صفحه نمایش استاد - پرتال اصلی دانشگاه رازی

حسن حیدری

حسن حیدری

دانشیار / کشاورزی / مهندسی تولید و ژنتیک گیاهی

دروس ارائه شده نیمسال جاری

نام درس واحد زمان ارائه درس ترم
گیاهان زراعی جدید و فراموش شده 2 هرهفته، شنبه ، 08:30-10:30 نیم‌سال اول سال تحصیلی 1404-1405
تولید گیاهان زراعی در مناطق کم آب 2 هرهفته، يك شنبه ، 16:00-18:00 نیم‌سال اول سال تحصیلی 1404-1405
تنوع زیستی و مدیریت ذخایر ژنتیکی 2 نيمه اول ترم، شنبه ، 10:30-12:30، نيمه دوم ترم، يك شنبه ، 10:30-12:30 نیم‌سال اول سال تحصیلی 1404-1405
مدیریت پایدار منابع آب و خاک 2 هرهفته، دوشنبه ، 14:00-16:00 نیم‌سال اول سال تحصیلی 1404-1405

پایان‌نامه‌های کارشناسی‌ارشد

  1. تاثیرکاربرد دودآب ونانو ذرات تیتانیوم وبور، برخصوصیات کمی وکیفی آفتابگردان(Helianthus annuus L.)
    پروانه اسدی 1404
  2. اثر غلظت های مختلف دودآب و اسیدهای آمینه بر صفات زراعی نخود در کشت آبی
    امید میری حسن آبادی 1404
  3. واکنش گندم به محلولپاشی اسید هیومیک و نانوکیتوزان در شرایط دیم
    مریم محمدی دوکوشکانی 1404
  4. تاثیرسطوح نیتروژن بر عملکرد و ویژگی های گیاهی کاملینا تحت تیمارهای مختلف خاکورزی
    فریدون لرستانی 1404
  5. تاثیر کود نیتروژن و گیاهان پوششی ماشک (Vicia sativa)، شبدر (Trifolium resupinatum) و یولاف زراعی (Avena sativa) بر فرونشانی علف¬های هرز، رشد و عملکرد گشنیز (Coriandrum sativum L.)
    فرهاد عباسی 1404
    می‌تواند سبب کاهش عملکرد و کیفیت گشنیز شود.   
  6. برسی اثر دور آبیاری و محلول¬پاشی سالیسیلیک اسید و دودآب بر عملکرد و اجزای عملکرد بادام زمینی (Arachis hypogaea L.)
    فواد احمدپورراد 1403
    چکیده افزایش جمعیت و کمبود آب در مناطق خشک، تامین امنیت غذایی را به چالش کشیده است. مدیریت بهینه آب و استفاده از ترکیباتی مانند دودآب و سالیسیلیک اسید، با بهبود فرآیندهای فیزیولوژیکی گیاهان، به بهره‌وری بیشتر آب و تولید پایدار محصولات کمک می‌کنند. این آزمایش با هدف بررسی تاثیر محلول‌پاشی دودآب (1 و 5/1 لیتر در هکتار)، سالیسیلیک اسید (5/0 و 5/1 میلی‌مولار)، و شاهد (محلول‌پاشی با آب) بر عملکرد و اجزای عملکرد گیاه بادام‌زمینی تحت دورهای مختلف آبیاری (10 روز یکبار، 20 روز یکبار و ترکیبی بر اساس شرایط فصل)، به‌صورت اسپلیت پلات بر پایه طرح بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه تحقیقاتی-آموزشی هنرستان کشاورزی شهرستان روانسر در سال 1402 اجرا شد. نتایج تجزیه واریانس نشان داد که دور آبیاری و اثر متقابل آن با محلول‌پاشی بر صفاتی مانند وزن خشک غلاف‌پر، وزن خشک دانه، وزن خشک پوست غلاف، وزن خشک ریشه و اندام هوایی بدون غلاف، وزن صد دانه، تعداد انواع غلاف (نارس، پوک، پر، دوتایی و کل در متر مربع) و نسبت تعداد غلاف‌ها (نارس به کل و پر به کل) تاثیر معنی‌دار داشتند. همچنین، محلول‌پاشی دودآب و سالیسیلیک اسید بر تمامی این صفات به‌جز تعداد غلاف نارس، نسبت غلاف نارس به کل و سایز دانه تاثیر معنی‌داری نشان داد. نتایج برش‌دهی نشان داد که اثر متقابل دور آبیاری و غلظت‌های محلول‌پاشی دودآب و سالیسیلیک اسید بر صفات مختلف مانند وزن خشک دانه، ریشه، اندام هوایی، وزن صد دانه، تعداد غلاف‌ها (نارس، پوک، پر، دوتایی و کل)، و نسبت‌های غلاف در سطح احتمال یک درصد معنی‌دار بود. نتایج مقایسه میانگین نشان داد که در شرایط دور آبیاری 10 روزه و محلول‌پاشی با غلظت 5/1 لیتر در هکتار دودآب و 5/1 میلی‌مولار سالیسیلیک اسید، بهترین عملکرد مشاهده شد. در این شرایط، وزن خشک دانه 220 گرم، تعداد غلاف‌های پر 283 عدد در مترمربع، و اندازه دانه 42/1 سانتی‌متر بود. همچنین، کاربرد سالیسیلیک اسید تعداد غلاف‌های پوک را کاهش داد. در شرایط دور آبیاری 20 روز، عملکرد به طور کلی کاهش یافت، اما محلول‌پاشی با دودآب و سالیسیلیک اسید اثرات منفی تنش خشکی را کاهش داد. در شرایط دور آبیاری 10 روزه و بدون محلول‌پاشی، وزن خشک دانه 190 گرم و تعداد غلاف‌های پر 240 عدد بود، که نشان‌دهنده تاثیر مثبت محلول‌پاشی در شرایط بهینه آبیاری است. این نتایج نشان داد که ترکیب آبیاری منظم و محلول‌پاشی با غلظت‌های بهینه می‌تواند به بهبود عملکرد و کاهش اثرات تنش خشکی در گیاه بادام زمینی کمک کند. کلمات کلیدی: بهره‌وری آب، تنظیم‌کننده رشد، تنش، محلول‌پاشی، عملکرد.   
  7. تاثیرتاریخ کاشت وارقام برعملکرد واجزاء عملکرد گیاه باقلا (Vicia faba L.) شهرستان کرمانشاه
    غلامرضا صیدی 1403
  8. تاثیر تاریخ کاشت بر رشد و عملکرد نخود (Cicer arietinum L.) در سیستمهای مختلف خاکورزی
    شهرام چوبتاشانی 1403
  9. تاثیر ورمی کمپوست و مایکوریزا بر خصوصیات کمی وکیفی ریحان بنفش
    شاهین مکری 1403
  10. پاسخ لاین ذرت سیمون به محلول پاشی دود آب در مراحل مختلف رشد.
    مریم نجفی 1403
  11. تاثیر سن و تعداد برگ نشاء بر عملکرد و خصوصیات مرفوفیزیولوژیک چغندر علوفه ای
    پروانه فتحی گرمیانه 1403
    چکیده با توجه به اهمیت چغندر علوفه­ای در تامین علوفه و سازگاری بالای آن نسبت به شرایط نامطلوب محیطی این آزمایش به منظور بررسی تاثیر سن و تعداد برگ نشاء چغندرعلوفه­ای در گلخانه و مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه رازی انجام شد. طرح آزمایشی مورد استفاده در این تحقیق، بلوک­های کامل تصادفی با سه تکرار و 10 تیمار بود. در این تحقیق اثر سن نشاء (یک ماهه، 45 روزه و دو ماهه) و تعداد برگ نشاء (عدم حذف برگ، حذف نصف برگ­ها و حذف کل برگ­ها) بررسی شد. حذف برگ­ها قبل از انتقال نشاء به مزرعه و با حفظ طوقه و جوانه نشاء انجام گرفت. بدین­ترتیب تیمارها شامل کشت مستقیم بذر (شاهد)، نشاء 30 روزه بدون حذف برگ، نشاء 30 روزه با حذف نصف برگ­ها، نشاء 30 روزه با حذف کل برگ­ها، نشاء 45 روزه بدون حذف برگ­ها، نشاء 45 روزه با حذف نصف برگ­ها، نشاء 45 روزه با حذف کل برگ­ها، نشاء 60 روزه بدون حذف برگ­ها، نشاء 60 روزه با حذف نصف برگ­ها و نشاء 60 روزه با حذف کل برگ­ها بود. پس از رسیدن نشاءها به سن مورد نظر، تمام تیمارها بطور همزمان و در یک تاریخ به زمین اصلی منتقل شدند. نتایج تجزیه واریانس نشان داد که درصد زنده­مانی، میزان نسبی آب از دست رفته برگ، محتوای نسبی آب برگ، شاخص سبزینگی، هدایت روزنه­ای، وزن مخصوص برگ، تعداد برگ، سطح برگ، وزن خشک برگ و اندام هوایی، قطر و طول ریشه، طول طوقه، وزن تر و خشک ریشه، عملکرد ریشه تر، درآمد ناخالص، درآمد خالص و نسبت سود به هزینه معنادار بود. نتایج مقایسه میانگین نشان داد که بیشترین وزن مخصوص برگ، تعداد برگ، وزن خشک برگ و اندام هوایی، وزن تر و خشک ریشه مربوط به تیمار نشاء دو ماهه، ، با هر سه سطح عدم حذف برگ، حذف نصف برگ و حذف کل برگ بود. بیشترین محتوای نسبی آب برگ از کشت مستقیم بدست آمد. نشاء 45 روزه با حذف کل برگ­ها از نظر شاخص سبزینگی و هدایت روزنه­ای نسبت به سایر تیمارها برتری داشت. نتایج پژوهش نشان داد که بین تیمارهای نشاء دو ماهه و نشاء 45 روزه بجز حذف کامل برگ­ها اختلاف آماری وجود نداشت اگرچه بالاترین مقدار مربوط به نشاء 45 روزه با نصف حذف برگ­ها بود. بیشترین درآمد ناخالص و نسبت سود به هزینه مربوط به نشاء 45 روزه با حذف نصف برگ بود. اما نشاء 45 روزه با عدم حذف برگ و حذف نصف برگ و نشاء دو ماهه با هر سه سطح عدم حذف برگ، حذف نصف برگ و حذف کل برگ بالاترین درآمد خالص را نشان دادند. با توجه به اینکه تاریخ کشت 45 روزه و حذف نصف برگ­ها بیشترین تاثیر را بر عملکرد ریشه و درآمد داشت، کاربرد همزمان این دو روش می­تواند نقش قابل­توجهی در افزایش برداشت زودهنگام و عملکرد ریشه چعندر علوفه­ای داشته باشد. کلید واژه: نشاءکاری، چغندر علوفه­ای، تاریخ کشت، حذف برگ نشاء، کشت مستقیم   
  12. مهار زیستی Xanthomonas translucens عامل بیماری نواری باکتریایی گندم با استفاده از برخی قارچ های اندوفیت
    کیانوش برخورداری 1403
  13. تاثیر کشت گیاهان پوششی به صورت خالص و مخلوط بر بعضی خصوصیات خاک و رشد و عملکرد سیب زمینی
    بیژن آشنا 1403
      کشاورزی مرسوم تاثیر بسیار زیاد در کاهش تنوع زیستی وکیفیت محیط زیست به علتمصرف بیش از حد کودهای معدنی و فشرده‏سازی خاک وآیش‏ گذاری زمین داشته است. کشت محصول پوششی باعث بهبود کیفیت خاک و عملکرد محصول اصلی،   افزایش کیفیت محیط زیست وتنوع زیستی موجودات خاکزی و سطح خاک می‏شود.گیاهان پوششی عملکرد چند گانه دارند و باعث بهبود خواص فیزیکی، شیمیایی و بیولوژیک خاک و همچنین افزایش ماده آلی خاک وکنترل آفات و علف‏های هرزمی‏شوند، از فرسایش بادی وآبی خاک جلوگیری می‏کنند و به عنوان گیاه تله از شستشوی مواد غذایی موجود درخاک که   در اثر آبشویی شسته شده واز دسترس گیاه خارج وسبب ایجاد آلودگی در آب های زیرزمینی می شوند جلوگیری می‏کنند. سیب زمینی یک محصول پرمصرف در جهان است و افزایش تولید و عملکرد آن ضروری می‏‎باشد. از آنجایی که بهبود تولید و افزایش ارزش غذایی سیب زمینی از طریق بهبود شرایط خاک حاصل می‏شود، بنابراین، استفاده از گیاهان پوششی جهت افزایش ماده آلی خاک و جلوگیری از مصرف بی رویه کودهای معدنی سودمند است. به منظور تاثیر کشت گیاهان پوششی به صورت خالص و مخلوط بر بعضی خصوصیات خاک و رشد و عملکرد سیب زمینی آزمایشی در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار اجرا می‌شود. تیمارهای آزمایش شامل شاهد، شبدر خالص، جو خالص، ماشک خالص,ومخلوطی از آنها به نسبت های مختلف. برای انجام پژوهش ابتدا گیاهان پوششی کشت می شود و قبل از گلدهی با استفاده از دیسک بشقابی به خاک برگردانده می‏شوند. سپس اقدام به کشت سیب‏زمینی رقم سانتا می‏گردد. در نهایت صفاتی مانند شاخص سطح برگ، مقدار رطوبت نسبی، وزن خشک ساقه و برگ‏ها و وزن غده‏ها و عملکرد سیب زمینی و ارتفاع گیاهان پوششی اندازه‏گیری می‏شود. همچنین میزان پتاسیم، فسفر، نیتروژن، کربن آلی واسیدیته خاک تعیین می‏گردد
  14. اثر سیستم‌های مختلف خاک‌ورزی بر رشد و عملکرد چند رقم عدس دیم پاییزه در کرمانشاه
    رئوف قنبری 1402
      به منظور بررسی اثر سامانه‌های خاک‌ورزی بر عملکرد و اجزا عملکرد عدس آزمایشی
  15. امکان سنجی توسعه کشت زعفران در شهرستان جوانرود با استفاده از تحلیل راهبردی SWOT
    نوشین امانی 1402
    این مطالعه با هدف امکان سنجی توسعه کشت زعفران در شهرستان جوانرود با استفاده از تحلیل راهبردی SWOT انجام شد. این مطالعه از نظر ماهیت، تلفیقی و بر اساس مدل تحلیل   WOT است. نتایج 7 طبقه گسترده برای نقاط قوت توسعه کشت زعفران شامل وجود ظرفیت­های مناسب تولید زعفران در منطقه، امکان فرایند تولید بصورت خانوادگی، محصول سالم و دوستدار محیط زیست، ارزش بالای محصول زعفران، هزینه پایین کشت زعفران، وجود بازار گسترده محلی و طولانی مدت و ایجاد امنیت اقتصادی و درآمدزایی برای کشاورزان را شناسایی کرد. همچنین هفت طبقه­ی ضعف شامل اطلاعات و تجربه پایین زعفران­کاران از مرحله تولید تا بازاریابی، نبود کارگر ماهر و هزینه بالای کارگری، فروش فله­ای و عدم بسته­بندی مناسب، عدم پذیرش زعفران به عنوان الگوی کشت، مشکلات تهیه پیاز و بالا بودن هزینه آن، عدم درآمد در سال­های اول تولید و عملکرد پایین نسبت به استان­های دیگر شناسایی شدند. فرصت­های شناسایی شده شامل دسترسی به بازارهای گسترده، تمایل مردم به کشت و مصرف زعفران منطقه، سازگاری کشت زعفران با اقلیم منطقه و حمایت دولت از توسعه کشت زعفران بودند. تهدیدها شامل عدم حمایت همه جانبه دولت   در تولید زعفران، نبود قوانین حمایتی و خط مشی جامع و شفاف دولت در رابطه با توسعه کشت زعفران، ضعف دوره­های آموزشی و نظارتی سازمان جهاد کشاورزی در رابطه با زعفران، نبود امکانات و تجهیزات لازم جهت تولید و صنایع تبدیلی و تکمیلی زعفران در منطقه، وجود خطرات زیست محیطی و انسانی در منطقه، محدود بودن بازار، عدم تامین نهاده و ادوات کافی کشت زعفران توسط سازمان جهاد کشاورزی، انحصار بازار جهانی در اختیار سایر کشورها و عدم دسترسی به پیاز باکیفیت بودند. با توجه به اینکه مجموع عوامل داخلی و خارجی هردو بزرگتر از 50/2 بودند، در نتیجه، استراتژی­های مورد استفاده از نوع تهاجمی بودند.   
