آخرین اخبار

در گفت‌وگویی تفصیلی با دکتر جعفر معصوم‌پور، معاون دانشجویی دانشگاه رازی، محورهای مهمی از جمله چالش‌های پیش‌روی معاونت دانشجویی، استقلال دانشگاه، مسئولیت اجتماعی، تحول بنیادین در حوزه ورزش، بهداشت، ایجاد محیطی امن و آرام برای دانشجویان، ارتقای کیفیت تغذیه با قیمت مناسب و تحقق عدالت رفاهی میان دانشجویان ایرانی و خارجی مورد بحث و بررسی قرار گرفت.

دکتر جعفر معصوم‌پور، معاون دانشجویی دانشگاه رازی، در گفت‌وگویی اختصاصی با روابط عمومی دانشگاه، به تشریح دیدگاه‌ها، چالش‌ها، دستاوردها و برنامه‌های پیش‌روی این معاونت پرداخت. این گفت‌وگو با رویکردی شفاف و مطالبه‌گرانه، به بررسی مهم‌ترین مسائل حوزه زندگی دانشجویی اختصاص دارد.

در شرایط کنونی که کیفیت خدمات رفاهی، بهداشت و درمان، تغذیه، خوابگاه‌ها و فعالیت‌های فرهنگی و فوق‌برنامه، نقشی تعیین‌کننده در ایجاد نشاط علمی و رضایتمندی دانشجویان ایفا می‌کند، گفت‌وگو با مدیرانی که مسئولیت مستقیم این حوزه‌های حساس را بر عهده دارند، می‌تواند تصویری روشن از وضعیت موجود و مسیر پیش‌رو ترسیم کند. در همین راستا، دکتر معصوم‌پور در این مصاحبه، با نگاهی جامع و دغدغه‌مند، به موضوعاتی همچون وضعیت تغذیه و کیفیت غذا، ساماندهی خوابگاه‌های خودگردان و دولتی، اقدامات انجام‌شده در حوزه بهداشت و درمان، مشاوره و سلامت روان، خدمات رفاهی، چالش‌های پیش‌رو و برنامه‌های آتی این معاونت برای ارتقای سطح زندگی دانشجویی پرداخت.

این گفت‌وگو که در فضایی صمیمی و مبتنی بر شفافیت صورت گرفت، حاوی نکات کلیدی و راهبردی برای دانشجویان، اعضای هیأت علمی، کارکنان و در کل خانواده بزرگ دانشگاه رازی است. در ادامه، مشروح این گفت‌وگوی تفصیلی به صورت پرسش و پاسخ، از نظر شما مخاطبان گرامی می‌گذرد.

پرسش: با سلام و احترام. خیلی ممنون که دعوت ما را پذیرفتید. اولین پرسشی که بین تمام مدیران دانشگاه مشترک است این است که: با توجه به اینکه بیش از یک سال از مسئولیت جنابعالی می‌گذرد، بزرگ‌ترین چالش و محدودیتی که در بدو تحویل گرفتن این مسئولیت با آن مواجه شدید چه بود؟

پاسخ: به نام خدا و عرض سلام خدمت شما و همکاران حوزه ریاست. ممنونم از اینکه این وقت را در اختیار ما قرار دادید تا بتوانیم دردِدل یا گفت‌وگویی با هم داشته باشیم. 

در پاسخ به سؤال شما، باید بگویم اولین چالشی که ما در حوزه دانشجویی در بدو ورود با آن روبه‌رو شدیم، بدهکاری تغذیه بود. ما در حوزه تغذیه بیش از 10 میلیارد تومان بدهی داشتیم و واقعاً این موضوع هم از نظر پرداخت بدهی‌ها و هم از نظر تنظیم اسناد، چالش بزرگی برای ما ایجاد کرده بود. ما تازه موفق شدیم اسناد سال ۱۴۰۳ را تسویه کنیم. تمام دغدغه من در حوزه معاونت دانشجویی این بود که از نظر مالی شفاف عمل کنیم. از همان ابتدا به کارپرداز و حسابدار محترم حوزه معاونت دانشجویی تأکید داشتم که باید بدون بدهی وارد سال ۱۴۰۵ شویم.

الان که اوایل اسفند ۱۴۰۴ هستیم، خوشبختانه بدهی ما تقریباً صفر است؛ فقط بدهی‌های روزمره بسیار اندکی باقی مانده که رقم دقیق آن را نمی‌دانم، اما کمتر از یک میلیارد تومان است و تا پایان سال پرداخت می‌شود. همچنین از نظر ارائه اسناد به حوزه اداری و مالی نیز هیچ مشکلی وجود ندارد؛ تمام اسناد توسط حسابدار محترم و کارپرداز محترم تحویل داده شده است.

برای من شفافیت مالی بسیار مهم بود و از همان ابتدا درگیر این موضوع بودم. خدا را شکر که این مسئله حل شد. بدهی‌ها از دوره قبل باقی مانده بود و به دلایلی ایجاد شده بود، اما ما تلاش کردیم که آنها را تسویه کنیم. برای شروع سال جدید هم سعی کردیم اداره تغذیه از نظر مالی دچار مشکل نشود یا مشکلات آن به حداقل برسد؛ بنابراین انبار تغذیه برای دانشجویان را تأمین کردیم و الحمدلله اکنون هم در حوزه تغذیه مشکل خاصی نداریم. این اولین چالش من بود و واقعاً از این میزان بدهی شوکه شدم، اما به لطف خدا و با کمک هیئت‌رئیسه محترم، این موضوع حل شد.

پرسش: در حوزه ستادی، در حوزه دانشجویی هم فضا متفاوت بود؟ چه چالش‌هایی داشتید؟

پاسخ: در حوزه ستادی، اجازه بدهید خیلی شفاف توضیح بدهم. وقتی در تاریخ ۳ بهمن ۱۴۰۳ مسئولیت معاونت دانشجویی را تحویل گرفتم، برای خودم مجموعه‌ای از اهداف مشخص تعیین کرده بودم. با توجه به تجربیاتی که در زندگی خوابگاهی، ارتباط با دانشجوها و همکاری با همکاران در حوزه دانشجویی داشتم، برنامه‌هایی تدوین کرده بودم؛ اما باید بگویم که حدود ۳۰ درصد این برنامه‌ها هنوز محقق نشده و مسیر طولانی در پیش داریم.

بخش قابل توجهی از این فاصله به این دلیل است که بسیاری از همکاران و دانشجوها، من را به‌عنوان فردی می‌شناسند که به‌شدت اهل ورزش است و بنابراین تمرکز اولیه ما روی بخش ورزش قرار گرفت. در این حوزه تلاش کردیم گام‌های مثبتی برداریم؛ هرچند هنوز آن استاندارد صددرصدی که در ذهن داشتیم، محقق نشده است. یکی از دلایل اصلی هم محدودیت‌های مالی است. با وجود این، سعی کردیم ورزش دانشگاه را توسعه بدهیم و حتی ورزش‌های جدیدی را به مجموعه اضافه کنیم.

برای نمونه: 

- مدرسه هنرهای رزمی دانشگاه رازی افتتاح شد. 

- زورخانه دانشگاه دوباره رونق گرفت. 

- با توجه به اینکه دانشگاه در مجاورت کوه طاق‌بستان و قله فرخشاد قرار دارد، دیواره صخره‌نوردی خوبی ایجاد شد که با تلاش اداره تربیت‌بدنی و شخص آقای دکتر خزایی، مدرسه صخره‌نوردی با چندین لاین فعال شد که یک نوآوری جدی در این حوزه بود. 

