صفحه نمایش استاد - پرتال اصلی دانشگاه رازی

اسداله آژیر

اسداله آژیر

استادیار / ادبیات و علوم انسانی / گروه الهیات

پایان‌نامه‌های کارشناسی‌ارشد

  1. الطلاق القضائی فی قوانین إیران والعراق دراسه مقارنه
    عباس یاسین یوسف 1403
       الزواج ظاهره عقدیه طبیعیه تنشا فیها علاقه قانونیه بین رجل وامراه من خلال عقد، ومن ثم یتم توضیح حقوق وواجبات الزوجین على اساس مبدا العداله. وبحسب بعض الباحثین فإن "الطبیعه اعطت الرجل مفتاح الإنهاء الطبیعی للزواج". وفی الواقع فإن الاهتمام الرئیسی لهذا البحث هو الإجابه على السوال ما هی سلطه الزوجه فی الطلاق القضائی فی القانونین الإیرانی والعراقی؟ توکد نتائج البحث هذه الفرضیه الموجوده فی القانون الإیرانی، فی حالات مثل عندما یکون الرجل غائباً او تکون المراه فی ورطه. یمکن للمراه ان تذهب إلى المحکمه وتطلب الطلاق. ویسمى هذا النوع من الطلاق بالطلاق القضائی، ویکون الطلاق وفق الاحکام الشرعیه فی ثلاث حالات: امتناع الزوج عن دفع النفقه واستحاله إلزامه بالإنفاق، وغیاب الزوج ومشقه الزوجه وحرجها القانون العراقی عندما یکون غیاب الزوج ضررا على الزوجه. لان وجود الضرر وهو حرمان الزوجه من مخالطه الزوج یفترض فی غیاب الزوج لمده سنتین. ولذلک فإن مجرد المطالبه بالضرر یکفی لإثبات الحق فی الطلاق مع إضافه شروط اخرى. الکلمات المفتاحیه: الطلاق، الطلاق القضائی، تقدیر الزوجه
  2. مسئولیت مدنی دولت در قبال خسارات ناشی از اعتراضات داخلی
    محبوبه جلیلیان 1403
  3. قلمرو خسارت قابل جبران در نقض تعهدات پولی.
    بهاره ملکی 1403
      «خسارت
  4. مطالعه تطبیقی قواعد حاکم بر صلاحیت دادگاه ها در حقوق ایران و آمریکا (دادگاه های فدرال)
    محدثه شفیعی 1403
  5. بررسی تطبیقی نسبت ایمان و عقلانیت از نظرگاه محمد غزالی و آلوین پلنتینجا
    سحر جمشیدی 1402
  6. بازتاب مضامین فرهنگی و اجتماعی در ضرب المثل های عربی (با تاکید بر مجمع الامثال میدانی)
    فریده مریمی کیانی 1402
  7. بررسی تطبیقی زهد و کارکردهای آن در اندیشه شوپنهاور و امام محمد غزالی
    سیما صفری قلعه زنجیری 1402
    بحث زهد و مسائل مربوط به آن از جمله مسائلی است که از دیرباز توجه برخی از متفکران غربی و شرقی را در حوزه‌های مختلف تفسیر، فلسفه، عرفان، تصوف و فلسفه اخلاق را به خود معطوف داشته است. امام محمد غزالی و آرتور شوپنهاور ازجمله متفکرانی هستند که علی‌رغم نظام فکری متفاوت، با نگرشی عارفانه به زهد و شیوه زاهدانه و پارسامنشانه در نظام فلسفی خود توجه کرده‌اند. غزالی زهد را به عنوان یکی از مقامات سالکان و عارفان معرفی می‌کند و آن را به اعراض و بی‌میلی نسبت ‌به دنیا و امورات آن به جهت دست‌یابی به لقای حق تعالی در جهان آخرت تعریف می‌کند، اما شوپنهاور