صفحه نمایش استاد - پرتال اصلی دانشگاه رازی
سیروس زین الدینی
دانشیار / شیمی / شیمی کاربردی
دروس ارائه شده نیمسال جاری
| نام درس | واحد | زمان ارائه درس | ترم |
|---|---|---|---|
| پدیده های انتقال پیشرفته | 3 | هفته هاي زوج ، شنبه ، 13:30-15:30، هرهفته، چهارشنبه ، 15:30-17:30 | نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1405 |
| شیمی صنعتی 1 | 3 | هفته هاي زوج ، يك شنبه ، 15:30-17:30، هرهفته، شنبه ، 15:30-17:30 | نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1405 |
| مباحث نوین درشیمی کاربردی | 3 | هرهفته، سه شنبه ، 15:30-17:30، هفته هاي فرد ، يك شنبه ، 15:30-17:30 | نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1405 |
پایاننامههای کارشناسیارشد
-
افزایش پایدار عملکرد غشاهای تبادل پروتون در پیل های سوختی میکروبی: نقش عصاره گیاه اکالیپتوس
غزل حسینی نژاد 1405چکیده با توجه به افزایش بحران انرژی، آلودگیهای زیستمحیطی ناشی از سوختهای فسیلی و همچنین نیاز روزافزون به تصفیه فاضلاب، سلولهای سوختی میکروبی (MFCs) به عنوان یکی از سیستمهای بیوالکتروشیمیایی مورد توجه بسیاری از پژوهشگران قرار گرفتهاند. این سیستمها به دلیل توانایی تولید همزمان انرژی الکتریکی و تصفیه فاضلاب، به عنوان فناوریهایی پایدار و دوستدار محیط زیست شناخته میشوند. در این میان، غشاهای تبادل پروتون (PEMs) به عنوان یکی از اجزای کلیدی MFC نقش مهمی در انتقال پروتون، جلوگیری از عبور اکسیژن و بهبود عملکرد کلی سیستم ایفا میکنند؛ از این رو اصلاح و بهبود ویژگیهای این غشاها از اهمیت بالایی برخوردار است. در پژوهش حاضر، از عصاره گیاه اکالیپتوس به عنوان یک افزودنی زیستپایه طبیعی برای اصلاح غشاهای پلیاتر سولفون سولفونه شده (SPES) استفاده شد. غشاهای اصلاحشده در سه درصد وزنی مختلف شامل 0.5، 1 و 1.5 درصد تهیه و عملکرد آنها با غشای فاقد افزودنی مقایسه گردید. به منظور بررسی ویژگیهای فیزیکوشیمیایی غشاها، آنالیزهای مختلفی شامل FTIR، ATR-FTIR، SEM، جذب آب (WU)، زاویه تماس آب (WCA)، ظرفیت تبادل کاتیونی (CEC) و آنالیز اکسیژن محلول (DO) انجام شد. همچنین عملکرد الکتروشیمیایی غشاها از طریق بررسی منحنیهای پلاریزاسیون، چگالی توان، چگالی جریان، راندمان حذف COD و بازده کولمبیک (CE) مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج بهدستآمده نشان داد که حضور عصاره اکالیپتوس در ساختار غشا موجب بهبود خواصی نظیر آبدوستی، ظرفیت تبادل یونی و کاهش عبور اکسیژن شد. همچنین تصاویر SEM بیانگر ایجاد ساختاری متراکمتر و یکنواختتر در غشاهای اصلاحشده نسبت به غشای خام بودند. در میان تمامی غشاهای تهیهشده، غشای حاوی 1 درصد وزنی عصاره اکالیپتوس بهترین عملکرد را از خود نشان داد؛ بهطوریکه بیشترین چگالی توان و چگالی جریان به ترتیب برابر با 193.4 میلیوات بر متر مربع و 716.2 میلیآمپر بر متر مربع برای این غشا بهدست آمد. علاوه بر این، بالاترین راندمان حذف COD و بازده کولمبیک نیز مربوط به همین غشا بود که به ترتیب برابر با 89.16 و 76.11 درصد محاسبه شد. در مجموع، نتایج این مطالعه نشان داد که استفاده از عصاره اکالیپتوس میتواند به طور موثری عملکرد غشاهای SPES را در سلولهای سوختی میکروبی بهبود بخشد و گزینهای مناسب برای توسعه غشاهای تبادل پروتون پایدار، کمهزینه و دوستدار محیط زیست در کاربردهای بیوالکتروشیمیایی باشد.
-
ساخت و توسعه غشاهای مبادله کننده پروتونی با استفاده از SPES/L-Menthol مبتنی بر حلال بسیار اوتکتیک به منظور استفاده در سلول های سوختی میکروبی
امین محمدی سرارودی 1405 -
بررسی اثر روشهای مختلف پیش تصفیه فیزیکی و شیمیایی بر کارآیی فرایند هضم بی هوازی لجن مازاد در تولید گاز متان
زهرا نیازی 1404در این پژوهش، اثر روشهای مختلف پیش تصفیه بر افزایش قابلیت حلالیت لجن فعال زائد (WAS) و تولید متان در فرآیند هضم بیهوازی بهصورت سیستماتیک بررسی شد. سه استراتژی پیشتصفیه شامل همگنسازی، فراصوت و هیدرولیز آنزیمی بهصورت جداگانه اعمال و بهینهسازی گردید. در مرحله نخست، پیشتصفیه همگنسازی به مدت یک ساعت با سرعت 3000 دور بر دقیقه، با ایجاد نیروهای برشی قوی، کاویتاسیون و تلاطم بالا، باعث هیدرولیز قابل توجه لجن شد. در این شرایط، غلظت sCOD به 2210 میلیگرم در لیتر، حذف VSS به 63.33 درصد، غلظت NH? به 6.13 میلیگرم در لیتر و PO?³? به 9.56 میلیگرم در لیتر رسید. افزایش سرعت همگنسازی موجب بهبود شکستن ساختار لجن و افزایش حلالیت شد. در مرحله دوم، تاثیر متغیرهای فرایند فراصوت شامل زمان فراصوت، درصد دامنه و حالت پالسی ارزیابی شد. در شرایط بهینه (دامنه 100 درصد، حالت پالسی 1 و زمان 60 دقیقه)، کاهش VSS به 61.41 درصد و غلظت sCOD به 5010 میلیگرم در لیتر افزایش یافت که بیانگر تاثیر مستقیم این پارامترها بر تجزیه لجن است. در مرحله سوم، پیشتصفیه آنزیمی با استفاده از آمیلاز، پروتئاز و لیپاز انجام شد. بهمنظور ارزیابی جامع، تعداد 90 آزمایش با روش طراحی سطح پاسخ (RSM) و با در نظر گرفتن زمان ماند، دما، pH اولیه، دوز آنزیم و نوع آنزیم طراحی گردید. شرایط بهینه شامل زمان ماند 6 ساعت، دمای 55 درجه سانتیگراد، pH برابر 9.5 و دوز آنزیم 5 درصد تعیین شد. در نهایت، هضم بیهوازی تحت این شرایط بهینهشده انجام شد. پس از 344 ساعت، اندازهگیری پارامترهای VSS، sCOD، TCOD، pH و فشار گاز نشان داد که تولید متان افزایش و زمان ماند کاهش یافته است. در مقایسه با لجن بدون پیشتصفیه، هر سه روش سبب بهبود حلالیت لجن و افزایش تولید گاز شدند. در این میان، هیدرولیز آنزیمی با آمیلاز بیشترین تاثیر را در افزایش تولید گاز نسبت به پیشتصفیه های فراصوت و همگنسازی داشت.
-
تهیه غشای نانوفیلتراسیون پلی آکریلونیتریل عامل دار شده توسط حلال یوتکتیک عمیق ال-منتول: اتیلن گلیکول با ویژگی های ضدگرفنگی و عملکرد جداسازی برتر
سحر محمدی 1404غشاهای پلیمری نانوفیلتراسیون توانایی چشمگیری در دفع فلزات سنگین از پسابها از خود نشان دادهاند. با این حال، رسوبگرفتگی به عنوان یک چالش کلیدی، منجر به افت عملکرد این غشاها میشود. این پژوهش به بررسی اصلاح غشاهای نانوفیلتراسیون پلیآکریلونیتریل با استفاده از حلال یوتکتیک عمیق ال منتول:اتیلن گلیکول با هدف کاهش گرفتگی و افزایش شارعبوری از غشا اختصاص یافته است. به وسیله ی آنالیز مادون قرمز تبـدیل فوریه (FT-IR)و پـراش اشـعه ایکـس (XRD) از DES و غشاهای اصلاح شده ی حاصل وجـود گـروه هـای عاملی آب دوست را تایید کرد. با تصاویر میکروسکوپ الکترونی تابشی (SEM)و طیف سنجی پراش اشـعه ایکس (EDX)برای بررسی ریخت شناسی، تخلخل، اندازه ی حفره ها و زاویه تماس آب پرداخته شد. غشاهای اصلاح شده به واسطه آب دوستی نانو ذرات زاویه تماس قطرات آب کمتری از غشای ساده دارنـد و این مقدار از ??.? درجه غشای ساده به مقدار ??.? درجه در غشای اصلاح شـده بـا ?.? درصـد نـانوذره رسیده است. به علاوه در این غشاها انـدازه حفـرات بـه میـزان چشـمگیری افزایش یافته است و همین امرموجب بهبود شار غشاها شـده و غشـای PAN/DES0.3 ، بـا ?/? درصـد وزنـی حلال یوتکتیک عمیق، بالاترین شار، نسبت بازیابی و کمترین میزان گرفتگی را از خود نشان داد. غشای PAN/DES 0.3 با 98.11 و 96.43 درصد به ترتیب برای Pb2+ و Mn2+، بیشترین حذف یونهای فلزات سنگین را نشان داد و کمترین حذف یونهای فلزات سنگین با 38.82 و 36.1 درصد
-
?کاربرد سیستم کاتالیزوری UiO-66-NH2@WCl6/H2O2 برای اکسیداسیون سولفیدهای آلی و سنتز سولفونیل کلریدها
رحیم طاوری زامله 1404??UiO-66-NH?@WCl?/H?O? به عنوان یک کاتالیزور قوی مبتنی بر MOF برای اکسیداسیون شیمیایی-گزینشی سولفیدها به سولفوکسیدها و سولفونها در شرایط سبز و پایداراکسیداسیون انتخابی سولفیدها به سولفوکسیدها و سولفونها نشاندهنده یک تحول محوری در شیمی سنتز است، با این حال پروتکلهای سنتی اغلب به اکسیدانهای سمی و کاتالیزورهای غیرقابل بازیافت نیاز دارند. در این کار، ما UiO-66-NH? عاملدار شده با هگزاکلراید تنگستن (WCl?) را به عنوان یک کاتالیزور ناهمگن قوی معرفی میکنیم که در ترکیب با پراکسید هیدروژن به عنوان یک اکسیدان بیخطر برای محیط زیست عمل میکند. مشخصهیابیهای جامع (XRD، BET، TGA، FESEM، FT-IR و EDS) ادغام موفقیتآمیز گونههای تنگستن در ساختار MOF را با حفظ بلورینگی و تخلخل تایید کرد. این سیستم کاتالیزوری، اکسیداسیون بسیار کارآمد و شیمیگزین سولفیدهای متنوع، از جمله زیرلایههای آروماتیک، آلیفاتیک و عاملدار شده را امکانپذیر ساخت و سولفوکسیدها و سولفونها را با بازده عالی در شرایط ملایم ارائه داد. گزینشپذیری واکنش با تنظیم ساده نسبت اکسیدان قابل تنظیم بود و امکان تبدیل کنترلشده به سولفوکسیدها یا سولفونها را فراهم میکرد. نکته مهم این است که کاتالیزور دوام قابل توجهی را نشان داد و یکپارچگی ساختاری و راندمان کاتالیزوری خود را در چندین چرخه با آبشویی ناچیز حفظ کرد. بررسیهای مکانیکی، دخالت واسطههای شبیه به پراکسوتنگستات را نشان داد که فعالسازی پراکسید هیدروژن و انتقال اکسیژن را تسهیل میکنند. در مقایسه با رویکردهای مرسوم، این استراتژی معرفهای خطرناک را حذف میکند، محصولات جانبی را به حداقل میرساند و به اصول شیمی سبز پایبند است. این یافتهها UiO-66-NH?@WCl?/H?O? را به عنوان یک پلتفرم کاتالیزوری قابل بازیافت و همهکاره برای اکسیداسیون پایدار سولفید، با پتانسیل قابل توجه برای کاربردهای دارویی، شیمیایی کشاورزی و شیمیایی ظریف، برجسته میکند. کلمات کلیدی: UiO-66-NH?، چارچوبهای فلزی-آلی (MOFs)، اکسیداسیون سبز، سولفوکسیدها و سولفونها، کاتالیز ناهمگن، شیمی پایدار??کلراسیون اکسیداتیو پایدار تیولها به سولفونیل کلریدها با استفاده از UiO-66-NH?@WCl?/H?O?: یک پلتفرم MOF قابل بازیافت برای تبدیلهای سبز ارگانوسولفورسولفونیل کلریدها واسطههای ضروری در داروسازی، مواد شیمیایی کشاورزی و مواد پیشرفته هستند، با این حال سنتز مرسوم آنها معمولاً به واکنشگرهای کلرزنی سمی و شرایط سخت متکی است. در اینجا، ما یک رویکرد کاتالیزوری پایدار را با استفاده از UiO-66-NH? عاملدار شده با هگزاکلراید تنگستن (WCl?) و پراکسید هیدروژن برای کلرزنی اکسیداتیو تیولها گزارش میکنیم. ویژگیهای ساختاری و ریختشناسی، پایداری چارچوب MOF و توزیع یکنواخت تنگستن را تایید کردند و فعالیت کاتالیزوری قابل اعتمادی را تضمین نمودند. در شرایط محیطی ملایم، زیرلایههای تیول متنوع به طور موثر با گزینشپذیری بالا و بازده تا 94? به کلریدهای سولفونیل تبدیل شدند. فرآیند به سرعت پیش رفت، از واکنشگرهای خطرناک اجتناب کرد و کاتالیزور قابلیت بازیافت عالی را نشان داد و عملکرد و یکپارچگی ساختاری را از طریق چرخههای مکرر حفظ کرد. تجزیه و تحلیل مکانیکی نشان داد که مراکز W(VI) اکسیداسیون تیول و کلرزنی بعدی را تسهیل میکنند، و پراکسید هیدروژن هم به عنوان اکسیدان و هم به عنوان فعالکننده کلر عمل میکند. در مقایسه با روشهای مرسوم، این استراتژی ایمنی، مقیاسپذیری و سازگاری زیستمحیطی بیشتری را ارائه میدهد. به طور کلی، سیستم UiO-66-NH?@WCl?/H?O? یک پلتفرم قوی و قابل بازیافت برای سنتز کلرید سولفونیل است که به شیوههای سبزتر در شیمی ارگانوسولفور کمک میکند.این نتایج، پتانسیل کاتالیزورهای مبتنی بر MOF را برای پیشبرد تبدیلهای پایدار و ارائه راهحلهای عملی برای مسیرهای سنتزی مرتبط با صنعت، برجسته میکند.
