ها از آزمون کلموگروف-اسمیرنف (k-s) استفاده شد. به علاوه، از همبستگی اسپیرمن برای بررسی همبستگی متغییرها استفاده گردید. برای تمام آزمونهای آماری، سطح معنی داری برابر 05/0p<   در نظر گرفته شد. همچنین از نرم افزار آماری    نسخه 24 جهت انجام محاسبات آماری استفاده شد. یافته‏ها: بین مصرف مواد غذایی کم ارزش با فاکتورهای آمادگی جسمانی مرتبط با سلامت شامل استقامت قلبی-تنفسی، قدرت و استقامت عضلانی عضلات شکم و کمربند شانه‏ای و انعطاف پذیری عض?ت کمر و ناحیه خلفی(ران) ارتباط، معکوس و معنادار مشاهده شد (05/0>P). همچنین بین مصرف مواد غذایی کم ارزش با شاخص توده‏ی بدن، در آزمودنی‏ها، ارتباط مستقیم و معناداری مشاهده گردید (05/0?P). بین مصرف مواد غذایی کم ارزش با دانش و رفتار تغذیه‏ای در آزمودنی‏ها ارتباط معکوس و معناداری مشاهده گردید (05/0?P). اما بین بین مصرف مواد غذایی کم ارزش با نگرش تغذیه‏ای در آزمودنی‏ها ارتباط معناداری مشاهده نگردید (05/0<P). همچنین بین مصرف مواد غذایی کم ارزش با معدل تحصیلی در آزمودنی‏ها ارتباط معناداری وجود نداشت(05/0<P). نتیجه‏گیری: با توجه به اینکه در پژوهش حاضر با افزایش میزان مصرف مواد غذایی کم ارزش، آمادگی جسمانی دانش‏آموزان کمتر شده و میزان شاخص توده‏ی بدنی افزایش؛ و دانش و رفتار تعذیه‏ای کاهش یافت، درصورت عدم توجه به میزان بالای مصرف مواد غذایی کم ارزش، احتمالاً میزان بالایی از بیماری‏های غیرواگیردار را در نوجوانان مشاهده خواهیم کرد. بنابراین   لزوم توجه هرچه بیشتر والدین و سیاست گذاران امر تغذیه و فعالیت‏های جسمانی در جامعه و مدارس و حما?ت رسانه ملی از این سیاست‏ها پیشنهاد می‏گردد.
  57. آثار 6 هفته تمرین تناوبی شدید همراه با مکمل یاری اسپیرولینا بر سطح سرمی hs-CRP و کراتین کیناز در زنان دارای اضافه وزن غیرفعال
    ندا مرادی 1400
    چکیده هدف: با توجه به اهمیت، شیوع و پیامدهای ابتلا به اضافه وزن و چاقی و در نظر گرفتن عدم عوارض جانبی برای مکمل¬یاری با جلبک اسپیرولینا و محدود بودن تعداد مطالعات انسانی انجام شده در این زمینه، مطالعات پیش رو با هدف بررسی تاثیر 6 هفته فعالیت HIIT همراه با مکمل¬یاری اسپیرولینا بر سطح سرمی CRP و CK و مقاومت به انسولین در دختران دارای اضافه وزن می¬باشد. روش شناسی: 36 زن سالم دارای اضافه وزن به صورت داوطلبانه و در دسترس در این پژوهش شرکت کردند و به صورت تصادفی در یکی از گروه های تمرین+ مکمل، گروه تمرین+دارونما و کنترل تقسیم شدند. قبل از شرع پروتکل تحقیق اندازه های ترکیب بدن و نمونه خونی استراحتی گرفته شد. پس از آن گروه های تمرین به مدت 6 هفته برنامه تمرین HIIT (سه جلسه در هفته تمرینات دو (هشت وهله) بر اساس طی کرده مسافت 300 متری در زمان مختص هر فرد با زمان استراحت دوبرابر زمان دویدن) را اجرا نمودند. هر دو هفته یک وهله مسافت 300 متری اضافه شد. همزمان بر اساس گروهی که آزمودنی ها در آن قرار گرفته اند مکمل اسپیرولینا و یا دارونما مصرف کردند.گروه مکمل+تمرین روزانه دو عدد کپسول 500 میلی گرمی (قبل از نهار و شام) مکمل اسپیرولینا مصرف کردند. گروه دارونما کپسول های مشابه محتوی ساکاروز مصرف نمودند. 48 ساعت پس از مصرف آخرین جلسه تمرین اندازه گیری آنتروپومتریک و نمونه¬گیری خونی دوم انجام شد. آنالیز نمونه های خونی برای اندازه گیری hs-CRP و کراتین کیناز با کیت های آزمایشگاهی استاندارد انجام شد. آنالیز واریانس مکرر با عامل بین گروهی برای مقایسه داده‌های سه گروه استفاده گردید و برای تعیین تفاوت¬ها از آزمون تعقیبی بانفرونی استفاده شد. همچنین سطح معنی¬داری برای تمام تحلیل¬های آماری P?0.05 در نظر گرفته شد. نتایج: نتایج تحقیق حاضر نشان داد که تغییرات BMI در سه گروه معنادار نبود(964/0=P)، ، اما داده های وزن چربی بدن (001/0=P)، و آمادگی هوازی (021/0=P) معنادار بود. در رابطه با آنزیم کراتین کیناز (005/0=P)، CRP (001/0=P)، و IR (001/0=P)، تغییرات معنادار در قبل و بعد از شش هفته تمرین مشاهده شد. نتایج در کل نشان داد که کاهش CRP و CK در گروه مکمل+تمرین بیشتر از سایر گروه ها بخصوص گروه کنترل بود (05/0P<). تغییرات مقاومت به انسولین نیز در گروه تمرین+مکمل (001/0=P) و تمرین+دارونما (004/0=P) نسبت به گروه کنترل معنادار بود. در کل در تمام متغییرها اختلاف هر دو گروه تمرینی با گروه کنترل معنادار بود و گروه های تمرین+مکمل و تمرین+دارونما با هم اختلاف معناداری نشان ندادند (05/0P>). نتیجه گیری: بر اساس نتایج حاضر، 6 هفته برنامه HIIT با 90 درصد حداکثر اکسیژن مصرفی توانسته است میزان سطوح پلاسمایی CRP و کراتین کیناز و شاخص مقاومت به انسولین را در زنان دارای اضافه وزن کاهش دهد. به بیان دیگر می توان گفت فعالیت بدنی با شدت بالا با افزایش سوخت و ساز بدن و کاهش چربی موجب کاهش سطوح CRP و کراتین کیناز و مقاومت به انسولین در زنان دارای اضافه وزن می شود. اما تمرینات تناوبی با شدت بالا (HII) همراه با مکمل¬دهی اسپیرولینا در مقایسه با تمرین HIIT به تنهایی کاهش بیشتری در این عوامل ایجاد ننمود. واژه های کلیدی: مکمل اسپیرولینا، HIIT، اضافه وزن ، مقاومت به انسولین
  58. آثار 8 هفته تمرین هوازی و مصرف مکمل ویتامین D بر سطوح سرمی BDNF، کیفیت زندگی و برخی شاخص¬های شناختی و روانشناسی در مبتلایان به میگرن
    مصیب علیپوری 1400
  59. اثر هشت هفته تمرینات هوازی در منزل و مکمل دهی ویتامین D بر مقادیر سرمی BDNF، NGF، میزان خستگی و کیفیت زندگی در مبتلایان به مولتیپل اسکلروزیس در دوران قرنطینه کرونا
    الهه بهمنی میانرودی 1400
