صفحه نمایش استاد - پرتال اصلی دانشگاه رازی
محمود خرمی وفا
دانشیار / کشاورزی / مهندسی تولید و ژنتیک گیاهی
دروس ارائه شده نیمسال جاری
| نام درس | واحد | زمان ارائه درس | ترم |
|---|---|---|---|
| روش تحقیق | 2 | هرهفته، شنبه ، 16:00-18:00 | نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1405 |
| تولید گیاهان دارویی پیشرفته | 2 | هرهفته، شنبه ، 10:30-12:30 | نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1405 |
| تولید و بهرهبرداری گیاهان دارویی | 2 | هرهفته، دوشنبه ، 08:30-10:30 | نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1405 |
پایاننامههای کارشناسیارشد
-
تحلیل موانع کنش جمعی کشاورزان شهرستان روانسر برای مدیریت منابع آب
سالار رستمی 1404 -
واکنش گندم به محلولپاشی اسید هیومیک و نانوکیتوزان در شرایط دیم
مریم محمدی دوکوشکانی 1404 -
تاثیر کود نیتروژن و گیاهان پوششی ماشک (Vicia sativa)، شبدر (Trifolium resupinatum) و یولاف زراعی (Avena sativa) بر فرونشانی علف¬های هرز، رشد و عملکرد گشنیز (Coriandrum sativum L.)
فرهاد عباسی 1404میتواند سبب کاهش عملکرد و کیفیت گشنیز شود.
-
تاثیر تاریخ کاشت بر رشد و عملکرد نخود (Cicer arietinum L.) در سیستمهای مختلف خاکورزی
شهرام چوبتاشانی 1403 -
بررسی اثر کود دامی بر عملکرد و اسانس گیاه دارویی سیاه دانه (Nigella sativa) تحت شرایط قطع آبیاری
ایوب رستمی مامو 1403مدیریت عناصر غذایی خاک در تولید گیاهان دارویی از اهمیت ویژهای برخوردار است، از طرفی تنش کمبود رطوبت نیز به عنوان مهمترین عامل محدود کننده تولید منجر به کاهش عملکرد گیاه میشود. بنابراین این مطالعه با هدف بررسی تاثیر کود دامی بر ویژگیهای بومشناختی فیزیولوژیک، عملکرد دانه و عملکرد اسانس گیاه سیاهدانه در شرایط قطع آبیاری انجام شد. آزمایش به صورت اسپلیت پلات در قالب طرح پایه بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه تحقیقاتی پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه رازی در سال زراعی 1401-1400 اجرا شد. تیمارها شامل کود دامی کاملا پوسیده گوسفندی (صفر، 10، 20 و30 تن در هکتار) به عنوان عامل اصلی و قطع آبیاری (آبیاری متداول، قطع آبیاری از مرحله گلدهی، قطع آبیاری از مرحله پر شدن دانه) به عنوان عامل فرعی بود. ویژگیهای اندازهگیری شده شامل شاخص سطح برگ، جذب تشعشع، سرعت رشد نسبی، سرعت رشد محصول، وزن خشک کل، کارایی مصرف تشعشع، ارتفاع بوته، تعداد شاخه اصلی، تعداد فولیکول، تعداد دانه در فولیکول، وزن هزار دانه، عملکرد وزن خشک کل، عملکرد دانه، درصد اسانس، عملکرد اسانس و شاخص برداشت بود. نتایج نشان داد کاربرد کود دامی و تیمارهای آبیاری بر ویژگیهای مورد ارزیابی تاثیرگذار بود. بالاترین (34/2) و پایینترین (1/1) حداکثر شاخص سطح برگ به ترتیب مربوط به تیمار 30 تن کود دامی در هکتار و آبیاری کامل و شرایط عدم کاربرد کود دامی و قطع آبیاری از مرحله گدهی بود. در تمام تیمارهای مصرف کود دامی با افزایش میزان آب آبیاری میزان جذب تشعشع نیز بهبود یافت. بالاترین و پایینترین میزان جذب تشعشع به ترتیب در شرایط 30 تن کود دامی و آبیاری کامل و تیمار عدم مصرف کود دامی و قطع آبیاری از مرحله نموی گلدهی مشاهده شد. بیشترین و کمترین سرعت رشد نسبی و سرعت رشد محصول به ترتیب مربوط به 30 تن کود دامی در هکتار و آبیاری کامل (به ترتیب، 094/0 گرم بر گرم در روز و 2/6 گرم در متر مربع در روز) و عدم مصرف کود دامی و قطع آبیاری از مرحله گلدهی (به ترتیب، 066/0 گرم بر گرم در روز و 3/2 گرم در متر مربع در روز) بود. بیشترین کارایی مصرف تشعشع (5539/0 گرم بر مگاژول) مربوط به 30 تن کود دامی و آبیاری کامل و کمترین آن (4565/0گرم بر مگاژول) نیز در شرایط عدم مصرف کود دامی و قطع آبیاری از مرحله گلدهی بدست آمد. برهمکنش کاربرد کود دامی و قطع آبیاری بر عملکرد و اجزای عملکرد دانه معنیدار بود. بیشترین وزن هزار دانه (69/1 گرم)، عملکرد وزن خشک کل (5/251 گرم در متر مربع)، عملکرد دانه (7/108 گرم در متر مربع) و عملکرد اسانس دانه (7/ گرم در متر مربع 18) و کمترین وزن هزار دانه (39/1 گرم)، عملکرد وزن خشک کل (3/125 گرم در متر مربع)، عملکرد دانه (3/44 گرم در متر مربع) و عملکرد اسانس دانه (2/8 گرم در متر مربع) به ترتیب در تیمار 30 تن کود دامی و آبیاری کامل و تیمار عدم مصرف کود دامی و قطع آبیاری از مرحله نموی گلدهی مشاهده شد. نتایج همچنین نشان داد که همبستگی صفت عملکرد دانه با صفات عملکرد ماده خشک کل، شاخص برداشت، تعداد فولیکول در متر مربع، تعداد دانه در فولیکول و وزن هزار دانه مثبت و معنیدار بود. بطور کلی نتایج نشان داد که جهت دستیابی به حداکثر عملکرد دانه و عملکرد اسانس دانه، تیمار 30 تن کود دامی و آبیاری کامل بهتر بود، با این حال در شرایط 30 تن کود دامی بین قطع آبیاری از مرحله نموی پر شدن دانه با آبیاری کامل اختلاف معنیدار نبود. بنابراین میتوان بجای آبیاری کامل مزرعه بدون افت عملکرد دانه و اسانس، آبیاری را از مرحله پر شدن دانه قطع نمود که از این طریق منجر به کاهش میزان آب مصرفی در مزرعه میشود. واژههای کلیدی: شاخصهای رشد، جذب تشعشع، کارایی مصرف تشعشع، عملکرد دانه، اجزای عملکرد، عملکرد اسانس
-
تحلیل پایداری اکولوژیکی تالاب هشیلان با استفاده از برآورد نیاز آبی زیست محیطی در شرایط مختلف
ساحل شیرمحمدی 1403تالاب هشیلان بعنوان محل استراحت موقت پرندگان مهاجر نقش موثری در رشد گونههای خاص گیاهی، تغذیه آبهای زیرزمینی و آب و هوای استان دارد. ارزشهای اقتصادی خاص تالاب مانند وجود جزیرکهای کوچک و بزرگ دارای ارزش تفریحی و گردشگری، بهرهبرداری از نیزارها، مراتع، رواج کشاورزی و دامداری باعث جلب افراد به این محیط طبیعی گردیده است. این مطالعه باهدف محاسبه نیاز آبی زیست محیطی تالاب هشیلان در شرایط مختلف آب و هوایی، بر اساس یک روش جامع انجام شد. در این مطالعه کلیه شاخصهای اجتماعی، اقتصادی، اکولوژیکی و هیدرومورفولوژیکی و ... در نظر گرفته شد وبا ارزشگذاری شاخصها و انتخاب آنها برای هر بخش، پرنده آبزی چنگر با اختصاص بالاترین درجه اهمیت به عنوان شاخص نهایی اکولوژیکی انتخاب گردید. در این مطالعه،به منظور برآورد مساحت پهنه آبی و پوشش گیاهی محدوده تالاب هشیلان درسالهای2000تا 2024 از تصاویر ماهواره ای لندست و از نرم افزار های ENVI وARC GIS استفاده شد. برای محاسبه نیازآبی زیست محیطی تالاب، ارتباط بین مساحت پهنه آبی تالاب با تعداد پرنده آبزی چنگر در شرایط هدفگذاری شده درسه سطح بررسی و این نتیجه حاصل شد که حجم آب موردنیاز برای رسیدن به شرایط مطلوب ،قابل قبول و حداقل بوده به ترتیب برابر با 1240، 900 و580 هزار مترمکعب میباشد. نتایج نشان داد که برای حفظ حجم تالاب در شرایط خشکسالی و نرمال، بهمنظور تامین شرایط اکولوژیکی حداقل و قابل قبول، در شش ماهه اول سال آبی به ترتیب به حدود 5.40 و 0.3 میلیون مترمکعب آب در سال نیاز خواهد بود ولی در شش ماهه اول سال آبی برای شرایط ترسالی کمبودی وجود نخواهد داشت. لذا به عنوان راهکار مدیریتی؛ با ایجاد منابع آب ورودی جدید به تالاب از طریق کانال آبیاری و زهکشی سد گاوشان، میتوان آب موردنیاز آنرا بدون لطمه به سایرمصرف کنندگان تامین و تراز آب تالاب را به تراز اکولوژیکی هدفگذاری شده رساند. این نتایج میتواند به سیاستگذاران و مدیران منابع آبی کمک کند تا اقدامات موثرتری برای حفظ و مدیریت اکوسیستمهای آبی در حوضه تالاب هشیلان انجام دهند.
-
واکنش گندم نان دیم (Triticum aestivum L.) به محلولپاشی گونه های مختلف سیلیکون در کاهش آسیب تنش خشکی
شریف رستمی 1403چکیده گندم نان یکی از گیاهان زراعی در جهان است و نقش مهمی در امنیت غذایی دارد. هر چند عنصر سیلیسیم جزء عناصر ضروری برای رشد گیاه به شمار نمیآید. با این حال، نتایج تحقیقات اخیر نشان داده که سیلیسیم در افزایش مقاومت گیاهان به تنشهای محیطی موثر بوده است. لذا، این آزمایش با هدف مقایسه ذرات اکسید سیلیسیم با قطر متفاوت، سیلیکات سدیم و سیلیکات پتاسیم در کاهش خسارت تنش خشکی در گندم دیم انجام شد. آزمایش در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه پژوهشی پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه رازی اجرا شد. تیمارهای آزمایش شامل فرمهای مختلف سیلیسیم )بدون مصرف سیلیسیم )شاهد(، سیلیکات پتاسیم ) 3SiO2K (، سیلیکات سدیم ) 3SiO2Na (، نانوذرات اکسید سیلیسیم ) 2SiO ( با قطر ذرات 8 نانومتر، نانوذرات اکسید سیلیسیم با قطر ذرات 1 ± 12 نانومتر، نانوذرات اکسید سیلیسیم با قطر ذرات 5 ± 25 نانومتر، نانوذرات اکسید سیلیسیم با قطر ذرات 5 ± 65 نانومتر، اکسید سیلیسیم با قطر ذرات 1000 نانومتر، اکسید سیلیسیم با قطر ذرات 5000 نانومتر، اکسید سیلیسیم با قطر ذرات 10000 نانومتر و اکسید سیلیسیم با قطر ذرات 100000 نانومتر( بودند. نتایج نشان داد که کاربرد فرمهای مختلف سیلیسیم موجب بهبود رشد و عملکرد گندم نان شدند. به طوری که بیشترین قطر برگ ) 77 / 2 میلیمتر(، طول سنبله ) 38 / 11 سانتیمتر( و تعداد سنبلچه در سنبله ) 19 / 15 عدد( از محلولپاشی نانوذرات اکسید سیلیسیم با قطر ذرات 8 نانومتر به دست آمد. به علاوه، مقایسه میانگینها نشان داد که تیمار نانوذرات اکسید سیلیسیم با قطر 12 نانومتر و سیلیکات سدیم موجب افزایش 17 / 35 و 93 / 32 درصدی تعداد دانه در سنبله نسبت به شاهد شدند. همچنین بیشترین وزن هزار دانه در تیمار سیلیکات پتاسیم، اکسید سیلیسیم با قطر 10000 نانومتر و نانوذرات اکسید سیلیسیم با قطر 25 و 8 نانومتر دیده شد. محلولپاشی نانوذرات اکسید سیلیسیم با قطر 25 نانومتر به ترتیب باعث افزایش 23 / 38 ، 20 / 49 و 60 / 57 درصدی میزان عملکرد دانه، عملکرد بیولوژیک و عملکرد کاه نسبت به شاهد شد . گیاهان محلولپاشی شده با نانوذرات اکسید سیلیسیم با قطر ذرات 8 و 12 نانومتر به طور معنیداری از میزان کلروفیل a، کلروفیل b و کلروفیل کل بیشتری نسبت به سایر فرمهای سیلیسیم برخوردار بودند. از طرفی، بالاترین میزان پرولین، پروتئین و قندهای محلول برگ با کاربرد تیمارهای نانوذرات اکسید سیلیسیم با قطر 8 ، 12 ، 25 و 65 نانومتر دیده شد. مشخص شد که کاربرد فرمهای مختلف سیلیسیم موجب کاهش محتوای مالوندیآلدئید و پراکسید هیدروژن و افزایش فعالیت آنزیمهای آنتیاکسیدانی کاتالاز، پراکسیداز و سوپراکسید دیسموتاز برگ در مقایسه با شاهد شدند. به طور کلی، تیمارهای نانو ذرات اکسید سیلیسیم در مقایسه با فرم غیرنانو به طور موثرتری عملکرد، اجزای عملکرد و صفات بیوشیمیایی گندم را افزایش دادند که نشان دهنده توانایی بهتر نانوذرات به دلیل ابعاد کوچکتر و سطح بیشتر آنها است. بنابراین، توصیه میشود برای افزایش رشد و عملکرد گندم نان دیم و کاهش آسیب تنش خشکی، پیشنهاد میشود که از محلولپاشی فرم نانو ذرات دی اکسید سیلیسیم استفاده شود. کلیدواژهها: آنزیم آنتیاکسیدان، عملکرد دانه، سیلیسیم، گندم، نانو ذره
-
پاسخ لاین ذرت سیمون به محلول پاشی دود آب در مراحل مختلف رشد.
