صفحه نمایش استاد - پرتال اصلی دانشگاه رازی

علیرضا باقری

علیرضا باقری

دانشیار / کشاورزی / مهندسی تولید و ژنتیک گیاهی

دروس ارائه شده نیمسال جاری

نام درس واحد زمان ارائه درس ترم
شناسایی و مدیریت علف‌های هرز 2 هرهفته، دوشنبه ، 16:00-18:00 نیم‌سال اول سال تحصیلی 1404-1405
بیوفیزیک محیطی 2 هرهفته، دوشنبه ، 08:30-10:30 نیم‌سال اول سال تحصیلی 1404-1405
مدیریت تلفیقی علف‌های هرز 2 هرهفته، دوشنبه ، 14:00-16:00 نیم‌سال اول سال تحصیلی 1404-1405

پایان‌نامه‌های کارشناسی‌ارشد

  1. تاثیرکاربرد دودآب ونانو ذرات تیتانیوم وبور، برخصوصیات کمی وکیفی آفتابگردان(Helianthus annuus L.)
    پروانه اسدی 1404
  2. اثر محلول پاشی کودهای آلی، عناصر غذایی پر و کم مصرف بر عملکرد و رشد بادام زمینی و پاسخ آن به علف های هرز (Arachis hypogaea L.)
    ستار فاضلی 1404
  3. تاثیر پرایم زیستی گوجه فرنگی با تریکودرما بر مهار بیولوژیک گل جالیز مصری (Phelipanche aegyptiaca) و ویژگیهای آگرومورفولوژیک میزبان
    حدیث غلامی 1404
  4. برسی اثر دور آبیاری و محلول¬پاشی سالیسیلیک اسید و دودآب بر عملکرد و اجزای عملکرد بادام زمینی (Arachis hypogaea L.)
    فواد احمدپورراد 1403
    چکیده افزایش جمعیت و کمبود آب در مناطق خشک، تامین امنیت غذایی را به چالش کشیده است. مدیریت بهینه آب و استفاده از ترکیباتی مانند دودآب و سالیسیلیک اسید، با بهبود فرآیندهای فیزیولوژیکی گیاهان، به بهره‌وری بیشتر آب و تولید پایدار محصولات کمک می‌کنند. این آزمایش با هدف بررسی تاثیر محلول‌پاشی دودآب (1 و 5/1 لیتر در هکتار)، سالیسیلیک اسید (5/0 و 5/1 میلی‌مولار)، و شاهد (محلول‌پاشی با آب) بر عملکرد و اجزای عملکرد گیاه بادام‌زمینی تحت دورهای مختلف آبیاری (10 روز یکبار، 20 روز یکبار و ترکیبی بر اساس شرایط فصل)، به‌صورت اسپلیت پلات بر پایه طرح بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه تحقیقاتی-آموزشی هنرستان کشاورزی شهرستان روانسر در سال 1402 اجرا شد. نتایج تجزیه واریانس نشان داد که دور آبیاری و اثر متقابل آن با محلول‌پاشی بر صفاتی مانند وزن خشک غلاف‌پر، وزن خشک دانه، وزن خشک پوست غلاف، وزن خشک ریشه و اندام هوایی بدون غلاف، وزن صد دانه، تعداد انواع غلاف (نارس، پوک، پر، دوتایی و کل در متر مربع) و نسبت تعداد غلاف‌ها (نارس به کل و پر به کل) تاثیر معنی‌دار داشتند. همچنین، محلول‌پاشی دودآب و سالیسیلیک اسید بر تمامی این صفات به‌جز تعداد غلاف نارس، نسبت غلاف نارس به کل و سایز دانه تاثیر معنی‌داری نشان داد. نتایج برش‌دهی نشان داد که اثر متقابل دور آبیاری و غلظت‌های محلول‌پاشی دودآب و سالیسیلیک اسید بر صفات مختلف مانند وزن خشک دانه، ریشه، اندام هوایی، وزن صد دانه، تعداد غلاف‌ها (نارس، پوک، پر، دوتایی و کل)، و نسبت‌های غلاف در سطح احتمال یک درصد معنی‌دار بود. نتایج مقایسه میانگین نشان داد که در شرایط دور آبیاری 10 روزه و محلول‌پاشی با غلظت 5/1 لیتر در هکتار دودآب و 5/1 میلی‌مولار سالیسیلیک اسید، بهترین عملکرد مشاهده شد. در این شرایط، وزن خشک دانه 220 گرم، تعداد غلاف‌های پر 283 عدد در مترمربع، و اندازه دانه 42/1 سانتی‌متر بود. همچنین، کاربرد سالیسیلیک اسید تعداد غلاف‌های پوک را کاهش داد. در شرایط دور آبیاری 20 روز، عملکرد به طور کلی کاهش یافت، اما محلول‌پاشی با دودآب و سالیسیلیک اسید اثرات منفی تنش خشکی را کاهش داد. در شرایط دور آبیاری 10 روزه و بدون محلول‌پاشی، وزن خشک دانه 190 گرم و تعداد غلاف‌های پر 240 عدد بود، که نشان‌دهنده تاثیر مثبت محلول‌پاشی در شرایط بهینه آبیاری است. این نتایج نشان داد که ترکیب آبیاری منظم و محلول‌پاشی با غلظت‌های بهینه می‌تواند به بهبود عملکرد و کاهش اثرات تنش خشکی در گیاه بادام زمینی کمک کند. کلمات کلیدی: بهره‌وری آب، تنظیم‌کننده رشد، تنش، محلول‌پاشی، عملکرد.   
  5. تاثیر گیاهان پوششی و کود نیتروژن بررشد وعملکرد آفتابگردان وکنترل گل جالیز(Orobanche cumana Wallr.)
    مجتبی عزیزی مزراله 1403
    آفتابگردان (Helianthus annuus L) یک محصول مهم دانه روغنی در چندین کشور جهان است. علاوه بر آفتابگردان روغنی گونه آجیلی آن نیز دارای   اهمیت زیادی است. بااین‌حال، تولید آفتابگردان به دلیل تاثیر منفی عوامل غیر زیستی و زیستی کاهش قابل‌توجهی دارد.یکی از مشکلات جدی در تولید آفتابگردان حضور علف‌های هرز است که سبب کاهش عملکرد این گیاه زراعی در ایران و جهان می‌شود. ازجمله علف‌های هرز جدی تهدیدکننده عملکرد و رشد آفتابگردان، انگل ریشه گل جالیز است که بدون وجود گیاه میزبان به دلیل عدم وجود کلروفیل قادر به رشد و تکثیر نیست. از طرفی این انگل حدود 75 درصد از دوره زندگی خود را در زیرخاک می‌گذراند، ازاین‌ رو روشهای مختلف ازجمله آفتاب دهی، ضدعفونی خاک ، کشت گیاهان غیرمیزبان و مبارزه شیمیایی پرهزینه، غیراقتصادی و در سطح وسیع قابل‌اجرا نیست. یکی از روش‌های کنترل علف‌های هرز استفاده از گیاهان پوششی از خانواده لگوم   به ویژه ماشک و شبدر است. این پژوهش در یک مزرعه آفتابگردان به­شدت آلوده به گل­جالیز به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک کامل تصادفی با چهار تکراربا استفاده از سه گونه گیاه پوششی ماشک معمولی، شبدر ایرانی و یولاف زراعی به صورت خاک پوش زنده واقع در روستای قیاس آباد در شهرستان سنقر در استان کرمانشاه انجام گردید. نتایج تجزیه واریانس   نشان داد که تاثیر نوع گیاه پوششی و مقادیر مختلف کود نیتروژن بر درصد کنترل گل جالیز در سطح یک درصد معنی­دار بود اما اثر متقابل این دو باهم بر درصد کنترل گل جالیز معنی­دار نبود. استفاده از گیاهان پوششی سبب کنترل 17درصدی گل جالیز و کاهش 10 درصدی آلودگی گل جالیز شد. در بین گیاهان پوششی، کشت ماشک از تاثیر بیشتری بر کاهش درصد آلودگی آفتابگردان به گل جالیز برخوردار بود. در تمامی شرایط با افزایش نیتروژن، مقدار عملکرد دانه آفتابگردان نیز افزایش یافت و حداکثر عملکرد دانه آفتابگردان در تیمار کودی 200 کیلوگرم در هکتار مشاهده شد .      
  6. تاثیر آرایش کاشت وخاکپوش زنده بر کنترل علف های هرز و رشد و عملکرد ذرت
    سارا مرادی قیماسی 1403
       این آزمایش جهت بررسی تاثیرآرایش کاشت و گیاه ­پوششی بر کنترل علف‌های هرز و رشد و عملکرد ذرت (704) در سال زراعی 1401-1400 اجرا شد. آزمایش به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار بود. عامل اول الگوی کاشت گیاه زراعی ( شامل یک­ردیفه و دو­ردیفه ذرت) و عامل دوم کشت گیاه­پوششی در بین ردیف های کشت (شبدر، ماشک، جو، شبدر+ جو ، ماشک + جو ، بود. نتایج این مطالعه نشان داد، الگوی کاشت و گیاه­پوششی و اثر متقابل آنها بر وزن تر علف‌های هرز اثر گذار بود. در الگوی کاشت دو­ردیفه، وزن تر علف‌های هرز کمتر از تک­ردیفه بود. همچنین کمترین وزن تر علف­هرز مربوط به ماشک+جو و شبدر + جو بود. بالاترین وزن تر علف‌های هرز نیز مربوط به تیمار ماشک،   شبدر+ جو و جو تنها بود که نتوانست علف‌های هرز را به‌خوبی کنترل نمایید. تعداد برگ در بوته تحت تاثیر تیمارهای مورد بررسی قرار نگرفت، اما ارتفاع بوته تنها تحت تاثیر اثر متقابل الگوی کاشت در گیاهان­پوششی قرار گرفت. بالاترین وزن تر بوته نسبت به شاهد با میانگین‌ 73 درصد نسبت به شاهد از تیمار گیاه­پوششی ماشک و کشت تک ردیفه ذرت بدست آمد. همچنین مشاهده شد که کمترین وزن تر (16 درصد نسبت به شاهد) از تیمار ماشک + جو در الگوی کشت تک­ردیفه بدست آمد. نتایج همچنین نشان داد، قطر ساقه و بلال تنها در سطح 1 درصد تحت تاثیر گیاهان پوششی و اثر متقابل گیاهان­پوششی در الگوی کاشت قرار گرفت. بالاترین قطر بلال (15درصد نسبت به شاهد) از تیمار جو در کشت تک­ردیفه و بعد از آن در تیمار ماشک و جو در کشت دو­ردیفه بدست آمد که همگی در یک کلاس آماری قرار گرفتند. کمترین قطر بلال نیز مربوط به تیمار شبدر+ جو(2 درصد) و کمترین قطر ساقه مربوط به ماشک + جو 8 درصد) در کشت دو­ردیفه بود. تعداد دانه در ردیف تنها تحت تاثیر گیاه­پوششی و تعداد ردیف در بلال تنها تحت تاثیر الگوی کاشت قرار گرفتند، این در حالی است که تعداد کل دانه در بلال علاوه بر گیاهان­پوششی تحت تاثیر الگوی کاشت قرار گرفت. وزن هزار دانه نیز تحت تاثیر الگوی کاشت و اثر متقابل الگوی کاشت در گیاهان­پوششی قرار گرفت. مقایسه میانگین­ها نشان داد، تیمار ماشک، جو و ماشک + جو بالاترین تعداد دانه در ردیف را به خود اختصاص داد و به ترتیب نسبت به شاهد 2،20 و 16   درصد بیشتر بود. همچنین بالاترین تعداد ردیف در بلال (6 درصد نسبت به شاهد) نیز از تک ردیفه مشاهده شد. بالاترین تعداد دانه در بلال نیز مربوط به تیمار جو (21 درصد) بود که با تیمارهای شبدر+ جو(18 درصد)، ماشک (18 درصد) تفاوت معنی‌داری نداشت. در تیمار جو در کشت دو­ردیفه بالاترین وزن هزار دانه (16 درصد بیشتر از شاهد) مشاهده شد که با تیمار ماشک در این الگوی کشت تفاوت معنی ‌داری نداشت. عملکرد دانه تنها تحت تاثیر الگوی کاشت قرار گرفت، اما زیست­توده تولیدی تحت تاثیر الگوی کاشت، گیاهان­پوششی و اثر متقابل آن‌ها قرار گرفت. عملکرد دانه در کشت­دو ردیفه ذرت بیشتر از تک­ردیفه بود (30 درصد بالاتر از شاهد)، همچنین زیست­توده تولیدی در کشت دو­ردیفه ذرت بهتر از تک­ردیفه بود. استفاده از گیاه­پوششی شبدر موجب تولید بالاترین زیست­توده تولیدی ذرت شد، به طوری که عملکرد زیست­توده تولیدی در حدود 43 درصد بیشتر از شاهد بود. بین گیاهان­پوششی به جز ماشک+ جو در این نوع الگوی کاشت تفاوت معنی­دار وجود نداشت و در یک گروه قرار گرفتند. کمترین زیست­توده نیز از الگوی تک­ردیفه و گیاهان­پوششی ماشک + جو مشاهده شد که نسبت به شاهد 13 درصد افزایش داشت.
  7. تاثیر برخی روش¬های زراعی در کاهش عارضه جارویی شدن نخود ناشی از بقایای علفکش تری بنورون متیل بکار رفته در کشت قبلی گندم در تناوب
    میثم فتاحی 1402
       تری‌بنورون متیل در سیستم‌های کشت غلات ایران در شرایط دیم به‌طور گسترده مورداستفاده قرار می‌گیرد. بااین‌حال، اطلاعات کمی در مورد ماندگاری آن در خاک و انتقال این علف‌کش و سمیت آن برای محصولات بعدی در تناوب وجود دارد. این مطالعه با هدف بررسی حساسیت ارقام مختلف نخود به تری‌بنورون متیل و همچنین یافتن محصولات جایگزین انجام شد. در آزمایش مزرعه‌ای، مزارع نخود واقع در شهرستان روانسر، استان کرمانشاه، طی فصل زراعی 1402-1401 مورد پایش قرار گرفت و رشد نخود در پاسخ به بقایای تری‌بنورون متیل مصرفی در محصول قبلی گندم مورد ارزیابی قرار گرفت. همچنین در یک آزمایش گلخآن‌های، تاثیر غلظت‌های مختلف تری‌بنورون متیل بر رشد نخود، عدس و ماشک معمولی مورد بررسی قرار گرفت. در تمامی گونه‌های مورد بررسی در این مطالعه، حضور تری‌بنورون متیل باعث کاهش رشد گیاه شد. در مجموع، در بین گونه‌های زراعی مورد بررسی، عدس تحمل بیشتری نسبت به تری‌بنورون متیل داشت و سپس گونه‌های ماشک معمولی و نخود قرار داشتند. رقم نخود بیونیج در مقایسه با دو رقم دیگر یعنی منصور و عادل نسبت به بقایای تری‌بنورون متیل در خاک (کاهش 30 درصدی عملکرد دانه) حساس‌تر بود. بر اساس نتایج این مطالعه، بقایای تری‌بنورون متیل مصرفی در مزارع گندم، عامل اصلی کاهش ارتفاع نخود در سیستم‌های کشت دیم غرب ایران است. جایگزینی عدس و ماشک معمولی با نخود در تناوب با گندم در خاک­هایی که به‌شدت آلوده به بقایای تری بنورون متیل هستند، توصیه می شود.
