صفحه نمایش استاد - پرتال اصلی دانشگاه رازی
فرزاد مندنی
دانشیار / کشاورزی / مهندسی تولید و ژنتیک گیاهی
دروس ارائه شده نیمسال جاری
| نام درس | واحد | زمان ارائه درس | ترم |
|---|---|---|---|
| اکولوژی تولید گیاهان زراعی | 2 | هرهفته، دوشنبه ، 08:30-10:30 | نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1405 |
| اکولوژی چشم اندازها | 2 | هرهفته، شنبه ، 10:30-12:30 | نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1405 |
| فشردهسازی اکولوژیک در تولید غذا | 2 | هرهفته، چهارشنبه ، 08:30-10:30 | نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1405 |
پایاننامههای کارشناسیارشد
-
بررسی اثر کود دامی بر عملکرد و اسانس گیاه دارویی سیاه دانه (Nigella sativa) تحت شرایط قطع آبیاری
ایوب رستمی مامو 1403مدیریت عناصر غذایی خاک در تولید گیاهان دارویی از اهمیت ویژهای برخوردار است، از طرفی تنش کمبود رطوبت نیز به عنوان مهمترین عامل محدود کننده تولید منجر به کاهش عملکرد گیاه میشود. بنابراین این مطالعه با هدف بررسی تاثیر کود دامی بر ویژگیهای بومشناختی فیزیولوژیک، عملکرد دانه و عملکرد اسانس گیاه سیاهدانه در شرایط قطع آبیاری انجام شد. آزمایش به صورت اسپلیت پلات در قالب طرح پایه بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه تحقیقاتی پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه رازی در سال زراعی 1401-1400 اجرا شد. تیمارها شامل کود دامی کاملا پوسیده گوسفندی (صفر، 10، 20 و30 تن در هکتار) به عنوان عامل اصلی و قطع آبیاری (آبیاری متداول، قطع آبیاری از مرحله گلدهی، قطع آبیاری از مرحله پر شدن دانه) به عنوان عامل فرعی بود. ویژگیهای اندازهگیری شده شامل شاخص سطح برگ، جذب تشعشع، سرعت رشد نسبی، سرعت رشد محصول، وزن خشک کل، کارایی مصرف تشعشع، ارتفاع بوته، تعداد شاخه اصلی، تعداد فولیکول، تعداد دانه در فولیکول، وزن هزار دانه، عملکرد وزن خشک کل، عملکرد دانه، درصد اسانس، عملکرد اسانس و شاخص برداشت بود. نتایج نشان داد کاربرد کود دامی و تیمارهای آبیاری بر ویژگیهای مورد ارزیابی تاثیرگذار بود. بالاترین (34/2) و پایینترین (1/1) حداکثر شاخص سطح برگ به ترتیب مربوط به تیمار 30 تن کود دامی در هکتار و آبیاری کامل و شرایط عدم کاربرد کود دامی و قطع آبیاری از مرحله گدهی بود. در تمام تیمارهای مصرف کود دامی با افزایش میزان آب آبیاری میزان جذب تشعشع نیز بهبود یافت. بالاترین و پایینترین میزان جذب تشعشع به ترتیب در شرایط 30 تن کود دامی و آبیاری کامل و تیمار عدم مصرف کود دامی و قطع آبیاری از مرحله نموی گلدهی مشاهده شد. بیشترین و کمترین سرعت رشد نسبی و سرعت رشد محصول به ترتیب مربوط به 30 تن کود دامی در هکتار و آبیاری کامل (به ترتیب، 094/0 گرم بر گرم در روز و 2/6 گرم در متر مربع در روز) و عدم مصرف کود دامی و قطع آبیاری از مرحله گلدهی (به ترتیب، 066/0 گرم بر گرم در روز و 3/2 گرم در متر مربع در روز) بود. بیشترین کارایی مصرف تشعشع (5539/0 گرم بر مگاژول) مربوط به 30 تن کود دامی و آبیاری کامل و کمترین آن (4565/0گرم بر مگاژول) نیز در شرایط عدم مصرف کود دامی و قطع آبیاری از مرحله گلدهی بدست آمد. برهمکنش کاربرد کود دامی و قطع آبیاری بر عملکرد و اجزای عملکرد دانه معنیدار بود. بیشترین وزن هزار دانه (69/1 گرم)، عملکرد وزن خشک کل (5/251 گرم در متر مربع)، عملکرد دانه (7/108 گرم در متر مربع) و عملکرد اسانس دانه (7/ گرم در متر مربع 18) و کمترین وزن هزار دانه (39/1 گرم)، عملکرد وزن خشک کل (3/125 گرم در متر مربع)، عملکرد دانه (3/44 گرم در متر مربع) و عملکرد اسانس دانه (2/8 گرم در متر مربع) به ترتیب در تیمار 30 تن کود دامی و آبیاری کامل و تیمار عدم مصرف کود دامی و قطع آبیاری از مرحله نموی گلدهی مشاهده شد. نتایج همچنین نشان داد که همبستگی صفت عملکرد دانه با صفات عملکرد ماده خشک کل، شاخص برداشت، تعداد فولیکول در متر مربع، تعداد دانه در فولیکول و وزن هزار دانه مثبت و معنیدار بود. بطور کلی نتایج نشان داد که جهت دستیابی به حداکثر عملکرد دانه و عملکرد اسانس دانه، تیمار 30 تن کود دامی و آبیاری کامل بهتر بود، با این حال در شرایط 30 تن کود دامی بین قطع آبیاری از مرحله نموی پر شدن دانه با آبیاری کامل اختلاف معنیدار نبود. بنابراین میتوان بجای آبیاری کامل مزرعه بدون افت عملکرد دانه و اسانس، آبیاری را از مرحله پر شدن دانه قطع نمود که از این طریق منجر به کاهش میزان آب مصرفی در مزرعه میشود. واژههای کلیدی: شاخصهای رشد، جذب تشعشع، کارایی مصرف تشعشع، عملکرد دانه، اجزای عملکرد، عملکرد اسانس
-
ارزیابی گیاهان پوششی لگوم و غیر لگوم به منظور جایگزینی آیش در شرایط آب و هوایی کرمانشاه
خدیجه عزیزی نفطه 1403چکیده گیاهان پوششی نقش فزایندهای در بهبودکیفیت خاک،کاهش نهادههای کشاورزی و بهبود پایداری زیستمحیطی ایفا میکنند. اهداف اصلی این بررسی ارزیابی چندگیاه پوششی به منظور پیدا کردن جایگزین مناسب برای آیش در شرایط آب و هوایی کرمانشاه بود. بدین منظور آزمایشی در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی در سه تکرار انجام شد. تیمارهای آزمایش شامل آیش (شاهد) وهفت گیاه پوششی جو (Hordeum vulgare)،یولاف (Avena sativa)،کلزا (Brassica napus)،چاودار (Secale cereal)،ماشک معمولی (Vicia sativa)،شبدرسفید (Trifolium repens) وشبدرایرانی (Trifolium resupinatum) بود.در طول آزمایش هر دو هفته یکبار جهت اندازهگیری صفات نمونهبردار انجام شد که عبارت است از:مرحله اول (هفته اول دی 1401)،مرحله دوم (هفته سوم دی 1401)، مرحله سوم (هفتهاولبهمن 1401)، مرحله چهارم (هفتهسوم بهمن 1401)، مرحله پنجم (هفته اول اسفند 1401)، مرحله ششم (هفته دوم اسفند 1401)، مرحله هفتم (هفته سوم اسفند 1401)، مرحله هشتم (هفته اول فروردین 1402) و مرحله نهم (هفته سوم فروردین 1402). نتایج نشان داد که اثر گیاهانپوششی بر تمام صفات مورد اندازهگیری از جمله درصد پوشش سبز، تراکم علفهای هرز، وزن تر و خشک علفهای هرز، مهار علفهای هرز، محتوای کربن و نیتروژن خاک و گیاه پوششی، نسبت C به N خاک و گیاه پوششی، وزن خشک گیاه پوششی و محتوای رطوبت خاک معنادار بود.نتایجحاصلازآزمایشحاکیازبرتریگیاهجووچاوداردرمهارعلفهایهرزبهمیزان 95/68 و 56/67 درصد بود.بیشترین و کمترین محتوایکربنخاک به ترتیب مربوط به تیمارهایجو (54/5 درصد) و آیش (89/3 درصد) بود. گیاهان پوششی جو (3/5 درصد) و ماشک (1/5 درصد)بالاترین محتوای نیتروژن خاک را نشان دادند. بالاترین محتوایکربنگیاهپوششی مربوط به جو و بعداز آن مربوط به یولاف و چاودار بود.شبدر ایرانی با 54/1 درصد محتوای نیتروژن نسبت به سایر تیمارها برتری داشت. همچنین بیشترین وزن خشک گیاه پوششی در مرحله اول مربوط به جو و یولاف و در مرحله دوم و نهم مربوط به یولافبود. در مرحله سوم، ششم و هفتم گیاه پوششی جو بیشترین وزن خشک را ارائه داد. در مراحل چهارم، پنجم و هشتم بیشترین وزن خشک گیاه پوششی از تیمارهای جو، یولاف، ماشک و چاودار بدست آمد.بیشترین مقدار رطوبت خاک در نمونهبرداری اول و دوم به ترتیب مربوط به گیاه پوششی شبدر سفید و ماشک بود و کمترین آن از تیمار آیش بدست آمد.اما در مرحله سوم و چهارم نمونهبرداری، تیمار آیش بیشترین محتوای رطوبت خاک را در مقایسه با سایر تیمارها داشت.از مرحله پنجم تا مرحله هفتم نمونهبرداری، محتوای رطوبت خاک در تیمارهای ماشک، یولاف، کلزا و شبدر سفیددر مقایسه با آیش افزایش یافت. کلیدواژهها:گیاه پوششی، درصدپوشش سبز، نسبت C/N، مهار علفهرز، بیوماس
-
تاثیر آرایش کاشت وخاکپوش زنده بر کنترل علف های هرز و رشد و عملکرد ذرت
سارا مرادی قیماسی 1403این آزمایش جهت بررسی تاثیرآرایش کاشت و گیاه پوششی بر کنترل علفهای هرز و رشد و عملکرد ذرت (704) در سال زراعی 1401-1400 اجرا شد. آزمایش به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار بود. عامل اول الگوی کاشت گیاه زراعی ( شامل یکردیفه و دوردیفه ذرت) و عامل دوم کشت گیاهپوششی در بین ردیف های کشت (شبدر، ماشک، جو، شبدر+ جو ، ماشک + جو ، بود. نتایج این مطالعه نشان داد، الگوی کاشت و گیاهپوششی و اثر متقابل آنها بر وزن تر علفهای هرز اثر گذار بود. در الگوی کاشت دوردیفه، وزن تر علفهای هرز کمتر از تکردیفه بود. همچنین کمترین وزن تر علفهرز مربوط به ماشک+جو و شبدر + جو بود. بالاترین وزن تر علفهای هرز نیز مربوط به تیمار ماشک، شبدر+ جو و جو تنها بود که نتوانست علفهای هرز را بهخوبی کنترل نمایید. تعداد برگ در بوته تحت تاثیر تیمارهای مورد بررسی قرار نگرفت، اما ارتفاع بوته تنها تحت تاثیر اثر متقابل الگوی کاشت در گیاهانپوششی قرار گرفت. بالاترین وزن تر بوته نسبت به شاهد با میانگین 73 درصد نسبت به شاهد از تیمار گیاهپوششی ماشک و کشت تک ردیفه ذرت بدست آمد. همچنین مشاهده شد که کمترین وزن تر (16 درصد نسبت به شاهد) از تیمار ماشک + جو در الگوی کشت تکردیفه بدست آمد. نتایج همچنین نشان داد، قطر ساقه و بلال تنها در سطح 1 درصد تحت تاثیر گیاهان پوششی و اثر متقابل گیاهانپوششی در الگوی کاشت قرار گرفت. بالاترین قطر بلال (15درصد نسبت به شاهد) از تیمار جو در کشت تکردیفه و بعد از آن در تیمار ماشک و جو در کشت دوردیفه بدست آمد که همگی در یک کلاس آماری قرار گرفتند. کمترین قطر بلال نیز مربوط به تیمار شبدر+ جو(2 درصد) و کمترین قطر ساقه مربوط به ماشک + جو 8 درصد) در کشت دوردیفه بود. تعداد دانه در ردیف تنها تحت تاثیر گیاهپوششی و تعداد ردیف در بلال تنها تحت تاثیر الگوی کاشت قرار گرفتند، این در حالی است که تعداد کل دانه در بلال علاوه بر گیاهانپوششی تحت تاثیر الگوی کاشت قرار گرفت. وزن هزار دانه نیز تحت تاثیر الگوی کاشت و اثر متقابل الگوی کاشت در گیاهانپوششی قرار گرفت. مقایسه میانگینها نشان داد، تیمار ماشک، جو و ماشک + جو بالاترین تعداد دانه در ردیف را به خود اختصاص داد و به ترتیب نسبت به شاهد 2،20 و 16 درصد بیشتر بود. همچنین بالاترین تعداد ردیف در بلال (6 درصد نسبت به شاهد) نیز از تک ردیفه مشاهده شد. بالاترین تعداد دانه در بلال نیز مربوط به تیمار جو (21 درصد) بود که با تیمارهای شبدر+ جو(18 درصد)، ماشک (18 درصد) تفاوت معنیداری نداشت. در تیمار جو در کشت دوردیفه بالاترین وزن هزار دانه (16 درصد بیشتر از شاهد) مشاهده شد که با تیمار ماشک در این الگوی کشت تفاوت معنی داری نداشت. عملکرد دانه تنها تحت تاثیر الگوی کاشت قرار گرفت، اما زیستتوده تولیدی تحت تاثیر الگوی کاشت، گیاهانپوششی و اثر متقابل آنها قرار گرفت. عملکرد دانه در کشتدو ردیفه ذرت بیشتر از تکردیفه بود (30 درصد بالاتر از شاهد)، همچنین زیستتوده تولیدی در کشت دوردیفه ذرت بهتر از تکردیفه بود. استفاده از گیاهپوششی شبدر موجب تولید بالاترین زیستتوده تولیدی ذرت شد، به طوری که عملکرد زیستتوده تولیدی در حدود 43 درصد بیشتر از شاهد بود. بین گیاهانپوششی به جز ماشک+ جو در این نوع الگوی کاشت تفاوت معنیدار وجود نداشت و در یک گروه قرار گرفتند. کمترین زیستتوده نیز از الگوی تکردیفه و گیاهانپوششی ماشک + جو مشاهده شد که نسبت به شاهد 13 درصد افزایش داشت.
