صفحه نمایش استاد - پرتال اصلی دانشگاه رازی

مریم حافظ پرست مودت

مریم حافظ پرست مودت

دانشیار / کشاورزی / علوم و مهندسی آب

دروس ارائه شده نیمسال جاری

نام درس واحد زمان ارائه درس ترم
زمین آمار 3 هرهفته، يك شنبه ، 08:30-10:30، هرهفته، شنبه ، 14:00-16:00 نیم‌سال اول سال تحصیلی 1404-1405
عملی اصول و روش‌های آبیاری 1 هرهفته، سه شنبه ، 10:30-12:30 نیم‌سال اول سال تحصیلی 1404-1405
هوا و اقلیم‌شناسی کشاورزی 2 هرهفته، يك شنبه ، 16:00-18:00 نیم‌سال اول سال تحصیلی 1404-1405
آزمایشگاه هوا و اقلیم‌شناسی کشاورزی 1 هرهفته، سه شنبه ، 08:30-10:30 نیم‌سال اول سال تحصیلی 1404-1405
آزمایشگاه هوا و اقلیم‌شناسی کشاورزی 1 هرهفته، يك شنبه ، 14:00-16:00 نیم‌سال اول سال تحصیلی 1404-1405
آزمایشگاه هوا و اقلیم‌شناسی کشاورزی 1 هرهفته، چهارشنبه ، 10:30-12:30 نیم‌سال اول سال تحصیلی 1404-1405
مبانی محیط زیست 2 هرهفته، شنبه ، 10:30-12:30 نیم‌سال اول سال تحصیلی 1404-1405
تحلیل سامانه‌های منابع آب 1 2 هرهفته، دوشنبه ، 08:30-10:30 نیم‌سال اول سال تحصیلی 1404-1405
موضوعات خاص در هیدرولوژی 2 هرهفته، سه شنبه ، 10:30-12:30 نیم‌سال اول سال تحصیلی 1404-1405

پایان‌نامه‌های کارشناسی‌ارشد

  1. پهنه بندی سیلاب رودخانه قره سو توسط هکرس و مقایسه ان با عکس های ماهواره ای در گوگل ارث اینجین
    صدف گرد 1404
    Flood is one of the most destructive and frequent natural disasters, causing extensive human and financial losses worldwide. This research aims to delineate floodplains and assess flood risk in the Qarah-Su River located in Kermanshah Province, Iran. In this study, the hydraulic model HEC-RAS was used in both Steady State and Unsteady (Unsteady) flow conditions to simulate floods with various return periods (2 to 1000 years). To estimate peak flood discharge in an ungauged area (Doab Qaranji), two methods, the Area-Discharge method and the SCS Unit Hydrograph method, were utilized. The geometric data required for the model were extracted from a Digital Elevation Model (DEM) using the RAS Mapper module. Furthermore, satellite imagery from Sentinel-1 (radar data), Sentinel-2, and Landsat-8 on the Google Earth Engine (GEE) platform, along with NDWI and MNDWI indices, were used to extract actual flood extents and compare them with the model results.   
  2. کاربرد روشهای یادگیری ماشین درریزمقیاسسازی و پش بینی ماهانه دمای حداقل، حداکثر و رطوبت نسبی تحت سناریوهای اجتماعی-اقتصادی گزارش ششم تغییر اقلیم در ایستگاه سینوپتیک کرمانشاه
    افسانه منصوری 1404
    هر تغییر وضعیت مشخص در الگو‌های مورد انتظار برای میانگین آب‌وهوایی، که در طولانی‌مدت در یک منطقه خاص یا برای کل اقلیم جهانی رخ دهد را تغییرات آب‌وهوایی یا تغییر اقلیم گویند. تغییرات غیرعادی در اقلیم درون اتمسفر زمین و پیامد‌های ناشی از آن در قسمت‌های مختلف کره زمین نشانه‌ای از تغییر اقلیم است. افزایش یا کاهش این عوامل درونی ممکن است اثر بازخورد‌های ناشی از تغییر اقلیم متغیر ‌باشد. همچنین بسیاری از این تغییرات درونی با تاخیر در سیستم‌های اقلیمی رخ ‌دهند. زیرا به دلیل زیاد بزرگ بودن سیستم اقلیمی کره زمین، به کندی حرکت می‌کند و با تاخیر به ورودی‌ها پاسخ می‌دهد. در دهه ????، اصطلاحات گرمایش جهانی و تغییر اقلیم رایج‌تر شد. اگرچه این دو اصطلاح گاهی به جای هم به‌کار می‌روند، ولی از نظر علمی، گرمایش جهانی تنها به افزایش گرم شدن سطح زمین اشاره دارد، در حالی که تغییر اقلیم کل تغییرات سامانه اقلیمی زمین را توصیف می‌کند. اکنون دانشمندان، سیاستمداران و رسانه‌های مختلف از اصطلاحاتی مانند بحران اقلیمی یا اضطرار اقلیمی برای صحبت در مورد تغییرات اقلیمی، و داغ‌شدن جهانی به‌جای گرمایش جهانی نیز استفاده می‌کنند. هیئت بین دولتی تغییرات آب‌وهوایی (IPCC) می‌گوید تغییرات جوی که در سراسر جهان مشاهده می‌شود به احتمال خیلی زیاد ناشی از عواملی است که بشر در آن‌ها دست دارد. گزارش تلفیق ششمین گزارش ارزیابی IPCC (AR6) خلاصه‌ای از آخرین یافته‌ها در زمینه تغییر اقلیم، اثرات و مخاطرات گسترده آن و کاهش اثرات و سازگاری با تغییر اقلیم است. این گزارش در سه بخش 1. وضعیت و روند فعلی، 2. آینده تغییر اقلیم، مخاطرات و پاسخ‌های بلندمدت 3. پاسخ‌های کوتاه‌مدت تهیه شده است و وابستگی متقابل اقلیم، اکوسیستم و تنوع زیستی و جوامع انسانی؛ ارزش انواع مختلف دانش؛ و ارتباط تنگاتنگ بین سازگاری با تغییر اقلیم، کاهش انتشار، سلامت اکوسیستم، رفاه انسان و توسعه پایدار را به رسمیت شناخته و منعکس کننده‌ی تنوع فزاینده‌ی ذی‌مدخلان در اقدام اقلیم است. در این پژوهش طبق جدیدترین گزارش IPCC گزارش ششم سناریوهای انتشار   2-4.5،   1-2.6،   5-8.5 و Historical برای متغیرهای دمای حداقل، حداکثر و رطوبت نسبی در ایستگاه سینوپتیک کرمانشاه موردمطالعه قرار می‌گیرد. کلیدواژه‌ها: تغییر اقلیم، گرمایش جهانی، اکوسیستم، سینوپتیک    هر تغییر وضعیت مشخص در الگو‌های مورد انتظار برای میانگین آب‌وهوایی، که در طولانی‌مدت در یک منطقه خاص یا برای کل اقلیم جهانی رخ دهد را تغییرات آب‌وهوایی یا تغییر اقلیم گویند. تغییرات غیرعادی در اقلیم درون اتمسفر زمین و پیامد‌های ناشی از آن در قسمت‌های مختلف کره زمین نشانه‌ای از تغییر اقلیم است. افزایش یا کاهش این عوامل درونی ممکن است اثر بازخورد‌های ناشی از تغییر اقلیم متغیر ‌باشد. همچنین بسیاری از این تغییرات درونی با تاخیر در سیستم‌های اقلیمی رخ ‌دهند. زیرا به دلیل زیاد بزرگ بودن سیستم اقلیمی کره زمین، به کندی حرکت می‌کند و با تاخیر به ورودی‌ها پاسخ می‌دهد. در دهه ????، اصطلاحات گرمایش جهانی و تغییر اقلیم رایج‌تر شد. اگرچه این دو اصطلاح گاهی به جای هم به‌کار می‌روند، ولی از نظر علمی، گرمایش جهانی تنها به افزایش گرم شدن سطح زمین اشاره دارد، در حالی که تغییر اقلیم کل تغییرات سامانه اقلیمی زمین را توصیف می‌کند. اکنون دانشمندان، سیاستمداران و رسانه‌های مختلف از اصطلاحاتی مانند بحران اقلیمی یا اضطرار اقلیمی برای صحبت در مورد تغییرات اقلیمی، و داغ‌شدن جهانی به‌جای گرمایش جهانی نیز استفاده می‌کنند. هیئت بین دولتی تغییرات آب‌وهوایی (IPCC) می‌گوید تغییرات جوی که در سراسر جهان مشاهده می‌شود به احتمال خیلی زیاد ناشی از عواملی است که بشر در آن‌ها دست دارد. گزارش تلفیق ششمین گزارش ارزیابی IPCC (AR6) خلاصه‌ای از آخرین یافته‌ها در زمینه تغییر اقلیم، اثرات و مخاطرات گسترده آن و کاهش اثرات و سازگاری با تغییر اقلیم است. این گزارش در سه بخش 1. وضعیت و روند فعلی، 2. آینده تغییر اقلیم، مخاطرات و پاسخ‌های بلندمدت 3. پاسخ‌های کوتاه‌مدت تهیه شده است و وابستگی متقابل اقلیم، اکوسیستم و تنوع زیستی و جوامع انسانی؛ ارزش انواع مختلف دانش؛ و ارتباط تنگاتنگ بین سازگاری با تغییر اقلیم، کاهش انتشار، سلامت اکوسیستم، رفاه انسان و توسعه پایدار را به رسمیت شناخته و منعکس کننده‌ی تنوع فزاینده‌ی ذی‌مدخلان در اقدام اقلیم است.
  3. پهنه بندی مناطق مستعد کشت کاملینا و استویا در استان کرمانشاه
    پگاه گرائی 1404
  4. پیش بینی دبی های ماهیانه بر اساس مدل های استوکستیک خطی با سری بیرونی (ARIMAX) و مدل های غیرخطی مبتنی بر هوش مصنوعی در حوضه گاماسیاب
    سامان رحیم بیگی 1404
  5. کاربرد سنجش از دور در پایش کیفی مخزن با روش های یادگیری ماشینی
    زهره امجدیان 1404
    کیفیت آب مخازن می‌باشد که در این پژوهش سعی در عملی کردن آن داریم. معمولاً اولین اقدامی که در پیش‌بینی‌ها و انجام مطالعات در خصوص اندازه‌گیری و پایش منابع آبی به ذهن می‌رسد مطالعات و پژوهش‌های میدانی می‌باشد، اما پایش و پیش‌بینی کیفیت منابع آبی به صورت میدانی هم زمان‌بر بوده و هم به هزینه و نیروی بیشتری احتیاج دارد. بنابراین، با استفاده از تصاویر دو ماهواره‌ی سنتینل-2 و سنتینل-3 غلظت پارامترهای کیفی آب شامل (کدورت، TSS و غلظت کلروفیل a) در مخزن سد زمکان استان کرمانشاه را بدست آوردیم. به همین منظور ابتدا تصاویر ماهواره‌ای بدست آمده را پیش پردازش کرده و سپس باندها و شاخص‌های طیفی مناسبی برای شناسایی ارتباط معنی‌دار بین مقادیر هر پارامتر کیفی و تصاویرماهواره‌ای با استفاده از سنجش از دور و روش رگرسیون بدست آوردیم. سپس با به کارگیری روش‌های یادگیری ماشینی ANN، SVR، RF و ... رابطه‌ی بین تصاویر ماهواره‌ای و پارامترهای کیفی را به تفکیک مدل‌سازی نموده و سپس دقت آن‌ها را به ازای مقادیر واقعی (مشاهداتی) محاسبه نمودیم. که میزان خطای محاسبه شده برای کدورت، TSS و غلظت کلروفیل a به ترتیب برای داده‌های آموزشی برابر با 76/0، 80/0 و 58/0 و برای داده‌های آزمایشی 94/0، 94/0 و 95/0 است. به طور کلی هر چه میزان کدورت آب، TSS آب و غلظت کلروفیل a کمتر باشد کیفیت آب بالاتر است. در هر دو روش سنجش از دور و یادگیری ماشینی نتایج تقریباً با هم یکسان بوده و سد زمکان ماه دی و بهمن سال 1396 کمترین مقدار کدورت آب، ماه آذر 1396 کمترین مقدار TSS آب و ماه بهمن 1396 کمترین مقدار غلظت کلروفیل a را داشته است.   