  8. مطالعه تاثیر گیاهان پوششی، کود شیمیایی و مدیریت علفهای هرز بر رشد و عملکرد سورگوم علوفه ای (Sorghum bicolor L. Moench)
    شاپور منصوری 1402
    در بینگونه‌های زراعی مختلف، ساختار اندام‌های هوایی و ماهیت رشد گیاه سورگوم به شکلی است که آن‌ را به‌ویژه در ابتدای فصل رشد در مقابل علف‌های هرز آسیب پذیر می‌سازد. این تحقیق با هدف بررسی اثر کشت گیاهان پوششی، مصرف کودهای شیمیایی و کنترل علف‌های هرز بر عملکرد و رشد سورگوم علوفه‌ای در مزرعه تحقیقاتی دانشکده علوم و مهندسی کشاورزی دانشگاه رازی انجام شد. طرح آزمایشی به صورت اسپلیت پلات-فاکتوریل   در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با ? تکرار بود. فاکتور اصلی گیاه پوششی در سه سطح   بدون کاشت، ماشک و جو و فاکتورهای فرعی شامل سطوح مختلف تیمار کنترل علف هرز به صورت یک و دو بار کنترل علف هرز در دوره بحرانی رشد و کود شیمیایی در سه سطح شامل   صفر درصد شاهد، ?? درصد توصیه کودی   و??? درصد توصیه کودی برای سورگوم بودند. نتایج تجزیه واریانس   نشان داد که برای وزن تر علوفه در واحد سطح در مرحله برداشت اول اثر اصلی گیاه پوششی و اثر متقابل دوگانه آن با تیمار کودی و اثر متقابل سه گانه تیمارها در سطح احتمال 1 درصد معنی‌دار بود. اثر اصلی کود، اثرات متقابل دوگانه وجین و گیاه پوششی و نیز وجین و کود در سطح احتمال 5 درصد معنی‌دار بود و فقط اثر اصلی وجین معنی‌دار نگردید. برای عملکرد علوفه خشک در واحد سطح در مرحله برداشت اول اثر اصلی گیاه پوششی و اثر متقابل دوگانه آن با تیمار وجین در سطح احتمال 5 درصد معنی‌دار بود و سایر اثرات اصلی و متقابل تیمارها در سطح احتمال 1 درصد معنی‌دار گردید. نتایج مقایسه میانگین نشان داد در مجموع دوچین بیشترین عملکرد علوفه تر تقریبا برابر 120 تن در هکتار و بیشترین عملکرد علوفه خشک برابر حدود 46 تن در هکتار در تیمار گیاه پوششی جو، مصرف کود کامل و یک بار وجین بدست آمده است. گیاه جو به عنوان گیاه پوششی بدون مصرف کود نسبت به تیمار بدون گیاه پوششی حدود 20 تن عملکرد علوفه تر و 6 تن علوفه خشک را در هکتار افزایش داده است. نتایج تجزیه همبستگی نشان داد که صفت عملکرد علوفه تر در چین اول با صفات وزن خشک علوفه چین 1، تعداد برگ و ارتفاع بوته و وزن علوفه تر چین 2 در سطح احتمال 1 درصد و با صفت تعداد میانگره در بوته در سطح احتمال 5 درصد دارای ضرایب همبستگی قوی، مثبت و معنی‌دار بود.
  9. ارزیابی شاخص‌های انرژی و انتشار گازهای گلخانه‌ای در تناوب زراعی گندم - نخود در مقایسه با گندم-گندم تحت شرایط اقلیمی منطقه کرمانشاه
    فرزانه انگزی 1402
    2 در تناوب گندم-گندم به ترتیب مربوط به سوخت های فسیلی (21/59)، کود­های نیتروژنه (82/30)، کودهای فسفاته (41/7) و کود­های پتاسه (55/2) بود. همچنین بیش­ترین میزان انتشار گاز گلخانه­ای co2 در تناوب گندم-نخود به ترتیب مربوط به سوخت های فسیلی (32/59)، کود­های نیتروژنه (58/28)، کودهای فسفاته (19/9) و کود­های پتاسه (90/2) بود. بیش­ترین انتشار گاز CO2 در کشت گندم رایج مربوط به مصرف سوخت­های فسیلی و در کشت گندم با کم خاکورزی و بی خاکورزی مربوط به مصرف کود­های نیتروژنه بود. بیش­ترین انتشار گاز گلخانه­ای N2O ناشی از نهاده­های شیمیایی مربوط به سوخت­های فسیلی در کشت گندم رایج بود.   با توجه به نتایج می­توان بیان نمود که کشت گندم به روش کم خاکورزی، بیش­ترین کارایی مصرف انرژی را داشت. بیش­ترین کارایی انرژی در کشت نخود نیز مربوط به سیستم بدون خاکورزی بود. بهره­وری انرژی بیش­تر در تناوب گندم – نخود به دلیل کاهش انرژی ورودی و افزایش راندمان محصول در این تناوب بود. با افزایش انتشار گاز­های گلخانه­ای در تناوب گندم - گندم نسبت به تناوب گندم – نخود شاخص گرمایش جهانی افزایش یافت.   
  10. بررسی اثر گیاه سوزی اسانس آویشن شیرازی (Zataria multiflora) و رزماری (Rosmarinus officinalis) و ترکیب آنها بر چند گونه ی علف هرز
    صدیقه نادرآبادی 1402
  11. بررسی اثر روش های مختلف خاک ورزی بر عملکرد و جوامع علف های هرز مزارع گندم دیم
    کامبیز قاسمی 1402
    چکیده استفاده از روش های خاکورزی حفاظتی در جهت حفظ سلامت خاک طی سال های گذشته مورد توجه قرار گرفته است. از سوی دیگر ارزیابی اثر این روش ها بر عملکرد محصولات زراعی و علف های هرز می تواند با افزایش آگاهی منجر به انتخاب روش مناسب و کسب بیشترین بهره از آن شود. بر این اساس آزمایشی با هدف بررسی اثر سابقه پنج ساله خاکورزی حفاظتی در مقایسه با خاکورزی رایج طی سال زراعی 1401-1400 در شهرستان روانسر واقع در استان کرمانشاه به اجرا در آمد. به این منظور 65 مزرعه گندم دیم که خاک‌ورزی در آن‌ها به یکی از سه روش بدون شخم، شخم کاهش یافته (استفاده از دیسک) و مرسوم (استفاده از گاوآهن برگردان دار) انجام شده بود انتخاب شدند. مزارع بر اساس سابقه پنج ساله خاکورزی به چهار گروه 1- بدون شخم و با کشت مستقیم، 2- خاکورزی با استفاده از دیسک سبک، 3- خاکورزی مرسوم با استفاده از گاوآهن برگردان دار و 4- خاکورزی طی پنج سال گذشته با ترکیبی از روش های بدون شخم، استفاده از دیسک سبک و گاوآهن برگردان مشخص شدند. نمونه برداری به دو روش 1- نمونه برداری مستقیم از مزارع و 2- کسب اطلاعات مزارع و کشاورزان با استفاده از پرسشنامه انجام شد. در روش نمونه برداری مستقیم، تراکم علف های هرز به تفکیک گونه به صورت تصادفی طی دو مرحله قبل و بعد از سمپاشی ثبت شد. در ادامه شاخص غالبیت سیمپسون و شاخص یکنواختی اسمیث و ویلسون جوامع علف های هرز محاسبه شد. اطلاعات مربوط به مدیریت زمین شامل روش آماده سازی بستر طی پنج سال گذشته، نوع کود شیمیایی مورد استفاده، رقم و مقدار مصرف بذر، تاریخ کاشت و روش کاشت، همچنین تجربه کشاورزی، سطح سواد، مساحت زمین، شرایط شغلی، نوع مالکیت و نوع سکونت کشاورزان نیز در قالب پرسشنامه جمع آوری شد. نتایج نشان داد که سابقه پنج ساله خاکورزی به طور معنی داری عملکرد گندم، تراکم، غنای گونه ای و یکنواختی جمعیت علف های هرز مزارع مورد بررسی را تحت تاثیر قرار داد. عملکرد گندم در نظام بدون خاکورزی به ترتیب 3/38، 6/44 و 7/52 درصد بیشتر از خاکورزی حداقل، خاکورزی ترکیبی و خاکورزی رایج بود. در نظام با خاکورزی رایج تراکم و غنای گونه های علف های هرز به طور معنی داری بیشتر و   یکنواختی جمعیت علف های هرز کمتر از نظام های با خاکورزی حفاظتی بود. تراکم علف های هرز دارای رابطه منفی و یکنواختی جمعیت آنها دارای رابطه مثبت با عملکرد گندم بود. ترکیب گونه های مهم علف های هرز موجود در مزارع با خاکورزی رایج کاملا متفاوت از مزارع دارای نظام خاکورزی ترکیبی، شخم کاهش یافته و بدون شخم بود. با این حال مهمترین گونه های علف های هرز در مزارع با خاکورزی کاهش یافته و خاکورزی ترکیبی دارای شباهت بود. بررسی فعالیت های مدیریت زراعی کشاورزان نشان داد که اثر تراکم کشت و روش کاشت روی عملکرد گندم معنی دار بود که انتخاب بهینه این فعالیت ها با انتخاب روش های خاکورزی حفاظتی رابطه معنی دار و مستقیم داشت. بررسی خصوصیات کشاورزان و ارتباط آن با انتخاب روش خاکورزی نیز نشان داد که نیاز به آموزش و آگاهسازی کشاورزان از تاثیرات خاکورزی حفاظتی بسیار ضروری است.   
  12. بررسی ویژگی¬های بوم¬شناختی فیزیولوژیک درکشت مخلوط گلرنگ (Carthamus tinctorius) با خلر (Lathyrus sativus L.)، عدس (Lens culinaris Medik.) و نخود (Cicer arietinum)
    امین یاری 1401
  13. تحلیل مسئولیت پذیری اجتماعی کشاورزان دشت بیلوار نسبت به مصرف پایدار آب
    سوسن نوربخش سامله 1401
    مقدمه و هدف: آب به عنوان حیاتی‌ترین منبع برای توسعه پایدار و مهم‌ترین مولفه محیط‌زیستی است که تاثیر قابل توجهی در حفاظت از حیات طبیعت دارد. در پیوند بحران منابع آبی در ایران، افزایش جمعیت، توسعه ناپایدار و مصرف ناصحیح منابع آبی مهمترین عامل به‌وجودآورنده وضعیت کنونی هستند. استاندارد بارندگی در استان کرمانشاه نسبت به 15 سال قبل بسیار کمتر و از دیدگاه محیط‌زیستی در وضعیت نامطلوب قرار دارد. در این راستا، هدف اصلی پژوهش پیش‌رو تحلیل مسئولیت‌پذیری اجتماعی کشاورزان دشت بیلوار شهرستان کرمانشاه بود. روش: پژوهش حاضر کاربردی و به شیوه کمی، توصیفی- تحلیلی، صورت گرفت. جامعه آماری در برگیرنده کلیه کشاورزان دشت بیلوار شهرستان کرمانشاه (3500 نفر) می‌باشد. نمونه‌گیری به شیوه تصادفی ساده و برطبق فرمول کوکران 300 کشاورز به‌عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. برای جمع‌آوری اطلاعات از پرسشنامه محقق‌ساخته استفاده شد، که میزان آلفای کرنباخ برای متغیرهای مورد بررسی در دامنه 74%تا91% به دست آمد.‌ داده‌های گردآوری شده با استفاده از نرم‌افزار   18،Excel2016 و Smart PLS تجزیه و تحلیل شدند.
