صفحه نمایش استاد - پرتال اصلی دانشگاه رازی
ناهید معرفزاده
استادیار / کشاورزی / مهندسی گیاه پزشکی
دروس ارائه شده نیمسال جاری
| نام درس | واحد | زمان ارائه درس | ترم |
|---|---|---|---|
| اصول مدیریت بیماریهای گیاهی | 2 | هرهفته، چهارشنبه ، 10:30-12:30 | نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1405 |
| پروکاریوتهای بیماریزای گیاهی | 3 | هرهفته، سه شنبه ، 10:30-12:30، هرهفته، دوشنبه ، 08:30-10:30 | نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1405 |
| نماتدشناسی گیاهی مقدماتی | 1 | هفته هاي فرد ، دوشنبه ، 14:00-16:00 | نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1405 |
| آزمایشگاه نماتدشناسی گیاهی مقدماتی | 1 | هرهفته، شنبه ، 08:30-10:30 | نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1405 |
| آزمایشگاه نماتدشناسی گیاهی مقدماتی | 1 | هرهفته، شنبه ، 10:30-12:30 | نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1405 |
| بیماریهای گیاهان زینتی، جالیز و سبزی | 1 | هفته هاي زوج ، سه شنبه ، 08:30-10:30 | نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1405 |
| آزمایشگاه بیماریهای گیاهان زینتی، جالیز و سبزی | 1 | هرهفته، يك شنبه ، 14:00-16:00 | نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1405 |
| آزمایشگاه بیماریهای گیاهان زینتی، جالیز و سبزی | 1 | هرهفته، يك شنبه ، 16:00-18:00 | نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1405 |
| مبانی بیماریشناسی گیاهی | 2 | هرهفته، چهارشنبه ، 08:30-10:30 | نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1405 |
پایاننامههای کارشناسیارشد
-
شناسایی مورفولوژیکی و مولکولی قارچ های اپی فیت شاخه و برگ درختان بلوط ایرانی در استان کرمانشاه
صبا کلانتری 1404جنگلهای زاگرس وسیعترین رویشگاه گونههای مختلف بلوط در ایران هستند که در سالیان اخیر مورد بیتوجهی قرار گرفته و بهشدت در معرض خطر قرار دارند. قارچهای اپیفیت بر سطح پیکرهی گیاهان وجود داشته و گروههای متنوعی از عوامل زیستی را تشکیل میدهند که تعیین تنوع و شناسایی این عوامل، جهت درک صحیح عملکرد آنها در گیاهان ضروری است. با توجه به اینکه قارچهای اپیفیت میتوانند تاثیر چشمگیری بر عملکرد گیاهان و پایداری اکوسیستمهای گیاهی داشته باشند، مطالعه آنها از اهمیت ویژهای برخوردار است. این پژوهش به شناسایی قارچهای اپیفیت شاخه و برگ درختان بلوط ایرانی در استان کرمانشاه پرداخته است. به این منظور، نمونه برداریهای میدانی طی دو سال متوالی در فصلهای پاییز و زمستان از مناطق چهارزبر، چالابه، سرمیل و سرپلذهاب از شاخه و برگ درختان بلوط استان کرمانشاه انجام شد. برای رشد و جداسازی قارچها، نمونهها برروی محیط کشت سیبزمینی دکستروز آگار (Potato dextrose agar) کشت داده شدند. پس از بهدست آوردن جدایههای خالص، شناسایی قارچها براساس ویژگیهای مورفولوژیکی با کلیدهای معتبر شناسایی قارچها و توالییابی ناحیه (Internal Transcribed Spacer) ITS انجام شد. در این تحقیق 981 جدایه متعلق به 25 تاکسون قارچی از شاخه و برگ درختان بلوط در مناطق مختلف جنگلی در استان کرمانشاه جداسازی و شناسایی شد که 433 جدایه از شاخه و 548 جدایه از برگ بهدست آمد. از میان گونههای شناسایی شده Aureobasidium pullulans، Quambalaria cyanescens، Gibberella intermedia،Cladosporium oxysporum ، Alternaria malorum، Helenozyma baotianmanensis*، Chaetomium cochliodes*، Mucor plumbeus، Fusarium acuminatum، Fusarium solani،Kalmusia variispora از برگهای درختان بلوط و گونههای Acremonium sclerotigenum، Aureobasidium motuoense*، Cladosporium ramotenellum*، Coniochaeta polymorpha*، Coniochaeta deborreae*، Alternaria alterrnata، Hydeomyces hydei*، Saccothecium sepincola* از شاخههای درختان بلوط جداسازی و شناسایی شدند. یک جدایه در سطح رده (Dothideomycetes) نیز از شاخه درختان بلوط جداسازی و شناسایی شد. پنج تاکسون تنها به صورت مورفولوژیک شناسایی شدند که شامل Aspergillus niger، Penicillium sp.,، Neoscytalidium dimidiatum ، Paecilomyces formosus، Beauveria bassiana بودند. گونههای ستاره دار برای اولینبار از ایران گزارش میشوند.
-
شناسایی قارچ¬های همراه با سرخشکیدگی و زوال درختان زیتون در استان کرمانشاه
غفار کرمی 1404درخت زیتون (Olea europaea L.)، عضوی از خانواده زیتونیان (Oleaceae)، یکی از قدیمیترین محصولات درختی است که از هزاران سال پیش در منطقه مدیترانه کاشته شده است. این درخت که به درخت جاودانگی نیز شهرت دارد، نه تنها نقش مهمی در اقتصاد و رژیم غذایی مردمان این منطقه ایفا میکند، بلکه در حفظ تنوع زیستی، جلوگیری از فرسایش خاک و زیبایی منظر نیز سهم بسزایی دارد. در سالهای اخیر درختان زیتون در استان کرمانشاه دچار علائمی از جمله سرخشکیدگی و زوال شدهاند. در این بررسی از درختان زیتون دارای علائم بیماری نمونهبرداری صورت گرفت. در این پژوهش، 250 جدایه قارچی از 30 نمونه درخت مبتلا به علائمی همچون سرخشکیدگی، پژمردگی، شانکر تنه و طوقه و زوال پس از ضدعفونی سطحی و کشت روی محیط عصاره سیبزمینی دکستروز آگار بدست آمد. قارچهای جداسازی شده از درختان زیتون با علائم بیماری با استفاده از خصوصیات مورفولوژیکی و استفاده از توالییابی ناحیه نسخهبرداری شده داخلی دی.ان.ای.ریبوزومی و ژن بتاتوبولین شناسایی شدند. جنسهای قارچی شناسایی شده عبارت بودند از: Aspergillus با 10 کلنی (? درصد کل جدایهها)، Penicillium با 5 کلنی (2 درصد کل جدایهها)، Clonostachys با 5 کلنی (2 درصد کل جدایهها)، Fusarium با 5 کلنی (2 درصد کل جدایهها)، Neoscytalidium با 110 کلنی (44 درصد کل جدایهها)، Neopestalotiopsis با 80 کلنی (32 درصد کل جدایهها) و Pseudophaeomoniella با 35 کلنی (14 درصد کل جدایهها) . از میان جدایههای بدست آمده، قارچ Neoscytalidium با فراوانی 44 درصد بیشترین جدایه را به خود اختصاص داد. قارچ Neopestalotiopsis با فراوانی 32 درصد و Pseudophaeomoniella با فراوانی 14 درصد به ترتیب در رتبههای دوم و سوم قرار گرفتند. مایهزنی جدایههای بدست آمده روی شاخههای برید زیتون در آزمایشگاه و نهالهای زیتون دو ساله در گلخانه انجام شد. جدایههای مربوط به Pseudophaeomoniella ، Neoscytalidium و Neopestalotiopsis قادر به ایجاد شانکر روی شاخههای بریده و نهالها بودند. برای تائید اصول کخ، پس از مایه زنی، جدایهها مجدد از بافتهای بیمار جداسازی شدند. این اولین گزارش از وجود این قارچها به عنوان بیمارگر درختان زیتون در استان کرمانشاه میباشد. درخت زیتون (Olea europaea L.)، عضوی از خانواده زیتونیان (Oleaceae)، یکی از قدیمیترین محصولات درختی است که از هزاران سال پیش در منطقه مدیترانه کاشته شده است. این درخت که به درخت جاودانگی نیز شهرت دارد، نه تنها نقش مهمی در اقتصاد و رژیم غذایی مردمان این منطقه ایفا میکند، بلکه در حفظ تنوع زیستی، جلوگیری از فرسایش خاک و زیبایی منظر نیز سهم بسزایی دارد. در سالهای اخیر درختان زیتون در استان کرمانشاه دچار علائمی از جمله سرخشکیدگی و زوال شدهاند. در این بررسی از درختان زیتون دارای علائم بیماری نمونهبرداری صورت گرفت. در این پژوهش، 250 جدایه قارچی از 30 نمونه درخت مبتلا به علائمی همچون سرخشکیدگی، پژمردگی، شانکر تنه و طوقه و زوال پس از ضدعفونی سطحی و کشت روی محیط عصاره سیبزمینی دکستروز آگار بدست آمد. قارچهای جداسازی شده از درختان زیتون با علائم بیماری با استفاده از خصوصیات مورفولوژیکی و استفاده از توالییابی ناحیه نسخهبرداری شده داخلی دی.ان.ای.ریبوزومی و ژن بتاتوبولین شناسایی شدند. جنسهای قارچی شناسایی شده عبارت بودند از: Aspergillus با 10 کلنی (? درصد کل جدایهها)، Penicillium با 5 کلنی (2 درصد کل جدایهها)، Clonostachys با 5 کلنی (2 درصد کل جدایهها)، Fusarium با 5 کلنی (2 درصد کل جدایهها)، Neoscytalidium با 110 کلنی (44 درصد کل جدایهها)، Neopestalotiopsis با 80 کلنی (32 درصد کل جدایهها) و Pseudophaeomoniella با 35 کلنی (14 درصد کل جدایهها) . از میان جدایههای بدست آمده، قارچ Neoscytalidium با فراوانی 44 درصد بیشترین جدایه را به خود اختصاص داد. قارچ Neopestalotiopsis با فراوانی 32 درصد و Pseudophaeomoniella با فراوانی 14 درصد به ترتیب در رتبههای دوم و سوم قرار گرفتند. مایهزنی جدایههای بدست آمده روی شاخههای برید زیتون در آزمایشگاه و نهالهای زیتون دو ساله در گلخانه انجام شد. جدایههای مربوط به Pseudophaeomoniella ،
-
بررسی میزان بیان ژن های سایتوکاین های التهابی(IL-1, TNF- ?) و فعالیت های آنزیم هایAST و ALT در هپاتوسیت های جدا شده کبد مرغان تحت تیماردهی عصاره خارخاسک و استرس اکسیداتیو پراکسید هیدروژن
نرگس مصطفایی 1404این مطالعه به بررسی اثرات پیشتیمار با عصاره هیدروالکلی دانه گیاه Tribulus terrestris بر بیان ژنهای پیشالتهابی (IL-1? و TNF-?) و فعالیت آنزیمهای کبدی (AST و ALT) در هپاتوسیتهای جدا شده از کبد مرغ تحت استرس اکسیداتیو ناشی از پراکسید هیدروژن پرداخت. هپاتوسیتها از کبد جوجههای ?-? هفته نژاد لگهورن جداسازی و در محیط DMEM کشت داده شدند. القای استرس اکسیداتیو با غلظت ??? میکرومولار پراکسید هیدروژن به مدت ? ساعت انجام شد. تیمار با عصاره خارخاسک در غلظت ?? میکروگرم بر میلیلیتر به مدت ?? ساعت صورت گرفت. فعالیت آنزیمهای AST و ALT در در مایع رویی محیط کشت با روش اسپکتروفتومتری و بیان ژنهای IL-1? و TNF-? با تکنیک Real-Time PCR اندازهگیری شد. نتایج نشان داد پراکسید هیدروژن موجب افزایش معنیدار فعالیت AST از 1/3±?? به 9/2±?47 واحد در لیتر و ALT از ?/?±?? به 8/1±54 واحد در لیتر شد. پیشتیمار با عصاره خارخاسک به طور معنیداری موجب کاهش فعالیت AST به ?/?±?? و ALT به ?±?? واحد در لیتر شد ، همچنین بیان ژنهای IL-1? و TNF-? را به ترتیب به ?/? و ? برابر سطح پایه بازگرداند. این یافتهها نشان میدهد عصاره هیدروالکلی خارخاسک دارای اثرات محافظتی قوی در برابر آسیب اکسیداتیو در هپاتوسیتهای طیور از طریق مهار مسیرهای التهابی و کاهش نشت آنزیمهای کبدی میباشد.
-
اثر برخی از ترکیبات فرار القا کننده مقاومت بر Xanthomonas translucens عامل بیماری لکه نواری باکتریایی گندم
کوثر بدری 1404 -
سنجش اثربخشی برخی ترکیبات مسی بر Xanthomonas translucens عامل بیماری لکه نواری باکتریایی گندم
طاهره شوهانی پور 1404 -
تاثیر برخی گونه های قارچ تریکودرما روی Paecilomyces formosus عامل سرخشکیدگی درختان بلوط
رضوان سوری 1403چکیده بیماری سرخشکیدگی درختان بلوط ناشی از Paecilomyces formosus در حال تبدیلشدن به یک تهدید جدی برای جنگلهای غرب ایران، بهویژه استان کرمانشاه است. تاکنون هیچگونه اقدام کنترلی علیه این بیمارگر صورت نگرفته است. استفاده از سموم شیمیایی در این اکوسیستمهای حساس توصیه نمیشود، بنابراین یافتن روشهای کنترل بیولوژیکی پایدار و سازگار با محیطزیست ضروری است. در این پژوهش اثر بیوکنترلی 9 گونه تریکودرما شامل Trichoderma arundinaceum، T. asperellum، T. avecolar،T. brevicompactum، T. crassum، T. koningii، T. koningiopsis، T. longibrachiatum و T. virens بر P. formosus در آزمایشگاه و گلخانه مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج نشان داد که گونههای T. brevicompactum و T. virens در آزمون کشت متقابل با 1/77 و 2/64 درصد بازدارندگی و در آزمون عصاره قارچی با 7/65 و1/57 درصد بازدارندگی از رشد قارچ بیمارگر، موثرتر از سایر تیمارها بودند و T. brevicompactum، T. koningiopsisو T. longibrachiatum با 60، 3/56 و5/54 درصد بازدارندگی در آزمون ترکیبات فرار، بیشترین اثر را در کاهش رشد P. formosus داشتند. در بررسی آزمون بیماریزایی در شرایط آزمایشگاه و گلخانه، تمام گونههای تریکودرما به طور معنیداری باعث کاهش طول شانکر ناشی از P. formosus شدند. گونههای T. brevicompactum و T. arundinaceum به ترتیب با 8/89 و 4/69 درصد در موثرترین قارچها کاهش طول شانکر ناشی از P. formosus در تست آزمایشگاه بودند. در تست گلخانه گونههای T.virens و T. brevicompactum به ترتیب با 6/66 و 6/56 درصد در کاهش طول شانکر نسبت به سایر تیمارها موفقتر عمل کردند.
