جزئیات پایان نامه - پرتال اصلی دانشگاه رازی
جزئیات پایاننامه
تاریخ دفاع:
1405/7/21
چکیده
ادبیات فارسی در کتابهای درسی، بهعنوان
اصلیترین رسانه انتقال میراث فرهنگی به نسل نو، همواره عرصهای برای بازتاب و
بازآفرینی متون کلاسیک و معاصر بوده است. این کتابها با گزینش و همنشینیِ هدفمند
آثار ادبی، شبکهای از روابط پیدا و پنهان متنی را شکل میدهند که نیازمند واکاوی
دقیق است. هدف پژوهش حاضر، واکاوی بازتاب ادبیات کلاسیک و معاصر ایران در کتابهای
درسی فارسی بر اساس نظریه بینامتنیت است. پرسش پژوهش این است که چه روابط بینامتنی
آشکار و پنهانی میان متون ادبی کلاسیک و معاصر در کتابهای درسی وجود دارد؟ این روابط
چه تفاوتهای ساختاری دارند؟ چه پیوندی با تحولات اجتماعی-فرهنگی جامعه ایران
برقرار میکنند؟ روش پژوهش، تحلیلی-توصیفی و مبتنی بر اسناد کتابخانهای است.
گردآوری اطلاعات به شیوه کتابخانهای از طریق جستجو در شبکه اینترنت و پایگاههای
اطلاعاتی همراه با رجوع به کتابخانههای دانشگاهی انجام شده است. ابزارهای گردآوری
دادهها شامل فیشبرداری و استفاده از پایگاههای داده اطلاعاتی بوده و تجزیه و
تحلیل اطلاعات گردآوریشده با روش تحلیل محتوا و در چارچوب نظری ترامتنیت ژنت، بینامتنیت
کریستوا و نظریه متن بارت صورت گرفته است. یافتههای پژوهش نشان میدهد که ادبیات
کلاسیک با بیش از شصت درصد حضور در مقطع متوسطه دوم، نقش مسلطی در کتابهای درسی
دارد و بینامتنیت آن به طور عمده صریح، درونسنتی و مشروعیتبخش است. ادبیات معاصر
انتخابشده نیز از معیار ضمنیِ پیوستگی بینامتنی با سنت کلاسیک تبعیت میکند و
متونی که گسست بینامتنی از سنت دارند، در حاشیه قرار میگیرند. نتیجهگیری پژوهش بیانگر
آن است که کتابهای درسی فارسی دارای پتانسیل بینامتنی غنی هستند که هنوز در آموزش
رسمی بهدرستی بهرهبرداری نشده و نیازمند بازنگری روششناختی در جهت آموزش صریح
مهارت تفکر بینامتنی به دانشآموزان است.
کلمات کلیدی:
