دکتر نیکونهاد: جنگ رمضان با محوریت فروپاشی نظام طراحی شده بود/ آمریکاییها به اهداف خود دست نیافتند/ روسیه و چین حاضر به هزینه مستقیم برای ایران نیستند؛ برنده قطعی منازعه، چین است/ هشدار درباره فقدان استراتژی خروج از بنبست مذاکراتی/ اظهارنظرهای غیرکارشناسی، دیپلماسی را سخت میکند/ تحلیل راهبردی از پیشرانهای منازعه ایران و آمریکا: از کودتای ۲۸ مرداد تا جنگ رمضان - پرتال اصلی دانشگاه رازی
دکتر نیکونهاد استاد دانشگاه و کارشناس مسائل بینالملل در نشست «چشمانداز آینده منازعه ایران و آمریکا» به میزبانی دانشگاه رازی گفت: جنگ تحمیلی سوم با محوریت فروپاشی نظام ایران طراحی شده بود؛ در این جنگ تحمیلی، دفاع مقتدرانه ایرانیها سناریوی دشمن را خنثی کرد.
به گزارش روابط عمومی دانشگاه رازی، نشست تخصصی با عنوان «چشمانداز آینده منازعه ایران و ایالات متحده آمریکا پس از جنگ تحمیلی سوم»، روز سهشنبه ۵ خرداد ماه ۱۴۰۵ در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه رازی برگزار شد.
این نشست که با همکاری مشترک دبیرخانه ستاد علم و فناوری شورای عالی انقلاب فرهنگی در دانشگاه رازی و و معاونت فرهنگی و اجتماعی دانشگاه برگزار گردید، به واکاوی پیشرانهای تأثیرگذار بر استمرار منازعه بین ایران و آمریکا و ترسیم چشم انداز و سناریوهای محتمل فراروی آن پرداخت.
در آغاز نشست، دکتر فرهاد دانشنیا، رئیس دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه رازی و دبیر هیئت اندیشهورز ستاد علم و فناوری استان کرمانشاه، به اهمیت و ضرورت «فهم دقیق و عمیق پدیدهها و رخدادادهای سیاسی، امنیتی و اجتماعی تأثیرگذار بر منافع و امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران بهعنوان گام نخست و پیششرط مواجهه کارآمد و موثر با آنها پرداخت. به گونهای که از منظر دانش سیاستگذاری امنیتی، اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی بدون درک دقیق مسائل و پدیدههای مبتلابه، صورتبندی هرگونه اقدام و تصمیم، منجر به هدررفت منابع و پیچیدهتر شدن شرایط خواهد شد.

وی با تأکید بر لزوم واکاوی دکترین امنیت ملی و مولفههای تاثیرگذار بر رفتار سیاست خارجی بازیگران منطقهای و بینالمللی به ویژه ایالات متحده در شرایط کنونی، افزود: برای مواجهه هوشمندانه با مخاطرات و تنگناهای نظام اسلامی در بحران اخیر، لازم است کنشهای ایالات متحده و ساختار تصمیم گیری و رهبری این کشور به عنوان بازیگر اصلی بحران امنیتی کنونی منطقه، با رویکردی تحلیلی، روزآمد و آینده نگرانه مورد ارزیابی قرار گیرد.
نکته حائز اهمیت دیگر از نظر دکتر دانش نیا، تغییر ماهیت منازعات در دوران کنونی و گذار به جنگهای جدید موسوم به جنگ هیبریدی یا ترکیبی است که در پرتو آن منازعات ابعاد مختلف نظامی، اقتصادی، سیاسی و روانی پیدا کرده است و در کنار جنگ سخت تمرکز بازیگران بر جنگ روانی و شناختی برای تخریب روحیه و اراده راهبردی طرف مقابل اهمیت و کاربرد بیشتری یافته است.
وی هدف از برگزاری چنین نشستهای را فراهم نمودن زمینه گفتوگوی نخبگانی پیرامون فضای پیچیده پیش رو با تمرکز بر کالبدشکافی مسائل اساسی و تاثیرگذار بر منافع و امنیت ملی کشور و چگونگی مواجهه با آنها عنوان کرد.
در ادامه نشست، دکتر ایوب نیکونهاد عضو هیئت علمی دانشگاه پدافند هوایی خاتمالانبیا (ص)، در خصوص «چشمانداز منازعه ایران و ایالات متحده آمریکا پس از جنگ تحمیلی سوم» به تحلیل پیشرانهای منازعه یاد شده و سناریوهای پیش روی آن پرداخت.

دکتر نیکونهاد ابتدا با تحلیل روند تاریخی منازعه ایران و آمریکا، نقطه آغاز خصومتها را کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ دانست که متعاقب آن و با انقلاب اسلامی تحرکات مختلف آمریکا از جمله اعمال تحریمها، دخالت مستقیم در جنگ تحمیلی، شلیک ناو آمریکایی به هواپیمای مسافری ایرانایر (پرواز ۶۵۵) و عملیات آخوندک (برخورد ناو آمریکایی با مین در خلیج فارس و درگیری با ناوگان دریایی ایران) نقاط عطف تعمیق تنش در روابط دو کشور شکل گرفت.
