صفحه نمایش استاد - پرتال اصلی دانشگاه رازی
حمیدرضا پوریان
استادیار / کشاورزی / مهندسی گیاه پزشکی
دروس ارائه شده نیمسال جاری
| نام درس | واحد | زمان ارائه درس | ترم |
|---|---|---|---|
| بومشناسی | 3 | هفته هاي فرد ، سه شنبه ، 08:30-10:30، هرهفته، سه شنبه ، 10:30-12:30 | نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1405 |
| مهارتی تخصصی1 گیاه پزشکی – فناوری تولید عوامل کنترل بیولوژیک آفات | 0 | هرهفته، شنبه ، 14:00-16:00 | نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1405 |
| آفات انباری | 1 | هفته هاي زوج ، دوشنبه ، 14:00-16:00 | نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1405 |
| آزمایشگاه آفات انباری | 1 | هرهفته، سه شنبه ، 14:00-16:00 | نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1405 |
| آزمایشگاه آفات انباری | 1 | هرهفته، سه شنبه ، 16:00-18:00 | نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1405 |
| بیمارگرهای آفات | 2 | هفته هاي زوج ، يك شنبه ، 08:30-10:30، هرهفته، يك شنبه ، 14:00-16:00 | نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1405 |
پایاننامههای کارشناسیارشد
-
کفشدوزک ها و پارازیتوییدهای آن ها در شهرستان سنقر و کلیایی و بررسی غذای موجود در دستگاه گوارش رایج ترین گونه
اریا طاهری 1405 -
شناسایی حشرات Heteroptera مرتبط با درختان پسته وحشی و دشمنان طبیعی آن ها در جنگل های حومه ی کرمانشاه
فرناز اکبری نورانی 1405 -
شناسایی مولکولی قارچ های همراه با بذرهای سالم و آلوده بلوط ایرانی به سوسک سرخرطومی بذرخوار بلوط Curculio glandium (Coleoptera: Curculionidae) در استان کرمانشاه، ایران
مریم عباسی 1404به منظور شناسایی مولکولی قارچهای همراه با بذرهای سالم و آلوده بلوط ایرانی به سوسک سرخرطومی بذرخوار بلوطCurculio glandium (Coleoptera: Curculionidae) در استان کرمانشاه، نمونهبرداری در ?? سایت جنگلی مجزا از اکتبر 2023 تا ژانویه 2024 انجام شد. در هر سایت، ?? درخت به طور تصادفی انتخاب شد و از هر درخت، ?? بذر بلوط به ظاهر سالم و ?? بذر بلوط احتمالاً آلوده به سوسک جمعآوری گردید. بلوطها در کیسههای کاغذی برچسبدار به آزمایشگاه بیماریشناسی گیاهی دانشگاه رازی برای جداسازی قارچ منتقل شدند. درصد بلوطهای آلودهشده توسط C. glandium و قابلیت زندهمانی این بلوطها ارزیابی شد. از بین 200 بذر بلوط جمعآوری شده نیمی از آنها بلافاصله در خاک گلدان تجاری کاشته شدند و نیمی دیگر پس از یکسال نگهداری در انبار، کاشته شدند. شناسایی مولکولی پس از شناسایی ریختشناسی توسط یک حشرهشناس مجرب استخراج گردید. آغازگر اختصاصی گونه بر اساس توالی COI مربوط بهC. glandium و با استفاده از نرمافزار OLIGO 7.56 طراحی شد. اختصاصیت آغازگر اختصاصی C. glandium از طریق آزمون واکنش زنجیرهای پلیمراز با استفاده از الگوهای DNA حاصل از طیفی از حشرات غیرهدف اعتبارسنجی شد. دی.ان.ای. ژنومی از کشتهای خالص ?? ریختگونه قارچی که روی محیط PDA رشد کرده بودند، استخراج شد و کیفیت و خلوص آن با استفاده از اسپکتروفوتومتر و الکتروفورز روی ژل آگارز ? درصد در بافر TAE ارزیابی گردید. نرمال بودن دادهها و همگنی واریانسها به ترتیب با استفاده از آزمونهای شاپیرو-ویلک و لوون مورد بررسی قرار گرفتند. طول زخم از طریق آنالیز واریانس یکطرفه ارزیابی شد و تفاوتهای معنادار بین میانگینها با استفاده از آزمون توکی مشخص گردید. نتایج نشان داد نرخ آلودگی تنوع زیادی داشت و میانگین کلی نرخ آلودگی بذرها به سوسک سرخرطومی بذرخوار بلوط ?/? ± ?/?? درصد بود. درصد جوانهزنی بذرهایی که بلافاصه پس از جمعآوری کاشته شده بودند (90 درصد) نسبت به بذرهایی که پس از یکسال انبارداری کاشته شدند (30 درصد)، بالاتر بود. توالییابی ناحیه سیتوکروم c اکسیداز با آغازگرهای اختصاصی سبب شناسایی پروانه بذرخوار بلوط (Cydia fagiglandana) شد. اختصاصیت جفت آغازگر FCuGl/RCuGl جهت شناسایی لاروهای سوسک سرخرطومی بذرخوار بلوط (C. glandium) تایید شد. در مجموع گونههای قارچی Aspergillus niger (31 درصد)، Paecilomyces lecytidis (5/20 درصد)، Quambalaria cyanescens (4/12 درصد)، Rhizopus stolonifera (6/5 درصد) و Fusarium proliferatum (9/4 درصد) به لحاظ فراوانی در ردههای اول تا پنجم شایعترین گونههای قارچی آلودهکننده بذرهای بلوط در مناطق مورد بررسی بودند. تحلیل فیلوژنتیک، شناساییهای مولکولی حاصل از جستجوهای BLAST را تایید کرد. از ???? عدد بذر بلوط، ??? جدایه قارچی متعلق به ?? تاکسون به دست آمد که 7/81 درصد تنوع مربوط به قارچهای آسکومیست و زیرشاخه Pezizomycotina و 2/0 درصد تنوع مربوط به زیرشاخه Saccharomycotina، 4/12 درصد از قارچهای بازیدیومیست و 8/5 درصد تنوع مربوط به شاخه Mucormycota بودند. به لحاظ فراوانی نیز بیشترین جدایههای قارچی خانواده آسکومیست مربوط به Eurotiales (34/56 درصد)، Hypocreales (1/24 درصد) و Botryosphaeriales (9/5 درصد) بودند و راسته Hypocreales با پنج تاکسون، بیشترین تنوع تاکسونومیک را نشان داد. نهالهای مایهزنی شده با قارچهای B. fabicerciana، C. bennettii، C. deborreae، Coniochaeta sp.، Cytospora sp.، C. ribis، C. rhodophila، F. equiseti، F. proliferatum، N. macnamarae، N. dimidiatum، P. lecythidis، Q. cyanescens و T. roseum سبب ایجاد بیماری شدند. مایهزنی بذرهای بلوط با جدایههای قارچی در شرایط کنترلشده، درجات مختلفی از لکههای نکروز را ایجاد کرد که بر اساس طول زخم کمیسازی شد.
-
فون زنجرک ها(Hem.: Auchenorrhyncha: Cicadellidae) و دشمنان طبیعی مرتبط با آنها روی درخت پسته وحشی Pistacia atlantica mutica در جنگل های حومه ی کرمانشاه
معصومه جشنیان 1404 -
برهمکنش قارچ های بیمارگر حشرات Beauveria bassiana و Metarhizium anisopliae با مالاتیون و تیامتوکسام در کنترل سوسک چهار نقطه ای حبوبات، Callosobruchus maculatus
بفراو رسولی 1404سوسک چهارنقطهای حبوبات (Callosobruchus maculatus؛ Coleoptera: Chrysomelidae) آفت کلیدی انباری حبوبات در مناطق گرمسیری مانند ایران است که تا ?? درصد خسارت در ذخیرهسازی وارد میکند. خسارت شامل کاهش وزن بذر، سوراخ شدن و آلودگی ثانویه است. کاربرد حشرهکشهای شیمیایی مانند مالاتیون و تیامتوکسام در انبار با چالشهایی مانند مقاومت آفات و آلودگی محیطی مواجهاند. بنابراین برای کاهش مصرف این حشره کشها، مدیریت تلفیقی آفات (IPM) با قارچهای بیمارگر حشرات (EPF) مانند Beauveria bassiana و Metarhizium anisopliae پیشنهاد میشود. این قارچها از طریق نفوذ به کوتیکول و تولید آنزیمهای تخریبکننده، آفت را کنترل میکنند، اما اثر آهسته آنها نیاز به ترکیب با حشرهکشها دارد. این پژوهش با هدف ارزیابی کارایی مجزای قارچ بیمارگر حشرات Metarhizium anisopliae (جدایهی مورد استفاده) و دو حشرهکش پرمصرف تیامتوکسام (از گروه نئونیکوتینوئیدها) و مالاتیون (از گروه ارگانوفسفرهها)، و بررسی نوع برهمکنش آنها در شرایط آزمایشگاهی بر روی حشرات بالغ C. maculatus انجام گرفت. پس از تعیین دوزهای کم کشنده و کشنده و سایر پارامترهای سمشناسی با استفاده از مدل پروبیت (Probit) برای ترکیبات تکی، تاثیر کاربرد همزمان قارچ با دوزهای زیرکشنده حشرهکشها مورد بررسی قرار گرفت. برای ارزیابی نوع اثر ترکیبی (همافزایی، جمعی یا متضاد)، از روشهای تحلیلی مانند عامل سمافزایی (CTC) و مدلهای تحلیلی همزمان استفاده گردید. روششناسی آزمایشگاهی شامل استفاده از جدایههای قارچ بومی ایران، پرورش آفت روی نخود (دمای ?? درجه سانتیگراد، رطوبت ?? درصد)، زیست سنجی با با غلظتهای مختلف، و تحلیل آماری همافزایی بود. نتایج نشان داد جدایههای منتخب قارچها ویرولانس بالایی دارند؛ B. bassiana و M. anisopliae مرگومیر آفت را تا ??-?? درصد در غلظتهای ???-??? کنیدیوم/میلیلیتر ایجاد کردند. حشرهکشها در روش تیمار بذر با LD50 پایینتر برای تیامتوکسام موثرتر بودند،. از جنبه سازگاری: دوزهای کم کشنده حشرهکشها (LD25) تاثیر منفی کمی بر رشد میسیلیوم (کاهش ??-?? درصد)، اسپورزایی (کاهش ?? درصد) و زندهمانی کنیدیومها (??-?? درصد حفظ) داشتند، اما در این زمینه مالاتیون سازگارتر از تیامتوکسام بود. از جنبه اختلاط دوزهای کم کشنده و کشنده حشره کشها با قارچ بیمارگر حشرات نتایج نشان داد: ترکیب قارچ با LC25 حشرهکشها همافزایی ایجاد کرد، مرگومیر را به ??-?? درصد رساند و زمان کشندگی را از ?-?? روز به ?-? روز کاهش داد. برهمکنش تیامتوکسام در دوز کم کشنده با قارچ M. anisopliae قویترین اثر سمافزایی را ایجاد کرد. این نتیجه نشان میدهد که دوز بسیار کم تیامتوکسام (حدود یکچهارم دوز کشنده پنجاه درصد)، توان قارچ را برای کشتن آفت بیش از سه برابر افزایش داده است. این نوع همافزایی احتمالاً به دلیل مکانیسم نئونیکوتینوئیدها در تضعیف سیستم ایمنی حشره و تسهیل نفوذ ریسه قارچ است. جدایههای بومی کارآمدند و اختلاط مصرف سم را ??-?? درصد کاهش میدهد، مقاومت را مدیریت کرده و محیط را حفظ میکند. همافزایی به دلیل تضعیف کوتیکول توسط حشرهکشها و نفوذ آسانتر قارچ است. مقایسه با مطالعات مشابه (مانند Ozdemir et al., 2020) نشاندهنده برتری جدایههای بومی ایران است. چالشها شامل پایداری قارچ در رطوبت پایین انبار و نیاز به فرمولاسیونهای تجاری است. پیشنهاد: آزمونهای میدانی و ترکیب با عوامل دیگر IPM برای کاربرد گسترده در انبارهای ایران. این پژوهش پایهای برای فرمولاسیونهای ترکیبی بیولوژیکی-شیمیایی فراهم میکند تا امنیت غذایی و کشاورزی پایدار تقویت شود. کلیده واژه ها: مالاتیون، تیامتوکسام، سمیت، اختلاط ، سینرژیسم، آنتاگونیسم و شایستگی قارچ، مدیریت تلفیقی آفات
-
اثر بخشی زیستی باکتری Bacillus thuringiensis روی کنترل کرم غوزه پنبهHelicoverpa armigera Hubner (Lep: Noctuidae) طی نسل های متوالی
خاطره سرمستی 1404این مطالعه با هدف بررسی دینامیک حساسیت فرانسلی و کارایی زیستی باکتری Bacillus thuringiensis زیرگونه kurstaki (Bt) در کنترل لاروهای سن سوم کرم غوزه پنبه (Helicoverpa armigera) طی چهار نسل متوالی انجام شد. آزمایشهای زیستسنجی با اعمال غلظتهای مختلف باکتری Bt طی نسلهای مختلف شامل اولین نسل یانسل مرجع (F0) و نتاج متوالی حاصل (F1وF2وF3) نشان داد که درصد مرگ و میر تجمعی و شاخصهای حساسیت آفت به باکتری (مانند مقادیر LC50، نرخ مقاومتRR ، نسبت دوزهای کشند) به طور قابل توجهی در نسلهای بعدی کاهش مییابد. نسل مرجع و نسل اول بیشترین حساسیت را به اسپور و کریستالهای باکتری Bt داشتند، اما طی اعمال فشار انتخابی مداوم، نرخ توسعه مقاومت در نسل دوم به طور معنادار افزایش یافت (RR=2.92) و در نسل سوم به حداکثر خود رسید(RR=7.25).مقدار LT50 طی روزهای پایش بجز چند غلظت بالا در نسل اول در سایر غلظتها و به ویژه در نسل های بعدی هیچگاه به پنجاه درصد کشندگی نرسید. مدل های آماری مختلف برای بررسی روابط بین بین LC50 و LT50 در چهار نسل متوالی (F0 تا F3) از H. armigera تحت تیمار با Bt مورد ارزیابی قرار گرفت تا مدلی که بهترین برازش از داده ها دارد انتخاب شود. نتایج نشان داد همه مدلها همبستگی قوی و مثبت بین LC50 وLT50 را تایید میکنند (r=0.92)، که بیانگر تاخیر معنادار در زمان مرگ لاروها با افزایش مقاومت یا کاهش حساسیت لاروهای آفت تحت فشار انتخابی است. مدل رگرسیون غیرخطی توانی (R²=0.89) و مدل تعمیمیافته خطی با توزیع گاما (Deviance explained=85%) نشان دادند که رابطه متغییرهای وابسته و مستقل مورد مقایسه به خوبی قابل مدلسازی است. این یافتهها تاکید میکنند که کاربرد مکرر Bt بدون استراتژیهای مدیریت مقاومت نظیر استفاده از مناطق پناهگاه (refugia)، موجب بروز مقاومت سریع و کاهش اثر کنترل زیستی میشود. لذا، مدیریت مزرعه شامل تناوب حشرهکش، ایجاد پناهگاه بدونBt و استفاده از غلظتهای هدفمند و بالاتر نقش موثری در کنترل پایدار آفت و مدیریت مقاومت دارد. این تحقیق ضمن اثبات تکامل مقاومت فرانسلی در شرایط آزمایشگاهی، بر اهمیت پایش و پیشگیری از توسعه مقاومت ژنتیکی و اپیژنتیکی در جمعیت آفت های کلیدی در شرایط مزرعه و گلخانهای تاکید دارد. کلیدواژه: Bacillus thuringiensis، کرم غوزه پنبه، مقاومت فرانسلی، زیستسنجی، نسلهای متوالی، ، مدلسازی آماری، مهار زیستی
-
اثر تغذیه در زمان ذخیره سازی در سرما روی عملکرد زنبور پارازیتوئید Habrobracon hebetor (Hym., Braconidae)
