صفحه نمایش استاد - پرتال اصلی دانشگاه رازی
فرشاد رحیم پور
استاد / فنی مهندسی / گروه مهندسی شیمی
دروس ارائه شده نیمسال جاری
| نام درس | واحد | زمان ارائه درس | ترم |
|---|---|---|---|
| مکانیک سیالات 1 | 3 | هرهفته، شنبه ، 15:30-17:30، هفته هاي فرد ، يك شنبه ، 15:30-17:30، هفته هاي زوج ، يك شنبه ، 15:30-17:30 | نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1405 |
| طراحی راکتورهای بیوشیمیایی | 3 | هرهفته، يك شنبه ، 08:00-10:00، هفته هاي فرد ، دوشنبه ، 08:00-10:00 | نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1405 |
| ریاضیات مهندسی پیشرفته | 3 | هرهفته، شنبه ، 13:30-15:30، هفته هاي زوج ، دوشنبه ، 15:30-17:30 | نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1405 |
| مهندسی واکنش های شیمیایی | 4 | هرهفته، يك شنبه ، 13:30-15:30، هفته هاي فرد ، سه شنبه ، 10:00-12:00، هفته هاي زوج ، سه شنبه ، 10:00-12:00 | نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1405 |
پایاننامههای کارشناسیارشد
-
ساخت جاذب مغناطیسی بر پایه تثبیت فیکوسیانین برای حذف یون فلزات کروم و نیکل از محلولهای آبی
کیمیا ایمانی 1404آلودگی منابع آبی به فلزات سنگینی همچون نیکل و کروم، خطرات زیستمحیطی و بهداشتی قابلتوجهی به دلیل سمی بودن و ماندگاری طولانی مدت در محیط دارد. روشهای متداول حذف این فلزات غالباً از نظر گزینشپذیری و کارایی با محدودیتهایی مواجهاند و همین امر پژوهشگران را به سمت بررسی جاذبهای نوین سوق داده است. در این مطالعه، نانوذرات مغناطیسی عاملدارشده با فیکوسیانین برای جذب انتخابی یونهای Ni(II) و Cr(VI) از محلولهای آبی تهیه شدند. نانوذرات مغناطیسی ابتدا با پلیاتیلنایمین فعال و سپس با فیکوسیانین عاملدار گردیدند تا مکانهای فعال برای اتصال یونهای فلزی فراهم شود. نتایج FTIR وجود گروههای عاملی برای اتصال انتخابی و پایداری فیکوسیانین بر روی نانوذرات مغناطیسی را تایید کرد و گروههای عاملی –OH، –NH، C=O، –COO و Fe–O شناسایی شدند. آزمایشهای جذب تحت شرایط مختلفی مانند غلظت های اولیه متفاوت از یون فلزات و زمان تماس انجام شد و بازده حذف و ظرفیت جذب محاسبه گردید. سینتیک جذب با مدل شبه مرتبه دوم مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و ایزوترمهای لانگمویر برای تعیین حداکثر ظرفیت جذب به کار رفتند. نتایج نشان داد جذب Ni(II) در مقایسه با Cr(VI) سریعتر اتفاق می افتد که بیانگر تفاوت در برهمکنش یونها با مکان فعال جاذب بود. حداکثر ظرفیت جذب برای Ni(II) برابر با 85/13 میلیگرم بر گرم و برای Cr(VI) برابر با 17/22 میلیگرم بر گرم بود. همچنین نتایج نشان دادکهpH تاثیر قابلتوجهی بر جذب داشت، بهگونهای که نیکل در شرایط قلیایی و کروم در محیط اسیدی تمایل بیشتری به جذب نشان دادند. آزمایشهای واجذب نشان دادند که تا حدود %40 از یون Ni(II) در شرایط انتخابی میتواند از جاذب بازیافت شود. بنابراین جاذبهای مغناطیسی توسعهیافته بر پایه فیکوسیانین توانستند حذف انتخابی، کارآمد و قابل بازیافت یونهای نیکل و کروم را حتی در شرایط رقابتی این یونها فراهم کنند و رویکردی امیدبخش برای تصفیه پسابهای حاوی نیکل و کروم ارائه دهند. کلید واژهها: فیکوسیانین، نانوذرات مغناطیسی، نانوجاذب، ریز جلبک، سینتیک جذب
-
بررسی تجربی و عددی میزان تاثیر آسیب فرو رفتگی در صلاحیت سرویس دهی لوله های انتقال گاز
ایرج گورانی 1404 -
بررسی آزمایشگاهی مدیریت حرارتی باتری های لیتیوم یون با استفاده از ماده تغییر فاز دهنده مبتنی بر ایروژل کربنی
ساسان امیری 1404باتریهای لیتیوم یون نیروگاه انقلاب الکترونیک دیجیتال در این جامعه مدرن هستند. اما مسئله مهم مدیریت حرارتی باتری این وسایل، برای اطمینان از شارژ یا دشارژ سریع، عملکرد ایمن و کارآمد باتریها با تنظیم دمای آنها در محدوده بهینه است. بااینوجود، روشهای مدیریت حرارتی باتری موجود شامل خنکسازی با هوا و مایع که خنکسازی فعال نامیده شدهاند نهتنها فضای زیادی را اشغال کرده؛ بلکه با وزن زیاد و مصرف انرژی محدود، بهسختی بر خنکسازی باتری در دماهای بالا غلبه و باعث کاهش بازده خودرو شدهاند. اما خنکسازی به روش غیرفعال که به آن فناوری مدیریت حرارتی باتری مبتنی بر ماده تغییرفازدهنده گفته شده، با صرفهجویی در وزن و مصرف انرژی عملکرد مطلوبی را از خود نشان داده است. اما هدایت حرارتی کم و نشت ماده تغییرفازدهنده کاربرد مدیریت حرارتی باتری را محدود کرده است. در این پایاننامه، مدلسازی حرارتی باتری با استفاده از هیتر به صورت تجربی بررسی شد همچنین چند سیستم مدیریت حرارتی باتری شامل مواد تغییرفازدهنده با سه نسبت درصد جرمی مختلف متشکل از پارافین و موم زنبورعسل و کامپوزیتهای ایروژل(هواژل) مبتنی بر کربن/ماده تغییرفازدهنده ساخته شدند. نتایج نشان دادند که استفاده از ماده تغییرفازدهنده شامل 75درصد پارافین و 25درصد موم زنبورعسل به تنهایی نسبت به دو نسبت دیگر تا 56درصد عملکرد حرارتی را افزایش داده . همچنین استفاده از ایروژل خام/ماده تغییرفازدهنده شامل 25درصد پارافین و 75درصد موم زنبورعسل افزایش 31درصدی هدایت حرارتی نسبت به ماده تغییرفازدهنده به تنهایی را شامل شده است. اما کامپوزیت ایروژل سیاه/ماده تغییرفازدهنده در همه نسبتها عملکرد قابل قبول و افزایش 46درصدی هدایت حرارتی را برجا گذاشته است. در مجموع استفاده از کامپوزیت ایروژل سیاه/ماده تغییرفازدهنده شامل 25درصد پارافین و 75درصد موم زنبورعسل به دلیل داشتن بالاترین میزان هدایت حرارتی بهعنوان سیستم مدیرت حرارتی بهینه در نظر گرفته شدند.
-
تولید هیدروژن به وسیله ی سنتز هیدروترمال فتوکاتالیست های اتصال ناهمگن CuBi2O4وBi2WO6
کیمیا فتوحی 1403Abstract Hydrogen production as a clean and sustainable energy source, particularly through water splitting, is considered one of the fundamental challenges in the field of renewable energy. In this study, the process of hydrogen production through photocatalytic water splitting using photocatalysts Bi?WO? and CuBi?O? with different weight ratios is investigated and analyzed. The two photocatalysts, CuBi?O? and Bi?WO?, were synthesized via a hydrothermal method and subsequently combined in various weight percentages. Due to their unique properties in light absorption and charge transfer enhancement, these photocatalysts have the potential to exhibit high efficiency in hydrogen production from water. To characterize the Bi?WO? and CuBi?O? photocatalysts, several analytical techniques were employed. Subsequently, the impact of forming a heterogeneous junction between these two materials on water splitting performance was examined. All reactions were conducted under UV-Visible light in a 160 mL quartz reactor. Experimental results indicate that although the pure Bi?WO? and CuBi?O? photocatalysts produce hydrogen at rates of 131.87 ?molg?¹ h?¹ and 165.56 ?molg?¹ h?¹, respectively, the heterogeneous Bi?WO?/CuBi?O? junction in the optimized sample significantly increases the hydrogen production rate to 341.25 ?molg?¹ h?¹ compared to the individual photocatalysts. This enhancement in efficiency is attributed to improved light absorption, increased electron and hole lifetimes, and reduced electron recombination. Keywords: Photocatalyst, CuBi?O?, Bi?WO?, Water Splitting, Heterojunction
-
تولید سلولاز در کشت مخلوط Trichoderma reesei و Aspergillus Niger با استفاده از تفاله چغندرقند پیش تیمار شده
مریم حسینی فر 1403 -
استخراج لیکوپن از ضایعات گوجه فرنگی صنعتی بر پایه ادغام تیمارهای پرکولاسیون و آنزیمی
پرستو مالکی 1403رنگدانه های کاروتنوئیدی به عنوان عامل رنگی و آنتی اکسیدانی به طور گسترده در صنایع دارویی و غذایی استفاده می گردند. لیکوپن از جمله کاروتنوئیدهای طبیعی است که به لحاظ پتانسیل بالای آنتی اکسیدانی و نیز خواص محافظتی در برابر بسیاری از انواع بیماری ها، مورد توجه خاص قرار گرفته است. در همین راستا، امروزه تقاضای جهانی تولید این رنگدانه، با به کارگیری روش های نوین میکروبیولوژی صنعتی، دارای گسترش قابل ملاحظه ای بوده است. در پژوهش حاضر، حصول بهینه بازده لیکوپن استخراج شده از ضایعات گوجه فرنگی صنعتی بر پایه ی تیمار آنزیمی انجام پذیرفت. آنزیم سلولاز از کشت ناپیوسته غرقابی قارچ تریکودرما ریسی (Trichoderma reesei - PTCC 5307) در شرایط بهینه حاصل گردید. در مسیر تولید آنزیم توسط میکروارگانیسم؛ بررسی کاه گندم و باگاس چغندر قند به عنوان منابع کربن تریکودرما ریسی، با هدف تولید آنزیم سلولاز در سطح بهینه مورد مقایسه قرار گرفت. در راستای دستیابی به بازده بهینه لیکوپن بازیابی شده، تیمار قلیایی و اتانولی پس از فرایند هیدرولیز آنزیمی اعمال گردید. در این مطالعه، جهت بهینه سازی پارامترهای مختلف، از طراحی مرکب مرکزی (CCD) استفاده شد. بر این اساس، میزان بهینه بازده و محتوای لیکوپن بازیابی شده، به ترتیب، 179.22 درصد و 51.09 میکرو گرم بر گرم پوست و ضایعات خشک گوجه فرنگی در شرایط دمایی 48.25 درجه سانتی گراد و مدت زمان 152.81 دقیقه حاصل گردید. بر این اساس نسبت جرمی آنزیم سلولاز به پوست و ضایعات خشک گوجه فرنگی، 4.25 میلی لیتر آنزیم بر گرم پوست و ضایعات خشک گوجه فرنگی مشخص شد. هم چنین مشاهده گردید؛ استخراج لیکوپن با آنزیم سلولاز از پوست ضایعات گوجه فرنگی در شرایط بهینه منجر به افزایش 178.9 درصدی نسبت به مقدار لیکوپن استخراج شده با استفاده از دستگاه سوکسله (با حلال هگزان) می شود. به علاوه پس از هیدرولیز آنزیمی در شرایط بهینه ذکر شده، اعمال تیمار اتانولی (اتانول 94 درصد، دمای 60 درجه سانتی گراد و زمان 5 ثانیه) منجر به افزایشی ناچیز در بازده لیکوپن به میزان 182 درصد گردیده در حالی که تیمار قلیایی، (KOH 45 درصد، در نسبت 10 درصد وزنی نمونه، دمای 55 درجه سانتی گراد و زمان 30 دقیقه) منجر به افزایش قابل توجهی در عملکرد لیکوپن به میزان 249.6 درصد گردید. سنجش فعالیت آنتی اکسیدانی لیکوپن بازیابی شده، با یک عامل اکسید کننده مانند H2O2 انجام شد که بیشترین خاصیت آنتی اکسیدانی به میزان 76.82 درصد در مورد تیمار آنزیمی- قلیایی مشاهده گردید.
-
گوگرد زدایی عمیق از سوخت مدل و سوخت واقعی به روش اکسیداسیونی با استفاده از کاتالیست دو فلزی بر پایه ی آلومینا
مهدی لطفی 1403چکیده گوگردزدایی اکسیداسیونی بهعنوان روشی امیدوارکننده برای جایگزینکردن روش سنتی گوگردزدایی هیدروژنی است. گزینشگری بالا در حذف ترکیبات آلی گوگردی دیرگداز،کمهزینهبودن و استفاده از شرایط عملیاتی ملایمتر مهمترین مزیتهای این روش گوگردزدایی است که در چند دهه اخیر موردتوجه پژوهشگران زیادی قرار گرفته است. در این پژوهش از کاتالیست دوفلزیMoO3/?-Al2O315%-Mn3% به همراه H2O2 بهعنوان عامل اکسیدکننده و DMF بهعنوان حلال برای حذف ترکیبات آلی گوگردی به روش اکسیداسیون استفاده شده است. برای این منظور ابتدا کاتالیست مزوپور MoO3/?-Al2O315%-Mn3% به روش تلقیح خشک سنتز شد. سپس کاتالیست سنتز شده با استفاده از آزمونهای XRD، FTIR، FESEM، EDS-MAPPو BET مشخصهیابی شد. در ادامه بهمنظور دستیابی به بالاترین میزان گوگردزدایی، شرایط عملیاتی به کمک نرمافزار Design Expert 11 و روش(Central Composite Design) CCD بهینهسازی شد. بالاترین راندمان گوگردزدایی در نسبت مولی 4/3= O/S، مقدار بارگذاری کاتالیست MoO3/?-Al2O315%-Mn3% برابر 1/1 گرم و دمای واکنش برابر 2/60 درجه سلسیوس بدست آمد. همچنین در این شرایط بهینه از برشهای نفت گاز ترش و نفت کوره تولیدی پالایشگاه نفت لاوان فرآیند ODS بهعمل آمد که میزان گوگردزدایی این برشهای نفتی به ترتیب 58 و 44 درصد بود که به دلیل غلظت و پیچیدگی بالاتر ترکیبات گوگردی موجود درآنها این راندمانها مورد انتظار بود. در آخر نیز کاتالیستMoO3/?-Al2O315%-Mn3% پنج مرحله مورد بازیابی قرار گرفت که نتایج نشان داد کاتالیست فعالیت خود را بهخوبی حفظ نموده است و قابلیت استفاده مجددتا پنج مرحله را دارد. واژگان کلیدی: گوگردزدایی،گوگردزدایی اکسیداسیونی، کاتالیست دو فلزی،تلقیح خشک، مدلسازی وبهینهسازی
-
تولید آنزیم سلولاز در کشت حالت جامد با خوراک کاه گندم و قارچ Trichoderma reesei ATCC 26921
علی قنبری 1403در این پژوهش، تاثیر روشهای مختلف پیشتیمار بر تولید آنزیم سلولاز از کاه گندم با استفاده از تخمیر حالت جامد و قارچ Trichoderma reesei ATCC 26921 مورد بررسی قرار گرفت. کاه گندم بهعنوان یک ضایعه کشاورزی قابل توجه در ایران، دارای پتانسیل بالایی برای استفاده در تولید آنزیمهای صنعتی و محصولات زیستی است. هدف اصلی این تحقیق، یافتن بهترین روش پیشتیمار برای به حداکثر رساندن تولید آنزیم سلولاز از طریق تخمیر حالت جامد بود. در این راستا، ابتدا با طراحی آزمایشات به روش باکس-بنکن، بهترین شرایط تخمیر در مدت زمان 6 روز، دمای 30 درجه سلسیوس و رطوبت 80% بدست آمد. سپس تاثیر پیشتیمارهای اسیدی، قلیایی، ترکیبی، و حلال دیپ یوتکتیک کلسیم کربنات-گلیسرول بر فعالیت آنزیمی سلولاز تولید شده در نقطه بهینه بررسی شد. حلال دیپ یوتکتیک با فعالیت آنزیمی 0.5369 U/gds بیش از 38% بهبود نسبت به نمونه پیشتیمار نشده از خود نشان داد. آنالیز FTIR نمونهها نیز حاکی از تاثیر بسیار خوب این روش بر ساختار لیگنوسلولز و تخریب حداکثری لیگنین و همیسلولز و افزایش در دسترسپذیری سلولز بود. این تحقیق با تاکید بر استفاده بهینه از ضایعات کشاورزی و توسعه پایدار، میتواند به بهبود مدیریت منابع زیستی در استان کرمانشاه و ایران کمک کند. نتایج بهدستآمده میتواند راهکارهای نوینی برای تولید آنزیمهای صنعتی و کاهش آلودگیهای زیستمحیطی ارائه دهد و به توسعه صنعت زیستفناوری در کشور یاری رساند.
