صفحه نمایش استاد - پرتال اصلی دانشگاه رازی

حمیدرضا پوریان

حمیدرضا پوریان

استادیار / کشاورزی / مهندسی گیاه پزشکی

دروس ارائه شده نیمسال جاری

نام درس واحد زمان ارائه درس ترم
بوم‌شناسی 3 هفته هاي فرد ، سه شنبه ، 08:30-10:30، هرهفته، سه شنبه ، 10:30-12:30 نیم‌سال اول سال تحصیلی 1404-1405
مهارتی تخصصی1 گیاه پزشکی – فناوری تولید عوامل کنترل بیولوژیک آفات 0 هرهفته، شنبه ، 14:00-16:00 نیم‌سال اول سال تحصیلی 1404-1405
آفات انباری 1 هفته هاي زوج ، دوشنبه ، 14:00-16:00 نیم‌سال اول سال تحصیلی 1404-1405
آزمایشگاه آفات انباری 1 هرهفته، سه شنبه ، 14:00-16:00 نیم‌سال اول سال تحصیلی 1404-1405
آزمایشگاه آفات انباری 1 هرهفته، سه شنبه ، 16:00-18:00 نیم‌سال اول سال تحصیلی 1404-1405
بیمارگرهای آفات 2 هفته هاي زوج ، يك شنبه ، 08:30-10:30، هرهفته، يك شنبه ، 14:00-16:00 نیم‌سال اول سال تحصیلی 1404-1405

پایان‌نامه‌های کارشناسی‌ارشد

  1. کفشدوزک ها و پارازیتوییدهای آن ها در شهرستان سنقر و کلیایی و بررسی غذای موجود در دستگاه گوارش رایج ترین گونه
    اریا طاهری 1405
  2. شناسایی حشرات Heteroptera مرتبط با درختان پسته وحشی و دشمنان طبیعی آن ها در جنگل های حومه ی کرمانشاه
    فرناز اکبری نورانی 1405
  3. شناسایی مولکولی قارچ های همراه با بذرهای سالم و آلوده بلوط ایرانی به سوسک سرخرطومی بذرخوار بلوط Curculio glandium (Coleoptera: Curculionidae) در استان کرمانشاه، ایران
    مریم عباسی 1404
    به منظور شناسایی مولکولی قارچ‌های همراه با بذرهای سالم و آلوده بلوط ایرانی به سوسک سرخرطومی بذرخوار بلوطCurculio glandium (Coleoptera: Curculionidae)   در استان کرمانشاه، نمونه‌برداری در ?? سایت جنگلی مجزا از اکتبر 2023 تا ژانویه 2024 انجام شد. در هر سایت، ?? درخت به طور تصادفی انتخاب شد و از هر درخت، ?? بذر بلوط به ظاهر سالم و ?? بذر بلوط احتمالاً آلوده به سوسک جمع‌آوری گردید. بلوط‌ها در کیسه‌های کاغذی برچسب‌دار به آزمایشگاه بیماری­شناسی گیاهی دانشگاه رازی برای جداسازی قارچ منتقل شدند. درصد بلوط­های آلوده­شده توسط C. glandium و قابلیت زنده­مانی این بلوط­ها ارزیابی شد. از بین 200 بذر بلوط جمع­آوری شده نیمی از آنها بلافاصله در خاک گلدان تجاری کاشته شدند و نیمی دیگر پس از یکسال نگهداری در انبار، کاشته شدند. شناسایی مولکولی پس از شناسایی ریخت‌شناسی توسط یک حشره‌شناس مجرب استخراج گردید. آغازگر اختصاصی گونه بر اساس توالی COI مربوط بهC. glandium     و با استفاده از نرم‌افزار OLIGO 7.56   طراحی شد. اختصاصیت آغازگر اختصاصی C. glandium از طریق آزمون‌ واکنش زنجیره­ای پلیمراز با استفاده از الگوهای DNA حاصل از طیفی از حشرات غیرهدف اعتبارسنجی شد. دی.ان.ای. ژنومی از کشت‌های خالص ?? ریخت‌گونه قارچی که روی محیط PDA رشد کرده بودند، استخراج شد و کیفیت و خلوص آن با استفاده از اسپکتروفوتومتر و الکتروفورز روی ژل آگارز ? درصد در بافر TAE ارزیابی گردید. نرمال بودن داده‌ها و همگنی واریانس‌ها به ترتیب با استفاده از آزمون‌های شاپیرو-ویلک و لوون مورد بررسی قرار گرفتند. طول زخم از طریق آنالیز واریانس یکطرفه ارزیابی شد و تفاوت‌های معنادار بین میانگین‌ها با استفاده از آزمون توکی مشخص گردید. نتایج نشان داد نرخ آلودگی تنوع زیادی داشت و میانگین کلی نرخ آلودگی بذرها به سوسک سرخرطومی بذرخوار بلوط ?/? ± ?/?? درصد بود. درصد جوانه­زنی بذرهایی که بلافاصه پس از جمع­آوری کاشته شده بودند (90 درصد) نسبت به بذرهایی که پس از یکسال انبارداری کاشته شدند (30 درصد)، بالاتر بود. توالی­یابی ناحیه سیتوکروم c اکسیداز با آغازگرهای اختصاصی سبب شناسایی پروانه بذرخوار بلوط (Cydia fagiglandana)   شد. اختصاصیت جفت آغازگر FCuGl/RCuGl جهت شناسایی لاروهای سوسک سرخرطومی بذرخوار بلوط (C. glandium) تایید شد. در مجموع گونه­های قارچی Aspergillus niger (31 درصد)، Paecilomyces lecytidis (5/20 درصد)، Quambalaria cyanescens (4/12 درصد)، Rhizopus stolonifera (6/5 درصد) و Fusarium proliferatum (9/4 درصد) به لحاظ فراوانی در رده­های اول تا پنجم شایع­ترین گونه­های قارچی آلوده­کننده بذرهای بلوط در مناطق مورد بررسی بودند. تحلیل فیلوژنتیک، شناسایی‌های مولکولی حاصل از جستجوهای BLAST را تایید کرد. از ???? عدد بذر بلوط، ??? جدایه قارچی متعلق به ?? تاکسون به دست آمد که 7/81 درصد تنوع مربوط به قارچ­های آسکومیست و زیرشاخه Pezizomycotina و 2/0 درصد تنوع مربوط به زیرشاخه Saccharomycotina، 4/12 درصد از قارچ­های بازیدیومیست و 8/5 درصد تنوع مربوط به شاخه Mucormycota بودند. به لحاظ فراوانی نیز بیشترین جدایه­های قارچی خانواده آسکومیست مربوط به Eurotiales (34/56 درصد)، Hypocreales (1/24 درصد) و Botryosphaeriales (9/5 درصد) بودند و راسته Hypocreales با پنج تاکسون، بیشترین تنوع تاکسونومیک را نشان داد. نهال‌های مایه­زنی شده با قارچ‌های B. fabicerciana، C. bennettii، C. deborreae، Coniochaeta sp.، Cytospora sp.، C. ribis، C. rhodophila، F. equiseti، F. proliferatum، N. macnamarae، N. dimidiatum، P. lecythidis، Q. cyanescens و T. roseum سبب ایجاد بیماری شدند. مایه­زنی بذرهای بلوط‌ با جدایه‌های قارچی در شرایط کنترل‌شده، درجات مختلفی از لکه­های نکروز را ایجاد کرد که بر اساس طول زخم کمی‌سازی شد.
  4. فون زنجرک ها(Hem.: Auchenorrhyncha: Cicadellidae) و دشمنان طبیعی مرتبط با آنها روی درخت پسته وحشی Pistacia atlantica mutica در جنگل های حومه ی کرمانشاه
    معصومه جشنیان 1404
  5. برهمکنش قارچ های بیمارگر حشرات Beauveria bassiana و Metarhizium anisopliae با مالاتیون و تیامتوکسام در کنترل سوسک چهار نقطه ای حبوبات، Callosobruchus maculatus
    بفراو رسولی 1404
       سوسک چهارنقطه‌ای حبوبات (Callosobruchus maculatus؛ Coleoptera: Chrysomelidae) آفت کلیدی انباری حبوبات در مناطق گرمسیری مانند ایران است که تا ?? درصد خسارت در ذخیره‌سازی وارد می‌کند. خسارت شامل کاهش وزن بذر، سوراخ شدن و آلودگی ثانویه است. کاربرد حشره‌کش‌های شیمیایی مانند مالاتیون و تیامتوکسام در انبار با چالش‌هایی مانند مقاومت آفات و آلودگی محیطی مواجه‌اند. بنابراین برای کاهش مصرف این حشره کشها، مدیریت تلفیقی آفات (IPM) با قارچ‌های بیمارگر حشرات (EPF) مانند Beauveria bassiana و Metarhizium anisopliae پیشنهاد می‌شود. این قارچ‌ها از طریق نفوذ به کوتیکول و تولید آنزیم‌های تخریب‌کننده، آفت را کنترل می‌کنند، اما اثر آهسته آن‌ها نیاز به ترکیب با حشره‌کش‌ها دارد. این پژوهش با هدف ارزیابی کارایی مجزای قارچ بیمارگر حشرات Metarhizium anisopliae (جدایه‌ی مورد استفاده) و دو حشره‌کش پرمصرف تیامتوکسام (از گروه نئونیکوتینوئیدها) و مالاتیون (از گروه ارگانوفسفره‌ها)، و بررسی نوع برهمکنش آن‌ها در شرایط آزمایشگاهی بر روی حشرات بالغ C. maculatus انجام گرفت. پس از تعیین دوزهای کم کشنده و کشنده   و سایر پارامترهای سم‌شناسی با استفاده از مدل پروبیت (Probit) برای ترکیبات تکی، تاثیر کاربرد همزمان قارچ با دوزهای زیرکشنده حشره‌کش‌ها مورد بررسی قرار گرفت. برای ارزیابی نوع اثر ترکیبی (هم‌افزایی، جمعی یا متضاد)، از روش‌های تحلیلی مانند عامل سم‌افزایی (CTC) و مدل‌های تحلیلی هم‌زمان استفاده گردید. روش‌شناسی آزمایشگاهی شامل   استفاده از جدایه‌های قارچ بومی ایران، پرورش آفت روی نخود (دمای ?? درجه سانتی‌گراد، رطوبت ?? درصد)، زیست سنجی با با غلظت‌های مختلف، و تحلیل آماری هم‌افزایی بود. نتایج نشان داد جدایه‌های منتخب قارچ‌ها ویرولانس بالایی دارند؛ B. bassiana و M. anisopliae مرگ‌ومیر آفت را تا ??-?? درصد در غلظت‌های ???-??? کنیدیوم/میلی‌لیتر ایجاد کردند. حشره‌کش‌ها در روش تیمار بذر با LD50 پایین‌تر برای تیامتوکسام موثرتر بودند،. از جنبه سازگاری: دوزهای کم کشنده حشره‌کش‌ها (LD25) تاثیر منفی کمی بر رشد میسیلیوم (کاهش ??-?? درصد)، اسپورزایی (کاهش ?? درصد) و زنده‌مانی کنیدیوم‌ها (??-?? درصد حفظ) داشتند، اما در این زمینه مالاتیون سازگارتر از تیامتوکسام بود. از جنبه اختلاط دوزهای کم کشنده و کشنده حشره کشها با قارچ بیمارگر حشرات نتایج نشان داد: ترکیب قارچ با LC25 حشره‌کش‌ها هم‌افزایی ایجاد کرد، مرگ‌ومیر را به ??-?? درصد رساند و زمان کشندگی را از ?-?? روز به ?-? روز کاهش داد. برهمکنش تیامتوکسام در دوز کم کشنده   با قارچ   M. anisopliae قوی‌ترین اثر سم‌افزایی را ایجاد کرد. این نتیجه نشان می‌دهد که دوز بسیار کم تیامتوکسام (حدود یک‌چهارم دوز کشنده پنجاه درصد)، توان قارچ را برای کشتن آفت بیش از سه برابر افزایش داده است. این نوع هم‌افزایی احتمالاً به دلیل مکانیسم نئونیکوتینوئیدها در تضعیف سیستم ایمنی حشره و تسهیل نفوذ ریسه قارچ است. جدایه‌های بومی کارآمدند و اختلاط مصرف سم را ??-?? درصد کاهش می‌دهد، مقاومت را مدیریت کرده و محیط را حفظ می‌کند. هم‌افزایی به دلیل تضعیف کوتیکول توسط حشره‌کش‌ها و نفوذ آسان‌تر قارچ است. مقایسه با مطالعات مشابه (مانند Ozdemir et al., 2020) نشان‌دهنده برتری جدایه‌های بومی ایران است. چالش‌ها شامل پایداری قارچ در رطوبت پایین انبار و نیاز به فرمولاسیون‌های تجاری است. پیشنهاد: آزمون‌های میدانی و ترکیب با عوامل دیگر IPM برای کاربرد گسترده در انبارهای ایران. این پژوهش پایه‌ای برای فرمولاسیون‌های ترکیبی بیولوژیکی-شیمیایی فراهم می‌کند تا امنیت غذایی و کشاورزی پایدار تقویت شود.    کلیده واژه ها:   مالاتیون، تیامتوکسام، سمیت، اختلاط ، سینرژیسم، آنتاگونیسم و شایستگی قارچ، مدیریت تلفیقی آفات
  6. اثر بخشی زیستی باکتری Bacillus thuringiensis روی کنترل کرم غوزه پنبهHelicoverpa armigera Hubner (Lep: Noctuidae) طی نسل های متوالی
    خاطره سرمستی 1404
       این مطالعه با هدف بررسی دینامیک حساسیت فرانسلی و کارایی زیستی باکتری Bacillus thuringiensis زیرگونه kurstaki (Bt) در کنترل لاروهای سن سوم کرم غوزه پنبه (Helicoverpa armigera) طی چهار نسل متوالی انجام شد. آزمایش‌های زیست‌سنجی با اعمال غلظت‌های مختلف باکتری Bt طی نسل‌های مختلف شامل اولین نسل یانسل مرجع (F0) و نتاج متوالی حاصل   (F1وF2وF3) نشان داد که درصد مرگ و میر تجمعی و شاخص‌های حساسیت آفت به باکتری (مانند مقادیر LC50، نرخ مقاومتRR ، نسبت دوزهای کشند) به طور قابل توجهی در نسل‌های بعدی کاهش می‌یابد. نسل مرجع و نسل اول بیشترین حساسیت را به اسپور و کریستالهای باکتری Bt داشتند، اما طی اعمال فشار انتخابی مداوم، نرخ توسعه مقاومت در نسل دوم به طور معنادار افزایش یافت (RR=2.92) و در نسل سوم به حداکثر خود رسید(RR=7.25).مقدار LT50 طی روزهای پایش بجز چند غلظت بالا در نسل اول در سایر غلظتها و به ویژه در نسل های بعدی هیچگاه به پنجاه درصد کشندگی نرسید. مدل های آماری مختلف برای بررسی روابط بین بین LC50 و LT50 در چهار نسل متوالی (F0 تا F3) از H. armigera تحت تیمار با Bt مورد ارزیابی قرار گرفت تا مدلی که بهترین برازش از داده ها دارد انتخاب شود. نتایج نشان داد همه مدلها همبستگی قوی و مثبت بین LC50 وLT50 را تایید میکنند (r=0.92)، که بیانگر تاخیر معنادار در زمان مرگ لاروها با افزایش مقاومت یا کاهش حساسیت لاروهای آفت تحت فشار انتخابی است. مدل رگرسیون غیرخطی توانی (R²=0.89) و مدل تعمیم‌یافته خطی با توزیع گاما (Deviance explained=85%) نشان دادند که رابطه متغییرهای وابسته و مستقل مورد مقایسه به خوبی قابل مدل‌سازی است. این یافته‌ها تاکید می‌کنند که کاربرد مکرر Bt بدون استراتژی‌های مدیریت مقاومت نظیر استفاده از مناطق پناهگاه (refugia)، موجب بروز مقاومت سریع و کاهش اثر کنترل زیستی می‌شود. لذا، مدیریت مزرعه شامل تناوب حشره‌کش، ایجاد پناهگاه بدونBt و استفاده از غلظتهای   هدفمند و بالاتر نقش موثری در کنترل پایدار آفت و مدیریت مقاومت دارد. این تحقیق ضمن اثبات تکامل مقاومت فرانسلی در شرایط آزمایشگاهی، بر اهمیت پایش و پیشگیری از توسعه مقاومت ژنتیکی و اپی‌ژنتیکی در جمعیت آفت های کلیدی در شرایط مزرعه و گلخانه‌ای تاکید دارد. کلیدواژه: Bacillus thuringiensis، کرم غوزه پنبه، مقاومت فرانسلی، زیست‌سنجی، نسل‌های متوالی، ، مدل‌سازی آماری، مهار زیستی
  7. اثر تغذیه در زمان ذخیره سازی در سرما روی عملکرد زنبور پارازیتوئید Habrobracon hebetor (Hym., Braconidae)
    فاطمه جهان ارائیان 1403
