تاریخ دفاع: 1405/7/26
دانشجو

مژگان خورشیدوند

مطالعه تطبیقی زیبایی شناسی در اندیشه علامه جعفری و افلاطون

چکیده

 پژوهش حاضر به مطالعه تطبیقی زیبایی‌شناسی در اندیشه علامه محمدتقی جعفری و افلاطون می‌پردازد. مسئله اصلی آن است که ماهیت، منشا، مراتب، نسبت زیبایی با کمال، خیر، عشق و هنر، و نیز راه‌های ادراک و پیا مدهای اخلاقی و معرفتی زیبایی در این دو نظام فکری چگونه تبیین می‌شود و چه وجوه اشتراک و افتراقی دارند. روش پژوهش توصیفی ـ تحلیلی و تطبیقی است و داده‌ها به شیوه کتابخانه‌ای از آثار افلاطون، به‌ویژه «ضیافت»، «فایدروس»، «هیپیاس بزرگ»، وآثارعلامه جعفری، به‌ویژه «زیبایی و هنر از دیدگاه اسلام»، گردآوری شده است. یافته‌ها نشان می‌دهد هر دو متفکر زیبایی را امری فراحسی و متعالی می‌دانند که با کمال، حقیقت و خیر پیوندی ناگسستنی دارد؛ زیبایی حقیقی را در دو سطح محسوس و معقول تحلیل می‌کنند و برتری را به زیبایی معقول می‌دهند؛ عشق را نیروی صعود به زیبایی مطلق می‌شمارند؛ و برای تربیت زیباشناختی نقشی بنیادین در تعالی اخلاقی و معرفتی انسان قائل‌اند. با این حال، افلاطون زیبایی را بر اساس نظریه مُثُل، به‌مثابه «مثال زیبایی» عینی، ازلی، مجرد و مستقل از ذهن تعریف می‌کند.در مقابل، علامه جعفری زیبایی را «جلوه‌ای آراسته و شفاف بر چهره کمال» و حقیقتی دوقطبی، وابسته به عین و ذهن، می‌داند؛ منشا آن را ذات جمیل الهی معرفی می‌کند؛ زیبایی محسوس را ارزشمند و مکمل زیبایی معقول می‌شمارد؛ هنر متعهد را ظرف انتقال زیبایی معقول و تعالی‌بخش می‌داند؛ و تربیت زیباشناختی را فرایندی عمومی، تدریجی و اکتسابی در خدمت «حیات معقول» می‌بیند. نتیجه آنکه هر دو نظام در نهایت، زیبایی و خیر را به وحدت می‌رسانند، اما افلاطون مسیر آن را در عروج عقلی از محسوسات به مُثُل و شهود مثال زیبایی می‌جوید و علامه جعفری آن را در زیست اخلاقی، دینی و آگاهانه، در متن حیات معقول و تقرب به جمال الهی.