-
مطالعه ی ترمودینامیک و سینتیک جذب سطحی رقابتی کاتیون تعدادی از فلزات سنگین رایج در پساب های صنعتی توسط بیوجاذب ترکیبی اصلاح شده ی پشم گوسفند-خاکستر کود گاو.
مختار ریاحی 1403هدف این مطالعه، بررسی پتانسیل و کارآیی دو جاذب زیستی اصلاحشدهی پشم گوسفند و خاکسترکود گاو در حذف کاتیونهای فلزی سنگین رایج در پسابهای صنعتی است. غلظت محلولهای سرب (Pb2+)، کادمیم (Cd2+) و نیکل (Ni2+) توسط دستگاه جذب اتمی اندازهگیری شد. بعد از محاسبهی ظرفیت جذب (q) و درصد حذف (RE)، ترمودینامیک و سینتیک جذب سطحی، از طریق برازش دادههای تجربی تعادلی، با ایزوترم (همدما)های یکجزئی و چندجزئی و مدلهای سینتیکی، مطالعه گردید. برای بررسی امکانپذیری (خودبهخودیبودن) فرآیند جذب، پارامترهای ترمودینامیکی انرژی آزاد گیبس (?G0abs)، انتالپی (?H0abs) و انتروپی (?S0abs) محاسبه شد. اثر و بهینهسازی پارامترهای مهم فرآیندی با آزمایشهای طراحیشده توسط روش سطح پاسخ و نمودارهای مربوطه، در سه سطح بررسی شد. جهت تایید اصلاح سطح، جاذبها با دستگاههای طیفبینی فروسرخ تبدیل فوریه (FTIR) و میکروسکوپ الکترونی روبشی (SEM) آنالیز شدند. دادههای سینتیکی مخلوط کاتیونی به خوبی با مدل شبه مرتبهی دوم (993/0 gt;2r) مطابقت داشت. در برازش دادههای تعادلی با ایزوترمهای جذب، کمترین مقدار تابع خطا و سازگاری بالاتر، مربوط به ایزوترم دوبینین - رادوشکویچ در جذب تککاتیونی (980/0> 2r) و مخلوط کاتیونی (950/0> 2r) و ایزوترم لانگمویر - فروندلیچ رقابتی و فروندلیچ توسعهیافته در جذب دوجزئی (به ترتیب 996 /0> 2r و 989/0> 2r) بود. ظرفیت جذب بیشینه برای سه کاتیون سرب، کادمیم و نیکل در شرایط بهینهی تجربی، در مخلوط کاتیونی به ترتیب 89/21، 93/19 و mg/g 12/17 بود. مطالعات ترمودینامیکی نشان داد که فرآیند جذب هر سه آلایندهی موردمطالعه، ماهیتی امکانپذیر و خودبهخودی (0 > ?G0abs)، گرمازا (0 > ?H0 abs) و پایدار در سطح مشترک جاذب – جذبشونده (0 > ?S0 abs) دارد.
-
شناسایی +C7 با استفاده از خواص توده ای
نور محمد جعفر 1403در توصیف فراکسیون های C7+ با دامنه های جوش گسترده، اندازه گیری خواص توزیع شده مانند وزن مولکولی (MW)، وزن مخصوص (SG) و نقطه جوش واقعی (Tb) می تواند زمان بر و پرهزینه باشد. هدف این پایان نامه تجزیه و تحلیل داده های روغن با استفاده از Solver در Excel و شبکه عصبی در Matlab برای بهبود دقت پیش بینی خواص روغن است. داده ها شامل 68 نمونه روغن است. داده ها به دو گروه نفت سیاه و گاز میعانات تقسیم شدند. ابزار Solver در اکسل برای تعیین پارامترهای A، B و P0 برای هر ویژگی P مانند SG، MW و Tb در مدل توزیع ریاضی. همچنین برای تجزیه و تحلیل داده ها و یافتن میانگین درصد میانگین انحراف مطلق (AAD%) برای نفت سیاه و گاز میعانات و برای هر ویژگی SG، MW و Tb از برنامه حل کننده نیز استفاده شد. سپس شبکه عصبی با استفاده از ورودی های عمده MW و SG، همراه با مقادیر XC از 0.1 تا 0.99 آموزش داده شد. با تنظیم دقیق شبکه عصبی، خواص توزیع شده SG، MW و Tb را می توان با دقت بالا پیش بینی کرد. هدف این مطالعه کاهش پیچیدگی و هزینه مرتبط با اندازهگیری ویژگیهای توزیعشده با استفاده از ابزارهای محاسباتی مانند حلکننده و شبکههای عصبی بود. بنابراین، امکان پیشبینی خواص توزیع شده هپتان به اضافه کسری با حداقل دادههای تجربی وجود داشت. نتایج نشان داد که مدل شبکه عصبی به میانگین مربعات خطا دست یافت • (MSE) از (0.0258) برای میعانات گازی • (MSE) از (0.0976) برای روغن های سیاه. این نشان دهنده سطح بالایی از دقت در پیش بینی خواص توزیع شده SG، MW و Tb بر اساس خواص توده است. علاوه بر این، از شبکه عصبی دوم برای تایید صحت پیشبینی شبکه اول با ورودیهای MWb، SGb، XC و خروجیها (خروجیهای پیشبینیشده در شبکه اول) استفاده شد و میانگین مربعات خطا برای هر دو گاز میعانات و گاز میعان محاسبه شد. روغن سیاه • (MSE) از (0.003746) برای میعانات گازی • (MSE) از (0.009242) برای روغن های سیاه. به طور کلی، استفاده از شبکههای عصبی برای شناسایی کسریهای هپتان به علاوه یک رویکرد امیدوارکننده برای سادهسازی فرآیند توصیف و کاهش زمان و هزینه است. با استفاده از ابزارهای محاسباتی و تکنیکهای یادگیری ماشین، محققان میتوانند کارایی و دقت توصیف بخشهای هیدروکربنی پیچیده را افزایش دهند.
-
بررسی آزمایشگاهی حذف فلزات سنگین در فرآیند جذب سطحی با استفاده از زیست جاذب
زهرا علی خانی 1403فلزات سنگین از جمله آلایندههای زیستمحیطی هستند که مواجهه انسان با آنها از طریق آب و مواد غذایی میتواند مسمومیت های حاد و خطرناکی ایجاد نماید. آلودگی آب با فلزات سنگین یک مشکل موجود و در حال توسعه جهانی است. فلزات سنگین مانند سرب، مس، کادمیوم، آرسنیک، جیوه و.... از جمله بیشترین آلودگی های عمومی هستند که در فاضلاب های صنعتی یافت میشوند. روشهای متفاوتی برای حذف فلزات سنگین وجود دارد که از جمله این روشها میتوان به رسوبدهی شیمیایی، تبادل یونی، انعقاد، اسمز معکوس، فرایندهای الکتروشیمیایی و جذب سطحی اشاره کرد. اکثر این روشها دارای معایبی هستند و از میان اینها، جذب سطحی بعنوان یک روش موثر برای حذف فلزات سنگین به حساب می آید. زیست جاذبها یکی از انواع جاذب می باشند که جهت حذف فلزات سنگین مورد توجه قرار گرفته اند. در این پژوهش به منظور حذف فلزات سنگین کادمیوم و مس از محلولهای آبی پوست خربزه اصلاح شده با NaOH استفاده شد. به منظور تعیین ساختار و شناسایی و بررسی ویژگیهای زیست جاذب تهیهشده، از آنالیزهای ، FT-IR ، SEM و ASS بهره گرفته شد. در ادامه، عوامل موثر بر میزان حذف مانند pH ، مقدار جاذب، زمان تماس و غلظت اولیه ی فلزات مذکور مورد بررسی گرفت پس از بررسی مشخص شد که بالاترین درصدهای برداشت یونهای فلزی در مقادیر pH بین 7 تا 8، غلظت اولیه یون فلزی mg/L 170، دوز جاذب g/L 38/1 و زمان تماس min 45 حاصل شده است. طراحی آزمایش با استفاده از نرم افزار Design Expert انجام شد. R2 در این مدل برای کادمیوم برابر با 9902/0 به دست آمده که نشان دهنده این است که 02/99 % از داده ها از طریق مدل پوش داده شدهاند و اختلاف اندک با R2adjکه برابر با 9765/0 است، حاکی از دقت مناسب مدل است. آزمایشهای سینتیکی نشان داد که برای هر دو کاتیون فلزی ظرفیت جذب در طول 20 دقیقه اول با شیب تندی افزایش یافته و پس از آن، این روند، کند شده و سرعت جذب کاهش مییابد. تا اینکه سرانجام، حالت تعادل پس از گذشت حدود min 35 برای جذب کادمیوم و min 40 برای جذب مس رخ میدهد. آزمایشات همدمای جذب Cd(II) و Cu(II)توسط زیست جاذب NMPb در یک سیستم ناپیوسته و تک جزئی با شرایط یکسان pH برابر 5، دوز جاذب g/L 56/1، دمای ?C 25 و مدت زمان لازم برای رسیدن به تعادل انجام گرفت. ظرفیت جذب ماکزیمم محاسبه شده با استفاده از ایزوترم لانگمویر برای جذب Cd(II) و Cu(II)در سیستم تک جزیی، به ترتیب برابر با 4/310 و 0/136 mg/g میباشد. همچنین با توجه به نتایج، مدل لانگمویر برای فرآیند جذب هر کدام از کاتیونهای فلزی به دلیل داشتن کمترین مقادیر تابع خطا و بالاترین ضریب تعیین R2، مناسبترین مدل جهت برازش دادههای آزمایشگاهی میباشد.
-
سیستم جلوگیری از سوختن شناورها در زمان کم آبی و هم چنین قطع کننده های اتوماتیک
مجتبی شریفی 1403طراحی و ساخت چاههای آب برای بسیاری از مهندسان ناآشنا است و به دلیل این ناآشنایی، طراحی آنها اغلب به شکل نامناسب انجام میشود یا به طور کامل نادیده گرفته میشود. در طراحی مکانیکی سیستمهای پمپ حرارتی منبع زمین نیز باید به اصطلاحات چاههای آب و مسائل کلیدی مرتبط با ساخت آنها آشنا باشیم. در چاهها، سطح آب ساکن و سطح پمپاژ دو حالت مختلفی هستند و در صورت کمآبی یا بیآبی، سنسورها و قطعکنندههای اتوماتیک میتوانند شناور را از مدار خارج کنند. در این پژوهش ما به طراحی یک مدار پرداختهایم که تفاوت آن با مدارهای موجود در این است که مدار طراحی شده توسط ما قابلیت تنظیم در هر سطح آب را دارد.
-
تولید عصاره مخمر بر پایه استفاده از ملاس چغندرقند به عنوان منبع کربن در کشت ساکارومایسس سرویزیه
سحر کنجوری 1403عصاره مخمر یک ماده پودری شکل است که حاوی مواد سودمندی همچون پروتئین های محلول، ویتامین و مواد معندی است و از کاربرد گسترده ای در صنایع غذایی، پزشکی، و میکروبیولوژی صنعتی برخوردار است. این ماده بهعنوان یک محصول زیستی از واپاشی دیوارهسلولی مخمرها (سویههای مختلف ساکارومایسس سرویزیه) تولید میگردد. در پژوهش حاضر، بهمنظور کاهش هزینههای تولید عصاره مخمر از ملاسچغندر بهعنوان تامینکننده منبع کربن در کشت ناپیوسته سلولهای ساکارومایسس سرویزیه (PTCC 5052) در دمای ?C 30 و سرعت همزدن rpm 150 استفاده شد. منحنی رشد مخمر در غلظتهای مختلف اولیه ملاس مورد بررسی قرار گرفت و نتایج نشان داد که افزایش غلظت ملاس در بازه vv-1% 10-0 موجب بازدارندگی رشد مخمر نمیگردد و مدل سینتیکی مونود با سرعت ویژه ماکزیمم رشد h-1 164/0 = ?max و ثابت نیمه اشباع vv-1% 78/1= KS به خوبی با دادههای تجربی مطابقت داشت. همچنین با تطبیق دادههای تجربی تودهزیستی با مدل مفهوم انرژی نگهداری سلولی، بازده تئوری تولید تودهزیستی از قندهای احیا موجود در ملاس gcell g-1 739/1 و انرژی نگهداری صرف شده توسط سلولهای مخمر g gcell-1 h-1 0518/0 تخمین زده شد. بازده نسبی بالا و انرژی نگهداری پایین، نشانگر شرایط مطلوب کشت برای دستیابی به توده زیستی در مرحله تخمیر بود. سلولهای مخمر پس از کشت برای تولید عصاره مخمر وارد مرحله واپاشی دیواره سلولی شدند. در این مرحله، فرآیندهای اتولیز، پلاسمولیز (در حضور محلول M 5/0 از NaCl و KCl) و فراصوت kHz)20( مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج نشان داد که کمترین میزان تولید عصاره مخمر از توده زیستی (Yp/x) با مقدار 42% طی مدت 24 ساعت از فرآیند پلاسمولیز در حضور محلول KCl حاصل شد. در حالی که، فرایند فراصوت پس از گذشت min 60 Yp/x به میزان %78 را حاصل نمود. ادغام فرایند پلاسمولیز در حضور محلول NaCl و فراصوت بازده تولید را تا %81 افزایش داد. به این ترتیب، بهترین نتیجه برای تولید عصاره مخمر با استفاده از ملاس vv-1% 10 در شرایط تخمیر پس از 24 و اعمال فرایند واپاشی دیواره سلولی با فراصوت حاصل گردید.
-
تولید بیودیزل از ضایعات چربی حیوانی توسط فرآیند استریفیکاسیون با استفاده از کاتالیست های همگن اسیدی یا بازی
یاسر سبزی کریم آبادی 1402کاهش شدید سوختهای فسیلی و همچنین افزایش انتشار آلایندههای مضر هوا در اثر سوختن این منابع تجدیدناپذیر باعث کاهش مقبولیت و پیداکردن جایگزین مناسب برای آنها شده است. بیودیزل بهعنوان یک سوخت ایمن، تجدیدپذیر و غیرسمی جایگزین مناسبی برای دیزل نفتی است. در این مطالعه از ضایعات چربی کشتارگاهی گاو بهعنوان مواد اولیه ارزان برای تولید سوخت بیودیزل به روش ترانس استریفیکاسیون بازی همگن استفاده شده است. از طراحی آزمایشها با نرمافزار دیزاین اکسپرت به روش سطح پاسخ (RSM) اثرات مربوط به پارامترهای عملیاتی دما، غلظت کاتالیست پتاسیم هیدروکسید و نسبت مولی متانول به روغن بهصورت جداگانه در سه سطح مختلف مورد بررسی قرار گرفت. در مجموع 17 آزمایش به صورت جداگانه برای بررسی اثرات این پارامترها بر روی بازده واکنش، طراحی و انجام شده است. نتایج به دست آمده با تهیه نمونه در شرایط پیش بینی شده از مدل تایید شده است. بیشترین بازده مربوط به نسبت مولی متانول به روغن 6:1، غلظت کاتالیست 45/1 درصد وزنی پتاسیم هیدورکسید و دمای واکنش 62 درجه سانتی گراد با زمان واکنش 5/1 ساعت مقدار8/97 درصد وزنی به دست آمد. مطابقت خوبی بین داده های حاصل از آزمایش ها و مدل آماری برای بازده بیودیزل تولیدی وجود داشت. خواص بیودیزل تولیدی به لحاظ مشخصه های سوختی نظیر چگالی، گرانروی، نقطه اشتعال، مقدار سولفور، رطوبت و نقطه احتراق تعیین کیفیت شد و با استاندارهای ENو ASTM مطابقت خوبی داشت. این مطالعه نشان می دهد که از ضایعات چربی کشتارگاهی گاو می توان به عنوان ماده اولیه برای تولید بیودیزل با روش ترنس استریفیکاسیون با کاتالیست بازی همگن پتاسیم هیدروکسید و حلال متانول استفاده کرد.