  14. نقش مدیریت زراعی بر میزان مصرف انرژی و انتشار گاز¬های گلخانه¬ای در مزارع گلرنگ و کاملینا
    دنیا پرماه 1401
  15. تاثیر افزودن مکمل آلی روی و ویتامین A در جیره بر عملکرد و کیفیت تخم مرغ در مرغ¬های تخم¬گذار
    ثریا درویشی 1400
      هدف از مطالعه حاضر بررسی اثر تغذیه­ای مکمل روی آلی و ویتامین A در
  16. برهمکنش قارچ عامل بیوکنترل Microdochium bolleyi و تیمارهای تغدیه ای با کودهای ازته و فسفره بر کنترل Gaeumannomyces graminis
    امیرحسین شریفی رائینی 1400
      پاخوره یکی از مهمترین بیماریهای گندم و سایر غلات میباشد. این بیماری در اکثر نقاط دنیا وهمه ساله باعث ایجاد خسارت شدید در مزارع گندم میشود. قارچ بیمارگر عامل پاخوره اغلبدر خاکهای قلیایی فعالیت میکند و باعث سیاه شدن ریشه و طوقه گندم میشود. هدف از اینپژوهش بررسی تاثیر همزمان قارچ اندوفیت Microdochium bolleyi و سطوح مختلف کودیاوره و سوپر قسفات تریپل، بر کنترل پاخوره گندم میباشد. بدین منظور آزمایش گلخانهای درقالب طرح کاملاً تصادفی شامل تیمارهای ترکیب کود ازته و فسفره به نسبتهای مختلف )کودسوپرفسفات تریپل به نسبت 50 و 100 میلی گرم در کیلوگرم، کود اوره به نسبت 100 و 200میلی گرم در کیلوگرم( به همراه دو جدایه از قارچ اندوفیت M. bolleyi ، تیمار شاهد، بیمارگر(Gaeumannomyces graminis) و همچنین دو جدایه از قارچ اندوفیت M. bolleyi بود.پارامترهای رشدی )میزان کلروفیل،وزن تر گیاه ،وزن خشک ریشه،طول اندام هوایی( و همچنیندرصد آلودگی ریشه مورد بررسی قرار گرفت. بررسیهای آماری نشان داد تیمارهایی که دارایبیشترین مقادیر کودی بودند در تمام پارامترهای رشدی اختلاف معنی داری نسبت به تیمار شاهدداشتند. همچنین در تیمارهایی که به تنهایی از قارچ اندوفیت استفاده شد بود نیز اختلاف معنیداری در سطح 5 درصد با تیمار شاهد وجود داشت.از نظر بیماریزایی در تیمارهایی که بهتنهایی از قارچ اندوفیت استفاده شد بیماری حدود 50 درصد کاهش یافت
  17. مقایسه شایستگی نسبی بیوتیپ های مقاوم و حساس خردل وحشی (Sinapis arvensis) به علفکش تری بنورون متیل (گرانستار) در نواحی مختلف شهرستان اسلام آباد غرب
    مرضیه اخگرامیرآبادی 1400
    چکیده این مطالعه جهت بررسی شایستگی نسبی بیوتیپ های حساس و مقاوم خردل وحشی (Sinapis arvensis) به علفکش تری بنورون متیل (گرانستار) در دو بخش حمیل و مرکزی در سطح شهرستان اسلام آباد غرب، استان کرمانشاه طی سال زراعی 1397-1396   در دو بخش گلخانه و آزمایشگاه به اجرا درآمد. نتایج این آزمایش نشان داد که میزان مقاومت توده های مختلف برداشت شده از 9 طبقه ارتفاعی (از سطح دریا) با وجود افزایش شدت مقاومت در ارتفاعات، از نظر آماری تفاوت معنی داری را نشان ندادند و شاخص مقاومت ثبت شده بین 55/5 تا 64/6 به دست آمد.   نتایج حاصل از بررسی اثر دما بر جوانه زنی توده های حساس و مقاوم خردل وحشی نشان داد پاسخ توده های حساس و مقاوم در دماهای مختلف متفاوت بود   و در دمای 20 و 25 درجه سانتی گراد   توده های حساس بیشترین درصد جوانه زنی و قوه نامیه را نسبت به توده مقاوم داشتند. سرعت جوانه زنی نیز در تیمارهای مختلف دمایی تفاوت معنی داری را نشان داد و   در دمای( 5 و 20) درجه سانتیگراد   سرعت جوانه زنی توده های مقاوم به طور معنی داری بیشتر از توده حساس بود.   و در دمای 25 درجه سانتی گراد سرعت جوانه زنی توده حساس به طور معنی داری بیشتر از توده مقاوم بود. نتایج مربوط به اثر پتانسیل اسمزی مختلف نیز نشان داد که به طور کلی خردل وحشی نسبت به کاهش پتانسیل اسمزی خاک حساس بوده و درصد و سرعت جوانه زنی و قوه نامیه   توده های حساس در پتانسیل اسمزی   1/0 و 2/0 مگاپاسکال بیشترین بوده و در پتانسیل اسمزی 1 و 2/1 به صفر رسید. اسیدیته و توده های مقاوم و حساس خردل وحشی اثر معنی داری بر درصد جوانه زنی و قوه نامیه و همچنین مقادیر مختلف اسیدیته اثر معنا داری بر   بذر خردل وحشی دارد به طوریکه توده های مقاوم اسیدیته اسیدی تا خنثی را ترجیح می دهند. نتایج آزمایش دوز-پاسخ نشان داد اثر متقابل توده در مقدار تری بنورون متیل روی درصد جوانه زنی بذور خردل وحشی معنی دار بود.   بیشترین درصد جوانه زنی در غلظت های 25/0، 5/0، 1 و 2 درتوده مقاوم، و درتوده حساس در تیمار شاهد و غلظت 25/0 اتفاق افتاد یافت و جوانه زنی درهر دو توده حساس و مقاوم در غلظت های 8، 16 و 32 به صفر رسید. با توجه به شایستگی نسبی توده های حساس خردل وحشی از نظر جوانه زنی به نظر می رسد در صورتی که عملیات مدیریتی خاصی به منظور کاهش جوانه زنی این توده ها انجام نشود، در آینده جمعیت این توده ها گسترش یافته و در این صورت، احتمال بروز مشکلات روزافزون توسط این توده ها وجود دارد.    کلیدواژه ها: استولاکتات سنتاز، مقاومت، شایستگی نسبی، جوانه زنی
  18. بررسی شایستگی نسبی یولاف وحشی (Avena.Ludoviciana) مقاوم به علفکش کلودینافوپ پروپارژیل و اثرعوامل مدیریتی و اقلیمی موثر بر بروز مقاومت در شهرستان اسلام آباد غرب، کرمانشاه
    فائزه فخری 1400
    چکیده به منظور بررسی مقاومت بیوتیپ‌های یولاف وحشیAvena ludoviciana به علف‌کش کلودینافوپ پروپارژیل (تاپیک)، همچنین بررسی اثر عوامل مدیریتی و زراعی موثر بر بروز مقاومت و ارزیابی هزینه شایستگی نسبی بیوتیپ‌های حساس و مقاوم یولاف وحشی درمزارع گندم واقع در قسمت حمیل و مرکزی شهرستان اسلام‌آبادغرب استان کرمانشاه، آزمایشی در سال 99-97در دانشگاه پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه رازی انجام شد. تیمارهای آزمایش شامل 314 بیوتیپ یولاف وحشی مشکوک به مقاومت بودند، پس ازتعیین بیوتیپ‌های حساس و مقاوم یولاف وحشی و درصد مقاومت آنها درگلخانه (با استفاده از دوز تفکیک)، درمرحله بعد آزمایش دز-پاسخ گلدانی با اعمال غلظت‌های مختلف علف‌کش (0.25، 0.5، 1، 2، 4، 6، 8 و 16 برابر غلظت توصیه شده) انجام و نتایج نشان داد با افزایش دوز علف‌کش مقدارماده خشک یولاف وحشی کاهش پیدا کرد به طوری که در دز4تا 16 برابر به صفر رسید. سپس به منظور ارزیابی شایستگی نسبی بیوتپ‌های حساس و مقاوم ازنظر خصوصیات جوانه‌زنی به تیمار های مختلف pH، خشکی، و دما در پتری دیش به صورت فاکتویل در قالب طرح کاملا تصادفی اجراشد. مشاهده شد که بیوتپ‌های حساس یولاف وحشی در دمای20 درجه بیشترین سرعت و درصد جوانه‌زنی و قوه نامیه، در تیمار خشکی بیوتیپ‌های حساس با اعمال تنش خشکی نسبت به شاهدبا نسبت به مقاوم سرعت و درصد وقوه نامیه بالایی داشتند.درتیمارpH تفاوتی بین بیوتیپ‌ها مشاهده نشد فقط درPHخنثی تا اسیدی بیشترین درصدجوانه‌زنی، مشاهده شد اما در سرعت جوانه‌زنی بیوتیپ‌های مقاوم بیسترین سرعت جوانه‌زنی در PHخنثی تا اسیدی راداشتند و با قلیایی شدن PH سرعت جوانه‌زنی کاهش پیدا کرد.درآزمایش دزپاسخ در پتری دیش هم بیوتیپ های مقاوم جوانه‌زنی خود را تا دوز 2 برابرتوصیه شده حفظ کردند.سپس بااستفاده ازپرسشنامه تهیه شده که قبلاً به کشاوزان داده شده بود اثر عوامل مدیریتی وزراعی مزارع بربروزمقاومت نشان داد مقدارکود مصرفی نیتروژن فسفرو عدم رعایت آیش و رقم گندم آذر 2، کشت به صورت مکانیزه، مقداربذر 150 تا 160 و 140 تا 150 و دفعات مصرف علف‌کش خانواده ACCase در 5 سال گذشته معنی دا بود. همچنین کشاورزانی که مساحت زمین بالای 10هکتار با استفاده تعداد دفعات مصرف علف‌کش خانواده ACCase بیشترین اثرگذاری بر بروزمقاومت داشت که با افزایش مساحت زمین درصد استفاده ازسم بیشترشد.درپایان تهیه نقشه پراکندگی یولاف وحشی نشان داد پراکندگی یولاف وحشی مقاومت یولاف وحشی زمستانه در بخش حمیل و مرکزی به صورت پراکنده می‌باشد وعوامل اقلیمی وتوپوگرافی تاثیریبربروزمقاومت یولافوحشی نداشت.    کلیدواژه‌ها: یولاف وحشی، مقاومت، اقلیم، شایستگی نسبی، سرعت جوانه‌زنی، درصدجوانه‌زنی، قوه نامیه، مدیریت زراعی چکیده به منظور بررسی مقاومت بیوتیپ‌های یولاف وحشیAvena ludoviciana
  19. ارزیابی فنولوژی رشد گیاه و اکولوژی جوانه زنی ماشک برگ پهنVicia narbonensis)) و ماشک خزری (Vicia hyrcanica)در شهرستان کرمانشاه
    شاپور احمدی 1400
    چکیده اطلاع از فنولوژی و اکولوژی و نیز خصوصیات جوانه‌زنی بذر علف‌های هرز نقش اساسی در طراحی خط مشی‌های موثر در مدیریت آن‌ها در مزارع کشاورزی دارد. علف‌های هرز جنس ماشک به عنوان گونه‌های غالب در مزراع دیم در ایران مطرح هستند. به‌منظور ارزیابی فنولوژی رشد گیاه و اکولوژی جوانه‌زنی ماشک خزری و ماشک برگ‌پهن به عنوان علف‌های هرز مهم و غالب در مزارع گندم و نخود دیم، آزمایشی در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار و طی دو سال زراعی 98-1397 و 99-1398 در مزرعه‌ای دیم واقع دربخش کوزران استان کرمانشاه اجرا شد. مزرعه محل انجام مطالعه دارای سابقه بالایی از آلودگی به هر دو گونه ماشک بود. تجربیات قبلی حکایت از این داشتند که سبز شدن این دو گونه از اوایل بهمن‌ماه شروع شده و به تناوب تا فروردین‌ماه در مزارع ادامه دارد. سه نقطه زمانی اوج سبز شدن هر دو گونه در سه ماه که منجر به سبز شدن این دو گونه بود یعنی بهمن، اسفند و فروردین‌ماه هر سال انتخاب و در هر زمان اوج 15 بوته به‌منظور اندازه‌گیری صفات و مراحل مختلف فنولوژیکی تا پایان دوره رشد در زمینی آیش و به دور از رقابت گیاه زراعی و سایر علف‌های هرز حفط شد. همچنین درصد جوانه‌زنی بذر هر دو گونه و نیز پاسخ آن‌ها به عوامل مختلف شکستن خواب نیز بررسی شد. نتایج این مطالعه نشان داد که بذرها پس از برداشت دارای خواب بوده و رفع خواب به یک دوره پس‌رسی نیاز داشت، بطوریکه با افزایش تعداد هفته‌های بعد از برداشت درصد جوانه‌زنی به 40% درصد رسید ولی هیچ‌گاه در هفته چهاردهم بعد از برداشت، افزایش نیافت. نتایج تاثیر تیمارهای مختلف خواب‌شکنی در هر دو گونه نشان داد که درصد جوانه‌زنی با خراش دهی مکانیکی توسط کاغذ سمباده بیشترین افزایش را داشت. نتایج به‌دست‌آمده در بخش مورفولوژیکی نشان داد که صفات مورد بررسی شامل وزن هزاردانه، تعداد بذر در بوته، تعداد دانه در هر غلاف و نسبت تعداد غلاف به گل در هر دو گونه روند تقریباً مشابه داشته و بوته‌های استقرار یافته در بهمن‌ماه نسبت به استقرارهای پس از آن، همواره برتر بودند. شروع تقویمی و درجه روز-رشد تجمعی هریک از مراحل فنولوژیکی در بین تاریخ‌های استقرار و سال‌های زراعی نیز متفاوت بود و تاثیر آن بر روی ارتفاع، تعداد برگ، تعداد غلاف و ساقه‌های جانبی تولید شده در هر دو گونه دارای تفاوت معنی‌دار بود. استقرار بهمن‌ماه از قدرت و رقابت بیشتر با گیاه زراعی و درنتیجه خسارت بیشتر به آن حکایت داشت. به‌طور کلی بر اساس نتایج این مطالعه می‌توان پیشنهاد کنترل و مدیریت استقرارهای زودتر این دو گونه علف هرز که از قدرت رقابت و درنتیجه خسارت بالاتری به گیاهان زراعی برخورداربوده را در برنامه مدیرت کنترل آن‌ها در مزرعه مد نظر داشت و اینکه بوته‌های دیرتر استقرار یافته نمی‌توانند رقیب سرسختی در مزارع دیم منطقه محسوب گردد. از نظر کاربردی بهتر این است که گیاه زراعی را دیرتر بکاریم که با بوته‌های قوی‌تر این علف‌های هرز به جهت رقابت با گیاه زراعی روبرو نباشیم. کلمات کلیدی: شکست خواب، پس‌رسی، غلاف، شاخه فرعی   
  20. ارزیابی شاخص‌های انرژی و اثرات زیست‌محیطی در بوم‌نظام‌های گوجه‌فرنگی منطقه کرمانشاه با رویکرد چرخه زندگی
    جاوید صفری 1400
  21. اثر عوامل مدیریتی و اقلیمی- توپوگرافیکی بر بروز مقاومت علف هرز خردل وحشی (Sinapis arvensis) به علفکش تری بنورون متیل (گرانستار) در شهرستان اسلام آباد غرب، کرمانشاه
    فتاح مرادی 1400
  22. بررسی اثرات باقی مانده علف‌کش‌های بکار رفته درکشت نخود بر رشد و عملکرد گندم در تناوب زراعی
    فرزاد احمدی 1400
  23. تحلیل همبستگی مکانی غلظت فسفر، روی و کادمیم خاک در منطقه میان¬دربند کرمانشاه
    سیده کتایون ترابی 1399