-
تاثیر کشت گیاهان پوششی به صورت خالص و مخلوط بر بعضی خصوصیات خاک و رشد و عملکرد سیب زمینی
بیژن آشنا 1403کشاورزی مرسوم تاثیر بسیار زیاد در کاهش تنوع زیستی وکیفیت محیط زیست به علتمصرف بیش از حد کودهای معدنی و فشردهسازی خاک وآیش گذاری زمین داشته است. کشت محصول پوششی باعث بهبود کیفیت خاک و عملکرد محصول اصلی، افزایش کیفیت محیط زیست وتنوع زیستی موجودات خاکزی و سطح خاک میشود.گیاهان پوششی عملکرد چند گانه دارند و باعث بهبود خواص فیزیکی، شیمیایی و بیولوژیک خاک و همچنین افزایش ماده آلی خاک وکنترل آفات و علفهای هرزمیشوند، از فرسایش بادی وآبی خاک جلوگیری میکنند و به عنوان گیاه تله از شستشوی مواد غذایی موجود درخاک که در اثر آبشویی شسته شده واز دسترس گیاه خارج وسبب ایجاد آلودگی در آب های زیرزمینی می شوند جلوگیری میکنند. سیب زمینی یک محصول پرمصرف در جهان است و افزایش تولید و عملکرد آن ضروری میباشد. از آنجایی که بهبود تولید و افزایش ارزش غذایی سیب زمینی از طریق بهبود شرایط خاک حاصل میشود، بنابراین، استفاده از گیاهان پوششی جهت افزایش ماده آلی خاک و جلوگیری از مصرف بی رویه کودهای معدنی سودمند است. به منظور تاثیر کشت گیاهان پوششی به صورت خالص و مخلوط بر بعضی خصوصیات خاک و رشد و عملکرد سیب زمینی آزمایشی در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار اجرا میشود. تیمارهای آزمایش شامل شاهد، شبدر خالص، جو خالص، ماشک خالص,ومخلوطی از آنها به نسبت های مختلف. برای انجام پژوهش ابتدا گیاهان پوششی کشت می شود و قبل از گلدهی با استفاده از دیسک بشقابی به خاک برگردانده میشوند. سپس اقدام به کشت سیبزمینی رقم سانتا میگردد. در نهایت صفاتی مانند شاخص سطح برگ، مقدار رطوبت نسبی، وزن خشک ساقه و برگها و وزن غدهها و عملکرد سیب زمینی و ارتفاع گیاهان پوششی اندازهگیری میشود. همچنین میزان پتاسیم، فسفر، نیتروژن، کربن آلی واسیدیته خاک تعیین میگردد
-
ارزیابی شاخصهای انرژی و انتشار گازهای گلخانهای در تناوب زراعی گندم - نخود در مقایسه با گندم-گندم تحت شرایط اقلیمی منطقه کرمانشاه
فرزانه انگزی 14022 در تناوب گندم-گندم به ترتیب مربوط به سوخت های فسیلی (21/59)، کودهای نیتروژنه (82/30)، کودهای فسفاته (41/7) و کودهای پتاسه (55/2) بود. همچنین بیشترین میزان انتشار گاز گلخانهای co2 در تناوب گندم-نخود به ترتیب مربوط به سوخت های فسیلی (32/59)، کودهای نیتروژنه (58/28)، کودهای فسفاته (19/9) و کودهای پتاسه (90/2) بود. بیشترین انتشار گاز CO2 در کشت گندم رایج مربوط به مصرف سوختهای فسیلی و در کشت گندم با کم خاکورزی و بی خاکورزی مربوط به مصرف کودهای نیتروژنه بود. بیشترین انتشار گاز گلخانهای N2O ناشی از نهادههای شیمیایی مربوط به سوختهای فسیلی در کشت گندم رایج بود. با توجه به نتایج میتوان بیان نمود که کشت گندم به روش کم خاکورزی، بیشترین کارایی مصرف انرژی را داشت. بیشترین کارایی انرژی در کشت نخود نیز مربوط به سیستم بدون خاکورزی بود. بهرهوری انرژی بیشتر در تناوب گندم – نخود به دلیل کاهش انرژی ورودی و افزایش راندمان محصول در این تناوب بود. با افزایش انتشار گازهای گلخانهای در تناوب گندم - گندم نسبت به تناوب گندم – نخود شاخص گرمایش جهانی افزایش یافت.
-
بررسی اثر گیاه سوزی اسانس آویشن شیرازی (Zataria multiflora) و رزماری (Rosmarinus officinalis) و ترکیب آنها بر چند گونه ی علف هرز
صدیقه نادرآبادی 1402 -
بررسی اثر روش های مختلف خاک ورزی بر عملکرد و جوامع علف های هرز مزارع گندم دیم
کامبیز قاسمی 1402چکیده استفاده از روش های خاکورزی حفاظتی در جهت حفظ سلامت خاک طی سال های گذشته مورد توجه قرار گرفته است. از سوی دیگر ارزیابی اثر این روش ها بر عملکرد محصولات زراعی و علف های هرز می تواند با افزایش آگاهی منجر به انتخاب روش مناسب و کسب بیشترین بهره از آن شود. بر این اساس آزمایشی با هدف بررسی اثر سابقه پنج ساله خاکورزی حفاظتی در مقایسه با خاکورزی رایج طی سال زراعی 1401-1400 در شهرستان روانسر واقع در استان کرمانشاه به اجرا در آمد. به این منظور 65 مزرعه گندم دیم که خاکورزی در آنها به یکی از سه روش بدون شخم، شخم کاهش یافته (استفاده از دیسک) و مرسوم (استفاده از گاوآهن برگردان دار) انجام شده بود انتخاب شدند. مزارع بر اساس سابقه پنج ساله خاکورزی به چهار گروه 1- بدون شخم و با کشت مستقیم، 2- خاکورزی با استفاده از دیسک سبک، 3- خاکورزی مرسوم با استفاده از گاوآهن برگردان دار و 4- خاکورزی طی پنج سال گذشته با ترکیبی از روش های بدون شخم، استفاده از دیسک سبک و گاوآهن برگردان مشخص شدند. نمونه برداری به دو روش 1- نمونه برداری مستقیم از مزارع و 2- کسب اطلاعات مزارع و کشاورزان با استفاده از پرسشنامه انجام شد. در روش نمونه برداری مستقیم، تراکم علف های هرز به تفکیک گونه به صورت تصادفی طی دو مرحله قبل و بعد از سمپاشی ثبت شد. در ادامه شاخص غالبیت سیمپسون و شاخص یکنواختی اسمیث و ویلسون جوامع علف های هرز محاسبه شد. اطلاعات مربوط به مدیریت زمین شامل روش آماده سازی بستر طی پنج سال گذشته، نوع کود شیمیایی مورد استفاده، رقم و مقدار مصرف بذر، تاریخ کاشت و روش کاشت، همچنین تجربه کشاورزی، سطح سواد، مساحت زمین، شرایط شغلی، نوع مالکیت و نوع سکونت کشاورزان نیز در قالب پرسشنامه جمع آوری شد. نتایج نشان داد که سابقه پنج ساله خاکورزی به طور معنی داری عملکرد گندم، تراکم، غنای گونه ای و یکنواختی جمعیت علف های هرز مزارع مورد بررسی را تحت تاثیر قرار داد. عملکرد گندم در نظام بدون خاکورزی به ترتیب 3/38، 6/44 و 7/52 درصد بیشتر از خاکورزی حداقل، خاکورزی ترکیبی و خاکورزی رایج بود. در نظام با خاکورزی رایج تراکم و غنای گونه های علف های هرز به طور معنی داری بیشتر و یکنواختی جمعیت علف های هرز کمتر از نظام های با خاکورزی حفاظتی بود. تراکم علف های هرز دارای رابطه منفی و یکنواختی جمعیت آنها دارای رابطه مثبت با عملکرد گندم بود. ترکیب گونه های مهم علف های هرز موجود در مزارع با خاکورزی رایج کاملا متفاوت از مزارع دارای نظام خاکورزی ترکیبی، شخم کاهش یافته و بدون شخم بود. با این حال مهمترین گونه های علف های هرز در مزارع با خاکورزی کاهش یافته و خاکورزی ترکیبی دارای شباهت بود. بررسی فعالیت های مدیریت زراعی کشاورزان نشان داد که اثر تراکم کشت و روش کاشت روی عملکرد گندم معنی دار بود که انتخاب بهینه این فعالیت ها با انتخاب روش های خاکورزی حفاظتی رابطه معنی دار و مستقیم داشت. بررسی خصوصیات کشاورزان و ارتباط آن با انتخاب روش خاکورزی نیز نشان داد که نیاز به آموزش و آگاهسازی کشاورزان از تاثیرات خاکورزی حفاظتی بسیار ضروری است.
-
بررسی اثر تاریخ کاشت و کود دامی بر عملکرد محصول و کارایی جذب و مصرف نیتروژن در گیاه بومادران (Achillea millefolium L.)
