صفحه نمایش استاد - پرتال اصلی دانشگاه رازی

روح اله شریفی

روح اله شریفی

دانشیار / کشاورزی / مهندسی گیاه پزشکی

دروس ارائه شده نیمسال جاری

نام درس واحد زمان ارائه درس ترم
بیوشیمی عمومی 3 هرهفته، سه شنبه ، 14:00-16:00، هفته هاي زوج ، سه شنبه ، 08:30-10:30 نیم‌سال اول سال تحصیلی 1404-1405
بوم‌شناسی 3 هرهفته، يك شنبه ، 08:30-10:30، هفته هاي زوج ، يك شنبه ، 16:00-18:00 نیم‌سال اول سال تحصیلی 1404-1405
زیست فناوری گیاهی 2 هرهفته، يك شنبه ، 13:30-15:30 نیم‌سال اول سال تحصیلی 1404-1405

پایان‌نامه‌های کارشناسی‌ارشد

  1. ارزیابی مزرعه ای مقاومت برخی از ارقام چغندر قند به سفیدک پودری
    نگین ملکی 1404
    چغندرقند یکی از محصولات مهم زراعی صنعتی است که در جایگاه دومین منبع بزرگ تولید شکر در جهان قرار دارد. بیماری سفیدک پودری چغندرقند یکی از بیماری‌های مهم قارچی این محصول در سراسر دنیا است که در ایران نیز در در تمامی مناطق کشت چغندر قند وجود دارد. بهره‌گیری از ارقام مقاوم بهترین رویکرد مدیریتی برای مهار این بیماری محسوب می‌شود. از این رو، در این مطالعه، تعدادی از ارقام امیدبخش چغندرقند با هدف دست‌یابی به رقم مقاوم مورد ارزیابی قرار گرفتند. در این پژوهش، مواد گیاهی شامل 17 رقم به نام‌های اکباتان، پایا، آریا، شکوفا، مطهر،آرتا، دنا، سینا، آسیا، کیمیا، نیکا، تارا، هما، حسنا، پالما، مودکس و BTS 335 به همراه ژنوتیپ حساس 191، در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار در شرایط مزرعه مورد ارزیابی قرار گرفتند. هر کرت آزمایشی شامل چهار ردیف کشت به طول دو متر و فاصله 50 سانتی‌متر بود. دو ردیف وسط کرت به ژنوتیپ مورد ارزیابی، اختصاص داده شد و در ردیف‌های کناری در تمامی کرت‎های آزمایشی شاهد حساس 191 به منظور توزیع یکنواخت آلودگی کاشته شد. مزرعه آزمایشی هر دو روز یک بار مورد بازدید قرار گرفته و پس از ظهور اولین علائم آلودگی، میزان آلودگی هر هفته یک‌بار مورد ارزیابی قرار گرفت. ارزیابی مقاومت، بر اساس سه شاخص رخداد و شدت بیماری در آخرین یادداشت برداری، سطح زیر منحنی پیشرفت بیماری و تعداد کنیدیوم تولید شده در واحد سطح صورت گرفت. در این ارزیابی رقم مودکس با اختلاف معنی‌دار نسبت به تمامی ژنوتیپ‌های ارزیابی شده،   در هر سه روش ارزیابی به عنوان رقم مقاوم شناخته شد. بنابراین، این رقم در صورت برخورداری از صفات زراعی و عملکرد مطلوب می‌تواند برای کشت توصیه شود یا به عنوان منبع مقاومت در برنامه‌های به‌نژادی مورد استفاده قرار گیرد.   
  2. سنجش اثربخشی برخی ترکیبات مسی بر Xanthomonas translucens عامل بیماری لکه نواری باکتریایی گندم
    طاهره شوهانی پور 1404
  3. اثر برخی از ترکیبات فرار القا کننده مقاومت بر Xanthomonas translucens عامل بیماری لکه نواری باکتریایی گندم
    کوثر بدری 1404
  4. تاثیر پرایم زیستی گوجه فرنگی با تریکودرما بر مهار بیولوژیک گل جالیز مصری (Phelipanche aegyptiaca) و ویژگیهای آگرومورفولوژیک میزبان
    حدیث غلامی 1404
  5. شناسایی قارچ¬های بیمارگر درختان پسته در استان کرمانشاه
    امیر امیری وفا 1403
  6. تاثیر برخی گونه های قارچ تریکودرما روی Paecilomyces formosus عامل سرخشکیدگی درختان بلوط
    رضوان سوری 1403
    چکیده بیماری سرخشکیدگی درختان بلوط ناشی از Paecilomyces formosus در حال تبدیل‌شدن به یک تهدید جدی برای جنگل‌های غرب ایران، به‌ویژه استان کرمانشاه است. تاکنون هیچ‌گونه اقدام کنترلی علیه این بیمارگر صورت نگرفته است. استفاده از سموم شیمیایی در این اکوسیستم‌های حساس توصیه نمی‌شود، بنابراین یافتن روش‌‌های کنترل بیولوژیکی پایدار و سازگار با محیط‌زیست ضروری است. در این پژوهش اثر بیوکنترلی 9 گونه تریکودرما شامل Trichoderma arundinaceum، T. asperellum، T. avecolar،T. brevicompactum، T. crassum، T. koningii، T. koningiopsis، T. longibrachiatum و T. virens بر P. formosus در آزمایشگاه و گلخانه مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج نشان داد که گونه‌‌های T. brevicompactum و T. virens در آزمون کشت متقابل با 1/77 و 2/64 درصد بازدارندگی و در آزمون عصاره قارچی با 7/65 و1/57 درصد بازدارندگی از رشد قارچ بیمارگر، موثر‌تر از سایر تیمارها بودند و T. brevicompactum، T. koningiopsisو T. longibrachiatum با 60، 3/56 و5/54 درصد بازدارندگی در آزمون ترکیبات فرار، بیش‌ترین اثر را در کاهش رشد P. formosus داشتند. در بررسی آزمون بیماری‌زایی در شرایط آزمایشگاه و گلخانه، تمام گونه‌­های تریکودرما به طور معنی‌‌داری باعث کاهش طول شانکر ناشی از P. formosus شدند. گونه‌های T. brevicompactum و T. arundinaceum به ترتیب با 8/89 و 4/69 درصد در موثرترین قارچ‌­ها کاهش طول شانکر ناشی از P. formosus در تست آزمایشگاه بودند. در تست گلخانه گونه­‌های T.virens و T. brevicompactum به ترتیب با 6/66 و 6/56 درصد در کاهش طول شانکر نسبت به سایر تیمار­ها موفق­تر عمل کردند.   
  7. بررسی تاثیر قارچ‌های اندوفیت بر مهار گل‌جالیز­در دوگیاه کلزا و گوجه‌فرنگی
    الهه محمدی 1403
       گل جالیز، انگلی جهانی است که خسارات قابل‌توجهی به محصولات زراعی، به‌ویژه گوجه‌فرنگی و کلزا وارد می‌کند. برای کنترل این انگل، محققان به دنبال روش‌های زیستی؛ مانند استفاده از قارچ‌های اندوفیت هستند. در این پژوهش باهدف مهار زیستی گل جالیز، اثر ?? جدایه قارچی اندوفیت روی ارقام مختلف گوجه‌فرنگی (کارون و متین) و کلزا (نپتون) بررسی شد. با استفاده از توالی­یابی ناحیه نسخه‌برداری شده داخلی دی ‌ان‌ ای ریبوزومی   گل جالیز جمع‌آوری‌شده از مزارع گوجه‌فرنگی Phelipanche aegyptiaca (شماره دسترسی­های ON738595 و ON738596) و گل جالیز جمع­آوری شده از مزارع کلزا Phelepanch cilicata (شماره دسترسی­های ON738605 و ON738606) شناسایی شد. پس از شناسایی مولکولی گل جالیز جمع‌آوری شده از مزارع، آزمایش‌ها در شرایط کنترل شده انجام شد. این آزمایش در شرایط گلخانه‌ای و بر اساس طرح کامل تصادفی انجام شد. برای تهیه اینوکولوم قارچی، ابتدا بذر‌های گندم سترون شده با ریسه و اسپور قارچ‌های اندوفیت مایه­زنی و به مدت دو هفته در دمای 25 درجه سلسیوس کشت داده شدند. سپس 10 گرم از این بذر‌های آلوده به همراه 2 کیلوگرم خاک سترون و 0.05 گرم بذر گل جالیز با هم مخلوط شده و در گلدان‌های حاوی این مخلوط، نشاء‌های گوجه‌فرنگی رقم کارون و بذر‌های کلزا رقم نپتون کاشته شدند. سه الی چهار ماه پس از کاشت و با ظهور بوته‌های گیاهان به همراه گل جالیز، صفات رشدی گیاهان از جمله وزن خشک اندام هوایی و ریشه، ارتفاع گیاه و محتوای کلروفیل برگ‌ها اندازه‌گیری شد. نتایج آماری آنالیز نشان داد که بین گیاهان تیمار شده با قارچ‌های اندوفیت و گروه شاهد (گیاه با گل جالیز و بدون قارچ اندوفیت)، اختلاف معنی‌داری در برخی از صفات رشدی وجود دارد. در گیاه گوجه­فرنگی (رقم متین)، بیشترین وزن تر اندام هوایی، وزن تر ریشه، وزن خشک اندام هوایی و طول ریشه به ترتیب مربوط به جدایه­های قارچی TC-26-6, RU-BeBa, RU-ClRo و TC-26-6 از قارچ­های، Alternaria Beauveria bassiana, Clonostachys rosea و Alternaria با افزایش 8/61، 6/52، 9/76 و 9/77 درصد نسبت به گیاه شاهد بودند. همچنین جدایه­های مربوط به گونه­های مختلف Trichoderma و گونه­های Microdochium bolleyi و Ascotricha funiculosa بیشترین تاثیر در افزایش وزن خشک‌ریشه در حدود ?? درصد نسبت به گیاه شاهد شدند. در گیاه گوجه­فرنگی (رقم کارون)، بیشترین وزن تر اندام هوایی، وزن تر ریشه، وزن خشک اندام هوایی، طول ریشه و وزن خشک‌ریشه به ترتیب مربوط به جدایه­های قارچی RU-RoTo، RU-TrRo، RU-TrAt، TW-24-2 و RU-ClRo   از قارچ­های Rodotorula   torulidae، Trichothecium roseum، Trichoderma atroviride، Alternaria     و   Clonostachys rosea   به ترتیب با افزایش 42،   6/46،   9/68،   73،   3/78 درصدی نسبت به گیاه شاهد بودند. در بررسی تاثیر قارچ­های اندوفیت بر گیاه کلزا (رقم نپتون)، بیشترین وزن تر اندام هوایی، وزن خشک اندام هوایی، وزن تر ریشه، وزن خشک‌ریشه و طول ریشه نسبت به گیاه شاهد مربوط به جدایه­های TC-26-6، RU-AsNi، RU-FuTr،   RU-TrRo و RU-RoTo از قارچ­های Alternaria، Aspergillus niger، Fusarium tricinctum، Trichotecium roseum و Rodotorula toruloidea به ترتیب با افزایش 7/87، 8/79، 6/79، 8/58 و 6/73 درصد بودند. بیشترین مقدار محتوای کلروفیلی در گیاه کلزا مربوط به جدایه TrKo از قارچ Trichoderma koningiopsis ‌ با افزایش 6/65 درصدی نسبت به گیاه شاهد بود. یافته‌های این مطالعه نشان داد که قارچ‌های اندوفیت می‌توانند نقش مهمی در بهبود عملکرد گیاهان گوجه‌فرنگی و کلزا، به‌ویژه در شرایط وجود انگل گل جالیز ایفا کنند. در مجموع استفاده از قارچ‌های اندوفیت می‌توانند به‌عنوان ره یافتی امیدبخش در مدیریت تلفیقی این علف هرز انگلی مورداستفاده قرار گیرد.
  8. بررسی الگوی مقاومت آنتی بیوتیکی ایزوله های استنوتروفوموناس مالتوفیلیا جداشده از بیماران شهر بروجرد
    گلنوش نوشائی 1403
      باکتری استنوتروفوموناس مالتوفیلیا 1به طور فزاینده ای به عنوان یک پاتوژن فرصت طلب مسئول عفونت های بیمارستانی در بیمارانبخش مراقبت های ویژه ) مانند ذات الریه وسپسیس مرتبط با ونتیلاتور ،(2بیماری های تهدیدکننده زندگی در بیماران نقص ایمنی بابدخیمی ها و سرطان های هماتولوژیک و عفونت های مزمن ریوی در بیماران با فیبروز سیستیک ) 3(CFشناخته می شود. اینارگانیسم عمدتاُ باعث عفونت های دستگاه تنفسی و کمتر شایع تر عفونت های دستگاه ادراری، عفونت زخم، بافت نرم، باکتریمی،4سپسیس5، اندوکاردیت ،6مننژیت ،7عفونت های چشمی وپریتونیت 8می شود. در این مطالعه سویه های استنوتروفوموناس مالتوفیلیا ازنمونه های بالینی جداسازی شده و با تستهای بیوشیمیایی و تخمیری تعسسن هویت شدند، سپس ایزوله ها با استفاده از پرایمر اختصاصیبا روش واکنش زنجیره ای پلی مراز تایید شدند.آزمایش های حساسیت ضد میکروبی سویه های استنوتروفوموناس مالتوفیلیا براساس موسسه استانداردهای بالینی و آزمایشگاهی) (CLSIبه آنتی بیوتیک های سفتازیدیم، لووفلوکساسین، آزترئونام و کوتریموکسازول با روش انتشار از دیسک سنجیده شد وسپس حضور ژن مقاومت آنتی بیوتیکی SMqnrو ژنهای مرتبط با تولید بیوفیلم rpfFو rmlAبا روش پی سی آر تعیین و درنهایت قدرت تولید بیوفیلم در بین سویه های مقاوم به آنتی بیوتیک که حامل ژنهای مقاومت به کینولون SMqnrو ژنهای مرتبط باتولید بیوفیلم rpfFو rmlAبودند به روش میکرو تیتر پلیت سنجیده شد. بیشترین و کمترین حساسیت به ترتیب با و مربوط به آنتیبیوتیک کوتریموکسازول و آزترئونام بود. 51/25درصد ) 41سویه( از جدایهها به آنتیبیوتیک سفتازیدیم مقاوم بوده و تین مقاومتدر مورد لووفلوکساسین 8/75درصد ) 7سویه( بود.شیوع ژن مقاومت به آنتی بیوتیک کینولون ) 92/5 (Smqnrدرصد ) 74سویه( و ژنهای درگیر در تولید بیوفیلم rmIAو rpfFبهترتیب 79) 98 /75سویه( و ) 57/5سویه (46درصد بود، بجز در مورد حضور ژن rpfFو ارتباط آن با مقاومت به سفتازیدیم) ( p-value<0/0001و لووفلوکساسین ) (p-value <0/019هیچ رابطه معنی دار دیگری مشاهده نشد.همه سویه های که تولید بیوفیلم در آنها مورد بررسی قرار گرفته بود تولید کننده قوی بیوفیلم بودند، حداقل غلظت مهار کننده بیوفیلمآنتیبیوتیک لووفلوکساسین در سویههای مختلف از 2/5تا 20میکروگرم در میلی لیتر متغیر بود و این میزان نسبت به آنتی بیوتیکسفنازیدیم کمتر )حداقل 20و حداکثر 640میکروگرم در میلی لیتر( بود.کلید واژه ها، مقاومت آنتی بیوتیکی، توشح بیوفیلم، استنوتروفوموناس مالتوفیلیا، Smqn
  9. متاآنالیز مقاومت آنتی بیوتیکی در ایزوله های کلبسیلا پنومونیه جدا شده در خاورمیانه
    نرگس ترک 1403
    عمومی را برای مقابله با این چالش جدی سلامت جهانی هدایت می‌کند.  
  10. اثر تلفیق برخی سویه های قارچ Trichoderma و ترکیبات فرار القا کننده مقاومت در مهار زیستی مرگ گیاهچه لوبیا با عامل Rhizoctonia solani
    ارغوان معصومی فر 1403
  11. تعیین خصوصیات فنوتیپی و ژنتیکی جدایه¬های باکتریایی عامل بیماری لکه برگی توق
    فاطمه حیدری رشنو 1403
  12. تعیین خصوصیات جدایه های باکتریایی عامل بیماری پوسیدگی نرم چغندرقند در منطقه فیروزان استان همدان
    شمیمه سیف 1403
  13. تاثیر کاربرد گوگرد و تیوباسیلوس بر عملکرد سیب زمینی و کنترل بیماری جرب معمولی در شرایط مزرعه
    شهرام عزیزی 1403
  14. بررسی اثر برخی از طیف های نوری بر ویژگی های فیزیولوژیکی باکتری آنتاگونیست Bacillus pumilus INR7 و اثر آن بر رشد قارچ بیمارگر گیاهی Alternaria brassicicola
    احسان رضائی 1403
    بیمارگرهای قارچی از عوامل ایجادکننده‌ی خسارت در محصول‌های کشاورزی می‌باشند. باکتری‌های محرک رشد و متابولیت‌های آن‌ها به‌عنوان جایگزینی امیدوار‌کننده برای سموم شیمایی در مدیریت بیمارگر‌های گیاهی قلمداد می‌شوند. طیف‌های نوری علاوه بر اثر مستقیم بر رشد و پاسخ به تنش‌ها در گیاهان، روی رشد و فیزیولوژی باکتری‌ها و قارچ‌های مرتبط با گیاهان نیز موثر هستند. در این پژوهش اثر طیف‌های نوری کامل، قرمز، آبی، قرمز دور، یووی‌آ، سبز و تاریکی بر مشخصه‌‌های فیزیولوژیکی باکتری آنتاگونیست B. pumilus INR7 شامل انواع تحرک‌های باکتری، رشد جمعیت، تشکیل بیوفیلم، تغییر در شدت و همچنین نوع ترکیب‌های فرار آزاد شده و همچنین اثر آن بر رشد قارچ بیمارگر گیاهی A. brassicicola در شرایط آزمایشگاهی و برهم‌کنش‌آن‌ها بررسی شد. نتایج نشان داد که طیف‌های نوری دارای اثر معنی‌دار بر مشخصه‌های فیزیولوژیکی باکتری آنتاگونیست بوده، به‌صورتی‌که طیف‌ نوری قرمز دارای بیشترین و تاریکی دارای کمترین اثر بر حرکت Twitching و حرکت Swimming، تاریکی دارای بیشترین اثر و یووی‌آ دارای کمترین اثر بر حرکت Swarming، طیف‌ نوری سبز دارای بیشترین اثر و یووی‌آ دارای کمترین اثر بر رشد جمعیت، طیف نوری‌ سبز دارای بیشترین اثر و دیگر طیف‌ها به‌همراه تاریکی دارای اثر یکسان بر تشکیل بیوفیلم و همچنین طیف‌های نوری به صورت مجزا سبب تغییر در شدت و همچنین نوع ترکیب‌های فرار آزاد شده توسط باکتری آنتاگونیست شدند. عکس برداری الکترون میکروسکوپی از باکتری آنتاگونیست رشد یافته در مجاورت طیف نوری و تاریکی نشان داد که طیف‌ نوری یووی‌آ و تاریکی سبب چسپندگی سلول‌های باکتری آنتاگونیست به یکدیگر و همچنین تشکیل بیوفیلم شدند. طیف‌های نوری کامل و یووی‌آ نیز سبب افزایش اندازه سلول‌های باکتریای نسبت به تاریکی شده‌اند. طیف‌های نوری همچنین بر مشخصه‌های فیزیولوژیکی قارچ بیمارگر A. brassicicola موثر بودند، به‌طوری‌که طیف‌ نوری آبی سبب رشد و تاریکی سبب کاهش اندازه و مساحت پرگنه قارچ بیمارگر شدند. طیف های نوری کامل، یووی‌آ، قرمز، سبز و آبی اثری مشابه و تاریکی سبب کاهش جمعیت اسپور قارچ بیمارگر در میلی‌لیتر شدند. از طرف دیگر، طیف‌ نوری یووی‌آ سبب افزایش و تاریکی سبب کاهش رشد پرگنه ی قارچ بیمارگر در حضور باکتری آنتاگونیست در کشت دوگانه شد. همچنین طیف نوری سبز دارای بیشترین و تاریکی داری کمترین اثر درمقایسه با طیف کامل و تاریکی در رشد قارچ بیمارگر در حضور ترکیب‌های فرار باکتری آنتاگونیست شد.  
  15. مهار زیستی Xanthomonas translucens عامل بیماری نواری باکتریایی گندم با استفاده از برخی قارچ های اندوفیت
    کیانوش برخورداری 1403
  16. کنترل زیستی بیماری کپک خاکستری توت‌فرنگی با استفاده از چند جدایه¬ی باسیلوس و تهیه فرمولاسیون میکروکپسول جدایه-های منتخب.