- دوچرخه‌سواری که قبلاً وجود نداشت، دوباره راه‌اندازی شد و تیم دانشگاه تشکیل و احیا شد. خوشبختانه تیم دختران ما در مسابقات دانشگاه‌های کشور مقام اول را کسب کردند و تیم پسران نیز سوم شدند. 

ما تلاش کرده‌ایم در حوزه ورزش با هیئت‌های ورزشی شهرستان و استان کرمانشاه تعامل سازنده داشته باشیم، زیرا دانشگاه امکانات ورزشی مناسبی دارد و ارتباط با هیئت‌ها می‌تواند باعث پویایی بیشتر شود.

در نهایت، هدف اصلی ما ارتقای سلامت روحی و جسمی دانشگاه است. سالن چندمنظوره جدید در آستانه افتتاح قرار دارد و برنامه‌های دیگری مثل راه‌اندازی تنیس و ورزش‌های ساحلی هم در دستور کار است. امیدواریم بتوانیم برنامه‌هایی را که در ذهن داریم، عملی کنیم.

به‌صورت شخصی هم باید بگویم که هیچ‌وقت دنبال نفع شخصی نبوده‌ام؛ اهل مصاحبه و رسانه نیستم. تنها چیزی که برایم اهمیت دارد این است که دانشجو شاد و خوشحال باشد؛ و همین برای من ارزشمندترین پاداش است.

پرسش: بزرگ‌ترین یا مهم‌ترین گره اجرایی که تاکنون در حوزه معاونت دانشجویی نتوانسته‌اید آن را حل کنید چیست؟ چالشی که وجود داشته و هنوز هم باقی است و دوست دارید بتوانید از پس آن بر بیایید کدام است؟

پاسخ: ببینید، یک بخش از چالش‌ها به حوزه خود من برمی‌گردد و یک بخش هم خارج از حوزه ماست. خیلی شفاف بگویم: ما کمی با دفتر فنی دانشگاه هم‌سو نیستیم. واقعیت این است که آن‌ها می‌گویند باید قرارداد باشد و بروکراسی اداری رعایت شود، اما همین روند باعث شده کارها و برنامه‌هایی که داریم سرعتشان خیلی کم شود. این موضوع باعث شده دیرتر از آنچه باید به اهدافمان برسیم. 

درحالی‌که معاونت اداری و مالی همکاری خوبی با ما دارد و از نظر تأمین منابع مالی همراه است، اما چون بسیاری از کارهای ما در حوزه خوابگاه‌ها و اماکن ورزشی به دفتر فنی مربوط می‌شود، انجام آن‌ها واقعاً خیلی دیر صورت می‌گیرد. حتی اصطلاحی برای این وضعیت دارم که نمی‌خواهم بیانش کنم، اما واقعاً از این جنبه اذیت می‌شوم. این بخش از چالش‌ها مربوط به خارج از حوزه من بود.

اما در حوزه خودم یعنی معاونت دانشجویی، چالش اصلی من مرکز مشاوره است. مرکز مشاوره ما از نظر فضا اصلاً ایده‌آل نیست. در مدت بیش از ۱۳ ماهی که معاون دانشجویی هستم، از این وضعیت ناراضی‌ام. مرکز مشاوره باید فضایی داشته باشد که وقتی واردش می‌شوید احساس امنیت کنید. اما مرکز مشاوره ما داخل ساختمان ستادی معاونت دانشجویی قرار دارد و بسیاری از دانشجویان شاید احساس راحتی لازم را نداشته باشند.

این موضوع باعث شده هم آقای دکتر پرهون، رئیس مرکز مشاوره، نتواند برنامه‌ها را آن‌طور که باید اجرا کند و هم من واقعاً ناراضی‌ام. دوست دارم مرکز مشاوره دانشگاه رازی شیک‌ترین فضا را داشته باشد؛ نه از نظر زرق‌وبرق، بلکه از نظر ساختار و تناسب با ماهیت یک مرکز مشاوره. دانشجویان و حتی همکاران ما باید احساس امنیت و راحتی کنند. الان برخی می‌گویند: «اگر بیاییم، بقیه ما را می‌بینند» و این باعث می‌شود استفاده نکنند.

مرکز مشاوره باید بیرون از ستاد دانشجویی و نزدیک خوابگاه‌ها باشد تا دانشجوها و همکاران بتوانند راحت از آن استفاده کنند. اما فضای مناسب هنوز در اختیار ما قرار نگرفته است. دو سه مکان را مدنظر قرار داده‌ایم، اما هنوز موفق به راه‌اندازی آن نشده‌ایم و این برای من یک چالش بسیار مهم است.

علاوه بر مرکز مشاوره، مرکز بهداشت دانشگاه نیز همین وضعیت را دارد و از نظر فضا مناسب نیست. آرزوی من این است که دانشگاه رازی یک درمانگاه تخصصی داشته باشد. واقعاً یکی از آرزوهای من است. دانشگاه رازی حدود ۱۳ هزار دانشجو و ۱۲۰۰ پرسنل دارد که همه آن‌ها خانواده دارند. اگر جمعیت خانواده‌ها را هم حساب کنیم، به حدود ۲۰ هزار نفر می‌رسیم. ما ۴۷۰۰ دانشجوی خوابگاهی هم داریم و بسیاری از دانشجویان بومی هم در شهر با خانواده زندگی می‌کنند و می‌توانند از درمانگاه استفاده کنند. بنابراین داشتن یک درمانگاه تخصصی واقعاً یک نیاز جدی است.

اگر اجازه بدهید، یک خاطره شخصی را بیان کنم. من خاطره بسیار خوبی از دانشگاه تهران دارم. دوران کارشناسی ارشد و دکتری‌ام را آن‌جا گذراندم و دانشگاه تهران در حوزه امکانات رفاهی چه ورزشی و چه سلامت وضعیت بسیار خوبی داشت. زمانی که در سال ۸۹ فارغ‌التحصیل شدم، یک دندان پر کردم که هنوز هم سالم است. این تجربه خوشایند از خدمات رفاهی باعث ایجاد یک حس تعلق خاطر نسبت به دانشگاه تهران در من شده است.

وقتی ما بتوانیم امکانات رفاهی را برای همکاران و دانشجویان گسترش دهیم، همین حس تعلق ایجاد می‌شود. خصوصاً اینکه بسیاری از دانشجویان ما از لحاظ مالی در وضعیت ضعیفی قرار دارند. خودِ من آن زمان با حداقل هزینه‌ از این امکانات استفاده می‌کردم و همین باعث شده امروز هم نسبت به دانشگاه تهران حس خوبی داشته باشم. چرا نباید چنین شرایطی در دانشگاه رازی هم ایجاد شود؟

یکی از آرزوهای من داشتن یک درمانگاه تخصصی در دانشگاه رازی است. در حال حاضر مرکز بهداشت ما تنها یک پزشک دارد که صرفاً ویزیت انجام می‌دهد، و چند ماهی است که برخی خدمات دیگر هم به آن اضافه شده. اما این مرکز می‌تواند توسعه پیدا کند. برای مثال، می‌توانیم یک دندان‌پزشک داشته باشیم؛ طرح تأسیس مرکز دندان‌پزشکی را نیز به آقای دکتر فتح‌اللهی،  ریاست دانشگاه، ارائه داده‌ام و امیدوارم که همراهی و حمایت لازم صورت بگیرد.

ما می‌توانیم در مرکز بهداشت، خدمات تخصصی مانند پزشک زنان، متخصص داخلی، روان‌پزشک و سایر خدمات مفید را فراهم کنیم. بیشتر جامعه آماری دانشگاه ما را خانم‌ها تشکیل می‌دهند و وجود این خدمات می‌تواند بسیار مؤثر باشد.

