صفحه نمایش استاد - پرتال اصلی دانشگاه رازی

علی بهشتی آل آقا

علی بهشتی آل آقا

دانشیار / کشاورزی / علوم و مهندسی خاک

دروس ارائه شده نیمسال جاری

نام درس واحد زمان ارائه درس ترم
بیولوژی خاک 2 هرهفته، چهارشنبه ، 14:00-16:00 نیم‌سال اول سال تحصیلی 1404-1405
آزمایشگاه بیولوژی خاک 1 هرهفته، سه شنبه ، 14:00-16:00 نیم‌سال اول سال تحصیلی 1404-1405
آزمایشگاه بیولوژی خاک 1 هرهفته، سه شنبه ، 16:00-18:00 نیم‌سال اول سال تحصیلی 1404-1405
پیدایش خاک 2 هرهفته، دوشنبه ، 16:00-18:00 نیم‌سال اول سال تحصیلی 1404-1405
خاکهای مناطق خشک و نیمه خشک 2 هرهفته، چهارشنبه ، 16:00-18:00 نیم‌سال اول سال تحصیلی 1404-1405
زیست پالایی خاک و آب 3 هرهفته، دوشنبه ، 14:00-16:00، هفته هاي فرد ، يك شنبه ، 10:30-12:30 نیم‌سال اول سال تحصیلی 1404-1405
فناوری تهیه کودهای زیستی 3 هرهفته، يك شنبه ، 14:00-16:00، هرهفته، يك شنبه ، 16:00-18:00 نیم‌سال اول سال تحصیلی 1404-1405

پایان‌نامه‌های کارشناسی‌ارشد

  1. تعیین مناطق مستعد کشت درخت زیتون درغرب استان کرمانشاه تحت شرایط تغییر اقلیم
    فائزه شفیعی 1404
  2. ارزیابی زودرسی لاین های گندم نان (Triticum aestivum) با عملکرد بالا
    سوما فخرزاده مردوخی 1404
       چکیده با توجه به افزایش روزافزون جمعیت جهانی و ضرورت تامین امنیت غذایی پایدار، گندم نان (Triticum aestivum L.) به‌عنوان یکی از اصلی‌ترین منابع کالری و پروتئین برای بخش قابل توجهی از مردم جهان، نقشی حیاتی ایفا می‌کند. با این‌حال، تولید آن در مناطق معتدل و خشک مانند ایران به‌شدت تحت تاثیر تنش‌های غیرزیستی، به‌ویژه خشکی و گرمای انتهای فصل، قرار دارد. زودرسی یک صفت زراعی مهم در گندم است که امکان فرار از این تنش‌ها را فراهم می‌کند. هدف این پژوهش، ارزیابی تنوع ژنتیکی ?? ژنوتیپ گندم نان (?? لاین و ? شاهد)، شناسایی لاین‌های زودرس و پُربازده و بررسی ساختار ژنتیکی صفات فنولوژیک و عملکردی در منطقه کرمانشاه بود. آزمایش در سال زراعی ????–???? در مزرعه تحقیقاتی پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه رازی کرمانشاه، در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار انجام شد. بذرها از لاین‌های پیشرفته حاصل از تلاقی بین ارقام آزادشده کشور انتخاب شدند. صفات فنولوژیک، زراعی و بیوشیمیایی اندازه‌گیری شدند. نتایج تجزیه واریانس نشان داد بین ژنوتیپ‌ها از نظر تمام صفات مورد بررسی تفاوت بسیار معنی‌داری وجود دارد که بیانگر پتانسیل مناسب مواد گیاهی برای برنامه‌های اصلاحی است. ژنوتیپ‌های ??، ? و ?? زودرس‌ترین و ژنوتیپ‌های ? و ?? دیررس‌ترین لاین‌ها بودند. بیشترین عملکرد دانه به‌ترتیب در ژنوتیپ‌های ?? (37/770 گرم بر مترمربع)، بک‌کراس زمستانه روشن (40/766 گرم بر مترمربع)، ?? (15/760 گرم بر مترمربع) و ?? (79/696 گرم بر مترمربع) مشاهده شد. عملکرد دانه همبستگی مثبت و معنی‌داری با وزن سنبله در مترمربع، شاخص برداشت و تعداد سنبله در مترمربع داشت. تحلیل مولفه‌های اصلی شش مولفه را استخراج کرد که در مجموع 29/81 درصد از واریانس کل را تبیین کردند؛ مولفه اول عمدتاً به صفات فنولوژیک و مولفه دوم به صفات عملکردی مربوط بود. تجزیه خوشه‌ای ژنوتیپ‌ها را به پنج گروه تفکیک کرد؛ خوشه سوم شامل زودگلده‌ترین و زودرس‌ترین ژنوتیپ‌ها بود که بیشترین تعداد سنبله، عملکرد دانه و عملکرد بیولوژیک را داشتند. این نتایج وجود تنوع ژنتیکی کافی برای اصلاح صفات عملکردی و فنولوژیک را تایید می‌کند و شناسایی لاین‌های زودرس و پُربازده (به‌ویژه ژنوتیپ‌های خوشه سوم) را به‌عنوان رویکردی موثر برای بهبود مقاومت به تنش‌های محیطی و افزایش کارایی مصرف آب در برنامه‌های اصلاحی آینده پیشنهاد می‌کند. کلیدواژه: خشکی انتهای فصل، تنش گرما، تنوع ژنتیکی، عملکرد دانه، زودرسی
  3. بررسی تغییرات زمانی و مکانی رطوبت خاک در اطراف آبپاش در سامانه آبیاری بارانی (کلاسیک ثابت آبپاش متحرک)
    جمال محمدی 1404
  4. بررسی پتانسیل گیاه پالایی گیاهان ماشک (Vicia sp.) و شبدر (Trifolium sp.) در خاک های آلوده به سرب و کادمیوم
    اباالفضل کامل لذیذ 1404
  5. بررسی الگوی مکانی و کنش متقابل درختان آلوده به بیماری زغالی بلوط و سوسک های چوب خوار در جنگل¬های زاگرس (مطالعه موردی: جنگل های گیلان غرب)
    منوچهر سلیمانی 1403
  6. بررسی تنوع عملکرد میکروبی خاک در ارتباط با جزایر حاصلخیزی در جنگل های شاخه زاد بلوط زاگرس
    مریم غلامی 1402
    جنگل‌های زاگرس که به‌عنوان اکوسیستم­های جنگلی نیمه‌خشک تقسیم‌بندی می­شوند وسیع‌ترین اکوسیستم جنگلی   ایران به شمار می‌روند که 44درصد جنگل‌های کشور را تشکیل داده و مهم­ترین رویشگاه گونه­های بلوط در ایران به شمار می­روند. پژوهش   حاضر برای بررسی تنوع عملکرد میکروبی خاک در ارتباط با جزایر حاصلخیزی در جنگل­های شاخه زاد بلوط زاگرس انجام شد. منطقه مورد مطالعه، در استان کرمانشاه، جنگل­های شهرستان گیلان غرب منطقه دار بادام قرار داشت. به‌منظور نمونه‌گیری، تعداد 4 ترانسکت در منطقه مورد مطالعه با فاصله‌های 50 متر در نظر گرفته شد. سپس، در راستای ترانسک­ها، نمونه­برداری‌ از خاک با توجه تیمار­ها انجام گردید. تیمارهای مورد بررسی شامل محدوده تاج جست‌گروه‌ها (جست گروه­های با تعداد جست­های 1 تا 3، 3 تا10، 10 تا20 و بیشتر از 20) و فواصل مابین جست‌گروه­ها (تاج درختان به هم چسبیده (بدون فاصله)، فاصله تاج درختان 1 تا 3 متر و 3 تا 5 متر) بود. در هر کدام از تیمار­های فوق، قطعات نمونه با مشخصات ابعادی 25/0 ×25/0 متر و از عمق صفر تا 30 سانتی­متری و به‌طور کاملاً تصادفی برداشت شدند. هر یک از این تیمار­ها، در هر ترانسکت با 4 تکرار در نظر گرفته و در مجموع تعداد 28 نمونه برای منطقه مورد مطالعه برداشت شد. نتایج نشان داد که نتایج به دست آمده از مقایسه میانگین ویژگی­های فیزیکی و شیمیایی خاک درون تاج و بیرون تاج نشان داد که میانگین ویژگی­های کربن آلی، پتاسیم و شن در درون تاج درختان بلوط به‌طور معنی­داری بیشتر از میانگین آن­ها در فضا­های بیرون تاج درختان است. ولی میانگین سایر ویژگی­ها از جمله واکنش شیمیایی خاک، هدایت الکتریکی، فسفر، رس، سیلت و آهک در محدوده بیرون تاج بیشتر از درون تاج بود. همچنین ویژگی­های تنفس پایه و کسر متابولیک در زیر تاج درختان بلوط به‌طور معنی‌داری بیشتر از میانگین آن­ها در فضا­های بیرون تاج درختان مشاهده شد، ولی میانگین سایر ویژگی­ها از جمله تنفس برانگیخته، کربن زیست‌توده میکروبی و بهره میکروبی در محدوده بیرون تاج بیشتر از درون تاج به دست آمد. نتایج به دست آمده از مقایسه میانگین آنزیم­های خاک درون تاج و بیرون تاج نشان داد که میانگین آنزیم­های فسفاتاز قلیایی و ساکاراز در زیر تاج درختان بلوط به‌طور معنی‌داری بیشتر از میانگین آن‌ها در فضاهای بیرون تاج درختان است ولی میانگین سایر آنزیم­ها از جمله فسفاتاز اسیدی و اوره آز در محدوده بیرون تاج بیشتر از درون تاج است.   