-
بررسی آزمایشگاهی تاثیر مقاومت تسلیم فولاد بر رفتار میراگر TADAS
سروش نظری 1402 -
بررسی اثر مودهای بالاتر در تحلیل پوش آور بر پایه ضوابط استاندارد 2800 ایران
دانا درویشی 1402یکی از روشهای نسبتاً دقیق برای تعیین پاسخ لرزهای سازهها، استفاده از تحلیل دینامیکی غیرارتجاعی تاریخچه زمانی است. با توجه به زمانبر بودن این نوع تحلیل، حجم محاسبات زیاد و نیازمند بودن به دانش مهندسی لرزهای، روش تحلیل استاتیکی غیرخطی (پوشآور) مورد توجه مهندسین عمران قرار گرفته است. به طور کلی روش تحلیل پوش آور را میتوان به دو دسته تحلیل پوش آور مرسوم (سنتی) و پیشرفته دستهبندی کرد. در روش پوشآور سنتی که مورد توجه آییننامه های طراحی لرزهای قرار دارد، تنها مود اول سازه در نظر گرفته میشود. آییننامه های لرزهای برای رفع موضوع اثر مودهای بالاتر در تحلیل پوشآور ضوابط خاصی را ارائه کردهاند که در این میان، استاندارد 2800 ایران ضوابط سختگیرانهتری درنظر گرفته است. براساس این آییننامه، اگر اثر مودهای بالاتر بر سازه حاکم بود، نمیتوانیم از تحلیل پوشآور استفاده کنیم و باید از تحلیل دینامیکی غیرارتجاعی تاریخچه زمانی استفاده شود. این موضوع درحالی است که آییننامههایی مانند ASCE41-23، FEMA 356 و نشریه 360 بهسازی ایران چنین بیان کردهاند که اگر اثر مودهای بالاتر بر سازه حاکم بود، میتوانیم از تحلیل استاتیکی غیرارتجاعی استفاده کنیم اما باید یک تحلیل دینامیکی طیفی نیز انجام شود که در این حالت میتوانیم در کنترل نسبت تقاضا به ظرفیت اعضای تغییرشکل کنترل، 33 درصد تخفیف اعمال کنیم. در این پایاننامه برای بررسی ضوابط آییننامهها در بحث مودهای بالاتر، سه ساختمان با سیستم قاب خمشی بتنآرمه ویژه و با تعداد طبقات 15 تا 21 که دارای پلان نامنظم هستند، انتخاب و برای تحلیل و طراحی در محیط برنامه ETABS مدلسازی شدند. تحلیلهای استاتیکی معادل و دینامیکی طیفی بر روی سازهها انجام شد. سپس براساس ضوابط مبحث 9 مقررات ملی و استاندارد 2800، برای منطقه با خطر لرزهای زیاد و خاک نوع 3 طراحی شدند. پس از طراحی، سازهها در محیط برنامه SeismoStruct مدلسازی غیرارتجاعی شدند و تحت سه زوج شتابنگاشت دور از گسل و سه زوج شتابنگاشت نزدیک گسل که براساس ضوابط استاندارد 2800 مقیاس شده بودند، تحلیل دینامیکی غیرارتجاعی انجام شد. تحلیل استاتیکی غیرارتجاعی (بار افزون) نیز تحت سه الگوی بار جانبی مود اول، مثلثی و طیفی انجام شد. پاسخهای تغییرمکانی سازهها مستخرج شده و برای بررسی ضوابط، استفاده شد. با بررسی و کنترل نسبت تغییرمکان بینطبقهای سازهها، مشاهده شد که الگوی بار جانبی مود اول، در تخمین حداکثر نسبت تغییرمکان بینطبقهای سازهها، نسبت به سایر الگوهای بار جانبی دقت بهتری داشته و به نتایج تحلیلهای دینامیکی غیرارتجاعی نزدیکتر است هرچند اختلاف وجود دارد. این الگو، نیاز تغییرمکانی سازهها را در طبقات بالایی، بیش از سایر الگوها تخمین میزند. در طبقات پایینی سازهها نیز الگوی بار جانبی مثلثی، نیاز تغییرمکانی را بیش از سایر الگوها تخمین میزند. در مورد الگوی توزیع نسبت تغییرمکان بینطبقهای، بنظر میرسد مشکل اصلی و بیشترین اختلاف در طبقات پایینی سازهها وجود دارد. با این حال نتیجه میشود ضوابط استاندارد 2800 در بحث تحلیلهای پوشآور و اثر مودهای بالاتر قابل توجیه بوده و بهتر است در صورت حاکم بودن اثر مودهای بالاتر بر سازه، از تحلیل دینامیکی غیرارتجاعی استفاده شود.
-
تولید نرم کننده زیستی از ضایعات روغن پخت و پز برای پلی وینیل کلراید
حامد اکبری منش 1402در این تحقیق نرم کننده های زیستی بر پایه ضایعات روغن های خوراکی با استفاده از واکنش اپوکسیداسیون و استری شدن ساخته شد. هدف از این مطالعه ارزیابی اثرات افزودن این نرم کننده های زیستی در پی وی سی به عنوان نرم کننده و مقایسه خواص آن با دیوکتیل فتالات ( نرم کننده بر پایه نفت) است. در این ارزیابی آنالیزهای FTIR، TGA،DSC ، تست شکنندگی در هنگام کشش، بررسی میزان سختی و تست بررسی مقاومت در برابر مهجرت و فراریت انجام شد. با انجام تست TGA مشخص شد که نمونه پی وی سی سنتز شده با نرم کننده زیستی ما دمای تخریب بالاتر یعنی مقاومت در برابر حرارت بیشتری در مقابل سایر نمونه ها دارد.آنالیز تست کشش نشان داد که پی وی سی تولید شده با نرم کننده زیستی در مقایسه با دیوکتیل فتالات پایداری کششی مناسبی دارد و نمودار شکست در هنگام کشش نزدیک به نمودار دیوکتیل فتالات بود که نتایج نشان دهنده این بود که رفتار تقریبا مشابهی با دیوکتیل فتالات دارد و این نرم کننده می تواند انعطاف پی وی سی را بهبود ببخشد. سپس با بررسی انحلال نمونه های مختلف سنتز شده در حلال های مختلف ( قطبی و غیر قطبی) به این نتیجه رسیدیم که کاهش جرم نمونه سنتز شده با این نرم کننده زیستی در حلال های غیر قطبی به طور قابل توجهی کمتری دارد و پایدارتر بود ولی در حلال های قطبی به دلیل ساختار قطبی نرم کننده زیستی کاهش جرم نمونه بیشتر بود. همچنین در تست فراریت در مقایسه با سایر نمونه ها میزان فراریت کمتر و پایداری حرارتی بیشتر را به نمایش گذاشت.
-
مدلسازی مدول کششی و ویسکوزینه کمپلکس نانوکامپوزیت بر پایه مخلوط های پلیمری از حالت شیشه ای تا نقطه ذوب
رضا محمدی زنگی چقائی 1402مواد پلیمری به دلیل قابلیت پردازش نسبتاً ساده، وزن کم، دوام بالا و در دسترس بودن بهطور وسیعی در بسیاری از ابزارهای خانگی و صنعتی مورد استفاده قرار میگیرند. در اغلب این کاربردها برای افزایش خواص
-
بررسی رفتار جذب ناخالصیهای آلی از تولوئن در ستون پرشده با کربن فعال با توجه به منحنیهای شکست
یزدان طاوسی کرمانشاه 1402به دلیل وجود ناخالصیهای موجود در تولوئن مایع به عنوان خوراک واحدهای صنعتی، این واحدها شاهد افت چشمگیری در کیفیت محصولات خود هستند. جذب تک و چند جزئی ناخالصیهای آلی از تولوئن، به عنوان یک فاز آلی، با استفاده از کربن فعال گرانولی (GAC) انجام شد. اتیلسیکلوپنتان، متیلبنزوتیوفن و زایلن بهترتیب به عنوان ناخالصی محلول ساختهشده و نماینده گروههای ناخالصی غیر آروماتیک، گوگرد و آروماتیک در خوراک واقعی در نظر گرفته شدند. سپس، آزمایشهای پیوسته بر روی یک ستون بسترثابت در ارتفاع بستر مختلف (120-60 سانتیمتر)، نرخ جریان ورودی (3-1 لیتر بر دقیقه) و غلظت اولیه جذبشونده (400-200 میلیگرم بر لیتر) بر روی منحنیهای شکست ارزیابی شد. منحنیهای شکست از ابزارهای اساسی در طراحی و ساخت سیستم جذب سطحی در مقیاس صنعتی بشمار میروند. همچنین عملکرد و راندمان جذب برای حذف آلایندهها و ناخالصیهای جریان در یک ستون بسترثابت معمولاً با منحنیهای شکست ارزیابی میشود. کربن فعال گرانولی با موفقیت اتیلسیکلوپنتان، متیلبنزوتیوفن و زایلن را از تولوئن جذب کرد. در میان مدلهای شکست مختلف موجود در مطالعه، مدل توماس تطبیق خوبی (93/0< R2) با هر سه جذبشونده داشت. همچنین نتایج نشان داد که افزایش ارتفاع بستر باعث بهبود حذف اتیلسیکلوپنتان، متیلبنزوتیوفن و زایلن شد، در حالی که افزایش سرعت جریان و غلظت مواد جذبشونده باعث کاهش حذف اتیلسیکلوپنتان، متیلبنزوتیوفن و زایلن شد. نتایج تجربی در سیستمهای تک و چند جزئی ترتیب این ترکیبات را از نظر میل جذبی به کربن فعال گرانولی، بهصورت زایلن < اتیلسیکلوپنتان < متیلبنزوتیوفن نشان میدهد. علاوه بر این، یک مدل شبیهسازی دینامیک سیالات محاسباتی (CFD) برای شبیهسازی و تجزیه و تحلیل غلظت جاذبها در داخل ستون جذب توسعه داده شد. منحنیهای شکست شبیهسازی شده دارای تطبیق خوبی(97/0< R2) با دادههای تجربی بود. علاوه بر این، مدل شبیهسازی شده، یک منطقه انتقال جرم بالا و نرخ جذب آهسته را در تمام آزمایشهای جذب مواد جذبشونده نشان میدهد؛ همچنین با افزایش ارتفاع بستر، ناحیه انتقال جرم افزایش یافت. دستیابی به اهداف پیشروی این مطالعه، دستاوردی با ارزش در جهت بهبود و افزایش کیفیت محصولات تلقی میشود.
-
ساخت و اصلاح سطحی نانوجاذب نیترید کربن گرافیتی و به کارگیری آن در غشای نانوکامپوزیت به منظور حذف آلاینده از پساب
فائزه موسوی کیا 1402چکیده آب یک منبع حیاتی برای انسان، هم برای مصرف آن و هم برای تولید کالاها است، امروزه با پیشرفت سریع صنایع آلودگی آبها به فلزاتسنگین به یکی از مهمترین مشکلات زیست محیطی و یکی از اهداف مهم تصفیه پساب تبدیل شده است. در میان روشهای تصفیه، فیلتراسیونغشایی توجه بسیاری را به خود جلبکردهاست. در این مطالعه ساخت و بررسی غشاهای نانوکامپوزیت بر پایه پلی اترسولفون با استفاده از فرایند وارونگی فازی و با افزودن نانوذرات کربن نیترید گرافیتی و نانوذرات عامل دار شده با سالسیل آلدهید، ایندیگو و ایندیگوکارمین انجام گرفته است. هدف ازین مطالعه، بررسی تاثیر افزودن نانوذرات برمیزان حذف فلز سنگین و ویژگی های ضد گرفتگی است. آنالیزهای طیف سنجی مادون قرمز فوریه، پراش اشعه ایکس، میکروسکوپ الکترون روبشی برای بررسی ساختار نانوذرات و اطمینان از عاملدار شدن نانوذرات انجام شدند. همچنین آنالیزهای میکروسکوپ الکترون روبشی، زاویه تماس واندازهگیری تخلخل و اندازه متوسط منافذ غشا به منظور بررسی ساختار غشاهای نانوکامپوزیت ساخته شده انجام گرفت. غشاهای ساخته شده از نظر شار آب خالص، توانایی پس زنی یونهای فلز سنگین Cu+2 و ویژگی های ضد گرفتگی و نسبت بازیابی شار در برابر محلول شیر خشک مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج نشاندهنده افزایش میزان آبدوستی ونفوذپذیری آب خالص غشاهای نانوکامپوزیت ساخته شده با افزودن نانوذرات، به دلیل وجود گروههای عاملی آبدوست بر روی سطح آنها است. تصاویرآنالیز میکروسکوپ الکترون روبشی سطحی و سطح مقطع عرضی از غشاهای نانوکامپوزیت ساخته شده نشان میدهند که همهی غشاهای ساخته شده، دارای ساختار نامتقارن، با لایه بالایی فشرده، نازک و متراکم و لایه پایینی متخلخل وحفره دار با ساختارها ی انگشت مانند هستند. نتایج مربوط به فیلتراسیون محلول مس نیترات فلزی نشان داد که غشاهای نانوکامپوزیت حاوی 5/0% وزنی g-C3N4/Indigo و g-C3N4/IndigoCarmin به ترتیب بازده حذف 97.43% و98.35% و غشا حاوی 5/1% وزنی g-C3N4/Salicylaldehyde ،%98.05 حذف یون مس را نشان دادندکه نسبت به غشا پلی اتر سولفون خالص و غشا نانوکامپوزیت حاوی نانوذره اصلاح نشده با 37.23% و70.65% حذف، بازدهی بسیار بهتری داشتند و این عملکرد بسیار مناسب غشاهای نانوفیلتراسیون اصلاح شده رانشان میدهد. همچنین درصد بازیابی شار 86.58% و90.16%و 79.93% به ترتیب برای غشاهای نانوکامپوزیت حاوی 5/1% وزنی g-C3N4/Salicylaldehyde و5/0% وزنی g- C3N4/IndigoCarminو g-C3N4/Indigoبدست آمد که نسبت به غشا پلی اترسولفون خالص با 61.44% بازیابی شار، خواص ضد گرفتگی بهتری را نشان دادند. واژگان کلیدی: فیلتراسیون غشایی، کربن نیترید گرافیتی، تصفیه پساب، خواص سطحی، ضدگرفتگی
-
پیش بینی استحکام کششی ناحیه فصل مشترک نانوذره-پلیمر با استفاده از مدل دی ژن
فیونا آدر 1402 -
گوگردزدایی اکسیدیداسیونی از سوخت های مایع با جاذب زیولیتی اصلاح شده با فلز
سایه ایجادی 1402در حال حاضر حذف گوگرد از سوخت های گاز یا مایع، یکی از مهم ترین وظایف صنعت پالایش نفت است . ترکیبات گوگردی از جمله مرکاپتان ها،تیوفن هاو بنزوتیوفن و دی بنزوتیوفن ها می توانند در طی احتراق گاز یا مایع تبدیل به SOx شوند . روش های مختلف فیزیکی، شیمیایی و بیولوژیکی به منظور حذف ناخالصی های گوگردی از ترکیبات نفتی مورد بررسی قرار گرفته اند که شامل HDS[1] ،ADS[2], BDS[3] ،EDS[4] و ODS [5]هستند. در این پژوهش فرآیند گوگردزدایی اکسیداسیونی از برش نفتی شبیه سـازی شـده محتـوی ? 1000ppmدی-بنزوتیوفن با استفاده از کاتالیست هایی ناهمگن با بارگذاری پتاسیم تنگستن اکسید بر پایه زئولیت طبیعـیکائولن همراه با هیدروژن پراکسید به عنـوان عامـل اکسـنده و اسـتونیتریل بـه عنـوان حـلال اسـتخراج انجـام شـد کـه در آن کاتالیسـت هـا بـا درصـد وزنـی 5،10،15،20 درصـد وزنـی از پتاسیم تنگستنات بـر پایـه ی متاکــائولن بــه روش تلقــیح خشــک ســاخته شــدند . پس از آزمایش کاتالیست ? %W/metaKaolin 15 به عنـوان کاتالیسـت بهینـه در این پژوهش انتخاب شد. ? سپس با استفاده از نرم افزار دیزاین اکسپرت ورژن11 طراحی آزمایشات انجام شد و شرایط بهینه عملیاتی (t=60min,T=60Co,O/S=12,cat=0.04g) مشخص شد و میزان گوگردزدایی از نفت مدل در این شرایط 9/98% بدست آمد. همچنین کاتالیست مربوطه پس از پنج مرحله بازیابی همچنان کارایی قابل قبولی را دارا بود. در ادامه برای مقایسه تاثیراستفاده از کاتالیست دوفلزی با استفاده از تلقیح خشک کاتالیست10% مولیبدن ،15% تنگستن بر روی متاکائولن سنتز شد و در فرایند گوگردزدایی از سوخت واقعی مورد آزمایش قرار گرفت و نتایج آنالیز توتال سولفور گوگردزدایی W/metakaolin 15% برای بنزین 60% و برای نفت گاز74% گوگردزدایی را نشان داد . آزمایش یکبار دیگر با کاتالیست دوفلزی مولیبدن /تنگستن انجام شد و برای بنزین گوگردزدایی 8/78% درصدی را شاهد بودیم که افزایش قابل توجهی داشت. [1] . Hydrodesulfurization [2] . Adsorptive desulfurization
-
بررسی تجربی حذف آلودگی رنگی از آب با استفاده از بیوچار تفاله سیاه دانه
معصومه کارآمد 1402وجود آلایندههای رنگی در آب خسارات جبران ناپذیری را به محیطزیست و انسان وارد میکند؛ ازاینرو تصفیه این آلاینده از آب ضروری است. روشهای زیادی برای تصفیه آبهای حاوی آلودگی رنگی وجود دارد از جمله میتوان به انعقاد، فرآیندهای اکسیداسیون پیشرفته، فرآیندهای غشایی و فرآیندهای بیولوژیکی اشاره کرد. در این مطالعه از روش جذب به دلیل داشتن مزایای بیشماری مانند دردسترسبودن انواع مواد خام مختلف، کمهزینهبودن، کارایی بالا و قابلیت استفاده مجدد برای حذف آلودگی رنگی سنتزی متیلن بلو استفاده شده است. در آزمایشهای جذب از دو نوع جاذب تفاله سیاهدانه پس از روغنگیری (جاذب A)و بیوچار گرفته شده از آن (جاذب B) استفاده بهعملآمده است. در تستهای جذب متغیرهای مستقل غلظت رنگ متیلن بلو، مقدار جاذب، زمان تماس و دما مورد ارزیابی قرار گرفته شده است. نتایج نشان دادند که جاذب A عملکرد بهتری نسبت به جاذبB داشته بهعنوانمثال در شرایط یکسان مقدار جاذب 01/0گرم در 10 میلیلیتر محلول متیلن بلو با غلظت 40 میلیگرم بر لیتر جاذب A وB به ترتیب قادر به حذف5/97 % و 5/55% رنگ بودهاند. ایزوترم فرآیند با استفاده از مدلهای تجربی لانگمویر و فروندلیچ، سینتیک فرآیند با استفاده از مدلهای شبهمرتبه اول و دوم و ترمودینامیک فرآیند با استفاده از مدل وانت هوف مورد بررسی قرار گرفته شده است. نتایج نشان دادند که دادههای تجربی جاذب A با مدل فروندلیچ %98=2R تطابق بهتری دارد درصورتیکه دادههای تعادلی جاذب B با مدل لانگمویر %99=2R دقیقتر برازش شده است. جاذب A با %99=2R و جاذب B با 1=2R با معادله سینتیکی شبهمرتبه دوم تطابق خوبی دارند. همچنین مطالعه ترمودینامیکی فرآیند نشان داد که جذب متیلن بلو دارای ماهیتی گرماگیر و خودبهخودی است. بازیابی جاذب امکان استفاده مجدد از جاذب را میدهد پس از دو دوره بازیابی جاذبهای A وB در شرایط مقدار جاذب 01/0گرم در 10 میلیلیتر محلول متیلن بلو با غلظت 100 میلیگرم بر لیتر به ترتیب قادر به حذف 30/53% و 56/41% رنگ بودهاند
-
کانیسازی زیستی فلزات سنگین
سیدامیرحسین اجاق 1402آلودگی فلزات سنگین یکی از نگرانیهایی است که به دغدغه جهانی تبدیل شده و کادمیم یکی از انواع فلزاتی است که بسیار خطرناک بوده و سرطانزاست. پالایش زیستی یکی از روشهای سازگار با محیط زیست است که جایگزینی مناسب برای روشهای شیمیایی است. کانیسازی زیستی از جمله زیرمجموعههای آن میباشد که فرآیندی است که در طی آن، میکروارگانیسمها از فلز موجود در محیط کانی زیستی ساخته و خطر آن را از بین میبرند.هدف این پژوهش، کار بر روی فرآیند کانیسازی زیستی و آزمایش این فرآیند در محیط کشت باکتریایی است.میکروارگانیسم مورد استفاده، باسیلوس پرسیکوس و فلز مورد نظر، کادمیم است که با تهیه محیط کشتهای جامد و مایع مورد نیاز، فرآیند تعریفشده برای سه پارامتر عملیاتی pH (5/8-5/6)، دما (°C 25-35) و غلظت ( ppm200-1500) صورت میگیرد.یافتهها حاکی از آن است که بالاترین میزان حذف % 17/57 است. در رابطه با pH به مرور با افزایش pH از 5/6 تا 5/8 روند حذف افزایشی بوده و در 5/8 به بیشترین میزان حذف رسیدهایم. در رابطه با دما، به مرور با افزایش دما از 25 تا 35، وضعیت حذف افزایشی بوده و پس از آن از دمای 35 تا 45 شاهد کاهش میزان حذف بودهایم و در 45 درجه حداقل میزان حذف را داشتهایم. همچنین در رابطه با غلظت، با افزایش غلظت از 200 تا حدود 1240 شاهد افزایش میزان حذف بودهایم و پس از آن تا غلظت 1500 کاهش اندکی رخ داده است.بیشترین تاثیر را بر میزان حذف، حالت همزمان pH و غلظت به صورت بیشینه و پس از آن به ترتیب دما، غلظت و pH داشتند.