    فرزانه احمدپناه 1402
    چکیده اعضای جنس باسیلوس از میکروارگانیسم‌های موثر و مفید در کنترل بیمارگرهای گیاهی محسوب می‌شوند. جدایه­های باسیلوس با تولید آنتی‌بیوتیک‌ها و ترکیبات فرار باعث جلوگیری از رشد میسلیوم و کاهش توان جوانه‌زنی قارچ­ها می­شوند. این باکتری­ها همچنین باعث القای مقاومت گیاه در مقابل عوامل بیمارگر می­شوند. با این ‌وجود تولید فراورده­های تجاری کارآمد و با عمر بالا، چالش همیشگی تولید عوامل بیولوژیک بوده است. هدف از این پژوهش، ارزیابی کارایی چند جدایه‌ی باسیلوس در کنترل بیماری کپک خاکستری توت‌فرنگی در آزمایشگاه بود و در نهایت امکان تهیه فرمولاسیون میکروکپسول جدایه‌های موثر با استفاده از مواد زیست سازگار بررسی شد. جدایه‌های مختلف باسیلوس از کلکسیون میکروبی موسسه تحقیقاتی گیاهپزشکی کشور تهیه شدند و اثرگذاری آن­ها در مهار بیماری کپک خاکستری توت‌فرنگی با عامل Botrytis cinerea در شرایط درون شیشه­ای و همچنین در شرایط گلخانه‌ای روی گیاهان توت‌فرنگی مایه­زنی شده با بیمارگر ارزیابی شد. سپس توانایی مهارکنندگی جدایه­ها ارزیابی‌ و بهترین جدایه‌ها با بیشترین کارایی انتخاب‌ شدند و فرمولاسیون میکروکپسول آن تهیه و ارزیابی گردید. ساختار میکروکپسول با استفاده از ترکیبات زیست سازگار آلژینات و مواد معدنی طبیعی تهیه و پس از تهیه‌ی آن، فرآیند رهایش و ماندگاری و مقاومت در برابر شرایط محیطی موردبررسی قرار گرفت. میکروکپسول بهینه بر اساس نتایج به‌دست‌آمده از بررسی شیمی ساختار و ارزیابی در شرایط آزمایشگاهی به مرحله‌ی آزمایش‌های گیاهی منتقل شد. در پایان ویژگی‌های میکروکپسول حاصل در کنترل بیماری کپک خاکستری توت‌فرنگی مورد ارزیابی قرار گرفت. کلیدواژه: پس از برداشت، رهایش تدریجی، مهار زیستی، ریزپوشانی، Botrytis cinerea   
  17. جداسازی و شناسایی عوامل بیماری پوسیدگی ریشه فلفل و کنترل آن ها با استفاده از روش های دوستدار محیط زیست
    محمد فرحان حمید 1402
    Pepper (Capsicum annum) from the Solanaceae family is one of the most important vegetable summer crops that is cultivated in different parts of the world. Pepper plants are attacked by many pests such as insects, bacteria, viruses and fungi. Many fungi such as Rhizoctonia solani, Fusarium solani, Verticellum, Alternaria, etc. cause disease in pepper. Common fungal diseases include seed rot, seedling damping off, root rot, stem base rot, etc. To prevent the damage caused by fungal diseases, farmers mainly rely on the use of chemical fungicides, which are efficient and fast-acting, but this is at the expense of human health and the environment, prompting experts to look for successful alternatives and their way. find for biological control in which they use a biological agent against a pathogenic fungus. The purpose of this study was to investigate the fungi that attack the pepper plant roots and to investigate the effect of T. longibrachiatum as a biological control method and fungicides as a chemical method on the fungi that cause pepper root rot. The antagonism test of T. longibrachiatum against pathogenic fungi was investigated in laboratory conditions. This step included placing the disc of pathogenic fungi against the isolated disc of T. longibrachiatum on PDA medium. After one week of incubation, the antagonism ability was measured. In the greenhouse, the effect of treatments including the control alone (without pathogenic fungi and T. longibrachiatum), Fusarium, Rhizoctonia, T. longibrachiatum, Beltanol fungicide and the treatment of pathogenic fungi together with T. longibrachiatum. The effect of the treatments on two soil groups, including sterilized and non-sterilized soils, was done in three repetitions, which formed a total of 12 samples of the statistical population of this study. The effects of the treatments on the characteristics of root and stem length, wet and dry weight of root and stem were measured in greenhouse conditions. The data obtained from the measurements were analyzed using the LSD test comparison between groups (sterilized and non-sterilized soil) at the 5% level. Based on the results of internal transcribed space (ITS) sequencing and PCR, the species of Fusarium and Rhizoctonia fungi included F. solani and R. solani, respectively. T. longibrachiatum had a high antagonistic ability with F. solani and R. solani. The treatment of T. longibrachiatum fungus and Beltanol fungicide reduced the pathogenic effect of F. solani and R. solani, so the measured growth indices increased in the presence of these treatments. respectively, the highest and lowest characteristics of the measured sizes were observed in the treatment of T. longibrachiatum and pathogenic fungi F. solani and R. solani. By adding T. longibrachiatum to samples infected with R. solani along with F. solani in non-sterile soils, the dry weight of the stem increased by 744.17%. Based on the results of the laboratory and greenhouse, T. longibrachiatum as a strong antagonist was able to prevent the growth of F. solani and R. solani, therefore T. longibrachiatum as a strong biological controller plays an important role in controlling various diseases caused by F. solani and R. solani has root rot of pepper. The effect of T. longibrachiatum fungus was higher compared to Beltanol fungicide in inhibiting the pathogenic agent. Therefore, it is recommended to use biological control method instead of chemical control.
  18. بررسی کارائی جدایه¬های تریکودرما به عنوان تیمار بذر بر افزایش رشد و کنترل مرگ گیاهچه در خیار
    عقیل محمد جمعه 1402
       بیماری مرگ گیاهچه یکی از مشکلات مهم در مزارع کشاورزی است که موجب خسارت اقتصادی بر محصولات زراعی به‌ویژه کدوئیان می‌شود. کشاورزان برای مهار بیماری، مجبور به استفاده از آفت‌کش‌ها هستند اما این سموم، اثرات جانبی مخربی بر محیط زیست و سلامت انسان دارند. توصیه‌های بسیاری در مورد نیاز به یافتن جایگزین‌های مناسب در مقابله با این بیمارگر شده‌است. کاربرد وسیع سموم شیمیایی در کشاورزی، علاوه بر افزایش هزینه­های تولید و تاثیرات منفی بر سلامت انسان و دام، موجب آسیب­های جبران ناپذیر زیستمحیطی شده است. بر این اساس؛ توسعه روش­های جایگزین، ازجمله، کنترل زیستی (با استفاده از قارچ تریکودرما) در مدیریت بیماری­های گیاهی (به­ویژه بیماری­های خاکبرد)، بسیار ضروری به­نظر می­رسد .بنابراین هدف اصلی در این پژوهش بررسی اثر جدایه­هایی از تریکودرما بر بیماری مرگ گیاهچه خیار است. تست آنتاگونیسم T. longibrachiatum در مقابل قارچ­های بیماری­زا در شرایط آزمایشگاهی بررسی شد. این مرحله شامل قرار دادن دیسک قارچ بیماری­زا در برابر دیسک ایزوله تریکودرما بر روی محیط PDA بود. پس از یک هفته انکوباسیون، توانایی آنتاگونیسم اندازه­گیری شد. در گلخانه تاثیر 4 تیمار شاهد به تنهایی (فاقد قارچ بیمارگر و تریکودرما)، قارچ عامل مرگ گیاهچه خیار، قارچ تریکودرما و تیمار ترکیب تریکودرما و بیمارگر بر درصد جوانه­زنی، طول ریشه، ساقه و وزن خشک و تر گیاه یک ماه پس از شروع آزمایش اندازه­گیری شد. داده‌های حاصل از اندازه­گیری با استفاده از آزمون LSD   در سطح احتمال 5 و 1 درصد مقایسه شدند. قارچ عامل مرگ گیاهچه خیار است، Fusarium oxysporum بود. T. longibrachiatum توانایی آنتاگونیستی با قارچ Fusarium oxysporum را داشت. مقدار درصد جوانه­زنی، طول ریشه، ساقه و وزن خشک و تر گیاه خیار در نمونه­های مختلف به­صورت T. longibrachiatum > Fusarium oxysporum همراه با T. longibrachiatum > شاهد> Fusarium oxysporum بود. براساس نتایج مربوط به بخش آزمایشگاه و گلخانه قارچ T. longibrachiatum به­عنوان آنتاگونیست قوی توانست از رشد قارچ Fusarium oxysporum جلوگیری نماید بنابراین T. longibrachiatum   به­عنوان کنترل­کننده زیستی قوی نقش مهمی در کنترل بیماری­های مختلف ناشی از قارچ فوزاریوم از جمله مرگ گیاهچه دارد.
  19. نقش باکتریهای حل کننده فسفر و پتاسیم بر قابلیت دسترسی این عناصر در خاک
    سمیرا فتاحی 1402
  20. تاثیر کمپوست کود مرغی به همراه دوسویه از Azotobacter vinelandii وBacillus subtilis بر مهار بیماری مرگ گیاهچه لوبیا با عامل Rhizoctonia solani
    احسان حسینی 1402
  21. مطالعه روابط تبارزایی و دامنه میزبانی جدایه‌های گونه مرکب Fusarium oxysporum به دست آمده از نخود، لوبیا و عدس در استان کرمانشاه
    پریا فخری 1402
  22. کنترل بیولوژیکPythium aphanidermatum عامل گیاهچه‌میری گوجه‌فرنگی توسط برخی از جدایه‌های باکتری و قارچ تریکودرما
    نسیم رضائی 1402
  23. شناسایی ریخت‌شناختی و مولکولی قارچ‌های خودروی آگاریک در منطقه دالاهو، استان کرمانشاه
    صباح ضیایی 1402
    قارچ‌های کلاهک‌دار گروه بزرگی از قارچ‌های بازیدیومایکوتا را تشکیل می‌دهند که به آن­ها در اصطلاح انگلیسی Gilled mushroom می‌گویند. اصطلاح قارچ‌های آگاریک برای قارچ­های راسته Agaricales استفاده می­شود که بازیدیوکارپی چتری شکل و گوشتی دارند، و به طور معمول از کلاهک و پایه تشکیل شده اند. این گروه از قارچ­ها باعث تجزیه چوب­های پوسیده و بازگشت مواد مفید به خاک می­شوند، همچنین در از بین بردن درختان بیمار و ضعیف نقش دارند. گروهی از این قارچ­ها از نظر مواد مغذی و دارویی مهم هستند و برخی نیز می­توانند باعث ایجاد بیماری، کنترل بیولوژیک و یا ایجاد مسمویت شوند. در مطالعه­ای که طی سال­های 1399 تا 1401   به منظور شناسایی قارچ­های آگاریک شهرستان دالاهو، تعیین رویشگاه سمی و مهلک در منطقه،   بررسی وجود گونه­های مناسب برای کشت مصنوعی و   شناسایی گونه­های همزیست در ارتفاعات   و دشت­های اطراف شهرستان دالاهو   انجام گرفت، 104 نمونه   جمع­آوری شد. نمونه­ها براساس ویژگی­های ماکروسکوپی (شکل کلاهک،پایه، وجود یا عدم وجود فنجانک در قاعده پایه، وجود یا عدم وجود حلقه بر روی پایه، نحوه اتصال تیغه و پایه،   نقش اسپوری وغیره) و خصوصیات میکروسکوپی ( شکل و نوع ریسه، وجود یا عدم وجود قوس اتصال، شکل و اندازه بازیدیوسپور، شکل و اندازه بازیدیوم، شکل و اندازه سیستیدیوم و غیره) مورد بررسی قرار گرفتند. پس از بررسی این ویژگی­ها نمونه­ها توسط دستگاه دهیدراتور خشک شدند و پس از آن به منظور حذف آفات احتمالی به مدت دو   هفته   در فریزر، دمای 20- درجه سانتی­گراد نگهداری شدند. سپس نمونه­ها در کیسه­های پلاستیکی زیپ­دار قرار داده شدند و ضمن تخصیص کد هرباریومی برای هر نمونه، یک نمونه به هرباریوم قارچ­های ایران، موسسه تحقیقات گیاه­پزشکی کشور ارسال شد. با هدف تکمیل شناسایی مرفولوژیکی، نمونه­ها به صورت مولکولی مورد بررسی قرار گرفتند. در این بررسی از ناحیه ترانویسی شونده داخل ریبوزومی ITS که شامل ITS1، ژن کد کننده 5.8S،و ITS2 است، استفاده گردید. از کل 104 نمونه جمع­آوری شده 75 نمونه مورد بررسی قرار گرفتندو 29 نمونه به علت کافی نبودن تعداد نمونه حذف شدند. نمونه­های مورد بررسی در مجموع به 20 جنس و 26 گونه متعلق می­باشند. که در این میان پنج گونه شامل؛ Melanoleuca exscissa, Peziza varia, Suillellus luridus, Tubaria co  ersa, Tulosesus impatiens     برای اولین بار از کرمانشاه گزارش شدند. همچنین 5 گونه شامل؛ Coprinellus bipellis, Coprinopsis strossmayeri, Leucocalocybe mongolica, Meottomyces dissimulans, Mycena zephirus,   برای فلور قارچی ایران جدید هستند.   
  24. بررسی کارایی کنسرسیوم در حذف آلاینده های نفتی خاک در منطقه نفت شهر
    زهرا هژبری کرم بستی 1402
  25. ارزیابی اثر کاربرد تلفیقی قارچ های اندو میکوریز و کود دامی در مهار گل جالیز(Phelipanche aegyptiaca) روی گوجه فرنگی
    حسنا حیدری 1402
       گوجه فرنگی یکی از صیفی‌جات مهم است که در سراسر دنیا در سطوح گسترده کشت می‌شود. در میان مواردی که تولید گوجه‌فرنگی را با مشکل مواجه می‌کند، علف هرز انگلی گل‌جالیز یکی از تهدید‌های اصلی است. اگرچه تا کنون راهکار‌های متفاوتی برای کنترل گل‌جالیز بکار برده شده، اما؛ هیچ‌یک به‌صورت کامل موفق به مهار آن نشده‌اند. آنچه امروزه برای کنترل علف‌های هرز ازجمله انگل گل‌جالیز مورد توجه است، استفاده از چندین روش مدیریتی در قالب کنترل تلفیقی است. در پژوهش پیش‌رو، سه نوع کود‌ دامی و چهار گونه از قارچ‌های اندومیکوریز در سه آزمایش و در قالب طرح کاملا تصادفی جهت کنترل گل‌جالیز بکار برده شد. در دو آزمایش اول نقش کود‌های دامی و گونه‌های میکوریز در مهار گل‌جالیز به‌صورت جداگانه مورد بررسی قرار گرفت. در آزمایش اول، گون? Funneliformis mosseae، به‌صورت معناداری در مقایسه با سایر تیمار‌ها، موفق به کاهش تعداد و وزن خشک گل‌جالیز شد. کود گاوی در میان انواع کود‌های دامی بکار برده شده در آزمایش دوم، اثر معناداری بر کاهش وزن خشک و تعداد گل‌جالیز گذاشت. در نهایت، نتایج حاصل از تلفیق کود گاوی در دو سطح متفاوت با F.mosseae در آزمایش سوم، بیانگر اثر مثبت ترکیب سطح پایین‌تر کود با میکوریز در ظهور شاخساره، تعداد و مقدار وزن خشک گل‌جالیز روی بوته‌های گوجه‌فرنگی بود.
  26. مقایسه کاربردهای تلفیقی انواع مختلف کود در رفع کلروز آهن درختان میوه
    زینب عباسی کاروانه 1402
       آگاهی از وضعیت تغذیه­ای باغات میوه به منظور افزایش کمیت و کیفیت محصول یک امر ضروری و اجتناب­ناپذیر است. همچنین، مدیریت پایدار حاصلخیزی خاک یکی از مولفه­های مهم مدیریت خاک در راستای کشاورزی پایدار است که ارزیابی آن از طریق سنجش ویژگی­های شیمیایی و زیستی امکان­پذیر می­باشد. این پژوهش با هدف بررسی تاثیر چالکودهای تلفیقی مختلف از کودهای آلی، شیمیایی و زیستی بر رفع کلروز آهن در درختان هلو و شلیل، تعادل عناصر غذایی در برگ و میوه درختان تیمار شده و برخی ویژگی­های شیمیایی و زیستی خاک انجام گرفت. پیش از اعمال تیمارهای چالکود، نمونه­های خاک از دو عمق 30-0 و 60-30 سانتی­متری به ‌صورت مرکب از باغ مورد مطالعه تهیه و ویژگی­های شیمیایی (pH، EC، ماده آلی و فسفر و پتاسیم فراهم) و زیستی (تنفس پایه، کربن زیست­توده میکروبی، تنفس ناشی از سوبسترا و کسر متابولیک) آن­ها تعیین شدند. این پژوهش به صورت آزمایش فاکتوریل در قالب بلوک­های کامل تصادفی در 3 بلوک و 5 تیمار اجرا شد. اواسط اسفند 1398، تیمارهای آزمایشی به صورت چالکود در یک سوم بیرونی سایه­انداز درختان به این صورت اعمال شدند: کود دامی کاملاً پوسیده (A)، کود دامی + اوره + فسفات آمونیوم + کلات آهن سکوسترین (B)، کود دامی + اوره + فسفات آمونیوم + کلات آهن سکوسترین + باکتری باسیلوس (C)، کود دامی + اوره + فسفات آمونیوم + کلات آهن سکوسترین + تیوباسیلوس + گوگرد پودری (D)، کود دامی + اوره + فسفات آمونیوم + کلات آهن سکوسترین + باکتری باسیلوس + تیوباسیلوس + گوگرد پودری (E). مقادیر نیتروژن، فسفر، پتاسیم، آهن، منگنز، مس و روی در برگ و میوه درختان در سال­های 1399 و 1400 و کلروفیل برگ در سال 1400 اندازه­گیری شدند. پس از برداشت میوه­ها در تابستان 1400، نمونه­های خاک از دو عمق 30-0 و 60-30 سانتی­متر و از کنار محل چالکود با استفاده از اوگر برداشته شد. ویژگی­های شیمیایی و زیستی در خاک­های تیمار شده، اندازه­گیری و با ویژگی­های خاک قبل از چالکود مقایسه شدند. نتایج نشان داد که کمترین و بیشترین مقادیر کلروفیل برگ و عناصر غذایی در برگ و میوه هلو و شلیل به ترتیب در تیمارهای A و E به دست آمدند. بر اساس آنالیز واریانس کیت-نلسون، عملکرد 1/50 و 2/43 کیلوگرم در درخت به عنوان عملکرد بحرانی برای تفکیک جامعه با عملکرد بالا (تیمارهای D و E) از جامعه با عملکرد پایین (تیمارهای A، B و C) به ترتیب در درختان هلو و شلیل به دست آمد. آهن و فسفر، محدودکننده­ترین عناصر غذایی در برگ و میوه هلو و شلیل در جامعه با عملکرد پایین بودند. همچنین، نتایج نشان داد که pH خاک­های چالکود شده به طور معنی­داری نسبت به خاک شاهد کاهش یافت و کمترین مقدار pH مربوط به تیمار E بود. همچنین، با افزایش عمق، مقدار pH در خاک­های چالکود شده کاهش پیدا کرد، در حالی­که در خاک شاهد افزایش یافت. مقدار EC خاک­های چالکود شده به طور معنی­داری بیشتر از خاک شاهد بود. با این حال، افزایش EC در خاک­های تیمار شده به اندازه­ای نبود که منجر به شوری خاک شود. اثر تیمارهای چالکود بر افزایش مقدار ماده آلی خاک معنی­دار بود. مقدار ماده آلی خاک در عمق 30-0 سانتی­متری، از 09/2 تا 23/2 درصد متغیر بود که بیشترین و کمترین مقدار آن به ترتیب برای خاک شاهد و تیمار E به دست آمد. دامنه این پارامتر در عمق 60-30 سانتی­متری، 90/2-69/1 درصد بود که بر خلاف لایه اول، بیشترین مقدار در تیمار E و کمترین مقدار در خاک شاهد اندازه­گیری شد. مقدار فسفر فراهم خاک به طور معنی­داری نسبت به شاهد افزایش پیدا کرد، در حالی­که بین مقادیر این پارامتر در خاک­های چالکود شده، تفاوت معنی­داری وجود نداشت. مقدار پتاسیم فراهم در خاک­های چالکود شده به طور معنی­داری نسبت به شاهد افزایش پیدا کرد و این تفاوت در عمق 60-30 سانتی­متری چشمگیرتر بود. تیمارهای چالکود به طور معنی­داری تنفس پایه، تنفس ناشی از سوبسترا و کربن زیست­توده میکروبی را نسبت به شاهد افزایش دادند، در حالی­که اثر آن­ها بر کسر متابولیک معنی­دار نبود. به طور کلی، می­توان گفت که مدیریت تلفیقی چالکود در تیمار E، بیشترین تاثیر را در بهبود کلروز آهن، تعادل تغذیه­ای درختان و کیفیت شیمیایی و زیستی خاک داشت.
  27. بررسی فعالیت ضد میکروبی، ضد بیوفیلمی و آنتی اکسیدانی نانوکامپوزیت تهیه شده از صمغ فارسی و نانوذرات نقره
    امیرمحمد جفرسته 1402
      امروزه علاوه بر مقاومت‌های آنتی بیوتیکی سویه‌های مختلف میکروبی که از نظر سازمان بهداشت جهانی یکی از ده تهدید بزرگ بهداشتی است، مشکلاتی اعم از هزینه گزاف درمان برخی از بیماری ها و عود بیماری ها، مزید بر علت شده است که پژوهشگران به دنبال راه حلی جامعه برای رفع این مشکلات باشند. یکی از روش هایی که در سال های اخیر برای مقابله با این مشکلات مطالعه می شود، سنتز سبز نانوذرات فلزی بخصوص نانوذرات نقره به کمک گیاهان و مشتقات آن ها است. یکی از این مشتقات گیاهی، صمغ فارسی، یک پلی ساکارید ترشح شده از تنه و شاخه‌های درخت بادام کوهی (با نام علمی Amygdalus scoparia)، است که در مناطق زاگرس ایران یافت می شود. در این مطالعه نانوذرات نفره توسط صمغ فارسی بعنوان ترکیب احیا کننده و پایدار کننده با روش هم رسوبی تولید شدند. سپس برای تایید ساختار آن از آنالیزها “UV-visible spectrophotometry”، “X-ray Diffraction”، “scanning electron microscope” و “Fourier-transform infrared spectroscopy استفاده شد. بعد از بررسی ساختار، خواص ضدمیکروبی و آنتی بیوفیلمی این نانوذرات به کمک تست های “ well diffusion”، ”minimum inhibitory concentration ، ”minimum bactericidal concentration“ و “crystal violet biofilm assay بر روی سویه های میکروبی کاندیدا آلبیکنس، لیستریا منوسایتوژنز، سودوموناس آئروژینوزا، استفایلوکوکوس ساپروفیتیکوس و استفایلوکوکوس اورئوس مورد سنجش قرار گرفت. بطور کلی یافته های این پژوهش تاثیر عالی این نانوذره بر روی سویه میکروبی کاندیدا آلبیکنس را نشان داد. در پایان هم به کمک تست های DPPH و half maximal inhibitory concentration خواص آنتی اکسیدانی نانوذره ساخته شده مورد سنجش قرار گرفت.