  6. تاثیر پرایم زیستی گوجه فرنگی با تریکودرما بر مهار بیولوژیک گل جالیز مصری (Phelipanche aegyptiaca) و ویژگیهای آگرومورفولوژیک میزبان
    حدیث غلامی 1404
  7. تحلیل پایداری اکولوژیکی تالاب هشیلان با استفاده از برآورد نیاز آبی زیست محیطی در شرایط مختلف
    ساحل شیرمحمدی 1403
       تالاب   هشیلان   بعنوان محل استراحت موقت پرندگان مهاجر نقش موثری در رشد گونه‌های خاص گیاهی، تغذیه آب‌های زیرزمینی و آب و هوای استان دارد. ارزش‌های اقتصادی خاص تالاب مانند وجود جزیرک‌های کوچک و بزرگ دارای ارزش تفریحی و گردشگری، بهره‌برداری از نیزارها، مراتع،   رواج کشاورزی و دامداری باعث جلب افراد به   این محیط طبیعی گردیده است. این مطالعه باهدف محاسبه نیاز آبی زیست محیطی تالاب هشیلان در شرایط مختلف آب و هوایی، بر اساس یک روش جامع انجام شد. در این مطالعه کلیه شاخصهای اجتماعی، اقتصادی، اکولوژیکی و هیدرومورفولوژیکی و ... در نظر گرفته شد وبا ارزشگذاری شاخص‌ها و انتخاب آنها برای هر بخش، پرنده آبزی چنگر با اختصاص بالاترین درجه اهمیت به عنوان شاخص نهایی اکولوژیکی انتخاب گردید. در این مطالعه،به منظور برآورد مساحت پهنه آبی   و پوشش گیاهی محدوده تالاب هشیلان درسالهای2000تا 2024 از تصاویر ماهواره ای لندست و از نرم افزار های ENVI   وARC GIS استفاده شد. برای محاسبه نیازآبی زیست محیطی تالاب، ارتباط بین مساحت پهنه آبی تالاب با تعداد پرنده آبزی چنگر در شرایط هدفگذاری شده درسه سطح بررسی و این نتیجه حاصل شد که حجم آب موردنیاز برای رسیدن به شرایط مطلوب ،قابل قبول   و حداقل بوده به ترتیب برابر با 1240، 900 و580 هزار مترمکعب می‌باشد. نتایج نشان داد که برای حفظ حجم تالاب در شرایط خشکسالی و نرمال، به‌منظور تامین شرایط اکولوژیکی حداقل و قابل قبول، در شش ماهه اول سال آبی به ترتیب به حدود 5.40 و 0.3 میلیون مترمکعب آب در سال نیاز خواهد بود ولی در شش ماهه اول سال آبی   برای شرایط ترسالی کمبودی وجود نخواهد داشت. لذا به عنوان راهکار مدیریتی؛ با ایجاد منابع آب ورودی جدید به تالاب از طریق کانال آبیاری و زهکشی سد گاوشان، میتوان آب موردنیاز آنرا بدون لطمه به سایرمصرف کنندگان تامین و تراز آب تالاب   را به تراز اکولوژیکی هدفگذاری شده رساند. این نتایج می‌تواند به سیاست‌گذاران و مدیران منابع آبی کمک کند تا اقدامات موثرتری برای حفظ و مدیریت اکوسیستم‌های آبی در حوضه   تالاب هشیلان انجام دهند.   
  8. ارزیابی تغییرات منابع آب زیرزمینی استان کردستان با داده‌های ماهواره GRACE و GLDAS
    اصغر محمدی 1403
       تعیین تغییرات ذخیره آب زیرزمینی به‌ویژه در مناطق خشک و نیمه‌خشک موضوعی حیانی به‌منظور مدیریت و برنامه‌ریزی منابع آب زیرزمینی هست. ماهواره GRACE   با بهره‌گیری از تغییرات میدان گرانش زمین، تغییرات ذخیره آب را باقدرت تفکیک مکانی 1 درجه تولید می‌نماید .در این پژوهش سعی شد تا در دو سلول یک درجه مربعی از استان کردستان (دشت دهگلان و قروه و دشت بیجار ) در طول جغرافیایی 47 تا 48 درجه شرقی   که شامل بخشی از کل مساحت آبخوان می‌باشند ، با استفاده از داده‌های دو مرکز پردازش اطلاعات ماهواره GRACE به نام های JPLو CSR ، تغییرات سطح آب زیرزمینی ماهانه در بازه زمانی  
  9. اثر نانوذرات اکسید آهن و آهن سیلیکا بر خصوصیات جوانه زنی و رشدی گیاه کاملینا در شرایط In vitro وIn vivo
    بهنوش محمدرحیمی 1403
       چکیده   عنصر آهن یکی از مواد ریزمغذی ضروری برای ادامه حیات گیاهان است، به گونه‌ای که در سنتز کلروفیل، حفظ ساختار و عملکرد کلروپلاست ضروری است. این ریز‌مغذی به‌عنوان جزئی از، آنزیم‌های حیاتی مانند سیتوکروم‌های زنجیره انتقال الکترون عمل می‌کند. به سبب انحلال پذیری و قابلیت جذب نانوذرات اکسیدآهن و اکسیدآهن سیلیکا در گیاهان، می‌توانند به عنوان یک نانوکود موثر در رشد گیاهان مورد استفاده قرار گیرند. در تحقیق حاضر نانوذرات اکسیدآهن و اکسیدآهن سیلیکا به عنوان یک نانوکود بر خصوصیات جوانه‌زنی و رشدی رقم سهیل گیاه کاملینا در قالب طرح کاملا تصادفی (CRD) با 3 تکرار در شرایط in vivo و in vitro مورد ارزیابی قرار گرفت. سنتز نانوذرات اکسیدآهن به روش هم‌رسوبی و نانوذرات اکسیدآهن سیلیکا به روش سل‌ژل انجام شد. آنالیزهای مشخصه یابی مختلف (SEM،EDX ، FTIR، DLS و Zeta.potential) در تایید سنتز موثر نانوذرات انجام شد. صفات جوانه‌زنی شامل درصد جوانه‌زنی، طول ریشچه، طول ساقچه، تعداد برگ اصلی و فاصله‌ی برگ اصلی از برگ لپه‌ای و صفات رشدی شامل تعداد روز تا غنچه‌‌دهی، تعداد روز تا تولید خورجینک، تعداد روز تا رسیدگی، ارتفاع بوته، تعداد خورجینک در ساقه اصلی، تعداد خورجینک در ساقه فرعی، تعداد خورجینک در بوته، تعداد شاخه‌ی فرعی در بوته و تعداد دانه در هر خورجینک اندازه گیری شد. پس از تیمار بذور گیاه کاملینا با غلظت‌های متفاوت نانوذرات اکسیدآهن و اکسیدآهن سیلیکا (20 الی 100 میلی گرم بر لیتر) به روش نانوپرایمینگ و کشت بذر درمحیط MS به مدت یک هفته درصد جوانه‌زنی این بذور اندازه‌‌گیری شد. نتایج حاکی از افزایش درصد جوانه‌زنی بذور بر اثر تیمار با نانوذرات اکسیدآهن و اکسیدآهن سیلیکا تا غلظت mg/L 100 در هر دو شریط in vivo و in vitroبود. در گیاه کاملینا بیشینه طول ریشه‌چه در غلظت mg/L 80 نانوذره اکسیدآهن نسبت به حالت کنترل مشاهده شد. اثر بازدارنده غلظت های بالا نانوذرات اکسیدآهن سیلیکا بر رشد ریشه‌چه های نیز مشاهده شد به طوری که در غلظت mg/L 20 کمترین رشد ریشه‌چه ها مشاهده شد بر طبق نتایج این پژوهش تیمار نانوپرایمینگ بذر کاملینا در شرایط in vivo تا غلظت mg/L 80 نانوذره اکسیدآهن و تا غلظتmg/L 60 نانوذره اکسیدآهن سیلیکا اثر مثبت بر غنچه‌دهی داشته.   تولید خورجینک در ساقه اصلی غلظت های پایین تا mg/L 60 نانوذره اکسیدآهن سیلیکا و در ساقه فرعی غلظت های پایین تا mg/L 20 نانوذره اکسیدآهن بهترین عملکرد را داشتند. تولید دانه در گیاه کاملینا نیز در غلظت های پایین تا mg/L 20 نانوذره اکسیدآهن سیلیکا و mg/L 40 نانوذره اکسیدآهن بهترین عملکرد را داشتند. تولید شاخه فرعی وتعداد خورجینک در آن به ترتیب تا غلظت mg/L 20 نانوذره اکسیدآهن و mg/L 60 نانوذره اکسیدآهن سیلیکا اثر افزایشی را داشتند. نتایج این تحقیق نشان داد غلظت های 20 الی mg/L 80 نانوذره اکسیدآهن و 20 الی mg/L 60 نانوذره اکسیدآهن سیلیکا در گیاه کاملینا قابلیت استفاده به عنوان نانوکود را دارا می باشد . نتایج این تحقیق نشان می‌دهد که نانوذرات اکسیدآهن و اکسیدآهن سیلیکا می‌توانند به‌عنوان نانوکودهای موثر در بهبود جوانه‌زنی و رشد گیاه کاملینا عمل کنند. با توجه به افزایش درصد جوانه‌زنی و بهبود صفات رشدی در غلظت‌های مشخص، این نانوذرات نه تنها به تقویت عملکرد گیاه کمک می‌کنند، بلکه می‌توانند به‌عنوان گزینه‌ای پایدار و کارآمد در کشاورزی مدرن مورد استفاده قرار گیرند. همچنین، اثرات منفی غلظت‌های بالای این نانوذرات بر رشد ریشه‌چه‌ها نشان‌دهنده نیاز به دقت در تعیین غلظت‌های بهینه برای دستیابی به بهترین نتایج است. در نهایت، این پژوهش می‌تواند مبنای مناسبی برای تحقیقات آتی در زمینه کاربرد نانوکودها در کشاورزی باشد و راهکارهایی برای افزایش بهره‌وری محصولات زراعی ارائه دهد. کلیدواژه ها: نانوکود، اکسیدآهن، کاملینا، اکسیدآهن سیلیکا، نانوپرایمینگ
  10. نوسانات جمعیت وپراکنش فضایی تریپس پیاز، Thrips tabaci Lindeman (Thysanoptera: Thripidae) ، در مزارع لوبیای سنندج، استان کردستان
    سهیلا ویسی 1403
       یکی از مهم­ترین آفاتی که گیاهان زراعی و گلخانه­ای را مورد حمله قرار می­دهد و در خسارت شدید باعث تغییر شکل در   میوه و برگ گیاه می­شود، تریپس پیاز Thrips tabaci Lindeman (Thysanoptera: Thripidae) ­است. در تحقیق حاضر در سال­های 1401 و 1402، نوسانات جمعیت و پراکنش فضایی این آفت در شرایط مزرعه­ای روی لوبیا   رقم کانیون در شهرستان سنندج (استان کردستان) مورد بررسی قرار گرفت. برگ لوبیا به عنوان واحد نمونه­برداری انتخاب شد. نمونه­برداری­ها به صورت هفتگی انجام و برای این کار در هر نوبت 52 بوته لوبیا انتخاب و از هر بوته­ی لوبیا سه برگ پایینی، میانی و بالایی انتخاب و برگ­ها روی سینی سفید تکانده شد و سپس تریپس‌های داخل سینی با قلم‌موی نرم به داخل اپندورف حاوی الکل اتیلیک 75 درصد منتقل شدند. نتایج این مطالعه نشان داد که جمعیت تریپس پیاز از تیرماه در مزرعه فعال بوده و به تدریج به میزان فعالیت و تراکم آن­ها افزوده شد، به طوری که که بیش­ترین جمعیت تریپس پیاز در سال 1401، در هفته­ی اول مرداد ماه با میانگین (14/0± 65/11) و در سال 1402 در اواخر مرداد ماه با میانگین (23/0± 29/11) تریپس در واحد نمونه­برداری مشاهده شد. هم­چنین بیش­ترین میانگین تعداد تریپس پیاز با اختلاف معنی­داری در برگ­های پایینی نسبت به برگ­های میانی و بالایی لوبیا مشاهده گردید. نتایج توزیع فضایی آفت نشان داد که براساس هر دو روش تیلور و آیوائو، پراکنش فضایی تریپس پیاز از نوع یکنواخت بود. به طور کلی نتایج این مطالعه نشان داد که جمعیت تریپس پیاز در هر دو سال مورد مطالعه در مرداد ماه به اوج خود می­رسد. هم­چنین بر اساس نیکویی برازش، روش آیوائو برای برآورد توزیع فضایی آفت مناسب­تر از روش تیلور ارزیابی شد.  