  7. نقش باکتریهای حل کننده فسفر و پتاسیم بر قابلیت دسترسی این عناصر در خاک
    سمیرا فتاحی 1402
  8. کنترل بیولوژیکPythium aphanidermatum عامل گیاهچه‌میری گوجه‌فرنگی توسط برخی از جدایه‌های باکتری و قارچ تریکودرما
    نسیم رضائی 1402
  9. ارزیابی ژنتیکی اکسشن¬های گندم دوروم ایرانی با استفاده از صفات زراعی-مورفولوژیکی و نشانگرهای مولکولی
    پریوش نجفی 1402
  10. بررسی کارایی کنسرسیوم در حذف آلاینده های نفتی خاک در منطقه نفت شهر
    زهرا هژبری کرم بستی 1402
  11. مقایسه کاربردهای تلفیقی انواع مختلف کود در رفع کلروز آهن درختان میوه
    زینب عباسی کاروانه 1402
       آگاهی از وضعیت تغذیه­ای باغات میوه به منظور افزایش کمیت و کیفیت محصول یک امر ضروری و اجتناب­ناپذیر است. همچنین، مدیریت پایدار حاصلخیزی خاک یکی از مولفه­های مهم مدیریت خاک در راستای کشاورزی پایدار است که ارزیابی آن از طریق سنجش ویژگی­های شیمیایی و زیستی امکان­پذیر می­باشد. این پژوهش با هدف بررسی تاثیر چالکودهای تلفیقی مختلف از کودهای آلی، شیمیایی و زیستی بر رفع کلروز آهن در درختان هلو و شلیل، تعادل عناصر غذایی در برگ و میوه درختان تیمار شده و برخی ویژگی­های شیمیایی و زیستی خاک انجام گرفت. پیش از اعمال تیمارهای چالکود، نمونه­های خاک از دو عمق 30-0 و 60-30 سانتی­متری به ‌صورت مرکب از باغ مورد مطالعه تهیه و ویژگی­های شیمیایی (pH، EC، ماده آلی و فسفر و پتاسیم فراهم) و زیستی (تنفس پایه، کربن زیست­توده میکروبی، تنفس ناشی از سوبسترا و کسر متابولیک) آن­ها تعیین شدند. این پژوهش به صورت آزمایش فاکتوریل در قالب بلوک­های کامل تصادفی در 3 بلوک و 5 تیمار اجرا شد. اواسط اسفند 1398، تیمارهای آزمایشی به صورت چالکود در یک سوم بیرونی سایه­انداز درختان به این صورت اعمال شدند: کود دامی کاملاً پوسیده (A)، کود دامی + اوره + فسفات آمونیوم + کلات آهن سکوسترین (B)، کود دامی + اوره + فسفات آمونیوم + کلات آهن سکوسترین + باکتری باسیلوس (C)، کود دامی + اوره + فسفات آمونیوم + کلات آهن سکوسترین + تیوباسیلوس + گوگرد پودری (D)، کود دامی + اوره + فسفات آمونیوم + کلات آهن سکوسترین + باکتری باسیلوس + تیوباسیلوس + گوگرد پودری (E). مقادیر نیتروژن، فسفر، پتاسیم، آهن، منگنز، مس و روی در برگ و میوه درختان در سال­های 1399 و 1400 و کلروفیل برگ در سال 1400 اندازه­گیری شدند. پس از برداشت میوه­ها در تابستان 1400، نمونه­های خاک از دو عمق 30-0 و 60-30 سانتی­متر و از کنار محل چالکود با استفاده از اوگر برداشته شد. ویژگی­های شیمیایی و زیستی در خاک­های تیمار شده، اندازه­گیری و با ویژگی­های خاک قبل از چالکود مقایسه شدند. نتایج نشان داد که کمترین و بیشترین مقادیر کلروفیل برگ و عناصر غذایی در برگ و میوه هلو و شلیل به ترتیب در تیمارهای A و E به دست آمدند. بر اساس آنالیز واریانس کیت-نلسون، عملکرد 1/50 و 2/43 کیلوگرم در درخت به عنوان عملکرد بحرانی برای تفکیک جامعه با عملکرد بالا (تیمارهای D و E) از جامعه با عملکرد پایین (تیمارهای A، B و C) به ترتیب در درختان هلو و شلیل به دست آمد. آهن و فسفر، محدودکننده­ترین عناصر غذایی در برگ و میوه هلو و شلیل در جامعه با عملکرد پایین بودند. همچنین، نتایج نشان داد که pH خاک­های چالکود شده به طور معنی­داری نسبت به خاک شاهد کاهش یافت و کمترین مقدار pH مربوط به تیمار E بود. همچنین، با افزایش عمق، مقدار pH در خاک­های چالکود شده کاهش پیدا کرد، در حالی­که در خاک شاهد افزایش یافت. مقدار EC خاک­های چالکود شده به طور معنی­داری بیشتر از خاک شاهد بود. با این حال، افزایش EC در خاک­های تیمار شده به اندازه­ای نبود که منجر به شوری خاک شود. اثر تیمارهای چالکود بر افزایش مقدار ماده آلی خاک معنی­دار بود. مقدار ماده آلی خاک در عمق 30-0 سانتی­متری، از 09/2 تا 23/2 درصد متغیر بود که بیشترین و کمترین مقدار آن به ترتیب برای خاک شاهد و تیمار E به دست آمد. دامنه این پارامتر در عمق 60-30 سانتی­متری، 90/2-69/1 درصد بود که بر خلاف لایه اول، بیشترین مقدار در تیمار E و کمترین مقدار در خاک شاهد اندازه­گیری شد. مقدار فسفر فراهم خاک به طور معنی­داری نسبت به شاهد افزایش پیدا کرد، در حالی­که بین مقادیر این پارامتر در خاک­های چالکود شده، تفاوت معنی­داری وجود نداشت. مقدار پتاسیم فراهم در خاک­های چالکود شده به طور معنی­داری نسبت به شاهد افزایش پیدا کرد و این تفاوت در عمق 60-30 سانتی­متری چشمگیرتر بود. تیمارهای چالکود به طور معنی­داری تنفس پایه، تنفس ناشی از سوبسترا و کربن زیست­توده میکروبی را نسبت به شاهد افزایش دادند، در حالی­که اثر آن­ها بر کسر متابولیک معنی­دار نبود. به طور کلی، می­توان گفت که مدیریت تلفیقی چالکود در تیمار E، بیشترین تاثیر را در بهبود کلروز آهن، تعادل تغذیه­ای درختان و کیفیت شیمیایی و زیستی خاک داشت.
  12. اثر تنش خشکی بر ویژگی های مورفوفیزیولوژیک برخی نهال های درختی تلقیح شده با قارچ مایکوریزا
    الهام حسنی 1401
  13. شناسایی باکتری‌های اپی‌فیت گندم در استان کرمانشاه و ارزیابی توانایی آن‌ها در کنترل بیماری باکتریایی نواری برگ گندم
    فاطمه امامی 1401
       بیماری باکتریایی نواری گندم (Bacterial Leaf Stripe/Streak) یکی از بیماری‌های مهم این گیاه استراتژیک در جهان به‌شمار می‌آید. این بیماری در سالیان اخیر به دنبال تغییر شرایط اقلیمی در استان کرمانشاه شیوع یافته و با توجه به ماهیت بذرزاد بودن آن، در برخی مناطق موجب خسارت قابل توجهی شده است. اخیرا طی یک بررسی خصوصیات فیزیولوژیکی، بیوشیمیایی، ژنتیکی و بیماری‌زایی باکتری‌های عامل بیماری در استان کرمانشاه شناسایی گردید و ضمن تعیین پاتووارهای عامل بیماری، پراکنش آن‌ها در سطح استان تعیین شد. تحقیق حاضر به‌منظور شناسایی باکتری‌های اپی‌فیت گندم در استان کرمانشاه و ارزیابی توانایی آن‌ها در کنترل زیستی دو پاتوار undulosa و cerealis از باکتری Xanthomonas translucens، عامل نواری گندم در این استان انجام شد. بدین منظور طی بهار سال 1400 نمونه‌برداری از برگ گندم در مناطق مختلف استان کرمانشاه به عمل آمد و باکتری‌های اپی‌فیت جدا و خالص سازی شدند. تاثیر بازدارندگی 233 باکتری اپی‌فیت از رشد عامل بیماری در شرایط آزمایشگاه با آزمون‌های مختلف از جمله تولید ترکیبات فرار و تولید آنتی بیوتیک مورد بررسی قرار گرفت و در ادامه پنج جدایه که در شرایط آزمایشگاه نتایج بهتری نشان داده بودند، از میان باکتری‌های اپی‌فیت انتخاب و تاثیر آن‌ها روی بیماری در شرایط گلخانه بررسی گردید. به‌منظور شناسایی جدایه‌ها، آزمون‌های فیزیولوژیکی و بیوشیمیایی برای همه جدایه‌ها انجام شد. تعداد 11 جدایه بیشترین بازدهی را در آزمون تولید ترکیبات فرار و هفت جدایه بیشترین میزان قطر هاله بازدارنده از رشد عامل بیماری را داشتند. براساس نتایج حاصل از این آزمون‌ها و مجموع عملکرد جدایه‌ها در آزمون‌های تولید ترکیبات فرار و تولید آنتی بیوتیک، تعداد پنج جدایه عملکرد بالایی نشان دادند. اثر بازدارندگی این جدایه‌ها از بیماری در شرایط گلخانه و در قالب طرح کاملا تصادفی با 6 تیمار و 3 تکرار مورد بررسی قرار گرفت. شاخص درصد آلودگی سطح برگ گندم طی سه دوره با فاصله یک هفته مورد بررسی قرار گرفت و داده‌های حاصل تجزیه و تحلیل آماری شد. نتایج نشان داد که تیمارهای مورد بررسی در سطح 5 درصد اختلاف معنی‌دار داشتند. جدایه 75 بیشترین تاثیر را روی کاهش درصد آلودگی برگ داشت. براساس نتایج آزمون‌های فیزیولوژیکی و بیوشیمیایی، این جدایه Bacillus sp. شناسایی شد که پس از تعیین توالی ناحیه 16S rRNA برای این جدایه و مقایسه آن با اطلاعات موجود در NCBI، مشخص شد که جدایه برتر در کنترل زیستی بیماری باکتریایی نواری در استان کرمانشاه با 100 درصد شباهت با باکتری Bacillus pumilus مطابقت دارد.