  16. مطالعه تاثیر گیاهان پوششی، کود شیمیایی و مدیریت علفهای هرز بر رشد و عملکرد سورگوم علوفه ای (Sorghum bicolor L. Moench)
    شاپور منصوری 1402
    در بینگونه‌های زراعی مختلف، ساختار اندام‌های هوایی و ماهیت رشد گیاه سورگوم به شکلی است که آن‌ را به‌ویژه در ابتدای فصل رشد در مقابل علف‌های هرز آسیب پذیر می‌سازد. این تحقیق با هدف بررسی اثر کشت گیاهان پوششی، مصرف کودهای شیمیایی و کنترل علف‌های هرز بر عملکرد و رشد سورگوم علوفه‌ای در مزرعه تحقیقاتی دانشکده علوم و مهندسی کشاورزی دانشگاه رازی انجام شد. طرح آزمایشی به صورت اسپلیت پلات-فاکتوریل   در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با ? تکرار بود. فاکتور اصلی گیاه پوششی در سه سطح   بدون کاشت، ماشک و جو و فاکتورهای فرعی شامل سطوح مختلف تیمار کنترل علف هرز به صورت یک و دو بار کنترل علف هرز در دوره بحرانی رشد و کود شیمیایی در سه سطح شامل   صفر درصد شاهد، ?? درصد توصیه کودی   و??? درصد توصیه کودی برای سورگوم بودند. نتایج تجزیه واریانس   نشان داد که برای وزن تر علوفه در واحد سطح در مرحله برداشت اول اثر اصلی گیاه پوششی و اثر متقابل دوگانه آن با تیمار کودی و اثر متقابل سه گانه تیمارها در سطح احتمال 1 درصد معنی‌دار بود. اثر اصلی کود، اثرات متقابل دوگانه وجین و گیاه پوششی و نیز وجین و کود در سطح احتمال 5 درصد معنی‌دار بود و فقط اثر اصلی وجین معنی‌دار نگردید. برای عملکرد علوفه خشک در واحد سطح در مرحله برداشت اول اثر اصلی گیاه پوششی و اثر متقابل دوگانه آن با تیمار وجین در سطح احتمال 5 درصد معنی‌دار بود و سایر اثرات اصلی و متقابل تیمارها در سطح احتمال 1 درصد معنی‌دار گردید. نتایج مقایسه میانگین نشان داد در مجموع دوچین بیشترین عملکرد علوفه تر تقریبا برابر 120 تن در هکتار و بیشترین عملکرد علوفه خشک برابر حدود 46 تن در هکتار در تیمار گیاه پوششی جو، مصرف کود کامل و یک بار وجین بدست آمده است. گیاه جو به عنوان گیاه پوششی بدون مصرف کود نسبت به تیمار بدون گیاه پوششی حدود 20 تن عملکرد علوفه تر و 6 تن علوفه خشک را در هکتار افزایش داده است. نتایج تجزیه همبستگی نشان داد که صفت عملکرد علوفه تر در چین اول با صفات وزن خشک علوفه چین 1، تعداد برگ و ارتفاع بوته و وزن علوفه تر چین 2 در سطح احتمال 1 درصد و با صفت تعداد میانگره در بوته در سطح احتمال 5 درصد دارای ضرایب همبستگی قوی، مثبت و معنی‌دار بود.
  17. اثرات ماندابی بر برخی خصوصیات فیزیولوژیکی و عملکرد کاملینا در شرایط گلخانه
    الهام هاشمی دره بادامی 1402
  18. پهنه بندی و بررسی کیفیت آب رودخانه قره سو در استان کرمانشاه بر اساس شاخصهای کیفیت آب با استفاده از سامانه اطلاعات جفرافیایی ) GIS
    پریسا میرزائی 1402
       آب‌های سطحی جاری یا رودخانه‌ها از مهم‌ترین منابع آب هستند که نقش مهمی در تامین آب موردنیاز فعالیت‌های مختلف مانند کشاورزی، صنعت، شرب و تولید برق دارند. رودخانه قره سو که یکی از منابع مهم آب سطحی در استان کرمانشاه می‌باشد در گذشته از کیفیت مطلوبی برخوردار بوده، به نحوی که سال‌های متمادی به عنوان منبع آب شهر کرمانشاه از آن استفاده می‌شده است. متاسفانه در سال‌های اخیر به دلیل ورود آلودگی ناشی از پساب‌های شهری و صنعتی، ورود زه‌آب‌های کشاورزی، سموم خطرناک، آبشوران‌های پر از میکروب و...   به داخل آن کیفیت آب رودخانه شدیداً دچار تغییر شده است. در این تحقیق بررسی کیفیت آب و پهنه بندی کیفی رودخانه قره سو براساس شاخص‌های IRWQI، NSFWQI، WQI و CWQI در دوازده ایستگاه مطالعاتی در بازه‌ی زمانی آذر ماه سال 1399 تا اسفند ماه سال 1399 و از تیر ماه سال 1400 تا بهمن ماه سال 1400 با استفاده از نرم افزار GIS انجام گرفت. برای این منظور نمونه‌برداری از آب رودخانه قره سو طی ماه‌های ذکر شده در دوازده ایستگاه مطالعاتی انجام شده و نمونه‌های آب در شرایط استاندارد به آزمایشگاه منتقل و طبق روش‌های سنجش کیفی آب و فاضلاب، پارامترهای دمای آب، PH، اکسیژن محلول، هدایت الکتریکی، آمونیوم، پتاسیم، سدیم، منیزیم، کلسیم، کلیفرم مدفوعی، نیترات، فسفات، اکسیژن مورد نیاز بیوشیمیایی، اکسیژن مورد نیاز شیمیایی، کدورت و کل جامدات محلول مورد اندازه‌گیری قرار گرفتند. با بررسی وضعیت شاخص‌های IRWQI، NSFWQI، WQI و CWQI به صورت ماهانه، فصلی و میانگین کلی دوره پایش در دوازده ایستگاه مطالعاتی در رودخانه قره سو در سال 1399 و 1400 مشخص شد که در شاخص پارامترهای متداول کیفیت منابع آب سطحی ایران (IRWQI)، کیفیت آب در ایستگاه‌های مطالعاتی در وضعیت‌های کیفی نسبتا بد، بد و بسیار بد قرار داشته و تنها در چند مورد در ایستگاه‌های سرشاخه رود خانه قره سو (1، 3 و4) وضعیت کیفی متوسط به ثبت رسیده است. در شاخص کیفی آب سازمان بهداشت ملی آمریکا (NSFWQI) وضعیت کیفی اکثر ایستگاه‌ها متوسط و بد گزارش شده و تنها در چند مورد ایستگاه‌های سرشاخه ی رودخانه قره سو (ایستگاه 1 تا 5) در ماه‌های فصل زمستان دارای وضعیت کیفی خوب به ثبت رسیده‌اند. در شاخص WQI، ایستگاه های مطالعاتی در وضعیت کیفی خوب، فقیر و خیلی فقیر قرار داشتند و تنها در چند مورد در ایستگاه‌های درون شهری (ایستگاه‌های 7، 8، 9و10) وضعیت کیفی نامناسب به ثبت رسیده است. در شاخص کیفیت آب کانادا (CWQI) وضعیت کیفی ایستگاه‌های مطالعاتی در تمام ماه‌های پایش کیفی، بد و بسیار بد به ثبت رسیده و تنها در یک مورد در فصل زمستان در ایستگاه 3 وضعیت کیفی متوسط ثبت گردیده است. در این تحقیق مشاهده شد که اولا، مقدار کیفیت آب بر اساس شاخص‌های IRWQI، NSFWQI، WQI و CWQI از بالادست و سرشاخه­های رودخانه قره­سو (ایستگاه های بند رازآور، روبروی پادگان شهدا و روستای شاهرضا) به سمت محدوده شهر کرمانشاه (ایستگاه‌های 6 تا 10) و سپس به سمت پایین دست، بطور نسبی روند کاهشی داشته و کیفیت آب بر اساس شاخص‌های ذکر شده، در معابر شهری و داخل بافت شهر تحت تاثیر ورود برخی مجاری تخلیه فاضلاب­های شهری، کارگاهی، صنعتی و حتی نفتی، ورود زه­آب­ها و منابع آلاینده صنعتی و شهری کمتر بود. مورد دوم این واقعیت است که در فصول گرم­ سال با کاهش آبدهی رودخانه مقدار کیفیت آب بر اساس شاخص‌های ذکر شده در بالا به طور محسوسی کم­تر شده است. با توجه به نتایج، شاخص پارامترهای متداول کیفیت منابع آب سطحی ایران (IRWQI)، تصویر بهتری از وضعیت موجود در رودخانه قره سو را ارائه داده و نسبت به شاخص‌های دیگر واقع بینانه تر عمل کرده است.
  19. تاثیر تاریخ کاشت و سطوح مختلف کود بر عملکرد واجزا عملکرد کاملینا (Camelina sativa) در شرایط دیم استان کرمانشاه
    ارش رحیمی 1402
    این تحقیق به‌منظور بررسی اثرات تاریخ کاشت و کاربرد کودهای شیمیایی و مقدار مختلف کاربرد بذر بر عملکرد و اجزای عملکرد گیاه دانه روغنی کاملینا در مزرعه تحقیقاتی پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه رازی اجرا شد. آزمایش به صورت فاکتوریل سه فاکتوره در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار انجام شد. فاکتورها شامل چهار تاریخ کاشت (5 مهر، 23 مهر، 11 آذر و 29 اسفندماه)، سطوح مختلف از مخلوط کودهای (NPK) به نسبت‌های نیتروژن 18 درصد فسفر 54 درصد و پتاسیم 27 درصد در چهار سطح شاهد (بدون کود)، 50 کیلوگرم در هکتار، 100 کیلوگرم در هکتار و 150 کیلوگرم در هکتار که هنگام کاشت به زمین اضافه شدند و فاکتور سوم نیز سه سطح بذری (40 کیلوگرم در هکتار، 80 کیلوگرم در هکتار و 120 کیلوگرم در هکتار) بودند. نتایج حاصل از این تحقیق نشان داد اثر تیمارهای تاریخ کاشت، مقدار بذر و مقدار کود بر صفات ارتفاع بوته، تعداد شاخه فرعی در بوته، تعداد خورجین در بوته، تعداد دانه در خورجین، وزن هزار دانه و عملکرد دانه معنی‏دار شد. اثر مقابل سه گانه تاریخ کاشت*مقدار بذر*مقدار کود بر صفات ارتفاع بوته و وزن هزار دانه معنی‏دار شد. نتایج حاصل از مقایسه میانگین داده‏ها نشان داد بالاترین میزان ارتفاع بوته کاملینا در تاریخ کاشت 23 مهرماه و با کاربرد 12 کیلوگرم بذر در هکتار و همچنین کاربرد 150 کیلوگرم کود NPK در هکتار به میزان 91 سانتی‏متر حاصل گردید. همچنین در تاریخ کاشت 23 مهرماه و با کاربرد مقدار 150 کیلوگرم در هکتار کود NPK بالاترین تعداد شاخه فرعی در بوته به تعداد 77/10 شاخه فرعی به دست آمد. در بین همه تیمارهای آزمایش بالاترین تعداد خورجین در بوته در تیمار کاربرد 12 کیلوگرم در هکتار بذر کاملینا و در تاریخ کاشت 23 مهرماه به تعداد 281 خورجین در بوته به دست آمد و در هر چهار تاریخ کاشت افزایش میزان کاربرد کود NPK تا 150 کیلوگرم در هکتار سبب شد که تعداد خورجین در بوته بیشتری تشکیل گردد. کاربرد 150 کیلوگرم در هکتار کود NPK در تاریخ کاشت 23 مهرماه سبب شد که بالاترین تعداد دانه در خورجین به تعداد 16 دانه در خورجین تشکیل گردد. در بین همه تیمارهای آزمایش تیمار کاربرد 150 کیلوگرم کود NPK به همراه کاربرد 12 کیلوگرم بذر کاشته شده در تاریخ کاشت 23 مهرماه بالاترین میزان وزن هزار دانه به میزان 56/1 گرم را حاصل نمود. افزایش کاربرد بذر در واحد سطح منجر به افزایش عملکرد دانه در گیاه کاملینا شد و در بین همه تیمارهای آزمایش بالاترین میزان عملکرد دانه به میزان 1381 کیلوگرم در تاریخ کاشت 23 مهر و به همراه کاربرد 150 کیلوگرم در هکتار کود NPK حاصل گردید. براساس نتایج حاصل از این مطالعه مشخص شد که جهت دستیابی به عملکرد بالاتر گیاه کاملینا در منطقه کرمانشاه بایستی از مقدار 12 کیلوگرم در هکتار بذر و مقدار 150 کیلوگرم کود NPK استفاده نمود و تاریخ کشت را در محدوده 23 مهرماه قرار داد.