  11. تنوع گونه ای و تغییرات جمعیت تریپس های مرتبط با ارغوان (Cercis siliquastrum L.) در تنگه ارغوان شهرستان ایلام (استان ایلام)
    دیبا محبی 1403
    تریپس ارغوان با نام علمی Thrips vulgatissimus Haliday، یکی از گونه­های مستقر روی درختان و درختچه­های ارغوان است. در این تحقیق، علاوه بر بررسی فونستیک تریپس­های مرتبط با ارغوان، تغییرات جمعیت و پراکنش فضایی گونه T. vulgatissimus در تنگه­ی ارغوان، واقع در شهرستان ایلام در سال 1401-1402 مورد مطالعه قرار گرفت. چهار شاخه 20 سانتی­متری روی هر درخت، در جهات جغرافیایی مختلف، به عنوان واحد نمونه­برداری انتخاب شد. نمونه­برداری­ها هر سه روز یکبار انجام و برای این­کار شاخه درختان ارغوان روی یک سینی سفید پلاستیکی تکانده و سپس، تریپس­ها با قلم‌موی نرم به داخل لوله اپندورف حاوی الکل اتیلیک 75 درصد منتقل شدند. بطور کلی، 10 گونه تریپس، متعلق به شش جنس، از چهار خانواده­ی مختلف، روی گل­های درختان ارغوان، واقع در تنگه ارغوان جمع­آوری و شناسایی گردید. نتایج نشان داد که تریپس ارغوان، در منطقه مورد مطالعه، دارای دو اوج جمعیت است. اولین جمعیت تریپس ارغوان، در روز دوازدهم فروردین ماه سال 1402 مشاهده شد. بیش­ترین میانگین تراکم جمعیت تریپس ارغوان در اوج اول و دوم به ترتیب 23/6 ± 60/30 و 64/7 ± 75/73 تریپس در هر واحد نمونه­برداری به دست آمد. پراکنش فضایی جمعیت تریپس ارغوان بر اساس روش تیلور از نوع تجمعی به دست آمد. تفاوت معنی­داری در تراکم جمعیت تریپس در جهت­های جغرافیایی مختلف مشاهده نشد. به طور کلی، نتایج این مطالعه نشان داد که تراکم جمعیت تریپس ارغوان در ابتدای فصل و در نسل اول بیشتر است که مقارن با زمان گلدهی درختان ارغوان است.   
  12. بیواکولوژی سرخرطومی بلوط Curculio glandium Marsh (Col.: Curculionidae) درشرایط طبیعی جنگل¬های بلوط دالاهو و اسلام آباد غرب
    مهرداد صفوی 1402
    جنگل­های بلوط غرب کشور یکی از مهم­ترین رویشگاه­های طبیعی با تنوع زیستی فراوان است. این جنگل­ها دارای گونه­های متنوع بلوط Quercus   . است. سوء ­مدیریت و عوامل نامطلوب اقلیمی، این بوم نظام ارزشمند را مستعد حمله حشرات آفت نموده وحشرات آفت نیز روند رو به زوال جنگل را تسریع می­نمایند. در بین آفات درختان بلوط منطقه­ی زاگرس، سرخرطومی میوه خوار بلوط،Curculio glandium Marsh (Col.: Curculionidae)، یکی از مهم­ترین آفات بذرخوار بلوط است. لاروهای این حشره با تغذیه از محتویات داخلی بذر موجب از بین رفتن آن می­شوند، در نتیجه روند طبیعی رویش بذر و احیای طبیعی جنگل مختل می­گردد. این تحقیق در سال 1401 در جنگل­های بلوط دو شهرستان دالاهو و اسلام آباد غرب به­صورت همزمان انجام شد از ابتدا تا انتهای فصل رشد، به­طور منظم از درختان بلوط بازدید و نمونه برداری شد، میوه­های بلوط به­صورت تصادفی، جمع­آوری و داده­ها ثبت گردید. درآزمایشگاه نمونه­های آلوده، زیر استرومیکروسکوپ کالبد شکافی شد. مراحل زیستی آفت، از قبیل محل و زمان تخم­گذاری، تاریخ تفریخ تخم، سنین لارو­ها داخل میوه، ظهور حشره کامل، ریخت شناسی و دشمنان طبیعی مورد بررسی قرار گرفت. براساس داده‌­های جمع­آوری شده و شرایط اقلیمی منطقه، اوج جمعیت در دالاهو در تاریخ بیستم مهر ماه و در اسلام آباد غرب در تاریخ دوازدهم مهر ماه تعیین گردید. این آفت یک نسل در سال دارد. زمستان­گذرانی به­صورت لارو درون اطاقک­های گلی در داخل خاک است. بررسی الگوی توزیع فضایی در شهرستان دالاهو نوع تجمعی و در شهرستان اسلام آباد غرب از نوع تصادفی تعیین گردید. نتایج این پژوهش در ارتقاء اقدامات مدیریتی جهت کنترل آفت سرخرطومی بذر خوار بلوط موثر است. کلید واژه ها: عوامل زیستی، جنگل، بذر خواران، بلوط، غرب کشور، کرمانشاه   
  13. پیش‌بینی آبدهی در مدل هیدرولوژیکی SWAT در سناریوهای اقلیمی تحت تاثیر عدم قطعیت
    آناهید کشاورز 1402
    سناریوی   1-2.6 و   1-8.5 شبیه­سازی شده حاکی از آن بود  
  14. طبقه¬بندی جریان ورودی مخزن با روش K-means و تاثیر آن در نتایج برنامه‌ریزی پویای تصادفی مخزن سد جامیشان
    حسام کریمی نژاد 1402
    محدودیت­های کمی و کیفی منابع آب و افزایش جمعیت، از جمله مواردی است که لزوم توجه به چگونگی مصرف آب و برخورد با مشکلات ناشی از کم آبی توسط برنامه­ریزی منابع آب و ارائه روش‌هایی جهت استفاده بهینه از آن‌ها را نمایان می­سازد؛ بنابراین یکی از ارکان مدیریت منابع آب، بهره­برداری بهینه از مخازن سدهای کشور به‌عنوان اصلی­ترین منابع آب‌های سطحی است و این موضوع دارای اهمیت و جایگاه ویژه­ی در علم مهندسی سد می­باشد. در این تحقیق، ابتدا با استفاده از روش جدید خوشه‌بندی K-means کلاسه دبی‌ ورودی به مخزن سد در هر فصل بهینه شد و برای گسسته ‌سازی حجم ذخیره مخزن از روش موران در 7 کلاسه استفاده شد. با کمک برنامه‌نویسی در محیط پایتون، آبدهی ورودی مخزن در هر فصل از 2 تا 20 کلاسه مختلف طبقه‌بندی شد. از میان 19 خوشه در نظر گرفته شده، برای کلاسه جریان شماره 5، بهترین نتایج در طبقه‌بندی دبی فصلی حاصل شده است. سپس مقدار l* در شرایط ایستا در ازای ترکیبات مختلف ازk   و i به دست آمد. نتایج نشان داد که بیش‌ترین تغییرات در بهار تا 5 کلاسه مخزن و کمترین آن در تابستان با یک کلاسه از مخزن اتفاق افتاده است. بیشترین میزان احتمال خروجی از مخزن در فصول پاییز، زمستان و بهار برای کلاسه مخزن 4 اتفاق افتاده است و برای فصل تابستان به دلیل آبدهی کمتر و بالاتربودن میزان نیاز، این مقدار در کلاسه 5 مخزن اتفاق افتاده است. از آنجا که تغییر در کلاسه‌بندی جریان منجر به تغییر اساسی در ماتریس احتمال انتقال خواهد شد لذا استفاده از روش K-means در گسسته‌سازی آبدهی جریان با توجه به امکان بهینه‌شدن تعداد خوشه‌ها در هر دوره زمانی، می‌تواند در برنامه‌ریزی پویای تصادفی مخزن بسیار سودمند و تاثیرگذار باشد. لذا استفاده از این روش در بهره‌برداری از مخازن بصورت برنامه‌ریزی پویای تصادفی قویا توصیه می‌گردد.   