       اثر هشت هفته تمرینات هوازی در منزل و مکمل دهی ویتامین D بر مقادیر سرمی BDNF، NGF، میزان خستگی و کیفیت زندگی در مبتلایان به مولتیپل اسکلروزیس در دوران قرنطینه کرونا زمینه و هدف: فاکتورهای نروتروفیک و التهابی نقش مهمی در بیماری MS دارند و هدف مداخلات درمانی می‌باشند. تاثیر مداخلات ورزشی همراه با مکمل­دهی مرتبط با این بیماری هنوز مشخص نشده است. مواد و روش­ها: در این کار آزمایی بالینی کنترل‌شده با دارونما تعداد 40 نفر از زنان 20 تا 40  سال؛ مبتلا به(MS) با شاخص ناتوانی جسمانی (EDSS): 5-3   به 4 گروه تمرین هوازی+مکمل­دهی ویتامینD (n=10)، تمرین هوازی (n=10) ، مکمل­دهی ویتامین D (n=10) و کنترل (n=10) تقسیم شدند برنامه تمرینات هوازی 3 جلسه در هفته به مدت 8 هفته بود. گروه‌های مکمل نیز هفته­ای یک کپسول به مدت 8 هفته مصرف کردند. مقادیر سرمی در ابتدا و انتهای مطالعه اندازه­گیری شدند. برای ارزیابی خستگی و کیفیت زندگی از پرسشنامه (FSS) و (WHOQOL-BREF) استفاده شد. داده‌ها با استفاده از آزمون تی زوجی، آزمون تحلیل واریانس یک طرفه و آزمون توکی در سطح معناداری 05/0P< با استفاده از نرم‌افزار    نسخه 26 تحلیل شدند.نتایج: یافته­های تحقیق نشان می­دهد که پس از 8 هفته تمرین هوازی + مکمل­دهی ویتامینD به‌طور معناداری باعث بهبود در مقادیر سرمی در مبتلایان به MS در مقایسه با گروه کنترل شد (05/0> P). علاوه بر این میزان خستگی و کیفیت زندگی در تمرین هوازی + مکمل­دهی ویتامینD ، تمرین هوازی و ویتامینD نسبت به گروه کنترل به طور معنی‌داری افزایش یافت. نتیجه‌گیری: ترکیب فعالیت‌های ورزشی و مکمل ویتامین D روش­های درمانی در بهبود فاکتورهای عصبی و التهابی، خستگی و کیفیت زندگی زنان مبتلا به (MS) با شاخص ناتوانی جسمانی (EDSS): 5-3 در دوران قرنطینه کرونا می­باشد.کلیدواژه: ویتامین D، ورزش، فاکتورهای نروتروفیک، سایتوکاین­ها، کرونا، مولتیپل اسکلروزیس
  60. اثر مکمل¬گیری کوتاه مدت ویتامین D بر ظرفیت آنتی¬اکسیدانی و پاسخ شاخص¬های آسیب عضلانی مردان غیر ورزشکار به فعالیت هوازی وامانده ساز
    وحید پرویزی مستعلی 1400
      این مطالعه اثر مکمل­گیری کوتاه مدت ویتامین D بر ظرفیت آنتی اکسیدانی و پاسخ شاخص¬های
  61. تاثیر8 هفته تمرین ترکیبی(مقاومتی - هوازی)در خانه با مکمل دهی آب انگور قرمز بر عملکرد حافظه ی گذشته نگر،روزمره و اینده نگر در زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس
    امین جلیلی سرقلعه 1400
      مولتیپلاسکلروزیس[1] Ms یک بیماری تحلیل‌برنده عصبی است که باعث آسیب به میلین و ایجاد پلاک در قسمت‌های مختلف نورون‌ها در مغز می‏شود که ناتوانی‏های جسمی و شناختی به دنبال دارد. داشتن فعالیت بدنی و تغذیه مناسب می‏تواند به بهبود در وضعیت این بیماران کمک کند. هدف از پژوهش حاضر بررسی 8 هفته تمرین ترکیبی (مقاومتی - هوازی) در خانه همراه با مکمل دهی آب انگور قرمز بر عملکرد حافظه گذشته‌نگر، روزمره و آینده‌نگر در زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس است 1. Multiple   clerosis مولتیپل اسکلروزیس[1] Ms یک بیماری تحلیل‌برنده عصبی است که باعث آسیب به میلین و ایجاد پلاک در قسمت‌های مختلف نورون‌ها در مغز می‏شود که ناتوانی‏های جسمی و شناختی به دنبال دارد. داشتن فعالیت بدنی و تغذیه مناسب می‏تواند به بهبود در وضعیت این بیماران کمک کند. هدف از پژوهش حاضر بررسی 8 هفته تمرین ترکیبی (مقاومتی - هوازی) در خانه همراه با مکمل دهی آب انگور قرمز بر عملکرد حافظه گذشته‌نگر، روزمره و آینده‌نگر در زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس است 1. Multiple   clerosis یافته‌ها: نتایج به‌دست‌آمده نشان‌دهنده بهبود حافظه و کیفیت زندگی در گروه‏های مکمل، مکمل+تمرین و گروه تمرین بوده است (05 / 0 > p) هرچند این بهبود در گروه تمرین +مکمل شاخص‌تر بود. نتیجه‌گیری: می‏توان به این نتیجه رسید که 8 هفته تمرین ترکیبی (مقاومتی - هوازی) در خانه همراه با مکمل دهی آب انگور قرمز بر عملکرد حافظه گذشته‌نگر، روزمره و آینده‌نگر در زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس باعث بهبود حافظه و کیفیت زندگی در بیماران می‏شود. اما مصرف فقط مکمل یا استفاده از تمرین به‌تنهایی تاثیر کمتری نسبت به انجام تمرین و مکمل به‌صورت هم‌زمان دارد.
  62. اثر دوپروتکل تثبیت عصبی-عضلانی پویا و ثبات‏بخشی بر بهبود درد، ناتوانی و فاکتورهای متاثر از آن در کارمندان مبتلا به گردن درد مزمن غیراختصاصی
    زهرا عطائی چراغ 1400
  63. تاثیر 8 هفته تمرینات منتخب فیوژن فیتنس بر برخی از فاکتورهای آمادگی جسمانی در زنان سالمند
    آزاده قپانوری 1400
    هدف از انجام پژوهش حاضر تاثیر  8 هفته  تمرینات  منتخب  فیوژن  فیتنس  بر  زمان  واکنش  و  عملکرد  تعادلی (ایستا،  پویا) در  زنان  میانسال  غیر  فعال است. پژوهش حاضر از نوع نیمه تجربی است. طرح تحقیق شامل پیش‌آزمون  -  پس‌آزمون با گروه کنترل و اعمال متغیر مستقل (8 هفته برنامه تمرینی منتخب)  می‌باشد. که به صورت  میدانی  انجام شده و در زمره پژوهش‌های کاربردی قرار می‌گیرد.  جامعه‌ی  آماری  این  پژوهش  زنان  میانسال  مجموعه ورزشی گلشهر در  استان  تهران بوده که از بین مجموعه های حاضر در شهر کرج به صورت تصادفی انتخاب وآزمودنی های پژوهش از بین داوطلبان واحد شرایط این مرکز مجددا به صورت تصادفی ساده انتخاب شدند.ابزار  گردآوری  داده ها  در این پژوهش  پرسش‌نامه‌های  خودکارآمدی  عمومی  شرر  (GSE-17)  و پرسشنامه  سلامت  عمومی  گلدبرگ  (????) است.  از  آزمون  TUG  برای  تعادل  پویا  و جهت  انجام  تعادل  ایستا  از  آزمودنی  تست  لک  لک  و برای سنجش زمان واکنش ازدستگاه  زمان‌سنج  واکنش  (مدل63035،  شرکت  لافایت)استفاده شده است
  64. اثر 8 هفته بازی های بالشوله هایدلبرگ بر پیشرفت تحصیلی و یادگیری ضمنی ( تعاملات اجتماعی-هوش هیجانی)دانش آموزان دختر کلاس اول ابتدایی شهرستان سنقر.