-
بررسی تاثیر قارچهای اندوفیت بر مهار گلجالیزدر دوگیاه کلزا و گوجهفرنگی
الهه محمدی 1403گل جالیز، انگلی جهانی است که خسارات قابلتوجهی به محصولات زراعی، بهویژه گوجهفرنگی و کلزا وارد میکند. برای کنترل این انگل، محققان به دنبال روشهای زیستی؛ مانند استفاده از قارچهای اندوفیت هستند. در این پژوهش باهدف مهار زیستی گل جالیز، اثر ?? جدایه قارچی اندوفیت روی ارقام مختلف گوجهفرنگی (کارون و متین) و کلزا (نپتون) بررسی شد. با استفاده از توالییابی ناحیه نسخهبرداری شده داخلی دی ان ای ریبوزومی گل جالیز جمعآوریشده از مزارع گوجهفرنگی Phelipanche aegyptiaca (شماره دسترسیهای ON738595 و ON738596) و گل جالیز جمعآوری شده از مزارع کلزا Phelepanch cilicata (شماره دسترسیهای ON738605 و ON738606) شناسایی شد. پس از شناسایی مولکولی گل جالیز جمعآوری شده از مزارع، آزمایشها در شرایط کنترل شده انجام شد. این آزمایش در شرایط گلخانهای و بر اساس طرح کامل تصادفی انجام شد. برای تهیه اینوکولوم قارچی، ابتدا بذرهای گندم سترون شده با ریسه و اسپور قارچهای اندوفیت مایهزنی و به مدت دو هفته در دمای 25 درجه سلسیوس کشت داده شدند. سپس 10 گرم از این بذرهای آلوده به همراه 2 کیلوگرم خاک سترون و 0.05 گرم بذر گل جالیز با هم مخلوط شده و در گلدانهای حاوی این مخلوط، نشاءهای گوجهفرنگی رقم کارون و بذرهای کلزا رقم نپتون کاشته شدند. سه الی چهار ماه پس از کاشت و با ظهور بوتههای گیاهان به همراه گل جالیز، صفات رشدی گیاهان از جمله وزن خشک اندام هوایی و ریشه، ارتفاع گیاه و محتوای کلروفیل برگها اندازهگیری شد. نتایج آماری آنالیز نشان داد که بین گیاهان تیمار شده با قارچهای اندوفیت و گروه شاهد (گیاه با گل جالیز و بدون قارچ اندوفیت)، اختلاف معنیداری در برخی از صفات رشدی وجود دارد. در گیاه گوجهفرنگی (رقم متین)، بیشترین وزن تر اندام هوایی، وزن تر ریشه، وزن خشک اندام هوایی و طول ریشه به ترتیب مربوط به جدایههای قارچی TC-26-6, RU-BeBa, RU-ClRo و TC-26-6 از قارچهای، Alternaria Beauveria bassiana, Clonostachys rosea و Alternaria با افزایش 8/61، 6/52، 9/76 و 9/77 درصد نسبت به گیاه شاهد بودند. همچنین جدایههای مربوط به گونههای مختلف Trichoderma و گونههای Microdochium bolleyi و Ascotricha funiculosa بیشترین تاثیر در افزایش وزن خشکریشه در حدود ?? درصد نسبت به گیاه شاهد شدند. در گیاه گوجهفرنگی (رقم کارون)، بیشترین وزن تر اندام هوایی، وزن تر ریشه، وزن خشک اندام هوایی، طول ریشه و وزن خشکریشه به ترتیب مربوط به جدایههای قارچی RU-RoTo، RU-TrRo، RU-TrAt، TW-24-2 و RU-ClRo از قارچهای Rodotorula torulidae، Trichothecium roseum، Trichoderma atroviride، Alternaria و Clonostachys rosea به ترتیب با افزایش 42، 6/46، 9/68، 73، 3/78 درصدی نسبت به گیاه شاهد بودند. در بررسی تاثیر قارچهای اندوفیت بر گیاه کلزا (رقم نپتون)، بیشترین وزن تر اندام هوایی، وزن خشک اندام هوایی، وزن تر ریشه، وزن خشکریشه و طول ریشه نسبت به گیاه شاهد مربوط به جدایههای TC-26-6، RU-AsNi، RU-FuTr، RU-TrRo و RU-RoTo از قارچهای Alternaria، Aspergillus niger، Fusarium tricinctum، Trichotecium roseum و Rodotorula toruloidea به ترتیب با افزایش 7/87، 8/79، 6/79، 8/58 و 6/73 درصد بودند. بیشترین مقدار محتوای کلروفیلی در گیاه کلزا مربوط به جدایه TrKo از قارچ Trichoderma koningiopsis با افزایش 6/65 درصدی نسبت به گیاه شاهد بود. یافتههای این مطالعه نشان داد که قارچهای اندوفیت میتوانند نقش مهمی در بهبود عملکرد گیاهان گوجهفرنگی و کلزا، بهویژه در شرایط وجود انگل گل جالیز ایفا کنند. در مجموع استفاده از قارچهای اندوفیت میتوانند بهعنوان ره یافتی امیدبخش در مدیریت تلفیقی این علف هرز انگلی مورداستفاده قرار گیرد.
-
شناسایی قارچ های دخیل در مرگ گیاهچه نهال های بلوط در استان کرمانشاه
سیدبهزاد حیدری 1403بیماریهای پوسیدگی ریشه و مرگ گیاهچه به عنوان یکی از مهمترین عوامل تهدیدکننده بقا و رشد نهالهای جنگلی، به ویژه بلوط ایرانی، در سراسر جهان شناخته میشوند. این بیماریها خسارات اقتصادی قابل توجهی به نهالستانها وارد کرده و بازسازی جنگلها را با چالش جدی مواجه میکنند. پژوهش حاضر با هدف شناسایی دقیق عوامل بیماریزای موثر بر پوسیدگی ریشه و مرگ گیاهچه در نهالهای بلوط ایرانی در استان کرمانشاه انجام شد. در این راستا، 100 نهال آلوده با علائمی همچون زردی، پژمردگی، ریزش برگ و پوسیدگی طوقه و ریشه از نهالستانهای بلوط ایرانی در استان کرمانشاه جمعآوری و به آزمایشگاه منتقل شدند. ریشه و طوقه نهالهای آلوده به قطعات پنج میلیمتری تقسیم و پس از شستشو با آب روان، ضدعفونی سطحی با هیپوکلیریت سدیم ?? درصد انجام شد. سپس قطعات سه بار با آب سترون شستشو شدند و پس از خشک کردن روی کاغذ صافی سترون، روی محیط کشت سیبزمینی دکستروز آگار حاوی آنتیبیوتیک کلرامفنیکل به مقدار ?? میلیگرم در لیتر و استریپتومایسین به مقدار ?? میلیگرم در لیتر کشت شدند. از محیط کشت PARP نیز برای جداسازی اوومیستهای احتمالی دخیل در پوسیدگی ریشه استفاده شد. قارچهای رشد کرده به صورت مورفولوژیکی با استفاده از کلیدهای تاکسونومیکی معتبر شناسایی و سپس با استفاده از روشهای مولکولی (توالییابی نواحی نسخه برداری شده داخلی دی.ان.ای. ریبوزومی، الانگیشن فاکتور، زیرواحد بزرگ دی.ان.ای. ریبوزومی، نواحی مختلفی از سیتوکروم اکسیداز) شناسایی قطعی شدند. برای تایید نقش قارچهای جداسازی شده در ایجاد بیماری، آزمایش بیماریزایی روی نهالهای سالم انجام شد. نتایج این پژوهش نشان داد که گونههای قارچی Phytopythium litorale، Macrophomina phaseolina، Fusarium redolens و Diaporth amygdali از مهمترین عوامل بیماریزای پوسیدگی ریشه و مرگ گیاهچه در نهالهای بلوط ایرانی در نهالستانهای مورد مطالعه هستند. جداسازی مجدد گونههای مذکور از بافتهای آلوده برای انجام اصول کخ صورت گرفت. در آنالیز فایلوژنتیکی گونههای ما با سایر گونههای معتبر بدست آمده از بانک ژن از سایر کشورها در گروه های تکنیایی قرار گرفتند. یافتههای این پژوهش اهمیت بیماریهای پوسیدگی ریشه و مرگ گیاهچه در تهدید بقای نهالهای بلوط ایرانی را تایید میکند. شناسایی عوامل بیماریزا گام مهمی در جهت مدیریت و کنترل این بیماریها است. نتایج این پژوهش میتواند در برنامهریزی برای تولید نهال سالم و مدیریت بیماریهای نهالستانهای بلوط ایرانی مورد استفاده قرار گیرد. همچنین، مطالعات بیشتری برای بررسی عوامل موثر بر گسترش این بیماریها و توسعه روشهای کنترل زیستی آنها ضروری است.
-
بررسی اثرات جایگزین های آنتی بیوتیک های محرک رشد بر عملکرد و مورفولوژی روده در جوجه های گوشتی
مریم صحرایی 1403مطالعه حاضر با هدف بررسی تاثیر جایگزینهای طبیعیبرای آنتی بیوتیکهای محرک رشد بر عملکرد و ریخت شناسی روده در جوجههای گوشتی از سن 1 تا 42 روزگی انجام شد. بدین منظور از تعداد 480 قطعه جوجه گوشتی نر یک روزه (راس 308) با میانگین وزن مشابه در قالب طرح کاملا تصادفی با 8 تیمار، 6 تکرار و 10 قطعه جوجه در هر تکرار استفاده شد. تیمارهای آزمایشی شامل 1) شاهد (بدون افزودنی- کنترل منفی)، 2) باسیتراسین (آنتی بیوتیک-کنترل مثبت)، 3) اسیدیفایر پارسید پلاس به مقدار 5/1 گرم در کیلوگرم ، 4) اسیدیفایر پارسید پلاس به مقدار 3 گرم در کیلوگرم ، 5) نوی هرب پلاس به مقدار75/0 گرم در کیلوگرم، 6) نوی هرب پلاس به مقدار5/1گرم درکیلوگرم،7) نوی هرب به مقدار 75/0 گرم درکیلوگرم 8) نوی هرب به مقدار 5/1گرم در کیلوگرم بودند. عملکرد بصورت دورهای و ریخت شناسی روده در سن 42 روزگی اندازهگیری شد. نتایج نشان داد در هفته اول پرورش، پرندگانی که تیمارهای حاوی پارسید پلاس (3 گرم در کیلوگرم) و نوی هرب و نوی هرب پلاس دریافت کردند مصرف خوراک کمتری در مقایسه با گروه کنترل داشتند (01/0>P)، در کل دوره پرورش (1-42 روزگی)، افزودن آنتی بیوتیک باسیتراسین، نوی هرب (75/0 گرم در کیلوگرم) و نوی هرب پلاس (75/0 گرم در کیلوگرم) منجر به کاهش معنی دار مصرف خوراک گردید (05/0>P)، سایر تیمارهای آزمایشی، اثر معنی داری نداشتند. بررسی داده های افزایش وزن بدن نشان داد که افزودنیهای مود استفاده، تغییر معنی داری در وزن بدن در هفته اول و دوره آغازین ایجاد نکردند. در کل دوره (1-42روزگی)، تیمار 5/1گرم بر کیلوگرم نوی هرب بطور معنی دار افزایش وزن را نسبت به شاهد و کنترل مثبت (آنتی بیوتیک) افزایش داد (01/0P < ). در کل دوره پرورش (1-42روزگی)، افزودن نوی هرب و نوی هرب پلاس در سطح 75/0 گرم در کیلوگرم، منجر به بهبود معنی دار ضریب تبدیل غذایی در مقایسه با گروه کنترل منفی (بدون افزودنی) گردید (05/0>P ). ارزیابی ارتفاع پرز ژژنوم نشان داد که افزودن 5/1 گرم در کیلوگرم نوی هرب پلاس، 75/0 و5 /1 گرم درکیلوگرم نوی هرب به جیره نسبت به کنترل منفی و مثبت بصورت معنی داری منجر به افزایش ارتفاع پرز شد (05/0>P). نسبت طول پرز به عمق کریپت در جوجه هایی که با سطوح 75/0 و 5/1گرم بر کیلوگرم نوی هرب و یا نوی هرب پلاس تغذیه شده بودند نسبت به گروه شاهد افزایش معنی داری داشت (05/0>P). به طور کلی، نتایج این آزمایش نشان داد که افزودن ترکیب پارسید پلاس (اسید بوتیریک، اسیدفرمیک، پروپیونیک، استیک و سیتریک) به همراه نمک های آنها همراه با اسانس دارچین) تاثر قابل توجهی بر پارامترهای عملکردی و ریخت شناسی روده نداشت، ولی ترکیبات نوی هرب (حاوی اسانس پونه کوهی، آویشن، زنیان به فرم نانوکپسوله شده) و نوی هرب پلاس (حاوی اسانس های میکروکپسوله (زنیان،آویشن، نعناع فلفلی)، پری بیوتیک (لاکتوز + دیواره سلولی مخمر)، اسیدهای آلی (اسید لاکتیک و اسید فرمیک) و برخی ترکیبات گیاهی شامل پودر زردچوبه، سیر و دارچین) از طریق بهبود ارتفاع پرز و نسبت ارتقاع پرز به عمق کریپت می توانند بر رشد و بهبود ضریب تبدیل غذایی موثر باشند. در 21-7روزگی، ضریب تبدیل خوراک تیمارهای 3 گرم/کیلوگرم پارسید پلاس، 75/0 و 5/1 گرم نوی هرب و نوی هرب پلاس کمتر از تیمار شاهد بود. در 42-22روزگی نیز ضریب تبدیل خوراک در جوجههای گوشتی تغذیه شده با آنتی بیوتیک، 3 گرم/کیلوگرم پارسید پلاس، 75/0 گرم نوی هرب و نوی هرب پلاس بهبود معنی داری نسبت به تیمار شاهد بود (05/0>P). ارزیابی ارتفاع پرز ژژنوم نشان داد که افزودن 5/1 گرم درکیلوگرم نوی هرب پلاس و 75/0 گرم و5/1 گرم در کیلوگرم نوی هرب به جیره منجر به ارتفاع پرز بیشتر در مقایسه با تیمارشاهد شد(01/0>P.). ارتفاع پرز به عمق کریپت در تیمارهای حاوی نوی هرب پلاس و نوی هرب بیشتر از تیمار شاهد بود (05/0>P).