  14. تاثیر آتش‌سوزی و جوامع باکتریایی خاک در جنگل‌های بلوط زاگرس
    مسلم رازیانی 1401
       چکیده: آتش­سوزی یک عامل طبیعی در جنگل به شمار می­رود که به­ طور موقت باعث کاهش پوشش گیاهی سطح خاک می­شود.آتش­سوزی می­تواند ریزجانداران و خصوصیات شیمیایی خاک را در جهت مثبت و یا منفی تحت تاثیر قرار دهد. این مطالعه جهت بررسی اثر آتش­سوزی بر جنگل­های زاگرس در استان کرمانشاه، شهرستان گهواره در منطقه لرینی انجام گرفت. از این رو چند نقطه روی ترانسکت­ها با استفاده از متر مشخص شد و در فواصلی منظم (مهر، آذر، بهمن، فروردین و خرداد)، نمونه­برداری انجام گرفت حد فاصل ردیف­های مورد مطالعه از هم 50 متر و فاصله هر نقطه از نقطه بعدی 20 متر بود. سه ردیف در منطقه مورد آتش­سوزی و یک ردیف در منطقه شاهد مشخص شد. نتایج ‌نشان‌ داد ‌آتش‌­سوزی‌ در هر دو محل زیر تاج و خارج تاج سطحی بوده و تاثیر چندانی بر ویژگی­های شیمیایی و زیستی خاک نداشت. از این رو در شاخص­هایی چون کربن آلی و هدایت الکتریکی خاک تغییر قابل توجهی دیده نشد و آتش­سوزی تنها موجب افزایش فسفر در مناطق سوخته نسبت به شاهد شد. به دلیل رخ­ داد آتش­سوزی سطحی، احتراق موجب افزایش نه چندان چشمگیری در شاخص­های زیستی شد. در این پژوهش در اثر آتش­سوزی جمعیت باکتری­های خاک پس ازگذشت 9 ماه تقریباً به سطح خاک شاهد رسید اما جمعیت باکتری­های تثبیت­کننده ازت افزایش یافت. این در حالی است که جمعیت باکتری­های اسپوردار روند مشخصی در بازه­های زمانی پس از آتش­سوزی را دنبال نکرد.       آتش­سوزی یک عامل طبیعی در جنگل به شمار می­رود که به­ طور موقت باعث کاهش پوشش گیاهی سطح خاک می­شود. آتش­سوزی می­تواند موجب اثرات منفی و یا مثبت بر خصوصیات شیمیایی و ریزجانداران خاک ­شود. این مطالعه جهت بررسی اثر آتش­سوزی بر جنگل­های زاگرس در استان کرمانشاه، شهرستان گهواره در منطقه لرینی انجام شد. بدین منظور نقاط با اندازه­گیری به وسیله­ی متر بر روی ترانسکت­ها مشخص شد و به صورت منظم و با فواصل زمانی مشخص (مهر، آذر، بهمن، فروردین و خرداد)، نمونه­برداری از آ­ن­ها صورت گرفت. فاصله نمونه­ها در هر دریف 20 متر و فاصله ردیف­ها از هم50 متر است به گونه­ای که سه ردیف در منطقه سوخته و یک ردیف در منطقه شاهد مشخص شد. نتایج ‌نشان‌ داد ‌آتش‌­سوزی‌ در هر دو محل زیر تاج و خارج تاج سطحی بوده و تاثیر چندانی بر ویژگی­های شیمیایی و زیستی خاک نداشت. از این رو در شاخص­هایی چون کربن آلی و هدایت الکتریکی خاک تغییر قابل توجهی دیده نشد و آتش­سوزی تنها موجب افزایش فسفر در مناطق سوخته نسبت به شاهد شد. به دلیل رخ­ داد آتش­سوزی سطحی، احتراق موجب افزایش نه چندان چشمگیری در شاخص­های زیستی شد. در این پژوهش در اثر آتش­سوزی جمعیت باکتری­های خاک پس ازگذشت 9 ماه تقریباً به سطح خاک شاهد رسید اما جمعیت باکتری­های تثبیت­کننده ازت افزایش یافت. این در حالی است که جمعیت باکتری­های اسپوردار روند مشخصی در بازه­های زمانی پس از آتش­سوزی را دنبال نکرد.
  15. نقش مدیریت زراعی بر میزان مصرف انرژی و انتشار گاز¬های گلخانه¬ای در مزارع گلرنگ و کاملینا
    دنیا پرماه 1401
  16. ارزیابی تاثیر اجرای طرح¬های صیانت از جنگلهای زاگرس بر برخی ویژگی¬های فیزیکی-شیمیایی و زیستی خاک
    محمد اکبری 1400
    جنگل های زاگرس در امتداد کوه زاگرس از شمال غرب به جنوب شرق ایران امتداد یافته است. مساحت این جنگل ها حدود 5 میلیون هکتار است. این جنگل ها رویشگاه اصلی گونه های بلوط در ایران هستند که حدود 40 درصد از مساحت جنگلی ایران را تشکیل می دهند. این جنگل ها در تامین منابع آب زیرزمینی، تهویه مطبوع، حفاظت از خاک و جلوگیری از فرسایش و تامین زیستگاه حیات وحش نقش اساسی دارند. امروزه اکوسیستم این جنگل ها بر اثر فشارهای مختلف بهره برداری و تخریب کاملاً شکننده شده است و به همین دلیل در برخی مناطق برنامه های حفاظتی و احیایی در قالب طرح های حفاظت از جنگل های زاگرس یا «صیانت» اجرا شده است. این تحقیق در مناطقی از جنگل زاگرس در استان کرمانشاه که تحت اجرای طرح صیانت بوده اند، شامل: تپه گل و سرخک در شهرستان اسلام آباد و قشلاق در شهرستان روانسر انجام شده است. هدف اصلی این پژوهش، مقایسه تاثیر اجرای طرح صیانت بر خصوصیات خاک بود. برای این منظور نمونه‌های خاک مرکب به روش تصادفی- سیستماتیک از منطقه مذکور و نیز منطقه شاهد مربوطه آنها جمع‌آوری شد. نمونه‌های خاک جمع‌آوری‌شده به دو بخش تقسیم شدند، یکی برای اندازه‌گیری ویژگی‌های فیزیکی وشیمیایی (OC، P، K، EC، pH، TNV، BD)، بافت خاک و دیگری برای ویژگی‌های میکروبی(BR، Cmic، qCO2. ) برای مقایسه میانگین خصوصیات خاک برای تیپ گل، سرخک و کنترل مربوطه آنها از آنالیز واریانس یک طرفه و برای مقایسه خصوصیات خاک قشلاق و کنترل مربوطه از آزمون T استفاده شد. نتایج نشان داد که تغییرات آماری معنی داری در EC، PH، TNV خاک در تمامی مناطق مورد مطالعه مشاهده نشد. مقدار OC، P، K و BD در سرخک به طور معنی داری بیشتر از منطقه شاهد مربوطه بود. از میان ویژگی‌های میکروبی خاک اندازه‌گیری شده، تغییر معنی‌داری در BR خاک در تمام مناطق مورد مطالعه مشاهده نشد. با این حال، بیوماس کربن (Cmic) و qCO2 خاک در سرخک به طور معنی‌داری بیشتر از شاهد و تیپ گل بود. نتایج نشان می دهد که هیچ یک از خصوصیات خاک اندازه گیری شده تحت تاثیر اجرای طرح سیانات در قشلاق نسبت به کنترل مربوطه آن قرار نگرفت. نتیجه‌گیری شد که کیفیت اجرای طرح‌های صیانت موضوع بسیار مهمی برای بهبود خصوصیات خاک است.
  17. تغییرات جمعیت قارچ¬های مایکوریزایی خاک پس از آتش¬سوزی در جنگل¬های زاگرس
    میترا کریمی نسب 1400
      آتش¬سوزی یک عامل اکولوژیک در جنگل به شمار می¬رود که طی آن اکثر گیاهانی که در حال رویش هستند، آسیب می بینند. آتش¬سوزی با سوزاندن پوشش گیاهی سطح خاک، می¬¬تواند موجب اثرات منفی و یا مثبت بر خصوصیات فیزیکی، شیمیایی، میکروارگانیسم¬ها و پوشش گیاهی خاک شود. قارچ¬های میکوریزا از اصلی¬ترین میکروارگانیسم¬های موجود در محیط خاک محسوب می¬شوند که رابطه همزیستی با گیاه دارند. این موجودات از اهمیت بسیاری در اکولوژی خاک برخوردارند. آتش محیط زندگی قارچ¬ها را با اثر بر ساختمان خاک، مواد غذایی در دسترس، مواد آلی و غیر آلی لایه¬های زیرین خاک و سایر اجزاء زنده که با قارچ¬ها ومخصوصاً سایر ریز موجودات در ارتباط مستقیم و یا غیر مستقیم هستند تغییر می¬دهد. اثر آتش بر قارچ¬ها به شدت متفاوت است و به عواملی مانند نوع خاک و گیاه ، فاصله زمانی بین آتش و تفاوت درشدت آتش بستگی دارد. نتایج بررسی¬های صورت گرفته نشان می¬دهد آتش سوزی که در منطقه مورد مطالعه (زیر تاج و بیرون از تاج درختان منطقه زاگرس) رخ داده است سطحی بوده و قادر به ایجاد تغییرات چندانی در فاکتورهای فیزیکی، شیمیایی و زیستی خاک نبوده است. علاوه بر این تاثیر قابل توجهی از آتش سوزی سطحی بر شاخص های مورد مطالعه (تعداد، فراوانی و چیرگی و ...) قارچ مایکوریزا دیده نشد.