فاطمه جهان ارائیان 1403چکیده هدف پژوهش: زنبور پارازیتوئید Habrobracon hebetor (Say) (Hym., Braconidae) یکی از حشرات مفید است که در کنترل زیستی لارو بالپولکداران مورد استفاده قرار میگیرد. یکی از چالشهای اصلی تولیدکنندگان این زنبور، ذخیرهسازی و حفظ کیفیت آن در طول دوره نگهداری در سرما است، زیرا فرآیند تولید این زنبور و میزبان آن حدود دو ماه به طول میانجامد. ذخیرهسازی بهینه در سرما، علاوه بر جلوگیری از کاهش کیفیت زنبور، دسترسی دائمی به آن را در زمان مناسب و به تعداد کافی فراهم میکند. در این مطالعه، تاثیر تغذیه در طول دوره ذخیرهسازی چهار هفتهای در سرما بر میزان مرگومیر و ویژگیهای زیستی زنبور H. hebetor مورد بررسی قرار گرفت. روش پژوهش: این مطالعه به روش تجربی و تحت شرایط آزمایشگاهی (پرورش میزبان، لارو شبپره مدیترانهای آرد، Ephestia kuhniella Zeller، در دمای 2±27 درجه سلسیوس، رطوبت نسبی 5±65 درصد و در شرایط تاریکی و پرورش H. hebetor در دمای 2±25 درجه سلسیوس، رطوبت نسبی 5±65 درصد و دوره نوری 16 ساعت روشنایی و 8 ساعت تاریکی) انجام شد. زنبورهای بالغ همسن داخل یخچال (دمای 1±5 درجه سلسیوس) در دو شرایط بدون تغذیه و تغذیه با محلول آب و عسل رقیق (1:5 هر 48 ساعت یکبار) نگهداری شدند و در هر یک از شرایط ذکر شده، حداقل 20 جفت زنبور نر و ماده بالغ همسن مورد مطالعه قرار گرفتند. دادههای جمعآوری شده پس از بررسی نرمال بودن دادهها با روش One-way ANOVA مقایسه آماری شد و گروهبندی تیمارها با آزمون Tukey HSD صورت پذیرفت. یافتهها: نتایج این مطالعه نشان میدهد که تغذیه زنبور پارازیتوئید H. hebetor در طول دوره ذخیرهسازی در سرما، تاثیر مثبتی بر بهبود کیفیت و کارایی این زنبور دارد. بهطور خاص، تغذیه با محلول آب و عسل رقیق شده، باعث کاهش مرگومیر، افزایش تخمریزی و بهبود پارازیتیسم زنبورها شد، اما بر نسبت جنسی آنها تاثیری نداشت. نتیجهگیری: تغذیه در زمان ذخیره سازی زنبور H. hebetor در سرما، میتواند از تلفات بالای زنبور جلوگیری نموده و افت کیفیت و عدم کارایی زنبور را کاهش دهد. این یافتهها میتواند به تولیدکنندگان در بهینهسازی روشهای ذخیرهسازی و حفظ کیفیت زنبورها کمک کند، تا در زمان نیاز، به تعداد زنبور کافی و با کیفیت دسترسی داشته باشند. کلید واژه ها: تغذیه، ذخیرهسازی، زنبور پارازیتوئید، شبپره مدیترانهای آرد، کنترلزیستی
-
استفاده از واکنش زنجیره¬ای پلیمراز تودرتو برای ردیابی سریع قارچ Paecilomyces maximus در لارو سوسک¬های چوبخوار در جنگل¬های بلوط استان کرمانشاه
گلاره قادری 1403Paecilomyces formosus درختان بلوط جنگلهای زاگرس غرب ایران را تهدید میکند. حشرات مختلف مانند سوسکهای آلوده به چوب Coleoptera)) ممکن است در انتشار P. formosus نقش داشته باشند. ما لاروها و حشرات بالغ را از شاخههای درختان بلوط با علائم خشکیدگی در جنگلهای زاگرس جمعآوری کردیم. برای شناسایی لارو ، ژن میتوکندری سیتوکروم c اکسیداز ((COXI با واکنش زنجیرهای پلیمراز (PCR) تکثیر شد. جدایههای قارچی از چوب و حشرات جمعآوری شده از بلوطهای نمونهبرداری شده با مورفولوژی، تولید اسید در محیط کراتین ساکارز آگار (CREA)، فیلوژنی داده دادههای توالی DNA برای ژن بتاتوبولین و Rdna رونویسی شده داخلی (ITS) شناسایی شدند. برای شناسایی P. formosus در لارو و حشرات بالغ، ما از یک روش PCR تودرتو با جفت پرایمرهای PaMF PaMR مخصوص گونه استفاده کردیم. حشراتی که اغلب برای P.formosus مثبت بودند ، لارو بوپرستیدههای Acmaeodera sp ، Chrysobothris affinis ولاروهای سرامبیسیده Trichoferus campestris بودند. بزرگسالانC. affinis و Calchaesobothris diversicolis (Cerambycidae) که از داخل مجموعههای آنها جمعآوری شده بودند نیز مثبت شدند. لارو سوسک Anthaxia sp (Buprestidae) ، Latipalpis plana (Buprestidae)، Monochamus sp.(Cerambicidae) وCrypticus gibbulus (Tenebrionidae) نیز مثبت شدند. لاروهایی که برای P.formosus منفی شدند، گونههای(Lepidoptera) Cossida،(Coleoptera) Elateridae،Gasterruptiidae (Hymenoptera) وSiphidae (Diptera) بودند. تحقیقات آینده برای تعیین اینکه آیا هر یک از این حشرات میتوانند به عنوان ناقل P. formosus عمل کنند، مورد نیاز است. این نتایج را میتوان برای هدف قرار دادن حشرات خاص برای نظارت استفاده کرد
-
اثرافزودن غلظت¬های مختلف نانوذره¬ی سلنیوم دوپ شده با نانوذره¬ی روی پوشش دار شده با رزوراترول بر پارامترهای پس از انجماد-یخ¬گشایی منی گوسفند
لعیا رستگاری پویانی 1403انجماد اسپرم، یکی از روشهای کمک باروری بوده که با نگهداری اسپرم ها در دمای پایین (196- درجه سانتی گراد) در ازت مایع برای مدت طولانی، موجب حفظ ژنوم گونه های برتر و افزایش تولیدنسل در آنها میشود. درطی فرآیند انجماد-یخ گشایی، کاهش سطح آنتی اکسیدان و افزایش غلظت رادیکالهای آزاد، پدیده ای به نام استرس اکسیداتیو ایجاد میکند. این استرس میتواند آسیبهای قابل توجهی به غشاء و مورفولوژی اسپرم وارد کرده و در نتیجه، موجب افزایش معنادار آسیب یا ناهنجاری در اسپرم و همچنین کاهش معنادار توانایی زندهمانی و تحرک اسپرم شود. برای کاهش استرس اکسیداتیو در طی فرآیند انجماد، افزودن آنتیاکسیدانها به رقیقکننده اسپرم بسیار مهم است. بهطور ویژه، نانوذرات در این زمینه نقش موثری دارند؛ زیرا در غلظتهای پایینتر دارای فراهمی زیستی بالاتر بوده و بهطور کلی، سمیت کمتری در مقایسه با اشکال نمکی دارند. علاوه بر این، پوشاندن داروها روی سطح نانوذرات، فراهمی زیستی آنها برای سلول را افزایش میدهد. هدف از این مطالعه، تعیین غلظتهای بهینه رزوراترول، نانوذرات سلنیوم دوپشده با نانوذرات اکسید روی، نمک سلنیت سدیم (90%): کلرید روی (10%)، نانوذرات سلنیوم دوپشده با نانوذرات اکسید روی و پوششدار شده با رزوراترول و ارزیابی اثرات آنها بر زندهمانی، تحرک، پراکسیداسیدن لیپیدی، ناهنجاریها، یکپارچگی غشا و DNA پس از فرآیند انجماد- یخگشایی است. برای رسیدن به این هدف، با استفاده از عصاره زرشک، نانوذرات سلنیوم دوپشده با نانوذرات اکسید روی سنتز شدند. پس از تعیین ویژگیهای این نانوذرات، رزوراترول بر روی سطح آنها بارگذاری شد. ویژگیهای این نانوذرات، با استفاده از آزمونهای Zeta Potential, EDX, FE-SEM, FT-IR, UV-Vis مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. پس از شناسایی نانوذرات، سمیت آنها بر روی اسپرم تازه رقیق شده با استفاده از آزمون MTT و ظرفیت آنتیاکسیدانی آنها با روش DPPH ارزیابی شد. در این پژوهش، اسپرم چهار راس گوسفند نژاد سنجابی با میانگین سن 5-4 سال بهمدت دو بار در هفته بهکمک مهبل مصنوعی جمعآوری و پس از ارزیابی اولیه و رقیقسازی نمونه منی در رقیقکنندهی تریس بازی، ترکیبات متفاوتی در غلظتهای مختلف 1، 5، 25 و 125 میکروگرم در میلیلیتر به مایع منی رقیقشده اضافه گردید. این ترکیبات شامل نمک سلنیت سدیم(90%): کلرید روی(10%) ، نانوذرات سلنیوم دوپشده با نانوذرات روی، رزوراترول و نانوذرات سلنیوم دوپشده با نانوذرات روی پوششدار شده با رزوراتول بودند. یک گروه از منی رقیقشده بدون مکمل یا دارو نیز بهعنوان گروه کنترل در نظر گرفته شد. پس از بارگذاری این 17 نمونه آزمایشی در در پایوت 25/0 میلیلیتری، سردسازی تا 5-4 درجه سانتیگراد صورت گرفت و با قرار گرفتن روی بخار ازت، منجمد شدند. پس از دو هفته نیز با یخگشایی پایوتها، فراسنجههای جنبایی، زندهمانی، یکپارچگی غشای اسپرم و DNA، ناهنجاریهای اسپرم و سطح مالوندیآلدهید برای همهی تیمارها ارزیابی گردید. دادههای حاصل در 7 تکرار و بهکمک نرم افزار آماری آنالیز و مقایسات میانگینها با آزمون دانکن با سطح معنیداری 5 درصد صورت گرفت. مطابق نتایج حاصلشده، افزودن غلظت 5 میکروگرم در میلیلیتر نانوذره سلنیوم دوپشده با نانوذره اکسید روی پوششدار شده با رزوراترول به منی رقیقشده گوسفند سنجابی، موجب بهبود معنیداری در فراسنجههای کیفی از جمله افزایش تحرک تام، زندهمانی، یکپارچگی غشا و DNA و ظرفیت آنتیاکسیدانی و همچنین کاهش سطح مالون دی آلدهید، آپوپتوز، سمیت و ناهمجاری اسپرم پس از یخگشایی نسبت به گروه شاهد و سایر گروههای تیماری شده بود (p<0.05). دادهها نشان دادند ترکیب این مجموعه و خواص آنتیاکسیدانی ناشی از آن، در کاهش سطح رادیکالهای آزاد و استرس اکسیداتیو و در نهایت بهبود کیفیت اسپرم موثر بوده است . این درحالی است که با افزایش غلظت آن، از درصد کیفیت اسپرم کاسته شده، تا جایی که در غلظت 125 میکروگرم در میلیلیتر، آثار سمی بروز یافت (p<0.05). به نظر میرسد افزودن نانوذرات سلنیوم دوپشده با نانوذرات روی و پوششدار شده با رزوراترول (وابسته به دوز استفاده) به رقیقکننده منی گوسفند، میتواند فراسنجههای کیفی اسپرم یخگشایی شده را بهبود بخشیده و در نتیجه، موجب بهبود شانس لقاح و باروری شود تا جایی که در غلظتهای پایین (کمتر از 125 میکروگرم در میلیلیتر) تحرک، زندهمانی، یکپارچگی غشا و DNA و... اسپرم نسبت به شاهد بهطور معنی داری بهبود یافته است.
-
نوسانات جمعیت و الگوی توزیع فضایی کنه¬ Pronematus ubiquitus (Trombidiformes: Iolinidae) روی گیاهان مختلف در شهر کرمانشاه
آزاده جمشیدی سیاکمری 1403کنه(Trombidiformes: Iolinidae) (McGregor, 1932) Pronematus ubiquitus کنه کوچکی است که قادر است بهطور چشمگیری، جمعیت تعدادی از آفات و بیماری را کنترل کند. این شکارگر اندازه بسیار کوچک و سرعت تحرک فوقالعادهای دارد. روی سطح برگ برخی گیاهان، تعداد زیادی پرزهای غدهای وجود دارد که وجود این پرزها مانع از استقرار و حرکت مناسب شکارگرهایی مانند کنههای Phytoseiidae میشوند. ولی کنه P. ubiquitus بهدلیل ویژگیهای فوقالذکر، قادر است به راحتی پشت و روی برگ گیاهان میزبان حرکت کرده و از آفات و عوامل بیماریزای سطح برگ تغذیه کند. کاربرد این شکارگر به عنوان یک عامل کنترل بیولوژیک، میتواند به میزان قابل توجهی از مصرف آفتکشهای شیمیایی بکاهد. نوسانات جمعیت و الگوی توزیع فضایی کنهیP. ubiquitus روی درختان توت و بوتههای لوبیا سبز در فصول بهار، تابستان و پاییز سال ???? در شهرستان کرمانشاه مورد مطالعه و بررسی قرار گرفت. نمونهبرداریها به صورت فواصل منظم و هفتگی صورت گرفت. نمونهبرداری اولیه با در نظر گرفتن خطای نسبی ??/? با ?? نمونه آغاز شد. در این بررسی برای تعیین الگوی توزیع فضایی کنهی P. ubiquitus، دو روش قانون توان تیلور و شاخص رگرسیونی آیوائو مورد استفاده قرار گرفت. در این مطالعه الگوی توزیع فضایی روی گیاهان مورد مطالعه برای هر دو شاخص از نوع تجمعی به دست آمد. اثر دما و رطوبت نسبی نیز مورد مطالعه قرار گرفت. براساس رگرسیون خطی، نوسانات جمعیت کنه با دما برای لوبیا معنیدار نبود ولی برای توت تفاوت معنیدار و رابطهی منفی مشاهده شد. همچنین رگرسیون خطی بین رطوبت نسبی و نوسانات جمعیت کنه برای لوبیا معنیدار نبود، ولی برای توت رابطهی مثبت و معنیدار مشاهده شد. مطالعهی نوسانات جمعیت و الگوی توزیع فضایی کنهها میتواند به تنظیم برنامههای نمونهبرداری و تخمین جمعیت آنها در مدیریت تلفیقی محصولات مختلف کمک کند.
-
ارزیابی زراعی رگه های درون زاد نوترکیب حاصل از تلاقی ارقام گندم
پوریا کرمی 1403به منظور ارزیابی زراعی رگههای درونزاد نوترکیب حاصل از تلاقی ارقام گندم، تعداد 450 لاین اینبرد نوترکیب گندم نان نسل F6 (سه جمعیت) حاصل از تلاقی گاسکوژن × بک کراس زمستانه روشن، مرودشت ×MV17، مرودشت × شاه پسند مورد بررسی قرار داده شدند. کشت به صورت آبی در قالب طرح آگمنت در سال 1399 در مزرعه تحقیقاتی پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه رازی کرمانشاه انجام گرفت. تیمارهای شاهد شامل ارقام گندم نان (روشن، شاه پسند، مرودشت، کرایچوف، MV17، گاسکوژن) بودند که بهصورت طرح پایه بلوکهای کامل تصادفی در هشت تکرار اجرا شده که به طور تصادفی در بین لاینها قرار گرفتند. نتایج بدست آمده از تجزیه همبستگی نشان داد که بین صفت عملکرد دانه در متر مربع و عملکرد کاه، ارتفاع بوته، طول پدانکل، طول برگ پرچم، طول سنبله، وزن سنبله، تعداد دانه در سنبله، وزن دانه در سنبله، وزن هزار دانه، تعداد سنبله در متر مربع، وزن سنبله در متر مربع وزن کاه سنبله در متر مربع عملکرد زیست توده و شاخص برداشت همبستگی مثبت و بسیار معنیداری مشاهده گردید. نتایج تجزیه مسیر نشان داد که تعداد سنبله در واحد سطح دارای بیشترین همبستگی و نیز بیشترین اثر مستقیم را بر عملکرد دانه داشته است. با توجه به نتایج بدست آمده از تجزیه به عاملها پنج عامل انتخاب شدند که در مجموع 70/76 درصد از واریانس کل را توجیه نمودند. تجزیه خوشهای لاینها به وارد آنها را در پنج گروه براساس صفات مورد نظر دستهبندی کرد. بهطورکلی نتایج نشان داد که لاینهای گروه اول از نظر اکثر صفات ارزیابی شده بر گروه های دیگر برتری دارند. لذا توصیه می گردد که این لاین ها جهت بررسی بیشتر در برنامه های اصلاحی قرار گیرند. کلمات کلیدی: آگمنت، تجزیه خوشهای، رگههای درونزاد نوترکیب، گندم نان.
