صفحه نمایش استاد - پرتال اصلی دانشگاه رازی
مریم مهرابی
استادیار / علوم / گروه زیست شناسی
دروس ارائه شده نیمسال جاری
| نام درس | واحد | زمان ارائه درس | ترم |
|---|---|---|---|
| تنظیم متالبولیسم | 2 | هرهفته، شنبه ، 10:00-12:00 | نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1405 |
| روشهای بیوشیمی وبیوفیزیک | 2 | هرهفته، يك شنبه ، 08:00-10:00 | نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1405 |
| مباحث پیشرفته درپروتئین ها واسیدهای نوکلئیک | 2 | هرهفته، دوشنبه ، 08:00-10:00 | نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1405 |
| بیوشیمی ساختار | 3 | هرهفته، يك شنبه ، 10:00-12:00، هرهفته، سه شنبه ، 10:00-12:00 | نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1405 |
| آزمایشگاه بیوشیمی ساختار | 1 | هرهفته، دوشنبه ، 10:00-12:00 | نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1405 |
| آزمایشگاه بیوشیمی ساختار | 1 | هرهفته، سه شنبه ، 08:00-10:00 | نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1405 |
| آزمایشگاه بیوشیمی ساختار | 1 | هرهفته، سه شنبه ، 12:00-13:30 | نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1405 |
پایاننامههای کارشناسیارشد
-
اثر مهاری لوتئولین نانوانکپسوله بر رشد سلول های سرطانی معده رده AGS
کوثر جلیلیان 1404سرطان معده[1] یکی از شایعترین بدخیمیهای دستگاه گوارش و از علل اصلی مرگومیر ناشی از سرطان در جهان محسوب میشود. محدودیتهای درمانهای رایج از جمله سمیت سیستمیک و بروز مقاومت دارویی، ضرورت توسعه راهکارهای نوین درمانی را برجسته ساخته است. در این مطالعه، نانوذرات لیپیدی جامد (SLN)بهعنوان یک سامانه دارورسانی نوین برای بیوفلاونوئید لوتئولین طراحی و اثرات ضدسرطانی آن بر رده سلولی سرطان معده انسانی (AGS) مورد بررسی قرار گرفت. نانوذرات SLN و SLN بارگذاریشده با لوتئولین تهیه و از نظر ویژگیهای فیزیکوشیمیایی شامل اندازه ذره، شاخص چندپراکندگی، پتانسیل زتا و مورفولوژی ارزیابی شدند. همچنین رفتار رهایش دارو در شرایط درونکشتگاهی[2] و در pHهای مختلف بررسی گردید. اثرات زیستی فرمولاسیونها با استفاده از آزمون MTT، سنجش گونههای فعال اکسیژن (ROS) ، ارزیابی کیفی و کمی آپوپتوز و آنالیز چرخه سلولی بر روی سلولهای AGS مورد مطالعه قرار گرفت. نتایج نشان داد نانوذرات SLN بارگذاریشده با لوتئولین از پایداری مناسب و اندازه نانومتری یکنواخت(میانگین اندازه هیدرودینامیکی نانوذرات لیپیدی جامد(SLN) بدون دارو 5/151 نانومتر ونانوذرات LN بارگذاری شده با داروی لوتئولین 4/272 نانومتر) برخوردار بوده و الگوی رهایش کنترلشده و وابسته به pH از خود نشان دادند. نانوذرات SLN فاقد دارو سمیت ذاتی قابلتوجهی نداشتند، در حالی که SLN–Luteolin در مقایسه با لوتئولین آزاد موجب کاهش معنیدار زندهمانی سلولی، افزایش کنترلشده تولید ROS، القای موثرتر آپوپتوز و اختلال در چرخه سلولی، بهویژه توقف در فاز S شدند. در مجموع، نتایج این پژوهش بیانگر پتانسیل بالای نانوذرات لیپیدی جامد بارگذاریشده با لوتئولین بهعنوان یک سامانه دارورسانی کارآمد در بهبود اثربخشی درمان سرطان معده است. واژگان کلیدی: سرطان معده، لوتئولین، نانوذرات لیپیدی جامد، آپوپتوز، چرخه سلولی [1] Gastric cancer [2] In Vitro
-
برهم کنش دفروکسامین و فرم نانوذره اکسید آهن آن با HSA و DNA تیموس گوساله و اثرات ضد سرطانی آنها
ابوالفضل گودرزی 1404زمینه و هدف :برهمکنش داروها و نانوداروها با ماکرومولکولهای زیستی نظیر آلبومین سرم انسانی (HSA) و DNA نقش تعیینکنندهای در پایداری، زیستدسترسپذیری و کارایی درمانی آنها دارد. در مطالعات گذشته دفروکسامین بهعنوان یک شلاتور آهن علاوه بر کاربردهای بالینی اثرات ضدسرطانی مناسبی نشان داده و نانوساختار سازی میتواند موجب پایداری سازی و کارایی زیستی آن شود. هدف این مطالعه، بررسی متمرکز برهمکنش دفروکسامین آزاد و فرم نانوذره اکسید آهن آن با HSA و DNA تیموس گوساله و سپس ارزیابی اثرات ضدسرطانی آنها بر سلولهای سرطانی معده بود. مواد و روشها :برهمکنش دارو و نانودارو با HSA و DNA تیموس گوساله با استفاده از طیفسنجیUV–Vis، فلورسانس و دورنگ نمایی دورانی (CD) بررسی شد همچنین مطالعات داکینگ مولکولی بهمنظور تعیین جایگاههای دقیق اتصال انجام گرفت. آزمونهای سلولی شاملMTT، سنجش ROS درونسلولی، آنالیز چرخه سلولی و ارزیابی آپوپتوز برای بررسی اثرات ضدسرطانی بر رده سلولی سرطان معده بهکار رفت. نتایج :تایج طیفسنجی و داکینگ مولکولی نشان داد هر دو ترکیب با HSA به جایگاه وارفارین متصل میشوند و در برهمکنش باDNA، تمایل اتصال به شیار کوچک (جایگاه هوخست) دارند. طیف CD افزایش محتوای مارپیچ آلفا در ساختار HSA را در حضور هر دو ترکیب نشان داد، در حالیکه در DNA القای بینظمی ساختاری مشاهده شد. آزمونهای سلولی بیانگر کاهش معنیدار زیستپذیری سلولی، افزایشROS، القای آپوپتوز و اختلال در چرخه سلولی بودند؛ بهطوریکه اثر ضدسرطانی نانوداروی دفروکسامین بهطور قابلتوجهی قویتر از داروی آزاد مشاهده شد. نتیجهگیری و بحث: نتایج مطالعات طیفسنجی و داکینگ مولکولی نشان داد که دفروکسامین آزاد و فرم نانوداروی اکسید آهن آن الگوی برهمکنش مشابهی با آلبومین سرم انسانی و DNA تیموس گوساله دارند؛ بهطوریکه اتصال به جایگاه وارفارین در HSA و شیار کوچک DNA (جایگاه هوخست) مشاهده شد. آزمونهای سلولی نشان دادند که نانودارو نسبت به داروی آزاد کاهش زیستپذیری سلولی، افزایش ROS، القای آپوپتوز و اختلال در چرخه سلولی قویتری در سلولهای سرطانی معده ایجاد میکند که بیانگر تقویت اثرات ضدسرطانی در مقیاس نانو است.
-
چرخه تولیدمثلی و بافت شناسی دستگاه¬ تناسلی گکوی انگشت برگی خاکستریAsaccus griseonotus Dixon and Anderson, 1973
شکوفه فرح بخش دهکبودی 1404هدف: رده ی خزندگان از قدیمی ترین رده های مهره داران خشکی زی هستند.که از برجسته ترین خصوصیات مورد مطالعه درباره ی این رده، بررسی تولیدمثل و سیکل های تولید مثلی شان می باشد.
-
فون خفاش های غارزی بخش های مرکزی استان کرمانشاه
علی نصرت صفری سفیدچقائی 1404چکیده استان کرمانشاه با مساحت ????? کیلومترمربع، هفدهمین استان ایران از نظر وسعت به شمار میرود و ?/? درصد مساحت کشور را در بر میگیرد. این استان از شمال به کردستان، از جنوب به لرستان و ایلام، از شرق به همدان و از غرب به اقلیم کردستان درکشور عراق محدود میشود. استان کرمانشاه جزو نواحی کوهستانی کشور به شمار میآید که بین فلاتایران و جلگه بینالنهرین واقع شده است. قرارگرفتن استان در قسمت شمالغربی رشتهکوه زاگرس باعث شده، سراسر استان تحت پوشش قلهها و ارتفاعات این رشتهکوه قرارگیرد. تنوع گونهای از بارزترین خصوصیات یک جامعهزیستی است و تنوع خفاشها به عنوان شاخصزیستی در اکوسیستمهای کوهستانی مطرح میباشد. خفاشها، دومین راسته بزرگ پستانداران بعد از جوندگان هستند. این تنوع گسترده به دلیل مزیت توانایی پرواز و پژواکجایابی میباشد. تاکنون بیش از 1474 گونه از 236 جنس و 21 خانواده از خفاشها شناسایی شدهاست، خفاشهای ایران شامل 52 گونه از 21 جنس که به 9 خانواده متعلق هستند. در طی این مطالعه 32 غار مورد بررسی قرارگرفت که 28 غار دارای حداقل یک گونه خفاش بوده، خانوادهها و گونههای گزارش شده در این غارها: از خانواده Rhinolophidae جنس Rhinolophus شامل گونههای Rhinolophus ferrumequinum، R. blasii، R. euryal، R. mehelyiو R. hipposideros ازخانواده Rhinopomatidae و جنس Rhinopoma شامل گونههای Rhinopoma microphyllum وR. muscatellum، ازخانواده Miniopteridae و جنس Miniopterus گونه Miniopterus pallidus، از ابرخانواده Vespertilionidae و جنس Myotis، شامل گونههای Myotis blythii و M. emarginatus و M. capaccinii، و جنس Pipistrellus گونههای Pipistrellus kuhlii و P. pipistrellus میباشد. فراوانی و پراکنش گونه های شناسایی شده در منطقه مورد مطالعه دارای تفاوتهای عمدهای میباشد، به گونهای که از نظر فراوانی غارهای ماهیدشت، مرطویله و بیبنه، پرجمعیتترین غارها و فراوانترین گونههاMiniopterus pallidus ، Myotis blythii و Rhinopoma microphyllum میباشند. کمترین تعداد مشاهده شده، مربوط به خفاش Rhinolophus hipposideros است. از لحاظ پراکنش خفاش Miniopterus pallidus و Rhinolophus euryale هر کدام، باحضور در 7 غار بیشترین پراکنش و کمترین پراکنش، مربوط به خفاشهای Rhinolophus hipposideros، Rhinolophus blasii و Pipistrellus pipistrellus میباشد که تنها در یک غار مشاهده گردیدند.
-
بررسی اثر عصاره صمغ مصطکی (.Pistacia lentiscus L) بر بهبود حافظه فضایی و مهار تخریب حافظه ناشی از اسکوپولامین در موش صحرایی نر بالغ
محدثه خسروی 1403 -
بررسی متابولیت¬های ثانویه مهم و ویژگی¬های ریخت شناسی دانه گرده درخت زبان¬گنجشگ
وحیده کاکائی 1403 -
سنتز و شناسایی مشتقات جدید سولفونامیدی مبتنی بر کربوکسیلیک اسید و بررسی اثر مهاری آنها بر فعالیت آنزیم کربنیکانیدرازII
فرشید بلانی 1402سولفونامیدها و مشتقات آنها مهارکنندههای کلاسیک کربنیکانیدرازها (CAIs) هستند که در حال حاضر در محیطهای بالینی استفاده میشوند. پژوهشهای زیادی در مورد افزایش کارایی مشتقات سولفونامیدی به عنوان مهارکنندههای قوی کربنیکانیدراز متمرکز است. با این وجود، ترکیبات سولفونامیدی متعددی مهار غیر اختصاصی همه ایزوفرمهای کربنیکانیدراز را نشان میدهند که منجر به کاهش اثربخشی دارو و بروز عوارض جانبی نامطلوب به دلیل مهار غیر هدفمند میشود. در نتیجه، مهارکنندههای غیرکلاسیک کربنیکانیدراز، مانند مهارکنندههای حاوی گروههای کربوکسیلیک اسید، برای هدف قرار دادن انتخابی ایزوآنزیمهای خاص و به حداقل رساندن اثرات نامطلوب استفاده شدهاند. در این مطالعه، ما تعامل بین مشتقات سولفونامید/کربوکسیلیک اسید به عنوان بازدارندههای غیرکلاسیک جدید و hCA II را با استفاده از روشهای مختلف طیفسنجی و داکینگ بررسی کردیم. دادههای سینتیکی نشان میدهند که ترکیبات 1 و 2 قدرت بازدارندگی تقریبا مشابهی در برابر hCA II دارند و به طور موثری فعالیت استرازی آن را از طریق یک مکانیسم غیررقابتی با Ki در محدوده مقادیر کم میکرومولار مهار میکنند. اندازهگیریهای فلورسانس نشان داد که ترکیبات سنتز شده، فلورسانس ذاتی hCA II را از طریق یک فرآیند خاموش کردن استاتیک، با یک محل اتصال واحد برای هر ترکیب در ساختار hCA II سرکوب میکنند. تجزیه و تحلیل ترمودینامیکی اهمیت پیوندهای هیدروژنی و برهمکنشهای واندروالس را در اتصال این ترکیبات به hCA II برجسته میکند. نتایج Docking نشان داد که هر دو ترکیب 1 و ترکیب 2 به طور موثر ورودی جایگاه فعال hCA II را مسدود میکنند، بدون اینکه تفاوت قابل توجهی در اتصال ترکیبات وجود داشته باشد. در حالی که ترکیبات 1 و 2 قدرت بازدارندگی کربنیکانیدراز را کمتر از ترکیبات سولفونامید نشان میدهند، این مطالعه بینشهای ارزشمندی ارائه میدهد که میتواند راه را برای توسعه یک داربست امیدوارکننده برای طراحی مهارکنندههای جدید کربنیکانیدراز هموار کند.
-
بررسی اثر همزمان مهار آنزیم هیستون داستیلاز و هایپوکسی بر بقاء، تکثیر، مهاجرت و آپاپتوز در یک رده سلولی سرطان سینه
حدیث یاری 1402سرطان، بیماری است که برخی از سلولهای بدن بهطور غیرقابل کنترلی تکثیر مییابندو به سایر قسمتهای بدن نیز گسترش مییابند. سدیم بوتیرات[1]، ترکیبی با خاصیّت ضدسرطان و یک مهارکننده برای آنزیمهای هیستون داستیلاز (HDAC[2]) است و منجر به آپاپتوز و توقف چرخه سلولى سلولهای سرطانی میشود. هیستون داستیلازها، یکی از اصلیترین آنزیمها در ایجاد تغییرات اپیژنتیک، از طریق القاء تراکم کروماتین و سرکوب رونویسی میباشند. در تومورهای سرطانی، به دلیل کمبود اکسیژن، شرایط هایپوکسی وجود دارد و باعث به راه افتادن مسیرهای منتهی به مقاومت دارویی میشود. کلرید کبالت [3]II، در غلظتهای مختلف با القاء شرایطی مشابه هایپوکسی، منجر به القاء آپاپتوز و جلوگیری از رشد سلولهای سرطانی سینه میشود. در مطالعه حاضر، باهدف بررسی اثر غلظتهای مختلف از کلرید کبالت II، سدیم بوتیرات و مخلوطی از هردو بر میزان بقاء، تکثیر، آپاپتوز، چرخه سلولی، ظرفیت آنتیاکسیدانی، مهاجرت سلولها و بیان ژنهای SOX2 ,HIF-1a[4] , HDAC1 ,c-MET وlncRNA-H19 و Casp-3 در بازههای زمانی متفاوت، رده سلولی MCF-7 تهیه و در شرایط آزمایشگاهی مطلوب کشت داده شد. نتایج حاصل از تست MTT نشان داد، افزایش غلظت در تیمار با کلرید کبالت II، سدیم بوتیرات و نیز ترکیب این دو با هم، به طور معنادار باعث کاهش بقاء سلولهای MCF-7 میشود. همچنین، با استفاده از تست NBT ثابت شد که با افزایش غلظت در هر سه تیمار مورد نظر، میزان ROSانباشته شده در سلول، افزایش