  18. پالایش زیستی هیدروکربن¬های نفتی با استفاده از ترکیب باکتری¬ و مخمر Candida tropicalis جدا شده از خاک منطقه نفت شهر در استان کرمانشاه
    بنفشه ویسی 1400
    لازم به ذکر است که علاوه بر باکتری­ها، قارچ­ها و مخمر ها نیز دارای توانایی متابولیک استفاده از کربن موجود در ترکیبات هیدروکربنی برای سنتز سلولی خود می­باشند. در واقع متوسط میزان تجزیه هیدروکربن­های نفتی به وسیله قارچ­ها می­تواند از باکتری­ها بیشتر باشد. در این بررسی به منظور بررسی اثر برهم­کنش باکتری و مخمر در تجزیه هیدروکربن­های موجود در نفت خام در محیط مایع M9 حاوی 2 درصد نفت خام چهار سویه باکتری که دارای بیشترین توان رشد و تحمل در محیط­های آلوده به هیدروکربن نفتی بودند، از کلکسیون میکروب­های آزمایشگاه بیولوژی دانشکده کشاورزی دانشگاه رازی استان کرمانشاه به دست آمد، که قبلا کارایی آن­ها در حذف آلاینده­های نفتی اثبات شده بود، سویه های باکتری شامل Bacillus.thuringiensis،   taphylococcus.gallinarum،Arthrobacter.citreus و   aenarthrobacter.nitroguajacolisبود. هم­چنین باتوجه به مطالعات قبلی و توانایی مخمر Candida.catenulata در تجزیه هیدروکربن­های نفتی این گونه مخمر از دانشکده نفت و پتروشیمی دانشگاه رازی تهیه و جز تیمارهای مورد بررسی قرار گرفت. توئین 80 به میزان 10 درصد نفت خام، به عنوان سورفکتانت استفاده شد. آزمایش­های تجزیه زیستی در محیط مایع M9 حاوی 2 درصد نفت خام به عنوان تنها منبع کربن و با در نظر گرفتن فاکتورهای باکتری و مخمر و سورفکتانت در دو بازه زمانی 7 و 14 روز انجام شد. در مرحله اول آزمایش ابتدا توانایی تجزیه زیستی نفت خام توسط کشت خالص سویه­های باکتری و مخمر کاندیدا کاتنولاتا در مدت زمان 7 و 14 روز مورد بررسی قرار گرفت.   نتایج حاصل از تجزیه زیستی نشان داد هرکدام از جدایه های باکتریایی و مخمر کاتنولاتا قادر به حذف به ترتیب 21 ، 48، 53 ، 35   و 65 درصد نفت خام در مدت زمان 7 روز بوده­اند. برای بررســی تاثیــر ســورفکتانت در تجزیــه نفت خام از بیوســورفکتانت توئین80 (1/0%)استفاده شد که به طور متوسط عملکرد جدایه­های باکتری را 10% افزایش داد.   به منظور بررسی اثر بر هم کنش باکتری-مخمردر محیط کشت، تلقیح همزمان هرکدام از سویه های باکتریایی و مخمر در محیط کشت انجام شد. مقدار تجزیه نفت خام در محیط حاوی کنسرسیوم­های میکروبی   برابر با 55،58،72 و 64 بود که به ترتیب   متعلق به کنسرسیوم های + C.catenulata B.thuringiensis،   S.gallinarum+C.catenulata،A.citreus + C.catenulata   و   P.nitroguajacolis+ C.catenulataبود. بیشترین مقدار حذف هیدروکربن در محیط مربوط به تلقیح همزمان همه چهار جدایه باکتریایی و مخمر در حضور سورفکتانت بود که برابر با 95 درصد در مدت زمان 7 روز بوداین نتایج نشان داد زمان بهینه برای تجزیه هیدروکربن­های موجود در نفت خام برابر با 7 روز است و استفاده از کنسرسیوم های میکروبی نسبت به کشت خالص آن­ها عملکرد بهتری در تجزیه نفت خام دارد. کلیدواژه: آلاینده­های نفتی، باکتری، نفت شهر، هیدروکربن، مخمر کاندیدا کاتنولاتا
  19. کمپوست کردن کود مرغی با زئولیت و کاه گندم و اثر کاربرد آن بر برخی از شاخص های زیستی و شیمیایی خاک
    شیوا ملکی 1400
  20. غنی سازی میکروبی ورمی کمپوست به منظور بهبود شاخص های کمی و کیفی گیاه دارویی ریحان
    الناز فتاحی 1400
       چکیده در بستر کشاورزی ارگانیک، کودهای آلی نه تنها مواد غذایی مورد نیاز گیاه را فراهم میکنند بلکه باعث بهبود ساختار فیزیکی خاک و فعالیت بیولوژیک آن نیز می­شوند. هدف این پژوهش، تعیین اثربخشی ورمی­کمپوست غنی­سازی شده با سویه­های باکتری بر عملکرد رویشی ریحان(Ocimum basilicum) و خصوصیات فیزیکی و شیمیایی خاک بود. جدایه­های باکتری از نمونه­های کرم و ورمی­کمپوست جداسازی شدند. غربال­گری جدایه­های باکتری بر اساس افزایش وزن خشک ریحان و در شرایط گلخانه انجام شد. در نهایت سه جدایه 28، 54 و 56 انتخاب شدند و در کنار دو سویه مرجع B. velezensis Fol و B. pumilus INR7 در آزمایش­های بعدی به کار گرفته شدند. آزمایش در قالب طرح کاملا تصادفی اجرا شد و تیمارهای آزمایش شامل کود حیوانی پوسیده، ورمی­کمپوست بدون مایه زنی و ورمی­کمپوست مایه زنی شده با هر یک از سویه­های باکتری بود. پس از گذشت دو ماه ریحان­ها برداشت شده و فاکتورهای مربوط به رشد گیاه، عناصر غذایی خاک و گیاه و ویژگی­های زیستی خاک مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج آزمایش حاکی از برتری معنی­دار ورمی­کمپوست تلقیح شده با جدایه باکتری 56 نسبت به سایر تیمارها است به طوری­که بیش­ترین عملکرد در رشد اندام هوایی و ریشه و عناصر برگ در این تیمار مشاهده شد. بیش­ترین عملکرد وزن تر و خشک به ترتیب با 7/30 گرم   و   54/3 گرم   در تیمار با جدایه 56 و کم­ترین مقادیر (2/13 گرم) و (48/1 گرم) مربوط به تیمار کود حیوانی پوسیده است. تاثیر تیمارهای ورمی­کمپوست تلقیح شده بر مقادیر عناصر آهن، روی، مس و منگنز در برگ ریحان در سطح 1 درصد و بر مقدار نیتروژن در سطح 5 درصد معنی­دار بود. اما میان مقادیر پتاسیم و فسفر برگ تفاوت معنی­داری میان تیمارها مشاهده نشد. بیش­ترین مقادیر جذب عناصر در تیمار با جدایه 56 مشاهده شد به طوری­که غلظت آهن، مس، منگنز، روی و نیتروژن را نسبت به کود حیوانی به ترتیب 3/38، 7/27، 8/25، 6/41 درصد افزایش داد. تاثیر جدایه­های باکتری بر میزان اسیدیته و هم­چنین عناصر ریزمغذی مس، منگنز و آهن در خاک معنادار نبود، اما بر میزان پتاسیم، نیتروژن و فسفر خاک در سطح 1 درصد و بر میزان روی در سطح 5 درصد معنی­دار بود. بیش­ترین مقادیر عناصر خاک در تیمار با سویه 56 به دست آمد به نحوی که مقدار پتاسیم، نیتروژن، فسفر و روی را نسبت به تیمار کودحیوانی 46/39، 4/54، 3/69 و 4/45 درصد افزایش داد. همچنین، با توجه به این­­که بیشترین غلظت کربن­آلی مربوط به تیمار 56 بود و بیش­ترین میزان رشد گیاه را نیز ایجاد کرده بود می­توان انتظار داشت که ترشحات بیش­تر ریشه موجب افزایش تنفس میکروبی در خاک شده و به همین دلیل تفاوت میان تیمارها در سطح یک درصد معنی­دار شده است.   
  21. پالایش زیستی هیدروکربن¬های خطی با استفاده از باکتری¬های جدا شده از خاک مناطق آلوده در استان کرمانشاه
    سمیرا پاکدل 1399
  22. تجزیه زیستی آلاینده¬های نفتی آروماتیک با استفاده از باکتری¬های جدا شده از خاک مناطق آلوده در استان کرمانشاه
    فیروزه غلامی کیونانی 1399
  23. تاثیر روش‌های مختلف خاک‌ورزی بر خصوصیات فیزیکی خاک و صفات کمی ارقام مختلف گندم و نخود در اراضی دیم منطقه دالاهو
    ویکتوریا رمضانی 1399
    ° C higher than the system without tillage  
  24. ارزیابی کارایی تلخ بیان (Sophora alopecuroides) و میاگروم (Myagrum perfoliatum) در گیاه پالایی خاک¬های آلوده به سرب و کادمیوم
    سپیده چراغی 1399
       گیاه پالایی یکی از راه­های مقرون به صرفه و سازگار با محیط زیست برای کاهش اثرات منفی کادمیوم و سرب در محیط است. مطالعه حاضر به منظور بررسی فاکتور تجمع زیستی (BF) و فاکتور انتقال (TF) کادمیوم و سرب در گیاه میاگرومMyagrum perfoliatum) ) و تلخ بیان (Sophora alopecuroides) انجام گردید. تاثیر آلودگی عناصر سرب و کادمیوم در برخی از پاسخ­های رشد گیاهان و شاخص­های بیولوژیکی خاک نیز مورد بررسی قرار گرفت. نمونه خاک­های آلوده به چند نمونه فرعی تقسیم بندی شد: یک نمونه به عنوان شاهد (بدون آلودگی) و بقیه جداگانه با سه سطح کادمیم (3، 5، و 10 میلی گرم درکیلوگرم) و سه سطح سرب (100، 300 و 600 میلی گرم درکیلوگرم) آلوده شدند. آزمایش به صورت کشت گلدانی و در شرایط گلخانه­ای انجام گرفت. مقادیر BF کادمیوم در تمام سطوح آلودگی بیش از 1 بود که نشان دهنده پتانسیل گیاه میگروم و تلخ بیان برای جذب و تثبیت گیاهی کادمیوم است. تنها 1 TF > در گیاه میاگروم در بالاترین سطح آلودگی بدست­ آمد. مقادیر TF سرب بسیار کمتر از مقادیر به دست آمده برای کادمیوم بود که نشان می دهد کادمیوم در مقایسه با سرب بیشتر از ریشه به قسمت­های هوایی گیاه میاگروم و تلخ بیان منتقل می شود. سطوح بالای آلودگی سرب و کادمیوم به طور قابل توجهی بر پاسخ­های رشدی میاگروم و تلخ بیان اثر نگذاشت. علاوه بر این، کاشت میاگروم و تلخ بیان ، اثرات آلودگی کادمیم و سرب را بر شاخص های بیولوژیک از جمله شدت معدنی شدن کربن (CMR)، تنفس ناشی از سوبسترا (SIR)، کربن توده زنده میکروبی (MBC) و ضریب متابولیک (qCO2) کاهش داد.      