  20. بررسی کارایی (بهره وری) مصرف آب و عملکرد دانه گیاه ماش تحت تاثیر روش های آبیاری فتیله‌ای ، کرتی و قطره‌ای نواری (تیپ)
    افشین سالاری 1402
  21. اثر تیمارهای پیش کاشت بذر با سالیسیلیک اسید، هیومیک اسید و روی بر عملکرد و کیفیت ارقام گندم دوروم در شرایط دیم
    مسعود محبی 1401
       اثر   تیمارهای پیش کاشت بذر با سالیسیلیک اسید، هیومیک اسید و روی بر عملکرد و کیفیت ارقام گندم دوروم در شرایط دیم چکیده به­ منظور بررسی تاثیر تیمار بذر با اسید هیومیک، اسید سالیسیلیک و روی بر عملکرد و برخی صفات مربوط به ریشه گندم دوروم (Triticum durum Desf.) دو آزمایش گلدانی و مزرعه ای در پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه رازی کرمانشاه در سال زراعی 99-1398 اجرا شد. فاکتورها در هر دو آزمایش شامل اسید هیومیک، اسیدسالیسیلیک، روی، اسید سالیسیلیک+ اسید هیومیک، اسید سالیسیلیک + روی، اسیدهیومیک+ روی، اسید سالیسیلیک+ اسیدهیومیک+ روی و شاهد (عدم مصرف) بر روی ارقام گندم دوروم ساجی و ذهاب بودند. در طرح گلدانی، آزمایش از نوع فاکتوریل در قالب طرح کامل تصادفی در سه تکرار اجرا گردیده و صفات سطح برگ، وزن خشک ساقه، وزن خشک ریشه، وزن خشک کل، ارتفاع بوته، طول و تراکم ریشه اندازه­ گیری شدند. در طرح مزرعه ای، آزمایش از نوع فاکتوریل و در قالب طرح بلوک کاملاً تصادفی و با سه تکرار و صفات   عملکرد بیولوژیک، عملکرد دانه، تعداد سنبله در متر مربع، تعداد دانه در سنبله، وزن هزار دانه، شاخص برداشت، ، میزان پروتئین دانه، ارتفاع بوته، میزان کلروفیل a ، b و کاروتنوئیدها مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج تجزیه واریانس در شرایط گلخانه نشان داد که رقم، بذرمال نمودن تیمارها و اثرات متقابل آن ­ها بر تمام صفات مورد مطالعه   اثر معنی ­دار در سطح احتمال 5 درصد داشتند. در بیشتر صفات عملکردی تیمار اسید هیومیک+ اسید سالیسیلیک+ عنصر روی بالاترین مقدار را نشان داد و بیشترین میزان وزن خشک ریشه، طول، تراکم و حجم ریشه در تیمارهای اسید هیومیک و اسید سالیسیلیک مشاهده شد. در شرایط مزرعه نیز اثرات متقابل تیمارها بر اکثر صفات مورد بررسی اثر معنی ­داری نشان داد. در آزمایش گلخانه­ ای بیشترین میزان برای تمام صفات در رقم ساجی مشاهده شد. در شرایط مزرعه بر خلاف گلخانه، اکثر صفات به‌ ویژه صفات عملکردی در رقم ذهاب مقادیر بالاتری داشتند. به ­طوری که تقریباً همه­ تیمارهای مورد بررسی بدون اختلاف معنی دار با یکدیگر، بالاترین عملکرد دانه (510 گرم) را نشان دادند. بیشترین تعداد دانه در سنبله (46) نیز در تیمارهای روی در رقم ذهاب مشاهده شد. در مجموع می­توان چنین بیان کرد که کاربرد کودهای آلی و تنظیم کننده­ های رشد گیاهی موجب افزایش عملکرد و اجزای عملکرد می ­گردد.       واژه­ های کلیدی: رنگیزه های فتوسنتزی، وزن خشک ریشه، پروتئین دانه، ذهاب ، ساجی
  22. اثر فرم ¬های رایج و نانو کودهای آهن و روی بر عملکرد و برخی خصوصیات فیزیولوژیک ذرت در منطقه کرمانشاه
    هایده ناصری زاده 1401
      جهت انجام طبیعی فعالیت­های
  23. نقش مدیریت زراعی بر میزان مصرف انرژی و انتشار گاز¬های گلخانه¬ای در مزارع گلرنگ و کاملینا
    دنیا پرماه 1401
  24. اثرات کم آبیاری باپساب شهرک صنعتی روانسر بر عملکرد، اجزائ عملکرد و تجمع برخی عناصر کم مقدار در دانه گندم (رقم پیشگام)
    رضا خرمی 1400
    Abstract In order to implement measures for the development and exploitation of new water resources, especially in the agricultural sector in arid and semi-arid regions such as Iran, the use of wastewater can be considered as water resources. By using these resources, not only part of the agricultural water shortage is compensated, but also the effects of improper discharge of effluents and its damages to agricultural resources and the environment are prevented. Wheat (Triticum aestivum) is one of the strategic crops that is very important in terms of level and nutritional value, so over the past few decades, many measures have been taken to increase its yield. Among these measures, we can mention the use of organic fertilizers such as sewage sludge, which in addition to increasing yield, it is important to study the environmental and health issues related to the use of these fertilizers, as well as the absorption of heavy elements. In order to evaluate the effect of Ravansar industrial town effluent on yield, yield components and accumulation of heavy metals in wheat grain (Pishgam cultivar), in the 2016-17 crop year on a farm in Kermanshah province, Ravansar city, Upper Khorramabad village, a research project as split plot was performed in three replications. Experimental factors included 1. Irrigation water as the main factor (at three levels: a) Irrigation with industrial town effluent b) Irrigation with the left channel of Ravansar c) Irrigation with well water) 2. Irrigation times as a secondary factor (including 1- Onc irrigation time 2- two irrigation times 3- three irrigation times). The results of the present study showed that the treatment of industrial town effluent and water of Qarsoo Ravansar canal had a significant potential of micronutrients. The application of the mentioned effluent in controlled amounts, in the results of plant decomposition, showed that the effluent effluent increased the concentration of iron, zinc and copper in comparison with the control in the plant seeds. All of these elements are the nutrients needed to fill cereal grains such as wheat. The use of wastewater in all quantities to some extent increased the weight of 1000 grains of wheat, so that the highest 1000-grain weight of wheat (49.897 g) was related to the treatment of canal water and three irrigation times, which there was no significant difference between this treatment and three irrigation treatments with industrial town effluent in terms of 1000-grain weight (49.217 g). The results showed that the application of effluent had a positive role in filling wheat grains and by releasing nutrients during the growing period of wheat, Pishgam cultivar increased seed yield and seed yield components including 1000-grain weight, number of grains per spike, number of spikes per plant, and leaf area in wheat. Comparison of heavy metal concentrations in plant samples showed that the concentrations of heavy metals of lead and cadmium evaluated in the present study are high in effluent-treated samples. In well water treatments, the concentration of heavy metals was less than the allowable limit, but in canal and effluent water treatments, the concentration was very high and beyond the allowable limit of heavy metals. But it is not in the toxic concentration range of these elements. Therefore, in order to use the wastewater effluent of the industrial town in agriculture as irrigation water, according to the amount of increase of the mentioned metals in the soil and the amounts absorbed by the plants, it is necessary to consider the toxicity threshold for each metal depending on the type of plant and environmental conditions and evaluate the effluent values based on it. Keywords: Heavy elements, Industrial effluent, Organic fertilizer, Pollutants, Wheat, Yield
  25. مقایسه شایستگی نسبی بیوتیپ های مقاوم و حساس خردل وحشی (Sinapis arvensis) به علفکش تری بنورون متیل (گرانستار) در نواحی مختلف شهرستان اسلام آباد غرب
    مرضیه اخگرامیرآبادی 1400
    چکیده این مطالعه جهت بررسی شایستگی نسبی بیوتیپ های حساس و مقاوم خردل وحشی (Sinapis arvensis) به علفکش تری بنورون متیل (گرانستار) در دو بخش حمیل و مرکزی در سطح شهرستان اسلام آباد غرب، استان کرمانشاه طی سال زراعی 1397-1396   در دو بخش گلخانه و آزمایشگاه به اجرا درآمد. نتایج این آزمایش نشان داد که میزان مقاومت توده های مختلف برداشت شده از 9 طبقه ارتفاعی (از سطح دریا) با وجود افزایش شدت مقاومت در ارتفاعات، از نظر آماری تفاوت معنی داری را نشان ندادند و شاخص مقاومت ثبت شده بین 55/5 تا 64/6 به دست آمد.   نتایج حاصل از بررسی اثر دما بر جوانه زنی توده های حساس و مقاوم خردل وحشی نشان داد پاسخ توده های حساس و مقاوم در دماهای مختلف متفاوت بود   و در دمای 20 و 25 درجه سانتی گراد   توده های حساس بیشترین درصد جوانه زنی و قوه نامیه را نسبت به توده مقاوم داشتند. سرعت جوانه زنی نیز در تیمارهای مختلف دمایی تفاوت معنی داری را نشان داد و   در دمای( 5 و 20) درجه سانتیگراد   سرعت جوانه زنی توده های مقاوم به طور معنی داری بیشتر از توده حساس بود.   و در دمای 25 درجه سانتی گراد سرعت جوانه زنی توده حساس به طور معنی داری بیشتر از توده مقاوم بود. نتایج مربوط به اثر پتانسیل اسمزی مختلف نیز نشان داد که به طور کلی خردل وحشی نسبت به کاهش پتانسیل اسمزی خاک حساس بوده و درصد و سرعت جوانه زنی و قوه نامیه   توده های حساس در پتانسیل اسمزی   1/0 و 2/0 مگاپاسکال بیشترین بوده و در پتانسیل اسمزی 1 و 2/1 به صفر رسید. اسیدیته و توده های مقاوم و حساس خردل وحشی اثر معنی داری بر درصد جوانه زنی و قوه نامیه و همچنین مقادیر مختلف اسیدیته اثر معنا داری بر   بذر خردل وحشی دارد به طوریکه توده های مقاوم اسیدیته اسیدی تا خنثی را ترجیح می دهند. نتایج آزمایش دوز-پاسخ نشان داد اثر متقابل توده در مقدار تری بنورون متیل روی درصد جوانه زنی بذور خردل وحشی معنی دار بود.   بیشترین درصد جوانه زنی در غلظت های 25/0، 5/0، 1 و 2 درتوده مقاوم، و درتوده حساس در تیمار شاهد و غلظت 25/0 اتفاق افتاد یافت و جوانه زنی درهر دو توده حساس و مقاوم در غلظت های 8، 16 و 32 به صفر رسید. با توجه به شایستگی نسبی توده های حساس خردل وحشی از نظر جوانه زنی به نظر می رسد در صورتی که عملیات مدیریتی خاصی به منظور کاهش جوانه زنی این توده ها انجام نشود، در آینده جمعیت این توده ها گسترش یافته و در این صورت، احتمال بروز مشکلات روزافزون توسط این توده ها وجود دارد.    کلیدواژه ها: استولاکتات سنتاز، مقاومت، شایستگی نسبی، جوانه زنی
  26. مقایسه ویژگیهای رشدی وتوان تولید زیست توده جندگونه کود سبز در شرایط شهرستان کرمانشاه
    محمد عزیزی 1400
       امروزه در اثر بهره­برداری بیش از حد از زمین­های کشاورزی و تغذیه گیاهان زراعی توسط کودهای شیمیایی بدون توجه به کودهای آلی در تغذیه خاک، وضعیتی به وجود آمده که خاک­های کشاورزی ما جزء خاک­های فقیر از از نظر ماده آلی محسوب می­شوند. این موضوع به­کارگیری کودهای سبز و دامی را در سیستم های زراعی ایران ضروری می­نماید. با توجه به اهمیت گیاهان کود سبز به عنوان کود­های آلی، به منظور بررسی ویژگی­های رشدی و توان تولید زیست­توده چند گونه کود سبز، پژوهشی در قالب آزمایش فاکتوریل بر پایه طرح بلوک­های کامل تصادفی در سال 1397 در مزرعه پژوهشی پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه رازی کرمانشاه انجام گرفت. فاکتورهای آزمایش شامل دو فاکتور (کود سبز شامل: 1. شبدر ایرانی 2. خلر 3. ماشک 4. چاودار 5. جو) و (زمان کشت شامل: دو تاریخ دهه آخرآبان ماه ودهه اول آذر ماه) بود. نتایج نشان داد که تیمار تاریخ کاشت اثر معنی­داری در سطح احتمال پنج درصد بر درصد پوشش سبز داشته است. تیمار نوع کود سبز بر درصد پوشش سبز، وزن خشک، وزن تر، شاخص سطح برگ، سرعت رشد محصول اثر معنی­داری را در سطح احتمال یک درصد نشان داد. مطابق نتایج مقایسه میانگین­ها، در تیمار تاریخ کاشت بیشترین درصد پوشش سبز مربوط به تیمار کشت آبان ماه (4/83 درصد) و کم­ترین درصد پوشش سبز در تیمار کشت آذر ماه (85/76 درصد) بود. در ارتباط با تیمارهای نوع گیاهان کود سبز کشت شده بیشترین درصد پوشش سبز مربوط به تیمارهای چاودار و جو (به ترتیب با مقادیر 5/94 و 5/90 درصد) بود و کمترین به تیمارهای خلر، ماشک و شبدر ایرانی (به ترتیب با مقادیر 75، 5/71 و 38/69 درصد) اختصاص داشت. بیشترین وزن خشک تک بوته به تیمارهای جو و چاودار (به ترتیب با مقادیر 86/26 و 82/26 گرم) اختصاص پیدا کرد، که از نظر وزن خشک تک بوته بین این دو گیاه اختلاف معنی­داری وجود نداشت.کم­ترین وزن خشک تک بوته در بین تیمارهای نوع کود سبز مربوط به تیمارهای خلر، شبدر ایرانی و ماشک (به ترتیب با مقادیر 0625/21، 85/20 و 56/17 گرم) بود. همچنین مشاهدات این بررسی نشان داد که بیشترین شاخص سطح برگ مربوط به تیمارهای چاودار و جو (به ترتیب با مقادیر 97/4 و 72/4) بود و همچنین کم­ترین آن درتیمار ماشک و شبدر ایرانی (به ترتیب با مقادیر 856/2 و 141/3) مشاهده گردید. در این آزمایش بیشترین سرعت رشد مربوط به چاودار و جو (به ترتیب با مقادیر 38/1 و 37/1) اختصاص پیدا کرد، که بین این دو تیمار از نظر سرعت رشد اختلاف معنی­داری مشاهده نشد. کم­ترین سرعت رشد در بین تیمارهای کود سبز متعلق به تیمارهای خلر، شبدر و ماشک (به ترتیب با مقادیر 1/1، 03/1 و 92/0) بود. در این بررسی مشاهده شد که اثر تاریخ کشت گیاه پوششی بر تولید پوشش سبز این گیاهان موثر است. در ارتباط با نسبت C/N نیز با توجه به اینکه بیشترین پوشش سبز و سرعت رشد و جذب مربوط به تیمار چاودار و جو بود و بالاترین مقدار این نسبت به دو گیاه کود سبز چاودار و جو (67/32 و 113/33) اختصاص یافت. درنتیجه می‎توان گفت به لحاظ کود سبز با میزان پوشش سبز بالا، بهترین گزینه‎ها در شرایط آب و هوایی کرمانشاه در این بررسی کود سبز چاودار و جو است. با توجه به اینکه هدف اصلی در این آزمایش یافتن تاریخ کشت مناسب و همچنین بهترین گزینه در بین گیاهان کشت شده به عنوان کود سبز بود، می توان گفت که در تاریخ کشت آبان پوشش سبز بیشتری (4/83 درصد) تولید شده است و می­تواند تاریخ مناسب­تری جهت کشت این گیاهان کود سبز و در نهایت کنترل علف­های هرز زمستانه باشد. واژگان کلیدی: کود سبز، زیست توده، شبدر ایرانی، ماشک، چاودار، جو، خلر
  27. ارزیابی اثرات اجتماعی و تحلیل تضاد طرح مدیریت منابع آب گاوشان(دشت بیله وار)
    سهیلا سفیدگردیزگرانی 1400
       سد گاوشان یکی از پروژه­های توسعه­ای بزرگ دولت در مناطق روستایی است. بر اساس گزارش­های رسمی این پروژه با هدف تامین آب اراضی کشاورزی دشت­های بیله وار و میان در بند و همچنین توسعه­ی اقتصادی مناطق تحت پوشش ایجاد شده است. با این حال، تحقیقات نشان داده که با گذشت بیش از سه دهه از احداث سد، طرح مدیریت منابع آب گاوشان با چالش­های متعددی از جمله تضاد ذی­نفعان روبرو شده است. این در حالی است که تحقیقات گذشته اغلب با پارادایم اثبات گرایانه سعی در ارزیابی اثرات اقتصادی و زیست­محیطی این سد داشته­اند و بستر اجتماعی که سد در آن بنا نهاده شده است را نادیده گرفته­اند. از این رو در این تحقیق سعی شده این بار با استفاده از روش کیفی و پارادایم طبعیت گرایانه اثرات اجتماعی سد را آنگونه که توسط ذی­نفعان ادراک شده بررسی نماید. تاکید اصلی در این ارزیابی کیفی بر تحلیل تضادهای اجتماعی(بعنوان یک چالش نوظهور) بوده است. شرکت کنندگان در تحقیق اثرات سد را بر کیفیت زندگی و بهبود حس مکان خود مثبت ارزیابی نموده و معتقدند اجرای این پروژه منجربه کاهش سرمایه اجتماعی و آسیب به منابع طبیعی شده است. در ادامه موارد تضاد بین ذی­نفعان مورد بررسی قرار گرفت که منجربه شناسایی الگوهای متنوعی از تضاد ذی­نفعان شد. تحلیل این موارد با تاکید بر سبک مدیریت تضاد نشان داد که شرکت آب منطقه­ای و جهاد کشاورزی به عنوان متصدیان دولت در اجرای این طرح با بهره گیری از سبک رقابتی سعی در اجبار سایر ذی­نفعان به عقب کشیدن از منافع خود دارند. به نحوی که علیرغم افزایش درآمد ساکنان و بهبود ابعاد مختلف کیفیت زندگی آن­ها، کماکان اثرات نامطلوب اجتماعی مانند تضاد و کاهش سرمایه اجتماعی گریبان­گیر ساکنان منطقه است. بنابراین کمبود آب و یا مشکلات اقتصادی به تنهایی توجیه خوبی برای اجرای این قیبل پروژه­ها نمی­باشد. پیشنهاد می­شود در اجرای مداخلات توسعه­ای در سطح راهبردی تمام ابعاد توسعه، به ویژه ابعاد اجتماعی ساکنان مناطق متاثر ارزیابی شود. بهتر است این ارزیابی در مراحل پیش از اجرای پروژه صورت گیرد چراکه همیشه پیشگیری بهتر از درمان است. در این پایان نامه به دنبال سه هدف اصلی هستیم، هدف اول: ارزیابی اثرات اجتماعی طرح مدیریت منابع آب گاوشان در منطقه مورد مطالعه، هدف دوم: شناسایی تضادهای اجتماعی ناشی از اجرای پروژه در منطقه مورد مطالعه، هدف سوم: تحلیل تضادها با تاکید بر سبک شناسی مدیریت تضاد. در هدف اول از طریق مصاحبه­های عمیق با سازمان­های ذی­نفع و مردم روستا با 4 مولفه سرمایه اجتماعی، کیفیت زندگی، حس مکان و منابع طبیعی رسیدیم که احداث سد بیش­ترین تاثیر را بر این 4 مولفه داشته که اثرات مثبت و منفی بوده و باعث ایجاد تضادهایی بین ذی­نفعان گشته. در هدف دوم تضادهای بین ذی­نفعان را شناسایی کردیم و از میان آن­ها بیش‏ترین تضاد بین مردم روستا با شرکت آب منطقه­ای و سازمان جهاد کشاورزی و تضادهای بین مردم محلی شناسایی شده است و در هدف سوم با استفاده از سبک­های مدیریتی کوک به مدیریت و کنترل تضادهای به وجود آمده پرداخته شد.