-
تهیه و اصلاح سطح غشاهای پلی اتر سولفون (PES) با استفاده از فوتوکاتالیست نانوگل TiO2-Chlorophyll جهت حذف موثر آلاینده های آلی از فاضلاب
شبنم رستمی 1404آلودگی منابع آبی ناشی از فاضلابهای صنعتی حاوی ترکیبات آلی پایدار، به یکی از چالشهای جدی زیستمحیطی تبدیل شده است. روشهای متداول تصفیه و غشاهای پلیمری رایج مانند پلیاتر سولفون (PES) با مشکلاتی نظیر گرفتگی و کارایی محدود در حذف آلایندههای مقاوم روبرو هستند. این پژوهش با هدف تهیه یک غشای فتوکاتالیستی نوین از طریق اصلاح سطح با عملکرد برتر و خاصیت خودتمیزشوندگی انجام شد. در این راستا، سطح غشاهای پلیاتر سولفون با استفاده از نانوگل فتوکاتالیستی TiO?-کلروفیل پوشش داده شد تا محدودیت فعالیت TiO? در ناحیه فرابنفش برطرف شده و از نور مرئی خورشید برای فعالسازی آن استفاده گردد. در این مطالعه، ابتدا نانوگل TiO?-کلروفیل به روش شیمیایی سنتز شد. سپس سطح غشاهای پایه PES با استفاده از سوسپانسیونهای آبی حاوی نسبتهای مختلف (0.01 تا 0.03 درصد وزنی) از این نانوگل، از طریق لایهنشانی (Coating) اصلاح گردید. مشخصهیابی نانوکامپوزیت و غشاهای اصلاحشده با استفاده از آنالیزهای تبدیل فوریه مادون قرمز (FTIR)، طیفسنجی بازتابی نشر (DRS)، میکروسکوپ الکترونی پاششی (SEM) و میکروسکوپ نیروی اتمی (AFM) انجام شد. عملکرد غشاها از نظر شار آب خالص، راندمان حذف آلاینده (رنگ مستقیم)، مقاومت در برابر گرفتگی و قابلیت استفاده مجدد ارزیابی گردید. نتایج نشان داد که اصلاح سطح با فتوکاتالیست سنتزشده باعث افزایش چشمگیر آبدوستی سطح غشا (کاهش زاویه تماس از 74 به 54 درجه) شد. در غشای بهینه (M-0.02)، شار آب خالص را از 17.7 به 50.8 L/m²·h افزایش یافت و راندمان حذف رنگ تحت نور مرئی به 93% رسید، در حالی که این راندمان در شرایط تاریکی تنها 64% بود. این تفاوت بیانگر سهم قابل توجه فتوکاتالیز در فرآیند حذف است. این غشا همچنین شاخص بازیافت شار (FRR) بالای 85% را نشان داد که بیانگر خاصیت ضدرسوب عالی آن است. نتایج آزمونهای پایداری نیز نشاندهنده خاصیت خودتمیزشوندگی و عملکرد پایدار لایه فتوکاتالیستی در چرخههای استفاده متوالی بود. به طور کلی، نتایج این پژوهش نشان میدهد که اصلاح سطح غشای PES با نانوگل TiO?-کلروفیل، راهکاری پایدار، زیستسازگار و کارآمد برای تصفیه موثر فاضلابهای صنعتی، بهویژه فاضلابهای رنگی، به شمار میرود.
-
اندازه گیری قندهای موجود در عسل (ساکارز، گلوکز و فروکتوز) با روش تیتراسیون لین اینون و مقایسه با روش طیف سنجی
پدرام همتی بی نهری 1404 -
اندازه گیری قندهای موجود در عسل با استفاده از روش لین-اینون اصلاح شده و تکنیک رنگ سنجی
فائزه دبیریان 1404بررسی کیفیت عسل و ترکیبات آن ،به ویژه قندها، ازاهمیت بالایی برخوردار است. عسل عمدتا ً از قندهایی مانند فروکتوز و گلوکز تشکیل شده است که نسبت این قندها میتواند نشان دهنده خلوص و طبیعی بودن عسل باشد. دراین پژوهش، بررسی و تعیین قندهای موجود درعسل با استفاده از روشهای رنگ سنجی و تکنیکهای شیمیایی انجام شده است. در کار اول، مقدار قندهای موجود در نمونههای عسل با استفاده از روش لین_اینون اصلاح شده و محلولهای فهلینگ اندازهگیری شد. با استفاده از طراحی آزمایش، شرایط بهینه برای انجام واکنش تعیین گردید. دراین راستا، مجموعاً 13 آزمایش تجربی انجام شد تا تاثیر مقادیر مختلف معرفها و شرایط محیطی بر پاسخ واکنش بررسی گردد. نتایج حاصل نشان داد که شرایط بهینه برای محلول فهلینگ A برابر با ??? میکرولیتر و برای محلول فهلینگ B معادل ???? میکرولیتر میباشد. همچنین، زمان کلی مورد نیاز برای تکمیل واکنش در این شرایط ? دقیقه تعیین شد. دمای بهینه برای هیتر نیز ?? درجه سانتیگراد ثبت گردید. آزمایش انجام شد و از نمونهها مقادیر RGB اندازهگیری گردید. منحنی کالیبراسیون در محدوده غلظتیM 3- 10×0/1 -10-4 ×0/2 مولار رسم شد و خطی بودن آن تایید گردید. حداکثر خطای نسبی کمتراز 35/1% بود که نشان دهنده صحت بالای روش است. همچنین، حداکثر انحراف استاندارد 43/12% وحداکثر انحراف استاندارد نسبی 82/7% محاسبه شد. تغییر رنگ از آبی به قرمز، همراه با ثبت مقادیر، RGB مبنای محاسبات گلوکز بود. مقادیر به دستآمده با نتایج استاندارد مقایسه شد و سپس با انجام فرآیند هیدرولیز، مقادیر ساکارز در نمونهها محاسبه گردید. در کار دوم، از ترکیباتی نظیر مس (II) سولفات، سدیم هیدروکسید و پتاسیم هگزاسیانوفرات برای بررسی واکنش شیمیایی بین مس و قندهای موجود در محلولهای عسل استفاده شد. در ادامه روند بهینهسازی، با بهرهگیری از طراحی آزمایش و انجام 20 آزمایش تجربی، شرایط بهینه برای کار دوم تعیین گردید. بر اساس نتایج حاصل، مقدار بهینه معرفها به ترتیب شامل ??? میکرولیتر محلول مس سولفات، ??? میکرولیتر محلول سدیم هیدروکسید و ??? میکرولیتر محلول پتاسیم هگزاسیانوفرات بود. زمان کلی بهینه برای انجام کامل واکنش در این شرایط ? دقیقه تعیین شد. همچنین دمای هیتر در حالت بهینه برابر با ?? درجه سانتیگراد انتخاب گردید. تغییر رنگ از سبز به قهوهای و افزایش رسوب در نمونهها مشاهده گردید. تغییر رنگ محلول، شاخصی کیفی برای تایید حضور قندهای احیاکننده در نمونههای عسل محسوب میشود. علاوه بر این، شدت تغییر رنگ مستقیماً با غلظت قندهای کاهنده موجود در نمونه ارتباط دارد، بهگونهای که افزایش قندها منجر به افزایش میزان رسوب مس فلزی و در نتیجه، شدت بیشتر تغییر رنگ میشود. همچنین با انجام تیتراسیون در نمونه های عسل گوناگون، مقادیر گلوکز بدست می آید. یافتههای این پژوهش نه تنها به شناسایی دقیق قندهای موجود در عسل کمک میکند، بلکه با تحلیل این قندها می توان به تشخیص کیفیت و اصالت عسل پی برد. این نتایج می تواند درارزیابی تقلبی یا طبیعی بودن عسل و بهبود فرآیندهای تولید و کنترل کیفیت آن موثر باشد.
-
تاثیر نوع ترکیبات نیتروژن فاضلاب بر مکانیسم حذف بیولوژیکی در بیوراکتورA2O ایرلیفت با دو چرخش داخلی
رضا عظیمی زاده 1404چکیده اگرچه راکتورهای زیستی ایرلیفت در سالهای اخیر موفقیتهای چشمگیری در حذف همزمان کربن (C) و مواد مغذی (نیتروژن و فسفر) از انواع فاضلابها داشتهاند، اما تحقیقات عمدتاً بر مکانیسمهای متعارف مانند نیتریفیکاسیون و دنیتریفیکاسیون همزمان (SND) و حذف پیشرفته فسفر بیولوژیکی (EBPR) متمرکز بوده است. بر این اساس، هدف اصلی این پایاننامه طراحی شرایط عملیاتی و فرآیندی بهینه برای ایجاد مکانیسمهای مختلف نوین جهت حذف همزمان کربن، نیتروژن و فسفر (CNP) در یک راکتور زیستی هیبریدی ایرلیفت تکمرحلهای با چرخش داخلی دوگانه (DCAL-A2O) میباشد. در این مطالعه، تاثیر انواع ترکیبات نیتروژن به صورت نسبت NH??-N/NH??-N + NO??-N در محدوده ?.? تا ?.?، و زمان ماند هیدرولیکی (HRT) بین ? تا ?? ساعت بر عملکرد راکتور مورد بررسی قرار گرفت. اثر همافزایی مکانیسمهای زیستی مختلف نقش کلیدی در دستیابی به حذف همزمانCNP در یک راکتور تک مرحلهای ایفا کرد. در شرایط بهینه (نسبتNH??-N/NH??-N + NO??-N معادل ?.?? و زمان ماند هیدرولیکی ??.? ساعت)، بیوراکتور هیبریدی ایرلیفت حداکثر راندمان فرآیندی را نشان داد. تحت این شرایط، راندمان حذف TCOD، TN، TP و کدورت خروجی به ترتیب ??.?? (ورودی: ???? میلیگرم بر لیتر)، ??? (ورودی: ??? میلیگرم بر لیتر) و ??? (ورودی: ?? میلیگرم بر لیتر) همراه با کدورت خروجی NTU 9 گزارش شد. علاوه بر این، راکتور هیبریدی DCAL-A2O در تصفیه فاضلاب با غلظت بالای نیترات (???.? میلیگرم بر لیتر)، راندمان حذف نیترات را تا ??? بهبود بخشید. بنابراین، راکتور هیبریدی DCAL-A2O بهعنوان یک سیستم بسیار کارآمد برای حذف همزمان کربن، نیتروژن و فسفر شناخته شد و توانایی قابل توجهی در حذف نیترات از فاضلابهایی با غلظت بالای نیترات نشان داد.
-
مطالعه خواص ساختاری، الکترونی و داینامیکی داروهای دوبوتامین و کلستیپول و سیلوستازول با استفاده از شبیه سازی دینامیک مولکولی و روشهای از اساس.
هانیه نوروزی 1403بیماریهای قلبی-عروقی، متابولیک و عروقی از جمله علل اصلی مرگ و میر در سراسر جهان هستند و داروهای دوبوتامین، کلستیپول و سیلوستازول نقش مهمی در درمان این بیماریها ایفا میکنند. دوبوتامین، یک آگونیست گیرندههای آدرنرژیک ?، به طور گسترده در درمان نارسایی قلبی حاد استفاده میشود. کلستیپول، یک رزین اتصالدهنده اسیدهای صفراوی، برای کاهش سطح کلسترول خون در بیماران مبتلا به هایپرکلسترولمی به کار میرود. سیلوستازول، یک مهارکننده فسفودیاستراز III، در بهبود علائم بیماری شریانهای محیطی و کاهش لنگش متناوب موثر است. درک دقیق خواص ساختاری، الکترونی و دینامیکی این داروها برای بهینهسازی عملکرد آنها و توسعه داروهای جدید با کارایی و ایمنی بیشتر ضروری است. در این مطالعه، ما از شبیهسازی دینامیک مولکولی (MD) و روشهای از اساس (Ab Initio) برای بررسی جامع خواص مولکولی داروهای دوبوتامین، کلستیپول و سیلوستازول استفاده میکنیم. ابتدا، ساختارهای سه بعدی این داروها در فاز گاز و محلول آبی با استفاده از روشهای مکانیک مولکولی (MM) بهینهسازی میشوند. سپس، شبیهسازیهای MD در بازههای زمانی نانوثانیه انجام شده و پایداری ساختاری، میانگین انرژی پتانسیل، ریشه میانگین مربعات انحراف (RMSD) و طیف توان محاسبه میگردد. تحلیل خوشهای برای شناسایی کانفورمرهای اصلی داروها انجام شده و انرژی آزاد گیبس برای هر کانفورمر محاسبه میشود. برای بررسی خواص الکترونی، محاسبات تئوری تابعی چگالی (DFT) با استفاده از تابعگرهای تبادل-همبستگی مختلف مانند B3LYP و مجموعههای پایه basis set متنوع مانند 6-3-1G(d,p) انجام میشود. توزیع چگالی الکترونی، سطوح انرژی HOMO و LUMO، گاف انرژی، پتانسیلهای الکترواستاتیک مولکولیMEP و قطبشپذیری محاسبه میشوند. همچنین، طیفهای ارتعاشی IR و Raman شبیهسازی شده و با دادههای تجربی موجود مقایسه میگردند. نتایج شبیه سازی نشان دادند که مولکوهای آب بییشتر به اتم نزدیک می شوند؛ همچنین، این مطالعه میتواند به توسعه روشهای جدید تحویل دارو و بهبود اثربخشی درمانهای موجود کمک کند.
-
حذف رنگ ونمک زدایی در غشاهای نانوفیلتراسیون اصلاح شده با نانو ذرات برپایه اکسید آهن فریک
صبا حیدریان 1403I sincerely thank God, Merciful and Almighty, for the divine guidance and i iration that enabled me to pursue this path and reach this academic level. I sincerely thank my supervisors, Prof Ali Akbar Zinatizadeh, and Dr. Sirus Zinadini, as well as my advisers, Dr. Sara Ivani, and Dr. Mehdi Khiadani, for their invaluable support and insightful recommendations throughout this project, which significantly contributed to its success. I sincerely thank the referees for their thorough review of this thesis and my supportive friends and colleagues for the enjoyable moments we shared. It is worth mentioning that the completion of this thesis owes to the knowledge, patience, and extraordinary attention of these magnanimous professors, and I once again thank them. And I am thanking God for putting these magnanimous professors on the path to completion of this project. And in the end, I sincerely appreciate my parents for their massive support at all stages of life.