  25. مقایسه کارکرد ریزجانداران خاک در جنگل¬کاری درختان سوزنی برگ و پهن برگ (بررسی ویژه: منطقه بیستون کرمانشاه)
    سحر مهرنوش 1399
  26. مقایسه تاثیر اصلاح کننده های آلی بر خصوصیات بیولوژیک و فیزیکی خاک در کاربری های مختلف اراضی
    مهسا میری 1399
    از جمله مشکلاتی کهدر قرن حاضر وجود دارد، مسئله فرسایش خاک و اثرات زیست محیطی ناشی از آن است که نهتنها باعث کاهش کربن آلی، تخریب ساختمان خاک و باروری خاک شده بلکه کشاورزی پایداررا نیز تهدید می­کند.بر همین اساس اصلاح­کننده­های آلی خاک با تاثیری که در نفوذآب به خاک، ضریب آبگذری و زهکشی خاک دارند، به عنوان یک راهکار مناسب در کاهشفرسایش خاک شناخته شده است. در این راستا پلات­هایی با ابعاد2در1متر مربع در قالبطرح بلوک کاملاً تصادفی و با سه تکرار در دو کاربری(مرتع و کشاورزی) مستقر گردید.مقایسه خصوصیات رواناب و رسوب بین کاربری زراعی و مرتع و تاثیر دو اصلاح­کننده­ ­آلیخاک (کودگوسفندی و کمپوست زباله شهری) به منظور کاهش میزان تولید رواناب و رسوب بااستفاده از باران طبیعی در دو مقطع زمانی مورد ارزیابی قرار گرفت. همچنین مقایسهتاثیر اصلاح کننده ها بر خصوصیات فیزیکی، شیمیایی و بیولوژیک خاک و فعالیت سهآنزیم اوره آز، اینورتاز و فسفاتاز قلیایی مورد بررسی قرار گفت. نتایج درسال اول(قبلاز اضافه نمودن مواد اصلاحی) طی 5 رخداد بارندگی نشان داد که تغییر کاربری از مرتعبه زراعی منجر به افزایش رواناب و رسوب در کاربری زراعی شد. مقایسه کاربری مرتع وزراعی در 4 رخداد بارندگی سال دوم نیز همانند سال اول نشان دهنده افزایش حجم روانابو رسوب در کاربری زراعی بود. همچنین اصلاح کننده های آلی منجر به کاهش حجم روانابو رسوب در کرت های حاوی این کودها شدند. تاثیر اصلاح کننده های آلی بر تمامخصوصیات فیزیکی، شیمیایی و بیولوژیک خاک در سال دوم نشان داد که کود های آلی سبببهبود خصوصیات فیزیکی، شیمیایی و بیولوژیک خاک و همچنین فعالیت آنزیم ها در خاکحاوی این کودها می شود. نتایج مقایسه بین کود گوسفندی و کمپوست حاکی از تاثیر بیشترکود گوسفندی نسبت به کمپوست زباله شهری در بهبود خصوصیات خاک و کاهش حجم رواناب ورسوب بود.  
  27. بررسی شاخص های بیولوژیک خاک در سامانه های مختلف خاکورزی
    امین حیدری 1398
      چکیده خاکورزی جزء مهمی از مدیریت خاک است که بر تولید گیاهان زراعی تاثیر میگذارد. علاوه بر آن، خاکورزی میتواند از طریق ایجاد تغییر در ویژگیهای فیزیکی، شیمیایی و بیولوژیک خاک، به پایداری کشاورزی و بهبود کیفیت خاک کمک نماید. یکی از ابزارهای مفید برای بررسی وضعیت مدیریت خاک در سامانههای مختلف خاکورزی، ارزیابی کیفیت خاک است و استفاده از شاخصهای کمی، از مناسبترین روشهای تعیین و مقایسه کیفیت خاکها میباشد . به همین دلیل این مطالعه به منظور بررسی اثرات سامانههای مختلف خاکورزی بر برخی از شاخصهای کیفیت شیمیایی، فیزیکی و بیولوژیک خاک در اراضی پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه رازی طی آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح 52 انجام شد. ویژگیهای فیزیکی، شیمیایی و بیولوژیک - 0 و 20 - بلوکهای کامل تصادفی در دو عمق 52 کیفیت خاک نظیر جرم مخصوص ظاهری، رس قابل انتشار، کربنات کلسیم معادل، pH ، EC ، تنفس، توده زنده میکروبی و فعالیت آنزیمهای اورهآز و اینورتاز در خاک اندازهگیری شدند. نتایج تجزیه واریانس نشان داد که سامانههای خاکورزی بر بیشتر ویژگیهای مورد بررسی با شدتهای مختلفی تاثیرگذار بوده است که با تغییر سامانه خاکورزی سنتی به حفاظتی، بیشتر ویژگیهای خاک تغییر مثبتی داشتهاند که منجر به بهبود کیفیت خاک گردیده است. به طوری که وزن مخصوص ظاهری، در سامانه خاکورزی حفاظتی در 31 درصد کاهش یافت و کربن آلی / 31 و 05 / لایه سطحی و عمقی در مقایسه با سامانه رایج بهترتیب 31 31 درصد افزایش داشت و در بین ویژگیهای بیولوژیک، کربن توده زنده / 53 و 14 / خاک بهترتیب 43 35 درصد افزایش، بیشترین تغییر را داشت. در مجموع در بین ویژگیهای / 21 و 32 / میکروبی بهترتیب با 33 مورد بررسی؛ ویژگیهای بیولوژیک در مقایسه با ویژگیهای فیزیکی و شیمیایی بیشتر تحت تاثیر سامانههای مختلف خاکورزی قرار گرفت. شاخصهای کیفیت تجمعی و ن م رو بیشترین مقدار را بهترتیب در سامانه بیخاکورزی، کاهشی و سنتی داشتند. در مجموع شاخص کیفیت تجمعی صحت بیشتری در تعیین کیفیت خاک داشت.