  28. ارزیابی فنولوژی رشد گیاه و اکولوژی جوانه زنی ماشک برگ پهنVicia narbonensis)) و ماشک خزری (Vicia hyrcanica)در شهرستان کرمانشاه
    شاپور احمدی 1400
    چکیده اطلاع از فنولوژی و اکولوژی و نیز خصوصیات جوانه‌زنی بذر علف‌های هرز نقش اساسی در طراحی خط مشی‌های موثر در مدیریت آن‌ها در مزارع کشاورزی دارد. علف‌های هرز جنس ماشک به عنوان گونه‌های غالب در مزراع دیم در ایران مطرح هستند. به‌منظور ارزیابی فنولوژی رشد گیاه و اکولوژی جوانه‌زنی ماشک خزری و ماشک برگ‌پهن به عنوان علف‌های هرز مهم و غالب در مزارع گندم و نخود دیم، آزمایشی در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار و طی دو سال زراعی 98-1397 و 99-1398 در مزرعه‌ای دیم واقع دربخش کوزران استان کرمانشاه اجرا شد. مزرعه محل انجام مطالعه دارای سابقه بالایی از آلودگی به هر دو گونه ماشک بود. تجربیات قبلی حکایت از این داشتند که سبز شدن این دو گونه از اوایل بهمن‌ماه شروع شده و به تناوب تا فروردین‌ماه در مزارع ادامه دارد. سه نقطه زمانی اوج سبز شدن هر دو گونه در سه ماه که منجر به سبز شدن این دو گونه بود یعنی بهمن، اسفند و فروردین‌ماه هر سال انتخاب و در هر زمان اوج 15 بوته به‌منظور اندازه‌گیری صفات و مراحل مختلف فنولوژیکی تا پایان دوره رشد در زمینی آیش و به دور از رقابت گیاه زراعی و سایر علف‌های هرز حفط شد. همچنین درصد جوانه‌زنی بذر هر دو گونه و نیز پاسخ آن‌ها به عوامل مختلف شکستن خواب نیز بررسی شد. نتایج این مطالعه نشان داد که بذرها پس از برداشت دارای خواب بوده و رفع خواب به یک دوره پس‌رسی نیاز داشت، بطوریکه با افزایش تعداد هفته‌های بعد از برداشت درصد جوانه‌زنی به 40% درصد رسید ولی هیچ‌گاه در هفته چهاردهم بعد از برداشت، افزایش نیافت. نتایج تاثیر تیمارهای مختلف خواب‌شکنی در هر دو گونه نشان داد که درصد جوانه‌زنی با خراش دهی مکانیکی توسط کاغذ سمباده بیشترین افزایش را داشت. نتایج به‌دست‌آمده در بخش مورفولوژیکی نشان داد که صفات مورد بررسی شامل وزن هزاردانه، تعداد بذر در بوته، تعداد دانه در هر غلاف و نسبت تعداد غلاف به گل در هر دو گونه روند تقریباً مشابه داشته و بوته‌های استقرار یافته در بهمن‌ماه نسبت به استقرارهای پس از آن، همواره برتر بودند. شروع تقویمی و درجه روز-رشد تجمعی هریک از مراحل فنولوژیکی در بین تاریخ‌های استقرار و سال‌های زراعی نیز متفاوت بود و تاثیر آن بر روی ارتفاع، تعداد برگ، تعداد غلاف و ساقه‌های جانبی تولید شده در هر دو گونه دارای تفاوت معنی‌دار بود. استقرار بهمن‌ماه از قدرت و رقابت بیشتر با گیاه زراعی و درنتیجه خسارت بیشتر به آن حکایت داشت. به‌طور کلی بر اساس نتایج این مطالعه می‌توان پیشنهاد کنترل و مدیریت استقرارهای زودتر این دو گونه علف هرز که از قدرت رقابت و درنتیجه خسارت بالاتری به گیاهان زراعی برخورداربوده را در برنامه مدیرت کنترل آن‌ها در مزرعه مد نظر داشت و اینکه بوته‌های دیرتر استقرار یافته نمی‌توانند رقیب سرسختی در مزارع دیم منطقه محسوب گردد. از نظر کاربردی بهتر این است که گیاه زراعی را دیرتر بکاریم که با بوته‌های قوی‌تر این علف‌های هرز به جهت رقابت با گیاه زراعی روبرو نباشیم. کلمات کلیدی: شکست خواب، پس‌رسی، غلاف، شاخه فرعی   
  29. تاثیر تاریخ کاشت و کود نیتروژن بر عملکرد کاملینا (Camelina sativa) در سیستم های تولید آبی و دیم
    محسن پاشائی 1400
       در این پژوهش   به بررسی اثرات تاریخ کاشت (اول آبان، اواسط آبان و اواخرآبان) وتیمارهای کود نیتروژن درشرایط دیم (0،50،100،150کیلوگرم در هکتار) و آبی (0،100،200،300کیلوگرم در هکتار) بر صفات عملکردی و مورفولوژیک   گیاه کاملینا   پرداخته شد. برای هر یک از شرایط مزرعه دیم و آبی آزمایشی مجزا بصورت کرت های خرد شده   در قالب طرح بلوک کامل تصادفی استفاده شد. به منظور ارزیابی شاخص های کارایی مصرف آب، به روش حجمی میزان آبیاری صورت گرفته برای شرایط آبی برای هرتاریخ کاشت محاسبه گردید. نتایج نشان داد که تاریخ کاشت بر پارامترهای عملکردی کاملینا اثر معنی دار داشته است و فقط بر صفات عملکرد کل وکاه و کلش، بهره وری نیتروژن، درصد پروتئین کاه و کلش و عملکرد پروتئین کاه و کلش در شرایط   دیم   اثر معنی داری نداشت. همچنین صفات وزن هزار دانه، عملکرد روغن، نسبت عملکرد روغن   به وزن دانه، عملکرد پروتئین دانه، بهره وری نیتروژن، کارایی مصرف نیتروژن، کارایی جذب نیتروژن، شاخص برداشت نیتروژن، کارایی مصرف آب (عملکرد دانه و عملکرد پروتئین دانه) در شرایط آبی تحت تاثیرتاریخ کاشت قرار نگرفتند. نتایج آزمایش نشان داد که کود نیتروژن اثر معنی داری بر تمامی صفات داشته و فقط صفات عملکرد کل، عملکردکاه و شاخص برداشت نیتروژن در شرایط   دیم تحت اثر کود قرار نگرفته بودند. همچنین در شرایط آبی فقط صفات عملکرد روغن و کارایی مصرف آب روغن تحت اثرکود قرار نگرفتند. بررسی خصوصیات مورفولوژیک نشان داد که در شرایط دیم تمامی صفات تحت تاثیر تاریخ کاشت وکود قرارگرفتند و فقط تعداد شاخه فرعی تحت تاثیرکود قرار نگرفت. همچنین تمامی صفات در شرایط آبی تحت اثر متقابل کود در تاریخ کاشت قرارگرفتند و فقط صفت ارتفاع معنی دار نگردید. درجه روز رشد تجمعی نیز در هر دو شرایط فقط تحت اثر تاریخ کاشت قرارگرفت. براساس نتایج به دست آمده مشخص گردید که صفات در هر دو شرایط و تاریخ کاشت و اعمال کود نیتروژن با یکدیگر تفاوت های دارند به نحوی که تمامی صفات عملکردی شرایط دیم به جزعملکرد دانه، نسبت روغن به وزن دانه و پروتئین کاه در تاریخ کاشت دوم دارای بیشترین مقدار بودند و در پاسخ به کود نیتروژن نیز تمامی صفات با اعمال 150 کیلوگرم کود نیتروژن در هکتار افزایش یافتند و فقط صفات نسبت روغن به دانه، شاخص برداشت نیتروژن، بهره وری نیتروژن، کارایی مصرف نیتروژن وکارایی جذب نیتروژن با افزایش میزان نیتروژن کاهش یافتند. اما نتایج شرایط آبی متفاوت بود به گونه ای که بیشتر صفات عملکردی در تاریخ کاشت اول دارای بیشترین مقدار بودند و صفاتی نظیر (درصد پروتئین کاه و کلش، نسبت پروتئین به روغن، شاخص برداشت نیتروژن، بهره وری نیتروژن بیشترین میزان را در تاریخ کشت سوم دارا بودند. همچنین عملکردها در بین مقدار کود نیتروژن اعمالی نیز متفاوت بود به نحوه ی که صفات کارایی مصرف آب روغن و دانه، عملکرد دانه، روغن، شاخص برداشت و وزن هزار دانه بیشترین مقدار را با اعمال 100 کیلوگرم کود در هکتار داشتند و بقیه صفات میزان آنها با افزایش میزان کود نیتروژن افزایش یافت و فقط صفات شاخص برداشت نیتروژن، بهره وری نیتروژن، کارایی مصرف نیتروژن وکارایی جذب نیتروژن در شاهد دارای بیشترین میزان بودند. بررسی خصوصیات مورفولوژیک نشان داد که تمامی صفات حداکثر میزان خود را در تاریخ کاشت اول و با اعمال بیشترین میزان کود نیتروژن به دست آمده بود و فقط صفت تعداد دانه در غلاف در تاریخ کشت سوم در شرایط آبی دارای تفاوت بود که به علت شروع همزمان آبیاری با مرحله نموی غلاف بندی بوده است و درجه روز رشد تجمعی در شرایط آبی بیشتر از سایت دیم بوده و در هردو میزان آن درتاریخ کاشت اول بیشترین مقدار را داشته است. کلیدواژه: کارایی مصرف نیتروژن، عملکرد روغن، نمو فنولوژیک، اجزای عملکرد
  30. اثر کشت زود هنگام بر عملکرد دو رقم سیب زمینی و تنوع گونه‌ای علف‌های هرز آن در شرایط آب و هوایی کرمانشاه
    علی قمری 1400
  31. بررسی اثر کودهای سرک نیتروژن و گوگرد بر عملکرد کمی و کیفی کلزا (Brassica napus L)
    مدینه داج 1399
    چکیده هدف: به منظور بررسی اثر کودهای سرک نیتروژن و گوگرد بر عملکرد کمی و کیفی کلزا (.Brassica napus L)   آزمایشی به صورت مزرعه‌ای در سال زراعی   1397-1396   در شهرستان کنگاور، استان کرمانشاه   انجام شد. روش‏شناسی پژوهش: آزمایش به صورت فاکتوریل با دو عامل کود نیتروژن و گوگرد در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی در سه تکرار انجام شد. تیمارهای آزمایشی شامل کود نیتروژن از منبع اوره در سه سطح   (60، 120 و 180 کیلوگرم در هکتار) و کود گوگرد از منبع سولفات آمونیوم در چهار سطح (صفر، 25 ،50 و 75 کیلوگرم) بودند. اعمال تیمارهای آزمایشی در دو مرحله قبل از شروع ساقه دهی و غنچه‌دهی کلزا صورت گرفت. یافته‌ها: نتایج آزمایش نشان داد که صفات کمی و کیفی کلزا   شامل ارتفاع بوته، وزن خشک و سطح برگ، عملکرد دانه، عملکرد بیولوژیک، تعداد غلاف در بوته، تعداد دانه در غلاف، وزن هزار دانه، شاخص SPAD، کارایی فتوسیستم II، درصد نیتروژن شاخساره، درصد نیتروژن دانه، محتوای فیبر دانه و درصد اسیدهای چرب اشباع بصورت معنی‌داری تحت تاثیر تیمارهای آزمایشی قرار گرفتند. با این حال تاثیر تیمارهای آزمایشی بر صفات وزن خشک ساقه، محتوای اسیدهای چرب غیراشباع، میزان کلروفیل‌های a و b، کاروتنوئید و پروتئین‌های محلول معنی‌دار نبود. مقایسه میانگین برهمکنش تیمارها نشان داد بیشترین عملکرد دانه، عملکرد بیولوژیک، تعداد غلاف در بوته، تعداد دانه در غلاف، وزن هزار دانه، ارتفاع بوته، وزن خشک   و سطح برگ، محتوای اسید چرب اشباع، محتوای نیتروژن دانه، محتوای نیتروژن شاخساره، حداکثر کارایی فتوسیستم II   و درصد فیبر دانه در سطح سوم کود نیتروژن و گوگرد (180 کیلوگرم نیتروژن   و 75 کیلوگرم گوگرد) مشاهده شد. برهمکنش تیمارها بر شاخص SPAD و درصد روغن دانه معنی‌دار نبود. اما شاخص SPAD تنها تحت تاثیر کود نیتروژن قرار گرفت بطوری که بیشترین میزان این شاخص با مصرف 180 کیلوگرم اوره در هکتار مشاهده شد. اثرات ساده تیمارهای آزمایشی بر درصد روغن دانه معنی‌دار بود و در بین سطوح کود نیتروژن بیشترین درصد روغن دانه با مصرف 180 کیلوگرم اوره در هکتار و در بین سطوح کود گوگرد بیشترین درصد روغن   دانه با مصرف   75 کیلوگرم سولفات آمونیوم در هکتار مشاهده شد.