    چکیدهرشد سریع جمعیت جهان در دهه­های گذشته و فشاری روزافزون را بر منبع بی‌جایگزین خاک وارد می‌کند. در کنار کشت فشرده و جدای از عوامل زمین­شناختی، امروزه عوامل انسان­ساختی چون آبیاری با پساب صنعتی وکاربرد بیش از اندازه مواد شیمیایی کشاورزی خاک را می‌آلاید. چنین وضعی مدیریت پایدار سرزمین را از هر دو دیدگاه پاسداشت کیفیت و بهسازی خاک ضروری می‌نماید. از سوی دیگر دست‌کم در بیشتر موارد، دستیابی به اطلاعات کاربردی برای مدیریت سرزمین به مطالعه مجموعه داده‌های پرشمار نیاز دارد. یکی از راه‌بردهای دستیابی به اطلاعات خاک با شما کمتر نمونه‌ها نگره (نظریه) متغیرهای منطقه‌ای است. در این پژوهش با هدف کلی دستیابی به مقیاس(های) تغییرپذیری غلظت عناصر روی، نیکل، کادمیم، فسفر و ویژگی­های زودیافت خاک در منطقه میان‌دربند به­عنوان یک پهنه کشاورزی متمرکز در استان کرمانشاه، از این نگره بهره‌گیری شد. برای بررسی تغییرات مکانی متغیرهای یادشده یک طرح نمونه‌برداری پنج مرحله‌ای تودرتو با فاصله­های نمونه­برداری 1000، 267، 71، 19 و 5 متر در چهارچوب یک الگوی همسنگ ودو الگوی ناهمسنگ طراحی شد. تحلیل الگوی همسنگ با 372 نمونه، دامنه تغییر‌پذیری را برای نیکل 267 متر و برای روی و فسفر نزدیک به 19 متر نشان داد. به‌رغم فشردگی کشت و نرخ بالای کاربرد مواد شیمیایی کشاورزی در منطقه، یافته‌های این پژوهش، آلودگی چشمگیری از نظر عناصر سنگین دیده نشد، اگرچه در شماری از نمونه‌ها غلظت نیکل، روی و فسفر به آستانه آلودگی نزدیک بود. بر پایه یافته‌های طرح نمونه‌گیری تودرتو، گروه‌های سه‌گانه اندازه‌ای ذرات خاک را در منطقه مطالعاتی در چند مقیاس همبستگی مکانی نشان دادند. گوناگونی دامنه­های تغییر پذیری با توجه به خاستگاه آبرفتی منطقه، کشاورزی متمرکز و عوامل مدیریتی دور از انتظار نیست.این در حالی است که   بیشترین مقیاس تغییرپذیری کربن آلی و کربنات کلسیم در سطح نخست برآورد شد همچنین در مورد دیگر ویژگی­ها مقیاس دامنه گسترده ای از تغییر پذیری به­عنوان تابعی از فاصله در خود دارد که   مقیاس­های برآورد شده در دو طرح ناهمسنگ در بیشتر موارد با نتایج به دست آمده از طرح همسنگ هماهنگ بود که این خود نشانگر گزینش بهینه فاصله های یاد شده در نمونه­برداری و روش نمونه­برداری است.کلید واژگان:   عناصر سنگین، تغییرات مکانی، کود معدنی، نمونه‌برداری تودرتو
  24. بررسی فنولوژی مقایسه¬ای علف¬های هرز ماشک خزری (Vicia hyrcanica Fisch. & Mey.) و ماشک گل بنفش (Vicia monantha Retz) و عدس (Lens culinaris Medik) به منظور تعیین حساس¬ترین مرحله رشدی این علف-های هرز به عوامل مدیریتی
    رحمان کرمپور 1399
  25. ارتباط چند شکلی ژن ATPase6 میتوکندری با باروری اسپرم و ابعاد بیضه در گوسفند سنجابی
    مراد کاشفی کاکاوندی 1399
      چکیده ژنوم میتوکندری گوسفند 1661 جفت باز طول دارد طول توالی به دلیل تفاوت در تعداد تکرارهای متوالی طولانی 75 جفت باز که شامل دو اکتامر متقارن است می تواند متفاوت باشد. با توجه به اینکه از صفات باروری تحت تاثیر بسیاری از ژن ها قرار داشته ، اما تعداد محدودی از این ژنهای عمده مرتبط با صفت های تولید مثلی گوسفند گزارش شده و از جمله آنها می توان به ژن ATPase6 از ژنوم میتوکندری اشاره کرد . از اهداف تحقیق حاضر می توان به بررسی و شناسایی چند شکلی احتمالی موجود در ژنATPase6 در قوچ سنجابی با استفاده از تکنیک PCR-RFLP و بررسی ارتباط چند شکلی این ژن با خصوصیات کیفیت اسپرم و ابعاد بیضه قوچ نژاد سنجابی اشاره کرد در این پژوهش از 96 راس قوچ نژاد سنجابی در شهرستان کرمانشاه ،کوزران،ماهیدشت و ایستگاه تحقیقاتی مهرگان استان کرمانشاه نمونه برداری انجام گردید ، نمونه خون های گرفته شده را داخل لوله هایی وکیوم با شماره دام ثبت شده مربوطه ،حاوی اتیلین دی آمین تترا استیک اسید( EDTA) که از انعقاد خون جلوگیری می کند ریخته و در یخ خشک نگهداری و به فریزر ، در دمای 2- درجه انتقال گردید به وسیله نرم افزار PopGen32 بررسی فراوانی آللی ، ژنوتیپی ، تعادل هاردی واینبرگ و شاخص های جمعیتی صورت پذیرفت از دستور GLM نرم افزار )4/9) SASبرای بررسی ارتباط صفات مربوط به کیفیت اسپرم و ابعاد بیضه ، با چند شکلی ژن ATPase6 استفاده گردید. پس از استخراج DNA به وسیله یک جفت پرایمر اختصاصی جهت تکثیر قطعه 896 جفت بازی از ژن ATPase6 انجام شد. هضم محصولات PCR به وسیله از آنزیم محدودگر AlwnI صورت گرفت. نتایج حاصل از هضم آنزیم محدودگر AlwnI نشان دهنده وجود جهش از نوع C بهG در ژن ATPase6 و حاکی از دو ژنوتیپ CC ,GC با فراوانی به ترتیب 21/0 و 79/0 بودند. همچنین نتیجه آنالیز داده ها نشان داد که آزمون تعادل هاردی واینبرگ در جایگاه مورد نظر وجود ندارد و بین چند شکلی های ژن ATPase6 و صفات مرتبط با ابعاد بیضه و کیفیت اسپرم و از طرفی ارتباط با حجم اسپرم ،حرکت تودهای ، کل اسپرم انزال شده ،یکپارچگی غشای اسپرم ، مرفولوژی ، غلظت، زنده مانی و شاخص اسپرم ارتباط معنی داری مشاهده نشد . اما بین چند شکلی ژن مورد نظر با حرکت انفرادی و تست آب ارتباط معنی داری مشاهده گردیدبه طوری که دام های با ژنوتیپ GC به طور معنی داری دارای بیشترین درصد تست آب در مقایسه با ژنوتیپ CCبودند (P>0.05). همچنین دام های با ژنوتیپ CC به طور معنی داری دارای بالاترین میزان حرکت انفرادی نسبت به ژنوتیپ GC بودند (P>0.05) . نتایج این تحقیق نشان داد که می بایست مطالعات دیگری در جهت شناسایی جهش در نقاط دیگر ژن های میتوکندری باید صورت گیرد تا نواحی ژنومی مسئول صفات اسپرم قوچ ها به منظور بهبود باروری در گله ها مشخص گردد. کلید واژه: کیفیت اسپرم ، صفات بیومتری بیضه، ATPase6، گوسفند سنجابی
  26. اثر پرتودهی طیف مرئی بر تولید رنگدانه‌های کاروتنوئیدی در مخمر قرمز Rhodotorula toruloides
    مائده علیزاده 1399
  27. مطالعه اثرات تغییر اقلیم و راهکارهای سازگاری به آن در تولید نخود دیم (Cicer arientinum L.) تحت شرایط آب و هوایی کرمانشاه
    هانیه حاجی شعبانی 1399
  28. بررسی تنوع زیستی علف های هرز باغات گردو(Juglans regia)، انگور(Vitis vinifera)و انار (Punica granatum) در شهرستان پاوه
    محمدشریف طبیب زاده 1398
       بررسی تنوع زیستی علف های هرز باغات گردو(Juglans regia)، انگور(Vitis vinifera) و انار(Punica granatum)   در شهرستان پاوه
  29. توان سنجی کیفی طرح کاداسترزراعی دررفع تعارضات ملکی(موردمطالعه دهستان ماهیدشت شهرستان) کرمانشاه)
    اعظم پورنیاکان 1398
      چکیده مسئله مالکیت و خردشدن اراضی ، تعارضات و مناقشات ملکی به واسطه تحولات ارضی، یکی از چالش هایی است   که به جرات می توان گفت، در حال حاضر، ریشه آسیب های وارده به بخش کشاورزی است. کاداستر، یکی از راهبردهایی است که بکارگیری آن در شرایط   کشاورزی ایران و برای حل برخی از مشکلات این بخش ، مناسب می باشد. به عبارتی کاداستر ، فهرست مرتب شده اطلاعات مربوط به قطعات زمین است که مشخصه های زمین مانند مساحت، ابعاد، نوع کاربری، مشخصات رقومی ، ثبتی   و یا حقوقی، به نقشه بزرگ مقیاس آن اراضی ، اضافه شده است.   لیکن در ایران ، تا سال1393   توجه زیادی به استفاده از کاداستر زراعی   در جهت توسعه کشاورزی نشده است.   به نظر می رسد طرح کاداستر زراعی که از سال 1394 در سطح ملی درکشور اجرا شده است،   بتواند راهکاری مناسب جهت حل مشکلات ناشی از   آسیب های   وارده به اراضی کشاورزی باشد .به دلیل این که، تاکنون ارزشیابی کاداستر انجام نشده است، لذا مطالعه حاضر، با هدف ارزشیابی کاداستر در دهستان ماهیدشت شهرستان کرمانشاه صورت گرفته است. جهت انجام این پژوهش، از روش تحقیق کیفی بهره گرفته شده است. مشارکت کنندگان در این   تحقیق، مالک وزارع دهستان ماهیدشت ، کارشناسان بخش خصوصی ( شرکت های مجری طرح کاداستر) و دولتی (جهادکشاورزی   شهرستان)و خبرگان بخش کشاورزی در امور اراضی   ( کارشناسان امور اراضی )که به نحوی پی گیر اجرای   کاداستر هستند، می باشند. جهت گردآوری داده ها ، از روش مصاحبه نیمه ساختارمند، مصاحبه گروه متمرکز، مشاهده و مطالعه اسنادی استفاده شده است. یافته های تحقیق حاکی از آن است که مهم ترین هدف کاداستر تثبیت مالکیت ها و صدور شناسنامه زراعی است. مهم ترین تعارضات و مناقشات ملکی در دهستان ماهیدشت ارث ، دعاوی ثلاثه، تغییرکاربری و.. می باشد . به منظور حصول   به اهداف   کاداستر زراعی ، علاوه بر بخش خصوصی و دولتی ، مشارکت و همکاری ذینفعان در اجرای هر چه دقیق تر کاداستر در نظر گرفته شد. بدین ترتیب می توان گفت کاداستر طرحی موفق است ودر راستای اهداف خرد وکلانی که دارد در کاهش اختلافات ملکی ، تعارضات و مناقشات کشاورزان   نقش مهمی ایفا کرده است. نتایج این مطالعه می تواند دستاور دهایی، برای امور اراضی سازمان جهادکشاورزی به دنبال داشته باشد. بدین صورت که اداره امور اراضی می تواند   کاداستررا برای پیشبرد اصلاحات اراضی کشور همچنان به کار گیرد. از دیگر دستاوردهای این مطالعه این است که کاداستر ، می تواندکشاورزان را بدون نگرانی های   ناشی از تعارضات و مشکلات مالکیتی تشویق به تولید پایدار نماید.واژگان کلیدی : کاداستر، کاداستر زراعی،حقوق مالکیت، معارض، حق تصدی زمین، تعارضات ملکی و توان سنجی کیفی
  30. بررسی تاثیر اکوسیستم جنگل بر پارامترهای هیدرولوژیکی خاک و مقایسه آن با سایر کاربری¬ها (مطالعه موردی : چهارزبر علیا-استان کرمانشاه)
    عاطفه السادات حقانی 1398
       جنگل علاوه بر نقش اقتصادی در توسعه کشور، باعث حفاظت از محیط زیست و تنوع بیولوژیکی، کاهش آلودگی، تعدیل دما،   حفاظت آب و خاک و به تبع کاهش فرسایش خاک و افزایش منابع آب می­گردد. بنابراین هدف از اجرای این تحقق ارزیابی ساختار توده­های جنگلی زاگرس و ارزیابی کمی تاثیر آن و در عین حال مقایسه تاثیر کاربری­های مختلف جنگل، مرتع و کشاورزی بر مولفه­­های هیدرولوژی و خصوصیات فیزیکی و شیمیایی خاک در بخشی از زیرحوضه رودخانه مرگ واقع در چهارزبرعلیا در استان کرمانشاه می­باشد. بر همین اساس یک منطقه که دارای اراضی جنگلی تخریب­یافته (با میزان تخریب شدید، متوسط و کم) همراه با مراتع و اراضی کشاورزی انتخاب گردید و در ابتدا در منطقه مورد مطالعه سه توده جنگلی به مساحت 5/0 هکتار مشخص و مشخصات تمامی درختان در محدوده مورد نظر اندازه­گیری گردید سپس در همین منطقه، روش نمونه برداری فاصله­ای نزدیک­ترین فرد اجرا گردید. پس از آن با تقسیم منطقه مورد مطالعه به سه رده تراکمی اندازه­گیری پارمترهای هیدرولوژیکی در هر محدوده تراکمی جنگل و نیز در دو کاربری کشاورزی و مرتع صورت گرفت. با ایجاد بارش در شدت 83 میلی­متر در ساعت، نمونه برداری از رواناب حاوی رسوب، به مدت زمان کلی 24 دقیقه انجام گرفت. شبیه سازی باران در هر کاربری به تعداد شش بار تکرار گردید. همچنین جهت بررسی ویژگی­های خاکشناسی هر کاربری   نمونه­هایی از   خاک سطحی (20ـ0 سانتی­متر) در کنار هر پلات جمع آوری شد. نتایج نشان داد قطعه­نمونه شماره یک و دو دارای الگوی پراکنش تصادفی و قطعه­نمونه شماره 3 دارای الگوی پراکنش کپه­ای می­باشد و بر اساس معیار صحت جهت برآورد مشخصه­های کمی تراکم و درصد تاج­پوشش فرمول ارائه شده توسط بایت و ریپلی برای روش نزدیک­ترین فرد برای توده یک و جهت برآورد ارتفاع برای توده­های یک و سه نتیجه مناسب­تری را ارائه می­دهد. نتایج آزمایشات خاک­شناسی در سه توده جنگلی نشان داد که خصوصیات فیزیکی و شیمیایی خاک در سه توده مورد بررسی تفاوت معنی­داری با یکدیگر ندارند در حالی که درصد ماده­آلی و نیتروژن در سه کاربری جنگل، مرتع و کشاورزی اختلاف معنی­داری با یکدیگر داشتند به گونه­ای که میزان نیتروژن و ماده­آلی موجود در خاک اراضی جنگلی و مرتعی بیش از اراضی کشاورزی بدست آمد. نتایج شبیه­سازی باران نیز نشان داد زمان آستانه ظهور رواناب ، بار رسوب معلق، غلظت رسوب و ضریب رواناب در سه توده مورد بررسی تفاوت معنی­داری با یکدیگر ندارند اما حجم رواناب تولید شده در بین تیمارها تفاوت معنی­داری با یکدیگر دارند به گونه­ای که توده یک و سه از نظر آماری برابر و هر دوکمتر از توده دو بدست آمده است. اما در سه کاربری مورد بررسی حجم و ضریب رواناب و بار و غلظت رسوب در بین تیمارها تفاوت معنی­داری با یکدیگر دارند به نحوی که حجم و ضریب رواناب در توده جنگلی بیشتر و بار و غلظت رسوب کمتر از دو کاربری دیگر محاسبه گردید. از طرف دیگر نتایج اندازه­گیری هدر رفت ماده­آلی نشان داد که که در سه توده جنگلی تفاوت معنی­داری با یکدیگر ندارند اما در بین سه کاربری تفاوت معنی­داری وجود دارد به گونه­ای که در اراضی جنگلی ماده­آلی بیشتری در اثر بارندگی هدر می­رود. بنابراین یکی از مهم­ترین خدمات و کارکردهای اکوسیستم جنگلی، ممانعت از فرسایش خاک است که باید با حفظ و جلوگیری از تخریب جنگل­ها و تغییر کاربری­های صورت گرفته در جهت نابودی آن­ها، مانع فرسایش خاک در کشور شد.