    مبارکه خانمحمدی 1400
         چکیده مقدمه: پژوهش حاضر با هدف بررسی میزان تاثیر 8 هفته بازی بالشوله هایدلبرگ بر پیشرفت تحصیلی و یادگیری ضمنی دانش­آموزان دختر کلاس اول ابتدائی شهرستان سنقر طراحی شد. کودکان در حال حاضر کمتر مجال "بازی­کردن" به­ویژه بازی­های با توپ را پیدا می­کنند. به این منظور "بال­شوله هایدلبرگ" با قصد بازگرداندن "روح بازی­های خیابان XE "بازی­های خیابانی" ی" تاسیس شد. کودکان در این مدرسه آموزش­ها و بازی‌های لازم را در بسیاری از رشته­های ورزشی فرا می­گیرند تا از آن­ها جهت توسعه مهارت­های کلامی، فکری، عاطفی، اجتماعی و حرکتی خود استفاده کنند. این مدرسه، تحرکی را که کودکان باید به ­طور طبیعی در مراحل اولیه زندگی به آن دست یابند فراهم می­کند. روش تحقیق:   پژوهش نیمه تجربی   با طرح پیش آزمون –پس آزمون با دو گروه کنترل و آزمایش بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه دانش آموزان دختر کلاس اول ابتدایی شهر سنقر بودند. در این پژوهش، از بین تمامی دختران کلاس اول ابتدایی شهر سنقر 30 نفر به عنوان گروه کنترل و 30 نفر به عنوان گروه آزمایش به صورت تصادفی ساده به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار اندازه­گیری پژوهش شامل پرسشنامه عملکرد تحصیلی (تیلور) شامل 40 سوال در 4 مولفه شامل (مولفه­های خودکارآمدی و تاثیرات هیجانی با 8 گوی، مولفه­ی برنامه­ریزی با 16 گویه، مولفه فقدان کنترل پیامد با 4 گویه و مولفه انگیزش با 12 گویه) بر اساس مقیاس پنج درجه­ای لیکرت بود.   برای تعیین تاثیر بازی­های بالشوله بر تعاملات اجتماعی از پرسشنامه تعاملات اجتماعی(آلیس-وایتزمن) استفاده شد. این پرسشنامه دارای 27 سوال 3 و 4 گزینه ای بود. همچنین برای تعیین تاثیر بازی‌های بالشوله هایدلبرگ بر هوش هیجانی از پرسشنامه هوش هیجانی صفت-فرم کودکان (سالووی و مایر) استفاده شد. این پرسشنامه 75 سوال داشت. برای طبقه­بندی و تنظیم داده­ها، محاسبه گرایش­های مرکزی(میانگین)، و شاخص­های پراکندگی(انحراف استاندارد) و رسم نمودارها، از آمار توصیفی استفاده شد، همچنین برای ترسیم جداول و نمودارها از نرم­افزار Excel استفاده شد. سپس برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از آمار استنباطی،   نخست از آزمون شاپیرو-­ویلک برای اطمینان یافتن از نرمال بودن توزیع داده­ها استفاده شد. بعد از اطمینان از توزیع طبیعی داده­ها با استفاده از آزمون کولموگروف اسمیرنوف و در صورت توزیع غیرطبیعی بودن داده­ها از آزمون ناپارامتری یومن ویتنی استفاده شد. برای مقایسه داده­های پیش آزمون و پس آزمون در گروه های کنترل و تجربی   و پی بردن   به تغییرات درون گروهی از آزمون تی وابسته استفاده شد. ضمنا سطح معنی­داری، کم­تر از(p< 0.05) در نظر گرفته شد. برای تجزیه و تحلیل داده­ها از بسته نرم­افزاری    نسخه 25 استفاده شد. نتایج: یافته­های پژوهش حاضر حاکی از این است که بین بازی­های بالشوله با پیشرفت تحصیلی و یادگیری ضمنی(هوش هیجانی و تعاملات اجتماعی) تفاوت معناداری وجود دارد. و بازی باعث افزایش یادگیری(هوش هیجانی و تعاملات اجتماعی) و پیشرفت تحصیلی کودکان می­شود. بازی آموزشی موجب تعامل اجتماعی و بهبود مهارت­های اجتماعی در طی بازی می­شوند، که می­تواند به ایجاد تعامل در بین افراد درگیر در بازی کمک کند و یادگیری ضمنی دانش­آموزان را ارتقا دهد. هوش هیجانی یکی از عوامل مهم در تعین موفقیت فرد در زندگی است و مستقیما بهداشت روانی فرد را تحت تاثیر قرار می­دهد. کلمات کلیدی: بازی، بالشوله هایدلبرگ، پیشرفت تحصیلی، یادگیری ضمنی، دختران ابتدائی
  65. آثار 8 هفته تمرین هوازی و داروی آتورواستاتین بر سطوح آنزیم¬های ALT و AST کبدی و نیمرخ لیپیدی موش¬های صحرایی نر مبتلا به هایپرکلسترولمی
    حجت جهانگردنیا 1400
  66. شناسایی و اولویت‌ بندی عوامل جهش راهبردی در ادارات ورزش و جوانان غرب ایران
    عباس رستمی منش 1400
  67. تاثیر مکمل یاری آب هندوانه بر شاخص‌های کوفتگی تاخیری عضلانی و آنزیم های کبدی در زنان سالم پس از فعالیت برون گرای شدید
    که زال جواد عزیز 1400
  68. تاثیر 8 هفته تمرین ترکیبی(هوازی-مقاومتی) در خانه همراه با مکمل دانه کینوا بر ظرفیت انتی آکسیدانی کل و اشتها در زنان مبتلا به دیابت نوع 2
    نیلوفر مرادی 1400
  69. تغییرات آنزیم های کبدی، پروفایل لیپیدی در پاسخ فعالیت ورزشی واماندهساز برون گرا بعد از مکمل گیری کوتاه مدت ویتامین D در زنان دارای اضافه وزن مبتلا به کبدچرب غیرالکلی
    زهرا رحیم پور 1400
  70. اثر هشت هفته تمرینات هوازی در منزل و مکمل دهی زردچوبه بر شاخص¬های تن¬سنجی، وضعیت گلیسمی، پروفایل لیپیدی و کیفیت زندگی در زنان میانسال مبتلا به دیابت نوع 2 در دوران قرنطینه کرونا
    مهسا احمدی درمیان 1400
  71. ارتباط بین سطوح فعالیت بدنی با کیفیت زندگی، سلامت عمومی و برآورد ذهنی از آمادگی جسمانی در میان افراد مبتلا به کووید 19 شهرستان کرمانشاه
    مهناز آزموده 1400
  72. تبیین عوامل موثر بر توسعه و پیشرفت ورزش فوتبال در استانهای غرب کشور
    یحیی آدینه وند 1400
  73. تعامل نوع توجه با فراوانی بازخورد بر یادگیری مهارت پرتابی در کودکان مبتلا به اختلال اوتیسم
    الناز خداداده 1400
  74. بررسی تاثیر امنیت اجتماعی بر پنداره ذهنی کوهنوردان غیرکرمانشاهی برای انتخاب کوه پرآو
    عماد مقصودپورکاکاوند 1400
  75. ارزیابی ضرورت حفظ محیط زیست بر اساس ارزش‌ها و نگرش‌های دبیران تربیت بدنی
    شیوا پروینی 1400
  76. موانع توسعه مسابقات ورزشی روستائیان و عشایر (مطالعه موردی جام خوشه چین)
    سجاد رحمتی 1400
  77. تبیین مدل عوامل ترجیح دوچرخه به¬عنوان یک شیو? رایج حمل¬ونقل در شهر کرمانشاه
    عباس پانیاز 1400
  78. اثر هشت هفته تمرین مقاومتی فزاینده همراه با مکمل یاری سیر بر سطوح سرمی CRP و مقاومت به انسولین در زنان جوان دارای اضافه وزن
    نگین محمدی سرابله 1399
  79. تاثیر مکمل یاری کلرلا بر شاخص‌های کوفتگی تاخیری عضلانی و آنزیم های کبدی در مردان دارای اضافه وزن پس از فعالیت برونگرای شدید
    مهدی عربلوفرجی 1399
  80. تاثیر 8 هفته مکمل یاری آلژینات سدیم همراه با تمرینات تناوبی شدید و تداومی متوسط بر سطوح سرمی پپتید شبه گلوکاگن -1 درزنان دارای سندرم متابولیک
    رضوان عزیزی 1399
  81. اثر شش هفته مکمل دهی ویتامین Dروی توان بی هوازی، قدرت عضلانی و ترکیب بدنی در زنان دارای اضافه وزن با کمبود ویتامین D
    حدیث مرادی 1399
  82. عنوان پایان¬نامه: آثار غوطه¬وری در آب سرد و فوم¬رولر بر بازیابی عملکرد فیزیکی و آسیب عضلانی بازیکنان جوان فوتبال به دنبال یک مسابقه شبیه سازی شده فوتبال.
