صفحه نمایش استاد - پرتال اصلی دانشگاه رازی
ژاله سهیلی خواه
استادیار / علوم / گروه زیست شناسی
دروس ارائه شده نیمسال جاری
| نام درس | واحد | زمان ارائه درس | ترم |
|---|---|---|---|
| یاخته شناسی و بافت شناسی مقایسه ای | 2 | هرهفته، شنبه ، 13:30-15:30 | نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1405 |
| بوم شناسی گیاهی | 2 | هرهفته، دوشنبه ، 15:30-17:30 | نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1405 |
| آزمایشگاه بوم شناسی گیاهی | 1 | هرهفته، يك شنبه ، 15:30-17:30 | نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1405 |
| آزمایشگاه بوم شناسی گیاهی | 1 | هرهفته، دوشنبه ، 13:30-15:30 | نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1405 |
پایاننامههای کارشناسیارشد
-
بررسی اثر متقابل وانادات و فسفات بر برخی از پارارمترهای فیزیولوژیک و بیوشیمیایی گیاه ذرت (Zea mays L.) (رقم KSC703)
احسان امیری 1405 -
سنتز زیستی کربن دات سیتریک اسید و بررسی اثر آن بر برخی از پارامتر های فیزیولوژی گیاه آویشن (Thymus vulgaris) تحت تنش کادمیوم
مریم امیری 1405 -
اثر مقادیر مختلف عصاره کهورک (prosopis farcta )، بر فراسنجه های خونی و بافت شناسی کبد در موش های صحرایی دچار هایپرکلسترولمی
نصرت مهدوی 1404هدف: هدف از انجام این تحقیق بررسی اثر دوزهای مختلف عصاره ریشه گیاه کهورک بر فراسنجههای خونی و بافتشناسی کبد در موش صحرایی هایپرکلسترولمی شده میباشد. روششناسی پژوهش: تعداد 36 سر موش صحرایی نر به 6 گروه با (6n=) تقسیم شدند. 1- گروه شاهد: به مدت 8 هفته از غذای معمولی استفاده کرد. 2- گروه کنترل: بهمدت 8 هفته با جیره غذایی کلسترول بالا (حاوی 2 درصد کلسترول) از ابتدا تا پایان آزمایش (8 هفته) تغذیه شدند 3-گروه سوم: به مدت 4 هفته با جیره غذایی کلسترول بالا (غذای حاوی 2 درصد کلسترول) تغذیه شده و بعد از این مدت به مدت چهار هفته دیگر همراه با جیره غذایی کلسترول بالا به میزان (mg/kg 50) عصاره کهورک را دریافت نمود 4-گروه چهارم: به مدت 4 هفته با جیره غذایی کلسترول بالا (غذای حاوی 2 درصد کلسترول) تغذیه شده و بعد از این مدت به مدت چهار هفته دیگر همراه با جیره غذایی کلسترول بالا به میزان (mg/kg 100) عصاره کهورک را دریافت کرد 5- گروه پنجم: به مدت 4 هفته با جیره غذایی کلسترول بالا (غذای حاوی 2 درصد کلسترول) تغذیه شده و سپس به مدت چهار هفته دیگر همراه باجیره غذایی کلسترول بالا به میزان (mg/kg 200) عصاره کهورک را دریافت کرد.6-گروه ششم: به مدت 4 هفته با جیره غذایی کلسترول بالا (غذای حاوی 2 درصد کلسترول) تغذیه شده و بعد از این مدت به مدت چهار هفته دیگر همراه باجیره غذایی کلسترول بالا به میزان (mg/kg 400) عصاره کهورک تغذیه گردید. عصاره کهورک بهصورت گاواژ بهطور روزانه به موشهای صحرایی تجویز گردید. وزن موشهای صحرایی در ابتدا و پایان آزمایش مورد ارزیابی قرار گرفت. در پایان آزمایش بعد از بیهوشی عمیق