صفحه نمایش استاد - پرتال اصلی دانشگاه رازی
فرشید داودی
استادیار / دامپزشکی / گروه علوم درمانگاهی
دروس ارائه شده نیمسال جاری
| نام درس | واحد | زمان ارائه درس | ترم |
|---|---|---|---|
| جراحی عمومی دامی های بزرگ | 2 | هرهفته، سه شنبه ، 10:30-12:30 | نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1405 |
| جراحی عمومی دامی های کوچک | 1 | هرهفته، يك شنبه ، 10:00-11:30 | نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1405 |
| کارورزی تصویر برداری تشخیصی دامپزشکی (1) | 1 | هرهفته، شنبه ، 08:30-10:00، هرهفته، شنبه ، 10:00-11:30 | نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1405 |
| کارورزی تصویر برداری تشخیصی دامپزشکی (1) | 1 | هرهفته، دوشنبه ، 14:00-15:30، هرهفته، دوشنبه ، 15:30-17:00 | نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1405 |
| کارورزی جراحی دام های کوچک (1) | 1 | هرهفته، چهارشنبه ، 08:30-10:00، هرهفته، چهارشنبه ، 11:30-13:00 | نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1405 |
| کارورزی جراحی دام های کوچک (1) | 1 | هرهفته، چهارشنبه ، 10:00-11:30، هرهفته، دوشنبه ، 11:30-13:00 | نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1405 |
| کارورزی جراحی دام های بزرگ (1) | 1 | هرهفته، دوشنبه ، 08:30-10:00، هرهفته، دوشنبه ، 10:00-11:30 | نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1405 |
| کارورزی جراحی دام های بزرگ (1) | 1 | هرهفته، پنج شنبه ، 11:30-13:00، هرهفته، پنج شنبه ، 14:00-15:30 | نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1405 |
| کارورزی جراحی دام های بزرگ 3 | 1 | نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1405 |
رساله های دکتری
-
مطالعه میکروسکوپی پوست سیاه ماهی فلس ریز( Capoeta damascina)
پریا سعیدی ایلخچی 1405مقدمه و هدف: پوست یکی از اندامهای مهم در آبزیان محسوب میشود که بهواسطه داشتن سلولها و ساختارهای اختصاصی، علاوه بر عملکرد بدیهی محافظت در برابر عوامل محیطی، در حفظ و تنظیم تعادل اسمزی، درک حسی و ترشح برخی مواد نقش دارد. وضعیت سلامت پوست و تغییرات ساختاری آن بازتابی از سلامت ماهی و کلیدی در درک روند بیماریها و تاثیر تغییرات محیطی بر ماهی خواهد بود. از این رو شناخت پوست ماهی و ساختارهای آن بسیار مورد توجه است. در این مطالعه پوست سیاه ماهی فلسریز بهعنوان یکی از ماهیان بومی غرب کشور، مورد مطالعه بافت شناسی، هیستوشیمی، ایمونوهیستوشیمی و فراساختاری سطحی قرار گرفت. مواد و روشکار: در این مطالعه تعداد 6 قطعه سیاه ماهی فلس ریز ماده بالغ از رودخانه سیروان در محل سد قشلاق سنندج)به عرض جغرافیاییN °35.4167 درجه شمالی و طولE °46.9833 درجه شرقی( صید شده و پس از انتقال نمونهها به آزمایشگاه بافتشناسی، قطعات پوستی به ابعاد تقریبی ? در ? سانتیمتر از نواحی پشتی و شکمیِ قسمت میانی بدن ماهی جداسازی شده و در فیکساتیو قرار داده شدند. پس از تثبیت، نمونهها وارد فرایند پاساژ بافتی شدند و برشهای بافتی از آنها تهیه گردید.در مرحله بعد، مقاطع بافتی با رنگآمیزیهای عمومی و اختصاصی ماسون تریکروم، پریودیک اسید شیف و آلسیان بلو رنگ شده و با استفاده از میکروسکوپ نوری مورد بررسی قرار گرفتند. همچنین، بهمنظور بررسی وضعیت بیان پروتئینهای S100، Vimentin و CK AE1، مقاطع بافتی با استفاده از روش ایمونوهیستوشیمی، رنگآمیزی و نتایج حاصل با استفاده از میکروسکوپ نوری ارزیابی شدند و تصاویر لازم با دوربین دیجیتال ثبت شدند. همچنین اندازهگیریهای هیستومتری با استفاده از نرمافزار ImageJ انجام و دادهها تحلیل آماری شدند. افزون بر این، نمونههای دیگری از پوست نواحی پشتی و شکمی ماهی تهیه و