یافت. در حالیکه با گذشت زمان نمودار تجمّع مقدار ROS، بهطور معناداری نزولی شد. ارزیابی مهاجرت با غلظتهای مختلف از هر دو ترکیب و نیز مخلوطی از آن دو انجام گردید. نتایج نشان داد، تیمار با کلرید کبالت II در مقایسه با گروه کنترل، باعث افزایش مهاجرت سلولها گردید. در گروه تیمار با سدیم بوتیرات کاهش مهاجرت نسبت به گروه کنترل، مشاهده گردید. همچنین در تیمار مخلوط از هر دو ترکیب، کاهش مهاجرت نسبت به گروه کنترل مشاهده شد. به منظور بررسی چرخه سلولی با استفاده از تکنیک فلوسایتومتری، از کلرید کبالت IIو سدیم بوتیرات و ترکیبی از هردو، تیمار شدند. نتایج حاصل نشان داد، کلرید کبالت II منجر به تجمّع سلولها در مرحله G2/M شد. همچنین سلولهای تیمار شده با سدیم بوتیرات، در مرحله G2/M و گروه تیمار شده با غلظت بیشتری از سدیم بوتیرات، در مرحله G0/G1 تجمّع یافتند. در تیمار ترکیبی از هر دو ترکیب، جمعیت سلولها غالباً در مرحله G2/M متوقّف شدند. همچنین، اثر تیمار با کلرید کبالت II سدیم بوتیرات و مخلوطی از هردو ترکیب، برای بررسی بیان ژنهای SOX2 ,HIF-1? ,HDAC ,Casp-3 ,c-MET و lncRNA-H19 باتکنیک Real-time PCR سنجیده شد. در تیمار با کلرید کبالت II، میزان بیان ژنهایc-MET و HDAC کاهش بیان ژنهای HIF-1? و H19 نسبت به گروه کنترل افزایش بیان داشته است. در تیمار با سدیم بوتیرات، بیان ژن HDAC کاهش و ژنهای HIF-1?، H19، c-MET نسبت به گروه کنترل افزایش بیان مشاهده شده است. در گروه تیمار با مخلوط دو ترکیب، دو ژن HDAC و c-MET کاهش بیان و دو ژن HIF-1? و H19 نسبت به گروه کنترل افزایش بیان نشان دادهاند. [1] Sodium butyrate
-
بررسی سیکل تولیدمثلی قورباغه سبز لوانت (Pelophylax bedriagae) ماده در منطقه میانراهان، در شهرستان صحنه استان کرمانشاه
حمیرا پاکزاد 1402زمینه و هدف: یکی از ابعاد بسیار مهم در زندگی موجودات زنده چگونگی تولید مثل آنهاست. مطالع? تولید مثل در جانوران، راهکاری اساسی برای زیست شناسان است تا به سوالهای زیادی در رابطه با زیست شناسی جانوران مختلف پاسخ دهند. قورباغه سبز لوانت با نام علمی Pelophylax bedriagae (Camerano, 1882) از خانواده Ranidae یکی از آنها است، لذا این تحقیق با هدف بررسی سیکل تولید مثلی قورباغه سبز لوانت Pelophylax bedriagae ماده در منطقه میانراهان، در شهرستان صحنه استان کرمانشاه انجام شده است. مواد و روشها: در این تحقیق پس از کسب مجوزهای مربوطه، نمونه ها در فصول مختلف سال (اوایل بهار و اوایل پاییز) از زیستگاههای طبیعی آنها در منطقه دینور صید شدند. پس از ثبت زمان و مکان نمونه برداری، اطلاعات مربوط به شرایط توپوگرافیک تعیین شد. نمونهها پس از تشریح با کنار زدن اندامهای احشایی شکل، رنگ، اندازه و موقعیت قرار گیری بخشهای مختلف دستگاه تناسلی و ادراری در بدن مشخص و تصویر برداری شدند. سپس به فرمالین 10% منتقل شدند و مطالعات هیستوپاتولوژی انجام شد. نتایج: درفصل غیرتولیدمثل جنسی(اوایل بهار) ، تخمدان غیرفعال، متراکم و جمع شده اما در فصل تولید مثل جنسی ( اوایل پاییز) تغییرات زیادی صورت گرفته، سلولها همگی آماده فعالیت و سلولهای مژک دار کاملا فعال هستند و جهت جابه جا کردن تخمک در سطح تخمدان مشهود است. درفصل جفت گیری تخمکهای بالغ فراوانی در سطح تخمدان مشاهده شد درصورتی که تخمکها در فصل غیرتولید مثلی بالغ نیستند. سلولهای چربی در فصل جفت گیری دارای ذخایر فراوان چربی هستند ولی در فصل غیر تولید مثلی این سلولها متراکم و بر روی هم به صورت انباشته مشاهده میشوند و حاوی چربی کمتری نسبت به فصل تولید مثل هستند. بحث و نتیجه گیری: بررسی سیکل تولید مثلی Pelophylax bedriagae (Camerano, 1882) در فصول مختلف سال وشرایط متفاوت آب وهوا نشان داد که این سیکل تحت تاثیر آب و هوا و شرایط فصلی است. توجه به اطلاعات به دست آمده از گونه به مطالعات زیست شناسی کمک می کند.
-
اثر تعدیل زیستی نور بر رگ زایی و چشم زایی در جنین نیمچه های گوشتی: یک مرور منظم
حسنا امیریان 1402محیط جوجه کشی نقش مهمی در رشد جنین جوجه دارد و در طی این فرآیند مدیریت دما، رطوبت، نور، چرخش تخم و ترکیب هوا برای دستیابی به جوجه کشی مصنوعی موفق بسیار مهم است. نور یک محرک خارجی در محیط است و نقش مهمی در تنظیم فرآیندهای بیولوژیکی دارد. این تحقیق به منظور بررسی تاثیر نور بر روی جنین جوجه در دوران جنینی و جوجه ریزی انجام شد. در مطالعه مروری سیستماتیک، از مقالاتی از سال 1974 تا 2022 که متن کامل آن در دسترس بود، استفاده شد. تمام مطالعات منتشر شده در پایگاه داده PubMed با استفاده از کلمات کلیدی مرتبط از جمله تحریک عکس و مرغ جستجو شدند. در جستجوی اولیه، 800 مقاله یافت شد، پس از حذف مطالعات غیرمرتبط، در نهایت 48 مقاله وارد مطالعه شدند. بر اساس داده های به دست آمده، 75 درصد مطالعات بر روی نژاد گوشتی و 23 درصد بر روی نژاد تخمگذار انجام شده است. در 2 درصد از مقالات، نژاد مورد مطالعه گزارش نشده است. 26 درصد از مقالات از روشنایی کامل 24 ساعته و 24 درصد از دوره نوری متشکل از 12 ساعت نور و 12 ساعت تاریکی استفاده کردند. 33 درصد از مقالات دوره نوری درمان تخمک های بارور شده را گزارش نکردند. بر اساس داده های استخراج شده، 63 درصد از مطالعات از منابع نور LED، 20 درصد از لامپ های فلورسنت، 11 درصد از لامپ های رشته ای، 2 درصد از فیبرهای نوری و 2 درصد از لیزر استفاده کرده اند. در 2 درصد از تحقیقات، نوع منبع روشنایی گزارش نشده است. در 45 درصد از کالاهای لوکس استفاده شده، بین 100 تا 1000 بوده است. 16درصد از 100 لوکس و 8 درصد بیش از 1000 لوکس برای درمان استفاده کردند. 31 درصد از مقالات انتخاب خود را گزارش نکردند. پس از بررسی رنگ منبع نور استفاده شده، مشخص شد که 29 درصد از مقالات از رنگ سبز، 25 درصد نور سفید، 17 درصد رنگ قرمز و 12 درصد از رنگ آبی برای آزمایش های خود استفاده کرده اند. 17 درصد از مقالات رنگ را در تحقیقات خود گزارش نکردند. 17 مقاله نیز تاثیر نور بر رشد و 13 مقاله تاثیر آن بر رشد جنین جوجه را بررسی کردند. تجزیه و تحلیل نتایج نشان داد که نور بسیاری از فرآیندهای فیزیولوژیکی و رفتاری مانند رشد، نمو، رفتار، محور سوماتوتروپیک، تولیدمثل و مهاجرت را در پرندگان کنترل می کند. قرار گرفتن جنین های در حال رشد در معرض نور می تواند نقش مهمی در عملکرد جوجه ریزی و سرعت رشد جنین داشته باشد، پاسخ استرس به محیط پس از جوجه ریزی را کاهش دهد و در نهایت بر عملکرد، رفتار و رفاه پرنده تاثیر بگذارد. به طور کلی، شدت نور، ترکیب طیفی و دوره نوری سه پارامتر اصلی نور هستند که می توانند به عنوان ابزاری برای مدیریت تولید طیور مورد استفاده قرار گیرند.