نمونههای خون از همه موشهای صحرایی گرفته شده و همچنین نمونه کبد جداو جهت آزمایشات بعدی در دمای 20- سانتیگراد در فریزر نگهداری شد. مقادیر بدست آمده در گروههای مختلف با نرم افزار آماری ورژن 21 تجزیه و تحلیل شد و سطح 05/0P< درصد بهعنوان اختلاف معنیدار سنجهها در گروههای مختلف در نظر گرفته شد. یافتهها: در پایان آزمایش تفاوت معنیداری بین گروهها از نظر وزن بدن مشاهده نشد (05/0<P). کلسترول کل، تریگلیسرید در گروههای دریافتکننده عصاره کهورک نسبت به گروه کنترل کاهش یافت (05/0P<). HDL در تمام گروههای دریافتکننده عصاره کهورک نسبت به گروه کنترل و حتی نسبت به گروه شاهد افزایش یافت (05/0P<). ولی عصاره کهورک تاثیر معنیداری روی LDL پلاسمای موشهای صحرایی نداشت (05/0<P)، اما VLDL در گروههای تیمار با عصاره کهورک کاهش یافت (05/0P<). هیچ اختلاف معنیداری از نظر گلوکز بین گروههای مورد آزمایش مشاهده نشد، اگرچه گروه دریافتکننده 400 میلیگرم در کیلوگرم عصاره کهورک میانگین گلوکز بالا را نشان داد.آنزیم کبدی آسپارتات آمینوترانسفراز (AST) در گروه شاهد بیشترین مقدار را داشت (222 u/l) و مصرف دوزهای مختلف عصاره کهورک در موشهای صحرایی هایپرکلسترولمی سبب کاهش معنیدار این آنزیم کبدی گردید (05/0P<). اما آلانین آمینوترانسفراز (ALT) در گروه کنترل بیشترین مقدار را دارا بود و در گروههای دریافتکننده 100، 200 و 400 میلیگرم در کیلوگرم عصاره کهورک این آنزیم را به طور معنیداری کاهش داد (05/0P<). آلبومین و پروتئین کل در گروهها اختلاف معنیداری نداشتند. تنها گروه 3 (دوز mg/kg 50 عصاره) افزایش معنیداری در سطح آلبومین و نسبت به گروههای دیگر نشان داد (05/0P<). اوره، اسید اوریک و کراتینین بهطور کلی تحت تاثیر دوزهای بالا تغییر معنیداری نداشتند، ولی اسید اوریک در گروه 6 بهطور معنیداری بالاتر از گروههای 2 و 3 بود. مصرف عصاره کهورک در تمام سطوح بهخصوص در دوز 200 و 400 میلیگرم در کیلوگرم باعث کاهش MDA شد. بیشترین ظرفیت آنتیاکسیدانی (TAC) در گروه 6 با میانگین 74/0 mmol/l مشاهده شد (05/0P<). گروه کنترل (هایپرکلسترولمی بدون عصاره) کمترین مقدار TAC را داشت (45/0 mmol/l). نتیجهگیری: در مطالعه حاضر مصرف عصاره گیاه کهورک (Prosopis farcta
-
بررسی اثر محلول پاشی نانوذره کیتوسان بر برخی از پاسخ های فیزیولوژیک و کارایی گیاه¬پالایی دو رقم گیاه یولاف (Avena sativa L. وAvena nuda L.)7 تحت تنش آنتیموان
فاطمه امامی 1403 -
بررسی ریخت شناسی دانه های گرده و ترکیبات شیمیایی در برخی از گیاهان نعنائیان و چتریان درغرب ایران
زینب امیری 1403 -
تاثیر نانو پرایمینگ مس بر برخی از پارامترهای جوانه زنی و رشد گیاه کینوا (Chenopodium quinoa Willd.) تحت تنش کروم
زهرا درکه ء 1403 -
بررسی متابولیت¬های ثانویه مهم و ویژگی¬های ریخت شناسی دانه گرده درخت زبان¬گنجشگ
وحیده کاکائی 1403 -
تاثیر نانوذرات سیلیکون بر پارامترهای رشد و فیزیولوژیک گیاه گندم تحت شرایط استرس کم آبی