-
ساخت دستکاه مولد سوخت مخلوط هیدروژن و اکسیژن (HHO) از آب
شادی پوراسکندر 1401 -
شبیه سازی و بهینه سازی واحد حذف مرکاپتان پالایشگاه گازی
احسان بساطی 1401پالایشگاه های گازی پس از فرآیندهای شیرین سازی و نم زدایی، با مشکل وجود مرکاپتان ها در جریان گاز مواجه اند. نظر به اهمیت جداسازی مرکاپتان ها از جریان گاز طبیعی به علت اثرات مخرب زیست محیطی و ارتقای کیفیت محصولات پالایشگاه های گازی، فرآیند مرکاپتان زدایی یکی از مهمترین واحدهای پالایشگاهی به شمار می رود. حذف مرکاپتان ها از جریان های گازی توسط روش های گوناگونی انجام می پذیرد که استفاده از فرآیندهای جذب سطحی از جمله پرکاربردترین روش ها است. در این تحقیق، شبیه سازی واحد مرکاپتان زدایی فاز یک شرکت گازی پارس جنوبی که از فناوری جذب سطحی بهره می برد، انجام گرفته است. در این واحد، از عملیات جذب سطحی به روش تناوب فشار- دما (PTSA)با استفاده از جاذب های زئولیتی 13Xو 3Aاستفاده می شود.اهمیت فرآیند حذف مرکاپتان ها کاملا روشن است و هرگونه افزایش بهره جداسازی، منجر به بهبود عملکرد واحد خواهد شد. بدین جهت در این تحقیق یک سیکل فرآیندی جدید که شامل دو مرحله معادل سازی دما برای کاهش دما و معادل سازی فشار برای افزایش فشار استفاده می شوند، به منظور بهبود عملکرد فرآیند ارائه گردید و همچنین تاثیر پارامترهای موثر بر کیفیت محصول خروجی مورد بررسی قرار گرفت. شبیه سازی واحد با استفاده از نرم افزار Aspen Adsorption انجام گردید. مقادیر کسر مولی اجزاء در جریان خروجی مدل شبیه سازی شده با داده های واقعی مقایسه و میزان متوسط خطای نسبی برابر 1.23 درصد بدست آمد. نتایج شبیه سازی نشان داد که در عملیات مورد مطالعه شرایط دینامیک سیکلی پس از گذشت پنج سیکل متوالی از ابتدای فرآیند رخ می دهد. غلظت متیل مرکاپتان وآب به ترتیب از مقادیر ورودیppm 1100و 30ppmبه مقادیر نهایی کمتر از 9ppmدر شرایط دینامیک سیکلی (DCS) میل می کند. بعلاوه، استفاده از سیکل پیشنهادی جدید سبب کاهش توان مصرفی واحد می گردد. بطوریکه انرژی مصرفی واحد موجود را %35.43 کاهش دهد. تاثیر پارامترهای موثر بر کیفیت محصول خروجی شامل دبی خوراک ورودی و همچنین دمای مرحله گرمایش دوم بر روی هر دو سیکل موجود و بهبود یافته مورد بررسی قرار گرفت و نتایج نشان داد که با کاهش دمای مرحله گرمایش دوم تا دمای°C 175 و کاهش دبی خوراک ورودی به میزان kmol/hr 3/2 بیشترین بهره جداسازی برای هر دو سیکل حاصل می گردد.
-
استفاده از زیست توده گرانولی هوازی جهت حذف فسفر و نیتروژن و کاهش COD فاضلاب شرکت های لبنی
فاطمه نجفی 1401 -
بهینه یابی شرایط تولید نیمه پیوسته بیوسورفکتانت های سوفورولیپیدی با استفاده از پسماند کارخانه روغن نباتی
محمدمهدی نوروزپور 1401کاندیدا هستند که قادرند ترکیبات خطی هیدروکربنی و یا اسیدهای چرب با طول زنجیر متوسط را به ترکیب آمفیپاتیک سوفورولیپیدی تبدیل کنند. در این تحقیق، از یک گونه جدید Candida catenulata برای تولید سوفورولیپید از اسیدهای چرب موجود در پسماند واحد خنثیسازی روغن نباتی استفاده شد. برای افزایش بهرهوری تولید با استفاده از این پسماند، ? نوع فرآیند برای حذف تریگلسیریدهای سنگین، صمغها و نمکهای معدنی از اسیدهای چرب آزاد به انجام رسید و نتایج نشان داد که استفاده از اسیدهای چرب جداسازی شده حتی بهتر از روغن های تصفیه شده می تواننند موجب افزایش تولید سوفورولیپید گردند. در این مطالعه، تولید سوفورولیپید در سه مرحله، آزمایش در شیکر فلاسک و تولید در بیوراکتور همزن دار در حالت کشت ناپیوسته و نیمه پیوسته به انجام رسید. در مطالعات شیکر فلاسک ماکزیمم غلظت سوفورولیپید تولیدی g L-1 ?/?? در شرایط ناپیوسته و به کمک اسیدهای چرب آزاد شده از سواپ استوک آفتابگردان حاصل شد. استفاده از جریان هوادهی در بیوراکتور و بهبود اختلاط در بیوراکتور در مقایسه با شیکر فلاسک موجب افزایش میزان تولید در بیوراکتور گردید. از آنجایی که غلظت بالای سوفورولیپید تولیدی میتواند اثر بازدارندهای بر رشد و تولید بهینه محصول داشته باشد، در عملیات کشت نیمهپیوسته، با ورود جریان خوراک به بیوراکتور، امکان رقیقسازی محیطکشت در حین تولید فراهم گردید. در عملیات ناپیوسته غلظت نهایی سوفورولیپیدهای تولیدی به g L-1 ?/?? رسید و هنگام استفاده از خوراکدهی نیمهپیوسته با تمام اجزای محیط کشت، میزان تولید به g L-1 ?/?? افزایش یافت. همچنین اثر اسیدیته خوراک و نرخ رقیقسازی در عملیات نیمه پیوسته با استفاده از طرح آماری سطح پاسخ مورد مطالعه قرار گرفت. نتایج نشان داد که اسیدیته و نرخ رقیقسازی به ترتیب بر بهرهوری حجمی سوفورولیپیدها، بازده سوفورولیپیدهای تولیدی به گلوکز مصرفی و بازده سوفورولیپیدهای تولیدی به اسیدهای چرب آزاد مصرفی اثر گذار هستند. بالاترین بهره وری تولید سوفورولیپیدها به میزان gSLs L-1 h-1 ???/?، بازده سوفورولیپیدهای تولیدی نسبت به گلوکز مصرفی gSLs gglucose-1 ???/? و بازده سوفورولیپیدهای تولیدی نسبت به اسیدهای چرب آزاد مصرفی gSLs gFFAs-1 ???/? در شرایط خوراک دهی نیمه پیوسته در اسیدیته ?/? و نرخ رقیق سازی h-1
-
مطالعه عددی رفتار لرزه ای اتصال تیر به ستون پیش ساخته پس از شرایط آتش سوزی
حسن جعفر احمد 1401اتصالات در سازه های پیش ساخته از اهمیت زیادی بر خوردارهستند و طراحی آنها جهت انتقال بارهای جانبی نظیر زلزله و باد، نیاز به دقت فراواندارد. از طرفی هر سال، تعداد زیادی از ساختمان ها دچار آتش سوزی می شوند و سببخسارات مالی و جانی زیادی می شوند. به عبارت بهتر آتش سوزی در ساختمان ها، یکی ازتهدیدات جدی برای امنیت جانی و مالی جامعه محسوب می شود. بنابراین ضرورت تحقیق در رابطه با اتصالات در سازه های پیشساخته و اهمیت مطالعه رفتار آنها پس از آتش سوزی بیش از پیش احساس می شود. مقاومت اعضای سازه ای در مقابل آتش یکی از پارامترهای مهمبرای داشتن ساختمان امن است. ساختمان های با درجه اهمیت متوسط و درجه اهمیت بالا،حداقل باید 90 دقیقه در آتش سوزی پایدار بماند. بر همین اساس پژوهشگران زیادی، درزمینه رفتار اتصال تیر به ستون پس از آتش سوزی مطالعه داشته اند، اما هیچکدام از آنهارفتار اتصال تیر به ستون پیش ساخته بتنی دارای میراگر فلزی-تسلیمی تحت اثر آتشسوزی با دیوریشن های مختلف، مورد بررسی قرار نداده اند. پس این تحقیق تلاشی استبرای پر کردن این شکاف علمی، که در صورتی در اتصال تیر به ستون پیش ساخته میراگرفلزی-تسلیمی داشته باشیم، اثر دیوریش آتش سوزی بر روی رفتار پس از آتش سوزی آنچگونه است؟بنابراین در این تحقیق، هدف اول، ارائه اتصال جدید تیر بهستون به همراه میراگر فلزی-تسلیمی در سازه های پیش ساخته است و هدف دوم، ارائهروشی برای حفاظت از آن در برابر آتش سوزی است. هدف سوم که هدف اصلی این تحقیق است،بررسی اثر مدت زمان قرار گیری در معرض آتش سوزی بر رفتار آن می باشد.برای این منظور ابتدا مقالات جدید مطالعه و سپس صحت سنجی درنرم افزار ABAQUS انجام شد و در گام بعدی چندین اتصال تیر به ستون پیش ساخته دارایمیراگر فلزی-تسلیمی تحلیل شد و یکی از آنها که رفتار هیسترزیس بهتری داشت برایادامه این تحقیق انتخاب شد. در گام بعدی با توجه به مطالعات گذشته استفاده ازکانکریت کاور برای حفاظت از اتصال در مقابل آتش سوزی استفاده شد. در گام بعدی پساز انجام تخلیل حرارتی، تحلیل پوش آور انجام شد. در نهایت مقاومت پس از آتش سوزی،سختی پس از آتش سوزی، توزیع حرارت درمدلهای عددی مورد بحث و بررسی قرار گرفت.نتایج تحلیل هیسترزیس اتصال تیر به ستون در شرایط قبل ازآتشسوزی نشان می دهد که، اتصال تیر به ستون پیشنهاد شده دارای رفتار لرزه ای خوبی میباشد. همچنین پس از تحلیل حرارتی و بر اساس کانتورTEMP ، در مدل های عددی با کانکریت کاور به ضخامت 10 سانتی متر، افزایشدیوریشن آتش سوزی از 60 به 120 دقیقه باعث شده است حرارت آتش سوزی بیشتری به قسمتاتصال تیر به ستون برسد، به گونه ای که در در دیوریشن 60 دقیقه، حرارت سردتریننقطه اتصال تیر به ستون، حدود 237 درجه سیلسیوس و در دیوریشن 120 دقیقه، حرارتسردترین نقطه اتصال تیر به ستون، حدود 394 درجه سیلسیوس باشد.همچنین این تحقیق نشان می دهد که، قرار گیری اتصال تیر به ستون در معرض آتش با دیوریشن 60 و90 و 120 دقیقه، به طور میانگین سبب کاهش ممان خمشی به ترتیب به مقدار 40 و 50 و60 درصد و کاهش سختی خمشی به ترتیب به مقدار 39 و 47 و 65 درصد می شود.