مریم نجفی 1403 -
تاثیر سن و تعداد برگ نشاء بر عملکرد و خصوصیات مرفوفیزیولوژیک چغندر علوفه ای
پروانه فتحی گرمیانه 1403چکیده با توجه به اهمیت چغندر علوفهای در تامین علوفه و سازگاری بالای آن نسبت به شرایط نامطلوب محیطی این آزمایش به منظور بررسی تاثیر سن و تعداد برگ نشاء چغندرعلوفهای در گلخانه و مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه رازی انجام شد. طرح آزمایشی مورد استفاده در این تحقیق، بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار و 10 تیمار بود. در این تحقیق اثر سن نشاء (یک ماهه، 45 روزه و دو ماهه) و تعداد برگ نشاء (عدم حذف برگ، حذف نصف برگها و حذف کل برگها) بررسی شد. حذف برگها قبل از انتقال نشاء به مزرعه و با حفظ طوقه و جوانه نشاء انجام گرفت. بدینترتیب تیمارها شامل کشت مستقیم بذر (شاهد)، نشاء 30 روزه بدون حذف برگ، نشاء 30 روزه با حذف نصف برگها، نشاء 30 روزه با حذف کل برگها، نشاء 45 روزه بدون حذف برگها، نشاء 45 روزه با حذف نصف برگها، نشاء 45 روزه با حذف کل برگها، نشاء 60 روزه بدون حذف برگها، نشاء 60 روزه با حذف نصف برگها و نشاء 60 روزه با حذف کل برگها بود. پس از رسیدن نشاءها به سن مورد نظر، تمام تیمارها بطور همزمان و در یک تاریخ به زمین اصلی منتقل شدند. نتایج تجزیه واریانس نشان داد که درصد زندهمانی، میزان نسبی آب از دست رفته برگ، محتوای نسبی آب برگ، شاخص سبزینگی، هدایت روزنهای، وزن مخصوص برگ، تعداد برگ، سطح برگ، وزن خشک برگ و اندام هوایی، قطر و طول ریشه، طول طوقه، وزن تر و خشک ریشه، عملکرد ریشه تر، درآمد ناخالص، درآمد خالص و نسبت سود به هزینه معنادار بود. نتایج مقایسه میانگین نشان داد که بیشترین وزن مخصوص برگ، تعداد برگ، وزن خشک برگ و اندام هوایی، وزن تر و خشک ریشه مربوط به تیمار نشاء دو ماهه، ، با هر سه سطح عدم حذف برگ، حذف نصف برگ و حذف کل برگ بود. بیشترین محتوای نسبی آب برگ از کشت مستقیم بدست آمد. نشاء 45 روزه با حذف کل برگها از نظر شاخص سبزینگی و هدایت روزنهای نسبت به سایر تیمارها برتری داشت. نتایج پژوهش نشان داد که بین تیمارهای نشاء دو ماهه و نشاء 45 روزه بجز حذف کامل برگها اختلاف آماری وجود نداشت اگرچه بالاترین مقدار مربوط به نشاء 45 روزه با نصف حذف برگها بود. بیشترین درآمد ناخالص و نسبت سود به هزینه مربوط به نشاء 45 روزه با حذف نصف برگ بود. اما نشاء 45 روزه با عدم حذف برگ و حذف نصف برگ و نشاء دو ماهه با هر سه سطح عدم حذف برگ، حذف نصف برگ و حذف کل برگ بالاترین درآمد خالص را نشان دادند. با توجه به اینکه تاریخ کشت 45 روزه و حذف نصف برگها بیشترین تاثیر را بر عملکرد ریشه و درآمد داشت، کاربرد همزمان این دو روش میتواند نقش قابلتوجهی در افزایش برداشت زودهنگام و عملکرد ریشه چعندر علوفهای داشته باشد. کلید واژه: نشاءکاری، چغندر علوفهای، تاریخ کشت، حذف برگ نشاء، کشت مستقیم
-
تاثیرمحرک¬های رشد گیاهی بر عملکرد نخود زراعی (Cicer arietinum L.) در شرایط دیم
تورج میلادی 1403 -
بررسی تغییرات 20 ساله رخدادهای آتش سوزی در جنگلهای هیرکانی ایران
مهدی عظیمیان 1403چکیده جنگلهای هیرکانی ایران که در شمال کشور و در سه استان گیلان، مازندران وگلستان قرار دارد، صنعتیترین و مهمترین جنگلهای کشور است که مساحت آن حدود 9/1 میلیون هکتار برآورد شده است. این جنگلها با تنوع گونهای و ژنتیکی بالا و قدمت زیاد که متعلق به دوران سوم زمین شناسی است، میراثی ماندگار و ارزشمند است. اما متاسفانه توسط آتشسوزی بهعنوان یک پدیده با منشا طبیعی و انسانی همواره مورد تهدید قرار میگیرد. هرچندآتش یک بخش غیر قابل تفکیک از اکوسیستم جنگل است اما این پدیده از مهمترین عوامل تخریب و از بین رفتن این اکوسیستمها به شمار می رود. آتشسوزی باعث تغییرات و دگرگونی در عملکرد و ساختار اکوسیستمها از جمله اکوسیستم جنگلی شده و تاثیر بسیار مخربی بر فرآیندهای طبیعی از قبیل زادآوری، بستر بذر، چرخههای کربن و نیتروژن، توالی، تنوع گونهها و حیات وحش، خصوصیات فیزیکی، شیمیایی و حاصلخیزی خاک و .. دارد. در این پژوهش رخدادهای آتشسوزی دوره 23 ساله ( 2001 – 2023) جنگلهای هیرکانی از سنجنده MODI و دوره 11 ساله ( 2012 – 2022 ) از سنجنده VIIRS دریافت شدند. سپس این رخدادها از نظر زمانی ( ماه، فصل و سال ) و مکانی (فیزیوگرافی ) بررسی شده و ارتباط آنها با ویژگیهای فیزیوگرافی (درصد شیب، جهت شیب، طبقات ارتفاعی ) و اقلیمی منطقه تجزیه و تحلیل شد. همچنین بر این اساس خطر آتشسوزی در سراسر جنگلهای هیرکانی، پهنهبندی و الگوی مکانی رخدادهای آتشسوزی مورد مطالعه قرار گرفت. نتایج فراوانی رخدادهای آتشسوزی با فاکتورهای زمانی نشان داد بیشترین تعدادرخدادها در سال 2021 به تعداد 70 و کمترین در سال 2016 به تعداد 16 رخداد بوده است. از لحاظ بررسی ماهانه، سه ماه پیوسته به هم یعنی ژانویه با تعداد 59 دسامبر با تعداد 71 و نوامبر با تعداد 50 دارای بیشترین رخداد میباشند.کمترین تعداد هم درماه می و به تعداد 11 و سپس آوریل با 22 مورد بوده است. از لحاظ بررسی فصلی هم بیشترین رخدادها در فصل پاییز میباشد. بررسی فاکتورهای مکانی( فیزیوگرافی ) نشان داد که طبقه شیب 15> با فراوانی 03/4 رخداد در هر 10 هزار هکتار بیشترین و شیبهای طبقه 75< با تعداد 1 رخداد در هر 10 هزار هکتار کمترین رخداد آتشسوزی را داشته اند. طبقه ارتفاعی 500 > با تعداد 28/4 رخداد در هر10 هزار هکتار بیشترین و طبقه ارتفاعی1500-2000 با فراوانی 98/1 رخداد در هر 10 هزار هکتارکمترین رخداد آتشسوزی را داشته اند.در شیبهای جنوبی با فراوانی 83/4 در هر 10000 هکتار بیشترین و شیبهای شمالی با تعداد 74/1 در هر 10000 هکتار کمترین رخداد آتشسوزی حادث شده است. همچنین الگوی مکانی نقطهای رخدادهای آتشسوزی طی یک دوره 23 ساله با استفاده از دادههای سنجنده MODIS و VIIRS نشان داد که رخدادهای آتشسوزی از فاصله 20 تا 40 کیلومتری دارای الگوی تصادفی و از فاصله 40 تا 65 کیلومتری دارای الگوی کپهای میباشند. نتایج آنالیز سریهای زمانی با استفاده از مدل ARIMA نشان داد که پیک رخدادهای آتشسوزی تا 2026 برای دادههای سنجنده VIIRS و MODIS مشابه بوده ولی تعداد رخدادهای پیش بینی شده با استفاده از دادههای سنجنده VIIRS نسبت به سنجنده MODIS بیشتر است. واژگان کلیدی: آتشسوزی– جنگلهای هیرکانی– مدلسازی- پیشبینی
-
اثر سیستمهای مختلف خاکورزی بر رشد و عملکرد چند رقم عدس دیم پاییزه در کرمانشاه
رئوف قنبری 1402به منظور بررسی اثر سامانههای خاکورزی بر عملکرد و اجزا عملکرد عدس آزمایشی
-
ارزیابی مقایسه اثر استفاده از آب الکترولیز شده و سفتیوفور سدیم در گاوهای دارای اندومتریت
ذبیح اله میردریکوند 1402هدف از انجام این پژوهش مقایسه اثر تزریق داخل رحمی آب الکترولیز شده با سفتیوفور سدیم روی درصد آبستنی در گاو های شیری مبتلا به اندومتریت تحت کلینیکی پس از زایمان بود. اختلالات رحمی از جمله اندومتریت، متریت، پیومتر و جفت ماندگی در گاو های شیری دارای عواقبی چون کم باروری و در برخی موارد ناباروری و در نهایت حذف دام از گله می شود. بیماری های باکتریایی رحم باعث به تعویق افتادن زمان تلقیح، کاهش نرخ آبستنی و افزایش حذف به دلیل عدم توانایی در باروری می شود. جهت درمان اندومتریت تحت بالینی روش های مختلفی پیشنهاد شده است از جمله تزریق سیستمیک آنتی بیوتیک و یا تزریق داخل رحمی و روش های هورمونی مختلف که در مراحل مختلف سیکل فحلی انجام می شود.. از نقایص استفاده از آنتی بیوتیک در درمان اندومتریت می توان به هزینه دور ریختن شیر به دلیل درمان آنتی بیوتیکی، هزینه دارو و کارگری، ایجاد مقاومت باکتریایی و سرکوب فعالیت فاگوسیتی لوکوسیت های سیستم ایمنی رحم اشاره کرد. برای انجام این مطالعه 317 راس گاو هلشتاین که در زمان تست اولیه بعد از زایش (35-42 روز پس از زایش) با استفاده از سونوگرافی (ضخامت سرویکس بالای 5/5 سانتی متر، افزایش ضخامت دیواره رحم و حضور مایعات داخل رحم) دارای اندومتریت تحت بالینی تشخیص داده شدند، به صورت تصادفی در 6 گروه کنترل، درمانی با سفتیوفور سدیم و اب الکترولیز ppm 200، 300 و دو مرتبه درمان با 200 و300 قرار گرفتند. گروه کنترل شامل گاوهایی بودند که در زمان تست پاکی سالم تشخیص داده شدند و درمانی روی آنها انجام نگرفت. هر 6 گروه پس از اتمام دوره انتظار اختیاری (55 روز پس از زایش) تحت برنامه همزمانی تخمک گذاری آوسینک قرار گرفتند. میزان آبستنی پس از اولین تلقیح در گروه های کنترل و درمانی با آب الکترولیز و سفتیوفور سدیم محاسبه شد. همچنین میزان آبستنی تجمعی پس از انجام دو بار تلقیح محاسبه شد. نتایج مطالعه حاضر نشان داد که درمان با اب الکترولیز با غلظت ppm 300می تواند باعث بهبود نرخ آبستنی در گاوهای دارای اندومتریت تحت بالینی شود.
-
ارزیابی شاخصهای انرژی و انتشار گازهای گلخانهای در تناوب زراعی گندم - نخود در مقایسه با گندم-گندم تحت شرایط اقلیمی منطقه کرمانشاه
فرزانه انگزی 14022 در تناوب گندم-گندم به ترتیب مربوط به سوخت های فسیلی (21/59)، کودهای نیتروژنه (82/30)، کودهای فسفاته (41/7) و کودهای پتاسه (55/2) بود. همچنین بیشترین میزان انتشار گاز گلخانهای co2 در تناوب گندم-نخود به ترتیب مربوط به سوخت های فسیلی (32/59)، کودهای نیتروژنه (58/28)، کودهای فسفاته (19/9) و کودهای پتاسه (90/2) بود. بیشترین انتشار گاز CO2 در کشت گندم رایج مربوط به مصرف سوختهای فسیلی و در کشت گندم با کم خاکورزی و بی خاکورزی مربوط به مصرف کودهای نیتروژنه بود. بیشترین انتشار گاز گلخانهای N2O ناشی از نهادههای شیمیایی مربوط به سوختهای فسیلی در کشت گندم رایج بود. با توجه به نتایج میتوان بیان نمود که کشت گندم به روش کم خاکورزی، بیشترین کارایی مصرف انرژی را داشت. بیشترین کارایی انرژی در کشت نخود نیز مربوط به سیستم بدون خاکورزی بود. بهرهوری انرژی بیشتر در تناوب گندم – نخود به دلیل کاهش انرژی ورودی و افزایش راندمان محصول در این تناوب بود. با افزایش انتشار گازهای گلخانهای در تناوب گندم - گندم نسبت به تناوب گندم – نخود شاخص گرمایش جهانی افزایش یافت.