-
مقایسه عملکرد راکتورهای زیستی لجن فعال و لجن فعال با رشد چسبیده ثابت با پیکر بندی تقسیم بندی شده جهت حذف کربن و نیتروژن از فاضلاب رب گوجه فرنگی
مهناز رستمی 1403حذف همزمان کربن و مواد مغذی (CNP) در یک بیوراکتور واحد از نظر حجم راکتور و مصرف انرژی از اهمیت بالایی برخوردار است.از این رو، در این مطالعه، دو راکتور زیستی لجن فعال (AS) و لجن فعال با رشد چسبیده ثابت (IFAS) با پیکربندی تقسیم بندی شده، جهت حذف همزمان کربن و مواد مغذی از پساب سنتزی رب گوجه فرنگی و در نهایت مقایسه عملکرد دو راکتور مذکور به کار گرفته شد. در این مطالعه تاثیر دو متغیر مستقل بر عملکرد بیوراکتورها مورد بررسی قرار گرفت. برای ارزیابی عملکرد فرآیند هشت پاسخ مختلف در طول 13 اجرا در شرایط آزمایشی مختلف طراحی شده توسط نرم افزار Design Expert Software ارزیابی شد. تاثیر دو متغیر مستقل شامل زمان ماند هیدرولیک (HRT)، سرعت جریان هوا (AFR) بر عملکرد بیوراکتور از نظر حذف اکسیژن محلول شیمیایی (COD)، حذف نیتروژن کل (TN)، پساب -NO3، حذف N-NH4 و کدورت پساب بررسی شد. HRT های 4، 8, 12 ساعت و AFR های 2، 3 و 4 لیتر در دقیقه برای مدلسازی عملکرد بیوراکتور مورد بررسی قرار گرفت. بازده حذف PO4، COD، TN وN-NH در شرایط بهینه با HRT 12ساعت و AFR 3 لیتر در دقیقه برای راکتور AS به ترتیب17.89 و 92.94 و 50.069 و 50.423درصد بود که این بازده حذف در راکتور IFAS به ترتیب88.91 و98.85 و40.75 و30.97 درصد بود. برای بررسی پایداری عملکرد دو راکتور مذکور تحت شرایط بهینه بهدست آمده هر دو راکتور به مدت یک ماه مورد بررسی قرار گرفتند، که بیوراکتورها عملکرد تقریباً پایداری از خود نشان دادند. نتایج نشان داد که راندمان حذف COD در هردو راکتور به دلیل ساختار منحصر به فرد راکتور مورد استفاده بالای 90 درصد بود، در حالی که حذف مواد مغذی تابع شرایط آزمایش بود. با بررسی کلی نتایج به دست آمده میتوان نتیجه گرفت که اولا ساختار منحصر به فرد راکتور مورد استفاده نقطه قوت اصلی این مطالعه است که سبب بالا بردن کارایی هردو حالت راکتور شد. ثانیا از مقایسه کلی دادهها نتیجه گرفت که علاوه بر ثابت بودن شرایط حاکم بر هردو راکتور و کارایی بالای هردو، میتوان با اختلافی چشمگیر به برتری نسبی راکتور IFAS اذعان داشت.
-
بهبود نفوذپذیری و گزینش پذیری غشا نانوفیلتراسیون برپایه پلی اتر سولفون/پلی اتر سولفون سولفونه شده اصلاح شده توسط نقاط کوانتومی کربنی حاصل از ضایعات آلی صنعتی
بهاره رحمانی 1403در این پروژه، یک غشای پلیمری نانوفیلتراسیون با هدف دستیابی به عملکرد بالا از نظر شار، خواص ضد رسوب و حذف رنگ سنتز شد. عملکرد بالا در این غشاء با افزودن نقاط کوانتومی کربن و پلیمر پلی اتر سولفون سولفونه شده به ماتریس غشا بدست آمد. کربن کوانتوم دات از ضایعات کارخانه مخمر (ویناس) با استفاده از روش حلال گرمایی (solvothermal) با حلال DMAc تهیه شد. پلیمر پلی اتر سولفون سولفونه شده از طریق فرآیند سولفوناسیون با استفاده از کلروسولفونیک اسید از پلی اتر سولفون سنتز شد. تجزیه و تحلیل های مختلفی برای توصیف CQD های سنتز شده استفاده شد. از FTIR برای بررسی گروه های عاملی آبدوست، XRD برای نشان دادن ساختار بلوری، DLS برای اندازه گیری توزیع اندازه ذرات و EDX برای بررسی عناصر موجود در CQD ها استفاده شد. علاوه بر این، از آنالیز FTIR برای تایید سولفوناسیون پلیمر PES استفاده شد. روش ماتریس مخلوط برای سنتز غشا استفاده شد که درصدهای مختلف CQD و SPES را در خود جای داده است. عملکرد غشاها از نظر شار، مقاومت در برابر رسوب، استحکام مکانیکی و حذف رنگ ارزیابی شد. نتایج نشان داد که افزودن CQD به ساختار غشا باعث افزایش شار به اندازه 3.82 برابر و افزایش نسبت بازیابی شار عبوری به اندازه 1.69 برابر نسبت به حالت اصلاح نشده شد. برای افزایش و حفظ عملکرد غشاء، SPES به عنوان یک تثبیت کننده برای CQD در ساختار غشا استفاده شد. ترکیب 10% از پلیمر پلی اتر سولفون سولفونه شده و 0.1 درصد نانوذره در غشاء منجر به افزایش 4.6 برابری در شار و افزایش 2.27 برابری در FRR در مقایسه با حالت اصلاح نشده شد. غشای بهینه سنتز شده توانایی حذف 95.12 درصد رنگ از فاضلاب را دارد. علاوه بر این، ترکیب SPES در ساختار غشا نه تنها عملکرد غشا را از طریق حضور گروههای آبدوست سولفون افزایش میدهد، بلکه یک پیوند متقابل بین گروههای آمین در CQD و گروههای سولفون در SPES ایجاد میکند. این امر باعث تثبیت CQD در ساختار غشا می شود و تضمین می کند که عملکرد غشا برای مدت طولانی حفظ می شود.
-
حذف رنگ از فاضلاب صنعتی با استفاده از غشاهای نانو فیلتراسیون اصلاح شده توسط نقاط کوانتومی کربنی بر پایه ضایعات کشاورزی
سحر کرمی بلینی 1403هدف اصلی این پایان نامه تهیه غشاهای نانوفیلتراسیون (NF) با شار آب خالص و خاصیت ضد گرفتگی بالا و به کارگیری آن ها برای رنگ زدایی فاضلاب می باشد. برای دستیابی به این هدف، پتانسیل استفاده از نقاط کوانتومی کربنی(CQD) به عنوان یک نانو ذره آب دوست برای تقویت غشاهای نانوفیلتراسیون بر پایه پلی اترسولفون (PES) مورد بررسی قرار گرفت. ابتدا نقاط کوانتومی کربنی مورد نظر از ویناس تولیدی ازکارخانه تولید خمیر مایه (CQD-V) به روش حلال گرمایی (Solvothermal) سنتز شد. CQD-V سنتز شده از نظر اندازه ذرات، خصوصیات مورفولوژیکی، ساختاری و فلورسانس مورد بررسی قرار گرفت. وجود گروه های عاملی آب دوست در سطح CQD-V سنتز شده توسط طیف سنجی تبدیل فوریه مادون قرمز (ATR-FTIR) اثبات شد. از پراش پرتو ایکس (XRD) برای نشان دادن ساختار کریستالی و از پراکندگی دینامیکی نور(DLS) جهت اندازه گیری و ارزیابی توزیع اندازه ذرات CQD-V استفاده شد. همچنین از طیف سنجی فوتولومینسانس(PL) جهت بررسی خاصیت فوتولومینسانسی و نوری CQD-V سنتز شده استفاده شد. با استفاده از روش وارونگی فاز، غشاهای نانوکامپوزیتی حاوی درصد وزنی های مختلفی از CQD-V ساخته شدند. مورفولوژی مقطع عرضی و ساختار غشاها به کمک آنالیز SEM رصد شد. زبری سطح غشاها به کمک آنالیز میکروسکوپ نیروی اتمی (AFM) تعیین شد. میزان آب دوستی سطح غشاء به کمک آزمون زاویه تماس و تخلخل غشاء بررسی شد. عملکرد غشاء نانوفیلتراسیون با اندازه گیری شار آب خالص(PWF)، توانایی حذف رنگ، میزان گرفتگی و نسبت بازیابی شار(FRR) بررسی شد. شارآب خالص غشاهای نانوکامپوزیت پس از افزودن CQD-V به محلول ریختهگری، به دلیل آب دوستی بالاتر غشاهای آماده شده به طور قابل توجهی بهبود یافت و بالاترین شار برای غشای 1 درصد وزنی CQD-V (Kg/m2 .h 95/115) بدست آمد. نتایج زاویه تماس افزایش آب دوستی غشاهای اصلاح شده را تایید کرد. علاوه بر این، نتایج نشان داد که غشای 1 درصد وزنی CQD-V دارای بالاترین تخلخل است. عملکرد غشاهای نانوفیلتراسیون ساخته شده با بررسی حذف رنگ Direct Red 23 انجام شد. تمامی غشاها حذف رنگ را بالای 97 درصد نشان دادند و حداکثر راندمان حذف برای غشای 07/0 درصد وزنی CQD-V (67/98 درصد) به دست آمد. بررسی مقاومت در برابر گرفتگی غشاها در برابر شیر خشک به عنوان عاملی برای گرفتگی نشان داد که غشاء 1/0 درصد وزنی CQD-V با نسبت بازیابی شار 26/99 درصد در مقایسه با غشای اصلاح نشده (53/62) خواص ضد گرفتگی بهتری دارد. همچنین این غشاء پایداری عملکرد مناسبی را در طول پنج چرخه فیلتراسیون با محلول شیرخشک نشان داد. به علاوه، کمترین مقدار زبری برای غشاء 1/0 درصد وزنی CQD-V مشاهده شد به گونه ای که میانگین زبری از 20/7 نانومتر برای غشای اصلاح نشده به 53/2 نانومتر برای غشای 1/0 درصد وزنی CQD-V کاهش یافت. با توجه به نتایج به دست آمده، غشاء 1/0 درصد وزنی CQD-V به عنوان غشای بهینه انتخاب شد. به منظور بررسی تاثیر دو متغیر موثر بر فرآیند جداسازی شامل غلظت رنگ خوراک اولیه از فاضلاب کارخانه تولید شیرین بیان و فشار عملیاتی، روی پاسخ های فرآیندی شامل شار آب خالص، FRR ، راندمان حذف COD و حذف رنگ از نرم افزار طراحی آزمایش ((Design Of Experiment, ver.12.0. استفاده شد. مقادیر راندمان حذف COD، حذف رنگ، FRR و شار به ترتیب 50/79 درصد، 90/83 درصد، 92/89 درصد وKg/m2h 09/62 در شرایط عملیاتی بهینه (فشار 4 بار و غلظت رنگ خوراک اولیه 200 میلی گرم بر لیتر) به دست آمد. داده های حاصل از این مطالعه نشان دادند که غشاهای ساخته شده برای فناوری نانوفیلتراسیون در جهت بهبود شار، گرفتگی و حذف رنگ بسیار کارآمد بوده است. همچنین این مطالعه یک رویکرد مثبت اقتصادی را در تبدیل ویناس به عنوان یک پسماند صنعتی به مواد افزودنی مفید برای بهبود عملکرد جداسازی غشایی نشان داد.
-
بهبود عملکرد غشای تبادل پروتون در یک پیل سوختی میکروبی با استفاده از رزین اپوکسی عامل دار شده با فسفو تنگستیک اسید به عنوان یک عامل رسانای پروتون جدید و قوی
سمیه دانشیان 1402چکیدهدر حال حاضر، سوخت های فسیلی منبع اصلی تامین انرژی در جهانهستند. اما به دلیل نیاز روز افزون به انرژی و محدودیت منابع فسیلی و آلودگی هایزیست محیطی ناشی از سوزاندن آنها، تمایل برایاستفاده از انرژی های پاک مانند انرژی خورشیدی، بادی، زمین گرمایی، هیدروژنی وزیست توده به جای سوخت های فسیلی افزایش یافته است. زیست توده چهارمین منبع بزرگانرژی در جهان است و حدود 14 درصد انرژی جهانرا تامین می کند و تولید انرژی از این مواد تجدید پذیر باعث کاهش انتشار دی اکسیدکربن در جو می شود. پیل سوختی میکروبی (MFC) یک سیستمالکتروشیمیایی زیستی (BES)است و میتواند از باکتری های موجود در فاضلاب به عنوان کاتالیزور استفاده کند و در عین حال، علاوه برتولید الکتریسیته، فاضلابرا نیز تصفیه کند. البتهتولید الکتریسیته،مهم ترین کاربرد MFCاست. اما،میزان تولید این انرژی در MFC کماست و برای حل این مشکل،روش های گوناگونی مانند استفاده از نانو ذرات مختلف برای افزایش میزان الکتریسیتهتولید شده و رسانایی پروتون و راندمان کولمبیک بالاتر و کاهش هزینه های ساخت نسبتبه غشای تجاری نفیون مورد استفاده قرار می گیرد. بنابراین، هدف اصلی این مطالعه ساخت و اصلاح یکغشای مقرون به صرفه مبادله پروتون مبتکرانه برای بهبود انتقال پروتون، افزایشتولید توان و راندمان کولمبیک است. لذا در این مطالعه، غشاهای نانوکامپوزیت EP-PWA/SPESبا بارگذاری درصد های مختلف (wt.% 0.1، 0.3، 0.5، 1 و 5ـ1) از نانوذرات جدید EP-PWA ، سنتز و مشخصشدند. تجزیه و تحلیل EDAX،MAP ،FT-IR ،SEM ، XRD و CA برای بررسی عملکردنانوذره روی غشاهای سنتز شده با درصد های مختلف، انجام شد. نتایج نشان داد که نانوذرهEP-PAWاز عملکرد بسیارخوبی برخوردار است. عملکرد غشاهای ساخته شده در MFCاز نظر میزان چگالی توان، حذف COD، جذب آب و بازدهکولمبیک مورد بررسی قرار گرفت. نتایج تجربی نشان داد که غشا ESبا 0.5 درصد وزنیاز نانوذره EP-PWA به عنوان غشابهینه انتخاب شد و حداکثر چگالی توان، حذف COD، راندمان کولمبیک وجذب آب را به ترتیب mW.m-2 107.69،% 90.79، % 65.18 و79.85% نشان داد.خواص مشاهده شده بیانگر چگالی توان، جذب آب و راندمان کولمبیک بالاتر و نفوذپذیریاکسیژن کمتر در غشاهای سنتز شده نسبت به غشای تجاری نفیون 117 بود. نتایج بدستآمده نشان داد که غشای بهینه M3 (EP-PWA/SPES 0.5 wt.%)با توجه به افزایش کارایی سیستم و کاهشبسیار چشمگیر در هزینه های ساخت آن، پتانسیل لازم برای بهبود میزان قابل توجهی در بهرهوری سلسوختی میکروبی (MFC) را دارد.
-
ساخت و ارزیابی عملکرد غشای اسمز مستقیم نانوکامپوزیت برای جداسازی با راندمان بالا با استفاده از محلول کشنده کود
فاطمه پسندیده پور 1402هدف اصلی این پایان نامه افزایش شار آب، کاهش شار نمک معکوس و حذف رنگ با استفاده از غشاهای PES اسمز جلویی سنتز شده است. در بخش اول، غشاهای PES/CMK-5/EDTA FO با روش غشای ماتریس مخلوط (MMM) با استفاده از نانوذرات CMK-5/EDTA اصلاح شدند. برای مشخص کردن غشای اصلاح شده، میکروسکوپ الکترونی روبشی (SEM)، میکروسکوپ نیروی اتمی (AFM)، بازتاب کامل مادون قرمز تبدیل فوریه (ATR-FTIR)، طیفسنجی اشعه ایکس پراکنده انرژی (EDX) زاویه تماس آب (WCA) و اندازه گیری تخلخل انجام شد. تصاویر SEM منافذ انگشت مانند را در مقایسه با غشاهای PES برهنه نشان دادند. همچنین، تصاویر AFM نشان داد که افزودن نانوذرات CMK-5/EDTA به ماتریس پلیمری به طور مثبت زبری سطح را کاهش داد و سطح غشای بهینه به طور قابل توجهی صاف شد. بیشترین شار آب و کمترین مقدار شار نمک معکوس در غشای ماتریس مخلوط مربوط به غشایی با محتوای 1 وزنی بود. % CMK-5/EDTA (هنگامی که از 2 مولار Na2SO4 به عنوان محلول کشش استفاده شد، شار آب = 31.8 LMH و شار نمک معکوس = 24.1 gMH بود). شار آب در کودها به صورت محلول های کششی به ترتیب (NH4)2SO4>K2SO4>KCl کاهش یافت که با توجه به فشار اسمزی توجیه شده است. با وجود فشار اسمزی یکسان برای محلول های کششی Na2SO4، (NH4)2SO4، و K2SO4، شاهد روند کاهشی شار آب بودیم که ممکن است به دلیل شعاع یونی Na+، NH4+ و K+ باشد. شعاع یونی Na+، NH4+ و K+ به ترتیب 0.117 نانومتر، 0.148 نانومتر و 0.149 نانومتر است. (NH4)2SO4 به عنوان محلول کشش بیش از 95 درصد حذف رنگ راکتیو Blue 5 را نشان داد که عملکرد بالای کودها را نشان می دهد. بخش دوم غشاهای اصلاح سطح را توسط پلیمر PAT سنتز شده تهیه کرد. غشای اصلاح شده با 3 وزن. درصد پلیمر PAT (M3) بهترین عملکرد را نشان داد. هنگامی که از 2 مولار Na2SO4 به عنوان محلول کشش استفاده شد، شار آب برای این غشاء 26.5 LMH بود، و شار نمک معکوس 7.0 gMH بود.