مریم دارابی ده عباسانی 1401گیاه دارویی بومادران از مهمترین گیاهان دارویی است که یافتن سطح کودی مناسب و بهترین تاریخ کاشت آن به کشاورزان برای کشت هر چه بهتر این گیاه دارویی کمک میکند. به منظور بررسی اثر تاریخ کاشت و کود دامی بر عملکرد محصول و کارایی جذب و مصرف نیتروژن در گیاه بومادران آزمایشی به صورت طرح کرت خرد شده در قالب بلوک کامل تصادفی در سه تکرار اجرا شد. فاکتورهای آزمایش شامل کود دامی به عنوان فاکتور اصلی در 4 سطح (0، 10، 20، 30 تن در هکتار) و فاکتور فرعی 3 تاریخ کاشت (15 فروردین، 4 اردیبهشت، 24 اردیبهشت) بود. صفات مورد بررسی شامل شاخصهای رشدی، عملکرد و اجزای عملکرد و کارایی جذب، زراعی، فیزیولوژیک و شاخص برداشت نیتروژن بودند. نتایج نشان داد با افزایش سطوح کود دامی شاخص سطح برگ، سرعت رشد محصول، سرعت رشد نسبی، وزن خشک اندامهای هوایی در هر سه تاریخ کاشت افزایش یافته است و بیشترین میزان هر کدام از صفات ذکر شده در تاریخ کاشت اول و سطح 30 تن کود دامی در هکتار و کمترین آن در تاریخ کاشت سوم و سطح کودی صفر تن کود دامی در هکتار مشاهده شد. کاربرد کود دامی اثر معنی دار در سطح احتمال یک درصد بر تعداد کاپیتول در بوته، تعداد دانه در کاپیتول، ارتفاع بوته در زمان برداشت و گلدهی، وزن هزار دانه، وزن تر گیاه، عملکرد دانه، تعداد ساقه گلدهنده داشت. تاریخ کاشت مناسب باعث افزایش طول دوره رشد در گیاهان میشود که تاریخ مناسب برای بومادران در ابتدای فصل رشد (15 فروردین) بود. در این تاریخ کاشت تمامی اجزای عملکرد و صفات رشدی بهتر از دیگر تاریخهای کاشت مشاهده شد. همچنین افزایش کود دامی کاهش کارایی جذب، زراعی، فیزیولوژیک و شاخص برداشت نیتروژن را به همراه داشت. به طور کلی با کاربرد کود دامی از صفر به 30 تن در هکتار و تاریخ کاشت ابتدای فصل میتواند به عملکرد بالا و استفاده کارآمد از این گیاه دارویی کمک کند. همچنین استفاده از کودهای دامی به جای کود شیمیایی میتواند جایگزین مناسبی برای افزایش عملکرد باشد و از مضرات زیست محیطی کود شیمیایی نیز جلوگیری کند. واژه های کلیدی: اسانس، اجزای عملکرد، ویژگیهای فیزیولوژیک، جذب نیتروژن
-
بررسی ویژگی¬های بوم¬شناختی فیزیولوژیک درکشت مخلوط گلرنگ (Carthamus tinctorius) با خلر (Lathyrus sativus L.)، عدس (Lens culinaris Medik.) و نخود (Cicer arietinum)
امین یاری 1401 -
نقش مدیریت زراعی بر میزان مصرف انرژی و انتشار گاز¬های گلخانه¬ای در مزارع گلرنگ و کاملینا
دنیا پرماه 1401 -
اثر سیستمهای مختلف خاکورزی بر رشد و عملکرد چند رقم نخود پاییزه
علی رشیدزاده آهنگر 1401چکیدهاین مطالعه به منظور بررسی اثر روشهای مختلف خاکورزی بر عملکرد وخصوصیات رشدی چند رقم نخود و برخی ویژگی های خاک در سال زراعی 1400-1399 در منطقهکوهدشت واقع در استان لرستان اجرا گردید. آزمایش بصورت اسپلیتپلات بر پایه طرحبلوکهای کامل تصادفی در چهار تکرار انجام شد. تیمار روشهای مختلف خاکورزی در سهسطح (خاکورزی مرسوم، خاکورزی کاهشی و بدون خاکورزی) در کرتهای اصلی و هشت رقمنخود پاییزه (عادل، آرمان، هاشم، منصور، آزاد، آزکان، آکسو و گوکسو) در کرتهایفرعی قرار گرفتند. نتایج حاصل از تجزیه واریانس دادهها نشان داد، برخی از صفاتمورد مطالعه تحت تاثیر تیمار خاکورزی و تعداد بیشتری تحت تاثیر رقم قرار گرفتند.بر اساس نتایج بهدست آمده، بیشترین میزان رطوبت در عمق 15تا30 سانتیمتری خاک بهمیزان 6/12 درصد در کرت زیر کشت رقم آزکان به دست آمد. بالاترین میزان دمای خاک بهمیزان 17/14 درجه سانتیگراد در تیمار خاکورزی مرسوم ثبت شد. نتایج نشان داد، درهر سه سیستم خاکورزی بیشترین میزان درجه روز رشد تا سبز شدن به میزان 244 مربوطبه رقم عادل بود. اثر تیمار خاکورزی بر درصد سبز شدن و ارتفاع بوته معنیدار نشد.بالاترین درصد سبز شدن در رقم کوگسو (73 درصد) و بیشترین ارتفاع بوته در رقم آزکان(20/30 سانتیمتر) حاصل شد. وزن ریشه تحت تاثیر تیمار خاکورزی قرار نگرفت، این درحالی بود که بیشترین میزان وزن خشک ریشه در رقم آکسو (87/2 گرم) به دست آمد. اثرتیمار خاکورزی بر وزن صد دانه معنیدار نشد، اگرچه وزن صد دانه رقم آکسو در تیماربدون خاکورزی به میزان 42 گرم و بالاتر از سایر ارقام بود. بر اساس نتایج به دستآمده، اثر خاکورزی و رقم بر عملکردهای دانه و بیولوژیک، شاخص برداشت و شاخص تلاشزادآوری معنیدار نبود. بالاترین میزان شاخص برداشت در رقم عادل و بالاترین شاخصتلاش زادآوری در رقم آرمان به دست آمد. همچنین، پروتئین دانه تحت تاثیر تیمارهایخاکورزی قرار نگرفت. در بین ارقام، منصور از بالاترین میزان پروتئین دانه (09/19درصد) برخوردار بود و بیشترین میزان شاخص سبزینگی در رقم آزکان (94/27 درصد) حاصلشد. واژگان کلیدی: بی خاکورزی، پروتئین دانه، خاکورزی مرسوم، شاخصسبزینگی، کمخاکورزی، نخود
-
اثر کاربرد دود آب بر عملکرد و خصوصیات رشدی لوبیا سبز(Phaseolus vulgaris L. )
زهرا رستمی 1400 -
مقایسه شایستگی نسبی بیوتیپ های مقاوم و حساس خردل وحشی (Sinapis arvensis) به علفکش تری بنورون متیل (گرانستار) در نواحی مختلف شهرستان اسلام آباد غرب
مرضیه اخگرامیرآبادی 1400چکیده این مطالعه جهت بررسی شایستگی نسبی بیوتیپ های حساس و مقاوم خردل وحشی (Sinapis arvensis) به علفکش تری بنورون متیل (گرانستار) در دو بخش حمیل و مرکزی در سطح شهرستان اسلام آباد غرب، استان کرمانشاه طی سال زراعی 1397-1396 در دو بخش گلخانه و آزمایشگاه به اجرا درآمد. نتایج این آزمایش نشان داد که میزان مقاومت توده های مختلف برداشت شده از 9 طبقه ارتفاعی (از سطح دریا) با وجود افزایش شدت مقاومت در ارتفاعات، از نظر آماری تفاوت معنی داری را نشان ندادند و شاخص مقاومت ثبت شده بین 55/5 تا 64/6 به دست آمد. نتایج حاصل از بررسی اثر دما بر جوانه زنی توده های حساس و مقاوم خردل وحشی نشان داد پاسخ توده های حساس و مقاوم در دماهای مختلف متفاوت بود و در دمای 20 و 25 درجه سانتی گراد توده های حساس بیشترین درصد جوانه زنی و قوه نامیه را نسبت به توده مقاوم داشتند. سرعت جوانه زنی نیز در تیمارهای مختلف دمایی تفاوت معنی داری را نشان داد و در دمای( 5 و 20) درجه سانتیگراد سرعت جوانه زنی توده های مقاوم به طور معنی داری بیشتر از توده حساس بود. و در دمای 25 درجه سانتی گراد سرعت جوانه زنی توده حساس به طور معنی داری بیشتر از توده مقاوم بود. نتایج مربوط به اثر پتانسیل اسمزی مختلف نیز نشان داد که به طور کلی خردل وحشی نسبت به کاهش پتانسیل اسمزی خاک حساس بوده و درصد و سرعت جوانه زنی و قوه نامیه توده های حساس در پتانسیل اسمزی 1/0 و 2/0 مگاپاسکال بیشترین بوده و در پتانسیل اسمزی 1 و 2/1 به صفر رسید. اسیدیته و توده های مقاوم و حساس خردل وحشی اثر معنی داری بر درصد جوانه زنی و قوه نامیه و همچنین مقادیر مختلف اسیدیته اثر معنا داری بر بذر خردل وحشی دارد به طوریکه توده های مقاوم اسیدیته اسیدی تا خنثی را ترجیح می دهند. نتایج آزمایش دوز-پاسخ نشان داد اثر متقابل توده در مقدار تری بنورون متیل روی درصد جوانه زنی بذور خردل وحشی معنی دار بود. بیشترین درصد جوانه زنی در غلظت های 25/0، 5/0، 1 و 2 درتوده مقاوم، و درتوده حساس در تیمار شاهد و غلظت 25/0 اتفاق افتاد یافت و جوانه زنی درهر دو توده حساس و مقاوم در غلظت های 8، 16 و 32 به صفر رسید. با توجه به شایستگی نسبی توده های حساس خردل وحشی از نظر جوانه زنی به نظر می رسد در صورتی که عملیات مدیریتی خاصی به منظور کاهش جوانه زنی این توده ها انجام نشود، در آینده جمعیت این توده ها گسترش یافته و در این صورت، احتمال بروز مشکلات روزافزون توسط این توده ها وجود دارد. کلیدواژه ها: استولاکتات سنتاز، مقاومت، شایستگی نسبی، جوانه زنی
-
مقایسه ویژگیهای رشدی وتوان تولید زیست توده جندگونه کود سبز در شرایط شهرستان کرمانشاه
محمد عزیزی 1400امروزه در اثر بهرهبرداری بیش از حد از زمینهای کشاورزی و تغذیه گیاهان زراعی توسط کودهای شیمیایی بدون توجه به کودهای آلی در تغذیه خاک، وضعیتی به وجود آمده که خاکهای کشاورزی ما جزء خاکهای فقیر از از نظر ماده آلی محسوب میشوند. این موضوع بهکارگیری کودهای سبز و دامی را در سیستم های زراعی ایران ضروری مینماید. با توجه به اهمیت گیاهان کود سبز به عنوان کودهای آلی، به منظور بررسی ویژگیهای رشدی و توان تولید زیستتوده چند گونه کود سبز، پژوهشی در قالب آزمایش فاکتوریل بر پایه طرح بلوکهای کامل تصادفی در سال 1397 در مزرعه پژوهشی پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه رازی کرمانشاه انجام گرفت. فاکتورهای آزمایش شامل دو فاکتور (کود سبز شامل: 1. شبدر ایرانی 2. خلر 3. ماشک 4. چاودار 5. جو) و (زمان کشت شامل: دو تاریخ دهه آخرآبان ماه ودهه اول آذر ماه) بود. نتایج نشان داد که تیمار تاریخ کاشت اثر معنیداری در سطح احتمال پنج درصد بر درصد پوشش سبز داشته است. تیمار نوع کود سبز بر درصد پوشش سبز، وزن خشک، وزن تر، شاخص سطح برگ، سرعت رشد محصول اثر معنیداری را در سطح احتمال یک درصد نشان داد. مطابق نتایج مقایسه میانگینها، در تیمار تاریخ کاشت بیشترین درصد پوشش سبز مربوط به تیمار کشت آبان ماه (4/83 درصد) و کمترین درصد پوشش سبز در تیمار کشت آذر ماه (85/76 درصد) بود. در ارتباط با تیمارهای نوع گیاهان کود سبز کشت شده بیشترین درصد پوشش سبز مربوط به تیمارهای چاودار و جو (به ترتیب با مقادیر 5/94 و 5/90 درصد) بود و کمترین به تیمارهای خلر، ماشک و شبدر ایرانی (به ترتیب با مقادیر 75، 5/71 و 38/69 درصد) اختصاص داشت. بیشترین وزن خشک تک بوته به تیمارهای جو و چاودار (به ترتیب با مقادیر 86/26 و 82/26 گرم) اختصاص پیدا کرد، که از نظر وزن خشک تک بوته بین این دو گیاه اختلاف معنیداری وجود نداشت.