محل فعلی مرکز بهداشت واقعاً مناسب نیست؛ نه از نظر فضا و نه از نظر تطابق با آیین‌نامه ساخت‌وساز. آرزو دارم روزی دانشگاه رازی یک درمانگاه تخصصی مجهز داشته باشد؛ درمانگاهی که هم بتواند به جامعه دانشگاهی خدمت کند و هم به محیط پیرامون خود. ما در منطقه‌ای قرار داریم که از نظر ساختار خدماتی ضعیف است، از جمله باغ ابریشم و آناهیتا. دانشگاه می‌تواند به این مناطق نیز سرویس‌دهی کند.

تمام دغدغه من این است که ارتباط دانشگاه با جامعه فقط به طرح‌های تحقیقاتی محدود نباشد. این ارتباط باید در محیط اطراف دانشگاه نمود داشته باشد. این خدمات بخشی از سرمایه اجتماعی دانشگاه محسوب می‌شود. از طرفی، خدمات درمانی و رفاهی که با بودجه دولتی ارائه می‌شود، می‌تواند به جامعه پیرامونی هم کمک کند و همین جامعه می‌تواند به عنوان یک حافظ اجتماعی برای دانشگاه عمل کند. به جای افزایش هزینه‌های سرسام‌آور برای مسائل امنیتی، ایجاد همین حس تعلق در مردم اطراف دانشگاه، خود می‌تواند از دانشگاه حفاظت کند.

صادقانه بگویم، دوست دارم یک نظرسنجی انجام شود تا مشخص شود مردم منطقه اطراف دانشگاه مثلاً باغ ابریشم از وجود دانشگاه در کنار محل زندگی‌شان چقدر احساس رضایت، ذوق یا غرور دارند. در کشورهای توسعه‌یافته، محله‌هایی که مراکز فرهنگی در آن قرار دارد، به لحاظ قیمتی ارزش افزوده بیشتری پیدا می‌کنند و مردم از نزدیک بودن به دانشگاه یا مراکز فرهنگی احساس افتخار می‌کنند.

دانشگاه باید به جایی برسد که نیازی به حصار نداشته باشد و مردم با افتخار بگویند: «خانه‌ام کنار دانشگاه است.» این یعنی دانشگاه باید بتواند به محیط پیرامون خود هویت ببخشد. سؤال این است که آیا ما توانسته‌ایم چنین هویت‌بخشی را انجام دهیم؟ آیا دانشگاه و مراکز فرهنگی ما توانسته‌اند به محیط اطراف خود هویت فرهنگی بدهند یا خیر؟ این دغدغه اصلی من است. من متخصص جامعه‌شناسی یا علوم اجتماعی نیستم، اما واقعاً دوست دارم این موضوع بررسی شود تا ببینیم چقدر در این مسیر موفق بوده‌ایم.

پرسش: آیا ظرفیت دانشگاه و مدل مدیریتی فعلی، با توجه به پیچیده‌تر و چندلایه‌تر شدن مطالبات دانشجویی در سالیان اخیر، قادر به پاسخگویی به این مطالبات و تغییرات است؟

پاسخ: خیلی سوال هوشمندانه‌ای است. این سوال چند وجهی است و من نظر شخصی خودم را می‌گویم. من همیشه سعی کردم مستقل باشم. حقیقتش، خیر، جواب شما خیر است.

من خودم دو فرزند دارم، یکی کلاس دوازدهم و دیگری کلاس هشتم. سعی می‌کنم خیلی با آن‌ها همراه باشم، اما با وجود این همراهی، آن‌ها خیلی با من همراه نیستند. دلیلش این است که علایق و سلایقشان در جامعه مدرن متفاوت است. من خودم را با آن‌ها مقایسه می‌کنم؛ من در دوره‌ای بزرگ شدم که خیلی از این امکانات نبود و فراوانی داده و اطلاعات این‌قدر نبود. اما بچه من به مراتب از داده‌ها و اطلاعاتی باخبر است و به آن‌ها دسترسی دارد که در دوره من اصلاً وجود نداشت. بنابراین، سطح توقع او از من متفاوت خواهد بود و من هم کاملاً به او حق می‌دهم.

طبیعی است که دانشگاه هم نمی‌تواند با شیوه سنتی اداره شود. به من می‌گویند که شما با تشکل‌ها رابطه خوبی ندارید. ببینید، من این را نمی‌پسندم که رابطه خوبی ندارید، بلکه من با این شیوه مشکل دارم. وقتی می‌خواهید کار فرهنگی یا سیاسی انجام دهید، در دنیایی که این‌قدر فراوانی اطلاعات دارد و مناسبات فرهنگی‌اش این‌قدر پیچیده است، نمی‌توانید با یک ماشین ژیان با یک ماشین فراری مسابقه دهید. باید شرایط فعلی را دید. پاسخگو نیست، خیر. چرا که دنیا در حال پیشرفت است. ما می‌خواهیم دوباره با همان نگاه سنتی دانشگاه را اداره کنیم.

حالا من در بحث مدیریت صحبت می‌کنم، اما شما در بحث فرهنگی هم ببینید؛ باید با دانشجوها همراه بود، باید نیازهایشان را سنجید. من زمانی مدیر فرهنگی بودم، آقای دکتر اعلمی آل‌آقا، رئیس اسبق دانشگاه، مرا صدا زد و از من پرسید چه کار کرده‌ام که از من تعریف می‌کنند. گفتم کاری کردم که من در سن ۳۸ سالگی، خودم را ۲۰ ساله کردم و با دانشجویان ۱۸ تا ۲۴ ساله همراه شدم. بعضی جاها آگاهی نداشتم و این آگاهی را از آن‌ها به دست آوردم. مانعی برایشان نشدم. در اتاقم همیشه باز بود. هر انتقادی داشتند، می‌ توانستند مطرح کنند. صحبتی داشتند، ایده‌ای داشتند، من هیچ مانعی نمی‌شدم. معتقدم معاونت دانشجویی را خود دانشجویان باید اداره کنند.

ما شورای صنفی و تشکل‌ها داریم که معاونت فرهنگی هستند، اما ما خواه ناخواه با آن‌ها در ارتباطیم. در نهایت، زمانی یک تشکل، تشکل خواهد بود که اهل مطالعه باشد، اهل کتاب باشد، بتواند گفتگو کند. در جامعه ما، امروزه می‌بینیم که اکثراً افراد یا در فضای مجازی‌اند یا "لات کوچه خلوت". خیلی شفاف بگویم، چرا نمی‌توانیم با هم گفتگو کنیم؟ اگر یاد بگیریم که با هم گفتگو کنیم، خیلی از مسائل حل خواهد شد. ما خیلی چیزها را نمی‌دانیم. اگر به سمت پویایی و توسعه هستیم، فضای دانشگاه باید به خوبی باز شود.

من شعار نمی‌دهم و در حیطه خودم توانسته‌ام انجام دهم. تابع قوانینی هستم که وجود دارد؛ بالاخره دانشگاه قوانین دارد، معاونت دانشجویی آیین‌نامه کمیته انضباطی دارد. خب، من فراتر از آن که نمی‌توانم عمل کنم، در چارچوب آن آیین‌نامه می‌توان عمل کرد. در اتاقم همیشه باز است، بچه‌ها هر وقت خواستند می‌توانند بیایند.