  15. تخمین دبی پیک با استفاده از پارامترهای بدون بعد
    نازنین نجفی 1402
    چکیده هدف: وقوع سیلاب باعث خسارات مالی و جانی جبران ناپذیری در جهان می‌شود. با پیش‌بینی دبی سیلاب می‌توان سازه‌های آبی را طوری طراحی کرد که کمترین خسارات از رخداد سیل وارد شود. هدف از این پژوهش یافتن فرمولی جهت پیش‌بینی دبی پیک با توجه به خصوصیات فیزیولوژیکی حوضه آبریز برای ایستگاه‌های فاقد آمار هیدرولوژیکی می‌باشد. روش‌شناسی پژوهش: در این پژوهش ابتدا عوامل موثر بر پیش‌بینی دبی پیک مورد مطالعه قرار می‌گیرد؛ سپس این پارامترها توسط تحلیل عاملی اکتشافی بررسی شده و عواملی که بیشترین اثرگذاری را در تخمین دبی پیک دارند مشخص می‌گردند. سپس با استفاده از آنالیز ابعادی برای تعیین پارامترهای بدون بعد در پیش‌بینی دبی سیلاب با دوره بازگشت‌های مختلف بهره گرفته می‌شود. پس از آن با استفاده از روش رگرسیون گیری غیرخطی چند متغیره و الگوریتم برنامه ریزی ژنتیک جهت دست یابی به فرمول دقیق‌تر با ضریب همبستگی بالاتر بهره گرفته و فرمول پیش‌بینی دبی پیک توسط پارامترهای بدون بعد ارائه می‌شود. یافته‌ها: موثرترین عوامل فیزیکی حوضه آبریز بر پیش‌بینی جریان سیلاب در دوره بازگشت‌های متفاوت شامل 2 سال، 5 سال، 10 سال، 25 سال، 50 سال و 100 سال مورد تحلیل و بررسی قرار گرفت؛ همچنین معادلاتی جهت پیش‌بینی دبی پیک با توجه به پارامترهای بدون بعد توسط رگرسیون گیری و برنامه ریزی ژنتیک ارائه و نتایج مقایسه شد. نتیجه‌گیری: پارامترهای اثرگذار در برآورد دبی پیک شامل مساحت حوضه، حجم ذخیره، مساحت تحت پوشش دریاچه، رواناب سالانه و شیب حوضه می‌باشند. مقایسه رگرسیون گیری توسط پارامترها با بعد و بدون بعد نشان می‌دهد که استفاده از پارامترهای بدون بعد ضریب همبستگی مطلوب‌تری را دارا می‌باشد. با استفاده از آنالیز ابعادی و برنامه ریزی ژنتیک می‌توان فرمول‌هایی جهت پیش‌بینی دبی پیک ارائه کرد که پیچیده‌تر و دقیق‌تر می‌باشد همچنین مقدار ضریب همبستگی آن بیشتر از روش رگرسیون گیری است. کلیدواژه‌ها: سیل، حداکثر دبی، رگرسیون گیری، پارامترهای بدون بعد، تحلیل عاملی، برنامه ریزی ژنتیک
  16. بهینه سازی چندهدفه بهره برداری از سیستم های منابع آب بر اساس همبست آب، غذا، انرژی در شرایط تغییر اقلیم
    آذر داربوئی 1402
    پدیده تغییر اقلیم می¬تواند تاثیرات منفی زیادی را بر سیستم¬های مختلف از جمله منابع آب،   محیط زیست،   صنعت،   بهداشت، کشاورزی و کلیه سیستم-هایی که در کنش با سیستم اقلیم می¬باشند، بگذارد که در این میان سیستم منابع آب از اصلی¬ترین آنها به شمار می¬رود. پدیده تغییر اقلیم در سال¬های اخیر منجر به تغییر قابل توجه در عناصر هواشناسی و در نتیجه وضعیت منابع سطحی و زیرزمینی در نقاط مختلف شده است. از طرفی سه منبع آب، انرژی و غذا سه منبع اساسی برای سلامت انسان، کاهش فقر و توسعه پایدار هستند و از مهم‌ترین منابع در کشاورزی هستند که هم بر تغییرات اقلیم تاثیر می‌گذارند و هم از آن تاثیر می‌پذیرند و هم وابستگی قوی با یکدیگر دارند. هر سه منبع بسیار کمیاب هستند و میلیاردها نفر در جهان به آن دسترسی ندارند و تقاضا برای هر سه منبع در حال رشد است. لذا هر گونه اقدام در راستای پایداری باید تعامل و یکپارچگی این سه منبع را درنظر بگیرد تا بتواند توسعه پایدار را به دنبال داشته باشد. باتوجه به این شرایط، دستیابی به مدیریت پایدار منابع موجود در کشاورزی به صورت موثر و هماهنگ، یک مسئله چالش برانگیز است. بنابراین اگر بتوان بهره وری آب و انرژی برای تامین مواد غذایی را افزایش داد، میزان انتشار گازهای گلخانه¬ای و آلودگی¬های زیست محیطی نیز کاهش می¬یابد و به دنبال آن، می¬توان در جهت توسعه پایدار گام برداشت. به عبارت دیگر، اگر رویکردی در جهت مدیریت یکپارچه سه منبع آب، انرژی و غذا درنظر گرفته شود، هم آلودگی محیط زیست کاهش می¬یابد و هم کشاورزی پایدار و توسعه پایدار اتفاق خواهد افتاد، از طرفی سازگاری پایدار در برابر تغییرات اقلیم را به دنبال خواهد داشت؛ زیرا با وجود تعاملات بین این سه منبع و پایداری، تمرکز بر یک منبع بدون درنظر گرفتن ارتباط با سایر منابع، ممکن است موجب پیامدهای پیش بینی نشده حاد و حتی ناپایداری گردد. هدف از این پژوهش شبیه‌سازی- بهینه سازی بهره‌برداری تلفیقی ازآب‌های سطحی و زیرزمینی دشت   کرمانشاه   درشرایط تغییر اقلیم براساس گزارش ششم هیات بین الدول (IPCC-6) می¬باشد. بدین منظور یک مدل تلفیقی کوپل شده آب سطحی و زیرزمینی تهیه خواهد شد که در آن جهت تهیه مدل آب سطحی از مدل ارزیابی WEA   و جهت تهیه مدل آب زیرزمینی از مدل MODFLOW استفاده می‌گردد. سپس اثر تغییر اقلیم بر مدلسازی آب سطحی و زیرزمینی در مدل تلفیقی بررسی خواهد شد. در نهایت با اتصال الگوریتم چندهدفه گرگ خاکستری (MOGWO) به بدنه مدل کوپل شده بر اساس توابع هدف مبتنی بر همبست آب، غذا و انرژی و پارامترهای اجتماعی و عوامل زیست محیطی راهکارهای بهینه برای مدیریت یکپارچه منابع آب منطقه تحت سناریوهای تغییر اقلیم بررسی خواهد شد و اثرات آن بر وضعیت آب سطحی و زیرزمینی مورد ارزیابی قرار خواهد گرفت .   
  17. ارزیابی داده‌های بارش ماهواره‌ای بر اساس داده‌های منطقه‌ای‌ و پیش‌بینی آن با استفاده از روش‌های یادگیری ماشینی در استان کرمانشاه
    فروزان پای فشرده 1401
    از گذشته تابه امروز نیاز به آب و تامین آن با روش‌های مختلف از مهم‌ترین مسائل جوامع بشریاست که البته بارش‌های جوی در این میان از اهمیت ویژه ایی برخوردار است. در دهه‌هایاخیر داده‌های بارش ماهواره‌ای موردتوجه دانشمندان و مهندسان علم هیدرولوژیقرارگرفته است. با توجه به این‌که داده‌هایی که با استفاده از ایستگاه‌های زمینیبه دست می‌آیند به‌صورت نقطه‌ای بوده و همچنین در سطح وسیع و مناطق صعب‌العبورداده‌های کافی وجود ندارد و با توجه به گرم‌تر شدن زمین و کاهش بارش‌ نیاز به‌پیشبینی‌های بلندمدت بارش‌ برای برنامه‌ریزی و استفاده مناسب از منابع آبی در دسترسانسان برای منطقه موردنظر لازم و ضروری است. در این پژوهش به بررسی دقت داده‌های بارشماهواره‌های CHRIPS, ERA5, PERSIAN_CDR, GPM, GSM, TRMM, TERRA که با استفادهاز محیط ابری گوگل ارث اینجین   بدست آمدهاست با داده‌های 14 ایستگاه سینوپتیک استان کرمانشاه   در سه مقیاس ماهانه، فصلی و سالانه   در دوره 2000 تا 2019پرداخته شد. سپس به‌پیش بینیبارش با استفاده از داده‌های بارش مشاهداتی و ماهواره‌ای   در سه حالت بارش با یک ، دو و سه تاخیر در محیطنرم‌افزار اورنج و با استفاده از مدل‌های ماشین یادگیری درخت تصمیم، ماشین بردارپشتیبان و جنگلی تصادفی و همچنین ریزمقیاس نمایی با روش دلتا با مدل‌های اقلیمی CANESM5و   KIOSTESMگزارش ششم و سناریوی   5_8.5پرداختهشد؛ پس از انتخاب بهترین مدل پیش‌بینی به محاسبه شاخص‌های خشک‌سالی   برای داده‌های مشاهداتی، ماهواره، پیش‌بینی برایاستان کرمانشاه پرداخته شد. نتایج نشان داد برای ایستگاه‌های اسلام‌آباد ، هرسین،گیلان غرب، کرمانشاه، کنگاور، روانسر و سرپل ذهاب ماهواره TERRA   و برای ایستگاه‌های سنقر، سرآرود، سومار وتازه‌آباد ماهواره EAR5و برای قصر شیرین ماهوارهTRMMبهترین برآوردرا دارد. با توجه به داده‌های مشاهداتی و پیش‌بینی   و نقشه‌های درون‌یابی معکوس فاصله، بارش درقسمت‌های شمال و شمال غرب و همچنین جنوب شرق استان یعنی در ایستگاه‌های سرآرود،جوانرود و روانسر بیشتر از سایر نقاط بوده است و در ایستگاه‌های هرسین، قصرشیرین وسومار کمترین مقدار را داشته‌اند. نتایج پیش‌بینی نشان داد که مدل درخت تصمیم   با معیارهای خطای مناسب بهتر از دو مدل دیگراست و همچنین   با توجه به نقشه‌های درون‌یابیپیش‌بینی با یک تاخیر، مناطق کم باران و پرباران در دوره مشاهداتی را   بهتر برآورد کرده است. این مدل در بیشتر ایستگاه‌هابارش را در ماه‌های مهر و آبان حدود 40 درصد کمتر از مشاهداتی برآورد کرده‌است. نتایجشاخص‌های خشکسالی   I، RAI و SPI برای حالت های مختلف محاسبه گردید و نتایجنشان داد سال 2015 به ترتیب خشک‌سالی بسیار شدید، خشک‌سالی شدید و نزدیک نرمالبرآورد کرده‌اند و برای سال‌های 2020 و 2028 و 2035 خشک‌سالی شدید یا متوسط رابرآورد کرده‌اند.  
  18. روش جدید بازسازی، تطویل و پیش‌بینی داده‌های هیدرولوژیکی زیرحوضه گاماسیاب با استفاده از روشهای یادگیری ماشین
    صدیقه دارابی چقابلکی 1401
      برنامه­ریزی مدیریت منابع آب ازجمله کاربردی­ترین و ضروری­ترین اقدامات بشر جهت حفظ و نگه­داری منابع آب شیرین دردسترس است؛ ازآنجایی‌که منابع آب شیرین در دسترس محدود می­باشد یافتن یک رابطه بینمتعادل بین نیاز محیط‌زیست و نیاز انسان گامی مهم در پایداری منابع آب می­باشد. برایبرنامه­ریزی صحیح جهت مدیریت منابع آبی در وهله اول داشتن پارامترهای اقلیمی وهیدرولوژی کافی و قابل‌اطمینان که بر اساس آن‌ها بتوان مناسب­ترین برنامه­ریزی راداشت امری ضروری است.در این تحقیق ابتداداده‌های موجود ایستگاه­های هیدرومتری زیر حوضه گاماسیاب به روش‌های مختلف بررسی وجهت پیش‌بینی، تطویل و بازسازی داده‌ها آماده شده و ابعاد مختلفی از متغیرهایوابسته با درنظرگرفتن ابعاد مکانی و یا ابعاد زمانی پارامترها در دو سناریو مختلفایجاد شده است؛   در هر سناریو به ترتیب 80   و 20 درصد داده­ها برای آموزش و آزمودن مدلاستفاده­شده است؛ همچنین با استفاده از روش‌های کاهش مولفه‌هایاصلی ابعاد مناسب انتخاب و با روش‌های شناخته شده یادگیری ماشین و بهینه‌سازی این روش توسط الگوریتم ژنتیک درمحیط برنامه‌نویسی پایتون مدل­سازی شده است. در نهایت   باتوجه‌به میزان درصد تطبیق و اعتبارسنجی هریکاز این روش‌ها، دقیق‌ترین گزینه و روش پیش‌بینی انتخاب شده است.نتایج پیش­بینی و تطویل داده‌ها درسناریو اول (به روش مکانی) نشان داد در شرایطیکه داده‌ها استانداردسازی شده­اند نتایج مطلوب­تر بوده و همچنین نتایج حاصل از رویکردغیرسری‌زمانی نسبت به سری زمانی در حالت‌های مشابه بهتر بوده است به­طوری­کهبالاترین ضریب به‌دست‌آمده از NSEبرای داده‌های مرحله آموزش 85/0 و برای مرحله آزمودن برابر6/0 است. به‌طورکلی بهتریننتیجه در این سناریو مربوط به رویکرد غیرسری‌زمانی و با انتخاب ویژگی مدل توسط مدلSVR بهینه‌شدهبا الگوریتم ژنتیک است.به‌طورکلی پیش­بینی و تطویل داده­ها تحت‌تاثیرعوامل مختلفی است؛ نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد پیش­پردازش داده­ها، درنظرنگرفتنتوالی زمانی داده‌ها، کاهش ابعاد ورودی مدل و استفاده از الگوریتم بهینه­ساز ژنتیکبه ترتیب بیشترین تاثیر را در به‌دست‌آمدن نتیجه مطلوب   وبا دقت بالا جهت پیش­بینی و تطویل دقیق داده‌هادارند.