  28. تنوع ماکروفون خاک در ارتباط با جزیره¬های حاصلخیزی اطراف درختان شاخه زاد بلوط بخشی از جنگل0های زاگرس استان کرمانشاه(منطقه روانسر)
    سیده سارا هاشمی 1398
       این مطالعه به بررسی رابطه بین ساختار جست‌گروه‌های[1] بلوط ایرانی و تاثیر آن بر ویژگی‌های خاک اطراف تاج   و همچنین تنوع جمعیت ماکروفون خاک را تحت تاثیر ساختار جست‌گروه‌های بلوط ایرانی را در استان کرمانشاه(منطقه روانسر) پرداخته است. برای این منظور ابتدا تعداد 4 ترانسکت در منطقه مورد مطالعه با فاصله‌های50­ متر در نظر گرفته شد و سپس به دلیل ساختارهای متفاوت درختان شاخه زاد، از محدوده زیر تاج آن‌ها و خارج از آن 8 تیمار با سه تکرار صورت گرفت. مجموعا 96   قطعه نمونه پروفیل با ابعاد 50× 50 سانتیمتر و با عمق 15سانتیمتر زده و ماکروفون به روش دستی جمع آوری شد. به طوری که در خاک زیر تاج این درختچه‌ها به دلیل سایه‌اندازی و انباشت عناصر غذایی مقدار رطوبت و ماده‌آلی خاک نسبت به فاصله بین درختچه‌ها افزایش چشمگیری دارد که اصطلاحاً"جزیره‌های حاصلخیزی" گفته می‌شوند نتایج مقایسه آماری نشان داد که فراوانی و تنوع ماکروفون خاک و همچنین برخی ویژگی­های خاک در داخل جست­گروه با خارج آن اختلاف معنی‌داری در سطح احتمال 95 درصد دارد. افزایش فراوانی و تنوع ماکروفون در داخل جست­گروه با عمق لاشبرگ و مساحت تاج همبستگی معنی‌دار نشان داد و دلیل آن افزایش موادآلی، تمرکز عناصر غذایی و دسترسی موجودات به منابع غذایی موجود در لاشبرگ­ها و هم چنین داخل جست­گروه نسبت به خارج آن بود. با توجه به نتایج پژوهش حاضر می­توان به تاثیر جست‌گروه به عنوان یک ریز زیستگاه با شرایط مناسب برای زندگی و حضور موجودات خاکزی اشاره کرد جامعه ماکروفون خاک متشکل از بی‌مهرگان بزرگ­تر از دو میلی‌متر است که بخش مهمی از چرخه زندگی خود را در خاک یا داخل بقایای سطحی می‌گذراند و جمعیت آن‌ها وابستگی زیادی به شیوه مدیریتی اکوسیستم دارد. در بسیاری از اکوسیستم‌های مناطق نیمه خشک، درختچه‌ها نقش کلیدی و پییچیده‌ای در فراهم کردن رطوبت و عناصر غذایی خاک بازی می‌کنند. [1] . sprout-clumps
  29. تعیین ضرایب kp در ایستگاه های سینوپتیک کشور
    سیدمحمد احمدی 1398
  30. پهنه بندی تبخیر و تعرق پتانسیل گیاه مرجع (ETo) در استان کرمانشاه
    ایمان ابراهیمی هفت چشمه 1398
  31. مقایسه توان گیاه پالایی برخی گیاهان در حذف هیدروکربن های نفتی کل از بعضی خاک های مناطق نفت خیز کرمانشاه
    نقشینه یاری نیلاوره 1398
  32. پیش¬بینی تغییرات عملکرد آفتابگردان تحت تنش¬های کم¬آبی در شهرستان کرمانشاه
    بهرام اصولی پگاه 1397
  33. ارزیابی تاثیر پلی مورفیسم بذری بر جوانه زنی، فنولوژی و قدرت رقابت Torilis arvensis
    رضوان پیامنی 1397
    ماستونک با نام علمی Torilis arvensis یکی از علف­های هرز مهم مزارع غلات و گیاهان خانواده­ی چتریان است که دو شکل بذر شامل پرزدار و بدون پرز روی بوته تولید می­کند. به­منظور بررسی جوانه­زنی، فنولوژی و قدرت رقابت علف هرز ماستونک مجموعه­ای از آزمایش­ها در سه بخش مجزا طی سال­های 1397-1395 انجام شد. در آزمایش اول اثر عوامل محیطی شامل پس­رسی، نور و دما، پتانسیل اسمزی، تنش شوری، اسیدیته، عمق دفن بذر، جایگاه بذر در بوته و شوک حرارتی بر جوانه­زنی علف هرز ماستونک بررسی شد. نتایج این بخش از آزمایش نشان داد که هر دو شکل بذر بلافاصله پس از برداشت دارای سطح بالایی از خواب هستند که با مرور زمان از میزان خواب هر دو شکل بذر کاسته می­شود؛ به­طوری که پس از گذشت حدود هشت هفته از زمان برداشت، درصد جوانه­زنی بذور پرزدار و بدون پرز به­ترتیب 60 و 97 درصد افزایش می­یابد. هر دو شکل بذر غیر­فتوبلاستیک بوده و نور در جوانه­زنی آن­ها تاثیری نداشت. بهترین دما برای جوانه­زنی دو شکل بذر، 20 درجه­ی سانتی­گراد بود (درصد جوانه­زنی بذور پرزدار و بدون پرز به­ترتیب 58 و 9/96 درصد بود). هم­چنین نتایج نشان داد که جوانه­زنی هر دو شکل بذر ماستونک به تنش خشکی و کمبود آب حساس است. در اسیدیته­ی 7 بیش­ترین درصد جوانه­زنی مشاهده شد به­طوری که درصد جوانه­زنی بذور پرزدار و بدون پرز به­ترتیب به 60 و 100 درصد رسید. ظهور و سبز شدن هر دو شکل بذر با افزایش عمق دفن کاهش یافت. نتایج اثر متقابل جایگاه بذر، دما و شکل بذر نشان داد که دما و شکل بذر اثر معنی­داری بر درصد جوانه­زنی بذر ماستونک داشتند. عمق دفن، اثر متقابل بین عمق دفن و شوک حرارتی و اثر متقابل بین عمق دفن و شکل بذر اثر معنی­داری بر جوانه­زنی بذر داشتند. آزمایش دوم مربوط به ارزیابی فنولوژی این علف هرز در منطقه­ی کرمانشاه بود. بخشی از نتایج این مطالعه نشان داد که ماستونک که علف هرزی بهاره است که دوره­ی رشد خود را طی 6/141 روز (میانگین مجموع روزهای رشد) به پایان می­رساند و برای تکمیل دوره­ی رشد و نمو خود به میزان 38/1847 درجه­ی روز- رشد حرارت نیاز دارد. در آزمایش سوم به بررسی قدرت رقابت علف هرز ماستونک با گیاه گشنیز تحت تاثیر سطوح مختلف نیتروژن و شوری پرداخته شد. با افزایش سطح شوری، ارتفاع بوته، تعداد برگ، وزن تر و خشک گیاه و برگ، عملکرد و سطح برگ کاهش یافت. اما نیتروژن تاثیر مثبتی بر خواص مرفولوژیکی مورد مطالعه داشت. اثر متقابل بین شوری و نیتروژن نشان داد که در هر سه سطح شوری با افزایش غلظت نیتروژن، ویژگی­های رشد گشنیز افزایش می­یابد. نتایج این بخش از آزمایش نشان داد 90 کیلوگرم نیتروژن در هکتار، اثرات منفی شوری بر رشد گشنیز را کاهش داد و در نهایت سبب بهبود ویژگی­های مرفولوژیکی گشنیز می­شود. نیتروژن و شوری بر خصوصیات رشد گشنیز تاثیرگذار بودند.
  34. مقایسه کاربرد بایوچار، کمپوست و پتاسیم بر ویژگی های انگورتحت تنش خشکی
    آسیه صفری 1397
       انگور یکی از مهمترین­ محصولات باغی در دنیا و ایران است. ارزش این محصول به لحاظ تازه خوری، کشمش، روغن و غیره است. مهمترین عامل محدود کننده رشد درختان میوه در مناطق خشک و نیمه خشک کمبود آب قابل استفاده است. استفاده از راهکارهای تغذیه­ای همانند استفاده از کودهای مناسب می­تواند سبب بهبود عملکرد گیاه در شرایط کم آبی باشد. این تحقیق به منظور بررسی کاربرد کودهای سولفات پتاسیم، کمپوست و بایوچار بر برخی ویژگی­های انگور بیدانه قرمز تحت شرایط تنش آبی با 4 تیمار کودی و 2 تیمارآبی در 4 تکرار به صورت آزمایش فاکتوریل در قالب طرح پایه بلوک کامل تصادفی انجام شد. تیمارها شامل: تیمار شاهد (بدون مصرف کود) و تیمارهای کودی سولفات پتاسیم، کمپوست و بایوچار به ترتیب به مقدار ده گرم، پنج درصد و ده درصد و تیمار آبی، تنش 40 و 80 (شاهد) درصد ظرفیت زراعی تا زمان بروز علائم تنش آبی انجام شد. داده­های جمع آوری شده با نرم افزار SAS تجزیه گردید. نتایج نشان داد سولفات پتاسیم باعث افزایش پتاسیم خاک و گیاه می­شود. کمپوست موجب افزایش فسفر، سدیم، هدایت الکتریکی ، کربن آلی خاک ونیتروژن، آهن، روی و مس گیاه شد. همچنین بایوچار باعث افزایش پتاسیم ، کربن آلی خاک و پتاسیم گیاه و فسفر گیاه شد. بایوچار و کمپوست به ترتیب تحت شرایط تنش آبی موجب افزایش رطوبت نسبی برگ، فتوسنتز، تعرق، هدایت روزنه­ای، کلروفیل و پروتئین محلول شدند. آنزیم­های پراکسیداز، سوپراکسید دیسموتاز کمترین مقدار تحت شرایط تنش آبی در تیمار کودی بایوچار داشتند. کمپوست و بایوچار تحت شرایط تنش آبی نسبت به کود شیمیایی سولفات پتاسم در بهبود وضعیت انگور نتیجه بهتری دارند.