-
بررسی کارایی (بهره وری) مصرف آب و عملکرد دانه گیاه ماش تحت تاثیر روش های آبیاری فتیلهای ، کرتی و قطرهای نواری (تیپ)
افشین سالاری 1402 -
بررسی ویژگی¬های بوم¬شناختی فیزیولوژیک درکشت مخلوط گلرنگ (Carthamus tinctorius) با خلر (Lathyrus sativus L.)، عدس (Lens culinaris Medik.) و نخود (Cicer arietinum)
امین یاری 1401 -
بررسی تاثیر تاریخ کاشت و تلقیح مایکوریزایی بر رشد و عملکرد چند رقم نخود
قباد رضائی بان بیدی 1401 -
تاثیر آرایش کاشت و تلقیح مایکوریزایی بر رشد و عملکرد نخود بهاره “Cicer arietinum L.” تحت روش های مختلف خاکورزی
فرهاد قربانی 1401چکیده حبوبات به لحاظ برخورداری از پروتئین بالای دانه از اهمیت غذایی بالایی برخوردار هستند. نخود یکی از گیاهان مهم این خانواده است. بهمنظور ارزیابی تاثیر آرایش کاشت و تلقیح مایکوریزایی بر رشد و عملکرد نخود بهاره “Cicer arietinum L.” تحت روش های مختلف خاکورزی، آزمایشی در سال زراعی 400-1399 در مزرعهی تحقیقاتی واقع در پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه رازی کرمانشاه به طول جغرافیایی47 درجه و 9 دقیقه، عرض جغرافیایی 34 درجه و 21 دقیقه و ارتفاع 1319 متر از سطح دریا با میانگین بارش سالیانه 445 میلی متر در قالب اسپلیت پلات فاکتوریل بر پایهی طرح بلوکهای کامل تصادفی با 3 تکرار انجام شد. فاکتورهای آزمایشی شامل خاکورزی در سه سطح (بدون شخم، شخم حداقل و شخم رایج) بهعنوان فاکتور اصلی و تلقیح با مایکوریزا در دو سطح (تلقیح بذر با کود زیستی مایکوریزا و عدم تلقیح) و آرایش کاشت به دو صورت (فاصله ردیف 25 و 50 سانتیمتر و فاصله روی ردیف 10 و 5 سانتیمتر) بهعنوان فاکتورهای فرعی اعمال شدند. در این آزمایش از رقم بیونیج استفاده شد. صفات مورد ارزیابی تعداد بوتهی سبز شده، ارتفاع بوته، تعداد شاخههای فرعی، فاصله اولین گره از سطح خاک، تعداد غلاف در بوته، تعداد دانه در غلاف، پوشش سبز و شاخص سبزینگی، وزن نمونه و عملکرد دانه، عملکرد بیولوژیک، وزن صد دانه و شاخص برداشت بودند. بر اساس نتایج تجزیه واریانس اثر نوع خاکورزی تنها بر صفت وزن خشک در سطح احتمال پنج درصد معنیدار شد و سایر صفات عملکردی را تحت تاثیر قرار نداد. تلقیح مایکوریزا بر صفات عملکرد دانه و شاخص برداشت در سطح احتمال یک درصد و بر وزن صددانه در سطح احتمال پنج درصد معنیدار شد. اثر آرایش کاشت بر صفات وزن صددانه و عملکرد بیولوژیک در سطح احتمال پنج درصد معنیدار بود. در این تحقیق صفت تعداد غلاف در بوته بیشتر تحت تاثیر نوع خاکورزی قرار گرفت. تعداد دانه در غلاف و عملکرد دانه نیز بهترتیب بیشتر تحت تاثیر آرایش کاشت و تلقیح مایکوریزا قرار گرفتند. سه تیمار تلقیح با مایکوریزا و فاصله ردیف 50 سانتیمتر (6/682 کیلوگرم در هکتار)، عدم تلقیح و فاصله ردیف 25 سانتیمتر (5/625 کیلوگرم در هکتار) و تلقیح با مایکوریزا و فاصله ردیف 25 سانتیمتر (2/611 کیلوگرم در هکتار) بیشترین میزان عملکرد دانه را نشان دادند. در مجموع نتایج این تحقیق تاثیر مثبت استفاده از کودهای زیستی را بر اکثر ویژگیهای مورفولوژی و عملکردی گیاه نخود نشان داد. کلمات کلیدی: بدون شخم، عملکرد، کمخاکورزی، مایکوریزا، نخود
-
ارزیابی و پهنهبندی غلظت کل نیکل در خاک سطحی منطقه ماهیدشت
اسما افشاری 1401چکیده
-
بررسی اثر الگوی کاشت بر عملکرد وسایر خصوصیات گیاه دارویی کارلا (Momordica charantia L.) در سطوح مختلف کود اوره و مرغی
علیرضا خسروی 1401خربزه تلخ یا کارلا با نام علمی Momordica charantia گیاهی است، گرمسیری و نیمه گرمسیری از خانواده کدوئیان که بهطور گسترده در مناطق آسیا، آفریقا و آمریکای جنوبی بهمنظور میوه آن کشت میشود. با توجه به ارزش دارویی بالا، سطح فراوری پایین در کشور، بالا بودن قیمت محصول و میزان نیاز، کارلا از گیاهان دارویی اقتصادی به شمار میرود و تولید این محصول بهصورت زراعی میتواند نقش به سزایی در اقتصاد کشور داشته باشد. بهمنظور بررسی اثر سطوح مختلف کود اوره و مرغی و دو شیوه مختلف کشت بر میزان عملکرد، شاخص برداشت، ماده خشک و اجزای عملکرد کارلا، آزمایشی بهصورت اسپلیت پلات در قالب بلوک کامل تصادفی در مزرعه تحقیقاتی دانشکده علوم و مهندسی کشاورزی دانشگاه رازی کرمانشاه در بهار ???? اجرا شد. در این آزمایش پلاتهای اصلی شامل نوع و ترکیب کود اوره و مرغی در 5 سطح (100 درصد اوره)، (75درصد اوره + 25 درصد مرغی)، (?? درصد مرغی +?? درصد اوره)، (25 درصد اوره + 75 درصد مرغی )، (100 درصد مرغی) و پلات فرعی شامل دو نوع شیوه کشت داربستی و کرتی (پشتهای ) بود، از سیستم آبیاری نوار تیپی در این پژوهش استفاده شد. در این پژوهش صفات وزن تر میوه، وزن خشک میوه، طول میوه، قطر میوه، ارتفاع بوته، وزن خشک بوته و شاخص برداشت اندازهگیری شدند. نتایج نشان داد که اثر سطوح کود مرغی و اثر شیوه کشت بر غالب پارا متر های اندازهگیری شده معنیدار بود. افزایش مقادیر کود مرغی و کاهش مقادیر کود اوره باعث افزایش عملکرد در کارلا شد. در میان شیوه های کشت نیز بالاترین عملکرد در الگوی کشت کرتی به دست آمد. اثر متقابل الگوی کشت و سطوح کودی نیز در غالب صفات غیر معنیدار شد. باتوجه به نتایج آزمایش کاربرد کود مرغی و شیوه کشت داربستی برای کشت کارلا پیشنهاد می شود. واژه های کلیدی :
-
اثرات نیتروژن و رژیم های آبیاری بر عملکرد و برخی خصوصیات فیزیولوژیکی کینوا
محمدمهدی زنگنه 1401به منظور بررسی اثرات نیتروژن و رژیم های آبیاری بر عملکرد، اجزای عملکرد و برخی صفات فیزیولوژیکی کینوارقم سانتاماریا، آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح پایه کاملاً تصادفی در پردیس کشاورزی و منابع طبیعی،دانشگاه رازی، در سال 1399 اجرا گردید. فاکتورها شامل رژیم های آبیاری )بدون تنش خشکی )در زمان 50 درصد7تخلیه رطوبت قابل استفاده گیاه(، تنش ملایم )در زمان 65 درصد تخلیه رطوبت قابل استفاده گیاه( و تنش شدید خشکی)در زمان 80 درصد تخلیه رطوبت قابل استفاده گیاه(( و مقادیر نیتروژن )شاهد، ?? ، ??? ، ??? ، ??? و ???کیلوگرم در هکتا ر( از منبع اوره در چند نوبت بودند. اندازه گلدانها 50 × 50 × 50 سانتیمتر )طول، عرض و ارتفاع( واز جنس سیمان بودند. تاریخ کاشت 12 اردیبهشت و برداشت 9 مرداد بود. نتایج نشان داد که عملکردهای زیست تودهو دانه در شرایط بدون تنش و مصرف 200 کیلوگ رم در هکتار نیتروژن در بیشترین مقدار و در شرایط تنش شدید ومصرف 250 کیلوگرم در هکتار نیتروژن در کمترین مقدار بودند. میزان کاهش عملکرد دانه در شرایط تنش ملایم درسطوح نیتروژن بین 1 / 80 - 9 / 32 درصد و در تنش شدید در سطوح نیتروژن در دامنه بین 9 / 87 – 0 / 73 درصد نسبتبه تیمار بدون تنش خشکی )شاهد( و 200 کیلوگرم در هکتار نیتروژن بودند. با افزایش تنش خشکی سایر صفات ازجمله وزن هزار دانه، شاخص برداشت، ارتفاع بوته، محتوای نسبی آب برگ و آنتی اکسیدان سوپراکسیداز کاهش ولیآنتی اکسیدان پراکسیداز افزایش یافت. با افزایش نیتروژن محتوای نسبی آب برگ )تا 100 کیلوگرم در هکتار(،پراکسیداز و سوپراکسیداز و کاتالاز افزایش داشت. با افزایش نیتروژن، میزان کلروفیل a ، b، کاروتنوئیدها، پروتئینهای محلول، عملکرد کوانتومی و هدایت روزنه ای در شرایط بدون تنش خشکی افزایش ولی در شرایط تنش خشکی)ملایم و شدید( کاهش داشتند. در نهایت نتایج این آزمایش نشان داد که، اثر تنش خشکی بیشتر از اثر میزان نیتروژنبر صفات مورد بررسی بود، بگونه ای که در شرایط تنش خشکی ملایم و بخصوص شدید، مصرف نیتروژن چنداناهمیتی نداشت.
-
اثر سیستمهای مختلف خاکورزی بر رشد و عملکرد چند رقم نخود پاییزه
علی رشیدزاده آهنگر 1401چکیدهاین مطالعه به منظور بررسی اثر روشهای مختلف خاکورزی بر عملکرد وخصوصیات رشدی چند رقم نخود و برخی ویژگی های خاک در سال زراعی 1400-1399 در منطقهکوهدشت واقع در استان لرستان اجرا گردید. آزمایش بصورت اسپلیتپلات بر پایه طرحبلوکهای کامل تصادفی در چهار تکرار انجام شد. تیمار روشهای مختلف خاکورزی در سهسطح (خاکورزی مرسوم، خاکورزی کاهشی و بدون خاکورزی) در کرتهای اصلی و هشت رقمنخود پاییزه (عادل، آرمان، هاشم، منصور، آزاد، آزکان، آکسو و گوکسو) در کرتهایفرعی قرار گرفتند. نتایج حاصل از تجزیه واریانس دادهها نشان داد، برخی از صفاتمورد مطالعه تحت تاثیر تیمار خاکورزی و تعداد بیشتری تحت تاثیر رقم قرار گرفتند.بر اساس نتایج بهدست آمده، بیشترین میزان رطوبت در عمق 15تا30 سانتیمتری خاک بهمیزان 6/12 درصد در کرت زیر کشت رقم آزکان به دست آمد. بالاترین میزان دمای خاک بهمیزان 17/14 درجه سانتیگراد در تیمار خاکورزی مرسوم ثبت شد. نتایج نشان داد، درهر سه سیستم خاکورزی بیشترین میزان درجه روز رشد تا سبز شدن به میزان 244 مربوطبه رقم عادل بود. اثر تیمار خاکورزی بر درصد سبز شدن و ارتفاع بوته معنیدار نشد.بالاترین درصد سبز شدن در رقم کوگسو (73 درصد) و بیشترین ارتفاع بوته در رقم آزکان(20/30 سانتیمتر) حاصل شد. وزن ریشه تحت تاثیر تیمار خاکورزی قرار نگرفت، این درحالی بود که بیشترین میزان وزن خشک ریشه در رقم آکسو (87/2 گرم) به دست آمد. اثرتیمار خاکورزی بر وزن صد دانه معنیدار نشد، اگرچه وزن صد دانه رقم آکسو در تیماربدون خاکورزی به میزان 42 گرم و بالاتر از سایر ارقام بود. بر اساس نتایج به دستآمده، اثر خاکورزی و رقم بر عملکردهای دانه و بیولوژیک، شاخص برداشت و شاخص تلاشزادآوری معنیدار نبود. بالاترین میزان شاخص برداشت در رقم عادل و بالاترین شاخصتلاش زادآوری در رقم آرمان به دست آمد. همچنین، پروتئین دانه تحت تاثیر تیمارهایخاکورزی قرار نگرفت. در بین ارقام، منصور از بالاترین میزان پروتئین دانه (09/19درصد) برخوردار بود و بیشترین میزان شاخص سبزینگی در رقم آزکان (94/27 درصد) حاصلشد. واژگان کلیدی: بی خاکورزی، پروتئین دانه، خاکورزی مرسوم، شاخصسبزینگی، کمخاکورزی، نخود
-
بررسی عوامل موثر بر پذیرش کنتورهای هوشمند آب در بین کشاورزان دشت ماهیدشت
سپیده امیری 1400چکیده با توجه به بروز خشکسالی در کشور و استفاده بی رویه از منابع آب زیرزمینی در بخش کشاورزی بخصوص در دشت ماهیدشت استان کرمانشاه که اخیرا به دلیل میزان مصرف بالای آب و بهره برداری نامناسب از چاه های آب به عنوان دشت ممنوعه شناخته شده است لزوم مدیریت منابع آب های زیرزمینی در این منطقه حائز اهمیت می باشد. بدین منظور نصب کنتور هوشمند آب جهت استفاده بهینه از چاه های آب در دشت ماهیدشت ضروری به نظر می رسد. این پژوهش با هدف بررسی عوامل موثر بر پذیرش کنتورهای هوشمند در بین کشاورزان دشت ماهیدشت صورت گرفته است پذیرفته است. در این پژوهش به منظور گردآوری اطلاعات پرسشنامه از روش پیمایشی استفاده شد. جهت تعیین حجم نمونه از روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی استفاده و 185 کشاورز انتخاب شد. پرسشنامه به منظور تایید روایی در اختیار کارشناسان شرکت آب منطقه ای استان کرمانشاه و اساتید گروه ترویج و آموزش کشاورزی قرار گرفت. جهت تعیین پایایی به وسیله 30 پرسشنامه ضریب آلفای کرونباخ محاسبه گردید که مطابق آن تمامی مقیاس های طراحی شده در پرسشنامه از قابلیت اعتماد بالایی برخوردار بودند. تجزیه و تحلیل آمار توصیفی و استنباطی با نرم افزارهای آماری و AMOS انجام شد. در قسمت آمار توصیفی از درصد فراوانی و درصد فراوانی نسبی برای توصیف متغیرها استفاده شد و در قسمت آمار استنباطی به منظور بررسی رابطه علی بین متغیرهای چارچوب مفهومی پژوهش از روش تحلیل مسیر استفاده گردید همچنین از روش میانگین گیری و استفاده از آزمون z ، من ویتنی و ویلکاکسون به تحلیل و تفسیر اطلاعات پرداخته شد. یافته ها نشان داد که متغیرهای سودمندی درک شده، آسانی استفاده درک شده و نگرش نسبت به استفاده از کنتور هوشمند تاثیر مثبت و معناداری بر تمایل به استفاده از کنتور دارد. همچنین نتایج نشان داد بین عوامل زمینه ای سودمندی درک شده و نیز آسانی استفاده درک شده رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. بر اساس نتایج کلی بدست آمده، نگرش کشاورزان بیشترین تاثیر را بر تمایل به استفاده از کنتور هوشمند و درنتیجه پذیرش آن داشته است. با توجه به نتایج بدست آمده از پژوهش که بایستی مورد توجه برنامه ریزان ذی ربط قرار گیرد پیشنهاد می شود که برنامه هایی در خصوص بالا بردن نگرش کشاورزان نسبت به پذیرش کنتور هوشمند آب جهت مدیریت مصرف بهینه آب در دشت ماهیدشت در نظر گرفته شود.