علی مرادی 1403گیاه
-
بررسی ترکیبات شیمیایی مهم گرده¬های گیاهان جذاب برای زنبورعسل در برخی از مناطق غرب ایران
طیبه السادات سیدامیرخانی 1403در این پژوهش نمونه های گرده زنبور عسل از استان های ایلام، کردستان، کرمانشاه، لرستان و همدان جمع آوری شده و پس از شناسایی منشا گیاهی آنها برخی ترکیبات شیمیایی مهم نمونه های گرده زنبور عسل مورد بررسی قرار گرفتند. به منظور شناسایی منشا گیاهی گرده ها، ابتدا گرده ها از نظر رنگ ساچمه تفکیک شدند و سپس از نمونه های گرده اسلاید های میکروسکوپی تهیه و به وسیله ی میکروسکوپ نوری ویژگی های ریخت شناسی آنها بررسی شد. بررسی ها نشان دادند که گرده های با طیف رنگی زرد تا کرمی بیشترین فراوانی را داشته اند و گرده های غالب در نظر گرفته شدند. تیره گیاهی شب بو Brassicaceae به عنوان منشا گیاهی غالب گرده های استان کرمانشاه و ایلام شناسایی شد. همچنین منشا گیاهی غالب گرده های استان کردستان، لرستان و همدان از تیره های شب بو Brassicaceae، کاسنی Asteraceae و خواجه باشی یا طوسکیان Dipsacaceae بودند. بر اساس نتایج تیره های گیاهی شب بوBrassicaceae ، کاسنی Asteraceae، خواجه باشی Dipsacaceae، چتریان Apiaceae، بقولات Fabaceaeو میخکیان Caryophyllaceae به عنوان تیره های گیاهی جذاب برای زنبورهای عسل مشخص شدند. گرده های جمع آوری شده از استان های کردستان و ایلام به ترتیب بیشترین (11/373 میلی گرم بر گرم) و کمترین (06/137 میلی گرم بر گرم) میزان ترکیبات فنلی را به خود اختصاص دادند. بیشترین (70/7 میلی گرم بر گرم) و کمترین (45/2 میلی گرم بر گرم) میزان فلاونوئیدها نیز به همین ترتیب متعلق به گرده های استان کردستان و ایلام بودند. همچنین بیشترین (63/16 میلی گرم بر گرم) میزان غلظت پروتئین از گرده های استان کردستان به دست آمد و گرده های استان لرستان پایین ترین (78/6 میلی گرم بر گرم) سطح پروتئین را نشان دادند. گرده های استان کرمانشاه با میزان (17/73 میلی گرم بر گرم) سرشار از آمینو اسید ها بودند اما در مقابل گرده های استان کردستان کمترین (85/24 میلی گرم بر گرم) غلظت آمینو اسید را داشتند. نمونه گرده های استان ایلام غنی از کربوهیدرات بودند (13/22 میلی گرم بر گرم) و بر خلاف آنها کمترین میزان کربوهیدارت (62/12 میلی گرم برگرم) از عصاره گرده های استان همدان به دست آمد. بررسی نتایج نشان داد که گرده های زنبور عسل جمع آوری شده از استان کردستان از نظر ترکیبات شیمیایی اندازه گیری شده حاوی بیشترین میزان از مواد مغذی بوده اند. بررسی نتایج اندازه گیری میزان ترکیبات گرده ها، اهمیت گرده ها و کاربرد آنها در علوم مختلف، بخصوص کاربرد های درمانی و دارویی آنها را نشان داد. بر اساس مطالعه صورت گرفته به خوبی به اهمیت بالای تاثیر منشا گیاهی و جغرافیایی گرده های زنبور عسل بر ترکیبات آنها و همچنین تعیین گیاهان جذاب برای زنبور عسل و توجه به آنها برای توسعه زنبور داری، حفظ بقا و تنوع گیاهان مهم بومی و زراعی در مناطق مختلف پی برده شد.