  19. پایش تغییرات 20 ساله گستره جنگل¬های زاگرس در استان کرمانشاه با استفاده از سنجش ازدور و الگوریتم یادگیری ماشین
    مینا حمزهء 1401
  20. اثرات تغییر اقلیم مدل های CMIP5 در تعیین سیاست های بهره برداری از مخزن سد با مدلSVR
    بنفشه رحیمی 1400
      امروزه اثرات تغییر اقلیم و گرمایش جهانی به دلیل افزایش گاز‌های گلخانه‌ای در جهان به اثبات رسیده‌است. وقوع این شرایط، فرآیند‌‌های هیدرولوژیکی را که از منابع اصلی تامین کننده آب حوضه است را تحت تاثیر قرار می‌دهد. در این تحقیق مقادیر ماهیانه دما، بارش و دبی سد جامیشان در سال‌های ????-???? به عنوان دوره پایه در نظر گرفته شده‌‌‌است. شبیه سازی منابع و مصارف حوضه آبریز سدجامیشان   با استفاده از مدل   WEAP و روش SVR با الگوهای کشت موجود در منطقه مورد بررسی قرار گرفت. برای ارزیابی تاثیر تغییر اقلیم بر پارامترهای بارش و دما در این منطقه از خروجی‌های سناریو RCP8.5 مدل های HADGEM2_ES ، FLO_ESM، MIROC5 و CNRM_CM5 از سری مدلهای گزارش پنجم   CMIP5 استفاده شد و خروجی این مدل‌ها برای منطقه مورد نظر ریزمقیاس شد. در این پژوهش با استفاده از روش عامل تغییر داده‌های مدل اقلیمی ریزمقیاس شده و پارامترهای ماهانه دما و بارش سد جامیشان برای دوره‌ی ????-????   تولید گردید. به منظور بررسی رواناب منطقه مورد نظر در اثر تغییراقلیم به بررسی و مقایسه‌ی مدل‌های SVM، GEP و IHACRES پرداخته‌شد. نتایج مدل‌ اقلیمی به طور میانگین افزایش دمای ?/? تا ? درجه سلسیوس را نشان می‌دهد. همچنین نتایج بارش شبیه سازی شده نشان می دهد که   میانگین بارش ماهیانه تحت سناریو ?/?   RCP در دوره آتی به جز در مدل HADGEM2_ES با کاهش بین ? تا ? درصدی نسبت به دوره پایه همراه بوده است که بیشترین کاهش مربوط به مدل MIROC5 و کمترین کاهش مربوط به مدل CNRM_CM5 می باشد. به طور کلی بررسی نتایج حاصل از پیش‌بینی دبی در هر سه مدل SVM، GEP و IHACRES حاکی از کاهش رواناب است که بیشترین کاهش رواناب مربوط به SVM در مدل اقلیمی FLO_ESM با ?/?? درصد و کمترین کاهش رواناب مربوط به IHACRES با ? درصد می‌باشد و در این پژوهش مدل‌های IHACRES و GEP نسبت به روش SVR از دقت مطلوب‌تری برخوردار است. شبیه‌ سازی الگو کشت‌های مختلف در WEAP نشان می‌دهد بیش‌ترین تامین برابر با ?/?? درصد در مدل GEP و کمترین تامین برابر با ?? درصد در مدل SVR که به ترتیب مربوط به الگوی کشت یک و الگوی کشت سه می‌باشد. همچنین در شبیه‌سازی تحت سناریوی الگو کشت‌های مختلف در WEAP بیش‌ترین درصد پر بودن مخزن در الگوی کشت سه و برابر با ?/?? درصد و بیش‌ترین درصد خالی بودن مخزن در الگوی کشت یک و برابر با ?/?? درصد که به ترتیب   مربوط به مدل‌های IHACRES و SVR می‌باشد. . همچنین در این پزوهش با استفاده از روش SVR   به پیش‌بینی تامین ماهیانه نیازهای کشاورزی   پرداخته شد. نتایج تامین نیازهای کشاورزی منطقه در همه ی مدل های اقلیمی حاکی از آن است که بیشترین تامین مربوط به مدل   GEP در الگوی کشت شماره سه(بیشترین میزان درآمد) و کمترین تامین مربوط به مدل   SVR   الگوی کشت شماره یک(شرایط موجود) می باشدواژه­های کلیدی:
  21. بهینه¬سازی چندهدفه فازی برای بهره¬برداری از منابع آب براساس فضای پاسخ سه بعدی
    صدف موالی 1400
    میانگین بارش سالیانه کشور ایران کمتر از یک­سوم میانگین بارش سالیانه در جهان است. بنابراین در سال­های پیش­رو با مشکلات جدی و مخاطره­آمیزی در زمینه­ی کمبود منابع آبی روبرو خواهد شد. به همین دلیل است، که بهره­برداری بهینه از این منابع آب محدود، امری حیاتی و مهم به شمار می­رود. یکی از پیچیدگی­هایی که در این زمینه وجود دارد، تضاد اهداف در مسائل بهره­برداری از منابع آب می­باشد. در این تحقیق برای بهره­برداری بهینه از دو سد دز و بالارود از روش کوپل­شده شبیه­ساز_بهینه­ساز با استفاده از اتصال مدل شبیه­ساز WEAP و الگوریتم بهینه­ساز چندهدفه MOICA استفاده شد. همچنین در این تحقیق منابع آب سطحی در رودخانه دز، از مسیر سدتنظیمی دز تا انتهای محدوده مطالعاتی و در نزدیکی محل بندقیر به لحاظ کمی و کیفی بررسی شد. الگوریتم­های فراکاوشی به دلیل توانایی در حل مسئله­های پیچیده و غیرخطی مورد توجه برنامه­ریزان منابع آبی قرار گرفته است. داده­ها و اطلاعات برای دو سناریو در یک دوره 30 ساله (1397-1367) در مدل شبیه­ساز تعریف شد. در سناریوی اول تحت عنوان سناریوی رفرنس بدون انجام فرآیند بهینه­سازی جریان زیست­محیطی در پایین­دست منطقه مطالعاتی و در نزدیکی محل بندقیر با جریان زیست­محیطی به روش مونتانا، برابر قرار داده­شد. در سناریوی دوم تحت عنوان سناریوی بهینه با هدف بهینه­سازی میزان نیاز زیست­محیطی در محل بند قیر مدل شبیه­ساز و بهینه­ساز به یکدیگر متصل شدند. در این تحقیق سه هدف   درنظر گرفته شد، هدف اول حداکثرسازی مجموع درصد تامین نیازها در کل سیستم، هدف دوم حداقل­سازی میزان تخطی از مقادیر مجاز پارامترهای کیفی در مسیررودخانه و هدف سوم حداقل­سازی جریمه ناشی از تخطی از ظرفیت­های مجاز بهره­برداری از مخازن، می­باشد. در مدل MOICA با جمعیت 24 و تعداد1000 تکرار، جواب­های بهینه به دست­آمده در گراف پاراتو رسم شدند. نتایج نهایی برای هرکدام از سناریوها به دست آمدند و باهم مقایسه شدند. نتایج به دست آمده از سناریوی بهینه نشان داد، که میزان تامین نیاز افزایش یافته و پارامترهای کیفی در مسیر رودخانه وضعیت مطلوب­تری را پیدا کرده­اند، همچنین وضعیت تغییرات حجم مخازن نسبت به سناریوی رفرنس بهبود پیدا کرده­است. بنابراین اعمال سناریوی بهینه موجب می­شود که در ماه­های کم­آب و خشک وضعیت مخازن دچار شکست نگردد و خسارات زیادی به سیستم وارد نشود. باتوجه به استانداردهای کیفیت آب رودخانه­ها، بدترین وضعیت آلاینده­ها مربوط به BOD در منطقه­ی کارخانه­جات هفت­تپه و EC در محل بند قیر و نیشکر دهخدا بوده­است. نتایج نهایی نشان می­دهند که مدل کوپل شده شبیه­ساز-بهینه­ساز تنها به دنبال افزایش درصد تامین نیاز در سیستم نبوده­است و به میزان استاندارد پارامترهای کیفی در مسیر رودخانه و وضعیت ذخیره­ای مخزن نیز توجه کرده­است. براساس سناریوی رفرنس و تغییراتی که در حجم مخازن دیده می­شود بارها حجم مخزن در طی دوره 30 ساله شبیه­سازی به تراز حداقل بهره­برداری رسیده­است. این در حالی است، که در طول انجام فرآیند بهینه­سازی هیچ­کدام از مخازن به تراز حداقل بهره­برداری نرسیده­اند. استفاده از مدل کوپل­شده شبیه­ساز- بهینه­ساز و بهره­گیری از مدل WEAP و الگوریتم MOICA می­تواند روشی مناسب برای برنامه­ریزی و مدیریت منابع آب موجود در منطقه مطالعاتی و با در نظر گرفتن تمام نیازهای موجود در منطقه باشد. که در واقع علاوه بر تامین قابل قبول نیازها به بررسی روند کیفیت و آلودگی در رودخانه­ها نیز می­پردازد.
  22. کاربرد تصاویر ماهواره ای در مطالعات بیلان آب زیرزمینی (مطالعه موردی: دشت کرمانشاه)
    کریم شیرمحمدی 1400
    بارش از اجزای اصلی چرخه آب­شناسی و ورودی مورد نیاز بسیاری از مدل­های آب و هوایی و آب­شناسی است. کمبود داده­های قابل اعتماد و کامل از مهم­ترین چالش­ها در واکاوی   بارش و پیش­بینی­های آب­شناسی در مدیریت آب است. طی سالیان اخیر تخمین بارش با استفاده از ماهواره­ها توانسته است به­عنوان یک راهکار نوآورانه مورد توجه قرار گیرد. داده­های ماهواره­ای با فراهم آوردن پوشش مکانی کامل، قادر به تخمین بارش برای کل جهان است. برای تبدیل مقادیر بارندگی مستخرج از تصاویر ماهواره­ای در ماههای مختلف به سری مکانی-زمانی مقادیر بارندگی زمینی، ابتدا دقت تصاویر ماهواره­ای TRMM و GPM نسبت به مقادیر زمینی ثبت شده مورد بررسی قرار گرفت. تصاویر GPM نسبت به TRMM همبستگی بیش­تری با داده­های زمینی داشت. به­منظور شبیه­سازی مکانی- زمانی بارش در کل دشت مدل­های مختلف شبکه عصبی مورد ارزیابی قرار گرفت و در آخر خروجی مدل ORELM دارای بهترین برازش با داده­های مشاهداتی با مجذور ضریب همبستگی برابر با 96/0 بود، همچنین دارای بهترین و نزدیک­ترین پراکندگی نقاط در اطراف خط 45 درجه بود و از این نظر دقیق­ترین مدل محسوب می­شود. برای اطمینان از انتخاب درست مدل برتر از دیاگرام تیلور نیز استفاده شد، نتایج نشان داد نزدیک­ترین نقطه به نقطه مرجع مربوط به روش ORELM می­باشد، لذا برای تبدیل بارندگی حاصل از تصاویر ماهواره­ای به بارش زمینی از این مدل استفاده شد. در تحقیق حاضر سعی بر آن شده است که با دست یافتن به اطلاعات حاصل از تصاویر ماهواره­ای در منطقه مطالعاتی بتوان اطلاعات جدیدی از نوسانات منابع آب زیرزمینی منطقه و منابع محرک در تغذیه و تخلیه منابع آب زیرزمینی دشت میان­دربند به­دست آورد. هم­چنین به پیش­بینی تراز آب زیرزمینی دشت با استفاده از تصاویر ماهواره­ای بارش و مدل کوپل شده WEAP-MODFLOW با هدف مدیریت صحیح منابع آب پرداخته شده است. در این تحقیق برای اولین بار تصاویر ماهواره­ای در یک مدل تلفیقی-دینامیک استفاده شده است. در مدل کوپل شده WEAP-MODFLOW مقدار بارندگی روی دشت و تغذیه ناشی از بارندگی و آب آبیاری در سطح کل دشت با استفاده از شبیه­سازی ناحیه غیراشباع خاک(مدل رطوبت خاک) و براساس ترکیب مدل شبکه عصبی مصنوعی ORELM و تصاویر ماهواره­ای در هر یک از مناطق همگن(60 ناحیه مختلف) در طول دوره شبیه­سازی(اکتبر 2000 تا سپتامبر 2020) محاسبه شد. نقشه تراز آب زیرزمینی برای تمام ماه­های دوره شبیه­سازی مورد محاسبه قرار گرفت و براساس آن­ها تغییرات در ماه­های خشک و تر و حتی تحت تاثیر وقایع حدی و بارش­های سنگین مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد میزان متوسط افت تراز آب زیرزمینی با در نظر گرفتن کل سطح آبخوان کرمانشاه در پایان دوره بهره­برداری 20 ساله(اکتبر 2000تا سپتامبر 2020) حدود 3 متر است.