-
اثرات کم آبیاری باپساب شهرک صنعتی روانسر بر عملکرد، اجزائ عملکرد و تجمع برخی عناصر کم مقدار در دانه گندم (رقم پیشگام)
رضا خرمی 1400Abstract In order to implement measures for the development and exploitation of new water resources, especially in the agricultural sector in arid and semi-arid regions such as Iran, the use of wastewater can be considered as water resources. By using these resources, not only part of the agricultural water shortage is compensated, but also the effects of improper discharge of effluents and its damages to agricultural resources and the environment are prevented. Wheat (Triticum aestivum) is one of the strategic crops that is very important in terms of level and nutritional value, so over the past few decades, many measures have been taken to increase its yield. Among these measures, we can mention the use of organic fertilizers such as sewage sludge, which in addition to increasing yield, it is important to study the environmental and health issues related to the use of these fertilizers, as well as the absorption of heavy elements. In order to evaluate the effect of Ravansar industrial town effluent on yield, yield components and accumulation of heavy metals in wheat grain (Pishgam cultivar), in the 2016-17 crop year on a farm in Kermanshah province, Ravansar city, Upper Khorramabad village, a research project as split plot was performed in three replications. Experimental factors included 1. Irrigation water as the main factor (at three levels: a) Irrigation with industrial town effluent b) Irrigation with the left channel of Ravansar c) Irrigation with well water) 2. Irrigation times as a secondary factor (including 1- Onc irrigation time 2- two irrigation times 3- three irrigation times). The results of the present study showed that the treatment of industrial town effluent and water of Qarsoo Ravansar canal had a significant potential of micronutrients. The application of the mentioned effluent in controlled amounts, in the results of plant decomposition, showed that the effluent effluent increased the concentration of iron, zinc and copper in comparison with the control in the plant seeds. All of these elements are the nutrients needed to fill cereal grains such as wheat. The use of wastewater in all quantities to some extent increased the weight of 1000 grains of wheat, so that the highest 1000-grain weight of wheat (49.897 g) was related to the treatment of canal water and three irrigation times, which there was no significant difference between this treatment and three irrigation treatments with industrial town effluent in terms of 1000-grain weight (49.217 g). The results showed that the application of effluent had a positive role in filling wheat grains and by releasing nutrients during the growing period of wheat, Pishgam cultivar increased seed yield and seed yield components including 1000-grain weight, number of grains per spike, number of spikes per plant, and leaf area in wheat. Comparison of heavy metal concentrations in plant samples showed that the concentrations of heavy metals of lead and cadmium evaluated in the present study are high in effluent-treated samples. In well water treatments, the concentration of heavy metals was less than the allowable limit, but in canal and effluent water treatments, the concentration was very high and beyond the allowable limit of heavy metals. But it is not in the toxic concentration range of these elements. Therefore, in order to use the wastewater effluent of the industrial town in agriculture as irrigation water, according to the amount of increase of the mentioned metals in the soil and the amounts absorbed by the plants, it is necessary to consider the toxicity threshold for each metal depending on the type of plant and environmental conditions and evaluate the effluent values based on it. Keywords: Heavy elements, Industrial effluent, Organic fertilizer, Pollutants, Wheat, Yield
-
ردیابی سرولوژیکی ویروس برگقاشقی سیبزمینی در مزارع سیبزمینی استان کرمانشاه
رویا امامی 1400سیبزمینی با نام علمی Solanum tuberosumاز خانواده بادنجانیان (Solanaceae)، جزء گیاهان زراعی یک ساله است که اهمیتاقتصادی بسیاری دارد. از جمله بیمارگرهای ویروسی که به این گیاه خسارت وارد میکنند،ویروس برگقاشقی سیبزمینی است که عامل بیماری برگقاشقی سیبزمینی میباشد. اولینقدم برای مدیریت بیماریهای ویروسی، شناسایی آنها میباشد. با تشخیص درست میتوانبرنامهریزی مناسبی برای کنترل بیمارگر و جلوگیری از گسترش آن انجام داد. با توجه بهاهمیت ویروس برگقاشقی سیبزمینی و خساراتی که میتواند وارد نماید، تحقیق حاضر باهدف بررسی وضعیت آلودگی به ویروس برگقاشقی سیبزمینی در مزارع سیبزمینی برخینقاط استان کرمانشاه انجام شد. در فصلهای زراعی سالهای ????-???? از مزارع سیبزمینی(ارقام سانته، بانبا، مارفونا، اسپریت، ناتاشا و جلی) واقع در مناطق کرمانشاه،کنگاور، اسلامآبادغرب، گهواره، جاده کامیاران و قزانچی نمونهبرداری انجام شد.نمونهها از قسمتهای هوایی چند رقم سیبزمینی که نشانههای مشکوک به این ویروس (زردی،کوتولگی، پیچیدگی برگ) را داشتند، تهیه و از روش تاس الایزا برای ردیابی ویروس موردنظر در نمونههای جمع آوری شده استفاده شد. ردیابی ویروس با استفاده از کیت DSMZ که شاملپادتن IgG (کد AS-0741)، پادتن تکهمسانهایاختصاصی MAb-IgG (کدAS0060/11)، پادتن RAM-AP و شاهد مثبت (کد PV-0842) بود، انجام شد. طبقنتایج الایزا روی نمونههای مورد آزمایش، آلودگی به ویروس برگقاشقی سیبمینی درمناطق کرمانشاه، اسلامآبادغرب، گهواره، جاده کامیاران و قزانچی و در رقمهای سانته،بانبا، مارفونا، اسپریت، ناتاشا و جلی ردیابی گردید. کلماتکلیدی: بیماریهای ویروسی،پولرویروس، سرولوژی
-
بررسی اثرات تاریخ کاشت و تراکم بوته سه رقم کینوا (Chenopodium quinoa) در شرایط آب و هوایی کرمانشاه
گودرز کریمی 1400بهمنظور مطالعه اثر تاریخ کشت، تراکم و رقم بر عملکرد و اجزای عملکرد کینوا در مزرعه تحقیقاتی پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه رازی کرمانشاه، آزمایشی بهصورت اسپلیت پلات فاکتوریل در قالب طرح پایه بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار اجرا شد. کرتهای اصلی در این آزمایش عبارت از تاریخهای کشت در سه سطح شامل؛ 20 اسفند، 20 فروردین و 20 اردیبهشت، و عاملها نیز عبارت از تراکم (40 و 60 بوته در متر مربع) و سه رقم کینوا (Titicaca، Redcarina و Q29) بودند. نتایج حاصل نشان داد که در هر سه تاریخ کاشت بیشترین تعداد روز تا رسیدن به مراحل فنولوژیکی مختلف در ژنوتیپ Q29 حاصل شد به طوری که طول روز تا رسیدن برای این رقم 33/151 روز در تاریخ کشت .... بود. ارتفاع بوته در تیمار کشت در 20 فروردین بالاتر از سایر تاریخهای کاشت به میزان 47/102 سانتیمتر بود. در تاریخ کاشت 20 فروردین وزن هزار دانه در گیاه کینوا 19/2 گرم بود که به طور معنیداری کمتر از تاریخ کاشت 20 اردیبهشت و بالاتر از تاریخ کاشت 20 اسفندماه بود. میزان عملکرد دانه در رقم Titicaca و در تاریخ کاشت 20 فروردین دارای عملکرد دانه بیشتری (2297 کیلوگرم در هکتار) نسبت به دو رقم دیگر بود. همچنین گیاه کینوا در تراکم 60 بوته در متر مربع دارای عملکرد دانه بیشتری (22/1962 کیلوگرم در هکتار) نسبت به تراکم 40 بوته در متر مربع (7/1884 کیلوگرم در هکتار) داشت. بالاترین میزان عملکرد بیولوژیک به میزان 5498 کیلوگرم در هکتار در رقم Titicaca و در تاریخ کاشت 20 فروردین به دست آمد. میزان عملکرد بیولوژیکی گیاه کینوا در تراکم 60 بوته در متر مربع (2/4578 کیلوگرم در هکتار) بالاتر از تراکم 40 بوته در متر مربع (5/4233 کیلوگرم در هکتار) بود. در تراکم 40 بوته در متر مربع و کاشت گیاه کینوا در 20 اسفندماه بالاترین میزان شاخص برداشت به میزان 28/48 درصد حاصل شد. بر اساس نتایج حاصل از این مطالعه میتوان برای منطقه کرمانشاه در جهت حصول حداکثر میزان عملکرد دانه کینوا توصیه نمود که رقم Titicaca را در تراکم 60 بوته در متر مربع و در تاریخ کاشت 20 فروردین کشت نمود.
-
تاثیر نسبتهای مختلف طیف نور و دودآب بر خصوصیات کمی و کیفی فلفل (Capsicum annum)
میلاد فریدونی 1400اثرات کیفیت نور بر گیاهان بسیار متنوع است و تغییر دراین فاکتور مهم نوری تغییرات زیادی را بر گیاه متحمل میسازد. به طور کلی نور نقش مهمی در چرخه زندگی گیاه دارد، که سبب تنظیم مورفوژنز و فتوسنتز گیاه میگردد. تغییر در کیفیت نور و دورهی نور میتواند بر رشد و همچنین فیزیولوژی گیاه تاثیراتی را ایجاد کند و از طرفی نور عامل اصلی محدود کننده در بهرهبرداری از سبزیجات گلخانهای در طولیک سال است. نور مصنوعییک عامل بهینه سازی در تولید مواد شیمیایی درگیاهان است که میتواند سبب افزایش کارایی گیاهان شود. اخیرا لامپهای LED جایگزین منابع نوری قبلی در گلخانهها شدهاند.که دارای مزایای بسیاری میباشند. فلفل دارای آنتیاکسیدانهای مهمیچون کاروتنوئیدها، آلکالوئیدها، فلاونوئیدها و اسیدهای فنولیک میباشد و به دلیل دارا بودن خواص پیشگیری از بیماریها مورد توجه داروسازان قرار گرفته است. عملکرد و میزان ترکیبات موجود در فلفل kjتحت تاثیر عواملی چون؛ دما، نور، کود، تنشهای محیطی و آبیاری قرار میگیرند. کیفیت نوریکی از مهمتریناین فاکتورها است و در پرورش فلفل نور عامل مهمیمحسوب میشود، بنابراین تغییر کیفیت نور از طریق نورهای مصنوعی در محیطهای کنترل شده جهت تغییر کمیت و کیفیت محصولات کشاورزی مورد استفاده قرار میگیرد. از طرفی دودآب به عنوانیک شبه هرمون و تحریک کننده رشد و یک روش کم هزینه در بخش کشاورزی مطرح است. بیش از ??? ترکیب در دود شناسایی شده است و دود در کشاورزی، باغبانی و جنگلداری مورد استفاده قرار میگیرد و سبب شکستن خواب بذر، بهبود جوانه زنی، رشد گیاهچه، گلدهی، تجمع زیست توده و کنترل پاتوژنها میگردد. مطالعات نشان داده است که ترکیبات زیستی دودآب در غلظتهای پایین در حد نانومولار، پاسخهای فیزیولوژیک قابل توجه و مناسبی در گیاهانایجاد مینماید. جهت بررسی خصوصیات کمی و کیفی فلفل آزمایشی در تابستان و پاییز ???? در آزمایشگاه هیدروپونیک دانشگاه رازی بصورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی با ?? تیمار و ? تکرار انجام شد . تیمارهای آزمایش شامل: طیف نور کامل به علاوه نور قرمز، طیف نور کامل به علاوه نور قرمز و دودآب، طیف نور کامل به علاوه نورآبی، طیف نور کامل به علاوه نور آبی و دودآب، طیف نور کامل به علاوه نور سبز، طیف نور کامل به علاوه نور سبز و دودآب، طیف نور کامل به علاوه نور قرمز دور، طیف نور کامل به علاوه نور قرمز دور و دودآب، طیف نور کامل به علاوه نور فرابنفش، طیف نور کامل به علاوه نور فرابنفش و دودآب، و طیف نور کامل به عنوان شاهد و شاهد و دودآب است. صفاتاندازهگیری شامل؛ قطر گیاه، ارتفاع گیاه، تعداد برگ،گل و میوه وزنتر ساقه، برگ، میوه و وزنتر کل وزن خشک برگ، ساقه، میوه، ریشه و وزن خشک کل، شاخص سطح برگ، نسبت وزن برگ، نسبت سطح برگ، عملکرد و ماده موثره کپسایسین فلفل میباشد. بر اساس نتایج به دست آمده، استفاده از دودآب در تمامی صفات کمی و کیفی، وزنتر و خشک اجزای مختلف فلفل، عملکرد، شاخص برداشت و میزان کپسایسین سبب افزایش این مقادیر شده است و نسبت به عدم استفاده از دودآب دارای تفاوت معنی دار میباشد. بنابراین کاربرد دودآب به عنوان یه روش زیست محیطی و اقتصادی در افزایش کیفیت و کمیت گیاه به شمار میرود.اثر طیف نور بر صفات اندازه گیری شده تفاوت معنی داری را در سطح 1 درصد نشان داده است. تیمار نور آبی توانسته است صفات، قطر ساقه، طول ریشه، تعداد میوه، وزنترکل بوته، وزنتر میوه، وزن خشک کل بوته، وزن خشک میوه، وزن خشک ریشه، عملکرد بوته، شاخص برداشت و میزان کپسایسین در فلفل را نسبت به سایر تیمارها افزایش دهد. نور قرمز سبب افزایش، تعداد گل، تعداد برگ، وزنتر کل، وزنتر برگ، وزن خشک برگ، شاخص LAI، LWR و LAR شده است. در صفت ارتفاع، وزنتر ساقه و وزن خشک ساقه بیشترین مقدار مربوط به تیمار قرمز دور میباشد. کمترین مقادیر به دست آمده در صفات، طول ریشه، تعداد برگ، تعداد میوه، وزنتر میوه، وزنتر برگ، وزنتر میوه، شاخص LAI، LWR، عملکرد بوته و شاخص برداشت در تیمار قرمز دور بوده است. نور سبز در صفات ارتفاع، وزنتر کل، وزنتر برگ، وزن خشک کل، وزن خشک ساقه دارای کمترین مقدار بوده است. قطر ساقه، تعداد گل، وزنتر ساقه، وزن خشک ریشه در نور فرابنفش دارای کمترین مقادیر به دست آمده بودهاند. تیمار شاهد بدون استفاده از دودآب نیز دز شاخص LAR و مقدار کپسایسین کمترین مقدار را داشته است. با توجه به این نتایج نور آبی و قرمز در گیاه فلفل سبب افزایش کمیت و کیفیت محصول میشود و برای استفاده در گلخانهها توصیه میگردد. کلیدواژه