-
اثر مهار شیمیایی آنزیم هیستون داستیلاز و شرایط هایپوکسی بر خصوصیات سلولی و مولکولی سلولهای بنیادی مزانشیمی انسانی در شرایط آزمایشگاه
مریم احمدی 1402امروزه استفاده از سلولهای بنیادی مزانشیمی(MSCs) به عنوان یک روش درمانی مناسب جهت درمان بسیاری از اختلالات در حال افزایش است و به یک موضوع تحقیقاتی پرطرفدار تبدیل شده است. این سلولها به علت خصوصیات منحصربه فردی که در مهاجرت، تکثیر، تمایز و فعالیتهای تعدیلکنندگی ایمنی دارند، در دهههای اخیر جزء پرکاربردترین سلولهای بنیادی به شمار میآیند. از دلایل مورد توجه قرار گرفتن این سلولها میتوان به قابلیت آنها در درمان اختلالات ایمنی و ترمیم بافتهای آسیبدیده اشاره نمود. تیمار این سلولها در شرایط آزمایشگاهی با ترکیبات شیمیایی مختلفی که به نظر میرسد قادرند باعث تقویت خصوصیات منحصربه فرد سلولهای بنیادی مزانشیمی شوند، میتواند راهکاری مفید در جهت پیشبرد علم پزشکی به حساب آید. در هدایت سلولهای بنیادی مزانشیمی، اپیژنتیک و همچنین القاء هایپوکسی نقش بسیار مهمی دارد. هدف این پژوهش بررسی اثر سدیم بوتیرات به عنوان یک ترکیب ایجادکننده تغییرات اپی ژنتیکی (مهارکننده هیستون داستیلاز)، کلرید کبالت II به عنوان ترکیب القاءکننده هایپوکسی و همچنین مخلوط این دو ترکیب بر توانایی بقاء، تکثیر، مهاجرت و تنظیم ایمنی سلولهای بنیادی مزانشیمی در شرایط آزمایشگاه میباشد. در مورد اثر این ترکیبات روی سلولهای مختلف بررسیهای زیادی صورت گرفته است. ولی تاکنون چنین مطالعهای روی اثر این دو ترکیب و همچنین مخلوط آنها روی سلولهای بنیادی مزانشیمی انسانی صورت نگرفته است. در این مطالعه اثر غلظتهای مختلف سدیم بوتیرات، کلرید کبالت II و مخلوط این دو ترکیب بر بقاء، تکثیر و تولید گونههای واکنشپذیر اکسیژن(ROS) سلولهای بنیادی مزانشیمی به ترتیب توسط تستهای MTT، تریپان بلو وNBT مورد سنجش قرار گرفت. در ادامه اثر این ترکیبات بر چرخه سلولی، مهاجرت سلولی و بیان ژنهای مورد مطالعه نیز به ترتیب توسط تستهای فلوسایتومتری، ترمیم زخم و RT-PCR مورد بررسی قرار گرفت. مشاهده گردید که سدیم بوتیرات، کلرید کبالت II و مخلوط دو ترکیب، بقاء سلولی را کاهش میدهند و باعث افزایش سطح ROS در سلولهای بنیادی مزانشیمی میشوند. همچنین مشاهده شد که سدیم بوتیرات چرخه سلولی را در فاز G0/G1 و G2/M، کلرید کبالت II در فاز G0/G1 و مخلوط دو ماده چرخه سلولی را در فاز G2/M و G0/G1 متوقف میکنند. در ادامه مشاهده شد کلرید کبالت II بر توانایی مهاجرت سلولهای بنیادی مزانشیمی اثر افزایشی دارد ولی سدیم بوتیرات و مخلوط این دو ترکیب چنین اثری ندارند. با توجه به تاثیرات متعددی که این ترکیبات بر MSCs دارند. اثر این ترکیبات در سطح مولکولی مورد بررسی قرار گرفت و بیان ژنهای TLR3، H19،HIF1? ، c-MET، HDAC1 و SOX2 تحت تاثیر این سه ترکیب سنجیده شد. مشاهده شد تیمار سلولهای بنیادی مزانشیمی با کلرید کبالت II باعث افزایش بیان ژنهای TLR3، H19 و کاهش بیان ژن c-MET میشود. همچنین در تیماراین سلولها با سدیم بوتیرات مشاهده شد این ماده باعث افزایش بیان ژنهای TLR3، HIF1?، H19 و کاهش بیان ژن c-MET میشود. درادامه این مطالعه مشاهده شد تیمار این سلولها با مخلوط دو ترکیب، باعث افزایش بیان ژنهای TLR3، H19 و کاهش بیان ژنهای c-MET و HIF1? میشود. در مجموع این مطالعه نشان میدهد هرسه ترکیب باعث افزایش خاصیت تعدیلکنندگی ایمنی MSCs میشوند و ترکیب کلرید کبالت II نقش بسزایی در تقویت توانایی مهاجرت سلولهای بنیادی مزانشیمی دارد.
-
کشف مهارکنندههای بالقوه برای ناقل MCT1 انسانی در کانفورماسیون باز به داخل به کمک روشهای غربالگری مجازی مبتنی بر ساختار
فاطمه جباری نامرودی 1402سلولهای سرطانی به دلیل تکثیر بیشازحد، مقادیر زیادی گلوکز مصرف میکنند. تومورها مسیر گلیکولیز را با سرعت بالایی انجام میدهند که منجر به افزایش غلظت لاکتات میشود. ریز محیط تومور شامل دو نوع سلول سرطانی است: سلولهای گلیکولیزی و اکسایشی. سلولهای گلیکولیزی لاکتات تولید میکنند که توسط سلولهای اکسایشی جذب میشود و در چرخه کربس به پیروات تبدیل میشود. این یک همزیستی متابولیک بین دو نوع سلول ایجاد میکند. خانواده ناقل مونوکربوکسیلات (MCTs) از 14 عضو تشکیلشده است که MCT1-4 ناقلهای جفت شده با پروتون هستند که میتوانند مونوکربوکسیلاتهای کوتاهزنجیر مانند لاکتات و پیرووات را در سراسر غشای سلولی منتقل کند. سلولهای سرطانی بیان بالایی از MCT1 و MCT4 را نشان میدهند. MCT1 ورود لاکتات به سلولهای اکسایشی را تسهیل میکند، درحالیکه MCT4 عمدتاً در سلولهای گلیکولیزی یافت میشود. بیان بیشازحد این ناقلان با بدخیمیهای مختلف مانند سرطان سینه، معده، لنفوم، مغز، ریه، پوست و سرطان بافت نرم همراه بوده و آنها را به اهداف جذابی برای کشف داروهای ضد سرطان تبدیل میکند. با مهار MCT1، میتوان جذب لاکتات توسط سلولهای اکسایشی را متوقف کرد که سپس آنها را مجبور به جذب گلوکز میکند. این فرآیند دسترسی سلولهای گلیکولیزی را به گلوکز کاهش میدهد و درنهایت منجر به مرگ سلولی میشود. برای این پژوهش، از تکنیکهای غربالگری مجازی مبتنی بر ساختار برای کشف ترکیبات شیمیایی کوچکی که قادر به مهار ناقل مونوکربوکسیلات 1 هستند استفاده شد. مختصات اتمی پروتئین MCT1 در ساختار باز به داخل از پایگاه داده پروتئین با کد 7CKO تهیه شد و از کتابخانهای از ترکیبات شیمیایی شامل دوازده میلیون مولکول قابل خرید از پایگاه داده زینک و 4683 دارو تایید شده توسط FDA استفاده شد. پس از آمادهسازی کتابخانه، یک رویکرد توافقی با انجام داکینگ مولکولی با سه برنامه AutoDock Vina،Molegro Virtual Docker و DOCK بهکارگرفته شد. لیگاندهای با انرژی اتصال بالا مورد تجزیه و تحلیل بیشتر قرار گرفتند و میانکنش آنها با باقی ماندههای کلیدی جایگاه فعال پروتئین بررسی شد. ترکیباتی که نتایج امیدوارکنندهای را نشان دادند، تحت آنالیز دینامیک مولکولی، ازجمله محاسبات RMSD، RMSF و تجزیهوتحلیل برهمکنشهای لیگاند-پروتئین قرار گرفتند. بر اساس یافتهها، مشخص شد که اناسیدنیب به عنوان داروی خوراکی که برای درمان لوسمی حاد میلوئیدی استفاده میشود، میتواند با باقیماندههای مهمی مانند Tyr34، Lys38 و Ser154 که در محل اتصال لاکتات یافت میشوند، اتصال قوی ایجاد کند. درنتیجه، این پتانسیل را دارد که بهطور موثر پروتئین موردنظر را مهار کند.
-
مطالعه اثر همزمان کوئرسیتین و کلریدکبالت(II) بر خصوصیات سلولی و مولکولی یک رده سلولی بنیادی مزانشیمی انسانی در آزمایشگاه