    چکیده    هدف پژوهش: زنبور پارازیتوئید Habrobracon hebetor (Say) (Hym., Braconidae) یکی از حشرات مفید است که در کنترل زیستی لارو بالپولکداران مورد استفاده قرار می‌گیرد. یکی از چالش‌های اصلی تولیدکنندگان این زنبور، ذخیره‌سازی و حفظ کیفیت آن در طول دوره نگهداری در سرما است، زیرا فرآیند تولید این زنبور و میزبان آن حدود دو ماه به طول می‌انجامد. ذخیره‌سازی بهینه در سرما، علاوه بر جلوگیری از کاهش کیفیت زنبور، دسترسی دائمی به آن را در زمان مناسب و به تعداد کافی فراهم می‌کند. در این مطالعه، تاثیر تغذیه در طول دوره ذخیره‌سازی چهار هفته‌ای در سرما بر میزان مرگ‌ومیر و ویژگی‌های زیستی زنبور H. hebetor مورد بررسی قرار گرفت. روش پژوهش: این مطالعه به روش تجربی و تحت شرایط آزمایشگاهی (پرورش میزبان، لارو شب­پره مدیترانه­ای آرد، ‏‎Ephestia kuhniella Zeller، در دمای 2±27 درجه سلسیوس، رطوبت نسبی 5±65 درصد و در شرایط تاریکی و پرورش H. hebetor در دمای 2±25 درجه سلسیوس، رطوبت نسبی 5±65 درصد و دوره نوری 16 ساعت روشنایی و 8 ساعت تاریکی) انجام شد. زنبورهای بالغ هم­سن داخل یخچال (دمای 1±5 درجه سلسیوس) در دو شرایط بدون تغذیه و تغذیه با محلول آب و عسل رقیق (1:5 هر 48 ساعت یکبار) نگهداری شدند و در هر یک از شرایط ذکر شده، حداقل 20 جفت زنبور نر و ماده بالغ هم­سن مورد مطالعه قرار گرفتند. داده­های جمع­آوری شده پس از بررسی نرمال بودن داده­ها با روش One-way ANOVA مقایسه آماری شد و گروه­بندی تیمارها با آزمون Tukey HSD صورت پذیرفت. یافته­ها: نتایج این مطالعه نشان می‌دهد که تغذیه زنبور پارازیتوئید H. hebetor در طول دوره ذخیره‌سازی در سرما، تاثیر مثبتی بر بهبود کیفیت و کارایی این زنبور دارد. به‌طور خاص، تغذیه با محلول آب و عسل رقیق شده، باعث کاهش مرگ‌ومیر، افزایش تخم‌ریزی و بهبود پارازیتیسم زنبورها شد، اما بر نسبت جنسی آن‌ها تاثیری نداشت. نتیجه­گیری: تغذیه در زمان ذخیره سازی زنبور H. hebetor در سرما، می­تواند از تلفات بالای زنبور جلوگیری نموده و افت کیفیت و عدم کارایی زنبور را کاهش دهد. این یافته‌ها می‌تواند به تولیدکنندگان در بهینه‌سازی روش‌های ذخیره‌سازی و حفظ کیفیت زنبورها کمک کند، تا در زمان نیاز، به تعداد زنبور کافی و با کیفیت دسترسی داشته باشند. کلید واژه ها: تغذیه، ذخیره­سازی، زنبور پارازیتوئید، شب­پره مدیترانه­ای آرد، کنتر­ل­زیستی   
  8. استفاده از واکنش زنجیره¬ای پلیمراز تودرتو برای ردیابی سریع قارچ Paecilomyces maximus در لارو سوسک¬های چوبخوار در جنگل¬های بلوط استان کرمانشاه
    گلاره قادری 1403
    Paecilomyces formosus درختان بلوط جنگل‌های زاگرس غرب ایران را تهدید می‌کند. حشرات مختلف مانند سوسک‌های آلوده به چوب Coleoptera)) ممکن است در انتشار P. formosus نقش داشته باشند. ما لاروها و حشرات بالغ را از شاخه‌های درختان بلوط با علائم خشکیدگی در جنگل‌های زاگرس جمع‌آوری کردیم. برای شناسایی لارو ، ژن میتوکندری سیتوکروم c اکسیداز ((COXI با واکنش زنجیره‌ای پلیمراز (PCR) تکثیر شد. جدایه‌های قارچی از چوب و حشرات جمع‌آوری شده از بلوط‌های نمونه‌برداری شده با مورفولوژی، تولید اسید در محیط کراتین ساکارز آگار (CREA)، فیلوژنی داده داده‌های توالی DNA   برای ژن بتاتوبولین و Rdna رونویسی شده داخلی (ITS) شناسایی شدند. برای شناسایی P. formosus در لارو و حشرات   بالغ، ما از یک روش PCR تودرتو با جفت پرایمر‌های PaMF PaMR مخصوص گونه استفاده کردیم. حشراتی که اغلب برای P.formosus مثبت بودند ، لارو بوپرستیده‌های Acmaeodera sp ، Chrysobothris affinis ولاروهای سرامبیسیده Trichoferus campestris بودند. بزرگسالانC. affinis   و Calchaesobothris diversicolis (Cerambycidae) که از داخل مجموعه­های آنها جمع‌آوری شده بودند نیز مثبت شدند. لارو سوسک Anthaxia sp (Buprestidae) ، Latipalpis plana (Buprestidae)، Monochamus sp.(Cerambicidae) وCrypticus gibbulus (Tenebrionidae) نیز مثبت شدند. لاروهایی که برای P.formosus منفی شدند، گونه‌های(Lepidoptera) Cossida،(Coleoptera) Elateridae،Gasterruptiidae (Hymenoptera) وSiphidae (Diptera)   بودند. تحقیقات آینده برای تعیین اینکه آیا هر یک از این حشرات می‌توانند به عنوان ناقل P. formosus   عمل کنند، مورد نیاز است. این نتایج را می‌توان برای هدف قرار دادن حشرات خاص برای نظارت استفاده کرد  
  9. اثرافزودن غلظت¬های مختلف نانوذره¬ی سلنیوم دوپ شده با نانوذره¬ی روی پوشش دار شده با رزوراترول بر پارامترهای پس از انجماد-یخ¬گشایی منی گوسفند
    لعیا رستگاری پویانی 1403
    انجماد اسپرم، یکی از روش­های کمک باروری بوده که با نگه­داری اسپرم ها در دمای پایین (196- درجه سانتی گراد) در ازت مایع برای مدت طولانی، موجب حفظ ژنوم گونه های برتر و افزایش تولیدنسل در آن­ها می­شود. درطی فرآیند انجماد-یخ گشایی، کاهش سطح آنتی اکسیدان و افزایش غلظت رادیکال­های آزاد، پدیده ای به نام استرس اکسیداتیو ایجاد می­کند. این استرس می­تواند آسیب­های قابل توجهی به غشاء و مورفولوژی اسپرم وارد کرده و در نتیجه، موجب افزایش معنادار آسیب یا ناهنجاری در اسپرم و هم­چنین کاهش معنادار توانایی زنده­مانی و تحرک اسپرم شود. برای کاهش استرس اکسیداتیو در طی فرآیند انجماد، افزودن آنتی­اکسیدان­ها به رقیق­کننده اسپرم بسیار مهم است. به­طور ویژه، نانوذرات در این زمینه نقش موثری دارند؛   زیرا در غلظت­های پایین­تر دارای فراهمی زیستی بالاتر بوده و به­طور کلی، سمیت کمتری در مقایسه با اشکال نمکی دارند. علاوه بر این، پوشاندن داروها روی سطح نانوذرات، فراهمی زیستی آن­ها برای سلول را افزایش می­دهد. هدف از این مطالعه، تعیین غلظت­های بهینه رزوراترول، نانوذرات سلنیوم دوپ­شده با نانوذرات اکسید روی، نمک سلنیت سدیم (90%): کلرید روی (10%)، نانوذرات سلنیوم دوپ­شده با نانوذرات اکسید روی و پوشش­دار شده با رزوراترول و ارزیابی اثرات آن­ها بر زنده­مانی، تحرک، پراکسیداسیدن لیپیدی، ناهنجاری­ها، یکپارچگی غشا و DNA پس از فرآیند انجماد- یخ­گشایی است. برای رسیدن به این هدف، با استفاده از عصاره زرشک، نانوذرات سلنیوم دوپ­شده با نانوذرات اکسید روی سنتز شدند. پس از تعیین ویژگی­های این نانوذرات، رزوراترول بر روی سطح آن­ها بارگذاری شد. ویژگی­های این نانوذرات، با استفاده از آزمون­های   Zeta Potential, EDX, FE-SEM, FT-IR, UV-Vis مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. پس از شناسایی نانوذرات، سمیت آن­ها بر روی اسپرم تازه رقیق شده با استفاده از آزمون MTT و ظرفیت آنتی­اکسیدانی آن­ها با روش DPPH ارزیابی شد. در این پژوهش، اسپرم چهار راس گوسفند نژاد سنجابی با میانگین سن 5-4 سال به­مدت دو بار در هفته به­کمک مهبل مصنوعی جمع­آوری و پس از ارزیابی اولیه و رقیق­سازی نمونه منی در رقیق­کننده­ی تریس بازی، ترکیبات متفاوتی در غلظت­های مختلف 1، 5، 25 و 125 میکروگرم در میلی­لیتر به مایع منی رقیق­شده اضافه گردید. این ترکیبات شامل نمک سلنیت سدیم(90%): کلرید روی(10%) ، نانوذرات سلنیوم دوپ­شده با نانوذرات روی، رزوراترول و نانوذرات سلنیوم دوپ­شده با نانوذرات روی پوشش­دار شده با رزوراتول بودند. یک گروه از منی رقیق­شده بدون مکمل یا دارو نیز به­عنوان گروه کنترل در نظر گرفته شد. پس از بارگذاری این 17 نمونه آزمایشی در در پایوت 25/0 میلی­لیتری، سردسازی تا 5-4 درجه سانتی­گراد صورت گرفت و با قرار گرفتن روی بخار ازت، منجمد شدند. پس از دو هفته نیز با یخ­گشایی پایوت­ها، فراسنجه­های جنبایی، زنده­مانی، یکپارچگی غشای اسپرم و DNA، ناهنجاری­های اسپرم و سطح مالون­دی­آلدهید برای همه­ی تیمارها ارزیابی گردید. داده­های حاصل در 7 تکرار و به­کمک نرم افزار آماری    آنالیز و مقایسات میانگین­ها با آزمون دانکن با سطح معنی­داری 5 درصد صورت گرفت. مطابق نتایج حاصل­شده، افزودن غلظت 5 میکروگرم در میلی­لیتر نانوذره سلنیوم دوپ­شده با نانوذره اکسید روی پوشش­دار شده با رزوراترول به منی رقیق­شده گوسفند سنجابی، موجب بهبود معنی­داری در فراسنجه­های کیفی از جمله افزایش تحرک تام، زنده­مانی، یکپارچگی غشا و   DNA و ظرفیت آنتی­اکسیدانی و هم­چنین کاهش سطح مالون دی­ آلدهید، آپوپتوز، سمیت و ناهمجاری اسپرم پس از یخ­گشایی نسبت به گروه شاهد و سایر گروه­های تیماری شده بود   (p<0.05). داده­ها نشان دادند ترکیب این مجموعه و خواص آنتی­اکسیدانی ناشی از آن، در کاهش سطح رادیکال­های آزاد و استرس اکسیداتیو و در نهایت بهبود کیفیت اسپرم موثر بوده است . این درحالی است که با افزایش غلظت آن، از درصد کیفیت اسپرم کاسته شده، تا جایی که در غلظت 125 میکروگرم در میلی­لیتر، آثار سمی بروز یافت (p<0.05). به نظر می­رسد افزودن نانوذرات سلنیوم دوپ­شده با نانوذرات روی و پوشش­دار شده با رزوراترول (وابسته به دوز استفاده) به رقیق­کننده منی گوسفند، می­تواند فراسنجه­های کیفی اسپرم یخ­گشایی شده را بهبود بخشیده و در نتیجه، موجب بهبود شانس لقاح و باروری شود تا جایی که در غلظت­های پایین (کمتر از 125 میکروگرم در میلی­لیتر) تحرک، زنده­مانی، یکپارچگی غشا و DNA و... اسپرم نسبت به شاهد   به­طور معنی داری بهبود یافته است.   
  10. نوسانات جمعیت و الگوی توزیع فضایی کنه¬ Pronematus ubiquitus (Trombidiformes: Iolinidae) روی گیاهان مختلف در شهر کرمانشاه
    آزاده جمشیدی سیاکمری 1403
    کنه(Trombidiformes: Iolinidae)   (McGregor, 1932) Pronematus ubiquitus کنه کوچکی است که قادر است به‌طور چشم‌گیری، جمعیت تعدادی از آفات و بیماری را کنترل کند. این شکارگر اندازه بسیار کوچک و سرعت تحرک فوق‌العاده‌ای دارد. روی سطح برگ برخی گیاهان، تعداد زیادی پرزهای غده‌ای وجود دارد که وجود این پرزها مانع از استقرار و حرکت مناسب شکارگرهایی مانند کنه‌های Phytoseiidae می‌شوند. ولی کنه P. ubiquitus به‌دلیل ویژگی‌های فوق‌الذکر، قادر است به راحتی پشت و روی برگ گیاهان میزبان حرکت کرده و از آفات و عوامل بیماری‌زای سطح برگ تغذیه کند. کاربرد این شکارگر به عنوان یک عامل کنترل بیولوژیک، می‌تواند به میزان قابل توجهی از مصرف آفت‌کش‌های شیمیایی بکاهد. نوسانات جمعیت و الگوی توزیع فضایی کنه‌یP. ubiquitus   روی درختان توت و بوته‌های لوبیا سبز در فصول بهار، تابستان و پاییز سال ???? در شهرستان کرمانشاه مورد مطالعه و بررسی قرار گرفت. نمونه‌برداری‌ها به صورت فواصل منظم و هفتگی صورت گرفت. نمونه‌برداری اولیه با در نظر گرفتن خطای نسبی ??/? با ?? نمونه آغاز شد. در این بررسی برای تعیین الگوی توزیع فضایی کنه‌ی P. ubiquitus، دو روش قانون توان تیلور و شاخص‌ رگرسیونی آیوائو مورد استفاده قرار گرفت. در این مطالعه الگوی توزیع فضایی روی گیاهان مورد مطالعه برای هر دو شاخص از نوع تجمعی به دست آمد. اثر دما و رطوبت نسبی نیز مورد مطالعه قرار گرفت. براساس رگرسیون خطی، نوسانات جمعیت کنه با دما برای لوبیا معنی‌دار نبود ولی برای توت تفاوت معنی‌دار و رابطه‌ی منفی مشاهده شد. همچنین رگرسیون خطی بین رطوبت نسبی و نوسانات جمعیت کنه برای لوبیا معنی‌دار نبود، ولی برای توت رابطه‌‌ی مثبت و معنی‌دار مشاهده شد. مطالعه‌ی نوسانات جمعیت و الگوی توزیع فضایی کنه‌ها می‌تواند به تنظیم برنامه‌های نمونه‌برداری و تخمین جمعیت آن‌ها در مدیریت تلفیقی محصولات مختلف کمک کند.   
  11. ارزیابی زراعی رگه های درون زاد نوترکیب حاصل از تلاقی ارقام گندم
    پوریا کرمی 1403
       به منظور ارزیابی زراعی رگه‏های درون‏زاد نوترکیب حاصل از تلاقی ارقام گندم، تعداد 450 لاین اینبرد نوترکیب گندم نان نسل F6 (سه جمعیت) حاصل از تلاقی گاسکوژن × بک کراس زمستانه روشن، مرودشت ×MV17، مرودشت × شاه پسند مورد بررسی قرار داده شدند. کشت به صورت آبی در قالب طرح آگمنت در سال 1399 در مزرعه تحقیقاتی پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه رازی کرمانشاه انجام گرفت. تیمارهای شاهد شامل ارقام گندم نان (روشن، شاه پسند، مرودشت، کرایچوف، MV17، گاسکوژن) بودند که به‌صورت طرح پایه بلوک‏های کامل تصادفی در هشت تکرار اجرا شده که به طور تصادفی در بین لاین‏ها قرار گرفتند. نتایج بدست آمده از تجزیه همبستگی نشان داد که بین صفت عملکرد دانه در متر مربع و عملکرد کاه، ارتفاع بوته، طول پدانکل، طول برگ پرچم، طول سنبله، وزن سنبله، تعداد دانه در سنبله، وزن دانه در سنبله، وزن هزار دانه، تعداد سنبله در متر مربع، وزن سنبله در متر مربع   وزن کاه سنبله در متر مربع عملکرد زیست توده و شاخص برداشت همبستگی مثبت و بسیار معنی­داری مشاهده گردید. نتایج تجزیه مسیر نشان داد که تعداد سنبله در واحد سطح دارای بیشترین همبستگی و نیز بیشترین اثر مستقیم را بر عملکرد دانه داشته است. با توجه به نتایج بدست آمده از تجزیه به عامل‌ها پنج عامل انتخاب شدند که در مجموع 70/76 درصد از واریانس کل را توجیه نمودند. تجزیه خوشه‌ای لاین­ها به وارد آن­ها را در پنج گروه براساس صفات مورد نظر دسته‌بندی کرد. به‌طورکلی نتایج نشان داد که لاین­های گروه اول از نظر اکثر صفات ارزیابی شده بر گروه های دیگر برتری دارند. لذا توصیه می گردد که این لاین ها جهت بررسی بیشتر در برنامه های اصلاحی قرار گیرند. کلمات کلیدی: آگمنت، تجزیه خوشه­ای، رگه‏های درون‏زاد نوترکیب، گندم نان.
