صفحه نمایش استاد - پرتال اصلی دانشگاه رازی
جواد رستمی
دانشیار / فنی مهندسی / گروه مهندسی مکانیک
دروس ارائه شده نیمسال جاری
| نام درس | واحد | زمان ارائه درس | ترم |
|---|---|---|---|
| دینامیک (عمومی) | 3 | هرهفته، يك شنبه ، 10:00-12:00، هفته هاي زوج ، سه شنبه ، 10:00-12:00 | نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1405 |
| ترمودینامیک 1 | 3 | هرهفته، شنبه ، 10:00-12:00، هفته هاي فرد ، چهارشنبه ، 10:00-12:00، هفته هاي زوج ، چهارشنبه ، 10:00-12:00 | نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1405 |
پایاننامههای کارشناسیارشد
-
بررسی عددی تاثیر مواد رابط حرارتی بین سطوح سلول باتری لیتیوم -یون و صفحه خنک کننده بر روی عملکرد حرارتی باتری
ماهان حسنی اسپیلی 1405 -
بررسی عددی تاثیر ابعاد هندسی پره های سوزنی بر عملکرد حرارتی یک هیت سینک هیبریدی در انتقال حرارت جابجایی آزاد
داریوش قربانزاده 1404 -
تحلیل انرژی و اگزرژی نیروگاه توربین گاز زاگرس کوثر
اصغر رنجبر 1404 -
تحلیل عددی اثر بکارگیری مواد تغییر فاز دهنده در دیواره ها بر بار برودتی یک ساختمان مسکونی
یونس رنجبر 1404در سالهای اخیر جهان با کمبود انرژی در بخشهای مختلف ،از جمله مصرف انرژی در ساختمان که سهم زیادی ازمصرف انرژی را به خود اختصاص داده است ،پژوهشگران را برآن داشت که در این زمینه از راهکارهای جدید برای کاهش مصرف انرژی در بخش ساختمان استفاده کنند.یکی از این راهکارها استفاده از موادتغییر فازدهنده(PCM) جهت بهبود عملکرد انرژی حرارتی در بخشهای از ساختمان بود. در این تحقیق، اثربخشی کاربرد ماده تغییر فازدهنده BioPCM در دیوارههای خارجی یک ساختمان مسکونی واقع در بافت مرکزی شهر کرمانشاه با اقلیم سرد و معتدل بررسی شده است. پروژه شامل یک واحد مسکونی یکطبقه با ابعاد ?? متر عرض، ??.?? متر طول و ارتفاع سقف ? متر میباشد. شبیهسازی انرژی این ساختمان با استفاده از نرمافزار انرژیپلاس و در سناریوهای مختلف مربوط به دمای ذوب (??، ??، ??، ?? و ?? درجه سانتیگراد) و ضخامتهای متغیر PCM در دیوار (از ?.?? تا ?.? متر) انجام گرفته است.نتایج حاصل از تحلیلهای عددی نشان داد که ماده BioPCM با دمای ذوب ?? درجه سانتیگراد و ضخامت ?.?? متر، بهترین عملکرد را در کاهش بار گرمایشی و سرمایشی سالانه داشته است. در این شرایط، مصرف انرژی گرمایشی سالانه به ????.?? کیلوواتساعت (کاهش ??.?? درصدی) و مصرف انرژی سرمایشی به ????.?? کیلوواتساعت (کاهش ??.?? درصدی) کاهش یافته است. در مجموع، مصرف کل انرژی سالانه از ?????.?? به ?????.? کیلوواتساعت کاهش یافته که معادل ??.?? درصد صرفهجویی میباشد.همچنین، این ضخامت از PCM موجب افزایش وزن قابل مدیریت، زمان پاسخ حرارتی مناسب، اشغال حداقلی فضای مفید دیوار و هزینه اجرایی منطقی شده است. بنابراین، استفاده از BioPCM با دمای ذوب ?? درجه سانتیگراد و ضخامت ?.?? متر در لایه داخلی دیوار، بهعنوان راهکاری بهینه، اقتصادی و پایدار برای کاهش مصرف انرژی در ساختمانهای مشابه در اقلیم شهر کرمانشاه پیشنهاد میشود.
-
بررسی عددی نوع و ضخامت مواد تغییر فاز دهنده بر روی بار گرمایشی یک ساختمان درکرمانشاه
سعید سرمستی 1404بهدلیل سهم قابلتوجه بخش ساختمان در مصرف کل انرژی، بررسی راهکارهای نوین بهمنظور کاهش مصرف و افزایش بهرهوری انرژی، یکی از اولویتهای مهم در مسیر توسعه پایدار به شمار میرود. یکی از رویکردهای موثر در این زمینه، استفاده از مواد تغییر فازدهنده[1] (PCM) است که از طریق ذخیره و آزادسازی گرمای نهان در هنگام تغییر فاز، موجب بهبود عملکرد حرارتی پوسته ساختمان میشوند. در این پژوهش، عملکرد حرارتی شش نوع ماده تغییر فازدهنده در پنج ضخامت مختلف (از ??/? تا ??/? متر) با استفاده از نرمافزار انرژی پلاس برای یک ساختمان مسکونی به مساحت ?? مترمربع در شهر کرمانشاه در بازهی زمانی آبان تا فروردین ماه شبیهسازی شد. نتایج نشان داد که بار گرمایشی ساختمان، که در حالت مرجع بدون PCM برابر 38/3914 کیلوواتساعت بود، پس از به کارگیری CMتا 94/3601 کیلوواتساعت کاهش یافت. بیشترین کاهش بار گرمایشی، برابر 43/312 کیلوواتساعت، معادل 98/7 درصد صرفهجویی در مصرف انرژی مربوط به پارافینRT21 با دمای ذوب ?? درجه سلسیوس بود. افزایش ضخامت بیش از 04/0 متر تاثیر قابلتوجهی بر بهبود عملکرد حرارتی ندارد و ضخامت بهینه برای دستیابی به بیشترین بازده، 04/0 متر تعیین شد. همچنین بیشترین کارایی PCM زمانی حاصل میشود که در لایهی داخلی پوستهی ساختمان بهکار گرفته شود، در لایهی میانی و لایهی خارجی عملکرد کمتری دارد. [1] .Phase Change Material بهدلیل سهم قابلتوجه بخش ساختمان در مصرف کل انرژی، بررسی راهکارهای نوین بهمنظور کاهش مصرف و افزایش بهرهوری انرژی، یکی از اولویتهای مهم در مسیر توسعه پایدار به شمار میرود. یکی از رویکردهای موثر در این زمینه، استفاده از مواد تغییر فازدهنده[1] (PCM) است که از طریق ذخیره و آزادسازی گرمای نهان در هنگام تغییر فاز، موجب بهبود عملکرد حرارتی پوسته ساختمان میشوند. در این پژوهش، عملکرد حرارتی شش نوع ماده تغییر فازدهنده در پنج ضخامت مختلف (از ??/? تا ??/? متر) با استفاده از نرمافزار انرژی پلاس برای یک ساختمان مسکونی به مساحت ?? مترمربع در شهر کرمانشاه در بازهی زمانی آبان تا فروردین ماه شبیهسازی شد. نتایج نشان داد که بار گرمایشی ساختمان، که در حالت مرجع بدون PCM برابر 38/3914 کیلوواتساعت بود، پس از به کارگیری CMتا 94/3601 کیلوواتساعت کاهش یافت. بیشترین کاهش بار گرمایشی، برابر 43/312 کیلوواتساعت، معادل 98/7 درصد صرفهجویی در مصرف انرژی مربوط به پارافینRT21 با دمای ذوب ?? درجه سلسیوس بود. افزایش ضخامت بیش از 04/0 متر تاثیر قابلتوجهی بر بهبود عملکرد حرارتی ندارد و ضخامت بهینه برای دستیابی به بیشترین بازده، 04/0 متر تعیین شد. همچنین بیشترین کارایی PCM زمانی حاصل میشود که در لایهی داخلی پوستهی ساختمان بهکار گرفته شود، در لایهی میانی و لایهی خارجی عملکرد کمتری دارد. [1] .Phase Change Material
-
تحلیل تئوری عملکرد الکتریکی و حرارتی یک سیستم هیبرید فتوولتائیک حرارتی (PV/T)
شهاب احمدی 1404با افزایش روزافزون تقاضای جهانی برای انرژی و نگرانیهای زیستمحیطی ناشی از مصرف سوختهای فسیلی، توسعه و بهکارگیری فناوریهای نوین انرژیهای تجدیدپذیر بیش از پیش ضرورت یافته است. در این میان، سیستمهای فتوولتائیک حرارتی (PVT) که توانایی تولید همزمان برق و گرما را دارند، به عنوان راهکاری موثر برای افزایش بهرهوری انرژی و کاهش انتشار آلایندهها مطرح شدهاند. در این پژوهش با استفاده از نرم افزار تجاری شبیه سازیANSYS Fluent ، به تحلیل و ارزیابی عملکرد حرارتی یک سیستم PVT مبتنی بر سیال خنککننده پرداخته شده است. در این مطالعه، تاثیر پارامترهای مهمی همچون شدت تابش خورشیدی، دمای محیط، سرعت باد، دبی جرمی سیال خنککننده و فاصله هوایی بین پوشش شفاف و پنل فتوولتائیک بر عملکرد سیستم بررسی شده است. مدلسازی با استفاده از روش حجم محدود و الگوریتم SIMPLE انجام گرفته و برای افزایش دقت، از روش Second Order Upwind در گسستهسازی معادلات بهره گرفته شده است. شبیهسازیها در دو اقلیم متفاوت کرمانشاه (با آبوهوای گرمتر و خشکتر) و بخارست (با آبوهوای خنکتر و مرطوبتر) انجام شد تا تاثیر شرایط محیطی بهصورت مقایسهای مورد ارزیابی قرار گیرد. نتایج نشان میدهد که عملکرد حرارتی سیستم PVT به شدت تحت تاثیر شرایط اقلیمی است. در کرمانشاه، به دلیل دمای بالاتر و رطوبت کمتر، توان حرارتی سیستم حدود ?.? درصد بیشتر بوده و به ???? وات میرسد، در حالی که در بخارست توان حرارتی ???? وات محاسبه شد. همچنین، گرادیان دمای شدیدی در ناحیه انتقال حرارت از پنل به سیال خنککننده مشاهده شده که این افت دما در اقلیم سردتر بخارست محسوستر است. تحلیل توزیع جریان هوا در بالای پنلها نشان میدهد که جابجایی طبیعی نقش موثری در تهویه و کاهش دمای سطح دارد، اما در اقلیم گرمتر، اتلاف حرارت تابشی سهم بیشتری از اتلاف حرارت کل را به خود اختصاص میدهد. علاوه بر این، نتایج حاکی از آن است که انتخاب بهینه پارامترهایی مانند سرعت سیال، فاصله هوایی و خواص ترموفیزیکی میتواند بازده نهایی سیستم را به طور چشمگیری بهبود بخشد. استفاده از سیال خنککننده علاوه بر افزایش راندمان الکتریکی سلولهای خورشیدی، امکان بازیابی گرمای جذبشده را برای مصارف گرمایشی فراهم میکند. بنابراین، سیستمهای PVT در صورت طراحی بهینه و کنترل دقیق شرایط عملیاتی، میتوانند به عنوان راهکاری کارآمد برای تامین همزمان انرژی الکتریکی و حرارتی در ساختمانها، به ویژه در مناطق خشک و نیمهخشک، نقش مهمی در توسعه پایدار و کاهش هزینههای انرژی ایفا کنند.