مریم عارف 1401سلولهایبنیادی مزانشیمی MSC)) ویژگیهای مهمی از جمله خودنوسازی و تمایز چند توان، مهاجرت، تکثیر، تمایز و تنظیم ایمنی دارند. امروزه استفاده از ترکیبات طبیعی در درمان بیماریهای مختلف از جمله سرطان بسیار موردتوجه است. از جمله این ترکیبات میتوان به فلانوئیدها که در میوهها و سبزیجات به وفور یافت میشوند اشاره کرد. با توجه به ویژگیها و قابلیتهای سلولهای MSC در سلول درمانی و همچنین اهمیت استفاده از ترکیبات گیاهی و روشهای نوین در درمان بیماریها، بنابراین هدف از این مطالعه بررسی اثر کوئرستین و کلرید کبالت (II) بر رده سلولی MSCs مشتق شده از انسان hTERT-MSCs)) میباشد. برای انجام این مطالعه رده سلولی بنیادی مزانشیمی انسانی تهیه و در شرایط آزمایشگاهی مناسب کشت داده شدند. به منظور بررسی اثر غلظتهای مختلف کوئرستین و کلرید کبالت (II) بر بقاء سلولهای بنیادی مزانشیمی از تستMTT در بازههای زمانی متفاوت استفاده میشود. سپس سلولها با غلظت مناسب از این ترکیبات تیمار شدند و اثر این تیمار بر چرخه سلولی و نیز مهاجرت سلولها مورد ارزیابی قرار گرفت. همچنین اثر همزمان کوئرستین و کلرید کبالت (II) بر بیان ژنهای (Sox2، H19، Cas-3، c-Met، GAPDH ،TLR3 و HIF-a) مورد بررسی قرار میگیرد. نتایج نشان داد که ماده کوئرستین در غلظتهای بالا با اثر بر القا تکثیر سلولهای بنیادی مزانشیمی منجر به افزایش تعداد سلولها میشود. همچنین نتایج حاصل از تست NBT بیانگر آن بود که کوئرستین به طور وابسته به زمان باعث تولید رادیکالهای آزاد اکسیژن در سلولهای MSC میشود. این ماده در غلظتهای مهاجرت سلولی را القا میکند. همچنین نتایج آنالیز Real-time PCR نشان داد که غلظت 80 میکرومولار این ماده سبب بیان ژن TLR3 میشود. یافتههای این پژوهش حاکی از این است که کوئرستین برای تقویت تکثیر و حفظ یکپارچگی سلولهای بنیادی، بدون تغییر در ویژگیهای بنیادی سلولها شناخته شده است. در زمان تیمار با ماده کلرید کبالت (II) نتایج نشان داد که غلظت 800 میکرومولار به شکل معناداری باعث کاهش بقاء و تکثیر سلولها شده است. بدین منظور، جهت بررسی اثرات این ماده بر چرخه سلولی، مهاجرت و بیان ژن از غلظتهای پایین تر استفاده شد و نتایج فلوسایتومتری حاکی از اثر مهاری این ماده بر چرخه سلولی و توقف تکثیر سلولی است. همچنین نتایج آنالیز Real-time PCR نشان داد در غلظت 150 میکرومولار این ماده سبب القا بیان ژنهای TLR3 و HIF-a
-
اثر بیوچار بر برخی پارامترهای فیزیولوژیک گندم (رقم سرداری)تحت استرس کادمیوم
محمود سارائی 1401کادمیوم یک فلز سنگین سمی است که ممکن است در آب و گیاهان شناسایی شود. گندم به عنوان غذایی که 60 درصد از جمعیت جهان مصرف می کنند، ممکن است مقدار زیادی کادمیوم را از طریق ریشه های خود جذب کند و کادمیوم را به شاخه ها و دانه ها منتقل کند و در نتیجه خطراتی برای سلامتی انسان به همراه داشته باشد. بیوچار برای محافظت از گیاهان در برابر شوری آب و استرس فلزات سنگین شناخته شده است. بیوچار می تواند یک اصلاح موثر باشد که می تواند فلزات سنگین را در آب بی حرکت کند، جذب فلز توسط گیاهان را کاهش دهد و عملکرد محصول را افزایش دهد. با این حال، تنها مطالعات محدودی در مورد کاربرد بیوچار در این زمینه وجود دارد. عدم قطعیت در نتایج باقی می ماند زیرا این مطالعات دارای طیف گسترده ای از خواص بیوچار، شرایط محیطی و پارامترهای طراحی مطالعه هستند. این مطالعه در تابستان 1401 در دانشگاه رازی کرمانشاه انجام گرفت. این پژوهش به صورت گلخانه ای با کاربرد سطوح مختلف بیوچار در اب و کشت گیاه گندم، به صورت فاکتوریل و در قالب طرح کاملا تصادفی انجام شد. پس از تعیین برخی مشخصات فیزیکی، غلظت کادمیم آب توسط دستگاه جذب اتمی اندازه گیری شد. بیوچار(مخروط کاج) به روش پیرولیز تولید می گردد. در این روش ماده آلی یا ضایعات کشاورزی در درون یک کوره با حرارت 700 درجه سانتیگراد به مدت 150 دقیقه در شرایط عدم وجود اکسیژن یا مقدار فوق العاده کم اکسیژن حرارت داده می شود. بیوچارهای مورد استفاده که از طریق روش گرماکافت آهسته در شرایط اکسیژن محدود تهیه شد. غلظت کادمیوم در گیاهان تحت تیمار توسط دستگاه جذب اتمی اندازه گیری شد. همچنین فعالیت برخی آنزیم های آنتی اکسیدان در سطوح مختلف تیمار مورد بررسی قرارگرفت. در پایان داده های حاصل ازنتایج آزمایش های انجام شده به وسیله نرم افزارهای Excel و آنالیز شدند. در نهایت نتایج نشان داد اثرات کاربردهای بیوچار روی رشد گندم در برابر استرس کادمیم به طور قابل توجهی باعث کاهش اثر سمیت کادمیم، به ویژه در بیوچار با نرخ های کاربرد بالا می شود. علاوه بر این، کاربردهای بیوچار به طور قابل توجهی کادمیم را از ریشه به ساقه و گیاه کاهش می دهد و همچنین باعث افزایش کادمیم در انتقال ساقه به برگ در تیمارهای با دوز بالا گندم می شود.کلید واژه: بیوچار -کادمیم- گندم رقم سرداری- فلزات سنگین- آب
-
اثر نانوذره روی بر برخی از پارامتر های فیزیولوژیک و بیوشیمیایی گندم تحت تنش آرسنیک
الهه قنبری 1401 -
سنتز و شناسایی مشتقات جدید سولفونامیدی تاموکسیفن و تامسولوسین و بررسی اثر مهارکنندگی آنها بر روی فعالیت آنزیم کربنیک انیدراز II
سجاد شهبازیان 1401 -
سنتز مشتقات آلدوپنتوزی کورکومین و بررسی پتانسیل ضد دیابتی آنها با ارزیابی خصوصیات پایداری، آنتیاکسیدانی و اثرات مهارکنندگی بر آنزیمهای?-آمیلاز و?-گلوکوزیداز
پدرام روتابی 1401 -
سنتز و شناسایی مشتقات جدید از 4-سولفاموئیل فنیل دی آزو کربوکسیلیک اسید و بررسی اثر آنها بر مهار آنزیم کربنیک انیدرازII
نیما فتاحیان باوندپور 1401کربنیک انیدرازها (CAs, EC 4. 2. 1. 1) خانواده ای از متالوآنزیم های حاوی یون روی هستند که واکنش هایحیاتی از جمله تبدیل برگشت پذیر دی اکسیدکربن وآب را به بی کربنات و پروتون کاتالیز می کنند. ایزوزیمهایکربنیک انیدراز در فرآیندهای مختلف فیزیولوژیکی و پاتولوژیکی نقش دارند و به عنوان اهداف دارویی مهمجهت درمان طیف وسیعی از اختلالات از جمله گلوکوما و انواع سرطان مطرح می باشند. در این پژوهش،ترکیبات جدید سولفونامیدی حاصل از واکنش جفت شوندگی سولفانیل آمید با بنزن و یا ترکیبات مونو، دی وتری کربوکسیلیک اسید آن به صورت شیمیایی سنتز شدند و میان کنش آن ها با ایزوزیم hCA II با استفاده ازتکنیک های مختلف اسپکتروسکوپی بررسی گردید. مطالعات سینتیکی نشان داد که ترکیبات جدید سنتز شدهفعالیت استرازی کربنیک انیدراز II انسانی را به صورت رقابتی برگشت پذیر مهار میکنند. از بین ترکیبات موردمطالعه، ترکیب 4 دارای کمترین میزان 50IC و iK برای ایزوزیم hCA II می باشد. مطالعات فلوئورسانس نشانداد که ترکیبات سنتز شده، فلورسانس ذاتی کربنیک انیدراز II انسانی را با مکانیسم دینامیک خاموش می کنند.علاوه بر این، تجزیه و تحلیل پارامترهای ترمودینامیکی اتصال مشخص نمود که پیوندهای هیدروژنی و میانکنشهای واندروالسی نقش مهمی را در پایداری کمپلکس های دارو-آنزیم ایفا می کنند. بررسی فلوئورسانسکمپلکس فلورسنت DNSA-hCA II در حضور غلظت های مختلف ترکیبات جدید سنتز شده کمترین مقدارثابت تفکیک )d(K را برای ترکیب 4 نشان داد که بیانگر تمایل بیشتر این ترکیب برای اتصال به ایزوزیم hCA II می باشد. در مجموع، افزایش قدرت اتصال و فعالیت مهارکنندگی مشتقات سولفونامیدی مورد مطالعه برایایزوزیم hCA II این مشتقات را برای طراحی مهارکنندههای جدید hCAII مورد توجه قرار میدهد
-
بررسی اثر درمانی مصرف همزمان نانوذرات نقره و ویتامین C بر عفونت باکتریایی واژن ناشی از باکتری استرپتوکوکوس آگالاکتیه در مدل موش