پس از مراحل تثبیت و آبگیری به آزمایشگاه میکروسکوپ الکترونی اسکنینگ ارسال گردید تا پردازش شده و تصاویر از سطح آنها تهیه شود. نتایج: نتایج حاصل نشان داد که پوست سیاه ماهی فلسریز ، شامل سه لایه ساختاری اپیدرم، درم و هیپودرم بود. لایه اپیدرم شامل بافت پوششی مطبق شاخی نشده زنده و فعال متشکل از سلولهای اپیتلیال در اشکال سهگانه استوانهای تا مکعبی بر روی غشای پایه، چندوجهی و سنگفرشی مسطح در سطح اپیدرم بود. بعلاوه، سلولهای ترشحی جامی و کلاب، مابین سلولهای اپیتلیال مشاهده شدند. درم در دو لایه متشکل از بافت همبند سست و متراکم در زیر غشای پایه تا هیپودرم امتداد داشت و حاوی رگهای خونی، سلولهای رنگدانهدار و فلسها بود. هیپودرم درم را به دستههای عضلانی تنه متصل کرده بود. نتایج هیستومتری نشان داد که بین ضخامت اپیدرم در سطوح پشتی و سطح شکمی ماهی تفاوت معنادار نبود(p > 0.05). میانگین تعداد سلولهای جامی در پوست ناحیه پشتی بیشتر از ناحیه شکمی بود اما این تفاوت از نظر آماری معنادار نبود (p > 0.05). میانگین تعداد سلولهای کلاب در ناحیه شکمی نسبت به ناحیه پشتی بیشتر بود اما این اختلاف نیز از لحاظ آماری معنادار نبود(p > 0.05). میانگین تعداد سلولهای ملانوفور در ناحیه پشتی بیشتر از ناحیه شکمی بود (p < 0.05). همچنین بر اساس دادههای به دست آمده در اپیدرم پشتی، میانگین تعداد سلولهای جامی به طور معنا داری بیشتر از سلولهای کلاب بود(p < 0.05). در اپیدرم شکمی نیز میانگین تعداد سلولهای جامی نسبت به سلولهای کلاب بیشتر بود و این تفاوت معنادار بود(p < 0.05). الگوی واکنشپذیری ایمونوهیستوشیمیایی سه نشانگر CK AE1، vimentin و S100 در پوست پشتی و شکمی سیاهماهی فلس ریز مورد بررسی قرار گرفت. در مجموع، CK AE1 بارزترین واکنش را نشان داد و واکنشپذیری آن عمدتاً بهصورت متوسط تا شدید و سیتوپلاسمی در سلولهای اپیتلیالی اپیدرم مشاهده شد. در مقابل، واکنشپذیری vimentin ضعیف و کانونی بود و عمدتاً در جمعیتهای سلولی پراکنده در درم و لابلای سلول های اپیتلیال روی غشای پایه و لایه های نزدیک به غشای پایه مشاهده شد و واکنش پذیری S100 نیز منفی تشخیص داده شد.
-
بررسی اثرات ترکیب کیتوزان/سافرانال در درمان زخم های پوستی در مدل موش صحرایی: مطالعه هیستوپاتولوژی، مولکولی و بیوشیمیایی
فاطمه بیات 1405 -
مقایسه اثردرمانی سلولهای بنیادی مزانشیمی استخراج شده از چادرینه با پروتئین آنتاگونیست گیرنده اینترلوکین-1(IRAP )در استئوآرتریت تجربی در خرگوش: (ارزیابی رادیولوژیکی و میکروسیتی)
رضا گودرزی 1404 -
بسته بندی برپایه پلیمرهای صمغ ژلان-پکتین حاوی آنتوسیانین های کربن دات های دی اکسید سیلیسیم مشتق از گلبرگ های گیاه خارمریم: مطالعه ویژگی های فیزیکی-مکانیکی، حرارتی، ساختاری و مورفولوژی
مارال مرادیان 1404 -
مطالعه کالبدشناسی دیسک های بین مهره ای سینه ای و کمری در خوکچه هندی
محمدمحسن سالاری اصل 1403چکیده این مطالعه به بررسی ویژگیهای مورفولوژیکی، مورفومتریک و هیستومورفومتریک دیسکهای بین مهرهای سینهای و کمری در خوکچه هندی میپردازد. هدف اصلی این تحقیق، ارائه دادههای پایه برای مطالعات مقایسهای در زمینه دامپزشکی و پزشکی، به ویژه در ارتباط با بیماریهای کمری شایع است. در این مطالعه، 5 خوکچه هندی مورد بررسی قرار گرفتند و ویژگیهای مورفولوژیک و مورفومتریک دیسک های بین مهره ای سینه ای و کمری با استفاده از تصاویر میکروسیتی و تشریح ماکروسکوپیک اندازهگیری شدند و با یکدیگر مورد مقایسه قرار گرفتند. نتایج نشان داد که 13 دیسک سینهای و 6 دیسک کمری در خوکچه هندی شناسایی قرار دارد. دیسکهای سینهای از شکل گرد در ناحیه T1-T3 به ساختارهای مثلثی و قلبی شکل در ناحیه T4-T13 تغییر میکنند، در حالی که دیسکهای کمری شکل قلبی ثابتتری دارند. نتایج