-
تاثیر تاریخ کاشت و کود نیتروژن بر عملکرد کاملینا (Camelina sativa) در سیستم های تولید آبی و دیم
محسن پاشائی 1400در این پژوهش به بررسی اثرات تاریخ کاشت (اول آبان، اواسط آبان و اواخرآبان) وتیمارهای کود نیتروژن درشرایط دیم (0،50،100،150کیلوگرم در هکتار) و آبی (0،100،200،300کیلوگرم در هکتار) بر صفات عملکردی و مورفولوژیک گیاه کاملینا پرداخته شد. برای هر یک از شرایط مزرعه دیم و آبی آزمایشی مجزا بصورت کرت های خرد شده در قالب طرح بلوک کامل تصادفی استفاده شد. به منظور ارزیابی شاخص های کارایی مصرف آب، به روش حجمی میزان آبیاری صورت گرفته برای شرایط آبی برای هرتاریخ کاشت محاسبه گردید. نتایج نشان داد که تاریخ کاشت بر پارامترهای عملکردی کاملینا اثر معنی دار داشته است و فقط بر صفات عملکرد کل وکاه و کلش، بهره وری نیتروژن، درصد پروتئین کاه و کلش و عملکرد پروتئین کاه و کلش در شرایط دیم اثر معنی داری نداشت. همچنین صفات وزن هزار دانه، عملکرد روغن، نسبت عملکرد روغن به وزن دانه، عملکرد پروتئین دانه، بهره وری نیتروژن، کارایی مصرف نیتروژن، کارایی جذب نیتروژن، شاخص برداشت نیتروژن، کارایی مصرف آب (عملکرد دانه و عملکرد پروتئین دانه) در شرایط آبی تحت تاثیرتاریخ کاشت قرار نگرفتند. نتایج آزمایش نشان داد که کود نیتروژن اثر معنی داری بر تمامی صفات داشته و فقط صفات عملکرد کل، عملکردکاه و شاخص برداشت نیتروژن در شرایط دیم تحت اثر کود قرار نگرفته بودند. همچنین در شرایط آبی فقط صفات عملکرد روغن و کارایی مصرف آب روغن تحت اثرکود قرار نگرفتند. بررسی خصوصیات مورفولوژیک نشان داد که در شرایط دیم تمامی صفات تحت تاثیر تاریخ کاشت وکود قرارگرفتند و فقط تعداد شاخه فرعی تحت تاثیرکود قرار نگرفت. همچنین تمامی صفات در شرایط آبی تحت اثر متقابل کود در تاریخ کاشت قرارگرفتند و فقط صفت ارتفاع معنی دار نگردید. درجه روز رشد تجمعی نیز در هر دو شرایط فقط تحت اثر تاریخ کاشت قرارگرفت. براساس نتایج به دست آمده مشخص گردید که صفات در هر دو شرایط و تاریخ کاشت و اعمال کود نیتروژن با یکدیگر تفاوت های دارند به نحوی که تمامی صفات عملکردی شرایط دیم به جزعملکرد دانه، نسبت روغن به وزن دانه و پروتئین کاه در تاریخ کاشت دوم دارای بیشترین مقدار بودند و در پاسخ به کود نیتروژن نیز تمامی صفات با اعمال 150 کیلوگرم کود نیتروژن در هکتار افزایش یافتند و فقط صفات نسبت روغن به دانه، شاخص برداشت نیتروژن، بهره وری نیتروژن، کارایی مصرف نیتروژن وکارایی جذب نیتروژن با افزایش میزان نیتروژن کاهش یافتند. اما نتایج شرایط آبی متفاوت بود به گونه ای که بیشتر صفات عملکردی در تاریخ کاشت اول دارای بیشترین مقدار بودند و صفاتی نظیر (درصد پروتئین کاه و کلش، نسبت پروتئین به روغن، شاخص برداشت نیتروژن، بهره وری نیتروژن بیشترین میزان را در تاریخ کشت سوم دارا بودند. همچنین عملکردها در بین مقدار کود نیتروژن اعمالی نیز متفاوت بود به نحوه ی که صفات کارایی مصرف آب روغن و دانه، عملکرد دانه، روغن، شاخص برداشت و وزن هزار دانه بیشترین مقدار را با اعمال 100 کیلوگرم کود در هکتار داشتند و بقیه صفات میزان آنها با افزایش میزان کود نیتروژن افزایش یافت و فقط صفات شاخص برداشت نیتروژن، بهره وری نیتروژن، کارایی مصرف نیتروژن وکارایی جذب نیتروژن در شاهد دارای بیشترین میزان بودند. بررسی خصوصیات مورفولوژیک نشان داد که تمامی صفات حداکثر میزان خود را در تاریخ کاشت اول و با اعمال بیشترین میزان کود نیتروژن به دست آمده بود و فقط صفت تعداد دانه در غلاف در تاریخ کشت سوم در شرایط آبی دارای تفاوت بود که به علت شروع همزمان آبیاری با مرحله نموی غلاف بندی بوده است و درجه روز رشد تجمعی در شرایط آبی بیشتر از سایت دیم بوده و در هردو میزان آن درتاریخ کاشت اول بیشترین مقدار را داشته است. کلیدواژه: کارایی مصرف نیتروژن، عملکرد روغن، نمو فنولوژیک، اجزای عملکرد
-
ارزیابی تاثیر کشت خالص و ترکیبی گیاهان پوششی ماشک گل خوشهای (Vicia villosa)، شبدر ایرانی (Trifolium resupinatum) بر کنترل علفهای هرز گوجه فرنگی
مریم سلیمی 1400گوجهفرنگی یکی از محصولات مهم کشاورزی است که میزان تولید آن در جهان حدود ??? میلیون تن در سال 2015 بوده است. یکی از مشکلات مهم کشت گوجهفرنگی خسارت علفهای هرز است که در مراحل اولیهی رشد به علت سرعت رشد کم و توسعه برگ محدود، قدرت رقابت کمتری در مقابله با علفهای هرز دارد. کنترل علفهای هرز در گوجهفرنگی، یکی از پرهزینهترین عملیات کشاورزی در این محصول به شمارمیرود، که کم توجهی به کنترل علفهای هرز میتواند باعث خسارت بسیاری به محصول شود. روشهای مختلفی برای کنترل علفهای هرز مورد استفاده قرار میگیرد، که استفاده از علفکشها بسیار متداول است. اما امروزه به علت بروز مشکلات زیست محیطی، پرهزینه بودن، ایجاد مقاومت در علفهای هرز و تهدید سلامت انسان و محیط زیست، استفاده مکرر و بیش از حد علفکشها با تردید مواجه شده است. استفاده از گیاهان پوششی جایگزین مناسبی برای خاک ورزیهای بیرویه و استفاده از علفکشها میباشد. بنابراین هدف از انجام این مطالعه، ارزیابی تاثیر گیاهان پوششی ماشک گل خوشهای و شبدر ایرانی به صورت کشت خالص و ترکیبی بر عملکرد و کنترل علفهای هرز گوجهفرنگی و همچنین کنترل علفهای هرز زمستانه در مزرعه بوده است. این آزمایش در سال زراعی ????-???? در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه رازی کرمانشاه انجام شد. آزمایش گیاهان پوششی با تیمار درصدهای مختلف کشت دو گیاه پوششی ماشک گل خوشهای و شبدر، در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی در چهار تکرار با درصد بقایای باقی مانده از تیمار گیاهان پوششی انجام گرفته است. آزمایش گوجهفرنگی نیز در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با چهار تکرار اجرا شد. تیمارهای آزمایشی در آزمایش گیاهان پوششی شامل کشت خالص و ترکیبی (درصدهای مختلف) دو گیاه شبدر و ماشک میباشد (??? ? شبدر، ??? ? ماشک، ?? ? ماشک +??? شبدر، ?? ? ماشک +??? شبدر، ?? ? ماشک +??? شبدر، ??? ماشک +??? شبدر، ?? ? ماشک + ?? ? شبدر، ??? ماشک + ?? ? شبدر، ?? ? ماشک + ?? ? شبدر، ??? ماشک + ??? شبدر، ??? ماشک + ??? شبدر و ? ? ماشک + ? ? شبدر (شاهد)). گیاهان پوششی در این مدت کوتاه توانستهاند خصوصیات فیزیکی و عناصر غذایی خاک را بهبود ببخشند. در بین تیمارهای درصدهای مختلف گیاهان پوششی تفاوتهای معنیداری از نظر کنترل علفهای هرز دیده شد. که تیمار 50% ماشک + 50% شبدر و 100% شبدر به طور میانگین توانستهاند در صفات مختلفاندازهگیری شده شرایط مناسب و خوبی را برای گیاهان پوششی و کنترل علفهای هرز ایجاد کنند. در مقابل تیمارهای 20% ماشک + شبدر و 90% ماشک+ 10% شبدر شرایط مناسبی را در کنترل علفهای هرزایجاد نکردهاند.در تمامی صفات اندازهگیری شده تیمار شاهد نسبت به تیمارهای گیاهان پوششی شرایط مناسبی را در مزرعه ایجاد نکرده است. در خصوص آزمایش تاثیر بقایای گیاهان پوششی بر عملکرد و کنترل علفهای هرز در گوجهفرنگی نیز، تیمار بقایای 50% ماشک + 50% شبدر و بقایای 100% شبدر توانستهاند هم در کنترل علفهای هرز و هم در عملکرد گوجهفرنگی به نسبت شاهد وسایر تیمارهای استفاده شده، بهتر عمل نمایند. و در تیمار شاهد نیز کمترین عملکردگوجهفرنگی و کمترین کنترل کنندگی علفهای هرز به ثبت رسید. عملکرد در تیمارهای 50% ماشک + 50% شبدر و بقایای 100% شبدر به ترتیب، 25/67 و 51/66 تن در هکتار مشاهده شد، در حالی که عملکرد در تیمار شاهد 43/14 تن در هکتار بوده است. میزان تراکم علفهای هرز در تیمارهای 50% ماشک + 50% شبدر و بقایای 100% شبدر به ترتیب 9 و 8 بوته در متر مربع و در تیمار شاهد 30 بوته در متر مربع گزارش شده است.به طور کلی استفاده از گیاهان پوششی و بقایای آنها در مزرعه میتواند روش زیست محیطی و اقتصادی مناسبی در جهت کنترل علفهای هرز و کم کردن استفاده از مواد شیمیایی در مزرعه باشد. کلیدواژه: شبدر، ماشک، مدیریت علفهای هرز، کشاورزی پایدار، کشت خالص گیاهان پوششی، کشت ترکیبی گیاهان پوششی، گوجه فرنگی.
-
ارزیابی شاخصهای انرژی و اثرات زیستمحیطی در بومنظامهای گوجهفرنگی منطقه کرمانشاه با رویکرد چرخه زندگی
جاوید صفری 1400 -
اثر کشت زود هنگام بر عملکرد دو رقم سیب زمینی و تنوع گونهای علفهای هرز آن در شرایط آب و هوایی کرمانشاه
علی قمری 1400 -
اثر عوامل مدیریتی و اقلیمی- توپوگرافیکی بر بروز مقاومت علف هرز خردل وحشی (Sinapis arvensis) به علفکش تری بنورون متیل (گرانستار) در شهرستان اسلام آباد غرب، کرمانشاه
فتاح مرادی 1400 -
تاثیر روشهای مختلف خاکورزی بر خصوصیات فیزیکی خاک و صفات کمی ارقام مختلف گندم و نخود در اراضی دیم منطقه دالاهو
ویکتوریا رمضانی 1399° C higher than the system without tillage
-
اثر محلول پاشی کودهای رایج و نانو آهن و روی بر برخی صفات اگرو فیزیولوژیک عدس در شرایط دیم
بیتا بریموندی 1399مقدمه:پس از غلات، حبوبات با سطح زیرکشت 770 هزار هکتار وتولید 700 هزار تن، دومین سطح زیر کشت را در کشور ایران دارا هستند و نقش موثری درتامین پروتئین مورد نیاز کشور ایفا میکنند. عدس از مهمترین حبوبات در سیستمهای کشت دیم بهخصوص در تناوب با جو و گندم در مناطق با بارندگی کم تا متوسط به حساب میآید.ارزیابی سیستمهای مختلف تغذیه گیاه یکی از نیازهای مهم در برنامهریزی زراعی است. عناصر کممصرف با وجود نیاز کم، جایگاه ویژهای در تولید محصولات کشاورزی دارند. علیرغم نقش معنیداراین عناصر در رشد گیاهان، کمبود این عناصر در اغلب مناطق کشاورزی ایران به چشم میخورد.اهدافباتوجه به نقش مهم عدس در تغذیه انسانها و تاثیرکودهای آهن و روی بر جنبههای مختلف رشد گیاهان از جمله عدس، این آزمایش جهت مقایسه اثر محلولپاشی غلظتهایمختلف کود رایج و نانو سولفات آهن و سولفات روی در ابتدای مراحل رویشی و گلدهی بر عملکرد،اجزاء آن و برخی صفات فیزیولوژیک عدس درشرایط دیم اجرا خواهد شد. روش تحقیقاین تحقیق در سال زراعی 98-1397در مزرعهی پژوهشی دانشگاه رازی انجام خواهد شد. آزمایش مورد نظر بهصورت فاکتوریل در قالب طرحبلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار خواهد بود. فاکتور اول شامل محلولپاشی سولفات آهن و روی نانو و سولفات آهن و روی معمولی هرکدام درپنج سطح شامل: 2،0، 4، 6 و 8 گرم در لیترو فاکتور دوم مرحله رشدی اعمال تیمار کودی در دو مرحله شامل: ابتدای رشد رویشی وابتدای گلدهی خواهد بود. رقم عدس مورد مطالعه نیز رقم کیمیا میباشد. پس از نمونه برداری ازتیمارهای مختلف آزمایش، صفاتی مانند عملکرد دانه، عملکرد زیستتوده، شاخص برداشت، تعدادبوته در واحد سطح، تعداد دانه در بوته، وزن هزار دانه، ارتفاع بوته، محتوی کلروفیلو کارتنوئیدها و پروتئینهای محلول برگ، درصد پروتئین دانه و عملکرد آن، سرعت فعالیتآنزیمهای آنتی اکسیدان شامل: کاتالاز، پروکسیداز و سوپراکسیددیسموتاز، پراکسیدهیدروژن، پایداری غشاء سلولهای برگ و محتوی آهن و روی موجود در دانه اندازهگیری
-
اثر محلول¬پاشی برخی از تنظیم¬کننده¬های رشد گیاهی در ابتدای مراحل گلدهی و غلاف¬دهی نخود بر کمیت و کیفیت عملکرد و اجزاء آن در منطقه کرمانشاه
هاشم صفری 1399 -
مطالعه اثرات تغییر اقلیم و راهکارهای سازگاری به آن در تولید نخود دیم (Cicer arientinum L.) تحت شرایط آب و هوایی کرمانشاه
هانیه حاجی شعبانی 1399 -
طراحی ، ساخت و ارزیابی دستگاه تولید بیوچار
میلاد اقبالی 1399تجزیه گرمایی زیست توده در محیطبدون اکسیژن یا با اکسیژن اندک را گرماکافت مینامند که محصول این فرآیند دی اکسیدکربن، گازهای سوختی، بخار قیری و جزء جامدی به نام بیوچار است. فرآیند گرماکافتراهی برای تبدیل زیست توده به مواد با ارزشتر نظیر بیوچار است. بیوچار ماده ایجامد و دارای محتوای کربن بالاست که رایج ترین مورد استفاده آن در کشاورزی بهعنوان اصلاح کننده خاک است. محققان در سال های گذشته تاثیر استفاده از بیوچار برخصوصیات فیزیکی وشیمیایی خاک را مورد مطالعه قرار داده اند و مشخص شده است کهافزودن بیوچار به خاک کیفیت خاک را بهبود میبخشد. خصوصیات فیزیکی و شیمیایی بیوچارتحت تاثیر عوامل مختلفی از جمله نوع مواد اولیه، شرایط واحد گرماکافت، سرعت گرمادهی،مدت زمان گرماکافت وللفعوامل متعدد دیگری قرار میگیرد . دامنه گسترده فرآیندگرماکافت منجر به تولید بیوچارهایی که ازنظر خواص شیمیایی و فیزیکی مختلفی نظیر ترکیب عنصری و خاکستر، وزن مخصوص، تخلخل،توزیع اندازه منافذ، سطح ویژه، pH، جذب و دفع آب و یون ها و بسیاری خواص دیگر متفاوت هستند میشود. هدفاز این مطالعه، بررسی اثر تغییر دبی هوا و دمای محفظه در گرماکافت اکسایشی بسترثابت بر روی عملکرد بیوچار، محتوای خاکستر، وزن مخصوص و pH بود. بدین منظور یک دستگاه تولید بیوچار اکسایشی بسترثابت با قابلیت تغییر در دمای محفظه و دبی هوای خروجی طراحی و ساخته شد.آزمایشهادر چهار دبی هوای 20، 25، 30 و 35 لیتر در دقیقه ونیز چهار دمای 350، 400، 450 و500 درجه سانتیگراد برای کاه و کلش گندم انجام شد. نتایج نشان داد که افزایش دبیهوای خروجی از محفظه و افزایش دمای محفظه، سبب افزایش میزانخاکستر وpH شد. درحالی که تغییر این پارامترها سبب کاهش وزن مخصوص ظاهری و عملکرد بیوچارتولیدی شدند.