ژاله منصوری 1401چکیدهمقدمه:واژینیتیک بیماری التهابی همراه با خارش، سوزش، بو و ترشحات غیر طبیعی واژن بوده که همراه با عواقبی مانند عفونت های دستگاه ادراری، زایمان زودرس، بیماری التهابی لگن و ناباروری است.استرپتوکوکوس آگالاکتیه یا استرپتوکوک گروهB(GBS)یک پاتوژن انسانیبوده که از واژن زنان بالغ جدا شده است. این باکتری ها دارایتوانایی بالقوهای برایایجاد بیوفیلمبوده که وضعیتمزمن و پایداری از بیماریبه وجود میآورد. آمپی سیلینیا پنی سیلین، آنتی بیوتیک های خط اول، برای درمان عفونت ناشی ازGBSهستند.مطالعات متعددی مقاومت GBS را نسبت به این آنتی بیوتیک ها نشان داده است. بنابراین،استفاده از عوامل ضد باکتریاییجایگزین مانندنانوذرات مورد توجه قرار گرفته است.در میانانواع مختلف نانومواد، نقره به دلیل خواص استثنایی خود یکی از پرکاربردترین محصولات بوده است. باتوجه به کاربرد گسترده این مواد، نگرانی های بسیاری در زمینه سمیت آنها وجود دارد. به منظور محافظت در برابر اثرات سمی نانوذرات از ویتامین سی به عنوان یک ماده آنتی اکسیدان استفاده شد. هدف این مطالعه بررسی اثرات ضد باکتریایی و ضد بیوفیلمینانوذرات نقرهعلیه GBS، بررسی میزان سمیت سلولی این نانوذرات، ارزیابی اثر محافظتی ویتامین سی بر نانوذرات نقره و بررسی تاثیر مصرف همزمان نانوذرات نقره و ویتامین سی در درمان عفونت واژن ایجاد شده در موش است.روشها: مدل عفونت واژن ناشی از باکتری GBS از طریق تلقیح داخل واژنیCFU/ml108×1باکتری در موش های ماده و بالغ نژاد NMRI ایجاد شد. در این مطالعه از مصرف همزمان نانوذرات نقره و ویتامین سی برای درمان عفونت واژن استفاده شد. تعداد 70 موش به طور تصادفی در 10 گروه مجزا (7 موش در هر گروه) تقسیم بندی شدند: کنترل، ویتامین سی (موش های سالمی که ویتامین سی دریافت کردند)، نانوذرات نقره (موش های سالمی که نانوذرات را دریافت کردند)، آنتی بیوتیک (موش های سالمی که پنی سیلین دریافت کردند)، ویتامین سی و نانوذرات نقره (موش های سالمی که ویتامین سی و نانوذرات نقره را به طور همزمان دریافت کردند)، عفونت (موش های آلوده با GBS)، عفونت و ویتامین سی (موش های عفونی که ویتامین سی دریافت کردند)، عفونت و نانوذرات (موش های عفونی که نانوذرات را دریافت کردند)، عفونت و آنتی بیوتیک (موش های عفونی که پنی سیلین دریافت کردند)، عفونت و ویتامین سی و نانوذرات نقره (موش های عفونی که ویتامین سی و نانوذرات نقره را به طور همزمان دریافت کردند). قبل از انجام آزمایش در موش ها ابتدا اثرات ضدمیکروبی و سمیت نانوذرات نقره سنجیده شد. در این مطالعه فعالیت ضد باکتریایینانوذرات نقره با روش حداقل غلظت بازدارنده (MIC) و حداقل غلظت مهاری بیوفیلم (MBIC) برایGBS تعیین شد.میزان سمیت نانوذرات نقره با استفاده از روش MTT سنجیده شد و اثر حفاظتی ویتامین سی علیه این سمیت مورد ارزیابی قرار گرفت. نانوذرات نقره به صورت تلقیح داخل واژنی در غلظت 512 پی پی ام وویتامین سیبه صورت تزریق داخل صفاقی در دوز 250 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن موشیک بار در روز به مدت دو هفته صورت گرفت. در طی دوره آزمایش به منظور بررسی روند درمان عفونت واژن در موش، تعیین بار میکروبی و چرخه استروس موش ها طی درمان مورد ارزیابی قرار گرفت. در پایان آزمایش نمونه خون موش ها و مقاطع بافتی واژن جداسازی و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
-
اثرات ضدمیکروبی نانوذرات دیاکسید تیتانیوم
محمدرضا امیری 1400 -
بررسی تاثیر چند گیاه بومی غرب ایران بررفتارو مرگ ومیرمگس اصطبل
حمزه صفری 1399 -
مطالعه ی تاثیر داروی تاموکسیفن بر بیان ژن Sufu دررده سلولی MKN-45 سرطان معده
زهراالسادات نقیب زاده 1399 -
مطالعه ی اثر داروی تاموکسیفن بر روی بیان ژنCTNNB1در سلول های سرطان معده رده ی سلولی MKN-45
عبدالحمید میکائیلی 1399سرطان معده یک بیماری تهاجمی و یکی از علل مرگومیر ناشی از سرطان در جهان میباشد که حاصل انباشت عوامل محیطی و تغییرات ژنتیکی است. با وجود بروز فناوریهای نگهداری مواد غذایی، دسترسیبه میوه و سبزیهای تازه و پیشگیری بهتر، سرطان معده همچنان به عنوان سومین علت مرگومیرناشی از سرطان در جهان شناخته میشود. رویکردهای سنتی برای درمان سرطان معده شامل جراحی،نشان میدهندکه این معایب سبب ایجاد رویکردهای درمانی جدید شده است. جایگزینی داروپرتو درمانی و شیمی درمانی است که مقاومت دارویی و عود مجدد بیماری را بعد از یک مدتبا عنوان استفاده از داروهای کشف شده برای کاربردهای جدید، یک استراتژی درمانی برایکاهش زمان و هزینه¬ها میباشد. با توجه به بیان گیرندههای استروژنی در سلولهای سرطانی معده و همچنین ارتباط استروژنبا سرطان¬زایی، در این آزمایش از داروی آنتی استروژنی تاموکسیفن به عنوان یک مهارکنندهی گیرندههایاستروژنی استفاده شد. در این تحقیق تغییر بیان ژن CT 1 به عنوان یکی از ژنهای مهم مسیر سیگنالینگ Wnt/بتا-کاتنین در سلول¬های سرطانی معده، ردهی MKN-45 اندازهگیری شد. سلول¬های سرطانی پس از کشت در شرایط مناسبتکثیر یافتند و سپس با استفاده از تست تریپان بلو غلظت 100 میکرومولار تاموکسیفن در مدت زمان 48 ساعت به عنوان دوز مناسب انتخاب گردید و سپس گروهی از سلول¬ها به عنوان تیمار و از گروهی دیگر بهعنوان کنترل استفاده شد. از سلول¬های کنترل و تیمارRNA استخراج و برای تهیه ی cDNA مورد استفاده قرارگرفت. cDNA حاصل توسط PCR تکثیر و سپس تغییر بیان ژن CT 1 در نمونه¬ها با روش ریل تایم و با استفاده ازپرایمرهای اختصاصی ژن، مورد بررسی قرار گرفت. نتایج ریل تایم کاهش بیان ژن CT 1 تحت تیمار با 100 میکرومولار داروی تاموکسیفنرا نشان داد.
-
تعیین میزان دی ان ا متیله ناحیه پروموتور ژن اینترین آلفا 4 در نمونه های بافتی و مدفوع بیماران مبتلا به سرطان کلورکتال بعنوان بیومارکرمناسب در تشخیص غیر تهاجمی بیماری
حصیبه حیاتی 1399مقدمه تجمع تغییرات ژنتیکی و اپی ژنتیکی در سلولهای اپیتلیال جدار روده آنها را به سلولهای آدنوکارسینومای بدخیم تبدیل می کند . در سرطان کولورکتال تغییرات اپیژنتیکی همچون متیلاسیون DNA در جزایر CpG ژنها به میزان بالایی رخ میدهد. مطالعات اپیژنتیکی در خصوص تعدادی از ژنها مشخص نموده است که در سرطان کولورکتال متیلاسیون ناحیه پروموتر ژنها باعث خاموشی بیان این ژنها میشود.در این مطالعه به بررسی میزان متیلاسیون DNA ناحیه پروموتری ژن ITGA4 در بیماران مبتلا به سرطان کولورکتال و افراد سالم پرداخته شده است. مواد و روشها در این مطالعه میزان متیلاسیون ناحیه پروموتری ژن ITGA4 در نمونه بافتی توموری و بافت سالم مجاور 30 بیمار مبتلا به سرطان کولورکتال و همچنین نمونه مدفوع 30 بیمار مبتلا به سرطان کولورکتال و 30 فرد نرمال اندازهگیری شده است. DNA استخراج شده از نمونهها پس از مجاورت با بیسولفیت سدیم، به روش MethyLightPCR با بهرهگیری از دو پرایمر و یک پروب TaqMan که بهطور اختصاصی برایDNA کاملاً متیله ناحیه پروموتری ژن ITGA4 طراحی شده بود، و با استفاده از توالی رفرانس جهت نرمالایز کردن DNA اولیه مورد آزمایش قرار گرفت و سپس با استفاده از فرمول [(ITGA4/ALU-C4)sample /(ITGA4/ALU-C4) positive control]x100 درصد متیلاسیون رفرانس(PMR)[1] ژن مورد مطالعه در تمام نمونهها بهطور مشابه با مطالعات قبلی محاسبه شد و در نهایت با استفاده از نرم افزار v24 آنالیز آماری صورت گرفت. یافتهها *** نتایج این مطالعه نشان داد که میانه PMR بین نمونههای بافتی توموری و نرمال بیماران مبتلا به سرطان کولورکتال و همچنین بین نمونههای مدفوع بیماران و افراد سالم دارای اختلاف معنیدار بود. (PValue<0.001). میانه MR مربوط به ژن ITGA4 در نمونههای بافت توموری 8/36 و در نمونههای بافتی نرمال 10 بود. میانه PMR در نمونههای مدفوع توموری 54/2و در نمونههای مدفوع نرمال 01 /0 بود . حساسیت و ویژگی در نمونههای بافتی بهترتیب 63% و 63% و در نمونههای مدفوع به ترتیب 57%و 100% بود. نتیجهگیری سنجش DNAمتیله ناحیه پروموتر ژن ITGA4 در نمونههای مدفوع با استفاده از روش MethLight PCR از حساسیت و ویژگی مناسبی بهعنوان یک روش غیرتهاجمی برای تشخیص سرطان کولورکتال برخوردار میباشد. این پژوهش اولین گزارشی است که درایران درخصوص بررسی متیلاسیون ژن ITGA4 درنمونههای مدفوع در سرطان کولورکتال ارائه می گردد .