  12. بررسی پلی مورفیسم ژن های GDF9 و لپتین بر صفات رشد در گوسفند آواسی
    محسن هادی ساجی 1403
  13. بیواکولوژی سوسک برگخوار نارون،Xanthogaleruca luteola (Col., Chrysomelidae) ، در شهر کرمانشاه
    محمدرضا پایدار 1403
      اینتحقیق به بررسی میزان آلودگی درختان نارون در شهر کرمانشاه به سوسک برگ‌خوار نارون، Xanthogaleruca luteol
  14. نوسانات جمعیت وپراکنش فضایی تریپس پیاز، Thrips tabaci Lindeman (Thysanoptera: Thripidae) ، در مزارع لوبیای سنندج، استان کردستان
    سهیلا ویسی 1403
       یکی از مهم­ترین آفاتی که گیاهان زراعی و گلخانه­ای را مورد حمله قرار می­دهد و در خسارت شدید باعث تغییر شکل در   میوه و برگ گیاه می­شود، تریپس پیاز Thrips tabaci Lindeman (Thysanoptera: Thripidae) ­است. در تحقیق حاضر در سال­های 1401 و 1402، نوسانات جمعیت و پراکنش فضایی این آفت در شرایط مزرعه­ای روی لوبیا   رقم کانیون در شهرستان سنندج (استان کردستان) مورد بررسی قرار گرفت. برگ لوبیا به عنوان واحد نمونه­برداری انتخاب شد. نمونه­برداری­ها به صورت هفتگی انجام و برای این کار در هر نوبت 52 بوته لوبیا انتخاب و از هر بوته­ی لوبیا سه برگ پایینی، میانی و بالایی انتخاب و برگ­ها روی سینی سفید تکانده شد و سپس تریپس‌های داخل سینی با قلم‌موی نرم به داخل اپندورف حاوی الکل اتیلیک 75 درصد منتقل شدند. نتایج این مطالعه نشان داد که جمعیت تریپس پیاز از تیرماه در مزرعه فعال بوده و به تدریج به میزان فعالیت و تراکم آن­ها افزوده شد، به طوری که که بیش­ترین جمعیت تریپس پیاز در سال 1401، در هفته­ی اول مرداد ماه با میانگین (14/0± 65/11) و در سال 1402 در اواخر مرداد ماه با میانگین (23/0± 29/11) تریپس در واحد نمونه­برداری مشاهده شد. هم­چنین بیش­ترین میانگین تعداد تریپس پیاز با اختلاف معنی­داری در برگ­های پایینی نسبت به برگ­های میانی و بالایی لوبیا مشاهده گردید. نتایج توزیع فضایی آفت نشان داد که براساس هر دو روش تیلور و آیوائو، پراکنش فضایی تریپس پیاز از نوع یکنواخت بود. به طور کلی نتایج این مطالعه نشان داد که جمعیت تریپس پیاز در هر دو سال مورد مطالعه در مرداد ماه به اوج خود می­رسد. هم­چنین بر اساس نیکویی برازش، روش آیوائو برای برآورد توزیع فضایی آفت مناسب­تر از روش تیلور ارزیابی شد.  
  15. فون کنه های پیش استیگمای (Trombidiformes: Prostigmata)مرتبط با باغات میوه در شهرستان چرداول، ایلام
    فاطمه حیدری زادی 1403
       چکیده:    با توجه به اهمیت و نقش درختان در اکوسیستم­های نواحی غربی کشورمان فون کنه­های پیش­استیگما که قسمت مهمی از کنه­های آفت­زای گیاهی و همچنین کنه­های شکارگر را شامل می­شوند مورد مطالعه و تحقیق قرار گرفت. برای رسیدن به این هدف نمونه­برداری­هایی از بهمن 1400 تا بهمن 1401 از شاخ و برگ و خاک و غیره درختان میوه منطقه چرداول انجام و سپس نمونه­ها برای تهیه اسلاید میکروسکوپی به آزمایشگاه انتقال یافت. در این مطالعه در مجموع 20 گونه متعلق به 11 خانواده جمع­آوری و شناسایی شدند که گونه­های شناسایی شده در این مطالعه به شرح ذیل است: Super Family: Tetranychoidea Donnadieu, 1876, Family: Tenuipalpidae Berlese, 1913, Tenuipalpus punicae Pritchard & Baker, 1958 Tenuipalpus granti Sayed, 1946 Family: Tetranychidae Donnadieu, 1875 Oligonychus sp. Tetranychus urticae Koch, 1836 Eotetranychus frosti (M cGrego, 1952) Super Family: Bdelloidea Family: Bdeliidae Duges, 1834 Spinibdella cronini (Baker and Balock, 1944) Family: Cunaxidae Thor, 1902 Cunaxa sp. Coleoscirus simplex (Ewing, 1917) Super Family: Tydeoidea Family: Iolinidae Peritchard, 1956 Neopronematus rapidus  (Kuznetzov, 1972) Neopronematus kamali Darbemamieh-Hajiganbar, 2015 Pronematus ubiquitous (McGregor, 1932) Family: Ereynetidae Oudemans, 1931 Ereynetes sp. Super Family: Raphignathoidea Kramer, 1877 Family: Caligonellidae Grandjean, 1994 Molothrognathus mehrnejadi Liang & Zhang, 2015 Molothrognathus sp. ­ Family: Raphignathidae Kramer, 1877 Raphignathus gracilic (Rack, 1962) Raphignathus sp. Super Family: Erythraeoidea Family: Erythraeidae Oudemans, 1902 Erythraeus sp. Abrolophus sp. Family: Anystidae Oudemans, 1936 Erythracarus pyrrholeucus Hermann, 1804 Super Family: Eupodoidea Family Eupodidae Koch, 1882 Eupodes sp.   
  16. تنوع گونه ای و تغییرات جمعیت تریپس های مرتبط با ارغوان (Cercis siliquastrum L.) در تنگه ارغوان شهرستان ایلام (استان ایلام)
    دیبا محبی 1403
    تریپس ارغوان با نام علمی Thrips vulgatissimus Haliday، یکی از گونه­های مستقر روی درختان و درختچه­های ارغوان است. در این تحقیق، علاوه بر بررسی فونستیک تریپس­های مرتبط با ارغوان، تغییرات جمعیت و پراکنش فضایی گونه T. vulgatissimus در تنگه­ی ارغوان، واقع در شهرستان ایلام در سال 1401-1402 مورد مطالعه قرار گرفت. چهار شاخه 20 سانتی­متری روی هر درخت، در جهات جغرافیایی مختلف، به عنوان واحد نمونه­برداری انتخاب شد. نمونه­برداری­ها هر سه روز یکبار انجام و برای این­کار شاخه درختان ارغوان روی یک سینی سفید پلاستیکی تکانده و سپس، تریپس­ها با قلم‌موی نرم به داخل لوله اپندورف حاوی الکل اتیلیک 75 درصد منتقل شدند. بطور کلی، 10 گونه تریپس، متعلق به شش جنس، از چهار خانواده­ی مختلف، روی گل­های درختان ارغوان، واقع در تنگه ارغوان جمع­آوری و شناسایی گردید. نتایج نشان داد که تریپس ارغوان، در منطقه مورد مطالعه، دارای دو اوج جمعیت است. اولین جمعیت تریپس ارغوان، در روز دوازدهم فروردین ماه سال 1402 مشاهده شد. بیش­ترین میانگین تراکم جمعیت تریپس ارغوان در اوج اول و دوم به ترتیب 23/6 ± 60/30 و 64/7 ± 75/73 تریپس در هر واحد نمونه­برداری به دست آمد. پراکنش فضایی جمعیت تریپس ارغوان بر اساس روش تیلور از نوع تجمعی به دست آمد. تفاوت معنی­داری در تراکم جمعیت تریپس در جهت­های جغرافیایی مختلف مشاهده نشد. به طور کلی، نتایج این مطالعه نشان داد که تراکم جمعیت تریپس ارغوان در ابتدای فصل و در نسل اول بیشتر است که مقارن با زمان گلدهی درختان ارغوان است.   
  17. بیواکولوژی سرخرطومی بلوط Curculio glandium Marsh (Col.: Curculionidae) درشرایط طبیعی جنگل¬های بلوط دالاهو و اسلام آباد غرب
    مهرداد صفوی 1402
    جنگل­های بلوط غرب کشور یکی از مهم­ترین رویشگاه­های طبیعی با تنوع زیستی فراوان است. این جنگل­ها دارای گونه­های متنوع بلوط Quercus   . است. سوء ­مدیریت و عوامل نامطلوب اقلیمی، این بوم نظام ارزشمند را مستعد حمله حشرات آفت نموده وحشرات آفت نیز روند رو به زوال جنگل را تسریع می­نمایند. در بین آفات درختان بلوط منطقه­ی زاگرس، سرخرطومی میوه خوار بلوط،Curculio glandium Marsh (Col.: Curculionidae)، یکی از مهم­ترین آفات بذرخوار بلوط است. لاروهای این حشره با تغذیه از محتویات داخلی بذر موجب از بین رفتن آن می­شوند، در نتیجه روند طبیعی رویش بذر و احیای طبیعی جنگل مختل می­گردد. این تحقیق در سال 1401 در جنگل­های بلوط دو شهرستان دالاهو و اسلام آباد غرب به­صورت همزمان انجام شد از ابتدا تا انتهای فصل رشد، به­طور منظم از درختان بلوط بازدید و نمونه برداری شد، میوه­های بلوط به­صورت تصادفی، جمع­آوری و داده­ها ثبت گردید. درآزمایشگاه نمونه­های آلوده، زیر استرومیکروسکوپ کالبد شکافی شد. مراحل زیستی آفت، از قبیل محل و زمان تخم­گذاری، تاریخ تفریخ تخم، سنین لارو­ها داخل میوه، ظهور حشره کامل، ریخت شناسی و دشمنان طبیعی مورد بررسی قرار گرفت. براساس داده‌­های جمع­آوری شده و شرایط اقلیمی منطقه، اوج جمعیت در دالاهو در تاریخ بیستم مهر ماه و در اسلام آباد غرب در تاریخ دوازدهم مهر ماه تعیین گردید. این آفت یک نسل در سال دارد. زمستان­گذرانی به­صورت لارو درون اطاقک­های گلی در داخل خاک است. بررسی الگوی توزیع فضایی در شهرستان دالاهو نوع تجمعی و در شهرستان اسلام آباد غرب از نوع تصادفی تعیین گردید. نتایج این پژوهش در ارتقاء اقدامات مدیریتی جهت کنترل آفت سرخرطومی بذر خوار بلوط موثر است. کلید واژه ها: عوامل زیستی، جنگل، بذر خواران، بلوط، غرب کشور، کرمانشاه   
  18. نیاز¬های دمایی سنک کلزا، Nysius cymoides (Spinola) (Hem., Lygaeidae)، در شرایط آزمایشگاهی
    زهرا دهنوی 1402
  19. تحلیل عوامل موثر بر بهره وری واحدهای دامداری سنتی دهستان سرفیپروزآباد شهرستان کرمانشاه
    سحر عزیزی بابانی 1402
       مقدمه: توجه ویژه به افزایش تولیدات دامی و بهبود بهره­وری برای دستیابی به خودکفایی و تامین نیازهای اساسی و غذایی جمعیت رو به افزایش کشور بیشتر از گذشته ضروری به نظر می­­رسد. دامپروری به عنوان مهمترین زیربخش کشاورزی از مهم­ترین بخش­های تولید مواد پروتئینی و لبنی است که نقش عمده­ای در تغذیه افراد جامعه دارد و درگروه صنایع پویا و اشتغالزا است که در جریان تولید با ریسک های متعددی مواجه است. هدف: هدف این تحقیق تحلیل عوامل موثر بر افزایش بهره­وری واحد­های دامداری سنتی در دهستان سرفیروزآباد شهرستان کرمانشاه در سال 1402-1401 از دیدگاه دامداران انجام شد. روش­شناسی تحقیق: پژوهش حاضر از لحاظ پارادایم، کمی، ازنظر هدف، کاربردی، ازنظر نحوه جمع­آوری اطلاعات، توصیفی-   تحلیلی و ازنظر میزان و درجه کنترل متغیرها، میدانی وکتابخانه­ای است. جامعه آماری تحقیق شامل صاحبان واحدهای دامداری سنتی در دهستان سرفیروزآباد کرمانشاه (1100= N) می­باشد که براساس جدول کرجسی و مورگان تعداد 285 نفر با استفاده از نمونه گیری تصادفی طبقه­­ای انتخاب شدند که شامل تعداد 130 دامدار دارای واحد میش داشتی، 100 دامدار دارای واحد بره پرواری و 55 دامدار دارای واحد گاو شیری بود. ابزار گردآوری داده­ها 3 پرسشنامه محقق ساخته همراه با مصاحبه بود که روایی آن بر اساس نظر کارشناسان و استادان دانشگاه مورد ارزیابی قرار گرفت و پایایی آن با محاسبه   ضریب آلفای کرونباخ در نرم افزار      مقدار 81/0 محاسبه گردید. تجزیه و تحلیل اطلاعات در دو بخش آمار توصیفی و استنباطی در نرم افزار   23   صورت گرفت. همچنین به منظور محاسبه بهره­وری اقتصادی واحدهای دامداری سنتی از فرمول بهره­وری اقتصادی کل عوامل تولید استفاده شد. یافته­ها: مطالعه بهره­وری واحدهای میش داشتی نشان داد میانگین بهره­وری کل عوامل تولید در واحدهای میش داشتی 2، در واحدهای بره پرواری 2/0 و در واحدهای گاو شیری 8/0 است. نتایج مطالعه درخصوص عوامل موثر بر بهره­وری واحدهای دامداری سنتی   نشان داد از نظر دامداران دو عامل سیاسی با میانگین 073/4 و اقتصادی با میانگین 051/4   بیشترین تاثیر را بر بهره­وری واحدهای دامداری دارند. به علاوه، عامل اجتماعی با میانگین 962/3 در جایگاه سوم و عامل مدیریتی با میانگین 867/3 و عامل انسانی با میانگین 785/3 در جایگاه چهارم و پنجم عوامل تاثیر گذار بر بهره­وری قرار گرفتند. نتیجه­گیری: دولت با تامین امنیت روانی و فیزیکی سرمایه­گذاری در قیمت گذاری مناسب   بر محصولات و نهاده­ها به جای قیمت گذاری دستوری نقش حمایتی و کنترلی قوی داشته باشد و نهاده­های دامی را به مقدار مناسب و در زمان مناسب با قیمتی مناسب در اختیار دامداران قرار دهد؛ همچنین با اعطای   یارانه ها، تسهیلات و اعتبارات مناسب واحدهای دامداری سنتی، تبدیل به واحدهای صنعتی یا نیمه صنعتی شده و با استفاده از تکنولوژی­های نوین و نژادهای اصلاح شده دام، میزان بهره­وری آن­ها افزایش یابد.