-
بررسی شاخص های بیولوژیک خاک در سامانه های مختلف خاکورزی
امین حیدری 1398چکیده خاکورزی جزء مهمی از مدیریت خاک است که بر تولید گیاهان زراعی تاثیر میگذارد. علاوه بر آن، خاکورزی میتواند از طریق ایجاد تغییر در ویژگیهای فیزیکی، شیمیایی و بیولوژیک خاک، به پایداری کشاورزی و بهبود کیفیت خاک کمک نماید. یکی از ابزارهای مفید برای بررسی وضعیت مدیریت خاک در سامانههای مختلف خاکورزی، ارزیابی کیفیت خاک است و استفاده از شاخصهای کمی، از مناسبترین روشهای تعیین و مقایسه کیفیت خاکها میباشد . به همین دلیل این مطالعه به منظور بررسی اثرات سامانههای مختلف خاکورزی بر برخی از شاخصهای کیفیت شیمیایی، فیزیکی و بیولوژیک خاک در اراضی پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه رازی طی آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح 52 انجام شد. ویژگیهای فیزیکی، شیمیایی و بیولوژیک - 0 و 20 - بلوکهای کامل تصادفی در دو عمق 52 کیفیت خاک نظیر جرم مخصوص ظاهری، رس قابل انتشار، کربنات کلسیم معادل، pH ، EC ، تنفس، توده زنده میکروبی و فعالیت آنزیمهای اورهآز و اینورتاز در خاک اندازهگیری شدند. نتایج تجزیه واریانس نشان داد که سامانههای خاکورزی بر بیشتر ویژگیهای مورد بررسی با شدتهای مختلفی تاثیرگذار بوده است که با تغییر سامانه خاکورزی سنتی به حفاظتی، بیشتر ویژگیهای خاک تغییر مثبتی داشتهاند که منجر به بهبود کیفیت خاک گردیده است. به طوری که وزن مخصوص ظاهری، در سامانه خاکورزی حفاظتی در 31 درصد کاهش یافت و کربن آلی / 31 و 05 / لایه سطحی و عمقی در مقایسه با سامانه رایج بهترتیب 31 31 درصد افزایش داشت و در بین ویژگیهای بیولوژیک، کربن توده زنده / 53 و 14 / خاک بهترتیب 43 35 درصد افزایش، بیشترین تغییر را داشت. در مجموع در بین ویژگیهای / 21 و 32 / میکروبی بهترتیب با 33 مورد بررسی؛ ویژگیهای بیولوژیک در مقایسه با ویژگیهای فیزیکی و شیمیایی بیشتر تحت تاثیر سامانههای مختلف خاکورزی قرار گرفت. شاخصهای کیفیت تجمعی و ن م رو بیشترین مقدار را بهترتیب در سامانه بیخاکورزی، کاهشی و سنتی داشتند. در مجموع شاخص کیفیت تجمعی صحت بیشتری در تعیین کیفیت خاک داشت.
-
بررسی تغییر رنگ برگ گیاه پونه در اثر جذب فلزات سنگین (سرب، کادمیوم و نیکل) با استفاده از پردازش تصویر به کمک تلفن همراه هوشمند
محمدمهدی تیرانداز 1398 -
بررسی تغییر رنگ برگ گیاه علف چشمه در اثر جذب فلزات سنگین (سرب ، نیکل، کادمیوم) با استفاده از پردازش تصویر
مهناز یزدانی 1398 -
مطالعه امکان کاهش زوال بذر عدس (Lens culinaris Medic) با کاربرد برخی آنتی اکسیدان¬ها
مهتاب مهرکیش 1398 -
ارزیابی پایداری بومنظامهای تولید گندم دیم (مطالعه موردی منطقه دره صیدی استان لرستان)
محمد گودرزی 1398 -
اثر شدت¬های مختلف نور آفتاب بر رشد دو رقم لوبیا قرمز( Phaseolus vulgaris L)
مجید سخن سنج 1398 -
ارزیابی اثر کود دامی و گیاه پوششی بر ویژگی های فیزیکو شیمیایی خاک و رشد و عملکرد کنجد (Sesamum indicum L.) ارگانیک
صادق جلیلیان 1398جهت ارزیابی تاثیر کود دامی و گیاه پوششی بر ویژگیهای فیزیکوشیمیایی خاک و رشد و عملکرد کنجد در شرایط کشت ارگانیک آزمایشی در قالب کرتهای خرد شده بر پایه طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه آموزشی و تحقیقاتی کشاورزی ارگانیک پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه رازی در سال زراعی 96-1395 انجام گرفت. تیمارهای آزمایش شامل کود دامی در سه سطح صفر، 10 و 20 تن در هکتار به عنوان عامل اصلی و کشت گیاهان پوششی (عدم کشت گیاه پوششی، شبدر برسیم، شنبلیله و ماشک گل خوشهای) به عنوان عامل فرعی بودند. گیاهان پوششی به عنوان کود سبز در مرحله گلدهی به خاک برگردانده شدند و سپس دو هفته بعد اقدام به کشت گیاه کنجد شد. صفات مورد ارزیابی شامل اندازهگیری ویژگیهای فیزیکی و شیمیایی خاک در سه مرحله قبل از شروع آزمایش، قبل از کشت گیاه کنجد و پس از برداشت آن، ویژگیهای رشد و عملکرد کنجد و همچنین ویژگیهای علف هرز بود. نتایج نشان داد که کاربرد کود دامی در مقایسه با تیمار شاهد باعث بهبود ویژگیهای خاک نظیر کربن آلی (3/5 درصد)، فسفر (165 درصد)، پتاسیم (15 درصد)، نیتروژن کل (41 درصد)، یون نیترات (2/30 درصد)، یون آمونیوم (5/53 درصد)، گوگرد (32 درصد)، مس (27 درصد)، روی (22 درصد)، آهن (6 درصد) و منگنز (5/7 درصد) در مرحله قبل از کاشت کنجد در مقایسه با شرایط اولیه خاک در قبل از شروع تحقیق شد. در مرحله پس از برداشت کنجد نیز ویژگیهای اندازهگیری شده خاک تحت تاثیر قرار گرفتند و در مقایسه با شرایط اولیه خاک بجز محتوی پتاسیم، گوگرد، آهن و منگنز که کاهش نشان دادند، سایر عناصر بهبود یافتند. کاربرد گیاهان پوششی نیز منجر به بهبود ویژگیهای اندازهگیری خاک گردید، به گونهای که بیشترین تاثیر متعلق به تیمار کشت شنبلیله و 20 تن کود دامی در هکتار در مقایسه به عدم کاربرد کود دامی و کود سبز بود. نتایج نشان داد برهمکنش کود دامی و گیاه پوششی بر وزن هزار دانه، وزن خشک کل و عملکرد دانه کنجد معنیدار بود. اثر کاربرد کود دامی بر تعداد کپسول در بوته، تعداد دانه در کپسول، تعداد شاخههای فرعی و شاخص برداشت معنیدار بود ولی درصد روغن تحت تاثیر تیمارهای آزمایش قرار نگرفت. بیشترین عملکرد دانه (6/1727 کیلوگرم در هکتار)، عملکرد وزن خشک کل (3/9082 کیلوگرم در هکتار) و وزن هزار دانه (2/3 گرم) از تیمار کاربرد شنبلیله در سطح 20 تن کود دامی به دست آمد که به ترتیب اختلافی حدود 41، 34 و 6 درصد با تیمار عدم کاربرد کود دامی و کود سبز داشتند. کود سبز شنبلیله در سطح 20 تن کود دامی بیشترین تاثیر را بر شاخص سطح برگ، سرعت رشد محصول، سرعت رشد نسبی، روند وزن خشک کل و کارایی مصرف نور کنجد داشت. کمترین تراکم علفهای هرز متعلق به تیمار گیاه پوششی شبدر برسیم و شنبلیله بود. کشت گیاهان پوششی منجر به کاهش تراکم و وزن خشک کل علفهای هرز در پایان فصل رشد در مقایسه با ابتدای فصل رشد کنجد شد. به طور کلی نتایج این تحقیق نشان داد که کاربرد کود دامی و انتخاب گونه گیاهی مناسب به عنوان گیاه پوششی و کود سبز توانست در شرایط مزرعه ارگانیک از طریق بهبود ویژگیهای فیزیکی و شیمیایی خاک و همچنین کاهش خسارت علفهای هرز منجر به بهبود صفات مرتبط با رشد کنجد و در نهایت عملکرد دانه گردد.
-
عملکرد تولیدی و کیفیت تخم مرغ مرغان تخم¬گذار تغذیه شده با جیره¬ی غذایی حاوی کنجاله¬ی کاملینا فرآوری¬شده بعنوان جایگزین کنجاله¬ی ¬سویا
عاطفه امیری 1398این مطالعه به منظور بررسی اثر سطوح مختلف جایگزینی کنجاله کاملینا (7، 14 و 21درصد) در جیره و روشهای مختلف فرآوری ( بدون فرآوری، فرآوری با اتوکلاو، فرآوری با افزودن سولفات مس و فرآوری به روش ترکیبی از اتوکلاو و سولفات مس) بر عملکرد تولیدی، خصوصیات کیفی تخممرغ و برخی فراسنجههای خونی مرغهای تخمگذار انجام شد. این تحقیق با استفاده از 390 قطعه مرغ تخمگذار تجاری بونز (Bovans) در سن 30 هفتگی با 13 تیمار، 5 تکرار و 6 قطعه مرغ در هر تکرار و به مدت 56 روز در قالب طرح کاملاً تصادفی و آزمون فاکتوریل 3×4 بهعلاوهی یک انجام شد. در این آزمایش اثر دو فاکتور سطح و فرآوری کنجاله کاملینا بر درصد تولید تخممرغ معنیدار بود (05/0p<)، بهطوریکه در سطح 7درصد کنجاله کاملینای فرآوری شده و بدون فرآوری و سطح 14درصدی که اتوکلاوشده و محتوی سولفات مس بود بیشترین درصد تولید تخممرغ را نتیجه داد، در حالیکه سطح 21درصد کمترین تولید را نشان داد. اثر متقابل دو فاکتور سطح و فرآوری تاثیر معنی داری بر وزن تخممرغ و میزان توده تخممرغ داشت (05/0p<)، بهطوریکه بیشترین میزان وزن و توده تخممرغ در گروه شاهد و 7درصد جایگزینی کنجالهی کاملینا صرف نظر از فرآوری مشاهده شد و کمترین وزن تخم مرغ در گروه 14 و 21درصد جایگزینی کنجالهی کاملینا صرف نظر از روش فرآوری و کمترین میزان توده تخممرغ در گروه 21درصد کنجاله کاملینای بدون فرآوری مشاهده شد. سطوح مختلف کنجاله کاملینا تاثیر معنی داری بر ضریب تبدیل داشت اما اثر فرآوری بر ضریب تبدیل معنی نشد (05/0p<). بهطوریکه کمترین میزان ضریب تبدیل در سطح 7درصد کنجاله کاملینا مشاهده شد و تفاوت معنیداری با سطوح 14 و 21درصد داشت. همچنین سطوح مختلف کنجاله کاملینا و روشهای مختلف فرآوری تاثیر معنیداری بر مصرف خوراک داشتند بهطوریکه بیشترین مصرف خوراک در سطح 7درصد و کمترین میزان آن در سطح 21درصد مشاهده شد، همچنین در روش بدون فرآوری کمترین مصرف خوراک و در روش فرآوری به روش اتوکلاو بیشترین میزان مصرف خوراک مشاهده شد. سطوح مختلف کنجاله کاملینا اثر معنیداری بر شاخص شکل و ضخامت پوسته، وزن زرده و وزن سفیده تخممرغ نشان نداد اما تاثیر معنیداری بر رنگ زرده داشت و روشهای مختلف فرآوری بهتنهایی تاثیر معنیداری بر شاخص شکل، ضخامت پوسته، واحد هاو و رنگ زرده نداشت بااینحال اثر متقابل دو فاکتور بر واحد هاو و وزن پوسته تخممرغ معنیدار شد بهطوریکه بیشترین واحد هاو مربوط به سطح 14درصد بدون فرآوری بود و کمترین میزان واحد هاو مربوط به سطح 21درصد کنجاله کاملینای اتوکلاو شده حاوی سولفات مس بود. در رابطه با وزن پوسته بیشترین وزن پوسته مربوط به گروه شاهد بود و کمترین میزان وزن پوسته مربوط به سطح 21درصد کنجاله کاملینای بدون فرآوری بود. استفاده از سطوح مختلف کنجاله کاملینا تاثیر معنی داری بر میزان کلسترول، گلوکز و کل پروتئین نداشت اما اثر معنی داری بر تریگلیسرید داشت بهطوریکه درسطح 7 و 14درصد بیشترین و در سطح 21درصد کمترین میزان تریگلیسرید را نشان داد. روشهای مختلف فرآوری تاثیر معنی داری بر تریگلیسرید، گلوکز و کل پروتئین داشت. گروه بدون فرآوری بیشترین میزان تری گلیسرید وگروه اتوکلاو شده و گروه حاوی سولفات مس کمترین میزان تری گلیسرید را به خود اختصاص دادند. گروه بدون فرآوری بیشترین میزان تری گلیسرید و گروه اتوکلاو شده و گروه حاوی سولفات مس کمترین میزان تری گلیسرید را به خود اختصاص دادند گروه بدون فرآوری بیشترین میزان گلوکز را نتیجه داد و کمترین میزان گلوکز در گروههای اتوکلاو شده و سولفات مس بهتنهایی نشان داده شد درصورتیکه بین گروه بدون فرآوری و گروه اتوکلاو شدهی حاوی سولفات مس اختلاف معنیداری وجود نداشت. کلیدواژه: کاملینا، سولفات مس، عملکرد، فراسنجههای خونی، مرغ تخمگذار
-
تاثیر شنبلیله به عنوان خاک¬پوش زنده بر رشد¬، عملکرد وکنترل علفهای هرز در آفتابگردان
بیتا عباسی طهنه 1398 -
اثر تاریخ کاشت بر برخی خصوصیات کمی و کیفی دو رقم کتان روغنی (L. ustiatissimum Linum)
کیوان محمدی 1398 -
اثر سلنیوم و مدیریت مصرف نیتروژن در تولید پیاز سالم (Allium cepa L.)