-
مطالعه¬ی اثر داروی تاموکسیفن بر بیان ژن SMARCD1 دررده سلولی MKN_45 سرطان معده¬
راضیه جعفری 1398مطالعهی اثر داروی تاموکسیفن بر بیانژن SMARCD1 دررده سلولی MKN_45 سرطان معده
-
بررسی اثرات محیط کشت روییِ سلولهای بنیادی مزانشیمی تیمار شده با تیموکوئینون بر رده سلولی سرطانیMCF-7
پوریا حاج مومنی 1398 -
مطالعه اسپکتروسکوپی و ترمودینامیکی میانکنش بین 1-(4- کلرو بنزن سولفونیل)-4-هیدروکسی پیرولیدین-2-کربوکسیلیک اسید و آنزیم کربونیک انیدراز II انسانی
مریم احمدیان 1398کربنیک انیدرازها (4.2.1.1EC ) متالو آنزیمی حاوی یون روی می باشند که هیدراسیون برگشت پذیر دی اکسید کربن به بی کربنات و پروتون را کاتالیز می کنند. این آنزیم ها دارای توزیع متفاوت در بافت های مختلف و موقعیت های زیرسلولی هستند و در آرکی باکتری ها، یو باکتری ها، جانوران وگیاهان وجود دارند. این آنزیم ها در فرآیندهای فیزیولوژیکی حیاتی مرتبط با تنفس و انتقال CO2، ترشح الکترولیت ها در بافت ها و ریه ها، تنظیم pH، هومئوستاز، واکنش های بیوسنتزی (مانند گلوکونئوژنز و لیپوژنز) و کلسیفیکاسیون نقش دارند. مهارکننده های آنزیم کربنیک انیدراز به طور بالینی برای اختلالات متنوع مرتبط با کربنیک انیدرازها از قبیل گلوکوما، ادم، صرع، افزایش فشار داخل جمجمه، میگرن،پارکینسون و غیره مورد استفاده قرار می گیرند و از اینرو مطالعه در مورد آن ها ضروری به نظر می رسد. در این پژوهش، میانکنش بین کربنیک انیدراز II انسانی و 1-(4-کلرو-بنزن سولفونیل)-4-هیدروکسی –پیرولیدین-2-کربوکسیلیک اسید با استفاده از روش های فلورسانس، جذب مرئی- فرابنفش، اسپکتروسکوپی دورنگ نمایی دورانی (CD) و تبدیل فوریه مادون قرمز FT-IR دربافر تریس- سولفات50 میلی مولار با 75/7 pH و همچنین مطالعات داکینگ مولکولی مورد بررسی قرار گرفت. مطالعات سینیتیکی نشان داد که داروی 1-(4-کلرو-بنزن سولفونیل)-4-هیدروکسی- پیرولیدین-2-کربوکسیلیک اسید فعالیت استرازی کربنیک انیدراز II انسانی را به صورت رقابتی خطی مهار می کند. آنالیز داده های فلوئورسانس آشکار ساخت که دارو فلوئورسانس ذاتی آنزیم را با مکانیسم استاتیک خاموش کند. آنالیز ترمودینامیکی فرآیند اتصال نشان داد که پیوندهای هیدروژنی و میانکنش های واندروالس نقش عمده را در پایداری کمپلکس دارو و آنزیم دارند. محاسبه آبگریزی سطحی پروتئین توسط 1- آنیلینو نفتالن -8-سولفونات نشان داد که با اتصال دارو، آبگریزی سطحی آنزیم کاهش یافته است. اکسیداسیون کربنیک انیدراز II انسانی و کمپلکس کربنیک انیدراز II انسانی- دارو N - بروموسوکسینیمید ( ) نشان دهنده کاهش تعداد تریپتوفان های دردسترس آنزیم در حضور دارو می باشد. نتایج اسپکتروسکوپی دورنگ نمایی دورانی در ناحیه فرابنفش دور نشان داد که با اتصال دارو محتوای مارپیچ آلفای آنزیم کربنیک انیدراز II انسانی افزایش یافته، در حالی که آنالیز طیف های CD ناحیه فرابنفش نزدیک آشکار ساخت که در حضور دارو انعطاف پذیری ساختار سوم آنزیم کاهش یافته است. مقایسه پایداری ترمودینامیکی آنزیم با کمپلکس آنزیم- دارو آشکار ساخت که پایداری ترمودینامیکی آنزیم در حضور دارو افزایش یافته است. تجزیه و تحلیل نمودار اشترن- ولمر در آزمایش خاموش شوندگی در حضور آکریل آمید نشان داد که 1- (4-کلرو-بنزن سولفونیل)-4-هیدروکسی- پیرولیدین-2-کربوکسیلیک اسید موجب کاهش دسترسی خاموش کننده به تریپتوفان های کربنیک انیدراز شده است که نتایج آزمایش را تایید می کند. آزمایش غیرطبیعی شدن توسط گوانیدین هایدروکلراید نشان داد که پایداری ترمودینامیکی کمپلکس آنزیم- دارو در مقایسه با آنزیم تنها، افزایش یافته است. همچنین نتایج آزمایشات FT-IR با نتایج آزمایشات CDدر ناحیه فرابنفش دور به خوبی در تطابق است و نشان داد که دارو موجب القای مقداری افزایش در محتوای مارپیچ آلفای پروتئین می شود. نتایج داکینگ نشان داد که دارو از طریق پیوندهای هیدروژنی به داخل جایگاه فعال آنزیم لنگر می اندازد. به علاوه نتایج غیر فعال شدن گرمایی نیز حاکی از آن است که که کمپلکس آنزیم- دارو در مقایسه با آنزیم تنها پایداری سینتیکی کمتری دارد.با در نظر گرفتن تمامی داده های بالا، می توان چنین نتیجه گرفت که اتصال 1- (4-کلرو-بنزن سولفونیل)-4-هیدروکسی - پیرولیدین-2-کربوکسیلیک اسید به کربنیک انیدراز II انسانی باعث تغییراتی در عملکرد و همچنین ساختار دوم و سوم پروتئین می شود. لغات کلیدی: 1- (4- کلرو بنزن سولفونیل)-4-هیدروکسی پیرولیدین-2-کربوکسیلیک اسید، کربنیک انیدراز II انسانی، مهارکنندگی، پایداری ترمودینامیکی، پایداری سینتیکی، فلوئورسانس، خاموش شوندگی
-
ساب کلونینگ ژن کربنیک انیدراز XIIدر سیستم بیانی pET28aو بررسی اثر چند ترکیبشیمیایی و مشتقات سولفونامیدی آنها بر فعالیت آنزیمی کربنیک انیدرازهای II, IX, XI
سمیه خاطری 1398کربونیک انیدراز ها متالوآنزیم های شناخته شده ای هستند که هیدراسیون برگشت پذیر دی اکسیدکربن به بی کربنات و پروتون را کاتالیز می کنند. خصوصیات فیزیکی و شیمیایی ترکیبات فنولی، این مولکول ها را قادر به برقراری میانکنش با طیف گسترده ای از اهداف مانند کربونیک انیدراز ها ساخته است. در این مطالعه مهار دو ایزوزیم انسانی کربونیک انیدراز ) CAII و CAIX( توسط یک سری از ترکیبات فنولی و در حضور پارا نیتروفنیل استات به عنوان سوبسترا طی سنجش فعالیت استرازی آنزیم، مورد مطالعه قرار گرفت. مقادیر IC50 کوئرستین )Q( و مشتق سولفونامیدی آن)QD( به ترتیب برابر با 15/99 و5/13 برای کربوبنیک انیدراز II ، 54/45 و 28/52 برای کربونیک انیدراز IX به دست آمد. این ترکیبات لیگاند، قادر به خاموشی نشر فلوئورسانس آنزیم کربونیک انیدراز II به روش دینامیک هستند. در مجموع، اتصال این ترکیبات فنولی به جایگاه فعال CAII همراه با مهار رقابتی آنزیم بود و به طور کلی، مهارکننده های قوی تری برای CAII در مقایسه با CIX بودند.