به این شیوه سنتی نه، این شیوه را قبول ندارم. حقیقتش، دانشجو هم آن پویایی سابق را ندارد. چقدر دانشجویان ما اهل مطالعه هستند؟ من دو فرزند دبیرستانی دارم و به جرأت می‌گویم، شاید در روز دو تا سه ساعت فقط برای نیازهای آن‌ها مطالعه می‌کنم تا بتوانم پاسخگوی آن‌ها باشم و از اینکه با هم گفتگو می‌کنیم، لذت می‌بریم. هم من و هم آن‌ها از همین علایقمان با هم حرف می‌زنیم؛ از مسائل سیاسی، از حکمرانی، از فرهنگی، در زمینه فیلم و سریال و کتاب هم با هم صحبت می‌کنیم. در خانه ما با هم خیلی راحت هستیم.

این مورد در مورد دانشگاه هم می‌تواند صدق کند. اعتماد بین ساختار مدیریتی و ساختار دانشجویی شکل بگیرد، خیلی مشکلات حل می‌شود. فضای گفتگو باز باشد. امیدوارم که به آن نقطه برسیم و دانشگاه بشود محیط امن برای همه؛ هم محیط پیرامونش و هم دانشجویان ما. فضا باز باشد. مفهومی ندارد دانشگاه ساعت ۵ تعطیل شود. دانشگاه تعطیل نباشد، می‌تواند با کلاس‌های گفتگو، مناظره باز باشد. این فضا را ما به بچه‌ها بدهیم که ایده‌هایشان را بگویند، در تصمیم‌گیری‌ها شرکت کنند. به بچه‌ها شخصیت بدهیم، بفهمند که ما داریم برایشان کار می‌کنیم و به حرفشان گوش می‌دهیم. در کنار هم تصمیماتی بگیریم. من شاید خیلی مواقع، الان ۴۵ ساله، نتوانم نیاز فکری و ذهنی یک جوان ۲۰ ساله را تأمین کنم، ولی فضای من باز است، می‌توانیم بیاییم صحبت کنیم."

پرسش: آیا قبول دارید که معاونت دانشجویی بیش از سایر حوزه‌ها در معرض فشارهای اجتماعی و سیاسی قرار دارد؟ مدیریت این فشارها، به‌ویژه فشارهای سیاسی، چگونه است؟ همچنین، چه محدودیت‌هایی از بیرون دانشگاه بر حوزه دانشجویی تحمیل می‌شود که شاید افکار عمومی از آن‌ها بی‌اطلاع باشند؟

پاسخ: در یک سال اخیر، با وجود چالش‌های موجود، با مشکل جدی در مدیریت فشارهای اجتماعی و سیاسی مواجه نبوده‌ام. کلید این مدیریت، پایبندی هر فرد به وظایف خود است. نهادهای ناظر بیرونی وظایف مشخصی دارند و وظیفه اصلی من به عنوان معاون دانشجویی، ایجاد امنیت روانی و سلامت برای دانشجویان است. تا به امروز، در اجرای برنامه‌هایم با محدودیت جدی روبرو نشده‌ام. در صورت بروز هرگونه مشکل، آن را در هیئت رئیسه دانشگاه مطرح کرده و از نظرات اعضای محترم برای رفع چالش‌ها استفاده می‌کنم.

بسیاری از چالش‌ها خارج از حیطه اختیارات ما و مرتبط با نهادهای ناظر بر دانشگاه هستند. ایده‌آل مورد نظر ما، یعنی دانشگاهی مستقل، به سادگی محقق نمی‌شود. استقلال دانشگاه نیازمند تعریف روشنی است. در متنی با عنوان «دانشگاه سیاست‌زده یا سیاست دانشگاهی، کدام یک؟» به این موضوع پرداخته‌ام. دانشگاه سیاست‌زده، دانشگاهی است که کاملاً تحت امر مسائل بیرونی قرار گرفته و استقلال خود را از دست می‌دهد. اما دانشگاهی که بتواند در ساختار سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی جامعه نقش‌آفرینی کند و از نظراتش بهره‌مند شوند، هم جایگاه خود را پیدا می‌کند و هم به توسعه کشور کمک می‌کند. دانشگاه سیاست‌زده به سمت توسعه نخواهد رفت و تابع مسائل بیرونی خواهد بود.

این موضوع فقط به معاونت دانشجویی محدود نمی‌شود و مسائل پژوهشی و فرهنگی نیز با شدت بیشتری با آن درگیر هستند. اگر به سمت «سیاست دانشگاهی» حرکت کنیم، می‌توانیم استقلال بیشتری را در تمام حیطه‌ها تجربه کنیم و نمونه‌ای از دانشگاه‌های کشورهای توسعه‌یافته باشیم.

پرسش: با توجه به اینکه اشاره کردید هیچ دانشگاهی در ایران استقلال کامل مورد نظر را ندارد، آیا این به معنای عدم وجود ساختار مستقل در هیچ سطحی از دانشگاه‌ها است؟

پاسخ: به جرات می‌توانم بگویم که هیچ دانشگاهی در ایران، از نظر من، استقلال کامل مورد نظر را ندارد. ممکن است تعاریف متفاوتی از استقلال وجود داشته باشد، اما واقعیت این است که بسیاری از دانشگاه‌ها تحت تأثیر مسائل بیرونی قرار می‌گیرند که این امر می‌تواند ساختار دانشگاه را مختل کند. این وضعیت، تنها به معاونت دانشجویی محدود نمی‌شود، بلکه حوزه‌های پژوهشی و فرهنگی را نیز به شدت تحت تأثیر قرار می‌دهد. حرکت به سمت «سیاست دانشگاهی» به جای «دانشگاه سیاست‌زده»، راهی برای دستیابی به استقلال بیشتر در تمام ابعاد است.

پرسش: با توجه به گسترش آموزش مجازی و شرایط اقتصادی فعلی، برخی دانشجویان معتقدند که دانشگاه نیز با این الگو موافق است. از دیدگاه شما، با در نظر گرفتن شرایط اقتصادی و زیست فرهنگی دانشگاه و هویت دانشگاهی، گرایش به کدام سمت است؟ آیا آموزش مجازی صرفاً بر اساس محاسبات اقتصادی توجیه‌پذیر است یا شرایط کاملاً متفاوت است؟

پاسخ: به عنوان یک استاد دانشگاه، دیدگاه شخصی من این است که اگرچه ممکن است برخی معاونان دانشجویی از گسترش آموزش مجازی استقبال کنند، اما نه هیئت رئیسه دانشگاه و نه من شخصاً تمایلی به این سمت نداریم. در گذشته نشانه‌هایی وجود داشت که حاکی از مشکلات مالی بود، اما با تلاش در تابستان توانستیم منابع مالی لازم را برای تأمین هزینه‌های جاری سال تأمین کنیم.

صراحتاً می‌گویم که دانشگاه با حضور فیزیکی دانشجویان معنا پیدا می‌کند و من اصلاً دوست ندارم آموزش مجازی شود. وقتی در فضایی "بدون روح" تدریس می‌کنیم، نه دانشجو را می‌شناسیم و نه او را می‌بینیم. تدریس در این شرایط برای استاد دشوار است، علاوه بر این، سرعت اینترنت و امکانات نیز یک مسئله جداگانه است. من واقعاً دوست دارم آموزش حضوری باشد، زیرا دانشگاه با حضور دانشجویان روح تازه‌ای می‌گیرد.

به طور واضح عرض کنم، دانشجویان ما بیش از دو ماه است که در خانه هستند. شرایط دوران کرونا را به یاد دارید که چقدر آسیب‌های اجتماعی زیاد شد و حتی پس از آن نیز ادامه یافت؟ بسیاری از افراد هنوز تاوان آن آسیب‌های اجتماعی ناشی از مجازی شدن و تعطیلی‌ها را می‌دهند. من واقعاً نگران فرزندانم هستم؛ ۱۳ هزار دانشجو داریم که شاید بسیاری از آن‌ها از من بزرگتر باشند، اما من آن‌ها را مانند فرزندان خود می‌دانم. آن‌ها از نظر روانی آسیب دیده‌اند.