-
تاثیر فرآوری برگ و سرشاخه های زیتون با اکسید کلسیم بر ترکیبات شیمیایی، گوارش پذیری و تخمیر شکمبه ای در شرایط برون تنی
زهرا ضابطی 1403 -
اثر تلفیق برخی سویه های قارچ Trichoderma و ترکیبات فرار القا کننده مقاومت در مهار زیستی مرگ گیاهچه لوبیا با عامل Rhizoctonia solani
ارغوان معصومی فر 1403 -
تعیین خصوصیات جدایه های باکتریایی عامل بیماری پوسیدگی نرم چغندرقند در منطقه فیروزان استان همدان
شمیمه سیف 1403 -
تعیین خصوصیات فنوتیپی و ژنتیکی جدایه¬های باکتریایی عامل بیماری لکه برگی توق
فاطمه حیدری رشنو 1403 -
تاثیر کاربرد گوگرد و تیوباسیلوس بر عملکرد سیب زمینی و کنترل بیماری جرب معمولی در شرایط مزرعه
شهرام عزیزی 1403 -
مهار زیستی Xanthomonas translucens عامل بیماری نواری باکتریایی گندم با استفاده از برخی قارچ های اندوفیت
کیانوش برخورداری 1403 -
کنترل زیستی بیماری کپک خاکستری توتفرنگی با استفاده از چند جدایه¬ی باسیلوس و تهیه فرمولاسیون میکروکپسول جدایه-های منتخب.
فرزانه احمدپناه 1402چکیده اعضای جنس باسیلوس از میکروارگانیسمهای موثر و مفید در کنترل بیمارگرهای گیاهی محسوب میشوند. جدایههای باسیلوس با تولید آنتیبیوتیکها و ترکیبات فرار باعث جلوگیری از رشد میسلیوم و کاهش توان جوانهزنی قارچها میشوند. این باکتریها همچنین باعث القای مقاومت گیاه در مقابل عوامل بیمارگر میشوند. با این وجود تولید فراوردههای تجاری کارآمد و با عمر بالا، چالش همیشگی تولید عوامل بیولوژیک بوده است. هدف از این پژوهش، ارزیابی کارایی چند جدایهی باسیلوس در کنترل بیماری کپک خاکستری توتفرنگی در آزمایشگاه بود و در نهایت امکان تهیه فرمولاسیون میکروکپسول جدایههای موثر با استفاده از مواد زیست سازگار بررسی شد. جدایههای مختلف باسیلوس از کلکسیون میکروبی موسسه تحقیقاتی گیاهپزشکی کشور تهیه شدند و اثرگذاری آنها در مهار بیماری کپک خاکستری توتفرنگی با عامل Botrytis cinerea در شرایط درون شیشهای و همچنین در شرایط گلخانهای روی گیاهان توتفرنگی مایهزنی شده با بیمارگر ارزیابی شد. سپس توانایی مهارکنندگی جدایهها ارزیابی و بهترین جدایهها با بیشترین کارایی انتخاب شدند و فرمولاسیون میکروکپسول آن تهیه و ارزیابی گردید. ساختار میکروکپسول با استفاده از ترکیبات زیست سازگار آلژینات و مواد معدنی طبیعی تهیه و پس از تهیهی آن، فرآیند رهایش و ماندگاری و مقاومت در برابر شرایط محیطی موردبررسی قرار گرفت. میکروکپسول بهینه بر اساس نتایج بهدستآمده از بررسی شیمی ساختار و ارزیابی در شرایط آزمایشگاهی به مرحلهی آزمایشهای گیاهی منتقل شد. در پایان ویژگیهای میکروکپسول حاصل در کنترل بیماری کپک خاکستری توتفرنگی مورد ارزیابی قرار گرفت. کلیدواژه: پس از برداشت، رهایش تدریجی، مهار زیستی، ریزپوشانی، Botrytis cinerea
-
طبقه¬بندی جریان ورودی مخزن با روش K-means و تاثیر آن در نتایج برنامهریزی پویای تصادفی مخزن سد جامیشان
حسام کریمی نژاد 1402محدودیتهای کمی و کیفی منابع آب و افزایش جمعیت، از جمله مواردی است که لزوم توجه به چگونگی مصرف آب و برخورد با مشکلات ناشی از کم آبی توسط برنامهریزی منابع آب و ارائه روشهایی جهت استفاده بهینه از آنها را نمایان میسازد؛ بنابراین یکی از ارکان مدیریت منابع آب، بهرهبرداری بهینه از مخازن سدهای کشور بهعنوان اصلیترین منابع آبهای سطحی است و این موضوع دارای اهمیت و جایگاه ویژهی در علم مهندسی سد میباشد. در این تحقیق، ابتدا با استفاده از روش جدید خوشهبندی K-means کلاسه دبی ورودی به مخزن سد در هر فصل بهینه شد و برای گسسته سازی حجم ذخیره مخزن از روش موران در 7 کلاسه استفاده شد. با کمک برنامهنویسی در محیط پایتون، آبدهی ورودی مخزن در هر فصل از 2 تا 20 کلاسه مختلف طبقهبندی شد. از میان 19 خوشه در نظر گرفته شده، برای کلاسه جریان شماره 5، بهترین نتایج در طبقهبندی دبی فصلی حاصل شده است. سپس مقدار l* در شرایط ایستا در ازای ترکیبات مختلف ازk و i به دست آمد. نتایج نشان داد که بیشترین تغییرات در بهار تا 5 کلاسه مخزن و کمترین آن در تابستان با یک کلاسه از مخزن اتفاق افتاده است. بیشترین میزان احتمال خروجی از مخزن در فصول پاییز، زمستان و بهار برای کلاسه مخزن 4 اتفاق افتاده است و برای فصل تابستان به دلیل آبدهی کمتر و بالاتربودن میزان نیاز، این مقدار در کلاسه 5 مخزن اتفاق افتاده است. از آنجا که تغییر در کلاسهبندی جریان منجر به تغییر اساسی در ماتریس احتمال انتقال خواهد شد لذا استفاده از روش K-means در گسستهسازی آبدهی جریان با توجه به امکان بهینهشدن تعداد خوشهها در هر دوره زمانی، میتواند در برنامهریزی پویای تصادفی مخزن بسیار سودمند و تاثیرگذار باشد. لذا استفاده از این روش در بهرهبرداری از مخازن بصورت برنامهریزی پویای تصادفی قویا توصیه میگردد.
-
جداسازی و شناسایی عوامل بیماری پوسیدگی ریشه فلفل و کنترل آن ها با استفاده از روش های دوستدار محیط زیست
محمد فرحان حمید 1402Pepper (Capsicum annum) from the Solanaceae family is one of the most important vegetable summer crops that is cultivated in different parts of the world. Pepper plants are attacked by many pests such as insects, bacteria, viruses and fungi. Many fungi such as Rhizoctonia solani, Fusarium solani, Verticellum, Alternaria, etc. cause disease in pepper. Common fungal diseases include seed rot, seedling damping off, root rot, stem base rot, etc. To prevent the damage caused by fungal diseases, farmers mainly rely on the use of chemical fungicides, which are efficient and fast-acting, but this is at the expense of human health and the environment, prompting experts to look for successful alternatives and their way. find for biological control in which they use a biological agent against a pathogenic fungus. The purpose of this study was to investigate the fungi that attack the pepper plant roots and to investigate the effect of T. longibrachiatum as a biological control method and fungicides as a chemical method on the fungi that cause pepper root rot. The antagonism test of T. longibrachiatum against pathogenic fungi was investigated in laboratory conditions. This step included placing the disc of pathogenic fungi against the isolated disc of T. longibrachiatum on PDA medium. After one week of incubation, the antagonism ability was measured. In the greenhouse, the effect of treatments including the control alone (without pathogenic fungi and T. longibrachiatum), Fusarium, Rhizoctonia, T. longibrachiatum, Beltanol fungicide and the treatment of pathogenic fungi together with T. longibrachiatum. The effect of the treatments on two soil groups, including sterilized and non-sterilized soils, was done in three repetitions, which formed a total of 12 samples of the statistical population of this study. The effects of the treatments on the characteristics of root and stem length, wet and dry weight of root and stem were measured in greenhouse conditions. The data obtained from the measurements were analyzed using the LSD test comparison between groups (sterilized and non-sterilized soil) at the 5% level. Based on the results of internal transcribed space (ITS) sequencing and PCR, the species of Fusarium and Rhizoctonia fungi included F. solani and R. solani, respectively. T. longibrachiatum had a high antagonistic ability with F. solani and R. solani. The treatment of T. longibrachiatum fungus and Beltanol fungicide reduced the pathogenic effect of F. solani and R. solani, so the measured growth indices increased in the presence of these treatments. respectively, the highest and lowest characteristics of the measured sizes were observed in the treatment of T. longibrachiatum and pathogenic fungi F. solani and R. solani. By adding T. longibrachiatum to samples infected with R. solani along with F. solani in non-sterile soils, the dry weight of the stem increased by 744.17%. Based on the results of the laboratory and greenhouse, T. longibrachiatum as a strong antagonist was able to prevent the growth of F. solani and R. solani, therefore T. longibrachiatum as a strong biological controller plays an important role in controlling various diseases caused by F. solani and R. solani has root rot of pepper. The effect of T. longibrachiatum fungus was higher compared to Beltanol fungicide in inhibiting the pathogenic agent. Therefore, it is recommended to use biological control method instead of chemical control.
-
بررسی کارائی جدایه¬های تریکودرما به عنوان تیمار بذر بر افزایش رشد و کنترل مرگ گیاهچه در خیار
عقیل محمد جمعه 1402بیماری مرگ گیاهچه یکی از مشکلات مهم در مزارع کشاورزی است که موجب خسارت اقتصادی بر محصولات زراعی بهویژه کدوئیان میشود. کشاورزان برای مهار بیماری، مجبور به استفاده از آفتکشها هستند اما این سموم، اثرات جانبی مخربی بر محیط زیست و سلامت انسان دارند. توصیههای بسیاری در مورد نیاز به یافتن جایگزینهای مناسب در مقابله با این بیمارگر شدهاست. کاربرد وسیع سموم شیمیایی در کشاورزی، علاوه بر افزایش هزینههای تولید و تاثیرات منفی بر سلامت انسان و دام، موجب آسیبهای جبران ناپذیر زیستمحیطی شده است. بر این اساس؛ توسعه روشهای جایگزین، ازجمله، کنترل زیستی (با استفاده از قارچ تریکودرما) در مدیریت بیماریهای گیاهی (بهویژه بیماریهای خاکبرد)، بسیار ضروری بهنظر میرسد .بنابراین هدف اصلی در این پژوهش بررسی اثر جدایههایی از تریکودرما بر بیماری مرگ گیاهچه خیار است. تست آنتاگونیسم T. longibrachiatum در مقابل قارچهای بیماریزا در شرایط آزمایشگاهی بررسی شد. این مرحله شامل قرار دادن دیسک قارچ بیماریزا در برابر دیسک ایزوله تریکودرما بر روی محیط PDA بود. پس از یک هفته انکوباسیون، توانایی آنتاگونیسم اندازهگیری شد. در گلخانه تاثیر 4 تیمار شاهد به تنهایی (فاقد قارچ بیمارگر و تریکودرما)، قارچ عامل مرگ گیاهچه خیار، قارچ تریکودرما و تیمار ترکیب تریکودرما و بیمارگر بر درصد جوانهزنی، طول ریشه، ساقه و وزن خشک و تر گیاه یک ماه پس از شروع آزمایش اندازهگیری شد. دادههای حاصل از اندازهگیری با استفاده از آزمون LSD در سطح احتمال 5 و 1 درصد مقایسه شدند. قارچ عامل مرگ گیاهچه خیار است، Fusarium oxysporum بود. T. longibrachiatum توانایی آنتاگونیستی با قارچ Fusarium oxysporum را داشت. مقدار درصد جوانهزنی، طول ریشه، ساقه و وزن خشک و تر گیاه خیار در نمونههای مختلف بهصورت T. longibrachiatum > Fusarium oxysporum همراه با T. longibrachiatum > شاهد> Fusarium oxysporum بود. براساس نتایج مربوط به بخش آزمایشگاه و گلخانه قارچ T. longibrachiatum بهعنوان آنتاگونیست قوی توانست از رشد قارچ Fusarium oxysporum جلوگیری نماید بنابراین T. longibrachiatum بهعنوان کنترلکننده زیستی قوی نقش مهمی در کنترل بیماریهای مختلف ناشی از قارچ فوزاریوم از جمله مرگ گیاهچه دارد.
-
طراحی آغازگرهای اختصاصی گونه برای شناسایی مولکولی Paecilomyces formosus، عامل بیماری سرخشکیدگی درختان در جنگل¬های استان های کرمانشاه و ایلام
طاها رستمی 1402چکیده شناسایی دقیق گونه های میزبان برای تشخیص بیماری و اتخاذ استراتژی صحیح مدیریت بیماری بسیار مهم است. گونه Paecilomyces formosus، عامل سرخشکیدگی و زوال بلوط، تهدیدی نوظهور است که ممکن است در آینده جنگل های زاگرس ایران را در معرض خطر جدی قرار دهد. در این مطالعه از واکنش زنجیرهای پلیمراز تودرتو با جفت آغازگرهای اختصاصی PaMF و PaMR طراحی شده از مقایسه توالی های نوکلئوتیدی ناحیه نسخه برداری شده داخلی DNA ریبوزومی هسته ای ITS گونه formosus .P و سایر آرایه های نزدیک، برای تشخیص این گونه استفاده شد. برای این منظور نمونه برداری از درختان جنگلی با علائم سرخشکیدگی در دو استان کرمانشاه و ایلام صورت گرفت. جدایه های Paecilomyces با استفاده از ویژگی های ریخت شناختی، تولید اسید روی محیط کشت کراتین سوکروز آگار و توالی یابی ناحیه rDNA-ITS و قسمتی از ژن بتاتوبولین شناسایی گردیدند. با استفاده از واکنش زنجیرهای پلیمراز تودرتو، باند ??? جفت بازی منحصراً از DNA ژنومی formosus .P تکثیر شد و هیچ باندی برای سایر گونه ها و از جمله گونه variotii .P مشاهده نشد. روش واکنش زنجیرهای پلیمراز تودرتو میتواند ?00 پیکوگرم از DNA ژنومی .P formosus را ردیابی کند. شصت درخت از هفت منطقه درجنگل های زاگرس با علائم سرخشکیدگی مورد ارزیابی قرار گرفت این اولین گزارش از بیماریزایی P. formosus در درختان Paliurus spina-christi است. علاوه بر این، شدت بیماری بر روی 13 گونه درختی در سه دمای مختلف 15، 25 و 35 درجه سانتی گراد مورد سنجش قرار گرفت. شدت بیماری ناشی از همه جدایهها روی شاخههای جدا شده در دمای 35 درجه سانتیگراد بیشتر از 15 و 25 درجه سانتیگراد بود. این مطالعه محدوده میزبان این پاتوژن را ارائه میکند و نشان میدهد که این میزبانهای بالقوه در دماهای بالا مستعد ابتلا به این بیماریزا هستند که درختان جنگلی در دهههای اخیر تجربه کردهاند.