  23. بهره برداری تلفیقی ازمنابع آب سطحی و زیرزمینی درشرایط تغییر اقلیم (مطالعه موردی: دشت کرمانشاه)
    کامران عزیزی 1399
    چکیده بهره‌برداری و مدیریت مجزای منابع آب‌زیرزمینی و آب‌سطحی می‌تواند آسیب جدی بر هرکدام از منابع وارد کرده و باعث بروز مشکلاتی همچون کاهش تراز سطح ایستابی، افزایش هزینه‌های برداشت، آسیب به محیط زیست و...گردد. این مشکلات با اثرات تغییر اقلیم بر منابع آبی می‌تواند باعث تشدید آسیب‌ها ‌گردد. به‌همین دلیل دراین پژوهش ابتدا تغییرات اقلیمی براساس برونداد سری مدل‌های CMIP5 در محدوده دشت کرمانشاه استخراج و سپس برهم‌کنش آب‌های ‌زیرزمینی و سطحی از طریق اتصال دینامیکی منابع سطحی و زیرزمینی وکوپل شدن با پارامترهای اقلیم شبیه‌سازی گردید. دراین روش داده‌ها و نتایج در هرگام زمانی ماهیانه بین دو مدل MODFLOW و WEAP و برونداد سری مدل‌های CMIP5 در گردش قرار می‌گیرد بطوریکه در دوره پایه مقادیر برداشت، رواناب، تراز رودخانه‌ از مدل WEAP وارد مدل MODFLOW شده تا تراز و حجم ذخیره آبخوان و غیره محاسبه شده و به مدل WEAP برگردد. در این رفت و برگشت بین دو مدل، خروجی مدل‌های تغییراقلیم (AR5) اضافه می‌گردد تا مدل کوپل‌شده، منابع آب‌سطحی و زیرزمینی را در شرایط تغییر اقلیم شبیه‌سازی و پیش‌بینی نماید. دوره پایه از اکتبر 1991 تا سپتامبر 2018 انتخاب گردید سپس سه دوره اول (2045-2018) دوم (2072-2045) و سوم (2099-2072) تحت چهار سناریو انتشار RCP2.6, RCP4.5, RCP6.0, RCP8.5 شبیه‌سازی گردید. نتایج در دوره پایه نشان می‌دهد میانگین تراز آب‌زیرزمینی در پایان دوره 4.3 متر کاهش داشته و بیلان نهایی دشت منفی 9.37 میلیون مترمکعب درسال می‌باشد. تغییرات بارش در سناریو RCP2.6 به ترتیب در دوره اول، دوم و سوم بیشترین افزایش بارش در ماه‌های مارس، دسامبر و مارس به میزان 7.79 و 1.81 و 4.87 میلی‌متر و بیشترین کاهش در فوریه، آوریل و می به میزان 4.42 و 8.74 و 13.37 میلی‌متر خواهدبود. نتایج شبیه‌سازی مدل کوپل شده با این سناریو نشان می‌دهد آبخوان کرمانشاه در دوره اول افزایش تراز 19 سانتی‌متر و بیلان مثبت 56 هزار مترمکعب درسال، و در دوره‌های دوم و سوم به ترتیب کاهش تراز 0.81 و 1.9 متر و بیلان منفی 3.6 و 5.8 میلیون مترمکعب درسال را تجربه خواهدنمود. در RCP4.5 بیشترین افزایش بارش در دوره اول و ماه مارس به میزان 5.1 میلی‌متر و بیشترین کاهش در دوره‌‌های اول، دوم و سوم در ماه می، آوریل و می به میزان 6.3 و 12.1 و 16.9 میلی‌متر خواهدبود و در نتایج شبیه‌سازی کاهش تراز به ترتیب 0.45 و 2.82 و 2.62 متر و بیلان منفی 1.73 و 9.12 و 9 میلیون مترمکعب درسال پیش‌بینی می‌گردد. در RCP6.0 بیشترین افزایش بارش در دوره اول و ماه مارس به میزان 6.39 و بیشترین کاهش در دوره‌های اول، دوم و سوم در ماه می، آوریل و می به میزان 9.89 و 12.25 و 16.07 میلی‌متر خواهدبود. و در نتایج شبیه‌سازی کاهش تراز به ترتیب 1.02 و 3.27 و 2.79 متر و بیلان منفی 3.2 و 10.4 و 9.7 میلیون مترمکعب درسال پیش‌بینی می‌گردد. در RCP8.5 بیشترین افزایش بارش در دوره اول و ماه مارس به میزان 3.31 و بیشترین کاهش در دوره‌های اول، دوم و سوم در ماه فوریه، فوریه و می به میزان 6.37 و 14.28 و 18.9 میلی‌متر خواهدبود. و در نتایج شبیه‌سازی کاهش تراز به ترتیب 1.12 و 4.41 و 3.35 متر و بیلان منفی 3.37 و 13.4 و 11.73 میلیون مترمکعب درسال پیش‌بینی می‌گردد. کلیدواژه: تغییراقلیم ، گزارش پنجم (IPCC5)، بهره‌برداری تلفیقی ، برهم‌کنش آبهای سطحی و زیرزمینی، MODFLOW، WEAP، بیلان   
  24. شبیه سازی و بهینه سازی تخصیص آب از سد قشلاق در حالت قطعی و مقایسه آن با رویکرد برنامه ریزی خطی با قیود احتمالاتی
    ثنا عبائی 1398
    امروزه منابع آب ازگنجینه‌های عظیم بشر به شمار می آیند که بهره‌برداری صحیح از آن ها با توجه به نیازهای مختلف، کمبودها و محدودیتهای موجود در استفاده از این منابع، نیازمند قوانین و مدیریت بهینه بهره‌برداری می باشد. سد ها به منظور اهداف گوناگون مورد بهره‌برداری قرار می گیرند، بهره‌برداری بهینه از مخزن سد‌ها یکی از مسائل مهم در حوزه مدیریت منابع آب است. این تحقیق با هدف بهره‌برداری بهینه از سد به منظور تامین حداکثری نیازهای پایاب سد، در حالت قطعی و هچنین احتمالاتی مورد بررسی قرار گرفته است. محدوده مطالعاتی سد قشلاق بر روی رودخانه مریم نگار استان در 15 کیلومتری شمال غربی شهرستان صحنه واقع شده است. هدف از احداث سد مخزنی قشلاق تامین نیاز شرب شهر صحنه، تامین نیاز زیست محیطی و تامین نیاز کشاورزی دشت چمچمال و احداث شبکه آبیاری در دشت صحنه می باشد، شبیه­سازی و برنامه­ریزی منابع آب منطقه با استفاده از مدل شبیه­ساز WEAP انجام گردید. باتوجه به غیر قطعی بودن پدیده بارش و تاثیر مستقیم آن بر جریان ورودی، در نظر گرفتن جریان به صورت احتمالاتی به واقعیت نزدیک­تر می­باشد، بدین منظور با احتمالاتی نمودن جریان ورودی و بررسی اثر تابع توزیع تجمعی جریان احتمالاتی(CDF) بر تامین نیازها، شرایط احتمالاتی سیستم بررسی گردید. رویکرد احتمالاتی استفاده شده بر مبنای بهینه­سازی صریح با روش برنامه­ریزی خطی تحت قیود احتمالاتی در محیط نرم­افزار   lingo کد نویسی گردید. در این روش جریان ورودی به مخزن با 2 رویکرد متفاوت، محاسبه CDF جریان با استفاده از توزیع تجربی ویبول و بهترین توزیع برازش مورد مقایسه قرار گرفت. نتایج شبیه­سازی و بهینه­سازی با رویکرد قطعی نشان می­دهد که تامین در بخش کشاورزی 92 درصد ، شرب 94 درصد و نیاز زیست­محیطی 93 درصد می­باشد. با توجه به کاهش جریان ورودی به مخزن در رویکرد احتمالاتی نسبت به حالت قطعی، ابتدا حجم مخزن بهینه   با توجه به جریان ورودی و نیازها ی قطعی محاسبه گردید در این حالت حجم بهینه برابر 27.6 میلیون متر مکعب برآورد   گردید که نسبت به حجم طراحی مخزن (47.6) نشان از تخمین بالا در طراحی مخزن سد قشلاق دارد. همچنین در این شرایط کلیه ی نیازها به طور کامل تامین می-شوند. واژه­های کلیدی: تخصیص آب، WEAP ، LINGO، قیود احتمالاتی، شبیه سازی، بهینه سازی، برنامه ریزی­خطی
  25. بررسی پایداری حوضه گاماسیاب با استفاده از شاخص های پایداری با رویکرد تصمیم گیری چند معیاره
    ندا جعفری 1398
  26. شبیه سازی و بهینه سازی بهره برداری از سد هرسین تحت سناریوهای اقلیمی RCP
    فاطمه سلیمی مستعلی 1398
       باتوجه به افزایش جمعیت، کمبود و محدودیت شدید منابع آب در کشور و پدیده تغییر اقلیم یکی از گام‌های اساسی در زمینه‌ی مدیریت و برنامه‌ریزی منابع آب بهینه‌سازی مخازن و تغییر الگوی‌کشت می‌باشد. در تحقیق حاضر با استفاده از دبی (40 ساله)رودخانه کمیش در مدل WEAP به شبیه‌سازی مخزن سد هرسین که در فاز مطالعاتی قرار دارد پرداخته‌شد . ابتدا با درنظر گرفتن الگوهای کشت مختلف مقدار اطمینان‌پذیری نیازهای شرب، صنعت، کشاورزی و زیست‌محیطی محاسبه‌شد و الگوی‌کشت مناسب که پایداری بیشتر سیستم را به همراه دارد انتخاب شد. سپس در مدل LINGO بهینه‌سازی با هدف حداقل کردن کمبود نیازهای پایین‌دست سد صورت گرفت. براساس نتایج شبیه‌سازی، میانگین سالانه‌ی درصد تامین نیازهای زیست‌محیطی، اراضی قطره‌ای باغی، بارانی زراعی و آبخور از فاضلاب به ترتیب 98/98، 51/87، 79/89 و 63/95 برآورد شد، این مقادیر در مدل بهینه‌ساز برابر با 100، 99/99، 21/99 و 12/99 بود که درصد کمبودها به کمتر از 1 % رسید. میانگین حجم سرریز در مدل‌های شبیه‌سازی و بهینه‌سازی 13/7 و 09/4 میلیون مترمکعب در سال محاسبه شد، که نشان داد حالت بهینه نسبت به شبیه‌سازی کمترین هدررفت آب را داشته‌است. درنهایت با اعمال سناریوهای RCP اقلیمی نتایج حاکی از کاهش دبی ورودی مخزن سد هرسین بود و خروجی دو مدل اقلیمی HADGEM2-ao و   FGOALS-G2 افزایش حداکثر 5 و حداقل 3 درجه سانتی­گرادی دما را در دوره­های آتی را به دنبال داشت. براساس سناریو RCP8.5 مقدار رواناب پیش­بینی شده در دوره­های آتی   2059-2020 و 2099-2060 کمتر از رواناب پیش­بینی شده تحت سناریوهای RCP2.6 می­باشد که این موضوع با تعریف این سناریوها مطابقت دارد. اعمال رواناب خروجی توسط مدل بارش – رواناب تحت سناریوهای RCP2.6 و RCP8.5 در مدل WEAP موجب شد شاخص اطمینان­پذیری نیازهای پایین دست سد به زیر 80 درصد نزول پیدا کند. بیشترین مقدار شاخص اطمینان پذیری با اعمال سناریوهای اقلیمی توسط مدل HADGEM2-ao تحت سناریو RCP2.6 مربوط به نیاز صنعت می­باشد که در حالت شبیه­سازی برابر با 08/77 درصد می­باشد، درحالیکه این شاخص در مدل بهینه به 42/88 درصد افزایش یافت.کمترین مقدار شاخص اطمینان­پذیری نیز در مدل WEAP ،19/32 درصد برآورد شد که این مقدار در مدل LINGO به 71/52 درصد رسید. بنابراین با برنامه‌ریزی و مدیریت درست می‌توان تا حد قابل توجهی مقدار کمبودها را بخصوص در زمینه کشاوری کاهش داد.
