جزئیات پایان نامه - پرتال اصلی دانشگاه رازی
جزئیات پایاننامه
تاریخ دفاع:
1405/7/20
چکیده
زمینه و هدف: چاقی و افزایش شاخص توده بدنی (BMI) در دوران
کودکی، دیگر تنها یک چالش فیزیولوژیک محسوب نمیشود، بلکه به عنوان یک عامل خطر
مستقل برای اختلال در شبکههای عصبی-شناختی و افت عملکرد تحصیلی (بهویژه در
ریاضیات) شناخته میشود. با این حال، ادبیات پژوهشی از تبیین دقیقِ مکانیسمهای
زیربنایی و مسیرهای انتقالِ این اثر مخرب، بهویژه در قالب یک مدل جامعِ میانجیگرانه،
ناتوان بوده است. پژوهش حاضر با هدف واکاوی رابطه بین شاخص توده بدنی و عملکرد
ریاضی دانشآموزان ? تا ?? ساله، با تاکید بر نقش میانجیگرِ
همزمان و موازیِ «عملکرد اجرایی»، «تبحر حرکتی» و «توانایی فضایی» طراحی شد تا گپ
پژوهشی موجود در مدلهای شناختِ بدنمند و یکپارچگی شناخت-حرکت را مرتفع سازد.
روشکار: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت،
همبستگی مبتنی بر مدلسازی معادلات ساختاری (PLS-SEM) بود. جامعه
آماری شامل کلیه دانشآموزان دختر ? تا ?? ساله شهرستان سنندج در سال تحصیلی ????-???? بودند که از میان آنها، ??? نفر به روش نمونهگیری خوشهای
چندمرحلهای انتخاب شدند. ابزارهای گردآوری دادهها شامل اندازهگیری پیکرسنجی (BMI)، آزمونهای
فراخنای ارقام رو به جلو و عقب (سنجش عملکرد اجرایی/حافظه کاری)، آزمون تبحر حرکتی
برونینکس-اوزرتسکی (BOT-2)، آزمونهای استاندارد چرخش ذهنی و ماتریسهای پیشرونده (توانایی
فضایی) و یک آزمون محققساخته عملکرد ریاضی بود. دادهها با استفاده از رویکرد بوتاسترپینگ
(???? نمونهگیری مجدد) و محاسبه فواصل
اطمینان BCa در نرمافزار SmartPLS تحلیل شدند.
یافتهها: یافتهها نشان داد که BMI رابطه منفی و
معناداری با عملکرد ریاضی و هر سه سازه شناختی-حرکتی دارد. در آزمون فرضیههای
میانجیگری، «میانگین عملکرد اجرایی» به عنوان یک میانجیگر جزئی و معنادار (VAF
= ??.??) تایید شد. در مقابل، «توانایی فضایی» به تنهایی فاقد
ظرفیت میانجیگری مستقل بود (به دلیل پدیده جذب مسیر و تسلط شبکههای اجرایی).
جالبترین و نوآورانهترین یافته پژوهش، تایید «میانجیگری موازی و همافزا» بود؛
به طوری که مجموع اثرات غیرمستقیم هر سه متغیر به صورت یک سیستم بههمپیوسته،
توانست ??.?? از واریانس اثر مخرب BMI بر عملکرد
ریاضی را تبیین کند. این امر نشاندهنده وجود کوواریانس مثبت و یک «آبشار
عصبی-شناختی» است که در آن چاقی، بسترهای مشترک قشر پیشپیشانی و مخچه را هدف قرار
داده و منجر به «نشت منابع شناختی» میشود.
نتیجهگیری: چاقی در کودکان از طریق ایجاد التهاب
عصبی و اختلال در خودکارسازی حرکتی، منابع محدود حافظه کاری و توجه را مستهلک
ساخته و مسیر یادگیری ریاضیات را مختل میکند. از منظر کاربردی، مداخلات آموزشی و
بالینی نباید به رویکردهای تقلیلگرایانه (مانند صرفاً محدودیت کالری یا تمرینات
انتزاعی شناختی) محدود شوند. بلکه نظام آموزشی باید به سمت طراحی «ریاضیات تجسدییافته»
و برنامههای درسیِ یکپارچهی شناختی-حرکتی حرکت کند تا با درگیر کردن همزمان شبکههای
حرکتی، فضایی و اجرایی، سد راهِ افت تحصیلیِ ناشی از اضافهوزن گردد.
واژگان کلیدی: شاخص توده بدنی، عملکرد اجرایی، تبحر
حرکتی، توانایی فضایی، عملکرد ریاضی، مدلسازی معادلات ساختاری، شناخت بدنمند.