کمترین وزن خشک تک بوته در بین تیمارهای نوع کود سبز مربوط به تیمارهای خلر، شبدر ایرانی و ماشک (به ترتیب با مقادیر 0625/21، 85/20 و 56/17 گرم) بود. همچنین مشاهدات این بررسی نشان داد که بیشترین شاخص سطح برگ مربوط به تیمارهای چاودار و جو (به ترتیب با مقادیر 97/4 و 72/4) بود و همچنین کمترین آن درتیمار ماشک و شبدر ایرانی (به ترتیب با مقادیر 856/2 و 141/3) مشاهده گردید. در این آزمایش بیشترین سرعت رشد مربوط به چاودار و جو (به ترتیب با مقادیر 38/1 و 37/1) اختصاص پیدا کرد، که بین این دو تیمار از نظر سرعت رشد اختلاف معنیداری مشاهده نشد. کمترین سرعت رشد در بین تیمارهای کود سبز متعلق به تیمارهای خلر، شبدر و ماشک (به ترتیب با مقادیر 1/1، 03/1 و 92/0) بود. در این بررسی مشاهده شد که اثر تاریخ کشت گیاه پوششی بر تولید پوشش سبز این گیاهان موثر است. در ارتباط با نسبت C/N نیز با توجه به اینکه بیشترین پوشش سبز و سرعت رشد و جذب مربوط به تیمار چاودار و جو بود و بالاترین مقدار این نسبت به دو گیاه کود سبز چاودار و جو (67/32 و 113/33) اختصاص یافت. درنتیجه میتوان گفت به لحاظ کود سبز با میزان پوشش سبز بالا، بهترین گزینهها در شرایط آب و هوایی کرمانشاه در این بررسی کود سبز چاودار و جو است. با توجه به اینکه هدف اصلی در این آزمایش یافتن تاریخ کشت مناسب و همچنین بهترین گزینه در بین گیاهان کشت شده به عنوان کود سبز بود، می توان گفت که در تاریخ کشت آبان پوشش سبز بیشتری (4/83 درصد) تولید شده است و میتواند تاریخ مناسبتری جهت کشت این گیاهان کود سبز و در نهایت کنترل علفهای هرز زمستانه باشد. واژگان کلیدی: کود سبز، زیست توده، شبدر ایرانی، ماشک، چاودار، جو، خلر
-
ارزیابی تاثیر کشت خالص و ترکیبی گیاهان پوششی ماشک گل خوشهای (Vicia villosa)، شبدر ایرانی (Trifolium resupinatum) بر کنترل علفهای هرز گوجه فرنگی
مریم سلیمی 1400گوجهفرنگی یکی از محصولات مهم کشاورزی است که میزان تولید آن در جهان حدود ??? میلیون تن در سال 2015 بوده است. یکی از مشکلات مهم کشت گوجهفرنگی خسارت علفهای هرز است که در مراحل اولیهی رشد به علت سرعت رشد کم و توسعه برگ محدود، قدرت رقابت کمتری در مقابله با علفهای هرز دارد. کنترل علفهای هرز در گوجهفرنگی، یکی از پرهزینهترین عملیات کشاورزی در این محصول به شمارمیرود، که کم توجهی به کنترل علفهای هرز میتواند باعث خسارت بسیاری به محصول شود. روشهای مختلفی برای کنترل علفهای هرز مورد استفاده قرار میگیرد، که استفاده از علفکشها بسیار متداول است. اما امروزه به علت بروز مشکلات زیست محیطی، پرهزینه بودن، ایجاد مقاومت در علفهای هرز و تهدید سلامت انسان و محیط زیست، استفاده مکرر و بیش از حد علفکشها با تردید مواجه شده است. استفاده از گیاهان پوششی جایگزین مناسبی برای خاک ورزیهای بیرویه و استفاده از علفکشها میباشد. بنابراین هدف از انجام این مطالعه، ارزیابی تاثیر گیاهان پوششی ماشک گل خوشهای و شبدر ایرانی به صورت کشت خالص و ترکیبی بر عملکرد و کنترل علفهای هرز گوجهفرنگی و همچنین کنترل علفهای هرز زمستانه در مزرعه بوده است. این آزمایش در سال زراعی ????-???? در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه رازی کرمانشاه انجام شد. آزمایش گیاهان پوششی با تیمار درصدهای مختلف کشت دو گیاه پوششی ماشک گل خوشهای و شبدر، در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی در چهار تکرار با درصد بقایای باقی مانده از تیمار گیاهان پوششی انجام گرفته است. آزمایش گوجهفرنگی نیز در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با چهار تکرار اجرا شد. تیمارهای آزمایشی در آزمایش گیاهان پوششی شامل کشت خالص و ترکیبی (درصدهای مختلف) دو گیاه شبدر و ماشک میباشد (??? ? شبدر، ??? ? ماشک، ?? ? ماشک +??? شبدر، ?? ? ماشک +??? شبدر، ?? ? ماشک +??? شبدر، ??? ماشک +??? شبدر، ?? ? ماشک + ?? ? شبدر، ??? ماشک + ?? ? شبدر، ?? ? ماشک + ?? ? شبدر، ??? ماشک + ??? شبدر، ??? ماشک + ??? شبدر و ? ? ماشک + ? ? شبدر (شاهد)). گیاهان پوششی در این مدت کوتاه توانستهاند خصوصیات فیزیکی و عناصر غذایی خاک را بهبود ببخشند. در بین تیمارهای درصدهای مختلف گیاهان پوششی تفاوتهای معنیداری از نظر کنترل علفهای هرز دیده شد. که تیمار 50% ماشک + 50% شبدر و 100% شبدر به طور میانگین توانستهاند در صفات مختلفاندازهگیری شده شرایط مناسب و خوبی را برای گیاهان پوششی و کنترل علفهای هرز ایجاد کنند. در مقابل تیمارهای 20% ماشک + شبدر و 90% ماشک+ 10% شبدر شرایط مناسبی را در کنترل علفهای هرزایجاد نکردهاند.در تمامی صفات اندازهگیری شده تیمار شاهد نسبت به تیمارهای گیاهان پوششی شرایط مناسبی را در مزرعه ایجاد نکرده است. در خصوص آزمایش تاثیر بقایای گیاهان پوششی بر عملکرد و کنترل علفهای هرز در گوجهفرنگی نیز، تیمار بقایای 50% ماشک + 50% شبدر و بقایای 100% شبدر توانستهاند هم در کنترل علفهای هرز و هم در عملکرد گوجهفرنگی به نسبت شاهد وسایر تیمارهای استفاده شده، بهتر عمل نمایند. و در تیمار شاهد نیز کمترین عملکردگوجهفرنگی و کمترین کنترل کنندگی علفهای هرز به ثبت رسید. عملکرد در تیمارهای 50% ماشک + 50% شبدر و بقایای 100% شبدر به ترتیب، 25/67 و 51/66 تن در هکتار مشاهده شد، در حالی که عملکرد در تیمار شاهد 43/14 تن در هکتار بوده است. میزان تراکم علفهای هرز در تیمارهای 50% ماشک + 50% شبدر و بقایای 100% شبدر به ترتیب 9 و 8 بوته در متر مربع و در تیمار شاهد 30 بوته در متر مربع گزارش شده است.به طور کلی استفاده از گیاهان پوششی و بقایای آنها در مزرعه میتواند روش زیست محیطی و اقتصادی مناسبی در جهت کنترل علفهای هرز و کم کردن استفاده از مواد شیمیایی در مزرعه باشد. کلیدواژه: شبدر، ماشک، مدیریت علفهای هرز، کشاورزی پایدار، کشت خالص گیاهان پوششی، کشت ترکیبی گیاهان پوششی، گوجه فرنگی.
-
تاثیر تاریخ کاشت و کود نیتروژن بر عملکرد کاملینا (Camelina sativa) در سیستم های تولید آبی و دیم
محسن پاشائی 1400در این پژوهش به بررسی اثرات تاریخ کاشت (اول آبان، اواسط آبان و اواخرآبان) وتیمارهای کود نیتروژن درشرایط دیم (0،50،100،150کیلوگرم در هکتار) و آبی (0،100،200،300کیلوگرم در هکتار) بر صفات عملکردی و مورفولوژیک گیاه کاملینا پرداخته شد. برای هر یک از شرایط مزرعه دیم و آبی آزمایشی مجزا بصورت کرت های خرد شده در قالب طرح بلوک کامل تصادفی استفاده شد. به منظور ارزیابی شاخص های کارایی مصرف آب، به روش حجمی میزان آبیاری صورت گرفته برای شرایط آبی برای هرتاریخ کاشت محاسبه گردید. نتایج نشان داد که تاریخ کاشت بر پارامترهای عملکردی کاملینا اثر معنی دار داشته است و فقط بر صفات عملکرد کل وکاه و کلش، بهره وری نیتروژن، درصد پروتئین کاه و کلش و عملکرد پروتئین کاه و کلش در شرایط دیم اثر معنی داری نداشت. همچنین صفات وزن هزار دانه، عملکرد روغن، نسبت عملکرد روغن به وزن دانه، عملکرد پروتئین دانه، بهره وری نیتروژن، کارایی مصرف نیتروژن، کارایی جذب نیتروژن، شاخص برداشت نیتروژن، کارایی مصرف آب (عملکرد دانه و عملکرد پروتئین دانه) در شرایط آبی تحت تاثیرتاریخ کاشت قرار نگرفتند. نتایج آزمایش نشان داد که کود نیتروژن اثر معنی داری بر تمامی صفات داشته و فقط صفات عملکرد کل، عملکردکاه و شاخص برداشت نیتروژن در شرایط دیم تحت اثر کود قرار نگرفته بودند. همچنین در شرایط آبی فقط صفات عملکرد روغن و کارایی مصرف آب روغن تحت اثرکود قرار نگرفتند. بررسی خصوصیات مورفولوژیک نشان داد که در شرایط دیم تمامی صفات تحت تاثیر تاریخ کاشت وکود قرارگرفتند و فقط تعداد شاخه فرعی تحت تاثیرکود قرار نگرفت. همچنین تمامی صفات در شرایط آبی تحت اثر متقابل کود در تاریخ کاشت قرارگرفتند و فقط صفت ارتفاع معنی دار نگردید. درجه روز رشد تجمعی نیز در هر دو شرایط فقط تحت اثر تاریخ کاشت قرارگرفت. براساس نتایج به دست آمده مشخص گردید که صفات در هر دو شرایط و تاریخ کاشت و اعمال کود نیتروژن با یکدیگر تفاوت های دارند به نحوی که تمامی صفات عملکردی شرایط دیم به جزعملکرد دانه، نسبت روغن به وزن دانه و پروتئین کاه در تاریخ کاشت دوم دارای بیشترین مقدار بودند و در پاسخ به کود نیتروژن نیز تمامی صفات با اعمال 150 کیلوگرم کود نیتروژن در هکتار افزایش یافتند و فقط صفات نسبت روغن به دانه، شاخص برداشت نیتروژن، بهره وری نیتروژن، کارایی مصرف نیتروژن وکارایی جذب نیتروژن با افزایش میزان نیتروژن کاهش یافتند. اما نتایج شرایط آبی متفاوت بود به گونه ای که بیشتر صفات عملکردی در تاریخ کاشت اول دارای بیشترین مقدار بودند و صفاتی نظیر (درصد پروتئین کاه و کلش، نسبت پروتئین به روغن، شاخص برداشت نیتروژن، بهره وری نیتروژن بیشترین میزان را در تاریخ کشت سوم دارا بودند. همچنین عملکردها در بین مقدار کود نیتروژن اعمالی نیز متفاوت بود به نحوه ی که صفات کارایی مصرف آب روغن و دانه، عملکرد دانه، روغن، شاخص برداشت و وزن هزار دانه بیشترین مقدار را با اعمال 100 کیلوگرم کود در هکتار داشتند و بقیه صفات میزان آنها با افزایش میزان کود نیتروژن افزایش یافت و فقط صفات شاخص برداشت نیتروژن، بهره وری نیتروژن، کارایی مصرف نیتروژن وکارایی جذب نیتروژن در شاهد دارای بیشترین میزان بودند. بررسی خصوصیات مورفولوژیک نشان داد که تمامی صفات حداکثر میزان خود را در تاریخ کاشت اول و با اعمال بیشترین میزان کود نیتروژن به دست آمده بود و فقط صفت تعداد دانه در غلاف در تاریخ کشت سوم در شرایط آبی دارای تفاوت بود که به علت شروع همزمان آبیاری با مرحله نموی غلاف بندی بوده است و درجه روز رشد تجمعی در شرایط آبی بیشتر از سایت دیم بوده و در هردو میزان آن درتاریخ کاشت اول بیشترین مقدار را داشته است. کلیدواژه: کارایی مصرف نیتروژن، عملکرد روغن، نمو فنولوژیک، اجزای عملکرد