-
تحلیل عددی تاثیر جت جریان مخالف در یک جسم ضخیم بر نیروی پسا و دما در جریان مافوق صوت
مهدی یاوری 1403 -
تحلیل تجربی و عددی جریان و انتقال حرارت در یک هیت سینک دارای فوم فلزی متخلخل تحت جریان برخوردی
معین صفری قلعه 1403چکیده دمای سیستم یکی از اصلیترین مولفههای کاهش یا افزایش عمر مفید قطعات الکترونیکی ازجمله رایانهها است. امروزه با پیشرفت تکنولوژی و کوچکتر شدن وسایل الکترونیکی بخصوص رایانهها، نیاز به پردازندههای کوچکتر با راندمان بالاتر بیش از پیش احساس میشود. در راستای کاهش ابعاد و افزایش قدرت و راندمان این قطعات، مصرف انرژی و افزایش دمای کاری قطعات به طور فزایندهای به یک مشکل اجتناب ناپذیر تبدیل شده است. به منظور حفظ دمای کار قطعات در یک محدوده مناسب، هیت سینکها با افزایش سطح تبادل حرارت، موجب افزایش انتقال حرارت و کاهش دما میگردند. از طرفی با ظهور فوم فلزی متخلخل توجه بسیاری از محققان به استفاده از این مواد در زمینه انتقال حرارت جلب گردید. فوم فلزی متخلخل به دلیل سبکی و افزایش سطح در تماس با سیال خنک کننده نسبت به واحد حجم، انتقال حرارت را بهبود میبخشد. در این پایان نامه به صورت آزمایشگاهی و عددی سه نوع هیت سینک پره صفحهای، هیت سینک فوم فلزی و هیت سینک هیبریدی تحت جریان برخوردی بررسی و عملکرد حرارتی و هیدرولیکی آنها با هم مقایسه گردید. در نهایت تاثیر مشخصههایی مانند توان ورودی، چگالی سطح مشترک و ضریب انتقال حرارت سطح مشترک فوم فلزی و سیال، جهت جریان، ارتفاع و ضخامت پرهها، ارتفاع و تعداد دریچههای خروجی و جنس مواد سازنده بر عملکرد حرارتی و هیدرولیکی برسی گردید. طبق نتایج تجربی، در صورت استفاده از هیت سینک هیبریدی و فوم فلزی با تخلخل 92/0 در توان ورودی 30 وات میزان ناسلت میانگین به ترتیب 82/35% و 79/24% نسبت به هیت سینک پره صفحهای افزایش مییابد که این مقادیر طبق نتایج عددی 76/34% و 65/20% میباشد. در صورت استفاده از فوم فلزی، تغییرات دما یکنواختتر بوده و زمان رسیدن سیستم به تعادل نیز کمتر میباشد. در هیت سینک پره صفحهای میزان ناسلت میانگین تحت جریان مکشی نسبت به جریان برخوردی و افقی به ترتیب 17/11% و 86/62% بیشتر میباشد که این مقادیر برای هیت سینک هیبریدی به ترتیب 7/8% و 58/42% میباشد. از طرفی در هیت سینک فوم فلزی میزان ناسلت میانگین تحت جریان برخوردی نسبت به جریان مکشی و افقی به ترتیب 48/1% و 61/37% بیشتر میباشد. افت فشار در هر سه مدل هیت سینک تحت جریان افقی نسبت به مکشی و همچنین مکشی نسبت به برخوردی کمتر میباشد. در هیت سینک هیبریدی تحت جریان برخوردی و توان ورودی 30 وات، ناسلت با افزایش ضخامت پرهها ابتدا افزایش پیدا کرده و سپس ثابت میماند. با افزایش ضخامت پرهها از 1 به 4/3 میلیمتر، میانگین ناسلت و افت فشار به ترتیب 32/10% و 97/5% افزایش مییابد. همچنین با افزایش ارتفاع پرهها، ناسلت ابتدا افزایش پیدا کرده و سپس ثابت میماند. با افزایش ارتفاع پرهها از 6 به 30 میلیمتر، میانگین ناسلت و افت فشار به ترتیب به میزان 34/160% و 23/42% افزایش مییابد. در بررسی اثر ارتفاع دریچههای خروجی بر انتقال حرارت و افت فشار، در صورتی که حجم سیال خروجی ثابت در نظر گرفته شود، حالتهای خروجی دارای چهار دریچه، نسبت به حالتهای خروجی دارای دو دریچه با ارتفاع دو برابر حالت قبل، عمل خنک کاری بهتر صورت میگیرد. از طرفی در صورت ثابت بودن ارتفاع دریچههای خروجی، عملکرد خنک کاری هیت سینک در حالت تعداد دو دریچه خروجی نسبت به چهار دریچه بهتر میباشد. با کاهش ارتفاع دریچههای خروجی افت فشار افزایش مییابد. در بررسی جنس مواد هیت سینک هیبریدی، دمای میانگین کف هیت سینک و مقاومت حرارتی در مدل سوم که هیت سینک و فوم فلزی هر دو از جنس مس هستند کمتر بوده و میزان ناسلت میانگین آن نسبت به مدل اول که هیت سینک و فوم فلزی هر دو از جنس آلومینیوم و مدل دوم که هیت سینک از جنس آلومینیوم و فوم فلزی از جنس مس بوده به ترتیب 36/%3 و 21/2% بیشتر میباشد. مدل دوم که ترکیبی از دو مدل دیگر میباشد از نظر اقتصادی نسبت به مدل تماماً مس به صرفه تر بوده و همچنین نسبت به مدل تماماً آلومینیوم 15/1% عملکرد بهتری دارد. از طرفی میزان تغییرات افت فشار در هر سه مدل یکسان میباشد. کلیدواژهها: جریان برخوردی، دینامیک سیالات محاسباتی، فوم فلزی، مطالعه تجربی، هیت سینک.
-
بررسی عددی افزایش نرخ انتقال حرارت در قطعات الکترونیکی کوچک با استفاده از چاه حرارتی مجهز به لوله های با زائده های متخلخل و نانوسیال
محمد امین سلطانیئی 1403در این مطالعه به صورت عددی به بررسی انتقال حرارت و جریان سیال در میکروکانالهای دایروی در حضور زائدههای متخلخل و جامد پرداخته شده است. کلیه مراحل شبیهسازی از قبیل رسم هندسه، شبکهبندی و محاسبات در نرم افزار Comsol multyiphysics انجام شده است. از آب به عنوان سیال خنککننده استفاده شده است.23 زائده دایروی در 8 نمونه متخلخل و 6 نمونه جامد در میکروکانال مورد مطالعه قرار گرفتهاند. حجم زائدهها در تمامی نمونهها ثابت است و در هر نمونه با افزایش قطر داخلی به ضخامت آن اضافه میشود. به علت ریز بودن کانال، برای جلوگیری از افت فشار زیاد،جریان سیال آرام است و بازه عدد رینولدز بین 100 تا 800 است. از معادلات دارسی-برینکمن-فورچهایمر برای شبیهسازی ناحیه متخلخل استفاده شده است. عدد ناسلت، افت فشار و ضریب عملکرد تمامی نمونهها محاسبه شده و با یکدیگر مقایسه شده است. در قطر داخلی یکسان موانع جامد، افت فشار بیشتری دارند. انتقال حرارت نمونه اول جامد از بقیه نمونهها بیشتر است. در قطر داخلی یکسان نمونههای متخلخل ضریب عملکرد بهتری دارند. همچنین نمونه اول متخلخل بهترین ضریب عملکرد را دارد. بهعبارتی این نمونه علاوه بر اینکه انتقال حرارت مطلوبی دارد، افت فشار زیادی به سیستم تحمیل نمیکند. پس این نمونه به عنوان نمونه بهینه انتخاب میشود و تاثیر تخلخل، نفوذپذیری و غلظت نانوسیال Al203 را در این نمونه بررسی میکنیم. استفاده از زائدههای جامد و متخلخل ضریب عملکرد بهتری به نسبت کانال بدون زائده دارد. در سیستمهایی که هم انتقال حرارت و هم افت فشار اهمیت دارد استفاده از زائدههای متخلخل گزینه مناسبی است. و در سیستمهایی که افت فشار اهمیت بیشتری دارد زائدههای متخلخل گزینه مناسبتری است. استفاده از از نمونههای سوم، چهارم و پنجم جامد و نمونههای ششم، هفتم و هشتم متخلخل در سیستمهایی که انتقال حرارت اهمیت دارد، پیشنهاد میشود.
-
تحلیل عددی رفتار حرارتی برای یک هواگرمکن خورشیدی صفحه تخت با موانع روی صفحه جاذب
حامد پورمتعبد 1403 -
بررسی عددی انتقال حرارت جابه جایی در قطعات میکروالکترونیکی با استفاده از کانال های موجی شکل با نانوسیال در حضور موانع متخلخل
رسول رضازاده 1403 -
بررسی آزمایشگاهی حذف فلزات سنگین در فرآیند جذب سطحی با استفاده از زیست جاذب
زهرا علی خانی 1403فلزات سنگین از جمله آلایندههای زیستمحیطی هستند که مواجهه انسان با آنها از طریق آب و مواد غذایی میتواند مسمومیت های حاد و خطرناکی ایجاد نماید. آلودگی آب با فلزات سنگین یک مشکل موجود و در حال توسعه جهانی است. فلزات سنگین مانند سرب، مس، کادمیوم، آرسنیک، جیوه و.... از جمله بیشترین آلودگی های عمومی هستند که در فاضلاب های صنعتی یافت میشوند. روشهای متفاوتی برای حذف فلزات سنگین وجود دارد که از جمله این روشها میتوان به رسوبدهی شیمیایی، تبادل یونی، انعقاد، اسمز معکوس، فرایندهای الکتروشیمیایی و جذب سطحی اشاره کرد. اکثر این روشها دارای معایبی هستند و از میان اینها، جذب سطحی بعنوان یک روش موثر برای حذف فلزات سنگین به حساب می آید. زیست جاذبها یکی از انواع جاذب می باشند که جهت حذف فلزات سنگین مورد توجه قرار گرفته اند. در این پژوهش به منظور حذف فلزات سنگین کادمیوم و مس از محلولهای آبی پوست خربزه اصلاح شده با NaOH استفاده شد. به منظور تعیین ساختار و شناسایی و بررسی ویژگیهای زیست جاذب تهیهشده، از آنالیزهای ، FT-IR ، SEM و ASS بهره گرفته شد. در ادامه، عوامل موثر بر میزان حذف مانند pH ، مقدار جاذب، زمان تماس و غلظت اولیه ی فلزات مذکور مورد بررسی گرفت پس از بررسی مشخص شد که بالاترین درصدهای برداشت یونهای فلزی در مقادیر pH بین 7 تا 8، غلظت اولیه یون فلزی mg/L 170، دوز جاذب g/L 38/1 و زمان تماس min 45 حاصل شده است. طراحی آزمایش با استفاده از نرم افزار Design Expert انجام شد. R2 در این مدل برای کادمیوم برابر با 9902/0 به دست آمده که نشان دهنده این است که 02/99 % از داده ها از طریق مدل پوش داده شدهاند و اختلاف اندک با R2adjکه برابر با 9765/0 است، حاکی از دقت مناسب مدل است. آزمایشهای سینتیکی نشان داد که برای هر دو کاتیون فلزی ظرفیت جذب در طول 20 دقیقه اول با شیب تندی افزایش یافته و پس از آن، این روند، کند شده و سرعت جذب کاهش مییابد. تا اینکه سرانجام، حالت تعادل پس از گذشت حدود min 35 برای جذب کادمیوم و min 40 برای جذب مس رخ میدهد. آزمایشات همدمای جذب Cd(II) و Cu(II)توسط زیست جاذب NMPb در یک سیستم ناپیوسته و تک جزئی با شرایط یکسان pH برابر 5، دوز جاذب g/L 56/1، دمای ?C 25 و مدت زمان لازم برای رسیدن به تعادل انجام گرفت. ظرفیت جذب ماکزیمم محاسبه شده با استفاده از ایزوترم لانگمویر برای جذب Cd(II) و Cu(II)در سیستم تک جزیی، به ترتیب برابر با 4/310 و 0/136 mg/g میباشد. همچنین با توجه به نتایج، مدل لانگمویر برای فرآیند جذب هر کدام از کاتیونهای فلزی به دلیل داشتن کمترین مقادیر تابع خطا و بالاترین ضریب تعیین R2، مناسبترین مدل جهت برازش دادههای آزمایشگاهی میباشد.