جهان را اراده‌ای می‌داند که منشا تمام دردها و رنج‌های موجود در این عالم است و بر آن است که هر آنچه در این عالم وجود دارد، جلوه و نمود همین اراده است. بر همین مبنا، او زهد را به سرکوب امیال و غرایز و محدود کردن خواسته‌های مطلوب و روی آوردن به امور نامطلوب با هدف نفی اراده تعریف می‌کند. در نظر هر دو متفکر زهد، نتایجی را در پی دارد که مهم‌ترین و اصلی‌ترین آن نیل به سعادت بشری است و با توجه به دخیل ‌بودن زهد در سعادت و کمال بشر از نگاه غزالی و شوپنهاور، بررسی و تطبیق دیدگاه‌های این دو متفکر بزرگ، به نظر مفید فایده می‌رسد. جهان‌بینی‌های متفاوت حاکم بر نظام فکری این دو اندیشمند سبب گردیده تا مفهوم زهد و نتایج حاصل از آن، با وجود اشتراکات، دارای تفاوت‌هایی نیز شود. این پژوهش درصدد آن بوده است تا ضمن لحاظ بستر و جهان‌بینی‌های متفاوت حاکم بر اندیشه   غزالی و شوپنهاور، اشتراکات و افتراقات مفهوم زهد و نتایج حاصل از آن را، استنباط و تبیین کند.    واژه‌های کلیدی: اراده، ریاضت، زهد، سعادت، شوپنهاور، غزالی   
  8. چیستی عشق به خدا و نقش آن در زندگی انسان از دیدگاه اسپینوزا و امام محمد غزالی
    ستاره باباجانی 1402
    مسئله عشق به خداوند به دلیل تاثیرات فراوانی که هم به لحاظ عملی همبه لحاظ نظری در زندگی انسان دارد، همواره از جنبه‌های مختلف مورد توجه متفکران بسیاری قرار گرفته است. از جمله متفکرانی که توجه ویژه‌ای به این مسئله داشته‌اند می‌توان به باروخ اسپینوزا و امام محمد غزالی اشاره کرد. اهمیت مسئله سعادت انسان در نظر هر دو متفکر، آنها را به بررسی ماهیت عشق به خداوند و روش دستیابی به آن کشانده است. هر دو متفکر بر این باورند که انسان همواره در حال عشق ورزیدن است، اما از میان متعلقات عشق انسان تنها متعلقی که شایسته عشق‌ورزی است خداوند است، زیرا خداوند موجودی سرمدی است و عشق به او نیز سرمدی است. این عشق، عشقی است که مبتنی بر معرفت و شناخت خداوند است. از این رو تمام ابعاد زندگی انسان را تحت شعاع قرار می‌دهد و به میزان بهره‌مندی انسان از این عشق، انسان سعادتمند می‌گردد. لذا به دلیل اشتراکات فراوان دو متفکر در مسئله عشق الهی این پایان نامه به بررسی ماهیت، روش دستیابی و تاثیرات این عشق در زندگی انسان از نظر دو متفکر مذکور پرداخته است و در نهایت به این نتیجه رسیده است که اگرچه اسپینوزا و غزالی با دو جهان‌بینی متفاوت به مسئله عشق پرداخته‌‌اند و مبانی متفاوتی در این زمینه دارند، اما در نهایت در ماهیت عشق به خداوند وکارکرد‌های آن در زندگی انسان اشتراکات قابل توجهی دارند. از جمله کارکردهای مشترک این عشق از نظر هر دو متفکر در زندگی انسان می‌توان به کسب سعادت، زیست اخلاق مدارانه، آرامش نفس و نترسیدن از مرگ اشاره کرد.