-
تاثیر نسبتهای مختلف طیف نور و دودآب بر خصوصیات کمی و کیفی فلفل (Capsicum annum)
میلاد فریدونی 1400اثرات کیفیت نور بر گیاهان بسیار متنوع است و تغییر دراین فاکتور مهم نوری تغییرات زیادی را بر گیاه متحمل میسازد. به طور کلی نور نقش مهمی در چرخه زندگی گیاه دارد، که سبب تنظیم مورفوژنز و فتوسنتز گیاه میگردد. تغییر در کیفیت نور و دورهی نور میتواند بر رشد و همچنین فیزیولوژی گیاه تاثیراتی را ایجاد کند و از طرفی نور عامل اصلی محدود کننده در بهرهبرداری از سبزیجات گلخانهای در طولیک سال است. نور مصنوعییک عامل بهینه سازی در تولید مواد شیمیایی درگیاهان است که میتواند سبب افزایش کارایی گیاهان شود. اخیرا لامپهای LED جایگزین منابع نوری قبلی در گلخانهها شدهاند.که دارای مزایای بسیاری میباشند. فلفل دارای آنتیاکسیدانهای مهمیچون کاروتنوئیدها، آلکالوئیدها، فلاونوئیدها و اسیدهای فنولیک میباشد و به دلیل دارا بودن خواص پیشگیری از بیماریها مورد توجه داروسازان قرار گرفته است. عملکرد و میزان ترکیبات موجود در فلفل kjتحت تاثیر عواملی چون؛ دما، نور، کود، تنشهای محیطی و آبیاری قرار میگیرند. کیفیت نوریکی از مهمتریناین فاکتورها است و در پرورش فلفل نور عامل مهمیمحسوب میشود، بنابراین تغییر کیفیت نور از طریق نورهای مصنوعی در محیطهای کنترل شده جهت تغییر کمیت و کیفیت محصولات کشاورزی مورد استفاده قرار میگیرد. از طرفی دودآب به عنوانیک شبه هرمون و تحریک کننده رشد و یک روش کم هزینه در بخش کشاورزی مطرح است. بیش از ??? ترکیب در دود شناسایی شده است و دود در کشاورزی، باغبانی و جنگلداری مورد استفاده قرار میگیرد و سبب شکستن خواب بذر، بهبود جوانه زنی، رشد گیاهچه، گلدهی، تجمع زیست توده و کنترل پاتوژنها میگردد. مطالعات نشان داده است که ترکیبات زیستی دودآب در غلظتهای پایین در حد نانومولار، پاسخهای فیزیولوژیک قابل توجه و مناسبی در گیاهانایجاد مینماید. جهت بررسی خصوصیات کمی و کیفی فلفل آزمایشی در تابستان و پاییز ???? در آزمایشگاه هیدروپونیک دانشگاه رازی بصورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی با ?? تیمار و ? تکرار انجام شد . تیمارهای آزمایش شامل: طیف نور کامل به علاوه نور قرمز، طیف نور کامل به علاوه نور قرمز و دودآب، طیف نور کامل به علاوه نورآبی، طیف نور کامل به علاوه نور آبی و دودآب، طیف نور کامل به علاوه نور سبز، طیف نور کامل به علاوه نور سبز و دودآب، طیف نور کامل به علاوه نور قرمز دور، طیف نور کامل به علاوه نور قرمز دور و دودآب، طیف نور کامل به علاوه نور فرابنفش، طیف نور کامل به علاوه نور فرابنفش و دودآب، و طیف نور کامل به عنوان شاهد و شاهد و دودآب است. صفاتاندازهگیری شامل؛ قطر گیاه، ارتفاع گیاه، تعداد برگ،گل و میوه وزنتر ساقه، برگ، میوه و وزنتر کل وزن خشک برگ، ساقه، میوه، ریشه و وزن خشک کل، شاخص سطح برگ، نسبت وزن برگ، نسبت سطح برگ، عملکرد و ماده موثره کپسایسین فلفل میباشد. بر اساس نتایج به دست آمده، استفاده از دودآب در تمامی صفات کمی و کیفی، وزنتر و خشک اجزای مختلف فلفل، عملکرد، شاخص برداشت و میزان کپسایسین سبب افزایش این مقادیر شده است و نسبت به عدم استفاده از دودآب دارای تفاوت معنی دار میباشد. بنابراین کاربرد دودآب به عنوان یه روش زیست محیطی و اقتصادی در افزایش کیفیت و کمیت گیاه به شمار میرود.اثر طیف نور بر صفات اندازه گیری شده تفاوت معنی داری را در سطح 1 درصد نشان داده است. تیمار نور آبی توانسته است صفات، قطر ساقه، طول ریشه، تعداد میوه، وزنترکل بوته، وزنتر میوه، وزن خشک کل بوته، وزن خشک میوه، وزن خشک ریشه، عملکرد بوته، شاخص برداشت و میزان کپسایسین در فلفل را نسبت به سایر تیمارها افزایش دهد. نور قرمز سبب افزایش، تعداد گل، تعداد برگ، وزنتر کل، وزنتر برگ، وزن خشک برگ، شاخص LAI، LWR و LAR شده است. در صفت ارتفاع، وزنتر ساقه و وزن خشک ساقه بیشترین مقدار مربوط به تیمار قرمز دور میباشد. کمترین مقادیر به دست آمده در صفات، طول ریشه، تعداد برگ، تعداد میوه، وزنتر میوه، وزنتر برگ، وزنتر میوه، شاخص LAI، LWR، عملکرد بوته و شاخص برداشت در تیمار قرمز دور بوده است. نور سبز در صفات ارتفاع، وزنتر کل، وزنتر برگ، وزن خشک کل، وزن خشک ساقه دارای کمترین مقدار بوده است. قطر ساقه، تعداد گل، وزنتر ساقه، وزن خشک ریشه در نور فرابنفش دارای کمترین مقادیر به دست آمده بودهاند. تیمار شاهد بدون استفاده از دودآب نیز دز شاخص LAR و مقدار کپسایسین کمترین مقدار را داشته است. با توجه به این نتایج نور آبی و قرمز در گیاه فلفل سبب افزایش کمیت و کیفیت محصول میشود و برای استفاده در گلخانهها توصیه میگردد. کلیدواژه
-
اثر عوامل مدیریتی و اقلیمی- توپوگرافیکی بر بروز مقاومت علف هرز خردل وحشی (Sinapis arvensis) به علفکش تری بنورون متیل (گرانستار) در شهرستان اسلام آباد غرب، کرمانشاه
فتاح مرادی 1400 -
مطالعه امکان بهبود و پیشگیری از زوال بذر عدس (Lens culinaris Medic) با تنظیم کننده های رشد گیاهی
آزاده گراوندی 1399 -
تاثیر روشهای مختلف خاکورزی بر خصوصیات فیزیکی خاک و صفات کمی ارقام مختلف گندم و نخود در اراضی دیم منطقه دالاهو
ویکتوریا رمضانی 1399° C higher than the system without tillage
-
اثر محلول پاشی برخی عناصر ریزمغذی در ابتدای مراحل گلدهی و غلاف دهی نخود بر کمیت و کیفیت عملکرد و اجزاء آن در منطقه کرمانشاه
حسن زنگنه 1399حبوبات پس از غلات، دومین منبع غذایی بشر به شمار میروند. نخود Cicer arietinum L. در میان بقولات رتبهی سوم را در جهان دارد و مهمترین آنها در ایران است. در خاکهای قلیایی به دلیل تثبیت شدن اکثر عناصر ریزمغذی، جذب آنها توسط ریشههای گیاهان کاهش مییابد. در این شرایط محلولپاشی عناصر ریزمغذی جذب آنها را توسط گیاه بهبود میدهد. این تحقیق در همین راستا در سال زراعی 98-1397 در مزرعهای واقع در دهستان سرابنیلوفر در فاصلهی حدود 20 کیلومتری شمال غربی شهر کرمانشاه، به صورت دو آزمایش مجزا و به صورت طرح بلوک کامل تصادفی با سه تکرار انجام شد. تیمار مورد بررسی محلولپاشی جهار نوع کود شامل: 1) سولفات روی، 2) سولفات مس، 3) اسید بوریک و 4) فروتست هر کدام در سه سطح 2، 4 و 8 در هزار و شاهد (عدم محلولپاشی کود) بودند. در آزمایش اول محلولپاشی شروع گلدهی و در آزمایش دوم در ابتدای غلافدهی انجام شد. در این بررسی صفتهای عملکرد دانه، عملکرد پروتئین، عملکرد زیستتوده، شاخص برداشت، تعداد دانه در بوته، تعداد غلاف در بوته، تعداد غلاف پر در بوته، تعداد غلاف خالی در بوته، ارتفاع بوته، تعداد شاخههای جانبی، درصد پروتئین، راندمان مصرف آب عملکرد اقتصادی، راندمان مصرف آب عملکرد زیستتوده، درآمد ناخالص عملکرد اقتصادی، درآمد ناخالص عملکرد کاه، راندمان اقتصادی مصرف آب و سود خالص مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج تجزیه واریانس در هر دو مرحله (ابتدای گلدهی و ابتدای غلافدهی) حاکی از معنیدار بودن اثر مثبت و معنیدار سطوح مختلف محلولپاشی بر تمام صفات مورد ارزیابی (بهجز سود خالص در ابتدای غلافدهی) در سطح احتمال یک درصد بود. بر اساس نتایج مقایسه میانگینها در دورهی گلدهی، بیشترین عملکرد دانه در تیمارهای 2 در هزار فروتست با 4544 کیلوگرم در هکتار، 2 در هزار بور با 4505 کیلوگرم در هکتار و 8 در هزار بور با 4319 کیلوگرم در هکتار و به ترتیب با 59، 58 و 51 درصد افزایش در مقایسه با تیمار شاهد با 2853 کیلوگرم در هکتار به دست آمد. بیشترین عملکرد دانه در تیمار محلولپاشی در ابتدای غلافدهی در سطوح 8 در هزار فروتست با 5867 کیلوگرم در هکتار)، 2 در هزار بور با 5744 کیلوگرم در هکتار و 2 در هزار فروتست با 5302 کیلوگرم در هکتار به ترتیب با 106، 101 و 86 درصد افزایش در مقایسه با تیمار شاهد به دست آمد. بهطور کلی بر اساس نتایج مقایسه میانگین گروهی فروتست و بور در تیمار محلولپاشی در ابتدای گلدهی و فروتست و مس در ابتدای غلافدهی بهترین گروهها از نظر بهبود عملکرد دانه بودند. بنابراین در شرایط محیطی مشابه، به دلیل کسب حداکثر مقدار عملکرد و صفات مرتبط با آن، نسبت به سایر سطوح کودی قابل توصیه است.