  32. بررسی خصوصیات سویه های Xanthomonas translucens عامل بیماری نواری باکتریایی گندم در استان کرمانشاه
    سامان حسینی سامره 1399
      نواریباکتریایی (BLS) یکی از مهم‌ترین بیماری‌های باکتریایی گندم در جهان محسوب می‌شود. این بیماری پیرو تغییرات آب و هوایی به‌خصوص بارندگی‌های زیاد در سال‌های اخیر در استان کرمانشاه شیوع پیداکرده و موجب خسارت قابل‌توجه شده است. به‌منظور تعیین خصوصیات فنوتیپی، بیوشیمیایی، مولکولی عامل بیماری و مشخص نمودن پاتووارهای آن در مناطق مختلف استان، طی سال‌های 1398 و 1399 از مناطق عمده گندم‌کاری استان از برگ‌ها و بذرهای آلوده نمونه‌برداری صورت گرفت. در آزمایشگاه، 140 جدایه روی محیط کشت آگار غذایی به دست آمد. خصوصیات فنوتیپی و بیوشیمیایی جدایه‌ها‌ی منتخب بررسی گردید و بر اساس نتایج، چهار جدایه برای تعیین پاتووار باکتری انتخاب شدند و بیماری‌زایی آن‌ها در چهار میزبان اصلی شامل گندم، جو، چاودار و تریتیکاله بررسی شد. تنوع ژنتیکی بین جدایه‌ها با استفاده از روش rep-PCR و با آغازگرهای ERIC و BOX بررسی شد. بر اساس نتایج آزمون بیماری‌زایی، دو جدایه انتخاب و با استفاده از آغازگرهای 1492R و 27F ناحیه حفاظت‌شده 16S rRNA این دو جدایه تعیین توالی گردید. طبق نتایج آزمون‌های فنوتیپی و بیوشیمیایی جدایه‌ها به باکتری Xanthomonas translucens تعلق داشتند و توالی 16S rRNA تعیین شده برای جدایه‌ها شباهت 100% را با گونه X.translucens در بانک اطلاعاتی NCBI داشت. نتایج آزمون‌ بیماری‌زایی نشان‌دهنده وجود دو پاتووار undulosa و cerealis
  33. بررسی کارایی مصرف آب درماش به روش آبیاری فتیله ای
    منصور رضایی سرجوبی 1398
  34. شبیه سازی و بهینه سازی تخصیص آب از سد قشلاق در حالت قطعی و مقایسه آن با رویکرد برنامه ریزی خطی با قیود احتمالاتی
    ثنا عبائی 1398
    امروزه منابع آب ازگنجینه‌های عظیم بشر به شمار می آیند که بهره‌برداری صحیح از آن ها با توجه به نیازهای مختلف، کمبودها و محدودیتهای موجود در استفاده از این منابع، نیازمند قوانین و مدیریت بهینه بهره‌برداری می باشد. سد ها به منظور اهداف گوناگون مورد بهره‌برداری قرار می گیرند، بهره‌برداری بهینه از مخزن سد‌ها یکی از مسائل مهم در حوزه مدیریت منابع آب است. این تحقیق با هدف بهره‌برداری بهینه از سد به منظور تامین حداکثری نیازهای پایاب سد، در حالت قطعی و هچنین احتمالاتی مورد بررسی قرار گرفته است. محدوده مطالعاتی سد قشلاق بر روی رودخانه مریم نگار استان در 15 کیلومتری شمال غربی شهرستان صحنه واقع شده است. هدف از احداث سد مخزنی قشلاق تامین نیاز شرب شهر صحنه، تامین نیاز زیست محیطی و تامین نیاز کشاورزی دشت چمچمال و احداث شبکه آبیاری در دشت صحنه می باشد، شبیه­سازی و برنامه­ریزی منابع آب منطقه با استفاده از مدل شبیه­ساز WEAP انجام گردید. باتوجه به غیر قطعی بودن پدیده بارش و تاثیر مستقیم آن بر جریان ورودی، در نظر گرفتن جریان به صورت احتمالاتی به واقعیت نزدیک­تر می­باشد، بدین منظور با احتمالاتی نمودن جریان ورودی و بررسی اثر تابع توزیع تجمعی جریان احتمالاتی(CDF) بر تامین نیازها، شرایط احتمالاتی سیستم بررسی گردید. رویکرد احتمالاتی استفاده شده بر مبنای بهینه­سازی صریح با روش برنامه­ریزی خطی تحت قیود احتمالاتی در محیط نرم­افزار   lingo کد نویسی گردید. در این روش جریان ورودی به مخزن با 2 رویکرد متفاوت، محاسبه CDF جریان با استفاده از توزیع تجربی ویبول و بهترین توزیع برازش مورد مقایسه قرار گرفت. نتایج شبیه­سازی و بهینه­سازی با رویکرد قطعی نشان می­دهد که تامین در بخش کشاورزی 92 درصد ، شرب 94 درصد و نیاز زیست­محیطی 93 درصد می­باشد. با توجه به کاهش جریان ورودی به مخزن در رویکرد احتمالاتی نسبت به حالت قطعی، ابتدا حجم مخزن بهینه   با توجه به جریان ورودی و نیازها ی قطعی محاسبه گردید در این حالت حجم بهینه برابر 27.6 میلیون متر مکعب برآورد   گردید که نسبت به حجم طراحی مخزن (47.6) نشان از تخمین بالا در طراحی مخزن سد قشلاق دارد. همچنین در این شرایط کلیه ی نیازها به طور کامل تامین می-شوند. واژه­های کلیدی: تخصیص آب، WEAP ، LINGO، قیود احتمالاتی، شبیه سازی، بهینه سازی، برنامه ریزی­خطی
  35. ارزیابی پایداری بوم‌نظام‌های تولید گندم دیم (مطالعه موردی منطقه دره صیدی استان لرستان)
    محمد گودرزی 1398
  36. شبیه‌سازی اثرات تغییر اقلیم و راهکارهای سازگاری بر رشد و عملکرد ذرت (Zea mays L.) در منطقه کرمانشاه
    پریسا کرمی سیاه بیدی 1398
  37. زراعت راهرویی صنوبر با ذرت و شبدر تحت شرایط کم آبیاری
    مجتبی بهادر 1398
  38. اثر روش های مختلف مصرف مکمل ویتامین AD3E بر عملکرد، تخمیرشکمبه و برخی متابولیت های خونی بره¬های پرواری
    صبا نظری دارابخانی 1398
  39. اثر تاریخ کاشت بر برخی خصوصیات کمی و کیفی دو رقم کتان روغنی (L. ustiatissimum Linum)
    کیوان محمدی 1398
  40. مطالعه آثار برخی تنش‏های محیطی روی رشد ارقام نخود
    علی فرخی اختر 1397
  41. اثر سلنیوم و مدیریت مصرف نیتروژن در تولید پیاز سالم (Allium cepa L.)
    فرحناز ویسی علی اکبری 1397
  42. ارزیابی اکولوژی جوانه زنی بذر، فنولوژی و قدرت رقابت خار زرد [Picnomon acarna (L.) cass.]
    سجاد المالکی 1397
  43. مهار زیستی بیماری مرگ گیاهچه لوبیا با عامل Rhizoctonia solani توسط ریزوباکترهای جدا شده از فراریشه‌ی لوبیا
    یونس رضایی فر 1397
    بیماری مرگ گیاهچه لوبیا ناشی از Khun Rhizoctonia solani   یکی از بیماری­های مهم لوبیا در کشور بویژه در استان کرمانشاه است. ماهیت خاکزی، قدرت ساپروفیتی بالا و دامنه میزبانی وسیع این بیمارگر، امکان مهار آن توسط روش­های شیمیایی و به­نژادی را مشکل کرده است. از روش­های امید بخش برای مهار بیمارگرهای خاکزاد استفاده از روش­های زیستی و بویژه استفاده از باکتری­های پروبیوتیک گیاهی می­باشد. این باکتری­ها علاوه بر مهار بیماری به وسیله­ی تولید مواد بازدارنده یا القا سیستم دفاعی گیاهان،   قادرند با تولید مواد افزایش دهنده رشد گیاه همچون هورمون ها و فراهم کردن عناصر ضروری، رشد گیاه را نیز افزایش دهند. در این پژوهش، تاثیر 52 باکتری جدا شده از رایزوسفر خارجی، 26 باکتری جدا شده از ناحیه ریزوپلن لوبیا و 8 سویه­ی تجاری موجود در بازار به صورت تیمار بذر به منظور انتخاب موثرترین سویه در افزیش رشد گیاه لوبیا مورد بررسی قرار گرفت. در غربال اولیه 11 جدایه طی آزمون افزایش رشد انتخاب شدند. از جدایه­های غربال شده، چهار   جدایه بومی 40، 21،19 و 29 و سویه­ی تجاری Bacillus pumilus INR7 به ترتیب باعث مهار 52 ، 47، 70، 37 و 80 درصدی بیماری شدند. نهایتاً   تعداد چهار سویه که دارای بهترین نتایج در آزمون­های افزایش رشد و مهار زیستی بودند جهت شناسایی مولکولی انتخاب و ناحیه 16S آنها تکثیر و توالی­یابی شد. درخت فیلوژنتیکی برای جدایه­های باکتری ترسیم گردید و مشخص شد جدایه­های   40، 21،19، 29 به ترتیب بیشترین شباهت را به گونه­های Bacillus cereus، Pseudomonas geniculata، Bacillus simplex و Serratia marcescens دارند. در ادامه تاثیر تیمارهای مختلف در فرمولاسیون سویه B. pumilus INR7 مورد ارزیابی قرار گرفت. صفات مورد ارزیابی شامل کارایی فرمولاسیون در مهار بیمارگر، افزایش حداکثری تولید زی­توده، نسبت بالای اسپور به پیکره­های رویشی و در نهایت ماندگاری اسپور در طول 180 روز انبارداری بود. غلظت­های مختلف اوره و ملاس چغندرقند به عنوان منبع ازت و کربن مورد ارزیابی قرار گرفت و مشخص شد، بیشترین تولید زی­توده به ترتیب با کاربرد ملاس چغندرقند و اوره با غلظت 30 و 6 گرم در لیتر محیط M1 حاصل گردید. در ارزیابی برخی عناصر غذایی در تحریک اسپور مشخص شد، بیشترین فرم بقا با استفاده­یِ نمک­های معدنی ZnCl2 ,MgCl2 ,(NH4)2So4 ,FeCl3 ,CaCl2 و MnCl2 به ترتیب با غلظت­های 0776/0، 0081/0، 321/1، 190/0، 00013/0 و 00629/0 گرم در لیتر بدست آمد. به منظور افزایش ماندگاری سویه باکتری در محیط یخچال و انبار معمولی، ترکیبات نمک خوراکی، پلی­اتیلن گلیکول، پلی­وینیل پیرولیدون، صمغ عربی و گلیسیرین به ترتیب با غلظت­های2/0، 5، 20، 1/0 و 4 گرم بر لیتر موثرترین شناخته شدند. در نهایت، بیشترین جمعیت میکروبی بعد از گذشت 180 روز، در یخچال   CFU/ml 108×7 و انبار معمولی CFU/ml 107×9   با توانایی72درصدی مهار بیماری حاصل گردید. کلمات کلیدی: ریزوباکتر، مرگ گیاهچه، مهار زیستی، فرمولاسیون، Bacillus pumilus INR7  
  44. اثر تنش خشکی و کود نیتروژن بر رشد و عملکرد استویا
    رقیه بهشتی زاده 1397
  45. مطالعه امکان پیشگیری یا بهبود شاخص های فرسودگی بذرکتان ( linum usitatissimum L) با استفاده از پرایمینگ
    راضیه مرادی 1397
    زوال یا پیری بذر یکی از عوامل کاهش‌دهنده بنیه بذر و محدودکننده جوانه­زنی می­باشد. بنابراین، تحقیقحاضر در راستای بررسی قابلیتپرایمینگبذر با برخی تنظیم کننده های رشد گیاهی جهت پیشگیری یا بهبود زوال بذرکتاندر پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه رازی اجرا گردید. این آزمایش در دو بخش مجزا برای مطالعه امکان پیشگیری و بهبود از زوال بذر انجام شد. در بخش اول، ابتدا بذور را با هورمون‌های مدنظر پرایم کرده سپس مورد فرسودگی قرار گرفتند. در بخش دوم، ابتدا بذور فرسوده شده، سپس پرایم­های مورد نظر بر روی بذر­های فرسوده اعمال شد. برای آزمایش هر هورمون، سه فاکتور شامل فرسودگی بذر (در سه سطح: بدون فرسودگی، فرسودگی ملایم و فرسودگی شدید)، پرایمینگ با هورمون (در چهار غلظت) و دو رقم بذر کتان (هندی و مجارستانی) در نظر گرفته شد. هورمون­ها شامل: سالیسیلیک اسید، استیل سالیسیلیک اسید، سیتوکینین ، جیبرلیک اسید و اکسین بودند. آزمایش هیدروپرایمینگ نیز شامل سه سطح فرسودگی، دو رقم کتان و دو سطح پرایمینگ (بدون پرایمینگ و پرایم با آب) بود. صفات مورد ارزیابی شامل درصد جوانه‌زنی نهایی، سرعت جوانه‌زنی، متوسط زمان لازم برای جوانه‌زنی، متوسط جوانه‌زنی روزانه، درصد گیاهچه نرمال، طول ساقه­چه، طول ریشه­چه، وزن خشک ساقه­چه، وزن خشک ریشه­چه، شاخص بنیه گیاهچه طولی و شاخص بنیه گیاهچه وزنی بودند.نتایج نشان داد که رقم هندی در هر دو بخش پیشگیری و بهبود زوال بذر نسبت به رقم مجاری برتری داشت. این برتری هرچند در برخی صفات معنی‌دار نبود. با افزایش فرسودگی بذر، روند کاهشی در خصوصیات جوانه‌زنی مشاهده شد. نتایج نشان داد که هورمون اکسین در غلظت‌های 50 و 100 میلی‌گرم در لیتر و هورمون جیبرلیک اسید در غلظت‌های 50 و 100 میلی‌گرم در لیتر می‌تواند باعث پیشگیری از فرسودگی بذر کتان گردد. سایر تیمارها تاثیر معنی‌داری در پیشگیری از زوال بذر نداشتند. در بخش بهبود فرسودگی بذور زوال یافته، نتایج نشان داد که هورمون جیبرلیک اسید در غلظت 50 و 100 میلی‌گرم در لیتر، قابلیت بهبود فرسودگی بذور را داشت. هورمون سالیسیلیک اسید نیز در غلظت 50 میلی‌گرم در لیتر در هر سه سطح فرسودگی کارایی بالاتری نسبت به دیگر غلظت‌ها داشت. به طور کلی می‌توان نتیجه گرفت جهت پیشگیری از فرسودگی بذر کتان می‌توان از پرایمینگ بذر با هورمون‌های اکسین و جیبرلیک اسید و جهت بهبود بذور زوال یافته از پرایمینگ بذر با هورمون جیبرلیک اسید و سالیسیلیک اسید استفاده کرد.