-
بررسی پلی مورفیسم ژن های GDF9 و لپتین بر صفات رشد در گوسفند آواسی
محسن هادی ساجی 1403 -
بیواکولوژی سوسک برگخوار نارون،Xanthogaleruca luteola (Col., Chrysomelidae) ، در شهر کرمانشاه
محمدرضا پایدار 1403اینتحقیق به بررسی میزان آلودگی درختان نارون در شهر کرمانشاه به سوسک برگخوار نارون، Xanthogaleruca luteol
-
نوسانات جمعیت وپراکنش فضایی تریپس پیاز، Thrips tabaci Lindeman (Thysanoptera: Thripidae) ، در مزارع لوبیای سنندج، استان کردستان
سهیلا ویسی 1403یکی از مهمترین آفاتی که گیاهان زراعی و گلخانهای را مورد حمله قرار میدهد و در خسارت شدید باعث تغییر شکل در میوه و برگ گیاه میشود، تریپس پیاز Thrips tabaci Lindeman (Thysanoptera: Thripidae) است. در تحقیق حاضر در سالهای 1401 و 1402، نوسانات جمعیت و پراکنش فضایی این آفت در شرایط مزرعهای روی لوبیا رقم کانیون در شهرستان سنندج (استان کردستان) مورد بررسی قرار گرفت. برگ لوبیا به عنوان واحد نمونهبرداری انتخاب شد. نمونهبرداریها به صورت هفتگی انجام و برای این کار در هر نوبت 52 بوته لوبیا انتخاب و از هر بوتهی لوبیا سه برگ پایینی، میانی و بالایی انتخاب و برگها روی سینی سفید تکانده شد و سپس تریپسهای داخل سینی با قلمموی نرم به داخل اپندورف حاوی الکل اتیلیک 75 درصد منتقل شدند. نتایج این مطالعه نشان داد که جمعیت تریپس پیاز از تیرماه در مزرعه فعال بوده و به تدریج به میزان فعالیت و تراکم آنها افزوده شد، به طوری که که بیشترین جمعیت تریپس پیاز در سال 1401، در هفتهی اول مرداد ماه با میانگین (14/0± 65/11) و در سال 1402 در اواخر مرداد ماه با میانگین (23/0± 29/11) تریپس در واحد نمونهبرداری مشاهده شد. همچنین بیشترین میانگین تعداد تریپس پیاز با اختلاف معنیداری در برگهای پایینی نسبت به برگهای میانی و بالایی لوبیا مشاهده گردید. نتایج توزیع فضایی آفت نشان داد که براساس هر دو روش تیلور و آیوائو، پراکنش فضایی تریپس پیاز از نوع یکنواخت بود. به طور کلی نتایج این مطالعه نشان داد که جمعیت تریپس پیاز در هر دو سال مورد مطالعه در مرداد ماه به اوج خود میرسد. همچنین بر اساس نیکویی برازش، روش آیوائو برای برآورد توزیع فضایی آفت مناسبتر از روش تیلور ارزیابی شد.
-
فون کنه های پیش استیگمای (Trombidiformes: Prostigmata)مرتبط با باغات میوه در شهرستان چرداول، ایلام
فاطمه حیدری زادی 1403چکیده: با توجه به اهمیت و نقش درختان در اکوسیستمهای نواحی غربی کشورمان فون کنههای پیشاستیگما که قسمت مهمی از کنههای آفتزای گیاهی و همچنین کنههای شکارگر را شامل میشوند مورد مطالعه و تحقیق قرار گرفت. برای رسیدن به این هدف نمونهبرداریهایی از بهمن 1400 تا بهمن 1401 از شاخ و برگ و خاک و غیره درختان میوه منطقه چرداول انجام و سپس نمونهها برای تهیه اسلاید میکروسکوپی به آزمایشگاه انتقال یافت. در این مطالعه در مجموع 20 گونه متعلق به 11 خانواده جمعآوری و شناسایی شدند که گونههای شناسایی شده در این مطالعه به شرح ذیل است: Super Family: Tetranychoidea Donnadieu, 1876, Family: Tenuipalpidae Berlese, 1913, Tenuipalpus punicae Pritchard & Baker, 1958 Tenuipalpus granti Sayed, 1946 Family: Tetranychidae Donnadieu, 1875 Oligonychus sp. Tetranychus urticae Koch, 1836 Eotetranychus frosti (M cGrego, 1952) Super Family: Bdelloidea Family: Bdeliidae Duges, 1834 Spinibdella cronini (Baker and Balock, 1944) Family: Cunaxidae Thor, 1902 Cunaxa sp. Coleoscirus simplex (Ewing, 1917) Super Family: Tydeoidea Family: Iolinidae Peritchard, 1956 Neopronematus rapidus (Kuznetzov, 1972) Neopronematus kamali Darbemamieh-Hajiganbar, 2015 Pronematus ubiquitous (McGregor, 1932) Family: Ereynetidae Oudemans, 1931 Ereynetes sp. Super Family: Raphignathoidea Kramer, 1877 Family: Caligonellidae Grandjean, 1994 Molothrognathus mehrnejadi Liang & Zhang, 2015 Molothrognathus sp. Family: Raphignathidae Kramer, 1877 Raphignathus gracilic (Rack, 1962) Raphignathus sp. Super Family: Erythraeoidea Family: Erythraeidae Oudemans, 1902 Erythraeus sp. Abrolophus sp. Family: Anystidae Oudemans, 1936 Erythracarus pyrrholeucus Hermann, 1804 Super Family: Eupodoidea Family Eupodidae Koch, 1882 Eupodes sp.
-
تنوع گونه ای و تغییرات جمعیت تریپس های مرتبط با ارغوان (Cercis siliquastrum L.) در تنگه ارغوان شهرستان ایلام (استان ایلام)
دیبا محبی 1403تریپس ارغوان با نام علمی Thrips vulgatissimus Haliday، یکی از گونههای مستقر روی درختان و درختچههای ارغوان است. در این تحقیق، علاوه بر بررسی فونستیک تریپسهای مرتبط با ارغوان، تغییرات جمعیت و پراکنش فضایی گونه T. vulgatissimus در تنگهی ارغوان، واقع در شهرستان ایلام در سال 1401-1402 مورد مطالعه قرار گرفت. چهار شاخه 20 سانتیمتری روی هر درخت، در جهات جغرافیایی مختلف، به عنوان واحد نمونهبرداری انتخاب شد. نمونهبرداریها هر سه روز یکبار انجام و برای اینکار شاخه درختان ارغوان روی یک سینی سفید پلاستیکی تکانده و سپس، تریپسها با قلمموی نرم به داخل لوله اپندورف حاوی الکل اتیلیک 75 درصد منتقل شدند. بطور کلی، 10 گونه تریپس، متعلق به شش جنس، از چهار خانوادهی مختلف، روی گلهای درختان ارغوان، واقع در تنگه ارغوان جمعآوری و شناسایی گردید. نتایج نشان داد که تریپس ارغوان، در منطقه مورد مطالعه، دارای دو اوج جمعیت است. اولین جمعیت تریپس ارغوان، در روز دوازدهم فروردین ماه سال 1402 مشاهده شد. بیشترین میانگین تراکم جمعیت تریپس ارغوان در اوج اول و دوم به ترتیب 23/6 ± 60/30 و 64/7 ± 75/73 تریپس در هر واحد نمونهبرداری به دست آمد. پراکنش فضایی جمعیت تریپس ارغوان بر اساس روش تیلور از نوع تجمعی به دست آمد. تفاوت معنیداری در تراکم جمعیت تریپس در جهتهای جغرافیایی مختلف مشاهده نشد. به طور کلی، نتایج این مطالعه نشان داد که تراکم جمعیت تریپس ارغوان در ابتدای فصل و در نسل اول بیشتر است که مقارن با زمان گلدهی درختان ارغوان است.
-
بیواکولوژی سرخرطومی بلوط Curculio glandium Marsh (Col.: Curculionidae) درشرایط طبیعی جنگل¬های بلوط دالاهو و اسلام آباد غرب
مهرداد صفوی 1402جنگلهای بلوط غرب کشور یکی از مهمترین رویشگاههای طبیعی با تنوع زیستی فراوان است. این جنگلها دارای گونههای متنوع بلوط Quercus . است. سوء مدیریت و عوامل نامطلوب اقلیمی، این بوم نظام ارزشمند را مستعد حمله حشرات آفت نموده وحشرات آفت نیز روند رو به زوال جنگل را تسریع مینمایند. در بین آفات درختان بلوط منطقهی زاگرس، سرخرطومی میوه خوار بلوط،Curculio glandium Marsh (Col.: Curculionidae)، یکی از مهمترین آفات بذرخوار بلوط است. لاروهای این حشره با تغذیه از محتویات داخلی بذر موجب از بین رفتن آن میشوند، در نتیجه روند طبیعی رویش بذر و احیای طبیعی جنگل مختل میگردد. این تحقیق در سال 1401 در جنگلهای بلوط دو شهرستان دالاهو و اسلام آباد غرب بهصورت همزمان انجام شد از ابتدا تا انتهای فصل رشد، بهطور منظم از درختان بلوط بازدید و نمونه برداری شد، میوههای بلوط بهصورت تصادفی، جمعآوری و دادهها ثبت گردید. درآزمایشگاه نمونههای آلوده، زیر استرومیکروسکوپ کالبد شکافی شد. مراحل زیستی آفت، از قبیل محل و زمان تخمگذاری، تاریخ تفریخ تخم، سنین لاروها داخل میوه، ظهور حشره کامل، ریخت شناسی و دشمنان طبیعی مورد بررسی قرار گرفت. براساس دادههای جمعآوری شده و شرایط اقلیمی منطقه، اوج جمعیت در دالاهو در تاریخ بیستم مهر ماه و در اسلام آباد غرب در تاریخ دوازدهم مهر ماه تعیین گردید. این آفت یک نسل در سال دارد. زمستانگذرانی بهصورت لارو درون اطاقکهای گلی در داخل خاک است. بررسی الگوی توزیع فضایی در شهرستان دالاهو نوع تجمعی و در شهرستان اسلام آباد غرب از نوع تصادفی تعیین گردید. نتایج این پژوهش در ارتقاء اقدامات مدیریتی جهت کنترل آفت سرخرطومی بذر خوار بلوط موثر است. کلید واژه ها: عوامل زیستی، جنگل، بذر خواران، بلوط، غرب کشور، کرمانشاه
-
نیاز¬های دمایی سنک کلزا، Nysius cymoides (Spinola) (Hem., Lygaeidae)، در شرایط آزمایشگاهی
زهرا دهنوی 1402 -
تحلیل عوامل موثر بر بهره وری واحدهای دامداری سنتی دهستان سرفیپروزآباد شهرستان کرمانشاه
سحر عزیزی بابانی 1402مقدمه: توجه ویژه به افزایش تولیدات دامی و بهبود بهرهوری برای دستیابی به خودکفایی و تامین نیازهای اساسی و غذایی جمعیت رو به افزایش کشور بیشتر از گذشته ضروری به نظر میرسد. دامپروری به عنوان مهمترین زیربخش کشاورزی از مهمترین بخشهای تولید مواد پروتئینی و لبنی است که نقش عمدهای در تغذیه افراد جامعه دارد و درگروه صنایع پویا و اشتغالزا است که در جریان تولید با ریسک های متعددی مواجه است. هدف: هدف این تحقیق تحلیل عوامل موثر بر افزایش بهرهوری واحدهای دامداری سنتی در دهستان سرفیروزآباد شهرستان کرمانشاه در سال 1402-1401 از دیدگاه دامداران انجام شد. روششناسی تحقیق: پژوهش حاضر از لحاظ پارادایم، کمی، ازنظر هدف، کاربردی، ازنظر نحوه جمعآوری اطلاعات، توصیفی- تحلیلی و ازنظر میزان و درجه کنترل متغیرها، میدانی وکتابخانهای است. جامعه آماری تحقیق شامل صاحبان واحدهای دامداری سنتی در دهستان سرفیروزآباد کرمانشاه (1100= N) میباشد که براساس جدول کرجسی و مورگان تعداد 285 نفر با استفاده از نمونه گیری تصادفی طبقهای انتخاب شدند که شامل تعداد 130 دامدار دارای واحد میش داشتی، 100 دامدار دارای واحد بره پرواری و 55 دامدار دارای واحد گاو شیری بود. ابزار گردآوری دادهها 3 پرسشنامه محقق ساخته همراه با مصاحبه بود که روایی آن بر اساس نظر کارشناسان و استادان دانشگاه مورد ارزیابی قرار گرفت و پایایی آن با محاسبه ضریب آلفای کرونباخ در نرم افزار مقدار 81/0 محاسبه گردید. تجزیه و تحلیل اطلاعات در دو بخش آمار توصیفی و استنباطی در نرم افزار 23 صورت گرفت. همچنین به منظور محاسبه بهرهوری اقتصادی واحدهای دامداری سنتی از فرمول بهرهوری اقتصادی کل عوامل تولید استفاده شد. یافتهها: مطالعه بهرهوری واحدهای میش داشتی نشان داد میانگین بهرهوری کل عوامل تولید در واحدهای میش داشتی 2، در واحدهای بره پرواری 2/0 و در واحدهای گاو شیری 8/0 است. نتایج مطالعه درخصوص عوامل موثر بر بهرهوری واحدهای دامداری سنتی نشان داد از نظر دامداران دو عامل سیاسی با میانگین 073/4 و اقتصادی با میانگین 051/4 بیشترین تاثیر را بر بهرهوری واحدهای دامداری دارند. به علاوه، عامل اجتماعی با میانگین 962/3 در جایگاه سوم و عامل مدیریتی با میانگین 867/3 و عامل انسانی با میانگین 785/3 در جایگاه چهارم و پنجم عوامل تاثیر گذار بر بهرهوری قرار گرفتند. نتیجهگیری: دولت با تامین امنیت روانی و فیزیکی سرمایهگذاری در قیمت گذاری مناسب بر محصولات و نهادهها به جای قیمت گذاری دستوری نقش حمایتی و کنترلی قوی داشته باشد و نهادههای دامی را به مقدار مناسب و در زمان مناسب با قیمتی مناسب در اختیار دامداران قرار دهد؛ همچنین با اعطای یارانه ها، تسهیلات و اعتبارات مناسب واحدهای دامداری سنتی، تبدیل به واحدهای صنعتی یا نیمه صنعتی شده و با استفاده از تکنولوژیهای نوین و نژادهای اصلاح شده دام، میزان بهرهوری آنها افزایش یابد.