-
تحلیل انرژی و اگزرژی ایستگاه کاهش فشار گاز طبیعی با استفاده از معادله حالت GERG-2008
مینا چنانی 1402 -
بررسی امکان ساخت بلوک های زیرکونیایی بازیافتی با تلفیق دو روش ریخته گری ژلی و پرس ایزواستاتیک سرد
مائده تکش 1402 -
مطالعه عددی تاثیر وجود مانع بر مشخصات جریان و انتقال حرارت کانالهای سینوسی متقارن
نصرالدین پشاآبادی 1402 -
بررسی وجود مانع صفحه ای موازی جریان بر ضریب عملکرد کانال های موجی شکل
فاطمه اذرگر 1402 -
ارزیابی آسیب پذیری لرزه ای سازه بنایی تاریخی در شهر خرم آباد بر مبنای طیف خرابی
پگاه والی زاده معجزی 1401 -
بررسی عددی جریان هوای حاوی ذرات معلق در سیستم تنفسی انسان مبتنی بر تصاویر پزشکی
صبا خاکسار 1401بیماریهای ریه دارای آمار بالای مرگ و میر در جهان هستند. دراینمیان آسم به عنوان شایعترین بیماری شناختهمیشود و طبق گزارشات در سال ???? بیش از ?? میلیون نفر در آمریکا مبتلا به آسم بودهاند. بسیاری از روشهای درمانی بیماریهای ریوی و همچنین برخی بیماریها، استنشاقی میباشند، بنابراین شناخت رفتار ذرات استنشاقی (آلودگیها و ذرات دارویی) همراه هوا درون مجاری تنفسی امری ضروری است. در مطالعه حاضر چهار نسل از ریه یک خانم ?? ساله سالم و غیر سیگاری از تصاویر پزشکی سی تی اسکن استخراج شد. هندسه به 7 ناحیه تقسیم شد، سپس توسط شبکه بیسازمان با روش هموارسازی و با سلولهای چندوجهی جهت حل عددی شبکهبندی گردید. جهت شبکهبندی، ابتدا هندسه وارد محیط نرمافزار اسپیسکلیم شده و در آنجا یکپارچهسازی هندسه انجام شد. سپس با استفاده از قابلیت توپولوژی مجازی محیط انسیس مشینگ ، صفحات انتخاب شده و با گزینه ترکیب سلول، تلفیق صفحات جهت ورود به محیط فلوئنت مشینگ انجامشد. سپس به وسیله استقلال حل از شبکه، شبکه مناسب انتخاب شد. از مدل آشفتگی k-? برای شبیهسازی جریان آرام تا آشفته استفادهگردید. ذرات با دیدگاه لاگرانژی و با استفاده از مدل فاز گسسته به ناحیه محاسباتی تزریق شد و مسیریابی و مدلسازی الگوی نشست در نواحی مختلف انجام شد. بر روی ساختار جریان در مجاری تنفسی برای نرخهای جریان مختلف و اثرات پدیدههای مختلف بهوجودآمده در این مجاری بر روی نشست ذرات بحث گردید. الگوی نشست ذرات برای نرخهای مختلف جریان، به صورت منطقهای و کلی بهدستآمد و اثر نرخ جریان، اندازه و شکل ذرات بر میزان نشست بررسی شد و در نهایت با استفاده از بهینهسازی و بهرهگیری از روش پاسخ سطح و الگوریتم ژنتیک، حالت بهینه برای کمینه و بیشینه نشست ذرات در ناحیه درخت برونش بهدستآمد. راندمان نشست بر حسب پارامتر برخورد نشان داد که در تمامی نواحی مدل از جمله دهان- گلو، نای و درخت برونشی، برخورد اینرسی نقش مهمی در نشست ذرات دارد. تحلیل ساختار جریان سیال در مدل هندسه نشان داد که جریان برگشتی، تشکیل گردابه و جت حنجره همگی بر ساختار جریان هوا و الگوی نشست ذرات اثرگذار هستند. ناحیه دهان-گلو دارای بیشترین کسر نشست به ازای نرخهای جریان مختلف است. نتایج نشان داد که تزریق به دو صورت تک ذره و استفاده از تابع توزیع بر میزان نشست ذرات اثرگذار است. همچنین افزایش قطر ذرات باعث تغییر الگوی نشست ذرات شده و کسر نشست در ناحیه دهان-گلو افزایش یافت و شکل ذرات با اثرگذاری بر روی ضریب پسا، موجب تغییر الگوی نشست ذرات گردید. از جمله نتایج دیگر این بود که بیشترین کسر نشست مربوط به ذرات کروی است. بررسی همزمان اثر قطر، شکل ذرات و سرعت ذرات و آنالیز حساسیت نشان داد که قطر با تاثیر 60%، موثرترین پارامتر بر میزان نشست ذرات است و پس از آن، ضریب شکل و سرعت قرار میگیرند. در نهایت پیشبینی الگوریتم ژنتیک، بیشینه نشست ذرات در ناحیه درخت برونش را، 17% گزارشکرد، درحالیکه براساس نتایج عددی بیشینه نشست ذرات در ناحیه درخت برونش 20% گزارش شد. همچنین کمینه نشست ذرات توسط الگوریتم ژنتیک در ناحیه درخت برونش، 2/0 % گزارش گردید، درحالیکه براساس نتایج عددی کمینه نشست ذرات در این ناحیه، 24/0 % گزارششد.
-
طراحی پایدارساز مقاوم برای واحدهای تولید پراکنده با واسط اینورتری
رضا باتمانی 1401چکیدهباافزایش تعداد تولیدات پراکنده(DG) و واحدهای منابع انرژی تجدیدپذیر(DG/RES) و نفوذ آنها درشبکههای توزیع، ریزشبکه ها (MG) اهمیت زیادی یافتهاند. گسترش روزافزون DGها به دلیل ماهیتمتناوب و غیرخطی RES، آینده پایداری شبکه را به طور جدی به خطر میاندازد. بنابراین،طراحی پایدار منابع انرژی متصل به شبکه بسیار ضروری است. ایده ماشین سنکرون مجازی(VSM) برای کنترل مبدلهایDG/RES مبتنی بر الکترونیک قدرت به منظور ادغام بهتر با شبکه معرفی شدهاست. در این پایاننامه، طراحی یک پایدارساز جدید برای مبدلهای مبتنی بر VSM پیشنهاد میگرددکه میتواند پایداری ریزشبکه را تضمین نماید. در این رابطه تئوری کنترل مُد لغزشی(SMC) که در برابراختلالات و عدم قطعیتها مقاوم است برای کنار آمدن با طبیعت تصادفی و غیر خطی DGها به کار میرود. علاوهبر این، با داشتن درجه بالایی از انعطافپذیری در انتخابهای طراحی، اجرا و پیادهسازیکنترلکنندههای SMC در مقایسه با انواع دیگر کنترلکنندههای غیرخطی نسبتاً آسان است.عملکرد متقابل اینورتر پیشنهادی و پایدارساز ریزشبکه مزایایی را به دنبال دارد کهبرخی از آنها عبارتند از: ?- این روش انتقال از حالت متصل به شبکه به مُد جزیرهاییکپارچه و توانمند ایجاد میکند. ?- یک روش جامع بوده و تقسیم توان اکتیو و راکتیودر طی مُد جزیرهای انجام گرفته و به عنوان یک اینورتر پشتیبان شبکه در مُد اتصالبه شبکه کار میکند. ?- این روش از رفتار ژنراتور سنکرون رایج تقلید نموده و در نتیجهمنجر به اتصال بهتر DGها به شبکه میگردد. ?- این روش میتواند برای مبدلهای VSC کنترل شونده ولتاژو کنترل شونده جریان به کار رود. ?- این روش نیاز به ارتباط مخابراتی نداشته وحلقه قفل فاز(PLL) و پردازش آشکارسازی جزیرهای را حذف میکند. مدل ریاضی سیستم جامعپیشنهادی بررسی می شود و شبیهسازیهای مختلف برای تایید توانمندی کنترلکننده پیشنهادیدر محیط سیمولینک نرم افزار متلب انجام شده و نتایج حاصل از آن ارزیابی میگردد.کلیدواژهها: ریزشبکه؛ کنترل مُد لغزشی؛ ماشین سنکرون مجازی
-
بررسی عددی انتقال حرارت در ساخت افزودنی فولاد زنگ نزن 316 ال
مهدی آیینی 1401در فرآیند ساخت افزایشی فلزات توانایی پیشبینی و کنترل ریزساختار، میتواند نیاز به عملیات حرارتی متعاقب را کاهش دهد. در این پژوهش شبیهسازی عددی فرایند ساخت افزایشی فولاد زنگ نزن 316L مورد مطالعه قرار گرفت. توانایی پیشبینی و کنترل ریزساختار مواد در روش ذوب انتخابی با لیزر (SLM) نیاز به درک شرایط حرارتی طی فرایند انجماد دارد. در این تحقیق پارامترهای فرآیند را با ویژگیهای حرارتی گذرا، یعنی دما و سرعت سرمایش انتخاب شد. ارتباط میان نرخ سردشدن و شیب دما حین انجماد موضعی، و پارامترهای کنترلی فرآیند ذوب انتخابی با لیزر مورد بررسی قرار گرفت که پارامتر کنترلی سرعت اسکن لیزر و ضخامت لایه پودر بود. همچنین پارامترهای انجماد، یعنی گرادیان حرارتی (G) و نرخ انجماد (R) برای پیشبینی ریزساختار بررسی شد. در این پروژه نرخ سرمایش و شیب حرارتی در خلال انجماد به صورت عددی با حل معادله انتقال حرارت مربوطه به کمک روش المان محدود در نرمافزار کامسول محاسبه گردید و سپس نتایج حاصله شامل پارامترهای انجمادی ذکر شده بروی نقشه انجمادی آلیاژفولاد زنگ نزن L316 جهت پیشبینی ریزساختار انجمادی تصویر شد. نتایج این تحقیق (که با استفاده از شبیه سازی بدست آمد) نشان داد که ریز ساختار فولاد ضد زنگ 316L تولید شده با فرایند ذوب انتخابی توسط لیزر (SLM) دندریت ستونی یا سلولی خواهد بود. و همچنین، مشخص شد که سرعت اسکن بالا لیزر(یعنی سرعت mm/s1000) منجر به ریزساختار ریزتر میشود. علاوه بر این، مقادیر G × R از پایین به بالای هندسه حوضچه مذاب افزایش مییابد، که منجر به ساختار ریزتر در ناحیه بالا میشود. ولی مقادیر G/R از پایین به بالای هندسه حوضچه مذاب کاهش مییابد. همچنین در این پژوهش مشخص شد که هر قدر ضخامت پودر در هر لایه بیشتر باشد باید از سرعت اسکن پایینتری استفاده شود تا شار حرارتی لیزر بتواند پودر و زیر لایه را به طور کامل ذوب کند. با افزایش سرعت اسکن لیزر از 200 به 1000 میلیمتر بر ثانیه، عرض از 85 میکرون به 58 میکرون و عمق حوضچه مذاب از23 به 13 میکرون کاهش میابد ولی طول حوضچه از 93 به 97 میکرون افزایش مییابد.
-
بررسی عددی تاثیر متغیرهای هندسی بر عملکرد جداساز سیکلون مربعی
هومن عبدی چقاکبودی 1401 -
بررسی پخش ذرات در جریان الکترواسموتیک سیالات ویسکوالاستیک در یک میکروکانال شیاری با پتانسیل زتای نامتقارن دیواره
سام مظفری 1401 -
بررسی عددی عملکرد حرارتی کلکتور خورشیدی سهموی با نانوسیال
الهام قنبری 1401 -
بررسی عددی انتقال حرارت نانوسیال در میکرو کانال همگرا به روش دوفازی ترکیبی
فرهاد رضوان نژاد 1401 -
بررسی عددی اثر پرههای مستطیلی و مثلثی بر عملکرد حرارتی هواگرمکن خورشیدی
محمدرضا صابری زارع 1401 -
تحلیل انرژی و اگزرژی دیوار ترومپ فتوولتائیک حرارتی
الهام عزیزی 1401 -
بررسی عددی اثر میدان مغناطیسی بر جوشش مادون سرد نانوسیال مغناطیسی در یک لوله عمودی
سمانه توخنی 1401افزایشانتقال حرارت همواره یکی از موضوعهای موردعلاقه پژوهشگران بوده است و پدیده جریاندوفازی جوشش در کانالهای عمودی به دلیل بالا بودن ضریب انتقال حرارت و استفاده دررآکتورهای هستهای از اهمیت ویژهای برخوردار است. در این رآکتورها در صورت دفعنامناسب حرارت و افزایش دمای دیوار، قلب رآکتور دچار حادثه شده و اصطلاحاً شارحرارتی بحرانی یا در نوع جریان مادون سرد جوشش انحراف از جوشش هستهای رخ داده کهتلاش به منظور پیشبینی و بهبود آن به منظور جلوگیری از آسیبهای ناشی از رخ دادناین پدیده بسیار ضروری به نظر میرسد. در پایان نامه حاضر جریان جوشش مادون سرد آبو فروسیال (نانوسیال مغناطیسی) در یک لولهی عمودی به طول 2 متر و قطر 15.4 میلیمتر،تحت شار حرارتی ثابت روی دیوار به صورت دائم، در حالت دو بعدی با استفاده از نرمافزار Ansys Fluent به صورت عددی موردبررسی قرار گرفته است. برای شبیهسازی مدل جریان دو فازی از مدل اویلرین، برای مدلسازیفرآیند جوشش روی دیوار از مدل RPIو برای مدلسازی آشفتگی از مدل SST k-?