-
مدلسازی بازده تبدیل انرژی در پروب آلتراسونیک در محیط های تک فازی و دو فازی با استفاده از نرم افزار کامسول
حسام الدین شهبازی 1401 -
بررسی تعادلات مایع-مایع سیستم های دوفازی آبی الکل-قند
پروین جلالی 1401 -
تولید بیودیزل با استفاده از بیوراکتور سلولی تثبیت یافته
طهورا مسرت بخش 1400 -
تولید بیولوژیکی رنگدانه های خوراکی (داروئی) با استفاده از ضایعات کشاورزی
فاطمه باباخانی 1400رنگ یکی از مهمترین خواص کیفی ظاهری محصول است که ابتدا توسط مصرف کننده قابل مشاهده است. رنگ عامل موثر در جلب توجه و انتخاب ماده غذایی است که از طریق حس بینایی دریافت می گردد و وجود آن در تشخیص سریع و پذیرش نهایی هر فراورده به دلیل ایجاد جذابیت آن خواهد بود. بر اساس تعریف [1]FDA (اداره غذا و داروی ایالات متحده) به اصطلاح رنگ غذا عبارت است از: "افزودنی رنگی شامل هر نوع رنگ، رنگدانه یا سایر مواردی است که توسط فرایند سنتز یا روشهای مشابه ساخته شده و یا از یک گیاه، حیوان، ماده معدنی و سایر منابع یا واسطه ای استخراج، جداسازی و مشتق سازی شده است و هنگامی که برای مواد غذایی، دارویی، آرایشی و یا هر بخش دیگری به کار برده می شود، می تواند باعث ایجاد و افزودن رنگ به آن شود". که به منظور ایجاد رنگ در مواد خوراکی، آشامیدنی و آرایشی برای مصرف انسان به آنها اضافه خواهد شد. طبق این تعریف رنگ ها به دو دسته دارای مجوز مصرف (یعنی برای مصرف خوراکی نیاز به کسب مجوز می باشد مثل رنگ هایی با منشا طبیعی) و بدون مجوز مصرف (یعنی برای مصرف نیاز به کسب مجوز نمی باشد، رنگ هایی که برای رنگ کردن پارچه و قالی به کار می رود) تقسیم شدهاند. با گذشت زمان و نیاز روز افزون صنایع مختلف آرایشی، بهداشتی، نساجی، غذایی و ... به رنگ ها بیشتر و متنوع تر، انسان به تهیه و تولید انبوه رنگ ها به روش صنعتی پرداخت که تولید و مصرف آن در صنایع غیر خوراکی موجب آلودگی هوا، سفره های آب های زیرزمینی، آب های جاری، آلودگی زمین های کشاورزی و مراتع در صنعت غذایی، آرایشی و بهداشتی موجب نگرانی عمیق درباره میزان ایمنی رنگ های شیمیایی یا مصنوعی در سلامت بدن شده است (?). به دلیل وجود اثرات آلرژیکی برخی از رنگ های مصنوعی در مواد غذایی نظیر آزروبین[2] یا تارترازین[3] کاربرد آنها در صنایع مختلف غذایی با محدودیت مواجه می باشند (?). همچنین برخی از رنگهای مصنوعی اثرات سرطان زایی و جهش زایی نشان می دهند، به عنوان مثال رنگی که در صنعت گوشت کاربرد دارد باعث تشکیل نیتروسامین[4] میشود این ماده از نیترات و نیتریت ترکیب شده و با یک عامل آمینی به وجود میآید (?) به منظور مقابله با این تاثیرات زیان آور، گرایش جهانی نسبت به تولید رنگدانه ها از منابع طبیعی به وجود آمده اند. رنگ های طبیعی از دو منبع مهم گیاهان و میکروارگانیسم ها حاصل شده اند. در این میان رنگ های حاصل از منابع قارچی کاربردهای وسیع و بسیار مهمی را در تغذیه و اقتصاد جامعه انسانی داشته و قادرند در فرآیند صنعت، تجارتی در حدود ?? میلیارد دلار سودآوری در سال را ایجاد کنند. تعداد رنگ های متنوع موجود در قارچ ها بیش از هزار نوع می باشد که در موجودات دیگر یافت نشده و یا به میزان بسیار ناچیز هستند (?). رنگدانه های مجاز خوراکی و طبیعی با منشا گیاهی اشکالات متعددی از قبیل بی ثباتی در برابر نور، گرما، اسیدیته کم یا زیاد
-
مدلسازی حلالیت داروهای ضد سرطان در دی اکسید کربن فوق بحرانی با استفاده از برنامه نویسی بیان ژنی
زهرا بهرامی 1400میزان حلالیت داروهای ضد سرطان(ACDs) دردی اکسید کربن فوق بحرانی ( SC-CO2 ) نقش مهمی در استخراج و خالص سازی مواد دارویی به کمک این متدولوژی قدرتمند و دوستدار محیط زیست را دارد. از طرفی زمانبر و هزینه بر بودن دستیابی به داده های تعادلی حلالیت و حساس بودن برخی مواد دارویی به حرارت، ضرورت مدلسازی حلالیت مواد دارویی در SC-CO2 را افزایش می دهد. در این مطالعه با استفاده از تکنیک برنامه نویسی بیان ژنی (GEP) و 743مجموعه داده جمع آوری شده از literature ،حلالیت ACDs در SC-CO2 در محدوده ی شرایط عملیاتی وسیعی ( k308-348/2 و400 bar -80 ) مورد پیش بینی قرار گرفت. متغیر های مستقل ورودی مدل دماو فشارعملیاتی(T,P) ،جرم مولکولی (MWACDs)و نقطه ی ذوب (MPACDs) ACDs انتخاب شدند. به منظور دستیابی به حداکثر برازندگی تابع هدف بر اساس حداقل نمودن خطا، پارامترهای قابل تنظیم مدل GEP جهت بهینه شدند. پارامترهای آماری ضریب تعیین، RMSE وMAE مدل بترتیب معادل با0/986 ،0/0178و0/0124 برای داده های Trainingو0/980 ،0/0176و 0/0127برای داده های validaitionو Test حاصل شد. همچنین جهت بررسی میزان تاثیر هر کدام از متغیرهای مستقل بر میزان حلالیت آنالیز حساسیت انجام شد. نتایج نشان داد جرم مولکولی و نقطه ذوب دارو به ترتیب بیشترین و کمترین تاثیر را بر حلالیت داشتند. اثرات دما،فشار و MWACDs بر حلالیت ACDs در C-CO2بررسی شد. با افزایش دما به دلیل غلبه ی فشار بخار ACDsحلالیت افزایش یافت. افزایش فشار با افزایش قدرت حلال پوشی[4] و دانسیته ی SC-CO2 میزان حلالیت را افزایش داد. با افزایش MWACDs به دلیل افزایش تعداد اتم های کربن ACDs و تمایل به سمت غیر قطبی بودن دارو، اثر افزایشی بر میزان حلالیت داشت .نتایج نشان داد تکنیک GEP می تواند نتایج رضایت بخشی برای مدلسازی حلالیت ACDs درSC-CO2
-
بهبود خاصیت ضد میکروبی نایسین با استفاده از واکنش میلارد
سمیرا کاوسی 1400مطالعه حاضر جهت بررسی تاثیر واکنش میلارد بر بهبود خواص ضدمیکروبی نیسین در برابر باکتریهای گرم مثبت و منفی صورت پذیرفت. نیسین به تنهایی قادر به مقابله با اکثر باکتریهای گرم مثبت می باشد ولی این موضوع در مورد باکتریهای مقاوم گرم منفی صدق نمیکند و علت ان ساختار مقاوم دیواره سلولی این باکتریهای است که به نیسین اجازه نفوذ نمیدهد. برای دستیابی به دما بهینه واکنش نایسین-زانتان در سه نسبت 1به1 ،1به 2 و 1به 4 در زمان 110 دقیقه با توجه به مقالات مطالعه شده 4 متغیر دمایی 60،75،90،105 درجه سانتی گرادانتخاب شد تا تاثیر عملکرد هر کدام طی طیف سنجی فلورسانس مورد بررسی قرار بگیرد.نتیجه حاصل از مقایسه دماهای مختلف حاکی از این بود که تا 90 درجه سانتی گراد شاهد عملکرد خوب و پس از آن با کاهش عملکرد مواجه میشویم بنابراین 90 درجه سانتی گراد به عنوان دمای بهینه معرفی گردید. برای دستیابی به زمان بهینه طیفهای بدست آمده از فلورسانس همچنین کانجوگیت نایسین و زانتان زمان های 30،45،90،110 دقیقه و 3-4-5 ساعت و در سه نسبت 1-1 1-2 1-4 مورد بررسی قرار گرفتند و همچنین طیفهای بدست آمده از فلورسانس نایسین حرارت دیده و ندیده در دماهای 30،45،90،110 دقیقه و3-4-5 ساعت و در سه نسبت 1 2 4 برای دستیابی به دمای بهینه مورد برسی قرار گرفت. نتیجه حاصل شده از بررسی پیک های فلورسانس حاکی از ان بود که تا زمان 110 دقیقه شاهد بلندترین قله یا بیشترین شدت پیک میباشیم و بعد از آن با کاهش شدت فلورسانس مواجه هستیم،به همین دلیل 110 دقیقه به عنوان زمان بهینه انجام واکنش معرفی گردید. نسبت نیسین موجود درکانجوگیت در نتیجه حاصل از طیف فلورسانس موثر است و چه هر نسبت نیسین به زانتان بیشتر باشد در نتیجه شدت فلورانس بیشتر یا بالاتری مشاهده خواهد شد و این نتیجه کامل مطابقت دارد با نتایج حاصل از فعالیت ضد باکتری ها دارد.در نتیجه نسبت 1-4 به عنوان نسبت بهینه اعلام گردید. مشاهده پیک نمودار حوالی 420-440 در طیفها نتیجه میگیریم که فلورسانس همراه است با مرحله اول واکنش میلارد و توسعه ترکیبات فلورسنت که درواکنش به عنوان پیش ماده رنگدانهای قهوه ای شکل گرفته اند. از بررسی پیکهای حاصل از طیف سنجی کانجوگیت نایسین و زانتان در زمان های 30،45،90،110 دقیقه و 3-4-5 ساعت و در سه نسبت 1-1 1-2 1-4 مورد بررسی قرار گرفتند بامشاهده پیک حاصل در حدود 280-290 نانومتر که مربوط به شکل گیری پایه شیفت میشودو تاییدی برشکل گیری کانجوگیت است و با با افزایش زمان گرمایش نیز در هر سه نسبت 1-1 1-2 1-4 افزایش یافته است. همچنین بررسی پیک های FT-IR حاکی از ایجاد پیوند و تشکیل کانجوگیت و در نتیجه به انجام رسیدن واکنش میلارد میباشد. برای بیان نتیجه حاصل ازآلودگی باکتریایی میتوان به این نکته اشاره کرد که نتایج حاصل از تغییر رنگ به وجود امده در هر چاهک پلیتها پس از افزودن ام تی تی با جدول اندازه گیری میزان آلودگی باکتریایی و نتایج حاصل از الایزاریدر هم خوانی دارد.به این صورت که هر چقدر رنگ داخل هر چاهک در تصویر پر رنگ تر باشد به طبع آن نتایج حاصل از اندازه گیری جذب در الایزا ریدر بالاتر گزارش شده و همچنین در اندازه گیری میزان الودگی چاهک ها توسط باکتری ها تعداد کلنی بیشتری گزارش شده است . از طریق بررسی وجود یا عدم وجود کلنی در هر چاهک مقایسه آن با اعداد گزارش شده الایزاریدر به بررسی غلظت مورد نیاز برای بازدارندگی یا کشندگی باکتریها دست یافتیم.
-
بررسی تعادلات مایع-مایع سیستم های دو فازی آبی الکل- نمک
هلاله عبداله زاده 1400هدف از این تحقیق بررسی تعادلات مایع-مایع برای سیستم های 2-پروپانول + تری سدیم سیترات/ سدیم استات/ سدیم پتاسیم تارتارات + آب در دمای اتاق و مقادیر مختلف pH ( 5, 6, 7, 6/7, 6/8, 30/9 و 25/10 ) می باشد. منحنی های باینودال این سیستم ها در pH های ذکر شده اندازه گیری شده و مقایسه شدند. بر این اساس, داده های باینودال تجربی با استفاده از معادلات مرکاک, هو و پیردشتی مدل سازی شدند. برای نتایج هر سه معادله 99/0> R2 بود که این برازش خوبی از روابط داده های باینودال را نشان می دهد. مدل معادله هو با مقدار RMSE کمتر دارای شرایط بهینه برای برازش داده های باینودال بود. از طرفی دیگر ترکیبات خطوط رابط توسط معادلات اتمر-توبیاس و بانکرافت برازش شدند. که مقدار R2 برای هر دو معادله بیشتر از 99/0 بود. علاوه بر این تاثیر pH , نوع نمک و نوع الکل بر توانایی جداسازی فازی مطالعه شد. براساس نتایج به دست آمده, افزایش pH, آبگریزی نمک و طول زنجیره کربنی الکل در دمای اتاق منجر به گسترش ناحیه دو فازی و نزدیک شدن منحنی باینودال به مبدا مختصات می شود. از طرفی دیگر مشاهده شد که یون های بر هم زننده ی ساختار آب با دانسیته بار سطحی بالاتر و حلالیت کمتر در آب قادر به شکل گیری یک ناحیه دو فازی گسترده تر هستند.
-
بررسی انتقال حرارت در رزین پلی استر غیراشباع حاوی ذرات اکسید روی و اکسید هالوگرافن
زاهد رحیمی میرعزیزی 1400 -
امکان تهیه فیلم بسته بندی بر پایه پلی وینیل الکل با خاصیت آنتی میکروبیال
علی بتی 1400 -
آنکپسوله سازی ماده موثره اولئورسین زنجبیل با استفاده از پروتئین سویا به روش حفاظت پیچیده
زهرا محمدی نسب 1400 -
پیش بینی خواص مخلوط های دیزل و بیودیزل با استفاده از روابط تجربی
مهتاب عبدالمالکی 1400 -
گوگردزدایی از برش سنگین خوراک نفت سفید،واحد100پتروشیمی بیستون
طاهر مرادی 1400 -
توسعه یک تحلیل بارافزون با درنظر گرفتن اثر تغییر بارمحوری المانهای تیر-ستون در طول آنالیز
نادیه صمدی 1399 -
سنتز و مشخصه سازی سیستم دارورسانی نوین بر مبنای نانوذرات اکسید سلیس در درمان سرطان
سمیرا فروزش نیا 1399 -
بررسی جذب فوتو کاتالیستی کادمیوم توسط کراتین پرمرغ اصلاح شده
مریم نوروزی 1399 -
سنتز بیوروانکار از روغن آفتابگردان و الکل قند سوربیتول به روش ترانس استریفیکاسیون
محیا سعیدی 1399 -
شبیه سازی واکش اپوکسیداسیون آنزیمی اسیدهای چرب در راکتور میکروکانالی با استفاده از دینامیک سیالات محاسباتی
امید اورعی 1399 -
بررسی عملکرد نانو مواد مغناطیسی بر بهبود جداسازی آب از نفت در امولسیون میادین نفتی غرب کشور
نسیم عزیزی 1399اکتشاف و تولید نفت خام اغلب با تشکیل امولسیون آب در نفت (W / O) همراه است که میتواند مشکلات جدی برای صنایع پالایشگاههای پایین دست را ایجاد کند. تعلیقشکنی[1] شیمیایی از طریق افزودن دمولسیفایر[2] معمولاً تکنیک اصلی مورد استفاده برای غلبه بر مشکلات مرتبط با تشکیل امولسیونهای W/O میباشد. در سالهای اخیر نانو تکنولوژی برای تسریع فرآیند تعلیقشکنی به کار گرفته شده است. بهرهگیری از نانو ذره مناسب، هزینههای بالای فرآیندی بهمیزان قابل توجهی کاهش داد. پس با بهرهگیری از مطالعات کتابخانهای، در این پژوهش نانو ذرات مغناطیسی Fe3O4انتخاب و به روش الکترولیز سنتز شد و با استفاده از آنالیزهای XRD، FE-SEM، FTIR و VSM ساختار نانو ذرات بررسی شد. هدف از این مطالعه، ارزیابی تاثیر افزودن نانوذرات Fe3O4در کنار دمولسیفایر تجاری DDH 9855 برای کاهش مصرف دمولسیفایر و بهبود جداسازی آب از نفت میدان نفتی دهلران است که از طراحی آزمایشها[3] استفاده شد و تاثیر پارامترهای مختلف تعیین گردیده است. طبق نتایج بدست آمده بالاترین میزان بازده تعلیقشکنی در شرایط بهینهای که دما C° 40، غلظت دمولسیفایر m300، pH 4/6، محتوای آبml 5/7 و مقدار نانو ذره g033/0 است، 83/97 % به دست آمد. در نهایت نانو ذره استفاده شده در فرآیند تعلیقشکنی مجدداً مورد استفاده قرار گرفت و بعد از سه مرتبه استفاده، حدود 15 % میزان بازده تعلیقشکنی افت کرد که این میزان کاهش بسیار مناسب و قابل چشمپوشی است به گونهای که نانو ذره را تا سه مرتبه و با موفقیت میتوان مجدداً مورد استفاده قرار داد. همچنین اثر زمان تهنشینی به عنوان پارامتر مهم دیگر در فرآیند تعلیقشکنی طی مدت h 2 ضبط دادهها بررسی شد که بازده 65/66 % افزایش یافت. از طرفی با بررسی اثر افزودن نانو ذرات در کنار دمولسیفایر بعد از h 5 زمان تهنشینی، 82/14 % آب جدا شده نسبت به دولسیفایر تنها افزایش یافته است. از طرف دیگر اثر افزودن نانو ذرات در کنار دمولسیفایر با افزایش مقدار نانو ذره در مقایسه با حالت دمولسیفایر تنها، آب جدا شده 38/15 % افزایش و زمان تهنشینی h 5 کاهش یافت. بنابراین نتایج نشان داد که زمان تهنشینی مورد نیاز به طور قابل توجهی کمتر از فرآیند تعلیقشکنی متداول است.