  20. تحلیل راهبردی توسعه کارگاه¬های فراوری زیتون در منطقه ریجاب شهرستان دالاهو
    مریم همتی 1402
       این مطالعه با هدف تحلیل راهبردی توسعه کارگاه‌‌های فرآوری زیتون در منطقه ریجاب شهرستان دالاهو با استفاده از تحلیل سوات انجام شد.   مطالعه حاضر با رویکرد تلفیقی (کیفی-کمّی) انجام پذیرفته است. به منظور دستیابی به هدف تحقیق که " توسعه کارگاه‌‌های فرآوری زیتون در منطقه ریجاب شهرستان دالاهو" است، در ابتدا، از مدل تحلیلی سوات SWOT استفاده شد.   پس از شناسایی نقاط قوت، ضعف، فرصت و تهدید، در مرحله بعد SWOT، با بهره­گیری از تحلیل سلسله مراتبی (AHP)، عوامل نقاط چهارگانه وزن­دهی شدند. سپس راهبردها استخراج گردید. جامعه مورد مطالعه حاضر شامل تمامی زیتونکاران منطقه ریجاب شهرستان دالاهو بودند که بر اساس اطلاعات بدست آمده از سازمان جهاد کشاورزی در سال 1402، تعداد 370 نفر ارزیابی شدند که از این تعداد با 15 نفر از آنها مصاحبه به عمل آمد. همچنین به منظور دستیابی به اطلاعات غنی، از کارشناسان جهاد کشاورزی   که با کشت زیتون و مسائل و مشکلات زیتون کاران آشنا بودند، نیز مصاحبه­هایی انجام شد که از بین این افراد 7   نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات در این پژوهش مصاحبه و پرسشنامه بوده است. بطور کلی نتایج تحلیل سوات نشان داد که در منطقه ریجاب شهرستان دالاهو 4 طبقه گسترده برای نقاط قوت توسعه کارگاه‌‌های فرآوری زیتون شامل: شرایط محیطی و جغرافیایی مناسب منطقه جهت توسعه زیتون و فرآورده های آن، ارزش افزوده بالای زیتون نسبت به سایر محصولات باغی منطقه، توان اشتغال زایی و بالا بودن سرمایه انسانی زیتونکاران شناسایی شدند. نقاط ضعف نیز شامل 4 طبقه از جمله: مشکلات مدیریتی زیتونکاران، نبود سرمایه و تجهیزات لازم در فرآیند تولید و فرآوری زیتون، مشکلات حمل و نقل در منطقه مورد مطالعه، مشکلات حرفه ای زیتونکاران می­باشند. فرصت­های توسعه کارگاه‌‌های فرآوری زیتون نیز شامل   3 طبقه از قبیل: سیاست های حمایتی بخش کشاورزی، توسعه فناوری و سرمایه گذاری در منطقه مورد مطالعه، ترویج و آموزش اثربخش توسط سازمان جهاد کشاورزی شناسایی شد و در نهایت تهدیدهای توسعه کارگاه‌‌های فرآوری زیتون شامل 4 طبقه هستند که این طبقات عبارتند از: مشکلات مرتبط با بازار، تغییرات اقلیمی، مشکلات مالی و اعتباری، ضعف قانونگذاری و سیاستگذاری.
  21. تاثیر رنگ و ارتفاع تله فرومونی دلتا در میزان شکار شب پره کرم سیب Cydia pomonella Linnaeus, (Lep: Tortricidae) بمنظور شکار انبوه آفت درشهرستان سقز
    سمیه فرجی 1402
       شب پره کرم سیب یکی از مهمترین آفات سیب در اکثر کشورهای جهان استکه هر ساله خسارات فراوانی را به این محصولات وارد می­کند. روش‌های کنترل عمدتاً مبتنی بر استفاده از حشره‌کش‌های وسیع الطیف است. نگرانی در مورد ایمنی، اثرات زیست محیطی، ایجاد مقاومت به حشره­کش و پایداری آفت کش­های مصنوعی، توسعه و استفاده از روش­های کنترل امن تر را در استراتژی مدیریت یکپارچه آفات ایجاد کرده­اند. یکی از روش­های امن که به طور فزاینده­ای برای پروانه کرم سیب استفاده می­شود کنترل اختلال جفت گیری با استفاده از جاذب جنسی شب پره ماده است. پتانسیل فرمون ­ها برای استفاده در کنترل آفات تجاری به دلیل ماهیت متنوع این ترکیبات سیگنالینگ باید به صورت موردی ارزیابی شود ، اما نشان داده شده است که آنها در مورد آفاتی مانند کرم سیب بسیار موثر هستند. با توجه به شرایط محیطی مختلف برای گرفتن بهترین نتیجه برای کنترل آفت، تعیین بهترین ارتفاع و رنگ تله­های فرومونی حائز اهمیت است. در تحقیق حاضر تاثیر رنگ و ارتفاع تله فرومونی بر میزان شکار شب پره کرم سیب بررسی شد. آزمایش به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک کامل تصادفی در سه تکرار در سال 1402 انجام شد. فاکتورها شامل رنگ تله فرومونی (آبی، زرد، سبز و سفید) و ارتفاع تله (5/0، 1 و 5/1 متر) بود. نتایج نشان داد رنگ و ارتفاع تله­ها در بر تعداد حشرات شکار شده تاثیر معنی­داری دارد. در نسل اول بیشترین میزان شکار حشرات بالغ کرم سیب در تله سفید رنگ   وکمترین میزان شکار در تله آبی   مشاهده شد. بیشترین میزان شکار شب پره کرم سیب در ارتفاع 5/1 متر در نسل دوم مشاهده شد. در نسل دوم بیشترین میزان شکار در تله سبز با میانگین 2/9 عدد و کمترین شکار در تله آبی با میانگین 8/1 عدد مشاهده شد. نتایج این پژوهش نشان داد اثر متقابل رنگ تله و ارتفاع تله برروی شکار   شب پره کرم سیب در سطح 5 درصد معنی دار نمی­باشد. باتوجه به نتایج این بررسی، تله فرومونی سفید و سبز با ارتفاع نصب 5/1 متر بیشترین کارایی را درکنترل شب پره کرم سیب دارد. کلمات کلیدی: شپ‌پره کرم‌سیب، تله فرومونی، تله دلتا، شکار انبوه ، سقز
  22. مطالعه فون و تنوع زیستی بال¬ریشکداران (Insecta: Thysanoptera) مراتع شهرستان جوانرود، استان کرمانشاه
    آرزو مرادی 1402
       در این پژوهش نمونه برداری پی در پی از گونه های مختلف تریپس در   سه مرتع مهم جوانرود (استان کرمانشاه) انجام شد.   این مراتع شامل ده سرخ (1500 متر)، ماساندر ( متر1370) و گنداب (1270 متر) بودند. نمونه برداری از طریق تکاندن گیاهان مشترک بین سه مرتع به داخل سینی سفید به صورت هفتگی انجام گرفت. گیاهان مشابه سه سایت نمونه برداری شامل گونه های خردل وحشی (Sinapis arvensis)، یولاف (Avena fatua L)، بابونه (Matricaria chamomilla L)، کیسه کشیش (Capsella bursapastoris) و جودره (Hordeum spontaneum) بودند. نتایج نشان داد ‌از بین تعداد کل 10503 نمونه جمع آوری شده از مراتع سه گانه جوانرود   18 گونه تریپس متعلق به چهار خانواده شامل Aeolothripidae (چهار گونه) ، Melanthripidae (یک گونه)   ، Thripidae(9 گونه)   و   hlaeothripidae (چهار گونه) روی پنج گونه گیاهی فراوان شناسایی شد. از بین این 18 گونه چهار گونه غالب منطقه شامل گونه های Rhipidiothrips brunneus، Melanthrips knechteli، Thrips meridionalis (Priesner   و Haplothrips reuteri (Karny) بودند. نتایج آنالیز تنوع زیستی براساس شاخص های مهم مانند شانون-وینر و سیمسون نشان داد بین سه مرتع از نظر تنوع زیستی اختلاف وجود دارد. براساس هر دو شاخص شانون (2.76) و سیمسون (0.93) بیشترین تنوع کلی گونه­های تریپس در   مرتع گنداب می­باشد. دو مرتع ده سرخ و ماساندر دارای تنوع گونه ای تقریبا مشابهی می باشند.   شاخص یکنواختی پیلو یا Equitability برای گنداب (0.95) و ده سرخ (0.92) بالاتر از ماساندر (0.90) بود. نتایج آزمون تحلیل مولفه‌های اصلی (Principal Component Analysis) نشان داد تمایل به پراکندگی گونه های تریپس در   بین مناطق سه گانه   بایکدیگر متفاوت هستند. شاخص مشابهت گونه ها براساس ضریب چکانووسکی   نشان داد بیشترین ترکیب گونه ای یکسان بین مراتع ده سرخ و ماساندر می­باشد که از نظر ارتفاع از سطح دریا به همدیگر نزدیکتر هستند. شاخص   تنوع زیستی   شانون-وینر   نشان داد بیشترین تنوع زیستی گونه های تریپس در مراتع ده سرخ به ترتیب روی گیاهان یولاف (2.69) جودره (67/2) و خردل وحشی (2.43)،   می باشد.   براساس شاخص سیمسون   بیشترین تنوع گونه­های تریپس در   مرتع ده سرخ روی گیاهان یولاف (0.92) جودره (0.92) میباشد. از طرفی با توجه به اینکه کمترین شاخص تنوع سیمسون ثبت شده روی بقیه گیاهان در دامنه بین 0.81 تا 0.88 بود.   بنابراین   همه پنج گیاه منتخب گیاهان میزبان مهمی برای تریپس های جمع آوری شده   هستند ولی گیاهان یولاف ، جودره و خردل وحشی گیاهان کلیدی تر در ارتباط با تنوع زیستی گونه ها مختلف تریپس در ده سرخ می­باشند.   بالاترین شاخص یکنواختی پیلو در ده سرخ روی کیسه کشیش (0.95)، در ماساندر روی جودره (0.95) و کیسه کشیش (0.95) و در گنداب روی یولاف (0.96) و جودره (0.96) بود. در هر سه مرتع بالاترین ظرفیت محیطی در ارتباط با گونه های متععدد تریپس مربوط به گیاه خردل وحشی بود.   نتایج آزمون   شاخص مشابهت (Similarity Index)گونه های تریپس روی گیاهان میزبان منتخب براساس روش PCA   و مقیاس NMDS [1] در سه مرتع مورد نمونه برداری نشان داد   گونه های Rhipidiothrips brunneus William   و Frankliniella intonsa (Trybom) در مرتع ده سرخ فراوانی بالاتری روی یولاف داشته و گونه های Rhipidiothrips brunneus، Frankliniella intonsa ، Thrips meridionalis (Priesner   و Haplothrips reuteri (Karny) گونه هایی با فراوانی یکسان در روی گیاهان خردل ، جو دره و یولاف دیده می شوند. ولی گونه Melanthrips knechteli Priesner در روی همه گیاهان از نظر فراوانی بالا و ترکیب مشابه می باشد   مابقی گونه ها از نظر فراوانی کمتر ولی با یک شاخص مشابهت یکسان و تقریبا   در نزدیک هم قرار گرفته اند.       لغات کلیدی
  23. فون کنه¬های پیش¬استیگمایان (Acari: Prostigmata) روی درختان مثمر و غیرمثمر شهرستان کوهدشت، استان لرستان
    هانیه مهرابی پیردوستی 1402
  24. مقایسه اثر افزودن سطوح مختلف کلرید روی، کورکومین، نانوذره اکسید روی، نانوذره اکسید روی پوشش- دار شده با کورکومین بر پاامترهای پس از انجماد-یخگشایی منی قوچ سنجابی
    فاطمه امیدی 1402
  25. مطالعه مورفولوژی، ترجیح شکار و جدول زیستی کنه شکارگر(Cheyletidae: Acari (Chelacaropsis spروی دو آفت انباری، granarium Trogoderma و kuehniella Ephestia
    مریم صفری 1402
      Wheat is a strategic crop; therefore, its storage, especially in storage, encounters particular importance. The khapra beetle, Trogoderma granarium Evert (Coleoptera: Dermestidae), is a crucial polyphagous pest that causes irreversible damage, especially to wheat. Biological pest control agents that can be established in warehouse conditions are essential from the point of view of healthy food production. The predatory mite Celacaropsis sp. was reported first from the Entomology lab of the Razi University of Iran in 2019; for this reason, there was little information about it. Therefore, this research was aimed to precisely evaluate the morphology of different stages, prey preference, and age stage two-sex life table of the mentioned mite on two prey species, T. granarium, and the mill moth, Ephestia kuehniella Zeller (Lepidoptera: Pyralidae), for introducing an easy and affordable method for the mass rearing of the predator. Accordingly, it was determined that the number of mite stages is sex-dependent. Females had five stages (egg, larvae, protonymph, deutonymph, and adult), and males lacking deutonymph had four stages. Moreover, male adults had morphological dimorphism. No-choice test showed the predatory mite prefers egg to larval instars. In this condition, the predator consumed, on average, 5.9 eggs of the khapra beetle and 3.5 eggs of the mill moth during the 24-hour test, while it did not show any desire to feed on four- and five-year-old larvae and pupae. The egg of both prey species was the most preferred stage for the predator in the way that the prey preference index values (Manley's ?) were obtained at 0.76 and 0.47, respectively. In choosing between the eggs of both prey species, the predator preferred the egg of the khapra beetle to the egg of the mill moth. The life table study of predatory mite on eggs of both species showed that the percentage of pre-adult survival rate and the mean fecundity were higher in T. granarium than E. kuehniella. On the contrary, the mean of the adult pre-oviposition period was more in the mill moth treatment than in another treatment. Also, females constituted only 28% of the adult mites that had fed on E. kuehniella, while they accounted for 65% of the population in the opposite treatment. Feeding on the khapra beetle egg increased the mean of all population parameters compared with providing on the mill moth's egg and, on the contrary, decreased the mean generation time. The ratio of intrinsic mean increase (r) in T. granarium to E. kuehniella as the most critical population parameter was 3.32. This research showed that the khapra beetle egg is a desirable prey for the predatory Celacaropsis sp. and has the potential for use in the mass rearing of this mite. However, before making a definite recommendation, more studies are needed. Key words: The predatory mite, Cheyletidae, Trogoderma granarium, Ephestia kuehniella, preferred prey, two-sex life table
  26. ارزیابی جلب کننده های مختلف روی تغییرات جمعیت مگس میوه مدیترانه Ceratitis capitata (Wiedemann) (Dip: Tephritidae) و ارزیابی خسارت این آفت در باغ های میوه هسته دار شهر کرمانشاه
    سارا ملکی 1402
    باغات میوه هسته‌دار در ایران نقش مهمی در اقتصاد کشور دارند. آفات و بیماری‌های مختلفی باعث کاهش عملکرد این محصولات می‌شوند. مگس میوه مدیترانه با نام علمی (Dip: Tephritidae) (Wiedemann) Ceratitis capitata یکی از مهم‏ترین آفات درختان هسته‌دار در جهان است. جهت مهار این آفت استفاده از روش‌های شیمیایی به‌دلیل اثرات جانبی، مناسب نبوده و لازم است از روش‏هایی مانند شکار انبوه با استفاده از تله‌ و جلب‌کننده‌های مختلف استفاده شود. این مطالعه در سال 1401 به‌صورت طرح بلوک‌های کامل تصادفی در یک باغ میوه مخلوط (هلو، شلیل، آلو، زردآلو و بادام) در مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی کرمانشاه به مساحت دو هکتار انجام شد. در این مطالعه عملکرد چند نوع ترکیب جلب‌کننده (سراترپ، تری‌مدلور، بیولور، پروتیین هیدرولیزات، ملاس چغندرقند و استات آمونیوم) در جلب مگس میوه مدیترانه با استفاده از تله مکفیل بررسی شد. برای تجزیه واریانس داده‌های حاصل از بررسی جلب‌کننده‌های مختلف مگس میوه مدیترانه از نرم‌افزار    استفاده شد و میانگین تیمارها با آزمون توکی در سطح پنج درصد انجام شد. روند تغییرات هفتگی جمعیت مگس میوه مدیترانه نیز در تیمارها و تاریخ‌های مختلف نمونه‌برداری با استفاده از نرم‌افزار اکسل رسم شد. نتایج این پژوهش نشان داد که تاریخ اوج جمعیت این آفت 20/6/1401 با 234 عدد مگس به‏دست آمد. بر اساس نتایج تجزیه واریانس، بین جلب‏کننده‏های مختلف از نظر تعداد آفات به دام افتاده تفاوت معنی­داری وجود داشت (df= 4; f= 97/249; pvalue<0.01). تیمار بیولور بیشترین میانگین مگس مدیترانه را جلب کرده بود و به ترتیب تیمارهای تری‏مدلور و استات آمونیوم قرار داشتند. میزان خسارت وارده به باغ مورد نظر 35 درصد بود. نتایج نشان داد که ترکیبات جلب کننده بیولور و تری‏مدلور که بیشترین شکار مگس میوه مدیترانه‏ای را داشته برای مهار جمعیت این آفت در باغات مذکور توصیه می‏شوند.   