  27. ارزیابی تغییرات پارامترهای کمی و کیفی رودخانه در اثر تغییراقلیم با سناریوهای واداشت تابشی
    سیران مارابی 1397
    آب یک منبع آسیب­پذیر، محدود و حیاتی است. افزایش روز افزون جمعیت جهانی و کاهش منابع آبی، از مهم­ترین چالش­های پیش­روی بشر امروز است. از آنجا که منابع آب مستقیماً می­تواند رشد و توسعه اجتماعی و اقتصادی را تحت تاثیر قرار دهد، به عنوان زیر بنای فعالی­تهای عمرانی محسوب می­گردد. یکی از مهم­ترین مسائل قرن حاضر، مسئله گرمایش جهانی است، که به دلیل اثر گلخانه­ای تشدید شده و انتظار میرود که موجب تغییراتی در متغیرهای اقلیمی گردد. در گذشته تصمیمات مدیریتی در شرایطی گرفته می­شد که اقلیم آینده روند گذشته را داشته باشد. ولی در حال حاضر رنج وسیعی از تغییرات در اقلیم آینده، به واسطه فعالیت­های انسانی مانند پخش گازهای گلخانه­ای، توسط سوخت فسیلی و غیرانسانی مانند فعالیت آتشفشان ها در شرف وقوع هستند. در این رابطه شناخت محدودیت­های موجود در زمینه برنامه­ریزی مدیریت منابع آب و شناخت صحیح رفتار پدیده­هایی که بر وضعیت منابع آب موثر هستند و اعمال سیاست­های متناسب و سازگار با شرایط اقلیمی از اهم موارد است. هدف از این پژوهش بررسی تاثیر تغییر اقلیم بر کمیت و کیفیت حوضه آبریز رودخانه خرم­رود در شهرستان کنگاور تحت سناریوهای RCP می باشد. به این منظور، در ابتدا خروجی 4 مدل اقلیمی تحت سناریو های RCP4.5، RCP6و RCP8.5 برای دوره پایه 2015 تا 1983 استخراخ گردید. به منظور کاهش عدم قطعیت در مدل های اقلیمی، از روش MOTP استفاده شد. سپس نتایج مدل های اقلیمی با دوره پایه مور مقایسه قرار گرفت نتایج حاکی از عملکرد مناسب مدل ها والبته مدل ترکیب وزنی می باشد. اکثر مدل های اقلیمی یک روند کاهشی را برای پارامتر بارش پیش بینی کرده اند. برندگی دراز مدت تحت سناریو RCP8.5 نسبت به RCP 4.5و RCP6 کاهش بیشتری را گزارش می کند. نتایج تغیر اقلیم پارامتر دما نیز افزایش آن را نشان می دهد. تغییرات دما در دوره 2053 بیشتر از دوره 2020 بوده است. به طوری که، در دوره 2020 تحت سناریو RCP4.5، RCP6و RCP 8.5 به ترتیب 1، 1.5 و2 درجه سانتی گراد و در دوره 2053 2، 3 و 4 درجه سانتی گراد افزایش پیش بینی شده است. به منظور بررسی   وضعیت رواناب حوضه آبریز در ابتدا دو مدل شبکه عصبی مصنوعی و مدل بارش- رواناب ایهکرس برای دوره پایه مورد مقایسه قرار گرفتند. نتایج حاکی از برتری مدل بارش – رواناب ایهکرس در شبیه سازی رواناب حوضه رودخانه خرم­رود می باشد. سپس به منظور بررسی وضعیت رواناب آینده حوضه از خروجی های مدل های اقلیمی استفاده شد. سپس به منظور بررسی وضعیت کیفی حوضه آبریز رودخانه خرم رود از مدل شبکه عصبی مصنوعی استفاده گردید و پارامترهای کیفی   کل جامدات محلول(TDS) و   نسبت جذبی سدیم(SAR) برای دوره 20 ساله پایه کالیبره گردید و در پایان از خروجی مدل های اقلیمی و بارش – رواناب ایهکرس به منظور پیش بینی وضعیت کیفی پارامترهای کیفی رودخانه در آینده استفاده شد.
  28. پیش¬بینی سری¬های¬زمانی با استفاده از مدلANFIS در اقلیم¬های مختلف
    حسنا پروینی 1397
    امروزه با افزایش جمعیت و گسترش فعالیت‌های صنعتی و در نتیجه آن استفاده بی­رویه از منابع آبی مدیریت جامع و پایدار این منابع بسیار حائز اهمیت است. مدل‌سازی و پیش‌بینی سری‌های‌زمانی به برنامه‌ریزان در این امر کمک می‌کند. مدل‌های هوش‌محاسبات ترکیبی از جمله مدل استنتاج فازی‌عصبی- تطبیقی نمونه‌­ای از این مدل‌ها است. هدف از این پژوهش پیش­بینی سری­های­زمانیپارامتر دما، بارش،عمق آب­زیرزمینی و آبدهی رودخانه با استفاده از مدلANFIS در اقلیم­های مختلف است. برای این منظور 14 سری‌زمانی با پارامترهای مختلف در 7 اقلیم متفاوت جهت پیش­بینی با مولدهای Genfis1,2,3در مدلANFISدر نظر گرفته شده است. در هر مدل‌سازی سری‌زمانی جهت انتخاب تاخیرهای‌زمانی از نمودارهمبستگی‌نگار آن استفاده شده است. در نتایج هرکدام از سری‌های‌زمانی در هر اقلیم، پارامتر، و حالت‌های مختلف هر سه مولد Genfis بیشترین دقت پیش‌بینی در حالت انتخاب تاخیرهای ‌زمانی از بین حداکثر ناپایداری‌های نمودار همبستگی‌نگار Max)?(و کمترین دقت پیش‌بینی در حالت انتخاب آن‌ها از بین پایداری نمودار همبستگی‌نگار رخ می‌دهد. نتایج مدل‌سازی نشان می‌دهد در بین تمامی سری‌های‌زمانی، در سری‌زمانی دما که یک پارامتر مستقل است، نمودار همبستگی‌نگار آن به‌صورت متناوب‌سینوسی با Max=0.9?است، در صورت انتخاب تاخیرهای‌زمانی از ناپایداری نمودار همبستگی‌نگار دارای R Max>0.95 است. این درحالی است که با اعمال پیش‌پردازش و تبدیل نمودار آن به حالت نزولی به R Max=0.75کاهش می‌یابد. در همین سری‌زمانی در صورت انتخاب تاخیرهای‌زمانی از حالت پایداری نمودار همبستگی‌نگار نتایج پیش‌بینی بسیار ضعیف و دارای0 R Max=0.2می‌باشد. در پارامتر بارش با وجود تناوب‌سینوسی در نمودار ‌همبستگی‌نگار آن نتایج نشان از دقت پایین پیش‌بینی در این پارامتر داشت به‌طوری‌که با وجود انتخاب تاخیر‌زمانی از حالت ناپایداری این نمودار در سری‌زمانی با Max=0.6?بیشترین R Max=0.62 در سری‌زمانی با Max=0.4? وR Max=0.53 و در سری‌زمانی با Max=0.2? بیشترین R Max=0.75 است. در سری‌زمانی تراز و عمق‌آب‌زیرزمینی با Max=0.79? نیز بیشترین دقت پیش‌بینی در حالت انتخاب تاخیرهای‌زمانی بر اساس حداکثر ناپایداری‌ها با R Max=0.79 اتفاق میفتد. و در سری‌زمانی پارامتر آبدهی رودخانه Max=0.39? در حالت انتخاب تاخیرهای‌زمانی براساس حداکثر ناپایداری‌ها با   R Max=0.15اتفاق میفتد. و در همین پارامتر سری‌زمانی با اقلیم دیگر با مقدار حداکثر Max=0.62?‌ در حالت انتخاب تاخیرهای‌زمانی براساس حداکثر ناپایداری‌ها با R Max=0.75 اتفاق میفتد. بر اساس نتایج به دست آمده مقادیرضریب‌همبستگی بر اساس مقدار حداکثر ناپایداری و شکل نمودار ‌همبستگی‌نگار تغییر می‌کند، به طور‌ی‌که بیشترین دقت در سری‌زمانی با نمودار همبستگی‌نگار به شکل متناوب‌سینوسی با حداکثر مقدار ناپایداری نزدیک به یک در سری‌زمانی دما که پارامتری مستقل است رخ می‌دهد و کمترین دقت پیش‌بینی متعلق به سری‌زمانی با نمودار‌همبستگی‌نگار به‌صورت پایدار که در برخی از پارامترهای غیرمستقل رخ می‌دهد، است.
  29. شناسایی قارچ‌های آگاریک در منطقه قلاجه استان کرمانشاه
    الهام صیدمحمدی 1396
  30. تاثیر رویکردهای برنامه ریزی پویا در بهره برداری بهینه از مخزن
    هیوا کوهی 1396
      با توجه به محدودیت­های منابع آب و وقوع خشکسالی­های متناوب در کشور، استفاده از سیاست­های کارآمد در بهره­برداری از مخازن سدها اهمیت زیادی یافته است. مدیریت مخازن سدها یکی از روش­های غیرسازه­ای مقابله با محدودیت منابع آب، افزایش نیازهای آبی و درنتیجه وقوع خشکسالی است. بهره­برداری بهینه سیستم­های منابع آب با استفاده از تکنیک­های بهینه­سازی، از جمله راهکارهای است که می­تواند اثرات ناشی از کمبود منابع آب را تا حدی کاهش دهد. در این پژوهش، بهره­برداری بهینه از سد جامیشان با هدف تخصیص بهینه آب از مخزن سد، جهت تامین نیاز آبی اراضی کشاورزی دشت دینور و چمچمال با استفاده از روش برنامه­ریزی پویای تصادفی و پویای قطعی مدلسازی شده است. رعایت اولویت­های تخصیص آب، بین اهداف رهاسازی آب برای کشاورزی و بالا نگه­داشتن حجم مخزن به منظور تامین نیازها در شرایط خشکسالی مد­نظر بوده است. در این تحقیق از دوره آماری هیدرولوژیکی 41 ساله (سال­های آبی 51 - 1350 لغایت 91 – 1390) استفاده شده است. جهت گسسته­سازی­های مختلف حجم مخزن، چهار کلاس (3، 5، 7 و 10) و سه کلاسه جریان ورودی به مخزن (3، 5، و 7)، مدل برنامه­ریزی پویای تصادفی اجرا شد و بهترین کلاسه حجم مخزن و جریان ورودی به صورت 7=k و 3=i تعیین گردید. برای این مقادیر برنامه­ریزی پویای تصادفی به صورت فصلی و ماهانه با توابع هدف مختلف اجرا شد. نتایج تخصیص و منحنی فرمان سد برای هر دوره ارائه گردید. مدل برنامه­ریزی پویای قطعی نیز با در نظر گرفتن 7 کلاس برای حجم مخزن و میانگین جریان هر دوره به عنوان دبی ورودی به مخزن،با توابع هدف مختلف به صورت فصلی و ماهانه اجرا شد و نتایج تخصیص و منحنی فرمان سد ارائه شد و نتایج حاصل از دو مدل پویای قطعی و پویای تصادفی مقایسه گردید. نتایج موید آن است که مدل پویای تصادفی نسبت به مدل پویای قطعی میزان خسارات وارده به سیستم را کمتر برآورد نموده و عملکرد بهتری در منحنی فرمان مخزن و خروجی را از خود نشان می­دهد.