-
دای اتانول امونیوم فرمات به عنوان یک محرک و محیط مایع یونی در تراکم نوفنگل وسنتر مشتقات پیریمیدین
فاطمه الزهراء جوده کاظم 1402Diethanol ammonium formate as a base Bronsted chemoselctive ionic liquid was synthesized as follows. Dropwise addition of formic acid was done in ice cold diethanol amine. Ice bath was removed once the addition was completed after 45 min and the ionic liquid was obtained after 24 h with excellent yields. Diethanol ammonium formate as a chemoselective Bronsted basic ionic liquid catalyst reported for the Knoevenagel condensation of aromatic aldehydes with malononitrile to synthesis of arylidene malononitrile derivatives. This ionic liquid has advantages such as high stability, low cost raw materials, air insensitivity and mild reaction conditions. A variety of 2-substituted perimidine derivatives obtained from the reaction of naphthalene 1,8-diamine with aryl aldehydes in the presence of dimethyl ammonium formate at room temperature. High to excellent yield of products, short reaction times and low cost are some of the significant advantages of this method.
-
حذف همزمان رنگ،فلزات سنگین و نمک از محلولهای آبی با استفاده از غشاهای نانوفیلتراسیون با خواص آبدوستی و ضدگرفتگی اصلاح شده با تیوایمیدازول برپایه
هانیه سلیمی 1401حذف رنگ، فلزات سنگین و نمک از محلول های آبی با استفاده از غشاهای نانوفیلتراسیون با خواص آبدوستی و ضدگرفتگی اصلاح شده با تیوایمیدازول برپایه SBA-15 کلردار شده
-
ساخت غشاهای پلیمری نانوفیلتراسیون حاوی نانوذرات گرافن اکسید عامل دار شده توسط نارینجین با عملکرد بالا به منظور حذف فلزات سنگین از فاضلاب
صبا والی تبار 1401 -
بررسی اثر ضد خوردگی افزودنی MgyZnxFe3-x-yO4 در رنگ پایه آلکیدی
کیوان مرادی 1401در اینمطالعه، اکسیدهای فلزی مختلف با مقادیر مختلف x و y به روش هم رسوبی از نمک های کلرید آهن، روی و منیزیم سنتز شدند. نمونههایسنتز شده با پراش پرتو ایکس و طیفسنجی بازتابی پراکنده مرئی ماوراء بنفش مشخص شدند. پوشش فرمولاسیون مبتنی بر MgyZnxFe(3-x-y)O4-آلکیدبر روی ورقهای استیل برای تجزیه و تحلیل خوردگی در 5/3 درصد وزنی محلول NaCl استفاده شد. مدل مطالعه روش پاسخ سطحی (RSM) برایبهینهسازی اثر پوشش روی نرخ خوردگی استفاده شد. همچنین از مدل طراحی CCD، طرح مرکب مرکزی استفاده شد و هر عامل در 5 سطح مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد کهاکسیدهای فلزی مخلوط با فرمولاسیون MgyZnxFe(3-x-y)O4 را می توان به عنوان افزودنی ضد خوردگی در حفاظت از بسترهای فلزی بکار برد.کلمات کلیدی: خوردگی، طیفسنجی امپدانس الکتروشیمیایی،طراحی آزمایش، اکسیدهای فلزی مخلوط
-
حذف کربن و نیتروژن از فاضلاب در یک راکتور بیوفیلم بستر متحرک همراه با فرایند غشایی
فاطمه جلالی اسدآبادی 1401این مطالعه، یک راکتور بیوفیلم بستر متحرک (MBBR) برای حذف همزمان کربن و مواد مغذی از پساب صنعتی فرامان به کار گرفته شد که به دنبال آن یک غشای نانوکامپوزیتی پلیوینیلدن فلوراید (PVDF) برای به دست آوردن پساب با کیفیت بالا انجام شد. عملکرد MBBR بیش از 20 شرایط آزمایشی مختلف طراحی شده توسط Design Expert Software ارزیابی شد. تاثیر سه متغیر مستقل در سه متغیر شامل زمان ماند هیدرولیک (HRT)، سرعت جریان هوا (AFR) و نسبت پر شدن (FR) بر عملکرد بیوراکتور از نظر حذف اکسیژن محلول شیمیایی (sCOD)، نیتروژن کل (TN) ) حذف، پساب N-NO3، حذف N-NH4 و کدورت پساب بررسی شد. 5، 10، 15 ساعت HRT. 1، 2.5، 4 ساعت AFR، و 30، 50، 70 درصد از FR برای مدل سازی عملکرد بیوراکتور مورد بررسی قرار گرفت. بازده حذف sCOD و TN در شرایط بهینه با HRT 10 ساعت، AFR 2 لیتر در دقیقه و FR 70 درصد به ترتیب 93.37 و 27.61 درصد بود. برای بررسی پایداری عملکرد حاملهای معلق، MBBR تحت شرایط بهینه بهدستآمده به مدت یک ماه مورد استفاده قرار گرفت که بیوراکتور عملکرد تقریباً پایداری در حذف کربن و نیتروژن نشان داد.
-
ساخت و بررسی غشاهای اولترافیلتراسیون اصلاح شده با چارچوب های آلی فلزی با هدف بهبود عملکرد جداسازی
زهرا هادی کمال 1401حجم زیادی از فاضلاب روغنی را، پساب هاینفتی تولید می کنند. پساب های نفتی اگرچه حجم کمی دارند اما آلودگیبسیار ایجاد می کنند. دفعپساب های روغنی که از نظر زیست محیطی قابل قبول باشد، یک چالش فعلی برای صنعت نفتمی باشد. دراین تحقیق، نتایج مطالعات تجربیتصفیه پساب پالایشگاه کرمانشاه با استفاده از غشا اولترافیلتراسیون اصلاح شده باچارچوب آلی-فلزی (MOF)از نوع TMU-5 به میزان غلظت 0.1 درصد وزنی ارائه شده است. برای اندازه گیری میزان تخلخل حفره ها و منافذ غشا، ازتکنیک عکسبرداری میکروسکوپ الکترونی روبشی (SEM)و برای اندازه گیری زبری سطح غشا از میکروسکوپ نیروی اتمی (AFM)استفاده شده است. نسبت بازیابی شار به میزان قابل توجهیبالا بود و راندمان حذف TSS و Oil &Grease، 100% درصد بود.
-
توسعه غشاهای نانوفیلتراسیون ضد باکتری - ضد گرفتگی PES بر پایه عصاره دارچین و نانومواد عامل دار جهت تصفیه پساب
مائده غلامی ویسی 1401در این کار، غشای ماتریس مخلوط CiE/CPES با روش وارونگی فاز به منظور بهبود همزمان خاصیت ضد رسوب و آنتی باکتریال سنتز شد. با ترکیب CPES و CiE، هر دو خاصیت ضد رسوب و ضد باکتریایی به طور قابل توجهی در غشای نانو فیلتراسیون CiE/CPES بهبود یافتند. به منظور تعیین خصوصیات غشای اصلاح شده، اندازه گیری EM، AFM، ATR – FTIR، WCA و تخلخل انجام شد. تصاویر SEM منافذ انگشت مانند را در مقایسه با غشای پر نشده CPES نشان داد. تصاویر AFM نشان داد که افزودن CiE به ماتریس پلیمری تاثیر مثبتی بر کاهش زبری سطح داشته و سطح غشاهای CiE/CPES در تمام درصدهای وزنی CiE به طور قابل توجهی هموار شده است.BSA به عنوان رسوب دهنده برای ارزیابی خواص ضد رسوب غشاهای سنتز شده استفاده شد. نتایج خواص خود تمیز شوندگی عالی (بیش از 95 درصد) را در تمام درصدهای وزنی CiE نشان داد که نشان دهنده جاسازی موفق CPES در غشا است. همچنین پارامترهای مقاومت رسوبپذیری مانند Rm، Rc، Rp و Rt مورد ارزیابی قرار گرفت و نتایج نشاندهنده بهبود عملکرد غشاء NF ماتریس مخلوط در خواص ضد رسوب بود. برای تایید خواص ضد باکتریایی CiE، آزمایش انتشار آگار مورد بررسی قرار گرفت. یک هاله بزرگ روشن در اطراف CiE برای هر دو باکتری مدل مشاهده شد. میانگین شعاع هاله برای باکتری E. coli، 50.98 میلی متر و برای S. aureus،52.84 میلی متر بود که در مقایسه با سایر مطالعات روتین عملکرد بهتری را نشان داد. به منظور بررسی عملکرد ضد باکتریایی غشاها، تست غوطه وری سوسپانسیون باکتری و آنالیز SEM مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان دهنده کاهش قابل توجه باکتری در سطح نسبت به نمونه شاهد بود که عملکرد عالی CiE در غشا را تایید می کند. برای اندازه گیری عملکرد جداسازی غشاها، پس زنی BTW مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج کارایی بسیار خوبی را در تصفیه BTW ارائه کردند. در بخش دوم، خواص ضد رسوب غشاهای اصلاح شده با استفاده از رسوب BSA با غلظت هایppm 200 و 500 در PH های مختلف مورد ارزیابی قرار گرفت. افزایش غلظت BSA منجر به کاهش شار نفوذی و افزایش مقاومت رسوب غیر قابل برگشت نسبت به غلظت کمتر شد. در pH قلیایی BSA، به دلیل نیروی دافعه بین سطح غشاء و محلول پروتئین BSA، شار نفوذ نسبت به PH پایین افزایش یافته است. بهترین نتایج از نظر شار، FRR و مقاومت در برابر رسوب مربوط به غشا با محتوای 2.50 درصد وزنی CiE بود. عملکرد فیلتراسیون غشاء مخلوط CiE/CPES در تصفیه فاضلاب ملاس در یک سیستم dead-end تحت شرایط عملیاتی مختلف مورد ارزیابی قرار گرفت. اثر فشار عملیاتی، غلظت خوراک، پلاریزاسیون غلظت، دمای خوراک و pH خوراک بر شار نفوذی، پس زنی، نسبت بازیابی شار، پارامترهای مقاومت در برابر رسوب بررسی شد. با توجه به نتایج بهدستآمده در فشارهای عملیاتی بالاتر، شار نفوذ و میزان پس زنی مقادیر بالاتری نسبت به فشارهای پایینتر دارند. از سوی دیگر، مقدار FRR در فشارهای بالاتر به دلیل افزایش رسوب غشا کاهش یافت. در بررسی اثر غلظت خوراک بر عملکرد غشا مشاهده شد که در غلظت های خوراک بالاتر به دلیل تجمع رسوب ها در سطح غشاء، شار کاهش یافته و میزان پس زنی نسبت به غلظت خوراک کمتر افزایش یافته است. همچنین رسوب غشایی در غلظت های خوراک بالاتر بیشتر بود و در نتیجه FRR مقادیر کمتری داشت. در بررسی اثر پلاریزاسیون غلظت، هنگامی که از سیستم dead-end همزن دار استفاده شد، نتایج بهبود یافته در شار نفوذ و پس زنی و همچنین در مقدار FRR به دست آمد، زیرا اثر قطبش غلظت به دلیل هم زدن محلول کاهش یافت. ارزیابی اثر دمای خوراک بر عملکرد غشا نشان داد که ویسکوزیته محلول ملاس با افزایش دما افزایش مییابد و در نتیجه، شار نفوذی مقادیر بیشتری نسبت به دمای خوراک پایینتر دارد. علاوه بر این، دماهای بالاتر منجر به عبور بیشتر املاح از غشاء می شود، بنابراین کاهش در میزان پس زنی حاصل شد. در pH محلول ملاس اسیدی، ملانوئیدین که مسئول رنگ پساب ملاس است، رسوب می کند که منجر به کاهش شار نفوذی نسبت به pH خوراک بالاتر می شود، اما در pH قلیایی، ملانوئیدین حلالیت بیشتری دارد و در نتیجه شار افزایش می یابد. به این ترتیب با گذشت زمان رسوب غشایی بیشتری نسبت به PH اسیدی و خنثی رخ داد. بنابراین، FRR حاصل مقادیر کمتری داشت. لازم به ذکر است که در آنالیزهای انجام شده در شرایط عملیاتی مختلف، غشاء با محتوای 2.50 درصد وزنی CiE عملکرد بهتری از نظر شار، پس زنی، گرفتگی و FRR نسبت به سایر غشاهای سنتز شده نشان داد.