-
تحلیل راهبردی توسعه کارگاه¬های فراوری زیتون در منطقه ریجاب شهرستان دالاهو
مریم همتی 1402این مطالعه با هدف تحلیل راهبردی توسعه کارگاههای فرآوری زیتون در منطقه ریجاب شهرستان دالاهو با استفاده از تحلیل سوات انجام شد. مطالعه حاضر با رویکرد تلفیقی (کیفی-کمّی) انجام پذیرفته است. به منظور دستیابی به هدف تحقیق که " توسعه کارگاههای فرآوری زیتون در منطقه ریجاب شهرستان دالاهو" است، در ابتدا، از مدل تحلیلی سوات SWOT استفاده شد. پس از شناسایی نقاط قوت، ضعف، فرصت و تهدید، در مرحله بعد SWOT، با بهرهگیری از تحلیل سلسله مراتبی (AHP)، عوامل نقاط چهارگانه وزندهی شدند. سپس راهبردها استخراج گردید. جامعه مورد مطالعه حاضر شامل تمامی زیتونکاران منطقه ریجاب شهرستان دالاهو بودند که بر اساس اطلاعات بدست آمده از سازمان جهاد کشاورزی در سال 1402، تعداد 370 نفر ارزیابی شدند که از این تعداد با 15 نفر از آنها مصاحبه به عمل آمد. همچنین به منظور دستیابی به اطلاعات غنی، از کارشناسان جهاد کشاورزی که با کشت زیتون و مسائل و مشکلات زیتون کاران آشنا بودند، نیز مصاحبههایی انجام شد که از بین این افراد 7 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات در این پژوهش مصاحبه و پرسشنامه بوده است. بطور کلی نتایج تحلیل سوات نشان داد که در منطقه ریجاب شهرستان دالاهو 4 طبقه گسترده برای نقاط قوت توسعه کارگاههای فرآوری زیتون شامل: شرایط محیطی و جغرافیایی مناسب منطقه جهت توسعه زیتون و فرآورده های آن، ارزش افزوده بالای زیتون نسبت به سایر محصولات باغی منطقه، توان اشتغال زایی و بالا بودن سرمایه انسانی زیتونکاران شناسایی شدند. نقاط ضعف نیز شامل 4 طبقه از جمله: مشکلات مدیریتی زیتونکاران، نبود سرمایه و تجهیزات لازم در فرآیند تولید و فرآوری زیتون، مشکلات حمل و نقل در منطقه مورد مطالعه، مشکلات حرفه ای زیتونکاران میباشند. فرصتهای توسعه کارگاههای فرآوری زیتون نیز شامل 3 طبقه از قبیل: سیاست های حمایتی بخش کشاورزی، توسعه فناوری و سرمایه گذاری در منطقه مورد مطالعه، ترویج و آموزش اثربخش توسط سازمان جهاد کشاورزی شناسایی شد و در نهایت تهدیدهای توسعه کارگاههای فرآوری زیتون شامل 4 طبقه هستند که این طبقات عبارتند از: مشکلات مرتبط با بازار، تغییرات اقلیمی، مشکلات مالی و اعتباری، ضعف قانونگذاری و سیاستگذاری.
-
تاثیر رنگ و ارتفاع تله فرومونی دلتا در میزان شکار شب پره کرم سیب Cydia pomonella Linnaeus, (Lep: Tortricidae) بمنظور شکار انبوه آفت درشهرستان سقز
سمیه فرجی 1402شب پره کرم سیب یکی از مهمترین آفات سیب در اکثر کشورهای جهان استکه هر ساله خسارات فراوانی را به این محصولات وارد میکند. روشهای کنترل عمدتاً مبتنی بر استفاده از حشرهکشهای وسیع الطیف است. نگرانی در مورد ایمنی، اثرات زیست محیطی، ایجاد مقاومت به حشرهکش و پایداری آفت کشهای مصنوعی، توسعه و استفاده از روشهای کنترل امن تر را در استراتژی مدیریت یکپارچه آفات ایجاد کردهاند. یکی از روشهای امن که به طور فزایندهای برای پروانه کرم سیب استفاده میشود کنترل اختلال جفت گیری با استفاده از جاذب جنسی شب پره ماده است. پتانسیل فرمون ها برای استفاده در کنترل آفات تجاری به دلیل ماهیت متنوع این ترکیبات سیگنالینگ باید به صورت موردی ارزیابی شود ، اما نشان داده شده است که آنها در مورد آفاتی مانند کرم سیب بسیار موثر هستند. با توجه به شرایط محیطی مختلف برای گرفتن بهترین نتیجه برای کنترل آفت، تعیین بهترین ارتفاع و رنگ تلههای فرومونی حائز اهمیت است. در تحقیق حاضر تاثیر رنگ و ارتفاع تله فرومونی بر میزان شکار شب پره کرم سیب بررسی شد. آزمایش به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک کامل تصادفی در سه تکرار در سال 1402 انجام شد. فاکتورها شامل رنگ تله فرومونی (آبی، زرد، سبز و سفید) و ارتفاع تله (5/0، 1 و 5/1 متر) بود. نتایج نشان داد رنگ و ارتفاع تلهها در بر تعداد حشرات شکار شده تاثیر معنیداری دارد. در نسل اول بیشترین میزان شکار حشرات بالغ کرم سیب در تله سفید رنگ وکمترین میزان شکار در تله آبی مشاهده شد. بیشترین میزان شکار شب پره کرم سیب در ارتفاع 5/1 متر در نسل دوم مشاهده شد. در نسل دوم بیشترین میزان شکار در تله سبز با میانگین 2/9 عدد و کمترین شکار در تله آبی با میانگین 8/1 عدد مشاهده شد. نتایج این پژوهش نشان داد اثر متقابل رنگ تله و ارتفاع تله برروی شکار شب پره کرم سیب در سطح 5 درصد معنی دار نمیباشد. باتوجه به نتایج این بررسی، تله فرومونی سفید و سبز با ارتفاع نصب 5/1 متر بیشترین کارایی را درکنترل شب پره کرم سیب دارد. کلمات کلیدی: شپپره کرمسیب، تله فرومونی، تله دلتا، شکار انبوه ، سقز
-
مطالعه فون و تنوع زیستی بال¬ریشکداران (Insecta: Thysanoptera) مراتع شهرستان جوانرود، استان کرمانشاه
آرزو مرادی 1402در این پژوهش نمونه برداری پی در پی از گونه های مختلف تریپس در سه مرتع مهم جوانرود (استان کرمانشاه) انجام شد. این مراتع شامل ده سرخ (1500 متر)، ماساندر ( متر1370) و گنداب (1270 متر) بودند. نمونه برداری از طریق تکاندن گیاهان مشترک بین سه مرتع به داخل سینی سفید به صورت هفتگی انجام گرفت. گیاهان مشابه سه سایت نمونه برداری شامل گونه های خردل وحشی (Sinapis arvensis)، یولاف (Avena fatua L)، بابونه (Matricaria chamomilla L)، کیسه کشیش (Capsella bursapastoris) و جودره (Hordeum spontaneum) بودند. نتایج نشان داد از بین تعداد کل 10503 نمونه جمع آوری شده از مراتع سه گانه جوانرود 18 گونه تریپس متعلق به چهار خانواده شامل Aeolothripidae (چهار گونه) ، Melanthripidae (یک گونه) ، Thripidae(9 گونه) و hlaeothripidae (چهار گونه) روی پنج گونه گیاهی فراوان شناسایی شد. از بین این 18 گونه چهار گونه غالب منطقه شامل گونه های Rhipidiothrips brunneus، Melanthrips knechteli، Thrips meridionalis (Priesner و Haplothrips reuteri (Karny) بودند. نتایج آنالیز تنوع زیستی براساس شاخص های مهم مانند شانون-وینر و سیمسون نشان داد بین سه مرتع از نظر تنوع زیستی اختلاف وجود دارد. براساس هر دو شاخص شانون (2.76) و سیمسون (0.93) بیشترین تنوع کلی گونههای تریپس در مرتع گنداب میباشد. دو مرتع ده سرخ و ماساندر دارای تنوع گونه ای تقریبا مشابهی می باشند. شاخص یکنواختی پیلو یا Equitability برای گنداب (0.95) و ده سرخ (0.92) بالاتر از ماساندر (0.90) بود. نتایج آزمون تحلیل مولفههای اصلی (Principal Component Analysis) نشان داد تمایل به پراکندگی گونه های تریپس در بین مناطق سه گانه بایکدیگر متفاوت هستند. شاخص مشابهت گونه ها براساس ضریب چکانووسکی نشان داد بیشترین ترکیب گونه ای یکسان بین مراتع ده سرخ و ماساندر میباشد که از نظر ارتفاع از سطح دریا به همدیگر نزدیکتر هستند. شاخص تنوع زیستی شانون-وینر نشان داد بیشترین تنوع زیستی گونه های تریپس در مراتع ده سرخ به ترتیب روی گیاهان یولاف (2.69) جودره (67/2) و خردل وحشی (2.43)، می باشد. براساس شاخص سیمسون بیشترین تنوع گونههای تریپس در مرتع ده سرخ روی گیاهان یولاف (0.92) جودره (0.92) میباشد. از طرفی با توجه به اینکه کمترین شاخص تنوع سیمسون ثبت شده روی بقیه گیاهان در دامنه بین 0.81 تا 0.88 بود. بنابراین همه پنج گیاه منتخب گیاهان میزبان مهمی برای تریپس های جمع آوری شده هستند ولی گیاهان یولاف ، جودره و خردل وحشی گیاهان کلیدی تر در ارتباط با تنوع زیستی گونه ها مختلف تریپس در ده سرخ میباشند. بالاترین شاخص یکنواختی پیلو در ده سرخ روی کیسه کشیش (0.95)، در ماساندر روی جودره (0.95) و کیسه کشیش (0.95) و در گنداب روی یولاف (0.96) و جودره (0.96) بود. در هر سه مرتع بالاترین ظرفیت محیطی در ارتباط با گونه های متععدد تریپس مربوط به گیاه خردل وحشی بود. نتایج آزمون شاخص مشابهت (Similarity Index)گونه های تریپس روی گیاهان میزبان منتخب براساس روش PCA و مقیاس NMDS [1] در سه مرتع مورد نمونه برداری نشان داد گونه های Rhipidiothrips brunneus William و Frankliniella intonsa (Trybom) در مرتع ده سرخ فراوانی بالاتری روی یولاف داشته و گونه های Rhipidiothrips brunneus، Frankliniella intonsa ، Thrips meridionalis (Priesner و Haplothrips reuteri (Karny) گونه هایی با فراوانی یکسان در روی گیاهان خردل ، جو دره و یولاف دیده می شوند. ولی گونه Melanthrips knechteli Priesner در روی همه گیاهان از نظر فراوانی بالا و ترکیب مشابه می باشد مابقی گونه ها از نظر فراوانی کمتر ولی با یک شاخص مشابهت یکسان و تقریبا در نزدیک هم قرار گرفته اند. لغات کلیدی
-
فون کنه¬های پیش¬استیگمایان (Acari: Prostigmata) روی درختان مثمر و غیرمثمر شهرستان کوهدشت، استان لرستان
هانیه مهرابی پیردوستی 1402 -
مقایسه اثر افزودن سطوح مختلف کلرید روی، کورکومین، نانوذره اکسید روی، نانوذره اکسید روی پوشش- دار شده با کورکومین بر پاامترهای پس از انجماد-یخگشایی منی قوچ سنجابی
فاطمه امیدی 1402 -
مطالعه مورفولوژی، ترجیح شکار و جدول زیستی کنه شکارگر(Cheyletidae: Acari (Chelacaropsis spروی دو آفت انباری، granarium Trogoderma و kuehniella Ephestia
مریم صفری 1402Wheat is a strategic crop; therefore, its storage, especially in storage, encounters particular importance. The khapra beetle, Trogoderma granarium Evert (Coleoptera: Dermestidae), is a crucial polyphagous pest that causes irreversible damage, especially to wheat. Biological pest control agents that can be established in warehouse conditions are essential from the point of view of healthy food production. The predatory mite Celacaropsis sp. was reported first from the Entomology lab of the Razi University of Iran in 2019; for this reason, there was little information about it. Therefore, this research was aimed to precisely evaluate the morphology of different stages, prey preference, and age stage two-sex life table of the mentioned mite on two prey species, T. granarium, and the mill moth, Ephestia kuehniella Zeller (Lepidoptera: Pyralidae), for introducing an easy and affordable method for the mass rearing of the predator. Accordingly, it was determined that the number of mite stages is sex-dependent. Females had five stages (egg, larvae, protonymph, deutonymph, and adult), and males lacking deutonymph had four stages. Moreover, male adults had morphological dimorphism. No-choice test showed the predatory mite prefers egg to larval instars. In this condition, the predator consumed, on average, 5.9 eggs of the khapra beetle and 3.5 eggs of the mill moth during the 24-hour test, while it did not show any desire to feed on four- and five-year-old larvae and pupae. The egg of both prey species was the most preferred stage for the predator in the way that the prey preference index values (Manley's ?) were obtained at 0.76 and 0.47, respectively. In choosing between the eggs of both prey species, the predator preferred the egg of the khapra beetle to the egg of the mill moth. The life table study of predatory mite on eggs of both species showed that the percentage of pre-adult survival rate and the mean fecundity were higher in T. granarium than E. kuehniella. On the contrary, the mean of the adult pre-oviposition period was more in the mill moth treatment than in another treatment. Also, females constituted only 28% of the adult mites that had fed on E. kuehniella, while they accounted for 65% of the population in the opposite treatment. Feeding on the khapra beetle egg increased the mean of all population parameters compared with providing on the mill moth's egg and, on the contrary, decreased the mean generation time. The ratio of intrinsic mean increase (r) in T. granarium to E. kuehniella as the most critical population parameter was 3.32. This research showed that the khapra beetle egg is a desirable prey for the predatory Celacaropsis sp. and has the potential for use in the mass rearing of this mite. However, before making a definite recommendation, more studies are needed. Key words: The predatory mite, Cheyletidae, Trogoderma granarium, Ephestia kuehniella, preferred prey, two-sex life table
-
ارزیابی جلب کننده های مختلف روی تغییرات جمعیت مگس میوه مدیترانه Ceratitis capitata (Wiedemann) (Dip: Tephritidae) و ارزیابی خسارت این آفت در باغ های میوه هسته دار شهر کرمانشاه
سارا ملکی 1402باغات میوه هستهدار در ایران نقش مهمی در اقتصاد کشور دارند. آفات و بیماریهای مختلفی باعث کاهش عملکرد این محصولات میشوند. مگس میوه مدیترانه با نام علمی (Dip: Tephritidae) (Wiedemann) Ceratitis capitata یکی از مهمترین آفات درختان هستهدار در جهان است. جهت مهار این آفت استفاده از روشهای شیمیایی بهدلیل اثرات جانبی، مناسب نبوده و لازم است از روشهایی مانند شکار انبوه با استفاده از تله و جلبکنندههای مختلف استفاده شود. این مطالعه در سال 1401 بهصورت طرح بلوکهای کامل تصادفی در یک باغ میوه مخلوط (هلو، شلیل، آلو، زردآلو و بادام) در مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی کرمانشاه به مساحت دو هکتار انجام شد. در این مطالعه عملکرد چند نوع ترکیب جلبکننده (سراترپ، تریمدلور، بیولور، پروتیین هیدرولیزات، ملاس چغندرقند و استات آمونیوم) در جلب مگس میوه مدیترانه با استفاده از تله مکفیل بررسی شد. برای تجزیه واریانس دادههای حاصل از بررسی جلبکنندههای مختلف مگس میوه مدیترانه از نرمافزار استفاده شد و میانگین تیمارها با آزمون توکی در سطح پنج درصد انجام شد. روند تغییرات هفتگی جمعیت مگس میوه مدیترانه نیز در تیمارها و تاریخهای مختلف نمونهبرداری با استفاده از نرمافزار اکسل رسم شد. نتایج این پژوهش نشان داد که تاریخ اوج جمعیت این آفت 20/6/1401 با 234 عدد مگس بهدست آمد. بر اساس نتایج تجزیه واریانس، بین جلبکنندههای مختلف از نظر تعداد آفات به دام افتاده تفاوت معنیداری وجود داشت (df= 4; f= 97/249; pvalue<0.01). تیمار بیولور بیشترین میانگین مگس مدیترانه را جلب کرده بود و به ترتیب تیمارهای تریمدلور و استات آمونیوم قرار داشتند. میزان خسارت وارده به باغ مورد نظر 35 درصد بود. نتایج نشان داد که ترکیبات جلب کننده بیولور و تریمدلور که بیشترین شکار مگس میوه مدیترانهای را داشته برای مهار جمعیت این آفت در باغات مذکور توصیه میشوند.