    حسین مرادی 1399
    زمینه و هدف: هدف از مطالعه حاضر بررسی آثار روش‌های ریکاوری فعال (غوطه وری در آب سرد و فوم رولر) بر عملکرد و شاخص­های آسیب عضلانی در فوتبالیست­های جوان بعد از بازی شبه فوتبال بود. مواد و روش­ها:   21 جوان فوتبالیست در دامنه سنی 16-19 سال انتخاب و بعد از بازی شبه فوتبال به صورت تصادفی در سه گروه ریکاوری قرار گرفتند. ریکاوری به روش فوم رولر شامل ماساژ گروه­های مختلف عضلانی با استفاده از غلتک فوم رولر بود. ریکاوری به روش غوطه­وری در آب سرد شامل فرو بردن بدن تا گردن در آب سرد با دمای 15 درجه ی سلسیوس بود و ریکاوری غیر فعال که آزمودنی ها هیچ گونه فعالیتی نداشتند. از آزمون های   یو یو،   پرش سارجنت ،دستگاه لاکتومتر، تکنیک الایزا به ترتیب جهت اندازه گیری متغیرهای توان هوازی، توان انفجاری،لاکتات، لاکتات دهیدروژناز وکراتین­کیناز استفاده شد. از روش آماری آنووای دو راهه با اندازه گیری مکرر جهت تعیین تفاوت ها استفاده شد.  
  83. بررسی سطوح ویتامین D، متابولیسم آهن و عوامل هماتولوژی اسکی بازان آلپاین در طی 2 هفته تمرین در ارتفاع
    مریم حق بین 1399
  84. آثار 8 هفته تمرین تناوبی با شدت بالا بر عملکرد هوازی، ترکیب بدنی و فاکتورهای خطرزای قلبی عروقی در دانش آموزان دارای اضافه وزن
    جهانگیر صادقی 1399
  85. تاثیر هشت هفته تمرینات (Hot yoga) در مهار خستگی ذهنی و عوامل خطرساز بروز آسیب¬های اندام تحتانی ورزشکاران مرد 18 تا 20 سال دانشگاه رازی
    محمد سرحد حسن 1398
  86. اثر مکمل‏ دهی جنسینگ قرمز بر خستگی، هماهنگی حرکتی و عملکردشناختی به‏ هنگام فعالیت هوازی وامانده‏ ساز در شرایط هایپوکسی نورموباریک در دانشجویان دختر رشته تربیت ‏بدنی
    شادی قربانی مرزدشتی 1398
  87. تاثیر مکمل یاری سیترولین مالات و تمرین HIIT بر نیتریک اکساید، قدرت و توان بی هوازی کشتی گیران نخبه
    مهرداد مرادی 1398
      زمینه و هدف: هدف از پژوهش حاضر بررسی اثر شش هفته تمرین تناوبی با شدت بالا (HIIT) و مکمل سیترولین مالات (CM) بر سطوح نیتریک اکساید (NO) و عملکرد ورزشی در کشتی گیران نخبه بود. روش تحقیق: در یک طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل دارونما، 28 ورزشکار مرد نخبه کشتی (سن، 4/2±9/21 سال؛ قد، 8/3±5/174 سانتی متر) به طور تصادفی به سه گروه CM، دارونما و کنترل تقسیم شدند، هر سه گروه 6 هفته برنامه HIIT را بر اساس تکنیک­های کشتی انجام دادند. ترکیب بدن و توان بی هوازی و هوازی آزمودنی­ها قبل و بعد از 6 هفته برنامه HIIT اندازه­گیری شد و نمونه­ خون وریدی استراحتی قبل و بعد از تمرین نیز گرفته شد. یافته‌ها: نتایج آماری افزایش NO گروه مکمل+تمرین را در مقایسه با گروه دارونما+تمرین (033/0P=) و تمرین (030/0P=) را نشان داد. شاخص­های توان بی­هوازی بالا تنه بین گروه مکمل+ تمرین با گروه تمرین اختلاف معنادار نشان داد (022/0P=) و بین سایر گروه‌ها تفاوت معناداری مشاهده نشد (05/0P>). همچنین داده­های ترکیب بدنی در سه گروه بجز در شاخص FFM اختلاف معناداری نشان ندادند (05/0P>). نتیجه‌گیری : مصرف روزانه CM به همراه شش هفته برنامه HIIT باعث افزایش NO و افزایش توان بی هوازی بالا تنه کشتی گیران نخبه مرد در مقایسه با اجرای برنامه HIIT به تنهایی شد.
  88. اثر تمرین هوازی و مکمل دهی ویتامین D بر سطح چربی کبدی، آنزیم های کبدی و پرفایل لیپیدی در زنان سالمند با کبد چرب غیر الکلی و کمبود ویتامین D
    زهرا حسینی 1398
  89. اثر شش هفته تمرینات حرکتی دو طرفه با آینه بر عملکرد حرکتی و زمان واکنش ساده دست مبتلای کودکان فلج مغزی همی پلژی اسپاستیک
    نشمین عزیزی دارابخانی 1398
  90. ظرفیت¬ها و شایستگی¬های مورد نیاز برای اشتغال¬یابی دانش¬آموختگان رشته تربیت بدنی (مقایسه دیدگاه دانشجویان، دانش¬آموختگان و کارفرمایان)
    مینا باقری ذلانی 1398
  91. تاثیر 6 هفته مکمل یاری کلرلا همراه با تمرین HIIT بر مارکرهای استرس اکسیداتیو در مردان دارای اضافه وزن
    امین گواهی 1398
      چکیده زمینه و هدف: با توجه به نقش مکمل کلرلا در بهبودی سیستم آنتی اکسیدانی، هدف از پژوهش حاضر بررسی اثر شش هفته فعالیت ورزشی HIIT و مکمل دهی کلرلا ولگاریس بر کنترل سطوح مارکر های استرس اکسیداتیو در مردان دارای اضافه ‌وزن بود.روش تحقیق: 30 نفر آزمودنی تحقیق حاضر (سن 1/2±8/22 سال؛   MI 27/1±9/6 ) به صورت تصادفی در سه گروه (10 نفره): گروه مکمل+ تمرین، گروه دارونما+تمرین و گروه تمرین قرار گرفتند. قبل و 48 ساعت پس از پایان 6 هفته تمرینHIIT نمونه‌های خونی از آزمودنی‌ها گرفته و برای اندازه مالون دی آلدهید، پروتئین کربونیل، نیتریت اکساید مورد استفاده قرار گرفت. برنامه تمرین آزمودنی ها شامل 6 هفته فعالیت ورزشی HIIT فزآینده بود. آزمودنی‌های گروه مکمل   قرص (300 میلی‌گرم) مکمل کلرلا ولگاریس را روزی چهار نوبت در طی شش هفته آزمون مصرف می‌کردند و گروه دارونما قرص ساکاروز مشابه کلرلا مصرف کردند. سطح معناداری (05/0>P) برای تمام داده‌ها استفاده شد .یافته‌ها :   نتایج نشان داد مکمل کلرلا ولگاریس همراه با تمرینات   HIIT موجب کاهش معنا دار   MDA و   Oدر مقایسه با سایر گروه ها شد (05/0>P). همچنین سطوح PC هنگام مقایسه سه گروه کاهش معنادار در گروه مکمل+تمرین نسبت به گروه تمرین نشان داد اما اختلاف معنی داری با گروه دارونما+تمرین نشان نداد (05/0<P). نتایج ترکیب بدن کاهش وزن چربی و افزایش آمادگی هوازی آزمودنی های گروه تمرین+مکمل را نسبت به دیگر گروه ها نشان داد (05/0>P). نتیجه‌گیری : نتایج تحقیق حاضر نشان داد شش هفته تمرینات HIIT همراه با مکمل یاری کلرلا ولگاریس باعث سطوح MDA، NO، PC در مردان دارای اضافه‌وزن شد.  واژه‌های کلیدی : تمرین تناوبی، استرس اکسیداتیو، آنتی اکسیدان، ملون دی آلدهید، پروتئین کربونیل، نیتریت اکساید
  92. بررسی تاثیر مصرف و دهان¬شویه آب¬هندوانه برشاخص نیتریک اکساید ، ظرفیت آنتی¬اکسیدانی کل و عملکرد ورزشی در تکواندوکاران زن نخبه