-
مطالعه ی فشار تابشی و تشدید پلاسمونیک در نانو ذرات کروی هسته-پوسته
روژین احمدی 1398 -
مطالعه و بررسی پدیده ترکیب چهار موج در سیستم های چند ترازی
زینب ملکی 1398ترکیب چند موج یک فرآیند اپتیکی مهم و شناخته شده در اپتیک غیرخطی است که به صورت تئوری و تجربی در سالهای اخیر مورد مطالعه قرار گرفته است. این پدیده به دلیل کاربردهایی که در گستره وسیعی از اپتیک غیرخطی دارد، مورد توجه قرار گرفته است مانند تولید تابش همدوس طول موج کوتاه، کوانتوم اپتیک غیرخطی، تقویت تصویر اپتیکی و اطلاعات کوانتومی. در ترکیب چهار موج سه میدان الکترومغناطیسی در یک محیط اپتیکی غیرخطی با هم برهمکنش میکنند و یک میدان الکترومغناطیس با فرکانس جدید تولید میکنند. $FWM$ در یک محیط اتمی میتواند با اثر همدوسی چند فوتون به طور چشمگیری افزایش یابد، که از برهمکنش اتم با میدانهای الکترومغناطیسی همدوس تولید میشود. این افزایش غیرخطیت $FWM$ میتواند در انواع سیستمهای چند ترازی مانند سستمهای اتمی مدل نردبانی و مدل لاندا به منظور تولید جفت فوتون درهمتنیده استفاده شود. در این پایاننامه، مفهوم ترکیب چهار موج و چند نمونه از کاربردهای آن مورد مطالعه قرار گرفته است. سپس فرآیند غیرخطی $FWM$ در محیطهای متفاوت شامل اتمهای سرد و ساختار چاه کوانتومی دوگانه نامتقارن مورد بررسی قرار گرفته است و همچنین به طور مختصر کاربردهای آن مورد بحث قرار گرفته است. \\\\ ابتدا، تحلیل وابستگی زمانی $FWM$ بر اساس پدیده تونلزنی در ساختار چاه کوانتومی دوگانه نامتقارن مورد بررسی قرار گرفته است. به طور تحلیلی نشان داده شده است که بازده بالا ترکیب موج با استفاده از پدیده تونلزنی در مدل چاه کوانتومی با یک شدت ضعیف میدان پمپ قابل دستیابی است. به طور خاص برای مسافتهای انتشار کوتاه، افزایش چشمگیر ضریب بازده تبدیل $FWM$ میتواند بدست آید. \\\\ همچنین، در اتمهای چند ترازی و تحت یک شرایط مناسب از میدانهای ورودی، اثرهای تداخلی قوی بین میدانهای ورودی و میدان $FWM$ تولید شده ممکن است اتفاق بیافتد که باعث ایجاد تقویت و یا تضعیف میدانهای خروحی میشود. علاوه بر آن، این چنین مدولاسیون نوری از تقویت به تضعیف میتواند توسط فاز نسبی کنترل شود. \\\\ کلمات کلیدی: ترکیب چهار موج، ماتریس چگالی، سیستم چند ترازی.
-
ارزیابی پایداری کمپلکس بتا-کاتنین با پپتید(های) طراحی شده مهاری با استفاده از شبیه سازی دینامیک مولکولی
فریبا قبادی داراب خانی 1398سرطان پانکراس با تصاحب سهم 2/7 درصدی از همه مرگ و میرهای ناشی از سرطان در رتبه چهارم کشنده ترین سرطانها در سال 2018 قرار داشته است. مبتلایان به سرطان پانکراس کمتر از پنج سال پس از تشخیص اولیه زنده میمانند و این موضوع علاوه بر پیشرفت تهاجمی و سریع این بیماری، به مقاومت دارویی بالا در این بیماران مربوط میشود. بدلیل مقاومت دارویی این نوع سرطان نیاز به طراحی داروهای جدید برای مهار و کنترل آن به شدت احساس میشود. طراحی پپتیدهای جدید با روش تقلید زیستی که با تقلید رفتاری مبتنی بر شباهت ساختاری با پپتیدهای زیستی، توانایی بالقوه ی برهم زدن میانکنشهای پروتئین-پروتئین طبیعی را داشته و بنابراین بتوانند بعنوان کاندیدهای دارویی مناسب برای مهار فرایندهای بیماری زا از جمله انواع سرطان مورد آزمایش قرار بگیرند، در سالیان اخیر اهمیت ویژهای در عرصهی بیوشیمی بالینی یافته است. یکی از مسیرهای پیام دهی درگیر در این سرطان مسیر پیام دهی Wnt و یکی از کمپلکسهای هدف به منظور مهار در این سرطان، کمپلکس LRH-1/?-catenin است. بیان بیش از حد فاکتور رونویسی LRH-1 که لیگاند طبیعی پروتئین بتاکاتنین میباشد باعث افزایش تقسیم و تمایز سلولی و در نتیجه تشکیل تومورهای سرطانی میشود. بنابراین وجود یک مهارکنندهی پپتیدی که به بخش میانکنشکننده ی پروتئین LRH-1 شباهت ساختاری داشته باشد، درصورت توانایی ایجاد میانکنش پایدار با بتاکاتنین میتواند مسیر سلولی منجر به سرطان را مهار کند. در این پژوهش پایداری میانکنش دو پپتید طراحی شده به روش تقلید پپتیدی در کمپلکس با پروتئین بتاکاتنین با استفاده از روش نمونه برداری چتری بررسی شد. برای این منظور 2 کاندید پپتیدی نهایی که با فرایند غربالگری مجازی بدست آمده بودند انتخاب شده و میانکنش این پپتیدها و نیز یک پپتید با توالی بهم ریخته به عنوان پپتید شاهد با پروتئین بتاکاتنین شبیه سازی شد. نمودارهای پتانسیل نیروی میانگین میانکنش در راستای محور واکنشی نشان داد که یکی از این پپتیدها پیوند محکمی با بتاکاتنین تشکیل میدهد و میتواند به عنوان یک کاندید دارویی مناسب برای مهار میانکنش LRH-1/?-catenin مطرح شود. در انتها محاسبات RMSD، RMSF، شعاع چرخشی و پیوندهای هیدروژنی انجام شد که همگی نتایج حاصل از شبیه سازی را تایید مینمودند.کلمات کلیدی: سرطان پانکراس ، مسیر پیام دهی Wnt ،کمپلکس LRH-1/?-catenin ، نمونه برداری چتری ، مهارکنندهی پپتیدی
-
بررسی اثرات رزورسینول و رزوراترول و مشتقات سولفونامیدی آنها بر ساختار آنزیم کربنیک انیدراز II انسانی
سنا پیری 1397در این تحقیق، برهمکنش رزورسینول، رزوراترول و مشتقات سولفونامیدی آنها با آنزیم کربنیک انیدرازII انسانی با استفاده از تکنیکهای فلوئورسانس، شبیهسازی دینامیک مولکولی و داکینگ مولکولی مورد بررسی قرار گرفت. دادههای فلوئورسانس در سه دما نشان داد که رزوراترول و مشتق سولفونامیدی آن باعث خاموش شدن نشر ذاتی آنزیم از طریق مکانیسم استاتیک میشوند. در مقابل، رزورسینول و مشتق سولفونامیدی آن باعث افزایش فلوئورسانس ذاتی آنزیم با مکانیسم استاتیک میشوند. آنالیز ترمودینامیکی دادههای خاموشکنندگی فلوئورسانس نشان داد که پیوندهای هیدروژنی و برهمکنشهای واندروالس نقش اصلی را در برهمکنشهای مهارکنندهها به hCA II بازی میکنند. بر اساس دادههای محاسباتی به دست آمده از مطالعات شبیه سازی دینامیک مولکولی و داکینگ مولکولی، پیوند هیدروژنی نیروی اصلی درگیر در برهمکنش بین مهارکنندهها و hCA II میباشد. علاوهبراین، براساس مقادیر انرژی اتصال، مشتقات سولفونامیدی در مقایسه با رزوراترول و رزورسینول، قویتر به آنزیم متصل میشوند. بر اساس داده های IC50، مشتقات سولفونامیدی نسبت به ترکیبات اصلی اثر مهاری قویتری دارند.
-
بررسی اثر داروی ایبوپروفن بر روی بیان Notch1 در سلول های بنیادی سرطانی معده مشتق شده از رده سلولی MKN-45
فروزان آذرافروز 1397 -
بررسی اثر داروی ایبوپروفن بر روی بیان ژن DLL1 در سلول های بنیادی سرطانی معده مشتق شده از رده سلولی MKN-45
محسن فرهنگیان 1397 -
جداسازی، خالص سازی و تعیین خصوصیات یک آنزیم پروتئاز ازیک جنس باسیلوس قلیادوست مقاوم به حلال آلی
شهره محمدی 1397 -
معرفی محصولات حاصل از تجزیه رنگ های زردسانست و قرمزآلورا به عنوان القاء کننده¬های ایجاد تجمع در پروتئین تاو انسانی
سارا اجاقی 1397 -
انالیز اسپکتروسکوپی و ترمودینامیکی میان کنش بین کربونیک انیدراز انسانی وساخارین
خدیجه سبزی خوشنامی 1397 -
اثر سیلیکون بر برخی پارامترهای رشد و فیزیولوژیکی گیاهان بومی Isatis cappadocica و Brassica napus تحت تنش آرسنیک وکادمیوم
سلیمه خادمی اعظم 1396 -
مطالعه¬ی اثر مهار hsa-miR-4270 بر ژن¬های SMARCD1و Pygo2 در سلول¬های بنیادی سرطان معده مشتق شده از رده¬ی سلولی MKN45
کیومرث مهدی زاده 1396 -
بررسی اثر مهارhsa-miR-451b بر بیان ژن¬های Kremen1 و CASK در سلول¬های بنیادی سرطان معده مشتق شده از رده¬ی سلولی MKN-45
دیبا برزآبادی فراهانی 1396 -
بررسی کارایی جذب کادمیوم توسط قارچ فوزاریوم سولانی جدا شده از خاک زراعی منطقه ماهیدشت استان کرمانشاه
هیوا عبدی سرابشلی 1396 -
جداسازی،خالص سازی و تعیین خصوصیت یک آنزیم پروتئاز آلکالوفیل مقاوم به حرارت از یک جنس باسیلوس
لاله نظری 1395 -
تاثیر ایبودیلاست بر مرگ سلولی القا شده توسط استئوروسپورین درسلول های pc12
شیوا اسکندرزاده 1395 -
اثرات داروی ایبودیلاست بر مرگ سلولی القا شده توسط مورفین در رده سلولی PC12
کیانوش احسانی پور 1395