-
تاثیر کمپوست کود مرغی به همراه دوسویه از Azotobacter vinelandii وBacillus subtilis بر مهار بیماری مرگ گیاهچه لوبیا با عامل Rhizoctonia solani
احسان حسینی 1402 -
مطالعه روابط تبارزایی و دامنه میزبانی جدایههای گونه مرکب Fusarium oxysporum به دست آمده از نخود، لوبیا و عدس در استان کرمانشاه
پریا فخری 1402 -
ارزیابی تاثیر آنزیم فیتاز باکتریایی جدید ( اندوفوس) بر عملکرد و قابلیت هضم فسفر در جوجه های گوشتی
یاسمن مرتضوی 1402 -
کنترل بیولوژیکPythium aphanidermatum عامل گیاهچهمیری گوجهفرنگی توسط برخی از جدایههای باکتری و قارچ تریکودرما
نسیم رضائی 1402 -
ارزیابی اثر کاربرد تلفیقی قارچ های اندو میکوریز و کود دامی در مهار گل جالیز(Phelipanche aegyptiaca) روی گوجه فرنگی
حسنا حیدری 1402گوجه فرنگی یکی از صیفیجات مهم است که در سراسر دنیا در سطوح گسترده کشت میشود. در میان مواردی که تولید گوجهفرنگی را با مشکل مواجه میکند، علف هرز انگلی گلجالیز یکی از تهدیدهای اصلی است. اگرچه تا کنون راهکارهای متفاوتی برای کنترل گلجالیز بکار برده شده، اما؛ هیچیک بهصورت کامل موفق به مهار آن نشدهاند. آنچه امروزه برای کنترل علفهای هرز ازجمله انگل گلجالیز مورد توجه است، استفاده از چندین روش مدیریتی در قالب کنترل تلفیقی است. در پژوهش پیشرو، سه نوع کود دامی و چهار گونه از قارچهای اندومیکوریز در سه آزمایش و در قالب طرح کاملا تصادفی جهت کنترل گلجالیز بکار برده شد. در دو آزمایش اول نقش کودهای دامی و گونههای میکوریز در مهار گلجالیز بهصورت جداگانه مورد بررسی قرار گرفت. در آزمایش اول، گون? Funneliformis mosseae، بهصورت معناداری در مقایسه با سایر تیمارها، موفق به کاهش تعداد و وزن خشک گلجالیز شد. کود گاوی در میان انواع کودهای دامی بکار برده شده در آزمایش دوم، اثر معناداری بر کاهش وزن خشک و تعداد گلجالیز گذاشت. در نهایت، نتایج حاصل از تلفیق کود گاوی در دو سطح متفاوت با F.mosseae در آزمایش سوم، بیانگر اثر مثبت ترکیب سطح پایینتر کود با میکوریز در ظهور شاخساره، تعداد و مقدار وزن خشک گلجالیز روی بوتههای گوجهفرنگی بود.
-
بررسی پراکنش ویروس موزائیک انجیر در استان کرمانشاه
فاطمه مومنه 1401انجیر با نام علمی Ficus carica L.، یک گیاه چندساله خزاندار است. از میان کشورهای تولیدکننده ایران با تولید 107791 تن انجیر در سال 2020 در جایگاه پنجم جهان قرارگرفته است. همچنین در سالهای ?400 استانهای تولیدکننده عمده انجیر آبی شامل فارس، لرستان، کرمانشاه، مرکزی، سمنان، زنجان هستند. میزان تولید انجیر آبی سال 1400 در استان کرمانشاه 1787 تن بوده است. مناطق کشت انجیر در استان کرمانشاه بر اساس بیشترین تولید شامل شهرستانهای دالاهو(ریجاب)، پاوه، سرپل ذهاب، گیلان غرب، هرسین، کرمانشاه و اسلامآباد. گیاه انجیر مانند سایر محصولات کشاورزی، میزبان آفات و بیماریهای متعددی هست که از میان آنها میتوان به بیماری موزائیک انجیر اشاره کرد. بر اساس پژوهشهای صورت گرفته توسط پژوهشگران نشان داده است که عوامل موثر در بروز بیماری موزائیک انجیر شامل ویروسها و ویروئیدهایی هستند که ممکن است همگی یا تعدادی از آنها در بروز نشانههای این بیماری در درختان انجیر نقش داشته باشند. از میان عوامل ویروسی دخیل در این بیماری میتوان به ویروس موزائیک انجیر (Emaravirus fici) اشاره کرد. این ویروس بهوسیله قلمه و پیوند درختان آلوده و همچنین از طریق کنهی اریوفیده Aceria ficus بهصورت نیمهپایا قابلیت انتقال دارد اما بهوسیلهی بذر و دانه گرده انتقال نمییابد. طی سالهای ????، 1400 و 1401 از نُه شهرستان استان کرمانشاه (اسلامآباد غرب، پاوه، دالاهو، سرپل ذهاب، صحنه، قصرشیرین، کرمانشاه، گیلانغرب و هرسین)??? نمونه جمعآوری شد. این نمونهها توسط آزمون داس- الیزا و با آنتیسرم IgG که توسط موسسه تحقیقات گیاهپزشکی کشور (تهران، ایران) تهیه شده بود، موردبررسی قرار گرفتند. از 12? نمونه انجیر آزمایش شده، ?? نمونه به ویروس موزائیک انجیر آلوده بودند. براساس آزمایشهای صورت گرفته از ??? نمونه دارای نشانهی بیماری موزائیک انجیر، ?? نمونه (معادل ?? درصد) به ویروس موزائیک انجیر آلوده بودند. همچنین از بین ?? نمونه فاقد نشانهی بیماری موزائیک انجیر، پنج نمونه در آزمایش سرولوژیک نتیجه مثبت نشان دادند. بهمنظور بررسی انتقال ویروس موزائیک انجیر، عمل پیوند بین دانهالهای انجیر دوساله و پیوندکهای آلوده که از درختان انجیر استان کرمانشاه انتخاب شده بودند، انجام شد. پس از مشاهده اولین نشانههای بیماری موزائیک انجیر، برای تمامی دانهالهای پیوندزده شده آزمون داس- الیزا انجام شد و پس از ردیابی ویروس موزائیک انجیر در برخی از دانهالهای پیوندزده، به منظور اطمینان از صحت نتیجهی بهدست آمده از آزمون داس- الیزا، آزمون مولکولی مبتنی بر اسید نولکلئیک (RT-PCR) برای دانهالهای آلوده انجام گرفت. در آزمون RT-PCR از یک جفت آغازگر اختصاصی E5 یک قطعه با اندازه تقریبی ??? جفتباز برای ?? نمونه انجیر تکثیر شد. از بین توالیهای نوکلئوتیدی دریافتی، ?? توالی (به جز رسشمار OQ552542)، در جستجوی BLAST بیشترین شباهت را با توالی یک جدایه از استان لرستان (رسشمار KT732024) نشان دادند (یکسانی نوکلئوتیدی بین 93.4 تا 96.8 درصد). توالی جدایه FM203 (رسشمار OQ552542)، از بقیه جدایهها متمایز بود به طوری که یکسانی نوکلئوتیدی آن با ?? توالی دیگر، 86.6 تا 90.2 درصد بود. این توالی، بیشترین شباهت را با توالی جدایه T7 از استان کرمانشاه (رسشمار MH475441) و سپس جدایههایی از استانهای گلستان، لرستان و مازندران نشان داد (یکسانی نوکلئوتیدی 9??? تا ???? درصد). در تحلیل فیلوژنتیک توالی نوکلئوتیدی ناحیه کد کننده RdRp، ?? توالی از توالیهای به دست آمده (به جز رسشمار OQ552542)، به همراه یک جدایه از استان لرستان (رسشمار KT732024) در یک گروه قرار گرفته اما جدایه FM203 (رسشمار OQ552542) خارج از گروه قرار گرفت. در این پژوهش پراکنش ویروس موزائیک انجیر در باغات انجیر استان کرمانشاه بهوسیله ردیابی سرلوژیک (DAS-EISA) و روش مولکولی مبتنی بر اسید نوکلئیک (RT-PCR) مورد بررسی قرار گرفت.
-
شناسایی باکتریهای اپیفیت گندم در استان کرمانشاه و ارزیابی توانایی آنها در کنترل بیماری باکتریایی نواری برگ گندم
فاطمه امامی 1401بیماری باکتریایی نواری گندم (Bacterial Leaf Stripe/Streak) یکی از بیماریهای مهم این گیاه استراتژیک در جهان بهشمار میآید. این بیماری در سالیان اخیر به دنبال تغییر شرایط اقلیمی در استان کرمانشاه شیوع یافته و با توجه به ماهیت بذرزاد بودن آن، در برخی مناطق موجب خسارت قابل توجهی شده است. اخیرا طی یک بررسی خصوصیات فیزیولوژیکی، بیوشیمیایی، ژنتیکی و بیماریزایی باکتریهای عامل بیماری در استان کرمانشاه شناسایی گردید و ضمن تعیین پاتووارهای عامل بیماری، پراکنش آنها در سطح استان تعیین شد. تحقیق حاضر بهمنظور شناسایی باکتریهای اپیفیت گندم در استان کرمانشاه و ارزیابی توانایی آنها در کنترل زیستی دو پاتوار undulosa و cerealis از باکتری Xanthomonas translucens، عامل نواری گندم در این استان انجام شد. بدین منظور طی بهار سال 1400 نمونهبرداری از برگ گندم در مناطق مختلف استان کرمانشاه به عمل آمد و باکتریهای اپیفیت جدا و خالص سازی شدند. تاثیر بازدارندگی 233 باکتری اپیفیت از رشد عامل بیماری در شرایط آزمایشگاه با آزمونهای مختلف از جمله تولید ترکیبات فرار و تولید آنتی بیوتیک مورد بررسی قرار گرفت و در ادامه پنج جدایه که در شرایط آزمایشگاه نتایج بهتری نشان داده بودند، از میان باکتریهای اپیفیت انتخاب و تاثیر آنها روی بیماری در شرایط گلخانه بررسی گردید. بهمنظور شناسایی جدایهها، آزمونهای فیزیولوژیکی و بیوشیمیایی برای همه جدایهها انجام شد. تعداد 11 جدایه بیشترین بازدهی را در آزمون تولید ترکیبات فرار و هفت جدایه بیشترین میزان قطر هاله بازدارنده از رشد عامل بیماری را داشتند. براساس نتایج حاصل از این آزمونها و مجموع عملکرد جدایهها در آزمونهای تولید ترکیبات فرار و تولید آنتی بیوتیک، تعداد پنج جدایه عملکرد بالایی نشان دادند. اثر بازدارندگی این جدایهها از بیماری در شرایط گلخانه و در قالب طرح کاملا تصادفی با 6 تیمار و 3 تکرار مورد بررسی قرار گرفت. شاخص درصد آلودگی سطح برگ گندم طی سه دوره با فاصله یک هفته مورد بررسی قرار گرفت و دادههای حاصل تجزیه و تحلیل آماری شد. نتایج نشان داد که تیمارهای مورد بررسی در سطح 5 درصد اختلاف معنیدار داشتند. جدایه 75 بیشترین تاثیر را روی کاهش درصد آلودگی برگ داشت. براساس نتایج آزمونهای فیزیولوژیکی و بیوشیمیایی، این جدایه Bacillus sp. شناسایی شد که پس از تعیین توالی ناحیه 16S rRNA برای این جدایه و مقایسه آن با اطلاعات موجود در NCBI، مشخص شد که جدایه برتر در کنترل زیستی بیماری باکتریایی نواری در استان کرمانشاه با 100 درصد شباهت با باکتری Bacillus pumilus مطابقت دارد.
-
شناسایی و بررسی پراکنش گونه¬های مهم گل جالیز آلوده کننده کلزا، گوجه فرنگی و آفتابگردان در استان کرمانشاه
شهرام یلوه 1401گیاهان انگلی خانواده Orobanchaceae در سیستمهای زراعی یکی از عوامل محدود کننده کشت بوده و شناسایی دقیق و نیز بررسی بیولوژی آنها با هدف کنترل بهتر این گیاهان انگل در مزارع و باغات امری ضروری است. در استان کرمانشاه محصولهای زیادی مورد هجوم این خانواده گیاهی قرار میگیرند و در این میان محصولهایی مانند کلزا، گوجهفرنگی و آفتابگردان با سطح زیر کشت رو به رشد و نیز پتانسیل بالای خسارت توسط این گونهها از اهمیت ویژهای برخوردارند. با مراجعه به مزارع مذکور تعداد 414 نمونه تهیه شد که پس از بررسی مورفولوژیکی و مولکولی نمونهها، گونه غالب در مزراع کلزا گونهPhelipanche cilicica، مزارع گوجهفرنگی، Phelipanche aegyptica و مزارع آفتابگردان گونهOrobancche cumana است. نقشه پراکنش 414 نمونه با استفاده از روش .... انجام شد.
-
ردیابی ویروس موزائیک گوجه فرنگی در مزارع گوجه فرنگی استان کرمانشاه
آنوشا انتظاری 1401گیاه گوجهفرنگی با نام علمی Solanum lycopersicum از خانواده بادنجانیان (Solanaceae) ازنظر اقتصادی یکی از مهمترین محصولات کشاورزی در بسیاری از کشورها ازجمله ایران است. گیاه گوجهفرنگیدر معرض خسارت عوامل مختلف ازجمله بیمارگرهای گیاهی است که در بین آنها بیماریهای ویروسی از اهمیت زیادی برخوردارند. ویروس موزائیک گوجهفرنگی (Tomato mosaic virus, ToMV) از جنس توباموویروس (Tobamovirus) یکی از مخربترین ویروسهای آلودهکنندهی سبزیها است. این ویروس دارای دامنهی میزبانی وسیعی بین گیاهان زراعی و غیر زراعی است. طی سالهای1397 تا 1399 از مزارع استان کرمانشاه واقع در شهرستانهای کرمانشاه (کوزران، بالادربند، سراب یاوری، هلشی و مزرعهی داخل دانشکده)، اسلامآباد (شیان)، قصر شیرین (شهرک شهید دکامی)، ماهیدشت، صحنه (دینور)، روانسر (حسنآباد)، سنقر (سهنله)، کنگاور (فش)، و هرسین (بیستون) استان کرمانشاه جمعآوری شد و برخی گلخانههای گوجهفرنگی استان کرمانشاه واقع در شهرستانهای کرمانشاه (قزانچی)، اسلامآباد (قلعه شیان، کت کتی ) و ماهیدشت نمونهبرداری انجام شد. وجود آلودگی به ToMV در نمونهها با روش DAS-ELISA با استفاده از پادتن چند همسانهای ساخت DSMZ (کد AS-0104) مورد بررسی قرار گرفت. ارزیابی نتایج با توجه به رنگ چاهکها نسبت به شاهدهای مثبت و منفی صورت گرفته و نمونههای مثبت مشخص شد تعدادی از نمونههایی که با داس الیزا آلوده تشخیص داده شدند برای ادامهی کار انتخاب شدند. بررسی واکنش گیاهان محک با استفاده از مایهزنی مکانیکی در گلخانه انجام شد. تائید آلودگی تعدادی از نمونهها با استخراج RNA کل و سپس آزمون مولکولی RT-PCR انجام شد. در این آزمون از آغازگرهای عمومی توباموویروسها (F-3666 و R-4718) استفاده شد. باند مورد انتظار با اندازه حدود یک کیلو باز برای نمونههای آلوده به دست آمد. ترادفهای بدست آمده در GenBank ثبت گردیدند (رسشمار OM460705 برای جدایه AE293 و OM460706 برای جدایه AE298). با استفاده از توالیهای موجود در GenBank درخت تبارزایی ترسیم شد. توالی دو جدایه ToMV از استان کرمانشاه با جدایههای ToMV در یک گروه قرار گرفتند و بیشترین شباهت (بهترتیب، ???? و 99?? درصد یکسانی توالی) را با یک جدایه ویروس موزائیک گوجهفرنگی (رسشمارLC650928) که از گیاه گوجهفرنگی در ژاپن گزارش شده است را نشان دادند. در مجموع نتایج آزمونهای الیزا، مایهزنی و RT-PCR وجود و پراکنش گسترده ویروس موزائیک گوجهفرنگی را در مزارع گوجهفرنگی شهرستانهای کرمانشاه، قصرشیرین، هرسین، صحنه، روانسر و اسلامآباد اثبات نمود.