  9. مطالعه تطبیقی دیدگاه سورن کی ¬یرکگور و فخررازی پیرامون دینداری عقل گرایانه
    سبا ذوالفقاری 1402
    مسئل? دین و ایمان و ارتباط آن با عقلانیت یکی از مهم‌ترین مباحث فلسفی است؛ مسئله‌­ای که از دیرباز محل بحث و بررسی اندیشمندان و متفکران قرار گرفته است. اساساً نسبت و رابط? ایمان و عقل با یکدیگر موجب شکل­گیری دو مکتب «ایمان­گرایی» و «عقل­گرایی» گردیده است که هر کدام طرفداران خاص خود را در جهان اسلام و جهان غرب دارند. در پژوهش پیش رو، «امام فخرالدین رازی» از میان متکلمان مسلمان و «سورن کی­ یرکگور» به­عنوان فیلسوفی اگزیستانسیالیست در غرب، به­دلیل دیدگاه خاصشان در باب ماهیت دین برگزیده‌ شدند تا با روش توصیفی- تحلیلی به بررسی و مقایس? دیدگاه این دو اندیشمند پرداخته ‌شود. پرسش اصلی این است که وجه اشتراک و افتراق کی ­یرکگور و فخر رازی پیرامون ارتباط دین و عقل چیست؟ به‌نظر می‌رسد کی­ یرکگور در دست? ایمان­گرایان افراطی به­شمار می­رود. وی بنیان دین را نوعی شورمندی می­داند که با عقل در تضاد است و در تمام طول تفکرات فلسفی­اش، سعی در نشان دادن آشتی­ناپذیری دین و عقل دارد. فخر رازی در دور? متاخر زندگانی خویش، با نظری? کی­ یرکگور در بخشی از فلسف? دینداری خود همدل می­شود و دین و گزاره­­های آن را فراعقلی و به دور از دسترس عقل در نظر می­گیرد و همانند کی­ یرکگور به ایمان­گرایی روی می­آورد؛ اما تفاوت این دو در این است که کی­ یرکگور کل مجموع? دین و گزاره­های آن را دور از دسترس عقل درنظر می­گیرد و در باب اثبات و تبیین دین و گزاره­های ­آن، عقل­ستیز محسوب می­شود و ایمان­گرایی را پیشه می­کند که فراتر از عقل است؛ درحالی­که فخر رازی فقط در بخشی از گزاره­های دینی به ایمان­گرایی روی می­آورد و عقل را همواره پشتیبان گزاره­های ایمانی در دست? خردپذیر مانند مقام نبوت و وحی می­داند؛ اما مواردی چون عذاب و ثواب اخروی را خردگریزی می­داند. کلمات کلیدی: ایمان‌گرایی، عقل‌گرایی، فخر رازی، کی یرکگور، عقلانیت ایمان، دین   
  10. بررسی تطبیقی تاثیر تربیت و عشق بر کمال انسان از نگاه ملاصدرا و افلاطون
    مریم حاجیان 1402
  11. مطالعه تطبیقی وجه التزام در حقوق ایران وعراق
    احمد سعید صوفی علی 1401
       تناولنا فی بحثنا موضوع التعویض الاتفاقی وماتترتب علیه من اثار قانونیه على العقود وبیان دور الاراده فی تعدیل هذه الاثار وحاولنا تحدید مفهوم التعویض الاتفاقی وتبین عدم وضع المشرع تعریف محدد للتعویض الاتفاقی سبب اختلاف فی تعریف التعویض الاتفاقی وبسبب هذا الاختلاف ادى الى اختلاف فی خصائص التعویض الاتفاقی لذلک یمکن تعریف التعویض الاتفاقی ( هو اتفاق ما بین المتعاقدین مقدما بتقدیر الضرر والخسائر التی تلحق بالدائن جراء عدم تنفیذ المدین للالتزام الاصلی بدلاً من ترکه للقاضی ویکون نتیجه عدم تنفیذ الالتزام او التاخیر فی تنفیذه او تنفیذه بشکل معیب ویقدر فی الغالب بمبلغ من النقود ویکون قبل وقوع الاخلال . ویدرج بشکل شرط جزائی فی العقد ) . وتوصلنا الى ان التعویض الاتفاقی یحدد مسبقاً قیمه الضمان عند ابرام العقد . وعندما یقع الضرر قد یتبین انه لایوجد تناسب البته بین مقدار الضمان والضرر الواقع فعلاً . لهذا منحت التشریعات المدنیه قاضی الموضوع سلطه تعدیل مقدار التعویض الاتفاقی ( الشرط الجزائی) اذا ما طلب منه احد الطرفین ذلک . ولهذا البحث اهمیه على الصعید الفکری والقانونی کونه یناقش موضوع التعویض الاتفاقی فی القانون المدنی العراقی مقارنه بالقانون المدنی الایرانی مع التطرق بشکل جزئی الى التعویض الاتفاقی فی بعض القوانین الاخرى .   وفی هذا البحث قمنا ببیان ماهیه التعویض الاتفاقی ( تعریفه ) ومن ثم المراحل التاریخیه التی مر بها التعویض الاتفاقی فی الشعوب القدیمه . وکذلک شروط استحقاقه والتکییف القانونی له وخصائص التعویض الاتفاقی وبیان فوائد التعویض الاتفاقی حیث یقوم الطرفان بتحدید مقدار الضرر الذی یودی الى الحیلوله دون تدخل القضاء احیاناً وتحکمه فی التقدیر سواء من خلال القاضی او من خلال الاستعانه بالخبراء . والقینا الضوء على سلطه القاضی ازاء التعویض الاتفاقی فی القانونین العراقی والایرانی وکیف ان القانون العراقی قد اطلق ید القاضی فی موضوع التعویض الاتفاقی سواء بالزیاده او النقصان او حتى الغاء هذا الشرط . اما القانون الایرانی فقد قید ید القاضی بالنسبه للتعویض الاتفاقی ولم یجز له التدخل فی تعدیل هذا الشرط سواء بالزیاده او النقصان استناداً الى قاعده الاراده الحره للعقود . وبینا فی بحثنا اهمیه ومبررات تدخل القاضی فی مجال التعویض الاتفاقی لما له من ترسیخ مبادی العداله لان التعویض لایکون متناسباً البته مع مقدار الضرر الواقع . وکذلک تطرفنا الى ما یشتبه به من اوضاع قانونیه. کما ان مرور الزمان ( التقادم ) یکون مانعاً من سماع دعوى التعویض الاتفاقی .