-
طراحی و ساخت غشاهای پلی اتر سولفون بهبود یافته با استفاده از کوکوربیتوریل عامل دار شده با EDTA و اتیلن دی آمین به منظور حذف فلزات سنگین و تصفیه پساب های رنگی
ایوب کنجوریان 1401پلیمر پلی آمیدوآمین پرشاخه عامل دار شده با کوکوربیتوریل (HBPA@Cucurbituril) برای افزایش خواص ضد رسوب غشای پلیاتر سولفونPES)) برای حذف یون های فلزات سنگین (مانند As3+ و Hg2+) ساخته شد. برای بررسی مورفولوژی غشاهای اصلاح شده از آنالیزهای ATR-FTIR، TGA، SEM، پتانسیل زتا، AFM، WCA و SEM استفاده شد. ارزیابی زاویه تماس آب نشان داد که غشاهای 0.5 درصد وزنی HBPA@cucurbituril بهترین بهبود آب دوستی را در مقایسه با غشای اصلاح نشده (از 66.6 درجه تا 37.9 درجه) نشان دادند. در بهترین حالت، غشا اصلاح شده بهینه (0.5 درصد وزنی HBPA@Cucurbituril) بهترین نفوذپذیری (L/m2.h.bar 8.5) ، مقاومت در برابر رسوب (92.42 درصد)، رد رنگ (Direct Red 16:98.7, Reactive Blue 19:99.8, Crystal Violet: 97.3 and Methylene Blue: 98.4%) و حذف فلزات سنگین (As3+: 99.7 درصد و Hg2+
-
استفاده از سیکلودکسترین و هیدروکسید دولایه عامل دار شده به منظور اصلاح غشاهای تبادل پروتون و ارزیابی عملکرد آن ها در پیل سوختی میکروبی
کیمیا رستمی 1401کمبود منابع انرژی و آلودگی های ناشی از مصرف سوخت های فسیلی،دانشمندان را به دنبال جایگزینهای پاکتر سوق داده است. پیل سوختی میکروبی (MFC)به عنوان یکی از سیستم های بیوالکتروشیمیایی، به دلیل تولید انرژی و تصفیه همزمانفاضلاب، مورد توجه محققین قرار گرفته است. غشاهای تبادل پروتون نقش حیاتی درعملکرد MFC دارند. اصلاحآنها می تواند منجر به بهبود عملکرد MFC و تولید برقشود. در مطالعه حاضر، از پلی اتر سولفون سولفونه شده (SPES)به عنوان ماتریس پلیمری استفاده و نانوذرات در سه درصد وزنی (?.? و ?.? و ?) در آنقرار گرفته و نتایج مقایسه شدند. در کار اول، از بتا سیکلودکسترین (CD)و بتا سیکلودکسترین سولفونه (SCD)به عنوان نانوذرات استفاده شد. در کار دوم از هیدروکسید دوگانه لایه ای نیکل-کروم(LDH) استفاده شد کهتوسط سولفانیلامید عامل دار شده و(FLDH) بدست آمد. درنهایت، در کار سوم نیز ترکیبی از SCD و LDHبه عنوان نانوذره SCDFLDH استفاده شد.بررسی نانوذرات و غشاهای ساخته شده توسط آنالیزهای مختلفی از جمله FTIR , SEM , EDX , WU , WCA و... انجام شد. عملکرد سیستمنیز توسط متغیرهایی از جمله بازده کلمبیکو توان تولیدی بررسی شد. مشاهده شد که اصلاح غشای SPESتوسط این نانوذرات به دلیل ساختار آن ها و گروه های عاملی فراوان منجر به بهبود ویژگیهای غشا از جمله آبدوستی و هدایت پروتون شد. در نهایت، با مقایسه نتایج در هر یکاز کارها، غشایی که عملکرد مطلوب تری از خود نشان داد معرفی شد که به ترتیب SPES/S?CD 0.5% در کار اول و SPES/FLDH 0.5%و 0.5% SCDFLDH در کار دوم وسوم بودند. در مجموع نیزغشای 0.5% SCDFLDH بهترین عملکردرا داشت. این نتیجه با بررسی طولانی مدت عملکرد غشای مذکور در MFCتایید شد که توان تولیدی 7.122 W/m2 بدست آمد. درنتیجه، غشاهای فوق میتوانند به طور موثر در MFCها برای تولید برق و تصفیه فاضلاب اعمال شوند.کمبود منابع انرژی و آلودگی های ناشی از مصرف سوخت های فسیلیمنجر شده است که دانشمندان به دنبال راه های جایگزین پاک تر باشند. MFCبه عنوان یکی از سیستم های بیوالکتروشیمیایی، به دلیل تولید انرژی و تصفیه همزمانفاضلاب، توجه محققان را به خود جلب کرده است. مطالعه حاضر با هدف اصلاح غشای تبادلپروتون توسط نانوذرات و بررسی عملکرد آن ها در پیل سوختی میکروبی انجام شده است.در تمامی کارها از پلی اتر سولفون سولفونه شده (SPES)به عنوان ماتریس پلیمری استفاده و نانوذرات در سه درصد وزنی (?.? و ?.? و ?) در آنقرار گرفته و نتایج مقایسه شدند. در کار اول، از بتا سیکلودکسترین (CD)و بتا سیکلودکسترین سولفونه (SCD)به عنوان نانوذرات استفاده شد. در کار دوم از هیدروکسید دوگانه لایه ای نیکل-کروم(LDH) استفاده شد کهتوسط سولفانیلامید عامل دار شده و(FLDH) بدست آمد. درنهایت، در کار سوم نیز ترکیبی از SCD و LDHبه عنوان نانوذره SCDFLDH استفاده شد.بررسی نانوذرات و غشاهای ساخته شده توسط آنالیزهای مختلفی از جمله FTIR , SEM , EDX , WU , WCA و... انجام شد. عملکرد سیستمنیز توسط متغیرهایی از جمله بازده کلمبیکو توان تولیدی بررسی شد. مشاهده شد که اصلاح غشای SPESتوسط این نانوذرات به دلیل ساختار آن ها و گروه های عاملی فراوان منجر به بهبود ویژگیهای غشا از جمله آبدوستی و هدایت پروتون شد. در نهایت، با مقایسه نتایج در هر یکاز کارها، غشایی که عملکرد مطلوب تری از خود نشان داد معرفی شد که به ترتیب SPES/S?CD 0.5% در کار اول و SPES/FLDH 0.5%و 0.5% SCDFLDH در کار دوم وسوم بودند. در مجموع نیزغشای 0.5% SCDFLDH بهترین عملکردرا داشت. این نتیجه با بررسی طولانی مدت عملکرد غشای مذکور در MFCتایید شد که توان تولیدی 7.122 W/m2 بدست آمد. درنتیجه، غشاهای فوق میتوانند گزینه مناسبی برای کاربرد در پیل های سوختی میکروبیباشند.
-
بهبود فیلتراسیون از طریق اصلاح سطح غشا به کمک نورUV با استفاده از نانوفتوکاتالیست های برپایه TiO2 جهت حذف آلاینده های آلی از فاضلاب صنعتی
مینا دولتشاه 1400هدف اصلی این پایاننامه اصلاح غشای مبتنی بر PES با استفاده از نانوکامپوزیت فوتوکاتالیستی با پایهTiO2 جهت بهبود عملکرد و کاهش گرفتگی غشای نانو فیلتراسیوناست. در راستای تحقق این هدف ، دو تکنیک ترکیب و پیوند به واسطه تابش نور فرابنفشبه ترتیب، به منظور اصلاح ماتریس و سطح غشاء پلیمری PES با استفاده از نانوفتوکاتالیست L-Lysine (C, N codoped)-TiO2/WO3 استفاده و مورد مقایسه قرار گرفتند. غشاهایفوتوکاتالیستی ترکیبی(MMM) با بارگذاری چهارنسبت مختلف نانوفتوکاتالیست (0، 0.1، 0.5 و 1 درصد وزنی) در ساختار غشا ساختهشدند. همچنین به منظور اصلاح سطح غشاها از چهار نسبت مختلف نانوفتوکاتالیست (01/0،03/0، 05/0 و 07/0 درصد وزنی) استفاده شد. غشاهای اصلاح شده با دو روش متفاوت، ازطریق آنالیزهای ATR-FTIR، EDX، SEM، AFM، WCA، تخلخل و میانگین شعاع منافذ موردشناسایی قرار گرفتند. عملکرد غشاهای فوتوکاتالیستی اصلاح شده، بهبود قابل توجهی رادر مقایسه با غشای اصلاح نشده نشان داد. در میان غشاهای ترکیبی و غشاهای اصلاح شدهسطحی، BM-2 با 0.5 درصد وزنی و SM-2 با 0.03 درصد وزنی از نانوکامپوزیت به عنوان غشاهای بهینه انتخاب شدند. غشای ترکیبی عملکرد عالی شامل فلاکس آب مقطر بالا (Kg/m2.h 50.84)، نسبت بازیابی شار (FRR) بالا (85.25?) نشان داد. ایننتایج کاملا با زاویه تماس آب) ? 47.1 برای BM-2 در مقابل ? 63.4 برای (M-0، تصویر SEM و پارامترهای زبری مطابقت داشت . در مقابل، غشاهایی که سطحآنها به واسطه تابش نور UV اصلاح شده بود، علیرغم فلاکس کمی کمتر از غشاهایترکیبی (kg/m2.h 49.65 )، قابلیتضد رسوب بهتری را نشان دادند) ? FRR= 96.96،? Rr = 65.04، ?3.04 (Rir =. این نتایج مبین تغییر در شیمی سطح غشا است که با آنالیز ATR ، AFM (سطح صاف تر) وزاویه تماس آب (آب دوستی بالاتر = ? 42.6) مطابقت داشت. به منظور ارزیابی قابلیت فوتوکاتالیستی غشاهایاصلاح شده، محلول رنگ متیل رد (50 ppm) ، تحت تابش نور مرئی و همچنین درشرایط تاریکی از غشاها عبور داده شد. غشای SM-2 اصلاح شده با اشعه ماوراء بنفش کارایی بسیار بالاتر در حذفرنگ را تحت تابش نور مرئی (99.01?) در مقابل شرایط تاریک (90.55?) نسبت به سایرغشاها از خود نشان داد. در نتیجه، غشای SM-2 با PWF بالا، خواصضد گرفتگی عالی و قابلیت فوتوکاتالیستی بالا به عنوان غشای مطلوب انتخاب شد. بر ایناساس، تکرارپذیری غشای SM-2 توسط شش چرخه پیوستهفیلتراسیون محلول MR مورد ارزیابی قرارگرفت. روند پایدار شار نفوذ و حذف رنگ در طول شش چرخه فیلتراسیون برای غشاء SM-2 نشان دهنده عملکرد بالای این غشا در مقایسهبا غشاء اصلاح نشده است.در نهایت، مدلسازیو بهینهسازی فرآیند فیلتراسیون با استفاده از دو متغیر کمی مستقل (غلظت COD خوراک (C, mg/l) و فشار کاری (P, bar)) و یک متغیر کیفی (اثر تابش نور مرئی) از طریق طراحی مرکب مرکزی(CCD) و مدلهای RSM برای مخمر نانواییتصفیه شده بیولوژیکی انجام شد. برای ارزیابی عملکرد فیلتراسیون، چهار پاسخ فرآیندشامل flux (Kg/m2.h)، FRR (%)، راندمان حذف رنگ (%) و راندمان حذف COD (%)محاسبه و ارزیابی شد. شرایط بهینه برای غشای انتخاب شدهارائه شد. نتایج به وضوح اثر مثبت تابش نور را بر عملکرد غشای فوتوکاتالیستی ازنظر پاسخهای ارزیابی شده نشان داد. علاوه بر این، غلظت COD خوراک اثر منفی بر بهبود عملکرد غشاء نشان داد. افزایش فشار کاریتاثیر مطلوبی بر شار نفوذ غشا بهینه داشت. با این حال، راندمان پایین حذف رنگ وحذف COD در فشارهای عملیاتی بالا یافت شد. شرایط بهینه برای دستیابی بهبهترین عملکرد غشای فوتوکاتالیستی در غلظت COD خوراک 649.1 میلیگرم در لیتر و فشار کاری 4.44 بار تحت تابش نور مرئی پیشبینیشد. با توجه به نتایج، دادههای تجربی تطابق خوبی با موارد پیشبینیشده توسط طراحیمرکب مرکزی (CCD) با خطای کمتر از 10 درصد نشانداد.این نتایج نشاندهندهاصلاح موفقیت آمیز، عملکرد عالی و راندمان بالای غشای فتوکاتالیستی بهینه است.
-
بهبود عملکرد غشاهای مبادله کننده ی پروتون اصلاح شده با هگزا کلرو فسفازن و پلی اورتان و کاربرد آن در سلول سوختی میکروبی
وحید صفائی 1400-2 35 و 69 درصد است. خواص مشاهده شده نشان داد که غشاهای ساخته شده دارای خاصیتضدگرفتگی، نفوذپذیری کم اکسیژن، تولید توان بالا، و بازده کولمبی می باشد که نشانمیدهد غشاء 1wt. %Pu-HPCP/SPES پتانسیلقابل توجهی برای بهره وری MFCها را دارد.
-
تهیه و ساخت غشای تبادل پروتون کامپوزیت SPEES/PU با استفاده از مخلوط اکسید فلزی اصلاح شده با اسپاراژین به منظور تولید برق بالا در سلول سوختی میکروبی
علی شوکتی چگنی 1400با توجه به اینکه گرمایش جهانی به یک معضل جدی در سراسر جهان تبدیل شدهاست، حفظ منابع انرژی تجدید پذیر و پایدار حیاتی است. برای دستیابی به هدفوتوسعه یتکنولوژی های جدیدی مانند سل های سوختی میکروبی توجه بسیار زیادی را در سالیاناخیر به خود جلب کرده است. فناوری جدید بسیار کار امد بوده و شامل مزایایی از جملهتولید برق همزمان با تصفیه ی فاضلاب است. در کار اول این مطالعه، غشای جدید پلیاتر سولفون سولفونه شده/ پلی اورتان برای استفاده در سیتم های سوختی میکروبی MFC ساخته شد. تولید برق و هزینه ی ساخت دوپارامتر مهم در سیستم های سوختی میکروبی به شمار می آید. پلیمر پلی اورتان (PU) یک پلیمر مقرون به صرفه و رسانا است که می توانددر MFC ها استفاده شود. غشای ترکیبی SPES/PU در غلظت های مختلفی ازپلیمر PU (10،30و50 درصد وزنی) ساخته شد. با افزودنپلیمر PU تا 30درصد وزنی هدایت پروتون غشا به طورقابل توجهی افزایش میابد که منجر به افزایش برق تولیدی میشود.تصاویر SEMمقطعی بهدستآمده نشان داد که منافذ انگشت مانند ایجاد شده برایغشاهای هیبریدی SPES/PUگستردهتر از غشاهای SPESبرهنه است. تصاویرAFM نشان می دهد که غشاهایی باسطح صاف تر خاصیت ضد رسوب بیشتری دارند. خاصیت جذب اب غشای SPES با افزودن پلیمر PU به طور محسوسی کاهش پیدامیکند,که این به دلیل کاهش در مقدار گروه های سولفونه در محلول ریخته گری غشا میباشد. اندازهگیریهایزاویه تماس آب (WCA) نشاندهنده آبدوستی کمترغشاهای هیبریدی SPES/PU نسبت به غشای SPESبرهنه است. نفوذپذیریاکسیژن توسط DO متر اندازه گیری شد. غشای ترکیبی SPES/PU با 30 درصد وزنی از PU نشان دهنده نفودپذیری کمتر اکسیژن میباشد که منجر به افزایش بازدهکلومبیک میشود. علاوه بر این با توجه به نتایج گرفته شده غشای حاوی 30درصد وزنی ازPU با 70درصد وزنی از SPES بهترین عملکرد را از خود نشان داد.
-
تهیه کامپوزیتهای بنتونیت-فسفات سریم و بررسی عملکرد بازدارندگی خوردگی آنها
شبنم امیری 1400در این پایان نامه ، ما تعدادی کامپوزیت ضد خوردگی با استفاده از بنتونیت ، که یک خاک رس طبیعی با بافت نرم است و قادر به تبادل کاتیون ها است ، و همچنین سریم فسفات ، که دارای نقش بازدارندگی است ، سنتز می کنیم. ما از میکروسکوپ الکترونی روبشی ، طیف سنجی مادون قرمز تبدیل فوریه و طیف سنجی انتشار نوری پلاسما برای توصیف نمونه های ساخته شده و تجزیه و تحلیل آنها استفاده می کنیم. همچنین ، عملکرد ضد خوردگی نمونه ها با طیف سنجی امپدانس الکتروشیمیایی و آزمایش غبار نمک ثابت شده است و نتایج نشان می دهد که افزایش این کامپوزیت به پوشش اپوکسی ، مقاومت خوردگی پوشش را به میزان قابل توجهی افزایش داده است ، که بهتر از پوشش های اپوکسی است. در نتیجه ، رنگدانه های جدید ارزان قیمت با کاربردهای خاص در مقیاس آزمایشگاهی با استفاده از روشهای ساده و کارآمد سنتز شدند.