-
فون شپشک¬های گیاهی (Hemiptera: Sternorrhyncha: Coccoidea) و دشمنان طبیعی مرتبط با آنها، در مناطق گرمسیری استان کرمانشاه و مروری بر گونه¬های قرنطینه¬ای ایران
کوشا پورجعفری 1402شپشکهای گیاهی از آفات مهم گیاهان زراعی، باغی و جنگلی هستند. این گروه از حشرات، دارای بیش از 8000 گونهی شناسایی شده در جهان و بیش از 300 گونه در ایران است. شپشکهای گیاهی، اغلب به طور مستقیم از شیره گیاهی تغذیه و به گیاه آسیب میرسانند؛ برخی نیز به طور غیر مستقیم، با انتقال ویروس و یا از طریق تولید عسلک و اختلال در فتوسنتز، به گیاه میزبان آسیب میرسانند. در ارتباط با این تحقیق، نمونه برداری تصادفیای از درختان میوه و سایر گیاهان مناطق قصرشیرین، سرپل ذهاب و گیلان غرب، انجام گرفت. همزمان با جمع آوری، ثبت اطلاعات و خصوصیات مزرعهای نمونهها، عکسبرداری و انتقال به آزمایشگاه، تعدادی از نمونهها، در الکل 75%، تعدادی جهت پرورش شپشکها و دشمنان طبیعی مرتبط با آنها و تعدادی نیز اسلاید گردید. شناسایی نمونهها با استفاده از منابع معتبر در سطح جنس و گونه صورت گرفت. تصاویر و ترسیم تعدادی از نمونهها به صورت ماکروسکوپی و میکروسکوپی جهت تایید نهایی و اظهار نظر، به آدرس متخصصین مربوطه در خارج کشور ارسال شدند. در مجموع 14 گونه شپشک گیاهی از 4 خانواده و 12 گونه دشمن طبیعی مرتبط شناسایی گردیدند. شپشک های قرنطینهای، شامل هشت گونه شپشک قرنطینه خارجی، یک گونه قرنطینهای داخلی، دو گونه با پتانسیل قرنطینه داخلی استان کرمانشاه و یک گونه نیز با پتانسیل قرنطینهای خارجی معرفی و به روز رسانی شدند. در میان نمونهها، گونه Lepidosaphes ulmi برای اولین بار به صورتHypogeic روی قسمت های زیر زمینی علف هرز قیاق (Sorghum halepens) در جهان و گونههای Phenacoccus solenopsis و Parthenolecanium persicae برای اولین بار به ترتیب روی کاهوی وحشی (Lactuca serriola) و زبان گنجشک (Fraxinus excelsior) در ایران گزارش میگردند.گونههای Parlatoria crypta، Planococcus ficus و Coccus hesperidum برای اولین بار به ترتیب روی خرزهره (Nerium oleander)، انجیر (Ficus sp.) و ارغوان (Cercis siliuqastrum) در استان کرمانشاه گزارش میشوند. در لیست زیر، شپشک گیاهیای که با یک ستاره مشخص گردیده است، برای اولین بار از ایران وگونههای شپشک گیاهیای که با دو ستاره مشخص گردیدهاند، برای اولین بار از استان کرمانشاه گزارش میگردند. همچنین، دشمنان طبیعیای که با سه ستاره مشخص شدهاند، برای اولین بار در جهان، از روی شپشک Kermes spatulatus گزارش میشوند؛ و دشمنان طبیعی دیگر، که با دو ستاره مشخص گردیدهاند، برای اولین بار از ایران گزارش میشوند. Diaspididae: Aonidiella orientalis**, Lepidosaphes ulmi, Parlatoria blanchardi, Parlatoria crypta, Parlatoria pergandii**, Odonaspis sp.** Pseudococcidae: Antonina graminis** (Natural enemies: Coccinellidae: Diomus rubidus**; Nephus sp.**), Nipaecoccus viridis** (foes: Aphelinidae: Marietta leopardina**; Encyrtidae: Anagyrus sp.; Anagyrus pseudococci), Phenacoccus solenopsis** (foes: Coccinellidae: Nephus bipunctatus**; Scymnus sp.; Encyrtidae: Anagyrus orbitalis**), Planococcus ficus Coccidae: Coccus hesperidum, Parthenolecanium corni, Parthenolecanium persicae Kermesidae: Kermes spatulatus* (foes: Coccinellidae: Exochomus undulatus***; Eulophidae: Aprostocetus protasovi***; Phlaeothripidae: Haplothrips globiceps***) کلیدواژه: آفات اقتصادی، ریخت شناسی، قرنطینه خارجی، مهار زیستی
-
پراکنش مکانی کرم پیله¬خوار نخود، Heliothis viriplaca (Lep., Noctuidae)، با استفاده از روش زمین آمار در مزرعه نخود
هاشم امینی 1402 -
تاثیراستفاده همزمان استامی¬پرید و مالاتیون از طریق روش¬های مختلف کاربرد علیه سنک کلزا، Nysius cymoides (Hemiptera: Lygaeidae)
زهره شریفی 1401کلزاBrassica napus L. (Brassicaceae) ، یکی از مهمترین گیاهان دانه روغنی در دنیا است. سنک بذر خوار کلزا Nysius cymoides (Spinola) (Hemiptera: Lygaeidae) یک حشره پلیفاژ است که پورهها و حشرات بالغش با تغذیه از بذر کلزا عملکرد محصول را به شدت کاهش داده و خسارت اقتصادی به بار میآورد. بنابراین کنترل شیمیایی به دلیل تاثیر سریع، یکی از بهترین راههای مدیریت این آفت قلمداد میشود. اما با در نظر گرفتن اهمیت سلامت غذایی و لزوم حفاظت محیط زیست بهتر است در این زمینه آفتکشهای کمخطر را جایگزین آفتکشهای طیف وسیع نمود و یا از تلفیقی از راههای کاربرد این ترکیبات بهره برد. علاوه بر این اختلاط حشرهکشها یک راهکار مفید در راستای به تعویق انداختن مقاومت آفات و کاهش هزینه تولید است. لذا هدف از این پژوهش، ارزیابی کارایی استامیپرید علیه سنک کلزا و مقایسه آن با مالاتیون بود که در ایران برای کنترل آفت مذکور استفاده میشود. نتایج آموزنهای زیستسنجی علیه حشرات بالغ در دو روش کاربرد در شرایط گلخانه نشان داد که قدرت حشرهکشی هر دو ترکیب به صورت محلولپاشی بیشتر از روش خاککاربرد است. همچنین استامیپرید برای N. cymoides سمیتر از مالاتیون بود. برهمکنش دو حشرهکش در تمام حالتهای تست شده آنتاگونیستی بود به جز حالتی که غلظت توصیه شده هر دو به نسبت حجمی برابر در خاک بکار رفت و نتیجه، یک برهمکنش افزایشی بود. همچنین در ادامه به بررسی دوام حشرهکشها به مدت 21 بعد از تیمار با فواصل زمانی یک هفتهای پرداخته شد. بر این اساس، تلفات ناشی از غلظت توصیه شده مالاتیون (RC) به روش محلولپاشی طی یک هفته از زمان تیمار بسیار افت کرد و از 100% به 07/16% رسید در صورتیکه استامیپرید بادوامتر بود و تلفات ناشی از آن از 71/92% به 82/34% رسید. اما در روش خاککاربرد، بر عکس، مالاتیون (RC) بسیار با دوامتر بود و بعد از یک هفته همچنان 13/53 درصد از حشرات تیمار شده را از بین برد در حالیکه استامیپرید (RC) حتی طی 48 ساعت اول، فقط 71/60 درصد تلفات ایجاد کرد ولی از نظر دوام افت چندانی نداشت و پس از یک هفته 14/32 درصد تلفات ایجاد کرد. استامیپرید (2RC) خاککاربرد و مالاتیون ?2 RC خاککاربرد+ مالاتیون ?2 RC محلولپاشی هر دو کنترل موثر و دوام قابل قبولی داشتند که به تناوب میتوان آنها را بکار برد. بهترین تیمارهای ترکیب دو حشرهکش با در نظر گرفتن موثر بودن در کنترل آفت و به تعویق انداختن مقاومت آن و ایمنی محیط زیست در درجه اول مالاتیون RC خاککاربرد+استامیپرید RC خاککاربرد و سپس مالاتیون ?2 RC محلولپاشی+ استامیپرید ?2 RC محلولپاشی بودند. بقایای دو ساعته، هفت و 14 روزه دو تیمار ذکر شده به ترتیب منجر به بیش از 78%، 41% و 12% تلفات در سنک کلزا شدند. بنابراین برای کنترل بهتر این آفت، میتوان از تیمارهای منتخب تکی و ترکیبی به تناوب استفاده کرد. نتایج این پژوهش میتواند به بهبود روش کنترل شیمیایی سنک بذرخوار کلزا کمک کند.
-
کارایی اسپیروتترامات و کلرپایریفوس در کنترل سنک کلزا، Nysius cymoides (Hemiptera: Lygaeidae)، از طریق تلفیق دو روش¬ محلول¬پاشی و خاک¬کاربرد
مهدیه همتی 1401سنک کلزا، Nysius cymoides (spinola) (Hemiptera: Lygaeidae) ، یکی از آفات در سراسر جهان است که در حملات تهاجمی عملکرد محصول را به شدت کاهش میدهد. درحال حاضر برای کنترل آن در ایران از حشرهکشهای طیف وسیع مانند ارگانوفسفاتها استفاده میشود که سبب به خطر انداختن امنیت غذایی انسان و برجا گذاشتن آلودگیهای زیستمحیطی میگردد. از طرفی استفاده از مخلوط آفتکشها یکی از راهکارهایی است که نه تنها باعث کاهش مصرف آفتکشها میشود، بلکه سبب به تاخیر انداختن مقاومت آفات به حشرهکشها و یا شکستن آن شود. بنابراین هدف از این پژوهش، بررسی کارایی حشرهکش جدید و کمخطر اسپیروتترامات برای کنترل سنک کلزا و امکان استفاده همزمان آن با کلرپایریفوس، از طریق تلفیق دو روش کاربرد در دو غلظت توصیه شده (RC) و نصف آن در شرایط گلخانه بود. نتایج آزمونهای زیستسنجی نشان داد که اسپروتترامات بهصورت محلولپاشی سمیتر از خاککاربرد و بهطور کلی در هر دو روش سمیتر از کلرپایریفوس بود. در حالی که سمیت کلرپایریفوس در هر دو روش کاربرد مشابه بود. همچنین برهمکنش دو حشرهکش در تمام حالتهای ترکیبی، افزایشی تخمین زده شد به جز تیمار کلرپایریفوس ?2 RC خاککاربرد+ اسپیروتترامات ?2 RC محلولپاشی که آنتاگونیستی بود. در ادامه بررسی دوام بقایای حشرهکشها با فواصل یک هفتهای از زمان کاربرد تا سه هفته بعد در تیمارهای مختلف نشان داد که کلرپایریفوس RC در تمام این مدت در هر دو روش با دوامترین تیمار در بین تیمارهای تکی بود. این در حالی بود که دوام تیمارهای مخلوط دو حشرهکش با هم برابر بود و طی این مدت از محدوده 22/87-100 درصد تلفات (بقایای دو ساعته) به 44/39-50 درصد (بقایای یک هفتهای)، سپس به 78/17-78/27 درصد (بقایای دو هفتهای) و در نهایت به سه تا هشت درصد (بقایای سه هفتهای) رسید. از نظر ماندگاری، تفاوتی بین دو روش کاربرد کلرپایریفوس در طول سه هفته مشاهده نشد. درباره اسپیروتترامات، اثربخشی بقایای دو ساعته روش محلولپاشی بیشتر از روش خاککاربرد بود ولی در هفته اول تا سوم با هم برابر شد. نتایج آزمونهای دوام همچنین مشخص کرد که اسپیروتترامات در هر دو روش کاربرد سریعتر از کلرپایریفوس تجزیه میشود. در نهایت با توجه به کارایی بالا و دوام قابل قبول برای کنترل سنک کلزا تیمارهای کلرپایریفوس RC محلولپاشی و اسپیروتترامات 2RC خاککاربرد از بین تیمارهای تکی انتخاب شدند که برای جلوگیری از بروز مقاومت، بهتر است بهطور متناوب استفاده شوند. از بین تیمارهای ترکیبی نیز با توجه به آلودگی کمتر برای محیط زیست، برهمکنش افزایشی و امکان برخورد بیشتر سنکها با حشرهکش، دو تیمار کلرپایریفوس ?2 RC خاککاربرد+ اسپیروتترامات RC خاککاربرد و کلرپایریفوس ?2 RC محلولپاشی+ اسپیروتترامات ?2 RC خاککاربرد مناسبترین هستند. این پژوهش به بهبود روش کنترل شیمیایی سنک بذرخوار کلزا کمک میکند.
-
شناسایی و طبقه بندی تقلب در برخی فرآوردههای سوختی(گازوئیل-بنزین-نفت سفید و بیودیزل) با استفاده از بینی الکتریکی
امیر کاکائی 1401 -
ارزیابی آزمایشگاهی پرتوUV-C روی بیدسیب زمینی، (Lepidoptera: Gelechiidae) Phthorimaea operculella
هادی حشمتی 1401بید سیب زمینی،Phthorimaea operculella (Zeller) (Lepidoptera: Gelechiidae)، آفتی الیگوفاژ و با پراکنش جهانی است که از گیاهان خانواده Solanaceae تغذیه میکند. این حشره علاوه بر خسارت وارده در مزرعه، مخربترین آفت سیب زمینی در انبار به شمار میرود که لاروهای آن با حفر دالانهای تغذیهای عمیق در غدههای سیبزمینی و ایجاد پوسیدگی های ناشی از بیمارگرهای ثانوی در آلودگی شدید کل محصول را نابود میکنند. استفاده از حشرهکشها برای آفات انباری بهدلیل به خطر انداختن امنیت غذایی و توسعه مقاومت با محدودیت مواجه است. لذا روشهای مدیریتی کم خطر و یا بی خطر باید جایگزین کنترل شیمایی شوند. پرتودهی با پرتو فرابنفش یک روش بیخطر است که میتواند نقش موثری در برنامههای مدیریت تلفیقی این حشره در انبار ایفا کند. بنابراین این پژوهش با هدف ارزیابی نقش پرتو UV-C در کنترل بید سیب زمینی برای مراحل پس از برداشت طراحی شد. پرتودهی سنین مختلف تخم برای چهار دقیقه با این پرتو نشان داد که با افزایش سن تخم، حساسیت به پرتو ماورای بنفش بیشتر میشود به طوریکه پس از این پرتودهی فقط 67/61 درصد از تخمهای چهار روزه تفریخ شدند. در ادامه برای رسیدن به موثرترین مدت زمان تابش، گروههای کوهورت تخم چهار روزه برای مدت زمانهای مختلف یک، دو، چهار، شش و 10 دقیقه با UV-C پرتودهی شدند و پارامترهای زیستی آنها از طریق مطالعه جدول زندگی دوجنسی سنی-مرحلهای با تیمار شاهد (بدون پرتودهی) مقایسه شد. نتایج نشان داد که طول دوره پیش از بلوغ و درصد بقا در این دوره و نیز طول عمر حشرات بالغ با افزایش مدت زمان پرتودهی به ترتیب افزایش، کاهش و کاهش پیدا کردند. همچنین پارامترهای جدول زندگی اعم از نرخ بقای ویژه سنی، نرخ باروری ویژه سنی، نرخ بقای ویژه سنی-مرحلهای، امید به زندگی و ارزش تولیدمثلی سنی-مرحلهای به طور منفی و وابسته به مدت زمان پرتودهی تحت تاثیر پرتو UV-C قرار گرفتند. علاوه بر آن کلیه پارامترهای جمعیت نیز توسط این پرتو تحت تاثیر قرار گرفتند و ارتباط مستقیمی با مدت زمان پرتودهی داشتند. مقادیر نرخ ذاتی افزایش جمعیت (r)، نرخ متناهی افزایش جمعیت (?)، نرخ خالص تولیدمثل (R0) و میانگین مدت زمان یک نسل (T) برای تیمار شاهد به ترتیب 1345/0 بر روز، 1440/1 بر روز، 39/68 تخم و 42/31 روز تخمین زده شدند که پس از هشت دقیقه پرتودهی تخمها به ترتیب به 0099/0 بر روز، 0990/0 بر روز، 64/0 تخم و 01/45 روز رسیدند. در نهایت کارایی بالای پرتو UV-C برای کنترل بید سیب زمینی در شرایط آزمایشگاهی مشخص شد اما پیش از عملی کردن این روش کنترل در انبارهای سیبزمینی نیاز به مطالعات بیشتری میباشد.