  31. بررسی شایستگی نسبی خردل وحشی (Sinapis arvensis) مقاوم به علف کش های بازدارنده ALS وهورمونی
    بهاره خمانی 1398
  32. ارزیابی پایداری بوم‌نظام‌های تولید گندم دیم (مطالعه موردی منطقه دره صیدی استان لرستان)
    محمد گودرزی 1398
  33. شبیه‌سازی اثرات تغییر اقلیم و راهکارهای سازگاری بر رشد و عملکرد ذرت (Zea mays L.) در منطقه کرمانشاه
    پریسا کرمی سیاه بیدی 1398
  34. بررسی مولفه های مدیریت دانش و تاثیر آنها بر عملکرد سازمانی مروجان امور کشاورزی استان کرمانشاه
    مختار حیدریان 1398
  35. بررسی اخلاق حرفه ای اعضای هیات علمی رشته های کشاورزی دانشگاه رازی از دیدگاه دانشجویان
    علی امیدی 1398
      هدف: آموزش عالی نیروی محرکه و عامل پیشرفت هر جامعه­ای است. اعضای هیات علمی دانشگاه­ها به عنوان افرادی که مسئول تعلیم و تربیت دانشجویان هستند، باید نسبت به اخلاق حرفه­ای آگاهی داشته و با پایبندی به آن، سلامت فرآیند یاددهی – یادگیری را تضمین نمایند. علیرغم نقش بی بدیل اعضای هیات علمی در فرایند تعلیم و تربیت در دانشگاه­ها و اهمیت رعایت اخلاق از سوی آنها پژوهش­های چندانی در راستای ساخت مدل­های مفهومی اخلاق حرفه­ای اعضای هیات علمی انجام نشده است. پژوهش حاضر با هدف بررسی اخلاق حرفه­ای اعضای هیات علمی رشته های کشاورزی دانشگاه رازی از دیدگاه دانشجویان انجام شده است. روش‌شناسی پژوهش: رویکرد این پژوهش، کمی بوده است. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان (زن و مرد) رشته­های کشاورزی دانشگاه رازی (ترویج و آموزش کشاورزی، زراعت و اصلاح نباتات، گیاهپزشکی، علوم دامی ، مهندسی آب، خاکشناسی، ماشین‌‌‌های کشاورزی و باغبانی) بین مقاطع تحصیلی (کارشناسی، ارشد و دکترا) بود. تعداد دانشجویان رشته‌های کشاورزی دانشگاه رازی بالغ بر 1360 نفر بود که از این جامعه آماری، 302 دانشجو به عنوان نمونه انتخاب شده بودند. روش نمونه گیری طبقه­ای تصادفی بوده است. ابزار مورد استفاده در این مطالعه شامل پرسشنامه محقق ساخته اخلاق حرفه­ای اعضای هیات علمی دانشگاه و پرسشنامه جمعیت شناختی بوده است. ابعاد اخلاق حرفه­ای از تحقیقات پیشین گردآوری شده است. ابعاد پنج گانه اخلاق حرفه­ای اعضای هیات علمی شامل: بعد آموزش، بعد پژوهش، بعد منش، بعد روابط انسانی و بعد سازمانی می باشد. برای تجزیه و تحلیل داده­ها در این پژوهش، از نرم افزار   .22 استفاده شده است.یافته‌ها: نتایج پژوهش نشان داد که میانگین کلی ابعاد اخلاق حرفه­ای پایین تر از حد متوسط است. نظر دانشجویان نسبت به ابعاد اخلاق حرفه­ای یکسان نبود و اختلاف معنا داری بیان نظر دانشجویان وجود داشت. میانگین ابعاد آموزش و روابط انسانی به صورت جداگانه پایین تر از حد متوسط بود اما میانگین ابعاد پژوهش، منش و سازمانی بالاتر از حد متوسط بود. مقاطع تحصیلی، جنسیت، سن، گرایش رشته تحصیلی و وضعیت اشتغال در نظر دانشجویان نسبت به ابعاد اخلاق حرفه­ای اعضای هیات علمی تاثیرگذار بودند اما محل سکونت، نوع پذیرش در دانشگاه، میزان تحصیلات پدر و میزان تحصیلات مادر تاثیری در نظر دانشجویان نسبت به ابعاد اخلاق حرفه­ای اعضای هیات علمی نداشتند. نتیجه‌گیری: هرچند وضعیت اخلاق حرفه­ای اعضای هیات علمی در سه بعد پژوهش، منش و سازمانی بالاتر از حد متوسط بود ولی هنوز فاصله زیادی (بخصوص در دو بعد آموزش و روابط انسانی) با وضعیت مطلوب دارد. متغیر های دموگرافیک تاثیر بسزایی بر دیدگاه دانشجویان نسبت به اخلاق حرفه­ای اعضای هیات علمی دارند.کلید واژه­ها: آموزش عالی، اخلاق حرفه­ای، اعضای هیات علمی
  36. اثرات سطوح مختلف کود سبز بر عملکرد و اجزای عملکرد گندم نان (Triticum aestivium L.) در شرایط آبیاری تکمیلی در کرمانشاه
    سعید الماسی 1398
  37. اثر تداخل چند گونه ای علف های هرز روی تولید عدس دیم (Lens culinaris L.) در شرایط مزرعه
    ناهید افندیده 1398
  38. ارزیابی اثر کود دامی و گیاه پوششی بر ویژگی های فیزیکو شیمیایی خاک و رشد و عملکرد کنجد (Sesamum indicum L.) ارگانیک
    صادق جلیلیان 1398
    جهت ارزیابی تاثیر کود دامی و گیاه پوششی بر ویژگی‌های فیزیکوشیمیایی خاک و رشد و عملکرد کنجد در شرایط کشت ارگانیک آزمایشی در قالب کرت‌های خرد شده بر پایه طرح بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه آموزشی و تحقیقاتی کشاورزی ارگانیک پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه رازی در سال زراعی 96-1395 انجام گرفت. تیمارهای آزمایش شامل کود دامی در سه سطح صفر، 10 و 20 تن در هکتار به عنوان عامل اصلی و کشت گیاهان پوششی (عدم کشت گیاه پوششی، شبدر برسیم، شنبلیله و ماشک گل خوشه‌ای) به عنوان عامل فرعی بودند. گیاهان پوششی به عنوان کود سبز در مرحله گلدهی به خاک برگردانده شدند و سپس دو هفته بعد اقدام به کشت گیاه کنجد شد. صفات مورد ارزیابی شامل اندازه­گیری ویژگی­های فیزیکی و شیمیایی خاک در سه مرحله قبل از شروع آزمایش، قبل از کشت گیاه کنجد و پس از برداشت آن، ویژگی­های رشد و عملکرد کنجد و همچنین ویژگیهای علف هرز بود. نتایج نشان داد که کاربرد کود دامی در مقایسه با تیمار شاهد باعث بهبود ویژگی­های خاک نظیر کربن آلی (3/5 درصد)، فسفر (165 درصد)، پتاسیم (15 درصد)، نیتروژن کل (41 درصد)، یون نیترات (2/30 درصد)، یون آمونیوم (5/53 درصد)، گوگرد (32 درصد)، مس (27 درصد)، روی (22 درصد)، آهن (6 درصد) و منگنز (5/7 درصد) در مرحله قبل از کاشت کنجد در مقایسه با شرایط اولیه خاک در قبل از شروع تحقیق شد. در مرحله پس از برداشت کنجد نیز ویژگی­های اندازه‌گیری شده خاک تحت تاثیر قرار گرفتند و در مقایسه با شرایط اولیه خاک بجز محتوی پتاسیم، گوگرد، آهن و منگنز که کاهش نشان دادند، سایر عناصر بهبود یافتند. کاربرد گیاهان پوششی نیز منجر به بهبود ویژگی­های اندازه­گیری خاک گردید، به گونه­ای که بیشترین تاثیر متعلق به تیمار کشت شنبلیله و 20 تن کود دامی در هکتار در مقایسه به عدم کاربرد کود دامی و کود سبز بود. نتایج نشان داد برهمکنش کود دامی و گیاه پوششی بر وزن هزار دانه، وزن خشک کل و عملکرد دانه کنجد معنی‌دار بود. اثر کاربرد کود دامی بر تعداد کپسول در بوته، تعداد دانه در کپسول، تعداد شاخه‌های فرعی و شاخص برداشت معنی‌دار بود ولی درصد روغن تحت تاثیر تیمارهای آزمایش قرار نگرفت. بیشترین عملکرد دانه (6/1727 کیلوگرم در هکتار)، عملکرد وزن خشک کل (3/9082 کیلوگرم در هکتار) و وزن هزار دانه (2/3 گرم) از تیمار کاربرد شنبلیله در سطح 20 تن کود دامی به دست آمد که به ترتیب اختلافی حدود 41، 34 و 6 درصد با تیمار عدم کاربرد کود دامی و کود سبز داشتند. کود سبز شنبلیله در سطح 20 تن کود دامی بیشترین تاثیر را بر شاخص سطح برگ، سرعت رشد محصول، سرعت رشد نسبی، روند وزن خشک کل و کارایی مصرف نور کنجد داشت. کمترین تراکم علف­های هرز متعلق به تیمار گیاه پوششی شبدر برسیم و شنبلیله بود. کشت گیاهان پوششی منجر به کاهش تراکم و وزن خشک کل علف‌های هرز در پایان فصل رشد در مقایسه با ابتدای فصل رشد کنجد شد. به طور کلی نتایج این تحقیق نشان داد که کاربرد کود دامی و انتخاب گونه گیاهی مناسب به عنوان گیاه پوششی و کود سبز توانست در شرایط مزرعه ارگانیک از طریق بهبود ویژگی­های فیزیکی و شیمیایی خاک و همچنین کاهش خسارت علف­های هرز منجر به بهبود صفات مرتبط با رشد کنجد و در نهایت عملکرد دانه گردد.   
  39. تاثیر شنبلیله به عنوان خاک¬پوش زنده بر رشد¬، عملکرد وکنترل علفهای هرز در آفتابگردان
    بیتا عباسی طهنه 1398
  40. ارزیابی تاثیر روش های مرسوم آماده سازی بستر بذر و تاریخ کاشت بر علف های هرز و تولید نخود دیم (Cicer arietinum) در منطقه ماهیدشت کرمانشاه
    جهاندار کریمی 1397
  41. تاثیر تلقیح مایکوریزایی، عمق کاشت و کشت مخلوط با شبدر برسیم (TrifoIium aIexandrinum L.) بر شدت آلودگی گل جالیز (Orobanche cumana W.) ، رشد و عملکرد در آفتابگردان (Helianthus annus L.) .
    وحید لطفی 1397
  42. ارزیابی اکولوژی جوانه زنی بذر، فنولوژی و قدرت رقابت خار زرد [Picnomon acarna (L.) cass.]