  12. بررسی و نقد دیدگاه ابوالقاسم فنایی در (( تفاوت خدای عرفان و خدای فلسفه ))
    پریا مرادی محمدآبادی 1401
       چکیده یکی از دغدغه‌های اصلی و اساسی که همواره برای انسان وجود دارد، شناخت خداوند است؛ تا جایی که می‌توان ادعا نمود خدا مهم‌ترین مسئل? انسان و فلسفه است. یکی از مباحثی که می‌توان در خصوص خداوند آن را پیگیری نمود بحث از   تشخص یا عدم تشخص خداوند است. آقای ابوالقاسم فنایی نویسند? معاصر، در مقاله‌ای تحت عنوان خدای عرفان و خدای فلسفه؛ به بررسی تصویر خدا در عرفان و فلسفه می‌پردازد. وی در مقال? مذکور،   بین خداشناسی دو نحل? فلاسفه و عرفا، تفاوت اساسی قائل می‌شود. با پیگیری مطالب   مقال? مورد بحث   و بررسی شواهد و دلایلی که آقای فنایی به آن‌ها اشاره نموده است؛ به تشخص واجب‌الوجود در فلسفه و عدم ‌تشخص خدا در عرفان می‌رسیم. آقای فنایی با توجه به تعریف فلاسفه از   خدا، لوازم الهیاتی منفی نظیر غایب، مجهول و دور بودن خدا در فلسفه را نتیجه می‌گیرد. برخی هم‌چون آقای فنایی اختلاف‌نظر بین خداشناسی فلاسفه و عرفا را اختلافی زیربنایی و کلیدی می‌دانند تا جایی که معتقدند سایر اختلاف‌نظرهای بین آنان از همین‌جا یعنی تفاوت در تعریف و تصور از خداوند سرچشمه می‌گیرد. مقایس? این دو تلقی از خداوند و تامل در لوازم الهیاتی و پیامدهای منطقی آن‌ها بسیار آموزنده و در عین حال سرنوشت‌ساز است. ما در پژوهش حاضر با تحلیل تقریر فلاسف? شاخص از تعریف خداوند و مقایس? خداشناسی فلسفی و عرفانی با هم، به این نتیجه می‌رسیم که برخلاف مدعای آقای فنایی مبنی بر غیریت خدای فلسفه و خدای عرفان، خداشناسی دو نحله در روش   با یک‌دیگر متفاوت است والّا تعریف خدا در فلسفه و عرفان به عنوان موجود مطلق بشرط‌لا و موجود مطلق لابشرط به یک معنا می‌باشد. هدف اصلی در پژوهش حاضر بررسی صحت انتساب مدعای آقای فنایی به خداشناسی فلاسفه مسلمان است   و سعی بر این است که هم تصویر نسبت داده شده و هم لوازم منفی شمرده شده برای این تصویر را با توجه به متون فلاسفه شاخص سه مکتب مشاء، اشراق و متعالیه پیگیری نماییم. این پژوهش با روش توصیفی _ تحلیلی پیگیری می‌شود و روش جمع‌آوری اطلاعات، کتابخانه‌ای اعم از کاغذی و الکترونیک است.                کلید واژگان: تصویر خدا، خدای متشخص، خدای نامتشخص، ابوالقاسم فنایی، خدای فلسفه، خدای عرفان
  13. بررسی دیدگاه نجات حداکثری در فلسفه اسلامی
    زینب مراتی فشی 1401
    مسئله‌ی سعادت و نجات از دغدغه‌های اساسی انسان بوده و از نگاه فیلسوفان مسلمان دارای اهمیت ویژه‌ای است‌. پژوهش حاضر که در پی بررسی کمیت بهره‌مندان از سعادت و نجات از دیدگاه ابن‌سینا‌، سهروردی‌، ملاصدرا است‌، این پرسش محوری را دنبال می‌کند که در حیات اخروی نسبت افراد اهل نجات به افراد اهل عذاب و گرفتاری از حیث کمیت چگونه است‌‌؟ مباحث حکیمان مسلمان در این مسئله حاکی از این است که آن‌ها اهل نجات و سعادت اخروی را اکثری می‌دانند‌. این نوشتار قصد دارد‌: اولاً شواهد و ادله‌ای بیان کند که این مدعا را تایید می‌‍‌کند. ثانیاً چگونگی تاثیر هر یک از این شواهد و ادله را بر افزایش کمیت نجات‌یافتگان و سعادتمندان تحلیل و بررسی نماید‌.   