  31. مدیریت سامانه منابع و مصارف حوضه آبریز با تئوری حل اختلاف نش در سناریوهای اقلیمی
    زهره پورخیراله 1396
  32. اصلاح پروتکل اوسینک با استفاده از eCG و hCG برای همزمان سازی تخمک گذاری در گاو شیری
    الهام الفتی 1395
    هدف از این مطالعه ارزیابی اثر بکارگیری گنادوتروپین سرم مادیان آبستن (eCG )   و گنادوتروپین کوریون انسان hCG)) برای بهبود پروتکل اوسینک در گاو شیری بود . 48 راس گاو شیری با امتیاز بدنی BCS)) بین 2.75 و 3.5 در یک طرح کاملا تصادفی به 6 گروه تقسیم شدند: گروه   GPG   (تعداد =   8 راس،   تزریق GnRH   اول، 7 روز   بعد   تزریق   GF2?،   2 روز بعد تزریق GnRH   دوم،   سپس 20-16 ساعت بعد تلقیح در زمان ثابت);   گروه EPG   (تعداد = 8 راس، تزریق eCG، 7روز بعد تزریق   PGF2?،   2 روز بعد تزریق GnRH ،   سپس 20-16 ساعت بعد تلقیح در زمان ثابت)   گروه GPH   (تعداد = 8 راس، تزریق GnRH ، 7روز بعد تزریق PGF2?، 2 روز بعد تزریق hCG، سپس 20-16 ساعت بعد تلقیح در زمان ثابت);   گروه EPH   (تعداد=8 راس، تزریق eCG، 7 روز بعد تزریق PGF2?، 2 روز بعد تزریقhCG   ، سپس 20- 16ساعت بعد تلقیح در زمان ثابت); گروه GPEG (تعداد = 8 راس، تزریق GnRH   اول، 7 روز بعد تزریق PGF2? به همراه eCG، 2 روز بعد تزریق GnRH ، سپس 20-16 ساعت بعد تلقیح در زمان ثابت);   گروه GPEH   (تعداد = 8 راس، تزریق GnRH، 7 روز بعد تزریق PGF2? به همراه eCG،   2 روز بعد تزریق hCG،   سپس 20-16 ساعت بعد تلقیح در زمان ثابت).   نمونه گیری خون از گاوهای مورد آزمایش در روز 13 پس از تلقیح جهت تجزیه و تحلیل غلظت پروژسترون سرم صورت گرفت.   تشخیص آبستنی 50 روز پس از تلقیح   با معاینه توشه رکتال صورت گرفت.   مطالعه ما نشان داد که شکم زایش اثر معنی داری بر نرخ آبستنی دارد (   0.1 >   ) . بطوریکه نرخ آبستنی پایین تر در گاوهای شکم زایش بالاتر مشاهده شد.   نرخ آبستنی در روز 50 پس از تلقیح بین گروه های EPH, GPG, EPG, GPH, GPEG   و GPEH   تفاوتی نداشت.   (   0.05 < P   ).   اگر چه نرخ آبستنی در گاوهای دریافت کننده پروتکل های EPG, EPH   و GPEG   (37%:8/3)   بالاتر از گاوهای   دریافت کننده پروتکل های GPG, GPH   و GPEH (12%:8/1)   بود . در خصوص غلظت پروژسترون سرم 13 روز پس از تلقیح در گاوهای آبستن تفاوتی بین گروه ها وجود نداشت   (0.05   lt;P   ). اگرچه غلظت پروژسترون سرم برای گاوهای آبستن در گروه های EPG و EPH   بیشتر از گروه های GPG, GPH, GPEG   و GPEH   بود.   غلظت پروژسترون سرم 13 روز پس از تلقیح در گاوهای غیر آبستن در بین گروه های GPG, EPG, GPH, EPH, GPEG   و GPEH تفاوت داشت (0.05   >      ) . بدین صورت که غلظت پروژسترون سرم برای گاوهای غیر آبستن در گروه های EPG و EPH   بالاتر از گروه های GPG, GPH, GPEG   و GPEH   بود (0.05   >   ) . نتایج ما نشان داد که استفاده از   eCG   به منظور القای تخمک گذاری در یک پروتکل تلقیح مصنوعی ( اوسینک ) ممکن است سبب افزایش سطوح پروژسترون سرم و بهبود آبستنی در گاو شیری گردد.   
  33. بهینه‌سازی انرژی برقابی مخزن سد با رویکرد برنامه ریزی خطی با قیود احتمالاتی
    مریم گودرزی 1395
    سدها به منظور دستیابی به اهداف گوناگونی از جمله تامین نیازهای آبی، تولید انرژی برقابی و کنترل کاهش خسارت‌های سیلاب طراحی شده و مورد بهره برداری قرار می‌گیرند، بهره برداری بهینه از مخازن سدها یکی از مسائل مهم در حوزه مدیریت منابع آب است، لذا در این تحقیق بهره برداری بهینه از سدها به منظور تولید انرژی برقابی و حداکثر تامین نیاز کشاورزی در پایاب سد مورد ارزیابی قرارگرفته است. با توجه به اینکه بارش یک پدیده غیر قطعی می‌باشد و اثر گذاری مستقیمی بر روی جریان ورودی به مخزن دارد به کمک رویکرد بهینه‌سازی تصادفی صریح و روش برنامه‌ریزی خطی با قیود احتمالاتی به مدل‌سازی انرژی برقابی مخزن پرداخته شده است. سد مارون بر روی رودخانه مارون واقع در جنوب شرقی استان خوزستان احداث شده و هدف از احداث این سد کنترل سیلاب‌های مخرب، تامین آب مورد نیاز اراضی کشاورزی پایین دست (دشت‌های بهبهان ، جایزان، خلف آباد، شادگان) و تولید انرژی برق به میزان 150 مگاوات می‌باشد. جهت بهینه‌سازی توان تولیدی خروجی سد، از آمار بلند مدت جریان ورودی به سد به صورت ماهانه بر مبنای دوره آماری 52 ساله (1332 لغایت 1383) استفاده شده است، برای منظور ابتدا با استفاده از توزیع تجربی ویبول تابع توزیع تجمعی جریان ورودی به مخزن برای ماه‌های مختلف محاسبه گردید. سپس برای یک سطح احتمال مشخص تامین نیاز کشاورزی و ظرفیت نصب150 مگاوات، میزان انرژی برقابی خروجی از سد به کمک مدل Lingo بهینه‌سازی شد. در ادامه به کمک نرم افزارEasy fit توزیع‌های مختلف آماری بر روی داده‌های جریان ورودی به مخزن برای هر ماه برازش داده شد و بهترین توزیع برای هر ماه مشخص گردید. نتایج نشان می‌دهد در حالتی که جریان ورودی به مخزن سد   از توزیع تجربی ویبول تبعیت کند، حداکثر تامین نیاز کشاورزی 86 درصد خواهد بود و انرژی سالانه کل خروجی از سد معادل86/114 گیگاوات ساعت است. این در حالی است که در استفاده از بهترین توزیع آماری جریان ورودی به سد استفاده شود، حداکثر تامین نیاز کشاورزی به 88 درصد خواهد رسید، همچنین انرژی سالانه کل خروجی از سد معادل55/111گیگاوات ساعت براورد شده است.در نتیجه در می‌توان گفت که تعیین بهترین توزیع‌های آماری جریان ورودی به مخزن تاثیر ناچیزی بر روی نتایج بهینه سازی دارد، بطوریکه در این تحقیق کمتر از 2 درصد در تامین نیاز کشاورزی و تولید انرژی برقابی تاثیر داشته است. بنابراین با برازش دادن توزیع احتمالی تجربی ویبول بر روی داده‌های جریان ورودی به سد نیازی به انتخاب بهترین مدل آماری نیست و توزیع تجربی ویبول کفایت می‌کند.
  34. شناسایی حشرات مرتبط با مهمترین گونه های علف هرز در دانشکده ی کشاورزی دانشگاه رازی کرمانشاه
    الناز مولائی 1395
    علف­های­هرز، گیاهان بومی یا مهاجمی هستند که اثرات نامطلوبی بر اکوسیستم­های آبی، کشاورزی و جنگل دارند. در این پژوهش، علف­های هرز پردیس کشاورزی و منابع طبیعی شامل پیچک­صحرایی، Convolvulus arvensis L.؛ شیرین بیان،Glycyrrhiza glabra L. ؛ تاج­خروس، Amaranthus deflexus L.؛ سلمه­تره، Chenopodium album L.؛ داتوره، Datura stramonium L.؛ خردل وحشی، Sinapis arvensis L.؛ توق، Xanthium strumarium L.؛ یولاف، Avena fatua L.؛ قیاق Sorghum   halepense L. و شلمی All. (Rapistrum rugosum (L. مورد بررسی قرار گرفت. هدف از این پژوهش جمع­آوری و شناسایی حشرات مرتبط با   علف­های هرز فوق­الذکر و معرفی گونه­های موثر حشرات برای کنترل زیستی علف­های هرز هدف بود. به این منظور، که نمونه­برداری حشرات از علف­های هرز به روش تکاندن، جمع­آوری با آسپیراتور، تور زدن و برداشت کل علف هرز و انتقال آن به آزمایشگاه انجام شد. حشرات جمع­آوری شده در داخل لوله­های اپن­دورف در الکل 96 درصد نگه­داری شد و از حشرات ریز اسلاید میکروسکوپی تهیه گردید و برای شناسایی به نزد متخصصین مربوطه ارسال گردید. براساس نتیجه­ی حاصل، 17 جنس و گونه از سوسک­های خانواده­های Chrysomelidae، (Radymna persica (Faldermann, 1837)، Chaetocnema sp.،   Altica sp.، Spermophagus sp. و Burchidius sp.)، Curculionidae، (Alcidodes karelini (Boheman, 1844)، Lixus sp.، Ceutorhynchus sp. و Microlarius sp.) و Coccinelidae، (Scymnus frontalis (Fabricius, 1787))، سن­های خانواده­یTingidae ، (Galeatus scrophicus (Saunders, 1876))؛ Anthocoridae، (Orius niger (Wolff, 1811))؛ تریپس­های خانواده­ی Aeolothripidae، (Aeolothrips mongolicus (  elikan, 1985))؛ Thripidae، (Chirothrips kurdistanus (zur Strassen, 1967)، Chirothrips manicatus (Haliday, 1836) و   Chirothrips africanus (Priesner, 1932)) و Phlaeothripidae، (Haplothrips ganglbaueri (Schmutz, 1913)) شناسایی گردید. هم­چنین بذور پیچک­صحرایی و شیرین­بیان در داخل ظروف مناسب در آزمایشگاه نگه­داری شده و حشرات بذرخوار و زنبورهای پارازیتویید جمع­آوری گردید. از داخل بذور پیچک­صحرایی و شیرین­بیان به ترتیب سرخرطومی Alcidodes karelini (Boheman, 1844) و سوسک بذرخوار Burchidius sp. خارج شد. هم­چنین زنبورهای پارازیتویید جنس از خانواده­ی Eurytomidae از داخل بذور آلوده به سوسک­های A. karelini و Burchidius sp. جمع­آوری و شناسایی شد. در بین گونه­های شناسایی شده سوسک­های بذرخوار پیچک­صحرایی و شیرین­بیان از کارایی بیشتری برای کنترل زیستی علف­های هرز هدف برخوردار باشند زیرا از اندام­های زایشی تغدیه نموده و باروری علف هرز برای سال بعد را کاهش می­دهند.
  35. ارزیابی شبکه ی ایستگاه های هیدرومتری با استفاده از تئوری آنتروپی گسسسته و پهنه بندی آن در محیط GIS.
    محمد جوهری پور 1395
  36. کارایی هیروگراف واحد لحظه ای ژئومورفولوژی ومقایسه آن باسایر مدل ها در حوضه مرگ استان کرمانشاه
    ویدا عبدی پور 1394
  37. مدیریت یکپارچه منابع آب حوضه آبریز در شرایط تغییر اقلیم
    الهه پناهی 1394
  38. بررسی سیستمی اثر احداث سدهای بالادست دشت چمچمال، بر منابع آب زیرزمینی منطقه
    مژگان پاک بین 1394
  39. برآورد نیاز آبی ذرت و جو تحت تاثیر تغییر اقلیم
    آذر اسدی 1393
  40. بررسی تغییرات عملکرد ذرت تحت تاثیر تغییر اقلیم در استان کرمانشاه
    لیلا نادری 1393
    النزلازلاز

تاریخ به‌روزرسانی: 1405/03/06