-
مطالعه اثرات تغییر اقلیم و راهکارهای سازگاری به آن در تولید نخود دیم (Cicer arientinum L.) تحت شرایط آب و هوایی کرمانشاه
هانیه حاجی شعبانی 1399 -
بررسی تنوع زیستی علف های هرز باغات گردو(Juglans regia)، انگور(Vitis vinifera)و انار (Punica granatum) در شهرستان پاوه
محمدشریف طبیب زاده 1398بررسی تنوع زیستی علف های هرز باغات گردو(Juglans regia)، انگور(Vitis vinifera) و انار(Punica granatum) در شهرستان پاوه
-
بررسی کنترل شیمیایی علف هرز عروسک پشت پرده (Physalis divaricata) در چغندر قند(Beta vulgaris)
ایران احمدخانی 1398 -
تاثیر دود-آب و کود نیتروژن بر ویژگی¬های بوم شناختی فیزیولوژیک گندم آبی( Triticum aestivum)
ژیلا مرادی 1398 -
شبیهسازی اثرات تغییر اقلیم و راهکارهای سازگاری بر رشد و عملکرد ذرت (Zea mays L.) در منطقه کرمانشاه
پریسا کرمی سیاه بیدی 1398 -
اثرات سطوح مختلف کود سبز بر عملکرد و اجزای عملکرد گندم نان (Triticum aestivium L.) در شرایط آبیاری تکمیلی در کرمانشاه
سعید الماسی 1398 -
اثر تداخل چند گونه ای علف های هرز روی تولید عدس دیم (Lens culinaris L.) در شرایط مزرعه
ناهید افندیده 1398 -
ارزیابی فنی و هیدرولیکی قطره چکانهای متعدد در شرایط آزمایشگاهی و مزرعه ای در اقلیمهای مختلف (مطالعه موردی استان کرمانشاه )
غلامحسن صادقی 1398 -
ارزیابی اثر کود دامی و گیاه پوششی بر ویژگی های فیزیکو شیمیایی خاک و رشد و عملکرد کنجد (Sesamum indicum L.) ارگانیک
صادق جلیلیان 1398جهت ارزیابی تاثیر کود دامی و گیاه پوششی بر ویژگیهای فیزیکوشیمیایی خاک و رشد و عملکرد کنجد در شرایط کشت ارگانیک آزمایشی در قالب کرتهای خرد شده بر پایه طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه آموزشی و تحقیقاتی کشاورزی ارگانیک پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه رازی در سال زراعی 96-1395 انجام گرفت. تیمارهای آزمایش شامل کود دامی در سه سطح صفر، 10 و 20 تن در هکتار به عنوان عامل اصلی و کشت گیاهان پوششی (عدم کشت گیاه پوششی، شبدر برسیم، شنبلیله و ماشک گل خوشهای) به عنوان عامل فرعی بودند. گیاهان پوششی به عنوان کود سبز در مرحله گلدهی به خاک برگردانده شدند و سپس دو هفته بعد اقدام به کشت گیاه کنجد شد. صفات مورد ارزیابی شامل اندازهگیری ویژگیهای فیزیکی و شیمیایی خاک در سه مرحله قبل از شروع آزمایش، قبل از کشت گیاه کنجد و پس از برداشت آن، ویژگیهای رشد و عملکرد کنجد و همچنین ویژگیهای علف هرز بود. نتایج نشان داد که کاربرد کود دامی در مقایسه با تیمار شاهد باعث بهبود ویژگیهای خاک نظیر کربن آلی (3/5 درصد)، فسفر (165 درصد)، پتاسیم (15 درصد)، نیتروژن کل (41 درصد)، یون نیترات (2/30 درصد)، یون آمونیوم (5/53 درصد)، گوگرد (32 درصد)، مس (27 درصد)، روی (22 درصد)، آهن (6 درصد) و منگنز (5/7 درصد) در مرحله قبل از کاشت کنجد در مقایسه با شرایط اولیه خاک در قبل از شروع تحقیق شد. در مرحله پس از برداشت کنجد نیز ویژگیهای اندازهگیری شده خاک تحت تاثیر قرار گرفتند و در مقایسه با شرایط اولیه خاک بجز محتوی پتاسیم، گوگرد، آهن و منگنز که کاهش نشان دادند، سایر عناصر بهبود یافتند. کاربرد گیاهان پوششی نیز منجر به بهبود ویژگیهای اندازهگیری خاک گردید، به گونهای که بیشترین تاثیر متعلق به تیمار کشت شنبلیله و 20 تن کود دامی در هکتار در مقایسه به عدم کاربرد کود دامی و کود سبز بود. نتایج نشان داد برهمکنش کود دامی و گیاه پوششی بر وزن هزار دانه، وزن خشک کل و عملکرد دانه کنجد معنیدار بود. اثر کاربرد کود دامی بر تعداد کپسول در بوته، تعداد دانه در کپسول، تعداد شاخههای فرعی و شاخص برداشت معنیدار بود ولی درصد روغن تحت تاثیر تیمارهای آزمایش قرار نگرفت. بیشترین عملکرد دانه (6/1727 کیلوگرم در هکتار)، عملکرد وزن خشک کل (3/9082 کیلوگرم در هکتار) و وزن هزار دانه (2/3 گرم) از تیمار کاربرد شنبلیله در سطح 20 تن کود دامی به دست آمد که به ترتیب اختلافی حدود 41، 34 و 6 درصد با تیمار عدم کاربرد کود دامی و کود سبز داشتند. کود سبز شنبلیله در سطح 20 تن کود دامی بیشترین تاثیر را بر شاخص سطح برگ، سرعت رشد محصول، سرعت رشد نسبی، روند وزن خشک کل و کارایی مصرف نور کنجد داشت. کمترین تراکم علفهای هرز متعلق به تیمار گیاه پوششی شبدر برسیم و شنبلیله بود. کشت گیاهان پوششی منجر به کاهش تراکم و وزن خشک کل علفهای هرز در پایان فصل رشد در مقایسه با ابتدای فصل رشد کنجد شد. به طور کلی نتایج این تحقیق نشان داد که کاربرد کود دامی و انتخاب گونه گیاهی مناسب به عنوان گیاه پوششی و کود سبز توانست در شرایط مزرعه ارگانیک از طریق بهبود ویژگیهای فیزیکی و شیمیایی خاک و همچنین کاهش خسارت علفهای هرز منجر به بهبود صفات مرتبط با رشد کنجد و در نهایت عملکرد دانه گردد.
-
اثر تاریخ کاشت بر برخی خصوصیات کمی و کیفی دو رقم کتان روغنی (L. ustiatissimum Linum)
کیوان محمدی 1398 -
ارزیابی تاثیر روش های مرسوم آماده سازی بستر بذر و تاریخ کاشت بر علف های هرز و تولید نخود دیم (Cicer arietinum) در منطقه ماهیدشت کرمانشاه
جهاندار کریمی 1397 -
بررسی اثرات تراکم و تاریخ کاشت بر عملکرد کمی وکیفی دو رقم کتان روغنی (Linum usitatissimum L.) در منطقه کرمانشاه
عاطفه میرزایی 1397Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA To study the effect of planting date and plant density on the quality and quantity of two varieties of flaxseed oil, two field experiments were carried out in 2016 and 2017 in research farm of Campus of Agriculture and Natural Resources, Razi University of Kermanshah
-
تاثیر کود ازت و گوگرد بنتونیت دار بر خصوصیات کمی و کیفی گندم آبی
فرزاد رستمی 1397بررسی اثر گوگرد بنتونیت دار و نیتروژن بر عملکرد و اجزای عملکرد و برخی خصوصیات کیفی و رشد ریشه گندم آبی (رقم سیروان)
-
اثر تلقیح بذر با باکتری های محرک رشد گیاه بر کمیت و کیفیت عملکرد سه رقم عدس در شرایط دیم
زمان مرادی 1397در کشور ایران به علت شرایط جغرافیایی خشک و نیمه خشک، کشت عدس به طور عمده به صورت دیم و با عملکرد بسیار پایینتر از تولید جهانی صورت میگیرد. علت اصلی کاهش عملکرد در مناطق دیم، تنش خشکی آخر فصل رشد است. باکتریهای محرک رشد گیاه قادرند با مکانیسمهای متعددی از جمله کمک به انحلال و جذب مواد غذایی و همچنین تنظیم هورمونهای رشدی سبب تحریک وتوسعه رشد گیاه وکمک به جذب بیشترآب و مواد غذایی گیاه شده و از گیاه در مقابل اثرات تنش خشکی محافظت کنند. بنابراین در این پژوهش اثر سویههای مختلف باکتریهای محرک رشد گیاه بر کیفیت و کمیت عملکرد و خصوصیات رشدی سه رقم عدس در شرایط دیم در مزرعه تحقیقاتی پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه رازی در سال زراعی 95-1394 در دو آزمایش جداگانه گلخانهای و مزرعهای به صورت آزمایش فاکتوریل مورد بررسی قرار گرفت. فاکتور اول شامل سه رقم عدس (محلی کرمانشاه، بیله سوار و کیمیا) و فاکتور دوم سویههای مختلف باکتری که در شرایط گلخانه ده سویه (شامل : B124، B40، E10، E7، E3،P6، D4، D1، B19، D3) بودند و بر اساس نتایج آزمایش گلخانهای شش سویه برتر شامل: Acromobacter sp.،Bacillus sp. ،Bacillus licheniformis ، Pseudomonas putida، Bacillus cereus، (Bacillus megaterium انتخاب و در ادامه جهت استفاده در آزمایش مزرعهای شناسایی شدند. بر اساس نتایج تجزیه واریانس، اثر تیمار باکتریهای محرک رشد بر عملکرد دانه، عملکرد زیستتوده، وزن هزار دانه، تعداد دانه در غلاف و ارتفاع بوته در سطح احتمال 01/0 معنیدار شد. بوتههای تیمار شده با سویه Bacillus licheniformis دارای بیشترین عملکرد دانه و بوتههای تیمار شده با Pseudomonas putida دارای بیشترین عملکرد زیستتوده بودند. رقمها از نظر عملکرد دانه، عملکرد زیستتوده، شاخص برداشت، تعداد غلاف خالی در بوته، تعداد دانه در غلاف، تعداد شاخههای فرعی، تعداد شاخههای فرعیفرعی در سطح احتمال 01/0 با هم تفاوت معنیدار داشتند. در بین ارقام عدس، رقم کیمیا بیشترین و رقم محلی کرمانشاه کمترین عملکرد دانه را بخود اختصاص دادند. رقم کیمیا از نظر عملکرد زیستتوده، شاخص برداشت، وزن هزار دانه و ارتفاع بوته نسبت به رقمهای بیلهسوار و محلی کرمانشاه برتری داشت. اثر متقابل رقم و باکتری hy;های محرک رشد گیاه بر صفتهای تعداد دانه در بوته، تعداد غلاف در بوته، تعداد غلاف پر در بوته، درصد پروتئین ساقه، درصد پروتئین دانه، عملکرد پروتئین دانه، نیاز حرارتی جهت گلدهی و نیاز حرارتی جهت رسیدگی فیزیولوژیک در سطح احتمال 01/0 معنی hy;دار شدند. سویههای Acromobacter sp. و Pseudomonas putida بیشترین اثر مثبت را بر صفتهای تعداد دانه در بوته، تعداد غلاف در بوته و تعداد غلاف پر در بوته و سویه Bacillus megaterium دارای بیشترین اثر مثبت معنیدار بر درصد پروتئین دانه و سویه Bacillus licheniformis دارای بیشترین اثر مثبت معنیدار بر عملکرد پروتئین دانه و سویه Pseudomonas putida دارای بیشترین اثر افزایشی معنیدار بر نیاز حرارتی گلدهی و رسیدگی رقمهای مختلف عدس بودند. با توجه به نتایج به دست آمده میشود نتیجهگیری نمود که، احتمالاً کاربرد سویههای باکتری محرک رشد گیاه منجر به افزایش عملکرد دانه عدس در مناطق دیم خواهد شد.