-
بررسی عملکرد و شکل پذیری اتصالات مختلف تیر-ستون بتنی تقویت شده با FRP تحت بارگذاری دینامیکی
پگاه آشتاب 1399چکیده در سالهای اخیر کامپوزیت FRP به صورت گسترده و موفقیت آمیزی در بهبود رفتار لرزهای سازهها استفاده شده است. مقاومت عالی این مواد دربرابر خوردگی و نسبت مقاومت به وزن بسیار بالا باعث شده که تقویت سازهها با این مواد برخلاف روشهای سنتی (استفاده از شاتکریت یا فروسمنت و...) وزن اضافهای به سازه اعمال نکند. اتصال تیر-ستون در قابهای خمشی بتن مسلح به علت قرارگیری اتصال تحت تلاشهای رفت و برگشتی در هنگام زلزله جزء بحرانی ترین نقاط در عملکرد قاب خمشی بتن مسلح میباشد. در گذشته مطالعات زیادی روی مقاوم سازی اتصالات تیر-ستون در قابهای بتن مسلح با استفاده از مصالح FRP صورت گرفته است. این مطالعات در حالت میکرو روی مقاومت برشی و شکل پذیری اتصالات صورت گرفته و راهکارهایی برای بهبود آن ارائه شده است و تحقیقات کمتری روی پارامترهای لرزهای از قبیل ضریب رفتار قاب بتن مسلح مقاوم سازی شده، میزان جذب انرژی آن و همچنین ظرفیت باربری و تغییرمکان قاب مقاوم سازی شده با FRP در محل اتصال در حالت ماکرو انجام شده است. در این پایان نامه رفتار اتصالات تیر-ستون در ساختمانهای بتن مسلح، با استفاده از تئوری اجزاء محدود به صورت عددی، بررسی و راهکارهایی برای مقاوم سازی و بهبود عملکرد لرزهای آنها با استفاده از کامپوزیتFRP توصیه شده است. برخلاف نمونههای آزمایشگاهی که در آنها محدودیتهای زیادی برای مشاهده و حصول نتایج وجود دارد، در مدلسازی المان محدود، این محدودیتها کمتر وجود داشته و مدلسازی یک نمونه نزدیک به واقعیت به مراتب سادهتر است.
-
بکارگیری سیستم تلفیقی اتمایزر و فیلم ریزان سیال جهت تولید نانوذرات دارویی
یگانه پوراقبال 1398در بین بیوپلیمرهای گوناگون، کیتوزان علاوه بر این که بیشترین ظرفیت جذب را دارد، به دلیل این که پلیمری زیست تخریب پذیر، حساس نسبت به pH، طبیعی، دارای قابلیت تشکیل ژل، زیستسازگار و غیرسمی است، اهمیت فوق العادهای دارد و قابلیت جذب به غشاهای مخاطی داخل بدن و دارورسانی به قسمتهای مختلف بدن را داراست. این ماده همچنین دارای اثرات ضد قارچ و ضد باکتریایی است. روشهای متفاوتی برای تهیهی نانوذرات کیتوزان وجود دارد. روش اتصال عرضی یونی، یکی از این روشها است که بر اساس تعاملات یونی بین بار مثبت گروههای آمینی کیتوزان و بار منفی گروههای پلیآنیونی است و تشکیل یک کمپلکس میدهد و کیتوزان به شکل ذرات کروی رسوب میکند. از مزایای این روش عدم استفاده از حلالهای آلی، شرایط ملایم واکنش (دمای محیط)، به صرفه بودن اقتصادی و پایداری بالای نانوذرات تشکیل شده است. در این پژوهش، نانوذرات کیتوزان با استفاده از سیستم تلفیقی اتمایزر و فیلم ریزان و بر اساس اتصال عرضی یونی بین گروههای آمینی کیتوزان با گروه آنیونی سدیم تری پلی فسفات تولید شده است. هدف از طراحی سیستم فیلم ریزان، افزایش سطح تماس دو محلول هنگام سنتز آنها بود تا نانوذراتی مناسب و با پایداری بالا تشکیل شود. ترتیب آزمایشات بدین صورت بود که ابتدا به بررسی هیدرودینامیکی قطرات خروجی از اتمایزر با دبیهای متفاوت از مایع و گاز پرداخته شد و دبی بهینه برای مایع مشخص شد و در تمامی تستها ثابت در نظر گرفته شد. آنگاه در آزمایش دوم، اندازه، شاخص پراکندگی(PdI)و مورفولوژی نانوذرات کیتوزان تولید شده در شرایط پارامتری مختلف مورد بررسی قرار گرفت و شرایط بهینه تعیین شد. شرایط پارامتری شامل غلظت کیتوزان، غلظت سدیم تری پلی فسفات، فاصله اتمایزر تا سطح شیبدار، دبی هوا وpH محلول کیتوزان بود. زاویه سطح شیبدار نیز از پارامترهای مسئله بود ولی پس از بررسیهای لازم، از همان ابتدا، مقدار ثابتی برای آن در نظر گرفته شد. در پایان، نتایج نشان داد که این سیستم قابلیت تولید نانوذرات را به شکل کروی و با اندازهی مناسب و توزیع یکنواخت دارا میباشد.
-
تولید زئولیت و شبه زئولیت های بهبود یافته به منظور جداسازی انتخابی مخلوط چند جزئی گازهای دی اکسید کربن و متان از هیدروژن
شیما کریمی 1398 -
بررسی تعادل فازی سیستم های دوفازی آبی پلی اتیلن گلایکول اصلاح شده و نمک
عرفان باقری 1398 -
تجزیه وتحلیل عددی بارگیری خط لوله های بتن در خاک های اشباع شده.
مازن عبدالکریم سلیمان 1398 -
مطالعه عددی اثر میدان مغناطیسی بر انتقال حرارت جابجایی جریان نانوسیال در یک میکروکانال
حسین کاکولوند 1398مطالعه عددی اثر میدان مغناطیسی بر انتقال حرارت جابجایی جریان نانوسیال در یک میکروکانال
-
اپوکسیداسیون اسیدهای چرب آزاد با استفاده از آنزیم لیپاز تثبیت یافته بر نانوذرات مغناطیسی Fe3O4
ملیحه حدادی 1397روغنهای گیاهی اپوکسیشده در سالهای اخیر توجه زیادی را به خود جلب کردهاند. از طرفی استفاده از یک ماده پسماند بهعنوان سوبسترای واکنش اپوکسیداسیون آنزیمی و منبع اسیدهای چرب یک فنّاوری سبز و مقرونبهصرفه است؛ اما معایبی ازجمله پایداری اندک کاتالیزور زیستی و مشکلات جداسازی آن از محیط واکنش، سبب استفاده از فنهای تثبیت آنزیمها شد. در این میان از بین انواع موادی که بهعنوان پایه تثبیت استفاده میگردند، نانوذرات مغناطیسی آهن به دلیل امکان جداسازی سریع و آسان تحت میدان مغناطیسی، پراکندگی و سطح ویژه بالا مورد توجه هستند.در پژوهش حاضر، لیپاز نوع کاندیدا رگوسا از طریق پیوند کووالانسی چندگانه به نانوذراتی که با استفاده از تری آمینو پروپیل تری اتوکسی سیلان اصلاح و توسط گلوتارآلدهید فعال شده است، تثبیت میشود. آنالیز پروتئین با استفاده از روش فولین-لوری نشان داد که بازده تثبیت آنزیم به میزان %77/65 است. فعالیت کاتالیستی لیپاز تثبیتشده با آنزیم آزاد در فرآیند اپوکسیداسیون آنزیمی اسیدهای چرب آزاد مقایسه شد و نتایج حاصل از آنها نشان داد که آنزیم تثبیتیافته پایداری بهتری نسبت به آنزیم آزاد در طی واکنش اپوکسیداسیون بهویژه در شرایط شدید دمایی و pH، در حضور هیدروژن پراکسید، بهعنوان یک سوبسترای غیرفعال دارد.مطالعات آماری روی اثرات دما و pH بهوسیلهی روش سطح پاسخ نشان داد که بالاترین فعالیت اپوکسیداسیون برای آنزیم تثبیتشده در دمای 52/2 درجه سانتی گراد و pH=6/7 به دست آمد. در شرایط بهینه، استفاده مجدد از آنزیم تثبیتشده بررسی شد و نتایج نشان داد که فعالیت کاتالیستی اپوکسیداسیون پس از بار ششم و دهم آزمایش به ترتیب 100% و %80/97 است. همچنین آنزیم تثبیتیافته در دمای اتاق و دمای 4 درجه سانتی گراد نگهداری شد و نتایج آزمایشها نشان داد که پایداری بالایی پس از ??? و ??? روز نگهداری در دمای 4 درجه سانتی گراد داشت. سنجش کیفی آنزیم تثبیتیافته با استفاده از FTIR و محصول اپوکسی با استفاده از HNMR موردبررسی قرار گرفت.
-
مطالعه اجکتور در مقیاس میکرو و بهینه سازی پارامترهای هندسی آن
بنفشه نورایی 1397 -
بهینه سازی تولید کربوکسی متیل سلولز با استفاده از نانوسلولز استخراج شده از ضایعات کشاورزی
سیده پروین حسینی 1397چکیده : محصولات اولیه لیگنوسلولزی کشاورزی که در مقدار قابل توجه و هزینه پایین در دسترس هستند، میتوانند یک منبع درآمد اضافی برای کشاورزان بدون تاثیر منفی بر باروری خاک برای کاربردهای صنعتی باشند کاه گندم یکی از فراوانترین ضایعات لیگنوسلولزی کشاورزی میباشد که قسمتهای آلی گیاه گندم را شامل میشود. کاه گندم بعد از برداشت به عنوان خوراک دام و در بناهای کاهگلی مورد استفاده قرار میگیرد، همچنین مقدار عمدهای از آن سوزانده میشود، این درحالی است که این ماده حاوی مقادیر بالایی سلولز میباشد و میتوان از آن به عنوان مادهی خام اولیه ارزانقیمت، جهت تولید مشتقات سلولزی باارزش بهره برد. در این تحقیق امکان تولید مادهی باارزش کربوکسیمتیلسلولز با استفاده از سلولز استخراج شده از کاه گندم مورد بررسی قرار گرفت. کاه گندم حاوی تقریبا 33-40 درصد سلولز میباشد که به همراه همیسلولز و لیگنین اجزای اصلی آن را تشکیل میدهند. در این پژوهش ابتدا سلولز موجود در کاه گندم توسط هیدروکسیدسدیم 10% وزنی/وزنی و سدیمهیپوکلراید در دو مرحله استخراج شد. سلولز استخراج شده با استفاده از فرآیند اتری کردن ویلیامسون به کربوکسیمتیلسلولز تبدیل شد که برای شناسایی گروههای کربوکسیمتیلی جایگزین شده برروی سلولز از طیفسنجی تبدیل فوریه مادون قرمز (FTIR) استفاده شد. درجه استخلاف (DS) مهمترین عامل تاثیرگذار بر میزان حلالیت و کاربردهای کربوکسیمتیلسلولز میباشد و بازده تولید آن نیز، عامل مهم در تعیین اقتصادی بودن فرآیند است، لذا فرآیند اتری کردن سلولز نسبت به عوامل عملیاتی شامل : نسبت مقدار مونوکلرواستیکاسید به سلولز، غلظت هیدروکسیدسدیم، دما و زمان واکنش به ترتیب در سه سطح (1، 4/1، 8/1) ، (20، 30، 40% وزنی/وزنی) ، (30، 50، 70 درجه سانتیگراد) و (1، 3، 5 ساعت) به منظور دستیابی به بالاترین DS و یک بازده اقتصادی توسط نرمافزار طراحی آزمایش MODDE ، با روش CCF با استفاده از RSM بهینهسازی شد. نتایج بهینهسازی نشان داد که در شرایط نسبت وزنی 3/1 به 1 منوکلرواستیکاسید به سلولز، غلظت هیدروکسیدسدیم برابر با 20 % وزنی/وزنی، دمای 70 درجهسانتیگراد و مدت زمان 1 ساعت بالاترین مقدار DS بدست میآید. که بالاترین DS و بازده تحت این شرایط به ترتیب 975/0 و 37/1 گرم CMC/گرم سلولز بودند. کلمات کلیدی : کاه گندم، سلولز، نرمافزار طراحی آزمایشات، کربوکسیمتیلسلولز، درجه استخلاف
-
تولید پیوسته بیودیزل از باکتری درراکتوربستر آکنده به روش تثبیت آنزیم
مهسا شهبنده 1397 -
تحلیل ارتعاشات آزاد صفحات ساخته شده از مواد هدفمند پیزوالکتریک به روش بدون المان سه بعدی
سینا شیرویی 1397 -
بررسی تاثیر فرآیند فروشویی بر عملکرد فلوتاسیون در کاهش خاکستر قیر طبیعی
زهره حیدری 1397ایران دارای حجم وسیعی از معادن قیر طبیعی بهخصوص در استان کرمانشاه است. هدف از این تحقیق، خاکسترزدایی و حذف سولفور پیریتی از قیر طبیعی با انجام دو مرحله متوالی، لیچینگ با اسیدسولفوریک و به دنبال آن فلوتاسیون میباشد. این فرایند بهمنظور تولید قیر طبیعی باکیفیت بالا و بهرهگیری از بیش از 160 کاربرد این ماده معدنی در صنایع مختلف، انجام میگردد. جهت تعیین شرایط بهینه و بررسی پارامترهای موثر لیچینگ، تعداد27 آزمایش توسط روش طرح مرکب مرکزی با چهار فاکتور(غلظت اسید،دما،دورهمزن و زمان) در سه سطح و در فشار اتمسفریک و اندازه ذرات200 مش و نسبت جامد به مایعg ml-2/0طراحی شدند. بازه های در نظر گرفته شده برای پارامترهای مستقل عبارتند از:غلظت اسیدv/v% 10 تا 30، دمای لیچینگ ?30 تا90، دور همزنrpm 0 تا 1000 و زمان لیچینگ min 30 تا90. داده های آزمایشگاهی به دست آمده با استفاده از روش آنالیز واریانس(ANOVA)، تحلیلشده و مناسبترین مدل با توجه به سطح اطمینان بالای% 99 برای تحلیل پاسخهای بهدستآمده، مدل رگرسیونی درجه دوم تخمین زده شد. مطابق مدل آماری، بیشترین حذف خاکستر و سولفور پیریتی در غلظت اسیدv/v% 57/29، دما?98/89، دور همزنrpm 10/977 و زمانmin 74/89 به دست آمد و بعد از انجام آزمایشهای تاییدی، در این شرایط، %52/63 حذف خاکستر و %82/38 حذف پیریت حاصل شد، همچنین دور همزن و دما به ترتیب موثرترین پارامترها بر فرایند خاکسترزدایی و حذف سولفور پیریتی شناخته شدند و همه پارامترها تاثیری مثبت بر روند حذف داشتند. آزمایش فلوتاسیون در دو حالت انجام شد. حالت اول بر روی نمونه قیر اولیه و حالت دوم بر روی نمونه قیر لیچ شده در شرایط بهینه (تاثیر لیچینگ بهعنوان پیشتصفیه). آزمایش فلوتاسیون تحت شرایط عملیاتی مقدار کلکتور kg/tbitumen1، مقدار کفساز g/tbitumen50، غلظت پالپ% 7،5=pH و زمان فلوتاسیون min3 در دمای محیط و فشار اتمسفریک انجام گرفت. در حالت اول% 3/42 خاکستر و% 1/51 سولفور پیریتی(% 6/ 35 سولفور کل) حذف گردید و در حالت دوم به ترتیب به %4/72 و %6/57 (%15/42) حذف خاکستر و پیریت ( حذف سولفور کل) دست یافتیم. بر اساس نتایج مقالات پیشین و مطابقت دادههای آزمایشگاهی، حذف پیریت از مدل سنیتیکی درجه دو پیروی میکند. به علت بالا بودن ضریب تعیین تعدیلشده (9752/0) و نزدیک بودن آن به ضریب تعیین(9828/0)، مدل رگرسیونی درجه دو با دادههای آزمایشگاهی همخوانی دارد.
-
مدلسازی سی اف دی و بهینه سازی راندمان هیدروسیکلون واحد بهره برداری نفت شهر (مطالعه موردی شرکت نفت و گاز غرب)
مژگان نیکوفال 1397 -
طراحی و ساخت دستگاه نورد نامتقارن
احمد حسن علی 1397طراحی و ساخت ماشین نورد نامتقارن ورق های فلزی
-
بررسی حذف فنول از تولوئن با استفاده از زئولیت اصلاح شده
محمد مرادی نصرآبادی 1397در فرآیند تولید تولوئن دی ایزوسیانات، تولوئن به عنوان خوراک فرآیند محسوب می شود و وجود ناخالصی در تولوئن، باعث افت کیفیت ترکیبات تولوئن دی ایزوسیانات می شود. یکی از ناخالصیهای موجود در تولوئن، فنول میباشد، که افت کیفیت ترکیبات تولوئن دی ایزوسیانات، ضرورت حذف این ناخالصیها را از تولوئن نشان میدهد. در میان روشهایی که برای حذف ناخالصیها به کار برده شده اند، روش جذب سطحی به دلیل صرفه اقتصادی و آسان بودن آن به عنوان یک روش کارآمد محسوب میشود. در این روش، انتخاب یک جاذب مناسب به منظور حذف فنول از تولوئن، دارای اهمیت ویژهای است. در این میان جاذبهای زئولیتی به دلیل مزایایی از قبیل، کم هزینه بودن، مساحت سطح بالا و در دسترس بودن توجه زیادی را به خود جلب کردهاند. در این مطالعه، در ابتدا زئولیت اصلاح شده P به عنوان یک جاذب، برای حذف فنول از تولوئن، به روش هیدروترمال سنتز شد. در روش هیدروترمال و در حضور محلول 5/1 مولار سدیم هیدروکسید و در دمای90 درجه سانتیگراد، زمان مورد نیاز سنتز زئولیتP، 24 ساعت است. در مرحله بعدی این مطالعه، جهت انتخاب بهترین جاذب برای حذف فنول از تولوئن، از جاذبهای زئولیتی 4A، 5A، 13X، P،کائولن، کلینوپتیلولایت(آمریکا)و کلینوپتیلولایت(ایران) در شرایط دز جاذب 5/1 گرم در 500 میلیلیتر محلول تولوئن با غلظت اولیه 159/0 گرم بر لیتر و 3 ساعت زمان همزدن در یک سیستم ناپیوسته، استفاده شدند، که با توجه به نتایج آنالیز کروماتوگرافی گازی، میزان حذف فنول از تولوئن توسط جاذبهای زئولیتی 4A، 5A، 13X، P،کائولن، کلینوپتیلولایت(آمریکا)و کلینوپتیلولایت(ایران) به ترتیب برابر با c، d، ?، ?، ?، ? و % 82 بود. در مرحله بعدی این مطالعه، علاوه بر انتخاب جاذب نوع P به عنوان بهترین جاذب برای حذف فنول از تولوئن، تاثیر پارامترهایی همچون pH(5-9)، زمان جذب (90 تا 270 دقیقه)، مقدار جاذب (1 تا 5 گرم) و همچنین مقدار کربن فعال (1/0 تا 5/0 گرم) در 500 میلیلیتر محلول تولوئن، بر حذف فنول از تولوئن در سیستم ناپیوسته بررسی شد. در این بخش مطالعه، از روش طراحی آزمایشات مرکب مرکزی برای بهینه سازی شرایط حذف فنول از تولوئن استفاده شد. ایزوترمهای لانگمویر و فروندلیچ برای دادههای تعادلی به دست آمده در شرایط بهینه به کار رفت. نتایج آزمایشهای جذب مورد نظر با استفاده از روش طراحی آزمایشات مرکب مرکزی نشان میدهد، در صورتی که عوامل موثر بر حذف فنول از تولوئن، در مقدار بهینه خود از لحاظ اقتصادی قرار گیرند، میتوان در گستره شرایط در نظر گرفته شده تا ? از فنول موجود در تولوئن را حذف نمود.