-
تغییرات جمعیت تریپس بلوط Liothrips pragensis (Thy., Phlaeothripidae)در جنگلهای بلوط جوانرود، استان کرمانشاه
مریم کاکائی 1401هدف: تریپس بلوط،Liothrips pragensis Uzel, 1895 یکی از گونههای موجود روی درختان بلوط در جنگلهای زاگرس میباشد. تغییرات جمعیت و توزیع فضایی این گونه در جنگلهای بلوط شهرستان جوانرود (استان کرمانشاه) در سال 1400 مورد بررسی قرار گرفت. روششناسی پژوهش: برگ درخت بلوط بهعنوان واحد نمونهبرداری انتخاب شد. نمونهبرداریها به صورت هفتگی و از پنج منطقه مختلف انجام شد. برگهای درختان بلوط روی یک سینی سفید پلاستیکی تکانده شده و سپس، تریپسهای روی سینی را با قلمموی نرم به داخل میکروتیوپهای حاوی الکل اتیلیک 75 درصد منتقل شدند. یافتهها: نتایج نشان داد که فعالیت این گونه در هر پنج منطقه مورد مطالعه از خرداد ماه آغاز و بهتدریج از میزان فعالیت و تراکم آنها کاسته شد تا اینکه در شهریور ماه به کمترین مقدار خود رسید. بیشترین تراکم جمعیت تریپس بلوط در خرداد ماه و بهترتیب با میانگین 56/0 ± 93/2، 47/0 ± 23/2، 34/0 ± 23/2 و 28/0 ± 90/0 تریپس در واحد نمونهبرداری در مناطق سفید برگ، بیلهای، چشمه میران و هلانیه مشاهده شد؛ اما بیشترین تراکم تریپس بلوط در منطقه حوریآباد در تیر ماه و با میانگین 43/0 ± 06/2 تریپس در واحد نمونهبرداری بهدست آمد. نتایج آنالیز توزیع فضایی تریپس بلوط نشان داد که پراکنش این تریپس بر اساس روش تیلور و آیوائو بهترتیب از نوع تصادفی و تجمعی بود. نتیجهگیری: بهطورکلی نتایج این مطالعه نشان داد که اوج جمعیت تریپس بلوط در خرداد ماه است و بر اساس نیکویی برازش، روش آیوائو برای برآورد توزیع فضایی این گونه مناسبتر از روش تیلور ارزیابی شد.
-
اثر اختلاط حشره¬کش¬های بینو 1 و تنداکسیر در کنترل پشه¬ قارچ¬خوار Lycoriella auripila (Dip., Sciaridae) روی قارچ خوراکی دکمه¬ای، Agaricus bisporus
یعقوب نوروزی 1401Lycoriella auripila (Winnertz)، از راسته دوبالان اشاره کرد که یکی از مهمترین و خسارتزاترین آفات قارچهای خوراکی محسوب میشود. با توجه به مقاومت پشهی L. auripila به آفتکشهای رایج، یافتن حشرهکشهای موثر جدید، برای کنترل این آفت ضروری است. در این مطالعه حساسیت حشرات کامل پشهی قارچخوار نسبت به حشرهکشهای ارگانیک بینو1 و تنداکسیر بهصورت مجزا و ترکیبی ارزیابی شد. آزمایشهای زیست سنجی در این تحقیق داخل ظروف پتری دیش دارای خاک پوششی انجام شد. میزان LC10، LC50و LC90 برای حشرهکش بینو 1 بعد از 48 ساعت به ترتیب برابر با 605/0،37/75 و 12/9391 پیپیام محاسبه گردید و همچنین غلظت مورد نیاز از حشره کش تنداکسیر جهت رسیدن به 50 درصد تلفات در زمانهای 24 و 48 ساعت به ترتیب 097/2762 و 73/237 پیپیام (برحسب ماده موثره) بود. با توجه به نتایج حاصل از اختلاط دو آفتکش برای غلظتهای زیرکشنده و کشنده بعد از 24 ساعت مشاهده شد که در بین نسبتهای مختلف نسبت 6:4 (تنداکسیر: بینو1) بهترین نسبت اختلاط دو آفتکش بوده است و با توجه به اینکه نرخ سینرژیستی (R) برای غلظت LC90 آن برابر 035/109 و همچنین شاخص اختلاط(CI) آن برابر 009/0 بوده، مشخص شد که این نسبت از اختلاط دو آفتکش بعد از گذشت 24 ساعت بیشترین تاثیر سینرژیستی در کنترل پشهی قارچخوار Lycoriella auripila داشته است. در بین تمام غلظتها نسبت 1:9 (تنداکسیر: بینو1) نامناسبترین نسبت اختلاط دو آفتکش بوده است. در غلظتهای زیر کشنده LC10، LC20 و LC30 برای اختلاط دو آفتکش بعد از 48 ساعت، نسبت 1:9 (تنداکسیر: بینو1) و در غلظتهای LC40 تا LC90 نسبت 6:4 بهترین نسبت و همچنین در غلظتهای زیرکشنده و کشنده در همه غلظتها نسبت 9:1 (تنداکسیر: بینو1) بدترین نسبت جهت اختلاط دو آفتکش بوده است.
-
اثر رقابت بین درختان بر حضور دارواش در جنگلهای زاگرس )پاوه(
شیوا رشیدی ساری باغ 1400 -
برهم کنش خاک دیاتومه و قارچ Beauveria bassiana روی شایستگی زیستی Trogoderma granarium (Coleoptera: Dermestidae)
افسانه شهبازی 1400چکیده: لمبه گندم، Trogoderma granarium Everts (Coleoptera: Dermestidae)، یکی از مهمترین آفات انباری پلیفاژ است که به غلات انباری استراتژیک از جمله گندم خسارات کمی، کیفی و بهداشتی وارد میکند. هدف از این پژوهش ارزیابی کارایی سه عامل کنترل بیخطر شامل جدایه بومی DE از قارچ بیمارگر حشرات، Beauveria bassiana (Balsamo) Vuillemin (Ascomycota: Hypocreales) (کنترل بیولوژیک) و دو فرمولاسیون تجاری داخلی و خارجی از خاک دیاتومه به ترتیب با نامهای سایان و سلایت610 (کنترل فیزیکی) بهصورت کاربرد تکی و سپس کاربرد همزمان علیه آفت مذکور بود. برای این منظور ابتدا آزمون زیستسنجی برای تعیین قدرت حشرهکشی قارچ و خاکهای دیاتومه علیه حشرات بالغ آفت به روش آغشته سازی بذور گندم طی 14 روز انجام شد. سپس دوز LD25 خاکهای دیاتومه با دوزهای مختلف قارچ به نسبت 1:1 مخلوط و نوع برهمکنش آنها در برابر آفت تعیین شد. در ادامه اثرات زیرکشنده مخلوطهای مختلف قارچ و خاک دیاتومه که دارای برهمکنش سینرژیستی بوده و بیشترین قدرت کشندگی را علیه لمبه گندم دارا بودند به همراه اجزای تکی این مخلوطها در قالب مطالعه جدول زندگی دوجنسی بررسی شد. بر اساس نتایج، مقادیر LD50 برای B. bassiana، خاکهای دیاتومه سایان و سلایت بهترتیب 32/295، 49/4439 و 25/992 پیپیام محاسبه شد که نشان از سمیتر بودن سلایت نسبت به سایان بود. نوع برهمکنش قارچ با هر یک از خاکهای دیاتومه در اکثر نسبتهای اختلاط، سینرژیستی و در موارد اندکی افزایشی بود. در نتیجه دو اختلاط LD50 قارچ + سایان و LD75 قارچ + سلایت برای ارزیابی جدول زیستی انتخاب شدند. طبق نتایج، کل دوره پیش از بلوغ در تمام تیمارها و از همه بیشتر قارچ + سلایت به دلیل طولانی شدن دوره رشدی برخی مراحل زیستی و تولید سنین لاروی اضافی نسبت به شاهد افزایش یافت. بر همین اساس میانگین مدت زمان یک نسل آفت (T) نیز در تمام تیمارها افزایش یافت ولی طول عمر بالغین ماده و نر در همه تیمارها نسبت به شاهد کاهش یافت. با این وجود نرخ بقا در کلیه مراحل زیستی همه تیمارها کاهش یافت که در راس آنها حشرات ماده تیمار سلایت + قارچ با کاهش 81/61 درصدی نسبت به شاهد قرار داشتند. میانگین میزان تخمریزی در نتاج تحت تاثیر همه تیمارها کاهش شدیدی نشان داد و از 46/2 ± 15/28 تخم/ماده در شاهد به 89/0 ± 39/2 تخم/ماده در تیمار اختلاط قارچ و سلایت رسید. مهمترین پارامتر تعیین کنندهی رشد جمعیت یعنی نرخ ذاتی افزایش جمعیت یا r است که در اثر کلیه عوامل کشنده مورد مطالعه به شدت کاهش یافت. بیشترین کاهش r مربوط به تیمارهای اختلاط (سایان + قارچ: 0048/0 ± 0096/0 و سلایت + قارچ: 0059/0 ± 0004/0- بر روز) نسبت به شاهد (0022/0 ± 0474/0 بر روز) بود که نشان از رو به زوال بودن جمعیت دارد. سایر پارامترهای جدول زندگی شامل نرخ خالص و ناخالص تولید مثل و نرخ متناهی افزایش جمعیت نیز در تمام تیمارها نسبت به شاهد کاهش یافتند. در نهایت نتیجه گرفته شد که جدایه بومی B. bassiana و هر دو فرمولاسیون خاک دیاتومه سایان و سلایت، بهطور ویژه سلایت، دارای پتانسیل حشرهکشی بالایی علیهT. granarium هستند. همچنین از برهمکنش سینرژیستی بین آنها میتوان در جهت کاهش میزان مصرف و در عین حال تشدید کارایی آنها در کنترل آفت بهره جست که هم از نظر اقتصادی ارزشمند است و هم بر محدودیت استفاده از مقادیر زیاد خاک دیاتومه غلبه میکند. پژوهش حاضر میتواند به فرایند تولید و تجاری سازی فرمولاسیونهای پودری متشکل از قارچ بیمارگر B. bassiana و دو فرمولاسیون تجاری خاک دیاتومه کمک شایانی نماید. کلید واژهها: لمبه گندم، خاک دیاتومه، قارچ بیمارگرحشراتBeauveria bassiana ، اختلاط، زیستسنجی، جدول زیستی، اثرات زیرکشندگی
-
تاثیر روشهای مختلف خاکورزی بر خصوصیات فیزیکی خاک و صفات کمی ارقام مختلف گندم و نخود در اراضی دیم منطقه دالاهو
ویکتوریا رمضانی 1399° C higher than the system without tillage
-
فون کنه های پیش استیگمای)Trombidiformes: Prostigmata( مرتبط با جنگل بلوط .Quer cus sppدرمنطقه ی حفاظت شده بیستون .
سحر سیاه کمری 1399بلوط مهمترین و فراوانترین گونهی درختی موجود در غرب ایران بهویژه منطقه زاگرس و منطقه حفاظتشده بیستون محسوب میشود. منطقه حفاظتشده بیستون به مساحت 82100 هکتار در بخشی کوهستانی در رشتهکوههای زاگرس در استان کرمانشاه واقع است. این منطقه در ارتفاع 1320 متری از سطح دریا قرار دارد . کنهها از بندپایان فعال در جنگلهای بلوط میباشند که نقشهای متفاوتی از جمله آفت، شکارگر و تجزیهکننده بهعهده دارند. با توجه به اهمیت و نقش بلوط در اکوسیستم غرب کشور فون کنههای پیش استیگمای مرتبط با جنگل بلوط . Quercus در منطقه حفاظتشده بیستون مورد بررسی قرار گرفت. در سالهای 1397 و 1398 نمونهبرداریهای متعددی از نقاط مختلف منطقه از خاک و اندامهای هوایی جنگل بلوط به عمل آمد. نمونهها پس از انتقال به آزمایشگاه، با استفاده از قیف برلیز جداسازی شده و پس از شفاف سازی در اسیدلاکتیک، با استفاده از مایع هویر از آنها اسلاید تهیه شد. در این بررسی در مجموع، 12 گونه و 16 جنس متعلق به 12 خانواده شناسایی شدند. در این میان گونه Anystis baccarum L. از خانواده Anystidae و گونه. Tetranychus urticae Koch از خانواده Tetranychidae از بیشترین فراوانی نسبت به بقیه کنههای جمع آوری شده در این مطالعه برخوردار بودند. گونههای شناسایی شده در این بررسی به شرح زیر است: Anystidae: Anystis baccarum Linnaeus, 1758; Bdellidae: Cyta coerulipes (Duges, 1834); Cunaxidae: Pulaeus glebulentus Den Heyer, 1980; Tydeidae: Lorryia woolleyi (Baker, 1968), Tydeus caudatus (Duges, 1834); Ereynetidae: Ereynetoides amplectorus Hunter, 1964; Iolonidae: Pronematus ubiquitus (McGregor, 1932), Pronematus rykei Meyer & Rodrigues, 1966; Erythraeidae: Parerythraeus sp., Abrolophus sp.; Smarididae: Smaris ., Fessonia .; Raphignathidae: Raphignathus sp.; Tetranychidae: Tetranychus urticae Koch, 1836; Tetranychus turkestani (Ugarov & Nikolski), 1937, Eotetranychus frosti (McGregor, 1952); Trombidiidae: Allothrombium sp.; Cheyletidae: Acaropsellina sollers Kuzin, 194
-
اندرکنش رودخانه و آبخوان در شرایط بهره برداری تلفیقی آب سطحی و زیرزمینی
ویدا کامکار 1399بهره برداری تلفیقی از منابع آب سطحی و زیرزمینی یکی از مهم ترین چالش های پیش روی محققین منابع آب می باشد. استفاده تلفیقی در واقع، بهره برداری از منابع آب سطحی و زیرزمینی به منظور افزایش میزان آب قابل دسترسی و استفاده پایدار از منابع آب موجود است. از این رو برنامه ریزی صحیح در این زمینه مستلزم آگاهی از نحوه برهم کنش آب سطحی و زیرزمینی در منطقه و تخمین و محاسبه پارامترها و عوامل سطحی و زیرزمینی موثر بر آن می باشد. بنابراین از اهداف اساسی مطالعه جاری، شبیه سازی برهم کنش آب سطحی و زیرزمینی با استفاده از ایجاد اتصال دینامیکی بین منابع آبسطحی و زیرزمینی در دشت میاندربند به طوری که داده ها و نتایج بطور ماهیانه بین مدل آب سطحی WEAPو مدل آب زیرزمینی MODFLOWدر گردش باشد.در این تحقیق از ترکیب مدل شبیهسازی استفاده گردید. شبیهسازی حوضه مورد مطالعه با استفاده از مدل WEAP برای یک سیستم دو مخزنه شامل سدهای گاوشان و شهدا، واقع در حوضه گاوهرود انجام شد. در این راستا مدلسازی بهرهبرداری از مخزن بر اساس وضع موجود بهرهبرداری منطقه و برای یک بازه 72 ماهه و مربوط به سالهای آبی 87-86 تا 92-91 صورت گرفت. بدین صورت که پس از جمعآوری اطلاعات مورد نیاز، فایل ورودی مدل WEAP را تشکیل داده و مدل برای یک دوره آماری (شش سال) کالیبره شد. در این فصل نتایج حاصل از شبیهسازی اندرکنش رودخانه و آبخوان در حالت بهره برداری همزمان از منابع آب سطحی و زیرزمینی بر اساس یک مدل کوپل شده WEAP- MODFLOW آورده شده است ،نتایج حاصل از شبیهسازی آبهای سطحی و زیرزمینی با استفاده از مدلهای WEAP و MODFLOW ارائه شده و شرایط موجود بهره برداری از منابع آب منطقه در صورت ادامه سیاستهای موجود مورد بررسی قرار می گیرد. در ادامه نتایج حاصل از اندرکنش رودخانه و آبخوان و سهم رودخانه رازآور در تغذیه یا تخلیه آبخوان یا آب زیرسطحی در یک دوره آماری مورد بحث قرار میگیرد. در نهایت ضمن بررسی ،تبادل رودخانه رازآور با دشت میاندربند و بیله وار وضعیت بیلان منابع آبی منطقه و مولفه های بیلان در شرایط بهرهبرداری تلفیقی مورد ارزیابی قرار گرفته است.به گونهای که نتایج شبیهسازی نشان داد که یکی از مهمترین دستاوردهای این تحقیق ایجاد شبیه سازی ناحیه اشباع و غیراشباع خاک با استفاده از مولفه های بیلان کامل هیدروکلیماتولوژی به صورت یک مدل کوپل شده آب سطحی و زیرزمینی اجرا میگردد.وهمچنین در طول دوره 6 سال بیشترین مقدار تغذیه آبخوان در سطح دشت در ماههای آبان تا بهمن است وبه این علت که در این ماهها میزان بارندگی روی دشت زیاد بوده است. در این ماهها علاوه بر بارندگی نیزمقداری از تغذیه حاصل از نفوذ آب آبیاری میباشد. اما در ماههای گرم سال تنها از طریق نفوذ آب آبیاری تغذیه انجام می گیرد. واژههای کلیدی: شبیهسازی، بهرهبرداری تلفیقی،اندرکنش رودخانه و آبخوان، WEAP، MODFLOW