-
حذف رنگ با منشاء طبیعی از فاضلاب با استفاده از کربن فعال ساخته شده از پسماند کشاورزی
عادل وکیلی 1400 -
تحویل هدفمند داروی لتروزول با استفاده از چارچوب آلی-فلزی در درمان سرطان پستان
مهرناز قادرپور 1400 -
حذف همزمان و با نرخ بالای کربن، نیتروژن و فسفر از فاضلاب در یک بیوراکتور غشایی jet loop air lift: بهینه سازی فرآیند بیولوژیکی و اصلاح غشا
سحر مرادی 1399در گام اول از این مطالعه، حذف کربن، نیتروژن، فسفر (CNP) با نرخ بالا به صورت هم زمان از فاضلاب تولیدی نوشابه در بیوراکتور غشایی jet loop-air lift مدل سازی و بهینه سازی شده است. برایاین منظور، اثر چهار متغییر مستقل شامل: زمان ماند هیدرولیکی (HRT)(8-16 h)، نسبت حجم ناحیه بی هوازی به حجم کاری کل(0.04-0.12 ) ، سرعت هوا دهی (AFR) (3.5-5.5 l/min) و غلظت نیتروژن ورودی (150-300 mg/l) روی عملکرد فرایند بیولوژیکی بررسی شد. راندمانهای حذف اکسیژن مورد نیاز شیمیایی(COD)، نیتروژن کل(TN)، و فسفر کل (TP)، به ترتیب 97، 63، 81 درصد در شرایط بهینه (HRT: 14h, VAn/VT: 0.06, AFR: 5.5 l/min, influent nitrogen: 225 mg/l)به دست آمد.به عنوان نتیجه، در این مرحله می توان اشاره کرد که HRT و AFR اثر مثبت مستقیم روی حذف بیولوزیکی CNP دارند .در حالیکه VAn/VT اثر منفی مستقیم داشت.هیچ اثر مستقیمی از غلظت نیتروژن ورودی روی COD و TP نیافت نشد اما اثر منفی مستقیم روی راندمان حذف TN نشان داد. در گام دوم، برای استفاده مجدد آب با کیفیت بالا از فاضلاب تولیدی نوشابه، بیوراکتور غشاییjet loop-air lift با سیستم انتها بسته غشایی ترکیب شد. برای این منظور، تصفیه تکمیلی خروجی راکتور در شرایط بهینه با استفاده از غشای بهینه اولترافیلتراسیون اصلاح شده شده به وسیله بوهمیت-تانیک اسید-گرافن کوانتوم دات ( BM-TA-GQD) به عنوان یک نانو ذره آب دوست انجام شد. غشاهای ماتریس مخلوط (MMM) اصلاح شده سبب بهبود در آبدوستی ( کاهش زاویه تماس از 44.58 به 71.35) و خواص ضد گرفتگی (مقاومت برگشت پذیر(Rr) (از 8.8 به 41.78 درصد) و نسبت بازگشت فلاکس (FRR ) (از 44.58 به 71.35 درصد) ) در مقایسه با غشاء اصلاح نشده ، شدند. به عنوان نتیجه نهایی، ترکیبی از بیوراکتور jet loop-air lift و غشاء انتخاب شده (0.5% wt. of BM-TA-GQD) می تواند به عنوان یک روش موثر و کم هزینه برای استفاده مجدد آب با کیفیت بالا در نظر گرفته شود.
-
مدیریت آب و پساب پالایشگاه نفت کرمانشاه در راستای دستیابی به هدف توسعه پایدار از طریق بازچرخانی پساب های تصفیه شده
صفورا نظری 1399In recent years, water scarcity has posed significant challenges to oil refineries. The escalating water demands of developing oil refineries in pace with the progressively stringent environmental, economic, and technical regulatory and suitability constraints necessitate seeking sustainable water and wastewater management strategies that encourage minimizing fresh water consumption through treated wastewater reuse. Thus, the main scope of the present study is to investigate a general procedure using innovative post treatment technologies in order to attain an almost zero discharge water management in real life - Kermanshah's oil refinery case study. The results obtained are proofs enough that the selected post treatment scenario can effectively minimize the overall fresh water demand. the selected post treatment scenario involving hybrid membrane technology (UF + RO) could result in overall fresh water savings of approximately 70% and 50%, respectively in summer and winter times of the year, proving the benefit of water management optimization
-
کنترل خوردگی ایمپلنت های منیزیمی (آلیاژAZ31 ) با استفاده از پوشش های نانوفیبری الکتروریسی شده
صبا دبیریان 1399در نهایت دریافتیم که پوشش پلیمری هیدروفوب PCL-Cur بهترین عملکرد را در طول دوره مطالعه در محیط شبیه سازی شده بدن (SBF) داشته است.
-
بهبود غشاهای پلیمری با استفاده از پر کننده های نانو حفره ای به منظور تصفیه پساب های روغنی.
محیا ثمری 1398 -
ساخت و شناسایی غشاهای نانوفیلتراسیون نانوکامپوزیتی با قابلیت ضدگرفتگی بالا به منظور حذف آلاینده های رنگی از آب و پساب
هانیه زنگنه 1398در این پژوهش نانوذرات دی اکسید تیتانیوم عاملدار شده با آمینو اسید های هیستیدین و سرین سنتز شد و با آزمونهای FE-SEM[1] و FT-IR[2] ارزیابی گردید. سپس نانوذات سنتز شده در ساختار غشاهای نانوفیلتراسیون پلی اتر سولفونی با درصدهای وزنی مختلف (0.1، 0.5 و 1 %) آمیخته شد. غشاهای ساخته شده با آزمون های با زاویه تماسی استانیکی، SEM، AFM و درصد تخلخل مود بررسی قرار گرفت. نتایج زاویه تماس غشا نشان می دهد میزان آبدوستی سطح غشا با افزودن نانوذرات افزایش یافته است وکمترین میزان زاویه تماس مربوط به غشا پلی اتر سولفون آمیخته شده با نانوذرات دی اکسید تیتانیوم عاملدار شده با هیستدین می باشد. تصاویر SEM و درصد تخلخل محاسبه شده نشان می دهد که با افزودن نانوذرات تخلخل غشا افزایش یافته، ضخامت لایه بالایی غشا کاهش یافته در حالی که حفرههای انگشتی در لایه زیرین پخن تر شده اند. نتایج AFM نشان می دهد با افزودن هر دو نانوذره دی اکسید تیتانیوم عاملدار شده با آمینو اسید های هیستیدین و سرین سطح غشا یکنواخت تر و صاف تر شده است و پارمترهای زبری سطح کاهش یافته است. به منظور تعیین غلظت بهینه نانوذره، شار آب عبوری غشا، خاصیت ضد گرفتگی و میزان پس دهی رنگ Direct red 16 در سیستم انتها بسته مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد غشا با 0.5 درصد وزنی از هر دو نانوذره بهترین عملکرد را دارد و نانوذره دی اکسید تیتانیوم عاملدار شده با آمینو اسید هیستیدین عملکرد بهتری نسبت به نانوذره دی اکسید تیتانیوم عاملدار شده با آمینو اسید سرین دارد. میزان شار عبوری، نسبت بازیابی شار و پس دهی رنگ Direct red 16 در غشا بهینه به ترتیب است. عملکرد غشا بهینه هردو نانوذره دی اکسید تیتانیوم عاملدار شده با آمینو اسید های سرین و هیستیدین به منظور تصفیه پساب کاخانه تولید روغن خرما بررسی شد. همچنین اثر پارامترهای غلظت COD، فشا عملیاتی و سرعت جریان خوراک نیز بر عملکرد غشا مورد بررسی قرار گرفت. شار عبوری از غشا M-0.5 برای هردو نانوذره دی اکسید تیتانیوم عاملدار شده با آمینو اسید های سرین و هیستیدین در شرایط بهینه عملیاتی (فشار 5 بار، غلظت COD = 1000 میلی گرم بر لیتر و سرعت جریان خوراک 150 لیتر بر ساعت) به ترتیب کیلوگرم بر مترمربع در ساعت به دست آمد در حالی که درصد حذف COD به ترتیب 100 % و 100 % می باشد. همچنین نسبت بازیابی شار برای هردو نانوذره دی اکسید تیتانیوم عاملدار شده با آمینو اسید های سرین و هیستیدین در شرایط بهینه عملیاتی به ترتیب 90 % و 99.1 % بدست آمد. با توجه به نتایج بدست آمده غشا پلی اترسولفون آمیخته شده با نانوذره دی اکسید تیتانیوم عاملدار شده با آمینو اسید هیستیدین با غلظت 0.5 درصد وزنی عملکرد بهتری نسبت به غشا پلی اتر سولفون خالص و سایر غشاهای اصلاح شده دارد.[2] Fourier transform infrared spectroscopy
-
افزایش فلاکس و کاهش گرفتگی غشای نانوفیلتراسیون پلی اترسولفون با استفاده از شیمی دی آزونیوم و نانو ساختارهای عامل دار
فریبا اولاد 1397چکیدههدف برجسته ی این پایاننامه، افزایش عبوردهی و کاهش گرفتگی غشاهای نانوفیلتراسیون پلی اترسولفون بااستفاده از شیمی دی آزونیوم است. درقسمت اول، پیوند براساس دی آزونیوم به منظورعامل دار کردن غشای پلی اتر سولفون از طریق پیوند کوولانسی الیگومرهای آنیلین مورداستفاده قرارگرفت. این فرایند شامل کاهش تدریجی نمک های الیگومر دی آزونیوم است کهنهایتاُ منجر به تشکیل یک لایه ابر آبدوست از الیگومرهای شاخه ای آنیلین روی سطحغشا میشود. غشای اصلاح شده ی الیگومری عملکرد فوق العاده ای را در فلاکس آب تراوشیافته(??.? کیلوگرم بر مترمربع در دقیقه)، نسبت فلاکس ریکاوری (???) و گرفتگی برگشتناپذیر(?.?) پس از گرفتگی با محلول پودر شیرخشک در غلظت (???? میلی گرم بر لیتر)پس از ?? دقیقه از خود نشان داد، که تمامی این نتایج مبین توانایی فوق العاده یغشای مذکور در ارائه ی رفتار ضد گرفتگی میباشد. غشای اصلاح شده الیگومریابرآبدوستی منحصربفردی را با نمایش زاویه تماس صفر ارائه داد، همچنین شایان به ذکراست که پارامترهای زبری در این غشای اصلاح شده به طورقابل توجه ای در مقایسه باغشای پایه کاهش یافت که نشان دهنده ی صافی و همواری سطح در غشای اصلاح شده می باشد. در قسمت دوم، ما اثر درمانرادیکالی و درمان کوپلینگ را بر روی عملکرد و ساختار سطح غشای پایه، با استفاده از?،?، دای آمینو دای فنیل سولفون به عنوان پیش ماده ی آغازکننده ی پیوند بر پایه یدی آزونیوم مورد بررسی قرار دادیم. گروه های عاملی متفاوتی روی سطح غشاهای اصلاحشده ی رادیکالی وکوپلینگ از طریق متودولوژی دی آزونیوم قرار گرفتند. هر دو درمانبهبود عملکرد غشا را در ترم قابلیت نفوذپذیری و ضدگرفتگی از خود نشان دادند امانتایج حاصل از درمان کوپلینگ موفقیت آمیزتر از نتایج به دست آمده با درمانرادیکالی بود. درمان کوپلینگ باعث شد که جریان تراوش یافته از غشای اصلاح شده ی کوپلینگ?.?? برابر بیشتر از غشای پلی اترسولفون پایه شود. ارزیابی فعل و انفعالات سطح غشابا پروتئین شیر خشک برای توصیف خاصیت ضدگرفتگی در سیستم فیلتراسیون انتها بستهانجام شد که غشای اصلاح شده ی کوپلینگ بهره وری بالایی را در قابلیت ضدگرفتگی دربرابر پروتئین از خود نشان داد (نسبت فلاکسریکاوری= ???.??، گرفتگی برگشت پذیر= ???.??، گرفتگی برگشتناپذیر=??.??). ارزیابی پایداری غشایاصلاح شده ی کوپلینگ برای مدت زمان طولانی (?? ساعت ) در سیستم فیلتراسیون جریانعرضی با استفاده از پساب جلبکی به عنوان مدل فولانت انجام شد. در تمام مدت زمانآزمایش فلاکس تقریبا ثابتی مشاهده شد (کاهش فلاکس = ??.??) که این نتایج نشاندهنده ی قابلیت ضدگرفتگی شگفت انگیز غشای اصلاح شده ی کوپلینگ بود. درقسمت سوم، ابتدا بااستفادهاز روش کارآمد کوپلینگ و ?،?، دای آمینو دای فنیل سولفون به عنوان پیش ماده یآغازکننده، پلیمر پلی اترسولفون اصلاح شده کوپلینگ سنتز شد سپس غشاهای ترکیبی( پلیاترسولفون اصلاح شده/ پلی اترسولفون) در ? درصد وزنی متفاوت با استفاده ازروش جدایی فاز تهیه شدند. نتایج عملکرد غشا نشان داد که جاسازی پلی اترسولفوناصلاح شده میتواند جریان آب عبوری از غشا را به طور فوق العاده ای افزایش دهد به طوری که غشای M4 جریان آب عبوری (???.?? کیلوگرم بر مترمربع در ساعت) را ارائهداد که بسیار بالاتر از جریان آب عبوری از غشای پلی اترسولفون پایه (??.? کیلوگرمبر مترمربع در ساعت) بود. نتایج حاصل از زاویه تماس هم بهبود آبدوستی سطح غشا رادرحضور پلی اترسولفون اصلاح شده تایید کرد که منجر به نمایش رفتار ضدگرفتگی ممتازیدر تمام غشاهای ساخته شده با پلی اترسولفون اصلاح شده در تمام درصدهای وزنی درمقایسه با غشای پایه گردید.درقسمت چهارم در ابتدا بااستفاده از روش کاهش شیمیایی نمکهای آریل دی آزونیوم و استفاده از آنیلین اکسایشیافته قهوه ای رنگ به عنوان پیش ماده ی آغازکننده، پلیمر پلی اترسولفون اصلاح شدهبا آنیلین سنتز شد و سپس به منظور دستیابی به مقدار بهینه پلیمر اصلاح شده باآنیلین غشاهای ترکیبی( پلی اترسولفون اصلاح شده با آنیلین/ پلی اترسولفون)در ? درصد وزنی متفاوت با استفاده از روش جدایی فاز ساخته شدند. آزمایشات عملکردغشا آشکار کرد که جاسازی پلی اترسولفون اصلاح شده با آنیلین میتواند به طور موثریجریان آب عبوری از غشا را افزایش دهد به طوری که غشای M1
-
تهیه ی فاز مایع یونی ساپورت شده (SILP) روی چارچوب فلز-آلی MOF ) UIO0660NH2)برای سنتز آلی کاتالیز شده بازی
سعید عسکری 1397هدفاصلی این پژوهش سنتز کاتالیزور هتروژن بر روی بستر چارچوب های آلی –فلزی UiO-66-NH2 بر مبنای فلز زیرکونیوم است. این بسترتوسط مایع یونی اصلاح ساختاری شد و سپس اوره به مایع یونی اضافه شد و فاز مایعیونی ساپورت شده سنتز شد. آنیون برم با تترا فلوئورو بورات تعویض شد و کاتالیستهتروژن UiO-66-NH2-ILBF4- بدست آمد. کاربرداین کاتالیست در واکنش سنتز اکسیم ها مورد بررسی قرار گرفت وفعالیت کاتالیستی قابل توجه را ازخود نشان داد. بعلاوه سیستم کاتالیستی ساپورت شده می تواند بازیابی شده به آسانیبوسیله ی فیلتراسیون و دوباره مورد استفاده قرار گیرد پنج مرتبه بدون کاهش قابلتوچه در فعالیت.نمونه ها توسط آنالیز های پراش پرتو ایکس (PXRD)، اسپکتروسکوپیمادون قرمزIR) (FT-، میکروسکوپالکترونی روبشی نشر میدانی ((FE-SEM، آنالیز عنصری EDS، آنالیز عنصری مپینگ(Maping) ، آنالیز عنصری کربن هیدروژن نیتروژن((CHN، گرماسنجی وزنی (TGA)، اسپکتروسکوپی فوتو الکترون پرتو ایکس (XPS).
