جزئیات پایان نامه - پرتال اصلی دانشگاه رازی
جزئیات پایاننامه
تاریخ دفاع:
1405/6/18
چکیده
ادبیّات، مولود شرایط اجتماعی و سیاسی زمانه خود است. بسیاری از حقایق اجتماعی یک ملّت، در آثار ادبی و هنری آن بازتاب مییابد. امروزه داستان، بهویژه داستان کوتاه، یکی از مهمترین گونههای ادبی به شمار میرود. باوجود ایجاز و محدودیتهای ساختاری، داستان
کوتاه از همان اصول و شیوههای بنیادین روایتپردازی که در دیگر انواع داستان وجود
دارد، بهره میگیرد. ازاینرو، چگونگی چینش و کارکرد عناصر داستانی در داستانهای
کوتاه، زمینهای ارزشمند برای تحلیل ادبی فراهم میآورد. «غسّان کنفانی» از برجستهترین
نویسندگان متعهّد به جریان مقاومت فلسطین بود که توانایی ادبی خود را در خدمت
آرمانهای ملّی و فرهنگ والای مقاومت فلسطین قرار داد. باتوجّهبه شمار فراوان
داستانهای کوتاه او، پژوهش حاضر دو داستان «المنزلق» و «العروس» را برگزیده است؛
آثاری که ارزشهای انسانی و آزادیخواهانه را بازنمایی کرده و غربت، محرومیّت و آوارگی مردم فلسطین را به تصویر میکشند. این پژوهش با بهرهگیری از روش توصیفی - تحلیلی، عناصر داستانی بهکاررفته در این دو داستان را بررسی و تحلیل میکند. یافتههای پژوهش
نشان میدهد که کنفانی برای تحقّق اهداف هنری و فکری خود، از فنون و عناصر داستانی
بهگونهای ماهرانه بهره برده است. راوی سوّمشخص در داستان «المنزلق» با آگاهی از
رویدادهای بیرونی و اندیشههای درونی شخصیّتها، از طریق توصیفهای زنده و حنهپردازیهای دقیق، آنها را به خواننده منتقل میکند و راوی اوّلشخص نامهنگار در داستان «العروس» حس صمیمیّت را برای خواننده ایجاد میکند. انواع گوناگون کشمکشهای ذهنی و فردی، همراه با بهرهگیری موثّر از عنصر تعلیق، در رفتار و گفتار شخصیّتها نمود
مییابد. گفتوگو، چه بهصورت تکگویی درونی و چه به شکل گفتوگوی میان شخصیّتها،
یکی از مهمترین ابزارهای روایت است که در تبیین درونمایه داستان و شخصیّتپردازی
نقش اساسی دارد. لحن واقعگرایانه غسّان کنفانی، در کنار استفاده موثّر از نمادپردازی، از دیگر ویژگیهای برجسته داستاننویسی او به شمار میرود. همچنین
پرداختن به مسائل اجتماعی ناشی از سلطه استعمار و فضاسازی قدرتمند، از دیگر شاخصههای این داستانها است.