-
نقش درختان در تنوع زیستی ماکروفون خاک در جنگل های زاگرس (مطالعه مورد :جنگل های گهواره)
فریبرز بهرامی 1398 -
نوسانات جمعیت شته مومی کلم Brevicoryne brassicae L. و تاثیر آفت¬کش¬های گیاهی تنداکسیر و پالیزین روی آن
فاطمه رماسی 1398 -
شناسایی زنجرک پسته Hem.: Cicadellidae))Idiocerus stali با استفاده از پردازش تصویر و شبکه¬های عصبی مصنوعی
زینب عزیزپور 1398استراتژی مدیریت تلفیقی آفات(IPM)، به پایش پیوسته جمعیت آفات وابسته است، این کار نه تنها زمانبر است، بلکه وابستگی زیادی به داوری انسان دارد و پر هزینه نیز میباشد. از طرفی روشهای مرسوم برای شناسایی حشرات زمانبر و پر هزینه هستند. با توجه به گسترش صنعت و رشد سریع آن، همواره بشر به دنبال سرعت بخشیدن به کارها با دقت بالاتری بوده است. استفاده از روشهای هوش مصنوعی به جای تصمیمگیریهای دستی و انسانی، علاوه بر این که سبب افزایش بهرهوری میگردد، از دقت بالایی نیز برخوردار است. پسته، یک محصول تجاری است و هر ساله خسارت زیادی توسط حشرات به تولیدکنندگان این محصول وارد میشود. گروهی از آفات پسته عمدتاً از میوه پسته تغذیه میکنند، که از این گروه زنجرک پسته، Idiocerus (Sulamicerus) stali Fieber, 1868 (Hemiptera: Cicadellidae) دارای اهمیت زیادی میباشد. در این تحقیق I. Stali به عنوان حشره هدف جهت شناسایی با استفاده از الگوریتم پردازش تصویر انتخاب شد. برای جمعآوری نمونهها از کارتهای زرد چسبنده استفاده شد. برای تهیه الگوریتم پردازش تصویر، از خصوصیات رنگی و شکلی اشیاء، استفاده شد.تعداد 357 خصوصیت رنگی و 20 خصوصیت شکلی برای شناسایی I. Stali بهوسیله الگوریتم پردازش تصویر استخراج شد. خصوصیات رنگی به دو دستهی خصوصیات مربوط به میانگین و انحراف معیار و خصوصیات مربوط به شاخصهای سبزی تقسیم شدند. خصوصیات مربوط به میانگین و انحراف معیار عبارتند از میانگین مولفه اول، میانگین مولفه دوم، میانگین مولفه سوم، میانگین مولفههای اول، دوم و سوم، انحراف معیار مولفه اول، انحراف معیار مولفه دوم و انحراف معیار مولفه سوم 17 فضای رنگی RGB، HSV، YIQ، YCbCr، CMY، HSI، Improved YCbCr، L*a*b*، JPEG-YCbCr، YDbDr، Y r، YUV، HSL، XYZ، Luv، LCH و CAT02 LMS. خصوصیات مربوط به شاخصهای سبزی شامل مولفه اول RGB نرمال شده، مولفه دوم RGB نرمال شده، مولفه سوم RGB نرمال شده، کانال خاکستری، سبز اضافی، قرمز اضافی، شاخص رنگی برای پوشش سبزینگی استخراجی، تفاضل پارامترهای سبز اضافی و قرمز اضافی، شاخص تفاضل نرمال شده، شاخص سبز منهای آبی، کنتراست قرمز آبی، شاخص قرمز اضافی، شاخص سبز اضافی و شاخص آبی اضافی میباشد. خصوصیات شکلی استفاده شده نیز شامل طول، عرض، مساحت، محیط، لگاریتم نسبت طول به عرض، نسبت محیط شکل به محیط مستطیل در بر گیرنده شکل، نسبت عرض به طول، نسبت مساحت به طول، خروج از مرکزیت، تمایل، سطح محدب، سطح یکپارچه، قطر دایره معادل، عدد اویلر، یکپارچگی، محدوده، کشیدگی، فشردگی، نسبت تصویر و نسبت طول به محیط میباشد. از روش هیبرید شبکه عصبی مصنوعی– الگوریتم بهینه سازی ازدحام ذرات(ANN-PSO) برای انتخاب خصوصیات موثر استفاده گردید. خصوصیاتموثر انتخابی جهت طبقهبندی حشرات عبارتند از: شاخص رنگی برای پوشش سبزینگی استخراجی مربوط به فضای رنگیHSL، شاخص تفاضل نرمال شده مربوط به فضای رنگیLCH، کانال خاکستری مربوط به فضای رنگیYCbCr، شاخص مولفه دوم منهای مولفه سوم مربوط به فضای رنگیYCbCr، مساحت و میانگین مولفههای اول، دوم و سوم فضای رنگیLuv. نرخ شناسایی الگوریتم پردازش تصویر طراحی شده، 72/99 درصد میباشد. شبکههای عصبی مصنوعی پرسپترون چند لایه، توانایی طبقهبندی حشرات به دو کلاس I. Stali و Anthaxia Sp. Eschscholtz, 1829 (Coleoptera: Buprestidae)، با دقت 59/99 درصد را دارند. نتایج نشان داد که استفاده از روش جدید برای شناسایی حشرات آفت در شرایط نور طبیعی، در کوتاه ترین زمان و با دقت بسیار بالا امکان پذیر است.
-
جداسازی و شناسایی قارچ های بیمارگر حشرات از خاک های زراعی و بکر در استان کرمانشاه
هادی مهرمرادی 1398حشرات آفت همواره تاثیر منفی بر زندگی جوامع انسانیدر سطوح مختلف از جمله کشاورزی و بهداشتی دارند و باعث تحمیل خسارات اقتصادی و حتی اجتماعی میشوند. خسارت حشرات آفت به محصولات کشاورزی در کشورهای توسعه یافته سالانه به طور میانگین 18% تخمین زده شده است، که این ارقام در کشورهای کمتر توسعه یافته بسیار بالاتر است. در اکثر نقاط دنیا برای سالهای متمادی کاهش خسارت ناشی از آفتها عمدتا با تکیه بر کاربرد حشرهکشهای شیمیایی بوده است. تعدد استفاده از آفتکشهای شیمیایی، دارای عوارض منفی شدید روی محیط زیست، موجودات غیر هدف و حشرات مفید است. این موضوع محققین را به استفاده از روشهای ایمن و سازگار با اکوسیستم، مانند کاربرد عوامل مختلف کنترل بیولوژیک ترغیب کرده است. یکی از این عوامل کنترل بیولوژیک قارچهای بیمارگر حشرات میباشند.. هدف از این پژوهش شناسایی و جداسازی قارچهای بیمارگر حشرات از خاکهای زراعی و غیر زراعی در استان کرمانشاه بود. نمونه برداری از اوایل مرداد 96 تا اواخر فروردین 97 از خاکهای جنگل، مزرعه، باغ و مرتع 14 شهرستان استان کرمانشاه انجام شد. به منظور جداسازی قارچهای بیمارگر حشرات از خاکهای جمعآوری شده از طعمه حشرهای شبپره بیدآرد (Ephestia kuehniella) استفاده شد. در این روش دو کیلوگرم خاک از هر نمونه را در 10 لیوان (ابعاد 8 × 12) به مقدار 200 گرم ریخته، و تعداد 10 لارو به هر لیوان اضافه گردید. روزانه به مدت یک هفته خاک لیوانها زیررو شد و در حین این کار لاروهای مرده جمعآوری شده و پس از ضدعفونی سطحی به مدت 30 ثانیه با هیپوکلریت سدیم یک درصد و الکل 70 درصد روی محیط کشت عصاره سیب زمینی دکسترو آگار کشت داده شدند. در نهایت 114 جدایه قارچی از خاکهای مختلف شهرستانهای استان جمع آوری گردید که بیشترین قارچهای جدا شده به ترتیب از خاکهای جنگل با 39 جدایه، مزرعه با 38، مرتع با 22 و باغی با 15 جدایه بود. برای اطمینان از بیماری زا بودن قارچهای جداسازی شده، آزمون عبور از میزبان در سه مرتبه و اطمینان از اینکه لاروهای حشرات در اثر پاتوژنسیتی قارچ از بین رفته باشند صورت گرفت. به منظور بررسی پراکنش قارچهای بیمارگر حشرات با پارامترهای فیزیکوشیمیایی خاک تعدادی از این پارامترها مثل واکنش خاک (pH)، هدایت الکتریکی خاک (EC)، اهک خاک (CaCO3)، کربنآلی (OC) و بافت خاک اندازهگیری شد و ارتباط آنها با روش آنالیز تطبیق متعارفی با استفاده از نرم افزار CANOCO مورد بررسی قرار گرفت. برای شناسایی مورفولوژیکی جدایه های قارچی از خصوصیات میکروسکوپی و ماکروسکوپی جدایهها روی محیط کشتهای عصاره سیب زمینی دکستروز آگار (PDA)، سابرو دکستروز آگار (SDA)، عصاره مالت آگار (MEA)، عصاره چاپک مخمر آگار (CYA) و عصاره برگ میخک آگار (CLA) استفاده شد. برای تائید شناسایی مورفولوژیکی، 20 جدایه از گروههای مورفولوژیکی شناسایی شده برای بررسی مولکولی انتخاب شد. استخراج دی.ان.ای جدایه ها با استفاده از روش سی تب (CTAB) و کیت استخراج (شرکت ایده سازان زیستی زاگرس) صورت گرفت. بررسی کیفیت دی.ان.ای استخراج شده با ران کردن نمونهها روی ژل اگاروز 1% صورت گرفت. نواحی نسخه برداری شده داخلی از دی ان ای ریبوزومی هستهای توسط آغازگرهای پیشرو (ITS1) و پسرو (ITS4) فزونسازی شد. نتایج واکنش زنجیرهای پلیمراز با ران کردن نمونهها در ژل آگاروز 1% تایید شد و ژنهای فزون سازی شده برای توالی سنجی به شرکت اپیکال (Apical)کشور مالزی ارسال و توالی سنجی صورت گرفت. پس از تعیین توالی، ویرایش به روش دستی با استفاده از نسخه 5 نرم افزار Bioeditصورت گرفت و پس از مقایسه با توالیهای موجود در بانک ژن با استفاده از نرم افزار بلاست، به بانک ژن ارائه و شماره دسترسی برای مطالعات بعدی اخذ گردید. تائید شناسایی مولکولی جدایهها با آنالیز فیلوژنتیکی به دو روش الحاق پیوست مجاور و ماکسیمم پارسمونی صورت گرفت. گونههای شناسایی شده با استفاده از خصوصیات مورفولوژیکی و مولکولی عبارت بودند از *Aspergillus nomius، Fusarium oxysporum، Fusarium equiseti، Fusarium sp.، Penicillim solitum، *Penicillium sizovae، Penicillium sp.، Alternaria chlamydosporigena، Meyerozyma guilliermondii، Paramyrothecium roridum، Chaetomium elatum، Beauveria bassiana، *Beauveria pseudobassiana و *Beauveria tenella
-
اثرات جانبی روشهای مختلف کاربرد حشره کش تیامتوکسام بر سن شکارگر،در سیستم شکار-شکارگری شته جالیز و Orius albidipennis Reuter (Hem.:Anthocoridae)
بهارک محمودی ده پهنی 1397اثرات جانبی روش های مختلف کاربرد تیامتوکسام بر سن شکارگر در سیستم ششکار شکارگری orius albidipennis-Aphis gossypii
-
شناسایی شپشکهای خانواده Diaspididae و تعیین پلی مورفیسم آنها روی درختان میوه در دهستان میان¬دربند، استان کرمانشاه
ناهیدالسادات بنی هاشمی 1397 -
شناسایی و ریخت¬شناسی شپشک¬های ریشه گیاهان در شهرستان سنقر، استان کرمانشاه
سمیرا کریمی 1396بالاخانواده Coccoidea حشراتی کوچک با انواع دگردیسی، دوشکلی جنسی و پارتنوژنز هستند. مادهها بیبال بوده، فاقد تحرک، دارای ترشحات پودری و یا پوشش سپرمانند با بدنی بیضوی یا گرد هستند. خصوصیات کوتیکولی مادههای بالغ در ردهبندی آنها نقش دارد. در مادههای بالغ خصوصیات لاروی باقی میماند اما در نرها در مراحل بلوغ یک جفت بال دارد. نرها قطعاتدهانی ندارند و تغذیه نمیکنند. انتهای شکم نرها دارای زایده بلند است. بالهای عقب نرها به زایده هالترمانندی تبدیل میشوند. مادهها 2-3 سن پورگی و نرها 4 سن پورگی دارند. گونههایHypogaeic scale insects از خانوادههای مختلف شپشکها با تغذیه از ریشه و قسمتهای زیرزمینی میزبان موجب کاهش رشد گیاهان آلوده میشوند. با توجه به اینکه اندازه کوچک دارند توسط کشاورزان نادیده گرفته میشوند، با تهیه اسلایدهای میکروسکوپی از شپشکها میتوان آنها را شناسایی کرد. اهداف پایاننامه معرفی، جمعآوری و شناسایی شپشکهای روی ریشه گیاهان در شهرستان سنقر، توصیف شپشکهای جدید روی ریشه گیاهان در این شهرستان و نیز جمعآوری و شناسایی پارازیتوئید و شکارگرها هستند. پس از جمعآوری نمونهها و نوشتن مشخصات در جدول، در آزمایشگاه شپشکها جداسازی شده و نمونههای زنده را در ترکیبی از Ethyl Alcohol و Glacial Acetic Acid ثابت کرده و با سوزن نازک نمونه را سوراخ میکنیم و بعد به محلول پتاس10% انتقال داده و بعد نمونهها را به آبمقطرمیشوییم، در ظرف دیگر آبمقطر،GAA را تا 70% افزوده و بعد نمونهها را به GAA100% انتقال داده و محلول Acid Fuchsin را بهGAA اضافه کرده و بعد با GAAمیشوییم و بعد یک قطره Xylen افزوده و با یک قطره کانادابالزام اسلاید درست میکنیم. با قرار دادن در آون، اسلایدها خشک شده و برچسب میزنیم.کلید واژگان: شپشکهای ریشه،Hypogaeic scale insects ، Coccoidea، ریخت شناسی، سنقر.