  28. بررسی پراکنش ویروس موزائیک انجیر در استان کرمانشاه
    فاطمه مومنه 1401
       انجیر با نام علمی Ficus carica L.، یک گیاه چندساله خزان‌دار است. از میان کشورهای تولیدکننده ایران با تولید 107791 تن انجیر در سال 2020 در جایگاه پنجم جهان قرارگرفته است. همچنین در سال‌های ?400 استان‌های تولیدکننده عمده انجیر آبی شامل فارس، لرستان، کرمانشاه، مرکزی، سمنان، زنجان هستند. میزان تولید انجیر آبی سال 1400 در استان کرمانشاه 1787 تن بوده است. مناطق کشت انجیر در استان کرمانشاه بر اساس بیشترین تولید شامل شهرستان‌های دالاهو(ریجاب)، پاوه، سرپل ذهاب، گیلان غرب، هرسین، کرمانشاه و اسلام‌آباد. گیاه انجیر مانند سایر محصولات کشاورزی، میزبان آفات و بیماری‌های متعددی هست که از میان آن‌ها می‌توان به بیماری موزائیک انجیر اشاره کرد. بر اساس پژوهش‌های صورت گرفته توسط پژوهشگران نشان داده است که عوامل موثر در بروز بیماری موزائیک انجیر شامل ویروس‌ها و ویروئیدهایی هستند که ممکن است همگی یا تعدادی از آن‌ها در بروز نشانه‌های این بیماری در درختان انجیر نقش داشته باشند. از میان عوامل ویروسی دخیل در این بیماری می‌توان به ویروس موزائیک انجیر (Emaravirus fici) اشاره کرد. این ویروس به‌وسیله قلمه و پیوند درختان آلوده و همچنین از طریق کنه‌ی اریوفیده Aceria ficus   به‌صورت نیمه‌پایا قابلیت انتقال دارد اما به‌وسیله‌ی بذر و دانه گرده انتقال نمی‌یابد. طی سال‌های ????، 1400 و 1401 از نُه شهرستان استان کرمانشاه (اسلام‌آباد غرب، پاوه، دالاهو، سرپل ذهاب، صحنه، قصرشیرین، کرمانشاه، گیلان‌غرب و هرسین)??? نمونه جمع‌آوری شد. این نمونه‌ها توسط آزمون داس- الیزا و با آنتی‌سرم IgG که توسط موسسه تحقیقات گیاه‌پزشکی کشور (تهران، ایران) تهیه شده بود، موردبررسی قرار گرفتند. از 12? نمونه انجیر آزمایش شده، ?? نمونه به ویروس موزائیک انجیر آلوده بودند. براساس آزمایش‌های صورت گرفته از ??? نمونه دارای نشانه‌ی بیماری موزائیک انجیر، ?? نمونه (معادل ?? درصد) به ویروس موزائیک انجیر آلوده بودند. همچنین از بین ?? نمونه فاقد نشانه‌ی بیماری موزائیک انجیر، پنج نمونه در آزمایش سرولوژیک نتیجه مثبت نشان دادند. به‌منظور بررسی انتقال ویروس موزائیک انجیر، عمل پیوند بین دانهال‌های انجیر دوساله و پیوندک‌های آلوده که از درختان انجیر استان کرمانشاه انتخاب شده بودند، انجام شد. پس از مشاهده اولین نشانه‌های بیماری موزائیک انجیر، برای تمامی دانهال‌های پیوند‌زده شده آزمون داس- ‌الیزا انجام شد و پس از ردیابی ویروس موزائیک انجیر در برخی از دانهال‌های پیوند‌زده، به منظور اطمینان از صحت نتیجه‌ی به‌دست آمده از آزمون داس- ‌الیزا، آزمون مولکولی مبتنی بر اسید نولکلئیک (RT-PCR) برای دانهال‌های آلوده انجام گرفت. در آزمون RT-PCR   از یک جفت آغازگر اختصاصی E5 یک قطعه با اندازه تقریبی ??? جفت‌باز برای ?? نمونه انجیر تکثیر شد.   از بین توالی‌های نوکلئوتیدی دریافتی، ?? توالی   (به جز رس‌شمار OQ552542)، در جستجوی BLAST بیشترین شباهت را با توالی یک جدایه از استان لرستان (رس‌شمار KT732024) نشان دادند (یکسانی نوکلئوتیدی بین   93.4 تا 96.8 درصد). توالی جدایه FM203 (رس‌شمار OQ552542)، از بقیه جدایه‌ها متمایز بود به طوری که یکسانی نوکلئوتیدی آن با ?? توالی دیگر، 86.6 تا 90.2   درصد بود. این توالی، بیشترین شباهت را با توالی جدایه T7 از استان کرمانشاه (رس‌شمار MH475441) و سپس جدایه‌هایی از استان‌های گلستان، لرستان و مازندران نشان داد (یکسانی نوکلئوتیدی 9??? تا ???? درصد). در تحلیل فیلوژنتیک توالی نوکلئوتیدی ناحیه کد کننده RdRp، ?? توالی از توالی‌های به دست آمده (به جز رس‌شمار OQ552542)، به همراه یک جدایه از استان لرستان (رس‌شمار KT732024) در یک گروه قرار گرفته اما جدایه FM203 (رس‌شمار OQ552542) خارج از گروه قرار گرفت. در این پژوهش پراکنش ویروس موزائیک انجیر در باغات انجیر استان کرمانشاه به‌وسیله ردیابی سرلوژیک (DAS-EISA) و روش مولکولی مبتنی بر اسید نوکلئیک (RT-PCR) مورد بررسی قرار گرفت.
  29. شناسایی باکتری‌های اپی‌فیت گندم در استان کرمانشاه و ارزیابی توانایی آن‌ها در کنترل بیماری باکتریایی نواری برگ گندم
    فاطمه امامی 1401
       بیماری باکتریایی نواری گندم (Bacterial Leaf Stripe/Streak) یکی از بیماری‌های مهم این گیاه استراتژیک در جهان به‌شمار می‌آید. این بیماری در سالیان اخیر به دنبال تغییر شرایط اقلیمی در استان کرمانشاه شیوع یافته و با توجه به ماهیت بذرزاد بودن آن، در برخی مناطق موجب خسارت قابل توجهی شده است. اخیرا طی یک بررسی خصوصیات فیزیولوژیکی، بیوشیمیایی، ژنتیکی و بیماری‌زایی باکتری‌های عامل بیماری در استان کرمانشاه شناسایی گردید و ضمن تعیین پاتووارهای عامل بیماری، پراکنش آن‌ها در سطح استان تعیین شد. تحقیق حاضر به‌منظور شناسایی باکتری‌های اپی‌فیت گندم در استان کرمانشاه و ارزیابی توانایی آن‌ها در کنترل زیستی دو پاتوار undulosa و cerealis از باکتری Xanthomonas translucens، عامل نواری گندم در این استان انجام شد. بدین منظور طی بهار سال 1400 نمونه‌برداری از برگ گندم در مناطق مختلف استان کرمانشاه به عمل آمد و باکتری‌های اپی‌فیت جدا و خالص سازی شدند. تاثیر بازدارندگی 233 باکتری اپی‌فیت از رشد عامل بیماری در شرایط آزمایشگاه با آزمون‌های مختلف از جمله تولید ترکیبات فرار و تولید آنتی بیوتیک مورد بررسی قرار گرفت و در ادامه پنج جدایه که در شرایط آزمایشگاه نتایج بهتری نشان داده بودند، از میان باکتری‌های اپی‌فیت انتخاب و تاثیر آن‌ها روی بیماری در شرایط گلخانه بررسی گردید. به‌منظور شناسایی جدایه‌ها، آزمون‌های فیزیولوژیکی و بیوشیمیایی برای همه جدایه‌ها انجام شد. تعداد 11 جدایه بیشترین بازدهی را در آزمون تولید ترکیبات فرار و هفت جدایه بیشترین میزان قطر هاله بازدارنده از رشد عامل بیماری را داشتند. براساس نتایج حاصل از این آزمون‌ها و مجموع عملکرد جدایه‌ها در آزمون‌های تولید ترکیبات فرار و تولید آنتی بیوتیک، تعداد پنج جدایه عملکرد بالایی نشان دادند. اثر بازدارندگی این جدایه‌ها از بیماری در شرایط گلخانه و در قالب طرح کاملا تصادفی با 6 تیمار و 3 تکرار مورد بررسی قرار گرفت. شاخص درصد آلودگی سطح برگ گندم طی سه دوره با فاصله یک هفته مورد بررسی قرار گرفت و داده‌های حاصل تجزیه و تحلیل آماری شد. نتایج نشان داد که تیمارهای مورد بررسی در سطح 5 درصد اختلاف معنی‌دار داشتند. جدایه 75 بیشترین تاثیر را روی کاهش درصد آلودگی برگ داشت. براساس نتایج آزمون‌های فیزیولوژیکی و بیوشیمیایی، این جدایه Bacillus sp. شناسایی شد که پس از تعیین توالی ناحیه 16S rRNA برای این جدایه و مقایسه آن با اطلاعات موجود در NCBI، مشخص شد که جدایه برتر در کنترل زیستی بیماری باکتریایی نواری در استان کرمانشاه با 100 درصد شباهت با باکتری Bacillus pumilus مطابقت دارد.
  30. ردیابی ویروس موزائیک گوجه فرنگی در مزارع گوجه فرنگی استان کرمانشاه
    آنوشا انتظاری 1401
    گیاه گوجه‌فرنگی‌ با نام علمی Solanum lycopersicum از خانواده بادنجانیان (Solanaceae) ازنظر اقتصادی یکی از مهم‌ترین محصولات کشاورزی در بسیاری از کشورها ازجمله ایران است. گیاه گوجه‌فرنگی‌در معرض خسارت عوامل مختلف ازجمله بیمارگرهای گیاهی است که در بین آن‌ها بیماری‌های ویروسی از اهمیت زیادی برخوردارند. ویروس موزائیک گوجه‌فرنگی (Tomato mosaic virus, ToMV) از جنس توباموویروس (Tobamovirus) یکی از مخرب‌ترین ویروس‌های آلوده‌کننده‌ی سبزی‌ها است. این ویروس دارای دامنه‌ی میزبانی وسیعی بین گیاهان زراعی و غیر زراعی است. طی سال‌های1397 تا 1399 از مزارع استان کرمانشاه واقع در شهرستان‌های کرمانشاه (کوزران، بالادربند، سراب یاوری، هلشی و مزرعه‌ی داخل دانشکده)، اسلام‌آباد (شیان)، قصر شیرین (شهرک شهید دکامی)، ماهیدشت، صحنه (دینور)، روانسر (حسن‌آباد)، سنقر (سهنله)، کنگاور (فش)، و هرسین (بیستون) استان کرمانشاه جمع‌آوری شد و برخی گلخانه‌های گوجه‌فرنگی استان کرمانشاه واقع در شهرستان‌های کرمانشاه (قزانچی)، اسلام‌آباد (قلعه شیان، کت کتی ) و ماهیدشت نمونه‌برداری انجام شد. وجود آلودگی به ToMV در نمونه‌ها با روش DAS-ELISA با استفاده از پادتن چند همسانه‌ای ساخت DSMZ (کد AS-0104) مورد بررسی قرار گرفت. ارزیابی نتایج با توجه به رنگ چاهک‌ها نسبت به شاهدهای مثبت و منفی صورت گرفته و نمونه‌های مثبت مشخص شد تعدادی از نمونه‌هایی که با داس الیزا آلوده تشخیص داده شدند برای ادامه‌ی کار انتخاب شدند. بررسی واکنش گیاهان محک با استفاده از مایه‌زنی مکانیکی در گلخانه انجام شد. تائید آلودگی تعدادی از نمونه‌ها با استخراج RNA کل و سپس آزمون مولکولی RT-PCR انجام شد. در این آزمون از آغازگرهای عمومی توباموویروس‌ها (F-3666 و R-4718) استفاده شد. باند مورد انتظار با اندازه حدود یک کیلو باز برای نمونه‌های آلوده به دست آمد. ترادف‌های بدست آمده در GenBank ثبت گردیدند (رس‌شمار OM460705 برای جدایه AE293 و OM460706 برای جدایه AE298). با استفاده از توالی‌های موجود در GenBank درخت تبارزایی ترسیم شد.‌ توالی دو جدایه ToMV   از استان کرمانشاه با ‌جدایه‌های ToMV در یک گروه قرار گرفتند و بیشترین شباهت (به‌ترتیب، ???? و 99?? درصد یکسانی توالی) را با یک جدایه   ویروس موزائیک گوجه‌فرنگی (رس‌شمارLC650928) که از گیاه گوجه‌فرنگی در ژاپن گزارش شده است را نشان دادند. در مجموع نتایج آزمون‌های الیزا، مایه‌زنی و RT-PCR وجود و پراکنش گسترده ویروس موزائیک گوجه‌فرنگی را در مزارع گوجه‌فرنگی شهرستان‌های کرمانشاه، قصرشیرین، هرسین، صحنه، روانسر و اسلام‌آباد اثبات نمود.   
  31. شناسایی و بررسی پراکنش گونه¬های مهم گل جالیز آلوده کننده کلزا، گوجه فرنگی و آفتابگردان در استان کرمانشاه
    شهرام یلوه 1401
    گیاهان انگلی خانواده Orobanchaceae   در سیستم‌های زراعی یکی از عوامل محدود کننده کشت بوده و شناسایی دقیق و نیز بررسی بیولوژی آنها با هدف کنترل بهتر این گیاهان انگل در مزارع و باغات امری ضروری است. در استان کرمانشاه محصول‌های زیادی مورد هجوم این خانواده گیاهی قرار می‌گیرند و در این میان محصول‌هایی مانند کلزا، گوجه‌فرنگی و آفتابگردان با سطح زیر کشت رو به رشد و نیز پتانسیل بالای خسارت توسط این گونه‌ها از اهمیت ویژه‌ای برخوردارند. با مراجعه به مزارع مذکور تعداد 414 نمونه تهیه شد که پس از بررسی مورفولوژیکی و مولکولی نمونه‌ها، گونه غالب در مزراع کلزا گونهPhelipanche cilicica، مزارع گوجه‌فرنگی، Phelipanche aegyptica و مزارع آفتابگردان گونهOrobancche cumana   است. نقشه پراکنش 414 نمونه با استفاده از روش .... انجام شد.   
  32. تشخیص تقلبات و فسادهای شایع در رب گوجه فرنگی به کمک ماشین بویایی
    ساناز صدریان 1401
      رب گوجه فرنگی محصول اصلی گوجه فرنگی است که به صورت تجاری یا به صورت سنتی در‌‌‌‌ منزل تهیه می‌شود. طبق تعریف سازمان بهداشت جهانی، افزودن هر گونه ماده‌ی غیر مجاز و مضر به سبد غذایی انسان و حیوان تقلب نام دارد. گاهی افراد سود‌جو برای کم کردن هزینه‌های تولید و رسیدن به سود بیشتر دست به تقلب در مواد غذایی می‌زنند و سلامت انسان را به خطر می‌اندازند. بنابراین نیاز است تا روش‌های جدید و با سطح پاسخ سریع و بالا جهت شناسایی مواد افزودنی در رب استفاده شوند.از طرفی زمانی که یک ماده‌ی غذایی دچار تغییراتی شود و یا این که واکنش‌های شیمیایی در آن به وقوع بپیوندد، به طوری که ارزش مصرفی آن کاملا پایین آمده یا از بین برود، در این صورت چنین ماده ی غذایی دچار فساد شده است و آن را فاسد می‌نامند. در این پژوهش سعی بر آن است که بتوان به کمک ماشین بویایی علاوه بر تشخیص فساد در رب گوجه فرنگی، با شناسایی تقلب‌های رایج از جمله شناسایی مواد افزودنی نگهدارنده‌ی غیر مجاز در رب گوجه فرنگی به تامین سلامت تغذیه‌ای افراد جوامع پرداخت. در این پژوهش انجام کار در دو بخش بررسی آزمایشات بخش تقلبات و آزمایشات بخش فساد صورت پذیرفت. در بخش تقلبات، آزمایش به کمک افزودن دو ماده‌ی بنزوات سدیم و سوربات پتاسیم به صورت مجزا به نمونه‌های رب گوجه فرنگی انجام شد. پس از گذشت فاصله‌ی زمانی 2 ساعته تست‌های بویایی واندازه‌گیری اسیدیته، پی‌اچ در 20 نمونه انجام پذیرفت. در بخش دوم آزمایشات، که آزمایشات مرتبط با فساد رب گوجه بود آزمون‌های میکروبی و فیزیکی و شیمیایی رب انجام شد. در آزمون میکروبی سویه‌های مورد نظر پس از خریداری وآماده سازی اولیه به نمونه‌ها اضافه گردید. میکروارگانیسم‌ها با گذشت زمان باعث ایجاد تغییرات فیزیکی و شیمیایی در رب گوجه فرنگی شدند. جهت ارزیابی این تغییرات آزمون‌های فیزیکی وشیمیایی رب که شامل اندازه‌گیری pH، اسیدیته، بریکس، درصد‌ وزنی رسوب و تست بویایی بود انجام گرفت.
  33. تاثیر آتش‌سوزی و جوامع باکتریایی خاک در جنگل‌های بلوط زاگرس
    مسلم رازیانی 1401
       چکیده: آتش­سوزی یک عامل طبیعی در جنگل به شمار می­رود که به­ طور موقت باعث کاهش پوشش گیاهی سطح خاک می­شود.آتش­سوزی می­تواند ریزجانداران و خصوصیات شیمیایی خاک را در جهت مثبت و یا منفی تحت تاثیر قرار دهد. این مطالعه جهت بررسی اثر آتش­سوزی بر جنگل­های زاگرس در استان کرمانشاه، شهرستان گهواره در منطقه لرینی انجام گرفت. از این رو چند نقطه روی ترانسکت­ها با استفاده از متر مشخص شد و در فواصلی منظم (مهر، آذر، بهمن، فروردین و خرداد)، نمونه­برداری انجام گرفت حد فاصل ردیف­های مورد مطالعه از هم 50 متر و فاصله هر نقطه از نقطه بعدی 20 متر بود. سه ردیف در منطقه مورد آتش­سوزی و یک ردیف در منطقه شاهد مشخص شد. نتایج ‌نشان‌ داد ‌آتش‌­سوزی‌ در هر دو محل زیر تاج و خارج تاج سطحی بوده و تاثیر چندانی بر ویژگی­های شیمیایی و زیستی خاک نداشت. از این رو در شاخص­هایی چون کربن آلی و هدایت الکتریکی خاک تغییر قابل توجهی دیده نشد و آتش­سوزی تنها موجب افزایش فسفر در مناطق سوخته نسبت به شاهد شد. به دلیل رخ­ داد آتش­سوزی سطحی، احتراق موجب افزایش نه چندان چشمگیری در شاخص­های زیستی شد. در این پژوهش در اثر آتش­سوزی جمعیت باکتری­های خاک پس ازگذشت 9 ماه تقریباً به سطح خاک شاهد رسید اما جمعیت باکتری­های تثبیت­کننده ازت افزایش یافت. این در حالی است که جمعیت باکتری­های اسپوردار روند مشخصی در بازه­های زمانی پس از آتش­سوزی را دنبال نکرد.       آتش­سوزی یک عامل طبیعی در جنگل به شمار می­رود که به­ طور موقت باعث کاهش پوشش گیاهی سطح خاک می­شود. آتش­سوزی می­تواند موجب اثرات منفی و یا مثبت بر خصوصیات شیمیایی و ریزجانداران خاک ­شود. این مطالعه جهت بررسی اثر آتش­سوزی بر جنگل­های زاگرس در استان کرمانشاه، شهرستان گهواره در منطقه لرینی انجام شد. بدین منظور نقاط با اندازه­گیری به وسیله­ی متر بر روی ترانسکت­ها مشخص شد و به صورت منظم و با فواصل زمانی مشخص (مهر، آذر، بهمن، فروردین و خرداد)، نمونه­برداری از آ­ن­ها صورت گرفت. فاصله نمونه­ها در هر دریف 20 متر و فاصله ردیف­ها از هم50 متر است به گونه­ای که سه ردیف در منطقه سوخته و یک ردیف در منطقه شاهد مشخص شد. نتایج ‌نشان‌ داد ‌آتش‌­سوزی‌ در هر دو محل زیر تاج و خارج تاج سطحی بوده و تاثیر چندانی بر ویژگی­های شیمیایی و زیستی خاک نداشت. از این رو در شاخص­هایی چون کربن آلی و هدایت الکتریکی خاک تغییر قابل توجهی دیده نشد و آتش­سوزی تنها موجب افزایش فسفر در مناطق سوخته نسبت به شاهد شد. به دلیل رخ­ داد آتش­سوزی سطحی، احتراق موجب افزایش نه چندان چشمگیری در شاخص­های زیستی شد. در این پژوهش در اثر آتش­سوزی جمعیت باکتری­های خاک پس ازگذشت 9 ماه تقریباً به سطح خاک شاهد رسید اما جمعیت باکتری­های تثبیت­کننده ازت افزایش یافت. این در حالی است که جمعیت باکتری­های اسپوردار روند مشخصی در بازه­های زمانی پس از آتش­سوزی را دنبال نکرد.