از این جنبه نیز تمایلی به مجازی شدن ندارم. به محض بازگشایی دانشگاه، مرکز مشاوره ما شلوغ خواهد شد. در حال حاضر نیز مرکز مشاوره ما فعال است؛ هم به صورت حضوری برای دانشجویان بومی و هم از طریق تلفنی با عنوان "صدای مشاور" برای کسانی که مشاوره تلفنی می‌خواهند. اینکه ماه‌ها در خانه هستند و تحت فشار روانی قرار دارند، واقعاً برای دانشجویان کارشناسی که بیشتر در خانه هستند، آسیب‌زاست. این فشار از سوی خانواده‌ها نیز گاهی به دلیل عدم درک متقابل است. والدین انتظار دارند فرزند ۲۰ ساله‌شان مانند یک پدر ۵۰ ساله فکر کند که این امر غیرممکن است و فشار زیادی به دانشجو وارد می‌شود.

به شخصه، آرزو دارم آموزش حضوری باشد و واقعاً نگران سلامت روان این دانشجویان هستم. با وجود اینکه بیش از ۴۰ سال دارم، اگر من بخواهم بیش از یک هفته کنار پدر و مادرم باشم، شاید نتوانم دوام بیاورم. این دانشجویان نیز حق دارند که فضای خود را داشته باشند. تعاملات اجتماعی، روابط، ورزش و ارتباط با اساتید در محیط دانشگاه برایشان اهمیت دارد. نسل امروز با نسل ما متفاوت است؛ آن‌ها به آزادی و حریم خصوصی نیاز دارند که متأسفانه گاهی در خانواده این حریم خصوصی به درستی فراهم نمی‌شود. محیط خوابگاهی تا حدودی این فضا را فراهم می‌کند، اما در بسیاری از خانواده‌ها این امکان وجود ندارد.

ما با همکاری معاونت فرهنگی، مشاوره‌های تلفنی به خانواده‌ها نیز ارائه می‌دهیم. برنامه‌های خوبی برای ورودی‌های جدید داشتیم که امیدوار بودیم ادامه یابد، اما متأسفانه شرایط خاص کشور باعث تعطیلی دانشگاه و ایجاد این گسست شد. امیدوارم شرایط به حالت عادی بازگردد و ما بتوانیم این برنامه‌ها را با قدرت بیشتری پیگیری کنیم، زیرا با حضوری شدن کلاس‌ها، آسیب‌ها بیشتر خواهد شد.

همراهی خانواده‌ها در این زمینه بسیار مهم است. حقیقت این است که خانواده‌ها نیز تحت فشار هستند، اما بسیاری از دانشجویان نیز حق طبیعی خود می‌دانند که امکانات و فضای لازم را داشته باشند. امیدوارم به این درک متقابل برسیم.

پرسش: سیاست‌گذاری شما در معاونت دانشجویی در حوزه ورزش، بین ورزش همگانی و ورزش قهرمانی چگونه است؟ چه برنامه‌ای برای حمایت از قهرمانان ورزشی، از جمله امتیازات آموزشی یا برنامه‌های حمایتی، دارید؟

پاسخ: نگاه اصلی من به ورزش همگانی است، اما این به معنای نادیده گرفتن ورزش قهرمانی نیست. در گذشته، اداره کل تربیت بدنی وزارت علوم بیشتر بر ورزش قهرمانی متمرکز بود تا ورزش همگانی، اما این دیدگاه در حال بهبود است. من معتقدم که توسعه ورزش همگانی، ورزش قهرمانی را نیز به دنبال دارد.

با وجود تمرکز بر ورزش همگانی، به ورزش قهرمانی نیز توجه می‌کنم. اخیراً تیم‌های کشتی، فوتبال چمنی، دوچرخه‌سواری، وزنه‌برداری، پاورلیفتینگ و حتی بازی‌های الکترونیکی دانشگاه را به مسابقات اعزام کرده‌ایم.

در مورد ورزش همگانی، در کشورهای توسعه‌یافته، امکانات ورزشی به وفور در دسترس مردم قرار دارد و استعدادها خودشان شکوفا می‌شوند. ما در ایران رویکرد متفاوتی داریم و اغلب منتظر می‌مانیم تا تیمی را تشکیل دهیم و سپس برای آن انتخابی برگزار کنیم. به عنوان مثال، در کشور آمریکا، بسیاری از ورزش‌ها مانند بسکتبال و والیبال، دانشگاهی هستند و دانشگاه‌ها امکانات لازم را در اختیار دانشجویان قرار می‌دهند.

اگر بخواهیم این موضوع را به شهر کرمانشاه تعمیم دهیم، از میدان فردوسی تا دانشگاه رازی، تنها دو زمین والیبال رایگان (یکی در پارک لاله و دیگری در پارک شاهد) وجود دارد. در حالی که در کشورهای توسعه‌یافته، در هر محله چندین زمین والیبال وجود دارد و افراد علاقه‌مند به راحتی می‌توانند به ورزش بپردازند.

هدف ما این است که دانشگاه محیطی شبیه به این کشورها داشته باشد. در همین راستا، شروع به تجهیز دانشکده‌ها به وسایل ورزشی کرده‌ایم و در دانشکده علوم، زمین والیبال، میز پینگ پنگ و زمین بدمینتون راه‌اندازی شده است. این رویکرد همگانی به شادابی دانشگاه کمک می‌کند و سیاست ما بر این است که امکانات ورزشی به راحتی در دسترس دانشجویان باشد تا همه بتوانند ورزش کنند.

البته، مسابقات نیز برگزار می‌کنیم، از جمله مسابقات درون دانشکده‌ای، درون دانشگاهی، منطقه‌ای، المپیادها و مسابقات جهانی. اما در حوزه ورزش همگانی، هنوز جای پیشرفت زیادی داریم، زیرا همانطور که گفته شد، ورزش همگانی، ورزش قهرمانی را نیز توسعه می‌دهد. تمام تلاش ما بر این است که امکانات ورزشی بیشتری فراهم کنیم.

پرسش: یکی از دغدغه‌های روزمره، بحث کیفیت غذا در دانشگاه است. گاهی به طنز گفته می‌شود که هر کالایی که نمونه ایرانی آن موجود است، نباید نمونه خارجی آن خریداری شود. اما در مورد برنج ایرانی، مسئله اقتصادی مطرح می‌شود و این خرید، حمایتی از کالای ایرانی محسوب نمی‌شود، بلکه صرفاً یک مسئله اقتصادی است. با توجه به محدودیت‌های اقتصادی کشور و دانشگاه، آیا واقعاً امکان تامین تمام کالاها به صورت داخلی وجود دارد؟

پاسخ: در معاونت دانشجویی، تمام تلاش ما بر این است که مواد موجود را با بهترین کیفیت ممکن ارائه دهیم. اگر کیفیت ایده‌آل غذا را ۱۰۰ در نظر بگیریم، ما با موادی که در اختیار داریم، می‌توانیم کیفیت را به حدود ۷۰ برسانیم، زیرا بیش از این با توجه به محدودیت‌ها امکان‌پذیر نیست. شخصاً در دانشگاه، از غذایی که دانشجویان می‌خورند، استفاده می‌کنم تا از کیفیت و تامین مواد اولیه آن اطمینان حاصل کنم.