لذا در پی اثبات این مدعا _ که حکمای منظور در حیات اخروی اکثریت را اهل نجات می‌دانند _   در نوشتار حاضر شواهدی که دلالت بر این مطلب دارند ذیل مبانی خداشناختی‌، انسان‌شناختی‌‌، معادشناختی، هستی‌شناختی و آراء دین‌شناسانه آنان  احصا گردیده است‌. کیفیت تاثیر هر یک از این مباحث را بر کمیت نجات‌یافتگان و سعادتمندان مورد بررسی قرار داده است‌. علاوه بر اهمیت خود این مباحث تحلیل این مبانی حاکی از آن است که‌ هر یک از این مبانی متضمن مطالبی است که منجر به استنباط نجات اکثریت در حیات اخروی خواهد شد‌. از جمله‌ی این شواهد و ادله می‌توان به این موارد اشاره کرد‌؛ صفات الهی حاکی از آن است رحمت الهی که اصیل‌، واجب و ذاتی حق تعالی است‌، عمومیتی فعلی دارد نه شانی و وسعت آن‌، عذاب الهی را که امری عارضی است نیز در بر می‌گیرد‌؛ چرا که رحمت الهی غالب بر غضبش بوده و مصحح امکان نجات اکثری است‌.
  14. المسوولیه المدنیه للطبیب فی القانون الإیرانی والعراقی «دراسه مقارنه»
    رزکار لطیف عزیز 1401
  15. مطالعه‏ی تطبیقی مسئله‏ی وحدت در کثرت در فلسفه هراکلیتوس و ملاصدرا
    هدیه جعفری 1401
    مبحث وحدت در کثرت از مسائل مهم فلسفی است که از دیر باز سابقه ای طولانی در فلسفه داشته است.مفاهیمی همچون وحدت و کثرت از جمله امور بدیهی هستند که بی نیاز از تعریف می باشند.از این رو،آنچه در تعریف آنها بیان شود،بیشتر توضیح لفظ است تا بیان مفهوم.آنچه در این مقایسه مقصود است بررسی اصل وحدت در کثرت و ارتباط آن با حرکت و تغییر در اندیشه ی هراکلیتوس و ملاصدرا و بیان وجوه اشتراک و اختلاف آنها پیرامون وحدتی که پیوند دهنده این کثرات است،می باشد.هراکلیتوس هر چیزی را در تغییر و دگرگونی می بیند او معتقد است هرچیزی از اضداد تشکیل می شود و نیروهایی در آن وجود دارند که به طور همزمان از دو طرف بر هم اثر می گذارند و از این رو همواره دچار تنش درونی هستند.این تغییر و در گذر بودن، پیوسته یک هماهنگی در میان پدیده ها به وجود می آورد.این هماهنگی،حاصل ستیزه و تنش دائم است .اینکه کثیری وجود دارد روشن است، اما در عین حال باید وحدتی باشد که موجب به هم پیوستن پدیده ها شود.پدیده ها به هم وابسته اند.اضداد اگرچه دگرگون و به یکدیگر تبدیل می شوند،اما حاصل این دگرگونی و اضداد،وحدت و هماهنگی است.در واقع ،همان گونه که اضداد زاییده ی وحدت اند وحدت نیز نتیجه اضداد است.این وحدت با کثرت به نحوی عجیب آمیخته است به گونه ای که بدون کثرت، چنین وحدتی امکان پذیر نیست.وحدتی که در میان این کثرات وجود دارد، پنهان است و این اصل پنهان عالم همان لوگوس است،لوگوس، قانون جهانی و عقل کلی جهان است که بر همه چیز و همه جا و همه کس فرمانرواست. ملاصدرا قائل به حرکت جوهری است.حرکت در جوهر که فقط بر پایه ی اصالت وجود و تشکیک آن ممکن است،به اشتداد و تضعف است.