-
بررسی عددی زبری فراکتالی در جریان خزش حرارتی درون میکروکانالها تحت رژیم جریان لغزشی
حامد عزیزی میرحسنی 1401در این پژوهشاثر وجود زبری بر جریان خزش حرارتی در میکروکانالها بررسی شده است. به این منظوریک میکروکانال صفحهای که گرادیان دمای خطی به دیواره آن اعمال میشود، مدلسازیشده است. برای اینکه تنها عامل ایجاد جریان گرادیان دمای دیواره باشد، فشار درورودی و خروجی میکروکانال یکسان در نظر گرفته میشود. کانال در ابعاد (µm) 2/0×2/1 میباشدکه گرادیان دماهای خطی مختلف بر دیواره آن اعمال میشود. جریان در محدوده 2/0? Kn ? 002/0 یعنی رژیم جریان لغزشی قرار دارد.معادلات حاکم بر جریان شامل معادلات پیوستگی، ناویر استوکس و انرژی همراه با شرطمرزیهای لغزش سرعت و پرش دما روی دیواره، در محیط نرم افزار کامسول مولتی فیزیکسحل شده است. زبری با استفاده از تابع فراکتالی W-M که یکمدل کاملا تصادفی میباشد، مدلسازی شده است. اثر پارامترهای مختلف زبری فراکتالیبر جریان خزش حرارتی با جزئیات بررسی شده است. این پارامترها شامل زبری نسبی دربازه 4 ? ? ? 0، بعد فراکتالی در محدوده 2 > D> 1 و تراکم زبری در محدوده 5 ? Rd ? 1 هستند. نتایج حاصل از این پژوهشنشان میدهد که دبی جرمی جریان در میکروکانالهای با دیواره زبر نسبت به دیوارهصاف کمتر است؛ و این کاهش در اعداد نودسن بزرگتر بیشتر به چشم میآید. بنابرایندر اعداد نودسن کوچک و نزدیک به رژیم جریان پیوسته، اثر زبری اهمیت کمتری دارد. بهعنوان مثال زبری نسبی به بزرگی 4% در عدد نودسن 002/0 منجر به کاهش 15درصدی دبی جرمی میشود؛ درحالی که زبری نسبی به کوچکی 5/0% در عدد نودسن2/0 باعث میشود دبی جرمی بیش از 27% نسبت به کانال صاف کاهش یابد. بهطور کلی ملاحظه شد که در شرایط مختلف با کاهش زبری نسبی و نزدیک شدن به کانال صافدبی جریان افزایش مییابد، اما برای این روند، حدی وجود دارد که ورای آن رفتار جریانمستقل از ارتفاع زبری میشود. این حد 1% = ? میباشد؛ بهطوری که در زبری نسبیهای کمتر از 1% جریان مستقل ازپارامترهای زبری است و میزان دبی جرمی تقریبا ثابت باقی میماند. بعلاوه مشخص شدکه افزایش تراکم زبری به شدت دبی جرمی را کاهش میدهد به طوری که در تراکمهای بالا ( 5 = Rd )تقریبا اثر جریان خزشی حرارتی از بین میرود. این دو ویژگی اخیر مختص جریان خزشحرارتی است و در جریانهای فشار-محرک و برش-محرک دیده نمیشود.
-
بررسی عددی اثر خواص ترموفیزیکی ماده تغییر فاز دهنده (PCM) بر بهبود عمکرد حرارتی یک اتاق تجهیزات الکتونیکی
طاهره شعبانی 1401رشد سریع اقتصادی در جهان منجر به افزایش مصرف انرژی در دهههای اخیر شده است. بر اساس مطالعات اخیر، مصرف انرژی سیستم های سرمایشی و گرمایشیدر ساختمان ها حدود 60 درصد است. در نتیجه، هر گونه پیشرفت در فناوری سیستم هایحرارتی برای کاهش مصرف انرژی، به ویژه در ساختمان ها، مورد استقبال قرار می گیرد.مواد تغییر فاز دهنده (PCM) با چگالی بالا برای ذخیره انرژی یکی از موثرترین راهها برایکاهش مصرف انرژی در ساختمانها هستند. در این پایان نامه با استفاده از نرم افزاردیزاین بیلدر نسخه 7، انتقال حرارت اتاق تاسیسات برقی 4*4*3 واقع در شهر تهران شبیهسازی شده است. از طریق این شبیهسازیها، رفتار حرارتی دیوار مجهز به لایههای PCM بررسی شده است.پارامترهای مختلف دیوار و PCM در نظر گرفته شده در شبیه سازی ها شامل ضخامت، ضریب هدایت، دمای ذوب مواد PCM و همچنین تولید گرما در داخل اتاق است. نتایج نشان داد که با افزایش ضخامت PCM، میزان بار حرارتی روزانه ساختمان کاهش مییابد و در نتیجه عملکرد حرارتی اتاق بهبود مییابد.با تغییر ضخامت PCM از 5 به 10 سانتی متر، ضریب عملکرد حرارتی PCM بسته به دمای ذوب PCM حدود 20-25? افزایش می یابد. مشخص شده است که یک ضخامت موثر برای PCM وجود دارد که پس از آن افزایش ضخامت تاثیر ناچیزی بر کاهش بارحرارتی دارد. بعلاوه مشخص شد که ضریب هدایت تاثیر کمی بر ضریب عملکرد حرارتی داردبه طوری که برای همه موارد مورد مطالعه، تاثیر رسانایی در محدوده 0.2 تا 2 وات برمتر درجه کلوین، ضریب عملکرد حرارتی کمتراز 13 درصد تغییر میکند. همچنین نتایج نشان داد که افزایش تولید داخلی گرما منجربه کاهش مقدار ضریب عملکرد حرارتی می شود و در این حالت ماده تغییر فاز عملکرد ضعیفی دارد.
-
بررسی عددی تاثیرمحل قرارگیری دریچه های ورودی و خروجی هوا برمیزان جریان، و توزیع دمای هوای اتاق، مجهز به یک هواکش خورشیدی
عباس مرادی 1400جابه جایی دریچه ها برای آسایش داخلی ساختمان
-
مطالعه عددی اثر فینهای با ارتفاع متغیر منحنی شکل بر مشخصات جریان سیال در هیتسینک میکروکانالی باز
رامتین فتاحی 1400کنترل حرارتتولید شده در تجهیزات الکترونیکی و سیستمهای میکروالکترومکانیکی در ظرفیتهایبالا، به منظور عملکرد بهینه و قابلیت اطمینان بیشتر آنها، مهم میباشد. هیتسینکهایمیکروکانالی باز، هندسهای نو از هیتسینکهای میکروکانالی میباشند که با توجههزینه پایینتر در ساخت و عملکرد بهتر در انتقال حرارت، مورد اهمیت میباشند. دراین پژوهش هیتسینک میکروکانالی باز در 17هندسه مختلف که شامل 3 حالت اصلی فینهای مستطیلی، کوژ تخت و کاو تخت در ارتفاعهایپایه فینهای متغیر 0.4-0.7 میلیمتر و در 2 حالت فینهای کوژ تخت و کاو تخت در بازه شیبها و یا همان ضریبهای برد منحنیمتغیر 0.2- 0.5 جهت حالت کاو تخت و 0.35- 0.8 جهت حالت کوژ تخت در شرایطی که در یکارتفاع پایه فینهای برابر، سطح موثر در انتقال حرارت جابجایی و مواد مورد نیازجهت ساخت هیتسینک برابر باشد، ، از نظر انتقال حرارت و مشخصات جریان سیال بررسیشدهاند. هیتسینک میکروکانالی باز مسی خنکشده توسط سیال آب در جریان آرام و تکفاز در بازه عدد رینولدز متغیر 100-600 و شار حرارتی 100-600 کیلووات بر متر مربعبه صورت عددی و در هندسه سهبعدی توسط نرمافزار انسیس فلوئنتمورد تحلیل قرار گرفته است. در یک شار حرارتی، عدد رینولدز و ارتفاع برابر پایه فینها،عدد ناسلت حالت مستطیلی از دو حالت کوژ تخت و کاو تخت کمتر میباشد. در مقایسه دوحالت کوژ تخت و کاو تخت، در ارتفاعهای پایینتر فینها، عدد ناسلت کاو تخت از کوژتخت بیشتر و در ارتفاعهای بالاتر فینها، عدد ناسلت کوژ تخت از کاو تخت بیشتر میباشد.با وجود اینکه در ارتفاعهای بالا در فینها که عدد ناسلت حالت کوژ تخت بیشتر ازمستطیلی و کاو تخت میباشد، افت فشار کوژ تخت از این دو حالت کمتر میباشد. نتایجنشان میدهند در انتهای مسیر که دمای هیتسینک بالاتر است، در حالت کاو تخت بهدلیل سطح موثر انتقال حرارت جابجایی بیشتر در انتهای مسیر نسبت به دو حالت دیگر ،دمای بحرانی و غیر یکنواختی دمایی پایینتریدارد. با وجود عدد ناسلت بالاتر در حالتهای کوژ تخت در ضریب برد منحنی 0.8، 0.65و 0.5 به نسبت سایر حالتهای کاو تخت در ضریبهای برد منحنی0.35 و 0.2 ، افت فشار کمتری را نیز نسبت به حالتهای مذکور دارا میباشند.
-
شبیهسازی عملکرد حرارتی یک کلکتور خورشیدی استوانهای با نانوسیال
رادمهر کمانکش 1400 -
شبیه سازی سه بعدی حرکت ذرات مغناطیسی درون فیلتر حاوی میله های مغناطیسی
مهدی یگانه فر 1400انتخاب سیـستم فیلتراسـیون با عملکرد بهینه، می تواند هزینه های عملیاتی، تعمیراتی و زمانهای توقف تولید را کاهش دهد. در صورتی که ذرات معلق در سیال دارای خاصیت مغناطیسی باشند، می توان جهت جداسازی آنها از فیلتر های مغناطیسی استفاده کرد. با توجه به اینکه فیلترهای مغناطیسی داخلی توانایی جداسازی ذرات FeS و سایر ذرات زیر میکرونی را ندارند، به عنوان یک راهکار استفاده از فیلترهای مغناطیسی شدت بالا پیشنهاد میگردد. پارامتر مهم در ارزیابی این فیلترها میزان جذب بیشتر ذرات معلق در سیال می باشد. لذا در این تحقیق سعی شده با کمک نرم افزار شبیه سازی کامسول با تغییر پارامترهای موثر، میزان جذب ذرات مورد مطالعه قرار گیرد. در شبیه سازی در هر دو حالت دو و سه بعدی از نوع پیکر بندی عرضی با قطر ماتریس وچگالی شار مغناطیسی ثابت استفاده شده است. پارامترهای مهم در این تحقیق عبارتند از عدد رینولدز سیال، فاصله عرضی ماتریس هاو قطر ذرات می باشد در تحلیل سه بعدی با توجه به پارمتراهای متغیر داده شده فاصله افقی ماتریس ها و عدد رینولدز نقش مهمی در میزان جذب ذرات دارند به نحوی که در محدوده فاصله افقی میله ها H=1.4 به بعد میزان جذب ذرات به نحوه محسوسی کاهش داشته، که درصد میزان جذب ذرات به زیر 27درصد می رسد. در صورتی که تغییر قطر ذرات تاثیر کمتری در میزان جذب ذرات دارد. بهینه ترین میزان جذب ذرات در سیال، با شدت میدان مغناطیسی یک تسلا با آرایش مستطیلی 4 ماتریسی در محدود فاصله افقی H=1.4 و عدد رینولدز Re=2 اتفاق می افتد که بیشترین میزان جذب در حدود 35 درصد دارد. میزان جذب ذرات در حالت سه بعدی تقریبا یک دوم میزان جذب در حالت دو بعدی می باشد، که علت این امر را می توان این گونه توضیح داد که همه متغیرها در شبیه سازی دو بعدی و سه بعدی یکسان بودند. بنابراین تعداد مشابه ذرات در هر دو هندسه در نظر گرفته می شوند که منجر به مقادیر مختلف جذب می شود.