  27. فون شپشک¬های گیاهی (Hemiptera: Sternorrhyncha: Coccoidea) و دشمنان طبیعی مرتبط با آنها، در مناطق گرمسیری استان کرمانشاه و مروری بر گونه¬های قرنطینه¬ای ایران
    کوشا پورجعفری 1402
    شپشک­های گیاهی از آفات مهم گیاهان زراعی،   باغی و جنگلی هستند. این گروه از حشرات، دارای بیش از 8000 گونه­ی شناسایی شده در جهان و بیش از 300 گونه در ایران است. شپشک­های گیاهی، اغلب به طور مستقیم از شیره گیاهی تغذیه و به گیاه آسیب می­رسانند؛ برخی نیز به طور غیر مستقیم، با انتقال ویروس و یا از طریق تولید عسلک و اختلال در فتوسنتز، به گیاه میزبان آسیب می­رسانند. در ارتباط با این تحقیق، نمونه­ برداری تصادفی­ای از درختان میوه و سایر گیاهان مناطق قصرشیرین، سرپل ذهاب و گیلان غرب، انجام گرفت. همزمان با جمع آوری، ثبت اطلاعات و خصوصیات مزرعه­ای نمونه­ها، عکس­برداری و انتقال به آزمایشگاه، تعدادی از نمونه­ها، در الکل 75%، تعدادی جهت پرورش شپشک­ها و دشمنان طبیعی مرتبط با آنها و تعدادی نیز اسلاید گردید. شناسایی نمونه­ها با استفاده از منابع معتبر در سطح جنس و گونه صورت گرفت. تصاویر و ترسیم تعدادی از نمونه­ها به صورت ماکروسکوپی و میکروسکوپی جهت تایید نهایی و اظهار نظر، به آدرس متخصصین مربوطه در خارج کشور ارسال شدند. در مجموع   14 گونه شپشک گیاهی از 4 خانواده و 12 گونه دشمن طبیعی مرتبط شناسایی گردیدند. شپشک های قرنطینه­ای، شامل هشت گونه شپشک­ قرنطینه خارجی، یک گونه قرنطینه­ای داخلی، دو گونه با پتانسیل قرنطینه داخلی استان کرمانشاه و یک گونه نیز با پتانسیل   قرنطینه­ای خارجی معرفی و به روز رسانی شدند. در میان نمونه­ها، گونه Lepidosaphes ulmi برای اولین بار به صورتHypogeic   روی قسمت های زیر زمینی علف هرز قیاق (Sorghum halepens) در جهان و گونه­­های Phenacoccus solenopsis   و Parthenolecanium persicae   برای اولین بار به ترتیب روی کاهوی وحشی (Lactuca serriola) و زبان گنجشک (Fraxinus excelsior) در ایران گزارش می­گردند.گونه­های Parlatoria crypta، Planococcus ficus   و Coccus hesperidum برای اولین بار به ترتیب روی خرزهره (Nerium oleander)، انجیر (Ficus sp.) و ارغوان (Cercis siliuqastrum) در استان کرمانشاه گزارش می­شوند. در لیست زیر، شپشک­ گیاهی­ای­ که با یک ستاره مشخص گردیده­ است، برای اولین بار از ایران وگونه­های شپشک گیاهی­ای که با دو ستاره مشخص گردیده­اند، برای اولین بار از استان کرمانشاه گزارش می­گردند. همچنین، دشمنان طبیعی­ای که با سه ستاره مشخص شده­اند، برای اولین بار در جهان، از روی شپشک Kermes spatulatus گزارش می­شوند؛ و دشمنان طبیعی دیگر، که با دو ستاره مشخص گردیده­اند، برای اولین بار از ایران گزارش می­شوند. Diaspididae: Aonidiella orientalis**, Lepidosaphes ulmi, Parlatoria blanchardi, Parlatoria crypta, Parlatoria pergandii**, Odonaspis sp.** Pseudococcidae: Antonina graminis** (Natural enemies: Coccinellidae: Diomus rubidus**; Nephus sp.**), Nipaecoccus viridis** (foes:­ Aphelinidae: Marietta  leopardina**; Encyrtidae: Anagyrus sp.; Anagyrus pseudococci), Phenacoccus solenopsis** (foes: Coccinellidae: Nephus bipunctatus**; Scymnus sp.; Encyrtidae: Anagyrus orbitalis**), Planococcus ficus Coccidae: Coccus hesperidum, Parthenolecanium corni, Parthenolecanium persicae Kermesidae: Kermes spatulatus* (foes: Coccinellidae: Exochomus undulatus***; Eulophidae: Aprostocetus protasovi***; Phlaeothripidae: Haplothrips globiceps***)       کلیدواژه: آفات اقتصادی، ریخت شناسی، قرنطینه خارجی، مهار زیستی   
  28. پراکنش مکانی کرم پیله¬خوار نخود، Heliothis viriplaca (Lep., Noctuidae)، با استفاده از روش زمین آمار در مزرعه نخود
    هاشم امینی 1402
  29. تاثیراستفاده همزمان استامی¬پرید و مالاتیون از طریق روش¬های مختلف کاربرد علیه سنک کلزا، Nysius cymoides (Hemiptera: Lygaeidae)
    زهره شریفی 1401
    کلزاBrassica napus L. (Brassicaceae) ، یکی از مهم‌ترین گیاهان دانه روغنی در دنیا است. سنک بذر خوار کلزا Nysius cymoides (Spinola) (Hemiptera: Lygaeidae) یک حشره پلی­فاژ است که پوره­ها و حشرات بالغش با تغذیه از بذر کلزا عملکرد محصول را به شدت کاهش داده و خسارت اقتصادی به بار می­آورد. بنابراین کنترل شیمیایی به دلیل تاثیر سریع، یکی از بهترین راه­های مدیریت این آفت قلمداد می­شود. اما با در نظر گرفتن اهمیت سلامت غذایی و لزوم حفاظت محیط زیست بهتر است در این زمینه آفت­کش­های کم­خطر را جایگزین آفت­کش­های طیف وسیع نمود و یا از تلفیقی از راه­های کاربرد این ترکیبات بهره برد. علاوه بر این اختلاط حشره­کش­ها یک راهکار مفید در راستای به تعویق انداختن مقاومت آفات و کاهش هزینه‌ تولید است. لذا هدف از این پژوهش، ارزیابی کارایی استامی­پرید علیه سنک کلزا و مقایسه آن با مالاتیون بود که در ایران برای کنترل آفت مذکور استفاده می­شود. نتایج آموزن‌های زیست‌سنجی علیه حشرات بالغ در دو روش کاربرد در شرایط گلخانه نشان داد که قدرت حشره­کشی هر دو ترکیب به صورت محلول‌پاشی بیشتر از روش خاک‌کاربرد است. همچنین استامی‌پرید برای N. cymoides سمی­تر از مالاتیون بود. برهمکنش دو حشره­کش در تمام حالت­های تست شده آنتاگونیستی بود به جز حالتی که غلظت توصیه شده هر دو به نسبت حجمی برابر در خاک بکار رفت و نتیجه، یک برهمکنش افزایشی بود. همچنین در ادامه به بررسی دوام حشره‌کش‌ها به مدت 21 بعد از تیمار   با فواصل زمانی یک هفته­ای پرداخته شد. بر این اساس، تلفات ناشی از غلظت توصیه شده مالاتیون (RC) به روش محلول‌پاشی طی یک هفته­ از زمان تیمار بسیار افت کرد و از 100% به 07/16% رسید در صورتی­که استامی‌پرید بادوام­تر بود و تلفات ناشی از آن از 71/92% به 82/34% رسید. اما در روش خاک‌کاربرد، بر عکس، مالاتیون (RC) بسیار با دوام­تر بود و بعد از یک هفته همچنان 13/53 درصد از حشرات تیمار شده را از بین برد در حالی­که استامی‌پرید (RC) حتی طی 48 ساعت اول، فقط 71/60 درصد تلفات ایجاد کرد ولی از نظر دوام افت چندانی نداشت و پس از یک هفته 14/32 درصد تلفات ایجاد کرد. استامی‌پرید (2RC) خاک‌کاربرد و مالاتیون ?2 RC خاک­کاربرد+ مالاتیون ?2 RC محلول­پاشی هر دو کنترل موثر و دوام قابل قبولی داشتند که به تناوب می­توان آنها را بکار برد. بهترین تیمارهای ترکیب دو حشره­کش با در نظر گرفتن موثر بودن در کنترل آفت و به تعویق انداختن مقاومت آن و ایمنی محیط زیست در درجه اول مالاتیون RC خاک­کاربرد+استامی‌پرید RC خاک‌کاربرد و سپس مالاتیون ?2 RC   محلول‌پاشی+ استامی‌پرید ?2 RC   محلول‌پاشی بودند. بقایای دو ساعته، هفت و 14 روزه دو تیمار ذکر شده به ترتیب منجر به بیش از 78%، 41% و 12% تلفات در سنک کلزا شدند. بنابراین برای کنترل بهتر این آفت، می­توان از تیمارهای منتخب تکی و ترکیبی به تناوب استفاده کرد. نتایج این پژوهش می­تواند به بهبود روش کنترل شیمیایی سنک بذرخوار کلزا کمک کند.   
  30. کارایی اسپیروتترامات و کلرپایریفوس در کنترل سنک کلزا، Nysius cymoides (Hemiptera: Lygaeidae)، از طریق تلفیق دو روش¬ محلول¬پاشی و خاک¬کاربرد
    مهدیه همتی 1401
    سنک کلزا، Nysius cymoides (spinola) (Hemiptera: Lygaeidae) ، یکی از آفات در سراسر جهان است که در حملات تهاجمی عملکرد محصول را به شدت کاهش می­دهد. درحال حاضر برای کنترل آن در ایران از حشره­کش­های طیف وسیع مانند ارگانوفسفات­ها استفاده می­شود که سبب به ­خطر انداختن امنیت غذایی انسان و برجا گذاشتن آلودگی­های زیست­محیطی می­گردد. از طرفی استفاده از مخلوط آفتکش­ها یکی از راهکارهایی است که نه تنها باعث کاهش مصرف آفتکش­ها می­شود، بلکه سبب به تاخیر انداختن مقاومت آفات به حشره­کش­ها و یا شکستن آن شود. بنابراین هدف از این پژوهش، بررسی کارایی حشره­کش جدید و کم­خطر اسپیروتترامات برای کنترل سنک کلزا و امکان استفاده همزمان آن با کلرپایریفوس، از طریق تلفیق دو روش­ کاربرد در دو غلظت توصیه شده (RC) و نصف آن در شرایط گلخانه بود. نتایج آزمون­های زیست­سنجی نشان داد که اسپروتترامات به­صورت محلول­پاشی سمی­تر از خاک­کاربرد و به­طور کلی در هر دو روش سمی­تر از کلرپایریفوس بود. در حالی که سمیت کلرپایریفوس در هر دو روش کاربرد مشابه بود. همچنین برهمکنش دو حشره­کش در تمام حالت­های ترکیبی، افزایشی تخمین زده شد به جز تیمار کلرپایریفوس ?2 RC خاک­کاربرد+ اسپیروتترامات ?2 RC محلول‌پاشی که آنتاگونیستی بود. در ادامه بررسی دوام بقایای حشره­کش­ها با فواصل یک هفته­ای از زمان کاربرد تا سه هفته بعد در تیمارهای مختلف نشان داد که کلرپایریفوس RC در تمام این مدت در هر دو روش با دوام­ترین تیمار در بین تیمارهای تکی بود. این در حالی بود که دوام تیمارهای مخلوط دو حشره­کش با هم برابر بود و طی این مدت از محدوده 22/87-100 درصد تلفات (بقایای دو ساعته) به 44/39-50 درصد (بقایای یک هفته­ای)، سپس به 78/17-78/27 درصد (بقایای دو هفته­ای) و در نهایت به سه تا هشت درصد (بقایای سه هفته­ای) رسید. از نظر ماندگاری، تفاوتی بین دو روش کاربرد کلرپایریفوس در طول سه هفته مشاهده نشد. درباره اسپیروتترامات، اثربخشی بقایای دو ساعته روش محلول‌پاشی بیشتر از روش خاک­کاربرد بود ولی در هفته اول تا سوم با هم برابر شد. نتایج آزمون­های دوام همچنین مشخص کرد که اسپیروتترامات در هر دو روش کاربرد سریعتر از کلرپایریفوس تجزیه می­شود. در نهایت با توجه به کارایی بالا   و دوام قابل قبول برای کنترل سنک کلزا تیمارهای کلرپایریفوس RC محلول‌پاشی و اسپیروتترامات 2RC خاک‌کاربرد از بین تیمارهای تکی انتخاب شدند که برای جلوگیری از بروز مقاومت، بهتر است به­طور متناوب استفاده شوند. از بین تیمارهای ترکیبی نیز با توجه به آلودگی کمتر برای محیط زیست، برهمکنش افزایشی و امکان برخورد بیشتر سنک­ها با حشره­کش، دو تیمار کلرپایریفوس ?2 RC خاک­کاربرد+ اسپیروتترامات RC خاک‌کاربرد و کلرپایریفوس ?2 RC محلول‌پاشی+ اسپیروتترامات ?2 RC خاک‌کاربرد مناسب­ترین هستند. این پژوهش به بهبود روش کنترل شیمیایی سنک بذرخوار کلزا کمک می­کند.
  31. شناسایی و طبقه بندی تقلب در برخی فرآورده‌های سوختی(گازوئیل-بنزین-نفت سفید و بیودیزل) با استفاده از بینی الکتریکی
    امیر کاکائی 1401
  32. ارزیابی آزمایشگاهی پرتوUV-C روی بیدسیب زمینی، (Lepidoptera: Gelechiidae) Phthorimaea operculella
    هادی حشمتی 1401
       بید سیب زمینی،Phthorimaea operculella (Zeller) (Lepidoptera: Gelechiidae)، آفتی الیگوفاژ و با پراکنش جهانی است که از گیاهان خانواده Solanaceae تغذیه می­کند. این حشره علاوه بر خسارت وارده در مزرعه، مخرب­ترین­ آفت سیب زمینی در انبار به شمار می­رود که لاروهای آن با حفر دالان­های تغذیه­ای عمیق در غده­های سیب­زمینی و ایجاد پوسیدگی های ناشی از بیمارگرهای ثانوی در آلودگی شدید کل محصول را نابود می­کنند. استفاده از حشره­کش­ها برای آفات انباری به­دلیل به خطر انداختن امنیت غذایی و توسعه مقاومت با محدودیت مواجه است. لذا روش­های مدیریتی کم خطر و یا بی خطر باید جایگزین کنترل شیمایی شوند. پرتودهی با پرتو فرابنفش یک روش بی­خطر است که می­تواند نقش موثری در برنامه­های مدیریت تلفیقی این حشره در انبار ایفا کند. بنابراین این پژوهش با هدف ارزیابی نقش پرتو UV-C در کنترل بید سیب زمینی برای مراحل پس از برداشت طراحی شد. پرتودهی سنین مختلف تخم برای چهار دقیقه با این پرتو نشان داد که با افزایش سن تخم، حساسیت به پرتو ماورای بنفش بیشتر می­شود به طوری­که پس از این پرتودهی فقط 67/61 درصد از تخم­های چهار روزه تفریخ شدند. در ادامه برای رسیدن به موثرترین مدت زمان تابش، گروه­های کوهورت تخم­ چهار روزه برای مدت زمان­های مختلف یک، دو، چهار، شش و 10 دقیقه با UV-C پرتودهی شدند و پارامترهای زیستی آنها از طریق مطالعه جدول زندگی دوجنسی سنی-مرحله­ای با تیمار شاهد (بدون پرتودهی) مقایسه شد. نتایج نشان داد که طول دوره پیش از بلوغ و درصد بقا در این دوره و نیز طول عمر حشرات بالغ با افزایش مدت زمان پرتودهی به ترتیب افزایش، کاهش و کاهش پیدا کردند. همچنین پارامترهای جدول زندگی اعم از نرخ بقای ویژه سنی، نرخ باروری ویژه سنی، نرخ بقای ویژه سنی-مرحله­ای، امید به زندگی و ارزش تولیدمثلی سنی-مرحله­ای به طور منفی و وابسته به مدت زمان پرتودهی تحت تاثیر پرتو UV-C قرار گرفتند. علاوه بر آن   کلیه پارامترهای جمعیت نیز توسط این پرتو تحت تاثیر قرار گرفتند و ارتباط مستقیمی با مدت زمان پرتودهی داشتند. مقادیر نرخ ذاتی افزایش جمعیت (r)، نرخ   متناهی افزایش جمعیت (?)، نرخ خالص تولیدمثل (R0) و میانگین مدت زمان یک نسل (T) برای تیمار شاهد به ترتیب 1345/0 بر روز، 1440/1 بر روز، 39/68 تخم و 42/31 روز تخمین زده شدند که پس از هشت دقیقه پرتودهی تخم­ها به ترتیب به 0099/0 بر روز، 0990/0 بر روز، 64/0 تخم و 01/45 روز رسیدند. در نهایت کارایی بالای پرتو UV-C برای کنترل بید سیب زمینی در شرایط آزمایشگاهی مشخص شد اما پیش از عملی کردن این روش کنترل در انبارهای سیب­زمینی نیاز به مطالعات بیشتری می­باشد.  