فرحناز ویسی علی اکبری 1397 -
بررسی اثرات تراکم و تاریخ کاشت بر عملکرد کمی وکیفی دو رقم کتان روغنی (Linum usitatissimum L.) در منطقه کرمانشاه
عاطفه میرزایی 1397Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA To study the effect of planting date and plant density on the quality and quantity of two varieties of flaxseed oil, two field experiments were carried out in 2016 and 2017 in research farm of Campus of Agriculture and Natural Resources, Razi University of Kermanshah
-
اثر محلول پاشی سالیسیلیک اسید و آسکوربیک اسید بر کمیت و کیفیت عملکرد دانه دو رقم کتان در شرایط تنش کم آبی
سجاد حسینی 1397به منظور بررسی اثر محلولپاشی سالیسیلیک اسید و آسکوربیک اسید بر کمیت و کیفیت عملکرد دو رقم کتان روغنی در شرایط تنش خشکی پس از گلدهی در سال زراعی 96-1395، پژوهشی در مزرعه تحقیقاتی ارگانیک پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه رازی کرمانشاه به صورت آزمایش اسپلیت - فاکتوریل در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی در سه تکرار انجام شد. در این پژوهش کرتهای اصلی شامل رژیم رطوبتی در دو سطح: 1- شاهد 2- تنش کمآبی پس از گلدهی و کرت های فرعی شامل، فاکتور رقم در دو سطح: 1- رقم هندی و 2- رقم مجاری، فاکتور محلول پاشی شامل سالیسیلیک اسید (صفر، 100، 200 پیپیام) و آسکوربیک اسید (صفر، 100، 200 پیپیام) ، فاکتور زمان در دو مرحله شامل: 1- رشد رویشی (طویل شدن ساقه)، 2- مرحله رشد زایشی (گلدهی کامل) بودند. بر اساس نتایج به دست آمده اثر رقم، محلولپاشی و رژیم رطوبتی بر اکثر صفات مورد مطالعه به استثنای صفات مرفولوژیک معنیدار بودند. در شرایط بدون تنش عملکرد دانه و عملکرد زیستتوده رقم مجاری به طور معنیداری بیشتر از رقم هندی بود. اعمال تنش خشکی پس از گلدهی سبب کاهش معنیدار عملکرد دانه (32 درصد)، عملکرد زیستتوده (28 درصد)، تعداد کپسول در بوته، تعداد دانه در بوته، وزن هزار دانه،درصد روغن دانه، عملکرد روغن، عملکرد پروتئین مقدار نیاز حرارتی و موجب افزایش معنیدار درصد پروتئین دانه (22 درصد) گردید. نتایج همچنین نشان داد که تیمارهای رژیم رطوبتی، رقم، محلولپاشی و زمان محلولپاشی اثر معنیداری بر صفات فیزیولوژیک و بیوشیمیایی داشتند. به طوری که تنش کمآبی باعث کاهش محتوی نسبی آب برگ، سرعت فعالیت آنزیم کاتالاز و محتوی پروتئینهای محلول برگها و افزایش محتوی کلروفیل a و کاروتنوئیدها و سرعت فعالیت آنزیم سوپراکسید دیسموتاز شد. اعمال تیمار محلولپاشی نه تنها در شرایط تنش خشکی پس از گلدهی سبب افزایش و بهبود عملکرد و سایر صفات مورد بررسی و تخفیف اثرات تنش خشکی پس از گلدهی شد، بلکه در شرایط مطلوب آبیاری نیز محلولپاشی با سالیسیلیک اسید و آسکوربیک اسید 200 پیپیام نتایج بهتری نسبت به تیمار شاهد نشان دادند. با توجه به نتایج به دست آمده، به نظر میرسد استفاده از سالیسیلیک اسید و آسکوربیک اسید در تیمارهای تنش خشکی سبب شد تا این ماده با خاصیت آنتی اکسیدانی خود اثرات مخرب تنش را کم و باعث تعدیل و کاهش آسیب در گیاه کتان شود. پس میتوان نتیجه گرفت که مصرف آسکوربیک اسید و سالیسیلیک اسید در گیاهان در معرض تنش قرار گرفتهاحتمالاً میتواند سبب افزایش مقاومت گیاه در برابر تنش خشکی شود .
-
مطالعه کاهش تجمع زیستی نانو ذرات اکسید مس و روی با استفاده از اسید هیومیک در کلزا (Brassica napus l)
افسانه یارمحمدی 1397 -
تعیین و آنالیز خلاء عملکرد گندم آبی(Triticum aestivum L)توسط مدل DSSAT تحت شرایط آب وهوایی استان کرمانشاه
بابک غلامی 1397 -
واکنش رشد و عملکرد ارقام کلزا به سیستم های مختلف خاک ورزی
شاهپور رستمی 1397 -
اثر تلقیح بذر با باکتری های محرک رشد گیاه بر کمیت و کیفیت عملکرد دو رقم بزرک در شرایط تنش خشکی پس از گلدهی
بهاره ناصریه 1396به منظور بررسی اثر پرایمینگ و تلقیح بذر با باکتریهای محرک رشد بر کمیت و کیفیت عملکرد دو رقم کتان روغنی در شرایط کنترل و تنش خشکی بعد از گلدهی در سال زراعی 95-1394، تحقیقی در مزرعه تحقیقاتی ارگانیک پردیس کشاورزی ومنابع طبیعی دانشگاه رازی کرمانشاه به صورت دو آزمایش فاکتوریل جدا از هم در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی در سه تکرار انجام شد و تجزیه واریانس به صورت طرح تجزیه مرکب در دو محیط انجام شد. آزمایش اول در شرایط کنترل و آزمایش دوم در شرایط تنش خشکی بعد از گلدهی انجام شد. در هر دو آزمایش فاکتور رقم در دو سطح (هندی و مجاری) و فاکتور پیش تیمار بذر درهشت سطح شامل پنج سویه باکتری (باسیلوس اسپی، باسیلوس مگاتریوم، باسیلوس آمیلولیکوفاشینس، باسیلوس پومیلوس، سودوموناس جنیکولاتا) و دو سطح پرایمنگ با آب مقطر، نیترات پتاسیم و به همرا ه یک تیمار شاهد انجام شد. بر اساس نتایج به دست آمده اثر رقم، پیشتیمار بذر و محیط بر اکثر صفات مورد مطالعه معنیدار بود. در شرایط کنترل رطوبتی از نظر عملکرد دانه تفاوت معنیداری بین دو رقم مورد بررسی نبود ولی در این شرایط عملکرد زیستتوده رقم مجاری به طور معنیداری از رقم هندی بیشتر بود. اعمال تنش خشکی از مرحله گلدهی تا زمان رسیدگی سبب کاهش معنیدار عملکرد دانه (44 درصد)، عملکرد زیستتوده (46 درصد)، تعداد کپسول در بوته، تعداد دانه در بوته، وزن هزار دانه، تعداد کپسول پوک، ارتفاع بوته، تعداد شاخه اصلی، تعداد شاخه فرعی، درصد پروتئین ساقه، درصد روغن دانه، عملکرد پروتئین، عملکرد روغن، مقدار نیاز حرارتی و سرعت رشد گیاه و برعکس موجب افزایش معنیدار صفت درصد پروتئین دانه (17 درصد) گردید. استفاده از پیش تیمارها نه تنها در شرایط تنش خشکی پس از گلدهی سبب افزایش و بهبود عملکرد و سایر صفات مورد بررسی و تخفیف اثرات تنش خشکی پس از گلدهی شد، بلکه در شرایط مطلوب آبیاری نیز با استفاده از پرایمینگ بذر و اعمال باکتریهای محرک رشد مخصوصاً باکتریهای باسیلوس مگاتریوم و باسیلوس آمیلولیکوفاشینس نتایج بهتری نسبت به تیمار شاهد به دست آمد. با توجه به نتایج به دست آمده، به نظر میرسد استفاده از سویههای مناسب باکتریهای محرک رشد گیاه جهت تلقیح بذر، یکی از راهکارهای مناسب جهت افزایش کارایی گیاهان زراعی در شرایط تنش خشکی باشد.واژه های کلیدی: کتان روغنی، باکتری محرک رشد، پرایمینگ، تنش خشکی
-
شناسایی ویژگی های گیاهی موثر بر توان رقابتی ارقام گندم با علف های هرز در سطوح مختلف نیتروژن
جعفر امین پرست 1396مدیریت زراعی علفهای هرز یکی از راهکارهای مهم در کشاورزی پایدار است. در این راستا شناسایی صفات گیاهی موثر بر توان رقابتی و شرایط تغذیهای گیاه زراعی از اهمیت ویژهای برخوردار است. این آزمایش به منظور شناسایی ویژگیهای گیاهی موثر برتوان رقابتی ارقام گندم با علفهای هرز در سطوح مختلف نیتروژن در سال 1394 و در مزرعه تحقیقاتی پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه رازی کرمانشاه انجام شد. آزمایش به صورت اسپلیت پلات و در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی در سه تکرار اجرا شد. عوامل مورد بررسی شامل کاربرد نیتروژن در سه سطح ( 0، 50 و 100 درصد توصیه شده بر اساس آزمون خاک) به عنوان فاکتور اصلی و ارقام گندم ( اروم، سیروان، سیوند، پارسی، پیشگام، پیشتاز و میهن) به عنوان فاکتور فرعی بودند. به منظور بررسی تاثیر فاکتورهای آزمایشی بر تداخل علفهای هرز، هر تکرار به صورت طولی از وسط به دو نیم تقسیم شد که در یکی از آنها علفهای هرز در سرتاسر فصل رشد کنترل شد و در دیگری کنترلی صورت نگرفت. نتایج نشان داد که در بین سطوح نیتروژن بیشترین و کمترین عملکرد به ترتیب مربوط به سطوح کودی 100 و صفر درصد بود. در بین ارقام گندم نیز رقم پیشگام بیشترین و رقم اروم و میهن دارای کمترین عملکرد بودند. همچنین با افزایش میزان مصرف کود نیتروژن در شرایط تداخل با علفهای هرز شاخص قدرت تحمل رقابت ارقام کاهش یافت و تراکم و وزن خشک علفهای هرز افزایش یافت که نشان از قدرت رقابتی بیشتر علفهای هرز نسبت به ارقام گندم بود. در مجموع نتایج نشان داد که در رقابت با علفهای هرز نیز ارقام سیوند، پیشتاز و پیشگام به دلیل شاخص سطح برگ، ارتفاع، سرعت رشد محصول، وزن گیاهچه و تعداد سنبله در متر مربع بیشتر با کاهش تراکم و بیوماس علفهای هرز دارای شاخص تحمل رقابت بالاتری نسبت به دیگر ارقام بودند. کلمات کلیدی: تداخل، رقابت، رقم، گندم، نیتروژن، ویژگیهای گیاهی
-
برآورد میزان تصاعد گازهای گلخانهای و آلایندههای هوا ناشی از سوزاندن بقایای گندم در شهرستان سرپلذهاب با استفاده از RS و GIS
سهیلا اسدی چشمه ماهی 1396سوزاندن بقایای گیاهی از شیوههای رایج مدیریت بقایای گیاهی بوده که از دیرباز کشاورزان با انگیزههای مختلف به آن اقدام نمودهاند. سوزاندن بقایای گیاهی یکی از عوامل تاثیرگذار بر تصاعد گازهای گلخانهای مانند CO2، N2O، CH4 و همچنین انتشار آلایندههایی مانند NH3، SO2، NMHC، ترکیبات آلی فرار و نیمهفرار و غیره... است. از اینرو توجه به این مسئله و انجام تحقیقات مختلف در این زمینه میتواند در افزایش آگاهی و جلوگیری از افزایش مضرات آن حائز اهمیت باشد. این تحقیق در سال زراعی 96-95 در استان کرمانشاه شهرستان سرپلذهاب انجام شد. ابتدا با مصاحبه با افراد آشنا به منطقه و همچنین کارشناسان اداره جهاد کشاورزی مختصات نقاط سوخته شده تعیین و عملیات نمونهبرداری صحرایی انجام شد. سپس جهت شناسایی نواحی سوخته شده زراعی از تصاویر ماهوارهای8 LANDSAT سنجنده OIL/TIR استفاده شد. پس از انجام اصلاحات به روش FLAASH، در ادامه جهت انتخاب بهترین تفکیک پذیری از روشهای ترکیب باندی شاخص مطلوبیت (OIF)، PCA و MNF استفاده شد. طبقه بندی تصاویر با استفاده از روش حداکثر مشابهت صورت گرفت. نتایج نشان داد که طبقهبندی تصاویر به نقاط سوخته و نسوخته همبستگی بالا و معنیداری با نمونهبرداری صحرایی داشت که در این میان روش ترکیب باندی بر اساس شاخص مطلوبیت از بیشترین دقت (787/0) برخوردار بود. بر این اساس مساحت زمین های زراعی جار سوزی شده 7380 هکتار برآورد شد. نتایج نشان داد که در اراضی جارسوزی شده شهرستان سرپل ذهاب میزان کل تولید بقایای گندم معادل 83025 تن، میزان بقایای گندم پس از برداشت 8302 تن و میزان بقایای سوزانده شده گندم 6466 تن بود. میزان انتشار گازهای گلخانهای و آلایندههای متصاعد شده به جو محاسبه و در نهایت نیز مقدار عناصر کربن، نیتروژن و گوگرد هدر رفته در نتیجه سوزاندن بقایای گندم در سطح شهرستان برآورد گردید. محاسبات صورت گرفته نشان داد که سوزاندن بقایای گندم می تواند منجر به تصاعد مقادیر 8690، 376، 22، 45/0، 39/2، 26/4، 15/18، 36/61، 17/24، 36/3 و 37/48 تن به ترتیب برای آلایندههای CO2، CO، CH4، 2O، NH3، SO2، OX، PM2.5، OC، BC و NMVOCS شود. میزان اتلاف عناصر کربن، نیتروژن و گوگرد در نتیجه سوزاندن بقایا نیز به ترتیب 17/2575، 58/10 و 13/2 تن برآورد شد. کلمات کلیدی: آلایندههای جوی، جارسوزی، گازهای گلخانهای، تصاویر ماهوارهای، ArcMap