  46. بررسی توزیع سرعت در کانال‌های روباز با استفاده از مفهوم آنتروپی
    مریم تیموری یگانه 1396
      چکیده:توزیع سرعت مهمترین متغییر برای تعیین مشخصات جریان مانند دبی، توزیع تنش برشی، رسوبگذاری، فرسایش، تلفات هد، ضریب انرژی وضریب مومنتوم مورد نیاز در هیدرولیک است. توزیع سرعت در یک کانال تحت تاثیر شکل هندسی، زبری بستر و وجود سازه‌ها است و باید قبل از حل انواع مسائل هیدرولیکی در کانال‌های‌ باز مطالعه و بررسی شود. توزیع سرعت در کانال های باز در طول سالیان طولانی مورد مطالعه قرار گرفته و در سال‌های اخیر، این موضوع با حل معادلات هیدرودینامیک ناویر-استوکس که با مدل های متلاطم ترکیب شده است، بررسی می‌گردد. چیو(1987) روش جدیدی را برای بررسی توزیع سرعت در کانال‌های باز با استفاده از مفهوم احتمال و اصل پیشینه سازی آنتروپی بیان نمود. معادله توزیع سرعت چیو می‌تواند مقادیر سرعت را در جهت‌های عمودی وعرضی با فرض اینکه سرعت بیشینه بر روی سطح آب یا زیر آن باشد، برآورد کند. این معادله، محدودیت‌ها ونواقص سایر معادلات رایج را نداشته وتوزیع سرعت براساس آن در فضای فیزیکی با یک توزیع احتمال توانی مطابقت دارد. این توزیع دارای پارامتر M با نام "پارامتر آنتروپی" است که مقدار آن به عنوان شاخصی برای مقایسه الگوهای مختلف توزیع سرعت جریان در کانال‌ها مورد استفاده قرار می گیرد. پارامتر آنتروپی در یک کانال از طریق ارتباط بین سرعت‌های میانگین و بیشینه تعیین می‌شود زیرا نسبت سرعت‌های میانگین و بیشینه در یک کانال تابعی از M است (چیو وساید (1995)). این نسبت در یک کانال ثابت بوده (چیو (1996)) و نمایانگر ویژگی کلی سیستم جریان و کنترل کننده متغییرهایی است که با کانال در تعامل هستند (زیا (1997) ، چن (1998) ، چیو وتانگ (2000)). معادله چیو (1987) توزیع سرعت را نه تنها بر روی محور عمودی، بلکه در کل کانال نیز می‌تواند توصیف نماید. توزیع سرعت در کل به صورت دو بعدی است، اگر چه جریان در کانال باز حالت سه بعدی دارد. مولفه سرعت در محور طولی، سرعت اصلی نامیده می شود ومولفه های دیگر در محور عرضی، سرعت های ثانویه هستند که حرکت چرخشی را در اطراف محور موازی با جریان اصلی شکل می دهند. جریان ثانویه نقش مهمی در کانال های باز دارند و بیش از یک قرن مورد مطالعه قرار گرفته اند. تعیین مولفه های اصلی و ثانویه سرعت در یک کانال باز می تواند به درک ویژگی‌های جریان کمک کند. یکی از اهداف اصلی این پژوهش بررسی توزیع سرعت کانال‌های منظم است که با استفاده از مفهوم آنتروپی به بررسی موارد فوق پرداخته می‌شود.کلید واژگان: تئوری آنتروپی، توزیع سرعت ، آنتروپی شانون،آنتروپی تسالیس،آنتروپی رنی، مجاری روباز.  
  47. بررسی رشد ریشه و عملکرد ارقام نخود در تاریخ های مختلف کشت در شرایط دیم کرمانشاه
    فرزین حسن بیگی 1396
    چکیدهنخود یکی از حبوبات مهم در غرب کشور است. به منظور بررسی رشد ریشه و عملکرد ارقام نخود کابلی در تاریخ‌های مختلف کشت، آزمایشات مزرعه‌ای و گلدانی در دانشکده علوم و مهندسی کشاورزی دانشگاه رازی اجرا گردید. آزمایش‌ مزرعه‌ای به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار و آزمایش گلدانی نیز به‌ صورت فاکتوریل در قالب طرح کامل تصادفی در سه تکرار در سال زراعی 1395-1394 انجام شد. در آزمایش مزرعه‌ای و گلدانی هفت ژنوتیپ نخود کابلی (آرمان، آزاد، فیلیپ55-98، عادل، بومی کریشه، هاشم و ILC 482) در سه تاریخ کاشت 20/08/1394، 20/9/1394 و 10/12/1394 مورد بررسی قرار گرفتند. صفات مورد بررسی در آزمایش مزرعه‌ای شامل، عملکرد دانه، شاخص برداشت، عملکرد بیولوژیک، ارتفاع بوته، انتقال مجدد، سهم انتقال مجدد ساقه و کارایی ساقه در انتقال مجدد بودند. در آزمایش گلدانی نیز صفاتی چون، وزن خشک ریشه، نسبت ریشه به اندام‌هوایی، طول ریشه اصلی، مجموع طول ریشه، حجم ریشه و چگالی ریشه مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج نشان داد که رقم هاشم و ژنوتیپ بومی کریشه بیشترین مقدار صفات عملکرد دانه، انتقال مجدد مواد فتوسنتزی ذخیره‌ای به دانه‌ها را به خود اختصاص دادند. از لحاظ تاریخ کاشت بهترین تاریخ کشت مربوط به تاریخ 20/8/94 یا همان تاریخ کشت اول بود که بیشترین عملکرد دانه در گیاه نخود در این تاریخ محقق شد. نتایج آماری حاصله از آزمایش مزرعه‌ای موید این موضوع می‌باشد که ارقام هاشم و کریشه از نظر مقدار و سهم انتقال مجدد مواد فتوسنتزی ذخیره شده در ساقه در شکل‌گیری عملکرد دانه بیشترین مقدار را به خود اختصاص دادند.در آزمایش گلدانی ارقام آرمان و بومی کریشه در تاریخ 20/8/94 بالاترین مجموعه طول ریشه، حجم ریشه، وزن خشک ریشه، نسبت ریشه به اندام هوایی و چگالی ریشه را داشتند. بنظر می‌رسد کلیه صفات مربوط به ریشه نخود تحت تاثیر ژنتیک و محیط بودند لذا برای ارتقا و افزایش مقاومت به خشکی در گیاه نخود یافتن ژنوتیپ‌هایی با سیستم ریشه‌ای قوی وکارآمد از اولویت‌ها است.   کلمات کلیدی: زمان کاشت، نخود، انتقال مجدد، وزن خشک ریشه، ژنوتیپ  
  48. تاثیر آبیاری با نقطه شبنم بر تولید ماده خشک، رشد و جوانه زنی برخی گیاهان
    سیده سرگل حسینی 1396
      افزایش جمعیت، افزایش تقاضا برای غذا را به دنبال خواهد داشت بنابراین تولیدات کشاورزی باید با سرعتی برابر با رشد جمعیت، ولی با همان زمین­ها و منابع آب ثابت، رشد کنند.   به منظور تعیین میزان رشد و تولید ماده خشک گیاه تحت تاثیر آبیاری با نقطه شبنم، پژوهشی گلخانه ای و مزرعه ای طراحی گردید. تاثیر آبیاری با نقطه­شبنم، آبیاری­معمولی و بدون آبیاری بر­روی صفات کمی و کیفی گیا­هان در پژوهش­های گلخانه­ای و مزرعه­ای مورد بررسی قرار گرفتند که پژوهش گلخانه­ای در دو مرحله (جوانه زنی بذر و مرحله رشد رویشی گیاه)   اجرا گردید. در پژوهش در مرحله جوانه زنی،   تاثیر تیمار­های آبیاری با نقطه­شبنم و بدون آبیاری در قالب طرح کاملا تصادفی با سه تکرار بر درصد جوانه زنی بذرنخود، گندم، خیار، کتان، چغندر، شنبلیله در سال 1394 ارزیابی گردید. که تیمار آبیاری با نقطه­شبنم باعث جوانه زنی بذر در مقایسه با شاهد (بدون آبیاری) گردید. پژوهش گلخانه ای در مرحله رشد رویشی گیاه در قالب طرح کاملا تصادفی با سه تکرار ­روی صفات رویشی نخود و گندم بکار رفت. تیمار­های آبیاری شامل آبیاری با نقطه­شبنم و آبیاری معمولی بودند. مقایسه میانگین داده­ها برای نخود نشان داد که تیمارآبیاری معمولی نسبت به آبیاری با نقطه شبنم دارای وزن تر ساقه، وزن تر تک برگ، وزن خشک ساقه، وزن خشک تک برگ، وزن تر کل ساقه و برگ، وزن خشک کل ساقه و برگ و نسبت برگ به ساقه بیشتری بود. مقایسه میانگین داده­های نشان داد که تیمارآبیاری با نقطه­شبنم نسبت به آبیاری با روش معمول از نظر طول ساقه، تعداد برگ، وزن تر ساقه، وزن ترتک برگ، وزن خشک ساقه، وزن خشک تک برگ، وزن­تر کل ساقه و برگ، وزن خشک کل ساقه و برگ، سطح برگ، نسبت برگ به ساقه و وزن مخصوص برگ) تفاوتی نداشت. پژوهش مزرعه­ای در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در سال 1396-1395 اجرا گردید. در این بخش سه تیمارآبیاری با نقطه­شبنم، آبیاری معمولی و دیم روی نخود اعمال گردیدند. صفات مورد بررسی   شامل کلروفیل a،   کلروفیل b،   کارتنویید،   کلروفیل کل،   کلروفیلa/b،   هدایت روزنه­ای،   فتوسیستم (2)،   فتوسیستم (1)،   محتوای رطوبت نسبی آب، ارتفاع ساقه،   تعداد ساقه، تعداد برگ، تعداد غلاف حاوی تک بذردر هر بوته، تعداد غلاف حاوی دو عدد بذر   در هر بوته، تعداد غلاف خالی در هر بوته، تعداد غلاف در هر بوته، طول غلاف، قطر غلاف، تعداد دانه در هر بوته،   وزن 100 دانه، عملکرد در یک هکتار، عملکرد کاه­وکلش در یک هکتار، عملکرد دانه در تک بوته، عملکرد کاه­و­کلش تک بوته، عملکرد دانه در یک متر مربع، عملکرد کاه­و­کلش یک متر مربع، وزن بیولوژیک تک بوته، وزن بیولوژیک در یک متر مربع، شاخص برداشت تک بوته، شاخص برداشت در یک متر مربع بودند. تیمارهای آبیاری اثر معنی داری بر   هدایت روزنه­ای،   FV/FM، شاخص کارایی فتوسنتز و تعداد برگ   نخود در شرایط مزرعه داشتند ولی تاثیر تیمارها   بر سایر صفات مزرعه ای معنی دار نبود. مقایسه میانگین داده ها نشان داد که آبیاری­با­نقطه­شبنم نسبت به شرایط دیم از نظر   هدایت روزنه¬ای،   FV/FM، برتری داشت. تیمار آبیاری معمولی و دیم سطح برگ بالاتری نسبت به آبیاری با نقطه شبنم داشتند. آبیاری معمولی نسبت به دیمکاری شاخص کارایی فتوسنتز   بیشتری داشت. با توجه با نتایج بدست آمده می توان گفت که آبیاری با نقطه شبنم بعلت تامین مقدار اندکی رطوبت بهتر است در مراحلی که گیاه احتیاج کمتری به آب دارد مانند جوانه زنی استفاده گردد، هرچند در شرایط بی آبی می تواند تا حدی رطوبت مورد نیاز گیاه را تامین کند و راهکاری برای مقابله با خشکی باشد.
  49. ارزیابی نقش باکتری¬های تقویت¬کننده رشد گیاه بر ویژگی¬های بوم¬شناختی فیزیولوژیک سویا (Glycine max) تحت شرایط رژیم¬های رطوبتی
    کیانوش خانی سولاوه 1396
  50. بیولوژی و مرفولوژی شپشک Eulecanium sp. (Hemiptera: Coccidae) در شرایط طبیعی و شناسایی بندپایان مرتبط با آن در باغات شهرستان صحنه، کرمانشاه
    زهرا زارعی احمد آبادی 1396
    چکیدهشپشک نرم­تن،Eulecanium tiliae (Linnaeus, 1758)،در اکثر مناطق ایران، از جمله قسمت­های غربی، به­طور گسترده بر روی سرشاخه­ها قرار دارند و به عنوان یک آفت بالقوه برای انواع درختان میوه از جمله Prunus   .و Malus   . (Rosaceae) به شمار می­آید. در طی سال­های 1395-1396، جنبه­های زیست­شناسی و ریخت­شناسی این آفت در شرایط طبیعی مورد بررسی قرار گرفت (باغ گیلاس روستای احمداباد). فواصل نمونه­برداری هر ده روز یک­بار در نظر گرفته شد(به استثنای فصل زمستان). از حشرات بالغ اسلایدهایی میکروسکوپی تهیه و گونه­ها شناسایی شدند. بررسی نشان داد که زمستان­گذرانی این آفت به صورت پوره سن دوم بر روی سرشاخه­ها (سرشاخه­های یک ساله یا دو ساله) و تنها یک نسل در سال دارند. جنس ماده این گونه دارای دو سن پورگی است (فاقد حشره نر).تولیدمثل در این آفت به­صورت بکرزائی صورت می­گیرد. ظهور ماده­های بارور در اواخر فروردین ماه اتفاق افتاد و تخم­گذاری در اوایل اردیبهشت ماه شروع و تا اوایل خرداد ماه ادامه دارد. تعداد تخم در هر حشره بارور بین 200-1000 عدد متغیر است.اولین سن پورگی در اواسط اردیبهشت ماه ظاهر شد و در هر دو سطح فوقانی و تحتانی برگ­ گسترش یافت. آلودگی شدید باعث زرد شدن زودرس برگ و خشک شدن شاخه­ها می­شود.در طول مطالعه تاریخ زندگی این آفت، تا کنون هیچ حشره نری شناسایی نشده است. دشمنان طبیعی مرتبط با این آفت شناسایی شده­اند:Encyrtidae: Blasthotrix brittanica (Girault, 1917)Pteromalidae: Pachyneuron muscarum (Linnaeus, 1758)Phytoseiidae: Paraseiulus talbii (Athias-Henriot, 1960); Typhlodromusbagdasarjani (Wainstein & Arutunjan, 1967)Iolinidae: Pronematus ubiquitous (McGregor, 1932)Caligonellidae: Molothrognathus sp.(Summers & Schlinger, 1955) Cheyletidae: Cheletogenes ornatus (Canestrini & Fanzago, 1876) Phlaeothripidae: Cephalothrips coxalis (Bagnall, 1926).