  33. تغییرات جمعیت تریپس بلوط Liothrips pragensis (Thy., Phlaeothripidae)در جنگل‌های بلوط جوانرود، استان کرمانشاه
    مریم کاکائی 1401
       هدف: تریپس بلوط،Liothrips pragensis Uzel, 1895   یکی از گونه‌های موجود روی درختان بلوط در جنگل‌های زاگرس می‌باشد. تغییرات جمعیت و توزیع فضایی این گونه در جنگل‌های بلوط شهرستان جوانرود (استان کرمانشاه) در سال 1400 مورد بررسی قرار گرفت. روش­شناسی پژوهش: برگ درخت بلوط به­عنوان واحد نمونه‌برداری انتخاب شد. نمونه‌برداری‌ها به صورت هفتگی و از پنج منطقه مختلف انجام شد. برگ‌های درختان بلوط روی یک سینی سفید پلاستیکی تکانده شده و سپس، تریپس‌های روی سینی را   با قلم‌موی نرم به داخل میکروتیوپ­های حاوی الکل اتیلیک 75 درصد منتقل شدند. یافته­ها: نتایج نشان داد که فعالیت این گونه در هر پنج منطقه مورد مطالعه از خرداد ماه آغاز و به‌تدریج از میزان فعالیت و تراکم آن­ها کاسته شد تا اینکه در شهریور ماه به کم­ترین مقدار خود رسید. بیش­ترین تراکم جمعیت تریپس بلوط در خرداد ماه و به­ترتیب با میانگین 56/0 ± 93/2، 47/0 ± 23/2،   34/0 ± 23/2 و 28/0 ± 90/0 تریپس در واحد نمونه­برداری در مناطق سفید برگ، بیله‌ای، چشمه میران و هلانیه مشاهده شد؛ اما بیش­ترین تراکم تریپس بلوط در منطقه حوری‌آباد در تیر ماه و با میانگین 43/0 ± 06/2 تریپس در واحد نمونه‌برداری به­دست آمد. نتایج آنالیز توزیع فضایی تریپس بلوط نشان داد که پراکنش این تریپس بر اساس روش تیلور و آیوائو به‌ترتیب از نوع تصادفی و تجمعی بود. نتیجه­گیری:   به­طورکلی نتایج این مطالعه نشان داد که اوج جمعیت تریپس بلوط در خرداد ماه است و بر اساس نیکویی برازش، روش آیوائو برای برآورد توزیع فضایی این گونه مناسب‌تر از روش تیلور ارزیابی شد.
  34. اثر اختلاط حشره¬کش¬های بینو 1 و تنداکسیر در کنترل پشه¬ قارچ¬خوار Lycoriella auripila (Dip., Sciaridae) روی قارچ خوراکی دکمه¬ای، Agaricus bisporus
    یعقوب نوروزی 1401
    Lycoriella auripila (Winnertz)، از راسته دوبالان اشاره کرد که یکی از مهم‌ترین و خسارت‏زا‏ترین آفات قارچ­های خوراکی محسوب می­شود. با توجه به مقاومت پشه­ی L. auripila به آفت‏کش­های رایج، یافتن حشره­کش­های موثر جدید، برای کنترل این آفت ضروری است. در این مطالعه حساسیت حشرات کامل پشه­ی قارچ­خوار نسبت به حشره­کش­های ارگانیک بینو1 و تنداکسیر به­صورت مجزا و ترکیبی ارزیابی شد. آزمایش­های زیست سنجی در این تحقیق داخل ظروف پتری دیش دارای خاک پوششی انجام شد. میزان LC10،   LC50و LC90 برای حشره­کش بینو 1 بعد از 48 ساعت به ترتیب برابر با 605/0،37/75 و 12/9391 پی­پی­ام محاسبه گردید و همچنین غلظت مورد نیاز از حشره کش تنداکسیر جهت رسیدن به 50 درصد تلفات در زمان­های 24 و 48 ساعت به ترتیب 097/2762 و 73/237 پی­پی­ام (برحسب ماده موثره) بود. با توجه به نتایج حاصل از اختلاط دو آفت­کش برای غلظت­های زیرکشنده و کشنده بعد از 24 ساعت مشاهده شد که در بین نسبت­های مختلف نسبت 6:4 (تنداکسیر: بینو1) بهترین نسبت اختلاط دو آفت­کش بوده است و با توجه به اینکه نرخ سینرژیستی (R) برای غلظت LC90 آن برابر 035/109 و همچنین شاخص اختلاط(CI) آن برابر 009/0 بوده، مشخص شد که این نسبت از اختلاط دو آفت­کش بعد از گذشت 24 ساعت بیش­ترین تاثیر سینرژیستی در کنترل پشه­ی قارچ­خوار Lycoriella auripila داشته است. در بین تمام غلظت­ها نسبت 1:9 (تنداکسیر: بینو1) نامناسب­ترین نسبت اختلاط دو آفت­کش بوده است. در غلظت­های زیر کشنده LC10، LC20 و LC30 برای اختلاط دو آفت­کش بعد از 48 ساعت، نسبت 1:9 (تنداکسیر: بینو1) و در غلظت­های LC40 تا LC90 نسبت 6:4 بهترین نسبت و همچنین در غلظت­های زیرکشنده و کشنده در همه غلظت­ها نسبت 9:1 (تنداکسیر: بینو1) بدترین نسبت جهت اختلاط دو آفت­کش بوده است.  
  35. اثر رقابت بین درختان بر حضور دارواش در جنگلهای زاگرس )پاوه(
    شیوا رشیدی ساری باغ 1400
  36. برهم کنش خاک دیاتومه و قارچ Beauveria bassiana روی شایستگی زیستی Trogoderma granarium (Coleoptera: Dermestidae)
    افسانه شهبازی 1400
    چکیده: لمبه گندم، Trogoderma granarium Everts (Coleoptera: Dermestidae)، یکی از مهم­ترین آفات انباری پلی­فاژ است که به غلات انباری استراتژیک از جمله گندم خسارات کمی، کیفی و بهداشتی وارد می­کند. هدف از این پژوهش ارزیابی کارایی سه عامل کنترل بی­خطر شامل جدایه بومی DE از قارچ بیمارگر حشرات، Beauveria bassiana (Balsamo) Vuillemin (Ascomycota: Hypocreales) (کنترل بیولوژیک) و دو فرمولاسیون تجاری داخلی و خارجی از خاک دیاتومه به ­ترتیب با نام­های سایان و سلایت610 (کنترل فیزیکی) به­صورت کاربرد تکی و سپس کاربرد همزمان علیه آفت مذکور بود. برای این منظور ابتدا آزمون زیست­سنجی برای تعیین قدرت حشره­کشی قارچ و خاک­های دیاتومه علیه حشرات بالغ آفت به روش آغشته سازی بذور گندم طی 14 روز انجام شد. سپس دوز LD25 خاک­های دیاتومه با دوزهای مختلف قارچ به نسبت 1:1 مخلوط و نوع برهمکنش آنها در برابر آفت تعیین شد. در ادامه اثرات زیرکشنده مخلوط­های مختلف قارچ و خاک­ دیاتومه که دارای برهمکنش سینرژیستی بوده و بیشترین قدرت کشندگی را علیه لمبه گندم دارا بودند به همراه اجزای تکی این مخلوط­ها در قالب مطالعه جدول زندگی دوجنسی بررسی شد.   بر اساس نتایج، مقادیر LD50 برای B. bassiana، خاک­های دیاتومه سایان و سلایت به­ترتیب 32/295، 49/4439 و 25/992 پی­پی­ام محاسبه شد که نشان از سمی­تر بودن سلایت نسبت به سایان بود. نوع برهمکنش قارچ با هر یک از خاک­های دیاتومه در اکثر نسبت­های اختلاط، سینرژیستی و در موارد اندکی افزایشی بود. در نتیجه دو اختلاط LD50   قارچ + سایان و LD75   قارچ + سلایت برای ارزیابی جدول زیستی انتخاب شدند. طبق نتایج، کل دوره پیش از بلوغ در تمام تیمارها و از همه بیشتر قارچ + سلایت به دلیل طولانی شدن دوره رشدی برخی مراحل زیستی و تولید سنین لاروی اضافی نسبت به شاهد افزایش یافت. بر همین اساس میانگین مدت زمان یک نسل آفت (T) نیز در تمام تیمارها افزایش یافت ولی طول عمر بالغین ماده و نر در همه تیمارها نسبت به شاهد کاهش یافت. با این وجود نرخ بقا در کلیه مراحل زیستی همه تیمارها کاهش یافت که در راس آنها حشرات ماده تیمار سلایت + قارچ با کاهش 81/61 درصدی نسبت به شاهد قرار داشتند. میانگین میزان تخمریزی در نتاج تحت تاثیر همه تیمارها کاهش شدیدی نشان داد و از 46/2 ± 15/28 تخم/ماده در شاهد به 89/0 ± 39/2 تخم/ماده در تیمار اختلاط قارچ و سلایت رسید. مهم­ترین پارامتر تعیین کننده­ی رشد جمعیت یعنی نرخ ذاتی افزایش جمعیت یا r است که در اثر کلیه عوامل کشنده مورد مطالعه به شدت کاهش یافت. بیشترین کاهش r مربوط به تیمارهای اختلاط (سایان + قارچ: 0048/0 ± 0096/0 و سلایت + قارچ: 0059/0 ± 0004/0- بر روز) نسبت به شاهد (0022/0 ± 0474/0 بر روز) بود که نشان از رو به زوال بودن جمعیت دارد. سایر پارامترهای جدول زندگی شامل نرخ خالص و ناخالص تولید مثل و نرخ متناهی افزایش جمعیت نیز در تمام تیمارها نسبت به شاهد کاهش یافتند.    در نهایت نتیجه گرفته شد که جدایه بومی B. bassiana و هر دو فرمولاسیون خاک دیاتومه سایان و سلایت، به­طور ویژه سلایت، دارای پتانسیل حشره­کشی بالایی علیهT. granarium   هستند. همچنین از برهمکنش سینرژیستی بین آنها می­توان در جهت کاهش میزان مصرف و در عین حال تشدید کارایی آنها در کنترل آفت بهره جست که هم از نظر اقتصادی ارزشمند است و هم بر محدودیت­ استفاده از مقادیر زیاد خاک دیاتومه غلبه می­کند. پژوهش حاضر می­تواند به فرایند تولید و تجاری سازی فرمولاسیون­های پودری متشکل از قارچ بیمارگر B. bassiana و دو فرمولاسیون تجاری خاک دیاتومه کمک شایانی نماید. کلید واژه­ها: لمبه گندم، خاک دیاتومه، قارچ بیمارگرحشراتBeauveria bassiana ، اختلاط، زیست­سنجی، جدول زیستی، اثرات زیر­کشندگی
  37. تاثیر روش‌های مختلف خاک‌ورزی بر خصوصیات فیزیکی خاک و صفات کمی ارقام مختلف گندم و نخود در اراضی دیم منطقه دالاهو
    ویکتوریا رمضانی 1399
    ° C higher than the system without tillage  
  38. فون کنه های پیش استیگمای)Trombidiformes: Prostigmata( مرتبط با جنگل بلوط .Quer cus sppدرمنطقه ی حفاظت شده بیستون .
    سحر سیاه کمری 1399
       بلوط مهم‌ترین و فراوان‌ترین گونه­ی درختی موجود در غرب ایران به­ویژه منطقه زاگرس و منطقه حفاظت‌شده بیستون محسوب می‌شود. منطقه حفاظت‌شده بیستون به مساحت 82100 هکتار در بخشی کوهستانی در رشته­کوه­های زاگرس در استان کرمانشاه واقع است. این منطقه در ارتفاع 1320 متری از سطح دریا قرار دارد . کنه‌ها از بندپایان فعال در جنگل­های بلوط می‌باشند که نقش­های متفاوتی از جمله آفت، شکارگر و تجزیه­کننده   به­عهده دارند. با توجه به اهمیت و نقش بلوط در اکوسیستم غرب کشور فون کنه­های پیش استیگمای مرتبط با جنگل بلوط   .   Quercus در منطقه حفاظت­شده بیستون مورد بررسی قرار گرفت. در سال­های 1397 و 1398 نمونه­برداری­های متعددی از نقاط مختلف منطقه از خاک و اندام­های هوایی جنگل بلوط به عمل آمد. نمونه­ها پس از انتقال به آزمایشگاه، با استفاده از قیف برلیز جداسازی شده و پس از شفاف سازی در اسید­لاکتیک، با استفاده از مایع هویر از آن­ها اسلاید تهیه شد. در این بررسی در مجموع، 12 گونه و 16 جنس متعلق به 12 خانواده شناسایی شدند. در این میان گونه   Anystis baccarum L. از خانواده   Anystidae و گونه. Tetranychus urticae Koch از خانواده   Tetranychidae   از بیشترین فراوانی نسبت به بقیه کنه­های جمع آوری شده در این مطالعه برخوردار بودند. گونه­های شناسایی شده در این بررسی به شرح زیر است: Anystidae: Anystis baccarum Linnaeus, 1758; Bdellidae: Cyta coerulipes (Duges, 1834); Cunaxidae: Pulaeus glebulentus Den Heyer, 1980; Tydeidae: Lorryia woolleyi (Baker, 1968), Tydeus caudatus (Duges, 1834); Ereynetidae: Ereynetoides amplectorus Hunter, 1964; Iolonidae: Pronematus ubiquitus (McGregor, 1932), Pronematus rykei Meyer & Rodrigues, 1966; Erythraeidae: Parerythraeus sp.,   Abrolophus sp.; Smarididae:   Smaris   ., Fessonia   .; Raphignathidae: Raphignathus sp.; Tetranychidae: Tetranychus urticae Koch, 1836; Tetranychus turkestani (Ugarov & Nikolski), 1937, Eotetranychus frosti (McGregor, 1952);   Trombidiidae: Allothrombium sp.; Cheyletidae: Acaropsellina sollers   Kuzin, 194
  39. اندرکنش رودخانه و آبخوان در شرایط بهره برداری تلفیقی آب سطحی و زیرزمینی
    ویدا کامکار 1399
       بهره برداری تلفیقی از منابع آب سطحی و زیرزمینی یکی از مهم ترین چالش های پیش روی محققین منابع آب می باشد. استفاده تلفیقی در واقع، بهره برداری از منابع آب سطحی و زیرزمینی به منظور افزایش میزان آب قابل دسترسی و استفاده پایدار از منابع آب موجود است. از این رو برنامه ریزی صحیح در این زمینه مستلزم آگاهی از نحوه برهم کنش آب سطحی و زیرزمینی در منطقه و تخمین و محاسبه پارامترها و عوامل سطحی و زیرزمینی موثر بر آن می باشد. بنابراین از اهداف اساسی مطالعه جاری، شبیه سازی برهم کنش آب سطحی و زیرزمینی با استفاده از ایجاد اتصال دینامیکی بین منابع آب­سطحی و زیرزمینی در دشت میان­دربند به طوری که داده ها و نتایج بطور ماهیانه بین مدل آب سطحی WEAPو مدل آب زیرزمینی MODFLOWدر گردش باشد.در این تحقیق از ترکیب مدل شبیه­سازی استفاده گردید. شبیه­سازی حوضه مورد مطالعه با استفاده از مدل WEAP برای یک سیستم دو مخزنه شامل سدهای گاوشان و شهدا، واقع در حوضه گاوه­رود انجام شد. در این راستا مدل­سازی بهره­برداری از مخزن بر اساس وضع موجود بهره­برداری منطقه و برای یک بازه 72 ماهه و مربوط به سال­های آبی 87-86 تا 92-91 صورت گرفت. بدین صورت که پس از جمع­آوری اطلاعات مورد نیاز، فایل ورودی مدل WEAP را تشکیل داده و مدل برای یک دوره آماری (شش سال) کالیبره شد. در این فصل نتایج حاصل از شبیه­سازی اندرکنش رودخانه و آبخوان در حالت بهره برداری همزمان از منابع آب سطحی و زیرزمینی بر اساس یک مدل کوپل شده WEAP- MODFLOW آورده شده است ،نتایج حاصل از شبیه­سازی آب­های سطحی و زیرزمینی با استفاده از مدلهای WEAP و MODFLOW ارائه شده و شرایط موجود بهره برداری از منابع آب منطقه در صورت ادامه سیاست­های موجود مورد بررسی قرار می گیرد. در ادامه نتایج حاصل از اندرکنش رودخانه و آبخوان و سهم رودخانه رازآور در تغذیه یا تخلیه آبخوان یا آب زیرسطحی در یک دوره آماری مورد بحث قرار می­گیرد. در نهایت ضمن بررسی ،تبادل رودخانه رازآور با دشت میاندربند و بیله وار وضعیت بیلان منابع آبی منطقه و مولفه های بیلان در شرایط بهره­برداری تلفیقی مورد ارزیابی قرار گرفته است.به گونه­ای که نتایج شبیه­سازی نشان داد که یکی از مهمترین دستاوردهای این تحقیق ایجاد شبیه سازی ناحیه اشباع و غیراشباع خاک با استفاده از مولفه های بیلان کامل هیدروکلیماتولوژی به صورت یک مدل کوپل شده آب سطحی و زیرزمینی اجرا می­گردد.وهمچنین در طول دوره 6 سال بیشترین مقدار تغذیه آبخوان در سطح دشت در ماه­های آبان تا بهمن است وبه این علت   که در این ماهها میزان بارندگی روی دشت زیاد بوده است. در این ماهها علاوه بر بارندگی   نیزمقداری از تغذیه حاصل از نفوذ آب آبیاری می­باشد. اما در ماههای گرم سال تنها از طریق نفوذ آب آبیاری تغذیه انجام می گیرد.    واژه­های کلیدی: شبیه­سازی، بهره­برداری تلفیقی،اندرکنش رودخانه و آبخوان، WEAP، MODFLOW