-
بیولوژی و مرفولوژی شپشک Eulecanium sp. (Hemiptera: Coccidae) در شرایط طبیعی و شناسایی بندپایان مرتبط با آن در باغات شهرستان صحنه، کرمانشاه
زهرا زارعی احمد آبادی 1396چکیدهشپشک نرمتن،Eulecanium tiliae (Linnaeus, 1758)،در اکثر مناطق ایران، از جمله قسمتهای غربی، بهطور گسترده بر روی سرشاخهها قرار دارند و به عنوان یک آفت بالقوه برای انواع درختان میوه از جمله Prunus .و Malus . (Rosaceae) به شمار میآید. در طی سالهای 1395-1396، جنبههای زیستشناسی و ریختشناسی این آفت در شرایط طبیعی مورد بررسی قرار گرفت (باغ گیلاس روستای احمداباد). فواصل نمونهبرداری هر ده روز یکبار در نظر گرفته شد(به استثنای فصل زمستان). از حشرات بالغ اسلایدهایی میکروسکوپی تهیه و گونهها شناسایی شدند. بررسی نشان داد که زمستانگذرانی این آفت به صورت پوره سن دوم بر روی سرشاخهها (سرشاخههای یک ساله یا دو ساله) و تنها یک نسل در سال دارند. جنس ماده این گونه دارای دو سن پورگی است (فاقد حشره نر).تولیدمثل در این آفت بهصورت بکرزائی صورت میگیرد. ظهور مادههای بارور در اواخر فروردین ماه اتفاق افتاد و تخمگذاری در اوایل اردیبهشت ماه شروع و تا اوایل خرداد ماه ادامه دارد. تعداد تخم در هر حشره بارور بین 200-1000 عدد متغیر است.اولین سن پورگی در اواسط اردیبهشت ماه ظاهر شد و در هر دو سطح فوقانی و تحتانی برگ گسترش یافت. آلودگی شدید باعث زرد شدن زودرس برگ و خشک شدن شاخهها میشود.در طول مطالعه تاریخ زندگی این آفت، تا کنون هیچ حشره نری شناسایی نشده است. دشمنان طبیعی مرتبط با این آفت شناسایی شدهاند:Encyrtidae: Blasthotrix brittanica (Girault, 1917)Pteromalidae: Pachyneuron muscarum (Linnaeus, 1758)Phytoseiidae: Paraseiulus talbii (Athias-Henriot, 1960); Typhlodromusbagdasarjani (Wainstein & Arutunjan, 1967)Iolinidae: Pronematus ubiquitous (McGregor, 1932)Caligonellidae: Molothrognathus sp.(Summers & Schlinger, 1955) Cheyletidae: Cheletogenes ornatus (Canestrini & Fanzago, 1876) Phlaeothripidae: Cephalothrips coxalis (Bagnall, 1926).
-
شناسایی تریپس های مزارع گندم و تغییرات جمعیت تریپس گندم، Haplothrips tritici در شهرستان ایوان، استان ایلام
بهزاد میری 1396 -
بررسی رابطه بین اثر علف های هرز با برخی عوامل تاثیرگذار بر عملکرد نخود (Cicer arietinum) در منطقه سنجابی روانسر
ناصر سهرابی 1395بهمنظور بررسی اثر علفهای هرز، همچنین برخی عوامل تاثیرگذار بر عملکرد نخود (Cicer arietinum L.) دیم، آزمایشی بهصورت پیمایشی با نمونه برداری از 85 مزرعه نخود در سال زراعی 94-93 در سه روستا واقع در دهستان سنجابی شهرستان روانسر استان کرمانشاه انجام شد. به منظور جمع آوری داده ها از دو روش الف) تکمیل پرسشنامه توسط کشاورزان صاحب هر مزرعه و ب) نمونهبرداری مستقیم از مزرعه، استفاده شد. اطلاعات مستخرج از پرسشنامه شامل مساحت اراضی، تناوب زراعی، میزان تحصیلات، زمان و وسیله شخم، کودهای شیمیایی مصرفشده، رقم بذر کشتشده، تاریخ کاشت، مبارزه با علفهای هرز، زمان برداشت، روش برداشت و میزان عملکرد بودند. نمونهبرداری از مزراع نیز در دو مرحله شامل قبل از گلدهی و زمان تشکیل غلاف بهصورت تصادفی در شش نقطه از هر مزرعه با استفاده از کوادراتی به ابعاد 1*1 متر انجام شد که اطلاعاتی از قبیل تراکم و درصد تاج پوشش علف های به تفکیک گونه، تعداد بوتههای نخود، درصد تاج پوشش نخود و عملکرد نخود یادداشت برداری شد. نتایج بهدستآمده نشان داد که عملکرد نخود بسته به نوع مدیریتی زراعی و عوامل اجتماعی از قبیل عملیات خاک ورزی، تاریخ کاشت، روش کاشت، مبارزه با علف های هرز، تارخ برداشت، سطح سواد کشاورز، سن و سابقه کشاورز و همچنین نوع روستای مورد مطالعه تفاوت معنی داری را نشان داد. بر این اساس، انجام دو بار خاکورزی قبل از کشت، استفاده روش های مکانیزه کاشت، مدیریت علف های هرز و همچنین انتخاب تاریخ کاشت و برداشت مناسب باعث افزایش معنی دار عملکرد نخود و کاهش معنی دار جمعیت علف های هرز در منطقه مورد مطالعه شد. علاوه بر این دو عامل سطح سواد و سابقه کشاورز نیز به عنوان عوامل مهم در افزایش عملکرد محصول و کاهش علف های هرز مطرح بودند. همچنین سکونت در مقایسه با عدم سکونت در روستا نیز با افزایش احتمال توجه کشاورز به عملیات داشت، افزایش عملکرد و کاهش جمعیت علف های هرز را به دنبال داشته باشد. که در مجموع 28 گونه علف هرز در مزارع منطقه مورد مطالعه مشاهده شد که اکثراً یکساله و پهن برگ بوده و اغلب آنها جزء علف های هرز غالب مزارع نخود استان کرمانشاه بودند. در این میان علف های هرز کاسنی و گلرنگ وحشی بیشترین تاثیر منفی را بر عملکرد نخود داشتند. همچنین برخی علف های هرز مانند شیرین بیان و جودره نیز در نتیجه اثرات متقابل با سایر علف های هرز علف های هرز بر خلاف تصور دارای تاثیر مثبت بر عملکرد نخود بودند. علاوه بر این افزایش تنوع و یکنواختی جمعیت علف های هرز دارای تاثیر مثبت بر عملکرد نخود بود. به نظر می رسد افزایش تنوع و ایجاد رقابت بین علف های هرز باعث کاهش قدرت رقابتی علف های هرز توسط خود آنها می شود، این امر می تواند از تاثیر منفی برخی از گونه ها بر گیاه زراعی بکاهد. احتمالا به همین دلیل بود که اثرات مثبت برخی علف های هرز رو عملکرد مشاهده شد. بطور کلی می توان بیان داشت که بررسی عوامل موثر بر تولید محصولات زراعی در شرایط واقعی، می تواند با افزایش آگاهی در مورد اثر هر یک از این عوامل، مدیریت بهتر بخش کشاورزی را به همراه داشته باشد.
-
بررسی تاثیر قارچ بیمارگر Beauveria bassiana بر پارامتر¬های جدول زندگی کرم غوزه پنبه Helicoverpa armigera (Lep: Noctuidae)
الهام کلوندی 1395چکیدهشبپرهی کرم غوزه hy;ی پنبهHelicoverpa armigera Hubner (Lepidoptera: Noctuidae) ، یکی ازآفات مهم و کلیدی محصولات کشاورزی در ایران وسایر کشورهای جهان میباشد.مقاومت کرم غوزهی پنبه به اکثر گروههای حشرهکشی رایج (پایرتروئیدها، ترکیبات آلی فسفره و کارباماتها) منجر به کاهش اثر حشرهکشها در خیلی از کشورها شده است. برای حل چنین مشکلی، راه کارهای جدیدیمانند استفاده از روشهایکنترل بیولوژیک بهویژه استفاده از ترکیبات میکروبیممکن است منجربه کنترل مناسب آفت شده و بروز مقاومت را به تاخیر بیندازد.در این میان قارچ بیمارگر حشرات، Beauveria bassiana (Balsamo) Vuillemin در مدیریت تلفیقی آفات از اهمیت خاصی برخوردار است، زیرا این قارچ دارای پراکنش جهانی بوده و با داشتن بیش از 700 گونه میزبان، دارای طیف میزبانی گستردهای میباشد.همچنین یکی از مهمترین روشهای ارزیابی قدرت و کیفیت بیمارگری قارچ، استفاده از دادههای جدول زیستی حشره سالم و آلوده میباشد که در این زمینه اطلاعات محدودی وجود دارد. در این پژوهشتاثیر قارچ بیمارگرB. bassiana، بر پارامترهای جدول زندگی کرم غوزه پنبه،H. armigera(Lep; Noctuidae)مورد بررسی قرار گرفت.تمام آزمایشات با روش غوطهوری در شرایط دمایی 1±25 درجه سانتی گراد، رطوبت نسبی 5 ±65 و دوره نوری 16 ساعت روشنایی و هشت تاریکی انجام گرفت. پس از آزمون مقدماتی غلظتهای موثر برای جدایه DC7102،103،105،106،108و برای جدایه DE101،102،104،106،108 تعیین شدند و به منظور بررسی زهرآگینی دو جدایه DEو DC7از قارچ بیمارگر B. bassiana، آزمایش زیستسنجی روی لارو سن دوم کرم غوزهی پنبه در چهار تکرار انجام شد، نتایج این تحقیق نشان داد که جدایه DC7زهرآگینی بیشتری در مقایسه با جدایه دیگر ایجاد کرده، همچنینLC25و LC50برای این جدایهبه ترتیب102×44/2 و 104×5/1 اسپور بر میلیلیترمحاسبه شد. نتایج حاصل از بررسی پارامترهای جدول زندگی نشان داد که این قارچ اثر قابل توجهی در مرگ و میر حشرات داشته است.همچنین علاوه بر افزایش مرگ و میر،میزان باروری حشراتی که زنده ماندهاند را نیز کاهش داد. نرخ ذاتی افزایش جمعیت (rm) برای شاهد، غلظت زیرکشنده و کشنده به ترتیب 198/0، 121/0 و 111/0 بر روز محاسبه گردید. این قارچ علاوه بر ایجا مرگومیر، موجب ایجاد بدشکلی در پیششفیره، شفیره و بالغینشد.در نتیجه میتوان بیان نمود که این قارچ بیمارگرپتانسیل بالایی در بیماریزایی در کرم غوزه پنبه دارد از اینرو میتواند به عنوان یک عامل کنترل زیستی کارآمد در برابر آفت مذکور به کار گرفته شود.
-
جداسازی وشناسایی قارچ بیماری زای حشرات در استان کرمانشاه
آرزو هادی 1395سن گندم(Eurigaster intergericeps ( Hem, Scutelleridae مهمترین آفت مزارع گندم وجو در خاورمیانه است.این حشره در ایران نیز به عنوان یک آفت کلیدی، خسارت قابل ملاحظهای به محصولات گندم وجو وارد میکند. سمپاشیهایی که علیه این آفت صورت میگیرد نه تنها باعث آلودگی محیط زیست شده بلکه موجب آلودگی مواد غذایی نیز میشود. بنابراین با استفاده از قارچهای بیمارگر حشرات در مدیریت آفت میتوان موجب کاهش استفاده از آفتکشهای شیمیایی شد. در این بررسی بیماریزایی سه قارچ Paecillomyces lillacinus، Beuveria bassiana و Fusarium prolifreatumروی پوره سن سوم سن گندمEurigaster intergericepsدر شرایط آزمایشگاهی به مدت شش روز مورد آزمایش قرار گرفت. آزمون بیماریزایی اثبات کرد که هر سه قارچ بیماریزا هستند ودر همه جدایهها با افزایش غلظت سوسپانسیون اسپور قارچها درصد مرگ و میر لاروها افزایش پیدا کردهاست. غلظت 108 قارچ euveria bassiana بعد از شش روز باعث 78% درصد تلفات در جمعییت پوره سن دوم intergericeps. E و قارچFusarium prolifreatumدر غلظت 109 باعث68%مرگ ومیر و قارچ Paecillomyces lillacinus با غلظت 1010 باعث 76% مرگ ومیر جمعییت تیمارشد که هر سه قارچ با تفاوت معنیداری نسبت به جمعییت شاهد توانایی بالایی برای کاهش جمعییت پورههای سن دوم را دارد.آزمون موازی بودن توان نسبی نشان داد که قارچ Beuveria bassianaبا تفاوت معنیداری از دو قارچ دیگر توانایی بالاتری برای بیماریزایی دارد
-
شناسایی شپشک¬های خانوادهAsterolecaniidae و دشمنان طبیعی آن¬ها و بررسی بیولوژی گونه غالب در جنگل¬های بلوط اسلام آبادغرب، کرمانشاه
سمیرا افضلی 1395بلوط Quercus sp درختی جنگلی با خواص دارویی میباشد که در خاکهای سنگین، کم عمق، آهکی و رسی با PH قلیایی میروید. طی بازدیدهای انجام شده در منطقهی قلاجه از توابع شهرستان اسلام آبادغرب، طی سالهای 95-94 تنها گونهی شپشک Hem: Asterolecanidae)) Asterodiaspis quercicola روی درختان بلوط Quercus sp شناسایی شد. از خصوصیات ریخت شناسی مهم این گونه می توان به داشتن روزنههای 8 شکل در حاشیه بدن و وجود دو موی بلند در انتهای بدن اشاره کرد. به منظور بررسی زیست شناسی این آفت در تمام طول سال روی سرشاخههای بلوط از مراحل مختلف، آماربرداری هفتگی و منظم انجام و ثبت گردید. حشرات ماده بالغ، پورههای سن اول و پورههای سن دوم به ترتیب در تاریخ های 21/1/95، 1/3/95 و4/5/95 ظاهر شده و اوج جمعیت آنها به ترتیب در تاریخ های 25/2/95 ،18/5/95 و 22/5/95 بود. حشرات ماده بالغ موجود روی سرشاخهها حاوی 66- 16 تخم بودند. زیست شناسی آفت نشان داد که این شپشک در شرایط آب و هوایی شهرستان اسلام آبادغرب دارای یک نسل در سال و زمستان را به صورت ماده بالغ نابارور روی سرشاخههای جوان میگذراند. مهمترین دشمن طبیعی این گونه در منطقه، زنبور پارازیتویید (Hym: Encyrtidae) 1837,Westwood Habrolepis dalmanii بودکه نقش مهمی در کاهش جمعیت بالغین داشته است.
-
اثر اختلاط آفت کش های ایمیداکلوپراید و پی متروزین روی شته ی جالیز، Aphis gossypii (Hem: Aphididae)
راحله الفتی سومار 1395شتهی جالیز Aphis gossypii Glover (Hemiptera: Aphididae) یکی از آفات کلیدی در جهان میباشد که برای کنترل آن به طور مکرر از آفاتکشها استفاده میشود. استفاده از مخلوط آفتکشها یکی از راههای موثر در کاهش مصرف آنها و جلوگیری از ایجاد مقاومت در جمعیت آفات است. مطالعهی برهمکنش بین دو آفتکش میتواند نتایج ارزندهای برای کاربران آنها به ویژه در برنامههای مدیریت تلفیقی آفات در پی داشته باشد. برهمکنش بین ایمیداکلوپرید و پیمتروزین روی شتهی جالیز با استفاده از روش غوطهور سازی برگ تحت شرایط آزمایشگاهی (دمای 1±25 درجه سیلسیوس، رطوبت نسبی 5±65 درصد و دوره نوری 16:8 ساعت (تاریکی: روشنایی)) مورد ارزیابی قرار گرفت. بهترین اثر سینرژیستی در نسبت 5:5 (Im:Py) با مقدار R، CI و LC50 بترتیب 84/3، 27/0 و 71/8 مشاهده شد. اثر افزایشی نیز در بسیاری از نسبتها مشاهده شد. اثر غلظتهای زیر کشنده این ترکیبات با استفاده از سمشناسی دموگرافیک ارزیابی شد. نرخ بقا و پارامترهای رشد جمعیت، شامل نرخ ذاتی رشد جمعیت (rm)، نرخ خالص تولید مثل(R0)، طول مدت یک نسل (Tc) و نرخ متناهی افزایش جمعیت(?) به طور منفی برای هرسه ترکیب آفتکش تحت تاثیر قرار گرفت. در تیمارهای شاهد، ایمیداکلوپرید، پیمتروزین و مخلوط سموم مقادیر rm به ترتیب 39/0، 22/0، 31/0 و 23/0 نتاج ماده به ازای هر فرد ماده در روز بود. نتایج آزمایشات نشان داد که استفاده از غلظتهای کشنده و زیرکشنده مذکور میتواند نتایج امید بخشی در کنترل حشرات آفت و کنهها در برنامههای IPM داشته باشد.
-
تاثیر سرمادهی بر پارامترهای زیستی سن گندم ( Eurygaster integriceps Put. (Hem., Scutelleridae
سیده پریوش حسینی واحد 1394 -
بیواکولوژی سنک گلابی، (Stephanitis pyri (Hem., Tingidae، روی درختان گردو در شهر کرمانشاه
حسنا منتظرصاحب 1394