-
حذف رنگ طبیعی از فاضلاب در یک فرآیند یکپارچه انعقاد الکتریکی با رژیم جریان پیوسته
ساسان عباسی ذلانی 1397رنگ طبیعی در آب یکی از علل اصلی مشکلات زیست محیطی آب است و کمبود آب شیرین را در جامعه امروز افزایش می دهد. توسعه فناوری های موثر و پایدار در درمان فاضلاب بسیار مهم است. انعقاد الکتریکی یک تکنولوژی جدید و امیدوار کننده است، زیرا دارای عملکرد ساده و راندمان بالا در مقایسه با فرآیندهای سنتی است، دارای مزایایی مانند سادگی در طراحی و کاهش هزینه های عملیاتی، زمان کوتاه درمان و تولید لجن کم است. با استفاده از این تکنولوژی، کاتیون فلزی بر روی الکترودها بوسیله اکسیداسیون تولید می شود وهیدروکسیدهای مختلف را در آب بسته به pH آب تشکیل می دهد. علاوه بر واکنش اصلی، چندین واکنش جانبی، مانند تشکیل حباب های هیدروژنی در آند و تشکیل گاز اکسیژن و کاهش فلزات در کاتد، نیز در سلول های انعقادالکتریکی رخ می دهد. تحقیقات در مقیاس آزمایشگاهی با یک راکتورجدید انعقاد الکتریکی با رژیم جریان مداوم با استفاده از الکترودهای آهن (آند و کاتد) در برنامه های کاربردی تصفیه فاضلاب با رنگ طبیعی واقع شده است. در این مطالعه، فاضلاب رنگ طبیعی مانند رنگ جلبک و پسماند شیرین بیان که شامل غلظت های بالای رنگ و مواد طبیعی بوده است, مورد بررسی قرار گرفت. تاثیر پارامترهای اصلی مانند زمان واکنش، شدت جریان الکتریکی، اثر pH، غلظت الکترولیت (NaCl)، غلظت هیدروژن پراکسید و شدت مخلوط بر راندمان حذف رنگ و نیاز اکسیژن شیمیایی (COD) مورد بررسی قرار گرفت. بر طبق نتایج، مشاهده شده است که زمان واکنش وشدت جریان الکتریکی تا حد زیادی بر راندمان حذف رنگ و COD در فرآیند انعقاد الکتریکی تاثیر می گذارند. با این حال، غلظت NaCl و غلظت H2O2 در راندمان حذف در فرآیند الکتروکواگولاسیون تاثیر کمتر دارند. همچنین در این کار دو فرم مختلف از الکترودهای آهن (ورق و میله) مورد بررسی قرار گرفت. بر اساس نتایج، الکترودهای میله آهن دارای اثربخشی بیشتر در راندمان حذف داشتند. مصرف انرژی الکتریکی، هزینه های عملیاتی و حجم لجن تولید شده در طول فرایند اندازه گیری شد. در این تحقیق، تمام آزمایشات با استفاده از روش سطح پاسخ ((RSM طراحی و اجرا شد. به عنوان یک نتیجه گیری، فرآیند الکتروکواگولاسیون پیوسته با استفاده از الکترودهای میله ای، نشان داد که یک روش امیدوار کننده برای درمان مداوم و مقرون به صرفه آب از فاضلاب است.
-
سنتز و شناسایی نانوکاتالیست جدید آهن – کبالت و کاربرد های آن در واکنش فیشر– تراپش: تاثیر روش تهیه
مهسا احسانی نیا 1397 -
اّصلاح سّطحی غّشاهای نّانو فّیلتراسیون وّ اّلترافیلتراسیون بّا اّستفاده اّز پّلی اّلکترولیتهّای کّاتیونی وّ آّنیونی وّ عّملکرد آّنها دّرّرنگزّدایی اّز فّاضلابّ
ارغوان ویسی زاده 1397افزایش جمعیت و گسترش صنایع باعث شده مشکل آلودگی منابع آب مورد توجه قرار گیرد. وجود فاضلاب های شهری و صنعتی یکی از عوامل آلودگی محیط زیست می باشد بنابر این لازم است که این پسآب ها تصفیه و به طبیعت برگردانده شود. یکی از محدودیت های استفاده مجدد از پسابها وجود رنگ در فاضلاب است. بسیاری از رنگهای طبیعی و صنعتی، سمی و سرطانزا هستند. فرآیندهای غشاییبرای تصفیه فاضلابها به خصوص حذف رنگ کارایی بسیاری دارد. در قسمت اول این مطالعه، غشاهای UF و NF با درصد PVPهای مختلف به منظور یافتن غشا با بالاترین شار عبوری و FRR ساخته شده اند. از بین این غشاها، غشای UF حاوی 1 و 2 درصد PVP و غشای NF حاوی 2 درصد PVP به عنوان غشای بهینه اولیه انتخاب شده و غشاهای مذکور توسط روش مونتاژ لایه به لایه به وسیله پلیمرهای poly (4-styrenesulfonic acid-co-maleic acid) sodium salt برای بار منفی و poly (allylamine hydrochloride) برای بار مثبت اصلاح شده اند. با توجه به قرارگیری هر کدام از این پلیمرها در لایه آخر نشانده شده بر روی سطح، بار غشا تعیین می شود. برای بررسی اثر جاذبه و دافعه الکتروستاتیک و تاثیر آن بر روی حذف رنگ، از دو رنگ دایرکت رد و متلین بلو استفاده شده است. این رنگها از غشاهای با سطح باردار همنام و غیرهمنام عبور داده و میزان حذف رنگ بررسی شده است. با توجه به مقادیر شار عبوری، FRR و حذف رنگ غشاهای اصلاح شده، غشای UF یک درصد به عنوان بهینه نهایی انتخاب شده. این غشا توسط میکروسکوپ نیروی اتمی (AFM)، زاویه تماس آب (WCA)، میکروسکوپ الکترونی اسکن (SEM) و تست شار در زمان طولانی توسط سیستم cross-flow داده شد.
-
ساخت و بررسی غشاهای نانوفیلتراسیون زمینه مخلوط با نانو پرکننده های پایه کربنی و سورفاکتانت های یونی و غیر یونی
نگین شعبانی 1397هدف از این پایان نامه تهیه غشاهای نانوفیلتراسیون با شار خالص آب و خواص ضد گرفتگی و استفاده از آنها برای حذف رنگ از فاضلاب صنعتی است. برای دست یابی به این هدف، غشاهای نانوکامپوزیت پلی اترسولفون با سه نوع نانوفیلرهای کربنی؛ گرافن اکسید، نقاط کربنی و نانولوله های کربنی چند دیواره اصلاح شده و همچنین از سورفاکتانت های یونی و غیریونی برای بررسی تاثیر آنها بر جلوگیری از تجمع نانوذرات استفاده شد. تمام غشاها با استفاده از روش وارونگی فاز آماده شدند. اثرات نانوذرات و سورفکتانت های یونی سدیم آمونیوم برمید (CTAB)، سدیم دودسیل سولفات (SDS) و سورفاکتانت غیریونی Triton x-100 بر روی مورفولوژی و عملکرد غشاهای تهیه شده از لحاظ شار خالص آب، خواص ضد گرفتگی و حذف رنگ مورد بررسی قرار گرفت. تمام غشاهای اصلاح شده با درصد ثابت نانوفیلرهای کربنی (0.5درصد وزنی) تهیه شدند. وجود گروه های عاملی آبدوست بر روی سطح نانوفیلرهای کربن با استفاده از طیف FT-IR ثابت شد. پراش اشعه ایکس (XRD) برای نشان دادن ساختار کریستالی نقاط کربنی و میکروسکوپ الکترونی انتقال (TEM) برای بررسی اندازه نانوذرات استفاده شده است. تصاویر میکروسکوپ نیروی اتمی (AFM) برای مطالعه سطح غشا تهیه شده و زاویه تماس آب (WCA) برای بررسی هیدروفیل بودن سطح غشاهای آماده شده اندازه گیری شد. همچنین تصاویر میکروسکوپ الکترونی روبشی (SEM) برای مطالعه مورفولوژی غشاها و اثر نانوفیلرها و سورفکتانت ها بر روی مورفولوژی غشا آماده شدند. تمام غشاءها در شرایط نانوفیلتراسیون برای بررسی حذف رنگ Direct-Red16 به عنوان یک رنگ آزو مورد بررسی قرار گرفتند و تمامی غشاهای اصلاح شده حذف رنگ بیش از 90 درصد را نشان دادند. همچنین غشاء بهینه (M4) از بین غشاهای اصلاح شده با اکسید گرافن انتخاب شد و به منظور حذف رنگ از فاضلاب جلبکی تصفیه خانه اسلام آباد مورد بررسی قرار گرفت. این غشا توانایی حذف رنگ نزدیک به 100? را نشان داد. نهایتا تمام غشاهای اصلاح شده با نانوفیلرهای کربنی و سورفکتانت های یونی عملکرد آبدوستی، حذف رنگ و خواص ضد گرفتگی بالاتری را نسبت به غشای پایه نشان دادند.
-
ساخت و بررسی غشای پلی اتر سولفون اصلاح شده با نانوذرات شیف-باز آلوموکسان برای حذف فلزات سنگین
احسان فرشادفر 1396In this study we tried to synthesize a membrane with high capability in removing heavy metals. In this paper the method of synthesis of polymeric membranes based on polyethersulfone (PES) and modified by addition of schiff base alumoxane as a nano particale was presented and its potential application for removing copper ions from liquid phase were examined. The influences of schiff base alumoxane nanoparticles as innovative nanofiller on fabrication of polyethersulfone (PES) blended membranes were investigated in terms of hydrophilicity, permeation performance, membrane morphology and antifouling property. Alumoxane is containing extra hydroxyl groups on its surface. The hydrophilicity and pure water flux of the membranes were improved by incorporating of schiff base alumoxane nanoparticles. Scanning electron microscopic (SEM) images showed that the schiff base alumoxane embedded membranes possessed a typical asymmetric structure similar with the bare PES membrane. It means that, embedding of ions-Schiff base alumoxane did not change the finger-like structure of the membranes. After all the effect of polyethersulfone (PES) blended membranes and modified membranes by addition of schiff base alumoxane for removing heavy ion metals were tested and results shows that the membranes by addition of schiff base alumoxane is more efficient than the polyethersulfone (PES) blended membranes.
-
سنتز و شناسایی نقاط کربنی به روش گرماآبی به منظور تشخیص و اندازه گیری یونهای آهن (II) وآهن (III) توسط روشهای فلوریمتری و اسپکتروفتومتری و بررسی برهمکنش میان نقاط کربنی وسورفاکتانت ها با استفاده از روش های کمومتریکس.
زهرا شکربیگی 1396در این پژوهش ابتدا یک روش تهیه سبز و ساده نقاط کربنی از طریق روش گرماآبی از عدس به عنوان یک% 55/ منبع طبیعی و بدون نیاز به عوامل غیر فعال کننده سطح و اکسید کننده ارائه شد. بازده تهیه نقاط کربنی 5)وزنی/وزنی( بود. تشکیل نقاط کربنی با میانگین اندازهی 51 نانومتراز طریق میکروسکوپ الکترونی عبوری( TEM ( تایید شد. بیشکل بودن ذرات تهیه شده توسط طیف پراش اشعه ایکس (XRD) تایید گردید. دستگاهطیف سنج FTIR حضور گروههای کربونیل، هیدروکسیل، کربوکسیلیک اسید و پیوند دوگانهی کربنی را رویسطح نقاط کربنی نشان داد. طیفهای جذبی نقاط کربنی با بیشترین مقدار جذب در 137 نانومتر ثبت گردید وطیفهای نشری با بیشترین مقدار نشر در 555 نانومتر و در طول موج برانگیختگی 753 نانومتر بدست آمد.پایداری نشر فلورسانس برای این نانو ذرات حدود 53 روز گزارش شده است.در کار دوم، یک روش ساده و مقرون بهصرفه برای اندازهگیری اسپکتروفتومتری آهن (II) بر اساساندازهگیری جذب آهن (II) در حضور نقاط کربنی پیشنهاد شد. قانون بیر برای غلظتهای مختلف آهن (II) در1/33 مولار از آهن - - - ×53 9 1/33× طول موج 755 نانومتر و در محدودهی غلظتی شامل 53 7 (II) در حضور نقاطکربنی پیروی میشود. این روش برای اندازهگیری آهن (II) در نمونههای آب شهری و آب معدنی شرکتکیمیا مورد استفاده قرار گرفت. انحراف استاندارد نسبی (RSD) و خطای نسبی ) RE ( برای اندازهگیری آهن درنمونههای حقیقی کمتر از 53 % بدست آمدند.در کار سوم به منظور اندازهگیری آهن (III) در حضور نقاط کربنی از روش فلوریمتری استفاده شد.- - - 1/33×53 3 1/33× اندازهگیری نشر نقاط کربنی در طول موج 555 نانومتر و در محدودهی غلظتی شامل 53 5مولار از آهن) III ( خطی بدست آمد. این روش برای اندازهگیری آهن) III ( در نمونههای آب شهر و آب معدنیشرکت کیمیا مورد استفاده قرار گرفت. RSD و RE % برای اندازهگیری آهن در نمونههای حقیقی کمتر از 53بدست آمدند.در کار چهارم بر همکنش نقاط کربنی و انواع سورفاکتانتها مورد بررسی قرار گرفت. با استفاده از روشآنالیز اجزاء اصلی و معادلات تئوری تشکیل کمپلکس، غلظت بحرانی تشکیل مایسل، ثابت تشکیل کمپلکسسورفاکتانت و نقاط کربنی و ثابت تشکیل کمپلکس مایسل و نقاط کربنی برای سورفاکتانتهای SDS وCTAB بدست آمد
-
به کارگیری نانوذرات اکسید مس (II) قرار گرفته بر روی چارچوب های فلز-آلی UiO-66-NH2 عامل دار شده با ملامین برای واکنش جفت شدن C-N و سنتز مشتقات بنزایمیدازول
سوسن نجاری 1396 -
سنتز، شناسایی و کاربرد نانوکاتالیست ZnO@SiO2-TTIP در سنتز دی هیدروپیریمیدون و مشتقات بنزیمیدازول، بنزوتیازول، بنزوکسازول.