    پروین آقابیگی امین 1398
  93. تاثیر مکمل سازی گلوتامین بر سطوح اینترلوکین_6 و عامل نکروز توموری آلفا پس از یک فعالیت وامانده ساز
    علی رضا صیادتبار 1398
  94. بررسی ضروریات نهادینه شدن حقوق ورزش درکشور ازدیدگاه مربیان ورزشی
    یوسف غیبی 1398
  95. تااثیر8 هفته تمرین هوازی در شرایط هایپوکسی و نورموکسی بر سطوح آیریزین پلاسما و مقاومت به انسولین در مردان دارای سندرم متابولیک
    پیمان محمدی 1397
  96. تدوین و به روز رسانی نورم آمادگی جسمانی مردان شهر کرمانشاه
    محدثه شهبازی 1397
    چکیده هدف پژوهش: سلامتی انسان تا حدود زیادی وابسته به وضعیت فاکتورهای آمادگی جسمانی می‌باشد و دانستن مرجع‌های معتبر برای قضاوت درمورد سطوح آمادگی جسمانی افراد، از اهمیت خاصی برخوردار است. با توجه به اهمیت آمادگی جسمانی در حفظ تندرستی، ارزیابی و سنجش افراد جامعه و آگاه نمودن آن­ها از وضعیت جسمانی خود یکی از ضروریات جوامع امروزی است. این موضوع در کشور­های توسعه یافته مورد توجه پژوهشگران بوده است اما در کشور ما و خصوصاً شهر کرمانشاه، توصیف جامعی از وضعیت آمادگی جسمانی صورت نگرفته است. بنابراین هدف از انجام پژوهش حاضر مطالعه و ارزیابی آمادگی جسمانی مردان 18 تا 60 سال شهر کرمانشاه و تهیه و تدوین هنجار بود. روش پژوهش: آزمودنی‌ها شامل 200 نفر از مردان 18 تا 60 سال شهر کرمانشاه، براساس معیارهای پژوهش انتخاب شدند. متغیرهای آمادگی قلبی_تنفسی ، درصد چربی بدن، نسبت دور کمر به دور لگن(WHR)، انعطاف­پذیری، قدرت عضلانی پنجه دست راست و دست چپ، استقامت عضلات سینه و استقامت عضلات شکم به ترتیب با روش آزمون یک مایل پیاده روی راکپورت، اندازه­گیری چین پوستی سه نقطه­ای، اندازه­گیری محیط دور کمر و دور لگن با متر نواری، جعبه انعطاف­سنج، داینامومتر، شنای سوئدی و دراز و نشست اندازه­گیری و ثبت شدند. از نقاط درصدی با فاصله 5 درصد، همچنین میانگین، انحراف معیار، صدک­ها و تغییرات فاکتورهای آمادگی جسمانی بر اساس گروه­های سنی تعیین شده برای تحلیل داده­ها و تدوین نورم استفاده شد. نتایج: یافته­های پژوهش حاضر در بررسی جمعیت مردان شهر کرمانشاه با متوسط سن 421/11±82/34 سال، قد 297/5±64/179سانتی­متر و وزن 586/11±97/80 کیلوگرم بدین شرح می­باشد؛ میانگین شاخص توده بدنی (016/4±12/26کیلوگرم بر متر مربع)، توان هوازی(09/8±14/45 میلی لیتر برکیلوگرم در دقیقه)، درصد چربی بدن(42/3±28/23 درصد)، WHR (025/±927/0)، انعطاف­پذیری(03/5±43/29 سانتی­متر)، قدرت عضلانی پنجه دست راست(63/8±21/42 کیلوگرم)، قدرت عضلانی پنجه دست چپ(75/7±02/36 کیلوگرم)، استقامت عضلات سینه­ای(53/7±18/44 تکرار)، استقامت عضلات شکم(27/6±81/32 تکرار) بود. نتیجه­گیری: یافته­های مطالعه حاضر نشان داد فاکتور­های آمادگی جسمانی   به علت نبود برنامه آمادگی جسمانی منظم با افزایش سن کاهش می­یابند. متغیر­های اندازه­گیری شده توان هوازی، انعطاف­پذیری، قدرت عضلانی پنجه، استقامت عضلات سینه و استقامت عضلات شکم درگروه­های سنی 49-40 سال و 60-50 سال در مقایسه با رده سنی 29-18 سال ، روند نزولی داشتند. اما متغیر­های درصد چربی بدن، نسبت دور کمر به دور لگن(WHR)، در دو گروه 39-30 سال و 29-18 سال نسبت به رده­های سنی یادشده تفاوت محسوسی نداشتند. همچنین در مقایسه با هنجار­های موجود و داده­های حاصل از برخی پژوهش‌های دیگر، مردان شهر کرمانشاه در متغیرهای توان هوازی، انعطاف­پذیری، قدرت عضلانی پنجه، استقامت عضلات سینه وضعیت بهتری به نسبت شهرهای دیگر و سایر کشورها داشتند اما در متغیرهای شاخص توده بدنی، درصد چربی بدن، نسبت دور کمر به دور لگن(WHR)، استقامت عضلات شکمی وضعیت نسبتاً مشابهی داشتند.    کلید واژگان: آمادگی جسمانی، آمادگی قلبی- تنفسی ،VO2max، قدرت عضلانی، استقامت عضلانی، انعطاف پذیری.  
  97. تدوین و به روز رسانی نورم آمادگی جسمانی زنان شهر کرمانشاه
    گلنار رشیدی 1397
     تدوین و به روز رسانی نورم آمادگی جسمانی زنان شهر کرمانشاه
  98. مقایسه تاثیر 8 هفته تمرینات تناوبی با شدت بالا و تمرینات تداومی بر ظرفیت هوازی نیمرخ چربی ،سلامت روانی و خودپنداره جسمانی در نوجوانان پسر دارای اضافه وزن
    مهرداد لعلی 1397
  99. بررسی متغیرهای عینی و ذهنی تمرین¬زدگی در بانوان فوتبالیست در یک فصل از لیگ برتر
    سحر بقائی 1397
    بررسی متغیر های عینی و ذهنی تمرین زدگی در بانوان فوتبالیست در یک فصل از لیگ برتر
  100. بررسی تاثیرویژگی های کالبدی حس مکان در گرایش مشتریان به اماکن ورزشی
    سحر چراغعلی 1397
    چکیده این پژوهش با هدف بررسی و واکاوی تاثیر ویژگی­های کالبدی حسِ مکان بر بازگشت مجدد مشتریان به استخرهای ورزشی انجام شده است. در حال حاضر یکی از کاستی­های معماری استخرهای ورزشی، عدم قابلیت و توانایی برای ایجاد پیوندی عمیق میان فضا و مشتریان می­باشد. مفهومی که به عنوان حسِ تعلق به مکان از آن نام می­برند. امروزه ابعاد محیطی حسِ مکان در استخرهای ورزشی مورد توجه قرار گرفته­است و سبب ایجاد پیوندی عمیق بین مشتریان و فضای ورزشی می­شود. این پژوهش به لحاظ استفاده و هدف کاربردی، از نظر ماهیت توصیفی اکتشافی و از نوع پژوهش­های کمی است. در جمع آوری داده رویکرد و فرآیند پیمایشی بر پژوهش حاکم بوده و ابزار اصلی گردآوری داده­ها پرسشنامه است. جامعه آماری شامل مشتریان استخرهای ورزشی سرپوشیده شهرستان کرمانشاه است و از روش نمونه­گیری تصادفی ساده استفاده شده است. حجم نمونه با استفاده از فرمول ُککران 370 نفر برآورد و از آزمون کشیدگی و چولگی جهت بررسی نرمال­بودن داده­ها و برای آزمون فرضیه­ها و مجموعه روابط علت و معلولی بین متغیرها و مولفه­ های مورد بررسی از تحلیل عامل تاییدی و مدل سازی معادلات ساختاری با نرم­افزار   22   و Amos24   استفاده شده است. یافته­های این پژوهش نشان می­دهد که متغیرهای رنگ، نور، اندازه مکان، هارمونی و تناسب و صدا با بازگشت مجدد مشتریان به استخرهای ورزشی به عنوان عناصر حسِ تعلق به مکان رابطه معناداری دارند.    واژه­های کلیدی: حسِ مکان، مشتریان استخر، هارمونی، رنگ، نور  