  34. مهار مرگ گیاهچه لوبیا با عامل Rhizoctonia solani با استفاده از ترکیبات فرار القا کننده مقاومت
    آرزو ضمیری آهق 1401
  35. اثرات تغذیه مستقیم میکروبی بر صفات کیفی تخم مرغ و عملکرد مرغ های تخمگذار تغذیه شده با جیره¬های غذایی بر پایه جو
    نرگس کرمی 1401
  36. بررسی اثر درمانی مصرف همزمان نانوذرات نقره و ویتامین C بر عفونت باکتریایی واژن ناشی از باکتری استرپتوکوکوس آگالاکتیه در مدل موش
    ژاله منصوری 1401
    چکیدهمقدمه:واژینیتیک بیماری التهابی همراه با خارش، سوزش، بو و ترشحات غیر طبیعی واژن بوده که همراه با عواقبی مانند عفونت های دستگاه ادراری، زایمان زودرس، بیماری التهابی لگن و ناباروری است.استرپتوکوکوس آگالاکتیه یا استرپتوکوک گروهB(GBS)یک پاتوژن انسانیبوده که از واژن زنان بالغ جدا شده است. این باکتری ها دارایتوانایی بالقوه­ای برایایجاد بیوفیلمبوده که وضعیتمزمن و پایداری از بیماریبه وجود می­آورد. آمپی سیلینیا پنی سیلین، آنتی بیوتیک های خط اول، برای درمان عفونت ناشی ازGBSهستند.مطالعات متعددی مقاومت GBS را نسبت به این آنتی بیوتیک ها نشان داده است. بنابراین،استفاده از عوامل ضد باکتریاییجایگزین مانندنانوذرات مورد توجه قرار گرفته است.در میانانواع مختلف نانومواد، نقره به دلیل خواص استثنایی خود یکی از پرکاربردترین محصولات بوده است. باتوجه به کاربرد گسترده این مواد، نگرانی های بسیاری در زمینه سمیت آن­ها وجود دارد. به منظور محافظت در برابر اثرات سمی نانوذرات از ویتامین سی به عنوان یک ماده آنتی اکسیدان استفاده شد. هدف این مطالعه بررسی اثرات ضد باکتریایی و ضد بیوفیلمینانوذرات نقرهعلیه GBS، بررسی میزان سمیت سلولی این نانوذرات، ارزیابی اثر محافظتی ویتامین سی بر نانوذرات نقره و بررسی تاثیر مصرف همزمان نانوذرات نقره و ویتامین سی در درمان عفونت واژن ایجاد شده در موش است.روش­ها: مدل عفونت واژن ناشی از باکتری GBS از طریق تلقیح داخل واژنیCFU/ml108×1باکتری در موش های ماده و بالغ نژاد NMRI ایجاد شد. در این مطالعه از مصرف همزمان نانوذرات نقره و ویتامین سی برای درمان عفونت واژن استفاده شد. تعداد 70 موش به طور تصادفی در 10 گروه مجزا (7 موش در هر گروه) تقسیم بندی شدند: کنترل، ویتامین سی (موش های سالمی که ویتامین سی دریافت کردند)، نانوذرات نقره (موش های سالمی که نانوذرات را دریافت کردند)، آنتی بیوتیک (موش های سالمی که پنی سیلین دریافت کردند)، ویتامین سی و نانوذرات نقره (موش های سالمی که ویتامین سی و نانوذرات نقره را به طور همزمان دریافت کردند)، عفونت (موش های آلوده با GBS)، عفونت و ویتامین سی (موش های عفونی که ویتامین سی دریافت کردند)، عفونت و نانوذرات (موش های عفونی که نانوذرات را دریافت کردند)، عفونت و آنتی بیوتیک (موش های عفونی که پنی سیلین دریافت کردند)، عفونت و ویتامین سی و نانوذرات نقره (موش های عفونی که ویتامین سی و نانوذرات نقره را به طور همزمان دریافت کردند). قبل از انجام آزمایش در موش ها ابتدا اثرات ضدمیکروبی و سمیت نانوذرات نقره سنجیده شد. در این مطالعه فعالیت ضد باکتریایینانوذرات نقره با روش حداقل غلظت بازدارنده (MIC) و حداقل غلظت مهاری بیوفیلم (MBIC) برایGBS تعیین شد.میزان سمیت نانوذرات نقره با استفاده از روش MTT سنجیده شد و اثر حفاظتی ویتامین سی علیه این سمیت مورد ارزیابی قرار گرفت. نانوذرات نقره به صورت تلقیح داخل واژنی در غلظت 512 پی پی ام وویتامین سیبه صورت تزریق داخل صفاقی در دوز 250 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن موشیک بار در روز به مدت دو هفته صورت گرفت. در طی دوره آزمایش به منظور بررسی روند درمان عفونت واژن در موش، تعیین بار میکروبی و چرخه استروس موش ها طی درمان مورد ارزیابی قرار گرفت. در پایان آزمایش نمونه خون موش ها و مقاطع بافتی واژن جداسازی و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
  37. برهمکنش قارچ عامل بیوکنترل Microdochium bolleyi و تیمارهای تغدیه ای با کودهای ازته و فسفره بر کنترل Gaeumannomyces graminis
    امیرحسین شریفی رائینی 1400
      پاخوره یکی از مهمترین بیماریهای گندم و سایر غلات میباشد. این بیماری در اکثر نقاط دنیا وهمه ساله باعث ایجاد خسارت شدید در مزارع گندم میشود. قارچ بیمارگر عامل پاخوره اغلبدر خاکهای قلیایی فعالیت میکند و باعث سیاه شدن ریشه و طوقه گندم میشود. هدف از اینپژوهش بررسی تاثیر همزمان قارچ اندوفیت Microdochium bolleyi و سطوح مختلف کودیاوره و سوپر قسفات تریپل، بر کنترل پاخوره گندم میباشد. بدین منظور آزمایش گلخانهای درقالب طرح کاملاً تصادفی شامل تیمارهای ترکیب کود ازته و فسفره به نسبتهای مختلف )کودسوپرفسفات تریپل به نسبت 50 و 100 میلی گرم در کیلوگرم، کود اوره به نسبت 100 و 200میلی گرم در کیلوگرم( به همراه دو جدایه از قارچ اندوفیت M. bolleyi ، تیمار شاهد، بیمارگر(Gaeumannomyces graminis) و همچنین دو جدایه از قارچ اندوفیت M. bolleyi بود.پارامترهای رشدی )میزان کلروفیل،وزن تر گیاه ،وزن خشک ریشه،طول اندام هوایی( و همچنیندرصد آلودگی ریشه مورد بررسی قرار گرفت. بررسیهای آماری نشان داد تیمارهایی که دارایبیشترین مقادیر کودی بودند در تمام پارامترهای رشدی اختلاف معنی داری نسبت به تیمار شاهدداشتند. همچنین در تیمارهایی که به تنهایی از قارچ اندوفیت استفاده شد بود نیز اختلاف معنیداری در سطح 5 درصد با تیمار شاهد وجود داشت.از نظر بیماریزایی در تیمارهایی که بهتنهایی از قارچ اندوفیت استفاده شد بیماری حدود 50 درصد کاهش یافت
  38. ردیابی سرولوژیکی ویروس برگ‌قاشقی باقلا در مزارع یونجه استان کرمانشاه
    سمیه فتحی کاکاوندی 1400
    یونجه (Medicago sativa) گیاهی چندساله از خانواده باقلائیان و یک محصول علوفه‌ای مهم در جهان است. ویروس برگ‌قاشقی باقلا (Bean leafroll virus) باعث ایجاد خسارت و کاهش محصول 30 درصدی یا بیشتر در گیاهان خانواده باقلائیان می‌شود. این ویروس از مهم‌ترین بیمارگرهای یونجه است و علاوه بر کاهش محصول در گیاهان آلوده، سبب نشانه‌های کوتولگی و زردی می‌شود. ویروس برگ‌قاشقی باقلا از طریق شته و به صورت پایا، گردشی و غیرتکثیری منتقل می‌شود. با توجه به اهمیت گیاه یونجه و عدم آگاهی از وضعیت آلودگی به این ویروس در مزارع یونجه استان کرمانشاه، این پژوهش با هدف ردیابی ویروس مذکور در مزارع یونجه برخی نقاط استان صورت گرفت. از مزارع یونجه و نخود   در نقاط مختلفی از استان کرمانشاه (مزارع دانشکده کشاورزی دانشگاه رازی در شهر کرمانشاه، روستای گراوند، هرسین، ماهیدشت، دینور، اسلام آباد، گیلان غرب، کنگاور، روانسر و صحنه) نمونه‌برداری شد. برگ‌های گیاهان یونجه و نخود که دارای علائم زردی بودند انتخاب شدند و با استفاده از پادتن‌های دریافتی از DSMZ (شامل IgG با کد AS-0142 و پادتن تک‌همسانه‌ای اختصاصی با کد AS-227/1) با روش تاس-الیزا مورد سنجش قرار گرفتند. از بین ??? نمونه آزمایش شده، 17 نمونه در آزمون الیزا پاسخ مثبت نشان دادند که شامل 12 نمونه یونجه (از مناطق هرسین، ماهیدشت، دینور و دانشکده کشاورزی دانشگاه رازی) و 5 نمونه نخود (از مناطق دینور و دانشکده کشاورزی دانشگاه رازی) بودند. در آزمون انتقال ویروس توسط شته سیاه باقلا، آلودگی از گیاه یونجه به گیاه باقلا انتقال یافت. در این پژوهش، ویروس برگ‌قاشقی باقلا برای اولین بار در مزارع یونجه استان کرمانشاه ردیابی شد.   
  39. مخمرهای آبزی و کاربرد آنها به عنوان زیست کاتالیست در تولید نانوذرات اکسید روی
    نشاط سوسنی 1400
       نانوذرات اکسید روی توجه عمیقی را به دلیل ویژگی­های منحصر به فردی مثل   نسبت سطح به حجم بالا،   انرژی پیوند اکسایتونی بالا، توانایی جذب نوری بالا و فیلترینگ نوری به خود جلب نموده است. نانوذرات اکسید روی دارای کاربردهای زیست پزشکی و دارویی مختلفی مانند تحویل دارو، استفاده در حسگرهای زیستی، خواص ضد سرطان، خواص ضد دیابت، فعالیت ضد میکروبی و تصویربرداری از سلول­ها هستند. علاوه بر این، از این نانوذرات به دلیل جذب امواج نوری در مواد آرایشی و بهداشتی بویژه درکرم­های سوختگی و ضد آفتاب استفاده می­شود. سنتز سبز نانوذرات به عنوان روشی جایگزین، پاک، سریع، مطمئن و به صرفه به جای روش‌های فیزیکی و شیمیایی رایج پیشنهاد شده است. در این پژوهش، جداسازی و شناسایی سویه‌های مخمری آب­زی با قابلیت سنتز نانوذرات اکسید روی مورد مطالعه قرار گرفت. براساس تکنیک کشت غنی سازی سویه مخمری NS02 که بالاترین مقاومت (25/5 میلی مولار) نسبت به نمک استات روی را دارا بود به عنوان سویه­ی برتر جهت آزمایشات سنتز زیستی نانواکسید روی تحت استراتژی سلول در حال استراحت و عصاره­ی عاری از سلول برگزیده شد. ارزیابی اولیه سنتز نانوذرات اکسید روی با مشاهدات چشمی و مطالعه طیف جذبی مرئی-فرابنفش (UV-Visible) انجام شد. شکل، اندازه و ترکیب عنصری نانوذرات اکسید روی سنتز شده توسط میکروسکوپ الکترونی روبشی مجهز به پرتوایکس پاشند? انرژی (SEM/EDX) تعیین شد. آنالیز پراش اشعه ایکس (XRD) با هدف مطالعه ساختار بلوری نانوذرات اکسید روی استفاده شد. فعالیت ضد میکروبی نانوذرات اکسید روی در برابر سویه­های باکتری بیماری‌زای جدا شده از نمونه­های کلینکی به روش انتشار از چاهک بر سطح آگار انجام شد. شناسایی سویه­ی مخمری براساس ویژگی­های ریخت شناسی، بیوشیمیایی و تعیین توالی نوکلئوتیدی ITS1-5.8S-ITS2 انجام شد. در این پژوهش برای نخستین بار توانمندی سویه­ی مخمر بومی آب­زی Rhodotorula pacifica strain NS02 در سنتز برون سلولی نانوذرات اکسید روی با میانگین اندازه ی 9/51 نانومتر تحت استراتژی سلول در حال استراحت و   6/42 نانومتر تحت استراتژی عصاره­ی عاری از سلول گزارش شد. با توجه به کوچک بودن اندازه­ی نانوذرات سنتزی و توزیع یکنواخت مناسب شاهد تاثیر مهاری مطلوب علیه جدایه­های باکتریایی کلینیکی تست شده بودیم. براساس نتایج بدست آمده، بیشترین اثر بازدارندگی نانوذرات مذکور بر علیه Klebsiella pneumoniae و کمترین میزان مهارکنندگی مربوط به Streptococcus pyogenes است. در مجموع براساس نتایج بدست آمده، اثرات مهارکنندگی نانوذرات اکسید روی سنتز شده توسط عصاره­ی عاری از سلول در مقایسه با سلول در حال استراحت بالاتر است.
  40. تاثیر استفاده از پودر لارو سوسک زرد آرد Tenebrio molitor (Col: Tenebrionidae) ، غنی شده با مخمر Saccharomyces cerevisiae و یا باکتری Bacillus velezensis در جیره غذایی مرغهای تخمگذار بر عملکرد و صفات کیفی تخم مرغ
    بهاره یلوهء 1400
      The aim of this study was to investigate theeffect of using Tenebrio molitorlarvae meal, enriched withyeast or bacteria in the diet of laying hens as a substitute for corn andsoybeans, on egg yield and quality traits. In thisexperiment, 180 laying hens of Lohman white LSL-Lite at 68 weeks of age with 5treatments and 6 replications and each replication containing 6 hens for 8weeks were performed. Experimental treatments include 1) 0% level of mealwormpowder as a control treatment 2) Diets containing 2% mealworm 3) Dietscontaining 2% mealworm with bacteria 4) 2% mealworm with yeast 5) 2% mealwormwith bacteria and Yeasts were enriched.
  41. غنی سازی میکروبی ورمی کمپوست به منظور بهبود شاخص های کمی و کیفی گیاه دارویی ریحان
    الناز فتاحی 1400
       چکیده در بستر کشاورزی ارگانیک، کودهای آلی نه تنها مواد غذایی مورد نیاز گیاه را فراهم میکنند بلکه باعث بهبود ساختار فیزیکی خاک و فعالیت بیولوژیک آن نیز می­شوند. هدف این پژوهش، تعیین اثربخشی ورمی­کمپوست غنی­سازی شده با سویه­های باکتری بر عملکرد رویشی ریحان(Ocimum basilicum) و خصوصیات فیزیکی و شیمیایی خاک بود. جدایه­های باکتری از نمونه­های کرم و ورمی­کمپوست جداسازی شدند. غربال­گری جدایه­های باکتری بر اساس افزایش وزن خشک ریحان و در شرایط گلخانه انجام شد. در نهایت سه جدایه 28، 54 و 56 انتخاب شدند و در کنار دو سویه مرجع B. velezensis Fol و B. pumilus INR7 در آزمایش­های بعدی به کار گرفته شدند. آزمایش در قالب طرح کاملا تصادفی اجرا شد و تیمارهای آزمایش شامل کود حیوانی پوسیده، ورمی­کمپوست بدون مایه زنی و ورمی­کمپوست مایه زنی شده با هر یک از سویه­های باکتری بود. پس از گذشت دو ماه ریحان­ها برداشت شده و فاکتورهای مربوط به رشد گیاه، عناصر غذایی خاک و گیاه و ویژگی­های زیستی خاک مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج آزمایش حاکی از برتری معنی­دار ورمی­کمپوست تلقیح شده با جدایه باکتری 56 نسبت به سایر تیمارها است به طوری­که بیش­ترین عملکرد در رشد اندام هوایی و ریشه و عناصر برگ در این تیمار مشاهده شد. بیش­ترین عملکرد وزن تر و خشک به ترتیب با 7/30 گرم   و   54/3 گرم   در تیمار با جدایه 56 و کم­ترین مقادیر (2/13 گرم) و (48/1 گرم) مربوط به تیمار کود حیوانی پوسیده است. تاثیر تیمارهای ورمی­کمپوست تلقیح شده بر مقادیر عناصر آهن، روی، مس و منگنز در برگ ریحان در سطح 1 درصد و بر مقدار نیتروژن در سطح 5 درصد معنی­دار بود. اما میان مقادیر پتاسیم و فسفر برگ تفاوت معنی­داری میان تیمارها مشاهده نشد. بیش­ترین مقادیر جذب عناصر در تیمار با جدایه 56 مشاهده شد به طوری­که غلظت آهن، مس، منگنز، روی و نیتروژن را نسبت به کود حیوانی به ترتیب 3/38، 7/27، 8/25، 6/41 درصد افزایش داد. تاثیر جدایه­های باکتری بر میزان اسیدیته و هم­چنین عناصر ریزمغذی مس، منگنز و آهن در خاک معنادار نبود، اما بر میزان پتاسیم، نیتروژن و فسفر خاک در سطح 1 درصد و بر میزان روی در سطح 5 درصد معنی­دار بود. بیش­ترین مقادیر عناصر خاک در تیمار با سویه 56 به دست آمد به نحوی که مقدار پتاسیم، نیتروژن، فسفر و روی را نسبت به تیمار کودحیوانی 46/39، 4/54، 3/69 و 4/45 درصد افزایش داد. همچنین، با توجه به این­­که بیشترین غلظت کربن­آلی مربوط به تیمار 56 بود و بیش­ترین میزان رشد گیاه را نیز ایجاد کرده بود می­توان انتظار داشت که ترشحات بیش­تر ریشه موجب افزایش تنفس میکروبی در خاک شده و به همین دلیل تفاوت میان تیمارها در سطح یک درصد معنی­دار شده است.   
  42. پالایش زیستی هیدروکربن¬های نفتی با استفاده از ترکیب باکتری¬ و مخمر Candida tropicalis جدا شده از خاک منطقه نفت شهر در استان کرمانشاه
    بنفشه ویسی 1400
    لازم به ذکر است که علاوه بر باکتری­ها، قارچ­ها و مخمر ها نیز دارای توانایی متابولیک استفاده از کربن موجود در ترکیبات هیدروکربنی برای سنتز سلولی خود می­باشند. در واقع متوسط میزان تجزیه هیدروکربن­های نفتی به وسیله قارچ­ها می­تواند از باکتری­ها بیشتر باشد. در این بررسی به منظور بررسی اثر برهم­کنش باکتری و مخمر در تجزیه هیدروکربن­های موجود در نفت خام در محیط مایع M9 حاوی 2 درصد نفت خام چهار سویه باکتری که دارای بیشترین توان رشد و تحمل در محیط­های آلوده به هیدروکربن نفتی بودند، از کلکسیون میکروب­های آزمایشگاه بیولوژی دانشکده کشاورزی دانشگاه رازی استان کرمانشاه به دست آمد، که قبلا کارایی آن­ها در حذف آلاینده­های نفتی اثبات شده بود، سویه های باکتری شامل Bacillus.thuringiensis،   taphylococcus.gallinarum،Arthrobacter.citreus و   aenarthrobacter.nitroguajacolisبود. هم­چنین باتوجه به مطالعات قبلی و توانایی مخمر Candida.catenulata در تجزیه هیدروکربن­های نفتی این گونه مخمر از دانشکده نفت و پتروشیمی دانشگاه رازی تهیه و جز تیمارهای مورد بررسی قرار گرفت. توئین 80 به میزان 10 درصد نفت خام، به عنوان سورفکتانت استفاده شد. آزمایش­های تجزیه زیستی در محیط مایع M9 حاوی 2 درصد نفت خام به عنوان تنها منبع کربن و با در نظر گرفتن فاکتورهای باکتری و مخمر و سورفکتانت در دو بازه زمانی 7 و 14 روز انجام شد. در مرحله اول آزمایش ابتدا توانایی تجزیه زیستی نفت خام توسط کشت خالص سویه­های باکتری و مخمر کاندیدا کاتنولاتا در مدت زمان 7 و 14 روز مورد بررسی قرار گرفت.   نتایج حاصل از تجزیه زیستی نشان داد هرکدام از جدایه های باکتریایی و مخمر کاتنولاتا قادر به حذف به ترتیب 21 ، 48، 53 ، 35   و 65 درصد نفت خام در مدت زمان 7 روز بوده­اند. برای بررســی تاثیــر ســورفکتانت در تجزیــه نفت خام از بیوســورفکتانت توئین80 (1/0%)استفاده شد که به طور متوسط عملکرد جدایه­های باکتری را 10% افزایش داد.   به منظور بررسی اثر بر هم کنش باکتری-مخمردر محیط کشت، تلقیح همزمان هرکدام از سویه های باکتریایی و مخمر در محیط کشت انجام شد. مقدار تجزیه نفت خام در محیط حاوی کنسرسیوم­های میکروبی   برابر با 55،58،72 و 64 بود که به ترتیب   متعلق به کنسرسیوم های + C.catenulata B.thuringiensis،   S.gallinarum+C.catenulata،A.citreus + C.catenulata   و   P.nitroguajacolis+ C.catenulataبود. بیشترین مقدار حذف هیدروکربن در محیط مربوط به تلقیح همزمان همه چهار جدایه باکتریایی و مخمر در حضور سورفکتانت بود که برابر با 95 درصد در مدت زمان 7 روز بوداین نتایج نشان داد زمان بهینه برای تجزیه هیدروکربن­های موجود در نفت خام برابر با 7 روز است و استفاده از کنسرسیوم های میکروبی نسبت به کشت خالص آن­ها عملکرد بهتری در تجزیه نفت خام دارد. کلیدواژه: آلاینده­های نفتی، باکتری، نفت شهر، هیدروکربن، مخمر کاندیدا کاتنولاتا
  43. کمپوست کردن کود مرغی با زئولیت و کاه گندم و اثر کاربرد آن بر برخی از شاخص های زیستی و شیمیایی خاک
    شیوا ملکی 1400
  44. مهار زیستی نماتد ریشه گرهی گوجه‏فرنگی ،Meloidogyne javanica، با استفاده از برخی ریزوباکتری‏ها و ترکیبات القاء کننده مقاومت در شرایط گلخانه.