    سجاد المالکی 1397
  43. بررسی تاثیر مدت، عمق دفن و پس رسی بر جوانه زنی بذر علف هرز تلخ بیان (Sophora alopecuroides
    محمد آقائی 1397
  44. ارزیابی تاثیر پلی مورفیسم بذری بر جوانه زنی، فنولوژی و قدرت رقابت Torilis arvensis
    رضوان پیامنی 1397
    ماستونک با نام علمی Torilis arvensis یکی از علف­های هرز مهم مزارع غلات و گیاهان خانواده­ی چتریان است که دو شکل بذر شامل پرزدار و بدون پرز روی بوته تولید می­کند. به­منظور بررسی جوانه­زنی، فنولوژی و قدرت رقابت علف هرز ماستونک مجموعه­ای از آزمایش­ها در سه بخش مجزا طی سال­های 1397-1395 انجام شد. در آزمایش اول اثر عوامل محیطی شامل پس­رسی، نور و دما، پتانسیل اسمزی، تنش شوری، اسیدیته، عمق دفن بذر، جایگاه بذر در بوته و شوک حرارتی بر جوانه­زنی علف هرز ماستونک بررسی شد. نتایج این بخش از آزمایش نشان داد که هر دو شکل بذر بلافاصله پس از برداشت دارای سطح بالایی از خواب هستند که با مرور زمان از میزان خواب هر دو شکل بذر کاسته می­شود؛ به­طوری که پس از گذشت حدود هشت هفته از زمان برداشت، درصد جوانه­زنی بذور پرزدار و بدون پرز به­ترتیب 60 و 97 درصد افزایش می­یابد. هر دو شکل بذر غیر­فتوبلاستیک بوده و نور در جوانه­زنی آن­ها تاثیری نداشت. بهترین دما برای جوانه­زنی دو شکل بذر، 20 درجه­ی سانتی­گراد بود (درصد جوانه­زنی بذور پرزدار و بدون پرز به­ترتیب 58 و 9/96 درصد بود). هم­چنین نتایج نشان داد که جوانه­زنی هر دو شکل بذر ماستونک به تنش خشکی و کمبود آب حساس است. در اسیدیته­ی 7 بیش­ترین درصد جوانه­زنی مشاهده شد به­طوری که درصد جوانه­زنی بذور پرزدار و بدون پرز به­ترتیب به 60 و 100 درصد رسید. ظهور و سبز شدن هر دو شکل بذر با افزایش عمق دفن کاهش یافت. نتایج اثر متقابل جایگاه بذر، دما و شکل بذر نشان داد که دما و شکل بذر اثر معنی­داری بر درصد جوانه­زنی بذر ماستونک داشتند. عمق دفن، اثر متقابل بین عمق دفن و شوک حرارتی و اثر متقابل بین عمق دفن و شکل بذر اثر معنی­داری بر جوانه­زنی بذر داشتند. آزمایش دوم مربوط به ارزیابی فنولوژی این علف هرز در منطقه­ی کرمانشاه بود. بخشی از نتایج این مطالعه نشان داد که ماستونک که علف هرزی بهاره است که دوره­ی رشد خود را طی 6/141 روز (میانگین مجموع روزهای رشد) به پایان می­رساند و برای تکمیل دوره­ی رشد و نمو خود به میزان 38/1847 درجه­ی روز- رشد حرارت نیاز دارد. در آزمایش سوم به بررسی قدرت رقابت علف هرز ماستونک با گیاه گشنیز تحت تاثیر سطوح مختلف نیتروژن و شوری پرداخته شد. با افزایش سطح شوری، ارتفاع بوته، تعداد برگ، وزن تر و خشک گیاه و برگ، عملکرد و سطح برگ کاهش یافت. اما نیتروژن تاثیر مثبتی بر خواص مرفولوژیکی مورد مطالعه داشت. اثر متقابل بین شوری و نیتروژن نشان داد که در هر سه سطح شوری با افزایش غلظت نیتروژن، ویژگی­های رشد گشنیز افزایش می­یابد. نتایج این بخش از آزمایش نشان داد 90 کیلوگرم نیتروژن در هکتار، اثرات منفی شوری بر رشد گشنیز را کاهش داد و در نهایت سبب بهبود ویژگی­های مرفولوژیکی گشنیز می­شود. نیتروژن و شوری بر خصوصیات رشد گشنیز تاثیرگذار بودند.
  45. واکاوی معنای تحصیل ازدیدگاه دانشجویان کشاورزی دانشگاه رازی
    مستانه کیانی 1397
  46. مطالعه کاهش تجمع زیستی نانو ذرات اکسید مس و روی با استفاده از اسید هیومیک در کلزا (Brassica napus l)
    افسانه یارمحمدی 1397
  47. تعیین و آنالیز خلاء عملکرد گندم آبی(Triticum aestivum L)توسط مدل DSSAT تحت شرایط آب وهوایی استان کرمانشاه
    بابک غلامی 1397
  48. تحلیل عوامل موثر برکاربست اصول علمی باغبانی در بین نخلکاران دهستان ریگان
    شهناز فیضی ده میری 1396
  49. بهینه سازی بهره برداری کمی-کیفی سیستم های منابع آب با استفاده از الگوریتم چند هدفه ازدحام ذرات
    نفیسه رفیعی 1396
      به دنبال افزایش روز افزون جمعیت نیاز آبی در بخش‌های شرب، صنعت و کشاورزی نیز افزایش یافته است. تخصیصمنابع محدودآب،کیفیت آب مصرفی،اثرات زیست محیطی وسیاست‌هایاستفادهپایدارازآب،مسائلیهستندکهنگرانیدرمورد آنهاروبهافزایشاست. بهره­برداری بهینه کمی- کیفی از آب‌های سطحی، رویکردی مطلوب در مدیریت منابع آب به شمار می­آید. در تحقیق حاضر سیستم منابع آب سطحی رودخانه دز حد فاصل سد تنظیمی دز تا بندقیر به لحاظ کمی و کیفی بطور همزمان مورد بررسی قرار گرفت. بدین صورت که ابتدامیزان بهره­برداری از منابع آب سطحی منطقه مطالعاتی با استفاده از مدل WEAP و مطلوبیت کیفی آن نیز با مدل کیفی QUAL2K شبیه سازی شد سپس دو مدل به یکدیگر متصل شدند.در نهایت اطلاعات خروجی وارد مدل بهینه­سازی MOPSOشده و طبق ضوابط و اهداف مورد نظر مورد آزمون قرار گرفت.قبل از شروع فرآیند بهینه­سازی دو سناریوی مدیریتی در نظر گرفته شد که نتایج حاصل از آن­ها با یکدیگر مقایسه شدند. در تمامی سناریوهای اجرا شده، به دلیل محدودیت زمان اجرای مدل لینک شده­، طول دوره بهینه­سازی 6 سال و از سال آبی 97-1396 تا 02-1401 در نظر گرفته شد. همچنین تمامی نیازهای دشت و الگوی کشت منطقه، بجز نیاز شرب که با توجه افزایش جمعیت، افزایش می­یابد، ثابت در نظر گرفته شد. از سناریوهای مورد بررسی، سناریو اول تحت عنوان سناریوی مرجع با فرض ادامه بهره­برداری کمی- کیفی سیستم  های منابع آب مطابق با شرایط موجود و برای دوره 6 ساله فوق اجرا شد که در این سناریو سیستم ضمن تامین نیازها، ملزم به رعایت شرایط نیاز زیست محیطی در محل ایستگاه هیدرومتری بامدژ می­باشد. در سناریوی دوم، با تفاوت اولویت بالای تامین نیاز زیست  محیطی انتهای رودخانه دز (بند قیر) که به روش مونتانا محاسبه شده است، اجرا شد. سناریوی سوم یا سناریوی بهینه، با هدف بهینه­سازی میزان نیاز زیست محیطی بند قیر انجام شد. نتایج صحت­سنجی مدل کیفی با واقعیت تطابق خوبی داشته و ضرایب کالیبره مدل نیز قابل قبول می­باشد. در سناریوی مرجع، اراضی کشاورزی که قبل از محل گره زیست محیطی بامدژ واقع شده ­اند در برخی از ماه­های سال با کمبود مواجه شده­اند که آن هم به دلیل اولویت تامین نیاز زیست محیطی نسبت به نیاز کشاورزی دشت می  باشد. همچنین بدترین وضعیت کیفی رودخانه از نظر آلایندگی BOD مربوط به پیش از برداشت میاناب و از نظر آلایندگی EC و   O3 در انتهای رودخانه اتفاق می­افتد. در سناریوی دوم با در نظر گرفتن نیاز زیست محیطی به روش مونتانا در محل بند قیر، اطمینان  پذیری تامین همه نیازها نسبت به سناریوی اول افرایش یافت و به غیر از افزایش چشمگیر BOD در محل برداشت میاناب، مابقی پارامترهای کیفی و آلودگی بهبود یافت.در سناریوی بهینه، تامین نیازها نسبت به دو سناریوی قبل افزایش یافت و هیچ یک از پارامترهای کیفی و آلودگی در طول رودخانه دز از حدود استاندارد تجاوز ننمود.       کلید واژگان: اتصال مدل کمی- کیفی، MOPSO، شبیه­سازی- بهینه­سازی، رودخانه دز   
  50. ارزیابی نقش باکتری¬های تقویت¬کننده رشد گیاه بر ویژگی¬های بوم¬شناختی فیزیولوژیک سویا (Glycine max) تحت شرایط رژیم¬های رطوبتی
    کیانوش خانی سولاوه 1396
  51. برآورد میزان تصاعد گازهای گلخانه‌ای و آلاینده‌های هوا ناشی از سوزاندن بقایای گندم در شهرستان سرپل‌ذهاب با استفاده از RS و GIS
    سهیلا اسدی چشمه ماهی 1396
    سوزاندن بقایای گیاهی از شیوه‌های رایج مدیریت بقایای گیاهی بوده که از دیرباز کشاورزان با انگیزه‌های مختلف به آن اقدام نموده‌اند. سوزاندن بقایای گیاهی یکی از عوامل تاثیرگذار بر تصاعد گازهای گلخانه‌ای مانند CO2، N2O، CH4 و همچنین انتشار آلاینده‌هایی مانند   NH3، SO2، NMHC، ترکیبات آلی فرار و نیمه‌فرار و غیره... است. از اینرو توجه به این مسئله و انجام تحقیقات مختلف در این زمینه می‌تواند در افزایش آگاهی و جلوگیری از افزایش مضرات آن حائز اهمیت باشد. این تحقیق در سال زراعی 96-95 در استان کرمانشاه شهرستان سرپل­ذهاب انجام شد. ابتدا با مصاحبه با افراد آشنا به منطقه و همچنین کارشناسان اداره جهاد کشاورزی مختصات نقاط سوخته شده تعیین و عملیات نمونه­برداری صحرایی انجام شد. سپس جهت شناسایی نواحی سوخته شده زراعی از تصاویر ماهواره­ای8 LANDSAT سنجنده OIL/TIR   استفاده شد. پس از  انجام اصلاحات به روش FLAASH، در ادامه جهت انتخاب بهترین تفکیک پذیری از روش­های ترکیب باندی شاخص مطلوبیت (OIF)، PCA و MNF   استفاده شد. طبقه بندی تصاویر با استفاده از روش حداکثر مشابهت صورت گرفت. نتایج نشان داد که طبقه­بندی تصاویر به نقاط سوخته و نسوخته همبستگی بالا و معنی­داری با نمونه­برداری صحرایی داشت که در این میان روش ترکیب باندی بر اساس شاخص مطلوبیت از بیشترین دقت (787/0) برخوردار بود. بر این اساس مساحت زمین های زراعی جار سوزی شده 7380 هکتار برآورد شد. نتایج نشان داد که در اراضی جارسوزی شده شهرستان سرپل ذهاب میزان کل تولید بقایای گندم معادل 83025 تن، میزان بقایای گندم پس از برداشت 8302 تن و میزان بقایای سوزانده شده گندم 6466 تن بود. میزان انتشار گازهای گلخانه­ای و آلاینده­های متصاعد شده به جو محاسبه و در نهایت نیز مقدار عناصر کربن، نیتروژن و گوگرد هدر رفته در نتیجه سوزاندن بقایای گندم در سطح شهرستان برآورد گردید. محاسبات صورت گرفته نشان داد که سوزاندن بقایای گندم می تواند منجر به تصاعد مقادیر 8690، 376، 22، 45/0، 39/2، 26/4، 15/18، 36/61، 17/24، 36/3 و 37/48 تن به ترتیب برای آلاینده­های CO2، CO، CH4،   2O، NH3، SO2،   OX، PM2.5، OC، BC و NMVOCS شود. میزان اتلاف عناصر کربن، نیتروژن و گوگرد در نتیجه سوزاندن بقایا نیز به ترتیب 17/2575، 58/10 و 13/2 تن برآورد شد. کلمات کلیدی: آلاینده­های جوی، جارسوزی، گازهای گلخانه­ای، تصاویر ماهواره­ای، ArcMap
  52. بررسی اثر تداخل علف های هرز در پیش بینی عملکرد عدس (Lens culinaris L.) با استفاده از شبکه عصبی مصنوعی
    نگین زرگریان 1396
    به منظور تعیین روابط موجود میان علف­های هرز با یکدیگر و نیز با گیاه زراعی عدس جهت پیش بینی عملکرد به کمک رهیافت شبکه عصبی مصنوعی و نیز نشان دادن نوسانات مکانی علف­های هرز و عملکرد توسط روش زمین آمار، تحقیقی در یکی از مزارع عدس پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه رازی کرمانشاه صورت گرفت. نمونه­برداری در دو مرحله به صورت سیستماتیک و در شبکه­ای از نقاط فرضی که مختصات جغرافیایی آن­ها با استفاده از دستگاه GPS ثبت شد، یک بار در مرحله پیش از گلدهی عدس و بار دوم در آخر فصل زراعی صورت گرفت. در این دو مرحله صفاتی از جمله تراکم، ارتفاع، درصد تاج پوشش و وزن خشک علف­های هرز به تفکیک گونه و نیز درصد تاج پوشش، عملکرد دانه و بیوماس عدس اندازه گیری و ثبت شد. علاوه بر این شاخص­های تنوع و یکنواختی علف­های هرز بر اساس تراکم آن­ها محاسبه شد. در مجموع 45 گونه علف هرز در مرحله اول نمونه برداری و 28 گونه در مرحله دوم مشاهده شدند که اکثراً یکساله و پهن برگ بودند. نتایج نشان داد از میان عوامل مورد بررسی، تراکم، تاج پوشش و وزن خشک علف­های هرز تاثیر منفی معنی داری بر عملکرد عدس داشتند که در مواردی نیز تاثیر مثبت بعضی گونه­های علف هرز مشاهده شد. نتایج همچنین تاثیر مثبت افزایش تنوع و یکنواختی گونه­ای علف­های هرز بر عملکرد عدس را نشان داد. به علاوه طبق نتایج، تغییرات عملکرد محصول تحت تاثیر علف­های هرز در نقاط مختلف مزرعه متفاوت بوده و روش زمین آمار این تغییرات را به خوبی نشان داد. نتایج نشان داد که روش شبکه عصبی مصنوعی جهت پیش بینی عملکرد و بیوماس عدس با استفاده از صفات علف­های هرز به عنوان ورودی مدل روش قابل قبولی است. بهترین شبکه برای پیش بینی عملکرد شبکه‌ عصبی PCA ساخته شده از داده­های استاندارد با قانون یادگیری Step دارای ضریب همبستگی 80 درصد و ریشه میانگین مربعات خطای نرمال شده معادل 85/5 درصد بود. این در حالی بود که دقت شبکه عصبی برای پیش بینی بیوماس به اندازه عملکرد نبود به طوری که ضریب همبستگی و ریشه میانگین مربعات خطای نرمال شده در بهترین شبکه آن به ترتیب معادل 78 و 36/11 درصد بود. به طور کلی نتایج نشان دادند که رهیافت شبکه عصبی می­تواند در پیش بینی عملکرد عدس تحت شرایط تداخل علف­های هرز با فرض مطلوب بودن سایر شرایط (عدم طغیان آفات و بیماری­ها و بروز تنش­های غیر زیستی)، مورد استفاده قرار گیرد.   کلمات کلیدی: درونیابی مکانی، رقابت چندگونه­ای، رگرسیون، کانوپی، مدیریت متناسب با مکان