نظریه ی حرکت جوهری، فقط حرکت در یک مقوله را اثبات نمی کند ،بلکه با اثبات حرکت در جوهر جسمانی ،کل عالم مادی یکپارچه در حرکت خواهد بود.عالم ،موجودمتصل و متسلسل واحدی است که به سوی غایتی روان است.اتصال و به هم پیوستگی موجودات و آمدن یکی از دل دیگری،نمایش سیلان و جریان یک حقیقت به سوی یک غایت است.ماهیات می روند و می آیند،اما وجود مادی امری جاری و باقی است.هر مرحله ای محصول مرحله ی قبلی و معد مرحله ی بعدی است.بدین ترتیب،عالم مادی در عین کثرت و تنوع از یک وحدت بنیادین برخوردار است؛وحدتی که همه ی کثرات راه به هم می پیوندد و همه امور به ظاهر متفرق را اجزاء و مراتب یک حقیقت قرار می دهد. ازجمله وجوه اشتراک ایشان این است که هر دو به سیلانی فراگیر در عالم قائل اند که به پیدایش کثرت در عالم منجر می شود و نیز به وحدتی در پس این کثرت قائل هستند و از این وحدت با تعبیر وحدت در کثرت یاد کرده اند.واز جمله وجوه اختلاف ایشان این است که هراکلیتوس به حرکت دیالکتیکی قائل است و حرکت را حاصل ستیز میان اضداد می پندارد،اما ملاصدرا وجود جوهر شی مادی را به خودی خود سیال می داند.از نظر هراکلیتوس وحدتی که کثرات را به هم می پیوندد، لوگوس است اما ، ملاصدرا این وحدت را وجود مطلق می داند .   
  16. نقد برهان اختفا بر مبنای برهان صدیقین ملاصدرا
    پروین محمدی 1401
    امروزه مسئل? اختفای الهی به عنوان دلیلی بر انکار وجود خداوند به کار می‏رود. مسئل? خفای الهی را اولین‏بار شلنبرگ به صورت برهانی مدون مطرح کرد. از نظر شلنبرگ اقتضای صفت عشق و خیرخواهی مطلق الهی خودآشکارگی خداوند و ارائ? شواهد و قرائن کافی بر وجود خود است به گونه‏ای که هیچ‏گونه شک و تردیدی در مورد وجود خداوند برای انسان باقی نمی‏ماند. اما خداوند شواهد و قرائن کافی بر وجود خود ارائه نکرده است و در خفاست، بنابراین خداناباوری و الحاد معقول و سرزنش‏ناپذیر است. شلنبرگ بر اساس این استدلال نتیجه می‏گیرد که خدایی وجود ندارد. اما بر اساس   فلسف? اسلامی به ویژه برهان صدیقین، تصویری از ذات خداوند مورد توجه قرار گرفته شده است که در آن خداوند در نهایت ظهور است و خفای آن نیز مربوط به همین شدت و فرط ظهور است. بر اساس این تصویر خداوند حقیقتی نیست که در خفا و بطون و غیاب مطلق باشد تا لازم باشد همواره با استناد به امور ظاهر بر وجود پنهان و غایب او استدلال کرد. بلکه می‏توان وجود واجب تعالی را به گونه‏ای تصویر نمود که وجودش ظاهر بلکه در نهایت ظهور است، به گونه‏ای که نیازی به شاهد گرفتن موجودات دیگر غیر از او، برای اثبات وجود او نیست. بر اساس برهان صدیقین ملاصدرا، حقیقت هستی مساوی با ذات لایزال خداوند است. از نظر ملاصدرا وجود حقیقی فقط از آن خداوند است و هم? موجودات تجلیات و مظاهر وجود او هستند که نسبت آنها با خداوند مثل نسبت سایه به صاحب سایه است. وقتی سایه هست، به طریق اولی صاحب سایه باید موجود باشد. پس وقتی موجوداتی در عالم هست، به طریق اولی خدا باید موجود باشد. اگر انسان توفیق یابد و موجودات را اینگونه درک کند، خدا را در تمام مظاهر هستی خواهد یافت. مطابق چنین تصویری از خداوند برهان اختفای شلنبرگ، قطع نظر از انتقادات دیگری که بر آن وارد شده است، از این حیث نیز قابل انتقاد است که کارآیی آن تنها نسبت به تصوری خاص از ذات خداوند خواهد بود و مطابق تصوری که در فلسف? اسلامی و به ویژه در برهان صدیقین از ذات خداوند ارائه می‏شود، برهان اختفا بلاموضوع می‏شود و قابلیت طرح خود را از دست می‏دهد  