در مورد گوشت، در حال حاضر از گوشت برزیلی استفاده می‌کنیم. البته طرحی را به هیئت رئیسه ارائه داده‌ایم تا با همکاری دانشکده دامپزشکی و دامداری دانشگاه، بخشی از گوشت مورد نیاز را خودمان تامین کنیم. طبق این طرح، دانشکده کشاورزی گوساله‌های نر را خریداری و پروار کرده و پس از کشتار، گوشت آن را به ما تحویل می‌دهد. در سال گذشته ۱۲ تا ۱۳ راس گوساله از این طریق کشتار شد و امسال نیز چندین راس برای پروار به دانشکده کشاورزی ارسال شده است تا پس از عید بتوانیم بخشی از گوشت مورد نیازمان را به صورت گرم تامین کنیم.

در مورد برنج، سال گذشته برنج فجر روغنی گرگان را کیلویی ۹۳ هزار تومان خریداری کردیم که در حال حاضر به حدود ۳۵۰ هزار تومان رسیده است (تقریبا ۴ برابر). آخرین برنج ایرانی که در اسفند ماه سال گذشته خریداری کردیم، کیلویی ۱۱۵ هزار تومان بود و پس از آن به دلیل افزایش قیمت، قادر به خرید برنج ایرانی نبودیم.

برنج پاکستانی درجه یک را که قبلاً کیلویی ۹۶ هزار تومان خریداری می‌کردیم (فاکتور آن موجود است و ۲۴ تن از بندر وارد کردیم)، اکنون به ۳۵۰ هزار تومان رسیده است. این افزایش قیمت در مدت کوتاهی (حدود ۱۰ ماه) نشان‌دهنده فشار اقتصادی سنگین است.

بسیار تمایل داریم که از برنج ایرانی هاشمی و گوشت تازه از کشتارگاه استفاده کنیم، اما با توجه به شرایط فعلی، اولویت ما این است که مواد اولیه مورد تایید بهداشت دانشگاه باشند. با این حال، در عمل توانایی خرید برنج ایرانی با قیمت‌های فعلی را نداریم.

اگر منابع مالی تامین شود، تمایل داریم قیمت غذای دریافتی از دانشجویان را همانند ابتدای سال ۱۴۰۴، یعنی ۱۷ هزار تومان، و سپس ۲۲ هزار تومان نگه داریم. با وجود تورم شدیدی که در جامعه وجود دارد و قطعاً در خانواده‌های دانشجویان نیز احساس می‌شود، ما تلاش می‌کنیم فشار مضاعفی بر آن‌ها وارد نکنیم.

اخیراً گوشت برزیلی درجه یک را کیلویی ۵۳۰ هزار تومان می‌خریدیم، اما در مناقصه اخیر، قیمت یک میلیون و ۱۲۰ هزار تومان به ما اعلام شده است (بیش از دو برابر). با این حال، دانشجویان همچنان همان مبلغ ۲۲ هزار تومان را پرداخت می‌کنند و ما سعی می‌کنیم این هزینه را از بودجه‌های دیگر تامین کنیم تا دانشجویان غذای با کیفیت‌تری دریافت کنند.

انتقاد دانشجویان به جاست، اما با توجه به شرایط اقتصادی جامعه که بر زندگی همه ما تاثیر گذاشته (حتی سفره‌های ما کوچک‌تر شده)، انصاف نیست که تمام انتقادات متوجه ما باشد. ما نیز مانند هر پدر خانواده‌ای که با کاهش قدرت خرید مواجه شده، با محدودیت منابع روبرو هستیم. به عنوان مثال، قیمت گوسفند از ۸۰۰ هزار تومان به ۲ میلیون و ۳۰۰ هزار تومان رسیده است.

دانشگاه محدودیت‌های منابعی دارد و سیاست وزارتخانه به سمت تاسیس رستوران‌های مکمل در دانشگاه‌هاست تا بتواند این نواقص را برطرف کند. اما حتی این اقدام نیز ممکن است با برچسب اشرافی‌گری مواجه شود.

در پیک مصرف روزانه، ما روزانه ۹ هزار غذا سرو می‌کنیم. با این حجم بالا، غیرممکن است که همه دانشجویان راضی باشند، حتی اگر بهترین غذا را هم ارائه دهیم. همانطور که در خانه، ممکن است همه اعضای خانواده با یک غذا راضی نباشند (مثلاً پسر بزرگم ماهی می‌خورد، اما کوچکتر نه، در حالی که قیمت ماهی سفید شمال به ۲ میلیون تومان رسیده است). با وجود تمام این چالش‌ها، ما در اندازه‌ای که در توانمان هست، سعی کرده‌ایم کیفیت غذا را نسبت به قبل بهبود دهیم.

پرسش: رویکرد کلی شما نسبت به تمرکز بر بین‌المللی‌سازی دانشگاه‌ها در ایران، به شکلی که در حال حاضر اتفاق می‌افتد، چیست؟ و چه تفاوتی با مفهوم واقعی بین‌المللی‌سازی دارد؟

پاسخ: به عنوان یک استاد، شخصاً با شیوه فعلی پذیرش دانشجویان بین‌المللی موافق نیستم. معتقدم این فرایند باید دارای چارچوب و معیارهای مشخصی باشد، درست مانند دانشگاه‌های معتبر جهانی مانند بریتیش کلمبیا که در آن جزئیات رشته، استاد راهنما، شهریه و بورسیه به طور شفاف مشخص است. این شیوه پذیرش در ایران نیازمند اصلاح در سطح وزارت‌خانه است و باید فرایند گزینشی دقیقی صورت گیرد. همچنین، برای دانشجویانی که فارسی بلد نیستند، باید یا آموزش زبان فارسی به صورت جدی ارائه شود، یا دروس به زبان انگلیسی تدریس گردد.

پرسش: در حوزه اسکان و خدمات رفاهی، به ویژه در مورد خوابگاه‌ها و مقایسه‌هایی که بین دانشجویان صورت می‌گیرد (مانند اختصاص خوابگاه‌های بهتر به دانشجویان عراقی)، توضیح بفرمایید.

پاسخ: در رابطه با مسائل رفاهی و اسکان، زمانی که مسئولیت را بر عهده گرفتم، ترجمه آیین‌نامه انضباطی به زبان انگلیسی و عربی را الزامی کردم تا به دانشجویان بین‌المللی ارائه شود. هدف این بود که با قوانین و شرایط دانشگاه و کمیته انضباطی آشنا شوند، همانطور که هر دانشجویی در دانشگاهی مانند هاروارد باید قوانین آنجا را بپذیرد. استعمال دخانیات را ممنوع کردیم و جلسات متعددی با دانشجویان برگزار کردیم تا از قوانین مطلع شوند.

لازم به ذکر است که دانشجویان بین‌المللی عمدتاً پسر هستند و تعداد دختران کمتر است. در خوابگاه شهید اشرفی اصفهانی، ۹ بلوک وجود دارد و بلوک‌های ۷، ۸ و ۹ نوساز هستند. مشاهده شد که دانشجویان بین‌المللی بیشترین بی‌انضباطی را داشتند، در حالی که بهترین خوابگاه ما به آن‌ها اختصاص یافته بود. این موضوع را نتوانستم بپذیرم. از این رو، مصوب کردیم که تمام دانشجویان بین‌المللی در یک خوابگاه تجمیع شوند؛ بلوک ۶ خوابگاه شهید اشرفی اصفهانی به این منظور در نظر گرفته شد.