وی دهه ۷۰ را دوره دشمنتراشی جدید آمریکا از ایران پس از فروپاشی شوروی برای تثبیت حضور خود در خاورمیانه توصیف کرد و گفت: در این دهه تصویب قانون «داماتو» و سپس پرونده هستهای ایران به عنوان پیشرانهای جدید منازعه اضافه شدند.
او همچنین به اتهامزنی آمریکاییها علیه ایران در قضایایی نظیر انفجار مرکز یهودیان آرژانتین و ترور مخالفان در اروپا اشاره کرد که این اتهام زنیها و اعمال فشار بر طرفهای اروپایی از سوی آمریکا منجر به فراخوانده شدن سفرای اروپایی از تهران در دهه ۷۰ شمسی شد.
دکتر نیکونهاد همچنین با اشاره به حادثه ۱۱ سپتامبر گفت: این رویداد نه تنها مسائل منطقهای، بلکه نظام بینالملل را تحت تأثیر قرار داد. آمریکاییها پس از آن، فرصت را برای تثبیت نظم یکجانبهگرایانه خود در خاورمیانه مهیا دیدند و لشکرکشی به افغانستان و عراق در ظاهر برای مبارزه با تروریسم و سلاح کشتار جمعی ولی در باطن با هدف اصلی مهار ایران را آغاز کردند.
دکتر نیکونهاد با اشاره به تحولات اخیر تصریح کرد: ترامپ رسماً چندین بار اذعان کرده که با حمایت و مشارکت مستقیم آمریکا، جنگ ۱۲ روزه علیه ایران را راهبری کرده و مراکز هستهای نطنز و فردو را بمباران نموده است و هشت ماه بعد، در ۹ اسفند، جنگ دیگری به ایران تحمیل کرده که این مسئله نشانه مسئولیت ناپذیری دولت ایالات متحده آمریکا و نقض قواعد صلح بین المللی است.
وی با تشریح زمینههای جنگ تحمیلی سوم (جنگ رمضان)، این جنگ را با محوریت فروپاشی نظام سیاسی ایران، تخریب توان نظامی، دفاع هوایی و موشکی ایران تلقی نمود.
به نظر دکتر نیکونهاد برآوردهای غلط نظامی صهیونیستها و آژانسهای اطلاعاتی آمریکا که به ترامپ القا میشد، حاکی از آن بود که توان نظامی ایران بهویژه در حوزه آفندی و پدافند هوایی در جنگ ۱۲ روزه به شدت تضعیف شده و زمان مناسبی برای پایان دادن به نظام سیاسی ایران فراهم شده است که واکنش مقتدرانه ایران و شکل گیری دفاع میهنی، اشتباه بودن این گزارهها را برای نظام سیاستگذاری آمریکاییها و صهیونیستها اثبات کرد.

دکتر نیکونهاد هستهای شدن منازعه را از دیگر پیشرانهای تداوم و تعمیق منازعه بین دو کشور دانست و بیان کرد: آمریکاییها با زورگویی به دنبال سلب ایران از حق غنیسازی صلح آمیز هستند، در حالی که ایران عضو NPT است و آژانس بینالمللی انرژی اتمی بارها پایبندی ایران به صلح آمیز بودن فعالیتهای هستهای را راستیآزمایی کرده و طبق اذعان آژانس، برنامه هستهای ایران هیچ گاه سمت و سوی نظامی نداشته است. آمریکاییها مقصر اصلی بحران هستهای ایران هستند و پس از خروج آمریکا از برجام و به جهت دفاع از حقوق و منافع کشور بود که ایران مطابق قانون مجلس، غنیسازی را تا ۶۰ درصد افزایش داد که اکنون به یکی از محورهای اصلی منازعه تبدیل شده است.
وی با اشاره به سه سناریوی اصلی شامل «مصالحه و سازش»، «بازگشت به درگیری» و «رها کردن بحران به شکل فعلی» گفت: دستیابی به سناریوی مصالحه و سازش بسیار دشوار است، چراکه مستلزم کنترل متغیرهای بحران، تغییر نگرش آمریکاییها به دیپلماسی به معنای پرهیز از تمامیت خواهی و همراهی تمام ارکان نظام بهویژه در داخل ایران است.
وی افزود: حتی در صورت وقوع مصالحه مقطعی و کوتاهمدت، این به معنای پایان درگیری نیست و زخمهای بحران در صورتی که بنیادی حل و فصل نشوند که حل آنها هم به آسانی نیست دوباره سر باز خواهند کرد.
دکتر نیکونهاد با یادآوری تجربه جنگ هشتساله، آتشبس را بخشی از جنگ دانست و گفت: در آن دوره نیز توافقهای کوتاهمدتی برای توقف نبرد داشتیم، اما مجدداً جنگ آغاز میشد. اکنون نیز هر لحظه احتمال ازسرگیری درگیری وجود دارد و با توجه به رویکرد زیادهخواهانه آمریکاییها و امتناع از پذیرش حقوق ایران، بازگشت به جنگ قویتر از سناریوی مصالحه ارزیابی میشود.
