جزئیات پایان نامه - پرتال اصلی دانشگاه رازی
جزئیات پایاننامه
تاریخ دفاع:
1405/7/26
چکیده
چکیده
مقدمه: سندرم شانه منجمد یکی از شایعترین
اختلالات اسکلتیعضلانی
شانه است که با درد و محدودیت پیشرونده دامنه حرکتی شناخته میشود. این عارضه با سفتی
مفصل و محدودیت حرکات فعال و غیرفعال شانه همراه میشود و تاثیر منفی قابلتوجهی
بر عملکرد افراد مبتلا بر جای میگذارد. ازاینرو، هدف از پژوهش حاضر بررسی اثر
تمرینات کادمن با و بدون استفاده از کینزیوتیپ بر درد، دامنه حرکتی و عملکرد زنان مبتلابه
شانه منجمد بود.
روشها: در این پژوهش شبهآزمایشی،
?? زن مبتلابه شانه منجمد از شهرستان ملایر ازطریق نمونهگیری دردسترس انتخاب و بهطورتصادفی
به دو گروه ?? نفره تقسیم شدند. گروه اول تمرینات کادمن را همراه با کینزیوتیپ و
گروه دوم تنها تمرینات کادمن را دریافت کردند. مداخله به مدت ? هفته، هر هفته ?
جلسه و هر جلسه ?? تا ?? دقیقه اجرا شد. شدت تمرینات با رعایت اصل اضافهبار
تدریجی تنظیم گردید بهگونهای که مدت نگهداری حرکات از ? به 12 ثانیه و تعداد
تکرارها در هر ست از ? به ?4 تکرار افزایش یافت. درد، دامنه حرکتی و عملکرد بهترتیب
با مقیاس دیداری درد، گونیامتر و پرسشنامههای «DASH» و «WORC» ارزیابی شدند.
برای تحلیل دادهها از آمار توصیفی، آزمونهای شاپیروویلک و لوین، تی همبسته و تحلیل
کوواریانس با کنترل نمرات پیشآزمون در سطح معناداری 05/0 >
p استفاده شد.
یافتهها: یافتههای پژوهش نشان داد
در هر دو گروه تمرینات کادمن با کینزیوتیپ و بدون کینزیوتیپ، متغیر درد بعد از
اجرای تمرین نسبت به قبل از اجرای تمرین بهطورمعناداری کاهش یافت (p < .001)، اما پس از
کنترل اثر پیشآزمون، بین دو گروه ازنظر شاخص درد (VAS) تفاوت معناداری مشاهده نشد (p = .535). همچنین متغیر
دامنه حرکتی شانه (فلکشن، آبداکشن، اکسترنال و اینترنال روتیشن) در هر دو گروه بعد
از اجرای تمرین نسبت به قبل از آن افزایش معناداری نشان داد (p < .001)، اما پس از
کنترل پیشآزمون، بین دو گروه ازنظر زاویه فلکشن شانه (p = .521)، آبداکشن شانه (p = .973)، اکسترنال روتیشن (p = .680) و اینترنال
روتیشن (p = .801) تفاوت معناداری
مشاهده نشد. در متغیرهای عملکردی (پرسشنامههای DASH و WORC) نیز نمرات هر
دو گروه بعد از اجرای تمرین نسبت به قبل از آن بهطورمعناداری بهبود یافت (p < .001). پس از کنترل
پیشآزمون، بین دو گروه ازنظر شاخص «DASH» تفاوت معناداری یافت نشد (p = .750)، اما در شاخص «WORC»، با توجه به
وجود تعامل معنادار بین گروه و نمره پیشآزمون، الگوی پاسخ دو گروه به سطح اولیه
عملکرد وابسته بود بهگونهای که در سطح پایینتر (میانگین - 1 انحراف معیار) و سطح
میانگین عملکرد اولیه، تفاوت معناداری بین گروهها مشاهده شد، در حالی که این
تفاوت در سطح بالاتر عملکرد اولیه (میانگین+ 1 انحراف معیار) معنادار نبود.
نتیجهگیری: نتایج این پژوهش نشان داد
که هشت هفته تمرینات کادمن، با یا بدون کینزیوتیپ، میتواند موجب کاهش درد و بهبود
دامنه حرکتی و عملکرد شانه در زنان مبتلابه شانه منجمد شود. بااینحال، در این
نمونه، کینزیوتیپینگ هیچ مزیت اضافی معناداری نسبت به تمرینات کادمن به تنهایی، در
هیچ یک از متغیرهای درد، دامنه حرکتی و «DASH» نداشت. در شاخص عملکردی «WORC» نیز الگوی پاسخ
دو گروه به سطح اولیه عملکرد وابسته بود بهگونهای که در برخی سطوح عملکرد اولیه،
نتیجه گروه بدون کینزیوتیپ برتر از گروه با کینزیوتیپ بود. با توجه به نبود گروه
کنترل بدون مداخله در طرح پژوهش، بخشی از بهبودهای درونگروهی مشاهدهشده ممکن است
متاثر از سیر طبیعی بیماری نیز باشد؛ ازاینرو برای تعیین دقیقتر اثر خالص و نقش
کینزیوتیپ در بهبود علائم شانه منجمد، انجام مطالعات بیشتر با نمونه بزرگتر، گروه
کنترل و روشهای مختلف کاربرد کینزیوتیپ پیشنهاد میشود.
کلیدواژهها:
شانه منجمد، تمرینات کادمن، کینزیوتیپ، درد، دامنه حرکتی، عملکرد شانه.