    مهسا کرمی سیاه بیدی 1400
    نماتد مولد گره ریشه گوجه فرنگی با عامل Meloidogyne javanica یکی از بیماری‏های مخرب گوجه فرنگی در ایران و جهان است که در سال های اخیر در کرمانشاه نیز شیوع پیدا کرده است. هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی مهار این بیماری با استفاده از باکتری‏های محرک رشد گیاه و ترکیبات القاء کننده مقاومت بود. به این منظور دو آزمایش مجزا طراحی شد. در یک آزمایش ترکیبات القاء کننده مقاومت در غلظت 100 میکرومول و سویه‏های باکتری با جمعیت CFU/mL 109×1 روی اندام‏های هوایی مه‏پاشی شدند و شاخص‏های رشدی و فاکتورهای مربوط به تکثیر و بیماریزایی نماتد در اندام­های هوایی 70 روز بعد از کاشت ارزیابی گردید. در آزمایش دوم به منظور بررسی اثر مکانیسم مقاومت القایی در شرایط خاک از روش تقسیم ریشه استفاده شد. ریشه گیاه به دو قسمت تقسیم و در دو گلدان مجزا قرار داده شدند. به یک گلدان سویه­های باکتری و به گلدان دیگر لارو سن دوم بیمارگر اضافه گرید. در آزمایش مه پاشی بهترین تیمار در مهار بیمارگر ترکیب بنزوتیادیازول بود که قادر بود صفات گال، تخم، توده تخم و لارو سن دوم را نسبت به شاهد آلوده به ترتیب 97، 97، 99 و 45 درصد کاهش دهد. تیمار با بنزوتیادیازول طول اندام های را نسبت به شاهد آلوده 1/68 درصد افزایش داد. بیشترین وزن تر و خشک اندام هوایی و وزن تر و خشک ریشه به ترتیب مربوط به تیمارهای متیل سالیسیلات، بنزوتیادیازول، استوئین بود. در آزمایش تقسیم ریشه، تیمار با سویه B. pumilus INR7 بیشترین اثر را در کاهش صفات تعداد توده تخم، تعداد تخم و تعداد لارو سن دوم دارا بود ولی سویهFOL   B. velezensis بهترین سویه در کاهش تعداد گال روی ریشه بود. در این آزمایش بیشترین میزان صفات طول اندام‏های هوایی و وزن تر ریشه مربوط به تیمار با سویه B. pumilus INR7 بود و بیشترین مقدار صفات وزن تر و خشک اندام‏های هوایی و وزن خشک ریشه مربوط به تیمار با سویه FOL   B. velezensis بود. در مجموع و بر اساس نتایج این پژوهش بهترین روش کاربرد باکتری‏های محرک رشد، استفاده آن‏ها در خاک و محیط ریزوسفر است.کاربرد ترکیبات القاء کننده رهیافتی امید بخش در مهار بیماری ریشه گرهی گوجه‏فرنگی است.   
  45. اثرات ضدمیکروبی نانوذرات دی‌اکسید تیتانیوم
    محمدرضا امیری 1400
  46. پالایش زیستی هیدروکربن¬های خطی با استفاده از باکتری¬های جدا شده از خاک مناطق آلوده در استان کرمانشاه
    سمیرا پاکدل 1399
  47. تجزیه زیستی آلاینده¬های نفتی آروماتیک با استفاده از باکتری¬های جدا شده از خاک مناطق آلوده در استان کرمانشاه
    فیروزه غلامی کیونانی 1399
  48. بررسی خصوصیات سویه های Xanthomonas translucens عامل بیماری نواری باکتریایی گندم در استان کرمانشاه
    سامان حسینی سامره 1399
      نواریباکتریایی (BLS) یکی از مهم‌ترین بیماری‌های باکتریایی گندم در جهان محسوب می‌شود. این بیماری پیرو تغییرات آب و هوایی به‌خصوص بارندگی‌های زیاد در سال‌های اخیر در استان کرمانشاه شیوع پیداکرده و موجب خسارت قابل‌توجه شده است. به‌منظور تعیین خصوصیات فنوتیپی، بیوشیمیایی، مولکولی عامل بیماری و مشخص نمودن پاتووارهای آن در مناطق مختلف استان، طی سال‌های 1398 و 1399 از مناطق عمده گندم‌کاری استان از برگ‌ها و بذرهای آلوده نمونه‌برداری صورت گرفت. در آزمایشگاه، 140 جدایه روی محیط کشت آگار غذایی به دست آمد. خصوصیات فنوتیپی و بیوشیمیایی جدایه‌ها‌ی منتخب بررسی گردید و بر اساس نتایج، چهار جدایه برای تعیین پاتووار باکتری انتخاب شدند و بیماری‌زایی آن‌ها در چهار میزبان اصلی شامل گندم، جو، چاودار و تریتیکاله بررسی شد. تنوع ژنتیکی بین جدایه‌ها با استفاده از روش rep-PCR و با آغازگرهای ERIC و BOX بررسی شد. بر اساس نتایج آزمون بیماری‌زایی، دو جدایه انتخاب و با استفاده از آغازگرهای 1492R و 27F ناحیه حفاظت‌شده 16S rRNA این دو جدایه تعیین توالی گردید. طبق نتایج آزمون‌های فنوتیپی و بیوشیمیایی جدایه‌ها به باکتری Xanthomonas translucens تعلق داشتند و توالی 16S rRNA تعیین شده برای جدایه‌ها شباهت 100% را با گونه X.translucens در بانک اطلاعاتی NCBI داشت. نتایج آزمون‌ بیماری‌زایی نشان‌دهنده وجود دو پاتووار undulosa و cerealis
  49. اثر پرتودهی طیف مرئی بر تولید رنگدانه‌های کاروتنوئیدی در مخمر قرمز Rhodotorula toruloides
    مائده علیزاده 1399
  50. شناسایی و تعیین خصوصیات باکتری های بیماری زای گردو در مناطق گیلانغرب و سرپل ذهاب استان کرمانشاه
    بابک جعفری 1399
      درخت گردو با نام انگلیسی(Walnut) از   میوه­های آجیلی مهم از خانواده   Juglandaceae   با نام علمی Juglans می­باشد. درخت گردو از لحاظ میوه و چوب دارای ارزش اقتصادی بالایی می­باشد.  بیماری­های باکتریایی سالانه بطور مستقیم و غیر مستقیم خسارت فراوانی را به درخت گردو وارد می­آورند و باعث کاهش کمیت و کیفیت میوه و چوب درخت گردو می­شوند.در   بهار، تابستان و پاییز سال­های 1396، 1397، 1398 و 1399 از باغ­های گردوی شهرستان­های گیلانغرب و سرپل­ذهاب استان کرمانشاه بصورت هدفمند از برگ­های دارای لکه­برگی با حاشیه زرد مشخص، سوختگی میوه، شانکر و سوختگی سرشاخه­های جوان، شانکر پوستی تنه و سرخشکیدکی نمونه­برداری بعمل آمد. آزمون­های بیوشیمیایی باعث گروه­بندی   نمونه­ها شد به صورتیکه عامل نمونه لکه برگی در ماه­های فروردین و اردیبهشت باکتری­های   Microbacterium sp.و Xanthomonas   شناسایی شد که شناسایی مولکولی با استفاده از پرایمر عمومی (27f-1492r)   نیز عامل لکه برگی را جنس Microbacterium sp شناسایی کرد. در حالیکه با گرم شدن هوا در ماه­های تیر و مرداد   لکه برگی­های بزرگ با حاله زرد مشخص بدست آمدند که این گروه از نمونه­ها در جنس Pantua   قرار گرفتند.گروه نمونه­های بدست آمده از میوه در ماه­های اردیبهشت که سوختگی از ناحیه گلگاه میوه شروع شده و تا مغز میوه پیش­روی می­کند در جنس Microbacterium   شناسایی شد. در حالیکه با گرم شدن هوا در ماه­های تیر و مرداد سوختگی میوه بیشتر محدود به ناحیه سبز میوه می­بود که آزمون­های بیوشیمیای این نمونه­ها را در جنس Pantua گروه­بندی کرد. نمونه­های شانکر سرشاخه جوان در ماه­های فروردین و اردیبهشت در جنس Xhantomonas   گروه­بندی شدند. که با گرم شدن هوا نمونه­های بدست آمده در جنس Pantua گروه­بندی شدند. علایم شانکر پوستی گردو در ماه­های گرم سال قابل مشاهده می­باشد که آزمون­های بیوشیمیایی این نمونه­ها را در جنس Brennaria Nigrifluene گروه بندی کرد در حالیکه پرایمر تخصصی (f1-c3)   و همچنین پرایمر عمومی (27f-1492r)   قادر به تفکیک دقیق این­ نمونه­ها نبودند.  گروه نمونه­های سرخشکیدگی که از سرشاخه­ها شروع شده و علایم بیماری تا عمق تنه درخت ادامه داشت براساس آزمون­های بیوشیمیای در جنس Xhantomonas   قرار گرفتند.
  51. کنترل بیولوژیک Fusarium redolens عامل زردی و پوسیدگی ریشه نخود با استفاده از ریزوباکتری‌های محرک رشد گیاه
    لیلا حسینی پور 1399
      بیماری‌های فوزاریومی نخود، شایع‌ترین بیماری این گیاه در ایران و جهان است. استان کرمانشاه ازنظر میزان تولید، سطح زیرکشت و عملکرد مقام اول را در کشور داراست.   خسارت عمده و عامل اصلی زردی فوزاریومی نخود در استان کرمانشاه F.redolens است. این قارچخاکزاد، با دامنه میزبانی وسیع، امکان مهار با روش‌های شیمیایی را مشکل کرده است. کنترل زیستی بیماری‌های گیاهی به عنوان جایگزینی ایمن برای کنترل مواد شیمیایی می‌باشد. همچنین استفاده از پروبیوتیک‌های گیاهی، روشی امید بخش درمهار بیماری و افزایش رشد گیاه محسوب می‌‌شود. در این پژوهش از 13 جدایه برای مهارپیتماس در شرایط گلخانه‌ای مورد بررسی قرارگرفت. صفات مورد ارزیابی شامل؛ تاثیر جدایه‌ها بر وزن‌تر و خشک ریشه و اندام هوایی و کنترل شدت بیماریی بود. بیماری فوزاریومی و تاثیرآن بر رشد گیاه نخود در دو بستر خاک وبیشترین وزن‌تر ریشه در بسترخاک، جدایه GBO3 با وزن 27/32 جدایه 29 با 1.29 گرم و جدای?19، با 29/1 گرم بیشترین تاثیر را در وزن خشک اندام گرم و بیشترین‌تر وزن اندام هوایی، مربوط به جدایه FOL با وزن 23/24 بود. در بستر پیتماس جدایه 19 با وزن 41/44 گرم بیشترین وزن‌تر ریشه هوایی را به خود اختصاص دادند. وزن خشک ریشه در بستر پیتماس در حضور بیمارگر، و جدایه INR7 با وزن 36/29 گرم بیشترین وزن‌تر اندام بستر، جدایه‌های 13،29، B124, VELZ, P2 با 75درصد درهوایی نسبت به سایر جدایه‌ها داشته‌اند. در بستر خاک وزن خشک ریشه مربوط به جدایه 21 با 41/. گرم و وزن خشک اندام هوایی جدایه 19 با 15/1 گرم بیشترین تاثیر را نسبت به سایر جدایه ها داشته‌اند. در مهار زیستی، جدایه‌های بومی 21 و 19 در هر دو شدند. بستر پیتماس و جدایه P2 با 5/37درصد و جدایه‌های‌ GBO3 ,INR7 و B124 با 35/31درصد در بستر خاک، باعث مهار بیماری شدند.واژگان کلیدی: بیماری‌های فوزاریومی نخود، پروبیوتیک‌های گیاهی، مهار زیستی، F.redolens
  52. مهار پاخوره گندم (Gaeumannomyces tritici) با استفاده از فرمولاسیون ترکیبات فرار القا کننده مقاومت
    الهام صفری 1398
       371 نانومتر و در در حدود 75.19 نانومتر بود. با توجه به نتایج اسپکتوفتومتری این حامل‌ها توانستند ترکیبات فرار را تا 14 روز نگه‌دارند که در روزهایی   آغازین رهایش بیشتری داشته و بتدریج کاهش یافته و پس از 14 روز مقدار جذب روش اکستروژن امولسیونی   به 2/0 و خشک کن پاششی و پلیمریزاسیون رسوبی به 5/0 رسید و برای تایید محصور شدن ترکیبات فرار در حامل‌های بالا از FTIR   نیز استفاده شد که این نیز محصور شدن ترکیبات فرار را تایید کرد.  [B1]در زیر عکس اسکیل وجود دارد و بر اساس آن اندازه چندین ذره محاسبه و میانگین گرفته می شود.
  53. مطالعه تاثیر روش ساخت نمونه در بهسازی خاک به روش رسوب گذاری زیستی کربنات کلسیم
    سارا کرمی 1398
  54. سنتز سبز نانوذرات نقره با استفاده از عصاره همیشه بهار(Calendula officinalis) و بررسی اثر آن بر باکتری Pectobacterium caratovorum
    آتوسا الفتی 1398
  55. طبقه بندی دو گیاه ریحان و مرزه براساس میزان کود اوره استفاده شده به کمک سامانه ماشین بویایی
    فرانه خدامرادی 1398
    ریحان، مرزه، کود اوره،بینی الکترونیک،هوش مصنوعی
  56. اثر تلقیح بذر با باکتری های محرک رشد گیاه بر کمیت و کیفیت عملکرد سه رقم عدس در شرایط دیم
    زمان مرادی 1397
      در کشور ایران به­ علت شرایط جغرافیایی خشک و نیمه خشک، کشت عدس به طور عمده به صورت دیم و با عملکرد بسیار پایین­تر از تولید جهانی صورت می­گیرد. علت اصلی کاهش عملکرد در مناطق دیم، تنش خشکی آخر فصل رشد است. باکتری­های محرک رشد گیاه قادرند با مکانیسم­های متعددی از جمله کمک به انحلال و جذب مواد غذایی و همچنین تنظیم هورمون­های رشدی سبب تحریک وتوسعه رشد گیاه وکمک به جذب بیشترآب و مواد غذایی گیاه شده و از گیاه در مقابل اثرات تنش خشکی محافظت کنند. بنابراین در این پژوهش اثر سویه­های­ مختلف باکتری­های محرک رشد گیاه بر کیفیت و کمیت عملکرد و خصوصیات رشدی سه رقم عدس در شرایط دیم در مزرعه تحقیقاتی پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه رازی در سال زراعی 95-1394 در دو آزمایش جداگانه گلخانه­ای و مزرعه­ای به صورت آزمایش فاکتوریل مورد بررسی قرار گرفت. فاکتور اول شامل سه رقم عدس (محلی کرمانشاه، بیله سوار و کیمیا) و فاکتور دوم سویه­های مختلف باکتری که در شرایط گلخانه ده سویه (شامل : B124، B40، E10، E7، E3،P6، D4، D1، B19، D3) بودند و بر اساس نتایج آزمایش گلخانه­ای شش سویه­ برتر شامل: Acromobacter sp.،Bacillus sp. ،Bacillus licheniformis ، Pseudomonas putida، Bacillus cereus، (Bacillus megaterium انتخاب و در ادامه جهت استفاده در آزمایش مزرعه­ای شناسایی شدند. بر اساس نتایج تجزیه واریانس، اثر تیمار باکتری­های محرک رشد بر عملکرد دانه، عملکرد زیست­توده، وزن هزار دانه، تعداد دانه در غلاف و ارتفاع بوته در سطح احتمال 01/0 معنی­دار شد. بوته­های تیمار شده با سویه Bacillus licheniformis دارای بیشترین عملکرد دانه و بوته­های تیمار شده با Pseudomonas putida دارای بیشترین عملکرد زیست­توده بودند. رقم­ها از نظر عملکرد دانه، عملکرد زیست­توده، شاخص برداشت، تعداد غلاف خالی در بوته، تعداد دانه در غلاف، تعداد شاخه­های فرعی، تعداد شاخه­های فرعی­فرعی در سطح احتمال 01/0 با هم تفاوت معنی­دار داشتند. در بین ارقام عدس، رقم کیمیا بیشترین و رقم محلی کرمانشاه کمترین عملکرد دانه را بخود اختصاص دادند. رقم کیمیا از نظر عملکرد زیست­توده، شاخص برداشت، وزن هزار دانه و ارتفاع بوته نسبت به رقم­های بیله­سوار و ­محلی کرمانشاه برتری داشت. اثر متقابل رقم و باکتری­  hy;های محرک رشد گیاه بر صفت­های تعداد دانه در بوته، تعداد غلاف در بوته، تعداد غلاف پر در بوته، درصد پروتئین ساقه، درصد پروتئین دانه، عملکرد پروتئین دانه، نیاز حرارتی جهت گل­دهی و نیاز حرارتی جهت رسیدگی فیزیولوژیک در سطح احتمال 01/0 معنی­  hy;دار شدند. سویه­های Acromobacter sp.   و Pseudomonas putida   بیشترین اثر مثبت را بر صفت­های تعداد دانه در بوته، تعداد غلاف در بوته و تعداد غلاف پر در بوته و سویه Bacillus megaterium   دارای بیشترین اثر مثبت معنی­دار بر درصد پروتئین دانه و سویه Bacillus licheniformis   دارای بیشترین اثر مثبت معنی­دار بر عملکرد پروتئین دانه و سویه Pseudomonas putida   دارای بیشترین اثر افزایشی معنی­دار بر نیاز حرارتی گل­دهی و رسیدگی رقم­های مختلف عدس بودند. با توجه به نتایج به دست آمده می­شود نتیجه­گیری نمود که، احتمالاً کاربرد سویه­های باکتری محرک رشد گیاه منجر به افزایش عملکرد دانه عدس در مناطق دیم خواهد شد.
  57. مهار زیستی بیماری مرگ گیاهچه لوبیا با عامل Rhizoctonia solani توسط ریزوباکترهای جدا شده از فراریشه‌ی لوبیا
    یونس رضایی فر 1397
    بیماری مرگ گیاهچه لوبیا ناشی از Khun Rhizoctonia solani   یکی از بیماری­های مهم لوبیا در کشور بویژه در استان کرمانشاه است. ماهیت خاکزی، قدرت ساپروفیتی بالا و دامنه میزبانی وسیع این بیمارگر، امکان مهار آن توسط روش­های شیمیایی و به­نژادی را مشکل کرده است. از روش­های امید بخش برای مهار بیمارگرهای خاکزاد استفاده از روش­های زیستی و بویژه استفاده از باکتری­های پروبیوتیک گیاهی می­باشد. این باکتری­ها علاوه بر مهار بیماری به وسیله­ی تولید مواد بازدارنده یا القا سیستم دفاعی گیاهان،   قادرند با تولید مواد افزایش دهنده رشد گیاه همچون هورمون ها و فراهم کردن عناصر ضروری، رشد گیاه را نیز افزایش دهند. در این پژوهش، تاثیر 52 باکتری جدا شده از رایزوسفر خارجی، 26 باکتری جدا شده از ناحیه ریزوپلن لوبیا و 8 سویه­ی تجاری موجود در بازار به صورت تیمار بذر به منظور انتخاب موثرترین سویه در افزیش رشد گیاه لوبیا مورد بررسی قرار گرفت. در غربال اولیه 11 جدایه طی آزمون افزایش رشد انتخاب شدند. از جدایه­های غربال شده، چهار   جدایه بومی 40، 21،19 و 29 و سویه­ی تجاری Bacillus pumilus INR7 به ترتیب باعث مهار 52 ، 47، 70، 37 و 80 درصدی بیماری شدند. نهایتاً   تعداد چهار سویه که دارای بهترین نتایج در آزمون­های افزایش رشد و مهار زیستی بودند جهت شناسایی مولکولی انتخاب و ناحیه 16S آنها تکثیر و توالی­یابی شد. درخت فیلوژنتیکی برای جدایه­های باکتری ترسیم گردید و مشخص شد جدایه­های   40، 21،19، 29 به ترتیب بیشترین شباهت را به گونه­های Bacillus cereus، Pseudomonas geniculata، Bacillus simplex و Serratia marcescens دارند. در ادامه تاثیر تیمارهای مختلف در فرمولاسیون سویه B. pumilus INR7 مورد ارزیابی قرار گرفت. صفات مورد ارزیابی شامل کارایی فرمولاسیون در مهار بیمارگر، افزایش حداکثری تولید زی­توده، نسبت بالای اسپور به پیکره­های رویشی و در نهایت ماندگاری اسپور در طول 180 روز انبارداری بود. غلظت­های مختلف اوره و ملاس چغندرقند به عنوان منبع ازت و کربن مورد ارزیابی قرار گرفت و مشخص شد، بیشترین تولید زی­توده به ترتیب با کاربرد ملاس چغندرقند و اوره با غلظت 30 و 6 گرم در لیتر محیط M1 حاصل گردید. در ارزیابی برخی عناصر غذایی در تحریک اسپور مشخص شد، بیشترین فرم بقا با استفاده­یِ نمک­های معدنی ZnCl2 ,MgCl2 ,(NH4)2So4 ,FeCl3 ,CaCl2 و MnCl2 به ترتیب با غلظت­های 0776/0، 0081/0، 321/1، 190/0، 00013/0 و 00629/0 گرم در لیتر بدست آمد. به منظور افزایش ماندگاری سویه باکتری در محیط یخچال و انبار معمولی، ترکیبات نمک خوراکی، پلی­اتیلن گلیکول، پلی­وینیل پیرولیدون، صمغ عربی و گلیسیرین به ترتیب با غلظت­های2/0، 5، 20، 1/0 و 4 گرم بر لیتر موثرترین شناخته شدند. در نهایت، بیشترین جمعیت میکروبی بعد از گذشت 180 روز، در یخچال   CFU/ml 108×7 و انبار معمولی CFU/ml 107×9   با توانایی72درصدی مهار بیماری حاصل گردید. کلمات کلیدی: ریزوباکتر، مرگ گیاهچه، مهار زیستی، فرمولاسیون، Bacillus pumilus INR7  
  58. جداسازی لاین‌های خالص موتانت‌ غیرفعال برای ژن‌های آمینوالکل‌فسفو‌ترانسفراز (AAPT1 و AAPT2) در آرابیدوپسس
    معصومه خسروی 1397
  59. شناسایی باکتری‏های مرتبط با شانکر درختان میوه هسته‏دار در استان کرمانشاه
    رکسانا اعرابی 1397
    هستهداران )fruits Stone )گیاهانی ازخانواده Rosaceae و شامل گونههای مختلفی ازجمله آلو، هلو، زردآلو، گیالس وبادام میباشند. این گیاهان دارای اهمیت اقتصادی زیادی به عنوان منابع میوه )آلو، هلو، زردآلو، گیالس و بادام(، روغن، چوب و گیاه زینتی در سراسر جهان هستند. از مهمترین بیماریهای درختان میوهی هستهدار میتوان به شانکر و لکهباکتریایی هستهداران اشاره کرد که بهترتیب بوسیله پاتوارهای (hall van (syringe Pseudomonas و باکتری prunus. pv arboricola Xanthomonas ایجاد شده و در مناطق مختلفی از جهان شناسایی شدهاند. در استان کرمانشاه تا قبل از این تحقیق بررسی دقیقی در این زمینه صورت نگرفته بود، لذا در این تحقیق به شناسایی باکتریهای بیماریزای درختان هستهدار دراین استان پرداخته شد برای این منظور در طی سالهای ?? ،??و ?? از درختان آلوده و سالم باغات استان کرمانشاه نمونهبرداری انجام گرفت. نمونهها از شاخهها، برگها و پوست تنه درختان دارای عالیم شانکرجمعآوری شد. پس از انتقال نمونهها به آزمایشگاه،و طی مراحل جداسازی باکتریها برای شناسایی باکتریهای جداشده، آزمونهای فیزیولوژیکی و بیوشیمیایی مختلف و آزمون بیماریزایی انجام شد. همچنین، تعیین توالی قطعه rRNA16 S با دو آغازگر F27 و R1492 برای کمک در شناسایی باکتریها انجام شد. بیماریزایی جدایهها در نهالهای هلو در شرایط گلخانهای مورد بررسی قرار گرفت. باکتریهای بیماریزا که با روشهای معمول اثبات بیماریزایی از جمله ایجاد فوق حساسیت در شمعدانی و لهیدگی نرم در سیبزمینی شناسایی شدند و در نهایت به عنوان جدایههای بیماریزا روی نهال هستهدار به اثبات رسیدند که به جنس Xanthomonas وPesudomonas و Microbacterium تعلق داشتند.و تعیین توالی جدایه 8.Y1 صحت جنس Microbacterium را تایید کرد.گروه بیماریزا شامل دو زیر گروه بود در زیر گروه اول ? جدایه به نمایندگی انتخاب گردیدکه نتیجهی آزمونهای فیزیولوژیکی و بیوشیمایی برای هر سه جدایه متفاوت بود. تنها در جدایه 7.O1 برای همه آزمونهای اختصاصی باکتری سودوموناس سیرینگه نتایج مشابهی مشاهده شد. در زیرگروه دوم ? جدایه به نمایندگی انتخاب شد که با توجه به نتایج آزمونها این زیرگروه بیشترین شباهت را به باکتریهای جنس Xanthomonas داشتند. گروه دوم که شامل باکتریهای غیر بیماریزا میباشند نیز به دو زیر گروه تقسیم شدند؛ زیر گروه اول عمدتاً متعلق به جنس Pesudomonas از جمله گونه fluorescens. P بودند و تعدادی از جدایههای به جنس Erwinia تعلق داشتند. در زیر گروه دوم جدایه ها عمدتا متعلق به جنسهای مختلفی از جمله جنس Bacillus میباشند.
