جزئیات پایان نامه - پرتال اصلی دانشگاه رازی
جزئیات پایاننامه
تاریخ دفاع:
1405/7/28
چکیده
ارزیابی
و تهیه نقشه پراکنش و مطلوبیت زیستگاه، برای حفاظت و مدیریت گونه ها بسیار مهم
است. افعی گرزه Macrovipera lebetinus (Linnaeus, 1758) گونه ای از مارهای سمی است که در شمال آفریقا
بخش هایی از خاورمیانه واز شرق تا منطقه کشمیر پراکندگی دارد. در این پروژه اثر 19
متغیر زیست اقلیمی و دو متغیر زمین شناسی در
گذر زمان (از 120هزار سال قبل، 6هزار سال قبل، عصرحاضر و آینده) بر پراکنش و
مطلوبیت زیستگاه افعی گرزه با استفاده از رویکرد حداکثر بی نظمی (MaxEnt) بررسی خواهد شد. نتایج حاصل از اجرای
الگوریتم ماکزیمم آنتروپی (MaxEnt)
برای گونه افعی گرزه نشاندهنده دقت بسیار بالا و عملکرد عالی مدل در تمامی دورههای
زمانی است. بررسی تطبیقی دورههای زمانی نشان میدهد که مطلوبیت زیستگاه افعی گرزه
از دورههای «آخرین بینیخبندان و میانی هولوسن تا دوره معاصر، یک روند کاهشی و
انقباضی را تجربه کرده است. این افت مطلوبیت در دوره معاصر، ناشی از کاهش شدید
شاخص ایزوترمالی (Bio3):
کاهش از ??.? به ??.?) و افزایش ناپایدار فصلی بودن بارشها (Bio15) است که نشاندهنده بینظمی اقلیمی فزاینده
است. همچنین، مشارکت ??.? درصدی متغیر شیب زمین (Slope) در دوره معاصر، بیانگر رانده شدن گونه به
پناهگاههای اکولوژیک خاص با توپوگرافی سخت، به دلیل تخریب زیستگاههای هموار توسط
فعالیتهای انسانی است. برخلاف روند کاهشی گذشته، مدلسازی برای افق ???? حاکی از
بازگشت و گسترش مطلوبیت زیستگاه تحت هر دو سناریوی اقلیمی است. در این تحول،
متغیرهای فصلی بودن دما و بارش سردترین فصل سال، کلیدیترین محرکهای تغییر هستند
که با ایجاد «پاکتهای اقلیمی» مساعد، شرایط حرارتی و رطوبتی بهینهتری را برای
این گونه در مناطق جدید فراهم میکنند و گونه را مستعد جابهجایی دامنه انتشار (Range Shift) میسازند. بهمنظور
ارزیابی روابط بومشناختی زیرگونهها، آزمونهای همپوشانی و همارزی آشیان بر
پایه شاخصهای Schoener’s D
و Warren’s I انجام شد. نتایج
برای زیرگونههای M. l. obtusa
با M. l. turanica و
زیرگونههای M. l. obtusa
با M. l. cernovi نشان داد فرضیه همارزی
آشیان اکولوژیک بین زیرگونهها رد شد.با این حال، نتایج آزمون همسانی آشیان بین M. l. turanica و M. l. cernovi نشان داد که تفاوت
معنیدار بین آشیان اکولوژیک این دو زیرگونه وجود ندارد. این نتایج تاکیدی بر
تمایزات بومشناختی ایجاد شده بین زیرگونهها در طول زمان بوده و نشاندهنده روابط
پیچیده رقابتی و جداسازی جایگاه زیستگاهی در این کمپلکس زیرگونهای است. در مجموع،
این تحقیق نشان میدهد که افعی گرزه در طول تاریخ اقلیمی زمین، نوسانات زیستگاهی
شدیدی را پشت سر گذاشته است. اگرچه تغییرات اقلیمی در دوره معاصر باعث
انقباض
محدوده انتشار و پناه گرفتن گونه در مناطق با توپوگرافی سخت شده است، اما تغییرات
اقلیمی آینده (????) میتواند فرصتی برای بازپسگیری زیستگاههای از دست رفته و
حتی گسترش به مناطق جدید فراهم کند. با این حال، باید توجه داشت که «مطلوبیت
اقلیمی» تنها نیمی از مسیر بقاست؛ نیمی دیگر به توانایی جابهجایی (Dispersal) گونه و حفظ
پیوستگی میان زیستگاههای فعلی و زیستگاههای مطلوب آینده بستگی دارد. با توجه به
افزایش متغیرهای فصلی و نوسانات پیشبینیناپذیر، مدیریت حفاظتی باید بر حفظ
کریدورهای مهاجرتی متمرکز شود تا این گونه بتواند در پاسخ به گرمایش جهانی، جابهجایی
دامنه (Range Shift) موفقی به سمت
مناطق مساعد جدید داشته باشد.