زهراء کرمی 1396در این پایان نامه ما نانوکاتالیست ZnO@SiO2-TTIP را طراحی کرده و فعالیت آن را در سنتز مشتقات 2-استخلاف شده ی بنزیمیدازول،بنزوتیازول و بنزوکسازول و همچنین سنتز دی هیدروپیریمیدون بررسی کرده و نتایج قابل بسیار خوبی را در مقایسه با کارهای گذشته بدست آوردیم
-
حذف کربن و نیتروژن از فاضلاب در یک بیوراکتور جدید یکپارچه Jet loop-Air lift غشایی
فواد غلامی 1396توسعه مناطق مختلفی از شرایط اکسایش و کاهش، روش موثر برای بهبود بیوراکتورهای منفرد به منظور حذف همزمان مواد مغذی است. بیوراکتورهای jet loop-airlift به عنوان یک سیستم ابتکاری که می تواند محیط هایی با پتانسیل های مختلف اکسایش و کاهش را فراهم کند، مورد توجه قرار گرفته شده است. در پایان نامه حاضر، عملکرد یک بیوراکتور jet loop-airlift برای حذف همزمان مواد مغذی از فاضلاب تولید نوشابه مورد بررسی قرار گرفت. دو منطقه مختلف، انوکسیک و هوازی، در فرایند هوادهی مستمر با موفقیت تامین گردید. نتایج نشان داد که فاضلاب تولید نوشابه با OD5/COD نسبتا بالا موجب بهبود کارایی حذف COD و نیتروژن می شود. همچنین، تحلیل سنتیکی فرآیند تصفیه فاضلاب نوشابه در بیوراکتور jet loop-air lift با استفاده از نتایج بدست آمده آزمایشگاهی انجام شد. آب بهداشتی از فاضلاب نوشابه بوسیله ترکیبی از یک بیوراکتور jet lop-airlift و ستاپ غشایی (ستاپ با جریان عرضی و سیستم ته بسته) تولید شد. غشاهای میکروفیلتراسیون، اولترافیلتراسیون و نانوفیلتراسیون توسط روش زمینه مخلوط (MMM) در اصلاح شد. به طور کلی، روش غشای زمینه مخلوط قابلیت بالایی در بهبود عملکرد غشا از لحاظ خاصیت ضد گرفتگی و شارعبوری نشان داد. به عنوان نتیجه گیری پایانی، ترکیب بیوراکتور jet loop-airlift با فرآیند ته نشینی داخلی بهمراه غشاهای با خاصیت ضد گرفتگی بالا، به عنوان یک بیوراکتور غشایی، روشی مطمئن برای تولید پیوسته و مقرون به صرفه آب بهداشتی از فاضلاب است.
-
تصفیه فتوکاتالیزوری آلاینده های رنگی با بکارگیری نانو ذرات BiOCl/ZnO
روشنک حلوایی فرد 1395فرآیندهای اکسیداسیون پیشرفته (AOPs) به دلیل کارایی بسیار بالا و همچنین عدم ایجاد آلودگیهای ثانویه در تصفیه پساب های صنعتی بسیار مورد توجه قرارگرفته و برای حذف انواع مختلفی از آلایندهها از قبیل مواد آلی، رنگ دانههای نساجی، فلزات سنگین و غیره، مورداستفاده قرار میگیرند. در این تحقیق کارایی فرآیند اکسیداسیون پیشرفته فتوکاتالیستی در حذف رنگ متیلن بلو از یک پساب سنتزی، با استفاده از فتوکاتالیست ساخته شده BiOCl-ZnO بهصورت اصلاحشده با سورفکتانت CTAB و PEG20000، در یک فتوراکتور مورد بررسی قرار گرفته است. سعی بر آن بوده تا با مقایسه اثر دو نوع سورفکتانت باحالت خالص فتوکاتالیست (در زمان ساخت فتوکاتالیست)، مشخصات کاتالیست ساخته شده و میزان کارایی و فعالیت فتوکاتالیستی آن در حذف رنگ متیلن بلو مورد بررسی و ارزیابی قرار گیرد. غلظت محلول، pH و دوزکاتالیست مورد بررسی قرار گرفت. خواص مربوط به BiOCl-ZnO در حالت خالص و اصلاح شده توسط سورفکتانت از طریق آنالیزهای XRD، SEM، FTIR و DRS بررسی شد و در تمامی آزمایشها راندمان حذف رنگ با استفاده از روش اسپکتروفتومتری تعیین گردید. با مقایسه تصاویر بهدست آمده از SEM همگنتر شدن و افزایش سطح فتوکاتالیستی در هر دو نوع فتوکاتالیست سنتز شده به همراه سورفکتانت قابل مشاهده است. همچنین نتایج بهدست آمده از آنالیز DRS تاثیر مثبت سورفکتانت PEG در عملکرد فتوکاتالیست مذکور در ناحیه مرئی را اثبات میکند. علاوه بر آن، نتایج XRD نیز تتراگونال بودن BiOCl و هگزاگونال بودن ZnO را طبق مقادیر مرجع تایید میکند. طیف FTIR نیز حضور عناصر و پیوندهای مربوطه را نشان میدهد. شرایط بهینه آزمایشگاهی برای ماکزیمم حذف رنگ متیلن بلو در 1گرم BiOCl-ZnO اصلاح شده با PEG20000، PH=9.5 و غلظت محلول 20میلی گرم بر لیتر به دست آمد.
-
تثبیت لجن مازاد حاصل از فرآیند لجن فعال با استفاده از ترکیب میدان مغناطیسی و میکرو حباب¬های کربن دی اکسید
فرزانه فلاحی سرونوی 1395به منظور بهبود عملکرد تجزیه و سرعت بخشیدن به تثبیت لجن مازاد، تاثیر فناوری ترکیب میدان مغناطیسی و میکروحبابهای دیاکسیدکربن روی تثبیت لجن مازاد فاضلاب شهری، بررسی شد. چهار متغیر عددی (میدان مغناطیسی، تزریق دی اکسید کربن ، زمان ماند و pH اولیه) به منظور آنالیز، مدل سازی و بهینهسازی فرایند انتخاب شدند. مقادیر میدان مغناطیسی، تزریق دیاکسیدکربن، زمان ماند و pH اولیه به ترتیب 0-40 میلی تسلا،0-1 لیتر بر دقیقه، 20-180 دقیقه و3-11 در نظر گرفته شدند. نتایج با استفاده از روش سطحی پاسخ تحلیل شد. به منظور تحلیل فرایند، سه پارامتر وابسته به عنوان پاسخ فرایندی مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج به دست آمده نشان داد که عملکرد تجزیه لجن مازاد در حضور میدان مغناطیسی و میکروحبابهای دیاکسیدکربن به طور موثری بهبود یافت. با افزایش جریان گاز دیاکسیدکربن از 0 به 1 لیتر بر دقیقه و میدان مغناطیسی از 0 به 40 میلیتسلا، غلظت TKN ,COD و PO4-3 محلول، در مایع رویی لجن افزایش یافت. این مطالعه اثر pH اولیه را به عنوان یک فاکتور اصلی موثر بر عملکرد سیستم در تجزیه سلولی نشان میدهد. نتایج به دست آمده نشان میدهد که pH اسیدی و بازی باعث افزایش تخریب میشود. همچنین مشاهده شد که قابلیت ته نشینی لجن به طور قابل توجهی بهبود یافت و سرعت جذب اکسیژن نیز تا 30% کاهش یافت. درنتیجه پیش تصفیه با استفاده از ترکیب میدان مغناطیسی و میکروحبابهای دیاکسیدکربن یک روش موثر برای تجزیه و تثبیت لجن مازاد است.
-
تصفیه فوتوکاتالیزوری پساب های آمونیاکی با بکارگیری فتوکاتالیست Ag/Zno
پروانه شجاعی 1395فرآیندهای اکسیداسیون پیشرفته به دلیل کارایی بسیار بالا و همچنین عدم ایجاد آلودگیهای ثانویه بسیار مورد توجه قرار گرفته و برای حذف انواع مختلفی از آلایندهها از قبیل مواد آلی، رنگزاهای نساجی، فلزات سنگین و غیره، مورد استفاده قرار میگیرند. در این تحقیق تجزیه فتوکاتالیستی آمونیاک با استفاده از نانو ذرات ZnO داپ شده با ذرات نقره تحت تابش نور مرئی مورد بررسی قرار گرفته است. آزمایشها در یک راکتور batch ، در فاز مایع و تحت تابش نور مرئی انجام شد. از روش اسپکتروفتومتری برای اندازه گیری غلظت آمونیاک و محصولات استفاده شد. مقدار بارگذاری نقره، غلظت اولیه آلاینده، دوز کاتالیست، pH و توان لامپ از طریق 26 آزمایش مورد بررسی قرار گرفت. خواص مختلف مربوط به Ag/ZnO کلسینه شده و ZnO مرجع از طریق آنالیزهای FTIR ،SEM ، UV-visible و XRD بررسی شد. نتایج آنالیزات نشان داد که حضور نقره سبب بهبود فعالیت فتوکاتالیزوری میشود، همچنین پودر اکسید روی بر اثر فرآیند داپ کردن تغییر ساختاری بارزی نکرده و دارای پایداری حرارتی خوبی بوده است. در تمامی آزمایشات راندمان حذف آمونیاک که با استفاده از روش اسپکتروفتومتری تعیین شد، بهعنوان معیار کارایی سیستم، به کار گرفته شد. شرایط بهینه آزمایشگاهی برای ماکزیمم حذف آمونیاک در 5/1 گرم Ag/ZnO ، pH=11، غلظت محلول 170ppm و توان لامپ 250 وات به دست آمد.
-
استفاده ی مجدد از فاضلاب صنعتی عصاره ی ریشه ی شیرین بیان با فناوری نانو غشاء های پلیمری اصلاح شده با کیتوسان / نانولولههای کربنی
پوریا گنجی 1395چکیدههدف از این مطالعه، دستیابی به پساب رنگزدایی شده از پساب عصاره شیرین بیان (LREW) با کیفیت مطلوب جهت استفاده مجدد در فرآیند ها یا تخلیه استاندارد آن به محیط زیست می باشد. در بخش اول، غشا های پلی اتر سولفون (PES) بدون نانو ذره در سه ضخامت متفاوت و چهار غلظت متفاوت از پلیمر با استفاده از روش وارونگی فاز از طریق تکنیک ترسیب و غوطه وری تهیه شدند تا غشا با عملکرد بهینه در حذف رنگ از LREW تعیین گردد. در بخش دوم مطالعه، به منظور تولید غشا با خواص ضد گرفتگی بالا، غشاهای پلی اتر سولفون ترکیب شده با نانوکامپوزیت نانو لوله های کربنی/چیتوسان نیز از طریق روش وارونگی فاز در غلظت و ضخامت بهینه از پلیمر (22% و 150 µm) تهیه گردیدند. غشاهایی با چهار نسبت مختلف از نانو ذرات.........، 0، 0.1، 0.5 و 1% سنتز شدند. غشا های اصلاح شده از طریق میکروسکوپ نیروی اتمی (AFM)، زاویه ی تماس آب ((WCA، میکروسکوپ الکترونی روبشی ((SEM و تست تراوش مورد شناسایی قرار گرفتند. یک سیستم فیلتراسیون dead-end جهت بررسی نفوذ پذیری غشا به کار گرفته شد. سپس عملکرد غشا های ترکیبی اصلاح شده در حذف COD و رنگ آزمایش و مورد بحث و بررسی قرار گرفت و همچنین رفتار ضد گرفتگی غشا برای سه پساب متفاوت در دراز مدت ارزیابی گردید.
-
رنگ زدایی و حذف COD از فاضلاب تولید عصاره ی ریشه ی گیاه شیرین بیان با استفاده از فرایند های اکسیداسیون پیشرفته (AOPs)
محمد عطائی 1395چکیدهپساب عصاره ی گیاه شیرین بیان (LEWW) حاوی آلاینده های آلی غیر قابل تجزیه ی بیولوژیکی است که امکان حذف آن به روشهای متعارف وجود ندارد. فرآیند های اکسیداسیون پیشرفته (AOPs) از جمله فناوری های تصفیه است که جهت حذف این ترکیبات قابل استفاده می باشد. در این مطالعه، کاربرد فوتوکاتالیست و فرآیند فنتون oxidation) (Fentons برای حذف اکسیژن مورد نیاز شیمیایی (COD) و رنگ از LEWW مورد بررسی قرار گرفته است. در قسمت اول (فرآیند اکسیداسیون فوتوکاتالیستی)، یک راکتور فوتوکاتالیستی با TiO2 در بستر ثابت برای تصفیه ی LEWW مورد استفاده قرار گرفت. تجزیه و تحلیل فرآیند با تغییر سه متغیر مستقل صورت گرفت که این سه فاکتور عبارتند از غلظت COD، مقدار فوتوکاتالیست و زمان واکنش. آزمایشات بر اساس روش ترکیب مرکزی (central composite design) طراحی شد و با روش سطح پاسخ (response surface methodology) مورد بررسی قرار گرفت. محدوده ی مورد مطالعه برای غلظت COD (700-300میلی گرم در لیتر)، مقدار فوتوکاتالیست (1-0.5 گرم در لیتر) و زمان واکنش (6.5- 0.5 ساعت) انتخاب شد. بازده ی حذف COD تقریبا برابر با 69 درصد و سرعت ویژه ی واکنش (SRR) در غلظت COD برابر با 700 میلی گرم در لیتر و غلظت فوتوکاتالیست 1 گرم در لیتر پس از 5/6 ساعت، تقریبا 350 (mg CODremoved/catalyst.h) به دست آمد. مشاهده گردید که حداکثر نسبت BOD5/COD برای COD ورودی برابر با 700 میلی گرم در لیتر و غلظت کاتالیست برابر با 1 گرم در لیتر، 0.3 می باشد. اثر غلظت اکسنده ها (هیدروژن پروکسید، پتاسیم پراکسو دی سولفات و پتاسیم برومات) بر روی عملکرد فرآیند در pH برابر با 4/6، غلظت COD ورودی 700 میلی گرم در لیتر و غلظت TiO2 معادل با 1 گرم در لیتر مورد بررسی قرار گرفت. افزایش اکسنده ها در مقایسه با آزمایشات انجام گرفته در عدم حضور اکساینده، بازدهی تجزیه را افزایش داد. افزایش اکسایشگر بیشتر از مقادیر 340 میلی گرم در لیتر H2O2، 5/4 گرم در لیتر K2S2O8 و 5/6 گرم در لیتر KBrO3 اثر بازدارندگی بر سیستم نشان داد. میزان بهینه ی اکسنده ها برای هیدروژن پروکسید، پتاسیم پر اکسو دی سولفات و پتاسیم برومات به ترتیب 340، 4500 و 5/6 میلی گرم در لیتر به دست آمد. در فرآیند فنتون، اثر نسبت های مولی مختلف از H2O2/Fe2+ (5/0، 1، 5/1، 2، 5/2 و 3) و مدت زمان واکنش (6-1 ساعت) بر روی عملکرد فرآیند در حذف رنگ و COD در محدوده ی شرایط آزمایشی به کار رفته در این مطالعه مورد ارزیابی قرار گرفت و نتیجه گیری شد که LEWW به آسانی توسط روش فنتون رنگ زدایی می شود اما حذف کامل محتوی COD به مقادیر بالاتری از واکنشگر ها و مدت زمان واکنش طولانی تری نیاز دارد. نتایج به دست آمده نشان داد که 72% از COD در pH برابر با 3، غلظت هیدروژن پروکسید برابر با 09/0، غلظت آهن (II) سولفات برابر با 036/0 مولار و مدت زمان واکنش برابر با 6 ساعت حذف می گردد.