  60. ارائه روشی مبتنی بر PCR برای ردیابی باکتری‏ Microbacterium sp. بیماری‏زای صنوبر درایران
    نشاط جلیلیان 1397
    صنوبر با اسم علمی Populus   . از تیره بید (Salicaceae) درختی با رشد سریع و ارتفاع زیاد است که به ویژه در شمال‏غرب و غرب کشور کاشته می‏شود و از جنبه‏های مختلف از جمله تولید چوب و در فضای سبز اهمیت زیادی دارد. شانکرباکتریایی از مهم‏ترین بیماری‏های صنوبر در سراسر جهان محسوب می‏شود. عامل بیماری در ایران Microbacterium sp. گزارش شده است. درحال حاضر شناسایی گیاهان آلوده به بیماری و نیز باکتری عامل آن به روش‏های سنتی جداسازی باکتری از بافت گیاهی و انجام آزمون‏های بیوشیمیایی لازم انجام می‏شود که وقت‏گیر و غیرقابل اعتماد می‏باشد. دراین بررسی برای اولین بار طراحی روش مبتنی بر(PCR) Polymerase chain reactio   جهت شناسایی و ردیابی این باکتری مورد مطالعه قرار گرفت. بدین منظور ابتدا قطعه 16S rRNA از ژنوم Microbacterium sp. جداشده از درختان صنوبر در غرب و شمال‏غرب ایران، تکثیر و تعیین توالی شد. پس از مقایسه توالی قطعه با توالی‏های موجود در Genbank، آغازگرهای A ,B ,C   طراحی گردید. مخلوط واکنش و برنامه PCR طراحی و بهینه‏سازی شد به طوری‏که آغازگرهای طراحی شده توانست یک قطعه bp   496   از ژنوم باکتری عامل بیماری را تکثیر نماید. نتیجه PCR برای کلیه استرین‏های باکتری عامل بیماری اخذ شده از کلکسیون گروه گیاه‏پزشکی دانشگاه رازی کرمانشاه مثبت بود، در حالی که از ژنوم هیچ یک از باکتری‏های اپی‏فیت جداشده از قسمت‏های هوایی درختان صنوبر قطعه‏ای تکثیر نگردید. این اولین گزارش از طراحی آغازگرهای اختصاصی برای باکتری Microbacterium sp. می‏باشد.
  61. زیرساختاردیواره دانه گرده برخی از جنس های تیره نسرینیان به ویژه جنس پیاز از استان کرمانشاه و گونه های فوزاریوم مرتبط با آن
    طاهره مرادی 1397
  62. بررسی نقش ریزوباکتری‌های افزایش دهنده رشد گیاهان (PGPR) در کاهش تنش شوری در گوجه فرنگی
    شیدا ناصری 1397
    شوری و تجمع املاح در خاک از مهم­ترین تنش‌های غیرزیستی محدودکننده تولید محصولات کشاورزی در مناطق خشک و نیمه خشک می­باشد که موجب اختلال در عملکرد بهینه محصولات کشاورزی می­شود. شوری خاک اثرات مخرب خود را از طریق سمیت یون‌های ویژه موجود در خاک، اثر بر فعالیت­های زیستی و اثر تخریبی بر ویژگی‌های‌ فیزیکی خاک اعمال می‌کند. در گیاهان مختلف، غلظت بالای نمک در مرحله جوانه‌زنی باعث از بین رفتن جوانه‌ها و کاهش عملکرد می­شود. از این رو بررسی راهکارهای موثر به منظور کاهش تنش شوری بسیار با اهمیت است. در پژوهش‌های پیشین، به منظور کاهش تنش شوری خاک روش‌های مختلفی مورد آزمون و استفاده قرار گرفته است که از مهم­ترین آن‌ها می­توان به روش‌های زیستی اشاره کرد. از جمله مهمترین روش‌های زیستی استفاده از ریزوباکتری­های محرک رشد گیاهان (PGPR) می‌باشد که آنچنان که از نام آن‌ها پیداست، باعث افزایش رشد گیاهان می­شوند. در این مطالعه، اثرات برخی سویه‌های PGPR در کاهش تنش شوری در گیاه گوجه‌فرنگی در شرایط گلخانه‌ای مورد بررسی قرار گرفت. تیمارهای آزمایشی شامل شش سطح باکتری (5   سویه باکتری+1 شاهد) و پنج سطح شوری خاک (شاهد،5/2، 0/5، 5/7 و0/10 دسی زیمنس برمتر از نمک‌های کلرید سدیم و کلرید کلسیم با نسبت برابر)   می­باشند. ابتدا ویژگی‌های شناسنامه‌ای خاک بررسی شد، سپس ویژگی­های گیاهی شامل: میزان سدیم، پتاسیم، پرولین و ویژگی­های خاک شامل: تنفس میکروبی، تنفس برانگیخته (SIR)،کربن زیست توده میکروبی و کسر متابولیک و ویژگی‌های مورفولوژیک شامل وزن خشک اندام هوایی، وزن خشک ریشه، طول ریشه، حجم ریشه، ارتفاع بوته، تعداد گل، مقاومت روزنه‌ای و عملکرد میوه اندازه­گیری شد. پس از تجزیه و تحلیل، نتایج نشان داد که پتاسیم اندام هوایی، وزن خشک اندام هوایی، ارتفاع بوته، تعداد گل، وزن خشک ریشه، طول ریشه، حجم ریشه و عملکرد میوه پس از اعمال تنش شوری نسبت به شاهد کاهش معنی‌دار یافت. پارامترهای بیولوژیک شامل تنفس پایه، تنفس ناشی از سوبسترا، کسر متابولیکی و کربن زیست توده میکروبی پس از اعمال تنش شوری کاهش معنی‌دار یافت. محتوای سدیم گیاه و مقاومت روزنه‌ای و محتوای پرولین پس از اعمال تنش شوری افزایش یافت که این افزایش معنی‌دار بود. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل شاخص­های بیولوژیک پس از تلقیح با باکتری‌های محرک رشد گیاه نشان داد تنفس خاک، کربن زیست توده میکروبی، تنفس ناشی از سوبسترا و کسر متابولیک   تفاوت معنی‌داری با شاهد ( تیمار بدون باکتری) نشان دادند. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده‌ها پس از تلقیح با باکتری‌های محرک رشد نشان داد که محتوای سدیم اندام هوایی و مقاومت روزنه‌ای و محتوای پرولین در مقایسه با تیمار شاهد کاهش معنی‌دار یافت. وزن خشک اندام هوایی، وزن خشک ریشه، حجم ریشه و طول ریشه پس از تلقیح با باکتری‌های محرک رشد افزایش یافت اما این افزایش معنی‌دار نبود. عملکرد میوه پس از تلقیح با باکتری‌های محرک رشد افزایش یافت اما این افزایش معنی‌دار نبود. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده‌ها پس از تلقیح با باکتری‌های محرک رشد گیاه نشان داد که ارتفاع بوته، تعداد گل، محتوای پتاسیم گیاه افزایش یافت که این افزایش نسبت به شاهد معنی‌دار بود. از بین سویه‌های مورد بررسی در این پژوهش تاثیر باکتری سودموناس جنیکولاتا (Pseudomonas geniculate B11) بیشتر از سایر سویه‌ها بود و موجب بهبود بسیاری از پارامترهایی شد که در اثر تنش شوری دچار افزایش یا کاهش شده بودندبه طور کلی می‌توان نتیجه گرفت که استفاده از باکتری‌های محرک رشد گیاه در کاهش اثرات تنش شوری می‌تواند راهگشا باشد.‌‌
  63. نقش ریزوباکتری‌های محرک رشد (PGPR) در کاهش تنش خشکی در گوجه‌فرنگی
    سهیلا ساسانی فر 1397
    چکیدهگوجه­فرنگی یکی از محصولات بسیار مهم اقتصادی دنیا است و با توجه به این­که ایران به عنوان یکی از کشورهای خاورمیانه از متوسط   بارندگی سالیانه حدود 240 میلیمتر، معادل یک سوم میانگین نزولات سالیانه جهانی برخوردار می باشد به همین دلیل بررسی اثرات تنش خشکی بر گوجه­فرنگی از اهمیت فوق­العاده­ای برخوردار است. به منظور بررسی تاثیر باکتری­های افزایش دهنده رشد گیاهی1 بر کاهش تنش خشکی، در گوجه­فرنگی، مطالعه­ای گلخانه­ای در سال 96-1395 در پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه رازی کرمانشاه انجام شد. این آزمایش به صورت فاکتوریل و در قالب طرح بلوک­های کامل تصادفی با 4 تکرار به اجرا درآمد. به­کارگیری باکتری­های افزایش دهنده رشد، به صورت تلقیح با ریشه گیاه بود. تیمار­های آزمایشی شامل؛ استفاده از رقم گوجه­فرنگی کارون، چهار سطح خشکی 50، 40، 30 و 20 درصد رطوبت حجمی خاک و پنج جدایه باکتری B103، B19، B124، B60 و D3 بودند. البته تیمار شاهد (بدون تلقیح باکتری) نیز در آزمایش گنجانده شد. جمع­آوری گیاهان و اندازه­گیری پارامتر­های مورد نظر سه ماه پس از کاشت (90روز) انجام شد. در این مطالعه برخی صفات رشدی در گوجه­فرنگی شامل؛ وزن تر و خشک اندام هوایی، وزن تر و خشک ریشه، ارتفاع ریشه، ساقه و بوته، حجم ریشه، تعداد گل، وزن میوه و مقاومت روزنه­ای، آزمایشات مربوط به اندام هوایی گیاه شامل؛ محتوای پرولین آزاد در برگ وعناصر سدیم و پتاسیم در اندام هوایی و همچنین ویژگی­های بیولوژیک خاک شامل؛ تنفس پایه، تنفس برانگیخته، کربن بیومس میکروبی، کسر متابولیک و کسر میکروبی اندازه­گیری شد. به طور کلی نتایج این مطالعه نشان داد که هر پنج جدایه باکتری استفاده شده، باعث افزایش معنادار وزن تر اندام هوایی، وزن خشک ریشه، حجم ریشه، تعداد گل، وزن میوه و مقاومت روزنه­ای شدند. البته این پنج جدایه باعث افزایش سایر صفات رشدی گیاه شدند اما این افزایش معنادار نبود. محتوای پرولین آزاد در برگ افزایش معناداری نسبت به تیمار شاهد (عدم تلقیح) داشت. غلظت پتاسیم در اندام هوایی افزایشی معنادار، اما غلظت سدیم در اندام هوایی کاهشی معنادار، نسبت به تیمار شاهد (عدم تلقیح) داشت. همچنین جدایه­های استفاده شده باعث بهبود کیفیت بیولوژیک خاک شدند، به طوری که تنفس پایه ،تنفس براگیخته، کربن بیومس میکروبی و کسر میکروبی افزایشی معنادار، اما کسر متابولیکی کاهشی معنادار نسبت به تیمار شاهد (عدم تلقیح) داشت. از بین پنج جدایه به­کار گرفته شده، سه جدایه B19، B60 و D3 بیشترین تاثیر را در کاهش شرایط تنش ایجاد شده داشتند.   واژگان کلیدی: خشکی، باکتری­های محرک رشد ( (PGPR، گوجه­فرنگی، صفات رشدی، پرولین، سدیم، پتاسیم، ویژگی­های بیولوژیک
  64. زیر ساختار دیواره دانه گرده برخی از جنس های تیره زنبقیان وشناسایی قارچ¬های مختلف مرتبط با آن در غرب کشور
    نگار طهماسی 1397
    تیره زنبقیان دارای گیاهان مهمی هستند که برخی از آنها بطور وسیعی مورد استفاده بشر و بسیاری نیز در مراتع پراکنندگی دارد و مورد استفاده احشام قرار می­گیرد. از آنجایی که گیاهان این تیره دارای قسمت زیر زمینی متورمی دارند، می توانند مورد تهاجم بسیاری از بیماری­ها نظیر قارچ­ها، ویروس­ها و باکتری­ها قرار گیرند. به همین دلیل شناسایی گونه­های مختلف این خانواده در ایران به ویژه در غرب ایران بسیار حائز اهمیت است. همچنین با توجه به تنوع گیاهان تیره زنبقیان و اهمیت علم گرده شناسی در تفکیک تاکسون این تیره، مطالعه ریخت شناسی دانه گرده به کمک میکروسکوپ نوری و به ویژه میکروسکوپ الکترونی نگاره و گذاره، از لحاظ علمی بسیار قابل توجه می باشد. دانه­های گرده به وسیله میکروسکوپ نوری (14 گونه)، میکروسکوپ الکترونی نگاره (6 گونه)، و میکروسکوپ الکترونی گذاره (5 گونه) مورد مطالعه قرار گرفتند. دانه­های گرده گونه­های مورد مطالعه خیلی بزرگ (Iris hymenospatha)، بزرگ (10 گونه) و متوسط (3 گونه)، به اشکال کروی، کروی – بیضی و بیضی، با تزئینات مشبک درشت، مشبک، خاردار – سوراخ دار بودند. علاوه بر این گونه­ها از لحاظ تزئینات سطح شیار، از لحاظ ساختمان و عرض دیواره شبکه های تور مانند و اندازه سوراخ ها،با یکدیگر تفاوت داشتند. با استفاده از میکروسکوپ الکترونی گذاره در گونه­های مورد مطالعه ضخامت اگزین بیرونی ( ضخامت تکتوم، فوت لایر و طول و عرض سرستون) لایه­های مختلف انتین و حضور یا فقدان اگزین درونی، شکل و قطر سرستون­ها نشان داده شد. بیشترین ضخامت تکتوم مربوط به (0/66 – 33/1) Iris reticulata   میکرون و کمترین آن در Crocus pallasii (0/4-0/57) میکرون بود. شکل سر ستون­ها در اکثر گونه­های مورد مطالعه قارچی و ریز­برجستگی های سطح سرستون­ها در همه گونه­ها صاف بودند. اگزین­درونی در همه­ی گونه­های مورد مطالعه وجود نداشت و تنها در گونه­هایI. reticulata   و Gynandriris Sisyrinchium به صورت تکه تکه و نازک بود. همچنین با استفاده از نمودار رسم شده به کمک داده­های میکروسکوپ نوری می­توان دریافت که گونه­های سرده های مختلف مورد مطالعه این تیره در کنار یکدیگر قرار گرفتند و سرده Gynandriris   ارتباط نزدیکی با Iris نشان داد. بنابراین داده های گرده شناسی­ریختی تنوع زیادی در ساختمان دانه گرده زنبقیان نشان داد. همچنین در این تحقیق 2 گونه­های قارچی Fusarium solani و Rhizoctonia solani مرتبط با قسمت زیر زمینی این تیره جداسازی شد که به کمک مشخصات ریخت شناسی   آنها شناسایی شدند. از این رو با توجه به اهمیت حفظ پوشش مرتعی گیاهان تیره زنبق و استفاده از این گیاهان در تولید داروهای مختلف گیاهی شناسایی عوامل بیماری­زا و گونه­های مرتبط با این گیاهان حائز اهمیت می­باشد.واژ­های کلیدی: زنبقیان، میکروسکوپ گذاره، میکروسکوپ نگاره، Fusarium solani،   Rhizoctonia solani
  65. استخراج رنگدانه‌های کاروتنوئیدی از مخمر Rhodotorula toruloides برپایه روش مکانیکی- سایشی
    سحر نعمتی 1396
      رنگدانه‌های کاروتنوئیدی به عنوان عامل رنگی و نیز آنتی‌کسیدان به‌طور گسترده در صنایع دارویی و غذایی استفاده می‌شوند، به‌طوری که تقاضای جهانی تولید این رنگدانه‌ها رو به افزایش است. باتوجه به مستندات علمی، استفاده از رنگدانه‌های سنتزی موجب بروز مشکلات سلامت در انسان می‌شود، از این‌رو تمایل به تولید رنگدانه‌های طبیعی رو به افزایش است. استخراج رنگدانه‌های طبیعی از بافت‌های گیاهی اغلب با صرف زمان و هزینه بالا صورت می‌گیرد، لذا در سال‌های اخیر استفاده از روش‌های میکروبیولوژی صنعتی در دستیابی به رنگیزه های کاروتنوئیدی گسترش یافته است. رنگدانه‌ها به عنوان محصولات درون سلولی در میکروارگانیسم‌ها تولید می‌شوند و بنابراین لازم است تا پس از عملیات تولید در فرمانتور، استخراج از سلول انجام شود. ازجمله روش‌های متداول برای این منظور، استفاده از حلال‌های آلی شیمیایی است که به دلیل سمیت و خطرآفرینی در سلامت مصرف کنندگان با محدودیت استفاده روبرو هستند. در مقابل، روش‌های مکانیکی- سایشی برای استخراج کاروتنوئیدهای میکروبی به علت دارا بودن مزایایی چون مقرون به‌صرفه بودن، عدم نیاز به حلال‌های سمی و بازده استخراج بالا مورد توجه هستند. در این پژوهش، از گویچه‌های شیشه‌ای با قطر mm5/0-45/0 برای استخراج رنگدانه‌های کاروتنوئیدی از گونه مخمری Rhodotorula toruloides با استفاده از حلال استون در یک مخزن همزن دار با دور بالا (حدود rpm 3000) استفاده شد. بهینه‌سازی فرآیند با روش سطح پاسخ در نرم‌افزار طراحی و تحلیل آزمایش‌های دیزاین اکسپرت انجام شد. سه پارامتر‌ مقدار گویچه‌های شیشه‌ای (g 25-5)، مقدار حلال (ml 21-9)، زمان عملیات (min 8-4) و دمای استخراج (?C 30-10) به عنوان فاکتورهای آزمایش تعیین گردید. نتایج تحلیل متغیرهای بررسی شده نشان داد که پارامتر میزان حلال (%6/41) و زمان عملیات (%6/31) بیشترین تاثیر را بر فرآیند استخراج رنگدانه کاروتنوئیدی از سلول مخمر داشت. شرایط بهینه عملیاتی با بازده استخراج رنگ mg g-164/75 از mg 50 سلول مخمر و با استفاده g 10 از گویچه‌های شیشه‌ای، ml 18 حلال، زمان min 8   و دمای ?C 15 حاصل شد. همچنین باتوجه به تاثیر پرتوهای نور بر فعالیت آنزیم‌های شرکت کننده در سنتز رنگدانه‌های کاروتنوئیدی در سلول مخمر، پرتودهی با طول موج نوری 660، 445، 800–400، 400 و nm 365 به هنگام کشت ناپیوسته مخمر در یک فرمانتور ستون حبابی در دمای ?C 30 بررسی شد. در این میان بالاترین تاثیر مربوط به پرتوهای با طول موج nm 365 بود که موجب افزایش بازده تولید به میزان5/5 برابر نسبت به کشت بدون پرتودهی شد.