  53. مدلسازی توان اکولوژیک حوزه آبخیز رزین کرمانشاه با استفاده از رویکرد فرآیند تحلیل سلسله مراتبی فازی و سامانه اطلاعات جغرافیایی
    سعید محمودی 1396
  54. تولید بیو دیزل از روغن ضایعات ماهی به کمک ترکیب همزن مکانیکی و ریزموج و تحلیل انرژی و اقتصادی آن
    ندا یاری سیمانی 1396
  55. ارزیابی اکولوژی جوانه زنی بذر، فنولوژی و قدرت رقابت علف¬های هرز Centaurea solstitialis و Centaura balsamita
    سمیرا سلطان آبادی 1396
    اطلاعات مستند محدودی در مورد اکولوژی علف­های هرز متعلق به جنس گل گندم در ایران وجود دارد. در این پژوهش دو گونه­ی گل گندم شامل Centaurea solstitialis و Centaura balsamita که به تازگی مشکل­ساز شده­اند انتخاب و مورد بررسی قرار گرفتند. در این پژوهش دو ساله سعی بر آن بود که در درجه­ی اول خصوصیات اصلی و واکنش­ها و سازکارهای هر دو گونه مورد بررسی قرار گرفته و سپس آزمایشاتی در جهت شناخت بهتر و مدیریت هر دو گونه طراحی شود. این پژوهش در چهار بخش اصلی شامل اکولوژی جوانه­زنی (تاثیر اسیدیته، نیترات پتاسیم، پتانسیل اسمزی، شوری و ...)، عمق دفن و مدت زمان نگهداری، بررسی فنولوژی و رقابت صورت گرفت. نتایج این مطالعه نشان داد که بذر هر دو گونه غیر فتوبلاستیک هستند. بهترین دمای جوانه­زنی برای آن¬ها 25 درجه سانتی­گراد است و حداقل و حداکثر جوانه­زنی به ترتیب در 5 و 35 درجه رخ می­دهد. هر دو گونه واکنشی کاملا منفی نسبت به نیتروژن داشته و جزو نیتروفیل­ها محسوب نمی­شوند. حد بازدارنده­ی شوری برای آن¬ها 250 میلی­مولار بود و تا قبل از این سطح واکنشی نزولی همراه با جوانه­زنی کاهشی داشتند. حداکثر عمقی که در آن جوانه­زنی مشاهده شد عمق 5 سانتی­متری بود. واکنش خاصی نسبت به اسیدیته نداشته و در محدوده­ی 4 تا 10 جوانه­زنی مشاهده شد. هر دو گونه نسبت به خشکی مقاوم بوده و بنابراین قابلیت جوانه­زنی در مناطق خشک را دارند. در رابطه با واکنش­های عمق دفن مشاهده شد که جوانه­زنی در عمق 5 سانتی­متری پس از گذشت 9 ماه و در محیط تاریک و دمای متغیر 20*10 درجه، بالاترین درصد جوانه­زنی را به خود اختصاص داد.   تمامی عوامل ذکر شده به نوعی در شکستن خواب بذور سهم داشته و باعث افزایش جوانه­زنی شدند. کمترین درصد در رابطه با بذرهای موجود در انبار، گذشت زمان 3 ماه پس از دفن و وجود نور مشاهده شد. بررسی فنولوژی نشان داد گل گندم گیاهی یکساله و زمستانه است که در اوایل دی ماه جوانه­زنی داشته و در اواخر مرداد با ریزش بذر مواجه می­شود. گیاهی حجیم با مورفولوژی خاص که در مواردی ارتفاعی بیش از 190 سانتی­متر دارد. قدرت رقابت بالایی داشتند و سبب کاهش عملکرد گندم به مقدار زیادی شدند.  کلمات کلیدی: جوانه­زنی، عمق دفن و مدت زمان نگهداری، فنولوژی، رقابت
  56. تعیین الگوی مقاومت به علف¬کش در بی¬تی¬راخ (Gallium aparine)
    ایوب محمدیاری 1396
     چکیدهمقاومت به علف‌کش‌ها در علف‌های هرز معمولاً به علت استفاده مداوم از علف‌کش‌های یکسان و یا علف‌کش‌های با نحوه عمل یکسان به وجود می‌آید . بی­تی­راخ یک علف هرز مهم پاییزه در مزارع گندم ایران است که از سال­های گذشته کشاورزان برای کنترل آن از علف‌کش‌های مختلف از جمله بازدارنده­های   ALSو علف‌کش‌های هورمونی استفاده می­کنند . اخیراً کشاورزان از کنترل این علف هرز توسط علف‌کش‌های مورد استفاده و رایج ابراز نارضایتی می­کنند . برای انجام این مطالعه از 69 مزرعه گندم در مناطق مختلف شهرستان گیلان غرب در سال زراعی 95-1394 نمونه‌برداری شد . در این آزمایش‌ها ، واکنش بیوتیپ های حساس و مشکوک به مقاومت بی تی راخ   به دو نمونه علف کش معمول در منطقه تری بنورون متیل و تو فور دی+ام سی پی آ در دوزهای معمول مورد استفاده   بررسی شده است . ساده‌ترین و مهم‌ترین نتیجه‌ای که از این بخش از مطالعه می‌توان برداشت کرد این است که علف هرز شیر پنیر به علف کش تری بنورن متیل مقاوم شده است . در این بخش از مطالعات گلخانه ای با توجه به فروانی توده‌های مقاوم به علف کش تری بنورون متیل مطالعه تاثیر دوزهای مختلف این علف کش بر کنترل شیر پنیر در شرایط کلی   مورد بررسی قرار گرفت .  مطالعات پاسخ به دوز نشان داد که تمامی توده‌های مورد بررسی شیر پنیر در این بخش به شدت به علف کش تری بنورون متیل مقاوم هستند . در بخش مطالعات مزرعه‌ای از چهار علف کش اتلانتیس ، آپیروس ، تری بنورن متیل و تو فوردی+ام سی پی آ   استفاده شد . در مطالعات مزرعه‌ای تفاوت قابل ‌توجهی در پاسخ جمعیت‌های جمع‌آوری شده نسبت به علف‌کش‌ها وجود داشت بر اساس نتایج می­توان جمعیت­ های جمع‌آوری شده را دارای مقاومت جند گانه و مقاوم عرضی به علف کش ها دانست . دارای مقاومت متوسط و به شدت مقاوم به هر کدام از علف‌کش‌های توفوردی و تری بنورون متیل تقسیم‌بندی کرد. بر اساس نتایج این مطالعه، گسترش این علف هرز در منطقه احتمالا به دلیل گسترش کشت گندم و نیز بروز مقاومت در این علف هرز به علف‌کش‌های رایج در منطقه دانست.
  57. ارزیابی جوانه زنی بذر وفنولوژی علف هرز چاوزاغه(Centaurea iberica)
    رابعه عباسی 1396
  58. کنترل بیولوژیک گل جالیز توسط ریزوباکتری های جداشده از فرا ریشه گوجه فرنگی
    شهلا برزوئی 1396
  59. بررسی تنوع ژنتیکی برخی ارقام گوجه فرنگی در برابر گل جالیز
    سجاد اسدی 1395
  60. امکان بهره گیری از گیاهان دگراسیب و پروبیوتیک های گیاهی به منظور کاهش الوده شدنگوجه فرنگی ) Solanum lycopersicum ( توسط گل جالیز ) Orobanche spp
    سحر امیری 1395
    گوجه­فرنگی یکی از محصولات بسیار مهم اقتصادی دنیا است، که یکی از مهمترین مشکلات کشت گوجه­فرنگی در ایران حمله گیاه انگلی گل­جالیز به این محصول است. به منظور بررسی تاثیر پروبیوتیک­ها و گیاه دگرآسیب چاودار و ماشک گل­خوشه­ای بر کنترل گل­جالیز، مطالعات گلخانه­ای و مزرعه­ای در سال 95-1394 در پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه رازی کرمانشاه انجام شد. درآزمایش گلخانه­ای تیمارهای آزمایشی شامل استفاده از ارقام مختلف گوجه­فرنگی کارون، ارس، سوپراسترین­بی و سیوند، ماده دگرآسیب چاودار و ماشک گل خوشه­ای، جدایه­های باکتری نوع تجاری شامل   INR7 وP2   و نوع بومی B60، B71 و E11 بودند. تیمارهای مزرعه­ای بر اساس نتایج مطالعه گلخانه انتخاب شدند، تیمارها شامل استفاده از ارقام ارس و سیوند، کود سبز چاودار و ماشک گل­خوشه­ای، جدایه­های باکتری INR7 و B71 بودند. البته تیمار شاهد (بدون اضافه کردن ماده دگرآسیب و پروبیوتیک­ها) نیز در ازمایش گنجانده شد. در این مطالعه ارتفاع ساقه، قطر ساقه، تعداد شاخه جانبی، تعداد میوه، عملکرد کل میوه، وزن تک میوه، وزن تازه و خشک اندام هوایی، وزن خشک ریشه، درصد ماده خشک میوه، انواع کلروفیل (شامل a، b و کل) و کاروتنوئید در گوجه­فرنگی و تعداد ساقه و وزن خشک گل­جالیز اندازه­گیری شد. به طور کلی نتایج این مطالعه نشان داد که در بین ارقام مورد بررسی، مقاوم ترین رقم در برابر حمله گل­جالیز سیوند و حساس ترین آن­ها ارس می­باشد. نکته قابل توجه در رقم سیوند در شرایط مزرعه­ای اگرچه از شدت آلودگی کم نشد ولی در عوض از کاهش عملکرد گوجه­فرنگی توسط گل­جالیز جلوگیری کرد. گیاه دگرآسیب ماشک گل خوشه­ای تاثیر بسیار شگرفی بر کاهش آلودگی گل­جالیز داشت، که این نتیجه را می­توان مهم­ترین نتیجه این مطالعه دانست. استفاده از پروبیوتیک B71 باعث کاهش چشمگیر گل­جالیز شد، ولی پروبیوتیک INR7 نتوانست از حمله گل­جالیز جلوگیری کند اما تاثیر بسیار خوبی بر برخی صفات گوجه­فرنگی داشت و مانع از کاهش آن­ها شد. فعالیت باکتری­های پروبیوتیک تحت تاثیر حضور و عدم حضور مواد دگرآسیب متغیر بود، اما استفاده تلفیقی از کود سبز ماشک گل­خوشه­ای و پروبیوتیک B71 موجب کاهش حمله گل­جالیز شد و کاربرد هرکدام به تنهایی تاثیر آن­ها بر کنترل گل­جالیز کمرنگ بود، این مساله نشان دهنده این مطلب هست که زمان گزینش عوامل متعدد، جهت افزایش عملکرد گیاه گوجه­فرنگی بایستی مجموعه­ای از عوامل را در تلفیق با همدیگر مورد بررسی قرار دهیم. از نکات دیگر نتایج این مطالعه این بود که اصولا عوامل مورد بررسی با توجه به شرایط و حضور و عدم حضور سایر عوامل، تاثیرات متفاوتی از خود روی عملکرد گوجه­فرنگی داشتند، این مساله در عالم واقعی و شرایط کشاورزی اتفاق می­افتد.
  61. بررسی رابطه بین اثر علف های هرز با برخی عوامل تاثیرگذار بر عملکرد نخود (Cicer arietinum) در منطقه سنجابی روانسر
    ناصر سهرابی 1395
    به‌منظور بررسی اثر علف‌های هرز، همچنین برخی عوامل تاثیرگذار بر عملکرد نخود (Cicer arietinum L.) دیم، آزمایشی به‌صورت پیمایشی با نمونه برداری از 85 مزرعه نخود در سال زراعی 94-93 در سه روستا واقع در دهستان سنجابی شهرستان روانسر استان کرمانشاه انجام شد. به منظور جمع آوری داده ها از دو روش الف) تکمیل پرسش‌نامه توسط کشاورزان صاحب هر مزرعه و ب) نمونه‌برداری مستقیم از مزرعه، استفاده شد. اطلاعات مستخرج از پرسشنامه شامل مساحت اراضی، تناوب زراعی، میزان تحصیلات، زمان و وسیله شخم، کودهای شیمیایی مصرف‌شده، رقم بذر کشت‌شده، تاریخ کاشت، مبارزه با علف‌های هرز، زمان برداشت، روش برداشت و میزان عملکرد بودند. نمونه‌برداری از مزراع نیز در دو مرحله   شامل قبل از گلدهی و زمان تشکیل غلاف به‌صورت تصادفی در شش نقطه از هر مزرعه با استفاده از کوادراتی به ابعاد 1*1 متر انجام شد که اطلاعاتی از قبیل تراکم و درصد تاج پوشش علف های به تفکیک گونه، تعداد بوته‌های نخود، درصد تاج پوشش نخود و عملکرد نخود یادداشت برداری شد. نتایج به‌دست‌آمده نشان داد که عملکرد نخود بسته به نوع مدیریتی زراعی و عوامل اجتماعی از قبیل عملیات خاک ورزی، تاریخ کاشت، روش کاشت، مبارزه با علف های هرز، تارخ برداشت، سطح سواد کشاورز، سن و سابقه کشاورز و همچنین نوع روستای مورد مطالعه تفاوت معنی داری را نشان داد. بر این اساس، انجام دو بار خاکورزی قبل از کشت، استفاده روش های مکانیزه کاشت، مدیریت علف های هرز و همچنین انتخاب تاریخ کاشت و برداشت مناسب باعث افزایش معنی دار عملکرد نخود و کاهش معنی دار جمعیت علف های هرز در منطقه مورد مطالعه شد. علاوه بر این دو عامل سطح سواد و سابقه کشاورز نیز به عنوان عوامل مهم در افزایش عملکرد محصول و کاهش علف های هرز مطرح بودند. همچنین سکونت در مقایسه با عدم سکونت در روستا نیز با افزایش احتمال توجه کشاورز به عملیات داشت، افزایش عملکرد و کاهش جمعیت علف های هرز را به دنبال داشته باشد. که در مجموع 28 گونه علف هرز در مزارع منطقه مورد مطالعه مشاهده شد که اکثراً یکساله و پهن برگ بوده و اغلب آنها جزء علف های هرز غالب مزارع نخود استان کرمانشاه بودند. در این میان علف های هرز کاسنی و گلرنگ وحشی بیشترین تاثیر منفی را بر عملکرد نخود داشتند. همچنین برخی علف های هرز مانند شیرین بیان و جودره نیز در نتیجه اثرات متقابل با سایر علف های هرز علف های هرز بر خلاف تصور دارای تاثیر مثبت بر عملکرد نخود بودند. علاوه بر این افزایش تنوع و یکنواختی جمعیت علف های هرز دارای تاثیر مثبت بر عملکرد نخود بود. به نظر می رسد افزایش تنوع و ایجاد رقابت بین علف های هرز باعث کاهش قدرت رقابتی علف های هرز توسط خود آنها می شود، این امر می تواند از تاثیر منفی برخی از گونه ها بر گیاه زراعی بکاهد. احتمالا به همین دلیل بود که اثرات مثبت برخی علف های هرز رو عملکرد مشاهده شد. بطور کلی می توان بیان داشت که بررسی عوامل موثر بر تولید محصولات زراعی در شرایط واقعی، می تواند با افزایش آگاهی در مورد اثر هر یک از این عوامل، مدیریت بهتر بخش کشاورزی را به همراه داشته باشد.