  101. آثار 8 هفته تمرین هوازی و مصرف عرق آرتیشو بر سطوح چربی کبد و سطوح سرمیALT و AST در زنان چاق یا دارای اضافه وزن مبتلا به کبد چرب غیرالکلی
    عاطفه جمشیدپور 1397
      چکیده:هدفاز این پژوهش بررسی آثارتوامان و جداگانه 8 هفته تمرین هوازی و مصرف عرق آرتیشو بر سطوح   چربی کبد و سطوح سرمیALT   و AST در زنان چاق یا دارایاضافه وزن مبتلا به کبد چرب غیرالکلی بود. بدین منظور 32 زن چاق یا دارای اضافهوزن به طور تصادفی در چهار گروه 8 نفری آرتیشو،گروه تمرین هوازی، گروه تمرین هوازی- آرتیشو و گروه کنترل قرار گرفتند. گروه­های تمرین هوازی وتمرین - آرتیشو به مدت هشت هفته (سه جلسه در هفته) تمرینات هوازی با شدتمتوسط(شاخص درک فشار 11-13) انجام دادند. آزمودنی­ها درگروهآرتیشو ­وگروه تمرین-آرتیشو روانه پس از وعده­های غذایی، مقدار 60 سی­سی عرق آریشودریافت کردند. نمونه­خونی48 ساعت قبل از اجرای پروتکل و 48 ساعت پس ازآخرین جلسه تمرین به منظور اندازه­گیری سطوح سرمی ALT­­و­ASTو نیمرخ چربی گرفته شد. سونوگرافی از کبد نیز در 48 ساعت قبل از اجرای پروتکل و 48ساعت پس از پایان برنامه به منظور ارزیابی سطوح چربی کبدی انجام شد. نتایج تجزیه تحلیلداده­ها نشان داد که انجام تمرین هوازی سه جلسه درهفته موجب کاهش معنی­دار سطح چربی کبد در این دسته از افراد شد و همچنین انجامتمرین هوازی همراه مصرف مکمل عرق آرتیشو نیز اثر سودمند را بر سطوح چربی کبدی اینافراد را دارد، اما تفاوت معناداری بین گروه­هایمداخله­ای مشاهده نشد. اما آنزیم­های کبدی ALT   و AST تنها در گروهتمرین هوازی بهبود معنی­دار داشته­اند و نمیرخ چربی در هیچ یک از مداخلات مصرف عرقآرتیشو، تمرین هوازی و تمرین هوازی به همراه آرتیشوبهبود معناداری نداشته­اند.واژگانکلیدی: کلسترول، چاقی، رژیم غذایی، دیابت نوع 2، تری گلیسیرید
  102. بررسی تاثیربازاریابی ورزشی وسرمایه انسانی بربهبودعملکردباشگاههای ورزشی(مطالعه موردی باشگاههای ورزشی شهرکرمانشاه)
    سمیه ولدی نیا 1397
  103. بررسی اثرات مصرف حاد و مزمن آب چغندرقرمز برسطوح شاخص های خونی ،نیمرخ لیپیدی ،ظرفیت آنتی اکسیدانی و عملکرد ورزشی در دختران فوتبالیست
    مریم لطفی 1397
  104. بررسی تاثیر8 هفته تمرین هوازی در شرایط هایپوکسی نورموباریک بر آپلین پلاسما و مقاومت به انسولین در مردان دارای اضافه وزن
    محسن نعمتی 1397
  105. آثار 8 هفته تمرین همزمان مقاومتی و هوازی بر سطوح بزاقی فاکتور نکروز دهنده تومور آلفا و تستوسترون در زنان یائسه ی مبتلا به سرطان سینه
    الهام علی پور 1397
    زمینه و هدف: هدف کلی از انجام این تحقیق، تعیین اثر تمرین همزمان، بر پاسخ عوامل پیش التهابی و هورمونی موثر در سرطان سینه   و کیفیت خواب (PSQL)، کیفیت زندگی(QOL) و تناسب اندام درزنان یائسه ی مبتلا به سرطان   سینه بود.روش تحقیق: 42 زن یائسه ی مبتلا به سرطان سینه 70-30 ساله ، به عنوان نمونه آماری انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه تمرین و گروه کنترل تقسیم شدند.گروه تمرین، تمرین مقاومتی را   3-2 ست 10-18 تکراری، با 70-50 درصد 1RM و تمرین هوازی را با شدت maxHR70-50% به مدت20-40 دقیقه برای 8 هفته انجام دادند. میانگین تغییرات در IL-12 و کورتیزول با استفاده از تکنیک آزمایشگاهی ELISA و میانگین تغییرات PSQL، QOL، وزن، درصد چربی، WHR ، BMI و دور کمر قبل و 8 هفته بعد از تمرین با استفاده از آزمون آماری   ANOVAدو راهه با اندازه گیری تکراری محاسبه و سطح معنی داری آماری نیز (05/0>P) تعیین شد.یافته ها: نتایج نشان داد که در مقایسه ی پیش آزمون و پس آزمون، کاهش معناداری در سطوح کورتیزول، امتیاز کیفیت خواب، وزن، درصد چربی، BMI و دور کمر و افزایش معنی داری در کیفیت زندگی در گروه تمرین نسبت به پیش آزمون مشاهده شد (05/0>P). در مقایسه پیش آزمون و پس آزمون   در گروه تمرینی تغییر معنی داری نسبت به پیش آزمون و گروه کنترل، در مقادیر   IL-12و WHR دیده نشد(05/0<P). نتیجه گیری: به نظر می رسد می توان از نقش کمک درمانی تمرین همزمان جهت بهبود عوامل هورمونی ، کیفیت خواب ،کیفیت زندگی و تناسب اندام در بیماران مبتلا به سرطان سینه استفاده کرد.
  106. آثار 8 هفته تمرین همزمان بر سطوح بزاقی اینترلوکین-12 و کورتیزول در زنان یائسه ی مبتلا به سرطان سینه
    رویا مومن پور 1397
    چکیدهزمینه و هدف: هدف کلی از انجام این تحقیق، تعیین اثر تمرین همزمان، بر پاسخ عوامل پیش التهابی و هورمونی موثر در سرطان سینه   و کیفیت خواب (PSQL)، کیفیت زندگی(QOL) و تناسب اندام درزنان یائسه ی مبتلا به سرطان   سینه بود.روش تحقیق: 42 زن یائسه ی مبتلا به سرطان سینه 70-30 ساله ، به عنوان نمونه آماری انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه تمرین و گروه کنترل تقسیم شدند.گروه تمرین، تمرین مقاومتی را   3-2 ست 10-18 تکراری، با 70-50 درصد 1RM و تمرین هوازی را با شدت maxHR70-50% به مدت20-40 دقیقه برای 8 هفته انجام دادند. میانگین تغییرات در IL-12 و کورتیزول با استفاده از تکنیک آزمایشگاهی ELISA و میانگین تغییرات PSQL، QOL، وزن، درصد چربی، WHR ، BMI و دور کمر قبل و 8 هفته بعد از تمرین با استفاده از آزمون آماری   ANOVAدو راهه با اندازه گیری تکراری محاسبه و سطح معنی داری آماری نیز (05/0>P) تعیین شد.یافته ها: نتایج نشان داد که در مقایسه ی پیش آزمون و پس آزمون، کاهش معناداری در سطوح کورتیزول، امتیاز کیفیت خواب، وزن، درصد چربی، BMI و دور کمر و افزایش معنی داری در کیفیت زندگی در گروه تمرین نسبت به پیش آزمون مشاهده شد (05/0>P). در مقایسه پیش آزمون و پس آزمون   در گروه تمرینی تغییر معنی داری نسبت به پیش آزمون و گروه کنترل، در مقادیر   IL-12و WHR دیده نشد(05/0<P). نتیجه گیری: به نظر می رسد می توان از نقش کمک درمانی تمرین همزمان جهت بهبود عوامل هورمونی ، کیفیت خواب ،کیفیت زندگی و تناسب اندام در بیماران مبتلا به سرطان سینه استفاده کرد.