-
مدلسازی توان اکولوژیک حوزه آبخیز رزین کرمانشاه با استفاده از رویکرد فرآیند تحلیل سلسله مراتبی فازی و سامانه اطلاعات جغرافیایی
سعید محمودی 1396 -
ارزیابی امکان نشاءکاری ذرت، آفتابگردان، چغندر قند و کدوآجیلی به صورت هرا کشت جهت صرفه جویی در مصرف آب
ژاله زارعی احمدآبادی 1395نشاءکاری یکی از روشهای اساسی میباشد که موجب زودرسی محصول و افزایش عملکرد میگردد. با توجه به اینکه در بین گیاهان زراعی استان کرمانشاه، آفتابگردان، ذرت، چغندرقند و کدو با مصارف متعدد دارای سطح زیر کشت بالاتری هستند، از این رو این آزمایش به منظور افزایش عملکرد این گیاهان با روش کشت نشایی طی دو سال زراعی ( 94 – 93 و 95 – 94) در دو بخش گلخانه و مزرعه تحقیقاتی پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه رازی، کرمانشاه انجام شد. آزمایش در سال اول به صورت فاکتوریل و در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با چهار تکرار بود. عاملها شامل دو روش کاشت (کشت مستقیم بذر و نشاءکاری 4 و 6 هفتهای) و دو تاریخ کاشت (کشت زودهنگام و کشت زمان معمول) بود. آزمایش در سال دوم بصورت طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار بود. تیمارها شامل نشاءکاری (نشاءکاری 6 هفتهای زودهنگام برای ذرت و چغندرقند، نشاءکاری 4 هفتهای زمان معمول برای آفتابگردان، بذرکاری زودهنگام برای کدوآجیلی) و کشت زمان معمول بذر (شاهد) بود. نتایج آزمایش در سال اول نشان داد که بیشترین عملکرد بیولوژیکی در ذرت، چغندرقند، آفتابگردان و کدو به ترتیب مربوط به نشای 6 هفتهای زودهنگام، نشای 6 هفتهای زودهنگام، نشای 4 هفتهای زودهنگام و بذرکاری زودهنگام بود که به عنوان تیمار برتر شناخته شد و برای تکرار آزمایش در سال دوم انتخاب گردید. نتایج پژوهش در سال دوم نشان داد که کشت نشایی در مقایسه با کشت مستقیم باعث افزایش عملکرد بیولوژیکی، کلروفیل، سطح برگ و عملکرد دانه در آفتابگردان و ذرت و عملکرد شکر در چغندرقند شد. در کدو، کشت زودهنگام بذر نسبت به کشت زمان معمول بذر عملکرد بیولوژیکی، کلروفیل، هدایت روزنهای بالاتری داشت. اختلاف معنیداری بین عیار قند در هر دو کشت نشایی و بذرکاری چغندرقند وجود نداشت. بنابراین جهت افزایش عملکرد، نشاءکاری شش هفتهای در تاریخ زودهنگام برای ذرت و چغندرقند و چهار هفتهای در تاریخ زودهنگام برای آفتابگردان جهت زودرس نمودن محصول برای شهر کرمانشاه توصیه میگردد. تاریخهای کشت و سنین نشاء دیگری بجز موارد ذکر شده در این تحقیق برای مطالعات بعدی توصیه میگردد.
-
تاثیر روشهای مختلف خاکورزی برخصوصیات فیزیکی، شیمیایی و بیولوژیکی خاک تحت کشت گندم و نخود در دیمزارهای با اقلیمهای متفاوت استان کرمانشاه.
مستانه مظاهری 1395کیفیت خاک دارای نقش کلیدی در کشاورزی پایدار میباشد که تحت تاثیر تکنیکهای مختلف مدیریت زراعی، تغییر میکند. مدیریتهای مطلوب، بهبود کیفیت خاک را به دنبال دارند، در صورتی که سیستمهای زراعی سنتی، در درازمدت موجب کاهش کیفیت و پایداری خاک خواهند شد. یکی از روش?های غلط مدیریت شخم با استفاده از گاوآهن برگرداندار و سوزاندن بقایای گیاهی است. از آنجا که در کشور ما هنوز روشهای نادرست خاکورزی صورت میگیرد، بررسی تاثیرات این روشها و نیز روشهای نوین از جمله بیخاکورزی و خاکورزی حفاظتی بر خصوصیات خاک و پایداری اکوسیستم ضروری به نظر میرسد. لذا، پژوهش حاضر به منظور بررسی اثرات خاکورزی مرسوم، بیخاکورزی و خاکورزی حفاظتی بر خصوصیات فیزیکی، شیمیایی و بیولوژیک خاک شامل وزن مخصوص ظاهری، مینگین وزنی قطر خاکدانهها، رس قابل انتشار، درصد آهک pH، Ec، ظرفیت تبادل کاتیونی، تنفس خاک، توده زنده میکروبی و فعالیت آنزیمهای اورهآز، اینورتاز، آریل سولفاتاز و فسفاتاز قلیایی در اراضی تحت کشت گنـدم ـ نخود در دیمزارهای استان کرمانشاه به صورت طرح کاملاً تصادفی در قالب فاکتوریل در دو اقلیم (سردسیر و معتدل)، مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که نوع خاکورزی بر تمامی خصوصیات اندازهگیری شده اثر معنیدار داشت به طوری که سیستم بیخاکورزی بیشترین و خاکورزی سنتی کمترین میزان تاثیر را بر روی فاکتورهای نام برده داشته و سیستم خاکورزی کاهشی، حدواسط این دو سیستم بود. به طور کلی میتوان نتیجه گرفت که بیخاکورزی سبب بهبود کلیه شاخصهای بیولوژیک خاک میگردد و لذا این روش به جای کشت و کار سنتی در اراضی دیم توصیه میگردد.
-
شبیه سازی رقابت گندم پاییزه (Triticum aestivum .L) و علف هرز یولاف وحشی (Avena Ludoviciana L.) تحت شرایط آب و هوای کرمانشاه: واسنجی و ارزیابی مدل clipest
اشکان جلیلیان 1395 -
ارزیابی پایداری سامانه های تولید گندم و ذرت بر پایه مولفه های اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی(مطالعه موردی روستاهای منطقه سنجابی استان کرمانشاه)
مهدی نوری 1395 -
نقش مدیریت زراعی بر تنوع گونه ای و میزان خسارت علف های هرز مزارع گندم آبی
سپیده آل آقا 1394 -
کشت مخلوط پنبه با ریحان و مرزه و تاثیر آن روی آفات پنبه
شبنم بجلی 1394 -
تولید غده ی بذری سیب زمینی در شرایط ایروپونیک با استفاده از تغذیه ی آلی
فرشاد مرادپور 1394 -
ارزیابی کارایی جذب و مصرف منابع در ارقام ذرت (Zea mays) تحت شرایط آب و هوایی کرمانشاه
منصور احمدی 1394 -
کارایی مصرف نور و نیتروژن درکشت مخلوط ذرت شیرین (Zea mays. Var saccharata) و سیب زمینی (Solanum tuberosum)
هانیه همافر 1394 -
تاثیر پلیمر سوپر جاذب رطوبت و تنش خشکی بر استقرار و رشد گیاهچه برخی از گیاهان سرمادوست و گرمادوست
علی حسینی باباعربی 1394چکیدهدر حدود یکسوم اراضی جهان با کمبود بارندگی مواجه هستند و نیمی از این اراضی دارای بارندگی سالیانه کمتر از ??? میلیمتر میباشند که یکچهارم تبخیر و تعرق بالقوه این مناطق است. هدف از این مطالعه بررسی تاثیر میزان پلیمر سوپر جاذب و تنش خشکی بر استقرار و رشد گیاهچه برخی گیاهان گرمادوست و سرمادوست در شرایط کمبود رطوبت خاک بود. این آزمایش بهصورت پژوهش گلدانی و مزرعهای در پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه رازی کرمانشاه در قالب طرح فاکتوریل انجام شد. در پژوهش مزرعهای تیمارها شامل گونههای گیاهی و سطوح پلیمر سوپر جاذب رطوبت و در پژوهش گلدانی تیمارها شامل گونههای گیاهی، سطوح ابر جاذب رطوبت و سطوح تنش خشکی (دور آبیاری مطلوب و دور آبیاری طولانیمدت) بود. بذر گیاهان سرمادوست شامل گلرنگ، کلزا و یونجه و بذر گیاهان گرمادوست شامل ارزن دمروباهی، شوید و شنبلیله بود. نتایج نشان داد که با افزایش پلیمر سوپر جاذب وزنتر ساقه، برگ و کل، وزن خشک ساقه، برگ و کل، ارتفاع گیاهچه، محتوای نسبی آب برگ، درصد و سرعت سبز شدن افزایش معنیداری داشت اما شاخص سبزینگی کاهش یافت. با افزایش دور آبیاری (تنش خشکی) صفات مذکور کاهش یافت اما شاخص سبزینگی افزایش یافت. در گیاهان سرمادوست با افزایش مقدار سوپر جاذب رطوبت، افزایش درصد سبز شدن در گلرنگ بر یونجه و کلزا برتری داشت و در گیاهان گرمادوست با افزایش مقدار سوپر جاذب رطوبت، افزایش درصد سبز شدن در شنبلیله بر شوید و ارزن برتری داشت. با توجه به نتایج این پژوهش جهت استقرار بالای گیاهچه گیاهان مطالعه شده بهجز ارزن دمروباهی مقدار هشت گرم در مترمربع سوپر جاذب توصیه میگردد. برای ارزن مقدار شش گرم در مترمربع کفایت میکند. کلمات کلیدی: پلیمر جاذب رطوبت، دور آبیاری، شاخص سبزینگی، محتوای نسبی آب برگ
-
تاثیر پرایمینگ و محلول پاشی برخی از هورمون های گیاهی بر روی گل انگیزی و عملکرد کدو تخمه پوست کاغذی
اشکان رستمیان 1394به منظور بررسی اثر روشهای مختلف پیش تیمار بذر و محلولپاشی برخی هورمونهای گیاهی بر خصوصیات عملکرد و اجزاء عملکرد گیاه دارویی کدو تخمه پوست کاغذی، آزمایشی در سال زراعی 93-92 در مزرعه پژوهشی پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه رازی کرمانشاه بصورت فاکتوریل در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی در چهار تکرار اجرا شد. تیمارهای مورد بررسی شامل پرایمینگ بذر با هورمون اکسین 100 ppm، هورمون سیتوکینین 100 ppm، سیلیس یک میلی مولار، سالیسیلیک اسید یک میلی مولار، هیدروپرایمینگ، شاهد (بدون پرایمینگ) و محلولپاشی بوته ها با هورمون اکسین 100 ppm، هورمون سیتوکینین 100 ppm، سالیسیلیک اسید یک میلی مولار و شاهد (بدون محلولپاشی) در زمان 10% گلدهی مزرعه بودند. نتایج تجزیه واریانس نشان داد برای اثر فاکتور پرایمینگ در تمام صفات مورد مطالعه به استثناء صفت وزن هزار دانه، اختلاف معنیدار در سطح یک درصد مشاهده شد. برای اثر فاکتور محلولپاشی نیز در تمام صفات مورد بررسی به استثناء دو صفت تعداد کدو در بوته و وزن هزار دانه، اختلاف معنیدار در سطح یک درصد مشاهده گردید. اثر متقابل فاکتور پرایمینگ و محلولپاشی نیز در سطح یک درصد برای تمام صفات به استثناء وزن هزار دانه، اختلاف معنیدار نشان داد.
-
اثر پرایم بذر و رژیم های آبیاری بر شاخص های رشد و اجزای عملکرد سورگوم شیرین
لطیف پالاش 1394 -
اثر کود های آلی بر عملکرد و اسانس شوید (Anethum graveolens L)
کیاوش آروین 1394 -
اثر پرایمینگ بذر با غلظت های مختلف سیلیکون بر برخی خصوصیات فیزیولوژیک و افزایش مقاومت گیاه نخود به تنش شوری(cicer arietinum L.)
مهشید مرادین 1392 -
تاثیر برخی عناصر پرمصرف و کم مصرف بر کمیت و کیفیت بذر ذرت هیبرید سینگل کراس 704
سمیرا عسگری 1392 -
اثر باکتری تیوباسیلوس، گوگرد و کود دامی بر برخی ویژگی های گیاه سیر
حسن صباغ 1392 -
بررسی کشت مخلوط نواری ذرت شیرین و سیب زمینی در منطقه کرمانشاه
قباد اکیا 1392 -
تاثیر بی خاکورزی بر برخی خصوصیات فیزیک خاک و عملکرد سه گیاه لگوم در شرایط دیم
زینب حیدری کزافی 1392 -
مطالعه کشت مخلوط تاخیری باقلا و ذرت در سامانه بی خاک ورزی
الهه قاسمی جوبشهر 1391 -
ارزیابی آگروفیزیولوژیک پایداری عملکرد گندم با استفاده از روش های پارامتری و ناپارامتری
محمدحسین رومنا 1391 -
مطالعه اثرات گونه های تلفیقی Thiobacillus و عناصر غذایی گوگرد و منیزیم بر خصوصیات زراعی و اکوفیزیولوژیکی سویا
الهه احسانی 1390 -
مطالعه برخی عوامل اکولوژیک در کشت مخلوط کدوی تخمه کاغذی با نخود و عدس دیم در کرمانشاه ()
نسرین افتخاری نسب 1388 -
ارزیابی پایداری کشاورزی در مزارع گندمکاران آبی شهرستان سرپل ذهاب بر اساس الگوی DSR
مریم بابلی 1386