-
بررسی تجربی تاثیر ابعاد دریچه¬های خروجی جریان بر عملکرد حرارتی یک هیت سینک فوم آلومینیومی تحت جریان خنک کن برخوردی
میعاد ایران نژاد 1399 -
استفاده از سلولهای خورشیدی لایه نازک برای ارتقای توان باتری هواپیما
محمد حمیدمحمد 1399 -
بررسی فرآیند یون زدایی خازنی در حالت درون گذر میان الکترودها
سمیرا رستمی 1398 -
مطالعه تجربی اثر میدان مغناطیسی بر انتقال حرارت جابجایی جریان نانوسیال در یک کانال متقارن
انصار خاطری 1398چکیده: فرآیندهای صنعتی که شامل گرمایش و سرمایش انواع سیالات در حال جریان در داخل مجاری هستند بسیار گسترده بوده و امروزه بیانگر برخی از متداولترین و مهمترین فرآیندها در مهندسی هستند. در واقع، در مهندسی گرما، جابجایی اجباری احتمالا یکی از موثرترین و پراستفادهترین ابزارهای انتقال حرارت است. فلزات در شکل جامد خود دارای هدایت حرارتی بسیار بالایی نسبت به سیالات هستند، بههمین دلیل انتظار میرود که سیالات حاوی ذرات جامد معلق فلزی یا اکسید فلزی دارای هدایت حرارتی بیشتری نسبت به سیالات خالص باشند. در کار حاضر بهصورت تجربی اثر میدان مغناطیسی بر جریان سیال و انتقال حرارت یک نانوسیال در لوله مطالعه میشود و نانوسیال مورد استفاده از نوع نانوسیالات مغناطیسی اکسید آهن Fe3O4 همراه با سیال پایه آب مقطر است. پس از طراحی سامانه آزمایشگاهی، آزمایشات انجام شده جهت بررسی تاثیر متغیرهای اصلی عملیاتی از قبیل ولتاژ در برقراری میدان الکتریکی اعمال شده با یک جریان متناوب (V)، غلظت نانوسیال (C) و شدت جریان سیال ورودی به لول? تحت میدان(Q) بر اختلاف دمای ورودی و خروجی نانوسیال عبوری از کانال بر اساس طراحی آزمایشات با روش سطح پاسخ و بر پای? مدل Box-Behnken انتخاب شده است. مقادیر متغیرها در بررسیِ اثر ولتاژ اعمالی، 40، 80 و 120 ولت، غلظت نانوذرات در محلول 0 ، 02/0 و 04/0 گرم بر لیتر و شدت جریان سیال 180، 360 و 540 لیتر بر ساعت هستند. بر اساس طراحی انجام شده 15 آزمایش برای بررسی اثرات متغیرهای مستقل بر پاسخ سیستم انجام شد و یک رابطه برای اختلاف دمای دو سر کانال بدست آوردیم و همانطور که مشاهده شد، تمامی پارامترهای مورد بررسی بر اختلاف دمای دو سر کانال موثر هستند بهطوری که با افزایش ولتاژ و غلظت و در عین حال کاهش شدت جریان، اختلاف دما افزایش یافته است. کلمات کلیدی: انتقال حرارت، نانوسیال، میدان مغناطیسی، جریان سیال.
-
بررسی عددی انتقال حرارت مخلوط میکروکپسولهای مواد تغییر فاز دهنده در لوله
آرش آریاسرشت 1398چکیده این پژوهش به بررسی عددی تاثیر امولسیون حاوی مواد تغییر فاز دهنده میکروکپسول شده بر روی انتقال حرارت جا بجایی در جریان آشفته، درون یک لوله افقی با شرط مرزی شار حرارتی ثابت می پردازد. برای این منظور، امولسیونی بر پایه آب حاوی غلظت های مختلف میکروکپسول با هسته میریستیک اسید به عنوان ماده تغییر فاز دهنده بررسی شد. همچنین تاثیر غلظت میکروکپسول ها بر روی عدد ناسلت ، ضریب هدایت حرارتی، ضریب اصطکاک و دمای لوله مورد مطالعه قرار گرفت. برای انجام تحقیقات، مسئله شامل لوله و شار ثابت و امولسیون تغییر فاز دهنده در نرم افزار کامسول شبیه سازی شد . نتایج نشان داد که افزودن میکروکپسول های تغییر فاز دهنده به آب منجر به افزایش عدد ناسلت، ویسکوزیته و انتقال حرارت جابجایی در تمامی رینولدزها می شود . همچنین مشخص شد با افزایش کسر حجمی این افزایش همچنان ادامه دارد اما ضریب اصطکاک هم افزایش می یابد که منجر به ایجاد اختلاف فشار می شود . در این پژوهش علاوه بر موارد گفته شده مقدار ضخامت میکروکپسول ها نیز مورد بررسی قرار گرفت که مشخص شد با کاهش این ضخامت با بیشتر شدن حجم ماده تغییر فاز دهنده، میزان اثرگذاری امولسیون بر انتقال حرارت هم افزایش می یابد .
-
بررسی عددی انتقال حرارت جابجایی طبیعی در یک حفره مربعی با یک محیط متخلخل پر شده از نانوسیال
سینا مهرابی 1398چکیده در مطالعه حاضر به بررسی عددی انتقال حرارت جابجایی طبیعی در حفره مربعیمتخلخل اشباع شده از نانوسیال آب اکسید آلومینیوم پرداخته شده است. هندسه موردبررسی شامل یک حفره مربعی با دو دایره داخلی است . دمای دایره های داخلی ثابت،گرم و سرد میباشد. دمای دیواره های عمودی به صورت سینوسی تغییر میکند های افقی نیز عایق میباشند. نانوسیال به صورت تک فاز مدل سازی شده است. برایجریان سیال در محیط متخلخل نیز از مدل دارسی برینکمن فورچهیمر استفاده شده است. نتایجتحقیق شامل بررسی اثرات پارامترهای عدد رایلی، عدد دارسی، درصد حجمی نانوذرات،عدد ناسلت میانگین، عدد ناسلت محلی، پروفیلهای سرعت و دمای بی بعد و خطوط جریانفاصله بین مرکزهای دایرههای داخلی، و استفاده از نانوذرات مختلف و همچنین اختلاف فاز دیوارهها بر رویجابحایی طبیعی خطوط جریان و دمای بی بعد به سمت نیمه بالایی دیواره سرد و نیمه پایینی دیواره گرم متمایل میشود.میباشد. نتایج نشان داد افزایش عدد رایلی و دارسی سبب بهبود انتقال حرارت جابجایی و به تبع آن باعثافزایش عدد ناسلت و سرعت جریان در محفظه میشود. با افزایش عدد رایلی و بهبود افزایش کسر حجمی نانوذرات باعث افزایش لزجت نانوسیالو کاهش سرعت نانوسیال در محفظه میشود و افزایش نیروی شناوری میشود. افزایکسر حجمی نانوذرات در اعداد رایلی و دارسی تاثیرات متفاوتی بر روی عدد ناسلتمیانگین دارد در اعداد رایلی کوچک و دارسی بالا افزایش کسر حجمی نانوذرات سببافزایش عدد ناسلت میشود اما با افزایش عدد رایلی از تاثیر افزایش کسر حجمی نانوذرات کاسته شده و در برخی از اعداد رایلی و دارسی مختلف تاثیر متفاوتی بر انتقال حرارت و عدد ناسلت دارد.افزایشو دارسی سبب کاهش عدد ناسلت میشود. افزایش فاصله بین دایرههای داخلی در اعداداختلاف فاز دیواره سرد سبب افزایش عدد ناسلت دیواره گرم میشود. از بین نانوذراتاستفاده شده نانوذرات مس به دلیل داشت هدایت حرارتی بیشتر، عملکرد بهتری در بهبودانتقال حرارت دارند
-
بررسی عددی تاثیر هندسه مخزن ذخیره آب بر عملکرد حرارتی کلکتور خورشیدی لوله خلا برای اقلیم های مختلف ایران
میعاد پورحسین 1398 -
بررسی عددی تاثیر موقعیت دریچه های ورودی هوای تهویه بر روی شرایط آسایش حرارتی با رویکرد کاهش مصرف انرژی
اله بخش براتی مسکره 1397 -
شبیه سازی عددی دارورسانی مغناطیسی در درمان عارضه آنوریسم آئورت شکمی
سیدمحمدجواد عربی 1397تحویل دارو در بدن انسان نقش بسیار مهمی در درمان بسیاری از بیماریها دارد. روشهای مختلفی برای حمل یک ترکیب دارویی به یک بخش مشخص از بدن وجود دارد که در میان آنها هدفدهی دارویی توسط میدان مغناطیسی از اهمیت ویژهای برخوردار است. یک سیستم تحویل دارویی مغناطیسی از میدان مغناطیسی برای انتقال نانوذرات مغناطیسی به عنوان وسیله نقلیه تحویل استفاده میکند. بنابراین میتوان تحویل دارو را به گونهای کنترل کرد که ذرات دارو بتوانند در مکان مورد نیاز به اندازه کافی متمرکز شوند. این کار به روند بهبود بیماری سرعت میدهد و همچنین از تخریب بافتهای سالم توسط دارو جلوگیری میکند. یکی از دلایل عمده مرگ و میر زنان و مردان در سالهای اخیر بیماری قلبی عروقی است که دارای انواع متعددی هستند. یکی از شایع ترین بیماریهای قلبی، آنوریسم آئورت شکمی است. در این عارضه بر اثر تضعیف دیواره رگ و فشار خون، رگ آئورت در ناحیه شکمی گشاد میشود و ممکن است به پاره شدن رگ بیانجامد. روش درمانی مرسوم این عارضه معمولا پرمخاطره بوده و ریسک بالایی دارد. اما یک رویکرد جدید که اخیرا بر پایه آمبولیزاسیون محل آنوریسم توسط مواد دارویی پیشنهاد شده است میتواند جایگزین مناسبی برای درمان این بیماری باشد. در این روش با کمک یک میدان مغناطیسی خارجی، ناحیه آنوریسم با مواد دارویی پوشش داده شده و در نتیجه فشار وارد بر دیواره رگ تضعیف شده کاهش خواهد یافت. در این رساله، جریان گذرا سه بعدی از خون و انتقال دارو در نواحی مختلف رگ آئورت شکمی مبتلا به آنوریسم به روش اویلری-لاگرانژی شبیه سازی شده است. با توجه به فیزیک مشکل، سرعت نوسانی در ورودی با فرض سیال غیرنیوتنی برای جریان خون مورد توجه قرار گرفته و اثر هندسه آنوریسم، میدان مغناطیسی و خصوصیات ذرات دارو بررسی شده است. نتایج نشان میدهد که افزایش اندازه آنوریسم، افزایش فاصله عمودی منبع ایجاد میدان از رگ و افزایش رینولدز جریان منجر به کاهش کارایی جذب دارو میشود. از سوی دیگر، افزایش قدرت میدان مغناطیسی، افزایش سایز ذرات و استفاده از نانوذراتی با خواص مغناطیسی بالا، موجب افزایش بازده جذب میشود. این یافته ها میتواند برای طراحی و توسعه سیستمهای هدفمند مواد دارویی برای بدن انسان استفاده شود.واژههای کلیدی: دارورسانی مغناطیسی، آنوریسم آئورت شکمی، نانوذرات مغناطیسی، رویکرد اویلری-لاگرانژی، سیال غیرنیوتی
-
طراحی یاتاقان مغناطیسی فعال برای کار در دورهای بالا
مسلم ویسی کمانه 1397 -
تحلیل انرژی واگزرژی توزبین گازی DU80L وبررسی تاثیر دما ورطوبت محیط بر راندمان آن
محسن احمدی 1397 -
بررسی عددی تاثیر نسبت ابعادی و زاویهی لوله در کلکتورهای لوله خلاء خورشیدی با ساختار اصلاح شده
عرفان نظری 1397در این پژوهش با استفاده از روش های عددی تاثیر نسبت ابعادی و شیب کلکتور در آبگرمکنهای خورشیدی لوله خلاء با ساختار اصلاح شده بررسی شده است. در این تحلیل برای مدل کردن تابش متغیر روی لولهها از شبیه ساز خورشیدی که به صورت پیش فرض در نرم افزار کامسول وجود دارد استفاده شده است. ضمناً مدل تابشی نیزروش P-1 فرض شده و تابش برای مختصات جغرافیایی دانشگاه رازی مدل گردیده است. پس از توسعهی یک مدل عددی که سازگاری آن با دادههای تجربی راستی آزمایی شده است، پارامترهای مختلفی از قبیل قطر لوله جاذب، قطر لوله بایپس، شیب کلکتور، حجم مخزن ذخیره و طول لولهی خلاء بررسی شده است. نتایج این پژوهش نشان میدهد که با افزایش شیب کلکتور از 15 تا 60 درجه عملکرد حرارتی آبگرمکن بهبود یافته و دمای متوسط آب درون آبگرمکن در شرایط محیطی یکسان حدود 4 درجه سلسیوس بیشتر افزایش مییابد که این میزان افزایش دما برای یک آبگرمکن به ظرفیت 12 لیتر معادل جذب 200 کیلوژول انرژی بیشتر میباشد. از دیگر نتایج این تحلیل که با بررسی 4 قطر مختلف بایپس حاصل شده است، عدم تاثیر قطر لولهی بای پس بر میزان جذب انرژی لوله خلاء میباشد. آنگونه که نتایج این پژوهش نشان میدهد، وجود لوله بازگشتی موجب بهبود عملکرد حرارتی آبگرمکن با ساختار اصلاح شده در مقایسه با آبگرمکن معمولی میگردد اما افزایش قطر لوله بازگشتی تاثیر چندانی بر بهبود عملکرد این کلکتورها ندارد یا به تعبیری قطر لوله بازگشتی از پارامترهای کلیدی در تعیین راندمان کلکتورهای لوله خلاء با ساختار اصلاح شده نمیباشد. علاوه بر موارد فوق تاثیر نسبت ابعادی لوله نیز بررسی گردیده است و همانگونه که در نتایج آمده است، با افزایش قطر و یا طول لوله جاذب راندمان افزایش مییابد. در ضمن با بررسی سه حالت مختلف از حجم مخزن به سطح جاذب، نشان داده شده است که با تغییر نسبت حجم مخزن به سطح جذب از 44 تا 35 راندمان به شکل محسوسی کاهش مییابد به نحوی که در میانههای روز راندمان از 75% تا 55% کاهش مییابد.
