جزئیات پایان نامه - پرتال اصلی دانشگاه رازی
جزئیات پایاننامه
تاریخ دفاع:
1405/7/29
چکیده
چغندرقند (Beta vulgaris L.) یکی از منابع اصلی
تولید شکر در جهان است و بیماریهای قارچی خاکزاد، بهویژه گیاهچهمیری و پوسیدگی
ریشه ناشی از قارچ Rhizoctonia
solani، از مهمترین
عوامل کاهش عملکرد این محصول محسوب میشوند. با توجه به محدودیتهای کنترل شیمیایی
بهتنهایی و پتانسیل ریزوباکتریهای محرک رشد گیاه (PGPR) در کنترل زیستی، پژوهش حاضر با هدف بررسی
کارایی برخی سویههای باکتریایی و ترکیبات شیمیایی، بهصورت جداگانه و تلفیقی، در
مهار R. solani روی چغندرقند در شرایط آزمایشگاه و گلخانه
انجام شد.
در مرحله? نخست، توان
آنتاگونیستی ?? سویه? باکتریایی علیه جدایه? بیمارگر (متعلق به گروه آناستوموزی AG-4HGI) با دو روش کشت
متقابل و سنجش ترکیبات فرار ضدقارچی روی محیط PDA ارزیابی شد. تحلیل واریانس دوطرفه نشان داد
اثر متقابل «سویه × روش سنجش» بسیار معنیدار بود (P<0.0001)؛ هفت سویه باکتریایی از ?? سویه در دستکم یکی
از دو روش بازدارندگی معنیدار داشتند. باکتری Bacillus subtilis BS (????? درصد) و Bacillus velezensis JPS19 (???? درصد) بیشترین بازدارندگی را در کشت متقابل نشان دادند، اما
در ترکیبات فرار بسیار ضعیف عمل کردند؛ این الگوی متقاطع بیانگر تفاوت سازوکار
آنتاگونیسم در سویههای مختلف بود. بر این اساس، Azotobacter vinelandii و Bacillus
subtilis BS
برای ادامه? پژوهش انتخاب شدند.
در مرحله? بعد، اثر
بازدارندگی هشت قارچکش تجاری روی رشد میسلیومی بیمارگر بررسی و مقادیر غلظت موثر
(EC25
تا EC90)
هر قارچکش با روش پروبیت محاسبه شد. سپس سازگاری این قارچکشها در سطوح EC موثر با دو باکتری
منتخب سنجیده شد. نتایج نشان داد نوع قارچکش، مهمتر از سطح غلظت، تعیینکننده? میزان
آسیب به باکتریها بود (P<0.0001 برای هر دو عامل)؛ قارچکشهای Copper (برای Azotobacter)
و Captan
(برای Bacillus) بیشترین آسیب، و Celest کمترین آسیب را در هر دو باکتری ایجاد
کردند. بر این مبنا، دو قارچکش Celest و Rovral (به دلیل پایینترین EC90 و سازگاری قابلقبول با باکتریها) و نیز Fosetyl (به دلیل نقش القای
مقاومت) برای آزمایش گلخانهای انتخاب شدند.
در آزمایش گلخانهای،
اثر ?? تیمار (شاهد سالم و آلوده، دو باکتری بهتنهایی، سه قارچکش در غلظتهای
مختلف، و ترکیبهای باکتری×قارچکش) بر ?? صفت مرتبط با سبزشدن، بیماری و رشد گیاهچه
بررسی شد. اثر تیمار بر تمامی صفات بهشدت معنیدار بود (P<0.0001؛ R² بین ???? تا ????). کاربرد انفرادی هر یک از
دو باکتری پروبیوتیک، بدون قارچکش، هیچ برتری معنیداری نسبت به شاهد آلوده نشان
نداد. در مقابل، ترکیب باکتریها با قارچکش - بهویژه Rovral در غلظتهای ?? و ?? درصد EC همراه با هر یک از
دو باکتری- بهطور پیوسته در میان بهترین تیمارها (پس از شاهد سالم) قرار گرفت و
کمترین شاخص شدت بیماری و وقوع بیماری را همراه با بهبود صفات رشدی (وزنتر و خشک،
حجم ریشه، سطح سبز) به همراه داشت.
بهطور کلی، یافتههای
این پژوهش نشان داد که در شرایط آزمایششده، قارچکش (بهویژه Rovral) نقش محوری در
کنترل R. solani و بهبود شاخصهای رشدی چغندرقند داشت، درحالیکه
کاربرد انفرادی باکتریهای پروبیوتیک مورد بررسی، بدون همراهی قارچکش، در شرایط
گلخانه کارایی محسوسی نداشت. کاربرد تلفیقی باکتری با غلظتهای کاهشیافته? قارچکش
میتواند راهبردی مناسب برای کاهش وابستگی به قارچکش در مدیریت تلفیقی این بیماری
باشد، هرچند اعتبارسنجی این یافتهها در شرایط مزرعهای و با انتخاب باکتری از میان
مجموعهای بزرگتر توصیه میشود.