-
تاثیر آتشسوزی و جوامع باکتریایی خاک در جنگلهای بلوط زاگرس
مسلم رازیانی 1401چکیده: آتشسوزی یک عامل طبیعی در جنگل به شمار میرود که به طور موقت باعث کاهش پوشش گیاهی سطح خاک میشود.آتشسوزی میتواند ریزجانداران و خصوصیات شیمیایی خاک را در جهت مثبت و یا منفی تحت تاثیر قرار دهد. این مطالعه جهت بررسی اثر آتشسوزی بر جنگلهای زاگرس در استان کرمانشاه، شهرستان گهواره در منطقه لرینی انجام گرفت. از این رو چند نقطه روی ترانسکتها با استفاده از متر مشخص شد و در فواصلی منظم (مهر، آذر، بهمن، فروردین و خرداد)، نمونهبرداری انجام گرفت حد فاصل ردیفهای مورد مطالعه از هم 50 متر و فاصله هر نقطه از نقطه بعدی 20 متر بود. سه ردیف در منطقه مورد آتشسوزی و یک ردیف در منطقه شاهد مشخص شد. نتایج نشان داد آتشسوزی در هر دو محل زیر تاج و خارج تاج سطحی بوده و تاثیر چندانی بر ویژگیهای شیمیایی و زیستی خاک نداشت. از این رو در شاخصهایی چون کربن آلی و هدایت الکتریکی خاک تغییر قابل توجهی دیده نشد و آتشسوزی تنها موجب افزایش فسفر در مناطق سوخته نسبت به شاهد شد. به دلیل رخ داد آتشسوزی سطحی، احتراق موجب افزایش نه چندان چشمگیری در شاخصهای زیستی شد. در این پژوهش در اثر آتشسوزی جمعیت باکتریهای خاک پس ازگذشت 9 ماه تقریباً به سطح خاک شاهد رسید اما جمعیت باکتریهای تثبیتکننده ازت افزایش یافت. این در حالی است که جمعیت باکتریهای اسپوردار روند مشخصی در بازههای زمانی پس از آتشسوزی را دنبال نکرد. آتشسوزی یک عامل طبیعی در جنگل به شمار میرود که به طور موقت باعث کاهش پوشش گیاهی سطح خاک میشود. آتشسوزی میتواند موجب اثرات منفی و یا مثبت بر خصوصیات شیمیایی و ریزجانداران خاک شود. این مطالعه جهت بررسی اثر آتشسوزی بر جنگلهای زاگرس در استان کرمانشاه، شهرستان گهواره در منطقه لرینی انجام شد. بدین منظور نقاط با اندازهگیری به وسیلهی متر بر روی ترانسکتها مشخص شد و به صورت منظم و با فواصل زمانی مشخص (مهر، آذر، بهمن، فروردین و خرداد)، نمونهبرداری از آنها صورت گرفت. فاصله نمونهها در هر دریف 20 متر و فاصله ردیفها از هم50 متر است به گونهای که سه ردیف در منطقه سوخته و یک ردیف در منطقه شاهد مشخص شد. نتایج نشان داد آتشسوزی در هر دو محل زیر تاج و خارج تاج سطحی بوده و تاثیر چندانی بر ویژگیهای شیمیایی و زیستی خاک نداشت. از این رو در شاخصهایی چون کربن آلی و هدایت الکتریکی خاک تغییر قابل توجهی دیده نشد و آتشسوزی تنها موجب افزایش فسفر در مناطق سوخته نسبت به شاهد شد. به دلیل رخ داد آتشسوزی سطحی، احتراق موجب افزایش نه چندان چشمگیری در شاخصهای زیستی شد. در این پژوهش در اثر آتشسوزی جمعیت باکتریهای خاک پس ازگذشت 9 ماه تقریباً به سطح خاک شاهد رسید اما جمعیت باکتریهای تثبیتکننده ازت افزایش یافت. این در حالی است که جمعیت باکتریهای اسپوردار روند مشخصی در بازههای زمانی پس از آتشسوزی را دنبال نکرد.
-
مهار مرگ گیاهچه لوبیا با عامل Rhizoctonia solani با استفاده از ترکیبات فرار القا کننده مقاومت
آرزو ضمیری آهق 1401 -
شناسایی و تعیین دامنه میزبانی Paramyrothecium همراه با شانکر سیبزمینی در استان کرمانشاه
سمیه فرخیان 1401گیاه سیبزمینی از نظر رتبه تولید سالانه، بعد از گیاهانی مثل گندم و برنج قرار دارد و به طور ویژه درکشورهای درحال توسعه یکی از منابع با ارزش تامین غذای بشر میباشد. بیماریهای قارچی مختلفی در اندامهای گیاه سیبزمینی ایجاد خسارت میکنند که باعث کاهش عملکرد و کیفیت محصول سیبزمینی میشوند. برخی ازاین بیمارگرها میتوانند موجب علائمی همچون شانکر و پوسیدگی شوند. یکی از این بیمارگرها قارچ Paramyrothecium میباشد. به منظور بررسی ویژگیهای ریخت شناختی، فیزیولوژیکی و مولکولی جدایههای Paramyrothecium همراه با شانکر ساقه سیبزمینی، نمونهبرداری از بوتههای دارای نشانههای لکهبرگی، پوسیدگی ساقه و طوقه بهصورت تصادفی از مزارع زیر کشت سیبزمینی در پردیس کشاورزی دانشگاه رازی انجام شد. از هر مزرعه 5 نمونه آلوده برداشت شد، پس از جداسازی قارچ Paramyrothecium و خالصسازی آن، واکنش 2? گونه از ? خانواده گیاهی نسبت به این قارچ مورد سنجش قرار گرفت. نتایج نشان داد بر اساس خصوصیات ریختشناختی 20 جدایه خالصسازی شده، همگی متعلق به گونه P. roridum بودند. آنالیز تبارزایی با استفاده از ترکیب دو ژن ?-tubulin و ITS، دو جدایه Paramyrothecium roridum iran1 و P. roridum iran2 مورد بررسی در این پژوهش را با ضریب اطمینان 98 درصد در کنار جدایههای P. roridum CBS37250 و P. roridum CBS21295 و P. roridum ZB1 و P. roridum CBS35789 در یک گروه تکتبار (خاندان) قرار گرفتند. در بررسی اصول کخ در گیاه سیبزمینی مایهزنی شده با جدایه ... در گلخانه، علائم لکهبرگی و نکروز ساقه مشاهده شد. این علائم مشابه مواردی بود که در گیاه سیبزمینی داخل مزرعه مشاهده شده بود. در بررسی دامنه میزبانی، ، علائم روی تمام گیاهانی که به برگ و ساقه آنها مایه زنی شده بود به استثنای گندم و یولاف مشاهده شد. در بین گیاهانی که به برگ آنها مایهزنی شده بود، علائم لکه برگی و نکروز برگی، در گونههای سیر (Allium sativum)، پیاز (Allium cepa)،کاهو (Lactuca sativa)، کاملینا (Camelina sativa)، کلزا (Brassica napus)، هندوانه (Citrullus lanatus)، ملون (Cucumis melo)، باقلا (Vicia faba)، گل آفتابگردان (Helianthus annuus)، فلفل دلمهای (Capsicum annuum)، سیبزمینی Solanom tuberosum)) گوجهفرنگی (Lecopersiscom esculentum)، ریحان (Ocimum basilcum)، نخود ((Cicer arietinum، تنباکو (Nicotiana rustica)، توتون (Nicotiana tabacum ، ارقام K326، Burly 21 و Coker 347) و گونهNicotiana glutinosa مشاهده شد و تنها در گیاهان گندم (Triticum aestivum)و یولاف (Avena sativa) هیچ گونه علائمی مشهود نبود. در بین گونههای دارای علائم، گیاهان پیاز، ملون، گوجهفرنگی، تنباکو علائم را با شدت بیشتر و سیر و هنداونه علائم را با شدت متوسط نشان دادند و در گیاهان کاهو، کاملینا، کلزا، ریحان، فلفل دلمهای، سیبزمینی، Nicotiana tabacum (ارقام K326، Burly 21 و Coker 347) و توتون (Nicotiana glutinosa) علائم برگی ضعیفی مشاهده شد. در مایهزنی به ساقه، نکروز و شانکر طوقه و ساقه در گیاهان کاملینا ، کلزا ، هندوانه ، ملون ، باقلا ، گل آفتابگردان ، نخود ، فلفل دلمهای ، سیبزمینی ، توتون، سیر ، پیاز ، کاهو ، گوجهفرنگی ، تنباکو (Nicotiana rustica)و Nicotiana tabacum (ارقام K326، Burly 21 و Coker 347)ملاحظه شد،ولی در گیاهان گندم (Triticum aestivum)و یولاف (Avena sativa)، علائم قابل رویئتی وجود نداشت. نتایج بیماریزایی نشان داد که گونههای گیاهی گندم و یولاف از خانواده Poaceae مقاوم (R)، گیاهان تنباکو با ارقام (K326، Burly 21، Coker 347)، Nicotiana glutinosa و فلفل قرمز از خانواده Solanaceae، ریحان از خانواده Lamiaceae، نخود از خانواده Fabaceae، هندوانه از خانواده Cucurbitaceae، کاملینا از خانواده Brassicaceae و کاهو از خانواده Asteraceae متحمل ((MR، گوجهفرنگی از خانواده Solanaceae، باقلا از خانواده Fabaceae، کلزا از خانواده Cruciferae، گل آفتابگردان از خانواده Asteraceae، سیر و پیاز از خانواده Alliaceae، نسبتاْ حساس (MS)، ملون از خانواده Cucurbitaceae و Nicotiana rustica
-
ردیابی سرولوژیکی ویروس برگقاشقی باقلا در مزارع یونجه استان کرمانشاه
سمیه فتحی کاکاوندی 1400یونجه (Medicago sativa) گیاهی چندساله از خانواده باقلائیان و یک محصول علوفهای مهم در جهان است. ویروس برگقاشقی باقلا (Bean leafroll virus) باعث ایجاد خسارت و کاهش محصول 30 درصدی یا بیشتر در گیاهان خانواده باقلائیان میشود. این ویروس از مهمترین بیمارگرهای یونجه است و علاوه بر کاهش محصول در گیاهان آلوده، سبب نشانههای کوتولگی و زردی میشود. ویروس برگقاشقی باقلا از طریق شته و به صورت پایا، گردشی و غیرتکثیری منتقل میشود. با توجه به اهمیت گیاه یونجه و عدم آگاهی از وضعیت آلودگی به این ویروس در مزارع یونجه استان کرمانشاه، این پژوهش با هدف ردیابی ویروس مذکور در مزارع یونجه برخی نقاط استان صورت گرفت. از مزارع یونجه و نخود در نقاط مختلفی از استان کرمانشاه (مزارع دانشکده کشاورزی دانشگاه رازی در شهر کرمانشاه، روستای گراوند، هرسین، ماهیدشت، دینور، اسلام آباد، گیلان غرب، کنگاور، روانسر و صحنه) نمونهبرداری شد. برگهای گیاهان یونجه و نخود که دارای علائم زردی بودند انتخاب شدند و با استفاده از پادتنهای دریافتی از DSMZ (شامل IgG با کد AS-0142 و پادتن تکهمسانهای اختصاصی با کد AS-227/1) با روش تاس-الیزا مورد سنجش قرار گرفتند. از بین ??? نمونه آزمایش شده، 17 نمونه در آزمون الیزا پاسخ مثبت نشان دادند که شامل 12 نمونه یونجه (از مناطق هرسین، ماهیدشت، دینور و دانشکده کشاورزی دانشگاه رازی) و 5 نمونه نخود (از مناطق دینور و دانشکده کشاورزی دانشگاه رازی) بودند. در آزمون انتقال ویروس توسط شته سیاه باقلا، آلودگی از گیاه یونجه به گیاه باقلا انتقال یافت. در این پژوهش، ویروس برگقاشقی باقلا برای اولین بار در مزارع یونجه استان کرمانشاه ردیابی شد.
-
ردیابی سرولوژیکی ویروس برگقاشقی سیبزمینی در مزارع سیبزمینی استان کرمانشاه
رویا امامی 1400سیبزمینی با نام علمی Solanum tuberosumاز خانواده بادنجانیان (Solanaceae)، جزء گیاهان زراعی یک ساله است که اهمیتاقتصادی بسیاری دارد. از جمله بیمارگرهای ویروسی که به این گیاه خسارت وارد میکنند،ویروس برگقاشقی سیبزمینی است که عامل بیماری برگقاشقی سیبزمینی میباشد. اولینقدم برای مدیریت بیماریهای ویروسی، شناسایی آنها میباشد. با تشخیص درست میتوانبرنامهریزی مناسبی برای کنترل بیمارگر و جلوگیری از گسترش آن انجام داد. با توجه بهاهمیت ویروس برگقاشقی سیبزمینی و خساراتی که میتواند وارد نماید، تحقیق حاضر باهدف بررسی وضعیت آلودگی به ویروس برگقاشقی سیبزمینی در مزارع سیبزمینی برخینقاط استان کرمانشاه انجام شد. در فصلهای زراعی سالهای ????-???? از مزارع سیبزمینی(ارقام سانته، بانبا، مارفونا، اسپریت، ناتاشا و جلی) واقع در مناطق کرمانشاه،کنگاور، اسلامآبادغرب، گهواره، جاده کامیاران و قزانچی نمونهبرداری انجام شد.نمونهها از قسمتهای هوایی چند رقم سیبزمینی که نشانههای مشکوک به این ویروس (زردی،کوتولگی، پیچیدگی برگ) را داشتند، تهیه و از روش تاس الایزا برای ردیابی ویروس موردنظر در نمونههای جمع آوری شده استفاده شد. ردیابی ویروس با استفاده از کیت DSMZ که شاملپادتن IgG (کد AS-0741)، پادتن تکهمسانهایاختصاصی MAb-IgG (کدAS0060/11)، پادتن RAM-AP و شاهد مثبت (کد PV-0842) بود، انجام شد. طبقنتایج الایزا روی نمونههای مورد آزمایش، آلودگی به ویروس برگقاشقی سیبمینی درمناطق کرمانشاه، اسلامآبادغرب، گهواره، جاده کامیاران و قزانچی و در رقمهای سانته،بانبا، مارفونا، اسپریت، ناتاشا و جلی ردیابی گردید. کلماتکلیدی: بیماریهای ویروسی،پولرویروس، سرولوژی
-
مهار زیستی نماتد ریشه گرهی گوجهفرنگی ،Meloidogyne javanica، با استفاده از برخی ریزوباکتریها و ترکیبات القاء کننده مقاومت در شرایط گلخانه.