  66. اثر تلقیح بذر با باکتری های محرک رشد گیاه بر کمیت و کیفیت عملکرد دو رقم بزرک در شرایط تنش خشکی پس از گلدهی
    بهاره ناصریه 1396
       به منظور بررسی اثر پرایمینگ و تلقیح بذر با باکتری­های محرک رشد بر کمیت و کیفیت عملکرد دو رقم کتان روغنی در شرایط کنترل و تنش خشکی بعد از گلدهی در سال زراعی 95-1394، تحقیقی در مزرعه تحقیقاتی ارگانیک پردیس کشاورزی ومنابع طبیعی دانشگاه رازی کرمانشاه به صورت دو آزمایش فاکتوریل جدا از هم در قالب طرح بلوک­های کامل تصادفی در سه تکرار انجام شد و تجزیه واریانس به صورت طرح تجزیه مرکب در دو محیط انجام شد. آزمایش اول در شرایط کنترل و آزمایش دوم در شرایط تنش خشکی بعد از گلدهی انجام شد. در هر دو آزمایش فاکتور رقم در دو سطح (هندی و مجاری) و فاکتور پیش تیمار بذر درهشت سطح شامل پنج سویه باکتری (باسیلوس اس­پی، باسیلوس مگاتریوم، باسیلوس آمیلولیکوفاشینس، باسیلوس پومیلوس، سودوموناس جنیکولاتا) و دو سطح پرایمنگ با آب مقطر، نیترات پتاسیم و به همرا ه یک تیمار شاهد انجام شد. بر اساس نتایج به دست آمده اثر رقم، پیش­تیمار بذر و محیط بر اکثر صفات مورد مطالعه معنی­دار بود. در شرایط کنترل رطوبتی از نظر عملکرد دانه تفاوت معنی­داری بین دو رقم مورد بررسی نبود ولی در این شرایط عملکرد زیست­توده رقم مجاری به طور معنی­داری از رقم هندی بیشتر بود. اعمال تنش خشکی از مرحله گلدهی تا زمان رسیدگی سبب کاهش معنی­دار عملکرد دانه (44 درصد)، عملکرد زیست­توده­ (46 درصد)، تعداد کپسول در بوته، تعداد دانه در بوته، وزن هزار دانه، تعداد کپسول پوک، ارتفاع بوته، تعداد شاخه اصلی، تعداد شاخه فرعی، درصد پروتئین ساقه، درصد روغن دانه، عملکرد پروتئین، عملکرد روغن، مقدار نیاز حرارتی و سرعت رشد گیاه و برعکس موجب افزایش معنی­دار صفت درصد پروتئین دانه (17 درصد) گردید. استفاده از پیش تیمارها نه تنها در شرایط تنش خشکی پس از گلدهی سبب افزایش و بهبود عملکرد و سایر صفات مورد بررسی و تخفیف اثرات تنش خشکی پس از گلدهی شد، بلکه در شرایط مطلوب آبیاری نیز با استفاده از پرایمینگ بذر و اعمال باکتری­های محرک رشد مخصوصاً باکتری­های باسیلوس مگاتریوم و باسیلوس آمیلولیکوفاشینس نتایج بهتری نسبت به تیمار شاهد به دست آمد. با توجه به نتایج به دست آمده، به نظر می­رسد استفاده از سویه­های مناسب باکتری­های محرک رشد گیاه جهت تلقیح بذر، یکی از راهکارهای مناسب جهت افزایش کارایی گیاهان زراعی در شرایط تنش خشکی باشد.واژه های کلیدی: کتان روغنی، باکتری محرک رشد، پرایمینگ، تنش خشکی
  67. بررسی باقیمانده سموم حشره کش و علف کش در میوه گوجه فرنگی و خیار در سه منطقه آب وهوایی استان کرمانشاه
    سعد ترکی عطیه 1396
  68. مطالعه‌ی سینتیکی و بهینه‌سازی تولید رنگدانه‌های کاروتنوئیدی از مخمر Rhodotorula toruloides با استفاده از عصاره خیسانده ذرت
    سمیرا فلاحی 1396
    رنگ‌دانه‌ها از اجزای مهم در جلب مشتریان در محصولات غذایی، دارویی و آرایشی هستند و از این‌رو تقاضای جهانی برای تولید آنها رو به افزایش است. بررسی‌های کیفی روی رنگدانه‌های تولیدی به روش شیمیایی، نشان از اثرات مضر این ترکیبات رنگی روی مصرف کنندگان آنها داشته است. کاروتنوئیدها از جمله مهم‌ترین دسته رنگدانه‌های طبیعی هستند که در گیاهان و میکروارگانیسم‌ها تولید می‌شوند. از آنجایی که استخراج رنگدانه‌های کاروتنوئیدی از منابع گیاهی با صرف زمان طولانی، بازده کم و هزینه‌های تولید بالا مواجه است، استفاده از روش میکروبیولوژی ضمن برطرف نمودن این مشکلات، امکان استفاده از پسماندهای صنعتی را به‌عنوان سوبسترا‌ی میکروارگانیسم در تولید فراهم می‌آورد. در این پژوهش، از عصاره خیسانده ذرت به­عنوان تنها منبع کربن در کشت سلول‌هایرودوترولا ترولویدس استفاده شد. نتایج کشت اولیه در ارلن‌مایر نشان داد که سلول‌های مخمر به خوبی توانایی رشد بر روی عصاره خیسانده ذرت را دارا هستند. به‌طوری‌که مدل‌سازی سینیتیک رشد با استفاده از معادله هالدین نشان‌گر ماکزیمم سرعت ویژه رشد (?max)،h-1056/0، ثابت نیمه اشباع سوبسترا (KS)، %54/1 و ثابت بازدارندگی (KI)%58/58 برای این سوبسترا بود. استخراج رنگدانه تولید شده در سلول‌ها مشخص نمود که اگرچه سلول‌های مخمر توانایی رشد در غلظت وسیعی از عصاره ذرت را دارد اما هنگامی‌که غلظت اولیه عصاره ذرت تنها %5 بود، بیشترین بازده تولید رنگ به‌میزان mg gcell-18/160 پس از h 72حاصل شد. ادامه مطالعه تولید رنگدانه دریک بیوفرمانتور ستون حبابی به انجام رسید. در ابتدا به­منظور تعیین اثر جمعیت اولیه در مقادیر 7/71، 2/231، 3/388 وmg L-10/451 بر عملکرد سلول، از آزمایش‌های کشت ناپیوسته استفاده شد و نتایج نشان داد که پس ازh12 از عملیات ناپیوسته با توده زیستی اولیه mg L-10/451، %89 از سوبسترا به مصرف خواهد رسید و سلول‌ها وارد فاز سکون خواهند شد باتوجه به اینکه رنگدانه‌های کاروتنوئیدی به‌عنوان محصول ثانویه تولید می‌شوند، اثر پارمترهای عملیاتی با در نظر گرفتن سه پارامتر مدت زمان خوراک دهی، دما و pHاولیه با استفاده از طراحی آزمایش‌ها به‌روش مرکب مرکزی در بیوفرمانتور ستون حبابی مورد مطالعه قرار گرفت. نتایج نشان دادکه سرعت ویژه تولید رنگدانه در سلول به میزان %3/65 تحت تاثیر زمان خوراک‌دهی، %8/20 تحت تاثیر دما و %9/13 تحت تاثیر pHاولیه محیط کشت بود. با بهینه‌یابی آماری شرایط عملیاتی بیوفرمانتور ستون حبابی، بالاترین سرعت ویژه تولید رنگدانه‌ی کاروتنوئیدی به میزانmg g-1h-1475/8 تحت شرایط زیر به‌دست آمد:مدت زمان خوراک‌دهی h30، دما ?C 14 و pHاولیه برابر با 6.واژگان کلیدی: رنگ‌دانه‌های کاروتنوئیدی، رودوترولا ترولویدس، عصاره خیسانده ذرت، بیوفرمانتور ستون حبابی، روش سطح پاسخ، بهینه‌سازی شرایط عملیاتی  
  69. بررسی کارایی جذب کادمیوم توسط قارچ فوزاریوم سولانی جدا شده از خاک زراعی منطقه ماهیدشت استان کرمانشاه
    هیوا عبدی سرابشلی 1396
  70. بررسی تولید اگزوپلی ساکارید توسط استافیلوکوک اورئوس تحت شرایط دیابتی در ادرار مصنوعی
    امینه عبدالله رستم 1396
  71. مهار بیماری پاخوره گندم( Gaeumannomyces graminis var. tritici )توسط برخی از باکترى‌های پروبیوتیک گیاهی و متیل جاسمونیک و متیل سالیسیلات
    علی محمود جاسم 1396
  72. شناسایی مولکولی قارچهای بیمارگر درختان کاج در شهر کرمانشاه
    نرگس کرمی طهنه 1396
    درختان کاج از نظر زیست-محیطی، دارویی و اقتصادی اهمیت زیادی دارند. سرخشکیدگی درختان کاج از جمله بیماری­های مهمی است که در شهر کرمانشاه وجود دارد. هدف از این مطالعه شناسایی گونه­های قارچی همراه با درختان کاج، شناسایی بیمارگر­های قارچی و اثبات بیماری­زایی این قارچ­ها در شرایط آزمایشگاه و گلخانه بود. به منظور شناسایی قارچ­های بیمارگر درختان کاج، در فصول مختلف سال 1395-1394 از شاخه­های آلوده که دارای علایم سرخشکیدگی بودند نمونه­هایی جمع آوری و به آزمایشگاه منتقل شد. قطعات کوچکی از نواحی بین بافت سالم و آلوده پس از ضدعفونی سطحی با هیپوکلریت سدیم تجاری روی محیط کشت سیب زمینی دکستروز آگار قرار داده­شد. پس از رشد جدایه­های قارچی، از کشت­های خالص جدایه­ها برای شناسایی و اثبات بیماری­زایی استفاده شد در این تحقیق در مجموع 218 جدایه به دست آمد که شامل 49 جدایه شناسایی نشده (فراوانی 47/22 درصد) به همراه Aspergilus با 41 جدایه (فراوانی 8/18 درصد)، Penicilium با 25 جدایه (فراوانی 46/11 درصد)، Microsphaeropsis  olivacea با 16 جدایه (فراوانی 33/7 درصد)، Trichoderma با 15جدایه (فراوانی 88/6 درصد)، Rhizopus با 15 جدایه (فراوانی 88/6 درصد)، Paecilomyces با نه جدایه (فراوانی 13/4 درصد)، Microsphaeropsis protea با هشت جدایه (فراوانی 66/3 درصد)، Nattrassia با هشت جدایه (فراوانی 66/3 درصد)، Talaromyces با هشت جدایه (فراوانی 66/3 درصد)، Kalmusia  variispora با هفت جدایه (فراوانی 21/3 درصد)،Cladosporium  sphaerospermum با شش جدایه (فراوانی 75/2 درصد)، Pithomyces با شش جدایه (فراوانی 75/2 درصد) و Alternaria با پنج جدایه (فراوانی 29/2 درصد) بود. در بررسی آزمون بیماریزایی روی شاخه های بریده درختان کاج، در بین تمام جدایه­های قارچی فقط 16 جدایه از Microsphaeropsis  olivacea، هشت جدایه از Microsphaeropsis  protea و هفت جدایه از Kalmusia  variispora روی شاخه­های بریده درختان کاج شانکر ایجاد کردند و بیماری­زا بودن آنها اثبات شد. آزمون بیماری زایی در گلخانه روی نهال های یک ساله درختان کاج نیز صورت گرفت که جدایه­های این سه قارچ همگی قادر به ایجاد شانکر روی نهال­ها بودند. بر اساس آنالیز­های آماری یکی از جدایه­های Kalmusia  variispora بیشترین قدرت بیماری­زایی را در بین جدایه­های قارچی داشت. در بررسی­های مولکولی، دی.­ ان.­ ای. جدایه های قارچی بیمارگر استخراج و ناحیه توالی­های جدا کننده نسخه برداری شده داخلی با استفاده از آغازگرهای ITS1 وITS4   تکثیر و پس از مقایسه با توالی­های موجود در بانک ژن مورد ارزیابی قرار گرفت. درخت فیلوژنی ترسیم شده با استفاده از روش الحاق مجاور نیز صحت گونه­های شناسایی شده را با ضریب پایداری بالا تایید، و نمونه­های ما در کنار گونه­های معتبر معرفی شده توسط سایر محققین از دیگر کشور­ها در یک گروه تک­نیایی قرار گرفتند
  73. شناسایی باکتری های تیوباسیلوس خاک مناطق مختلف کشور با استفاده از روش های مولکولی
    اسماء احمدوند 1396
    Bacteria are most abundant microbes in the soil that most of them have a free living. They have specific importance, because of cyclic of carbon and nitrogen and the other changes which are related plants.Thiobacillus has an important role in sulfur cyclizing these bacteria gain their energy by the oxidation of reduced sulfur compounds to sulfate. The oxidation of sulfur by Thiobacillus and produce sulfuric acid that reduces the soil pH and them also increases the availability of some nutrient elements except molybdenum in Calcareous soils. Therefore, these bacteria are very important in soils. The purpose of this study was detecting the T. thioparus and T. novellas bacteria and T. denitrificans in rain fed and irrigation soil, including (Ajab Shir, Shirvan Cheravdel, Ghorve, Songhor and Kermanshah ) Researching Farm of Agricultural Faculty, Razi University.
  74. اثر عصاره آبی-الکلی رزماری، آویشن شیرازی و نعناع فلفلی بر تشکیل بیو فیلم سودوموناس آئروژینوزا با مهار سیستم درک جمعیت : تکمیل شده با داکینگ مولکولی
    طیبه حاتمی پیرغیبی 1396
  75. تبیین استلزامات مدیریت موفق روستایی در دهیاری‌ها (مورد مطالعه: بخش ماهیدشت شهرستان کرمانشاه)
    امیر محبی 1396
  76. تحلیل رویداد گسترش نظام بهره برداری اجاره ای نقدی در منطقه ماهیدشت استان کرمانشاه ,با استفاده از تکنیک های FTA و ETA
    مریم قنبری 1396
    طی سالهای اخیر کشاورزان منطقه ماهیدشت واقع در شهرستان اقدام به اجاره دادن زمین های کشاورزی خود نموده اند، این امر منجر به ایجاد مشکلاتی ازجمله استفاده بی رویه از آب و به خطر افتادن منابع آبی، استفاده از سموم نامناسب و آلوده شدن خاک شده و به دنبال آن در آینده نه چندان دور آلودگی آب های زیر زمینی، افزایش بیکاری و افزایش مهاجرت از روستا به شهر، شده است. لذا هدف از این مطالعه کیفی بررسی علل و پیامد های گسترش اجاره داری در منطقه ماهیدشت است.در این مطالعه از تکنیک تحلیل درخت خطا (FTA) برای بررسی دلایل گسترش پدیده اجاره داری در منطقه واز تکنیک تحلیل رویداد (ETA) برای بررسی پیامد های گسترش این نظام بهرهبرداری استفاده شد. داده هایمورد نیاز پژوهش از طریق مصاحبه عمیق انفرادی غیر ساختار مند، گروه های متمرکز، بحث گروهی با 32 نفر از موجران منطقه ماهیدشت استان کرمانشاه و مشاهدات مستقیم جمع آوری شد.نتایج نشان داد که دلایل اصلی ایجاد انگیزه در بین کشاورزان را عمدتا مشکلات سازمانی مدیریتی، اقتصادی، -فردی اجتماعی و اقلیمی زیست محیطی است. دلایلی از جمله اتخاذ سیاست های نا مناسب کشاورزی، عدم   حمایت مناسب دولت از کشاورزان، نداشتن سرمایه و پول کافی برای تهیه ادوات و نهاده ها ، نداشتن مهارت برای انجام کشتهای پر سود ونداشتن انبار و سردخانه ، نبود حس همکاری و اعتماد بین افراد بومی، سن بالای کشاورزان،کوچک بودن بعد خانوارها و... باعث شده که مالکان زمین های خود را به افراد غیر بومی که عمدتا از اصفهان ، همدان و لرستان هستند اجاره دهند.این مطالعه با شناسایی علل و پیامد های گسترش نظام اجارهداری و ارائه راهکارهای کاربردی می تواند دستاوردهایی برای مسئولین توسعه روستایی استان به دنبال داشته باشد بدین صورت که با اتخاذ تدابیری از جمله آموزشهای ترویجی به مالکین ومعرفی شیوه های کشت نوین،تامین اعتبارات و تسهیل شرایط اخذ وام، ایجاد بیمه های مناسب، ایجاد رابطه دو سویه و مناسب بین دانشگاه و جهاد کشاورزی با کشاورزان و جلب اعتماد آنان ، تامین امکانات و خدمات بهداشتی رفاهی برای روستاییان، مالکان را برای ماندن در روستا و اشتغال به حرفه کشاورزی مجاب نماید .  