  107. مقایسه آثار دو نوع ریکاوری فعال و غوطه وری در آب سرد بر فاکتورهای همولیزی پس از یک وهله تمرین والیبال
    رضوان آریا فر 1397
      هدف از پژوهش حاضر، مقایسه آثار دو نوع ریکاوری فعال و غوطه وری در آب سرد بر فاکتورهای همولیزی پس از یک وهله تمرین والیبال بود. آزمودنی های این مطالعه شامل 10 نفر از زنان والیبالیست (با میانگین سنی 39/3 ±20/22 سال، وزن 11/8 ±77/63 کیلوگرم، قد 09/7 ±10/165 سانتی متر) بودند. ابتدا به منظور ارزیابی متغیر های تحقیق در این پژوهش از طرح نیمه آزمایشی با اندازه های تکراری پیش آزمون، پس آزمون و آزمون پیگیری استفاده شد. به منظور انجام پروتکل تمرینی، در دو جلسه جداگانه 90 دقیقه ای، با فاصله یک هفته از هم، والیبالیست ها تمرین والیبال طراحی شده توسط محقق را انجام دادند، که هر جلسه شامل 30 دقیقه گرم کردن عمومی و تخصصی، 45 دقیقه تمرین اصلی شامل تکنیک های رشته والیبال و 15 دقیقه ریکاوری بود. در پایان جلسه اول از ریکاوری فعال و معمول در رشته والیبال شامل دوی آهسته همراه با حرکات کششی استفاده شد و در پایان جلسه دوم از غوطه وری در آب سرد 10 درجه سانتی گراد تا سطح شانه استفاده شد. نمونه گیری خون وریدی جهت ارزیابی تاثیر تمرین و ریکاوری ها بر روی فاکتورهای همولیزی قبل از تمرین، بلافاصله بعد از تمرین، بلافاصله بعد از ریکاوری و 24 ساعت بعد از ریکاوری، از ورید پیش آرنجی انجام شد. به منظور تجزیه تحلیل داده ها، از روش آنالیز واریانس با اندازه های تکراری و آزمون تعقیبی LSD   برای مقایسه دو به دو چندگانه برای تعیین معنادار بودن تفاضل میانگین ها با سطح اطمینان 05/0 استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که بعد از اعمال یک وهله تمرین والیبال با ریکاوری فعال معمول در این رشته، میزان HGB ,HCT ,RBC بلافاصله بعد از تمرین نسبت به قبل از تمرین به طور معناداری کاهش و Bilirubin T وBilirubin ind  به طور معناداری افزایش یافت. اما 24 ساعت بعد از تمرین نسبت به بلافاصله بعد از تمرین فاکتورهای Bilirubin T کاهش معنادار و MCV افزایش معنادار داشت. در مقایسه فاکتورهای همولیزی بین دو ریکاوری؛ غوطه وری در آب سرد، درصد تغییرات کمتری را نسبت به ریکاوری فعال نشان داد، اما در هیچ کدام از فاکتورها این تفاوت معنادار نبود. با توجه به تغییرات فاکتورها و افزایش Bilirubin و کنترل حجم پلاسما، این یافته ها می تواند نشانه ای از همولیز بعد از یک وهله تمرین والیبال با ریکاوری فعال باشد. همچنین نتایج آماری نشان داد که نوع ریکاوری بر فاکتورهای همولیزی تاثیر معنادار نداشت.
  108. عوامل موثر بر افزایش دعاوی حقوقی مرتبط با بی¬مبالاتی معلمان تربیت بدنی
    خلیل کرمیان 1397
  109. اثر مکمل سازی تمرین مقاومتی با دارچین بر سطوح لپتین، آدیپونکیتن و نسبت آن¬ها در زنان دارای اضافه وزن
    شکوفه ملکی 1397
  110. تاثیر 8 هفته تمرین مقاومتی بر شاخص¬های میگرنی و کیفیت زندگی در زنان میگرنی
    مریم حسن پور 1396
  111. بررسی تاثیر 6هفته تمرینات ترکیبی بر نیم رخ چربی، تغییرات آنزیم¬های کبدی، IL-6 و CRP در بیماران با سابقه خانوادگی عروق کرونر
    فرزاد شیری 1396
      بیماری­های قلبی عروقی در حال حاضر جزو سه علت اول مرگ و میر و ناتوانی انسان در سراسر دنیاست، همچنین این بیماری­ها که هر ساله ?? میلیون نفر را به کام مرگ می­فرستد، ?? درصد از مرگ و میرها در کشورهای در حال توسعه را شامل می­شود و در حال تبدیل شدن به اصلی­ترین عامل مرگ و میر یا ناتوانی در اکثر کشورها می­باشد .(1) و متاسفانه به علت ویژگی­های زندگی شهری،کاهش فعالیت فیزیکی، افزایش وزن، افزایش مصرف توتون وتنباکو، استرس­های شغلی و ذهنی و همین طور عدم توجه به توصیه­های سلامت، میزان آن درکشورهای درحال توسعه درحال افزایش است (2, 3). این درحالی است که شیوع واقعی بیماری قلبی عروقی در مردان و زنان ??-?? سال به ترتیب ?/?و ??/? درصد در بین مردان و زنان بالای ?? سال به ترتیب ?/??و ?/?? درصد می­باشد (4). درکشور ما نیز این بیماری از شایع­ترین عوامل مرگ و میر محسوب شده و هرساله حدود ?/? میلیون نفر مبتلا به بیماری قلبی عروقی فقط دربیمارستان­های تحت پوشش   وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی بستری می­شوند که حدود ?? درصد مرگ­ها را به خود اختصاص داده است   (5) طبق گزارش سازمان جهانی بهداشت، تخمین زده می­شود که در سال???? حدود ?? میلیون انسان به علت بیماری­های قلبی عروقی جان خود را از دست بدهند(6). اما روش­هایی برای کنترل و پیشگیری از بیماری­های قلبی عروقی و یا به تاخیر انداختن بروز آن­ها وجود دارد.بیماری عروق کرونری قلب، بخشی از بیماری­های قلبی عروقی هستند که به دلیل تنگی عروق کرونر قلب یا انسداد این عروق ایجاد می­شوند (7). عامل اصلی در ایجاد این بیماری عارضه­ی آترواسکلروز ( AMD) می­باشد، که منجر به پیدایش پلاک­های سخت در دیوارهای داخلی شریان­های کرونر می­گردد (8). این بیماری­ها، دارای عوامل متعددی می­باشند از جمله این عوامل خطرزای شناخته شد   (Risk   factors )می­توان به هیپرلیپدمی، هیپرتانسیون، دیابت، چاقی، استعمال دخانیات و سابقه خانوادگی اشاره کرد(9) . سندرم حاد کرونری معمولاً در افراد بالای ?? سال اتفاق می­افتد اما شیوع فاکتورهایی مثل چاقی، فشار خون بالا ،دیابت و سندرم­های متابولیک، خطر گسترش بیماری­های قلبی عروقی زودرس را در افراد افزایش خواهد داد (4). 