  51. تاثیر روش های کاربرد خاکپوش نایلونی بر رشد و عملکرد دانه برخی گیاهان زراعی کشت شده در کرمانشاه
    سلمان علی اکبری مارانتوئی 1396
    یکی از روشهای پیشرفته و جدید که به تازگی رواج یافته است، استفاده از خاکپوش (مالچ) می باشد. بدین منظور آزمایشی در قالب طرح پایه بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه تحقیقاتی پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه رازی کرمانشاه، در دو سال 1395 و 1396 به اجرا در آمد. گیاهان مورد استفاده   ذرت، آفتابگردان، عدس و نخود بود. تیمارها شامل مالچ پلاستیکی بین ردیف، مالچ پلاستیکی روی گیاه (در نخود، عدس، و ذرت) و تیمار شاهد بود. مالچ پلاستیکی بین ردیف نسبت به تیمارهای دیگر بیشترین افزایش رشد و عملکرد را در همه گیاهان مورد آزمایش داشت. نتایج حاصل از مقایسه میانگین تیمارها نشان داد که عملکرد دانه، وزن صد دانه، تعداد غلاف در نخود و عدس و در هر دو سال در تیمار بین ردیف نسبت به شاهد بیشتر بود. در عدس در هر دو سال، تیمار مالچ بین ردیف نسبت به شاهد تعداد دانه در غلاف بیشتری داشت. در نخود در صفت تعداد دانه در غلاف اختلاف معنی داری میان تیمارها در هر دو سال مشاهده نشد. در ذرت، عملکرد بیولوژیک، شاخص برداشت، تعداد دانه در ردیف، وزن بلال و وزن صد دانه در تیمار بین ردیف نسبت به شاهد بیشتر بود اما نسبت به تیمار مالچ روی گیاه اختلاف معنی دار نبود. در صفات تعداد ردیف در بلال، وزن غلاف، طول چوب بلال و میزان کلروفیل اختلاف معنی داری مشاهده نشد. در آفتابگردان، عملکرد بیولوژیک، قطر طبق، وزن طبق و وزن صد دانه در تیمار بین ردیف نسبت به شاهد بیشتر بود و در صفات شاخص برداشت، تعداد دانه در طبق و میزان کلروفیل اختلاف معنی داری بین تیمارها مشاهده نشد. در کل نتایج این آزمایش نشان داد کاربرد مالچ در بین ردیفهای کاشت احتمالا بعلت کاهش رشد علفهای هرز، حفظ رطوبت و بهبود   مصرف آب منجر به افزایش عملکرد گیاهان مذکور گردید.
  52. بررسی اثر تداخل علف های هرز در پیش بینی عملکرد عدس (Lens culinaris L.) با استفاده از شبکه عصبی مصنوعی
    نگین زرگریان 1396
    به منظور تعیین روابط موجود میان علف­های هرز با یکدیگر و نیز با گیاه زراعی عدس جهت پیش بینی عملکرد به کمک رهیافت شبکه عصبی مصنوعی و نیز نشان دادن نوسانات مکانی علف­های هرز و عملکرد توسط روش زمین آمار، تحقیقی در یکی از مزارع عدس پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه رازی کرمانشاه صورت گرفت. نمونه­برداری در دو مرحله به صورت سیستماتیک و در شبکه­ای از نقاط فرضی که مختصات جغرافیایی آن­ها با استفاده از دستگاه GPS ثبت شد، یک بار در مرحله پیش از گلدهی عدس و بار دوم در آخر فصل زراعی صورت گرفت. در این دو مرحله صفاتی از جمله تراکم، ارتفاع، درصد تاج پوشش و وزن خشک علف­های هرز به تفکیک گونه و نیز درصد تاج پوشش، عملکرد دانه و بیوماس عدس اندازه گیری و ثبت شد. علاوه بر این شاخص­های تنوع و یکنواختی علف­های هرز بر اساس تراکم آن­ها محاسبه شد. در مجموع 45 گونه علف هرز در مرحله اول نمونه برداری و 28 گونه در مرحله دوم مشاهده شدند که اکثراً یکساله و پهن برگ بودند. نتایج نشان داد از میان عوامل مورد بررسی، تراکم، تاج پوشش و وزن خشک علف­های هرز تاثیر منفی معنی داری بر عملکرد عدس داشتند که در مواردی نیز تاثیر مثبت بعضی گونه­های علف هرز مشاهده شد. نتایج همچنین تاثیر مثبت افزایش تنوع و یکنواختی گونه­ای علف­های هرز بر عملکرد عدس را نشان داد. به علاوه طبق نتایج، تغییرات عملکرد محصول تحت تاثیر علف­های هرز در نقاط مختلف مزرعه متفاوت بوده و روش زمین آمار این تغییرات را به خوبی نشان داد. نتایج نشان داد که روش شبکه عصبی مصنوعی جهت پیش بینی عملکرد و بیوماس عدس با استفاده از صفات علف­های هرز به عنوان ورودی مدل روش قابل قبولی است. بهترین شبکه برای پیش بینی عملکرد شبکه‌ عصبی PCA ساخته شده از داده­های استاندارد با قانون یادگیری Step دارای ضریب همبستگی 80 درصد و ریشه میانگین مربعات خطای نرمال شده معادل 85/5 درصد بود. این در حالی بود که دقت شبکه عصبی برای پیش بینی بیوماس به اندازه عملکرد نبود به طوری که ضریب همبستگی و ریشه میانگین مربعات خطای نرمال شده در بهترین شبکه آن به ترتیب معادل 78 و 36/11 درصد بود. به طور کلی نتایج نشان دادند که رهیافت شبکه عصبی می­تواند در پیش بینی عملکرد عدس تحت شرایط تداخل علف­های هرز با فرض مطلوب بودن سایر شرایط (عدم طغیان آفات و بیماری­ها و بروز تنش­های غیر زیستی)، مورد استفاده قرار گیرد.   کلمات کلیدی: درونیابی مکانی، رقابت چندگونه­ای، رگرسیون، کانوپی، مدیریت متناسب با مکان
  53. بررسی روند تغییرات کمی وکیفی آب های زیرزمینی دشت سیلاخور(لرستان)
    رضوان گودرزی 1396
  54. تاثیر منابع فیبر و اندازه ذرات فیبر در جیره آردی بر عملکرد ، توسعه دستگاه گوارش وقابلیت هضم مواد مغذی در جوجه های گوشتی
    لیلی جمشیدی 1396
  55. ارزیابی جوانه زنی بذر وفنولوژی علف هرز چاوزاغه(Centaurea iberica)
    رابعه عباسی 1396
  56. امکان استفاده از نشانگرهای ملکولی( SNP) با تراکم بالا برای بهبود تنوع ژنتیکی در جمعیت های مبتلا به باتلنک
    سحر خلیلی 1396
    چکیده:هدف از این مطالعه، امکان استفاده از نشانگرهای    با تراکم بالا برای بهبود تنوع ژنتیکی در جمعیت های مبتلا به باتلنک، تعیین حداقل تراکم نشانگر مورد نیاز برای بررسی تنوع ژنتیکی در این جمعیت ها و تعیین بهترین استراتژی برای استفاده از نشانگرهای ژنتیکی در بهبود تنوع ژنتیکی بود. این پژوهش به صورت شبیه سازی تصادفی کامپیوتری با استفاده از زبان برنامه نویسی R استفاده شده است. ابتدا جمعیتی به   اندازه 100فرد غیر خویشاوند (با تعداد نرو ماده یکسان) شبیه سازی شد، این ساختار جمعیتی تا 50 نسل به صورت کاملا تصادفی با هم آمیزش داشتند و در همه نسل ها تعداد فرزندان ثابت بود سپس ژنومی با طول 5 مورگان و تعداد 5 کروموزوم با طول یکسان 1 مورگان شبیه سازی شد. به منظور ایجاد تراکم نشانگری مختلف به ترتیب به تعداد5000،500،50   نشانگر    در فواصل مساوی بر روی کروموزوم قرار گرفت. سپس جمعیت پایه طی 4 نسل به 1600 فرد افزایش یافت. در این مرحله از پژوهش سه مورد از سناریوهای باتلنک متوسط، شدید و خیلی شدید روی جمعیت اعمال شد و افراد جمعیت باقی مانده در اثر باتلنک به صورت   تصادفی، خویشاوندی دور براساس (شجره)وخویشاوندی دور براساس (  ) آمیزش داده شدند. نتایج نشان داد که همخونی در جمعیت های کوچک در آمیزش تصادفی به شدت افزایش می یابد و درآمیزش خویشاوندی دور با شدت کمتری افزایش   می یابد. همچنین در آمیزش خویشاوندی دور که در آن افراد براساس ضریب خویشاوندی دور که از طریق داده های حاصل از (  ) تلاقی داده شدند، مقدار همخونی کمتر از حالتی است که در آن افراد براساس ضریب خویشاوندی دور که از طریق داده های حاصل از شجره با یکدیگر تلاقی داده شدند بود. از این امر می توان نتیجه گیری کرد که در جمعیت های کوچک افراد براساس آمیزش خویشاوندی دور که براساس اطلاعات حاصل از   (  ) به دست می آید با یکدیگر تلاقی داده شوند زیرا همخونی ژنومی منعکس کننده همخونی واقعی بین افراد جمعیت است که این از جمله از ابزار های مفید برای ارزیابی همخونی جمعیت است و نیز اطلاعات ژنومی بهتر از اطلاعات مبتنی بر شجره است. در نهایت نرخ همخونی در تراکم کمتر نشانگرها در جمعیت های کوچک (جمعیت 16 تایی) نسبت به تراکم های بیشتر افزایش یافت اما این افزایش معنی دار نبود(P>0/05). از طرفی در جمعیت های بزرگتر(جمعیت 80 تایی، جمعیت 160 تایی) با افزایش تراکم نشانگر ها نرخ همخونی کاهش یافت ونتایج نشان داد که در جمعیت های خیلی کوچک تراکم نشانگر تاثیر چندانی برکنترل همخونی ندارد امادر تراکم بالای نشانگرها در جمعیت های بزرگ می تواند به کنترل نرخ همخونی و حفظ تنوع ژنتیکی افراد کمک کند.کلمات کلیدی: باتلنک، تنوع ژنتیکی، نشانگر های ملوکولی ،   .    
  57. بررسی رابطه بین اثر علف های هرز با برخی عوامل تاثیرگذار بر عملکرد نخود (Cicer arietinum) در منطقه سنجابی روانسر
    ناصر سهرابی 1395
    به‌منظور بررسی اثر علف‌های هرز، همچنین برخی عوامل تاثیرگذار بر عملکرد نخود (Cicer arietinum L.) دیم، آزمایشی به‌صورت پیمایشی با نمونه برداری از 85 مزرعه نخود در سال زراعی 94-93 در سه روستا واقع در دهستان سنجابی شهرستان روانسر استان کرمانشاه انجام شد. به منظور جمع آوری داده ها از دو روش الف) تکمیل پرسش‌نامه توسط کشاورزان صاحب هر مزرعه و ب) نمونه‌برداری مستقیم از مزرعه، استفاده شد. اطلاعات مستخرج از پرسشنامه شامل مساحت اراضی، تناوب زراعی، میزان تحصیلات، زمان و وسیله شخم، کودهای شیمیایی مصرف‌شده، رقم بذر کشت‌شده، تاریخ کاشت، مبارزه با علف‌های هرز، زمان برداشت، روش برداشت و میزان عملکرد بودند. نمونه‌برداری از مزراع نیز در دو مرحله   شامل قبل از گلدهی و زمان تشکیل غلاف به‌صورت تصادفی در شش نقطه از هر مزرعه با استفاده از کوادراتی به ابعاد 1*1 متر انجام شد که اطلاعاتی از قبیل تراکم و درصد تاج پوشش علف های به تفکیک گونه، تعداد بوته‌های نخود، درصد تاج پوشش نخود و عملکرد نخود یادداشت برداری شد. نتایج به‌دست‌آمده نشان داد که عملکرد نخود بسته به نوع مدیریتی زراعی و عوامل اجتماعی از قبیل عملیات خاک ورزی، تاریخ کاشت، روش کاشت، مبارزه با علف های هرز، تارخ برداشت، سطح سواد کشاورز، سن و سابقه کشاورز و همچنین نوع روستای مورد مطالعه تفاوت معنی داری را نشان داد. بر این اساس، انجام دو بار خاکورزی قبل از کشت، استفاده روش های مکانیزه کاشت، مدیریت علف های هرز و همچنین انتخاب تاریخ کاشت و برداشت مناسب باعث افزایش معنی دار عملکرد نخود و کاهش معنی دار جمعیت علف های هرز در منطقه مورد مطالعه شد. علاوه بر این دو عامل سطح سواد و سابقه کشاورز نیز به عنوان عوامل مهم در افزایش عملکرد محصول و کاهش علف های هرز مطرح بودند. همچنین سکونت در مقایسه با عدم سکونت در روستا نیز با افزایش احتمال توجه کشاورز به عملیات داشت، افزایش عملکرد و کاهش جمعیت علف های هرز را به دنبال داشته باشد. که در مجموع 28 گونه علف هرز در مزارع منطقه مورد مطالعه مشاهده شد که اکثراً یکساله و پهن برگ بوده و اغلب آنها جزء علف های هرز غالب مزارع نخود استان کرمانشاه بودند. در این میان علف های هرز کاسنی و گلرنگ وحشی بیشترین تاثیر منفی را بر عملکرد نخود داشتند. همچنین برخی علف های هرز مانند شیرین بیان و جودره نیز در نتیجه اثرات متقابل با سایر علف های هرز علف های هرز بر خلاف تصور دارای تاثیر مثبت بر عملکرد نخود بودند. علاوه بر این افزایش تنوع و یکنواختی جمعیت علف های هرز دارای تاثیر مثبت بر عملکرد نخود بود. به نظر می رسد افزایش تنوع و ایجاد رقابت بین علف های هرز باعث کاهش قدرت رقابتی علف های هرز توسط خود آنها می شود، این امر می تواند از تاثیر منفی برخی از گونه ها بر گیاه زراعی بکاهد. احتمالا به همین دلیل بود که اثرات مثبت برخی علف های هرز رو عملکرد مشاهده شد. بطور کلی می توان بیان داشت که بررسی عوامل موثر بر تولید محصولات زراعی در شرایط واقعی، می تواند با افزایش آگاهی در مورد اثر هر یک از این عوامل، مدیریت بهتر بخش کشاورزی را به همراه داشته باشد.