-
کنترل ارتعاش تیر مگنتو - الکترو- الاستیک با خاصیت مدرج هدفمند
حمزه میرزائی 1397 -
آنالیز دینامیکی تیر مگنتو -الکترو- الاستیک با خاصیت مدرج هدفمند
فرشاد اسماعیلی ولی آبادی 1397مواد هوشمند یک اصطلاح جدید برای فرآوردههایی است که توانایی درک و پردازش رویدادهای محیطی را دارند و نسبت به آن واکنش مناسب نشان میدهند. این مصالح قابلیت تغییرپذیری داشته و قادرند ابعاد، رنگ و انرژی درونی خود را به طرز برگشتپذیر در پاسخ به اثرات فیزیکی و یا شیمیایی محیط اطراف تغییر دهند. در سالیان اخیر استفاده از مواد هوشمند در طیف وسیعی از فناوریهای نوین گسترش یافته است. مواد مگنتوالکتروالاستیک دستهای مهم از اینگونه مواد میباشند که توانایی بر هم کنش بین خواص مغناطیسی، الکتریکی و جابجایی الاستیک را در قالب ماده مرکب واحدی فراهم میآورند. تحقیق حاضر تلاشی در جهت تحلیل چنین موادی است که در آن ارتعاشات آزاد و پاسخ استاتیکی و دینامیکی تیر هدفمند مگنتوالکترو الاستیک بررسی شده است. تیر مورد مطالعه دارای شرایط تکیهگاهی مختلف بوده و روابط بر اساس تئوری الاستیسیته دو بعدی میباشد. معادلات حرکت با استفاده از اصل همیلتون استخراج و با روش اجزا محدود حل شده است. خواص مکانیکی، الکتریکی و مغناطیسی این تیر در راستای ضخامت طبق رابطه تابع توانی تیرهای مدرج هدفمند، متغییر است. در نهایت صحت پاسخهای بهدست آمده با نتایج پژوهشهای پیشین مقایسه شده و پاسخ استاتیکی و دینامیکی سیستم، اثر پارامترهای مختلف هندسی، تکیهگاهی و درصد کسر حجمی ماده هدفمند بر روی فرکانسهای طبیعی بررسی شده است. برطبق نتایج این پژوهش، ملاحظه میشود که با افزایش شاخص کسر حجمی ماده هدفمند، فرکانس طبیعی افزایش مییابد و در بررسی پاسخ استاتیکی، با افزایش اندیس گرادیان ماده هدفمند در شرایط تکیهگاهی متفاوت، انحراف تار میانی تیر کاهش مییابد بیشترین انحراف تار میانی در تیر با تکیهگاه یکسرگیردار است و انحراف تار میانی به ترتیب در تیرهای با تکیهگاه ساده، یکسرگیردار- یکسرساده و دوسر گیردار کاهش مییابد. جوابهای حاصل از حل المان محدود بر اساس تئوری الاستیسیته دو بعدی نسبت به تئوری تیرها از دقت بالایی برخوردارند.
-
شبیه سازی کامپیوتری دیوار ترومپ برای گرمایش ساختمان مسکونی
ایلاف علی عوده 1396< gt;شبیه سازی کامپیوتری دیوار ترومپ برای گرمایش ساختمان مسکونی</P>
-
بررسی قابلیت اطمینان شبکه هوشمند با لحاظ نمودن خودترمیمی شبکه در حضور منابع تولید پراکنده
ساناز قنبری 1396بررسی قابلیت اطمینان شبکه هوشمند با لحاظ نمودن خودترمیمی شبکه در حضور منابع تولید پراکنده
-
بررسی عددی رفتار تیرهای فولادی سرد نورد شده پوشیده با بتن فوق سبک
وحید وکیلی پاک 1396سیستم سازهای قاب فولادی سبک که به اختصار آن را LSF مینامند، یک سیستم ساختمانی است که عمدتا برای اجرای ساختمانهای کوتاه مرتبه و میان مرتبه مورد استفاده قرار میگیرد. در سازههای LSF از ورقهای فولادی سرد نورد شده (CFS) برای ساخت مقاطع فولادی جدار نازک استفاده میشود. این مقاطع، ورقهای فولادی گالوانیزه هستند که با استفاده از نورد سرد شکل دهی میشوند. در این سیستم از تیر و ستونهای CFS به عنوان اعضای باربر استفاده میشود. تیرهای مورد استفاده در این سیستم در ضخامتهای کم غالبا بین 5/0 تا 3 میلیمتر ساخته میشوند که با توجه به ضخامت کم ورق نسبت به ارتفاع آن، در هنگام بارگذاری آنها را مستعد برای انواع کمانش میکند. این ویژگی هندسی میزان باربری آنها را تحت تاثیر قرار داده و باعث میشود که نتوان از ظرفیت باربری مقاطع به خوبی استفاده کرد. بنابراین با به کار بردن روشی که به وسیله آن مقاومت تیر در برابر کمانش را افزایش دهد، میتوان از ظرفیت آنها بهصورت بهینهتری استفاده کرد.یک روش مطلوب برای دستیابی به این هدف ایجاد مهاربند برای تیرهای CFS به وسیله ایجاد پوشش بتنی در قسمت جان تیر به منظور افزایش مقاومت مقطع در برابر کمانش میباشد. بدین منظور پوششی از بتن فوق سبک پلی استایرن (PAC) در تیرهای CFS ایجاد و بررسی شده است. این بتن فاقد سنگدانه بوده و مقاومت فشاری ناچیزی را از خود نشان میدهد و غالبا به عنوان ماده عایق و یا پرکننده به کار میرود، اما در اینجا کاربرد سازهای پیدا کرده است.در این مطالعه با استفاده از نرم افزار المان محدود Abaqus به بررسی تیرهای CFS پوشیده شده با PAC تحت بارگذاری خمشی چهار نقطهای پرداخته شده است. برای این منظور تیرهایی با مقطع 2C و 2U با ابعاد هندسی متفاوت مدلسازی مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج نشان داد که با استفاده از این نوع پوشش میتوان یک نوع مهاربندی را بر روی تیرها ایجاد کرد و ظرفیت باربری آنها را تا %43 درصد افزایش داد. علاوه بر این به علت سبک بودن این بتن، بار زیادی به وزن سازه اضافه نمیشود و مزیت سبک بودن سازههای LSF حفظ میشود.
-
بررسی عددی روش های مقاوم سازی اتصالات خارجی تیر به ستون بتن مسلح با FRP
محمدحسین چنگائی 1396امروزه، با وجود پیشرفتهای چشمگیر در زمینه ساختمانسازی، بسیاری از سازه های موجود در برابر زلزله عملکرد مناسبی را از خود نشان نمیدهند. رفتار لرزهای نامناسب این سازهها میتواند خسارات جانی و مالی فراوانی را به همراه داشته باشد. برای جلوگیری از به وجود آمدن چنین خسارت هایی یک راه حل مناسب و اقتصادی، مقاوم سازی ساختمان های موجود می باشد.با توجه به خسارت های ناشی از زلزله در کشورهای زلزله خیز، مشاهده شده است که اتصالات یکی از مهمترین ترین و آسیب پذیرترین نواحی موجود در سازه های بتنی میباشند. بنابراین،با توجه به اهمیت اتصالات در عملکرد لرزهای مناسب سازه، رفتار اتصالات بتنی و روش های مقاوم سازی آنها در برابر زلزله مورد بررسی قرار گرفته است.در این مطالعه، تقویت اتصالات خارجی تیر به ستون بتن مسلح به کمک ورق های FRP و ژاکت های فولادی مورد بررسی قرار گرفت. در این خصوص برای آرایش های مختلف FRP و ژاکت های فولادی در سه رده بتن 25، 30، 35 مگاپاسکال، پارامترهایی نظیر مقاومت، سختی، جذب انرژی و شکل پذیری محاسبه شده و مورد ارزیابی قرار گرفت.