  35. بررسی اثر کاربرد فیلتر کیک و بایو چار برویژگی¬های خاک وگندم
    سمیه عزیزی 1397
  36. نقش ریزوباکتری‌های محرک رشد (PGPR) در کاهش تنش خشکی در گوجه‌فرنگی
    سهیلا ساسانی فر 1397
    چکیدهگوجه­فرنگی یکی از محصولات بسیار مهم اقتصادی دنیا است و با توجه به این­که ایران به عنوان یکی از کشورهای خاورمیانه از متوسط   بارندگی سالیانه حدود 240 میلیمتر، معادل یک سوم میانگین نزولات سالیانه جهانی برخوردار می باشد به همین دلیل بررسی اثرات تنش خشکی بر گوجه­فرنگی از اهمیت فوق­العاده­ای برخوردار است. به منظور بررسی تاثیر باکتری­های افزایش دهنده رشد گیاهی1 بر کاهش تنش خشکی، در گوجه­فرنگی، مطالعه­ای گلخانه­ای در سال 96-1395 در پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه رازی کرمانشاه انجام شد. این آزمایش به صورت فاکتوریل و در قالب طرح بلوک­های کامل تصادفی با 4 تکرار به اجرا درآمد. به­کارگیری باکتری­های افزایش دهنده رشد، به صورت تلقیح با ریشه گیاه بود. تیمار­های آزمایشی شامل؛ استفاده از رقم گوجه­فرنگی کارون، چهار سطح خشکی 50، 40، 30 و 20 درصد رطوبت حجمی خاک و پنج جدایه باکتری B103، B19، B124، B60 و D3 بودند. البته تیمار شاهد (بدون تلقیح باکتری) نیز در آزمایش گنجانده شد. جمع­آوری گیاهان و اندازه­گیری پارامتر­های مورد نظر سه ماه پس از کاشت (90روز) انجام شد. در این مطالعه برخی صفات رشدی در گوجه­فرنگی شامل؛ وزن تر و خشک اندام هوایی، وزن تر و خشک ریشه، ارتفاع ریشه، ساقه و بوته، حجم ریشه، تعداد گل، وزن میوه و مقاومت روزنه­ای، آزمایشات مربوط به اندام هوایی گیاه شامل؛ محتوای پرولین آزاد در برگ وعناصر سدیم و پتاسیم در اندام هوایی و همچنین ویژگی­های بیولوژیک خاک شامل؛ تنفس پایه، تنفس برانگیخته، کربن بیومس میکروبی، کسر متابولیک و کسر میکروبی اندازه­گیری شد. به طور کلی نتایج این مطالعه نشان داد که هر پنج جدایه باکتری استفاده شده، باعث افزایش معنادار وزن تر اندام هوایی، وزن خشک ریشه، حجم ریشه، تعداد گل، وزن میوه و مقاومت روزنه­ای شدند. البته این پنج جدایه باعث افزایش سایر صفات رشدی گیاه شدند اما این افزایش معنادار نبود. محتوای پرولین آزاد در برگ افزایش معناداری نسبت به تیمار شاهد (عدم تلقیح) داشت. غلظت پتاسیم در اندام هوایی افزایشی معنادار، اما غلظت سدیم در اندام هوایی کاهشی معنادار، نسبت به تیمار شاهد (عدم تلقیح) داشت. همچنین جدایه­های استفاده شده باعث بهبود کیفیت بیولوژیک خاک شدند، به طوری که تنفس پایه ،تنفس براگیخته، کربن بیومس میکروبی و کسر میکروبی افزایشی معنادار، اما کسر متابولیکی کاهشی معنادار نسبت به تیمار شاهد (عدم تلقیح) داشت. از بین پنج جدایه به­کار گرفته شده، سه جدایه B19، B60 و D3 بیشترین تاثیر را در کاهش شرایط تنش ایجاد شده داشتند.   واژگان کلیدی: خشکی، باکتری­های محرک رشد ( (PGPR، گوجه­فرنگی، صفات رشدی، پرولین، سدیم، پتاسیم، ویژگی­های بیولوژیک
  37. بررسی نقش ریزوباکتری‌های افزایش دهنده رشد گیاهان (PGPR) در کاهش تنش شوری در گوجه فرنگی
    شیدا ناصری 1397
    شوری و تجمع املاح در خاک از مهم­ترین تنش‌های غیرزیستی محدودکننده تولید محصولات کشاورزی در مناطق خشک و نیمه خشک می­باشد که موجب اختلال در عملکرد بهینه محصولات کشاورزی می­شود. شوری خاک اثرات مخرب خود را از طریق سمیت یون‌های ویژه موجود در خاک، اثر بر فعالیت­های زیستی و اثر تخریبی بر ویژگی‌های‌ فیزیکی خاک اعمال می‌کند. در گیاهان مختلف، غلظت بالای نمک در مرحله جوانه‌زنی باعث از بین رفتن جوانه‌ها و کاهش عملکرد می­شود. از این رو بررسی راهکارهای موثر به منظور کاهش تنش شوری بسیار با اهمیت است. در پژوهش‌های پیشین، به منظور کاهش تنش شوری خاک روش‌های مختلفی مورد آزمون و استفاده قرار گرفته است که از مهم­ترین آن‌ها می­توان به روش‌های زیستی اشاره کرد. از جمله مهمترین روش‌های زیستی استفاده از ریزوباکتری­های محرک رشد گیاهان (PGPR) می‌باشد که آنچنان که از نام آن‌ها پیداست، باعث افزایش رشد گیاهان می­شوند. در این مطالعه، اثرات برخی سویه‌های PGPR در کاهش تنش شوری در گیاه گوجه‌فرنگی در شرایط گلخانه‌ای مورد بررسی قرار گرفت. تیمارهای آزمایشی شامل شش سطح باکتری (5   سویه باکتری+1 شاهد) و پنج سطح شوری خاک (شاهد،5/2، 0/5، 5/7 و0/10 دسی زیمنس برمتر از نمک‌های کلرید سدیم و کلرید کلسیم با نسبت برابر)   می­باشند. ابتدا ویژگی‌های شناسنامه‌ای خاک بررسی شد، سپس ویژگی­های گیاهی شامل: میزان سدیم، پتاسیم، پرولین و ویژگی­های خاک شامل: تنفس میکروبی، تنفس برانگیخته (SIR)،کربن زیست توده میکروبی و کسر متابولیک و ویژگی‌های مورفولوژیک شامل وزن خشک اندام هوایی، وزن خشک ریشه، طول ریشه، حجم ریشه، ارتفاع بوته، تعداد گل، مقاومت روزنه‌ای و عملکرد میوه اندازه­گیری شد. پس از تجزیه و تحلیل، نتایج نشان داد که پتاسیم اندام هوایی، وزن خشک اندام هوایی، ارتفاع بوته، تعداد گل، وزن خشک ریشه، طول ریشه، حجم ریشه و عملکرد میوه پس از اعمال تنش شوری نسبت به شاهد کاهش معنی‌دار یافت. پارامترهای بیولوژیک شامل تنفس پایه، تنفس ناشی از سوبسترا، کسر متابولیکی و کربن زیست توده میکروبی پس از اعمال تنش شوری کاهش معنی‌دار یافت. محتوای سدیم گیاه و مقاومت روزنه‌ای و محتوای پرولین پس از اعمال تنش شوری افزایش یافت که این افزایش معنی‌دار بود. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل شاخص­های بیولوژیک پس از تلقیح با باکتری‌های محرک رشد گیاه نشان داد تنفس خاک، کربن زیست توده میکروبی، تنفس ناشی از سوبسترا و کسر متابولیک   تفاوت معنی‌داری با شاهد ( تیمار بدون باکتری) نشان دادند. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده‌ها پس از تلقیح با باکتری‌های محرک رشد نشان داد که محتوای سدیم اندام هوایی و مقاومت روزنه‌ای و محتوای پرولین در مقایسه با تیمار شاهد کاهش معنی‌دار یافت. وزن خشک اندام هوایی، وزن خشک ریشه، حجم ریشه و طول ریشه پس از تلقیح با باکتری‌های محرک رشد افزایش یافت اما این افزایش معنی‌دار نبود. عملکرد میوه پس از تلقیح با باکتری‌های محرک رشد افزایش یافت اما این افزایش معنی‌دار نبود. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده‌ها پس از تلقیح با باکتری‌های محرک رشد گیاه نشان داد که ارتفاع بوته، تعداد گل، محتوای پتاسیم گیاه افزایش یافت که این افزایش نسبت به شاهد معنی‌دار بود. از بین سویه‌های مورد بررسی در این پژوهش تاثیر باکتری سودموناس جنیکولاتا (Pseudomonas geniculate B11) بیشتر از سایر سویه‌ها بود و موجب بهبود بسیاری از پارامترهایی شد که در اثر تنش شوری دچار افزایش یا کاهش شده بودندبه طور کلی می‌توان نتیجه گرفت که استفاده از باکتری‌های محرک رشد گیاه در کاهش اثرات تنش شوری می‌تواند راهگشا باشد.‌‌
  38. بررسی پتانسیل گیاه پالایی کلزا (Brassica napus) و کاملینا (Camelina sativa) در خاک آلوده به سرب و کادمیم
    زینب آزادبخت 1396
        امروزه آلودگی به فلزات سنگین بهیک مشکل جدی زیست محیطی تبدیل شده است. به­ دلیل اهمیت امنیت سلامت انسان و همچنینحفظ محیط زیست، مشکل فلزات سمی باید حل شود. با این­حال به دلیل هزینه بالایپاکسازی به روش تکنولوژی­های رایج، علاقه به پالایش مکان­های آلوده با استفاده ازروش گیاه­پالایی رو به افزایش است. گیاه‌پالایی راه حلی کم هزینه و نسبتاً سریعدر رفع آلودگی است. این روش در مقایسه با روش‌های فیزیکی و شیمیایی از فواید بی‌شمارینظیر، افزایش تنوع زیستی و کاهش فرسایش خاک برخوردار است .با توجه به اهمیت این موضوع، از این­رودر این مطالعه به بررسی گیاه­پالایی فلزات سنگین سرب و کادمیم در گیاهان کلزا وکاملینا پرداخته شد. آزمایش در قالب طرح کاملا تصادفی با فاکتورهای کادمیم(شاهد،3، 5 و 10 میلی­گرم بر کیلوگرم) و سرب(شاهد،100، 300 و 600 میلی­گرم بر کیلوگرم)با سه تکرار در گلخانه تحقیقاتی پردیس کشاورزی دانشگاه رازی انجام شد. پساز پایان آزمایش و برداشت گیاهان، قسمت­های ساقه و ریشه جدا و میزان انباشت فلزها در ریشه، اندام هوایی و فاکتور انتقال برای کادمیم و سرب گیاه و   شاخص­های کیفیت بیولوژیک خاک محاسبه گردید.    نتایج این تحقیق نشان داد که در شرایط تنش سرب،غلظت این عنصر در تمام سطوح اعمال شده، در ریشه گیاه کلزا بیشتر از کاملینا بود.همچنین در شرایط تنش کادمیم، غلظت این عنصر در تمام سطوح اعمال شده، در ریشه گیاه کاملینابیشتر از کلزا بود. اکثر شاخص­های کیفیت بیولوژیکخاک اندازه­گیری شده در شرایط تنش کادمیم، در خاک تحت کشت کاملینا در بالاترینغلظت به­کاررفته(10 میلی­گرم بر کیلوگرم کادمیم) نسیت به خاک شاهد در مقایسه باخاک تحت کشت کلزا کمتر کاهش یافتند. در حالیکه در شرایط تنش سرب، شاخص­های کیفیتبیولوژیک خاک تحت گیاه کلزا کاهش بیشتری یافت. غلظت بالای کادمیمو سرب در ریشه گیاهان کلزا و کاملینا و میزان کمتر این دو فلز در اندام هوایی وفاکتور انتقال پایین به­دست آمده برای هر دو فلز نشان داد که هیچ یک از دو گیاهمورد مطالعه در این آزمون به طور معمول از قابلیت مناسبی جهت استخراج فلزات سنگینکادمیم و سرب از خاک آلوده برخوردار نبوده‌اند. بالا بودن غلظت سرب و کادمیم ریشهگیاهان مورد مطالعه و اندک بودن فاکتور انتقال در آن­ها بیانگر کارایی بیشتر اینگیاهان جهت استفاده در تکنیک تثبیت گیاهی[1]می‌باشد. بنابراین گیاهان کلزا وکاملینا قادر به رشد در خاک آلوده به کادمیم و سرب بوده، به­طوری که گیاه کاملینانسبت به کلزا کادمیم بیشتری جذب کرده بدون اینکه عملکرد آن کاهش چشمگیری داشتهباشد. همچنین گیاه کلزا سرب بیشتری نسبت به کاملینا جذب کرده است. بنابراین می­تواننتیجه گرفت که گیاهان کلزا و کاملینا به ترتیب کارایی مناسبی جهت تثبیت فلزاتکادمیم و سرب از خاک دارند.[1]-   hytistabilization
  39. شناسایی باکتری های تیوباسیلوس خاک مناطق مختلف کشور با استفاده از روش های مولکولی
    اسماء احمدوند 1396
    Bacteria are most abundant microbes in the soil that most of them have a free living. They have specific importance, because of cyclic of carbon and nitrogen and the other changes which are related plants.Thiobacillus has an important role in sulfur cyclizing these bacteria gain their energy by the oxidation of reduced sulfur compounds to sulfate. The oxidation of sulfur by Thiobacillus and produce sulfuric acid that reduces the soil pH and them also increases the availability of some nutrient elements except molybdenum in Calcareous soils. Therefore, these bacteria are very important in soils. The purpose of this study was detecting the T. thioparus and T. novellas bacteria and T. denitrificans in rain fed and irrigation soil, including (Ajab Shir, Shirvan Cheravdel, Ghorve, Songhor and Kermanshah ) Researching Farm of Agricultural Faculty, Razi University.