مهسا کرمی سیاه بیدی 1400نماتد مولد گره ریشه گوجه فرنگی با عامل Meloidogyne javanica یکی از بیماریهای مخرب گوجه فرنگی در ایران و جهان است که در سال های اخیر در کرمانشاه نیز شیوع پیدا کرده است. هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی مهار این بیماری با استفاده از باکتریهای محرک رشد گیاه و ترکیبات القاء کننده مقاومت بود. به این منظور دو آزمایش مجزا طراحی شد. در یک آزمایش ترکیبات القاء کننده مقاومت در غلظت 100 میکرومول و سویههای باکتری با جمعیت CFU/mL 109×1 روی اندامهای هوایی مهپاشی شدند و شاخصهای رشدی و فاکتورهای مربوط به تکثیر و بیماریزایی نماتد در اندامهای هوایی 70 روز بعد از کاشت ارزیابی گردید. در آزمایش دوم به منظور بررسی اثر مکانیسم مقاومت القایی در شرایط خاک از روش تقسیم ریشه استفاده شد. ریشه گیاه به دو قسمت تقسیم و در دو گلدان مجزا قرار داده شدند. به یک گلدان سویههای باکتری و به گلدان دیگر لارو سن دوم بیمارگر اضافه گرید. در آزمایش مه پاشی بهترین تیمار در مهار بیمارگر ترکیب بنزوتیادیازول بود که قادر بود صفات گال، تخم، توده تخم و لارو سن دوم را نسبت به شاهد آلوده به ترتیب 97، 97، 99 و 45 درصد کاهش دهد. تیمار با بنزوتیادیازول طول اندام های را نسبت به شاهد آلوده 1/68 درصد افزایش داد. بیشترین وزن تر و خشک اندام هوایی و وزن تر و خشک ریشه به ترتیب مربوط به تیمارهای متیل سالیسیلات، بنزوتیادیازول، استوئین بود. در آزمایش تقسیم ریشه، تیمار با سویه B. pumilus INR7 بیشترین اثر را در کاهش صفات تعداد توده تخم، تعداد تخم و تعداد لارو سن دوم دارا بود ولی سویهFOL B. velezensis بهترین سویه در کاهش تعداد گال روی ریشه بود. در این آزمایش بیشترین میزان صفات طول اندامهای هوایی و وزن تر ریشه مربوط به تیمار با سویه B. pumilus INR7 بود و بیشترین مقدار صفات وزن تر و خشک اندامهای هوایی و وزن خشک ریشه مربوط به تیمار با سویه FOL B. velezensis بود. در مجموع و بر اساس نتایج این پژوهش بهترین روش کاربرد باکتریهای محرک رشد، استفاده آنها در خاک و محیط ریزوسفر است.کاربرد ترکیبات القاء کننده رهیافتی امید بخش در مهار بیماری ریشه گرهی گوجهفرنگی است.
-
بررسی خصوصیات سویه های Xanthomonas translucens عامل بیماری نواری باکتریایی گندم در استان کرمانشاه
سامان حسینی سامره 1399نواریباکتریایی (BLS) یکی از مهمترین بیماریهای باکتریایی گندم در جهان محسوب میشود. این بیماری پیرو تغییرات آب و هوایی بهخصوص بارندگیهای زیاد در سالهای اخیر در استان کرمانشاه شیوع پیداکرده و موجب خسارت قابلتوجه شده است. بهمنظور تعیین خصوصیات فنوتیپی، بیوشیمیایی، مولکولی عامل بیماری و مشخص نمودن پاتووارهای آن در مناطق مختلف استان، طی سالهای 1398 و 1399 از مناطق عمده گندمکاری استان از برگها و بذرهای آلوده نمونهبرداری صورت گرفت. در آزمایشگاه، 140 جدایه روی محیط کشت آگار غذایی به دست آمد. خصوصیات فنوتیپی و بیوشیمیایی جدایههای منتخب بررسی گردید و بر اساس نتایج، چهار جدایه برای تعیین پاتووار باکتری انتخاب شدند و بیماریزایی آنها در چهار میزبان اصلی شامل گندم، جو، چاودار و تریتیکاله بررسی شد. تنوع ژنتیکی بین جدایهها با استفاده از روش rep-PCR و با آغازگرهای ERIC و BOX بررسی شد. بر اساس نتایج آزمون بیماریزایی، دو جدایه انتخاب و با استفاده از آغازگرهای 1492R و 27F ناحیه حفاظتشده 16S rRNA این دو جدایه تعیین توالی گردید. طبق نتایج آزمونهای فنوتیپی و بیوشیمیایی جدایهها به باکتری Xanthomonas translucens تعلق داشتند و توالی 16S rRNA تعیین شده برای جدایهها شباهت 100% را با گونه X.translucens در بانک اطلاعاتی NCBI داشت. نتایج آزمون بیماریزایی نشاندهنده وجود دو پاتووار undulosa و cerealis
-
شناسایی و تعیین خصوصیات باکتری های بیماری زای گردو در مناطق گیلانغرب و سرپل ذهاب استان کرمانشاه
بابک جعفری 1399درخت گردو با نام انگلیسی(Walnut) از میوههای آجیلی مهم از خانواده Juglandaceae با نام علمی Juglans میباشد. درخت گردو از لحاظ میوه و چوب دارای ارزش اقتصادی بالایی میباشد. بیماریهای باکتریایی سالانه بطور مستقیم و غیر مستقیم خسارت فراوانی را به درخت گردو وارد میآورند و باعث کاهش کمیت و کیفیت میوه و چوب درخت گردو میشوند.در بهار، تابستان و پاییز سالهای 1396، 1397، 1398 و 1399 از باغهای گردوی شهرستانهای گیلانغرب و سرپلذهاب استان کرمانشاه بصورت هدفمند از برگهای دارای لکهبرگی با حاشیه زرد مشخص، سوختگی میوه، شانکر و سوختگی سرشاخههای جوان، شانکر پوستی تنه و سرخشکیدکی نمونهبرداری بعمل آمد. آزمونهای بیوشیمیایی باعث گروهبندی نمونهها شد به صورتیکه عامل نمونه لکه برگی در ماههای فروردین و اردیبهشت باکتریهای Microbacterium sp.و Xanthomonas شناسایی شد که شناسایی مولکولی با استفاده از پرایمر عمومی (27f-1492r) نیز عامل لکه برگی را جنس Microbacterium sp شناسایی کرد. در حالیکه با گرم شدن هوا در ماههای تیر و مرداد لکه برگیهای بزرگ با حاله زرد مشخص بدست آمدند که این گروه از نمونهها در جنس Pantua قرار گرفتند.گروه نمونههای بدست آمده از میوه در ماههای اردیبهشت که سوختگی از ناحیه گلگاه میوه شروع شده و تا مغز میوه پیشروی میکند در جنس Microbacterium شناسایی شد. در حالیکه با گرم شدن هوا در ماههای تیر و مرداد سوختگی میوه بیشتر محدود به ناحیه سبز میوه میبود که آزمونهای بیوشیمیای این نمونهها را در جنس Pantua گروهبندی کرد. نمونههای شانکر سرشاخه جوان در ماههای فروردین و اردیبهشت در جنس Xhantomonas گروهبندی شدند. که با گرم شدن هوا نمونههای بدست آمده در جنس Pantua گروهبندی شدند. علایم شانکر پوستی گردو در ماههای گرم سال قابل مشاهده میباشد که آزمونهای بیوشیمیایی این نمونهها را در جنس Brennaria Nigrifluene گروه بندی کرد در حالیکه پرایمر تخصصی (f1-c3) و همچنین پرایمر عمومی (27f-1492r) قادر به تفکیک دقیق این نمونهها نبودند. گروه نمونههای سرخشکیدگی که از سرشاخهها شروع شده و علایم بیماری تا عمق تنه درخت ادامه داشت براساس آزمونهای بیوشیمیای در جنس Xhantomonas قرار گرفتند.
-
شناسایی قارچ¬های گرمادوست تولید کننده آمیلاز جداسازی شده از خاک وکمپوست در استان کرمانشاه
زهرا یوسف وند 1399identification of amylase producing thermophilic fungi from soil and composting inKermanshah province (West of Iran) AbstractAn investigation was carried out on the occurrence ofthermotolerantand thermophilic fungi soil samples collected from cultivated andnatural regions in Kermanshah province, municipal waste compost and mushroomcompost, 2017–19. Fungal isolates were recovered using the soil dilution platemethod on potato dextrose agar at 45 and 50 °C. Totally, 24 fungal isolateswere obtained from soil and compost. DNA extraction was carried out using aGenomic DNA Purification kit. The ITS1, 5.8S, and ITS2 (ITS) Regions wereamplified using ITS1 and ITS4 primers. Fragments about 500–700 bp wereamplified and after sequencing deposited in GenBank. Based on morphologicalcharacters and sequence data of the the internal transcribed spacer (ITS) rDNA,these fungi were identified as Aspergillus fumigatus, Aspergillusnidulans, Aspergillus niger, Aspergillusterrus, Melanocarpus albomyces*, Malbrancheacinnamomea*, Thermomyces dupontii*, Thermomyceslanuginosus*, and Thielavia arenaria*. Asterisksindicate species that are the new records for the mycobiota of Iran. Thefrequency of thermophilic and thermotolarant fungi in municipal waste compost was higher than soil(agricultural and virgin) and Aspergillus species were the most abundantfungi identified in this study. In the present study, Aspergillus fumigatuswas the most abundant among Aspergillus species isolated from soil andtwo types of compost including mushroom and municipal waste compost.This species had a favorable growth at atemperature of 45 degrees Celsius and due to its better growth in thetemperature range of 25-45 degrees, it is considered thermotolerant. In thisstudy, 24 isolates were isolated from soil (cultivated and uncultivated) andtwo types of compost (municipal waste compost and mushroom compost). Eleven isolates belonged to soil samples andnine isolates belonged to compost samples of municipal waste and four isolatesbelonged to compost samples of fungi, respectively. In order to identifyamylase-producing isolates, the obtained isolates were cultured on agar starchmedium and placed in three replications at different temperatures of 40, 45 and50 °C. After 48 to 72 hours of growth of isolates, the colony was flooded with Logolsolution. In this study, a clear halo was observed around the colony of allisolates except for two species of Thialavia arenaria and Melanocarpusalbomyces, which indicates the consume of starch by the fungus and theability to produce amylase enzyme. The maximum halo belonged to the species, Thermomycessp., Malbranchea cinnamome, Thermomyces lanuginosus andThermomyces dupontii, respectively
-
مهار پاخوره گندم (Gaeumannomyces tritici) با استفاده از فرمولاسیون ترکیبات فرار القا کننده مقاومت
الهام صفری 1398371 نانومتر و در در حدود 75.19 نانومتر بود. با توجه به نتایج اسپکتوفتومتری این حاملها توانستند ترکیبات فرار را تا 14 روز نگهدارند که در روزهایی آغازین رهایش بیشتری داشته و بتدریج کاهش یافته و پس از 14 روز مقدار جذب روش اکستروژن امولسیونی به 2/0 و خشک کن پاششی و پلیمریزاسیون رسوبی به 5/0 رسید و برای تایید محصور شدن ترکیبات فرار در حاملهای بالا از FTIR نیز استفاده شد که این نیز محصور شدن ترکیبات فرار را تایید کرد. [B1]در زیر عکس اسکیل وجود دارد و بر اساس آن اندازه چندین ذره محاسبه و میانگین گرفته می شود.
-
بررسی شاخص های بیولوژیک خاک در سامانه های مختلف خاکورزی
امین حیدری 1398چکیده خاکورزی جزء مهمی از مدیریت خاک است که بر تولید گیاهان زراعی تاثیر میگذارد. علاوه بر آن، خاکورزی میتواند از طریق ایجاد تغییر در ویژگیهای فیزیکی، شیمیایی و بیولوژیک خاک، به پایداری کشاورزی و بهبود کیفیت خاک کمک نماید. یکی از ابزارهای مفید برای بررسی وضعیت مدیریت خاک در سامانههای مختلف خاکورزی، ارزیابی کیفیت خاک است و استفاده از شاخصهای کمی، از مناسبترین روشهای تعیین و مقایسه کیفیت خاکها میباشد . به همین دلیل این مطالعه به منظور بررسی اثرات سامانههای مختلف خاکورزی بر برخی از شاخصهای کیفیت شیمیایی، فیزیکی و بیولوژیک خاک در اراضی پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه رازی طی آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح 52 انجام شد. ویژگیهای فیزیکی، شیمیایی و بیولوژیک - 0 و 20 - بلوکهای کامل تصادفی در دو عمق 52 کیفیت خاک نظیر جرم مخصوص ظاهری، رس قابل انتشار، کربنات کلسیم معادل، pH ، EC ، تنفس، توده زنده میکروبی و فعالیت آنزیمهای اورهآز و اینورتاز در خاک اندازهگیری شدند. نتایج تجزیه واریانس نشان داد که سامانههای خاکورزی بر بیشتر ویژگیهای مورد بررسی با شدتهای مختلفی تاثیرگذار بوده است که با تغییر سامانه خاکورزی سنتی به حفاظتی، بیشتر ویژگیهای خاک تغییر مثبتی داشتهاند که منجر به بهبود کیفیت خاک گردیده است. به طوری که وزن مخصوص ظاهری، در سامانه خاکورزی حفاظتی در 31 درصد کاهش یافت و کربن آلی / 31 و 05 / لایه سطحی و عمقی در مقایسه با سامانه رایج بهترتیب 31 31 درصد افزایش داشت و در بین ویژگیهای بیولوژیک، کربن توده زنده / 53 و 14 / خاک بهترتیب 43 35 درصد افزایش، بیشترین تغییر را داشت. در مجموع در بین ویژگیهای / 21 و 32 / میکروبی بهترتیب با 33 مورد بررسی؛ ویژگیهای بیولوژیک در مقایسه با ویژگیهای فیزیکی و شیمیایی بیشتر تحت تاثیر سامانههای مختلف خاکورزی قرار گرفت. شاخصهای کیفیت تجمعی و ن م رو بیشترین مقدار را بهترتیب در سامانه بیخاکورزی، کاهشی و سنتی داشتند. در مجموع شاخص کیفیت تجمعی صحت بیشتری در تعیین کیفیت خاک داشت.