-
بررسی آزمایشگاهی ظرفیت باربری پی ها درمجاورت دیوارهای حائل مسلح شده با سیستم مهار-شبکه
امین محمدیانی 1396چکیدهطی سه دهه اخیر، استفاده از ژئوسینتتیکها در مسلح کردن شیبها، دیوارهای حائل و خاکریز پیها بطور قابلتوجهی در سرتاسر دنیا افزایش یافته است. این مصالح بهدلیل خواصی که دارند از جمله مقاومت در برابر خوردگی و زنگزدگی، دوام، انعطافپذیری و غیره دارای کار بردهای بسیار گسترده و متنوعی در مهندسی ژئوتکنیک میباشند. ژئوسنتتیکها با انتقال بار پی به لایههای عمیقتر خاک، باعث گسترش بهتر فشار در خاک ضعیف میشوند که نتیجه آن کاهش نشست پی و افزایش ظرفیت باربری خاک خواهد بود. در بین ژئوسنتتیکهای موجود، ژئوگریدها بهدلیل صلبیت و مقاومت کششی زیاد و چشمههایی که با خاک ایجاد درگیری و قفل و بست میکنند، بیشترین کاربرد را در تسلیح خاک دارند. تا کنون پژوهشهای زیادی در رابطه با نوع مسلحکننده و همچنین میزان افزایش ظرفیت باربری خاک مسلح شده با مسلحکنندههای مختلف انجام شده است. به تازهگی نیز نوع جدیدی از مسلحکنندههای ژئوسنتتیکی به نام مهارشبکه برای افزایش ظرفیت باربری خاکهای دانهای ابداع شده است. مهارشبکه با تغییر ساختار ژئوگرید معمولی و اضافه کردن مهارهای پلیمری به آن ساخته میشود. حضور این مهارها باعث افزایش مقاومت بیرونکشش مهارشبکه میشود که این مسئله میتواند عملکرد اکثر سازههای مسلح شده با آن را بهبود بخشد. در این پایاننامه تاثیر استفاده از سیستم مهارشبکه بر پایداری دیوار حائل خاک مسلح و ظرفیت باربری پی متکی بر آن، با انجام یکسری مدلسازیهای آزمایشگاهی مورد بررسی قرار گرفته است. به این منظور، ظرفیت باربری پی نواری و تغییرمکان جانبی رویه دیوار در حالتهای غیرمسلح، تسلیح با ژئوگرید و تسلیح با مهارشبکه در فواصل مختلف پی از لبهی دیوار بررسی و مقایسه شده است. نتایج بدست آمده از این پژوهش نشان داد که استفاده از مهارشبکه در تسلیح دیوار حائل میتواند ظرفیت باربری پی نواری متکی بر آن را بهمیزان 6/5 برابر نسبت به حالت غیرمسلح و بهمیزان 5/1 برابر نسبت به حالت تسلیح با ژئوگرید افزایش دهد. علاوه بر این، مهارشبکه میتواند تغییرمکان جانبی رویه دیوار را بهمیزان 65 درصد نسبت به حالت غیرمسلح و بهمیزان 16 درصد نسبت به حالت تسلیح با ژئوگرید کاهش دهد. همچنین بیشترین مقدار BCR (نسبت ظرفیت باربری) در فاصله b= 0.1H و کمترین مقدار WDR (نسبت تغییرمکان جانبی دیوار) در فاصله b= 0.4H نسبت به لبه دیوار بدست آمده است.
-
بررسی عددی تاثیر الگوی مصرف آب گرم برکارایی حرارتی سیستم های آبگرمکن خورشیدی گردش اجباری
مهسا خاوری 1396بخش عمدهای از مصرف انرژی و انتشار گازهای گلخانهای به ساختمانها مربوط میشود. گرمایش آب مورد نیاز ساختمانها مقدار قابل ملاحظهای انرژی مصرف میکند. در نتیجه استفاده از آبگرمکنهای خورشیدی میتواند نقش مهمی، هم در ذخیره سوختهای فسیلی و هم در کاهش آلودگی هوا و انتشار گازهای گلخانهای داشته باشد. عوامل بسیاری بر عملکرد حرارتی و اقتصادی سیستمهای آبگرمکن خورشیدی تاثیر گذارند. در این پایاننامه سیستم آبگرمکن خورشیدی گردش اجباری با کلکتورهای صفحه تخت و نیز لوله خلا شبیهسازی شده است. با توجه به اینکه عملکرد سیستمهای خورشیدی ذاتا به صورت دینامیکی و متغیر با زمان میباشد، شبیهسازی به روش دینامیکی انجام شده است. هدف اصلی این پایاننامه بررسی تاثیر الگوی مصرف آب گرم بر کارایی حرارتی و اقتصادی آبگرمکنهای خورشیدی میباشد. ضمن آن که با بهکارگیری الگوهای مختلف مصرف آب گرم، مقادیر مناسب دبی جریان سیال گذرنده از کلکتورها و حجم مخزن ذخیره آب گرم، بر مبنای دستیابی به بیشترین کارایی حرارتی سیستم تعیین شدهاند. همچنین سطح مناسب کلکتورها برای دستیابی به بیشترین کارایی اقتصادی سیستم تعیین شدهاست. نتایج نشان میدهد که با انتخاب نوعی از الگوی مصرف که تقریبا متشابه تغییرات ساعتی تابش خورشیدی باشد، سیستم درنسبت حجم مخزن به سطح کلکتورکمتری درمقایسه با دیگر الگوهای مصرف، به بیشترین کسر خورشیدی سالانه میرسد. همچنین مطابق نتایج، الگوی مصرف آب گرم میتواند بر میزان سوددهی سالانه و دوره بازگشت سرمایه سیستم تاثیر قابل توجهی داشته باشد. در الگوهایی که مقدار زیادی از مصرف آب گرم را به ساعات 6 تا10 صبح اختصاص میدهند؛ به دلیل کم بودن تابش خورشید در این ساعات و همچنین تلفات حرارتی مخزن در طول شب، انرژی کمکی مورد نیاز در این ساعات افزایش مییابد و این باعث افزایش هزینه ناشی از تامین انرژی سیستم جبرانی و افزایش دوره بازگشت سرمایه سیستم خورشیدی میشود. تغییر الگوی مصرف آب گرم در سیستم با کلکتورهای صفحه تخت در مقایسه با سیستم با کلکتورهای لوله خلا، میتواند سوددهی سالانه را به مقدار بیشتری افزایش دهد.
-
بهینه سازی پارامترهای سلول خورشیدی در مدل دو دیود با استفاده از الگوریتم های فرا تکاملی
ابوذر منصوری 1396در این پژوهش به مدل سازی سلول فوتولتاییک با دو دیود پرداخته شد. با توجه به پارامترهای مساله و معادلات موجود هفت پارامتر به عنوان پارامترهای مجهول شناخته شد. این پارامترها با روش عددی گام نزولی تعیین شدند. در ادامه با استفاده از معادلات حاکم یک مدل ریاضی ایجاد شد و مدل توسط نرمافزار متلب کد نویسی و تهیه شد. کد تهیه شده مورد اعتبار سنجی قرار گرفته و نتایج با کارهای معتبری که در این زمینه انجام شده بود مطابقت داده شد. پس از اطمینان از اعتبار کد به بررسی پارامترهای مختلف بر روی میزان جریان و توان در یک آرایه فوتوولتاییک پرداخته شد. در انتها به بهینهسازی پارامترهای مساله پرداخته شد. برای تعیین پارامترهای مهم و تاثیرگذار به کارهایی که در این زمینه انجام شده بود رجوع شد. با مطالعه و بررسی کارها مشاهده شد در اکثر کارها به بررسی و بهینهسازی پارامترهای هفت گانه پرداخته شده بود تا بتواند میزان توان تولیدی را حداکثر نماید. در نتیجه در این پژوهش نیز با استفاده از پارامترهای تعیین شده و همچنین اتخاذ یک بازه تغییر مناسب، به بهینهسازی مدل به وسیله الگوریتمهای فراتکاملی پرداخته شد. دو الگوریتم مختلف ژنتیک و انبوه ذرات از جمله مواردی هستند که بسیار مورد استفاه قرار گرفته و کارایی خوبی در این زمینه نشان دادهاند. پس این دو الگوریتم استفاده و نتایج آنها ارایه شد. در ادامه به بررسی و ارزیابی نتایج به دست آمده پرداخته میشود.از نتایج به دست آمده برای برسی پارامترهای تابشی نتیجه گرفته شد، پارامترهای مهم در زمینه تابش، موقعیت جغرافیایی، روز سال و دمای محیط میباشد. افزایش این پارامترها باعث بهبود کارایی و تولید توان میشود. با افزایش میزان تابش از 200 W/m2 تا 1000 W/m2 میزان حداکثر توان تا 6 برابر افزایش مییابد. (در شکل 6-1 این تغییرات نشان داده شده است.) همچنین از بررسی میزان تابش در روزهای مختلف سال مشخص شد که در روز اول تابستان با توجه به اینکه میزان تابش بیشترین میزان است، میزان توان نیز از مابقی روزها بیشتر است. افزایش دمای محیط در روز های تابستان به وجود میآید. این افزایش دما باعث بهبود کارایی PV میشود. تغییرات دما از 20 تا 40 درجه نشان دهنده افزایش توان تولیدی از 27 تا 83 وات می باشد که افزایش 3 برابری را نشان می دهد. با توجه به مرجع [61] به منظور بهینه سازی پارامتر ها و بازه متناسب با آن انتخاب شد. نتایج به دست آمده از الگوریتم ژنتیک نشان می دهد که می توان حداکثر توان 27/74 وات را تولید نمود.
-
بررسی تجربی افزایش انتقال حرارت با استفاده از برخورد جت نانو سیال آب اکسید مس بر روی یک دیسک دایره –ای افقی تحت شار حرارتی ثابت
محسن امجدیان 1396 -
بررسی جریان جابجایی آزاد گازهای رقیق شده در محفظه های میکرو / نانو بااستفاده ازروش DSMC
امین نجادی 1396در این رساله جریان جابجایی طبیعی در یک میکرو محفظه با شرایط مرزی مختلف آدیاباتیک، دما ثابت و تقارن در دیوارهای جانبی برای گاز تک اتمی و رقیق شده آرگون مورد مطالعه قرار گرفته است. در این رساله رفتار طولانی مدت (حالت پایدار) جریان رایلی بنارد برای دستهای از اعداد بی بعد نودسن و فرود در فاصله (1/0 001/0) و (10000 2/0)مورد مطالعه قرار گرفته است. در تمامی محاسبات از یک عدد بی بعد که بیانگر نسبت دمای دیوار سرد به دیوار گرم میباشد استفاده شده است و با نمایش داده شده است. هندسه مورد بررسی در این رساله یک محفظه مستطیلی با 2 میباشد. تمامی محاسبات و بررسیها انجام شده در حوزه جریانهای لغزشی میباشد.کارهای انجام شده در سه حوزه به صورت زیر میباشد: بررسی اثر دیوارهای جانبی بر شکلگیری جریان رایلی بنارد، بررسی جریان رایلی بنارد با روش برخورد SBT و مقایسه نتایج مربوط به آن با روش پایه NTC و بررسی رابطه بین ناسلت جریان و پارامترهای حاکم بر مسئله رایلی بنارد در گازهای رقیق شده. شبیهسازیها با روش ذره مبنای شبیهسازی مستقیم مونت کارلو انجام شده است. در بررسیهای انجام شده در قسمت اول مشاهده شد که اثرات رقت جریان همچون خزش گرمایی روی دیوارهای جانبی، اثرات جدی روی شکل و شکلگیری جریان رایلی بنارد دارد؛ همچنین مشاهده شد که در یک عدد نودسن و نسبت دمای ثابت با پیشروی در اعداد فرود ناحیه چگال از مجاورت دیوار گرم به سمت دیوار گرم منتقل میشود بطوریکه در اعداد فرود بالا در حالت پایدار لایههای سنگین بالاتر از لایههای سبک قرار دارد. در بررسیهای انجام شده درقسمت دوم نتایج مربوط به روش SBT با تعداد ذرات شبیهساز کم با روش مرجع NTC تقریبا مطابقت دارد. در بررسیهای انجام شده در قسمت سوم مشاهده شد که مقدار ناسلت جریان در عداد فرود بالا و پایین برای محفظه و کانال برابر میباشد، و در اعداد فرود میانی مقدار ناسلت جریان در کانال بیشتر از محفظه میباشد.