  62. بررسی پاتولوژیکی زوال درختان بلوط در شهرستان های اسلام آبادغرب و گیلانغرب (استان کرمانشاه)
    محمد صابرنسب 1395
  63. ارزیابی آزمون های مختلف قدرت بذر در آزمایشگاه جهت پیش بینی سبز شدن و استقرار گیاهچه های عدس (Lens culinaris)در مزرعه
    ثمین لطفی دهلقی 1395
    کیفیت بالای بذر، فاکتوری ضروری برای اطمینان از استقرار مناسب گیاهچه در مزرعه می­باشد. معمولاً درصد و سرعت جوانه­زنی بذر در آزمایشگاه با درصد و سرعت سبز شدن در مزرعه متفاوت است. این بررسی به منظور تعیین مناسب­ترین آزمون بنیه بذر در آزمایشگاه جهت پیش بینی درصد و سرعت سبز شدن گیاهچه در مزرعه انجام گرفت. هشت توده بذر عدس متعلق به چهار رقم کیمیا، بیله سوار، قزوین و محلی کرمانشاه که دارای شرایط مختلفی از نظر طول عمر بودند انتخاب شد، به­طوری­که این توده­های بذر در سال­های 1389 و 1393 تولید شده بودند. در آزمایشگاه آزمون­های جوانه­زنی استاندارد، سرما، هدایت الکتریکی، آبنوشی، خرده­آجر، تنش اسمزی (در سه پتانسیل 0، 3-، 6- و 9- بار) و پیری تسریع شده (در سه دمای 40، 41 و 42 درجه­سانتی گراد و به مدت زمان­های 48، 72، 96، 120 و 144 ساعت) بر روی این توده­های بذر انجام شدند. در این آزمون­ها، شاخص­های مرتبط با بنیه بذر و گیاهچه مانند درصد جوانه­زنی نهایی، متوسط جوانه­زنی روزانه، متوسط زمان لازم برای جوانه­زنی، سرعت جوانه­زنی، درصد گیاهچه­های نرمال، شاخص بنیه بذر، ضریب آلومتری، میزان استفاده از ذخایر بذر، سهم ذخایر بذر در وزن گیاهچه، طول ریشه چه، طول ساقه چه، وزن خشک ریشه چه و وزن خشک ساقه چه اندازه­گیری شدند. در مزرعه نیز هشت توده بذر ذکر شده کشت شدند و صفات درصد سبزشدن نهایی گیاهچه، میانگین سبز شدن روزانه، متوسط زمان لازم برای سبز شدن و سرعت سبز شدن گیاهچه مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج حاصل از تجزیه واریانس و مقایسه میانگین­ها نشان داد که توده­های بذر عدس از نظر صفت­های اندازه گیری شده، هم در آزمایشگاه و هم در مزرعه متفاوت بودند. تجزیه اورتوگونال آزمون­های آزمایشگاهی و مزرعه­ای حاکی از برتری کامل توده­های بذر جدید نسبت به قدیم بود. برای بررسی ارتباط بین آزمون­های آزمایشگاهی و آزمون مزرعه­ای، تجزیه همبستگی بین خصوصیات جوانه زنی اندازه­گیری شده در آزمایشگاه با دو صفت مزرعه­ای درصد و سرعت سبز­شدن گیاهچه در مزرعه انجام گرفت. نتایج نشان داد که با درصد سبز­شدن گیاهچه در مزرعه، بالاترین همبستگی­های مثبت متعلق به صفت­های درصد گیاهچه­های نرمال در آزمون پیری تسریع شده در دمای 41 درجه سانتی­گراد و به مدت­های 72 و 96 ساعت (با ضریب همبستگی، به ترتیب 888/0 و 861/0)، صفت درصد جوانه زنی نهایی در آزمون پیری تسریع شده شده در دمای 41 درجه سانتی­گراد و به مدت­های 72 و 96 ساعت (به ترتیب 842/0 و 813/0)، صفت درصد گیاهچه­های نرمال در آزمون سرما در دمای 2 درجه سانتی­گراد (با ضریب همبستگی 733/0)، صفت درصد گیاهچه­های نرمال در آزمون جوانه­زنی استاندارد (با ضریب همبستگی 724/0)، بود. همچنین با سرعت ظهور گیاهچه در مزرعه، صفت­های سرعت جوانه­زنی در آزمون سرما در دمای 2 درجه سانتی­گراد (با ضریب همبستگی 792/0)، طول ساقه چه در آزمون سرما در دمای 4 درجه سانتی­گراد (با ضریب همبستگی 766/0)، سرعت جوانه زنی در آزمون تنش اسمزی در پتانسیل 6- بار (با ضریب همبستگی 765/0)، متوسط جوانه­زنی روزانه در آزمون تنش اسمزی در پتانسیل 6- بار (با ضریب همبستگی 753/0)، متوسط جوانه­زنی روزانه در آزمون جوانه­زنی استاندارد (با ضریب همبستگی 733/0) و متوسط جوانه­زنی روزانه در آزمون پیری تسریع شده در دمای 41 درجه سانتی­گراد و به مدت­های 96 و 72 ساعت(به ترتیب 718/0 و 712/0)، از بالاترین همبستگی مثبت برخوردار بودند. بنابراین از این آزمون­های آزمایشگاهی می­توان برای پیش­بینی درصد و سرعت ظهور گیاهچه در مزرعه استفاده نمود.
  64. شناسایی حشرات مرتبط با مهمترین گونه های علف هرز در دانشکده ی کشاورزی دانشگاه رازی کرمانشاه
    الناز مولائی 1395
    علف­های­هرز، گیاهان بومی یا مهاجمی هستند که اثرات نامطلوبی بر اکوسیستم­های آبی، کشاورزی و جنگل دارند. در این پژوهش، علف­های هرز پردیس کشاورزی و منابع طبیعی شامل پیچک­صحرایی، Convolvulus arvensis L.؛ شیرین بیان،Glycyrrhiza glabra L. ؛ تاج­خروس، Amaranthus deflexus L.؛ سلمه­تره، Chenopodium album L.؛ داتوره، Datura stramonium L.؛ خردل وحشی، Sinapis arvensis L.؛ توق، Xanthium strumarium L.؛ یولاف، Avena fatua L.؛ قیاق Sorghum   halepense L. و شلمی All. (Rapistrum rugosum (L. مورد بررسی قرار گرفت. هدف از این پژوهش جمع­آوری و شناسایی حشرات مرتبط با   علف­های هرز فوق­الذکر و معرفی گونه­های موثر حشرات برای کنترل زیستی علف­های هرز هدف بود. به این منظور، که نمونه­برداری حشرات از علف­های هرز به روش تکاندن، جمع­آوری با آسپیراتور، تور زدن و برداشت کل علف هرز و انتقال آن به آزمایشگاه انجام شد. حشرات جمع­آوری شده در داخل لوله­های اپن­دورف در الکل 96 درصد نگه­داری شد و از حشرات ریز اسلاید میکروسکوپی تهیه گردید و برای شناسایی به نزد متخصصین مربوطه ارسال گردید. براساس نتیجه­ی حاصل، 17 جنس و گونه از سوسک­های خانواده­های Chrysomelidae، (Radymna persica (Faldermann, 1837)، Chaetocnema sp.،   Altica sp.، Spermophagus sp. و Burchidius sp.)، Curculionidae، (Alcidodes karelini (Boheman, 1844)، Lixus sp.، Ceutorhynchus sp. و Microlarius sp.) و Coccinelidae، (Scymnus frontalis (Fabricius, 1787))، سن­های خانواده­یTingidae ، (Galeatus scrophicus (Saunders, 1876))؛ Anthocoridae، (Orius niger (Wolff, 1811))؛ تریپس­های خانواده­ی Aeolothripidae، (Aeolothrips mongolicus (  elikan, 1985))؛ Thripidae، (Chirothrips kurdistanus (zur Strassen, 1967)، Chirothrips manicatus (Haliday, 1836) و   Chirothrips africanus (Priesner, 1932)) و Phlaeothripidae، (Haplothrips ganglbaueri (Schmutz, 1913)) شناسایی گردید. هم­چنین بذور پیچک­صحرایی و شیرین­بیان در داخل ظروف مناسب در آزمایشگاه نگه­داری شده و حشرات بذرخوار و زنبورهای پارازیتویید جمع­آوری گردید. از داخل بذور پیچک­صحرایی و شیرین­بیان به ترتیب سرخرطومی Alcidodes karelini (Boheman, 1844) و سوسک بذرخوار Burchidius sp. خارج شد. هم­چنین زنبورهای پارازیتویید جنس از خانواده­ی Eurytomidae از داخل بذور آلوده به سوسک­های A. karelini و Burchidius sp. جمع­آوری و شناسایی شد. در بین گونه­های شناسایی شده سوسک­های بذرخوار پیچک­صحرایی و شیرین­بیان از کارایی بیشتری برای کنترل زیستی علف­های هرز هدف برخوردار باشند زیرا از اندام­های زایشی تغدیه نموده و باروری علف هرز برای سال بعد را کاهش می­دهند.
  65. مطالعه کارایی جذب و مصرف تشعشع ارقام گندم(Triticum aestivum)تحت تاثیر کود نیتروژن در شرایط آب و هوایی کرمانشاه
    علی بزرگی حسین آباد 1395
    چکیده 
  66. بهینه سازی کاربرد کود زیستی ازتوباکتر و نیتروژن بر عملکرد و اجزای عملکرد جو
    اردشیر طاهری نژاد 1395
  67. شبیه سازی رقابت گندم پاییزه (Triticum aestivum .L) و علف هرز یولاف وحشی (Avena Ludoviciana L.) تحت شرایط آب و هوای کرمانشاه: واسنجی و ارزیابی مدل clipest
    اشکان جلیلیان 1395
  68. بررسی تاثیر مدت و عمق دفن بر جوانه زنی بذر علف هرز میاگروم (Myagrum perfoliatum)
    فیروزه شریفی کالیانی 1395
    میاگروم علف هرزی زمستانه است که در گیاهان زراعی پاییزه مثل گندم و جو به­ویژه در استان کرمانشاه به تازگی مشکل ساز بوده است. این علف هرز، نوظهور است و در ایران و جهان مطالعات زیادی روی آن انجام نشده است. این مطالعه به منظور بررسی تاثیر عمق و مدت دفن بر جوانه زنی بذور علف هرز میاگروم در 2 بخش مزرعه­ای و آزمایشگاهی به صورت فاکتوریل و در قالب طرح کاملاً تصادفی با 4 تکرار انجام شد. بذور در اعماق مختلف صفر (سطح خاک)، 5، 10، 20 و 40 سانتیمتری خاک قرار گرفتند و بعد از گذشت زمان­های 2، 4، 6، 9، 12 و 14 ماه از خاک خارج و به آزمایشگاه منتقل شده و تحت تیمارهای دما و نور قرار گرفتند. تیمار دما در 3 سطح (25 درجه سانتیگراد ثابت، 10/5 و 20/10 درجه سانتیگراد متغیر) و تیمار نور در 2 سطح (نور و تاریکی) اعمال شد. نتایج نشان داد که بذور علف هرز میاگروم فتوبلاستیک نیست و در نور و تاریکی به طور یکسان جوانه می­زنند. دمای بهینه جوانه زنی بذور میاگروم رژیم دمایی 20/10 متغیر بود. عمق دفن بر جوانه زنی بذور اثر معنی­داری (p?0.01) داشت. بیشترین جوانه زنی در عمق پنج سانتیمتری خاک دیده شد. همچنین گذشت زمان تاثیر معنی­داری بر شکستن خواب بذور داشت به طوری که بذور بعد از گذشت زمان 14 ماه بیشترین درصد جوانه زنی را داشتند. با توجه به این که با افزایش عمق، درصد جوانه زنی میاگروم کاهش یافته است می­توان نتیجه گرفت که شخم عمیق می­تواند این علف هرز را کنترل کند چرا که منجر به حرکت بذور به اعماق و جلوگیری از جوانه زنی آن­ها می­شود ولی شخم عمیق باید چند سال یک بار انجام شود به دلیل اینکه در غرب ایران معمولاً خاکورزی بوسیله­ی گاوآهن برگردان­دار انجام می­شود که این وسیله­ی خاکورزی خاک و بذر را با هم جا به جا کرده و بذرهایی که در عمق بوده­اند را بالا آورده و باعث جوانه زنی آن­ها می­شود.  کلمات کلیدی: دما­ی بهینه، شخم عمیق، علف هرز نوظهور، گندم و جو
  69. تعیین دوز بهینه علف کش ها جهت کنترل علف های هرز در گونه های مختلف کدو
    سعید مهدوی راد 1394
  70. تاثیر پرایمینگ بذر روی عملکرد و اجزای عملکرد نخود در شرایط دیم
    محمدعلی اسدی تکلم 1394
  71. بررسی امکان تاثیر ریزگردها بر عملکرد و برخی خصوصیات فیزیولوژیک گندم و کارایی مصرف علفکشها
    زینب شریفی حشمت آباد 1394

تاریخ به‌روزرسانی: 1405/03/20