-
ردیابی ویروس زردی غربی چغندر در برخی گیاهان زراعی استان کرمانشاه
راحله امینی 1398اعضای جنس Polerovirus (خانواده Luteoviridae) و از جمله ویروس زردی غربی چغندر (Beet western yellows virus, BWYV) از عوامل مهم خسارت در گیاهان زراعی هستند. طی سالهای ???? و ???? تعداد ??? نمونه گیاهی از استان کرمانشاه جمع آوری شد. این نمونهها توسط کیت تاس- الایزا دریافت شده از DSMZ مورد آزمایش قرار گرفتند. این کیت برای ردیابی چهار گون? پولروویروس شامل WYV، ویروس زردی شلغم (TuYV)، ویروس زردی خفیف چغندر (BMYV) و ویروس سبزردی چغندر (BChV) توسعه داده شده است. از بین نمونههای آزمایش شده، ?? نمونه از گیاهان مختلف پاسخ مثبت نشان دادند. برای انتقال ویروس به گیاهان سالم از دو گونه شته استفاده شد. در گیاهان کلزا و تربچه آزمون انتقال موفقیت آمیز بود و این گیاهان در آزمون تاس- الایزا پاسخ مثبت نشان دادند. در آزمون IC-RT-PCR با پرایمر اختصاصی TuYV یک قطعه با اندازه تقریبی ??? جفتباز از نمونههای کلزا و خردل وحشی تکثیر گردید. بررسیهای تکمیلی به منظور توالی یابی و تعیین نوع ویروس در دیگر نمونهها در حال انجام است.
-
تاثیر دود-آب و کود نیتروژن بر ویژگی¬های بوم شناختی فیزیولوژیک گندم آبی( Triticum aestivum)
ژیلا مرادی 1398 -
بررسی پراکنش گونه های فوزاریوم درخاک های بکر استان کرمانشاه
شیما سعیدی گرمیانه 1398قارچهامیکروارگانیسمهای مهمی هستند که تاثیرات متعددی بر زندگی موجودات زنده دارند.گونههای قارچی میتوانند به عنوان عوامل بیماریزای انسان، حیوان و گیاه عمل کرده و باعث مرگ و میر و نابودیاین موجودات شوند. این میکروارگانیسم ها انواع گوناگونی دارند و براساس برخی ویژگیهاطبقه بندی میشوند. فوزاریوم یکی از قارچهای مهم و تاثیرگذار بر موجودات زندهاست. فوزاریوم ساکن خاک بوده و در خاک بسیاری از مناطق جهان یافت میشود. در جنس فوزاریومچندین گونه وجود دارد که این گونهها دارای ویژگیهای متفاوتی هستند. از جمله ویژگیهای مهم ریختشناسی برای تفکیک گونهها نوع میکروکنیدیوم،ماکروکنیدیوم، کلامیدوسوسپور و شکل پرگنهها روی محیط کشت است. برخی از گونههای فوزاریومبه صورت ساپروفیت روی مواد پوسیده و در خاک زندگی میکنند و برخی نیز عامل بسیاری ازبیماریهای انسانی، حیوانی و گیاهی هستند. تعدادی از گونههای فوزاریوم در بیمارانمبتلا به ضعف سیستم ایمنی احتمال مرگ و میر را تا صد در صد افزایش می دهند. عوامل آبو هوایی و محیطی، پراکنش و جمعیت قارچها را تحت تاثیر قرار میدهد. بدون شک گونههایفوزاریوم نیز تحت تاثیر این عوامل قرار گرفته و بسته به شرایط اقلیمی و محیطی درمناطق مختلف، پراکنش متفاوتی دارند. در این تحقیق چهار گونه Fusarium oxysporum، Fusarium solani، Fusarium redolense و Fusarium Neocosmosporillium (Neocosmospora vasinfecta) ازخاکهای بکر مناطق مختلف استان کرمانشاه جداسازی و با استفاده از خصوصیاتمورفولوژیکی شناسایی شدند. برای تائید شناسایی مورفولوژیکی، دی.اِن.اِیجدایهها با روش سیتب استخراج شد و نواحی ITS1-5.8S-ITS2 از دی.اِن.اِی ریبوزومیهستهای توسط آغازگرهای ITS1 و ITS4 در واکنش زنجیرهای پلیمراز فزونسازیشد. نتایج واکنش زنجیرهای پلیمراز با الکتروفورز در ژل تایید شد. ژنهایفزونسازی شده برای توالیسنجی به شرکت ماکروژن کره جنوبی ارسال و توالیسنجیگردیدند. توالیهای بهدست آمده به روش دستی و با استفاده از نرمافزار Bioedit ویرایش و به بانک ژن ارائه و شماره دسترسیبرای مطالعات بعدی اخذ شد. برای ردیفچینی توالیهای بهدست آمده با توالیهایمرجع موجود در بانک ژن، از نرمافزار CLUSTAL W استفادهشد. ترسیم درخت فایلوژنتیکی با استفاده از نرمافزار MEGA5 با روش پیوست همسایهها باتکرار 500 بوت استرپ انجام گردید. بررسی تاثیر پارامترهای محیطی و ویژگیهای فیزیکوشیمیاییخاک از جمله اسیدیته، شوری، بافت خاک، میزان آهک، مواد آلی و کربن آلی خاک برپراکنش هر گونه در مناطق مختلف به روش آنالیز تطبیق متعارفی و بااستفاده از نرمافزار CANOCOبررسی شد. نتایج حاصل از نرمافزار نشان داد که حضور دو گونه F.oxysporum و F.solani با مقدار مواد آلی رابطه مستقیم و همچنین بامیزان پارامترهای شوری، اسیدیته و آهک در خاک رابطه معکوس دارد. خاکهای دارایبافت شنی احتمالا از عوامل موثر بر حضور این دو گونه در خاک میباشد ولی میزان رسو سیلت فاکتورهای موثری برای وجود گونههای فوق نیستند. از آنجا که نمودار حاصل ازنرمافزار ارتباط خاصی بین این دو گونه در خاک و ارتفاع از سطح دریا را نشان نمیدهد،بنابراین میتوان گفت که ارتفاع از سطح دریا عامل موثری برای حضور این گونههانیست. احتمال این که گونه FusariumNeocosmasporillium با افزایش میزان آهک خاکافزایش یابد، وجود دارد. ولی نرمافزار ارتباط مشخصی بین سایر فاکتورهای موردبررسی و حضور این گونه نشان نداده است. گونه N.vasinfectaفقطاز یک منطقه گرمسیر جداسازی شد و احتمالا تنها فاکتور موثر در پراکنش این گونهدمای محیط میباشد. گونه F.redolense با شوری،اسیدیته و آهک خاک رابطه مستقیم داشت که با توجه به قلیایی بودن خاک اکثر مناطق،فراوانی بیشتر این گونه در خاکهای مورد بررسی قابل انتظار و تائید شد. نتایج حاصلاز نرمافزار نشان داد که ارتباط مشخصی بین حضور F.redolanse با رس موجود در خاک وجودندارد. احتمال این که با افزایش ارتفاع از سطح دریا فراوانی این گونه بیشتر شودوجود دارد. میزان شن موجوددر خاک نیز باعث افزایش حضور این گونه میگردد. همچنین نتایج حاصل نشان دادکه با افزایش میزان کربن موجود در خاک،احتمال حضور این گونه در خاک کاهش مییابد. نقشههای پراکنش هر گونه با هرپارامتر با بهرهگیری از نرمافزار GIS ترسیم و نتایج حاصل از تفسیر نقشهها نشان داد که در خاکهای با بافت لومی، آهکی (11/13 تا 33/19)، باماده آلی خیلی کم تا متوسط (65/0 تا 19/1 ) و در مقادیر کم و زیاد شوری خاک ( 73/7تا 52/8) وجود دارد. گونه F.redolense
-
مهار زیستی بیماری مرگ گیاهچه لوبیا با عامل Rhizoctonia solani توسط ریزوباکترهای جدا شده از فراریشهی لوبیا
یونس رضایی فر 1397بیماری مرگ گیاهچه لوبیا ناشی از Khun Rhizoctonia solani یکی از بیماریهای مهم لوبیا در کشور بویژه در استان کرمانشاه است. ماهیت خاکزی، قدرت ساپروفیتی بالا و دامنه میزبانی وسیع این بیمارگر، امکان مهار آن توسط روشهای شیمیایی و بهنژادی را مشکل کرده است. از روشهای امید بخش برای مهار بیمارگرهای خاکزاد استفاده از روشهای زیستی و بویژه استفاده از باکتریهای پروبیوتیک گیاهی میباشد. این باکتریها علاوه بر مهار بیماری به وسیلهی تولید مواد بازدارنده یا القا سیستم دفاعی گیاهان، قادرند با تولید مواد افزایش دهنده رشد گیاه همچون هورمون ها و فراهم کردن عناصر ضروری، رشد گیاه را نیز افزایش دهند. در این پژوهش، تاثیر 52 باکتری جدا شده از رایزوسفر خارجی، 26 باکتری جدا شده از ناحیه ریزوپلن لوبیا و 8 سویهی تجاری موجود در بازار به صورت تیمار بذر به منظور انتخاب موثرترین سویه در افزیش رشد گیاه لوبیا مورد بررسی قرار گرفت. در غربال اولیه 11 جدایه طی آزمون افزایش رشد انتخاب شدند. از جدایههای غربال شده، چهار جدایه بومی 40، 21،19 و 29 و سویهی تجاری Bacillus pumilus INR7 به ترتیب باعث مهار 52 ، 47، 70، 37 و 80 درصدی بیماری شدند. نهایتاً تعداد چهار سویه که دارای بهترین نتایج در آزمونهای افزایش رشد و مهار زیستی بودند جهت شناسایی مولکولی انتخاب و ناحیه 16S آنها تکثیر و توالییابی شد. درخت فیلوژنتیکی برای جدایههای باکتری ترسیم گردید و مشخص شد جدایههای 40، 21،19، 29 به ترتیب بیشترین شباهت را به گونههای Bacillus cereus، Pseudomonas geniculata، Bacillus simplex و Serratia marcescens دارند. در ادامه تاثیر تیمارهای مختلف در فرمولاسیون سویه B. pumilus INR7 مورد ارزیابی قرار گرفت. صفات مورد ارزیابی شامل کارایی فرمولاسیون در مهار بیمارگر، افزایش حداکثری تولید زیتوده، نسبت بالای اسپور به پیکرههای رویشی و در نهایت ماندگاری اسپور در طول 180 روز انبارداری بود. غلظتهای مختلف اوره و ملاس چغندرقند به عنوان منبع ازت و کربن مورد ارزیابی قرار گرفت و مشخص شد، بیشترین تولید زیتوده به ترتیب با کاربرد ملاس چغندرقند و اوره با غلظت 30 و 6 گرم در لیتر محیط M1 حاصل گردید. در ارزیابی برخی عناصر غذایی در تحریک اسپور مشخص شد، بیشترین فرم بقا با استفادهیِ نمکهای معدنی ZnCl2 ,MgCl2 ,(NH4)2So4 ,FeCl3 ,CaCl2 و MnCl2 به ترتیب با غلظتهای 0776/0، 0081/0، 321/1، 190/0، 00013/0 و 00629/0 گرم در لیتر بدست آمد. به منظور افزایش ماندگاری سویه باکتری در محیط یخچال و انبار معمولی، ترکیبات نمک خوراکی، پلیاتیلن گلیکول، پلیوینیل پیرولیدون، صمغ عربی و گلیسیرین به ترتیب با غلظتهای2/0، 5، 20، 1/0 و 4 گرم بر لیتر موثرترین شناخته شدند. در نهایت، بیشترین جمعیت میکروبی بعد از گذشت 180 روز، در یخچال CFU/ml 108×7 و انبار معمولی CFU/ml 107×9 با توانایی72درصدی مهار بیماری حاصل گردید. کلمات کلیدی: ریزوباکتر، مرگ گیاهچه، مهار زیستی، فرمولاسیون، Bacillus pumilus INR7
-
شناسایی باکتریهای مرتبط با شانکر درختان میوه هستهدار در استان کرمانشاه
رکسانا اعرابی 1397هستهداران )fruits Stone )گیاهانی ازخانواده Rosaceae و شامل گونههای مختلفی ازجمله آلو، هلو، زردآلو، گیالس وبادام میباشند. این گیاهان دارای اهمیت اقتصادی زیادی به عنوان منابع میوه )آلو، هلو، زردآلو، گیالس و بادام(، روغن، چوب و گیاه زینتی در سراسر جهان هستند. از مهمترین بیماریهای درختان میوهی هستهدار میتوان به شانکر و لکهباکتریایی هستهداران اشاره کرد که بهترتیب بوسیله پاتوارهای (hall van (syringe Pseudomonas و باکتری prunus. pv arboricola Xanthomonas ایجاد شده و در مناطق مختلفی از جهان شناسایی شدهاند. در استان کرمانشاه تا قبل از این تحقیق بررسی دقیقی در این زمینه صورت نگرفته بود، لذا در این تحقیق به شناسایی باکتریهای بیماریزای درختان هستهدار دراین استان پرداخته شد برای این منظور در طی سالهای ?? ،??و ?? از درختان آلوده و سالم باغات استان کرمانشاه نمونهبرداری انجام گرفت. نمونهها از شاخهها، برگها و پوست تنه درختان دارای عالیم شانکرجمعآوری شد. پس از انتقال نمونهها به آزمایشگاه،و طی مراحل جداسازی باکتریها برای شناسایی باکتریهای جداشده، آزمونهای فیزیولوژیکی و بیوشیمیایی مختلف و آزمون بیماریزایی انجام شد. همچنین، تعیین توالی قطعه rRNA16 S با دو آغازگر F27 و R1492 برای کمک در شناسایی باکتریها انجام شد. بیماریزایی جدایهها در نهالهای هلو در شرایط گلخانهای مورد بررسی قرار گرفت. باکتریهای بیماریزا که با روشهای معمول اثبات بیماریزایی از جمله ایجاد فوق حساسیت در شمعدانی و لهیدگی نرم در سیبزمینی شناسایی شدند و در نهایت به عنوان جدایههای بیماریزا روی نهال هستهدار به اثبات رسیدند که به جنس Xanthomonas وPesudomonas و Microbacterium تعلق داشتند.و تعیین توالی جدایه 8.Y1 صحت جنس Microbacterium را تایید کرد.گروه بیماریزا شامل دو زیر گروه بود در زیر گروه اول ? جدایه به نمایندگی انتخاب گردیدکه نتیجهی آزمونهای فیزیولوژیکی و بیوشیمایی برای هر سه جدایه متفاوت بود. تنها در جدایه 7.O1 برای همه آزمونهای اختصاصی باکتری سودوموناس سیرینگه نتایج مشابهی مشاهده شد. در زیرگروه دوم ? جدایه به نمایندگی انتخاب شد که با توجه به نتایج آزمونها این زیرگروه بیشترین شباهت را به باکتریهای جنس Xanthomonas داشتند. گروه دوم که شامل باکتریهای غیر بیماریزا میباشند نیز به دو زیر گروه تقسیم شدند؛ زیر گروه اول عمدتاً متعلق به جنس Pesudomonas از جمله گونه fluorescens. P بودند و تعدادی از جدایههای به جنس Erwinia تعلق داشتند. در زیر گروه دوم جدایه ها عمدتا متعلق به جنسهای مختلفی از جمله جنس Bacillus میباشند.
