تاریخ دفاع: 1405/6/22
دانشجو

کرار حامد خیون

دانشکده / گروه آموزشی تربیت بدنی وعلوم ورزشی | گروه فیزیولوژی ورزشی

تعیین و مقایسه آثار حاد تمرین های صبحگاهی هوازی و مقاومتی بر شاخص های خلقی در مردان کارمند کم تحرک

استاد راهنما وحید تادیبی

چکیده

چکیده پیش‌زمینه: سبک زندگی کم‌تحرک و نشستن طولانی‌مدت از ویژگی‌های شایع مشاغل اداری است و می‌تواند با کاهش انرژی و سرزندگی، افزایش خستگی و تنش و اختلال در وضعیت کلی خلقی همراه باشد. اگرچه آثار مثبت فعالیت ورزشی بر سلامت روان شناخته شده است، اطلاعات کمتری درباره تفاوت پاسخ‌های حاد خلقی به تمرین هوازی و مقاومتی، به‌ویژه در کارکنان کم‌تحرک و طی ساعات پس از تمرین، وجود دارد. پژوهش حاضر با هدف بررسی و مقایسه آثار حاد یک جلسه تمرین هوازی و مقاومتی صبحگاهی بر آشفتگی کلی خلقی، سرزندگی، خستگی، تنش و شاخص انرژی در مردان کارمند کم‌تحرک انجام شد. روش تحقیق: پژوهش حاضر با طرح متقاطع تصادفی در مردان کارمند کم‌تحرک 20 تا 44 ساله شاغل در مشاغل اداری شهر ناصریه عراق انجام شد. کم‌تحرکی بر اساس نسخه کوتاه پرسشنامه بین‌المللی فعالیت بدنی و سطح فعالیت کمتر از 600 MET-min/week تعیین شد. هر آزمودنی با فاصله زدایش هفت‌روزه در سه شرایط کنترل، تمرین هوازی و تمرین مقاومتی شرکت کرد. پروتکل هوازی شامل 5 دقیقه گرم‌کردن، 30 دقیقه فعالیت با شدت 70 درصد ضربان قلب بیشینه و 5 دقیقه سردکردن بود. پروتکل مقاومتی شامل شش حرکت پرس پا، پرس سینه، اکستنشن زانو، زیربغل سیم‌کش، فلکشن زانو و پشت‌بازو، هر یک در دو ست 10 تا 12 تکراری با شدت 60 درصد یک تکرار بیشینه و 120 ثانیه استراحت فعال بین ست‌ها و حرکات بود. برای ارزیابی حالات خلقی در پژوهش حاضر از پرسشنامه BRUM   استفاده شد. این پرسشنامه یک ابزار کوتاه و معتبر برای سنجش حالات خلقی لحظه‌ای است که در این پژوهش خرده‌مقیاس­های تنش، خستگی و سرزندگی و نیز دو شاخص دیگر شامل آشفتگی کلی خلق (TMD) و شاخص انرژی که از برآیند خرده­مقیاس­های پرسشنامه محاسبه می­شدند، مورد بررسی قرار گرفتند. BRUMS در چهار مرحله پیش از مداخله، 10 دقیقه پس از تمرین، 60 دقیقه پس از تمرین و ساعت 12 ظهر ارزیابی شد. پس از بررسی نرمال بودن داده‌ها با آزمون شاپیرو–ویلک، برای متغیرهای پارامتریک از تحلیل واریانس اندازه‌گیری‌های تکراری دوطرفه با عوامل شرایط و زمان استفاده شد. متغیر تنش با آزمون فریدمن و مقایسه‌های زوجی ویلکاکسون با اصلاح بونفرونی تحلیل شد. سطح معنی‌داری 0.05 در نظر گرفته شد. یافته­ها: نتایج نشان داد که TMD   تحت تاثیر زمان، شرایط تمرینی و تعامل زمان × شرایط قرار گرفت. تمرین هوازی با بیشترین کاهش در TMD همراه بود و این کاهش در مراحل بعدی نیز حفظ شد، در حالی که کاهش پس از تمرین مقاومتی محدودتر بود و در شرایط کنترل روند افزایشی مشاهده شد. برای میزان سرزندگی نیز اثر زمان، شرایط و تعامل آنها معنی‌دار بود (p<0.001)؛ هر دو نوع تمرین موجب افزایش سرزندگی شدند، اما این افزایش پس از تمرین هوازی بیشتر و پایدارتر بود. برای سطح خستگی، اثر زمان و تعامل زمان × شرایط معنی‌دار بود (p<0.001)، در حالی که اثر اصلی شرایط معنی‌دار نبود (p=0.253). تمرین مقاومتی بیشترین افزایش حاد خستگی را ایجاد کرد، در حالی که در شرایط هوازی خستگی اولیه در مراحل بعدی کاهش یافت. برای شاخص انرژی نیز اثر زمان (p=0.001)، شرایط (p=0.014) و تعامل زمان × شرایط (p<0.001)   معنی‌دار بود و بیشترین و پایدارترین افزایش انرژی پس از تمرین هوازی مشاهده شد. در مورد سطح تنش، تغییرات درون‌شرایطی در شرایط کنترل (p=0.005)   و هوازی (p=0.011) معنی‌دار بود، اما در شرایط تمرین مقاومتی معنی‌دار نبود (p=0.343). در مقایسه بین شرایط، تنها در ساعت 12 ظهر تفاوت شرایط تمرین هوازی و کنترل پس از اصلاح مقایسه‌های چندگانه معنی‌دار بود و تنش در شرایط تمرین هوازی کمتر بود. نتیجه‌گیری: یافته‌ها نشان داد که یک جلسه تمرین صبحگاهی می‌تواند پاسخ‌های خلقی مردان کارمند کم‌تحرک را در ساعات پس از فعالیت تحت تاثیر قرار دهد و نوع تمرین نقش مهمی در الگوی این تغییرات دارد. هرچند هر دو شیوه تمرینی آثار مطلوبی بر برخی مولفه‌های خلقی داشتند، تمرین هوازی الگوی منسجم‌تر و پایدارتری از افزایش سرزندگی و انرژی، کاهش آشفتگی کلی خلقی و کاهش تنش در ساعات بعدی ایجاد کرد. در مقابل، تمرین مقاومتی با افزایش گذرای خستگی پس از فعالیت همراه بود. بنابراین، تمرین هوازی صبحگاهی با شدت متوسط می‌تواند به‌عنوان راهکاری ساده و قابل اجرا برای بهبود کوتاه‌مدت وضعیت خلقی کارکنان کم‌تحرک مورد توجه قرار گیرد.