این تحلیلگر مسائل سیاسی با اشاره به سناریوی سوم یعنی پایان دادن به بحران به شکل فعلی و بازگشت به سیاست مهار اقتصادی به پیش از ۹ اسفند ۱۴۰۴، خاطرنشان کرد: در شرایط کنونی متغیرهایی مانند محاصره دریایی و مسئله تنگه هرمز اضافه شده که حلوفصل آنها بهسادگی برای طرفین امکانپذیر نیست.
دکتر نیکونهاد با اشاره به فقدان یک استراتژی قابل قبول برای خروج از بنبست مذاکراتی هشدار داد: انتظار معجزه با توجه به رویکرد آمریکاییها و نگاه آنان به دیپلماسی بسیار سخت است. گرچه به نفع ما و منطقه خاورمیانه است که از منازعه جدید جلوگیری کنیم، اما واقعیت آن است که شواهد حکایت از احتمال قویتر بازگشت به جنگ دارد.
وی با اشاره به هماهنگی میان آمریکا و رژیم صهیونیستی، به ویژه در دولت ترامپ، تأکید کرد که علیرغم این همکاری و هماهنگی، آمریکاییها در جنگ تحمیلی سوم نتوانستهاند به هیچ یک از اهداف مورد نظر خود دست پیدا کنند و به نظر میرسد تا زمانی که اهداف قابل قبولی به دست نیاورند، آمریکا از مسئله هستهای ایران عقبنشینی نخواهد کرد چرا که عقب نشینی در این وضعیت موجب بی حیثیتی بیشتر آمریکاییها خواهد شد.
او فقدان حمایت جدی روسیه و چین از ایران را یکی دیگر از پیشرانهای مؤثر در آینده منازعه دانست و افزود: روسها و چینیها موضعی محتاطانه در بحران فعلی دارند و حاضر به هزینهدهی مستقیم بر سر مسئله ایران نیستند و در زمان مناسب به جهت کسب پرستیژ یا منافع، صرفاً در نقش میانجیگر وارد میشوند.
دکتر نیکونهاد درباره مواضع چین گفت: اولویت اصلی چین همواره منافع اقتصادی است. چین با وجود حمایتهای دیپلماتیک از ایران در مجامع جهانی، اما همزمان از آزادی دریانوردی در تنگه هرمز حمایت میکند و خواهان پایبندی ایران به قواعد بینالمللی در عرصه دریانوردی است. ایران هم هیچگاه انتظار مداخله نظامی چین یا روسیه به نفع خود را نداشته و ندارد؛ در عین حال این یک واقعیت مسلّم است که در منازعات بزرگ کشورهای صاحب فناوری از بیاعتباری فناوری خود در میدان نبرد و آشکار شدن نقاط ضعف آنها نیز هراس دارند.
وی افزود: روسیه نیز به دلیل ملاحظات نظامی و امنیتی و فرسایشی شدن جنگ اوکراین و احیانا هموار کردن راه خروج از بحران خودساخته در اوکراین، نگاه احتیاط آمیزی به منازعه جدید خاورمیانه دارد و تنها پشتیبانی دیپلماتیک در مجامع بینالمللی آن هم بر اساس منافع خود به ایران ارائه میدهد.
این تحلیلگر مسائل بینالملل تأکید کرد: به نظر من، برنده قطعی این منازعات چین است. چین بدون دیدن هیچ آسیب سیاسی و نظامی، از بحران بهرهبرداری اقتصادی، سیاسی و حتی دیپلماسی عمومی کرده است. چینیها همچون ناظری در زورخانه نظام بینالملل منتظر نتیجه بحرانهای فعلی هستند؛ چه ایران تضعیف شود چه آمریکا، مسئله به نفع چین تمام میشود.
دکتر نیکونهاد در پایان به چالشهای داخلی سیاست خارجی اشاره کرد و گفت: اظهارنظرهای غیرکارشناسی در رسانه ملی و فضای مجازی از سوی نمایندگان و شخصیتهای صاحب تریبون، راه را برای دیپلماسی سختتر میکند. باید از تصمیمات سیاست خارجی که در سطوح عالی نظام مانند شورای عالی امنیت ملی اتخاذ میشود حمایت کرد و اعتماد عمومی به دیپلماتها و تیم مذاکره کننده کنونی برای چانهزنی منطقی جهت تامین منافع عمومی یک مسئله ضروری است. متأسفانه گاهی خطقرمزهای عمومیشده، امکان تعدیل منافع را از دیپلماسی سلب میکند.
این نشست با پرسش و پاسخ همراه بود.
دبیر ستاد علم و فناوری شورای عالی انقلاب فرهنگی در دانشگاه رازی نیز ضمن قدردانی از حضور سخنران و مشارکت کنندگان در نشست اعلام نمود که در راستای دستورکار دبیرخانه یاد شده برای شناخت تهدیدات، چالشها و فرصتهای فراروی کشور در حوزههای مختلف امنیتی، اقتصادی و اجتماعی در دو سطح داخلی و خارجی برگزاری چنین نشستهای تخصصی با حضور کارشناسان و نخبگان دغدغهمند تداوم خواهد یافت.