  40. بررسی زمان بهبودی شاخص های کیفیت خاک پس از آتش سوزی در جنگل های شاخه زاد بلوط، کرمانشاه
    مصطفی صادقی فر 1395
  41. تاثیر روشهای مختلف خاکورزی برخصوصیات فیزیکی، شیمیایی و بیولوژیکی خاک تحت کشت گندم و نخود در دیمزارهای با اقلیم‌های متفاوت استان کرمانشاه.
    مستانه مظاهری 1395
    کیفیت خاک دارای نقش کلیدی در کشاورزی پایدار می‌باشد که تحت تاثیر تکنیک‌های مختلف مدیریت زراعی، تغییر می‌کند. مدیریت‌های مطلوب، بهبود کیفیت خاک را به ‌دنبال دارند، در صورتی که سیستم‌های زراعی سنتی، در درازمدت موجب کاهش کیفیت و پایداری خاک خواهند‌ شد. یکی از روش?های غلط مدیریت شخم با استفاده از گاوآهن ‌برگردان‌‌دار و سوزاندن بقایای‌ گیاهی است. از آنجا که در کشور ما هنوز روش‌های نادرست خاکورزی صورت می‌گیرد، بررسی تاثیرات این روش‌ها و نیز روش‌های نوین از جمله بی‌خاکورزی و خاکورزی حفاظتی بر خصوصیات خاک و پایداری اکوسیستم ضروری به ‌نظر می‌رسد. لذا، پژوهش حاضر به ‌منظور بررسی اثرات خاکورزی مرسوم، بی‌خاکورزی و خاکورزی حفاظتی بر خصوصیات فیزیکی، شیمیایی و بیولوژیک خاک شامل وزن مخصوص ظاهری، مینگین وزنی قطر خاکدانه‌ها، رس قابل انتشار، درصد آهک pH، Ec، ظرفیت تبادل کاتیونی، تنفس خاک، توده زنده میکروبی و فعالیت آنزیم‌های اوره‌آز، اینورتاز، آریل سولفاتاز و فسفاتاز قلیایی در اراضی تحت کشت گنـدم ـ نخود در دیم‌زارهای استان کرمانشاه به ‌صورت طرح کاملاً تصادفی در قالب فاکتوریل در دو اقلیم (سردسیر و معتدل)، مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که نوع خاکورزی بر تمامی خصوصیات اندازه‌گیری شده اثر معنی‌دار داشت به ‌طوری که سیستم بی‌خاکورزی بیشترین و خاکورزی سنتی کمترین میزان   تاثیر را بر روی فاکتورهای نام برده داشته و سیستم خاکورزی کاهشی، حدواسط این دو سیستم بود.   به طور کلی می‌توان نتیجه گرفت که بی‌خاکورزی سبب بهبود کلیه شاخص‌های بیولوژیک خاک می‌گردد و لذا این روش به جای کشت و کار سنتی در اراضی دیم توصیه می‌گردد.     
  42. مطالعه نرخ فرونشست و برخی فلزات سنگین همراه در ریزگرد اتمسفری شهرستان جوانرود
    فرشاد قادری 1395
    خاکباد[1] به عنوان پدیده­ای اقلیمی در تمام شرایط آب­وهوایی رخ می­دهد اما به عنوان پدیده­ی بارز مناطق خشک و نیمه­خشک، سبب اخلال در فعالیت­های انسانی، کشاورزی، زیرساخت­های اجتماعی، حمل­و­نقل و صنایع می­گردد. همچنین حجم فراوان ذرات حمل شده به تروپسفر[2]، بیلان انرژی کره زمین را تحت تاثیر قرار می­دهد که به دنبال آن شرایط آب­و­هوایی و اقلیم این مناطق نیز متاثر می­گردد. در این مطالعه نرخ فرونشست و پراکنش مکانی ریزگردهای اتمسفری و برخی فلزات سنگین همراه آن، همچنین ارتباط   نرخ فرونشست ریزگرد با برخی عوامل اقلیمی در یک دوره یک ساله در شهرستان جوانرود مورد بررسی قرار گرفت. نمونه­برداری از ریزگرد به صورت تصادفی در 35 نقطه شهری و روستایی با پراکنش مناسب، صورت پذیرفت. میانگین نرخ فرونشست ریزگرد در منطقه مورد مطالعه 77/3 کیلوگرم بر هکتار در روز بود که بیشتر از استانداردهای تعریف شده برای اکثر نقاط دنیا است. میانگین غلظت کل فلزات کروم، روی، مس و نیکل در نمونه­های غبار منطقه به­ترتیب 9/117، 5/220، 3/46 و 6/85 میلی­گرم بر کیلوگرم بود. با توجه به نرخ مجاز ورود فلزات سنگین به خاک، سالانه مقادیر زیادی از این فلزات از راه فرونشست­های اتمسفری وارد خاک­های منطقه می­شود. بر اساس حدود مجاز غلظت فلزات سنگین در خاک برای حفاظت محیط­زیست، نمونه­های غبار منطقه آلوده به فلز کروم، روی و نیکل بوده­اند. با توجه به اثر مستقیم ریزگردها بر سیستم تنفسی و دفاعی انسان، خطرات ناشی از حجم بالای غبار در منطقه مورد مطالعه و فلزات سنگین موجود در آن بسیار بیشتر است. همبستگی قوی بین غلظت برخی فلزات سنگین در نمونه­های ریزگرد منطقه مشاهده گردید که نشان از خاستگاه مشترک این فلزات داشت. همچنین همبستگی قوی بین نرخ فرونشست ریزگرد با برخی عوامل اقلیمی نشان از تاثیر مستقیم عوامل اقلیمی بر رخداد خاکبادها و میزان فرونشست­های اتمسفری در منطقه مورد مطالعه دارد. الگوی پراکنش مکانی نرخ فرونشست ریزگرد و غلظت کل فلزات سنگین مورد اشاره در ریزگرد منطقه بوسیله­ی رسم تغییرنمای تجربی و برازش بهترین مدل زمین­آماری به روش کریجینگ معمولی مورد بررسی قرار گرفت. براساس پارامترهای تغییرنما، مدل کروی بهترین نتیجه را برای توصیف تغییرپذیری مکانی نرخ فرونشست ریزگرد و غلظت فلزات سنگین مورد مطالعه داشت. با توجه به نقشه­های پراکنش مکانی نرخ فرونشست ریزگرد از سمت شمال­غربی به سمت جنوب­شرقی منطقه از یک روند کاهشی پیروی می­کند. این روند احتمالاً به­دلیل حضور نقاط روستایی در قسمت غربی منطقه مورد مطالعه، ارتفاع کمتر نقاط از سطح دریا، نزدیکی به کانون ریزگردی و رخداد گرد­و­غبار محلی در این مناطق به دلیل نزدیکی نقاط روستایی به زمین­های کشاورزی و مراتع بدون پوشش است. همچنین غلظت بیشتر فلزات کروم، روی و نیکل در نقاط شهری نشان از تاثیر آلودگی­های شهری بر غلظت این فلزات در ریزگردهای منطقه دارد. غلظت کمتر مس در نقاط   شهری نیز نشان از اثر خاستگاه ریزگردها بر غلظت این فلز در ریزگردها دارد.[1] Dust Storm[2] Troposphere
  43. بررسی غلظت برخی فلزات سنگین در زمین‌های پایین دست انباشتگاه زباله جنوب شهر کرمانشاه
    زینب زین الدینی 1395
  44. اثر رهاسازی اراضی کشاورزی بربرخی خصوصیات بیولوژیکی.فیزیکی وشیمیایی خاک در سطح استان کرمانشاه
    مهرانگیزالسادات ساداتی 1394
  45. ارزیابی اثر تغییر کاربری زمین بر کیفیت فیزیکی و ریزریخت شناسی خاک در منطقه گیلانغرب
    صدیقه قطبی 1394
  46. اثر تغذیه خاک روی استقرار Bacillus sp عامل کنترل زیستی پاخوره ی گندم
    فرشته سعیدسروبابایی 1392
  47. اثر باکتری تیوباسیلوس، گوگرد و کود دامی بر برخی ویژگی های گیاه سیر
    حسن صباغ 1392

تاریخ به‌روزرسانی: 1405/03/06