  112. مقایسه هشت هفته تمرین مقاومتی با شدتهای مختلف با تمرین TRX بر برخی فاکتورهای آمادگی جسمانی در زنان تمرین کرده
    شهرزاد زمانی علویجه 1396
  113. مقایسه 8 هفته تمرینات مقاومتی با دو زمان بندی خطی و غیر خطی و تمرینات TRX بر برخی فاکتور های آمادگی جسمانی و سلامت روانی پسران نوجوان
    مسعود صادقی 1396
  114. تاثیر هواداری ورزشی بر باور پذیری تبلیغات از طریق ورزش در دانشجویان استان کرمانشاه
    مریم پارسی 1396
  115. اثر سازگاری ارزشی مشتری بر رفتار شهروندی با نقش میانجی تعهد و رضایت از برند
    احمد اتابک 1396
  116. بررسی تااثیر 6 هفته تمرینات تناوبی شدید(HIIT ) بر بیان ژن پروتئین تیروزین فسفاتاز1B در بافت عضله رت¬های دیابتی نوع 2
    فرشته سهیلی 1396
  117. اثر فعالیت مقاومتی با فواصل استراحتی متفاوت بر سطوح آیریزین سرم و لاکتات خون در پسران چاق
    محمد حیدری ظاهروند 1396
    چکیدهزمینه و هدف: چاقی اختلال متابولیکی است که در پی افزایش انرژی دریافتی و کاهش مصرف انرژی ایجاد می‌شود. از سوی دیگر، آیریزین، مایوکاین جدیدی است که اثرات مفید خود را از طریق افزایش هزینه انرژی نشان می­دهد. با این حال، پاسخ آیریزین به فعالیت ورزشی مقاومتی و متغیرهای تمرینی مربوط به آن کمتر مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. هدف مطالعه حاضر، بررسی اثر فعالیت مقاومتی با فواصل استراحتی متفاوت بر سطوح آیریزین سرم و لاکتات خون در پسران چاق می­باشد. روش­شناسی تحقیق:   دوازده پسر چاق در این پروتکل تمرینی شرکت کردند. آزمودنی ها در سه روز جداگانه به صورت تصادفی به زمان های استراحتی 60، 120، 240 ثانیه بین نوبت ها تقسیم شدند و پروتکل تمرینی را اجرا کردند. هر پروتکل تمرینی شامل چهار نوبت پرس سینه تا سر حدخستگی و شدت 60 درصد یک تکرار بیشینه بود. نمونه­های خونی 15 دقیقه قبل و بلافاصله بعد از فعالیت گرفته شد. داده­ها به دست آمده با استفاده از روش­های آماری t همبسته، تحلیل واریانس و ضریب همبستگی پیرسون، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته­ها: افزایش معنی­داری در غلظت آیریزین سرم و لاکتات خون بلافاصله بعد از هر سه پروتکل فعالیت ورزشی مقاومتی نسبت به قبل از فعالیت مشاهده شد (05/0 > P)؛ همچنین اختلاف معنی­داری در متغیرهای پژوهش بین سه پروتکل فعالیت ورزشی مقاومتی مشاهده شد   (05/0 > P)؛ براساس نتایج آزمون تعقیبی توکی افزایش در غلظت آیریزین سرم و لاکتات در زمان استراحتی 60 ثانیه به طور معنی­داری بیشتر از زمان­های استراحتی 120 و 240 ثانیه؛ همچنین افزایش غلظت آیریزین سرم و لاکتات زمان استراحتی 120 ثانیه به طور معنی­داری بیش از 240 ثانیه بود. نتایج نشان داد همبستگی مثبت و معنی­داری بین لاکتات و آیریزین درتمرین مقاومتی با زمان­های استراحتی 60 و 120 ثانیه مشاهده شد (05/0 > P)؛ درحالی که اختلاف معناداری بین لاکتات و آیریزین در تمرین مقاومتی با زمان استراحتی 240 ثانیه مشاهده نشد. نتیجه­گیری: این نتایج حاکی از آن است که تمرین مقاومتی با فاصله استراحتی کم در مقایسه با تمرین مقاومتی با فاصله استراحتی زیاد سبب افزایش سطوح آیریزین در پسران چاق می­شود. با توجه به وجود همبستگی مثبت و معنی­دار بین آیریزین سرم و لاکتات خون، تجمع لاکتات بیشتر در تمرین مقاومتی با فاصله استراحتی کم ممکن است یکی از مکانیسم­های احتمالی ترشح آیریزین بیشتر در نتیجه­ی فعالیت­های مقاومتی با فاصله استراحتی کم باشد.واژگان کلیدی: چاقی، آیریزین، لاکتات، تمرین مقاومتی، فاصله استراحتی متفاوت
  118. بررسی اثر ورزش ترکیبی بر تراکم استخوان و جرم مواد معدنی استخوان در زنان 35تا55سال غیر ورزشکار
    پرستو روئین 1396
  119. مقایسه هشت هفته تمرین هوازی تداومی و دو پروتکل متفاوت تمرین تناوبی پرشدت بر نیمرخ چربی و برخی فاکتورهای آمادگی بدنی و سلامت روانی در دانش آموزان پسر دارای اضافه وزن
    علی طاهری منطق 1396
  120. آثار پیش سرمایش و سرمایش بر پاسخ های عصبی،فیزیولوژیکی و عملکردی دانشجویان دختر دانشگاه رازی
    سیده سمیه رضوی 1395
  121. ارتباط آزمونهای میدانی RAST و CST با آزمون آزمایشگاهی وینگیت در فوتسالیستها نخبه مرد
    کریم فیروزبخت 1395
  122. ارتباط بین آزمون های هوازی میدانی وآزمایشگاهی در بازیکنان نخبه فوتسال مرد.
    بیژن خدایاری 1395
  123. آثار حاد فعالیت مقاومتی در شرایط هایپوکسی و نورموکسی بر سطوح گرلین و ابستاتین در دختران دانشجو
    سیده خدیجه یاریان گیزه رود 1395
    گرلین و ابستاتین دو پپتید اشتها آور و ضد اشتها هستند. به نظر می رسد تعادل حساس این دو پپتید در تنظیم هموستاز انرژی و کنترل وزن بدن مهم می­باشد. مطالعات درباره اثر برنامه تمرینی بر گرلین و ابستاتین، به­ویژه در انسان­ها، بسیار اندک و محدود است و از سوی دیگر نشان داده شده است که شرایط هیپوکسی نیز می­تواند بر سطوح این هورمون­ها اثر گذار باشد. بنابراین، هدف از این پژوهش بررسی آثار یک وهله فعالیت مقاومتی در شرایط هایپوکسی و نورموکسی بر سطوح گرلین و ابستاتین در دختران سالم بوده است. بدین منظور 12 آزمودنی دختر، میانگین سنی53/3±27 سال، تمرین قدرتی را در دو شرایط هیپوکسی و نورموکسی در روزهای مختلف اجرا کردند. برنامه فعالیت مقاومتی شامل 5 ست ده تکراری با 70 درصد یک تکرار بیشینه برای دو حرکت اسکات و پرس سینه با هالتر بود. زمان استراحت بین ست­ها و حرکات نیز یک دقیقه بود. شرایط هیپوکسی (O2=14)   از پیش از اجرای فعالیت مقاومتی تا پایان فعالیت اعمال شد. نمونه­گیری خون در هر وهله دوبار (پیش از فعالیت و بلافاصله پس از فعالیت) برای هر آزمون اجرا شد. یافته­ها نشان داد که یک وهله فعالیت مقاومتی در شرایط هیپوکسی و نورموکسی اثر معناداری بر گرلین و نسبت گرلین به ابستاتین ندارد. در حالی که یک وهله فعالیت مقاومتی در شرایط هایپوکسی باعث کاهش معنی­دار ابستاتین در مقایسه با گروه نورموکسی شد (004/0P =). به طورکلی می­توان نتیجه گرفت که، انجام فعالیت مقاومتی در شرایط هایپوکسی تاثیر بیشتری بر ابستاتین نسبت به شرایط نورموکسی دارد.
  124. مقایسه آثار وهله های فعالیت هوازی در شرایط هایپوکسی و نورموکسی بر سطوح گرلین و ابستاتین پلاسما در دانشجویان تربیت بدنی
    لعیا طاهری فرد 1395
    هدف از این پژوهش مقایسه آثار وهله­های فعالیت هوازی در شرایط هایپوکسی و نورموکسی بر سطوح گرلین و ابستاتین پلاسما در دانشجویان مرد تربیت بدنی بوده است. بدین منظور 12 آزمودنی، با شاخص توده بدنی   2/2 ± 05/23 کیلوگرم بر متر مربع و دامنه سنی 19 تا 25 سال که تا دو ماه پیش از آغاز پژوهش هیچگونه صعودی به ارتفاعات بالاتر از 2000 متر را نداشتند، به صورت داوطلبانه در این پژوهش شرکت کردند. مداخله تمرینی شامل دو وهله فعالیت هوازی بود، که یک­بار در شرایط نورموکسی و یک­بار در شرایط هیپوکسی انجام می­شد، به گونه­ای که بین این دو وهله برای هر آزمودنی دست­کم یک هفته فاصله بود. ترتیب شرایط هیپوکسی یا نورموکسی به صورت تصادفی بود و 6 آزمودنی ابتدا شرایط هیپوکسی و سپس نورموکسی و 6 آزمودنی دیگر ابتدا شرایط نورموکسی و سپس هیپوکسی را تجربه کردند. برنامه فعالیت هوازی 45 دقیقه رکاب­زدن روی چرخ­کارسنج با 65-70 درصد ضربان قلب ذخیره بود و شدت هیپوکسی معادل 14 درصد اکسیژن بود. نمونه­های خونی جهت اندازه­گیری گرلین و ابستاتین در 4 نوبت، در حالت ناشتا پیش و بلافاصله پس از مداخله­ها گرفته شد. یافته­ها نشان داد که یک وهله فعالیت هوازی در شرایط هایپوکسی باعث کاهش معنا­دار ابستاتین شد (021/0=p)، اما در شرایط نورموکسی سطوح ابستاتین تغییر معنی­داری نداشت. گرلین و نسبت گرلین به ابستاتین نیز در هیچیک از شرایط تغییر معنی­داری نداشت.

تاریخ به‌روزرسانی: 1405/03/20