-
اثر امپاگلیفلوزین بر سمیت ناشی از دوکسوروبیسین در تخمدان موش NMRI
محمدفاروق بزدوده 1402دوکسوروبیسین Doxorubicin (Dox) یکی از داروهای رایج در درمان سرطان است که موجب آپوپتوز سلولهای سرطانی میشود. از طرفی این دارو علاوه بر سلولهای سرطانی بر دیگر اندامهای بدن نیز اثر گذاشته و سبب ایجاد سمیت در آنها میشود، از جمله اندامهایی که تحتتاثیر این دارو قرار میگیرد دستگاه تولیدمثلی است که میتواند سبب ناباروری بیمار گردد. از دیگر عوارض آن میتوان، ایجاد مقاومت به انسولین و افزایش میزان گلوکز خون را نام برد. امپاگلیفلوزین Empagliflozin (Empa) یکی از داروهای مرسوم در دیابت شیرین نوع II که با مهار ناقلین سدیم گلوکز2 Sodium/glucose cotra orter 2 (SGLT2) سبب جلوگیری از بازجذب گلوکز از ادرار میشود. علاوه بر خاصیت آنتیدیابتی دارای خواص آنتیاکسیدانی و ضدالتهابی نیز میباشد که موجب کاهش وزن، کاهش فشارخون و امراض قلبی میشود. در این مطالعه به بررسی تاثیر امپاگلیفلوزین بر سمیت ایجاد شده از مصرف دوکسوروبیسن در تخمدان پرداخته شده است. بدین منظور 24 سر موش ماده سوری نژاد NMRI با سن شش هفته به صورت تصادفی در 4 گروه 6 تایی قرار داده شد که به مدت 28 روز و در شرایط استاندارد نگه داری شدند. در گروه Dox در روز اول به صورت تک تزریق به هر کدام mg/kg 10 داروی Dox به صورت داخل صفاقی تزریق شد، در گروه Dox+Empaعلاوه بر تزریق تک تزریق Dox به میزان mg/kg10 در روز اول؛ به صورت روزانه تا انتهای دوره mg/kg10 داروی Empaتزریق شد، در گروه سوم یا Empa نیز به صورت روزانه mg/kg10 تا انتهای دوره تزریق شد و به گروه چهارم یا کنترل نیزسرم فیزیولوژیک نمکی تزریق شد. در طول دوره تیمار وزن موش ها به صورت هفتگی ثبت شد. پس از اتمام دوره و با تزریق داروی بیهوشی به موشها نمونههای خون از قلب جمعآوری شد و نمونههای تخمدانی نیز برای انجام مطالعات بافتشناسی جمعآوری شدند و پس از انجام پاساژ بافتی تعداد انواع فولیکولها شمارش و ثبت شد. علاوه بر آن با جدا کردن سرم نمونههای خونی، پارامترهایی از جمله میزان گلوکز خون، هورمونهای استرادیول و پروژسترون، ظرفیت تام آنتی اکسیدانی و پراکسیداسیون لیپیدی مورد سنجش و اندازهگیری واقع شد. نتایج نشان داد که دوکسوروبیسین در گروه Dox به صورت معناداری سبب کاهش تعداد انواع فولیکولهای تخمدان، میزان هورمونهای استرادیول و پروژسترون، میزان وزن، و ظرفیت تام آنتیاکسیدانی در مقایسه با دیگر گروهها شد (P?0.05). همچنین دوکسوروبیسین سبب افزایش معنادار پراکسیداسیون لیپیدی نیز شد(P?0.05). از طرفی Empa با توجه به خاصیت آنتی اکسیدانی در گروه Dox+Empa سبب بهبود نسبی شد و میزان هورمونهای استرادیول و پروژسترون، میزان ظرفیت تام آنتیاکسیدانی وتعداد انواع فولیکولها در مقایسه با گروه Dox افزایش معناداری را نشان داد(P?0.05)؛ همچنین میزان پراکسیداسیون لیپیدی نیز دچار کاهش قابل توجهی شد (P?0.05). گروه های کنترل و Empa به غیر از میزان وزن و قند خون تفاوت آشکاری با یکدیگر نشان ندادند. نتایج نشان میدهد که Empa با دارا بودن خواص آنتی آکسیدانی اثرات مثبتی بر کاهش سمیت ایجاد شده ناشی از مصرف Dox در تخمدانها دارد و میتواند از تخمدان ها در مقابل اثرات مضر Dox حفاظت کند. کلمات کلیدی: آنتی اکسیدانی،