  40. نقش درختان در تنوع زیستی ماکروفون خاک در جنگل های زاگرس (مطالعه مورد :جنگل های گهواره)
    فریبرز بهرامی 1398
  41. نوسانات جمعیت شته مومی کلم Brevicoryne brassicae L. و تاثیر آفت¬کش¬های گیاهی تنداکسیر و پالیزین روی آن
    فاطمه رماسی 1398
  42. شناسایی زنجرک پسته Hem.: Cicadellidae))Idiocerus stali با استفاده از پردازش تصویر و شبکه¬های عصبی مصنوعی
    زینب عزیزپور 1398
       استراتژی مدیریت تلفیقی آفات(IPM)، به پایش پیوسته جمعیت آفات وابسته است، این کار نه تنها زمان‌بر است، بلکه وابستگی زیادی به داوری انسان دارد و پر هزینه نیز می‌باشد. از طرفی روش‌های مرسوم برای شناسایی حشرات زمان‌بر و پر هزینه هستند. با توجه به گسترش صنعت و رشد سریع آن، همواره بشر به دنبال سرعت بخشیدن به کارها با دقت بالاتری بوده است. استفاده از روش‌های هوش مصنوعی به جای تصمیم‌گیری‌های دستی و انسانی، علاوه بر این که سبب افزایش بهره‌وری می‌گردد، از دقت بالایی نیز برخوردار است. پسته، یک محصول تجاری است و هر ساله خسارت زیادی توسط حشرات به تولیدکنندگان این محصول وارد می‌شود. گروهی از آفات پسته عمدتاً از میوه پسته تغذیه می‌کنند، که از این گروه زنجرک پسته،     Idiocerus (Sulamicerus) stali Fieber, 1868 (Hemiptera: Cicadellidae) دارای اهمیت زیادی می‌باشد. در این تحقیق I. Stali   به عنوان حشره هدف جهت شناسایی با استفاده از الگوریتم پردازش تصویر انتخاب شد. برای جمع‌آوری نمونه‌ها از کارت‌های زرد چسبنده استفاده شد. برای تهیه الگوریتم پردازش تصویر، از خصوصیات رنگی و شکلی اشیاء، استفاده شد.تعداد 357 خصوصیت رنگی و 20 خصوصیت شکلی برای شناسایی I. Stali   به‌وسیله الگوریتم پردازش تصویر استخراج شد. خصوصیات رنگی به دو دسته‌ی خصوصیات مربوط ‌به میانگین و انحراف معیار و خصوصیات مربوط ‌به شاخص‌های سبزی تقسیم شدند. خصوصیات مربوط ‌به میانگین و انحراف معیار عبارتند از میانگین مولفه اول، میانگین مولفه دوم، میانگین مولفه سوم، میانگین مولفه‌های اول، دوم و سوم، انحراف معیار مولفه اول، انحراف معیار مولفه دوم و انحراف معیار مولفه سوم   17 فضای رنگی RGB، HSV، YIQ، YCbCr، CMY، HSI، Improved YCbCr، L*a*b*، JPEG-YCbCr، YDbDr، Y  r، YUV، HSL، XYZ، Luv، LCH و CAT02 LMS. خصوصیات مربوط‌ به شاخص‌های سبزی شامل مولفه اول RGB نرمال شده، مولفه دوم RGB نرمال شده، مولفه سوم RGB نرمال شده، کانال خاکستری، سبز اضافی، قرمز اضافی، شاخص رنگی برای پوشش سبزینگی استخراجی، تفاضل پارامترهای سبز اضافی و قرمز اضافی، شاخص تفاضل نرمال شده، شاخص سبز منهای آبی، کنتراست قرمز آبی، شاخص قرمز اضافی، شاخص سبز اضافی و شاخص آبی اضافی می‌باشد. خصوصیات شکلی استفاده شده نیز شامل طول، عرض، مساحت، محیط، لگاریتم نسبت طول به عرض، نسبت محیط شکل به محیط مستطیل در بر گیرنده شکل، نسبت عرض به طول، نسبت مساحت به طول، خروج از مرکزیت، تمایل، سطح محدب، سطح یکپارچه، قطر دایره معادل، عدد اویلر، یکپارچگی، محدوده، کشیدگی، فشردگی، نسبت تصویر و نسبت طول به محیط می‌باشد. از روش هیبرید شبکه عصبی مصنوعی– الگوریتم بهینه سازی ازدحام ذرات(ANN-PSO) برای انتخاب خصوصیات موثر استفاده گردید. خصوصیاتموثر انتخابی جهت طبقه‌بندی حشرات عبارتند از: شاخص رنگی برای پوشش سبزینگی استخراجی مربوط به فضای رنگیHSL، شاخص تفاضل نرمال شده مربوط به فضای رنگیLCH، کانال خاکستری مربوط به فضای رنگیYCbCr، شاخص مولفه دوم منهای مولفه سوم مربوط به فضای رنگیYCbCr، مساحت و میانگین مولفه‌های اول، دوم و سوم فضای رنگیLuv. نرخ شناسایی الگوریتم پردازش تصویر طراحی شده، 72/99 درصد می‌باشد. شبکه‌های عصبی مصنوعی پرسپترون چند لایه، توانایی طبقه‌بندی حشرات به دو کلاس I. Stali   و Anthaxia Sp. Eschscholtz, 1829 (Coleoptera: Buprestidae)، با دقت 59/99 درصد را دارند. نتایج نشان داد که استفاده از روش جدید برای شناسایی حشرات آفت در شرایط نور طبیعی، در کوتاه ترین زمان و با دقت بسیار بالا امکان پذیر است.
  43. جداسازی و شناسایی قارچ های بیمارگر حشرات از خاک های زراعی و بکر در استان کرمانشاه
    هادی مهرمرادی 1398
      حشرات آفت همواره تاثیر منفی بر زندگی جوامع انسانیدر سطوح مختلف از جمله کشاورزی و بهداشتی دارند و باعث تحمیل خسارات اقتصادی و حتی اجتماعی می­شوند. خسارت حشرات آفت به محصولات کشاورزی در کشورهای توسعه یافته سالانه به طور میانگین 18%   تخمین زده شده است، که این ارقام در کشورهای کمتر توسعه یافته بسیار بالاتر است. در اکثر نقاط دنیا برای سال‌های متمادی کاهش خسارت ناشی از آفت‌ها عمدتا با تکیه بر کاربرد حشره‌کش‌های شیمیایی بوده است. تعدد استفاده از آفت­کش­های شیمیایی، دارای عوارض منفی شدید روی محیط زیست، موجودات غیر هدف و حشرات مفید است. این موضوع محققین را به استفاده از روش­های ایمن و سازگار با اکوسیستم، مانند کاربرد عوامل مختلف کنترل بیولوژیک ترغیب کرده است. یکی از این عوامل کنترل بیولوژیک قارچ‌های بیمارگر حشرات می‌باشند.. هدف از این پژوهش شناسایی و جداسازی قارچ‌های بیمارگر حشرات از خاک‌های زراعی و غیر زراعی در استان کرمانشاه بود. نمونه‌ برداری از اوایل مرداد 96 تا اواخر فروردین 97 از خاک‌های جنگل، مزرعه، باغ و مرتع 14 شهرستان استان کرمانشاه انجام شد. به منظور جداسازی قارچ‌های بیمارگر حشرات از خاک‌های جمع‌آوری شده از طعمه حشره‌ای شب‌پره بید‌آرد (Ephestia kuehniella) استفاده شد. در این روش دو کیلوگرم خاک از هر نمونه را در 10 لیوان (ابعاد 8 × 12) به مقدار 200 گرم ریخته، و تعداد 10 لارو به هر لیوان اضافه گردید. روزانه به مدت یک هفته خاک لیوان‌ها زیررو شد و در حین این کار لارو‌های مرده جمع‌آوری شده و پس از ضدعفونی سطحی به مدت 30 ثانیه با هیپوکلریت سدیم یک درصد و الکل 70 درصد روی محیط کشت عصاره سیب زمینی دکسترو آگار کشت داده شدند. در نهایت 114 جدایه قارچی از خاک‌های مختلف شهرستان‌های استان جمع آوری گردید که بیشترین قارچ‌های جدا شده به ترتیب از خاک‌های جنگل با 39 جدایه، مزرعه با 38، مرتع با 22 و باغی با 15 جدایه بود. برای اطمینان از بیماری زا بودن قارچ‌های جداسازی شده، آزمون عبور از میزبان در سه مرتبه و اطمینان از اینکه لاروهای حشرات در اثر پاتوژنسیتی قارچ از بین رفته‌ باشند صورت گرفت. به منظور بررسی پراکنش قارچ‌های بیمارگر حشرات با پارامترهای فیزیکوشیمیایی خاک تعدادی از این پارامتر‌ها مثل واکنش خاک (pH)، هدایت الکتریکی خاک (EC)، اهک خاک (CaCO3)، کربن‌آلی (OC) و بافت خاک اندازه‌گیری شد و ارتباط آن‌ها با روش آنالیز تطبیق متعارفی با استفاده از نرم افزار CANOCO مورد بررسی قرار گرفت. برای شناسایی مورفولوژیکی جدایه های قارچی از خصوصیات میکروسکوپی و ماکروسکوپی جدایه‌ها روی محیط کشت‌های عصاره سیب زمینی دکستروز آگار (PDA)، سابرو دکستروز آگار (SDA)، عصاره مالت آگار (MEA)، عصاره چاپک مخمر آگار (CYA) و عصاره برگ میخک آگار (CLA) استفاده شد. برای تائید شناسایی مورفولوژیکی، 20 جدایه   از گروه‌های مورفولوژیکی شناسایی شده برای بررسی مولکولی انتخاب شد. استخراج دی.­ان.­ای جدایه ها با استفاده از   روش سی تب (CTAB) و کیت استخراج (شرکت ایده سازان زیستی زاگرس) صورت گرفت. بررسی کیفیت دی.ان.ای استخراج شده با ران کردن نمونه‌ها روی ژل اگاروز 1% صورت گرفت. نواحی نسخه برداری شده داخلی از دی ان ای ریبوزومی هسته‌ای توسط آغازگر‌های پیشرو (ITS1) و پسرو (ITS4) فزون‌سازی شد. نتایج واکنش زنجیره‌ای پلیمراز با ران کردن نمونه‌ها در ژل آگاروز 1% تایید شد و ژن‌های فزون سازی شده برای توالی سنجی به شرکت اپیکال (Apical)کشور مالزی ارسال و توالی سنجی صورت گرفت. پس از تعیین توالی، ویرایش به روش دستی با استفاده از نسخه 5 نرم افزار   Bioeditصورت گرفت و پس از مقایسه با توالی‌های موجود در بانک ژن با استفاده از نرم افزار بلاست، به بانک ژن ارائه و شماره دسترسی برای مطالعات بعدی اخذ گردید. تائید شناسایی مولکولی جدایه‌ها با آنالیز فیلوژنتیکی به دو روش الحاق پیوست مجاور و ماکسیمم پارسمونی صورت گرفت. گونه‌های شناسایی شده با استفاده از خصوصیات مورفولوژیکی و مولکولی عبارت بودند از *Aspergillus nomius، Fusarium oxysporum، Fusarium equiseti، Fusarium sp.، Penicillim solitum، *Penicillium sizovae، Penicillium sp.، Alternaria chlamydosporigena، Meyerozyma guilliermondii، Paramyrothecium roridum، Chaetomium elatum، Beauveria bassiana، *Beauveria pseudobassiana و *Beauveria tenella
  44. اثرات جانبی روشهای مختلف کاربرد حشره کش تیامتوکسام بر سن شکارگر،در سیستم شکار-شکارگری شته جالیز و Orius albidipennis Reuter (Hem.:Anthocoridae)
    بهارک محمودی ده پهنی 1397
    اثرات جانبی روش های مختلف کاربرد تیامتوکسام بر سن شکارگر در سیستم ششکار شکارگری orius albidipennis-Aphis gossypii
  45. شناسایی شپشک‌های خانواده Diaspididae و تعیین پلی مورفیسم آنها روی درختان میوه در دهستان میان¬دربند، استان کرمانشاه
    ناهیدالسادات بنی هاشمی 1397
  46. شناسایی و ریخت¬شناسی شپشک¬های ریشه گیاهان در شهرستان سنقر، استان کرمانشاه
    سمیرا کریمی 1396
      بالاخانواده Coccoidea حشراتی کوچک با انواع دگردیسی، دوشکلی جنسی و پارتنوژنز هستند. ماده­ها بی­بال بوده، فاقد تحرک، دارای ترشحات پودری و یا پوشش سپرمانند با بدنی بیضوی یا گرد هستند. خصوصیات کوتیکولی ماده­های بالغ در رده­بندی آن­ها نقش دارد. در ماده­های بالغ خصوصیات لاروی باقی می­ماند اما در نرها در مراحل بلوغ یک جفت بال دارد. نرها قطعات­دهانی ندارند و تغذیه نمی­کنند. انتهای شکم نرها دارای زایده بلند است. بال­های عقب نرها به زایده هالتر­مانندی تبدیل می­شوند. ماده­ها 2-3 سن پورگی و نرها 4 سن پورگی دارند. گونه­هایHypogaeic scale insects از خانواده­های مختلف شپشک­ها با تغذیه از ریشه و قسمت­های زیر­زمینی میزبان موجب کاهش رشد گیاهان آلوده می­شوند. با توجه به اینکه اندازه کوچک دارند توسط کشاورزان نادیده گرفته می­شوند، با تهیه اسلایدهای میکروسکوپی از شپشک­ها می­توان آن­ها را شناسایی کرد. اهداف پایان­نامه معرفی، جمع­آوری و شناسایی شپشک­های روی ریشه گیاهان در شهرستان سنقر، توصیف شپشک­های جدید روی ریشه گیاهان در این شهرستان و نیز جمع­آوری و شناسایی پارازیتوئید و شکارگرها هستند. پس از جمع­آوری نمونه­ها و نوشتن مشخصات در جدول، در آزمایشگاه شپشک­ها جداسازی شده و نمونه­های زنده را در ترکیبی از Ethyl Alcohol و Glacial Acetic Acid ثابت کرده و با سوزن نازک نمونه را سوراخ می­کنیم و بعد به محلول پتاس10% انتقال داده و بعد نمونه­ها را به آب­مقطرمی­شوییم، در ظرف دیگر آب­مقطر،GAA را تا 70% افزوده و بعد نمونه­ها را به GAA100% انتقال داده و محلول Acid Fuchsin را به­GAA اضافه کرده و بعد با GAAمی­شوییم و بعد یک قطره Xylen افزوده و با یک قطره کانادابالزام اسلاید درست می­کنیم. با قرار دادن در آون، اسلایدها خشک شده و برچسب می­زنیم.کلید واژگان: شپشک­های ریشه،Hypogaeic scale insects ، Coccoidea، ریخت شناسی، سنقر.