سپس، بلوک‌های ۷، ۸ و ۹ که نوساز و بازسازی شده بودند (از جمله تعویض موکت)، به دانشجویان نوورود (کارشناسی ارشد، دکتری و دانشجویانی با معدل الف) اختصاص یافت تا تصور مثبتی از دانشگاه در ذهن آن‌ها ایجاد شود. این اقدام، تبعیض ایجاد شده را از بین برد. از نظر انضباطی هیچ تمایزی بین دانشجویان قائل نمی‌شویم، اما از نظر امکانات ورزشی، دانشجویان بین‌المللی نیز مانند دانشجویان ایرانی می‌توانند از آن‌ها استفاده کنند و هیچ مانعی در این زمینه وجود ندارد. بازخورد این تجمیع و تخصیص جدید، مثبت بوده است.

پرسش: آیا رویکرد کمیته انضباطی دانشجویان تغییر کرده است؟

پاسخ: کمیته انضباطی یک آیین‌نامه مشخص دارد و در آن بندی به نام «شورای حل اختلاف» پیش‌بینی شده است. این بند اختیار می‌دهد که رئیس دانشگاه زیرمجموعه کمیته انضباطی، شورای حل اختلاف تشکیل دهد. نگاه من در مدیریت این حوزه، نگاه تنبیهی نیست بلکه اجرای دقیق آیین‌نامه است. نمی‌خواهم نظرات شخصی‌ام را اعمال کنم، زیرا به عنوان معاون دانشجویی، مجری قانون و آیین‌نامه‌های موجود هستم و قرار نیست رویکرد شخصی دخالت داده شود.

با وجود این، تأکید می‌کنم که نگاه من اساساً تنبیهی به معنای سختگیرانه نیست. مثلاً دبیر قبلی کمیته انضباطی، خانم حیدریان، ۱۷ سال زحمت کشیدند و فرد جدیدی که به این مسئولیت آمده نیز به او همین نگاه را توضیح دادم. به او گفتم که باید مانند یک مادر عمل کند؛ مادری که در عین داشتن عطوفت، تنبیه مادرانه هم دارد. نه آن‌قدر دلسوز باشد که دانشجو رها شود و نه آن‌قدر سختگیر که پیامدهای منفی ایجاد شود.

نگاه من نسبت به دانشجویان، نگاه عاطفی و همراه با توجه به آسیب‌هایی است که ممکن است ببینند. بسیاری از مسائلی که رخ می‌دهد، تقصیر خود دانشجو نیست و نباید نگاه قهری داشت. باید ریشه مشکل را پیدا کنیم. به همین دلیل، بسیاری از موارد را به مرکز مشاوره ارجاع می‌دهیم و همان‌جا حل‌وفصل می‌شود. علاوه بر شورای حل اختلاف، مرکز مشاوره نیز به ما کمک می‌کند و تلاش ما این است که تعداد بسیار کمی از پرونده‌ها در نهایت به کمیته انضباطی ارجاع شود.

پرسش: با توجه به اینکه حضرت‌عالی در حوزه پژوهشی نیز شناخته‌شده هستید، سازوکارهای مجموعه تا چه اندازه داده‌محور است؟ همچنین سیاست‌گذاری‌هایی که انجام می‌دهید و انتظاری که از مدیران زیرمجموعه دانشجویی دارید، چه میزان بر مبنای داده‌های موثق صورت می‌گیرد؟

پاسخ: سعی ما این است که در کارهای روتین تصمیم‌ها داده‌محور باشد، اما در برخی موارد با چالش مواجه می‌شویم. در این مواقع نظرسنجی برگزار می‌کنیم. ارتباط ما با شورای صنفی دانشجویی بسیار خوب است و هر هفته یا هر دو هفته یک‌بار نیز با رؤسای ادارات مجموعه جلسه داریم و موضوعات را در این جلسات یا در کمیسیون دانشجویی مطرح می‌کنیم. بسیاری از اقدامات ما واقعاً داده‌محور است؛ به‌عنوان مثال هر ساله برای نودانشجویان برنامه‌هایی داریم.

در موضوع تغذیه هم همین‌گونه است؛ حتی برای انتخاب منوی غذا از شورای صنفی می‌خواهیم نظرسنجی انجام دهد.

داده‌محوری ما در دو حوزه بسیار پررنگ است:

1. مرکز تندرستی و سلامت (زیرمجموعه تربیت بدنی): 

تلاش می‌کنیم دانشجویان را از نظر سلامت جسمانی پایش کنیم. دانشجویانی که از نظر وضعیت جسمانی نرمال نیستند، به دانشکده تربیت‌بدنی و علوم ورزشی برای حرکات اصلاحی ارجاع داده می‌شوند. همچنین از دل همین پایش‌ها، افرادی که فیزیک مناسبی دارند برای استعداد‌یابی و ورزش‌های خاص معرفی می‌شوند.

2. اداره بهداشت و درمان: 

در این بخش، نظرسنجی ساده نیست، بلکه پایش و خوداظهاری توسط خود دانشجویان انجام می‌شود. بیش از سه تا چهار هزار دانشجو در این پایش شرکت کرده‌اند. دانشجویانی که بر اساس این داده‌ها در معرض برخی بیماری‌ها قرار داشته باشند، ارجاع داده می‌شوند.

سومین ارزیابی نیز مربوط به نودانشجویان است که توسط مرکز مشاوره انجام و پایش می‌شود. مسئولان تربیت‌بدنی، مرکز مشاوره و بهداشت بر مبنای همین داده‌های خوداظهاری دانشجویان اقدام می‌کنند. این اطلاعات برای ما ملاک تصمیم‌گیری است و ما براساس آن ارزیابی، سپس اصلاح و مداخله لازم را انجام می‌دهیم. در این حوزه، عملکرد ما در سطح وزارتخانه خوب ارزیابی شده است.

حتی در دوره جنگ ۱۲ روزه نیز جزو دانشگاه‌هایی بودیم که تشویق شدیم. واقعاً جا دارد از دکتر پرهون، مدیر مرکز مشاوره دانشگاه، نیز تشکر کنم.

پرسش: دوست دارید نام شما با چه میراثی در معاونت دانشجویی گره بخورد؟ یعنی بعدها بگویند «معاون دانشجویی، دکتر معصوم‌پور، فلان کار را انجام داد». معمولاً مدیران و رؤسای دانشگاه با یک برچسب یا کار شاخص شناخته می‌شوند. شما برای خودتان چه چشم‌اندازی دارید؟

پاسخ: سه حوزه برای من اولویت اصلی هستند:

۱. حوزه بهداشت و درمان

آرزوی جدی من این است که کلینیک و درمانگاه دانشگاه به معنای واقعی ارتقا پیدا کند. واقعاً دلم می‌خواهد این اتفاق بیفتد؛ نه برای اینکه نام من روی آن باشد، بلکه چون دانشجوها و همکاران بتوانند از امکانات درمانی مناسب بهره ببرند. همچنین دوست دارم مرکز مشاوره یک مکان مناسب و استاندارد داشته باشد تا خدمات‌رسانی با کیفیت‌تری ارائه شود.

۲. حوزه ورزش 

یکی از آرزوهای من فراهم‌کردن امکانات ورزشی بهتر است. دوست دارم بعدها بگویند «خدا امواتش را بیامرزد، باعث شد این فضا ساخته شود». فضاهای ورزشی فعلی میراث افراد بزرگی است که باید از آنها یاد کنیم؛ از جمله زمانی که آقای دکتر تأدیبی رئیس دانشکده تربیت بدنی بودند و آقای دکتر خزایی که آن زمان معاون اداره تربیت بدنی بودند و برای ارتقای سرانه فضای ورزشی زحمات زیادی کشیدند. همچنین در دوره ریاست دکتر خدایی و دکتر اعلمی آل‌آقا نیز اقداماتی انجام شد. اما من واقعاً می‌خواهم ورزش همگانی در دانشگاه ارتقا پیدا کند.