-
تولید کوپلیمرهای پلی هیدروکسی آلکانوات همراه با نانوذرات با استفاده از باکتری های جدا شده محلی
طاهره حیدری 1396با توجه به آلودگی های زیست محیطی که پلاستیک ها و پلیمرهای سنتزی ایجاد کرده اند، در دهه های اخیر تلاش های بسیاری برای تولید بیو پلیمرها انجام شده است. از بین بیوپلیمرها، پلی هیدروکسی آلکانوات ها به دلیل خواص ویژه ای هم چون زیست سازگاری و زیست تخریب پذیری گزینه های مناسب تری هستند که بسیاری از میکروارگانیسم ها از جمله باکتری ها قادر به تولید و تجمع آنها در سلول خود هستند. در این پژوهش باکتری های جداشده از نمونه خاک زیتون رودبار و بلوط دالاهو مورد بررسی قرار گرفته که ازبین آنها یک گونه باکتری توانایی بیشتری برای تجمع PHA را نشان داد.گلوکز و گلیسرول به عنوان منبع کربن اصلی استفاده شده و عصاره کاه گندم به عنوان منبع کربن کمکی به خوراک باکتری افزوده شد. با آنالیزهای FT-IR، HNMR وGC-MS تائید شد که ماده تولیدی کوپلیمر پلی هیدروکسی بوتیرات-هیدروکسی والرات با %19/92 از جز والرات است. طراحی آزمایشات CCD با 5 فاکتور(میزان کزبن، نسبت کربن به نیتروژن، pH، دما و میزان عصاره کربن) در سه سطح به منظور دستیابی به شرایط بهینه تولید بیوپلیمر به کار گرفته شده است. نقطه بهینه درمیزان کربن g/l25،نسبت کربن به نیتروژن 10، 9=pH، دمای 34 درجه سیلسیوس و میزان عصاره ml/l300 به دست آمد که منجر به تولید mg/l2620 بیوپلیمر شده است. هم چنین تصاویر به دست آمده ازSEM تولید نانوذرات بیوپلیمر با متوسط قطر nm80 و نیز تولید نانوکامپوزیت پلی هیدروکسی آلکانوات- سلولز را تائید کرد.
-
تولید پلیمر زیستی پلی¬هیدروکسی¬بوتیرات با استفاده از میکروارگانیسمها
نرجس رضایی چالشتری 1396طی سالیان اخیر، استفادهی گسترده از پلاستیکهای مصنوعی، منجر به افزایش حجم زبالههای تجزیهناپذیر و ایجاد معضل آلودگی محیطزیست شده است. برای مقابله با این مشکل محققان در پی آن برآمدهاند که به دنبال جایگزین مناسبی برای این مواد باشند. بیوپلیمرها موادی هستند که از منابع تجدید پذیر به دست میآیند و بهطور کامل در محیط تجزیه میشوند و ازاینرو میتوانند جایگزین امیدبخشی برای پلاستیکهای سنتزی باشند. پلیهیدروکسیبوتیرات (PHB) معروفترین عضو خانوادهی پلیهیدروکسیآلکانواتها (PHA) است که در شرایط محدودیت مواد مغذی بهعنوان منبع کربن و انرژی بهصورت گرانولهایی در سیتوپلاسم برخی باکتریها تولید میشود. در این پژوهش، باکتری مولد بیوپلیمر از خاک های ریزوسفریک جنگلهای بلوط نورآباد واقع در استان لرستان جداسازی شد. امکان استفاده از منابع کربن مختلفی چون گلوکز، گلیسیرول و عصارهی پوستهی برنج بهصورت جداگانه و ترکیبی برای رشد میکروارگانیسم و تولید PHB مورد بررسی قرار گرفت و بهمنظور بهینهسازی تولید بیوپلیمر از روش طراحی آزمایشات CCD با پنج فاکتور (دما، مقدار کربن، نسبت C/N، PH و مقدار عصاره) در سه سطح استفاده شد. برای شناسایی و تایید بیوپلیمر PHB، آنالیز طیفسنجی مادونقرمز (FTIR)، کروماتوگراف گازی-طیف سنجی جرمی (GC-MS) و طیفسنجی رزونانس مغناطیسی هسته (NMR) انجام گرفت. در این مطالعه بیشینه بازده تولیدPHB در دمای 35 درجهی سلسیوس، PH=5، مقدار g/l20 منبع کربن، C/N=2 و مقدار عصارهی پوستهی برنج ml150 در هر لیتر محیط کشت حاصل شد .مقادیر بیشینهی وزن خشک سلولی (CDW)، مقدارPHB و بازده تولید به ترتیب mg/l3000، mg/l1870و 5/63 % به دست آمدند.
-
پیش بینی وقوع عیوب مرکزی در فرآیند اکستروژن میله
قهرمان سیالی 1396< gt;پیش بینی وقوع عیوب مرکزی در فرآیند اکستروژن میله</P>
-
تولید آنزیمی ترکیبات اپوکسی از اسیدهای چرب گیاهی(soap stock) در یک راکتور میکروکانالی.
فاطمه مشهدی 1396 -
بررسی عملکرد فلزات مختلف برروی پایه ی نانو بوهمیت در تولید بیودیزل
روناک کردستان شاهو 1396چکیدهدر این پایان نامه از یک کاتالیست ناهمگن بازی برایتولید بیودیزل استفاده شد و بهینه سازی صورت گرفت.برای تهیه کاتالیست از بوهمیت به عنوان پایه استفاده شد و 10 فلز مختلف( کلسیم، منیزیم، روی، منگنز،کبالت،باریم،نیکل، استرانسیم، لانتانیوم، سریم) رویپایه قرارگرفت.10 کاتالیست سنتز شده تحت شرایط یکسان(6درصد وزنی کاتالیست، نسبتمولی متانول به روغن 15:1، دمای 65 درجه سلسیوس و زمان 8 ساعت) تست شدند.از میانآنها CaO/AlOOH دارای بالاترین بازده بود.برای بهینه کردن بازدهبیودیزل از روش سطح پاسخ با باکس بنکن استفاده شد.شرایط بهینه به دست آمده درواکنش تبادل استری شامل 75/3 درصد وزنی کاتالیست،نسبت مولی متانول به روغن 33/8،102 دقیقه زمان انجام واکنش و دمای واکنش c°65 می باشد.بازدهبیودیزل تحت شرایط بهینه % 2/99 به دستآمد.این کاتالیست 4 بار قابلیت بازیابی دارد و بازده بیودیزل با کاتالیست بازیابی شده، بیشتر از 75 درصد است.واژه های کلیدی :بیودیزل، تبادلاستری، بهینه سازی،کاتالیست ناهمگن بازی
-
بررسی عددی توزیع دما و تنش های پسماند در جوشکاری ورق آلیاژ آلومینیوم 5083-H116 به روش GMAW
سیدمحمد موسوی 1396 -
مدلسازی تحلیلی بار ضربه ای سرعت پایین روی صفحات ساندویچی مدور گلار – فوم
سارا کیانی 1396مدلسازی تحلیلی بار ضربه ای سرعت پایین روی صفحات ساندویچی مدور گلار – فوم
-
تجزیه زیستی رنگ متیلن بلو در یک بیوراکتور بستر پر شده ای از سلول های تثبیت یافته رالستو نیاایوتروفا بر پایه ی سنگ آذربن
خاطره نریمانی راد 1396رنگ های نساجی ازعمده ترین ترکیبات آلی هستند که با ورود به فاضلاب های صنعتی مشکلات زیست محیطی متعددی را به همراه خواهند داشت.لذا حذف این آلاینده ها ازاین پساب ها حائزاهمیت است. هدف ازاین پژوهش،حذف رنگ متیلن بلو بااستفاده ازراکتوربستر پرشده ازسلول های تثبیت یافته رالستونیاایوتروفا برپایه سنگ آذرین بود تاضمن بررسی سنتیک کومتابولیسمی حذف این رنگ،یک مدل برای پیش بینی روند دینامیکی حذف این ماده بازمان ارائه شود.برای این کار ابتدا عملیات تثبیت سلول رالستونیا ایوتروفا دربیوراکتور بااستفاده ازمحیط کشت حاوی گلوکز به عنوان منبع کربن به انجام رسید.سپس بااستفاده ازروش اسپکتروفتومتری میزان رشدسلول در هرمرحله ازنمونه گیری،مقدار باقیمانده گلوکز وهمچنین بازده حذف رنگ متیلن بلو به دست آمد. نتایج نشان داد که تخلخل وسطح ویژه ی بالای سنگ آذرین امکان اتصال موثری ازباکتری رالستونیا ایوتروفا دریک راکتور بسترپرشده ایجاد کرد وسلول های تثبیت یافته ازتوان حذف بالایی ازرنگ متیلن بلو درغلظت بالا برخوردار بودند بطوریکه درغلظت200 mg/L ازرنگ متیلن بلو به دلیل محدودیت های انتقال جرمی ودرنتیجه کاهش بازدارندگی،رنگزدایی با بازه65%مشاهده شد.جهت تعیین سنتیک حذف رنگ باتوجه به کاهش سرعت تجزیه زیستی درغلظت های بالا که نشانگر نقش بازدارندگی متیلن بلو برآنزیم های تجزیه کننده سلول بود،ازمدل هالدن استفاده شد وپارامترهای سینتیکی به ترتیب برابر با q´max=1.250 mg/gh و K/m = 139.0 mg L-1و K/I = 190.1 mg L-1به دست آمد.سپس بااستفاده ازپارامترهای سینتیکی به دست آمده مدلسازی دینامیکی حذف رنگ انجام شد.ونتایج حاکی ازآن بود که درغلظت های پایین بکارگیری سیستم تثبیت یافته جهت حذف رنگ نسبت به سیستم آزاد سلولی توجیه پذیر نیست،اما باافزایش غلظت متیلن بلو وبروز پدیده بازدارندگی،استفاده ازسیتم تثبیت یافته موجب کاهش موثر غلظت در روی ودرون بیوکاتالیست میشود ودرنتیجه کاهش غلظت به دلیل محدودیت های انتقال جرمی بیرونی وداخلی،میزان بازدارندگی متیلن بلو کاهش یافته وسیتم تثبیت یافته عملکرد بهتری درمقایسه با سیستم آزاد سلولی دارد.
-
فروشویی آلاینده¬های نفتی از خاک منطقه نفت¬شهر بر پایه استفاده از بیوسورفکتانت تولیدی در تجزیه بیولوژیکی مواد هیدروکربنی در یک راکتور بستر پرشده از سلول¬های تثبیت یافته بر لوفا
الهه کرمی رحیم آبادی 1396مصرف روزافزون مواد نفتی، احتمال آلودگی خاک در مراحل مختلف برداشت، فرآوری، نگهداری و انتقال را افزایش داده است. بسیاری از مواد هیدروکربنی همچون ترکیبات پلیآروماتیک برای سلولهای زیستی سمی هستند و لذا با از بین بردن موجودات میکروسکوپی طبیعی خاک برای مدت طولانی بدون تغییر در خاک باقی میمانند. روشهای تیمار درمحل زمان بر و پر هزینه هستند. از اینرو، استفاده از بیوراکتورهای دوغابی برای تیمار خاک آلوده پیشنهاد شده است. اما مشکل اصلی در این نوع بیوراکتور، توان مصرفی بالا برای اختلاط مخلوط سه فازی خاک و آب و هوا است. در این تحقیق، بهمنظور کاهش توان مصرفی، عملیات در دو مرحله مجزا مورد مطالعه قرار گرفت. ابتدا، فرایند فروشویی هیدروکربنها از نمونه خاک توسط محلول بیوسورفکتانت به انجام رسید و در ادامه تجزیه زیستی هیدروکربنها با استفاده از سیستم بیوراکتور بستر پرشده انجام شد. استفاده از عوامل فعالساز سطحی زیستی یا بیوسورفکتانت برای افزایش استخراج هیدروکربنها از خاک در مقایسه با روشهای فروشویی با حلالهای آلی و یا محلول قلیا به دلیل قابلیت تجزیه hy;پذیری و غیرسمی بودن دارای برتری است. در تحقیق حاضر، سوفورولیپید تولید شده توسط مخمر کاندیدا کاتنولا برای استخراج هیدروکربنهای موجود در یک نمونه خاک آلوده به مواد نفتی که از میادین نفتشهر جمعآوری شده بود، استفاده شد. اثر عوامل فرآیندی شامل غلظت بیوسورفکتانت، دما و دور همزن بر بازده فرآیند فروشویی، با استفاده از روش مرکب مرکزی و با طراحی مرکب مرکزی چرخشی (618/1= ?) مورد بررسی قرار گرفت. تحلیل و مدل سازی دادهها با استفاده از روش سطح پاسخ به انجام رسید. نتایج نشان داد که میزان بازده فروشویی به میزان %55 تحتتاثیر دور همزن، % 7/35 تحتتاثیر دما و % 3/9 متاثر از غلظت بیوسورفکتانت بود. با بهینهیابی شرایط عملیاتی، بیشینه حذف مواد نفتی با بازده %2/95 در شرایط زیر حاصل گردید: غلظت بیوسورفکتانت mg L-1 220، دمای ?C 55 و دور همزن rpm 400. سپس حذف زیستی هیدروکربن های نفت خام به عنوان تنها منبع کربن توسط سلولهای کاندیدا کاتنولاتثبیت یافته بر بستر لوفا و با استفاده از عملیات ناپیوسته با جریان برگشتی مورد مطالعه قرار گرفت. با استفاده از روش مرکب مرکزی، اثر متغیرهای میزان هوادهی و میزان اولیه COD بر بازده حذف زیستی مورد مطالعه قرار گرفت. آنالیز واریانس نشان داد که بازده حذف زیستی %08/62 تحتتاثیر مقدار COD اولیه و % 91/37 تحتتاثیر هوادهی بود. بیشینه حذف زیستی در میزان هوادهی vvm 8/0 و COD اولیه mg L-1 1، به میزان %60/ 95 بهدست آمد.