-
تهیه نقشه پیش بینانه خاک بخشی از دشت سنجابی کرمانشاه با استفاده از رگرسیون لاجستیک
حسنا پایدار 1397 -
اثر تیمارهای مختلف بهاره سازی بر عملکرد و اجزاء آن در ارقام گندم مناطق معتدله
فردین عباسی 1397 -
تعیین و آنالیز خلاء عملکرد گندم آبی(Triticum aestivum L)توسط مدل DSSAT تحت شرایط آب وهوایی استان کرمانشاه
بابک غلامی 1397 -
شناسایی ویژگی های گیاهی موثر بر توان رقابتی ارقام گندم با علف های هرز در سطوح مختلف نیتروژن
جعفر امین پرست 1396مدیریت زراعی علفهای هرز یکی از راهکارهای مهم در کشاورزی پایدار است. در این راستا شناسایی صفات گیاهی موثر بر توان رقابتی و شرایط تغذیهای گیاه زراعی از اهمیت ویژهای برخوردار است. این آزمایش به منظور شناسایی ویژگیهای گیاهی موثر برتوان رقابتی ارقام گندم با علفهای هرز در سطوح مختلف نیتروژن در سال 1394 و در مزرعه تحقیقاتی پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه رازی کرمانشاه انجام شد. آزمایش به صورت اسپلیت پلات و در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی در سه تکرار اجرا شد. عوامل مورد بررسی شامل کاربرد نیتروژن در سه سطح ( 0، 50 و 100 درصد توصیه شده بر اساس آزمون خاک) به عنوان فاکتور اصلی و ارقام گندم ( اروم، سیروان، سیوند، پارسی، پیشگام، پیشتاز و میهن) به عنوان فاکتور فرعی بودند. به منظور بررسی تاثیر فاکتورهای آزمایشی بر تداخل علفهای هرز، هر تکرار به صورت طولی از وسط به دو نیم تقسیم شد که در یکی از آنها علفهای هرز در سرتاسر فصل رشد کنترل شد و در دیگری کنترلی صورت نگرفت. نتایج نشان داد که در بین سطوح نیتروژن بیشترین و کمترین عملکرد به ترتیب مربوط به سطوح کودی 100 و صفر درصد بود. در بین ارقام گندم نیز رقم پیشگام بیشترین و رقم اروم و میهن دارای کمترین عملکرد بودند. همچنین با افزایش میزان مصرف کود نیتروژن در شرایط تداخل با علفهای هرز شاخص قدرت تحمل رقابت ارقام کاهش یافت و تراکم و وزن خشک علفهای هرز افزایش یافت که نشان از قدرت رقابتی بیشتر علفهای هرز نسبت به ارقام گندم بود. در مجموع نتایج نشان داد که در رقابت با علفهای هرز نیز ارقام سیوند، پیشتاز و پیشگام به دلیل شاخص سطح برگ، ارتفاع، سرعت رشد محصول، وزن گیاهچه و تعداد سنبله در متر مربع بیشتر با کاهش تراکم و بیوماس علفهای هرز دارای شاخص تحمل رقابت بالاتری نسبت به دیگر ارقام بودند. کلمات کلیدی: تداخل، رقابت، رقم، گندم، نیتروژن، ویژگیهای گیاهی
-
ارزیابی نقش باکتری¬های تقویت¬کننده رشد گیاه بر ویژگی¬های بوم¬شناختی فیزیولوژیک سویا (Glycine max) تحت شرایط رژیم¬های رطوبتی
کیانوش خانی سولاوه 1396 -
تاثیر روش های کاربرد خاکپوش نایلونی بر رشد و عملکرد دانه برخی گیاهان زراعی کشت شده در کرمانشاه
سلمان علی اکبری مارانتوئی 1396یکی از روشهای پیشرفته و جدید که به تازگی رواج یافته است، استفاده از خاکپوش (مالچ) می باشد. بدین منظور آزمایشی در قالب طرح پایه بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه تحقیقاتی پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه رازی کرمانشاه، در دو سال 1395 و 1396 به اجرا در آمد. گیاهان مورد استفاده ذرت، آفتابگردان، عدس و نخود بود. تیمارها شامل مالچ پلاستیکی بین ردیف، مالچ پلاستیکی روی گیاه (در نخود، عدس، و ذرت) و تیمار شاهد بود. مالچ پلاستیکی بین ردیف نسبت به تیمارهای دیگر بیشترین افزایش رشد و عملکرد را در همه گیاهان مورد آزمایش داشت. نتایج حاصل از مقایسه میانگین تیمارها نشان داد که عملکرد دانه، وزن صد دانه، تعداد غلاف در نخود و عدس و در هر دو سال در تیمار بین ردیف نسبت به شاهد بیشتر بود. در عدس در هر دو سال، تیمار مالچ بین ردیف نسبت به شاهد تعداد دانه در غلاف بیشتری داشت. در نخود در صفت تعداد دانه در غلاف اختلاف معنی داری میان تیمارها در هر دو سال مشاهده نشد. در ذرت، عملکرد بیولوژیک، شاخص برداشت، تعداد دانه در ردیف، وزن بلال و وزن صد دانه در تیمار بین ردیف نسبت به شاهد بیشتر بود اما نسبت به تیمار مالچ روی گیاه اختلاف معنی دار نبود. در صفات تعداد ردیف در بلال، وزن غلاف، طول چوب بلال و میزان کلروفیل اختلاف معنی داری مشاهده نشد. در آفتابگردان، عملکرد بیولوژیک، قطر طبق، وزن طبق و وزن صد دانه در تیمار بین ردیف نسبت به شاهد بیشتر بود و در صفات شاخص برداشت، تعداد دانه در طبق و میزان کلروفیل اختلاف معنی داری بین تیمارها مشاهده نشد. در کل نتایج این آزمایش نشان داد کاربرد مالچ در بین ردیفهای کاشت احتمالا بعلت کاهش رشد علفهای هرز، حفظ رطوبت و بهبود مصرف آب منجر به افزایش عملکرد گیاهان مذکور گردید.
-
برآورد میزان تصاعد گازهای گلخانهای و آلایندههای هوا ناشی از سوزاندن بقایای گندم در شهرستان سرپلذهاب با استفاده از RS و GIS
سهیلا اسدی چشمه ماهی 1396سوزاندن بقایای گیاهی از شیوههای رایج مدیریت بقایای گیاهی بوده که از دیرباز کشاورزان با انگیزههای مختلف به آن اقدام نمودهاند. سوزاندن بقایای گیاهی یکی از عوامل تاثیرگذار بر تصاعد گازهای گلخانهای مانند CO2، N2O، CH4 و همچنین انتشار آلایندههایی مانند NH3، SO2، NMHC، ترکیبات آلی فرار و نیمهفرار و غیره... است. از اینرو توجه به این مسئله و انجام تحقیقات مختلف در این زمینه میتواند در افزایش آگاهی و جلوگیری از افزایش مضرات آن حائز اهمیت باشد. این تحقیق در سال زراعی 96-95 در استان کرمانشاه شهرستان سرپلذهاب انجام شد. ابتدا با مصاحبه با افراد آشنا به منطقه و همچنین کارشناسان اداره جهاد کشاورزی مختصات نقاط سوخته شده تعیین و عملیات نمونهبرداری صحرایی انجام شد. سپس جهت شناسایی نواحی سوخته شده زراعی از تصاویر ماهوارهای8 LANDSAT سنجنده OIL/TIR استفاده شد. پس از انجام اصلاحات به روش FLAASH، در ادامه جهت انتخاب بهترین تفکیک پذیری از روشهای ترکیب باندی شاخص مطلوبیت (OIF)، PCA و MNF استفاده شد. طبقه بندی تصاویر با استفاده از روش حداکثر مشابهت صورت گرفت. نتایج نشان داد که طبقهبندی تصاویر به نقاط سوخته و نسوخته همبستگی بالا و معنیداری با نمونهبرداری صحرایی داشت که در این میان روش ترکیب باندی بر اساس شاخص مطلوبیت از بیشترین دقت (787/0) برخوردار بود. بر این اساس مساحت زمین های زراعی جار سوزی شده 7380 هکتار برآورد شد. نتایج نشان داد که در اراضی جارسوزی شده شهرستان سرپل ذهاب میزان کل تولید بقایای گندم معادل 83025 تن، میزان بقایای گندم پس از برداشت 8302 تن و میزان بقایای سوزانده شده گندم 6466 تن بود. میزان انتشار گازهای گلخانهای و آلایندههای متصاعد شده به جو محاسبه و در نهایت نیز مقدار عناصر کربن، نیتروژن و گوگرد هدر رفته در نتیجه سوزاندن بقایای گندم در سطح شهرستان برآورد گردید. محاسبات صورت گرفته نشان داد که سوزاندن بقایای گندم می تواند منجر به تصاعد مقادیر 8690، 376، 22، 45/0، 39/2، 26/4، 15/18، 36/61، 17/24، 36/3 و 37/48 تن به ترتیب برای آلایندههای CO2، CO، CH4، 2O، NH3، SO2، OX، PM2.5، OC، BC و NMVOCS شود. میزان اتلاف عناصر کربن، نیتروژن و گوگرد در نتیجه سوزاندن بقایا نیز به ترتیب 17/2575، 58/10 و 13/2 تن برآورد شد. کلمات کلیدی: آلایندههای جوی، جارسوزی، گازهای گلخانهای، تصاویر ماهوارهای، ArcMap
-
بررسی اثر تداخل علف های هرز در پیش بینی عملکرد عدس (Lens culinaris L.) با استفاده از شبکه عصبی مصنوعی
نگین زرگریان 1396به منظور تعیین روابط موجود میان علفهای هرز با یکدیگر و نیز با گیاه زراعی عدس جهت پیش بینی عملکرد به کمک رهیافت شبکه عصبی مصنوعی و نیز نشان دادن نوسانات مکانی علفهای هرز و عملکرد توسط روش زمین آمار، تحقیقی در یکی از مزارع عدس پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه رازی کرمانشاه صورت گرفت. نمونهبرداری در دو مرحله به صورت سیستماتیک و در شبکهای از نقاط فرضی که مختصات جغرافیایی آنها با استفاده از دستگاه GPS ثبت شد، یک بار در مرحله پیش از گلدهی عدس و بار دوم در آخر فصل زراعی صورت گرفت. در این دو مرحله صفاتی از جمله تراکم، ارتفاع، درصد تاج پوشش و وزن خشک علفهای هرز به تفکیک گونه و نیز درصد تاج پوشش، عملکرد دانه و بیوماس عدس اندازه گیری و ثبت شد. علاوه بر این شاخصهای تنوع و یکنواختی علفهای هرز بر اساس تراکم آنها محاسبه شد. در مجموع 45 گونه علف هرز در مرحله اول نمونه برداری و 28 گونه در مرحله دوم مشاهده شدند که اکثراً یکساله و پهن برگ بودند. نتایج نشان داد از میان عوامل مورد بررسی، تراکم، تاج پوشش و وزن خشک علفهای هرز تاثیر منفی معنی داری بر عملکرد عدس داشتند که در مواردی نیز تاثیر مثبت بعضی گونههای علف هرز مشاهده شد. نتایج همچنین تاثیر مثبت افزایش تنوع و یکنواختی گونهای علفهای هرز بر عملکرد عدس را نشان داد. به علاوه طبق نتایج، تغییرات عملکرد محصول تحت تاثیر علفهای هرز در نقاط مختلف مزرعه متفاوت بوده و روش زمین آمار این تغییرات را به خوبی نشان داد. نتایج نشان داد که روش شبکه عصبی مصنوعی جهت پیش بینی عملکرد و بیوماس عدس با استفاده از صفات علفهای هرز به عنوان ورودی مدل روش قابل قبولی است. بهترین شبکه برای پیش بینی عملکرد شبکه عصبی PCA ساخته شده از دادههای استاندارد با قانون یادگیری Step دارای ضریب همبستگی 80 درصد و ریشه میانگین مربعات خطای نرمال شده معادل 85/5 درصد بود. این در حالی بود که دقت شبکه عصبی برای پیش بینی بیوماس به اندازه عملکرد نبود به طوری که ضریب همبستگی و ریشه میانگین مربعات خطای نرمال شده در بهترین شبکه آن به ترتیب معادل 78 و 36/11 درصد بود. به طور کلی نتایج نشان دادند که رهیافت شبکه عصبی میتواند در پیش بینی عملکرد عدس تحت شرایط تداخل علفهای هرز با فرض مطلوب بودن سایر شرایط (عدم طغیان آفات و بیماریها و بروز تنشهای غیر زیستی)، مورد استفاده قرار گیرد. کلمات کلیدی: درونیابی مکانی، رقابت چندگونهای، رگرسیون، کانوپی، مدیریت متناسب با مکان
-
بررسی رابطه بین اثر علف های هرز با برخی عوامل تاثیرگذار بر عملکرد نخود (Cicer arietinum) در منطقه سنجابی روانسر
ناصر سهرابی 1395بهمنظور بررسی اثر علفهای هرز، همچنین برخی عوامل تاثیرگذار بر عملکرد نخود (Cicer arietinum L.) دیم، آزمایشی بهصورت پیمایشی با نمونه برداری از 85 مزرعه نخود در سال زراعی 94-93 در سه روستا واقع در دهستان سنجابی شهرستان روانسر استان کرمانشاه انجام شد. به منظور جمع آوری داده ها از دو روش الف) تکمیل پرسشنامه توسط کشاورزان صاحب هر مزرعه و ب) نمونهبرداری مستقیم از مزرعه، استفاده شد. اطلاعات مستخرج از پرسشنامه شامل مساحت اراضی، تناوب زراعی، میزان تحصیلات، زمان و وسیله شخم، کودهای شیمیایی مصرفشده، رقم بذر کشتشده، تاریخ کاشت، مبارزه با علفهای هرز، زمان برداشت، روش برداشت و میزان عملکرد بودند. نمونهبرداری از مزراع نیز در دو مرحله شامل قبل از گلدهی و زمان تشکیل غلاف بهصورت تصادفی در شش نقطه از هر مزرعه با استفاده از کوادراتی به ابعاد 1*1 متر انجام شد که اطلاعاتی از قبیل تراکم و درصد تاج پوشش علف های به تفکیک گونه، تعداد بوتههای نخود، درصد تاج پوشش نخود و عملکرد نخود یادداشت برداری شد. نتایج بهدستآمده نشان داد که عملکرد نخود بسته به نوع مدیریتی زراعی و عوامل اجتماعی از قبیل عملیات خاک ورزی، تاریخ کاشت، روش کاشت، مبارزه با علف های هرز، تارخ برداشت، سطح سواد کشاورز، سن و سابقه کشاورز و همچنین نوع روستای مورد مطالعه تفاوت معنی داری را نشان داد. بر این اساس، انجام دو بار خاکورزی قبل از کشت، استفاده روش های مکانیزه کاشت، مدیریت علف های هرز و همچنین انتخاب تاریخ کاشت و برداشت مناسب باعث افزایش معنی دار عملکرد نخود و کاهش معنی دار جمعیت علف های هرز در منطقه مورد مطالعه شد. علاوه بر این دو عامل سطح سواد و سابقه کشاورز نیز به عنوان عوامل مهم در افزایش عملکرد محصول و کاهش علف های هرز مطرح بودند. همچنین سکونت در مقایسه با عدم سکونت در روستا نیز با افزایش احتمال توجه کشاورز به عملیات داشت، افزایش عملکرد و کاهش جمعیت علف های هرز را به دنبال داشته باشد. که در مجموع 28 گونه علف هرز در مزارع منطقه مورد مطالعه مشاهده شد که اکثراً یکساله و پهن برگ بوده و اغلب آنها جزء علف های هرز غالب مزارع نخود استان کرمانشاه بودند. در این میان علف های هرز کاسنی و گلرنگ وحشی بیشترین تاثیر منفی را بر عملکرد نخود داشتند. همچنین برخی علف های هرز مانند شیرین بیان و جودره نیز در نتیجه اثرات متقابل با سایر علف های هرز علف های هرز بر خلاف تصور دارای تاثیر مثبت بر عملکرد نخود بودند. علاوه بر این افزایش تنوع و یکنواختی جمعیت علف های هرز دارای تاثیر مثبت بر عملکرد نخود بود. به نظر می رسد افزایش تنوع و ایجاد رقابت بین علف های هرز باعث کاهش قدرت رقابتی علف های هرز توسط خود آنها می شود، این امر می تواند از تاثیر منفی برخی از گونه ها بر گیاه زراعی بکاهد. احتمالا به همین دلیل بود که اثرات مثبت برخی علف های هرز رو عملکرد مشاهده شد. بطور کلی می توان بیان داشت که بررسی عوامل موثر بر تولید محصولات زراعی در شرایط واقعی، می تواند با افزایش آگاهی در مورد اثر هر یک از این عوامل، مدیریت بهتر بخش کشاورزی را به همراه داشته باشد.