-
بررسی فرایند فاز مایع گذرا (TLP)در اتصال نامتجانس آلیاژ TI-6AL-4Vبه آلیاژCO-CR-MO
اسماء مراتی 1396آلیاژ Ti-6Al-4Vبا خواص تریبولوژیکی خوب، مدول الاستیک پایین، نسبت استحکام به وزن بالا و آلیاژ Co-Cr-M0 با مقاومت به خوردگی و سایش عالی بعنوان بیو hy;مواد فلزی در مفاصل مصنوعی کاربرد دارند. آلیاژ Co-Cr-M0 منجر به کاهش سایش در مفصل ران شده و آلیاژ Ti-6Al-4V به آسانی با استخوان اطراف جفت شده و از این رو، و برای ساقه ران ترجیح داده میشود. برای ساخت چنین سیستم دوفلزی[1]، با توجه به متفاوت بودن پارامترهای جوشکاری، اتصال مانع بزرگی است. از روشهای مختلف اتصال مانند جوشکاری ذوبی، جوشکاری لیزری، لحیم کاری سخت و نرم و اتصال نفوذی حالت جامد برای اتصال متجانس و نامتجانس این نوع آلیاژها استفاده شده است. در این پژوهش فرایند اتصال فاز مایع گذر ا[2] برای سیستم نامتجانس Ti-6Al-4V/ Co-Cr-Mo به منظور مرتفع کردن عیوب سایر روشهای جوشکاری و دستیابی به خواص مکانیکی اتصال قابل مقایسه با فلز پایه، بکاربرده شده است.در این پژوهش، نمونه ها به شکل استوانه هایی با قطر 8 میلی متر و ارتفاع 5/7 میلی متر برش داده شدند و سطح آنها برای اتصال آماده سازی شد. لایه واسط مس بصورت اعمال پوشش بر روی نمونه کبالت، بین دو سطح قرار گرفت و فشار ثابت 1 مگاپاسکال با استفاده از فیکسچر بر روی نمونه ها اعمال شد. سپس مجموعه اتصال در کوره تحت اتمسفر در دماهای مختلف 925، 950 و 975 درجه ی سانتیگراد، با در نظر گرفتن دمای یوتکتیک Ti-Cu ( حدود 875 درجه سانتیگراد)، به مدت 5 الی 120 دقیقه مورد حرارت دهی قرار گرفت. بر روی نمونه های متصل شده، برش سطح مقطع زده شد و ریزساختار با استفاده از میکروسکوپ نوری بررسی شد. نتایج نشان داد که در اثر انجام اتصال، 3 منظقه DAZ ) منطقه متاثر از نفوذ) ، ASZ (منطقه انجماد غیرهمدما) و ISZ (منطقه انجماد همدما) در منظقه اتصال ظاهر می شود که طول این مناطق به شرایط انجام اتصال بستگی داشته و با افزایش دما و زمان اتصال، منطقه انجماد غیرهمدما (ASZ) میتواند حذف شود و منجربه پیشرفت انجماد همدما در طی اتصال شود. آزمون برش برای بررسی استحکام مکانیکی نمونه ها بکار رفت و بیشترین استحکام برشی با مقدار 350 مگاپاسکال که حدود 50% استحکام فلزپایه است، برای اتصال انجام شده در دمای ?950 و مدت زمان 2 ساعت بدست آمد. همچنین سطح شکست نمونه ها با آزمون پراش اشعه ایکس شناسایی و ترکیب سطح شکست بررسی شد. نوع شکست و عناصر موجود در فازهای مختلف سطح مقطع نمونه ها با میکروسکوپ الکترونی روبشی ( SEM ) مورد بررسی قرارگرفت. عناصر تشکیل دهنده فازهای موجود با آزمون EDS شناسایی شد و تغییرات عناصر در عرض نمونه نیز با آنالیز خطی بدست آمد.واژگان کلیدی: فرایند فاز مایع گذرا (TLP)، Ti-6AL-4V، Co-Cr-Mo، بررسی ریزساختاری، خواص مکانیکی،لایه واسط مس1 Bimetal2 Trasient liquid phase
-
R134a تحلیل انرژی و اگزرژی پمپ حرارتی خورشیدی انبساط غیرمستقیم گرم کننده آب با در نظر گرفتن اثرات افت فشار مبرد
معصومه حیدری 1396در این رساله با استفاده از شبیه سازی عددی، به تحلیل انرژی و اگزرژی سیستم پمپ حرارتی خورشیدی انبساط غیرمستقیم با در نظر گرفتن اثرات افت فشار جریان مبرد R134aدر کندانسور، تبخیرکننده و مجموعه?ی لوله?کشی، و نیز افت فشار محلول اتیلن گلیکول که به عنوان مبرد ثانویه در کلکتور خورشیدی گردش میکند، پرداخته شده است. به منظور محاسبه? افت فشار مبرد دوفازی درون تبخیرکننده و کندانسور از مدل همگن افت فشار جریان درون لوله?های افقی استفاده شده است. سیستم شامل یک کلکتور خورشیدی صفحه تخت با مساحت 5/5 مترمربع، یک مخزن ذخیره? آب?گرم به حجم 150 لیتر، یک کمپرسور چرخشی نوع هرمتیک، یک شیرانبساط ترموستاتیکی و یک مبدل حرارتی که برای پمپ حرارتی به عنوان تبخیرکننده عمل میکند، می?باشد. تاثیر پارامترهای مختلف از جمله تابش خورشیدی، دمای محیط، مساحت سطح کلکتور، سرعت کمپرسور، تعداد پوشش کلکتور و سرعت باد نیز بر عملکرد حرارتی این سیستم مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج حاصل از شبیه?سازی هم?خوانی خوبی با نتایج آزمایشگاهی داشته و نشان می?دهند که با افزایش دمای محیط از 5- تا 30 درجه سلسیوس، در تابش خورشیدی ثابت به میزان 700 وات بر متر مربع، ضریب عملکرد سیستم و بازده کلکتور خورشیدی به ترتیب از 2 تا 5/3 و از 8/35 تا 8/58 درصد افزایش می?یابند. با افزایش تابش خورشیدی از 350 تا 1200 وات بر مترمربع نیز، در دمای ثابت محیط به میزان 20 درجه?ی سلسیوس، ضریب عملکرد سیستم و بازده کلکتور خورشیدی به ترتیب از 1/2 تا 5/5 افزایش، و از 4/71 تا 6/45 درصد کاهش می?یابند.
-
مدل¬سازی عددی جداسازی ذرات FeS ازمحلول آمین توسط فیلترهای مغناطیسی مشبکدر فرایند شیرین-سازی گاز
مسعود سهامی 1396چکیدهدر این رساله یک مدل برای شبیه سازی بازدهی جذب فیلترهای مغناطیسی با گرادیان مغناطیسی بالا برای جداسازی ذرات آهن سولفید از محلول آمین در فرایند شیرین سازی گاز ارائه شده است. هندسهی فیلتر شامل ماتریسی از میلهها است که در کانالی با سطح مقطع مربعی قرار گرفته است. برای مطالعهی این مسئله ابتدا معادلات کوپل شده با معادله آمپر به صورت عددی در هندسه دوبعدی حل شدهاند. با داشتن میدان جریان، مسئله جذب ذرات در دیدگاه لاگرانژی بررسی شده است و اثرات پارامترهای حاکم شامل قطر ذرات، سرعت جریان و پارامترهای هندسی ماتریس میلهها مورد بررسی قرار گرفته شد. در نهایت نتایج تحلیل دوبعدی برای شبیهسازی جذب ذره در یک فیلتر سهبعدی تعمیم داده شد. شبیهسازی های دوبعدی در نرمافزار COMSOL MULTIPHYSICS 5.0 و بر مبنای روشهای المان محدود اجرا شده است و تعمیم نتایج به حالت سهبعدی توسط کد مناسب در MATLAB صورت گرفته است. این کد عددی برای سایر حالات شبیه سازی نشده در COMSOL نتایج دوبعدی را میانیابی یا برونیابی میکند. نشان داده شده است که در شرایط یکسان بازدهی جذب فیلترهای با آرایش مثلثی همواره بیشتر از نوع مستطیلی است چرا که آرایش مثلثی اختلاط بهتری را در سیال ایجاد میکند. با این وجود اختلاف بازدهی جذب این دو فیلتر با افزایش سرعت جریان یا فاصلهی بین ماتریسها و یا کاهش قطر ذرات کاهش مییابد. علاوه بر این مشخص شده است که بازدهی جذب برای این فیلترها به صورت مستقیم با قطر ذرات و به صورت معکوس با سرعت جریان و فاصله بین میلهها رابطه دارد. به علاوه عملکرد این فیلترها برای توزیع غیر یکنواخت ذرات ورودی مورد بررسی قرار گرفته شده است. به منظور تدوین یک گراف مفید، کانتورهای عملکرد یک فیلتر در شرایط عملیاتی بر حسب عدد رینولدز و فاصلهی عرضی بین میلهها ارائه شده است. این کانتورها نشان میدهند که هر زمان فاصلهی بیبعد بین ماتریسها کمتر از 1.2 باشد مستقل از اینکه عدد رینولدز جریان چقدر باشد میزان جذب ذرات 60% است.کلید واژگان: فیلتر مغناطیسی، بازدهی جذب، ماتریسهای مغناطیسی، جداسازی تحت گرادیان شدید مغناطیسی، تعقیب ذرات
-
بررسی عددی تاثیر بازیاب خارجی برعملکرد حرارتی وترموهیدرولیکی یک هواگرمکن خورشیدی دوگذر
علی احمدخانی 1395 -
آنالیز شکست دیوارهای برشی بنایی با بازشوهای شطرنجی تحت بارهای چرخه ای
بهمن امیری 1395 -
مدل سازی عددی اثر ریتم تنفسی فردبرجذب ریزگردها در دستگاه تنفسی انسان در شهر کرمانشاه
سجاد مرادی کاکاوندی 1395 -
ارائه سیستم خودکار بررسی زهکشی سطحی روسازی با استفاده از پردازش تصاویر
بهروز مطاعی 1395امروزه ثابت شده است که بهبود مشخصات بافت سطحی روسازی وکیفیت زهکشی روسازی در افزایش ایمنی و کاهش نرخ تصادفات به خصوص در شرایط آب وهوای بارانی موثر می باشد.بررسی رابطه بین مشخصات سطحی روسازی ونرخ تصادفات به سال 1960 بازمی گردد اما در زمینه زهکشی سطحی روسازی پژوهشات گسترده ای صورت نگرفته است.دراین تحقیق سیستمی ارائه شده است که توانایی شبیه سازی شرایط بارندگی و اشباع وهمچنین ارزیابی زهکشی سطحی روسازی را با سرعت و دقت قابل قبولی داراست.به این منظور سخت افزاری ساخته شده است تا در شرایطی ثابت و به دور از تاثیر شرایط محیطی توانایی اشباع سازی سطح و برداشت تصاویر مربوط به روند زهکشی را داشته باشد.اساس کار سیستم مذکور بر تکنیک های پردازش تصاویر دیجیتال استوار است.با استفاده از پردازش تصویر ،کیفیت تصاویر ثبت شده توسط سخت افزار ارتقا داده شده و با استخراج ویژگی های مورفولوژی دانه بندی سنگدانه های بیرون زده از سطح مایع با گذشت زمان و همچنین نرخ تغییرات زهکشی سطحی روسازی با زمان بدست آورده شد.در ادامه سه شاخص مرتبط با زمان برای ارزیابی زهکشی سطحی روسازی تعیین گردید. با ارائه ترکیب مناسبی از سه شاخص ارائه شده روسازی ها از نظر کیفیت زهکشی سطحی در سه دسته خوب ،متوسط و بد قرار گرفته شده اند.بدین ترتیب ارزیابی زهکشی سطحی روسازی به دو صورت کیفی از طریق تحلیل نمودار ها ونتایج بدست آمده و همچنین بصورت کمی در قالب شاخص های عددی انجام شده است.مقایسه نتایج بدست آمده از سیستم با تصاویر مرجع که توسط کارشناسان بصورت کیفی ارزش دهی شده اند، بعنوان معیار صحت سنجی نشان می دهد که این سیستم قادر است با دقتی مناسب وضعیت زهکشی سطحی روسازی را ارزیابی کند.نتایج سیستم ارزیابی زهکشی سطحی روسازی بعنوان اولین سیستم جهت ارزیابی زهکشی سطحی می تواند به عنوان معیار مناسبی جهت ارزیابی ایمنی روسازی در شرایط بارندگی و همچنین ارتقای ایمنی راه ها در سیستم های مدیریت روسازی در سطوح پروژه وشبکه مورد استفاده قرار گیرد.