-
ارائه روشی مبتنی بر PCR برای ردیابی باکتری Microbacterium sp. بیماریزای صنوبر درایران
نشاط جلیلیان 1397صنوبر با اسم علمی Populus . از تیره بید (Salicaceae) درختی با رشد سریع و ارتفاع زیاد است که به ویژه در شمالغرب و غرب کشور کاشته میشود و از جنبههای مختلف از جمله تولید چوب و در فضای سبز اهمیت زیادی دارد. شانکرباکتریایی از مهمترین بیماریهای صنوبر در سراسر جهان محسوب میشود. عامل بیماری در ایران Microbacterium sp. گزارش شده است. درحال حاضر شناسایی گیاهان آلوده به بیماری و نیز باکتری عامل آن به روشهای سنتی جداسازی باکتری از بافت گیاهی و انجام آزمونهای بیوشیمیایی لازم انجام میشود که وقتگیر و غیرقابل اعتماد میباشد. دراین بررسی برای اولین بار طراحی روش مبتنی بر(PCR) Polymerase chain reactio جهت شناسایی و ردیابی این باکتری مورد مطالعه قرار گرفت. بدین منظور ابتدا قطعه 16S rRNA از ژنوم Microbacterium sp. جداشده از درختان صنوبر در غرب و شمالغرب ایران، تکثیر و تعیین توالی شد. پس از مقایسه توالی قطعه با توالیهای موجود در Genbank، آغازگرهای A ,B ,C طراحی گردید. مخلوط واکنش و برنامه PCR طراحی و بهینهسازی شد به طوریکه آغازگرهای طراحی شده توانست یک قطعه bp 496 از ژنوم باکتری عامل بیماری را تکثیر نماید. نتیجه PCR برای کلیه استرینهای باکتری عامل بیماری اخذ شده از کلکسیون گروه گیاهپزشکی دانشگاه رازی کرمانشاه مثبت بود، در حالی که از ژنوم هیچ یک از باکتریهای اپیفیت جداشده از قسمتهای هوایی درختان صنوبر قطعهای تکثیر نگردید. این اولین گزارش از طراحی آغازگرهای اختصاصی برای باکتری Microbacterium sp. میباشد.
-
استخراج رنگدانههای کاروتنوئیدی از مخمر Rhodotorula toruloides برپایه روش مکانیکی- سایشی
سحر نعمتی 1396رنگدانههای کاروتنوئیدی به عنوان عامل رنگی و نیز آنتیکسیدان بهطور گسترده در صنایع دارویی و غذایی استفاده میشوند، بهطوری که تقاضای جهانی تولید این رنگدانهها رو به افزایش است. باتوجه به مستندات علمی، استفاده از رنگدانههای سنتزی موجب بروز مشکلات سلامت در انسان میشود، از اینرو تمایل به تولید رنگدانههای طبیعی رو به افزایش است. استخراج رنگدانههای طبیعی از بافتهای گیاهی اغلب با صرف زمان و هزینه بالا صورت میگیرد، لذا در سالهای اخیر استفاده از روشهای میکروبیولوژی صنعتی در دستیابی به رنگیزه های کاروتنوئیدی گسترش یافته است. رنگدانهها به عنوان محصولات درون سلولی در میکروارگانیسمها تولید میشوند و بنابراین لازم است تا پس از عملیات تولید در فرمانتور، استخراج از سلول انجام شود. ازجمله روشهای متداول برای این منظور، استفاده از حلالهای آلی شیمیایی است که به دلیل سمیت و خطرآفرینی در سلامت مصرف کنندگان با محدودیت استفاده روبرو هستند. در مقابل، روشهای مکانیکی- سایشی برای استخراج کاروتنوئیدهای میکروبی به علت دارا بودن مزایایی چون مقرون بهصرفه بودن، عدم نیاز به حلالهای سمی و بازده استخراج بالا مورد توجه هستند. در این پژوهش، از گویچههای شیشهای با قطر mm5/0-45/0 برای استخراج رنگدانههای کاروتنوئیدی از گونه مخمری Rhodotorula toruloides با استفاده از حلال استون در یک مخزن همزن دار با دور بالا (حدود rpm 3000) استفاده شد. بهینهسازی فرآیند با روش سطح پاسخ در نرمافزار طراحی و تحلیل آزمایشهای دیزاین اکسپرت انجام شد. سه پارامتر مقدار گویچههای شیشهای (g 25-5)، مقدار حلال (ml 21-9)، زمان عملیات (min 8-4) و دمای استخراج (?C 30-10) به عنوان فاکتورهای آزمایش تعیین گردید. نتایج تحلیل متغیرهای بررسی شده نشان داد که پارامتر میزان حلال (%6/41) و زمان عملیات (%6/31) بیشترین تاثیر را بر فرآیند استخراج رنگدانه کاروتنوئیدی از سلول مخمر داشت. شرایط بهینه عملیاتی با بازده استخراج رنگ mg g-164/75 از mg 50 سلول مخمر و با استفاده g 10 از گویچههای شیشهای، ml 18 حلال، زمان min 8 و دمای ?C 15 حاصل شد. همچنین باتوجه به تاثیر پرتوهای نور بر فعالیت آنزیمهای شرکت کننده در سنتز رنگدانههای کاروتنوئیدی در سلول مخمر، پرتودهی با طول موج نوری 660، 445، 800–400، 400 و nm 365 به هنگام کشت ناپیوسته مخمر در یک فرمانتور ستون حبابی در دمای ?C 30 بررسی شد. در این میان بالاترین تاثیر مربوط به پرتوهای با طول موج nm 365 بود که موجب افزایش بازده تولید به میزان5/5 برابر نسبت به کشت بدون پرتودهی شد.
-
طراحی روش مبتنی بر Polymerase chain reaction برای ردیابی Xanthomonas. sp. بیماری زای توق Xanthium strumarium در ایران
اسامه غازی عباس 1396 -
برهمکنش عوامل کنترل بیولوژیکی Trichoderma harzianum،Bacillus pumilus و Glomus intraradices علیه Rhizoctonia solani و Fusarium solani عوامل بوتهمیری لوبیا
علی ناصر حسین 1396 -
کنترل بیولوژیک گل جالیز توسط ریزوباکتری های جداشده از فرا ریشه گوجه فرنگی
شهلا برزوئی 1396 -
شناسایی باکتریهای اپیفیت بلوط در استان کرمانشاه با تاکید بر باکتریهای بیماریزا
حسنا الوندی 1396 -
شناسایی، فایلوژنی و بیماری¬زایی گونه¬های Pythium جدا شده از کدوییان در استان کرمانشاه
علی حسینی بدربانی 1395چکیده گونههای مختلف جنس پیتیوم و فیتوفتورا عوامل اصلی پوسیدگیبذر،ریشه،طوقه،مرگگیاهچه قبل و بعد از سبزشدنوبوتهمیریصیفیجات هستند و به محصولات جالیزی خسارت زیادی وارد می کنند. بنابراین با توجه به سطحزیرکشت بالای گیاهان خانوادهیکدوییاندراستانکرمانشاه،این مطالعه با هدف شناسایی اُاُمیستهای غالب در مزارع کدوییان وبررسی روابط فیلوژنتیکی آنها به ویژه جدایههایی که از لحاظ ریختشناختی حالت حدواسط دارند،به اجرا درآمد. در بازدیدهای مزرعهای، ازاواخر اردیبهشت تا اوایلپاییز سال1393 با نمونهبرداری از طوقه و ریشهی گیاهان خانوادهی کدوییان (خیار، هندوانه، خربزه و کدو) مزارع جالیز در شهرستانهای مختلف استان کرمانشاه، 347 جدایهی اُاُمیستی جداسازی شد.شناسایی گونهها بر اساس ویژگیهای ریختشناختی اندامهای جنسی و غیرجنسیو ریختشناسی پرگنه روی محیطکشتهای مختلف انجام شد. گونههای شناسایی شده بر اساس فاصلهی ترانویسی شدهی داخلی (آیتیاِس) دیاِناِی ریبوزومی جدایهها و ژن سیتوکروم اکسیداز دو(coxII)، توالیسنجی و با روش پیوست همسایهها واکاوی فیلوژنتیکی شدند.حاصل مطالعات ریختشناختی، ریختسنجی و فیزیولوژیکی شناسایی9گونهی پیتیوم شامل: Pythiumaphanidermatum، P. dissotocum، P. catenulatum، P. kashmirense، P. middletonii، P. nodosum، P. oligandrum، P. torulosum و P. ultimum، دو گونه فیتوپیتیوم به نامهای Phytopythium mercuriale وPp. litorale و سه گونه فیتوفتورا به نامهای Phytophthora melonis،Ph. nicotianae و Ph. parasitica بود.گونهی P. aphanidermatum گونهی غالب در مزارع کدوییان مورد مطالعه بود و حدود 48 درصد جدایههای اُاُومیست به دست آمده به این گونه تعلق داشتند.گونهی Pp. mercuriale برای نخستین بار از ایران گزارش شد و گونههای Pp. mercuriale، P. kashmirense، P. torulosum و P. nodosum برای اولین بار در جهان از کدوییان گزارش شدند. از بین 14 گونهی شناسایی شده در این پژوهش همهی گونهها غیر از گونهی P. oligandrum روی همهی کدوییان مورد آزمون یا تعدادی از آنها دارای قدرت بیماریزایی بودند. گونههای P. aphanidermatum، P. ultimum، Pp. litorale، Ph. nicotianae و Ph. melonis روی همهی روی کدوییان بررسی شده در این پژوهش شامل خیار، هندوانه، خربزه، کدو و طالبی بیماریزا بودند. کلمات کلیدی: پیتیوم، فایتوپیتیوم، فایتوفترا، جالیزچکیده گونههای مختلف جنس پیتیوم و فیتوفتورا عوامل اصلی پوسیدگیبذر،ریشه،طوقه،مرگگیاهچه قبل و بعد از سبزشدنوبوتهمیریصیفیجات هستند و به محصولات جالیزی خسارت زیادی وارد می کنند. بنابراین با توجه به سطحزیرکشت بالای گیاهان خانوادهیکدوییاندراستانکرمانشاه،این مطالعه با هدف شناسایی اُاُمیستهای غالب در مزارع کدوییان وبررسی روابط فیلوژنتیکی آنها به ویژه جدایههایی که از لحاظ ریختشناختی حالت حدواسط دارند،به اجرا درآمد. در بازدیدهای مزرعهای، ازاواخر اردیبهشت تا اوایلپاییز سال1393 با نمونهبرداری از طوقه و ریشهی گیاهان خانوادهی کدوییان (خیار، هندوانه، خربزه و کدو) مزارع جالیز در شهرستانهای مختلف استان کرمانشاه، 347 جدایهی اُاُمیستی جداسازی شد.شناسایی گونهها بر اساس ویژگیهای ریختشناختی اندامهای جنسی و غیرجنسیو ریختشناسی پرگنه روی محیطکشتهای مختلف انجام شد. گونههای شناسایی شده بر اساس فاصلهی ترانویسی شدهی داخلی (آیتیاِس) دیاِناِی ریبوزومی جدایهها و ژن سیتوکروم اکسیداز دو(coxII)، توالیسنجی و با روش پیوست همسایهها واکاوی فیلوژنتیکی شدند.حاصل مطالعات ریختشناختی، ریختسنجی و فیزیولوژیکی شناسایی9گونهی پیتیوم شامل: Pythiumaphanidermatum، P. dissotocum، P. catenulatum، P. kashmirense، P. middletonii، P. nodosum، P. oligandrum، P. torulosum و P. ultimum، دو گونه فیتوپیتیوم به نامهای Phytopythium mercuriale وPp. litorale و سه گونه فیتوفتورا به نامهای Phytophthora melonis،Ph. nicotianae و Ph. parasitica بود.گونهی P. aphanidermatum گونهی غالب در مزارع کدوییان مورد مطالعه بود و حدود 48 درصد جدایههای اُاُومیست به دست آمده به این گونه تعلق داشتند.گونهی Pp. mercuriale
-
مهار زیستی بیماری مرگ گیاهچه گوجه فرنگی با عامل Pythium aphanidermatum توسط ریزوباکترهای جدا شده از فراریشه گوجه فرنگی.
محسن امانی مهر 1395ریزوباکترهای مستقر در رایزوسفر، علاوه بر افزایش رشد از طریق تنظیم سطح هومونهای گیاهی و تولید متابولیتهای ثانویه؛ باعث مهار بیماریها به وسیلهی تولید مواد بازدارنده، القا و حساس کردن سیستم دفاعی گیاهان میشوند. یکی از جنبههای این پژوهش، بررسی تاثیر 107ریزوباکتر جدا شده از رایزوسفر خارجی، 68 ریزوباکتر جدا شده از ناحیه ریزوپلن گوجهفرنگی و 12سویههای تجاری موجود در بازار و کاریرد این ریزوباکترها در تیمارهای بذر، خاک و کائولن به منظور گزینش موثرترین جدایه و تیمار در افزیش رشد گیاه گوجهفرنگی بود که 14 جدایه طی غربالهای اولیه و ثانویه در آزمون افزایش رشد انتخاب شدند و مشخص شد که تیمار کائولن موثرتر از تیمار بذر و خاک است. بین تیمارهای بذر و خاک، تفاوت معنیداری وجود نداشت. از دیگر جنبههای این پژوهش، بررسی بروز فنوتیپی مکانیسمهای مهار زیستی و استفاده از سیستم تقسیم ریشه به منظور امکان القایی مقاومت در گیاه گوجهفرنگی توسط ریزوباکترها علیه بیمارگر Pythium aphanidermatum بود که طی این بررسی مشخص شد؛ پنچ ریزوباکتر که شامل، سه جدایهی بومی E18-E8-B124 و دو سویهی تجاری Bacillus pumilus INR7، Bacillus sp به ترتیب باعث مهار 65 ، 75، 65، 75 و 50 درصدی بیماری شده و از این مجموعه تنها دو جدایهی بومی E8-B124 و یک سویه تجاری INR7 در سیستم تقسیم ریشه به ترتیب باعث القای مقاومت در گیاه و مهار 65، 75 و 75 درصدی بیماری شدند. پس از بررسیها و آزمونهای انجام گرفته تعداد پنج جدایه که دارای نتایج مناسب، در آزمونهای افزایش رشد و مهار زیستی بودند جهت شناسایی مولکولی انتخاب و با تکثیر ناحیه 16S با استفاده از واکنش زنجیرهای پلیمراز، تعیین توالی سنجی صورت گرفت. به منظور صحت شناسایی و روابط خویشاوندی بین گونهها، درخت فیلوژنتیکی برای سویههای باکتری ترسیم گردید و مشخص شد E10-E11-E18-E8-B124 به ترتیب بیشترین شباهت را به سویههای Achromobacter sp، Bacillus cereus، Bacillus licheniformis، Burkholderia sp و Achromobacter 1. دارا میباشند. در مجموع سویه های بومی قادر بودند همانند سویههای تجاری رشد گیاه را افزایش دهند و به صورت موثری بیماری را مهار کنند.کلمات کلیدی: القای مقاومت، تقسیم ریشه، ریزوباکتر، مرگ گیاهچه، مهار زیستی
-
شناسایی جدایههای زانتوموناس¬ مرتبط با شانکر درختان صنوبر در برخی مناطق غرب و شمال¬غرب ایران
ندا فیض صیادیان 1395