  17. بررسی سنت ها و رموز جنگی اعراب در آستانه ظهور اسلام
    احمد محمود حمد 1401
  18. مفهوم، مبانی وآثار جهات تجدیدنظرخواهی در آئین دادرسی مدنی ایران
    طیبه محمدی قیطاس آبادی 1400
  19. بررسی مفهوم ایراد و دفاع ماهوی و ضابطه تفکیک آن در قانون آیین دادرسی مدنی ایران
    هاجر قنبری 1400
  20. تبیین تجربه های نزدیک به مرگ بر مبنای نظریه عالم مثال سهروردی
    لیلا فیروزی 1400
  21. مرگ اگاهی و کارکرد آن در اندیشه غزالی، هایدگر و سارتر
    فرشته کولانی 1400
  22. غایتمندی فعل الهی از دیدگاه فلاسفه راسیونالیسم و فلاسفه اسلامی) اسپینوزا، لایب نیتس، ابن¬سینا،ملاصدرا )
    شیما ابراهیمی 1399
  23. بازخوانی و تحلیل تلقی هنری کربن از مفهوم تشیع و امامت در کتاب اسلام ا یرانی
    لیلا امیری 1399
      بازخوانی و تحلیل تلقی هانری کربن از مفهوم تشیع و امامت در کتاب اسلام ایرانی
  24. جستاری در پاسخ های کتاب و سنت به مساله شر
    سیدفضل الله روشن 1399
  25. بررسی نقد های ملاصدرا بر نظریه علم اشراقی سهروردی
    سهیلا قربانیان 1398
  26. مقایسه علم النفس در قصه های عرفانی و کتاب حکمهالاشراق سهروردی
    رقیه رحمتی فرجام 1398
  27. تاثیر بن مایه های فلسفه اشراقی در شناخت و کسب سعادت از دیدگاه سهروردی
    خدیجه رحمتی فرجام 1398
  28. نظریه رویا انگاری وحی و بررسی نقد های وارد بر آن
    زینب عزتی 1398
  29. تحلیل رابطه دین واخلاق از دیدگاه ویلیام جیمز و مرتضی مطهری
    زهره کولیوند 1398
  30. تحلیل معناشناختی مفهوم شهود و اقسام آن از دیدگاه شیخ اشراق
    فرشته علی بیگی 1398
  31. بررسی نسبت تبیین فلسفی و تبیین دینی از دعا
    ملیحه حاتمی 1398
  32. مطالعه تطبیقی علن النفس سینوی وصدرایی با نگاه به اصل حرکت جوهری
    عارفه حیدریان 1397
      چکیدههمواره یکی از مهمترین مباحث فلسفه، علم النفس فلسفی بودهاست. فلاسفه‏ی زیادی در این باب ارائه نظر کرده‏اند. در میان فلاسفه‏ی اسلامی دوتن از برجسته‏ترین آنها ابن سینا و ملاصدرا هستند. ابن‏سینا در باب علم‏النفس صاحبنظر است و مسائل و استدلالهای جدید و مهمی ارائه کرده و تا جایی که توانسته اینعلم را توسعه داده است؛ اما از آنجا که به یک مساله‏ی مهم یعنی حرکت جوهری دراشیاء توجه نداشته، بلکه آن را انکار کرده، علم‏النفس او با علم‏النفس صدراییبسیار متفاوت است. این نوشتار همانگونه که از نامش پیداست، به مقایسه‏ی تطبیقیِاین دو علم‏النفس می‏پردازد و تمرکز آن بر روی حرکت جوهری و تاثیر آن بر علم‏النفسصدرایی در مقایسه با علم‏النفس سینوی است.