  47. بیولوژی و مرفولوژی شپشک Eulecanium sp. (Hemiptera: Coccidae) در شرایط طبیعی و شناسایی بندپایان مرتبط با آن در باغات شهرستان صحنه، کرمانشاه
    زهرا زارعی احمد آبادی 1396
    چکیدهشپشک نرم­تن،Eulecanium tiliae (Linnaeus, 1758)،در اکثر مناطق ایران، از جمله قسمت­های غربی، به­طور گسترده بر روی سرشاخه­ها قرار دارند و به عنوان یک آفت بالقوه برای انواع درختان میوه از جمله Prunus   .و Malus   . (Rosaceae) به شمار می­آید. در طی سال­های 1395-1396، جنبه­های زیست­شناسی و ریخت­شناسی این آفت در شرایط طبیعی مورد بررسی قرار گرفت (باغ گیلاس روستای احمداباد). فواصل نمونه­برداری هر ده روز یک­بار در نظر گرفته شد(به استثنای فصل زمستان). از حشرات بالغ اسلایدهایی میکروسکوپی تهیه و گونه­ها شناسایی شدند. بررسی نشان داد که زمستان­گذرانی این آفت به صورت پوره سن دوم بر روی سرشاخه­ها (سرشاخه­های یک ساله یا دو ساله) و تنها یک نسل در سال دارند. جنس ماده این گونه دارای دو سن پورگی است (فاقد حشره نر).تولیدمثل در این آفت به­صورت بکرزائی صورت می­گیرد. ظهور ماده­های بارور در اواخر فروردین ماه اتفاق افتاد و تخم­گذاری در اوایل اردیبهشت ماه شروع و تا اوایل خرداد ماه ادامه دارد. تعداد تخم در هر حشره بارور بین 200-1000 عدد متغیر است.اولین سن پورگی در اواسط اردیبهشت ماه ظاهر شد و در هر دو سطح فوقانی و تحتانی برگ­ گسترش یافت. آلودگی شدید باعث زرد شدن زودرس برگ و خشک شدن شاخه­ها می­شود.در طول مطالعه تاریخ زندگی این آفت، تا کنون هیچ حشره نری شناسایی نشده است. دشمنان طبیعی مرتبط با این آفت شناسایی شده­اند:Encyrtidae: Blasthotrix brittanica (Girault, 1917)Pteromalidae: Pachyneuron muscarum (Linnaeus, 1758)Phytoseiidae: Paraseiulus talbii (Athias-Henriot, 1960); Typhlodromusbagdasarjani (Wainstein & Arutunjan, 1967)Iolinidae: Pronematus ubiquitous (McGregor, 1932)Caligonellidae: Molothrognathus sp.(Summers & Schlinger, 1955) Cheyletidae: Cheletogenes ornatus (Canestrini & Fanzago, 1876) Phlaeothripidae: Cephalothrips coxalis (Bagnall, 1926).
  48. شناسایی تریپس های مزارع گندم و تغییرات جمعیت تریپس گندم، Haplothrips tritici در شهرستان ایوان، استان ایلام
    بهزاد میری 1396
  49. بررسی رابطه بین اثر علف های هرز با برخی عوامل تاثیرگذار بر عملکرد نخود (Cicer arietinum) در منطقه سنجابی روانسر
    ناصر سهرابی 1395
    به‌منظور بررسی اثر علف‌های هرز، همچنین برخی عوامل تاثیرگذار بر عملکرد نخود (Cicer arietinum L.) دیم، آزمایشی به‌صورت پیمایشی با نمونه برداری از 85 مزرعه نخود در سال زراعی 94-93 در سه روستا واقع در دهستان سنجابی شهرستان روانسر استان کرمانشاه انجام شد. به منظور جمع آوری داده ها از دو روش الف) تکمیل پرسش‌نامه توسط کشاورزان صاحب هر مزرعه و ب) نمونه‌برداری مستقیم از مزرعه، استفاده شد. اطلاعات مستخرج از پرسشنامه شامل مساحت اراضی، تناوب زراعی، میزان تحصیلات، زمان و وسیله شخم، کودهای شیمیایی مصرف‌شده، رقم بذر کشت‌شده، تاریخ کاشت، مبارزه با علف‌های هرز، زمان برداشت، روش برداشت و میزان عملکرد بودند. نمونه‌برداری از مزراع نیز در دو مرحله   شامل قبل از گلدهی و زمان تشکیل غلاف به‌صورت تصادفی در شش نقطه از هر مزرعه با استفاده از کوادراتی به ابعاد 1*1 متر انجام شد که اطلاعاتی از قبیل تراکم و درصد تاج پوشش علف های به تفکیک گونه، تعداد بوته‌های نخود، درصد تاج پوشش نخود و عملکرد نخود یادداشت برداری شد. نتایج به‌دست‌آمده نشان داد که عملکرد نخود بسته به نوع مدیریتی زراعی و عوامل اجتماعی از قبیل عملیات خاک ورزی، تاریخ کاشت، روش کاشت، مبارزه با علف های هرز، تارخ برداشت، سطح سواد کشاورز، سن و سابقه کشاورز و همچنین نوع روستای مورد مطالعه تفاوت معنی داری را نشان داد. بر این اساس، انجام دو بار خاکورزی قبل از کشت، استفاده روش های مکانیزه کاشت، مدیریت علف های هرز و همچنین انتخاب تاریخ کاشت و برداشت مناسب باعث افزایش معنی دار عملکرد نخود و کاهش معنی دار جمعیت علف های هرز در منطقه مورد مطالعه شد. علاوه بر این دو عامل سطح سواد و سابقه کشاورز نیز به عنوان عوامل مهم در افزایش عملکرد محصول و کاهش علف های هرز مطرح بودند. همچنین سکونت در مقایسه با عدم سکونت در روستا نیز با افزایش احتمال توجه کشاورز به عملیات داشت، افزایش عملکرد و کاهش جمعیت علف های هرز را به دنبال داشته باشد. که در مجموع 28 گونه علف هرز در مزارع منطقه مورد مطالعه مشاهده شد که اکثراً یکساله و پهن برگ بوده و اغلب آنها جزء علف های هرز غالب مزارع نخود استان کرمانشاه بودند. در این میان علف های هرز کاسنی و گلرنگ وحشی بیشترین تاثیر منفی را بر عملکرد نخود داشتند. همچنین برخی علف های هرز مانند شیرین بیان و جودره نیز در نتیجه اثرات متقابل با سایر علف های هرز علف های هرز بر خلاف تصور دارای تاثیر مثبت بر عملکرد نخود بودند. علاوه بر این افزایش تنوع و یکنواختی جمعیت علف های هرز دارای تاثیر مثبت بر عملکرد نخود بود. به نظر می رسد افزایش تنوع و ایجاد رقابت بین علف های هرز باعث کاهش قدرت رقابتی علف های هرز توسط خود آنها می شود، این امر می تواند از تاثیر منفی برخی از گونه ها بر گیاه زراعی بکاهد. احتمالا به همین دلیل بود که اثرات مثبت برخی علف های هرز رو عملکرد مشاهده شد. بطور کلی می توان بیان داشت که بررسی عوامل موثر بر تولید محصولات زراعی در شرایط واقعی، می تواند با افزایش آگاهی در مورد اثر هر یک از این عوامل، مدیریت بهتر بخش کشاورزی را به همراه داشته باشد.
  50. بررسی تاثیر قارچ بیمارگر Beauveria bassiana بر پارامتر¬های جدول زندگی کرم غوزه پنبه Helicoverpa armigera (Lep: Noctuidae)
    الهام کلوندی 1395
      چکیدهشب­پره­ی کرم ­غوزه­  hy;ی پنبهHelicoverpa armigera Hubner (Lepidoptera: Noctuidae) ، یکی ازآفات مهم و کلیدی محصولات کشاورزی در ایران وسایر کشور­های جهان می­باشد.مقاومت کرم غوزه­ی پنبه به اکثر گروه­های حشره­کشی رایج (پایرتروئید­ها، ترکیبات آلی فسفره و کاربامات­ها) منجر به کاهش اثر حشره­کش­ها در خیلی از کشورها شده است. برای حل چنین مشکلی، راه کار­های جدیدیمانند استفاده از روش­هایکنترل بیولوژیک به­ویژه استفاده از ترکیبات میکروبیممکن است منجربه کنترل مناسب آفت شده و بروز مقاومت را به تاخیر بیندازد.در این میان قارچ­ بیمار­گر حشرات، Beauveria bassiana (Balsamo) Vuillemin در مدیریت تلفیقی آفات از اهمیت خاصی برخوردار است، زیرا این قارچ دارای پراکنش جهانی بوده و با داشتن بیش از 700   گونه میزبان، دارای طیف میزبانی گسترده­ای می­باشد.همچنین یکی از مهم­ترین روش­های ارزیابی قدرت و کیفیت بیمارگری قارچ، استفاده از داده­های جدول زیستی حشره سالم و آلوده می­باشد که در این زمینه اطلاعات محدودی وجود دارد. در این پژوهشتاثیر قارچ بیمارگرB. bassiana، بر پارامتر­های جدول زندگی کرم غوزه پنبه،H. armigera(Lep; Noctuidae)مورد بررسی قرار گرفت.تمام آزمایشات با روش غوطه­وری در شرایط دمایی 1±25 درجه سانتی گراد، رطوبت نسبی 5 ±65 و دوره نوری 16 ساعت روشنایی و هشت تاریکی انجام گرفت. پس از آزمون مقدماتی غلظت­های موثر برای جدایه DC7102،103،105،106،108و برای جدایه DE101،102،104،106،108 تعیین شدند و به منظور بررسی زهرآگینی دو جدایه DEو DC7از قارچ بیمارگر B. bassiana، آزمایش زیست­سنجی روی لارو سن دوم کرم غوزه­ی پنبه در چهار تکرار انجام شد، نتایج این تحقیق نشان داد که جدایه DC7زهرآگینی بیشتری در مقایسه با جدایه دیگر ایجاد کرده، همچنینLC25و LC50برای این جدایهبه ترتیب102×44/2 و 104×5/1 اسپور بر میلی­لیترمحاسبه شد. نتایج حاصل از بررسی پارامترهای جدول زندگی نشان داد که این قارچ اثر قابل توجهی در مرگ و میر حشرات داشته است.همچنین علاوه بر افزایش مرگ و میر،میزان باروری حشراتی که زنده مانده­اند را نیز کاهش داد. نرخ ذاتی افزایش جمعیت (rm) برای شاهد، غلظت زیرکشنده و کشنده به ترتیب 198/0، 121/0 و 111/0 بر روز محاسبه گردید. این قارچ علاوه بر ایجا مرگ­ومیر، موجب ایجاد بدشکلی­ در پیش­شفیره، شفیره و بالغینشد.در نتیجه می­توان بیان نمود که این قارچ بیمارگرپتانسیل بالایی در بیماری­زایی در کرم غوزه پنبه دارد از اینرو می­تواند به عنوان یک عامل کنترل زیستی کارآمد در برابر آفت مذکور به کار گرفته شود.
  51. جداسازی وشناسایی قارچ بیماری زای حشرات در استان کرمانشاه
    آرزو هادی 1395
      سن گندم(Eurigaster intergericeps ( Hem, Scutelleridae مهم­ترین آفت مزارع گندم وجو در خاورمیانه است.این حشره در ایران نیز به عنوان یک آفت کلیدی، خسارت قابل ملاحظه­ای به محصولات گندم وجو وارد می­کند. سم­پاشی­هایی که علیه این آفت صورت می­گیرد نه تنها باعث آلودگی محیط زیست شده بلکه موجب آلودگی مواد غذایی نیز می­شود. بنابراین با استفاده از قارچ­های بیمارگر حشرات در مدیریت آفت می­توان موجب کاهش استفاده از آفت­کش­های شیمیایی شد. در این بررسی بیماریزایی سه قارچ Paecillomyces lillacinus، Beuveria bassiana و Fusarium prolifreatumروی پوره سن سوم سن گندمEurigaster intergericepsدر شرایط آزمایشگاهی به مدت شش روز مورد آزمایش قرار گرفت. آزمون بیماری­زایی اثبات کرد که هر سه قارچ بیماری­زا هستند ودر همه جدایه­ها با افزایش غلظت سوسپانسیون اسپور قارچ­ها درصد مرگ­ و میر لاروها افزایش پیدا کرده­است. غلظت   108   قارچ   euveria bassiana بعد از شش روز باعث 78% درصد تلفات در جمعییت پوره سن دوم   intergericeps. E و قارچFusarium prolifreatumدر غلظت 109   باعث68%مرگ ومیر و قارچ Paecillomyces lillacinus با غلظت 1010 باعث 76% مرگ ومیر جمعییت تیمارشد که هر سه قارچ با تفاوت معنی­داری نسبت به جمعییت شاهد توانایی بالایی برای کاهش جمعییت پوره­های سن دوم را دارد.آزمون موازی بودن توان نسبی نشان داد که قارچ Beuveria bassianaبا تفاوت معنی­داری از دو قارچ دیگر توانایی بالاتری برای بیماری­زایی دارد
  52. شناسایی شپشک¬های خانوادهAsterolecaniidae و دشمنان طبیعی آن¬ها و بررسی بیولوژی گونه غالب در جنگل¬های بلوط اسلام آبادغرب، کرمانشاه
    سمیرا افضلی 1395
       بلوط Quercus sp درختی جنگلی با خواص دارویی می­باشد که در خاک­های سنگین، کم عمق، آهکی و رسی با PH قلیایی می­روید. طی بازدیدهای انجام شده در منطقه­ی قلاجه از توابع شهرستان اسلام آبادغرب، طی سال­های 95-94 تنها گونه­ی شپشک Hem: Asterolecanidae)) Asterodiaspis quercicola روی درختان بلوط Quercus sp شناسایی شد. از خصوصیات ریخت شناسی مهم این گونه می ­توان به داشتن روزنه­های   8 شکل در حاشیه بدن و وجود دو موی بلند در انتهای بدن اشاره کرد. به منظور بررسی زیست شناسی این آفت در تمام طول سال روی سرشاخه­های بلوط از مراحل مختلف، آماربرداری هفتگی و منظم انجام و ثبت گردید. حشرات ماده بالغ، پوره­های سن اول و پوره­های سن دوم به ترتیب در تاریخ های 21/1/95، 1/3/95 و4/5/95 ظاهر شده و اوج جمعیت آن­ها به ترتیب در تاریخ های 25/2/95 ،18/5/95 و 22/5/95 بود. حشرات ماده بالغ موجود روی سرشاخه­ها حاوی 66- 16 تخم بودند. زیست شناسی آفت نشان داد که این شپشک در شرایط آب و هوایی شهرستان اسلام آبادغرب   دارای یک نسل در سال   و زمستان را به صورت ماده بالغ نابارور روی سرشاخه­های جوان   می­گذراند. مهم­ترین دشمن طبیعی این گونه در منطقه، زنبور پارازیتویید (Hym: Encyrtidae) 1837,Westwood Habrolepis dalmanii بودکه نقش مهمی در کاهش جمعیت بالغین داشته است.
  53. اثر اختلاط آفت کش های ایمیداکلوپراید و پی متروزین روی شته ی جالیز، Aphis gossypii (Hem: Aphididae)
    راحله الفتی سومار 1395
    شته­ی جالیز Aphis gossypii Glover (Hemiptera: Aphididae) یکی از آفات کلیدی در جهان می­باشد که برای کنترل آن به طور مکرر از آفات­کش­ها استفاده می­شود. استفاده از مخلوط آفت­کش­ها یکی از راه­های موثر در کاهش مصرف آن­ها و جلوگیری از ایجاد مقاومت در جمعیت آفات است. مطالعه­ی برهمکنش بین دو آفت­کش می­تواند نتایج ارزنده­ای برای کاربران آن­ها به ویژه در برنامه­های مدیریت تلفیقی آفات در پی داشته باشد. برهمکنش بین ایمیداکلوپرید و پی­متروزین روی شته­ی جالیز با استفاده از روش غوطه­ور سازی برگ تحت شرایط آزمایشگاهی (دمای 1±25 درجه سیلسیوس، رطوبت نسبی 5±65 درصد و دوره نوری 16:8 ساعت (تاریکی: روشنایی)) مورد ارزیابی قرار گرفت. بهترین اثر سینرژیستی در نسبت 5:5 (Im:Py) با مقدار R، CI و LC50 بترتیب 84/3، 27/0 و 71/8 مشاهده شد. اثر افزایشی نیز در بسیاری از نسبت­ها مشاهده شد. اثر غلظت­های زیر کشنده این ترکیبات با استفاده از سم­شناسی دموگرافیک ارزیابی شد. نرخ بقا و پارامتر­های رشد جمعیت، شامل نرخ ذاتی رشد جمعیت (rm)، نرخ خالص تولید مثل(R0)، طول مدت یک نسل (Tc) و نرخ متناهی افزایش جمعیت(?) به طور منفی برای هرسه ترکیب آفت­کش تحت تاثیر قرار گرفت. در تیمار­های شاهد، ایمیداکلوپرید، پی­متروزین و مخلوط سموم مقادیر rm به ترتیب 39/0، 22/0، 31/0 و 23/0 نتاج ماده به ازای هر فرد ماده در روز بود. نتایج آزمایشات نشان داد که استفاده از غلظت­های کشنده و زیرکشنده مذکور می­تواند نتایج امید بخشی در کنترل حشرات آفت و کنه­ها در برنامه­های IPM داشته باشد.
  54. تاثیر سرمادهی بر پارامترهای زیستی سن گندم ( Eurygaster integriceps Put. (Hem., Scutelleridae
    سیده پریوش حسینی واحد 1394
  55. بیواکولوژی سنک گلابی، (Stephanitis pyri (Hem., Tingidae، روی درختان گردو در شهر کرمانشاه
    حسنا منتظرصاحب 1394

تاریخ به‌روزرسانی: 1405/03/06