-
بررسی تاثیر قارچ بیمارگر Beauveria bassiana بر پارامتر¬های جدول زندگی کرم غوزه پنبه Helicoverpa armigera (Lep: Noctuidae)
الهام کلوندی 1395چکیدهشبپرهی کرم غوزه hy;ی پنبهHelicoverpa armigera Hubner (Lepidoptera: Noctuidae) ، یکی ازآفات مهم و کلیدی محصولات کشاورزی در ایران وسایر کشورهای جهان میباشد.مقاومت کرم غوزهی پنبه به اکثر گروههای حشرهکشی رایج (پایرتروئیدها، ترکیبات آلی فسفره و کارباماتها) منجر به کاهش اثر حشرهکشها در خیلی از کشورها شده است. برای حل چنین مشکلی، راه کارهای جدیدیمانند استفاده از روشهایکنترل بیولوژیک بهویژه استفاده از ترکیبات میکروبیممکن است منجربه کنترل مناسب آفت شده و بروز مقاومت را به تاخیر بیندازد.در این میان قارچ بیمارگر حشرات، Beauveria bassiana (Balsamo) Vuillemin در مدیریت تلفیقی آفات از اهمیت خاصی برخوردار است، زیرا این قارچ دارای پراکنش جهانی بوده و با داشتن بیش از 700 گونه میزبان، دارای طیف میزبانی گستردهای میباشد.همچنین یکی از مهمترین روشهای ارزیابی قدرت و کیفیت بیمارگری قارچ، استفاده از دادههای جدول زیستی حشره سالم و آلوده میباشد که در این زمینه اطلاعات محدودی وجود دارد. در این پژوهشتاثیر قارچ بیمارگرB. bassiana، بر پارامترهای جدول زندگی کرم غوزه پنبه،H. armigera(Lep; Noctuidae)مورد بررسی قرار گرفت.تمام آزمایشات با روش غوطهوری در شرایط دمایی 1±25 درجه سانتی گراد، رطوبت نسبی 5 ±65 و دوره نوری 16 ساعت روشنایی و هشت تاریکی انجام گرفت. پس از آزمون مقدماتی غلظتهای موثر برای جدایه DC7102،103،105،106،108و برای جدایه DE101،102،104،106،108 تعیین شدند و به منظور بررسی زهرآگینی دو جدایه DEو DC7از قارچ بیمارگر B. bassiana، آزمایش زیستسنجی روی لارو سن دوم کرم غوزهی پنبه در چهار تکرار انجام شد، نتایج این تحقیق نشان داد که جدایه DC7زهرآگینی بیشتری در مقایسه با جدایه دیگر ایجاد کرده، همچنینLC25و LC50برای این جدایهبه ترتیب102×44/2 و 104×5/1 اسپور بر میلیلیترمحاسبه شد. نتایج حاصل از بررسی پارامترهای جدول زندگی نشان داد که این قارچ اثر قابل توجهی در مرگ و میر حشرات داشته است.همچنین علاوه بر افزایش مرگ و میر،میزان باروری حشراتی که زنده ماندهاند را نیز کاهش داد. نرخ ذاتی افزایش جمعیت (rm) برای شاهد، غلظت زیرکشنده و کشنده به ترتیب 198/0، 121/0 و 111/0 بر روز محاسبه گردید. این قارچ علاوه بر ایجا مرگومیر، موجب ایجاد بدشکلی در پیششفیره، شفیره و بالغینشد.در نتیجه میتوان بیان نمود که این قارچ بیمارگرپتانسیل بالایی در بیماریزایی در کرم غوزه پنبه دارد از اینرو میتواند به عنوان یک عامل کنترل زیستی کارآمد در برابر آفت مذکور به کار گرفته شود.
-
مطالعه کارایی جذب و مصرف تشعشع ارقام گندم(Triticum aestivum)تحت تاثیر کود نیتروژن در شرایط آب و هوایی کرمانشاه
علی بزرگی حسین آباد 1395چکیده
-
بهینه سازی کاربرد کود زیستی ازتوباکتر و نیتروژن بر عملکرد و اجزای عملکرد جو
اردشیر طاهری نژاد 1395 -
شبیه سازی رقابت گندم پاییزه (Triticum aestivum .L) و علف هرز یولاف وحشی (Avena Ludoviciana L.) تحت شرایط آب و هوای کرمانشاه: واسنجی و ارزیابی مدل clipest
اشکان جلیلیان 1395 -
تاثیر برخی عوامل محیطی بر گرهزایی ریشه و تثبیت بیولوژیکی نیتروژن در سویا
سمیه امیری 1395 -
ارزیابی پایداری سامانه های تولید گندم و ذرت بر پایه مولفه های اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی(مطالعه موردی روستاهای منطقه سنجابی استان کرمانشاه)
مهدی نوری 1395 -
ارزیابی کارایی مصرف نور و نیتروژن در محصولات بهاره استان کرمانشاه
محمدرضا سرمست 1394 -
نقش مدیریت زراعی بر تنوع گونه ای و میزان خسارت علف های هرز مزارع گندم آبی
سپیده آل آقا 1394 -
ارزیابی کارایی جذب و مصرف منابع در ارقام ذرت (Zea mays) تحت شرایط آب و هوایی کرمانشاه
منصور احمدی 1394 -
کارایی مصرف نور و نیتروژن درکشت مخلوط ذرت شیرین (Zea mays. Var saccharata) و سیب زمینی (Solanum tuberosum)
هانیه همافر 1394 -
اثر اعمال برخی هورمون¬های گیاهی بر کمیت و کیفیت عملکرد دانه و برخی خصوصیات فیزیولوژیک ارقام مختلف گندم نان
راضیه تیموری زمانه 1394 -
تاثیر پلیمر سوپر جاذب رطوبت و تنش خشکی بر استقرار و رشد گیاهچه برخی از گیاهان سرمادوست و گرمادوست
علی حسینی باباعربی 1394چکیدهدر حدود یکسوم اراضی جهان با کمبود بارندگی مواجه هستند و نیمی از این اراضی دارای بارندگی سالیانه کمتر از ??? میلیمتر میباشند که یکچهارم تبخیر و تعرق بالقوه این مناطق است. هدف از این مطالعه بررسی تاثیر میزان پلیمر سوپر جاذب و تنش خشکی بر استقرار و رشد گیاهچه برخی گیاهان گرمادوست و سرمادوست در شرایط کمبود رطوبت خاک بود. این آزمایش بهصورت پژوهش گلدانی و مزرعهای در پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه رازی کرمانشاه در قالب طرح فاکتوریل انجام شد. در پژوهش مزرعهای تیمارها شامل گونههای گیاهی و سطوح پلیمر سوپر جاذب رطوبت و در پژوهش گلدانی تیمارها شامل گونههای گیاهی، سطوح ابر جاذب رطوبت و سطوح تنش خشکی (دور آبیاری مطلوب و دور آبیاری طولانیمدت) بود. بذر گیاهان سرمادوست شامل گلرنگ، کلزا و یونجه و بذر گیاهان گرمادوست شامل ارزن دمروباهی، شوید و شنبلیله بود. نتایج نشان داد که با افزایش پلیمر سوپر جاذب وزنتر ساقه، برگ و کل، وزن خشک ساقه، برگ و کل، ارتفاع گیاهچه، محتوای نسبی آب برگ، درصد و سرعت سبز شدن افزایش معنیداری داشت اما شاخص سبزینگی کاهش یافت. با افزایش دور آبیاری (تنش خشکی) صفات مذکور کاهش یافت اما شاخص سبزینگی افزایش یافت. در گیاهان سرمادوست با افزایش مقدار سوپر جاذب رطوبت، افزایش درصد سبز شدن در گلرنگ بر یونجه و کلزا برتری داشت و در گیاهان گرمادوست با افزایش مقدار سوپر جاذب رطوبت، افزایش درصد سبز شدن در شنبلیله بر شوید و ارزن برتری داشت. با توجه به نتایج این پژوهش جهت استقرار بالای گیاهچه گیاهان مطالعه شده بهجز ارزن دمروباهی مقدار هشت گرم در مترمربع سوپر جاذب توصیه میگردد. برای ارزن مقدار شش گرم در مترمربع کفایت میکند. کلمات کلیدی: پلیمر جاذب رطوبت، دور آبیاری، شاخص سبزینگی، محتوای نسبی آب برگ
-
تاثیر پرایمینگ بذر روی عملکرد و اجزای عملکرد نخود در شرایط دیم
محمدعلی اسدی تکلم 1394 -
بررسی تاثیر کشت خاکپوش زنده شبدر برسیم بر رشد و عملکرد ذرت و کنترل علفهای هرز در سیستم های مختلف خاکورزی
فریبرز فیض الهی 1394 -
بررسی امکان تاثیر ریزگردها بر عملکرد و برخی خصوصیات فیزیولوژیک گندم و کارایی مصرف علفکشها
زینب شریفی حشمت آباد 1394