  33. تحلیل قانون جدید بیمه‌ی اجباری حوادث خودرو
    جلال حیدریان 1397
  34. ایمان گرایی از دیدگاه سید حسین نصر
    مهدیه آقابابائی 1397
  35. بررسی براهین اثبات وجود خدا در فلسفه اسپینوزا و ملاصدرا
    ضیاءالدین کرمی 1396
  36. بررسی تطبیقی نفس از دیدگاه اسپینوزا و ملاصدرا
    الهه محمدی 1396
  37. بررسی و نقد جایگاه عقل در اخلاق از نگاه فیلسوفان مسلمان با تاکید بر آراء محمدبن زکریای رازی
    نجمه خاتون موسوی 1396
  38. جایگاه تهذیب نفس درحصول معرفت ازدیدگاه حکمت متعالیه
    سیدمحمد حسن زمانی 1396
  39. خداشناسی امام فخر رازی با تاکید بر کتاب شرح اشارات و تنبیهات
    علی اصغر تبردار 1396
  40. بررسی تطبیقی رویکرد ملاصدرا و مارسل به وجود انسان.
    سارا صحرایی بلوردی 1396
  41. نقش فلسفه در رستگاری از دیدگاه محمدبن زکریای رازی
    ثریا سلیمانی 1396
  42. گونه شناسی و فهم معانی فلسفی نمادها در داستانهای تمثیلی سهروردی
    آزاده الیاسی 1395
  43. انسان شناسی از دیدگاه آیت الله جوادی آملی
    حشمت اله جعفری 1395
  44. رابطه عقل و ایمان از دیدگاه غزالی
    فرشته فاضل زاده 1395
  45. بررسی مفاد ،براهین ،ونتایج قاعده( کل حادث مسبوق بقوه وماده تحملها)
    فهیمه شفیعی قائم 1394
  46. بررسی تطبیقی علم الهی از دیدگاه غزالی وملاصدرا
    سجاد همایونی 1394
  47. بررسی تفکر اشراقی در فلسفه ابن سینا
    سمیه نجفی 1394
  48. بررسی تفکر نقادانه در آثار شهید مطهری
    لیلا اسماعیلی 1393
  49. بررسی استعاره مفهومی( نور) در قرآن: رویکردی شناختی
    فاطمه رازیانی 1393
  50. کارکردهای دینی و فلسفی نظریه عالم مثال سهروردی
    فاطمه سلطانی 1393
  51. بررسی ماهیت ایمان دینی از دیدگاه ملاصدرا و کی یرکگور
    احترام کریمی 1393
  52. دیگاه ملاصدرا درباره ی چیستی مرگ و سرنوشت انسان
    علی صالح حاتمی 1393
  53. رابطه ی عقل وایمان از دیدگاه توماس آکویناس وآیت اله جوادی آملی
    زهرا هاشمی 1392
  54. اعتبارات از دیدگاه شیخ اشراق وعلامه طباطبایی
    معصومه سورنی 1392
  55. تحلیل وبررسی واژگان نگاری کلمه الله در قرآن بررسی معادل انگلیسی آن
    طاهره صفرزاده 1392
  56. بررسی تطبیقی نفس در حکمت اشراقی سهروردی وحکمت متعالیه ملاصدرا
    محمد گودرزی 1391
  57. بررسی دلایل پسین (تجربی) حیات پس از مرگ
    محبوبه ساعی 1391
  58. بررسی نقدهای ملاصدرا برسهروردی در مباحث فلسفی
    زهره زارعی 1391
  59. آثار علم وحکمت از منظر قرآن ونهج البلاغه
    فیروزه شفیعی مهر 1391
  60. سیره ی صادقین در مواجه با اندیشه های عصر خود
    زهرا کریمی یکدانگی 1391
  61. مغالطه شناسی سهروردی در نقد مشائیان
    کاظم موسی خانی 1391
  62. بررسی مقوله های بافتی در سر گذشت موسی در سوره طه از دید زبان شناختی
    صهبا جمشیدپور 1391
  63. بررسی مبانی تاویل آیات لاحکام در تفسیر بیان السعادی شاه گنابادی
    حمیده نیکران 1390
  64. تحلیل زبان شناختی سوره یس برپایه زبان شناسی سیستمی نقشی مایکل هالیدی
    هوشنگ باتمانی 1389
  65. وحی و گونه های آن در قرآن و عهدین
    خورشید شمسی 1387
  66. بررسی و تطبیق روش شرح ملاصدرا و فیض کاشانی بر کافی کلینی
    فرانک احمدی 1387

تاریخ به‌روزرسانی: 1405/03/20