-
تولید بیو دیزل با استفاده از نانو کاتالیست بر پایه سیلیس تهیه شده از ضایعات کشاورزی
حمیرا پیری 1396چکیدهدر این مطالعه، استفاده از کاتالیست ناهمگن نانوسیلیکا در تولید بیودیزل از روغن کانولا مورد بررسی قرار گرفت. این کاتالیست از سبوس برنج طی یک فراوری اسیدی و سپس سوزاندن آن تحت شرایط کنترلشده، سنتز شد. سبوس برنج یکی از ضایعات کشاورزی است که سوزاندن آن با ایجاد آلایندههای زیستمحیطی همراه است. این ماده دورریز حاوی مقدار زیادی سیلیس آمورف است. فراوری اسیدی سبوس و سپس حرارت دهی تحت شرایط کنترلشده در 700 درجه سانتیگراد، منجر به تولید نانوسیلیکا با مساحت سطح بالا با ساختار آمورف شد. نانوسیلیکا دارای تعداد زیادی سایت اسیدی قوی بود. آنالیز XRD آمورف بودن ساختار نانوسیلیکای سنتز شده را تاییدکرد. نتیجه آنالیز SEM نشان داد که ساختار ذرات، کروی شکل بوده و به صورت منظم و یکنواخت توزیع شدهاند. تاثیر 4 پارامتر دمای واکنش، غلظت کاتالیست، نسبت مولی متانول به روغن و زمان واکنش بر میزان تبدیل بیودیزل به وسیله روش سطح پاسخ (RSM) ارزیابی شد. در شرایط بهینه، 70 درجه سانتیگراد، 3% وزنی کاتالیست، 1216/0 نسبت مولی متانول به روغن و در مدت 5 ساعت، میزان تبدیل %01/99 به دست آمد. نتایج بازیابی کاتالیست نشان داد که کاتالیست آماده شده تا پنج بار قابلیت استفاده مجدد دارد که میتواند به عنوان یک کاتالیست پایدار و مقرون به صرفه، در تولید بیودیزل استفاده شود.کلمات کلیدی: سبوس برنج، نانوسیلیکا، بیودیزل، روغن کانولا، بهینه سازی RSM
-
بهینه سازی تولید بیولوژیکی صمغ زانتان با استفاده از پسماندهای کشاورزی
مهرداد پیروندی 1396هدف از این تحقیق استفاده از روش رویه پاسخ برای بهینه سازی تولید بیولوژیکی صمغ زانتان با استفاده از پسماند های کشاورزی است. در این تحقیق از باکتری زانتاموناس کمپستریس PTCC 1473 جهت تولید صمغ زانتان استفاده شد. جهت رشد توده سلولی از محیط کشت [1]YMA و YMB[2] استفاده شد. همچنین در این تحقیق غلظت های مختلف از شیره خرما به عنوان منبع کربن، کنجاله ی سویا به عنوان منبع نیتروژن و پتاسیم دی هیدروژن فسفات به عنوان منبع فسفر جهت تولید بهینه ی صمغ زانتان مورد تحقیق و بررسی قرار گرفت. شیره ی خرما در غلظت های 40 ، 50 و 60 گرم بر لیتر بررسی شد. به طوری که بهترین غلظت منبع کربن 40 gr/lit به دست آمد. که مقدار ماکسیمم صمغ زانتان تولیدی در این روش 6.76 gr/lit به دست آمد. در غلظت های بالاتر از منبع کربن (50 و 60 گرم بر لیتر) به دلیل اثر بازدارندگی ناشی از سوبسترا میزان تولید صمغ زانتان کاهش پیدا می کند. همچنین غلظت بهینه ی منبع نیتروژن و فسفر در این آزمایش به ترتیب مقدار 20 gr/lit و 15 gr/lit برای کنجاله ی سویا و پتاسیم دی هیدروژن فسفات به دست آمد. که با کاهش یا افزایش غلظت منبع نیتروژن و فسفات میزان تولید کاهش پیدا می کند.
-
مدل سازی عملکرد پیل سوختی با روش های جدید یاد گیری ماشین
مهدی الله داد 1396 -
خالص سازی بیوپلیمرزانتان جهت مصارف دارویی
مرتضی مستوفی پور 1396چکیده:استفاده از بیوپلیمرها برای دستیابی به مادهی زیستسازگار با خواص متناسب مورد توجه محققان زیادی بوده است. پلیساکاریدها یکی از مهمترین خانواده پلیمرهای طبیعی هستند، صمغ زانتان یک اگزوپلیساکارید میکروبی است که توسط باکتری زانتاناموسکمپستریس تولید میشود. این هتروپلیساکارید با واحدهای پیدرپی پنتاساکارید، متشکل از ترکیب دو مولکولی گلوکز، مانوز و یک واحد از اسیدگلوکورونیک است. صمغ زانتان به دلیل حلالیت در آب سرد و گرم و تولید ویسکوزیته بالا حتی در غلظتهای پایین، سازگاری با اسیدها، بازها و نمکها، پایداری در برابر درجه حرارت محیط و دارا بودن رفتار رئولوژیکی شبه پلاستیک کاربردهای صنعتی گوناگونی دارد. در این پژوهش دو عامل مورد بررسی قرار گرفته است؛ خالصسازی بیوپلیمر زانتان با استفاده از سه حلال: استون، اتانول، ایزوپروپانول، انجام شد و میزان خالصسازی بیوپلیمر به ترتیب استون، اتانول و ایزوپروپانول بیشترین تاثیر را در خالصسازی بیوپلیمر داشتهاند. در بررسی دیگر اثرات غلظت بیوپلیمر، نوع حلال و نانوذره برای تعیین رسوب با استفاده از یک طرح آزمایشی انجام گرفت که نتایج نشان میدهد که به ترتیب نانوذره، حلال و غلظت زانتان بیشترین تاثیر را در سرعت رسوب دارا میباشد. واژگان کلیدی: بیوپلیمر زانتان، خالصسازی، نانوذربوهمیت، ترسیب، حلالهای آلی
-
بررسی اثر مدل های ترمودینامیکی ونفوذ بردقت پیش بینی کارکرد غشا تراوش تبخیری
شیوا شهسواری 1396بررسی اثر مدل های ترمودینامیکی ونفوذ بردقت پیش بینی کارکرد غشا تراوش تبخیری
-
بکارگیری مواد هوشمند مغناطیسی بمنظور افزایش اختلاط و راندمان واکنش های رقابتی
یاسر دژم خوی 1396هدف نشان دادن مزایای استفاده از بستر نانوذرات در میلی کانال ها با میدان مغناطیسی ثابت و متحرک در اختلاط است . طرح های جدید از میلی کانال های T شکل با سطح مقطع مستطیلی به ابعاد میلی متر مربع و بستر نانوذرات به طول 50 میلی متر و 1میلی متر پایین تر از سطح کانال قرار دارد به منظور ارتقاء عملکرد اختلاط نسبت به نمونه ایی از میلی کانال که بسترنانوذرات در ان وجود ندارد، ساخته شد. برای بررسی اثر مکان قرار گیری نانوذرات در میلی کانال ها نیز،دونوع کانال T شکل طراحی شد که در نوع اول بستر نانوذرات در کانال اختلاط و در نوع دوم بستر نانوذرات در نقطه برخورد و در امتداد کانال اختلاط قرار گرفت. برای تعیین کیفیت اختلاط، واکنش موازی-رقابتی Villermaux/Dushmanمورد آزمایش قرار گرفت. نتایج نشان داد که با افزایش مقدار نانوذرات مغناطیسی، افت فشار افزایش و مقدار شاخص جدایش به شدت کاهش می یابد که به معنای بهبود اختلاط است. و همچنین نتایج تجربی نشان داد استفاده از میدان مغناطیسی رفت و برگشتی در عرض کانال در شدت جریان های پایین دارای یک تاثیر قابل توجه در کاهش شاخص جدایی نسبت به میدان مغناطیسی ثابت و میدان مغناطیسی رفت و برگشتی در طول کانال است و میدان مغناطیسی رفت و برگشتی در طول کانال در تمام شدت جریان ها نسبت ب میدان مغناطیسی ثابت اختلاط بیشتری را سبب شده است.با برسی نتایج مکان قرار گیری بستر نانوذرات مغناطیسی در می یابیم که بستر نانوذرات در نقطه اختلاط با برهم زدن سطح مشترک واکنش دهنده ها و افزایش سطح تماس ان ها در مقایسع با بستر نانوذرات در کانال اختلاط ،اختلاط بیشتری را ایجاد میکند و این امر با کاهش شاخص جدایش Xs کاملا مشهود است.
-
تبدیل گازهای گلخانه ای با استفاده از فتوکاتالیست Co/Porphyrin
فرهاد فرهنگیان 1395گرم شدن زمین و افزایش بیش از حد گازهای گلخانه ای به مسئله نگران کننده ای برای دنیای امروز تبدیل شده که پیامدهای خطرناکی مانند خشک سالی، افزایش بیماری ها، آتش سوزی و ... را در پی دارد. یکی از این گازها کربن دی اکسید می باشد, که برای تجزیه و جداسازی آن راه های مختلفی وجود دارد. یکی از این روش ها استفاده از فتوکاتالیست ها به خصوص MOFs ها به عنوان کلاس جدید می باشد..در این مطالعه، پروفیرین- بر پایه کالبد فلز- ماده آلی(Co/PMOF) می باشد که با استفاده از تتراکیس((4-carboxy phenyl پروفیرین (TCPP)به عنوان لیگاند ساخته شده است. و به وسیله طیف های مختلف مانند FESEM و EDX آنالیز می باشد. آزمایش های فتوکاهشی اطراف (Co/PMOF) به عنوان فتوکاتالیست در حضور آب به عنوان عامل قربانی دهنده الکترون زیر تابش پرتو مرئی/UV انجام می شود. نتایج دریافتی از واکنش نشان می دهد که محصول µmol 96/10 متان در حدود 4 ساعت واکنش تولید می شود، که نشان از تولید بالای محصول می باشد. علاوه بر این اندازه گیری طیف UV–vis و FTIR نشان می دهد که هیچ نشانی از تغییر در ساختار فتوکاتالیست دیده نمی شود. و در پایان مکانیزم واکنش مورد بررسی قرار گرفته شده است
-
بررسی روند تصفیه بیولوژیکی پسابها در طول مسیر انتقال
روناک امیری 1395 -
تولید مواد با ارزش شیمیایی با استفاده از کاتالیست های نانو ساختار
نادر محمدی 1395تولید مواد با ارزش شیمیایی با استفاده از کاتالیست های نانو ساختار
-
تولید وبهینه سازی بیوپلیمر با استفاده از میکروارگانیسم جداسازی شده از پساب نفتی
زینب صمیمی 1395 -
بهینه سازی تولید مستقیم بیودیزل از دانه گلزا با استفاده از کاتالیست های بازی سنتزشده
طیبه ایمانی 1395 -
تجزیه ی زیستی دیزل از محیط های آبی توسط مخمر تجزیه کننده ی مواد نفتی : کاندیدا کاتنولاتا
فائزه بابائی 1395 -
حذف مرکاپتان ازمیعانات گازی به روش جذب سطحی با استفاده از کربن فعال
آرش رفیعی پور 1395مرکاپتانها، سولفیدها و دیسولفیدها از جمله ترکیبات موجود در سوختهای فسیلی هستند که باعث ایجاد مضراتی همچون بوی نامطبوع، خوردگی و کاهش ارزش حرارتی سوخت میشوند. در تحقیقات حاضر، مرکاپتانزدایی جذبی از میعانات گازی توسط جاذبهای کربن فعال اصلاح شده توسط اسید نیتریک غلیظ و سپس بارگذاری شده با یونهای فلزات نقره و مس و همچنین ترکیب آلی- فلزی مس- بنزنتریکربوکسیلات (Cu-BTC) بارگذاری شده توسط یونهای فلز نقره مورد بررسی قرار گرفت. میعانات مورد نظر با محتوای مرکاپتان ppm 188 از پالایشگاه گاز فجر جم تهیه شد. محتوای مرکاپتان نمونهها به روش تیتراسیون اندازهگیری شد. پس از انجام آزمایشات جذب، پارامترهای همبستگی ایزوترم های جذب، برای مدلهای لانگمویر و فرندلیچ، و همچنین پارامترهای سینتیکی جذب، برای سینتیک جذب شبه درجه اول و شبه درجه دوم، مورد بررسی قرار گرفت.در این بررسیها، جاذب Cu-BTC عملکرد جذبی مناسبی را در جذب ترکیبات مرکاپتان از میعانات گازی از خود نشان داد. حداکثر ظرفیت جذب بدست آمده برای ترکیب آلی- فلزی Cu-BTC برابر با mg/g 416/49 و برای جاذب کربن فعال اصلاح و بارگذاری شده mg/g 824/4 بدست آمد. همچنین جهت تایید ساختار ترکیب آلی- فلزی، تایید بارگذاری فلزات، بررسی مورفولوژی سطح جاذبها، بررسی ساختار بلوری جاذب و ثبات ساختار جاذب در فرایند گوگردزدایی، از تستهای SEM، XRD، EDX و FT-IR استفاده شد.
-
طراحی فیلتر میان گذر میکرواستریپ خیلی فشرده باانتخاب پذیری بالا برای کاربردهای باند X و Ku
علی نرگسی خجسته 1395در این پایاننامه دو فیلتر میانگذر میکرواستریپ با قدرت انتخاب بالا و ابعاد کوچک برای باند Ku و باند X پیشنهاد می گردد. ساختار ارائه شده از تشدیدگرهای Tشکل با خطوط تغذیه متعامد که به صورت مستقیم وصل شدهاند، استفاده مینماید. تشدیدگر Tشکل برای فیلتر پیشنهادی قدرت انتخاب بالایی فراهم میاورد و در ضمن ابعاد کلی فیلتر را در مقایسه با شاخه فرعی (استاب) یکنواخت مرسوم کاهش میدهد. به دلیل ساختار متقارن ساختار، طرح پیشنهادی میتواند با حالت فرد و زوج تحلیل گردد. دو فیلتر باند X و Ku به ترتیب با پهنای باند کسری 30.3% و 37% روی زیرلایه Roger 5880 با ثابت دیالکتریک 2.2 و ضخامت 15mil ساخته شدهاند. نتایج شبیهسازی و اندازهگیری توافق خوبی با هم دارند. ابعاد فیلترهای باند Ku و X به ترتیب 9.8×5.5 mm2 و 11×6.1 mm2 می باشد که عملکرد خوبی از خود نشان میدهند.
-
حذف فلزات سنگین از محلول های آبی با استفاده از میکرو ارگانیسم های محلی
وحید شیرزادی 1394 -
باز یابی نیکل به صورت فرمات نیکل از کاتالیست نیکل مستعمل شده در هیدروژناسیون روغن های نباتی
جواد اسمعیلی 1394 -
زیست پالایی محیطهای آلوده نفتی (گازوئیل) توسط باکتریها
الهام فلاحت پیشه 1394 -
مدلسازی تمودینامیکی کروماتوگرافی برهمکنش آبگریز
الهام دلفان 1394 -
خالص سازی بیومولکول ها بااستفاده از پلیمرهای اصلاح شده
شقایق اسدی تیرانی 1393 -
حذف بیومولکول ها توسط نانوذرات تعبیه شده در کرایوژل
فاطمه ملکی 1393 -
تولید بیودیزل با استفاده از روش های بیولوژی -شیمیایی
محبوبه قاسمی میمندی 1393 -
مدلسازی ترمودینامیکی کروماتوگرافی برهمکنش آبگریز
محمدرضا میرانی 1393 -
مدلسازی ترمودینامیکی تعادلات فازی سیستم های چند جزیی
بهنام یزدی 1393 -
بهبود جذب بیو مولکول ها با استفاده از نانو ذرات اصلاح شده
سمیه زارعی کنگرشاهی 1392 -
استفاده از نانو ذرات اصلاح شده در سیستم های دو فازی آبی جهت بهبود جداسازی بیو مو لکول ها
منا بصیری 1392 -
پیش بینی تعادلات فازی سیستم های چند جزیی با استفاده از شبکه های عصبی
مسعود فرزی 1392 -
بررسی ترمودینامیکی سیستم های چند واکنشی
پریا اکبری 1391 -
حذف آمونیاک از پساب با استفاده از روش های بیولوژیکی
لیلا سلاطی 1391 -
مدلسازی راکتور هیدروژناسیون دی الفین های خطی پتروشیمی بیستون
علی کاوسی 1391 -
حذف کاتیون های فلزات سنگین از محلول های آبی با استفاده از نانو ساختارهای کربنی اصلاح شده
طاهره شجاعی مهر 1390 -
جداسازی بیومولکول ها در سیستم های دو فازی آبی با استفاده از پلیمرهای هوشمند
راضیه قهرمانی 1390 -
حذف متیل ترشیری بوتیل اتر از آب و خاک های آلوده با استفاده از روشهای بیولوژیکی
ماهرخ ابراهیمی 1390 -
تبدیل فتو کاتالیستی گازهای گلخانه ای دی اکسید کربن به محصولات با ارزش بوسیله کاتالیست نانو ذرات دی اکسید تیتانیوم /اکسید مس
مسعود تاج مهر 1390 -
بررسی تاثیر نانو ذرات بر تفکیک بیومولکول در سیستم های دو فازی آبی
غزال ساکی نوروزی 1390 -
حذف لجن های نفتی از خازن نگهداری مواد نفتی و جدا کننده ها با استفاده از روشهای بیولوژیکی
نعمت اله نجفی 1389 -
جداسازی و خالص سازی بیومولکولها با استفاده از سیستم دوفازی آبی
شیدا ناصری 1389 -
گوگردزدائی بیولوژیکی نفت خام و برشهای نفتی
یونس ناهیدی 1389 -
مدلسازی و شبیه سازی راکتور هیدروژناسیون دی اولفین ها
حمیرا جنگلی ناناس 1389 -
مدلسازی ترمودینامیکی تعادلات فازی سیستم های دوفازی آبی
محمدکاظم شهبازی نسب 1388 -
مدل سازی ریاضی عدم نفوذ انتخابی در نانو کامپوزیتها
الهه قاسمی 1387 -
بررسی رفتار فازی سیستم های دو فازی آبی پلی پروپیلن گلایکول نمک
علیرضا بهاروند 1387 -
حذف آلاینده های نفتی از پساب و خاک های آلوده پالایشگاه کرمانشاه با استفاده از میکرو ارگانیسم ها
سحاب علی نجفی 1387