مورفومتریک تفاوتهای آماری معناداری را نشان داد بهگونهای که دیسکهای کمری در پهنای جانبی، پشتی-شکمی و مساحت دیسک، حلقه فیبروزی و هسته پالپی بطور معناداری بزرگتر از دیسکهای سینهای بودند. به ویژه، افزایش قابل توجهی در پهنای جانبی و مساحت دیسک مهره های L5 و L6 کمری مشاهده شد. دیسکهای بینمهرهای سینه ای تغییرات نوسانی در برخی پارامترها مانند ارتفاع پشتی و شکمی نشان دادند. از نظر بافتشناسی، هر دو نوع دیسک دارای هسته پالپی، حلقه فیبروزی و صفحات انتهایی سازمانیافته بودند. صفحه انتهایی از غضروف هیالین، فیبروغضروف، غضروف کلسیفیه و مراکز استخوانسازی ثانویه با کانالهای عروقی بزرگ و ترابکولهای استخوانی تشکیل شده بود. نتایج این مطالعه نشان میدهد که اگرچه دیسکهای بین مهرهای سینهای و کمری در خوکچه هندی از نظر بافتشناسی ویژگیهای کلیدی را حفظ کردهاند، اما ویژگیهای مورفولوژیکی و مورفومتریک متمایز آنها نشان دهنده انطباق با نیازهای بیومکانیکی است. با این حال، به دلیل وجود تفاوتهای اساسی بین انسان و خوکچه هندی، استفاده از این گونه به عنوان مدل تحقیقاتی برای دیسکهای بین مهرهای انسان باید با احتیاط صورت گیرد. کلمات کلیدی: خوکچه هندی، دیسک بینمهرهای، ستون فقرات، جوندگان، میکروسیتی
-
بررسی فراوانی عارضه ی دررفتگی کشکک در سگهای ارجاعی به درمانگاههای دامپزشکی شهرکرمانشاه (1398 تا 1403 )
فاطمه رشیدی 1403عارضه دررفتگی استخوان کشکک یکی از دلایل اصلی لنگش در سگ بوده و از رایجترین عواملی است که حیوانات خانگی را راهی اتاق عمل میکند. در این عارضه، استخوان کشکک از وضعیت طبیعی خود خارج شده و حرکت حیوان، با مشکل مواجه میشود. هرچند این عارضه در گربهها هم رخ میدهد اما بیشتر گزارشات در سگها و بهخصوص در سگهای نژاد کوچک و عروسکی دیده میشود. دررفتگی استخوان کشکک در صورتی که رو به وخامت برود، جلوی فعالیت طبیعی سگها را میگیرد و برای آنها و صاحبانشان معضل بزرگی ایجاد میکند. آمار فراوانی آن توسط محققان مختلف مورد توجه و بررسی قرار گرفته است. اما به رغم روند رو به رشد نگهداری سگها طی چند سال اخیر، اطلاعاتی در خصوص بررسی این عارضه در شهر کرمانشاه، طی جستجو در منابع علمی در دسترس، یافت نشده است. بنابراین هدف از این پژوهش بررسی فراوانی و توزیع عارضه در رفتگی استخوان کشکک در سگهای ارجاعی به درمانگاههای شهر کرمانشاه میباشد. بدین منظور با مراجعه به درمانگاههای مختلف در سطح شهر کرمانشاه، پروندههای معاینات فیزیکی و رادیولوژیکی سگهای مبتلا به دررفتگی استخوان کشکک، از سال 1398 تا کنون بررسی شدند و سوابقی مانند: سن، جنس، نژاد، وزن بدن و درجه در رفتگی یادداشت شد و پس از دستهبندی، دادهها مورد ارزیابی و تحلیلهای آماری قرار گرفتند. براساس نتایج ما مشخص گردید که دررفتگی استخوان کشکک در نژاد شیتزو 67/33% و پامرانین 53/26% بیشترین فراوانی را دارد (5P < 0/0)، سگهای ماده (48/%74) بیشتر از سگهای نر (51/%25) (5P > 0/0) تحت تاثیر قرار میگیرند، وضعیت اندام درگیر نیز مشخص کرد که پای چپ (81/40%) بیشتر از پای راست (65/32%) درگیر میشود (5P > 0/0)، همچنین مشخص شد که بیشتر سگهایی که وزن و سنی به ترتیب بین 7-3 کیلوگرم (69/84%) و 7-3 سال (59/79%) داشتند درگیر این عارضه شدند (5P < 0/0). در ادامه مشخص گردید که شایعترین درجه دررفتگی درجه 2 (67/33%) بوده است و این عارضه در سگهای عقیم شده (42/71%) بیشتر از سگهای عقیم نشده (58/28%) مشاهده شده است (5P < 0/0). با توجه به اهمیت رخداد این عارضه در وقوع لنگش در سگها و نبود اطلاعات کافی در زمینه فراوانی این عارضه، توجه به عوامل موثر بر رخداد آن در کنترل و پیشگیری از عارضه و لنگش اهمیت بالایی دارد. کلمات کلیدی: دررفتگی استخوان کشکک، سگ، وزن بدن، سن، درجه دررفتگی، جنسیت
