تاریخ دفاع: 1405/5/3
دانشجو

ریزان عدنان علی

دانشکده / گروه آموزشی علوم اجتماعی و تربیتی | گروه علوم سیاسی و روابط بین الملل

استراتژی ایالات متحده در خاورمیانه پس از خروج از افغانستان: تحلیلی نئورئالیستی از بازتوزیع تعهدات ژئوپلیتیکی در عصر رقابت با چین

استاد راهنما رحمان حریری
استاد مشاور فرزاد رستمی
چکیده
   چکیده تحول در توزیع قدرت جهانی و ظهور چین به‌عنوان مهم‌ترین رقیب اقتصادی، فناورانه و نظامی ایالات متحده، واشینگتن را به بازنگری در اولویت‌های امنیتی، تخصیص منابع و تعهدات ژئوپلیتیکی خود در مناطق مختلف جهان واداشته است. در این میان، خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان در سال ????، بحث‌هایی را درباره کاهش اهمیت خاورمیانه، عقب‌نشینی ایالات متحده و تضعیف تعهدات امنیتی آن در منطقه ایجاد کرد. مسئله اصلی پژوهش حاضر آن است که آیا کاهش حضور مستقیم و زمینی آمریکا به معنای خروج و کاهش کلی تعهدات آن در خاورمیانه است یا نشان‌دهنده تغییر در ابزارها و شیوه‌های اعمال قدرت محسوب می‌شود. هدف پژوهش، تبیین نئورئالیستی چگونگی و چرایی بازتوزیع تعهدات ژئوپلیتیکی ایالات متحده در خاورمیانه پس از خروج از افغانستان، در پرتو تشدید رقابت ساختاری با چین و ارزیابی نقش تهدیدات منطقه‌ای در تعدیل یا محدودسازی این روند است. چارچوب نظری پژوهش بر واقع‌گرایی ساختاری استوار است و نظریه موازنه تهدید نیز به‌عنوان چارچوب مکمل برای توضیح تاثیر تهدیدات منطقه‌ای بر رفتار آمریکا به کار گرفته شده است. پژوهش از نظر هدف، بنیادی ـ کاربردی، از نظر ماهیت، کیفی و از حیث روش، توصیفی ـ تحلیلی است. داده‌ها به شیوه کتابخانه‌ای و اسنادی، از طریق بررسی اسناد امنیت ملی و دفاعی آمریکا، گزارش‌های رسمی، مواضع مقامات، گزارش اندیشکده‌ها و منابع علمی گردآوری و با استفاده از تحلیل محتوای کیفی، تبیین علّی و ردیابی فرایند بررسی شده‌اند. قلمرو زمانی پژوهش دوره ???? تا ???? و قلمرو مکانی آن خاورمیانه، با تمرکز بر خلیج فارس است. یافته‌ها نشان می‌دهد که رقابت با چین و ضرورت تمرکز بر منطقه هند ـ اقیانوس آرام، آمریکا را به کاهش مداخلات زمینی گسترده، بازتخصیص منابع و انتقال نسبی بار امنیتی به متحدان سوق داده است؛ اما این تحول به معنای خروج کامل از خاورمیانه نیست. واشینگتن با حفظ پایگاه‌های راهبردی، توان هوایی و دریایی، ظرفیت‌های اطلاعاتی و سایبری، شبکه ائتلاف‌ها و قابلیت واکنش سریع، حضور خود را به الگویی محدودتر، شبکه‌ای‌تر، فناورانه‌تر و انعطاف‌پذیرتر تبدیل کرده است. مطالعه موردی درگیری ایران و آمریکا در سال ???? نیز نشان می‌دهد که تشدید تهدیدات منطقه‌ای و ناکافی‌بودن ظرفیت متحدان می‌تواند روند کاهش حضور مستقیم را متوقف یا موقتاً معکوس کند. در نتیجه، راهبرد جدید آمریکا را باید نه عقب‌نشینی یا خروج، بلکه نوعی بازتوزیع مشروط تعهدات ژئوپلیتیکی و بازتنظیم هژمونی دانست که در آن کاهش هزینه‌های حضور مستقیم با استمرار نفوذ راهبردی و حفظ قابلیت بازگشت به مداخله مستقیم همراه است. کلیدواژه‌ها: ایالات متحده آمریکا، خاورمیانه، چین، واقع‌گرایی ساختاری، بازتوزیع تعهدات ژئوپلیتیکی.