  77. اثر لپتین و کارنوسیک اسید بر قابلیت انجماد و کیفیت منی قوچ سنجابی پس از فرایند انجماد_یخ گشایی
    سارا جلیلی برازنده 1396
  78. بررسی گرده¬شناسی هوایی و هاگ¬های قارچی در منطقه حسن¬آباد (استان کرمانشاه)
    فاطمه بدری 1396
      گرده گیاهان واسپور قارچ ها از مهمترین عوامل آلرژی­زا می­باشند. آلودگی­های هوایی به وسیله گرده گیاهان و گونه­های قارچی فرصت­طلب و وجود اسپورشان بر روی بیماران تنفسی، می­تواند نقش مهمی در وقوع آسم، آلودگی­های قارچی و واکنش ­های آلرژی­زا داشته باشد. استان کرمانشاه به عنوان یکی از مهمترین استان ها در غرب ایران بطور قطع دارای آلودگی های هوایی به ویژه آلودگی های قارچی و گرده گیاهان آلرژی زا می باشد. بنابرین هدف از انجام این تحقیق شناسایی گونه ­های قارچی رایج و گرده گیاهان آلرژی زا در اتمسفر منطقه کرمانشاه با استفاده از مطالعات ریخت­شناسی است. وجود هاگ های قارچی هوازی بررسی شد به وسیله قرار دادن پلیت­های حاوی محیط کشت عصاره سیب زمینی-دکستروز-آگار (PDA) ومشخصات ماکروسکوپی ومیکروسکوپی برای شناسایی همه­ی گونه­های قارچی استفاده شد. دراین مطالعه 43 نمونه از مناطق مختلف در منطقه حسن­آباد در مرکز استان کرمانشاه طی چهار فصل سال قرار داده شد و سه گونه­ی قارچی شامل: (19) Aspergillus niger ، (10) solani Fusarium و (14)   enicillium sp. براساس مطالعات ریخت­شناسی شناسایی شد. در این بررسی برخی ازگرده­های آلرژی­زای مهم استان کرمانشاه ( به ویژه منطقه حسن­آباد) به دو روش «دورهام » و «ارتمن» شناسایی گردیدند. خصوصیات ریخت­شناسی دانه­های گرده به کمک میکروسکوپ نوری بررسی گردید. بر اساس مطالعات ریخت­شناسی گرده­ها گونه های مختلف موجود در خانواده های گیاهان چتریان (Apiaceae)، تیره کاسنی (Asteraceae)، تیره اسفناج Chenopodiaceae))، تیره بلوط (Fagaceae) ، تیره گردو (Juglandaceae)، تیره بقولات (Papilionaceae)، تیره کاج (Pinaceae)، تیره گندمیان (Poaceae) و تیره ریواسیان (Polygonaceae) شناسایی شدند. در این تحقیق همه­ی گونه­های قارچی شناسایی شده به عنوان گونه­های پاتوژنیک بر روی انسان شناخته شده هستند و وجود آن­ها در اتمسفر حسن آباد می­تواند مسائل مهمی را برای سلامتی انسان­ها به ویژه آن­هایی که بیماری تنفسی دارند، ایجاد کند. این بررسی به طور دقیق به روش دورهام برای اولین بار در غرب کشور صورت گرفته است و نتایج حاصل برای متخصصین علوم مختلف زیستی به ویژه گرایش پزشکی کاربرد دارد. همچنین این بررسی به طور دقیق به روش دورهام برای اولین بار در غرب کشور صورت گرفته است و نتایج حاصل برای متخصصین علوم مختلف زیستی به ویژه گرایش پزشکی کاربرد دارد.  چکیدهگرده گیاهان واسپور قارچ ها از مهمترین عوامل آلرژی­زا می­باشند. آلودگی­های هوایی به وسیله گرده گیاهان و گونه­های قارچی فرصت­طلب و وجود اسپورشان بر روی بیماران تنفسی، می­تواند نقش مهمی در وقوع آسم، آلودگی­های قارچی و واکنش ­های آلرژی­زا داشته باشد. استان کرمانشاه به عنوان یکی از مهمترین استان ها در غرب ایران بطور قطع دارای آلودگی های هوایی به ویژه آلودگی های قارچی و گرده گیاهان آلرژی زا می باشد. بنابرین هدف از انجام این تحقیق شناسایی گونه ­های قارچی رایج و گرده گیاهان آلرژی زا در اتمسفر منطقه کرمانشاه با استفاده از مطالعات ریخت­شناسی است. وجود هاگ های قارچی هوازی بررسی شد به وسیله قرار دادن پلیت­های حاوی محیط کشت عصاره سیب زمینی-دکستروز-آگار (PDA) ومشخصات ماکروسکوپی ومیکروسکوپی برای شناسایی همه­ی گونه­های قارچی استفاده شد. دراین مطالعه 43 نمونه از مناطق مختلف در منطقه حسن­آباد در مرکز استان کرمانشاه طی چهار فصل سال قرار داده شد و سه گونه­ی قارچی شامل: (19) Aspergillus niger ، (10) solani Fusarium و (14)   enicillium sp. براساس مطالعات ریخت­شناسی
  79. برهمکنش عوامل کنترل بیولوژیکی Trichoderma harzianum،Bacillus pumilus و Glomus intraradices علیه Rhizoctonia solani و Fusarium solani عوامل بوته‌میری لوبیا
    علی ناصر حسین 1396
  80. کنترل بیولوژیک گل جالیز توسط ریزوباکتری های جداشده از فرا ریشه گوجه فرنگی
    شهلا برزوئی 1396
  81. کنترل زیستی گونه فوزاریوم پرولیفراتوم تولید کننده فومونیزین جدا شده از خشکبار جمع آوری شده از فروشگاه¬های عراق با استفاده از باکتری باسیلوس سوبتیلیس جدا شده از خاک
    حسین ستار عبود 1396
  82. شناسایی گونه های آسپرژلوس تولیدکننده آفلاتوکسین جدا شده از خشکبار جمع آوری شده از فروشگاههای عراق
    نور رضا کاظم 1396
  83. تاثیر عصاره گیاهان دارویی آلیوم پوروم، آلیوم ایرانیکوم و آلیوم اریوفیلوم بر روی باکتری های بیماریزای استافیلوکوکوس آورئوس و، باسیلوس سرئوس
    لیث جاسم محمد 1396
  84. شناسایی باکتری‏های اپی‏فیت بلوط در استان کرمانشاه با تاکید بر باکتری‏های بیماری‏زا
    حسنا الوندی 1396
  85. فایلوژنی و دامنه‌ی میزبانی جمعیت‌های گونه مرکب Fusarium solani جدا شده از نخود، لوبیا و عدس
    ساسان چناری 1395
  86. ارزیابی تنوع ژنتیکی ژنوتیپ‌های گندم نان در شرایط دیم با استفاده از پارامتر‌های ژنتیکی و GGE biplot
    زهرا مروتی 1395
  87. امکان بهره گیری از گیاهان دگراسیب و پروبیوتیک های گیاهی به منظور کاهش الوده شدنگوجه فرنگی ) Solanum lycopersicum ( توسط گل جالیز ) Orobanche spp
    سحر امیری 1395
    گوجه­فرنگی یکی از محصولات بسیار مهم اقتصادی دنیا است، که یکی از مهمترین مشکلات کشت گوجه­فرنگی در ایران حمله گیاه انگلی گل­جالیز به این محصول است. به منظور بررسی تاثیر پروبیوتیک­ها و گیاه دگرآسیب چاودار و ماشک گل­خوشه­ای بر کنترل گل­جالیز، مطالعات گلخانه­ای و مزرعه­ای در سال 95-1394 در پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه رازی کرمانشاه انجام شد. درآزمایش گلخانه­ای تیمارهای آزمایشی شامل استفاده از ارقام مختلف گوجه­فرنگی کارون، ارس، سوپراسترین­بی و سیوند، ماده دگرآسیب چاودار و ماشک گل خوشه­ای، جدایه­های باکتری نوع تجاری شامل   INR7 وP2   و نوع بومی B60، B71 و E11 بودند. تیمارهای مزرعه­ای بر اساس نتایج مطالعه گلخانه انتخاب شدند، تیمارها شامل استفاده از ارقام ارس و سیوند، کود سبز چاودار و ماشک گل­خوشه­ای، جدایه­های باکتری INR7 و B71 بودند. البته تیمار شاهد (بدون اضافه کردن ماده دگرآسیب و پروبیوتیک­ها) نیز در ازمایش گنجانده شد. در این مطالعه ارتفاع ساقه، قطر ساقه، تعداد شاخه جانبی، تعداد میوه، عملکرد کل میوه، وزن تک میوه، وزن تازه و خشک اندام هوایی، وزن خشک ریشه، درصد ماده خشک میوه، انواع کلروفیل (شامل a، b و کل) و کاروتنوئید در گوجه­فرنگی و تعداد ساقه و وزن خشک گل­جالیز اندازه­گیری شد. به طور کلی نتایج این مطالعه نشان داد که در بین ارقام مورد بررسی، مقاوم ترین رقم در برابر حمله گل­جالیز سیوند و حساس ترین آن­ها ارس می­باشد. نکته قابل توجه در رقم سیوند در شرایط مزرعه­ای اگرچه از شدت آلودگی کم نشد ولی در عوض از کاهش عملکرد گوجه­فرنگی توسط گل­جالیز جلوگیری کرد. گیاه دگرآسیب ماشک گل خوشه­ای تاثیر بسیار شگرفی بر کاهش آلودگی گل­جالیز داشت، که این نتیجه را می­توان مهم­ترین نتیجه این مطالعه دانست. استفاده از پروبیوتیک B71 باعث کاهش چشمگیر گل­جالیز شد، ولی پروبیوتیک INR7 نتوانست از حمله گل­جالیز جلوگیری کند اما تاثیر بسیار خوبی بر برخی صفات گوجه­فرنگی داشت و مانع از کاهش آن­ها شد. فعالیت باکتری­های پروبیوتیک تحت تاثیر حضور و عدم حضور مواد دگرآسیب متغیر بود، اما استفاده تلفیقی از کود سبز ماشک گل­خوشه­ای و پروبیوتیک B71 موجب کاهش حمله گل­جالیز شد و کاربرد هرکدام به تنهایی تاثیر آن­ها بر کنترل گل­جالیز کمرنگ بود، این مساله نشان دهنده این مطلب هست که زمان گزینش عوامل متعدد، جهت افزایش عملکرد گیاه گوجه­فرنگی بایستی مجموعه­ای از عوامل را در تلفیق با همدیگر مورد بررسی قرار دهیم. از نکات دیگر نتایج این مطالعه این بود که اصولا عوامل مورد بررسی با توجه به شرایط و حضور و عدم حضور سایر عوامل، تاثیرات متفاوتی از خود روی عملکرد گوجه­فرنگی داشتند، این مساله در عالم واقعی و شرایط کشاورزی اتفاق می­افتد.
  88. کنترل بیولوژیک گونه¬های قارچی فوزاریوم مرتبط با پژمردگی و پوسیدگی نخود در استان¬های کرمانشاه وکردستان با استفاده از باکتری¬های محرک رشد گیاه.
    مسعود سهرابی 1395
      بیماری­های پژمردگی و پوسیدگی فوزاریومی ریشه نخود معمولی ناشی از قارچ­های (Fusarium oxysprum f.sp.cicer   وF. solani f.sp. pisi) از مهم­ترین بیماری­های این گیاه در کشور­های مختلف و ایران بوده و کنترل آن­ها دشوار و پرهزینه است. مصرف مداوم قارچ­کش­ها سبب توسعه، طغیان و مقاومت بیمارگر­ در برابر قارچ­کش­ها است، بیو­کنترل­ بیماری­های قارچی گیاهی به وسیله­ی باکتری­های آنتاگونیست­ جایگزین قدرتمندی برای سموم شیمیایی است. در این پژوهش، کنترل عامل­های این بیماری توسط باکتری­های محرک رشد گیاه نخود معمولی در آزمایشگاه و گلخانه مورد بررسی قرار گرفته است. جداسازی باکتری­ها در مزارع استان­های کرمانشاه و کردستان انجام شد و غربال­گری آن­ها در آزمایشگاه با روش هاله بازدارندگی صورت گرفت. تعداد 100 باکتری جداسازی گردیدند و با غربال­گری آن­ها در آزمایشگاه با روش هاله بازدارندگی 16 جدایه که هاله تشکیل دادند انتخاب شدند و جدایه   با   به عنوان بهترین جدایه معرفی می­گردد. در نتایج گلخانه جدایه­هایB2   و B13   علیه بیمارگر F. o بیشترین اثر را داشتند و بیماری را بیش از 90 درصد کاهش دادند. جدایه­  hy;ی B2 طول اندام­های هوایی را 73/1 برابر و طول ریشه را 41/2 برابر افزایش داد و وزن خشک اندام­های هوایی را 5/3 برابر و وزن خشک ریشه را 17/2 برابر افزایش داد و جدایه­ی B6 علیه این بیمارگر با کمترین کنترل، 40 درصد باعث کاهش این بیماری شد. جدایه­ی B6 طول اندام هوایی را 44/1 برابر و طول ریشه را 75/1 برابر افزایش داد و وزن خشک اندام هوایی 03/5 برابر و وزن خشک ریشه 99/2 برابر افزایش یافت. در نتایج گلخانه جدایه­ی B6 علیه بیمارگر F. s موثر بود و بیماری را بیش از 70 درصد کاهش داد. این جدایه رشد اندام­های هوایی را 3/1 برابر و رشد ریشه را 38/1 برابر افزایش داد و وزن خشک اندام­های هوایی را 27/5 برابر و وزن خشک ریشه را 44/2 برابر افزایش داد و جدایه­ی B12 با کمترین اثر روی بیماری 20 درصد موجب کاهش بیماری گردید. این جدایه طول اندام هوایی را 42/1 برابر و طول ریشه را 58/1 برابر افزایش داد و وزن خشک اندام هوایی را 24/5 برابر و وزن خشک ریشه را 48/4 برابر افزایش داد. شناسایی به روشr DNA   16S نشان داد که جدایه­ها­  hy;ی B1، B2، B6، B10، B11، B12، B13، B14 و B15 به ترتیب متعلق به گونه­هایsyringae   Pseudomonas، Bacilus subtilis، B6، P. putida، P. syringae، B12، Bulkholderia cepacia ، B. subtilis، B. cepacia بودند. در مجموع جدایه­ی B6 و B2 به عنوان جدایه­ی برتر معرفی می­گردد. واژه­های کلیدی: کنترل بیولوژیک، Fusarium oxysprum ،Fusarium solani ، هاله­ی بازدارندگی، Bacillus، Pseudomonas .
  89. saccharomyces cerevisiae efficacy in removal of remazol yellow in different conditions and optimization of its culture medium
    یاسمین فالح مهدی 1395
  90. تاثیر عصاره گیاهان دارویی (سیر، موسیر، لیمو، شیرین بیان و تلخ بیان) بر روی باکتری های بیماریزای (اشرشیا کولای و باسیلوس سرئوس): تکمیل شده با مدلینگ مولکولی عوامل قوی ضد باکتریایی
    ساکار عماد علی 1395
  91. شناسایی، فایلوژنی و بیماری¬زایی گونه¬های Pythium جدا شده از کدوییان در استان کرمانشاه
    علی حسینی بدربانی 1395
    چکیده گونه‌های مختلف جنس پیتیوم و فیتوفتورا عوامل اصلی پوسیدگیبذر،ریشه،طوقه،مرگگیاهچه قبل و بعد از سبز‌شدنوبوته‌میریصیفی‌جات هستند و به محصولات جالیزی خسارت زیادی وارد می کنند. بنابراین با توجه به سطحزیرکشت بالای گیاهان خانواده‌یکدوییاندراستانکرمانشاه،این مطالعه با هدف شناسایی اُاُمیست‌های غالب در مزارع کدوییان وبررسی روابط فیلوژنتیکی آن‌ها به ویژه جدایه‌هایی که از لحاظ ریخت‌شناختی حالت حد‌واسط دارند،به اجرا درآمد. در بازدیدهای مزرعه‌ای، ازاواخر اردیبهشت تا اوایلپاییز سال1393 با نمونه‌برداری از طوقه و ریشه‌ی گیاهان خانواده‌ی کدوییان (خیار، هندوانه، خربزه و کدو) مزارع جالیز در شهرستان‌های مختلف استان کرمانشاه، 347 جدایه‌ی اُاُمیستی جداسازی شد.شناسایی گونه‌ها بر اساس ویژگی‌های ریخت‌شناختی‌ اندام‌های جنسی و غیرجنسیو ریخت‌شناسی پرگنه روی محیط‌کشت‌های مختلف انجام شد. گونه‌های شناسایی شده بر اساس فاصله‌ی ترانویسی شده‌ی داخلی (آی‌تی‌اِس) دی‌اِن‌اِی ریبوزومی جدایه‌ها و ژن سیتوکروم اکسیداز دو(coxII)، توالی‌سنجی و با روش پیوست همسایه‌ها واکاوی فیلوژنتیکی شدند.حاصل مطالعات ریخت‌شناختی، ریخت‌سنجی و فیزیولوژیکی شناسایی9گونه‌ی پیتیوم شامل: Pythiumaphanidermatum، P. dissotocum، P. catenulatum، P. kashmirense، P. middletonii، P. nodosum، P. oligandrum، P. torulosum و P. ultimum، دو گونه فیتوپیتیوم به نام‌های Phytopythium mercuriale   وPp. litorale و سه گونه فیتوفتورا به نام‌های Phytophthora melonis،Ph. nicotianae و Ph. parasitica بود.گونه‌ی P. aphanidermatum گونه‌ی غالب در مزارع کدوییان مورد مطالعه بود و حدود 48 درصد جدایه‌های اُاُومیست به دست آمده به این گونه تعلق داشتند.گونه‌ی Pp. mercuriale برای نخستین بار از ایران گزارش شد و گونه‌‌های Pp. mercuriale، P. kashmirense، P. torulosum و P. nodosum برای اولین بار در جهان از کدوییان گزارش شدند. از بین 14 گونه‌ی شناسایی شده در این پژوهش همه‌ی گونه‌ها غیر از گونه‌ی P. oligandrum روی همه‌ی کدوییان مورد آزمون یا تعدادی از آنها دارای قدرت بیماری‌زایی بودند. گونه‌های P. aphanidermatum، P. ultimum، Pp. litorale، Ph. nicotianae و Ph. melonis روی همه‌ی روی کدوییان بررسی شده در این پژوهش شامل خیار، هندوانه، خربزه، کدو و طالبی بیماری‌زا بودند. کلمات کلیدی: پیتیوم، فایتوپیتیوم، فایتوفترا، جالیزچکیده گونه‌های مختلف جنس پیتیوم و فیتوفتورا عوامل اصلی پوسیدگیبذر،ریشه،طوقه،مرگگیاهچه قبل و بعد از سبز‌شدنوبوته‌میریصیفی‌جات هستند و به محصولات جالیزی خسارت زیادی وارد می کنند. بنابراین با توجه به سطحزیرکشت بالای گیاهان خانواده‌یکدوییاندراستانکرمانشاه،این مطالعه با هدف شناسایی اُاُمیست‌های غالب در مزارع کدوییان وبررسی روابط فیلوژنتیکی آن‌ها به ویژه جدایه‌هایی که از لحاظ ریخت‌شناختی حالت حد‌واسط دارند،به اجرا درآمد. در بازدیدهای مزرعه‌ای، ازاواخر اردیبهشت تا اوایلپاییز سال1393 با نمونه‌برداری از طوقه و ریشه‌ی گیاهان خانواده‌ی کدوییان (خیار، هندوانه، خربزه و کدو) مزارع جالیز در شهرستان‌های مختلف استان کرمانشاه، 347 جدایه‌ی اُاُمیستی جداسازی شد.شناسایی گونه‌ها بر اساس ویژگی‌های ریخت‌شناختی‌ اندام‌های جنسی و غیرجنسیو ریخت‌شناسی پرگنه روی محیط‌کشت‌های مختلف انجام شد. گونه‌های شناسایی شده بر اساس فاصله‌ی ترانویسی شده‌ی داخلی (آی‌تی‌اِس) دی‌اِن‌اِی ریبوزومی جدایه‌ها و ژن سیتوکروم اکسیداز دو(coxII)، توالی‌سنجی و با روش پیوست همسایه‌ها واکاوی فیلوژنتیکی شدند.حاصل مطالعات ریخت‌شناختی، ریخت‌سنجی و فیزیولوژیکی شناسایی9گونه‌ی پیتیوم شامل: Pythiumaphanidermatum، P. dissotocum، P. catenulatum، P. kashmirense، P. middletonii، P. nodosum، P. oligandrum، P. torulosum و P. ultimum، دو گونه فیتوپیتیوم به نام‌های Phytopythium mercuriale   وPp. litorale و سه گونه فیتوفتورا به نام‌های Phytophthora melonis،Ph. nicotianae و Ph. parasitica بود.گونه‌ی P. aphanidermatum گونه‌ی غالب در مزارع کدوییان مورد مطالعه بود و حدود 48 درصد جدایه‌های اُاُومیست به دست آمده به این گونه تعلق داشتند.گونه‌ی Pp. mercuriale
  92. بررسی پاتولوژیکی زوال درختان بلوط در شهرستان های اسلام آبادغرب و گیلانغرب (استان کرمانشاه)
    محمد صابرنسب 1395
  93. بررسی ازمایشگاهی تآثیرمتفورمین گلوکزومنبع فسفردرتشکیل سنگ عفونی توسط استافیلوکوک اپیدرمیدیس
    نضال حاکم جبر 1395
  94. بررسی خواص فیزیکی، مکانیکی و هیدرو دینامیکی موسیر(گونه بومی ایران)
    صابر میرویسی 1395
  95. مهار زیستی بیماری مرگ گیاهچه گوجه فرنگی با عامل Pythium aphanidermatum توسط ریزوباکترهای جدا شده از فراریشه گوجه فرنگی.
    محسن امانی مهر 1395
    ریزوباکترهای مستقر در رایزوسفر، علاوه بر افزایش رشد از طریق تنظیم سطح هومون­های گیاهی و تولید متابولیت­های ثانویه؛ باعث مهار بیماری­ها به وسیله­ی تولید مواد بازدارنده، القا و حساس کردن سیستم دفاعی گیاهان می­شوند. یکی از جنبه­های این پژوهش، بررسی تاثیر 107ریزوباکتر جدا شده از رایزوسفر خارجی، 68 ریزوباکتر جدا شده از ناحیه ریزوپلن گوجه­فرنگی و 12سویه­های تجاری موجود در بازار و کاریرد این ریزوباکترها در تیمارهای بذر، خاک و کائولن به منظور گزینش موثرترین جدایه و تیمار در افزیش رشد گیاه گوجه­فرنگی بود که 14 جدایه طی غربال­های اولیه و ثانویه در آزمون افزایش رشد انتخاب شدند و مشخص شد که تیمار کائولن موثرتر از تیمار بذر و خاک است. بین تیمارهای بذر و خاک، تفاوت معنی­داری وجود نداشت. از دیگر جنبه­های این پژوهش، بررسی بروز فنوتیپی مکانیسم­های مهار زیستی و استفاده از سیستم تقسیم ریشه به منظور امکان القایی مقاومت در گیاه گوجه­فرنگی توسط ریزوباکترها علیه بیمارگر Pythium aphanidermatum بود که طی این بررسی مشخص شد؛ پنچ ریزوباکتر­ که شامل، سه جدایه­ی بومی E18-E8-B124 و دو سویه­ی تجاری Bacillus pumilus INR7، Bacillus sp به ترتیب باعث مهار 65 ، 75، 65، 75 و 50 درصدی بیماری شده و از این مجموعه تنها دو جدایه­ی بومی E8-B124 و یک سویه تجاری INR7 در سیستم تقسیم ریشه به ترتیب باعث القای مقاومت در گیاه و مهار 65، 75 و 75 درصدی بیماری شدند. پس از بررسی­ها و آزمون­های انجام گرفته تعداد پنج جدایه که دارای نتایج مناسب، در آزمون­های افزایش رشد و مهار زیستی بودند جهت شناسایی مولکولی انتخاب و با تکثیر ناحیه 16S با استفاده از واکنش زنجیره­ای پلی­مراز، تعیین توالی سنجی صورت گرفت. به منظور صحت شناسایی و   روابط خویشاوندی بین گونه­ها، درخت فیلوژنتیکی برای سویه­های باکتری ترسیم گردید و مشخص شد   E10-E11-E18-E8-B124 به ترتیب بیشترین شباهت را به سویه­های Achromobacter sp، Bacillus cereus، Bacillus licheniformis، Burkholderia sp و Achromobacter   1. دارا می­باشند. در مجموع سویه های بومی قادر بودند همانند سویه­های تجاری رشد گیاه را افزایش دهند و به صورت موثری بیماری را مهار کنند.کلمات کلیدی: القای مقاومت، تقسیم ریشه، ریزوباکتر، مرگ گیاهچه، مهار زیستی
  96. شناسایی جدایه‌های زانتوموناس¬ مرتبط با شانکر درختان صنوبر در برخی مناطق غرب و شمال¬غرب ایران
    ندا فیض صیادیان 1395
  97. بررسی اثر برخی منابع کربن و ازت در تولید زی¬توده و افزایش کارایی باکتری Bacillus subtilis علیه Rhizoctonia solaniعامل مرگ گیاهچهی لوبیا
    سارا معتضدی 1394
  98. زیست شناسی شته ی مومی کلم، Brevicoryne brassicae (Hem.; Aphididae)، و زنبور پارازیتویید آن، Diaeretiella rapae (Hym., Braconidae)، روی کلزای تلقیح شده با باکتری محرک رشد، Bacillus subtilis، در شرایط آزمایشگاهی
    سمیه کرمیان 1393
  99. تاثیر برخی از مواد معدنی روی فعالیت بیوکنترلی باکتری Bacillus subtilis علیه Rhizoctonia solani عامل مرگ گیاهچه لوبیا
    ارغوان اردلان 1393
  100. زیست شناسی شته جالیز، (aphis gossypii(hem.,aphididae روی خیار گلخانه ای تیمار شده با باکتری bacillus subtilis
    ثنا دائی چین 1393
  101. بررسی مقاومت ژنوتیپ های نخود نسبت به Fusarium solani عامل پوسیدگی سیاه ریشه
    طاهره حجازی 1393
  102. اثر تغذیه خاک روی استقرار Bacillus sp عامل کنترل زیستی پاخوره ی گندم
    فرشته سعیدسروبابایی 1392
  103. اثر تغذیه معدنی روی بیماری پاخوره گندم ناشی از Gaeumannomyces graminis var.tritici
    مریم قدم خیر 1392
  104. بررسی کاربرد برخی ریزوباکتریهای فراریشه ی گندم در کنترل زیستی پاخوره غلات
    پری مریخی 1391

تاریخ به‌روزرسانی: 1405/03/20