۳. حوزه تغذیه و رفاه دانشجویی

امیدوارم آنقدر منابع مالی در اختیار معاونت باشد که بتوانیم بهترین کیفیت غذایی را به دانشجویان ارائه دهیم. اگر یادتان باشد در جشنواره حرکت دوره دهم که دانشگاه رازی میزبان بود، تلاش کردیم جزو بهترین‌ها باشیم. دوست دارم این کیفیت در همه زمینه‌ها برقرار باشد.

در مجموع، تصمیم من این نیست که کارها به نام من ثبت شود؛ مهم این است که دانشگاه در حوزه‌های دانشجویی ارتقا پیدا کند. دوست دارم وقتی می‌خواهم مسئولیت را تحویل بدهم، این اتفاقات مهم رخ داده باشد و دانشگاه به محیطی امن و پرنشاط برای دانشجویان تبدیل شده باشد.

برخی به من انتقاد می‌کنند بابت ایجاد کافه‌ها یا دستگاه‌های قهوه‌ساز در نقاط مختلف دانشگاه. اما هدف من ایجاد یک فضای امن و شاد برای دانشجوهاست، البته در چارچوب‌های دانشجویی. هیچ‌کس دنبال بی‌نظمی نیست، اما این دانشجوها مثل فرزندان من هستند و دوست دارم دانشگاه رازی آن‌قدر محیط کاملی باشد که تمام نیازهای آنها ورزشی، رفاهی، فرهنگی در همین‌جا برآورده شود.

می‌خواهم فضای دانشگاه آن‌قدر خوب باشد که دانشجو برای یک قهوه مجبور نباشد بیرون برود. دانشگاه باید لوکیشنی باشد که دانشجو بتواند وقت بگذراند و گفتگو کند. ما ادعای «ازدواج دانشجویی» داریم؛ اما این آشنایی‌ها کجا باید اتفاق بیفتد؟ به نظر من ازدواج دانشجویی واقعی یعنی دو دانشجو در محیط دانشگاه با هم آشنا شوند، صحبت کنند، همدیگر را انتخاب کنند و این ارتباط به ازدواج برسد. این اتفاق فقط در یک محیط امن، پویا و سرزنده رخ می‌دهد.

به همین دلیل نباید از برخی تصمیم‌گیری‌ها بترسیم. باید حس تعلق دانشجو به دانشگاه را تقویت کنیم. این حس تعلق چگونه ایجاد می‌شود؟ با افزایش سرانه فضای ورزشی، ارتقای امکانات رفاهی و تبدیل دانشگاه به فضایی که علاوه بر دانشگاه بودن، شبیه یک پارک هم باشد. چه اشکالی دارد؟ خیلی از دانشگاه‌های بزرگ دنیا مثل آکسفورد، بریتیش کلمبیا، استنفورد و هاروارد همین‌طور هستند.

دانشگاه رازی امروز «دانشگاه سبز» ایران است. اما سبز بودن فقط کاشت گل و گیاه نیست. ما باید «روابط سبز» هم داشته باشیم؛ روابط سبز در یک محیط سبز شکل می‌گیرد. همان‌طور که در مدارس قدیم ما، صبح‌ها درس می‌خواندیم و عصرها فوتبال بازی می‌کردیم، دانشگاه هم باید چنین فضایی داشته باشد.

من ۹ سال در خوابگاه کوی دانشگاه تهران زندگی کردم و خاطرات بسیار خوشی از آن دوران دارم. هر وقت به تهران می‌روم، حتماً سری به آنجا می‌زنم. کوی دانشگاه تهران به «پارک شهدا» معروف است؛ خوابگاهی که درواقع شبیه یک پارک است. داخلش سینما، فروشگاه لوازم، رستوران، سلف، امکانات ورزشی و حتی بازارچه دارد. سؤال من این است که چرا چنین ساختاری در دانشگاه رازی نباشد؟ دانشگاه رازی خودش یک مجموعه کامل است؛ مجموعه‌ای که می‌تواند نقش آموزشی و پژوهشی را هم‌زمان ایفا کند و چرا نقش فرهنگی در آن به بهترین شکل اجرا نشود؟

من واقعاً دوست دارم دانشگاه رازی به جایی برسد که دانشجوهای بومی ما ساعت پنج عصر همراه خانواده‌هایشان در محیط دانشگاه قدم بزنند، والیبال بازی کنند، بسکتبال بازی کنند، خانواده‌ها در دانشگاه حضور داشته باشند. بسیاری از دانشگاه‌های ایران ساعت پنج تعطیل می‌شوند، اما من دوست دارم دانشگاه ما کارکردش به سمت ایجاد حس تعلق برود. وقتی این حس ایجاد شود، مطمئن باشید دانشجو خودش از فضا حفاظت می‌کند و محیط بسیار مطلوبی شکل می‌گیرد. من واقعاً دوست دارم دانشگاه چنین محیطی باشد؛ جایی که حتی همکار دانشگاه بتواند دست خانواده‌اش را بگیرد و برای تفریح به دانشگاه بیاید.

ما با بسیاری از هیئت‌های ورزشی ارتباط برقرار کرده‌ایم و حتی میزبان برخی از مسابقات انتخابی تیم ملی در داخل دانشگاه رازی بوده‌ایم. وقتی مهمان‌ها به دانشگاه آمدند و امکانات و فضا را دیدند، واقعاً راضی بودند. هدف ما این است که مردم بتوانند از درمانگاه دانشگاه، از رستوران دانشگاه و از فضای باز دانشگاه استفاده کنند. خانواده‌ها بتوانند با دوچرخه و همراه بچه‌ها در دانشگاه قدم بزنند. درب دانشگاه باز باشد؛ جایی که هم دانشگاه باشد، هم پارک باشد، هم فضای فرهنگی و هم فضای پژوهشی.

از شما ممنونم که این فرصت را به من دادید تا از پشت دوربین شما با مردم صحبت کنم. خواهش من این است که آدم‌ها را زود قضاوت نکنیم. خودمان را جای طرف مقابل بگذاریم و بعد تصمیم بگیریم. اهل گفت‌وگو باشیم، نه اهل فضای مجازی و تهمت و افترا. درب معاونت دانشجویی همیشه باز است؛ هر وقت و هر ساعتی بیایند. حتی تلفن من همیشه برای دانشجوها پاسخ‌گو است.

بیاییم بگذاریم فرد برنامه‌هایی را که دارد اجرا کند و این‌قدر سریع و بی‌پروا و گستاخانه قضاوت نکنیم. اگر هم قرار است قضاوتی انجام دهیم، حداقل بر مبنای اسناد و مستندات باشد.

من خودم همیشه فکر می‌کنم و در زندگی آنچه را درست می‌دانم انجام می‌دهم. هرجا به مشکل برخورده‌ام، مشورت گرفته‌ام؛ چون برای من کیفیت زندگی شخصی‌ام مهم است. در محیط کار هم، جدا از مسائل شخصی، کیفیت آموزش برایم مهم است؛ چه به عنوان استاد و چه به عنوان معاون دانشجویی. تلاش می‌کنم از امکاناتی که در اختیارم قرار داده شده، به بهترین شکل برای اهداف دانشگاه و تحقق سند راهبردی دانشگاه استفاده کنم.

خیلی ممنون.

.................

* لازم به ذکر است که این مصاحبه در سوم اسفندماه 1404 تهیه شده است.

آخرین اخبار