-
اثرسیلیکون ونانوسیلیکون دربهبودبرخی پارامترهای فیزیولوژیک وبیوشیمیایی گیاه جوتحت تنش خشکی
شهلا صادقی 1402گیاهان با تنش های مختلفی درطول دوره زیست خود مواجه می شوند که خشکی یکی از مهم ترین این تنش هاست. تنش خشکی بر رشد و نمو و فعالیت های متابولیک گیاه تاثیر می گذارد. سیلیکون از طریق افزایش جذب آب از طریق ریشه ها و افزایش مواد مغذی و کاهش سرعت تعرق، تحمل گیاهان به استرس خشکی را بهبود می بخشد. غلظت های مختلف سیلیکون و نانو سیلیکون در بهبود مقاومت این گیاه به استرس خشکی بررسی و مقایسه شده است. طبق نتایجی که بدست آمده سیلیکون سبب افزایش تحمل گیاهان در برابر انواع تنش ها از جمله تنش خشکی می شود. استفاده از سیلیکون در شرایط تنش خشکی منجر به افزایش وزن تر و خشک ساقه شد.هدف از انجام این پژوهش، بررسی اثر سیلیکون و نانو ذرات سیلیکون بر برخی پارامترهای فیزیولوژیک و بیوشیمیایی گیاه جو (Hordeum vulgare) رقم سرارود تحت تنش خشکی بود. نانوذرات با سلول های گیاهان برهمکنش داشته و بسته به خواص نانوذرات، تغییرات مورفولوژیکی و فیزیولوژیکی زیادی را در گیاهان ایجاد می کنند. نانوسیلیکون اکسید فلزی مهمی در بین انواع مختلف نانوذرات است که دارای ویژگی هایی از جمله خاصیت واکنش پذیری و نسبت سطح به حجم بالا به راحتی در گیاه نفوذ میکند.بنابراین نانوسیلیکون به دلیل اثر مستقیم و غیر مستقیم بر گیاهان، بهبود تغذیه معدنی گیاه، افزایش مقاومت گیاه و یا سمیت زدایی در برابر رادیکال های آزاد اکسیژن سبب افزایش رشد و نمو گیاه در شرایط تنش خشکی می شود. با توجه به نتایج حاصل از تجزیه واریانس و مقایسه میانگین ها، مشاهده شد که تنش خشکی باعث کاهش رشد رویشی در هر بوته جو شد. با بررسی وزن تر قسمت بالای زمینی و ریشه، اثر تنش خشکی بر وزن تر قسمت بالای زمینی و ریشه معنی دار بود، اما تفاوت معنی داری در اثر تنش خشکی مشاهده نشد. با گذشت زمان، گیاه جو از نظر وزن تر در پاسخ به افزایش سطوح تیمار خشک تمایل به کاهش نشان می دهد، بنابراین کاربرد در روز چهاردهم کمترین وزن تر و روز شاهد بیشترین وزن تر را نشان می دهد. نتایج اندازه گیری در مورد وزن خشک قسمت بالای زمین و ریشه نشان می دهد که اثر تنش خشکی بر وزن خشک ریشه و قسمت بالای زمین به طور قابل توجهی متفاوت است. علاوه بر این، بررسی تغییرات پروتئین های کلروفیل a و b تحت شرایط تنش خشکی نشان داد که اثر تنش خشکی بر این خصوصیات معنی دار بوده و باعث کاهش میزان پروتئین و کلروفیل در گیاه جو می شود.