  58. پیش بینی پذیرش نظام کشاورزی حفاظتی در اقلیم کردستان عراق با استفاده از قضیه بیز:مطالعه موردی منطقه گرمیان
    ستار علی اوتاق 1395
    پیش بینی پذیرش نظام کشاورزی حفاظتی در اقلیم کردستان عراق با استفاده از قضییه بیز:مطالعه موردی منطقه گرمیان
  59. ارزیابی آزمون های مختلف قدرت بذر در آزمایشگاه جهت پیش بینی سبز شدن و استقرار گیاهچه های عدس (Lens culinaris)در مزرعه
    ثمین لطفی دهلقی 1395
    کیفیت بالای بذر، فاکتوری ضروری برای اطمینان از استقرار مناسب گیاهچه در مزرعه می­باشد. معمولاً درصد و سرعت جوانه­زنی بذر در آزمایشگاه با درصد و سرعت سبز شدن در مزرعه متفاوت است. این بررسی به منظور تعیین مناسب­ترین آزمون بنیه بذر در آزمایشگاه جهت پیش بینی درصد و سرعت سبز شدن گیاهچه در مزرعه انجام گرفت. هشت توده بذر عدس متعلق به چهار رقم کیمیا، بیله سوار، قزوین و محلی کرمانشاه که دارای شرایط مختلفی از نظر طول عمر بودند انتخاب شد، به­طوری­که این توده­های بذر در سال­های 1389 و 1393 تولید شده بودند. در آزمایشگاه آزمون­های جوانه­زنی استاندارد، سرما، هدایت الکتریکی، آبنوشی، خرده­آجر، تنش اسمزی (در سه پتانسیل 0، 3-، 6- و 9- بار) و پیری تسریع شده (در سه دمای 40، 41 و 42 درجه­سانتی گراد و به مدت زمان­های 48، 72، 96، 120 و 144 ساعت) بر روی این توده­های بذر انجام شدند. در این آزمون­ها، شاخص­های مرتبط با بنیه بذر و گیاهچه مانند درصد جوانه­زنی نهایی، متوسط جوانه­زنی روزانه، متوسط زمان لازم برای جوانه­زنی، سرعت جوانه­زنی، درصد گیاهچه­های نرمال، شاخص بنیه بذر، ضریب آلومتری، میزان استفاده از ذخایر بذر، سهم ذخایر بذر در وزن گیاهچه، طول ریشه چه، طول ساقه چه، وزن خشک ریشه چه و وزن خشک ساقه چه اندازه­گیری شدند. در مزرعه نیز هشت توده بذر ذکر شده کشت شدند و صفات درصد سبزشدن نهایی گیاهچه، میانگین سبز شدن روزانه، متوسط زمان لازم برای سبز شدن و سرعت سبز شدن گیاهچه مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج حاصل از تجزیه واریانس و مقایسه میانگین­ها نشان داد که توده­های بذر عدس از نظر صفت­های اندازه گیری شده، هم در آزمایشگاه و هم در مزرعه متفاوت بودند. تجزیه اورتوگونال آزمون­های آزمایشگاهی و مزرعه­ای حاکی از برتری کامل توده­های بذر جدید نسبت به قدیم بود. برای بررسی ارتباط بین آزمون­های آزمایشگاهی و آزمون مزرعه­ای، تجزیه همبستگی بین خصوصیات جوانه زنی اندازه­گیری شده در آزمایشگاه با دو صفت مزرعه­ای درصد و سرعت سبز­شدن گیاهچه در مزرعه انجام گرفت. نتایج نشان داد که با درصد سبز­شدن گیاهچه در مزرعه، بالاترین همبستگی­های مثبت متعلق به صفت­های درصد گیاهچه­های نرمال در آزمون پیری تسریع شده در دمای 41 درجه سانتی­گراد و به مدت­های 72 و 96 ساعت (با ضریب همبستگی، به ترتیب 888/0 و 861/0)، صفت درصد جوانه زنی نهایی در آزمون پیری تسریع شده شده در دمای 41 درجه سانتی­گراد و به مدت­های 72 و 96 ساعت (به ترتیب 842/0 و 813/0)، صفت درصد گیاهچه­های نرمال در آزمون سرما در دمای 2 درجه سانتی­گراد (با ضریب همبستگی 733/0)، صفت درصد گیاهچه­های نرمال در آزمون جوانه­زنی استاندارد (با ضریب همبستگی 724/0)، بود. همچنین با سرعت ظهور گیاهچه در مزرعه، صفت­های سرعت جوانه­زنی در آزمون سرما در دمای 2 درجه سانتی­گراد (با ضریب همبستگی 792/0)، طول ساقه چه در آزمون سرما در دمای 4 درجه سانتی­گراد (با ضریب همبستگی 766/0)، سرعت جوانه زنی در آزمون تنش اسمزی در پتانسیل 6- بار (با ضریب همبستگی 765/0)، متوسط جوانه­زنی روزانه در آزمون تنش اسمزی در پتانسیل 6- بار (با ضریب همبستگی 753/0)، متوسط جوانه­زنی روزانه در آزمون جوانه­زنی استاندارد (با ضریب همبستگی 733/0) و متوسط جوانه­زنی روزانه در آزمون پیری تسریع شده در دمای 41 درجه سانتی­گراد و به مدت­های 96 و 72 ساعت(به ترتیب 718/0 و 712/0)، از بالاترین همبستگی مثبت برخوردار بودند. بنابراین از این آزمون­های آزمایشگاهی می­توان برای پیش­بینی درصد و سرعت ظهور گیاهچه در مزرعه استفاده نمود.
  60. اثر تغییر اقلیم بر تولید شیر گاوهای هلشتاین در استان کرمانشاه
    ارزو کارخانه 1395
  61. مطالعه کارایی جذب و مصرف تشعشع ارقام گندم(Triticum aestivum)تحت تاثیر کود نیتروژن در شرایط آب و هوایی کرمانشاه
    علی بزرگی حسین آباد 1395
    چکیده 
  62. ارزیابی امکان نشاءکاری ذرت، آفتابگردان، چغندر قند و کدوآجیلی به صورت هرا کشت جهت صرفه جویی در مصرف آب
    ژاله زارعی احمدآبادی 1395
    نشاءکاری یکی از روش­های اساسی می­باشد که موجب زودرسی محصول و افزایش عملکرد می­گردد. با توجه به اینکه در بین گیاهان زراعی استان کرمانشاه، آفتابگردان، ذرت، چغندرقند و کدو با مصارف متعدد دارای سطح زیر کشت بالاتری هستند، از این رو این آزمایش به منظور افزایش عملکرد این گیاهان با روش کشت نشایی طی دو سال زراعی ( 94 – 93 و 95 – 94) در دو بخش گلخانه و مزرعه تحقیقاتی پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه رازی، کرمانشاه انجام شد. آزمایش در سال اول به صورت فاکتوریل و در قالب طرح بلوک­های کامل تصادفی با چهار تکرار بود. عامل­ها شامل دو روش کاشت (کشت مستقیم بذر و نشاءکاری 4 و 6 هفته­ای) و دو تاریخ کاشت (کشت زودهنگام و کشت زمان معمول) بود. آزمایش در سال دوم بصورت طرح بلوک­های کامل تصادفی با سه تکرار بود. تیمارها شامل نشاءکاری (نشاءکاری 6 هفته­ای زودهنگام برای ذرت و چغندرقند، نشاءکاری 4 هفته­ای زمان معمول برای آفتابگردان، بذرکاری زودهنگام برای کدوآجیلی) و کشت زمان معمول بذر (شاهد) بود. نتایج آزمایش در سال اول نشان داد که بیشترین عملکرد بیولوژیکی در ذرت، چغندرقند، آفتابگردان و کدو به ترتیب مربوط به نشای 6 هفته­ای زودهنگام، نشای 6 هفته­ای زودهنگام، نشای 4 هفته­ای زودهنگام و بذرکاری زودهنگام بود که به عنوان تیمار برتر شناخته شد و برای تکرار آزمایش در سال دوم انتخاب گردید. نتایج پژوهش در سال دوم نشان داد که کشت نشایی در مقایسه با کشت مستقیم باعث افزایش عملکرد بیولوژیکی، کلروفیل، سطح برگ و عملکرد دانه در آفتابگردان و ذرت و عملکرد شکر در چغندرقند شد. در کدو، کشت زودهنگام بذر نسبت به کشت زمان معمول بذر عملکرد بیولوژیکی، کلروفیل، هدایت روزنه­ای بالاتری داشت. اختلاف معنی­داری بین عیار قند در هر دو کشت نشایی و بذرکاری چغندرقند وجود نداشت. بنابراین جهت افزایش عملکرد، نشاءکاری شش هفته­ای در تاریخ زودهنگام برای ذرت و چغندرقند و چهار هفته­ای در تاریخ زودهنگام برای آفتابگردان جهت زودرس نمودن محصول برای شهر کرمانشاه توصیه می­گردد. تاریخ­های کشت و سنین نشاء دیگری بجز موارد ذکر شده در این تحقیق برای مطالعات بعدی توصیه می­گردد.
  63. بهینه سازی کاربرد کود زیستی ازتوباکتر و نیتروژن بر عملکرد و اجزای عملکرد جو
    اردشیر طاهری نژاد 1395
  64. ارزیابی پایداری سامانه های تولید گندم و ذرت بر پایه مولفه های اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی(مطالعه موردی روستاهای منطقه سنجابی استان کرمانشاه)
    مهدی نوری 1395
  65. بررسی تاثیر مدت و عمق دفن بر جوانه زنی بذر علف هرز میاگروم (Myagrum perfoliatum)
    فیروزه شریفی کالیانی 1395
    میاگروم علف هرزی زمستانه است که در گیاهان زراعی پاییزه مثل گندم و جو به­ویژه در استان کرمانشاه به تازگی مشکل ساز بوده است. این علف هرز، نوظهور است و در ایران و جهان مطالعات زیادی روی آن انجام نشده است. این مطالعه به منظور بررسی تاثیر عمق و مدت دفن بر جوانه زنی بذور علف هرز میاگروم در 2 بخش مزرعه­ای و آزمایشگاهی به صورت فاکتوریل و در قالب طرح کاملاً تصادفی با 4 تکرار انجام شد. بذور در اعماق مختلف صفر (سطح خاک)، 5، 10، 20 و 40 سانتیمتری خاک قرار گرفتند و بعد از گذشت زمان­های 2، 4، 6، 9، 12 و 14 ماه از خاک خارج و به آزمایشگاه منتقل شده و تحت تیمارهای دما و نور قرار گرفتند. تیمار دما در 3 سطح (25 درجه سانتیگراد ثابت، 10/5 و 20/10 درجه سانتیگراد متغیر) و تیمار نور در 2 سطح (نور و تاریکی) اعمال شد. نتایج نشان داد که بذور علف هرز میاگروم فتوبلاستیک نیست و در نور و تاریکی به طور یکسان جوانه می­زنند. دمای بهینه جوانه زنی بذور میاگروم رژیم دمایی 20/10 متغیر بود. عمق دفن بر جوانه زنی بذور اثر معنی­داری (p?0.01) داشت. بیشترین جوانه زنی در عمق پنج سانتیمتری خاک دیده شد. همچنین گذشت زمان تاثیر معنی­داری بر شکستن خواب بذور داشت به طوری که بذور بعد از گذشت زمان 14 ماه بیشترین درصد جوانه زنی را داشتند. با توجه به این که با افزایش عمق، درصد جوانه زنی میاگروم کاهش یافته است می­توان نتیجه گرفت که شخم عمیق می­تواند این علف هرز را کنترل کند چرا که منجر به حرکت بذور به اعماق و جلوگیری از جوانه زنی آن­ها می­شود ولی شخم عمیق باید چند سال یک بار انجام شود به دلیل اینکه در غرب ایران معمولاً خاکورزی بوسیله­ی گاوآهن برگردان­دار انجام می­شود که این وسیله­ی خاکورزی خاک و بذر را با هم جا به جا کرده و بذرهایی که در عمق بوده­اند را بالا آورده و باعث جوانه زنی آن­ها می­شود.  کلمات کلیدی: دما­ی بهینه، شخم عمیق، علف هرز نوظهور، گندم و جو
  66. تعیین دوز بهینه علف کش ها جهت کنترل علف های هرز در گونه های مختلف کدو
    سعید مهدوی راد 1394
  67. ارزیابی آزمونهای قدرت بذر در آزمایشگاه جهت پیش بینی سبز شدن گیاهچه در مزرعه در گیاه جو
    روناک روشنی 1394
  68. تاثیر پلیمر سوپر جاذب رطوبت و تنش خشکی بر استقرار و رشد گیاهچه برخی از گیاهان سرمادوست و گرمادوست
    علی حسینی باباعربی 1394
    چکیدهدر حدود یک‌سوم اراضی جهان با کمبود بارندگی مواجه هستند و نیمی از این اراضی دارای بارندگی سالیانه کمتر از ??? میلی‌متر می‌باشند که یک‌چهارم تبخیر و تعرق بالقوه این مناطق است. هدف از این مطالعه بررسی تاثیر میزان پلیمر سوپر جاذب و تنش خشکی بر استقرار و رشد گیاهچه برخی گیاهان گرمادوست و سرمادوست در شرایط کمبود رطوبت خاک بود. این آزمایش به‌صورت پژوهش گلدانی و مزرعه‌ای در پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه رازی کرمانشاه در قالب طرح فاکتوریل انجام شد. در پژوهش مزرعه‌ای تیمارها شامل گونه‌های گیاهی و سطوح پلیمر سوپر جاذب رطوبت و در پژوهش گلدانی تیمارها شامل گونه‌های گیاهی، سطوح ابر جاذب رطوبت و سطوح تنش خشکی (دور آبیاری مطلوب و دور آبیاری طولانی‌مدت) بود. بذر گیاهان سرمادوست شامل گلرنگ، کلزا و یونجه و بذر گیاهان گرمادوست شامل ارزن دم‌روباهی، شوید و شنبلیله بود. نتایج نشان داد که با افزایش پلیمر سوپر جاذب وزن‌تر ساقه، برگ و کل، وزن خشک ساقه، برگ و کل، ارتفاع گیاهچه، محتوای نسبی آب برگ، درصد و سرعت سبز شدن افزایش معنی‌داری داشت اما شاخص سبزینگی کاهش یافت. با افزایش دور آبیاری (تنش خشکی) صفات مذکور کاهش یافت اما شاخص سبزینگی افزایش یافت. در گیاهان سرمادوست با افزایش مقدار سوپر جاذب رطوبت، افزایش درصد سبز شدن در گلرنگ بر یونجه و کلزا برتری داشت و در گیاهان گرمادوست با افزایش مقدار سوپر جاذب رطوبت، افزایش درصد سبز شدن در شنبلیله بر شوید و ارزن برتری داشت. با توجه به نتایج این پژوهش جهت استقرار بالای گیاهچه گیاهان مطالعه شده به‌جز ارزن دم‌روباهی مقدار هشت گرم در مترمربع سوپر جاذب توصیه می‌گردد. برای ارزن مقدار شش گرم در مترمربع کفایت می‌کند.    کلمات کلیدی: پلیمر جاذب رطوبت، دور آبیاری، شاخص سبزینگی، محتوای نسبی آب برگ
  69. بررسی امکان تاثیر ریزگردها بر عملکرد و برخی خصوصیات فیزیولوژیک گندم و کارایی مصرف علفکشها
    زینب شریفی حشمت آباد 1394
  70. بررسی اکولوژی جوانه زنی و سبز شدن بذر علف هرز میاگروم (Myagrum perfoliatum)
    خدیجه نظری 1394
  71. تاثیر کم آبیاری با فاضلاب بر عملکرد، اجزاء عملکرد و خصوصیات جوانه زنی بذر یولاف زراعی
    سامان مرادی 1394
  72. تاثیر آبیاری با آب آلوده به شوینده خانگی و کم آبیاری بر خصوصیات جوانه زنی بذر، عملکرد و خصوصیات رشدی ارزن دم روباهی (Setaria italica)
    ملیحه یوسفی 1393
  73. بررسی اثر تنش سرما بر روی صفات فیزیولوژیک ارقام گوجه فرنگی
    سمیه حسینی نیا 1390
  74. بررسی اثر تنش سرما بر روی دو واریته پیل مک و کلرادو گیاه گوجه فرنگی
    پگاه آزادی چالابه 1390

تاریخ به‌روزرسانی: 1405/03/20